<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://wikimahdi.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Amin</id>
	<title>ویکی‌مهدی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://wikimahdi.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Amin"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Amin"/>
	<updated>2026-06-07T03:15:23Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.11</generator>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%A6%D8%AF%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B5&amp;diff=409</id>
		<title>مائده - آیه ۱۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A7%D8%A6%D8%AF%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B5&amp;diff=409"/>
		<updated>2023-11-09T20:01:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «و مِنَ الَّذِينَ قَالُوا: إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;و مِنَ الَّذِينَ قَالُوا: إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ (۱) &lt;br /&gt;
و از کسانی که گفتند ما نصرانی هستیم پیمان گرفتیم که پیرو کتاب و رسول خدا باشند پس آنان نصیبی از آنچه یاد آور شدند را فراموش کردند. &lt;br /&gt;
محمد بن يعقوب عن على بن إبراهيم، عن إسماعيل بن محمد المكي، عن على بن الحسين (۲)، عن عمرو بن عثمان، عن الحسين بن خالد، عن من ذكره، عن أبي الربيع الشامى قال: قال لي أبو عبد الله عليه السلام: &lt;br /&gt;
الا تشتر من السودان أحدا، فإن كان فلا بد فمن النوبه، فإنّهم من المذين قال الله عزّ وجلّ: وَ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا: إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكرُوا بِه أما إنهم سيذكرون ذلك الحظ، و سيخرج مع القائم عليه السلام منا عصابه منهم، ولا تنكحوا من الأكراد أحدا فإنهم جنس من الجنّ كشف عنهم الغطاء. (۳) &lt;br /&gt;
محمد بن یعقوب از علی بن ابراهیم از اسماعیل بن محمد ،مگی از علی بن الحسن از عمرو بن عثمان، از حسین بن خالد، از کسی که او را یاد کرد از ابوالربیع شامی روایت آورده که گفت: حضرت ابو عبد الله امام صادق عليه السلام بمن فرمود: &lt;br /&gt;
از سودان کسی را خریداری مکن و چنانچه ناگزیر شدی از نوبه بگیر که ایشان از کسانی هستند که خدای عز و جل فرموده: &lt;br /&gt;
و از کسانی که گفتند ما نصرانی هستیم پیمان گرفتیم که پیرو کتاب و رسول خدا باشند پس آنان نصیبی از آنچه یادآور شدند را فراموش کردند ، و همانا ایشان آن نصیب و بهره را به یاد خواهند آورد و با قائم از ما علیه السلام جمعی از ایشان خروج خواهند کرد، و از اکراد کسی را نکاح مکنید که گونه ای از جن هستند که پرده از رویشان برداشته شده&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B6%DB%B0&amp;diff=408</id>
		<title>سوره نساء - آیه ۱۶۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B6%DB%B0&amp;diff=408"/>
		<updated>2023-11-09T19:50:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ و...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيَامَهِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً (1) &lt;br /&gt;
و هیچکس از اهل کتاب نیست جز آنکه پیش از مرگ به وی یعنی حضرت عیسی علیه السلام | ایمان خواهد آورد و روز قیامت او بر آنان گواه خواهد بود. على بن إبراهيم، قال: حدثني أبي، عن القاسم بن محمد، عن سليمان بن داود المنقرى، عن أبي حمزه، عن شهر بن حوشب، &lt;br /&gt;
قال : قال لي الحجاج: يا شهر آيه (۲) في كتاب الله قد أعيتني، فقلت: أيها الأمير أيه آيه هي؟ فقال: قوله: وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ والله إنى لآمر باليهودي والنصراني فيضرب عنقه، ثم أرمقه بعيني فما أراه يحرك شفتيه حتى يحمد! فقلت: أصلح الله الأمير! ليس على ما ات | أولت، قال: كيف هو ؟ قلت: إن عيسى ينزل قبل يوم القيامه إلى الدنيا فلا يبقى أهل مله، يهودي ولا غيره (۴) إلها آمن به قبل موته و يصلى خلف المهدي &lt;br /&gt;
قال: ويحك أنى لك هذا و من أين جئت به ؟ فقلت: حدثتی به محمد بن على بن الحسين بن على بن أبي طالب عليهم السلام. فقال: جئت بها و الله من عين صافيه . &lt;br /&gt;
علی بن ابراهیم گوید حدیث گفت مرا پدرم از قاسم بن محمد از سلیمان بن داود منقری از ابو حمزه از شهر بن حوشب که :گفت حجاج بمن :گفت ای) شهر آیه ای در کتاب خدا هست که در آن درمانده ام گفتم ای امیر کدام آیه است؟ گفت: فرمودهخداوند و و هیچکس از اهل کتاب نیست جز آنکه پیش از مرگ به وی ایمان خواهد آورد و به خدا سوگند من دستور می دهم یهودی و نصرانی را گردن میزنند سپس چشم بر او می دوزم پس نمی بینم لبهایش را حرکت دهد تا اینکه بی حرکت گردد؟ &lt;br /&gt;
گفتم: خداوند حال امیر را اصلاح نماید چنانکه تأویل کرده ای نیست. گفت: چگونه است؟ &lt;br /&gt;
:گفتم همانا عیسی علیه السلام پیش از روز قیامت به دنیا فرود می آید پس اهل هیچ آیین یهودی و غیر آن (نصرانی باقی نماند مگر آنکه پیش از مردنش به او ایمان آورد و پشت سر حضرت مهدی علیه السلام نماز می گذارد. &lt;br /&gt;
:گفت وای بر تو این را از کجا میگویی و از کجا آورده ای؟ من گفتم این را محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام برایم حدیث فرمود. :گفت به خدا سوگند آن را از چشمه زلالی آورده ای&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B7%DB%B8&amp;diff=407</id>
		<title>سوره نساء - آیه ۷۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B7%DB%B8&amp;diff=407"/>
		<updated>2023-11-09T19:47:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ: كُفُّوا أَيْدِيكُمْ وَأَقِيمُوا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ: كُفُّوا أَيْدِيكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ قريب؟ (1) كَخَشْيهِ اللهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَة وقَالُوا رَبَّنا لِم كتبتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْ لا أَخْرَتَنا إلى أ &lt;br /&gt;
آیا نمی نگری او در شگفت نمی مانی به آنان که به ایشان گفته شد فعلا دست از جنگ بدارید و نماز را بیا داشته و زکوه را ادا کنید، پس چون فرمان جنگ برایشان صادر گشت پس گروهی از ایشان بیش از آن اندازه که باید از خدا بترسند از مردم دشمنان خود ترسیدند و گفتند پروردگارا چرا حکم جنگ را بر ما فرض کردی چه می شد که عمر ما را تا به هنگام اجل، مهلت دهی و مرگ ما را تا زمانی نزدیک به تأخیر اندازی &lt;br /&gt;
أحمد بن محمد، عن ابن سنان عن أبى الصباح بن عبد الحميد، عن محمد بن محمد بن يعقوب عن محمية مسلم عن أبي جعفر عليه السلام قال: &lt;br /&gt;
الله للذى صنعه الحسن بن علي عليهما السلام كان خيرا لهذه الأمه مما طلعت عليه الشَّمس، (ف) والله لقد نزلت هذه الآيه: او أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلاة وآتوا الزكاة؟، إنما هي طاعه الإمام وطلبوا القتال، فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ القتال مع الحسين عليه السّلام، قالُوا: رَبَّنا لم كتبت علينا القتال؟ لَوْ لا أَخَرْتَنا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُحِبْ دَعْوَتَكَ وَ تَتَّبِعِ الرُّسُلُ؟ (۲) أرادوا تأخير ذلك إلى القائم عليه السلام. &lt;br /&gt;
محمد بن یعقوب از محمد بن یحیی از احمد بن ،محمد از این سنان از ابوالصباح بن عبدالحمید از محمد بن مسلم از حضرت ابو جعفر امام باقر علیه السلام روایت آورده که آن حضرت فرمود: به خدا سوگند آن کاری که حسن بن علی علیه السلام کرد برای این است از آنچه خورشید بر آن می تابد بهتر است به خدا سوگند این آیه درباره او نازل شد: * آیا نمی نگری و تعجب نمی کنی | به آنان که به ایشان گفته شد فعلا دست از جنگ نگهدارید و نماز را بیا داشته و زکات را ادا کنید به همانا این اطاعت از امام است ولی آنها اصرار داشتند که فرمان جنگ به آنان داده شود پس چون جنگ کردن در رکاب امام حسین علیه السلام برایشان فرض شد گفتند پروردگارا چرا حکم جنگ را بر ما فرض فرمودی چه میشد که عمر ما را تا به هنگام اجل مهلت می دادی دعوتت را اجابت نموده و از رسولان پیروی میکنیم و منظورشان این بود که تا قیام حضرت قائم علیه السلام این حکم به تأخیر افتد. &lt;br /&gt;
العياشي، في تفسيره بإسناده عن إدريس مولى لعبد الله بن جعفر، عن أبي عبد الله عليه السّلام في تفسير هذه الآيه: أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيكُمْ امع الحسن و أَقِيمُوا الصَّلاة أو أتُوا الزَّكَاةَ ، فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتال مع الحسين قالُوا: رَبَّنا لم كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالُ؟ لَوْ لَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أجل قريب؟ إلى خروج القائم عليه السّلام فإن معهم النصر والظفر، قال الله: قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيل وَالآخِرَهُ خَيْرٌ لِمَن أتَّقى . &lt;br /&gt;
عیاشی در تفسیرش بسند خود از ادریس آزاده شده عبدالله بن جعفر از حضرت ابی عبدالله صادق علیه السلام در تفسیر این :آیه آیا نمی نگری به آنان که به ایشان گفته شد فعلا دست از جنگ بدارید؟ فرمود: با امام حسن علیه السلام کو نماز را بیا دارید و زکات را ادا نمائید پس چون فرمان جنگ برایشان صادر شده با امام حسین علیه السلام :گفتند: پروردگارا چرا حکم جنگ را بر ما فرض کردی چه می شد که عمر ما را تا به هنگام اجل نزدیک مهلت می دادی تا خروج حضرت قائم علیه السلام زیرا که نصرت و پیروزی با آنان است خداوند فرمود: بگو کالای دنیا اندک است و آخرت برای کسی که تقوی پیشه کند بهتر ... تا آخر آیه » &lt;br /&gt;
عنه، بإسناده عن محمد بن مسلم عن أبي جعفر عليه السلام قال: &lt;br /&gt;
او الله الذي صنعه الحسن بن على عليهما التيلام كان خيرا لهذه الأمه مما طلعت عليه الشمس، والله لقيه نزلت هذه الآيه: أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ: كُفُّوا أَيْدِيكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلاة وآتوا الزكاة؟ إنما هى طاعه الإمام فطلبوا القتال، فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ مع الحسين عليه السلام، قالُوا: رَبَّنا لِم كَتَبتَ عَلَيْنَا الْقِتال؟ لَوْ لا أَخَرْتَنا وقوله: رَبَّنَا أَخْرُنا إلى أَجَلٍ قَرِيبٍ تُجِبْ دَعْوَتَكَ وَ تَتَّبِعِ الرُّسُلَ أرادوا تأخير ذلك إلى القائم عليه السلام (1) &lt;br /&gt;
و از اوست بسند خود از محمد بن مسلم از حضرت ابو جعفر امام باقر علیه السلام آورده که فرمود به خدا سوگند آن کاری که حسن بن علی عليهما السلام کرد برای این اقت از آنچه را که خورشید بر آن می تابد بهتر بود به خدا سوگند درباره او این آیه نازل شد آیا نمی نگری به آنان که به ایشان گفته شد فعلا دست از جنگ بدارید و نماز را بپا دارید و زکات را ادا نمائید همانا این طاعت امام است پس آنان اصرار داشتند که جنگ برایشان فرض ،گردد پس چون قتال در راه خدا بر ایشان نوشته شده با امام حسین علیه السلام و گفتند پروردگارا چرا حکم جنگ را بر ما واجب ساختی چه می شد که عمر ما را تا به هنگام اجل نزدیک مهلت میدادی و اینکه فرموده پروردگارا تا آجلی نزدیک ما را به تأخیر انداز تا دعوت تو را اجابت نمائیم و از رسولان پیروی کنیم منظورشان به تأخیر افتادن آن حکم تا هنگام قیام امام قائم علیه السلام بوده.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B7%DB%B0&amp;diff=406</id>
		<title>سوره نساء - آیه ۷۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B7%DB%B0&amp;diff=406"/>
		<updated>2023-11-09T19:45:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّه وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ الل...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;وَ مَنْ يُطِعِ اللَّه وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ، وَ حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً &lt;br /&gt;
(1) &lt;br /&gt;
و هر کس خدا و رسول را اطاعت کند پس آنان البته با کسانی که خداوند نعمتش را بر آنان کامل گردانیده از پیغمبران و صدیقان و شهیدان و نیکوکاران محشور خواهند بود و اینان | چه نیکو رفیقانی هستند. &lt;br /&gt;
على بن إبراهيم، فى تفسيره المنسوب للصادق عليه السلام قال: &lt;br /&gt;
قال: (النبيين) رسول الله، و الصديقين) على (و الشهداء)، الحسن و الحسين (و القيم الحين الأئمه، (و حسن أولئك رفيقا) القائم من آل محمد عليهم الصلاه والسلام. (۲) &lt;br /&gt;
اعلی بن ابراهیم در تفسیرش که منسوب به امام صادق علیه السلام است گوید: &lt;br /&gt;
فرمود: نبیین رسول خدا صلى الله علیه و آله است و صديقان على عليه السلام و شهیدان و حسن و حسین و صالحان | به ائمه عليهم السلام میباشند و نیکو رفیقان | قائم از آل محمد علیهم الصلاه والسلام است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B6%DB%B0&amp;diff=405</id>
		<title>سوره نساء - آیه ۶۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B6%DB%B0&amp;diff=405"/>
		<updated>2023-11-09T19:44:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ (1) &lt;br /&gt;
ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیغمبر و اولی الامر از خودتان را &lt;br /&gt;
ابن بابويه، قال: حدثنا غير واحد من أصحابنا، قالوا: حدثنا محمد بن همام، عن جعفر بن محمد بن مالك الفزاري عن الحسن بن (۲) محمد بن سماعه، عن أحمد بن الحارث قال: حدثنى المفضل بن عمر، عن يونس بن ظبيان، عن جابر بن يزيد الجعفي، قال: سمعت جابر بن عبد الله الأنصارى يقول: &lt;br /&gt;
لتها أنزل الله عز و جل على نبيه محمد صلى الله عليه واله وسلم: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ منكم قلت: يا رسول الله عرفنا الله ورسوله، فمن أولوا الأمر الذين قرن الله طاعتهم بطاعتك؟ &lt;br /&gt;
فقال عليه الصلاة و السلام هم خلفانی با جابر - وأئمه المسلمين من بعدى . أولهم على بن أبى طالب ثم الحسن ثم الحسين ثم على بن الحسين، ثم محمد بن على المعروف فى التوراه بالباقر - و ستدركه يا جابر فإذا لقيته فاقرأه منى السلام - ثم الصادق جعفر بن محمد، ثم موسى بن جعفر على بن موسى، ثم محمد بن على، ثم على بن محمد، ثم الحسن بن على، ثم سميى و كتبي حجه الله في أرضه وبقيته في عباده ابن الحسن بن على ذاك الذى يفتح الله - تعالى ذكره اعلى يديه مشارق الأرض أو مغاربها ، ذاك الذي يغيب عن شيعته وأوليائه غيبه لا يثبت فيها على القول بإمامته إلا من امتحن الله قلبه للإيمان. &lt;br /&gt;
قال جابر: فقلت له يا رسول الله فهل يقع لشيعته الانتفاع به في غيبته؟ &lt;br /&gt;
فقال عليه الصلاه والسلام: إلى والذي بعثني بالنبوه، إنهم يستضيئون بنوره، و ينتفعون بولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس و إن تجللها سحاب، يا جابر هذا من مكنون سر الله و مخزون علمه فاكتمه إلا من (۱) أهله. (۲) &lt;br /&gt;
ابن بابویه گوید چندین نفر از اصحابمان برایمان حدیث آوردند گفتند: حدیث آورد برایمان محمد بن همام از جعفر بن محمد بن مالک فراری از افرازی :گفت برای ما حدیث آورد ] حسن بن محمد بن سماعه از احمد بن الحارث گوید حدیث آورد مرا مفضل بن عمر از یونس بن ظبیان از جابر بن یزید جعفی :گوید شنیدم جابر بن عبدالله انصاری می گفت: هنگامیکه خداوند عزوجل بر پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم این آیه را نازل کرد وای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیغمبر و اولی الامر از خودتان را عرض کردم یا رسول الله خدا و رسولش را شناختیم اولی الامر که خداوند طاعتشان را به طاعت تو مقرون ساخته کیانند؟ &lt;br /&gt;
آن حضرت علیه الصلاه والسلام فرمود آنان خلفای من هستند ای ،جابر و امامان مسلمین پس از من می باشند، اولشان علی بن ابی طالب، سپس حسن سپس ،حسین سپس علی بن الحسین سپس محمد بن علی که در تورات به باقر معروف است و تو ای جابر او را درک خواهی کرد پس هرگاه او را ملاقات کردی سلام مرا به او برسان سپس صادق جعفر بن محمد، سپس موسی بن جعفر، سپس علی بن موسی سپس محمد بن علی سپس علی بن محمد، سپس حسن بن علی سپس همنام و هم کنیه ام حجت خدا در زمین و بقیه الله در بندگانش فرزند حسن بن علی آنکه خدای تعالی ذکرها به او مشارق و مغارب زمین را بر دستهای او فتح خواهد کرد آنکه از شیعیان و دوستانش غیبتی خواهد داشت که در زمان غیبتش بر اعتقاد به امامتش ثابت نمیماند مگر کسی که خداوند دلش را برای ایمان آزمایش کرده باشد. &lt;br /&gt;
