مهدی علیه‌السلام، فرزند امام حسن عسکری علیه‌السلام

از ویکی‌مهدی

زندگینامه و مشخصات - مهدی علیه‌السلام، فرزند امام حسن عسکری علیه‌السلام

روایات فراوانی نسب آن بزرگوار را چنین توصیف می‏کنند:

ایشان فرزند امام حسن عسکری، فرزند امام علی النّقی، فرزند امام محمد تقی (امام جواد)، فرزند امام علی بن موسی الرّضا، فرزند امام ‏موسی بن جعفر (امام کاظم)، فرزند امام جعفر بن محمّد (امام صادق)، فرزند امام‏ محمّد بن علی (امام باقر)، فرزند امام‏ علی بن الحسین (امام سجّاد)، فرزند امام ‏حسین بن علی(سید الشّهدا)، فرزند ابوالأئمّه امام امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب و فرزند حضرت فاطمه‌ی زهرا دختر پیامبر خدایند.

حجم و تنوّع روایات در این باب بسیار زیاد است و توجّه محقّقان را به شکلی فوق‌‏العاده به خود جلب کرده است. ما در این جا تنها به ذکر فهرستی از روایات مربوط به نیاکان و اجداد حضرت مهدی علیه‌السلام اکتفا می‏‌کنیم و محقّقان را برای مطالعه روایات مزبور به منابع اصلی ارجاع می‌‏دهیم. فهرست زیر تنها مربوط به احادیثی است که در کتاب «منتخب الاثر» گردآوری شده است:

۱۴۸ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی نهمین فرزند امام حسین است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!

۱۰۳ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی هفتمین فرزند از نسل امام باقر است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!

۹۹ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی فرزند ششم امام صادق است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!

۹۸ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی نسل پنجم امام موسی کاظم است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!

۹۵ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی چهارمین فرزند امام رضا است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!

۹۰ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی سومین نسل امام جواد است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!

۱۴۶ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی نوه‏‌ی امام هادی است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!

۱۴۶ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی پسر امام حسن عسکری است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!

در اینجا چند نمونه از این گونه روایات روایات را می‌آوریم تا شیوه معرفی تبار امام مهدی در آنها روشن گردد.

روایت اول:

امام کاظم علیه‌السلام از طریق پدرانشان از رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله نقل کرده‌اند که ایشان فرمودند:

من و علی دو پدر این امّت هستیم... و دو سبط این امّت و دو سیّد جوانان بهشت یعنى حسن و حسین از فرزندان علی است، و از فرزندان حسین نُه امام خواهد بود كه طاعت ایشان طاعت من و معصیت آنها معصیت من است، نهمین آنان قائم و مهدى ایشان است.[۱]

روایت دوم:

ابو حمزه ثمالی گوید: روزى در خدمت امام محمّد باقر علیه‌السّلام بودم. در پايان مجلس افرادى كه نزد ايشان بودند متفرّق شدند. آنگاه به من فرمودند:

ای ابا حمزه! یكى از امور حتمى كه نزد خداوند تغییر ناپذیر است قیام قائم ما اهل بیت است و اگر كسى در آنچه می‌گویم تردید كند در حالى خدا را ملاقات خواهد كرد كه به او كافر و انكاركننده اوست.

سپس فرمودند:

پدرم و مادرم فداى آن كه همنام من و هم كنیه من است، هفتمین فرد پس از من، پدرم فداى آن كس كه زمین را هم چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد سرشار از دادگرى و عدل خواهد كرد.

