سیّد بحرالعلوم در حرم عسکریّین(علیهما السلام)
تشرفات و ملاقات ها - سیّد بحرالعلوم در حرم عسکریّین(علیهما السلام)
نیز از ایشان نقل کرده که گفت:
با جناب سیّد در حرم عسکریّین(علیهما السلام) نماز میگزاردیم. هنگامی که خواست بعد از تشهّد رکعت دوم برخیزد، حالتی به او دست داد که اندکی مکث کرد، آنگاه برخاست.
پس از نماز، همهی ما تعجّب کردیم و دلیل آن مکث را ندانستیم و هیچ یک از ما جرئت نمیکرد که سؤال کند تا آنکه به منزل برگشتیم و سفرهی غذا حاضر شد.
پس یکی از سادات حاضر در آن مجلس به من اشاره کرد که از آن جناب دربارهی سرّ آن توقّف سؤال کنم.
گفتم: نه؛ تو از ما نزدیکتری.
پس جناب سیّد(رحمه الله) به من روی نمود و فرمود: در چه مورد گفتوگو میکنید؟
و من جسارتم نزد ایشان از همه بیشتر بود.
گفتم: ایشان میخواهند سرّ آن حالتی را که در نماز به شما دست داد، بفهمند.
فرمود: به درستی که حضرت حجّت(علیه السلام) برای سلام کردن بر پدر بزرگوارش وارد حرم شدند. پس، از مشاهدهی جمال درخشان حضرتش آن حالت به من دست داد تا آنکه از حرم بیرون رفتند.[۱]
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّفیافتگان
- ↑ ر.ک: جنّة المأوی / 62 (حکایت 12).