جابر گوید به آن حضرت عرضه داشتم یا رسول الله آیا برای شیعیانش نفعی از او در زمان غیبت هست؟ فرمود: آری سوگند به آنکه مرا به پیغمبری مبعوث ساخت آنها در عصر غیبت به نور او روشنانی میگیرند و به ولایت او نفع می برند، همچنانکه مردم از نور خورشید سود میبرند هر چند که ابری آن را بپوشاند ای ،جابر این از مکنون سر الهی و مخزون علم او است، آن را جز از اهلش مخفی بدار&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B4%DB%B8&amp;diff=404</id>
		<title>نساء - آیه ۴۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B4%DB%B8&amp;diff=404"/>
		<updated>2023-11-09T19:42:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنَا مُصَدِّقا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبل أَن تَطْمسَ وُجُوهَا فَتَرُدُّها عَلى أَدْبَارِها (۱) &lt;br /&gt;
ای کسانی که کتاب آسمانی برایتان آمده ایمان آورید به آنچه فرو فرستادیم زیر پیغمبر گرامی اسلام که تصدیق کننده کتابهای شماست پیش از آنکه بر چهرههائی خط بطلان کشیم و آنها را به پشتهایشان واژگون سازیم . محمد بن إبراهيم النعماني، في كتاب الغيبه (قال): حدثنا (۲) محمد بن يعقوب الكلينى أبو جعفر قال: حدثني على بن إبراهيم بن هاشم، عن أبيه، قال: وحدثني محمد بن يحيى بن عمران، قال: حدثنا أحمد بن (۳) محمد بن عيسى، قال: و حدثني على بن محمد و غيره، عن سهل بن زياد جميعا، عن الحسن بن محبوب قال: وحدثنا عبد الواحد بن عبد الله الموصلي، عن أبي على أحمد بن محمد ابن أبي ناشر، عن أحمد بن هلال، عن الحسن بن محبوب، قال: حدثنا عمرو بن (۴) أبى المقدام، عن جابر بن يزيد الجعفي، قال: قال أبو جعفر محمد بن على الباقر عليه السلام يا جابر الزم الأرض فلا (۴) تحرك يدا و لا رجلا حتى ترى علامات أذكرها لك إن أدركتها: &lt;br /&gt;
أولها اختلاف ولد (فلان ابنى العياس و ما آراك تدرك ذلك و لكن حدث به من بعدی [و] مناد ينادى من الشيماء، و يجيئكم الصوت من ناحيه دمشق بالفتح، و تخسف قريه من قرى الشام تسمى الجابيه و تسقط طائفه من مسجد دمشق الأيمن، و مارقه تمرق من ناحيه الترك فيعقبها هرج الروم، و سيقبل إخوان الترك حتى ينزلوا الجزيره، و سيقبل مارقه الزوم حتى ينزلوا الرمله. &lt;br /&gt;
فتلك السنه يا -جابر فيها اختلاف كثير فى كل أرض (1) من ناحيه المغرب، فأوّل أرض تخرب أرض الشام، ثم يختلفون عند ذلك على ثلاث رايات، رايه الأصهب، ورايه الأبقع، ورايه التيفياني، فيلتقى التيفياني بالأبقع فيقتتلون، فيقتله التيفياني و من معه (۲)، ثم يقتل الأصهب، ثم لا يكون له همه إلا الإقبال نحو العراق، ويمز جيشه بقرقيسياء فيقتتلون بها، فيقتل من الجبارين منه ألف. &lt;br /&gt;
و يبعث السفياني جيشا إلى الكوفه وعدتهم سبعون ألفا فيصيبون من أهل الكوفه قتلا وصلبا و سبيا، فبينما هم (۳) كذلك إذ أقبلت رايات من نحو (۴) خراسان [و] تطوى المنازل طيا حثيثا [و] معهم نفر من أصحاب القائم عليه السلام، و (۵) يخرج رجل من موالى أهل الكوفه فى ضعفاء فيقتله أمير جيش التيقياني بين الحيره و الكوفه، ويبعث السفياني بعثا إلى المدينه فيفر (۶) المهدى عليه السلام منها إلى مكه، فيبلغ جيش (۷) التيغياني بأن المهدى عليه السلام قد خرج إلى مكه، فيبعث جيشا على أثره ش. فلا يدرك حتى يدخل مكه خائفا (۸) يترقب على سنه موسى بن عمران علیه السلام قال: و ينزل جيش (۹) التيفياني البيداء فينادى مناد من الشيماء: يا بيداء أبيدى القوم فيخسف بهم فلا يفلت منهم إلا ثلاثه نفر يحوّل الله وجوههم إلى أقفيتهم وهم من كلب، وفيهم نزلت هذه الآيه: يا أَيُّهَا الَّذِينَ أوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنَا مُصدقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تطمس وُجُوهاً فَتَرُدُّها عَلى أَدْبارها ... الآيه... &lt;br /&gt;
قال: و القائم عليه السلام يومئذ بمكه قد أسند ظهره إلى البيت الحرام مستجيرا به فينادي يا أيها الناس، إنا نستنصر الله فمن أجابنا من الناس فإنا أهل بيت نبيكم محمد و نحن أولى الناس بالله و بمحمد صلى الله عليه واله وسلم، فمن حاجني في آدم فأنا أولى الناس بآدم عليه التيلام، و من حاجنى فى نوح فأنا أولى الناس بنوح عليه السلام، و من حاجني في إبراهيم فأنا أولى الناس بإبراهيم عليه السلام ، و من حاجنى فى محمد فأنا أولى الناس بمحمد صلى الله عليه واله وسلم، و من حاجني في النبيين فأنا أولى الناس بالنبيين. &lt;br /&gt;
أليس الله يقول في محكم كتابه: إِنَّ اللهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعَالَمِينَ ذُرِّيَّهُ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَ اللهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (۱)؟ فأنا بقيه من آدم و ذخيره من نوح و مصطفى من إبراهيم وصفوه من محمد (صلى الله عليهم أجمعين . &lt;br /&gt;
ألا و من حاجنى فى كتاب الله فأنا أولى الناس بكتاب الله، ألا و من حاجنى فى سنه رسول الله فأنا أولى الناس بسته رسول الله صلى الله عليه واله وسلم، فأنشد الله من سمع كلامى اليوم لما بلغ الشاهد منكم الغائب، وأسألكم بحق الله و حق رسوله و اب حقى فإن لى عليكم حق القربى من رسول الله صلى الله عليه و . وسلم لقيا (۲) أعنتمونا ومنعتمونا ممن يظلمنا، فقد أخفنا وظلمنا وطردنا من ديارنا و أبنائنا و بغى علينا. &lt;br /&gt;
و دفعنا عن حقنا، وافترى أهل الباطل علينا، فالله الله فينا لا تخذلونا و انصرونا ينصركم الله. &lt;br /&gt;
قال: فيجمع الله له أصحابه ثلاث مائه و ثلاثه عشر رجلا و يجمعهم الله له على غير ميعاد قزعا كقزع الخريف، و هي - يا جابر - الآيه التي ذكرها الله فى كتابه: أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ الله جَمِيعاً، إنَّ الله عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، فيبايعونه بين الركن و المقام و معه عهد من رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم و قد توارث [ت] . الأبناء عن الآباء. &lt;br /&gt;
و القائم يا جابر رجل من ولد الحسين، يصلح الله له أمره في ليله فما أشكل على الناس من ذلك يا جابر فلا يشكل (۱) عليهم ولادته من رسول الله صلى الله عليه واله وسلم، و وراثته العلماء عالما بعد عالم، فإن أشكل هذا كله عليهم فإن الصوت من السماء لا يشكل عليهم إذا تودى باسمه و اسم أبيه أو أمه .. (۲) &lt;br /&gt;
محمد بن ابراهیم نعمانی در کتاب :غیبت گوید حدیث آورد ما را محمد بن يعقوب كلينى ابو جعفر گوید برایم حدیث گفت از علی بن ابراهیم &lt;br /&gt;
بن هاشم از پدرش (گوید) و حدیث آورد مرا محمد بن يحيى بن عمران از گوید حدیث آورد ما را | احمد بن محمد بن عیسی، و حدیثم گفت احدیثمان گفت علی بن محمد و غیر ،او همگی از سهل بن زیاد از حسن بن محبوب ا و حدیثمان گفت عبدالواحد بن عبد الله ،موصلی از ابو علی احمد بن محمد بن ناشر از احمد بن هلال از حسن بن محبوب گوید: حدیثمان گفت [از] عمرو بن أبي ،المقدام از جابر بن یزید جعفی گفت: &lt;br /&gt;
حضرت ابو جعفر محمد بن علی باقر علیه السلام فرمود: ای جابر خانه نشین باش پس دست و پایی مکن تا نشانه هایی را که برایت یاد میکنم ببینی اگر آنها را دریایی - اولین آنها اختلاف فرزندان فلان بنی العباس است و نمی بینم که آن زمان را درک کنی، ولی این را پس از من حدیث گوی و منادیی که از سوی آسمان ندا کند و صدای فتح و پیروزی از جانب دمشق به شما رسد و یکی از آبادیهای شام که جاییه نام دارد خسف میشود و بخشی از سمت راست مسجد دمشق فرو می ریزد، و گروهی از ترکها شورش مینمایند و در پی آن اوضاع روم آشفته خواهد شد و برادران ترک پیش می روند تا اینکه در جزیره فرود میآیند و شورشیان روم پیش روی نموده و در رسله منزل می گیرند. &lt;br /&gt;
ای جابر پس آن همان سال است که اختلاف بسیاری در هر زمین از ناحیه مغرب پدید خواهد آمد و نخستین سرزمینی که خراب می شود شام است سپس در آن هنگام بر سه پرچم اختلاف خواهند نمود پرچمی سرخ و سفید، و پرچمی سیاه و سفید و پرچم سفیانی آنگاه سفیانی با پرچمدار سیاه و سفید برخورد میکند و با یکدیگر نبرد مینمایند که آن پرچمدار و تمامی همراهانش را به قتل می رساند پس از آن صاحب پرچم سرخ و سفید را میکشد و دیگر جز این هدفی نخواهد داشت که به سوی عراق پیشروی کند، لشکریانش از قرقیسا میگذرند که صد هزار تن از جباران در آنجا کشته می شوند. &lt;br /&gt;
و سفیانی لشکری به سوی کوفه میفرستد که تعداد آنها هفتاد هزار مرد جنگی است پس آنها به کشتن و دار زدن و اسیر کردن اهل کوفه میپردازند و در همین اثنا که سرگرم این فجایع هستند پرچمهایی از ناحیه خراسان پیش می آید که به سرعت منزلها را پشت سر میگذارند با ایشان چند تن از اصحاب حضرت قائم علیه السلام هست و سپس | مردی از موالی اهل کوفه خروج میکند که فرمانده لشکر سفیانی او را بین حیره و کوفه به قتل میرساند. آنگاه سفیانی عده ای را به مدینه می فرستد، پس حضرت مهدی علیه السلام از آنجا به سوی مکه فرار کوچ میکند به فرمانده لشکر سفیانی خبر می رسد که حضرت مهدی علیه السلام از مدینه خارج گردیده سپاهی در پی آن بزرگوار روانه میسازد که به او نمی رسد تا اینکه آن حضرت با بیم و هراس همچون موسی بن عمران صلوات الله علیه به مکه داخل میشود امام باقر علیه السلام فرمود: و فرمانده لشکریان سفیانی در بیابان «بیداء ، فرود می آید پس منادی از آسمان بانگ میزند ای بیداء این قوم را نابود کن که زمین بیداء و آنها را به کام خود فرو می،کشد و جز سه تن کسی از آنها جان سالم بدر ،نبرد خداوند صورتهای آن سه را به پشت برمی گرداند و آنان از قبیلهکلب می،باشند و درباره آنها این آیه نازل شده ای کسانی که کتاب آسمانی به آنها عطا شده به آنچه نازل کردیم که آنچه نزد خود دارید را تصدیق میکند ایمان آورید پیش از آنکه صورتهایی را تغییر دهیم و آنها را به پشت برگردانیم... تا آخر آیه &lt;br /&gt;
حضرت فرمود و قائم علیه السلام آن روز در مکه است به بیت الله الحرام تکیه زده و به آن پناهنده شده ندا می کند ای مردم ما از خداوند و هر کس از مردم که دعوتمان را اجابت کند یاری می خواهیم که ما خاندان پیغمبر شمائیم، و ما سزاوارترین مردم به خداوند و حضرت محمد صلى الله علیه و آله وسلم هستیم پس هر آنکه درباره آدم با من گفتگو دارد بداند که من از هر کس به آدم علیه السلام نزدیکترم و هر آنکه درباره نوح با من محاجه کند من از همه مردم به نوح علیه السلام ،نزدیکترم و هر کس درباره ابراهیم با من گفتگو دارد پس من از همه مردم به ابراهیم علیه السلام نزدیکترم و هر آنکه درباره محمد صلى الله عليه و آله وسلم بحث دارد پس من از همه مردم به محمد نزدیکترم و هر کس درباره پیغمبران با من احتجاج دارد پس بداند که من از همه مردم به پیغمبران سزاوارترم مگر نه اینست که خداوند در کتاب محکم خویش می فرماید: همانا خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری ،داد ذره ای که بعضی از بعض دیگر پدید آمده اند و خداوند شنوا و داناست و من بازمانده آدم و ذخیر هنوح و برگزیده ای از ابراهیم و عصاره ای از محمد صلوات الله علیهم اجمعین هستم توجه کنید هر کس درباره کتاب خدا با من محاجه کند بداند که من از همه مردم به کتاب خداوند نزدیکترم، آگاه باشید؛ هر کس در مورد سنت و سیرت رسولخدا با من بحث دارد بداند که من از تمامی مردم به سنت و سیرت رسول الله نزدیکترم هرکس سخنم را امروز شنید او را به خدا سوگند میدهم که حاضرانتان به غانبان برسانند، و شما را به حق خدا و حق رسول او و به حق خودم سوگند میدهم - که مرا بر شما حق خویشاوندی به رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم هست که ما را یاری دهید و ظلم کنندگان به حق ما را از ما دور سازید که همانا ما خاندان پیغمبر ترسانیده شده ایم و برما ظلم گردیده و از شهر و دیار و فرزندانمان آواره گشته ایم بما تعدی کرده و از حقمان دور ساخته اند و اهل باطل را بر ما مقدم داشتند پس خدا را خدا را در باره ما که مبادا خوارمان سازید و یاریمان کنید تا خداوند یاریتان کند. &lt;br /&gt;
حضرت فرمود: آنگاه خداوند سیصد و سیزده مرد اصحابش را برایش جمع خواهد ساخت که بدون قرار قبلی همچون قطعه های ابر پاییزی آنان را گرد میآورد و این است - ای -جابر - معنی آیه ای که خداوند می فرماید: هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد محققا خدا بر همه چیز تواناست پس مابین رکن و مقام با او بیعت میکنند و عهدنامه ای از رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم با اوست که فرزندان (پیغمبر) آنرا از پدرانشان به ارث برده اند. &lt;br /&gt;
ای جابرا و قائم علیه السلام مردی از فرزندان حسین است خداوند کارش را یک شبه برایش اصلاح می فرماید، پس ای جابر هر چه بر مردم مشکل ،شود اینکه او از فرزندان رسولخدا صلی الله علیه و آله وسلم است و وارث علماست عالمی پس از عالم دیگر بر آنها مشکل و مشتبه نشود و اگر همه اینها بر آنان دشوار گردد همانا آن صدای از سوی آسمان برایشان مشتبه نخواهد شد، آنگاه که بنام او و نام پدرش او مادرش | بانگ زده شود. &lt;br /&gt;
و رواه الشيخ المفيد في كتاب الاختصاص عن عمرو بن أبى المقدام عن جابر الجعفي، قال: قال لي أبو جعفر عليه السلام: &lt;br /&gt;
ايا جابر، الزم الأرض ولا تحرك بدا ولا رجلا حتى ترى علامات أذكرها لك ... و ما أراك تدرك ذلك، ولكن حدث به بعدی .... (۱) &lt;br /&gt;
او این حدیث را شیخ مفید نیز در کتاب الاختصاص از عمرو بن ابی المقدام از جابر جعفی روایت کرده که گفت حضرت ابو جعفر باقر علیه السلام بمن فرمود: ای جابر خانه نشین باش و هیچ دست و پایی تکان مده تا اینکه نشانه هایی را که برایت یاد میکنم ببینی و من نمی بینم که تو به آن زمان ،برسی ولی پس از من آن را حدیث بگوی و حدیث را تا آخرش آورده مگر اینکه در روایت شیخ مفید آمده و جز سه نفر) که خداوند صورتهایشان را به پشتشان برمی گرداند کسی از آنان جان سالم بدر نبرد و آنها از قبیله کلب میباشند و این آیه درباره آنان نازل شده يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنَا بر بنده مان یعنی قائم علیه السلام ) من قبل أن تظليست وجوه فتها على أدبارها ، تمام اين حديث در سوره بقره ذیل آیه: فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ، أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ الله جَمِيعاً ... ).&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A2%D9%84_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B2%DB%B0%DB%B0&amp;diff=403</id>
		<title>آل عمران - آیه ۲۰۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A2%D9%84_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B2%DB%B0%DB%B0&amp;diff=403"/>
		<updated>2023-11-09T19:35:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا ورابطوا وَاتَّقُوا ال...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا ورابطوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (1) &lt;br /&gt;
ای کسانی که ایمان آورده اید صبر کنید و یکدیگر را به صبر و ادارید و مرابطه نمائید و تقوی و خداترسی را پیشه سازید باشد که رستگار شوید. &lt;br /&gt;
ا محمد بن إبراهيم النعماني، فى كتاب الغيبه (۲) قال: أخبرنا على بن أحمد (البندنيجي) عن عبيد الله بن موسى (العلوي العباسي ) (۳) عن هارون بن مسلم، عن القاسم بن عروه، عن بريد بن معاويه العجلي، عن أبي جعفر محمد بن على الباقر عليه السلام في قوله عز وجل : (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَرَابِطُوا فقال: اصبروا على أداء الفرائض وصابروا عدوكم ورابطوا إمامكم (المنتظر). (۴) &lt;br /&gt;
محمد بن ابراهیم نعمانی در کتاب غیبت گوید: خبرمان داد علی بن احمد (نیدیحی) از عبید الله بن موسی (علوی (عباسی) از هارون بن مسلم از قاسم بن ،عروه از بریدبن معاویه ،عجلی از ابو جعفر محمد بن علی باقر علیه السلام درباره فرموده خدای عز و جل : ای کسانی که ایمان آورده اید صبر کنید و یکدیگر را به صبر و ادارید و مرابطه نمائید فرمود: &lt;br /&gt;
صبر کنید بر آدای فرایض و با دشمنتان پایداری کنید و با امامتان که انتظارش را میکشید ) مرابطه نمائید . (۱) &lt;br /&gt;
ا و رواه الشيخ المفيد: في الغيبه: بإسناده عن بريد بن معاويه العجلى عن أبي جعفر عليه السلام.» (۲) و شیخ مفید این حدیث را در کتاب غیبت بسند خویش از برید بن معاویه عجلی از حضرت ابو جعفر امام باقر عليه السلام روایت نموده است . &lt;br /&gt;