آنگاه باز روی به من کرده، فرمودند:

اى ابا حمزه! هر كس كه او را درک كند و در برابرش تسلیم نباشد، به (رسالت) محمّد و (امامت و خلافت) على علیهماالسّلام گردن ننهاده است، و خداوند بهشت را بر او حرام فرموده و جایگاهش آتش دوزخ است، و چه بد است جایگاه ستمگران.[۲]

روایت سوم:

على بن جعفر از برادر خويش حضرت امام موسى بن جعفر علیه‌السلام نقل كند كه فرمودند:

هرگاه پنجمین (امام) از نسل هفتمین (امام) ناپدید شود، خدا را، خدا را، نسبت به دینتان مواظب باشید، مبادا كسى شما را از دینتان جدا كند. پسر جان، ناچار صاحب این امر غیبتى كند كه معتقدان به امامت هم از آن برگردند، همانا امر غیبت یک آزمایشى است از جانب خداى عزّوجلّ كه خلقش را به وسیله آن بیازماید، اگر پدران و اجداد شما (امامان و پیغمبران پیشین) دینى درست‌‏تر از این دین سراغ داشتند، از آن پیروى می‌كردند (پس اگر دیگران به واسطه طول غیبت امام از دین برگشتند شما ثابت و پا برجا باشید).[۳]

روایت چهارم:

امام رضا علیه‌السلام خطاب به دعبل خزاعی فرمودند:

اى دعبل! امام پس از من فرزندم محمّد است و پس از او فرزندش‏ على و پس از او فرزندش حسن و پس از فرزندش حجّت قائم كه در دوران غیبتش منتظر او باشند و در ظهورش از او اطاعت كنند و اگر از دنیا جز یك روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى آن روز را طولانى فرماید تا خروج كند و زمین را از عدل آكنده سازد همچنان كه از جور پر شده باشد.[۴]

روایت پنجم:

امام جواد علیه‌السلام خطاب به جناب عبدالعظيم حسني فرمودند:

قائم ما همان مهدى است، كسى كه باید در غیبتش او را انتظار كشند و در ظهورش او را فرمان برند و او سومین (نسل) از فرزندان من است.[۵]

روایت ششم:

صقر بن ابو دلف گوید: از امام هادى علیه‌السّلام شنیدم كه می‌فرمود:

امام‏ پس از من فرزندم حسن است و پس از حسن فرزندش قائم، كسى كه زمین را از عدل و داد آكنده سازد همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.[۶]

روایت هفتم:

شخصي به نام عیسى بن صبیح نقل كرده است كه (در ايام سكونت امام حسن عسكرى علیه‌السّلام در سامرا) ايشان را به زندان آوردند. من به امامت آن جناب اعتقاد داشتم. روزی به من فرمودند: «تو شصت و پنج سال و یک ماه و دو روز دارى». من كتاب دعائى داشتم كه تاریخ تولدم در آن نوشته شده بود. وقتى به كتاب دعا مراجعه كردم دیدم همان طورى است كه امام فرموده است. پرسیدند: «فرزند دارى؟» گفتم: نه. پس دست به دعا برداشته، عرضه داشتند: «خدایا او را پسرى عنایت كن تا كمک و پشتیبان او باشد كه خوب كمكى است پسر...» گفتم: آقا! شما فرزند دارید؟ فرمودند:

به خدا سوگند! به زودى مرا فرزندى روزى می‌شود كه زمین را پر از عدل و داد می‌كند؛ اما اكنون فرزندى ندارم.[۷]

تا اینجا متوجّه شدیم که موعود یگانه اسلام از نسل چه کسانی است. مسلّماً یکی از مهم‏ترین راه‏های شناخت هر کس، آگاهی از نسب اوست. این نکته که بدانیم، مهدی موعود دقیقاً پسر امام حسن عسکری علیه‌السلام است، برای ما فوق‌العاده ارزشمند خواهد بود؛ زیرا در مورد کسانی که مدّعی مقام مهدویت اند به سادگی می‏‌توان تحقیق کرد و متوجّه شد که آن‏ها کی و کجا به دنیا آمده‏‌اند و فرزند چه کسی هستند.

