خليفة الله

از ویکی‌مهدی

نام‌ها و القاب - خلیفه الله

خلیفةالله به معنای جانشین خدا بر روی زمین، از القاب امام مهدی (عج) است. در زیارت امام زمان (ع) در روز جمعه می‌خوانیم:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَخَلِيفَتَهُ عَلَى عِبَادِهِ»[۱]

یعنی سلام بر تو، ای حجت خدا در زمین و جانشین او بر بندگانش.

خلیفةالله در قرآن

تعبیر خلیفه دربارهٔ فرستادگان الهی، برگرفته از آیات قرآن کریم است. خداوند هنگام خلقت حضرت آدم (ع) به فرشتگان فرمود که می‌خواهد در زمین خلیفه‌ای قرار دهد::«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»[۲] همچنین خداوند خطاب به داوود پیامبر (ع) فرمود::«يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ»[۳] یعنی ای داوود، ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم؛ پس میان مردم به حق داوری کن.

این خلافت، در تبیین اعتقادی شیعه، جایگاهی است که خداوند برای پیامبران و اوصیای برگزیدهٔ خود قرار داده و آنان را به‌طور خاص نمایندهٔ خود در زمین کرده است.

خلافت الهی امام مهدی (عج)

بی‌تردید، مقام خلافت امام مهدی (عج) که در روایات با تعبیر «خلیفةالله» ذکر شده است، از نوع همان خلافت پیامبران و اوصیاست؛ همانند آدم، داوود، سلیمان، هارون، یوشع بن نون (ع) و دیگر شخصیت‌هایی که خداوند آنان را نمایندهٔ خود در زمین قرار داده است.

حکمت این خلافت، ظهور و بروز احکام و تدابیر خداوند به دست خلیفهٔ او در جوامع انسانی است تا با تدبیر جامعه، سیاست‌گذاری و اجرای احکام و حدود الهی، زمینهٔ زیست موحدانه را فراهم آورد.

لازمهٔ مقام خلیفةاللهی، علم و عصمت است تا خلیفه بتواند، همانند پیامبر اکرم (ص)، حکم واقعی خدا را تشخیص دهد و به دور از هرگونه خطا و لغزش به اجرا بگذارد. ازاین‌رو، تعیین چنین خلیفه‌ای بر عهدهٔ خداوند است تا فرد شایسته را برگزیند و به این مقام منصوب کند. بر اساس اعتقاد شیعه، خداوند به‌واسطهٔ پیامبرش، امامان دوازده‌گانه را که دارای علم و عصمت‌اند، به‌عنوان خلفای خود معرفی کرده است.

خلیفةالله در روایات

در روایات آمده است که امامان، خلفای خدا در زمین‌اند:

«الْأَئِمَّةُ خُلَفَاءُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِي أَرْضِهِ»[۴]

یعنی امامان، جانشینان خداوند عزوجل در زمین هستند.

این مقام در احادیث بسیاری دربارهٔ امام مهدی (عج) بیان شده است. از جمله، در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است:

«لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَقُومَ قَائِمٌ لِلْحَقِّ مِنَّا ... فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَخَلِيفَتِي»[۵]

یعنی قیامت برپا نمی‌شود تا آنکه قیام‌کننده‌ای از ما برای حق قیام کند؛ او جانشین خداوند عزوجل و جانشین من است.

بزرگان اهل سنت نیز روایتی از پیامبر اکرم (ص) دربارهٔ مهدی نقل کرده‌اند که در آن، از او با عنوان خلیفةالله یاد شده است:

«فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللَّهِ الْمَهْدِيُّ»[۶]

یعنی او مهدی، جانشین خداوند است.

حدیث دوازده خلیفه

در حدیث دیگری از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که آیین اسلام تا قیامت برپا خواهد بود و دوازده خلیفه که همگی از قریش‌اند، بر مردم حکومت خواهند کرد:

«لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِمًا حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ ...»[۷]

برخی عالمان اهل سنت، از جمله سیوطی، دیوبندی و ابن‌کثیر، دربارهٔ دوازده خلیفه و ارتباط این موضوع با مهدی مطالبی نوشته‌اند. در این آثار، دلالت حدیث بر وجود دوازده خلیفهٔ عادل مطرح شده و مهدی از جملهٔ آنان دانسته شده است؛ همان کسی که هم‌نام و هم‌کنیهٔ رسول خداست و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد، چنان‌که از جور و ستم پر شده است.[۸]

جایگاه اعتقادی خلیفةالله

درنگ و تأمل در معنای خلیفةاللهی امام مهدی (عج)، در تبیین اعتقادی شیعه، به این معناست که آن حضرت مظهر اسماء حسنای خداوند است و به اذن او آیات و نشانه‌های الهی را آشکار می‌سازد. آنچه برای ذات اقدس حق تعالی ازلی و ثابت است، برای خلیفهٔ او به‌گونهٔ ظهور و آیت تجلی می‌یابد.

در این نگاه، خلیفةالله مظهر عصمت و فیض الهی دانسته می‌شود و دیگر موجودات، از فرشتگان و جن تا انسان‌ها و سایر مخلوقات، به واسطهٔ فیض الهی از انوار و نعمت‌های خداوند بهره‌مند می‌شوند.

ازاین‌رو، باورمندان به امام مهدی (عج)، او را واسطه‌ای در پیوند با هدایت و فیض الهی می‌دانند، از او اطاعت می‌کنند، به او توسل و تمسک می‌جویند و پیوند با او را در چارچوب اعتقادات خود، پیوند با خداوند می‌شمارند.

منابع

الگو:پانویس

  1. ↑ مفاتیح الجنان، زیارت امام زمان (عج) در روز جمعه.
  2. ↑ قرآن کریم، سورهٔ بقره، آیهٔ ۳۰.
  3. ↑ قرآن کریم، سورهٔ ص، آیهٔ ۲۶.
  4. ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۱۹۳.
  5. ↑ صدوق، محمد بن علی، کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۵۹.
  6. ↑ احمد بن حنبل، المسند، ج ۳۷، ص ۷۰؛ ابن ماجه، السنن، ج ۲، ص ۱۳۶۷، حدیث ۴۰۸۴؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۴، ص ۴۶۳؛ بیهقی، دلائل النبوة، ج ۴، ص ۵۱۵؛ بزار، المسند، ج ۲، ص ۱۲۰.
  7. ↑ ترمذی، السنن، ج ۴، ص ۵۰۱، حدیث ۲۲۲۳؛ احمد بن حنبل، المسند، ج ۷، ص ۴۱۲، حدیث ۲۰۸۸۲.
  8. ↑ سیوطی، العرف الوردی فی أخبار المهدی، ج ۱؛ دیوبندی، تفسیر کابلی، ج ۴، ص ۳۷۴؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج ۳، ص ۳۰۱.