در مورد اینکه این آیه درباره امامان علیه السلام است روایات بسیاری موجود است که در کتاب البرهان یاد گردیده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A2%D9%84_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B8%DB%B4&amp;diff=402</id>
		<title>آل عمران - آیه ۸۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A2%D9%84_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B8%DB%B4&amp;diff=402"/>
		<updated>2023-11-09T19:33:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهَا وَ إ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهَا وَ إِلَيْهِ يُرْجِعُونَ (۱) &lt;br /&gt;
و هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه تسلیم خداست و همه به سوی او بازگردانده شوند. &lt;br /&gt;
العياشي، بإسناده عن رفاعه بن موسى قال سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: &lt;br /&gt;
ا وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً - قال: إذا قام القائم عليه التيلام لا تبقى أرض إلا نودي فيها بشهاده أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم) (۲) &lt;br /&gt;
عیاشی به سند خود از رفاعه بن موسی آورده گوید: شنیدم حضرت ابو عبد الله امام صادق علیه السلام می فرمود: &lt;br /&gt;
و هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه تسلیم خداست فرمود: هرگاه قائم علیه السلام به پا خیزد، هیچ سرزمینی باقی نماند مگر این که گواهی به لا إله إلا الله و محمد رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم در آن ندا گردد. &lt;br /&gt;
عنه، بإسناده عن ابن بكير قال سألت أبا الحسن عليه السلام عن قوله: و لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً قال: &lt;br /&gt;
أنزلت في القائم عليه السلام إذا خرج باليهود والنصارى والصابئين والزنادقه وأهل الرده و الكفار في شرق الأرض وغربها فعرض عليهم الإسلام، فمن أسلم طوعا أمره بالصلاه والزكاة و ما يؤمر به المسلم و يجب لله عليه و من لم يسلم ضرب عنقه، حتى لا يبقى في المشارق و المغارب أحد إلا وحد الله قلت: جعلت فداك، إن الخلق أكثر من ذلك. فقال: إن الله إذا أراد أمرا قلل الكثير وكثر القليل. (۱) &lt;br /&gt;
و از او بسند خود از ابن بکیر است که :گفت از حضرت ابوالحسن علیه السلام درباره فرموده :خداوند: ه و هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه مطبع خداست پرسیدم فرمود: در بارۀ قائم علیه السلام نازل شد هرگاه بپا خیزد بر یهود و نصاری و صابئین و زنادقه و اهل ارتداد و کفار در شرق و غرب زمین اسلام را عرضه کند پس هر آنکه از روی طوع و دلخواه مسلمان شود او را به نماز و زکات و سایر کارهایی که یک مسلمان باید انجام دهد و برای خداوند بر او واجب می شود امر فرماید و هرکس اسلام نپذیرد گردنش را میزند تا آنجا که در مشارق و مغارب هیچکس نماند جز اینکه توحید خدا گوید. &lt;br /&gt;
و عرضه داشتم: فدایت گردم خلایق بیش از آنند؟ فرمود: همانا خداوند اگر چیزی را بخواهد بسیار را اندک و اندک را بسیار گرداند». &lt;br /&gt;
و عنه بإسناده عن عبد الأعلى الحلبى - عن أبي جعفر عليه السلام في حديث طويل يذكر فيه أمر القائم عليه السلام إذا خرج، قال : &lt;br /&gt;
او لا تبقى في الأرض قريه (۲) إلا نودى فيها بشهادة أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و أن محمدا رسول الله و هو قوله: وَ لَهُ أَسْلَم مَنْ فِي السَّماواتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجِعُونَ ولا يقبل صاحب هذا الأمر الجزيه كما قبلها رسول الله صلى الله عليه واله وسلم، و هو قول الله: وقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَهُ وَيَكُونَ الدِّينَ كُلَّهُ لِله (۳). (۴) &lt;br /&gt;
و از اوست بسند خود از عبدالاعلی حلبی از حضرت ابو جعفر باقر عليه السلام در حدیثی طولانی آورده که در آن برنامه حضرت قائم علیه السلام را چون بپا خیزد یاد کرده و فرموده و روی زمین هیچ سرزمینی | آبادیی باقی نماند مگر اینکه در آن گواهی دادن به اینکه هیچ معبود حقی جز الله نیست یکتاست که هیچ شریک ندارد و اینکه محمد فرستاده خداست بانگ زده شود و این است معنی | فرموده خدای تعالی و هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه مطیع خداست و همه به سوی او رجوع خواهند نمود، و صاحب این امر چنانکه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم جزیه را می پذیرفت آن را نمی پذیرد و این فرمودهخداوند است که او با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه و فسادی بر جای نماند و آئین همه دین خدا گردد ... و تمامی حدیث به خواست خداوند در ذیل فرموده خدای تعالى وقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تكون فتنه و يَكُونَ الدِّينُ كُلَّهُ لِلَّهِ در سوره &lt;br /&gt;
انفال خواهد آمد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B5%DB%B5&amp;diff=401</id>
		<title>بقره - آیه ۱۵۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B5%DB%B5&amp;diff=401"/>
		<updated>2023-11-09T19:29:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «وَ لَتَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;وَ لَتَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأَمْوالِ والأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ، وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ (1) &lt;br /&gt;
(و البته شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کم بود اموال و جانها و نمرات میآزماییم و شکیبایان را مرده ده. &lt;br /&gt;
محمد بن إبراهيم النعماني المعروف بابن أبي زينب قال حدثنا محمد بن همام، قال حدثنا عبد الله بن جعفر الحميري، قال: حدثنا أحمد بن هلال، قال حدثنا الحسن بن محبوب عن على بن رئاب، عن محمد بن مسلم، عن أبي عبد الله جعفر بن محمد عليه السلام | أنه قال: &lt;br /&gt;
إن قدام قيام القائم عليه السلام علامات بلوى من الله للمؤمنين (۲). قلت: و ما هي؟ &lt;br /&gt;
قال: «ذلك قول الله عز وجل: وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ قال: وَ لَتَبْلُوَنَّكُمْ يعنى المؤمنين بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ من ملوك بني فلان في آخر سلطانهم، وَ الْجُوعِ بغلاء أسعارهم، وَ نَقْصٍ مِنَ الأموال فساد التجارات و قله الفضل فيها، والأنفُس موت ذريع، و الثَّمَراتِ قله ربع ما يزرع و قله بركه السَّمَارِ، وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ عند ذلك بخروج القائم عليه السلام ثم قال إلى : يا محمد هذا تأويله إن الله عزّ و جلّ يقول : وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهَ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ)... &lt;br /&gt;
محمد بن ابراهیم نعمانی معروف به ابن ابی زینب :گوید حدیث آورد ما را محمد بن همام گوید برایمان حدیث آورد عبدالله بن جعفر ،حمیری گوید حدیث گفت برای ما احمد) بن ،هلال گوید برایمان حدیث گفت حسن بن ) محبوب از علی بن رتاب از محمد بن مسلم از حضرت ابی عبدالله جعفر بن محمد عليه السلام که فرمود همانا قبل از ظهور حضرت قائم علیه السلام علامت هایی هست که از سوی خداوند امتحان مؤمنین میباشد عرضه داشتم: آنها چیستند؟ &lt;br /&gt;
فرمودند: پس آنست فرموده خدای عز و جل و البته شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کمبودی از اموال و جانها و ثمرات می آزماییم و مژده ده صبر کنندگان را } همان است که فرموده و البته شما را می آزمانیم یعنی مؤمنین را به چیزی از ترس ۴ از پادشاهان ترس پادشاه | فلان خاندان در اواخر سلطنتشان و گرسنگی ؟ به گرانی نرخهایشان و و کمبودی از اموال فساد و تباهی تجارتها و کمی سود آنها و و جانها ۴ مرگی زودرس » و ثمرات ۴ کمی رشد گیاهان (کاهش کشاورزی و کم شدن برکت ،میوهها و و مژده بده صبر کنندگان را در آن هنگام به خروج قائم علیه السلام. &lt;br /&gt;
سپس به من فرمود: ای محمد این است تأویل آن همانا خدای عز و جل میفرماید و تأویل آن را نمی داند جز خداوند و راسخان در علم &lt;br /&gt;
عنه، قال: أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد بن عقده، قال: أخبرني (1) أحمد بن يوسف بن يعقوب أبو الحسين (۲) الجعفي من كتابه، قال: حدثنا إسماعيل بن مهران، عن الحسن بن على بن أبي حمزه، عن أبيه، عن أبي بصير. قال أبو عبد الله عليه السلام: &lt;br /&gt;
لا بد أن يكون قدام (قيام) القائم سنه تجوع فيها الناس، ويصيبهم ن. &lt;br /&gt;
خوف شديد من القتل، ونقص من الأموال والأنفس والثمرات و إن ذلك في كتاب الله لبين. ثم تلا هذه الآيه: «وَ لَتَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأَمْوالِ والأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ) (۳) &lt;br /&gt;
از اوست که :گفت خبر داد ما را احمد بن محمد بن سعيد بن عقده :گفت خبرم داد حدیثم گفت | احمد بن یوسف بن &lt;br /&gt;
يعقوب ابو الحسن | ابوالحسین جعفی از کتاب خود گفت برایمان حدیث آورد اسماعیل بن ،مهران از حسن بن علی بن ابی حمزه از پدرش، از ابوبصیر که حضرت ابو عبد الله امام صادق علیه السلام فرمود به ناچار پیش از (قیام) قائم سالی خواهد بود که مردم در آن گرسنگی کشند و ترس شدیدی از جهت کشتار به آنان ،رسد و در اموال و جانها و ثمرات کمبودی حاصل ،گردد و البته این مطلب در کتاب خدا به روشنی آمده. سپس این آیه را تلاوت کرد &lt;br /&gt;
و البته شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کمبودی از اموال و جانها و ثمرات میآزماییم و مژده ده صبر کنندگان را ... &lt;br /&gt;
و روى أبو جعفر محمد بن جرير الطبري في مسند فاطمه عليها السلام قال: &lt;br /&gt;
أخبرني أبو الحسين محمد بن هارون قال حدثني (1) أبي رضي الله عنه قال: حدثنا أبو على محمد بن همام، قال: حدثنا عبد الله بن جعفر الحميري، قال: حدثنا أحمد بن هلال، قال: حدثني الحسن بن محبوب، عن علي بن رئاب، وأبي أيوب الخزاز، عن محمد بن مسلم، عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: &lt;br /&gt;
وإن لقيام قائمنا علامات .... و ذكر الحديث. (۲) &lt;br /&gt;
و ابوجعفر محمد بن جریر طبری در مسند فاطمه عليها السلام روایت آورده گوید خبرم داد ابوالحسين محمد بن هارون گفت برایم حدیث آورد پدرم رضی الله عنه :گفت حدیث آورد ما را از ابو علی محمد بن همام گوید: حدیث نمود ما را عبد الله بن جعفر حمیری :گوید حدیث آورد ما را احمد بن هلال :گفت حسن بن محبوب حدیثم گفت از علی بن رئاب و ابو ایوب خزاز از محمد بن مسلم از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام که فرمود همانا برای قیام قائم ما علامتهایی است... و تا آخر حدیث را فرمود .)) &lt;br /&gt;
العياشي بإسناده عن الثمالي، قال: سألت أبا جعفر عليه السلام عن قـ الله عز و. : وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ ءٍ مِنَ اللَّـ و مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ &lt;br /&gt;
قال: ذلك بالكوفه أعداء آل محمد جوع خاص، وجوع عام، فأميا بالسّام فإنّه عام، و أما الخاص بالكوفه يخص ولا يعم، ولكنه عليه الصلاة و السلام فيهلكهم الله بالجوع و أما الخوف فإنه عام بالشام، وذلك (1) الخوف إذا قام القائم عليه السلام، و أما الجوع فقبل قيام القائم عليه السلام و ذلك قوله: وَ لَتَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ » (۲) &lt;br /&gt;
و عیاشی پسند خود از شمالی ،آورده گوید از حضرت ابو جعفر امام باقر علیه السلام درباره فرمودهخدای عز و جل : * و البته شما را به چیزی از ترس و گرسنگی میآزماییم ،پرسیدم فرمود این گرسنگی خاص و گرسنگی عام است در شام گرسنگی عام خواهد بود و اما گرسنگی خاص در کوفه است که اختصاص می یابد و عمومیت ندارد ولی در کوفه به دشمنان آل محمد عليه الصلاه والسلام اختصاص خواهد یافت پس خداوند آنها را به گرسنگی هلاک خواهد کرد. &lt;br /&gt;
و اما ترس در شام عام است و آن ترس گاهی است که قائم علیه السلام بپا خیزد و اما گرسنگی پیش از قیام قائم علیه السلام است و همین است فرموده خداوند و البته شما را به چیزی از ترس و گرسنگی می آزمایم.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B4%DB%B8&amp;diff=395</id>
		<title>سوره بقره - آیه ۱۴۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B1%DB%B4%DB%B8&amp;diff=395"/>
		<updated>2023-11-02T19:56:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ. أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ. أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً (1) &lt;br /&gt;
پس به کارهای نیک سبقت و پیشی ،گیرید هر کجا باشید خداوند همه ی شما را خواهد آورد.&lt;br /&gt;
على بن إبراهيم فى تفسيره :قال حدثني أبي، عن ابن أبي . عن مطورين يونس عن أبي خالد الكابلي قال: قال أبو جعفر عليه السلام : والله لكأني أنظر إلى القائم عليه السلام و آشند ظهره إلى الحجر، ثم يشد الله حقه، ثم يقول: يا أيها الناس من يحاجني في الله فأنا أولى بالله أيها الناس من يحاجني فى آدم فأنا أولى بآدم ( يا أيها الناس من يحاجني في وح فأنا أولى بنوح ، أيها الناس من يحاجني فى إبراهيم فأنا أولى ،بابراهيم ايها الناس من يحاجني فى موسى فأنا أولى بموسى، آيها الناس من يحاجني في عيسى فأنا أولى بعيسى أيها الناس من يحاجني في شول الله | محم | فأنا أولى بترول الله ( بمحمد، أيها الناس من يحاجني فى كتاب الله فأنا أولى بكتاب الله، ثم ينتهى إلى المقام فصلى ركعتين و الله حقه. ثم قال أبو جعفر عليه السلام هو الله المضطر فى كتاب الله في قوله: امن يجيب المضطر اذا دعاه ويكشف السوء ويجعلكم خلفاء الأرض (۲)، فيكون اول من يبايعه جبرئيل، ثم الثلاثمان و الثلاثه عشر رجلا، فمن كان أبتلى بالمسير وافى و وافاه)، و من لم يبتل بالمسير فقد من فراشه | عن فراشه، وهو أمير المؤمنين عليه السلام: هُمُ المَفْقُودُونَ عَن فرشهم ، و ذلك قول الله { فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ، أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللهُ جَمِيعاً. قال: «الخيرات: الولايه. &lt;br /&gt;
و قال في موضع آخر: وَ لَئِنْ أَخَرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلى أُمَّهِ مَعْدُودَه (۱). و هم أصحاب القائم عليه السلام يجتمعون أو الله إليه في ساعه واحده، فإذا جاء إلى البيداء يخرج إليه جيش السفياني، فيأمر الله الأرض فتأخذ أقدامهم، و هو قوله: وَ لَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَريب (۲) وَ قالُوا آمَنَّا بِه (۳) یعنى بالقائم من آل محمد عليه السّلام وَ أَنَّى لَهُمُ التَنَاوُشُ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ إلى قوله: وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ ما يَشْتَهُونَ ) (۴) يعنى ألا يعذبوا كما فَعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ )(۵) يعنى من كان قبلهم من المكذبين (الذين) هلكوا.» (۶) &lt;br /&gt;
علی بن ابراهیم در تفسیرش گوید حدیث آورد مرا ،پدرم از ابن ابی عمیر از منصورین یونس از ابوخالد کابلی که گفت: حضرت ابو جعفر امام باقر علیه السلام فرمود گوئی - قسم به خدا قائم علیه السلام را می نگرم در حالی که به حجر الاسود تکیه زده، سپس حق خویش را از خداوند میخواهد آنگاه میگوید ای مردم هر کس درباره خداوند با من محاجه کند پس آ بداند که من نزدیکترین افراد به خداوند هستم ای مردم هر کس درباره آدم با من محاجه کند، پس من نزدیکترین کسان به آدم هستم ای مردم هر کس در مورد نوح با من محاجه ،کند پس من نزدیکترین افراد به نوح می باشم ای مردم! هر کس درباره ابراهیم با من محاجه نماید پس من نزدیکترین اشخاص به ابراهیم هستم ای مردم هر کس درباره موسی با من محاجه کند، پس منم نزدیکترین کسان به موسی ای مردم هر آنکه درباره عیسی با من محاجه نماید، پس من نزدیکترین افراد به عیسی می باشم ای مردم هر کس درباره رسول خدا | حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم) با من محاجه کند پس منم نزدیکترین افراد به رسول خدا حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم) ای مردم هر آنکه درباره کتاب خدا با من محاجه کند، پس منم نزدیکترین کسان به کتاب خداوند سپس به مقام ابراهیم خواهد رفت دو رکعت نماز می گذارد و حقش را از خداوند طلب می کند. &lt;br /&gt;