پانویس

  1. كمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص: ۲۶۱؛ «... أنَا وَ عَلِیٌّ أبَوا هذِهِ الْأُمَّةِ ... وَ مِنْ عَلِیٍّ سِبْطا أُمَّتِی وَ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِ تِسْعَةُ أَئِمَّةٍ طاعَتُهُمْ طاعَتِی وَ مَعْصِیتُهُمْ مَعْصِیتِی تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ وَ مَهْدِیُّهُمْ.»
  2. الغیبة ( للنعمانی)، النص، ص: ۸۶؛ «یا أبَا حَمْزَةَ! مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِی لَا تَبْدِیلَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ قِیامُ قَائِمِنَا فَمَنْ شَكَّ فِیمَا أَقُولُ لَقِی اللَّهَ وَ هُوَ بِهِ كَافِرٌ وَ لَهُ جَاحِدٌ» ثُمَ‏ قَالَ: «بِأَبِی وَ أُمِّی الْمُسَمَّى بِاسْمِی وَ الْمُكَنَّى بِكُنْیتِی السَّابِعُ مِنْ بَعْدِی بِأَبِی مَنْ یمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» وَ قَالَ: «یا با حَمْزَةَ مَنْ أَدْرَكَهُ فَلَمْ یسَلِّمْ لَهُ فَمَا سَلَّمَ لِمُحَمَّدٍ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله وَ عَلِی علیه‌السلام وَ قَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِین‏»
  3. الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۱، ص: ۳۳۶؛ «إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ فَاللَّهَ اللَّهَ فِی أَدْیانِكُمْ لَا یزِیلُكُمْ عَنْهَا أَحَدٌ؛ یا بُنَی إِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیبَةٍ حَتَّى یرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ یقُولُ بِهِ؛ إِنَّمَا هِی مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ لَوْ عَلِمَ آبَاؤُكُمْ وَ أَجْدَادُكُمْ دِیناً أَصَحَّ مِنْ هَذَا لَاتَّبَعُوهُ.»
  4. كمال الدین و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۳۷۳؛ «یا دِعْبِلُ! الْإِمَامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ ابْنِی وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِی وَ بَعْدَ عَلِی ابْنُهُ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ، الْمُنْتَظَرُ فِی غَیبَتِهِ، الْمُطَاعُ فِی ظُهُورِهِ؛ لَوْ لَمْ یبْقَ مِنَ الدُّنْیا إِلَّا یوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ الْیوْمَ حَتَّى یخْرُجَ فَیمْلَأَ الْأَرْضَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْرا».
  5. كمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص: ۳۷۷ و نیز بنگرید به كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۲۸۱؛ «إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِی الَّذِی یجِبُ أَنْ ینْتَظَرَ فِی غَیبَتِهِ وَ یطَاعَ فِی ظُهُورِهِ وَ هُوَ الثَّالِثُ مِنْ وُلْدِی.».
  6. كمال الدین و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۳۸۳؛ «إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدِی الْحَسَنُ ابْنِی وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْقَائِمُ الَّذِی یمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.».
  7. الخرائج و الجرائح، ج۱، ص: ۴۷۸؛ عَنْ عِیسَى بْنِ صَبِیحٍ قَالَ: دَخَلَ الْحَسَنُ الْعَسْكَرِی علیه‌السلام عَلَینَا الْحَبْسَ وَ كُنْتُ بِهِ عَارِفاً فَقَالَ لِی: «لَكَ خَمْسٌ وَ سِتُّونَ سَنَةً وَ شَهْرٌ وَ یوْمَانِ»؛ وَ كَانَ مَعِی كِتَابُ دُعَاءٍ عَلَیهِ تَارِیخُ مَوْلِدِی وَ إِنِّی نَظَرْتُ فِیهِ فَكَانَ كَمَا قَالَ. وَ قَالَ: «هَلْ رُزِقْتَ وَلَداً؟» قُلْتُ لَا. فَقَالَ: «اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ وَلَداً یكُونُ لَهُ عَضُداً فَنِعْمَ الْعَضُدُ الْوَلَدُ...» قُلْتُ: أَ لَكَ وَلَدٌ؟ قَالَ: «إِی وَ اللَّهِ سَیَكُونُ لِی وَلَدٌ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا فَأَمَّا الْآنَ فَلا ...».