آنگاه حضرت ابو جعفر امام باقر علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اوست | آن مضطری که در کتاب خدا یاد شده در فرموده او | آیا چه کسی دعای منظر ناچار را به اجابت می رساند و رنج و ناراحتی را برطرف میسازد و شما را جانشینان زمین قرار میدهد پس نخستین کسی که با او بیعت کند جبرئیل است سپس آن سیصد و سیزده مرد بیعت کنند و هر کدام از ایشان پیش از آن هنگام بیرون از منزل بوده به مقصد ) به آن حضرت علیه السلام خواهد پیوست و هر کس که در سفر نبوده از بستر خوابش مفقود خواهد شد و همین است فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام آنانند مفقود شدگان از خوابگاههایشان و آن فرموده خداوند است و پس یکارهای نیک پیشی گیرید هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد فرمود: خیرات ولایت است و خداوند در جای دیگر فرموده و و چنانچه عذاب را از آنان تا هنگام معینی افراد معدودی به تعویق اندازیم و ایشان اصحاب قائم عليه السلام هستند ( بخدا سوگند در یک ساعت نزد او جمع میشوند پس چون به بیدا، بیاید لشکر سفیانی به سویش خروج کند که خداوند امر فرماید زمین پاهایشان را میگیرد و این است [ معنی فرموده خداوند و اگر ای رسول ما ببینی کافران را هنگامیکه هراسانند پس چیزی از عذابشان فوت و زایل نشود و از جایگاه نزدیکی گرفته شوند و گویند به او ایمان آوردیم؛ یعنی به قائم از آل محمد علیه السلام و با اینهمه دوری کی توانند به آن مقام نایل شوند؟ تا آنجا که فرموده و میان آنها و آرزوهایشان جدائی و مباینت افتادم یعنی اینکه عذاب نشوند و همچنانکه نسبت به همکیشان آنها پیشتر چنین شد یعنی کسانی که پیش از ایشان بودند از تکذیب کنندگانی که هلاک گشتند. &lt;br /&gt;
محمد يعقوب: عن على بن إبراهيم عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن منصور بن يونس عن إسماعيل بن جابر، عن أبي خالد، عن أبي عبدالله عن أبي جعفر عليه السلام في قول الله عزّ وجل: فاستبقوا الخيرات | قال الخيرات الولايه، وقوله تبارك وتعالى أينما تكونوا يأتي بكم الله جميعا ) يعنى أصحاب القائم عليه السلام الثلاثمائه والبضعه عشر رجلا، قال: أو] هم والله الأمه المعدوده، قال: يجتمعون والله فى ساعه واحده قزع كقزع الخريف.(۱) &lt;br /&gt;
محمد بن يعقوب | کلینی از علی بن ابراهیم از پدرش، از ابن ابی عمیر، از منصور بن يونس از اسماعیل بن جابر از ابو خالد از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام | از حضرت ابو جعفر امام باقر عليه السلام روایت کرده درباره فرموده خدای عز و جل پس بکارهای نیک پیشی گیرید؟ فرمود: خیرات ولایت است و فرمودهخدای تبارک و تعالی : { هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد ٫ منظور اصحاب قائم علیه السلام سیصد و ده و چند (مرد) است فرمود | و | به خدا سوگند امت معدوده ایشانند حضرت فرمود به خدا سوگند همچون ابرهای پائیزی پی در پی در یک ساعت جمع خواهند شد. &lt;br /&gt;
محمدبن إبراهيم: المعروف بابن أبي زينب النعماني في كتاب الغيبه قال: أخبرنا عبد الواحد بن عبدالله بن يونس، قال: حدثنا محمد بن جعفر القرشي، قال: حدثنا محمد الحسين بن أبي الخطاب، عن محمد بن سنان | عن ضريس عن أبي خالد الكابلي عن على بن الحسين، أو محمد بن على عليهما السلام انه قال: الفقداء قوم يفقدون من فرشهم فيصبحون بمكه، وهو قول الله عز وجل: أينما تكونوا يأتى بكم الله جميعا وهم أصحاب القائم عليه السلام (۱) محمد بن ابراهیم معروف به ابن ابی زینب نعمانی در کتاب غیبت خود گوید خبر آورد ما را عبدالواحد بن عبدالله بن ،یونس گفت حدیث گفت ما را محمد بن جعفر قرشی، گفت: حدیث آورد ما را محمد بن حسین بن ابی الخطاب از محمد بن سنان [ از ضریس از ابو خالد کابلی، از حضرت علی بن الحسين و ( يا ) محمد بن على امام باقر عليه السلام که فرمود مفقود شدگان گروهی هستند که از بسترهایشان مفقود خواهند شد و در مکه صبح میکنند و این است فرموده خدای عزو جل و هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد و آنان اصحاب قائم هستند. &lt;br /&gt;
عنه قال: أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد بن عقده، قال: حدثنا على بن الحسن العلي، قال: حدثنا الحسين ومحمد ابن على بن يوسف، عن سعدان بين مسلم عن رجل عن المفضل بن عمر، قال: قال أبو عبد الله عليه السلام : إذا أو ذن الإمام دعا الله عزّ وَجَلَّ باسمه العبراني فأتيحت له صحابته الثلاثمائه و ال | ثلاثه عشر قزع كقرع الخريف، فهم أصحاب الألويه منهم من يفتقد من عن | فراشه ليلا فيصبح بمكه و منهم من يرى يسير في السحاب نهارا يعرف باسمه و اسم ابيه و حليته ونسبه قلت: جعلت فداك أيهما أنهم } أعظَمُ ايماناً؟ قال: الذي يسير فى الشحاب نهاراً، وهم المفقودون، وفيهم نزلت هذه الآية: 10 &lt;br /&gt;
أينما تكونوا يأتي بكم الله جميعا } (۱) &lt;br /&gt;
و از اوست که گوید خبرمان داد احمد بن محمد بن سعید بن عقده وی :گفت علی بن الحسین تیملی برایمان حدیث آورد :گفت حسن و محمد پسران علی بن یوسف برایمان حدیث گفتند از سعدان بن ،مسلم از مردی از مفضل بن عمر که گفت: حضرت ابو عبد الله امام صادق علیه السلام فرمودند: هرگاه امام مأذون گردد خدای عزوجل را به اسم عبرانیش بخواند، پس اصحاب او سیصد و سیزده نفر همچون ابرهای پائیزی پی در پی در خدمتش مهیا شوند که ایشانند پرچمداران، برخی از آنان شبانه از بسترش مفقود میگردد و در مکه صبح میکند و بعضی از آنان دیده میشود که در روز بر آبر حرکت می نماید که برای مردم اسم او و اسم پدرش و ویژگیها و نسبش شناخته شده است. &lt;br /&gt;
به آن حضرت عرضه داشتم فدایت شوم کدامیک از این دو از آن افراد | ایمانش قویتر است؟ فرمود: آنکه در روز بر آبر راه می پیماید، و ایشانند مفقود شدگان و درباره آنان این آیه نزول یافته هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد. &lt;br /&gt;
وعنه قال: أخبرنا أحمد بن محمد بن سعيد؛ قال: حدثني (تنا) أحمد بن يوسف، قال: حدثنا إسماعيل بن مهران، عَنِ الحسن بن على، عن أبيه ، و ( وهيب عن أبي بصير، عن أبي عبدالله عليه السلام في قوله: ۴ قاشتبقوا الخيرات أينما تكونوا يَأْتِ بِكُم الله جميعا } قال: نزلت في القائم عليه السلام وأصحابه، يجتمعون على غير ميعاد . (۲) &lt;br /&gt;
و از اوست که گوید: احمد بن محمد بن سعيد (۱) بما خبر داد و گفت برایم برایمان حدیث آورد احمد بن یوسف که گفت: برایمان حدیث آورد اسماعیل بن مهران (۲) از حسن بن علی از پدرش و وهب از ابی ،بصیر، از حضرت ابی عبدالله امام صادق عليه السلام که درباره فرموده خداوند پس بکارهای نیک سبقت گیرید هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد و فرمود درباره قائم عليه السلام و اصحاب او نازل شد بدون قرار و وعده قبلی جمع خواهند شد. &lt;br /&gt;
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الكُلينى أبو جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّتَنى عَلَى بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِم عَنْ أَبِيهِ قَالَ وَ حَدَّتَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِمْرَانَ، عَنِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بن عيسى قَالَ وَ حَدَّثَنِي عَلَى بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ قَالَ وَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْمَوْلى عَنْ أَبِي عَلى أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِى نَاشِرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِى قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَر عليه السلام في حديث يذكر فيه علامات القائم إلى أن قال: فَيَجْمَعُ اللَّهُ عَلَيْهِ أَصْحَابَهُ ثَلَاثَمَانِهِ وَثَلَاثَهُ عَشَرَ رَجُلًا وَ يَجْمَعُهُمُ اللهُ لَهُ عَلَى غَيْرِ مِيعَادِ قَرَعاً كَفَزَع الخريف وَ هِيَ يَا جَابِرُ الْآيَهُ الَّتِي ذَكَرَهَا الله في كتابه - أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ الله جميعاً إِنَّ الله عَلى كُلِّ شَيْءٍ ، ايِعُونَهُ بَيْنَ الرَّكْنِ وَ الْمَقَامِ وَ مَعَهُ عَهْيدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَدْ تَوَارَثَتْهُ الأَبْنَاءُ عَن الْآبَاءِ».(۳) &lt;br /&gt;
و از اوست که گفت خبرمان داد ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی گفت: &lt;br /&gt;
علی بن ابراهیم برایمان حدیث ،آورد از پدرش و محمد بن يحيى بن عمران از احمد بن محمد بن عیسی گوید و برایم حدیث آورد علی بن محمد و غیر او از سهل بن زیاد از حسن بن ،محبوب :گوید و حدیث آورد برایمان عبد الواحد بن عبد الله ،موصلی، از ابو علی احمد بن محمد ابی ،ناشر از احمد بن هلال از حسن بن محبوب گوید: برایمان حدیث گفت عمرو بن ابی مقدام، از جابر بن یزید جعفی که گفت حضرت ابو جعفر امام باقر علیه السلام در حدیثی نشانه های قائم علیه السلام را یاد مینمود تا آنجا که فرمود پس خداوند اصحابش را برایش جمع میفرماید سیصد و سیزده مرد را، و آنها را خداوند بدون قرار قبلی و همچون ابرهای پائیزی پی در پی برایش جمع میسازد و ایشانند ای جابر آیه ای که خداوند در کتابش یاد فرموده و هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد محققا خدا بر هر چیز تواناست پس بین رکن یمانی ) و مقام ابراهیم با آن جناب بیعت خواهند کرد و با اوست عهدی از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم که فرزندان آن را از پدران به ارث برده اند هر یک از امامان علیهم السلام آن عهدنامه را به امام بعدی سپرده است . &lt;br /&gt;
ابن بابويه، قال: قال حدثنا أحمد بن مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَارُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحمد بن الحسين بن أبي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ ضُرَيْس عَنْأَبِى خَالِدٍ الْكَائِلِى عَنْ سَيّدِ الْعَابِدِينَ عَلَى بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ قَالَ: الْمَفْقُودُونَ عَنْ فُرْشِهِمْ ثَلَاثُمَّ الهِ وَثَلاثَهُ عَشَرَ رَجُلاً عِندَهُ أَهْل يَدْر، يُصْبِحُونَ بِمَكهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا وَ هُمْ أَصْحَابُ الْقَائِمِ . (1) &lt;br /&gt;
ابن بابویه گوید حدیث آورد ما را احمد بن محمد بن يحيى عطار رضی الله عنه گوید: حدیث گفت برایمان ابو جعفر، از محمد بن حسين بن ابی ،خطاب از محمد بن سنان از ابو خالد ،قماط از ضریس از ابو خالد ،کابلی از حضرت سید العابدین على بن الحسین علیه السلام که فرمود : مفقود شدگان از بسترهایشان سیصد و سیزده مرد به تعداد أهل بدر می باشند. پس بامداد را در مکه خواهند بود، و این است فرموده خدای عز و جل هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد و ایشان اصحاب قائم علیه السلام هستند ... &lt;br /&gt;
قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلى مَا جِيلَوَيْهِ قَالَ: حَدَّثَنِي عَلَى مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِم عَن أَحمد بن أبي القاسم) (۱) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِي د بن أبي القاسم، عن أحمد بن أبي عبد الله البرقي (۲)). عن أبيه، عَنْ مُحَمَّدِ بْن سِنَانٍ عَن الْمُفَضَّل بن عُمَرَ قال قال أبو عبد الله عليه السلام: &lt;br /&gt;
لَقَدْ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَهُ فِي الْمُفْتَقَدِينَ مِنْ أَصْحَاب الْقَائِم عَلَيْهِ السَّلامُ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهِ جَمِيعًا إِنَّهُمْ لَيَفْتَقَدُونَ عَنْ فُرَتِهِمْ لَيْلًا، فَيُصْبِحُونَ بِمَكه، وبَعْضُهُمْ يَسير فى الشعاب (النهار))(۳)، يُعْرَفُ اسْمُهُ وَ اسْمُ أَبِيهِ وَ حِلْيَتُهُ وَ نَسَبُهُ، قَالَ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيُّهُمْ أَعْظَمُ إِيمَاناً؟ قَالَ الَّذِي يُسِيرُ فِي السَّحَابِ نَهَاراً. (۴) &lt;br /&gt;
از اوست که گوید حدیث گفت ما را محمد بن على ما جيلويه رضى الله عنه ، گوید: حدیث آورد عمویم محمد بن ابی القاسم، از احمد بن ابی القاسم، از احمد بن ابی عبدالله برقی آکوفی، از پدرش از محمد بن سنان، از مفضل بن عمر، گوید: حضرت ابو عبدالله امام صادق عليه السلام فرمود: این آیه درباره مفقود شدگان ناپدید شوندگان از اصحاب قائم علیه السلام نازل گشت فرموده خدای عز و جل و هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد آنانند مفقود شدگان ناپدید شوندگان از بسترهایشان شبانگاهان که بامداد را در مکه ،باشند و بعضی از ایشان در روز بر آبر حرکت کند که نام او و نام پدرش و خصوصیات و نسبش معروف است راوی :گوید عرضه داشتم فدایت شوم کدامیک ایمانش قویتر است؟ فرمود: &lt;br /&gt;
آنکه در روز بر آبر حرکت کند. &lt;br /&gt;
العياشي بإسناده عن جابر الجعفي عن أبي جعفر عليه السلام يَقُولُ: لزم الْأَرْضَ، لا تُحرك يدك و لا رجلك أبداً حتى ترى عَلَامَاتِ أَذْكُرُهَا لَكَ فِي سَنَةٍ وَ تَرَى مُنَادِياً يُنَادِي بِدِمَشْقَ ، وَ خَدِيماً بِقَرْيَهِ مِنْ قُرَاهَا، وَ تَسْقُطُ طَائِفَةٌ مِنْ مَسْجِدِهَا، فَإِذَا رَأَيْتَ التَرْكَ جَازُوهَا، فَأَقْبَلَتِ التركَ حَتَّى نَزَلَتِ الْجَزِيرَةَ ، وَ أَقْبَلَتِ الرُّومُ حَتَّى نَزَلَتِ الرَّمْلَهُ ، وَ هِيَ سَنَهُ اخْتِلَافِ فِي كُلِّ أَرْضِ مِنْ أَرْضِ الْعَرَبِ ، وَإِنَّ أَهْلَ الشَّامِ يَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ رَايَاتٍ: الْأَصْهَبِ ، وَ الْأَبْفَعِ ، وَ السُّفْيَانِي ، مَعَ بَنِى ذَنبِ الْحِمَارِ مُضَرُ ، وَمَعَ السُّفْيَانِى أَخْوَالُهُ مِنْ كَلْبٍ ، فَيَظْهَرُ السُّفْيَانِيُّ وَ مَنْ مَعَهُ عَلَى بَنِي ذَنْبِ الْحِمَارِ حَتَّى يُقْتَلُوا قَتَلَا لَمْ يَقْتُلُهُ شَيْءٍ قَطُّ، وَ يَحْضُرُ رَجُلٌ بدمشقَ ، فَيَقْتَلُ هُوَ وَ مَنْ مَعَهُ قَتْلًا لَمْ يَقْتُلُهُ شَيْءٌ قَطُّ، وَ هُوَ مِنْ بَنِي ذنب الحمار هِيَ الْمَآيَهُ الَّتِي يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: {فَاخْتَلَفَ الْأَحْرَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ &lt;br /&gt;
وَ يَظْهَرُ السُّفْيَانِي وَ مَنْ مَعَهُ حَتَّى لا يَكُونَ لَهُ هِمَّة إلاـ آلَ مُحَمَّدِ (صلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ شِيعَتَهُمْ ، فَيَبْعَثُ - وَاللَّهِ - بَعْاً إِلَى الكوفه ، فيُصَابُ بِأَناسِ مِنْ شِيعَهِ آلِ مُحَمَّدٍ بِالْكُوفَهِ قَتلاً وصَلْباً، وَ تُقْبِلُ رَايَهُ مِنْ خُرَاسَانَ حَتَّى تَنْزِلَ سَاحِلَ الدَّخِلَهِ ، يَخْرُجُ رَجُلٌ مِنَ الْمَوَالِي ضَعِيفٌ وَ مَنْ تَبعَهُ فَيُصَابٌ بِظَهْرِ الْكُوفَهِ. &lt;br /&gt;
وَ يَبْعَثُ بَعْثاً إِلَى الْمَدِينَه فيقتل بها رَجُلًا، ويهرب المهيدى وَ الْمَنْصُورُ مِنْهَا، وَيُؤْخَذ آل مُحمَّدٍ صَغِيرُهُمْ وَ كَبِيرُهُمْ، لَا يُتْرَكُ مِنْهُمْ أَحَدٌ إِلَّا حُبِسَ، وَيَخْرُجُ الْجَيْش فى طلب الرَّجُلَيْنِ. وَ يَخْرُجُ الْمَهْدِى عَلَيْهِ السَّلَامُ) مِنْهَا عَلَى سُنَّهِ مُوسَى (عَلَيْهِ السَّلَامُ) خَائِفَاً يَتَرَقَّبُ حَتَّى يَقْدَم مَكه ، ويُقْبِلُ الجيش حَتَّى إِذَا نَزَلُوا الْبَدَاء - وَ هُوَ جَيْشُ الْهَلَاكِ - خُسِفَ بِهِمْ، فَلَا يُفْلِتُ مِنْهُمْ إِلا مُخْبَرٌ، فَيَقُومُ الْقَائِمُ بَيْنَ الرُّكْنِ وَالْمَقَام فيصلى وينصرفُ، وَ مَعَهُ وَزِيرهُ، فَيَقُولُ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا نَسْتَنهِ رُ اللَّهَ عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا وَ سَلَبَ حَقْنَا، مَنْ يُحَاجَّنَا فِي اللَّهِ فَإِنَّا أَوْلَى بِاللهِ، وَ مَنْ يُحَاجُنَا فِي آدَم عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَإِنَّا أَوْلَى النَّاسِ بِآدَمَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) ، وَ مَنْ حَاجَّنَا فِي نُوحٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَإِنَّا أَوْلَى النَّاسِ بِنُوحٍ عَلَيْهِ السَّلام) ، وَ مَنْ حَاجَّنَا فِي إِبْرَاهِيمَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَإِنَّا أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) ، وَ مَنْ حَاجَّنَا فِي مُحَمَّدٍ (صلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فَإِنَّا أَوْلَى النَّاسِ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ مَنْ حَاجَّنَا فِي النَّبِيِّينَ فَنَحْنُ أَوْلَى النَّاسِ بِالنَّبِيِّينَ، وَ مَنْ حَاجَّنَا فِي كِتَابِ اللهِ فَنَحْنُ أَوْلَى النَّاسِ بِكِتَابِ اللهِ. إِنَّا نَشْهَدُ وَ كُلُّ مُسْلِمَ الْيَوْمَ أَنَّا قَدْ ظُلِمْنَا، وَ طُرِدْنَا، وَ بَغِى عَلَيْنَا، وَ أَخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَ أَمْوَالِنَا وَ أَهْلِينَا، وَ قُهَرْنَا، أَلَا إِنَّا نَسْتَنْصِرُ اللَّهَ الْيَوْمَ وَكُلُّ مُسْلِمٍ. &lt;br /&gt;
و يَجِيءُ - وَ اللَّهِ - ثَلاث مائه و بضْعَه عَشَرَ رَجُلًا، فيهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَهُ، يَجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلَى غَيْرِ مِيعَادِ، قَرَعاً كَفَرَعِ الْحَرِيفِ، يَتَّبِعُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً، وَهِيَ الْآيَهُ الَّتِي قَالَ اللهُ: أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بكُمُ الله جَمِيعاً إِنَّ الله عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فَيَقُولُ رَجُلٌ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (صلى الله عَلَيْهِ و آله): أَخْرُجْ مِنْهَا، فَهِيَ الْقَرْيَهُ الظَّالِمُ أَهْلَهَا ثُمَّ يَخْرُجُ مِنْ مـ هُوَ وَ مَنْ مَعَهُ الثَّلَاثُ مِائِهِ وَ بِضْعَهُ عَشَرَ يُبَايِعُونَهُ بينَ الرُّكُن وَالْمَقَامِ ، وَ مَعَهُ عَهْيد نبي الله (صلى الله عَلَيْهِ وآلِهِ) و رايته، و سلاحه، و وزيرهُ مَعَهُ، فَيُنَادِي الْمُنَادِى بِمَكهُ بِاسْمِهِ وَ أَمْرِهِ مِنَ السَّمَاءِ، حَتَّى يَسْمَعُهُ أَهْلُ الْأَرْضِ كُلُّهُمْ: اِسْمُهُ اسْمُ نَبِي إِذْ أَشْكُل عَلَيْكُمْ فَلَمْ يُشْكِلْ عَلَيْكُمْ عَهْدُ نَبِيِّ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و آله)، و رايته، وسلاحه، والنَّفْسَ الزَّكِيهُ مِنْ وَلدِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ ، فَإِنْ أَشْكل عَلَيْكُمْ هَذَا فَلَا يُشْكُلُ عَلَيْكُمُ الصَّوْتُ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِهِ وَ أَمْرِهِ، وَ إِيَّاكَ وَ شَدَّاذَا مِنْ آلِ مُحَمَّدِ ، فَإِنَّ لِآلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى عَلَيْهِمُ السَّلام) رَايَةً، وَ لِغَيْرِهِمْ رَايَاتٍ، فَالْزِمِ الْأَرْضِ ولا تَتَّبِعْ مِنْهُمْ رَجُلاً - أيداً حَتَّى تَرى رَجُلاً مِنْ وَادِ الْحُسَينِ عَلَيْهِ السَّلَامُ) ، مَعَهُ عَهْدُ نبي الله (صلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ رَايَتُهُ وَ سلاحُهُ، فَإِنَّ عَهْدَ نَبِی اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ صَارَ عِنْدَ عَلى بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ)، ثُمَّ صَارَ عِنْدَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ، (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ)، وَيَفْعَيلَ اللَّهُ مَا يَشَاءُ، فَالْزَمْ هَؤلاء أيداً، وَ إِيَّاكَ وَ مَنْ ذَكَرْتُ لَكَ . فَإِذَا خَرجَ رَجُلٌ مِنْهُمْ مَعَهُ ثَلَا تُمَانَهِ وَ بِضْعَهُ عَشَرَ رَجُلًا، وَ مَعَهُ رَايَهُ رَسُولِ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، عَامِداً إِلَى الْمَدِينَهِ حَتَّى يَمُرَّ بِالْبَيْدَاءِ حَتَّى يَقُولَ: هَذَا مَكَانُ الْقَوْمِ الَّذِينَ يُخْسَفُ بِهِمْ، و هى الايه الَّتِى قَالَ اللهُ: {أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ أَنْ يَخْسِفَ الله بهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُمْ بِمُعْجِزِينَ }(1) &lt;br /&gt;
فَإِذَا قَدِمَ الْمَدِينَهُ أَخْرَجَ مُحَمَّدَ بْنَ الشَّجَرِى عَلَى سُنَّهُ يُوسُفَ (عليه السلام)، ثُمَّ يَأْتِى الكوفة فيطِيلُ بِهَا الْمَكْتَ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَمْكُثُ حَتَّى يَظْهَرَ عَلَيْهَا، ثُمَّ يَسِيرُ حَتَّى يَأْتِيَ الْعَذْرَاءَ هُوَ وَ مَنْ مَعَهُ، وَقَدْ لَحِقَ بِهِ نَاسٌ كَثِيرُ، وَ السَّفْيَانِيُّ يَوْمَئِذٍ بِوَادِي الرَّمْلَهِ ، حَتَّى إِذَا الْتَقَوْا - وَ هُوَ يَوْمُ الْأَبْدَالِ - يَخْرُجُ أَنَاسٌ كَانُوا مَعَ السُّفْيرانِى مِنْ شِيعَهِ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ يَخْرُجُ نَاسٌ كَانُوا مَعَ آلِ مُحَمَّدٍ إِلَى السُّفْيَانِي ، فَهُمْ مِنْ شيعَتِهِ حَتَّى يَلْحَقُوا بِهِمْ، وَيَخْرُجُ كُلَّ أُنَاسِ إِلَى رَايَتِهِمْ، وَ هُوَ يَوْمُ الْأَبْدَالِ . &lt;br /&gt;
قالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) : ويُقيلُ يَوْمَذ السُّفْيَانِي ومَنْ مَعَهُ حَتَّى لا يُترك مِنْهُمْ مُخْبرُ، وَ الْخَائِبُ يَوْمَئِذٍ مَنْ خَابَ مِنْ غَنِيمَه بَنِي كَلْبِ ، ثُمَّ يُقْبِلُ إلَى الْكُوفَهِ فَيَكُونُ مَنزِلُهُ بِهَا، فَلَا يَتَرَكَ عَبْداً مُسْلِماً إِلَّا اشْتَرَاهُ وأَعْتَقَهُ، وَلَا غَارِمَا إِلَّا قَضَى دَيَّنَهُ، وَلَا مظْلِمَهُ لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ إِلا رَدَّهَا، وَلا يُقْتَلُ مِنْهُ عَبْد إلا أدى ثمنه، ديَة مُسلَّمَهُ إِلَى أَهْلِهِ ، وَلَا يُقْتَلُ قَنِيلٌ إِلَّا قَضَى عَنْهُ دَيْنَهُ، وَأَلْحَقِّ عِبَالَهُ فِي الْعَطَاءِ، حَتَّى يَمْلَأُ الأَرْضَ قِشيطاً وعَدْلاً، كما مُلِنتْ ظُلماً و جَوْراً وَ عُدْوَانًا وَيَسْكُنُ هُوَ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ الرَّحْبَهُ ، وَ الرَّحْبَهُ إِنَّمَا كانت مشكنَ نُوحٍ عَلَيْهِ السَّلام) ، وهي أَرْضَ طيبة، ولا يَسْكُنَ الرَّجُلُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ) وَ لَا يُقْتَلُ إِلَّا بِأَرْضِ طَيِّبِهِ راكِيهِ، فَهُمُ الْأَوْصِيَاءُ الطَّيِّبُونَ . (۲) &lt;br /&gt;
اعیاشی بسند خود از جابر ،جعفی از حضرت ابو جعفر امام باقر عليه السلام آورده که آن حضرت فرمود: خانه نشین باش و ( البته اید دست و پایی مکن تا نشانه هایی را که برایت یاد میکنم در یک سال ببینی و بانگ زننده ای را بینی که در دمشق ندا کند و فرورفتنی در یکی از آبادیهای آن و قسمتی از مسجد آن فرو خواهد ،ریخت پس هرگاه دیدی ] ترکها از آن ،گذشتند و ترکها پیشروی کردند تا اینکه در جزیره فرود آمدند و رومیان پیش آمدند تا اینکه در رمله فرود آیند و آن سالی است که در هر یک از سرزمینهای عرب اختلاف خواهد بود، و به راستی که اهل شام در آن هنگام بر سه پرچم اختلاف کنند: آصهب، و أبقع،(۱) وسفیانی با بنی ذنب الحمار از قبیله مضر اختلاف میکنند همراهان سفیانی دانیهایش | از قبیله کلب خواهند بود، پس سفیانی و همدستانش بر بنی ذنب الحمار پیروز خواهند شد و چنان کشته شوند که هیچ کشته بمانند آن نبوده است. و مردی که از بنی ذنب الحمار است به دمشق میآید پس او و همراهانش به طوری کشته میشوند که کسی را آنطور نکشته باشند، و این است | معنی | آیه ای که خدای تبارک و تعالی می فرماید و حزبها از میان خود اختلاف ،کنند پس وای بر کافران از دیدن روزی بزرگ . &lt;br /&gt;
و سفیانی و همدستانش آشکار میشود و بطوری است که مقصودی جز | کشتن | آل محمد عليهم السلام و شیعیانشان ندارد، پس به خدا سوگند لشکری به کوفه میفرستد و عده ای از شیعیان آل محمد علیهم السلام را در کوفه می کشد و به دار می آویزد و پرچمی از خراسان میآید تا اینکه در ساحل رودخانه دجله مستقر میشود مرد ضعیفی از شیعیان با پیروانش [ برای سرکوبی سفیانی | خروج میکند پس در بیرون کوفه مغلوب می گردد. &lt;br /&gt;
و 1 سفیانی لشکری را به مدینه می فرستد، پس مردی را در آنجا میکشد و مهدی و منصور از آنجا فرار می کنند، و کوچک و بزرگ فرزندان پیغمبر صلی الله علیه و آله دستگیر میشوند و همگی آنان به زندان می افتند، و لشکر در پی آن دو تن (مهدی و منصور ) بیرون میرود و مهدی علیه السلام | بسان موسی که از مصر گریخت هراسان و نگران از مدینه بیرون می رود تا به مگه میرسد و لشکر هم در پی او میروند و چون در پیدا که لشکر هلاکت است منزل کنند به زمین فرو روند و جز یک تن که خبرشان را میبرد هیچکدام جان سالم بدر نمی برند پس قائم علیه السلام بین رکن و مقام بیا خیزد و نماز میگذارد و در حالیکه وزیرش با اوست روی برمی گرداند و میگوید ای مردم ما خداوند را به یاری می طلبیم بر هر کسی که به ما ظلم کرده و حقمان را ربوده است هر که در باره خداوند با ما بحث دارد پس بداند که من سزاوارترین افراد به خداوند هستم و هر کس درباره آدم با ما محاجه دارد پس من از همه به آدم نزدیکترم و هرکس درباره نوح گفتگو دارد پس من به نوح از همه نزدیکترم و هر کس درباره ابراهیم بحث دارد پس من از تمامی مردم به ابراهیم نزدیکترم و هر کس به نام محمد با ما بحث دارد پس من از همه مردم به محمد صلى الله علیه و آله وسلم نزدیکترم و هر کس در مورد پیغمبران با ما گفتگو دارد پس من از همه مردم به پیغمبران ،نزدیکترم و هر کس درباره کتاب خدا با ما محاجه کند پس ما از تمامی افراد به کتاب خداوند نزدیکتریم من ما و هر مسلمانی امروز گواهی دهیم که همانا بر ما ظلم شده و آواره مان نمودند و بر ما ستم کرده و از خانه و وطن و اموال و خاندانمان بیرون راندند و مقهور ساختند مگر اینکه امروز از خداوند یاری می خواهیم و هر مسلمانی را به یاری می خوانیم &lt;br /&gt;
و به خدا سوگند سیصد و سیزده مرد که پنجاه زن نیز در میان آنها هست؛ خواهند آمد بدون وعده قبلی و همچون ابرهای پائیزی پی در پی در مگه جمع میشوند و این است آیه ای که خدای تعالی فرماید و هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد محققاً خدا بر هر چیز تواناست، پس مردی از آل محمد علیهم السلام می:گوید این است آن آبادیی که اهلش ستم پیشه اند، (۱) سپس او با آن سیصد و ده و چند نفر که بین رکن و مقام با او بیعت میکنند در حالیکه عهد پیغمبر | پیغمبر خدا صلى الله علیه و آله وسلم و پرچم و سلاح آن حضرت با اوست با وزیرش از مکه بیرون میآیند و در مکه نام و فرمان آن جناب از سوی آسمان ندا میشود به طوری که تمامی اهل زمین آن را میشنوند اسم او اسم پیغمبری است، هر چه بر شما مشکل شود پیمان پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم و پرچم و سلاحش و نفس زکیه از فرزندان حسین علیه السلام بر شما مشتبه نخواهد شد و چنانچه این امر بر شما مشتبه بماند آن صدای آسمانی به نام و فرمان او، و معدودی از فرزندان محمد مصلى الله عليه وآله وسلم که به عنوان بر پانی عدل و داد و تشکیل دولت حق خروج میکنند بر شما پوشیده نخواهد ماند. زیرا که آل محمد علیهم السلام را پر جمی و [ دولت معینی است و دیگران به پرچمهایی وابسته می شوند دیگران دولتهایی دارند | پس خانه نشین باش و از هیچکدام اینان ابدأ پیروی مکن تا اینکه مردی از فرزندان حسین علیه السلام را بنگری که با اوست پیمان پیغمبر خدا و پرچم و سلاح او زیرا که عهد و پیمان پیغمبر خدا به علی بن الحسین رسید، سپس به محمد بن علی | خود آن حضرت علیهم السلام | رسید و بعد از این | خداوند آنچه را بخواهد انجام می دهد، پس همیشه با اینان باش و از آنهایی که برایت یاد کردم جداً بپرهیز، پس هرگاه مردی از ایشان که سیصد و سیزده نفر با وی بود و پرچم رسولخدا صلى الله عليه وآله وسلم را همراه داشت بیا خاست و عازم مدینه شود با او همراهی کن و چون از بیابان «بیداء» بگذرد می گوید: اینجا جای کسانی است که به زمین فرو خواهند شد و این است آیه ای که خدای عز و جل فرموده آیا کسانی که زشتیها را انجام می دهند ایمن هستند از اینکه خداوند آنان را در زمین فرو برد یا بدون اینکه متوجه باشند عذاب بر آنها فرا رسد، یا هنگامی که سرگرم رفت و آمدها هستند به ناگاه آنان را به مؤاخذهسخت بگیرد و آنان نتوانند بر قدرت حق غالب آیند . &lt;br /&gt;
و هنگامی که وارد مدینه شود محمد | این | شجری را همچون یوسف از زندان آزاد سازد، سپس به سوی کوفه می رود و مدتی طولانی - هر قدر که خدا خواهد در آنجا میماند تا اینکه بر آن غالب میشود آنگاه در حالیکه مردمان بسیاری به آن حضرت ملحق شده باشند با همراهانش به سوی «عذرا کوچ میکند سفیانی در آن موقع در وادی رمله » است، که دو لشکر با هم برخورد مینمایند و آن روز تغییر و تبدیل است جمعی از شیعیان آل محمد عليهم السلام که با سفیانی بوده اند از آنها جدا میشوند و عده ای که با آل محمد علیهم السلام بوده اند به سوی سفیانی بیرون میروند، آنها از پیروان سفیانی هستند لذا به آنها می پیوندند، (۱) و هر مردمی به سوی پرچم خودشان روی میکنند و آن روز تبدیل است. &lt;br /&gt;
أمير المؤمنين عليه السلام فرمود و آن روز سفیانی و همراهانش کشته میشوند بطوریکه خبر آورنده ای هم از آنها باقی &lt;br /&gt;
نخواهد ماند و زیانبار در آن روز کسی است که از غنیمت قبیله کلب بی بهره باشد. سپس آن حضرت به کوفه می آید و &lt;br /&gt;
منزلش در آن خواهد بود پس هیچ برده مسلمانی را وانگذارد مگر اینکه او را بخرد و آزاد ،نماید و هیچ بدهکاری را مگر &lt;br /&gt;
اینکه قرضش را ادا کند و هر کس مظلمه ای نسبت به کسی از مردمان داشته باشد آن را مسترد می دارد و هیچ بنده ای از &lt;br /&gt;
آنها کشته نشود مگر اینکه دیه کامل او را به خاندانش میپردازد و از هر مقتولی وامش را ادا می کند و به وضع عائله اش &lt;br /&gt;
رسیدگی می نماید تا اینکه زمین را پر از قسط و عدل می سازد همچنانکه آکنده از جور و تجاوز شده باشد، و خود و &lt;br /&gt;
خاندانش در «رجبه سکونت خواهند کرد.&lt;br /&gt;
 و ارحبه محل سکونت نوح بوده و آن سرزمین پاکیزه ای است و هیچیک از آل محمد علیهم السلام جز در سرزمین پاکیزه سکونت نکنند و کشته نشوند که آنان اوصیای پاکیزه پیغمبرند. &lt;br /&gt;
عنه، بإسناده عن أبي سمينه، عن مولى لأبي الحسن، قال: سألت أبا الحسن عليه التي لام عن قوله: أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جميعاً قال: اوا ذلك و الله | أن لو قد قام قائمنا يجمع ) الله إليه شيعتنا من جميع البلدان. (1) &lt;br /&gt;
او از اوست به سند خود از ابو سمینه از یکی از غلامان حضرت ابو الحسن (امام کاظم علیه السّلام، که گفت: از حضرت ابو الحسن عليه السلام درباره فرموده ی خداوند هر کجا باشید خداوند همه ی شما را خواهد آورد) پرسیدم. آن جناب فرمود: آن به خدا سوگند هنگامی است که قائم مابه پا خیزد خداوند شیعیانمان ما را از تمامی شهرها به سوی او جمع خواهد کرد.» &lt;br /&gt;
الشيخ المفيد، في كتاب الاختصاص عن عمرو بن أبي المقدام، عن جابر الجعفي قال: قال لي أبو جعفر عليه السلام يا جابر، الزم الأرض ولا تحرك بدا و لا رجلا حتى ترى علامات أذكرها لك إن أدركتها: أولها اختلاف ولد فلان، و ما أراك تدرك ذلك، و لكن حدث به بعدی و مناد ينادى من التيماء، ويجيئكم الصوت من ناحيه دمشق بالفتح، و يخسف بقريه من قرى النَّامِ تسمى الجابيه، و تسقط طائفه من مسجد دمشق الأيمن، و مارقه تمرق من ناحيه الترك و يعقبها (من حاله) مرج الزوم، و يستقبل إخوان الترك حتى ينزلوا الجزيره و يستقبل م || ارقه الزوم حتى تنزل الزمله. &lt;br /&gt;
فتلك التينه يا جابر - فيها اختلاف كثير في كل أرض (۲) ناحيه المغرب، فأوّل أرض المغرب تخرب الشّام، يختلفون عند ذلك على ثلاث رايات، رايه الأصهب، ورايه الأبقع، و رايه التيفياني، فيلقى التشيفياني الأبقع، فيقتلون فيقتله و من معه، و يقتل الأصهب، ثم لا يكون همه إنما الإقبال نحو العراق ويمرّ جيشه بقرقيسا فيقتلون بها ماءه ألف رجل من الجيارين و يبعث التيفياني جيشا إلى الكوفه، وعدتهم سبعون ألف رجل، فيصيبون من أهل الكوفه قتلا وصلبا و سبيا، فبيناهم كذلك إذ أقبلت رايات من ناحيه خراسان تطوى المنازل طيا حثيثا ومعهم نفر من أصحاب القائم عليه السلام، وخرج رجل من موالى أهل الكوفه فقتله (1) أمير جيش السفياني بين الحيره و الكوفه، ويبعث الشيمياني بعثا إلى المدينه فينفر المهدى عليه السلام منها إلى مكه، فبلغ أمير جيش التيفياني أن المهدي عليه السلام قد خرج من المدينه فيبعث جيشا على أثره فلا يدركه حتى يدخل . مكه خائفا يترقب على سنه موسى بن عمران صلوات الله عليه... و ينزل أمير جيش التي نمياني البيداء، فينادي مناد من الشيماء يا بيداء أبيدى القوم فيخسف بهم البيداء فلا يفلت منهم إلا ثلاثه يحوّل الله وجوههم في أقفيتهم وهم من كلب وفيهم نزلت هذه الآسيه: يا أَيُّهَا الَّذِينَ أوتُوا الكتاب آمِنُوا بِما نَزَّلْنَا مُضي دقاً لما معَكُمْ مِنْ قَبْل أَنْ نَطْمس وُجُوهَا فَتَرُدُّها على أدبارها ... (٢) الآيه.. قال: و القائم يومنذ بمكه قد أسند ظهره إلى البيت الحرام مستجيرا به ينادى: يا أيها الناس إنا نستنصر الله و من أجابنا من الناس، فإنا أهل بيت نبيكم، و نحن أولى الناس بالله وبمحمد صلى الله عليه و اله و سلم، فمن حاجني في آدم فأنا أولى الناس بآدم عليه السلام، و من حاجني في نوح فأنا أولى الناس بنوح : السلام، و من حاجني في إبراهيم فأنا أولى الناس بإبراهيم عليه السلام، و من حاجني في محمد صلى الله عليه و اله و سلم فأنا أولى الناس بمحمد صلى الله عليه واله وسلم، و من حاجتي في النبيين فأنا أولى الناس بالنبيين أليس الله يقول في محكم كتابه: إِنَّ اللهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحاً و آل إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ذُرِّيَّهُ بَعْضُها مِنْ بَعْض وَ اللهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (۱). در مأخذ: أبلغه. (۲)؟ فأنا بقيه من آدم و خيره (۳) من نوح و مصطفى من إبراهيم، وصفوه من محمد صلى الله عليه و آله و عليهم، ألا و من حاجتى فى كتاب الله فأنا أولى (الناس) بكتاب الله، الا و من حاجني في سنه رسول الله و سيرته فأنا أولى الناس بسته رسول الله و سيرته، فأنشد ان الله من سمع كلامي اليوم لما ابلغه الشاهد منكم الغائب، و أسألكم بحق الله و حق رسوله و حقى فإن لى عليكم حق القربي برسول الله صلى الله عليه واله وسلم لما أعنتمونا و متعتمونا ممن يظلمنا، فقد أخفنا و ظلمنا و طردنا من ديارنا و أبنائنا و بغى علينا و دفعنا عن حقنا و آثر علينا أهل الباطل، ف} الله الله فينا لا تخذلونا و انصرونا ينصركم الله. &lt;br /&gt;
فيجمع الله له أصحابه ثلاث مائه وثلاثه عشر رجلا، فيجمعهم الله على غير ميعاد قزع كفرع الخريف، و هي- يا جابر - الآيه التي ذكرها الله: أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ الله جَمِيعاً، إنَّ الله عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ فيبايعونه بين الركن والمقام، و معه عهد من رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم و قد توارثه الأبناء (۴) عن الآباء. &lt;br /&gt;
و القائم عليه السلام يا جابر أرجل من ولد الحسين بن علي عليهما السلام يصلح الله له أمره فى ليله (واحده)، فما أشكل على الناس من ذلك يا جابر، لا يشكلن عليهم ولادته من رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم و وراثته العلماء عالما بعد عالم، فإن أشكل عليهم هذا كله فإن الصوت من السماء لا يشكل عليهم إذا نودى باسمه و اسم أبيه و اسم أمه. (۵)۷ &lt;br /&gt;
شیخ مفید در کتاب اختصاص از عمرو بن ابی المقدام از جابر جعفی آورده که گفت حضرت ابو جعفر (امام باقر عليه السلام بمن فرمود بر جایت بنشین و هیچ دست و پای مکن تا آنگاه که علامتهایی را که برایت یاد می کنم ببینی اگر آن زمان را درک کنی نخستین آنها اختلاف فرزندان فلان است و من نمیبینم که تو به آن روزگار برسی، ولی پس از من این را حدیث بگوی و دیگر از علامتها | منادی است که از آسمان ندا میکند و صدا از ناحیه دمشق بلند می شود و نوید پیروزی می دهد و در یکی از آبادیهای شام که جابیه نام دارد فرورفتگی پدید می آید و بخشی از سمت راست مسجد دمشق قرو می ریزد، و گروهی از ترکها شورش مینمایند و در پی آن اوضاع روم آشفته میشود و برادران ترک پیش می آیند تا اینکه در جزیره فرود می آیند و شورشیان روم پیش روی نموده و در رمله منزل می گیرند. &lt;br /&gt;
ای جابر در آن سال در هر سرزمینی از ناحیه مغرب اختلاف بسیار خواهد بود. پس نخستین سرزمینی که از ناحیه غرب خراب می شود شام است در آن هنگام برسه پرچم اختلاف مینماید پرچمی سرخ و سفید و پرچم دیگر سیاه و سفید، و پرچم سفیانی ، پس سفیانی با پرچم سیاه و سفید برخورد میکند و با هم به مقابله و نبرد می پردازند، آن پرچمدار و تمام همراهانش را به قتل میرساند پس از آن صاحب پرچم سرخ و سفید را به قتل میرساند آنگاه جز این هدفی ندارد که به سوی عراق پیش روی کند و لشکریانش از قرقیسا میگذرند که صدهزار تن از سرکشان و ستمگران در آنجا به هلاکت می رسند. و سفیانی لشکری به سوی کوفه میفرستد که تعداد آنها هفتاد هزار مرد جنگی است پس آنها به کشتن و دار زدن و اسیر کردن اهل کوفه میپردازند و در همین اثنا که سرگرم این فجایع هستند پرچمهایی از ناحیه خراسان پیش می آید که به سرعت منزلها را پشت سر میگذارند با ایشان چند تن از اصحاب حضرت قائم علیه السلام هست و مردی از موالی اهل کوفه خروج میکند که فرمانده لشکر سفیانی او را بین حیره و کوفه به قتل میرساند آنگاه سفیانی عده ای را به مدینه می فرستد، پس حضرت مهدی علیه السلام از آن به سوی مگه فرار کوچ میکند به فرمانده لشکر سفیانی خبر می رسد که حضرت مهدی علیه السلام از مدینه بیرون رفته سپاهی در پی آن بزرگوار روانه می سازد که به او نمی رسد تا اینکه آن حضرت با ترس و هراس همچون موسی بن عمران صلوات الله علیه به مگه داخل می شود. &lt;br /&gt;
و فرمانده سپاهیان سفیانی در بیابان بیداء ، فرود می آید. پس منادی از سوی آسمان ) بانگ میزند ای بیداء این گروه را نابود کن که زمین بیداء» آنها را در کام خود فرو می برد و جز سه تن کسی از آنها باقی نمی ماند، آن سه تن را خداوند صورتهایشان را به پشت بر میگرداند و آنان از قبیلهکلب میباشند و درباره آنها این آیه نازل شده ای کسانی که کتاب آسمانی به شما داده شده به آنچه ما نازل کردیم که آنچه نزد خود دارید را تصدیق میکند ایمان آورید پیش از آنکه صورتهایی را تغییر دهیم و آنها را به پشت برگردانیم و تا آخر آیه... &lt;br /&gt;
حضرت فرمود: و قائم در آن روز در مکه است به بیت الله الحرام تکیه زده و به آن پناهنده شده ندا می کند. (ای مردم ما از خداوند و هر کس از مردم که دعوتمان را اجابت کند یاری میخواهیم که ما خاندان پیغمبر شمائیم، و ما سزاوارترین و نزدیکترین مردم به خداوند و حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم هستیم. پس هر آنکه درباره آدم با من گفتگو دارد بداند که من از هر کس به آدم علیه السلام نزدیکترم و هر کس درباره نوح با من محاجه کند من از همه مردم به نوح علیه السلام نزدیکترم و هر کس درباره ابراهیم با من گفتگو دارد پس من از همه مردم به ابراهیم علیه السلام نزدیکترم و هر آنکه درباره محمد صلى الله علیه و آله وسلم بحث دارد پس من از همه مردم به محمد ،نزدیکترم و هر کس درباره پیغمبران با من احتجاج دارد پس بداند که من از همه مردم به پیغمبران سزاوارترم مگر نه اینست که خداوند در کتاب محکم خویش می فرمايد: و همانا خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد ذره ای که بعضی از بعض دیگر پدید آمده اند و خداوند شنوا و داناست و و من بازمانده آدم و ذخیره ای از نوح و برگزیده ای از ابراهیم، و عصاره ای از محمد صلى الله عليه و آله وعليهم .هستم توجه کنید هر کس درباره کتاب خدا با من محاجه کند پس بداند که من از همه (مردم) به کتاب خداوند ،نزدیکترم آگاه باشید؛ هر کس در مورد سنت و سیرت رسول الله با من بحث دارد بداند که من از تمامی مردم به سنت و سیرت رسولخدا نزدیکترم هر کس سخنم را امروز شنید او را به خدا سوگند میدهم که حاضرانتان به غائبان برسانند، و شما را به حق خداوند و حق رسول او و حق خودم سوگند می دهم که مرا بر شما حق خویشاوندی به رسول الله صلى الله علیه و آله وسلم هست که ما را یاری دهید و ظلم کنندگان به حق ما را از ما دور سازید که همانا ما خاندان پیامبر) ترسانیده شده ایم و بر ما ظلم گردیده و از شهر و دیار و فرزندانمان آواره گشته ،ایم بما تعدی کرده و از حقمان دور ساخته اند و اهل باطل را بر ما مقدم داشتند پس خدا را خدا را درباره ما که خوارمان مسازید و پاریمان کنید که خداوند باریتان خواهد کرد. &lt;br /&gt;
آنگاه خداوند سیصد و سیزده مرد اصحابش را برایش جمع خواهد ساخت که بدون قرار قبلی همچون قطعه های ابر پاییزی آنان را گرد می آورد و این است ای -جابر معنی آیه ای که خداوند می فرماید: هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد.&lt;br /&gt;
محققا خدا بر هر چیز تواناست و پس ما بین رکن و مقام با او بیعت میکنند و عهدنامه ای از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم با اوست که فرزندان (پیغمبر) آن را از پدرانشان به ارت برده اند ای جابر وقائم عليه السلام | مردی از فرزندان حسین ابن على ( عليهما السلام است خداوند کار او را در یک شب برایش اصلاح می فرماید پس ای جابر هر چه بر مردم مشکل شود اینکه او از فرزندان رسولخدا صلى الله عليه وآله وسلم و وارث علماست عالمی پس از عالم دیگر بر آنها مشکل و مشتبه نیست و اگر همه اینها بر آنان دشوار گردد همانا آن صدای از سوی آسمان برایشان مشتبه نخواهد شد، آنگاه که بنام او و نام پدرش و نام مادرش بانگ زده شود . &lt;br /&gt;
الطبرسى فى الاحتجاج عن عبد العظيم الحسني رضى الله عنه قال: &lt;br /&gt;
قلت لمحمد بن على بن موسى عليهم السلام يا مولاي إني لأرجو أن تكون القائم من أهل بيت محمد الذي يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما وجورا فقال عليه السلام: ما منا إلا قائم بأمر الله و هاد إلى دين الله و لكن القائم الذى يظهر الله به الأرض من الكفر والجحود ويملأها (۱) قسطا وعدلا، هو الذى يخفى على الناس ولادته ويغيب عنهم شخصه ويحرم عليهم تسميته، و هو سمى رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم و کنیه و هو الذى تطوى له الأرض، ويذل له كل صعب، يجتمع إليه من أصحابه عده أهل بدر ثلاث ماءه وثلاثه عشر رجلا من أقاصى الأرض، و ذلك قول الله عزّ وجلَّ: أَبْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمْ الله جميعاً، إنَّ الله . كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ فإذا اجتمعت له هذه العده من أهل الأرض ،(۲)، أظهر الله أمره فإذا كمل له العقد - و هو عشرة آلاف رجل - خرج بإذن الله، فلا يزال يقتل أعداء الله حتى يرضى الله عز وجل. على &lt;br /&gt;
قال عبد العظيم: فقلت له: يا سيدى، فكيف يعلم أن الله قد رضي؟ قال: يلقى فى قلبه الرّحمه، فإذا دخل المدينه أخرج اللات و العزى فأحرقهما. (۳) &lt;br /&gt;
اشیخ طبرسی در کتاب احتجاج از جناب عبدالعظیم حسنی رضی الله عنه آورده که گوید: به حضرت محمد بن علی بن موسی امام جواد عليهم السلام عرض کردم ای مولای من امیدوارم آن قائم از خاندان محمد که زمین را پر از قسط و عدل سازد همچنانکه آکنده از ظلم و جور شده باشد تو باشی؟ آن حضرت علیه السلام فرمودند هر یک از ما | امامان معصوم } قائم به امر خداوند او هدایت کننده به سوی دین خداست ولی آن قائمی که خداوند به دست او زمین را از کفر و انکار حق پاک خواهد ساخت و آن را پر از قسط و عدل خواهد کرد او کسی است که ولادتش بر مردم مخفی می. و شخص او از ایشان غایب میگردد و بردن نامش بر آنان حرام میباشد و اوست همنام و هم کنیه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم، و هم اوست که زمین برایش در نوردیده خواهد شد و هرگونه دشواری برایش آسان خواهد گشت از اصحابش به تعداد اهل بدر سیصد و سیزده مرد از اطراف زمین به سویش جمع خواهد شد و این است معنی ) فرموده خدای عز و جل: « هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد محققا خدا بر هر چیز تواناست پس چنانچه این تعداد از اهل زمین (اهل اخلاص ) برایش گردیدند خداوند امرش را آشکار می سازد و چون عقد که ده هزار مرد است برایش کامل شود به اذن خداوند خروج خواهد کرد پس پیوسته دشمنان خدا را میکشد تا اینکه خدای عز و جل راضی شود. جمع حضرت عبدالعظیم گوید به آن جناب عرضه داشتم ای آقای من چگونه خواهد دانست که خداوند راضی شده؟ امام جواد علیه السلام فرمود: در قلبش رحمت می افکند هنگامیکه به مدینه داخل گردد لات و عزی را بیرون می آورد و آن دو را پس آتش می زند. &lt;br /&gt;
أبو جعفر محمد بن جرير الطبري، في مسند فاطمه عليها السلام قال: حدثني أبو الحسين محمد بن هارون، قال: حدثنا أبو (1) هارون ابن موسى بن أحمد رضى الله عنه قال: حدثنا أبو على الحسن بن احمد محمد النهاوندي، قال: حدثنا أبو جعفر محمد بن إبراهيم بن عبد الله القمى القطان المعروف بابن الخزاز، قال حدثنا محمد بن زياد عن أبي عبد الله الخراساني قال: حدثنا أبو الحسين عبد الله ابن الحسن الزهرى ، قال : حدثنا أبو حسان سعيد بن جناح، عن مسعود (مسعده. بن صدقه، عن أبي بصير، عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: قلت: جعلت فداك هل كان أميرالمؤمنين عليه السلام يعلم أصحاب القائم عليه السلام كما كان يعلم عدتهم؟ &lt;br /&gt;
قال أبو عبد الله عليه السّلام ) حدثني أبي عليه السلام، قال : والله لقد كان يعرفهم بأسمائهم وأسماء آبائهم وقبائلهم أرجلا فرجلا- و مواضع منازلهم ومراتبهم، فكل ما عرفه أمير المؤمنين عليه السلام فقد عرفه الحسن عليه السلام، و كل ما عرفه الحسن، فقد عرفه الحسين عليه السلام وكل ما عرفه الحسين فقد علمه على بن الحسين عليه السلام، وكلما علمه على بن الحسين فقد صار علمه إلى محمد بن على عليه السلام، وكلما قد علمه محمد بن على عليه السلام، فقد علمه و عرفه صاحبكم (یعنی نفسه صلوات الله عليه). قال أبو بصير قلت مكتوب؟ قال: فقال أبو عبد الله عليه السلام: «مكتوب في كتاب محفوظ في القلب، مثبت فى الذكر لا ينسى قال: قلت: جعلت فداك أخبرني بعددهم و بلدانهم و مواضعهم فذاك يقتضى من أسمائهم ، &lt;br /&gt;
:قال فقال: إذا كان يوم الجمعه بعد الصلاه فاتني قال: فلما كان يوم الجمعه أتيته فقال: «يا أبا بصير أتيتنا لما سألتنا عنه؟ قلت: نعم، جعلت فداك! قال: «إنك لا تحفظه، فأين صاحبك الذى يكتب لك ؟ قلت: أظنّ شغل شغله - و كرهت أن أتأخر عن وقت حاجتي - فقال لرجل في مجلسه: «اكتب له: هذا ما أملاه رسول الله صلى الله عليه واله وسلم على أمير المؤمنين عليه السلام وأودعه إياه من تسميه أصحاب المهدي عليه السلام، و عدد من يوافيه من المفقودين عن فرشهم وقبائلهم، و التيائرين في ليلهم و تهارهم إلى مكه، و ذلك عند استماع الصوت فى السنه التى يظهر فيها أمر الله عز و جل و هم النجباء و القضاه الحكام على الناس: من طاز بند الشرقي رجل و هو المرابط السياح، و من الصامغان رجلان و من أهل فرغانه ،رجل، و من أهل الترمد رجلان، و من الديلم أربعه رجال و من مرو الزوذ رجلان و من مرو اثنا عشر رجلا، و من بيروت تسعه رجال و من طوس خمسه رجال، و من القريات رجلان و من سجستان ثلاثه رجال و من الطالقان أربعه وعشرون رجلا و من جبل الغر ثمانيه رجال و من نيسابور ثمانيه عشر رجلا، و من هراه اثنا عشر رجلا، و من بوسنج أربعه رجال، و من الزى سبعه رجال و من طبرستان سبعه تسعه | رجال، و من قم ثمانيه عشر رجلا، أو من قدس رجلان و من جرجان اثنى عشر رجلا، و من الرقه ثلاثه رجال، و من الرافقه رجلان و من حلب ثلاثه رجال و من سلميه خمسه رجال، و من دمشق رجلان و من فلسطين رجل، و من بعلبك رجل (۱))، و من أسوان ،رجل، و من الفسطاط أربعه رجال و من القيروان ،رجلان و من كور كرمان ثلاثه رجال، و من قزوین رجلان، و من همدان أربعه رجال، و من موقان ،رجل، و من اليد البدو رجل، و من خلاط رجل و من حايروان ثلاثه رجال و من النسوى رجل، و من سنجار أربعه رجال و من قالى قلا ،رجل، و من سميساط ،رجل، و من نصيبين رجل، أو من الموصل رجل، و من بارق رجلان، و من الزهاء رجل) و من حزان رجلان و من باغه ،رجل، و من قابس رجل و من صنعاء رجلان أو من مازن ،رجل، و من طرابلس رجلان و من القلزم رجلان ، و من القبه رجل، و من وادى القرى رجل، و من خيبر رجل، و من بدا رجل، ومن الجار رجل، و من الكوفه أربعه عشر رجلا، و من المدينه ،رجلان، و من الزبده ،رجل، و من الحيون (۱) رجل ، و من كوئى ربًا (۲) رجل، و من طهنه رجل، و من بيرم (۳) ،رجل، و من الأهواز ،رجلان و من اصطخر رجلان و من المولتان رجل (۴) و من الدبيله (۵) رجل، و من صيدائيل رجل، و من المدائن ثمانيه رجال و من عكبرا ،رجل، و من حلوان رجلان، و من البصره ثلاثه رجال... &lt;br /&gt;
و أصحاب الكهف و هم سبعه رجال و التاجران الخارجان من عانه إلى أنطاكيه و غلامهما و هم ثلاثه نفر، والمستأمنون إلى الروم من المسلمين وهم أحد عشر رجلا، و النازلان پسر نديب رجلان و من سمندر (۶) أربعه رجال و المفقود من مركبه بسلاهط (٧) ،رجل، و من شيرا أو قال سيراف الشك من مسعده رجل و الهاربان إلى سردائيه من الشعب رجلان و المتخلى بصقلته أرجل، واللطَّواف الطالب (۸) الحقِّ من يخشب (۹) ،رجل، والهارب من عشيرته ،رجل، و المحتج بالكتاب على الناصب من سرخس رجل. &lt;br /&gt;
فذلك ثلاث مائه و ثلاثه عشر رجلا بعدد أهل بدر، يجمعهم الله إلى مكه في ليله واحده، و هي ليله الجمعه، فيتواقون في صبيحتها إلى المسجد الحرام، لا يتخلف منهم رجل واحد، وينتشرون بمكه في أزقتها فيلتمسون منازل يسكنونها، فينكرهم أهل مکه و ذلك أنهم لم يعلموا برفقه دخلت من بلد من البلدان بحج (۱۰) أو عمره و لا لتجاره، فيقول بعضهم لبعض: إنا لنرى في يومنا هذا قوما لم نكن رأيناهم قبل يومنا هذا ليسوا من بلد واحد و لا أهل بدو و لا معهم إبل و لا دواب! &lt;br /&gt;
فبينما هم (۱) كذلك و قد ارتابوا بهم، إذ يقبل رجل من بني مخزوم يتخطى رقاب الناس حتى يأتى رئيسهم فيقول: لقد رأيت ليلتي هذه رؤيا عجيبه و إنى منها خائف وقلبى منها وجل فيقول له: اقصص رؤياك فيقول: رأیت کبه نار انقضت من أعنان (۲) التيماء فلم نزل تهوى حتّى انحطت إلى (۳) الكعبه، فدارت فيها، فإذا هي جراد ذوات أجنحه خضر كالملاحف، فأطافت بالكعبه ما شاء الله، ثم تطايرت شرقا وغربا لا تمر ببلد إلا أحرقته، ولا يحصن إلا حطمته، فاستيقظت و أنا مذعور القلب وجل فيقولون: لقد رأيت هؤلاء؟ فانطلق بنا إلى الأقرع (۳) ليعتبرها - و هو رجل من ثقيف فيقض عليه الرؤيا. فيقول الأقرع (۴): لقد رأيت عجبا، و لقد طرقكم فى ليلتكم (هذه) جند من جنود الله لا قوه لكم بهم، فيقولون: لقد رأينا في يومنا هذا عجبا، و يحدثونه بأمر القوم. ثم ينهضون من عنده و يهمون بالوثوب عليهم وقد ملأ الله قلوبهم منهم رعبا وخوفا فيقول بعضهم لبعض و هم يتآمرون بذلک یا قوم، لا تعجلوا على القوم ، إنهم لم يأتوكم بعد بمنكر و لا أظهروا خلافا، ولعلّ الرّجل منهم يكون في القبيله من قبايلكم، فإن بدا لكم منهم شر فأنتم حينئذ و هم و أما القوم فإنا نراهم منتتيكين أو سيماهم حسنه و هم في حرم الله تعالى الذى لا يباح من دخله حتى يحدث به حدثا أو لم يحدث القوم حدثا يجب محاربتهم. فيقول المخزومي - و هو رئيس القوم و عميدهم إنا لا نأمن أن يكون وراء هم ماذه لهم فإذا التأمت إليهم كشف أمرهم و عظم شأنهم، فتهضموهم و هم فى قله من العدد و غربه فى البلد قبل أن تأتيهم الماده، فإن هؤلاء لم يأتوكم. مكه الما وسيكون لهم شأن و ما أحسب تأويل رؤيا صاحبكم إلا حقا، فخلوا لهم بلدكم و أجيلوا الرأي و الأمر ممكن، فيقول قائلهم : إن كان من يأتيهم أمثالهم فلا خوف عليكم منهم فإنه لا سلاح للقوم ولا كراع ولا حصن يلجؤون إليه و هم غرباء محتوون، فإن أتى جيش لهم نهضتم إلى هؤلاء و هؤلاء (۱) و كانوا كشربه الظمآن فلا يزالون فى هذا الكلام و نحوه حتى يحجز الليل بين الناس، ثم يضرب الله على آذانهم وعيونهم بالنوم و لا يجتمعون بعد فراقهم إلى أن يقوم القائم عليه السلام أو إن أصحاب القائم عليه السلام يلقى بعضهم بعضا كأنهم بنو أب وأم، و إن افترقوا افترقوا عشيا و (۲) التقوا غدوه، وذلك تأويل هذه الآيه فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ، أَبْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللهُ جَمِيعاً. قال أبو بصير: قلت: جعلت فداك اليس على الأرض يومئذ مؤمن غيرهم؟ &lt;br /&gt;
قال: بلى، و لكن هذه التى يخرج الله فيها القائم عليه السّلام، (و) هم النجباء والقضاء والحكام و الفقهاء في الدين، يمسح بطونهم و ظهورهم فلا يشتبه عليهم حكم. (۳) &lt;br /&gt;
ابو جعفر محمد بن جریر طبری در مسند فاطمه علیها السلام :گوید ابوالحسين محمد بن هارون حديثم داد گفت: ابوهارون بن موسى بن احمد رضى الله عنه حدیثمان ،داد وی گفت ابو علی حسن بن احمد (محمد نهاوندی حدیثمان داد، گفت: ابو جعفر محمد بن ابراهيم بن عبید الله قمی قطان معروف به ابن الخراز حدیثمان داد :گفت محمد بن زیاد از ابوعبدالله خراسانی حدیثمان داد وی گفت: ابو الحسين عبد الله بن الحسن زهری حدیثمان داد گفت ابوخان سعید بن جناح از مسعود مسعده بن صدقه از ابوبصیر از حضرت ابو عبدالله امام صادق علیه السلام حدیثمان ،داد که ابو بصیر :گوید عرضه داشتم: فدایت گردم آیا امیر المؤمنين عليه السلام اصحاب قائم علیه السلام را میشناخت همچنانکه شماره آنان را می دانست؟ &lt;br /&gt;
حضرت ابو عبد الله صادق علیه السلام فرمود: پدرم برایم حدیث گفت و فرمود به خدا سوگند آنان را با اسامی خودشان و نامهای پدرانشان و قبائلشان و همسرانشان یک به یک می،شناخت و منزلگاهها و مراتبشان را می دانست، و هر چه را امير المؤمنين عليه السلام میدانست امام حسن علیه السلام نیز آن را شناخت و هر چه را امام حسن می شناخت امام حسین عليه السلام هم آن را شناخت علمش به او رسید، و هر چه را امام حسین شناخت علی بن الحسین علیه السلام آن را دانست و هر چه را علی بن الحسین می دانست علم آن به محمد بن علی علیه السلام انتقال یافت و هرچه را محمد بن علی علیه السلام میدانست صاحب شما منظور خود آن حضرت صلوات الله علیه است و آن را شناخت و دانست ابو بصیر :گوید عرضه داشتم نوشته شده است؟ حضرت ابو عبدالله صادق علیه السلام فرمود: در کتابی که در دل محفوظ و در ذکر ثبت گردیده که فراموش نمیشود نوشته و مسطور است. ابوبصیر گوید: عرض کردم فدایت شوم تعداد آنان و شهرها و جایگاههایشان را برایم بفرمای که از نام بردنشان کفایت میکند آن جناب فرمود: چون روز جمعه شود بعد از نماز نزد من آی گوید پس چون روز جمعه شد به خدمت آن حضرت رفتم فرمود: ای ابو بصیر بجهت آنچه سؤال کرده بودی آمدی؟ گفتم: آری فدایت شوم فرمود تو آن را حفظ نخواهی کرد کو آن دوستت که برایت مینوشت؟ عرضه داشتم گمان میکنم کاری او را مشغول داشته من هم خوش نداشتم که از وقت کارم عقب بیفتم پس آن بزرگوار به مردی که در مجلس بود فرمود: برایش بنویس: این است آنچه رسولخدا صلى الله علیه و آله وسلم آن را بر امیرالمؤمنین علیه السلام املا فرمود و آن را &lt;br /&gt;
نزد او به ودیعت سپرد از نامهای [ اصحاب مهدی علیه السلام و شماره آنانکه به خدمتش میشتابند از مفقودین از خوابگاهها و قبایلشان وروندگان در شب و روز به مکه و آن هنگامی است که مردم صدای آسمانی را می شنوند در سالی که امر خدای عزو جل ظاهر میشود و آنان نجبا و قضات حکمرانان بر مردمند و از طاز بند شرقی یک مرد و اوست مرابط سیاح و از صامغان (۱) دو مرد و از اهل فرغانه (۲) یک مرد، و از اهل ترمد (۳) دو مرد و از دیلم (۴) چهار مرد و از مرو رود (۵) دو مرد و از مرو دوازده مرد و از بیروت به مرد و از طوس پنج مرد، و از قریات دو ،مرد و از سجستان (۶) سه مرد او از طالقان بیست و چهار مرد و از جبل الغر هشت مرد ، و از نیشابور هجده مرد، و از هرات دوازده مرد و از پوسنج چهار مرد و از ری هفت ،مرد و از طبرستان هفت إنه مرد و از قم هجده مرد، و از قدس دو مرد و از جرجان دوازده مرد ، و از رقه (۱) سیزده مرد و از رافقه (۲) دو مرد و از حلب سه مرد و از سلمیه (۳) پنج مرد و از دمشق دو مرد، و از فلسطین یک مرد و از بعلبک یک مرد و از اسوان (۴) یک مرد و از فسطاط چهار مرد و از قیروان(۵) دو مرد و از کور کرمان سه مرد و از قزوین دو مرد و از همدان چهار مرد و از موقان (۶) یک مرد و از ید بدو یک مرد، و از خلاط (۷) یک مرد، و از حایروان سه مرد و از نسوی یک مرد و از سنجار (۸) چهار مرد و از قالی (قلا(۹) یک مرد، و از سمبساط (۱۰) یک مرد، و از نصیبین (۱۱) یک مرد و از موصل یک مرد و از بارق (۱۲) دو مرد و از رها (۱۳) یک مرد) و از حران (۱۴) دو مرد ایک مرد و از باغه (۱۵) یک مرد و از قابس (۱۶) یک مرد و از صنعاء دو مرد و از قبه (۱۷) یک مرد او از طرابلس دو مرد، و از قلزم (۱۸) دو مرد و از عینه یک مرد ) و از وادی القری یک مرد و از خیبر یک مرد و از بدا(۱۹) یک مرد، و از جار (۲۰) یک مرد و از کوفه چهارده مرد و از مدینه دو ،مرد و از تربده یک مرد و از حیون یک مرد، و از کوش و یا اکوتار یکی و از طهنی (ظهر) یکی و از یبرم یک مرد و از اهواز دو مرد و از اصطخر (۱) دو مرد و از مولیان یکی دو مرد ، و از دبیله ،یکی و از صیدانیل یک مرد و از مداین هشت مرد، و از عکبر((۲) یک مرد، و از حلوان (۳) دو مرد و از بصره سه مرد و اصحاب کهف که هفت (مرد) هستند و آن دو تاجری که از (عانه به )(۴) انطاکیه میروند و غلامشان که سه تن میباشند و مسلمانانی که به روم پناهنده میشوند که یازده تن می باشند و آن دو که در سرندیب (۵) منزل میکنند؛ دو مرد و از سمند چهار مرد و آنکه از روی مرکبش مفقود می شود، در سلاهط یک مرد و از شیراز یا اینکه :گفت ،سیراف تردید از مسعده است یک مرد و آن دو که از دره به سردابته سروانیه | قرار می کنند دو مرد و آنکه به طلب حق به جستجو و گردش میپردازد و در صقلیه (۶) منزل میگیرد از بخشب یک مرد. و آنکه از عشیره اش قرار میکند یک مرد و آنکه با کتاب خدا بر ناصبی محاجه کند و از سرخس (۷) یک مرد. &lt;br /&gt;
پس اینها سیصد و سیزده مرد هستند به شمار اهل ،بدر خداوند در یک شب ایشان را در مکه جمع خواهد کرد، و آن شب جمعه است، پس صبح آن شب همه آنها در مسجد الحرام خواهند بود هیچیک از آنان عقب نمی ماند و در کوچه های مکه پراکنده میشوند و در پی فراهم کردن منازلی برای خود میروند که اهل مکه آنان را ناشناس می بینند، چونکه کاروان خاصی را ندیده اند که از شهر معینی به قصد حج یا عمره و یا تجارت آمده باشد لذا به یکدیگر می گویند: امروز ما گروهی را می بینیم که پیشتر ندیده ایم که اهل یک شهر نیستند از بادیه نشینان هم نمیباشند و نه شتری با آنان هست و نه مرکبی در همین حال که از وضع آن گروه به تردید افتاده اند مردی از بنی مخزوم میآید مردم را عقب می زند تا به نزد رئیسشان می رسد، میگوید من دیشب خواب عجیبی دیده ام که از آن ترسانم و دلم از آن لرزان است. رئیس به او می گوید: خوابت را تعریف کن و او چنین بیان میکند دیدم انبوهی آتش از آسمان کنده شد و آنقدر پائین آمد تا اینکه به ابر ) کعبه فرود آمد، در آن نگریستم دیدم ملخهایی است با بالهای سبز مانند چادر مقدار زیادی دور کعبه طواف کردند سپس به سوی مشرق و مغرب به پرواز در آمدند، به هر شهری رسیدند آن را آتش زدند و هر دژی را ویران ساختند پس از این خواب من دل پریش و ترسان از جای جستم و بیدار شدم مردم به او میگویند همینها را در خواب دیده ای بیا نزد اقرع برویم تا خوابش را تعریف میکند اقرع پاسخ میدهد خواب عجیبی دیده ای و البته دیشب یکی از سپاهیان خداوند بر شما وارد شده اند که نمیتوانید آنها را از خود برانید مردم میگویند امروز ما چیز عجیبی دیده ایم و ماجرای آن گروه را برای اقرع بیان می کنند، سپس از نزد او بیرون می آیند و در صدد یورش بردن بر آن گروه بر می آیند در حالیکه خداوند دلهایشان را از رعب و ترس آنان پر کرده است آنگاه وقتی برای انجام آن کار با هم مشورت میکنند بعضی از آنها به دیگران می گویند در این کار عجله مکنید زیرا که این گروه هنوز عمل ناشایستی نسبت به شما مرتکب نشده و خلافی آشکار نکرده اند و شاید کسی از آنان منسوب به یکی از قبایل شما باشد پس چنانچه شتری از ایشان برایتان معلوم گشت آنوقت شما دانید و آنها از این گذشته ما این گروه را اهل عبادت میبینیم و آثار خوبی را در چهرههایشان مشاهده میکنیم و ایشان در حرم خدای تعالی هستند که هر کس در آن داخل گشت روا نیست به او صدمه بزنند مگر اینکه خلافی از او صادر شود، و این افراد کاری نکرده اند که موجب جنگیدن با ایشان گردد. &lt;br /&gt;
در اینجا مخزومی که رئیس و رهبر آنهاست میگوید ما ایمن نیستیم از اینکه اینان نیروی کمکی در پشت سر نداشته باشند که چنانچه به ایشان پیوندند مقصودشان آشکار گردد و کارشان بالا بگیرد پس حالا که هنوز شماره شان اندک و در دیار غربت هستند آنان را سرکوب کنید پیش از آنکه نیروی کمکی آنها برسد چون اینها به مکه نیامده اند مگر برای اینکه در آتیه نزدیک جریان مهمی داشته باشند و من تعبیر خواب دوست شما را جز حق نمیدانم بنابراین تا میتوانید شهرتان را از آنان خالی کنید کسی از میان مردم می گوید: اگر کسانی که به اینان ملحق خواهند شد مانند همینها باشند ترسی از ایشان بر شما نیست، زیرا که نه اسلحه ای با خود دارند و نه مرکبهای سواری و نه پناهگاه و دژی که به آن پناه برند، اینها جمعی هستند غریب که چیره شدن بر آنان سهل و آسان است و چنانچه لشکری برای آنان آمد بیا خواهید خاست و هم اینان و هم آنان را همچون آب خوردنی که به تشنه لبی داده شود همه را از پای در می آورید. &lt;br /&gt;
پس مردم مکه پیوسته چنین حرفهایی را میزنند تا اینکه شب دامن خویش را بر مردم می،گستراند، سپس خداوند خواب را بر گوشها و چشمهایشان مستولی می نماید و پس از جدا شدنشان از یکدیگر جمع نخواهند شد تا آنگاه که حضرت قائم علیه السلام قیام فرمايد (البته اصحاب حضرت قائم علیه السلام ( با یکدیگر ملاقات میکنند انگار که از یک پدر و مادر هستند و اگر از هم جدا شوند شب هنگام خواهد بود و باز روز با هم ملاقات خواهند داشت و این است تأویل این آیه پس به کارهای نیک سبقت گیرید هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد &lt;br /&gt;
ابوبصیر گوید: عرضه داشتم فدایت گردم آیا در آن هنگام جز آنها هیچ مؤمنی بر روی زمین نیست؟ فرمود: چرا، ولی اینها جمعیتی هستند که با پیدایششان خداوند حضرت قائم علیه السلام را ظاهر خواهد کرد و اینان نجبا و قضات و حکام و فقهای در دین می باشند دلها و پشتهایشان مسح میگردد پس هیچ حکمی بر ایشان مشتبه نخواهد شد. &lt;br /&gt;
عنه، قال أبو حسان سعيد بن جناح حدثنا محمد بن مروان الكرخي، قال حدثنا عبد الله بن داود الكوفي عن سماعه بن مهران، قال: أسأل أبو بصير الصادق عليه السّلام عده أصحاب القائم عليه السلام فأخبرهم بعدتهم و مواضعهم، فلما كان العام القابل قال: عدت إليه فدخلت عليه فقلت: ما قصه المرابط السائح ؟ &lt;br /&gt;
قال: هو رجل من إصبهان من أبناء دهاقينها، له عمود فيه سبعون منا لا يقله غيره عند الخروج من بلده سياحا في الأرض وطلب الحق، فلا يخلو بمخالف إلا أراح منه ثم إنه ينتهى إلى طاربند (۱) و هو (۲) الحاكم بين أهل الإسلام و الترك - فيصيب بها رجلا من النصاب يتناول أمير المؤمنين عليه السلام، و يقيم بها حتى يسرى به. و أميا الطواف لطلب الحق فهو رجل . قد كتب الحديث وعرف الاختلاف بين الناس، فلا يزال يطوف بالبلاد &lt;br /&gt;
يطلب العلم حتى يعرف ! صاحب الحق، فلا يزال كذلك حتى يأتيه الأمر و هو يسير من الموصل إلى الزها فيمضى حتى يوافي مكه. و أما الهارب من عشيرته ببلخ: فرجل من أهل المعرفه فلا يزال يعلن أمره ويدعو الناس إليه وقومه و عشيرته، فلا يزال كذلك حتى يهرب منهم إلى الأهواز فيقيم فى بعض قراها حتى يأتيه أمر الله فيهرب منهم. و أما المحتج بكتاب الله على الناصب من سرخس: فرجل عارف يلهمه الله معرفه القرآن، فلا يلقى أحدا من المخالفين إلا حاجه فيثبت أمرنا في كتاب الله. &lt;br /&gt;
و أميا المتخلى بصقلته: فإنه رجل من أبناء الزوم من قريه يقال لها قريه يسلم فينبو من الزوم، و لا يزال يخرج إلى بلد الإسلام يجول بلدانها و ينتقل من قريه إلى قريه و من مقاله إلى مقاله حتى يمن الله عليه بمعرفه (هذا) الأمر الذى أنتم عليه، فإذا عرف ذلك و أيقنه أيقن أصحابه، فدخل صفليه و عبد الله، حتى يسمع الصوت فيجيب. &lt;br /&gt;
و أما الهاربان إلى سردانيه (1) من الشعب رجلان: أحدهما من أهل مدائن العراق و الآخر من جبانا (۲)، يخرجان إلى مكه فلا يزالان ينجران فيها و يعيشان حتى يصل متجرهما بقريه يقال لها: الشعب، فيصيران إليها ويقيمان بها حينا من الذهر فإذا عرفهما أهل الشعب (آذوهما) و (۳) أفسدوا كثيرا من أمرهما. &lt;br /&gt;
فيقول أحدهما لصاحبه يا أخى إنا قد أوذينا في بلادنا حتى فارقنا أهل مكه، ثم خرجنا إلى الشعب، و نحن نرى أن أهلها تاثره علينا من أهل مگه و قد بلغوا ما ترى، فلو سرنا في البلاد حتى يأتي أمر الله من عدل أو فتح أو موت يريح. فيهزمان و يخرجان إلى برقه ثم يتجهزان و يخرجان إلى ،سردانيه، ولا يزالان بها إلى الليله التي يكون فيها أمر قائمنا عليه السلام. &lt;br /&gt;
أنطاكيه و أما التاجران الخارجان من عانه إلى أنطاكيه فهما رجلان يقال لأحدهما مسلم وللآخر: سليم، ولهما غلام أعجمي يقال له : سلمونه، يخرجون جميعا في رفقه من التجار يريدون أنطاكيه، فلا يزالون يسيرون في طريقهم حتى إذا كان بينهم وبين أ أميال، يسمعون الصوت فينصتون نحوه كأنهم لم يعرفوا شيئا غير ما صاروا إليه من أمرهم ذلك الذى دعوا إليه، و يذهلون عن تجار || تهم، ويصبح القوم الذين كانوا معهم من رفاقهم وقد دخلوا أنطاكيه فيفقدونهم فلا يزالون يطلبونهم فيرجعون و يسألون عنهم من يلقون من الناس، فلا يقفون لهم على أثر ولا يعلمون لهم خبراء فيقول القوم بعضهم لبعض: هل تعرفون منازلهم؟ فيقول بعضهم: نعم. ثم يبيعون ما كان معهم من التجاره ويحملونها إلى أهاليهم (فيدفعون إليهم أمتعتهم وما لهم و يخبرونهم خبرهم ويعزى أهاليهم بهم ويقتمون (۱) مواريثهم فلا يلبثون بعد ذلك إلا سته أشهر حتى يوافون إلى أهاليهم على مقدمه القائم عليه السلام فكأنهم لم يفارقوهم. &lt;br /&gt;
و أما المستأمنه من المسلمين إلى الزوم فهم قوم ينالهم أذى شديد (۲) من جيرانهم وأهاليهم و من السلطان فلا يزال ذلك بهم حتى أتوا ملك الروم فيقضون عليه قصتهم و يخيرونه بما هم فيه من أذى قومهم و أهل ملتهم فيؤمنهم .. &lt;br /&gt;
و يعطيهم أرضا من أرض قسطنطيتيه فلا يزالون بها حتى إذا كانت الليله التى يسرى بهم فيها، ويصبح جيرانهم و أهل الأرض التي كانوا فيها فقد فقدوهم، فيسألون عنهم أهل البلاد فلا يحسون لهم أثرا و لا يسمعون لهم خبرا، وحينئذ يخبرون ملك الروم بأمرهم أو أنهم قد فقدوا، فيوجه في طلبهم و يستقصى آثارهم و أخبارهم فلا يعود مخبر لهم بخبر، فيغتم طاغيه الروم لذلك غما شديدا و يطالب جيرانهم بهم ويحبسهم و يلزمهم إحضارهم و يقول: ما قدمتم على قوم آمنتهم وأوليتهم جميلا؟ و يوعدهم القتل إن لم يأتوا بهم و بخبرهم وإلى أين صاروا. &lt;br /&gt;
فلا يزال أهل مملكته في أذيه و مطالبه ما بین معاقب و محبوس و مصلوب حتى يسمع بما هم فيه راهب قد قرأ الكتب، فيقول لبعض من يحدثه حديثهم: إنه ما بقى في الأرض أحد يعلم علم هؤلاء القوم غيرى و غير رجل من يهود بابل، فيسألونه عن أحوالهم فلا يخبر أحدا من الناس حتى يبلغ ذلك الطاغيه، فيوجه فى حمله إليه، فإذا أحضر قال له الملك: قد بلغني ما قلت و قد ترى ما أنا فيه فأصدقنى إن كانوا مرتابين قتلت بهم من قتلهم و يخلص من سواهم من الهم (1) &lt;br /&gt;
قال الراهب : لا تعجل أيها الملك و لا تحزن على القوم فإنهم لن يقتلوا ولن يموتوا ولا حدث بهم حدث يكرهه الملك، ولا هم ممن يرتاب بأمرهم ونالتهم غيله، و لكن هؤلاء قوم حملوا من أرض الملك إلى أرض منه إلى ملك الأمم و هو الأعظم الذى لم تزل الأنبياء تبشر به وتحدّث عنه و تعد ظهوره و عدله وإحسانه، قال له الملك و من أين لك هذا؟ قال: ما كنت &lt;br /&gt;
أقول إلا حقا، وه إنه عندي في كتاب قد أنى عليه أكثر من خمس مائه سنه يتوارثه العلماء آخر عن أوّل فيقول له الملك: فإن كان ما تقوله حقا و كنت فيه صادقا فأحضر الكتاب، فيمضى في إحضاره و يوجه الملك معه نفرا من ثقاته، فلا يلبث حتى يأتيه بالكتاب فيقرأه فإذا فيه صفه القائم عليه السلام و اسمه واسم أبيه وعده من أصحابه و خروجهم و أنهم سيظهرون على بلاده. &lt;br /&gt;
فقال له الملك: ويحك أين كنت عن إخبارى بهذا إلى اليوم؟ قال: لولا ما تخوفت أنه يدخل على الملك من الإثم في قتل قوم أبرياء ما أخبرته بهذا العلم حتى براه بعينه او يشاهده بنفسه . قال: أو تراني أراه؟ &lt;br /&gt;
قال: نعم، لا - يحول الحول حتى تطأخيله أواسط بلادك (۱) و يكون هؤلاء القوم الأدلاء على مذهبكم. فيقول له الملك أفلا أوجه إليهم من يأتيني بخبر منهم أو أكتب إليهم كتابا ؟ قال له الراهب أنت صاحبه الذى تسلّم إليه و ستتبعه أو تموت فيصلى عليك رجل من أصحابه و النازلون بسرنديب و سمندر (۲) أربعه رجال من تجار أهل فارس يخرجون . &lt;br /&gt;
تجاراتهم فيستوطنون سرندیب و سمندر (۳) حتى يسمعون الصوت ويمضون إليه. و المفقود من مركبه بسلاهط (۴) رجل من يهود إصبهان، يخرج من سلاهط (۵) قافله فيها هو، فبينما يسير في البحر في جوف الليل إذ نودى، فيخرج . &lt;br /&gt;
من المركب على أرض أصلب من الحديد وأوطأ من الحرير، فيمضى الزبيان إليه وينظر فينادي أدركوا صاحبكم فقد غرق فينادي (۲): (لا توجل) لا بأس على، إلى على جدد، فيحال بينهم وبينه، وتطوى له الأرض فيوا في القوم حينند (في) مكه لا يتخلف منهم أحد.» (٣) &lt;br /&gt;
و از اوست که گفت ابوحان سعید بن جناح :گفت محمد بن مروان کرخی حدیشمان داد گفت: عبدالله بن داود کوفی حدیثمان داد، از سماعه بن ،مهران که :گفت ابو بصیر از امام صادق علیه السلام تعداد اصحاب حضرت قائم علیه السلام را پرسید، پس آن جناب تعداد و جاهای آنان را برایش بیان فرمود راوی گوید چون سال بعد به محضرش شرفیاب شدم به آن حضرت گفتم جریان آن مرابط سیاحتگر چیست؟ &lt;br /&gt;
فرمود: او مردی از دهقان زادگان اهل اصفهان است عمودی دارد که وزن آن هفتاد من می،باشد، هنگامیکه می خواهد از شهرش بیرون برود و در جستجوی حق برآید کسی جز او آن عمود را نمیتواند حمل کند پس هیچ مخالفی را در خلوت نیابد جز اینکه شرش را کم کند سپس او به طازنید طاز) بند می رسد و او حاکم بین اهل اسلام و ترک خواهد بود پس در آنجا یکی از ناصبیان که به امیرالمؤمنین علیه السلام دشنام می دهد را به هلاکت می رساند و در همانجا میماند تا اینکه برای باری حضرت قائم علیه السلام ) برده می شود. &lt;br /&gt;
و اما آن گردش کننده برای طلب ،حق مردی از اهل پخشب است که حدیث را نگاشته و اختلاف بین مردم را دانسته که پیوسته در شهرها و بلاد میرود و دانش میطلبد تا صاحب حق را پیدا کند و همواره چنین خواهد بود تا اینکه در حال رفتن از موصل به رها دستور یا و میرسد که میرود تا به مکه وارد شود. &lt;br /&gt;
و اما آنکه از عشیرهاش فرار کرده در بلخ مردی از اهل معرفت است که پیوسته امر خود را آشکار می سازد و مردم و قوم و عشیره اش را دعوت به آن مینماید تا آنگاه که از آنان فرار میکند و به اهواز میرود در یکی از روستاهای آن اقامت می کند تا امر خداوند به او میرسد که از آنان می گریزد &lt;br /&gt;
و اما آن احتجاج کننده به کتاب خدا بر ناصبی از سرخس مرد عارفی است که خداوند شناخت قرآن را به او الهام می کند. &lt;br /&gt;
که هر یک از مخالفین را ببیند با او بحث می نماید و امر ما را از کتاب خداوند ثابت می کند. &lt;br /&gt;
و آن سکونت کننده در صقلیه مردی از رومیان است از قریه ای که آن را قریه یسلم مینامند، از روم بیرون می رود، و پیوسته در بلاد اسلام در پی یافتن حق از شهری به شهری و از روستایی به روستای دیگر و از مذهبی به مذهب دیگر می گذرد تا اینکه خداوند به شناخت این امر که شما بر آن هستید براومنت میگذارد و چون آن را شناخت و یقین کرد اصحابش نیز یقین کنند آنگاه به صقلیه داخل میشود و به عبادت خداوند اشتغال می ورزد تا وقتی که صدای مخصوص را بشنود که اجابت میکند &lt;br /&gt;
و اما آن دو تن که از شعب به سروانیه می گریزند دو نفرند یکی از آنان اهل) مدائن عراق است و دیگری از حبایا، به سوی مکه خارج میشوند و پیوسته در آن به تجارت میپردازند تا آنگاه که به جایی گذارشان می افتد که آن را شعب می خوانند، پس به آن سوی روانه میشوند و مدتی در آنجا بسر میبرند و چون اهل شعب آن دو را بشناسند [ آزارشان دهند و بسیاری از کارهایشان را خراب کنند پس یکی از ایشان به دیگری گوید ای برادر ما در شهر خودمان آزار دیدیم تا از اهل مکه جدا گشتیم، سپس به شعب ،آمدیم و حالا میبینیم اینان علیه ما از اهل مکه سخت ،ترند و کار را به اینجا رسانده اند پس خوب است در شهرها بگردیم تا امر او قضای الهی فرا رسد یا عدالت و فتح و پیروزی و یا مرگ راحت کننده از این &lt;br /&gt;
دنيا . &lt;br /&gt;
آنگاه از آنجا می گریزند و به برقه میروند و سپس مهیا شده و به سردانیه ( کوچ میکنند و پیوسته در آنجا خواهند ماند تا آن شب که آمر قائم ما عليه السلام فرا رسد. &lt;br /&gt;
و اما آن دو تاجری که از عانه به انطاکیه روند دو مرد هستند که یکی از ایشان را مسلم خوانند و دیگری را سلیم، و غلامی عجمی دارند بنام سلمونه همگی با جمعی از تجار به قصد انطاکیه بیرون میروند و چون به نزدیکی آن چند فرسنگ رام می رسند آن صدا را می شنوند پس به آن گوش میدهند و توجه میکنند گویی جز آنچه به آن دعوت شده اند چیز دیگری را نمی شناسند و تجارتهایشان را فراموش میکنند همراهانشان صبح به انطاکیه داخل می شوند و ایشان را نمی یابند، پس به جستجوی آنان میپردازند و از مردم راجع به ایشان میپرسند ولی هیچ اثری نمی یابند و هیچ خبری بدست نمی آورند آنگاه از هم میپرسند کسی منزلشان را میداند؟ بعضی از آنان میگویند بله سپس کالاهای تجارتی آنها را می فروشند و به خانوادههای ایشان حمل میکنند متاعها و اموالشان را میدهند و جریان مفقود شدنشان را می گویند و خاندانشان را تعزیت می دهند و اموالشان را تقسیم میکنند پس شش ماه بیشتر نمی شود که پیشاپیش سپاهیان حضرت قائم عليه السلام به نزد خاندان خود باز میگردند انگار اصلا از آنها جدا نشده اند. &lt;br /&gt;
و اما پناهندگان به روم از مسلمین قومی هستند که آزار سخنی از همسایگان و خویشاوندان و بستگان و از زمامدار به ایشان می رسد پیوسته چنین باشند تا اینکه به نزد پادشاه روم میروند و جریان خویش را باز میگویند و آزارها و ناراحتیهایی که از سوی بستگان و همکیشان خود میبینند را بیان میکنند پس او به آنان امان میدهد و قطعه زمینی از سرزمین قسطنطنیه در اختیارشان میگذارد که در آنجا بسر میبرند تا آنگاه که آن شب فرا رسد که آنان را شبانه می برند، همسایگان و ساکنان زمینی که در آن بودهاند صبح آنها را نمی یابند به جستجوی ایشان میپردازند و هیچ اثر و خبری از آنان بدست نمی آورند در این هنگام به پادشاه روم ماجرای مفقود شدن ایشان را گزارش میدهند پادشاه دستور می دهد جریان پیگیری شود و از آنان خبری بدست آید ولی هیچکس خبری از آنها نمی آورد طاغوت روم به شدت از این قضیه غمناک می گردد و همسایگان آنان را مؤاخذه و زندانی میکند و به احضار ایشان الزام مینماید و می گوید: با گروهی که من به آنان امان دادم و احسان نمودم چه کردید؟ و آنها را تهدید میکند که اگر ایشان را نیاورند و خبرشان را باز نگویند آنها را خواهد کشت. &lt;br /&gt;
و آنان که در سراندیب و سمندار فرود آیند چهار مرد از تجار اهل فارس هستند که از تجارتهایشان بیرون رفته و در سراندیب و سمندار سکونت میکنند تا اینکه صدا را میشنوند و به سوی آن روان می شوند. &lt;br /&gt;
و آنکه از روی مرکبش در ساقطه اسلاقطه مفقود گردد مردی از نژاد یهود اصفهان است از سلاقطه با کاروانی بیرون می رود در آن اثنا که در کشتی سوار هستند در دل شب ندا بلند میشود که او از مرکب بیرون میرود بر قطعه زمینی که از آهن سختتر و از ابریشم ترمتر است ناخدا به سراغش میآید و چون او را میان آب میبیند فریاد می زند کمک کنید که دوست شما غرق شد ولی آن مرد پاسخ میدهد نترس بر من باکی نیست من بر روی زمین سختی هستم پس میان ایشان با او جدایی می افتد و زمین برایش در نوردیده میشود که به دوستانش ملحق میگردد و هیچکدام از ایشان تأخیر نخواهند کرد. &lt;br /&gt;
عنه، قال: و بالإسناد الأوّل أن الصادق عليه السلام سمّى أصحاب القائم عليه السّلام لأبي بصير فيما بعد. فقال عليه السلام: &lt;br /&gt;
أما الذى فى طاربند الشرقي بندار بن أحمد بن سبكه يدعى بازان و هو الشياح المرابط. &lt;br /&gt;
و من أهل الشام، رجلين يقال لهما إبراهيم بن الصباح ويوسف بن جريا (۱) فيوسف عطار من أهل دمشق، و إبراهيم قصاب من قريه صويقان (۲). و من الصامغان أحمد بن عمر الخياط من سكنه (۳) بريغ، و على بن عبد الصمد التاجر من سكنه (۴) البحارين (۳). و من أهل سيراف (۴) - توسج البزاز من سكنه (۵) الباغ، وخالد بن سعيد بن كريم الدهقان و الكليب الشاهد . من : دانشاه (9) و من مرورود جعفر الشاه الدقاق و جوز (۷) مولى الخصيب. &lt;br /&gt;
و من مرو، اثنا عشر رجلا و هم بندار بن الخليل العطار، ومحمد بن عمر الصميداني (A)، و عريب بن عبد الله : بن كامل، و (3) مولی قحطبه، وسعد الرومى، وصالح بن الرحال، و معاذ بن هانی، و كردوس الأزدي، و دهيم بن جابر بن حمید و طاشف بن على القاجاني، و قرعان بن صويد (۱) و جابر بن على الأحمر، و جو شب ابن جرير و من بيروت، تسعه رجال زياد بن عبد الرحمان بن جحدب و العباس بن الفضل بن قارب و إسحاق (۲) بن سليمان الحناط، و على بن خالد و سلام (۳) بن سليم ابن الفرات البزاز، و محمونه (۴) بن عبد الرحمان بن على، و جریر بن رستم بن سعد. &lt;br /&gt;
الكيشانی (۵) و حرب بن صالح و عماره بن عمر (۶) و من طوس، أربعه رجال شهمرد بن حمران و موسی بن ،مهدی و سلیمان ابن طليعه (۷) ( و) من الواد و كان الواد موضع قبر الرضا عليه السلام و على بن السندي الصيرفي. و من الفارياب (۸) شاهويه (۹) بن حمزه و على بن كلثوم من سکه (۱۰) تدعى باب الجبل و من الطالقان، أربعه وعشرون رجلا: المعروف بابن الزازى الجبلى، وعبد الله بن عمير و إبراهيم بن عمرو، و سهل بن رزق الله، و جبرئيل الحداد وعلى ابن أبي على الورّاق و عباده بن ،جمهور و محمّد بن جيهاد (۱۱) و زكريا بن حبسه (۱۲) و بهرام بن سرح و جميل بن عامر بن ،خالد و خالد و کثیر مولی جریر و عبد الله بن قرط بن سلام و فزاره بن بهرام و معاذ بن سالم بن خليد (۱۳) التيار، وحميد بن إبراهيم بن جمعه القزاز (۱۴) و عقبه بن وفنه (۱۵) بن الربيع، وحمزه بن العباس بن جناده من دار الرزق، و كائن بن جنيد (۱۶) الصايغ و علقمه بن مدرک و مروان بن جمیل بن ورقاء (۱۷)، و ظهور مولی زراره بن إبراهيم و جمهور بن الحسين الزجاج و رياش ابن سعد بن نعيم.. و من سجستان: الخليل بن نصر من أهل ،زنج و ترک بن شبه، و إبراهيم بن على. و من غور، ثمانيه رجال محج بن خربوذ (۱۸) و شاهد بن بندار، و داود بن جریر، و خالد بن عیسی و زیاد بن صالح و موسی بن داود و عرف الطويل، و این کرد. &lt;br /&gt;
و من نيسابور، ثمانيه عشر رجلا سمعان بن فاخر و أبو لبابه بن مدرك، و إبراهيم بن يوسف القصير، و مالك بن حرب بن سکین، و زرود بن سوکن و یحیی ابن خالد و معاذ بن جبرائيل و أحمد بن عمر بن نغره (۱) و عيسى بن موسى السواق و یزید بن درست و محمد بن حماد بن شيت (۲)، و جعفر بن طرخان و علمان ،ماهويه و أبو مريم، و عمر (۳) بن عمير بن مطرف، و بليل بن وهائل (۴) بن هو مردیار و من هراه اثنا عشر رجلا سعيد بن عثمان الوراق، و ما سحر بن عبد الله بن نبيل (۵) و المعروف بغلام (۶) الكندي و سمعان القصاب، و هارون بن عمران و صالح بن جرير، والمبارک (۷) بن معمر بن خالد و عبد الأعلى بن إبراهيم بن عبده، و نزل بن حزم، و صالح بن هیثم و آدم بن على و خالد القواس و من أهل بوسنج، أربعه رجال ظاهر بن عمر (۸) بن طاهر المعروف بالأصلع، وطلحه بن طلحه السائح، و الحسن بن الحسن بن مسمار، و عمر بن عمرو (۹) بن هشام &lt;br /&gt;
و من الرى: سبعه رجال إسرائيل القطان، و على بن جعفر بن خززاد (۱۰) و عثمان بن على بن درخت، و مسکان بن جبله (۱۱) بن مقاتل، و كرد (۱۲) بن شیبان و حمدان بن کر، و سليمان بن الديلمي. &lt;br /&gt;
و من طبرستان، أربعه رجال خوشاد (۱۳) بن کردم و بهرام بن على و العباس بن هاشم، و عبد الله بن يحيى. &lt;br /&gt;
و من قم، ثمانيه عشر رجلا غسان بن محمد بن غسان و على بن أحمد بن مزه (۱۴) بن نعيم بن يعقوب بن بلال، و عمران بن خالد بن كليب و سهل بن على بن صاعد، و عبد العظيم بن عبد الله بن الشاه و حسکه بن هاشم بن الدايه، والأخوص ابن بنا محمد بن إسماعيل بن نعيم بن ظریف (۱۵)، و يليل بن مالک بن سعد بن طلحه بن جعفر ابن أحمد بن جرير، و موسى بن عمران بن لاحق و العباس بن زمر (1) بن سليم، و الحريد (۲) بن بشر ابن بشیر و مروان بن علابه بن جرير المعروف بابن رأس الزق، والصقر بن إسحاق بن إبراهيم، و كامل بن هشام و من قومس رجلان محمد (۳) بن محمد ابن أحمد بن أبي الشعب وعلاء بن حمويه بن صدقه من قريه الخرقان و من جرجان، اثنا عشر رجلا أحمد بن هرقد (۴) بن عبد الله، و زراره بن . &lt;br /&gt;
جعفر، و الحسين بن على بن مطر و حميد بن نافع و محمد بن خالد بن مر بن حوته (۵) و علاء (۶) بن حميد بن جعفر بن عبد (۷)، و إبراهيم بن إسحاق بن عمرو، و على بن علقمه بن (عمرو) محمود و سلمان بن يعقوب، و العريان بن الخفان الملقب بحال روت و شعبه بن علی، و موسى بن كردویه و من موقان، رجل و هو عبيد الله بن محمد بن ماجور. &lt;br /&gt;
و من الشند، رجلان: شباب (۸) بن العباس بن محمد، و نظر (۹) بن منصور يعرف بنافشت (۱۰). و من همدان، أربعه رجال هارون بن عمران بن خالد و طيفور بن محمد بن طيفور، و أبان بن محمد بن الضحاك و عتاب بن مالک بن جمهور و من جابروان ثلاثه رجال كرد بن حنيف و عاصم بن خليل (۱۱) الخياط، و زياد بن رزين و من النوى، رجل: لقيط بن الفرات و من أهل الخلاط وهب بن حرئيد (۱۲) بن سروین و من تفليس خمسه رجال جحد (۱۳) بن الزيت، و هاني العطاردی، و جواد ابن ،بدر و سلیم بن ،وحيد و الفضل بن عمير و من باب الأبواب: جعفر بن عبد الرحمان. &lt;br /&gt;
و من سنجار، أربعه رجال عبيد الله بن زريق و شحم (۱) بن مطر، و هبه الله .. ابن زريق بن صدفه و هبل بن كامل و من قالى قلا كردوس بن جابر و من سميساط موسی بن زرقان و من نصيبين رجلان داود بن المحق و حامد صاحب البواري و من الموصل: رجل يقال له سليمان بن صبيح من القريه الحديثه و من تل موزن ،(۲) رجلان يقال لهما بادصنا] بن سعد بن الشحير، و أحمد بن حميد بن سوار. &lt;br /&gt;
و من بلد رجل يقال له بور بن زایده بن ثوران (۳) و من الزها: رجل يقال له كامل بن عفير. و من حران زكريا السعدي و من الرقه (۴) ثلاثه رجال أحمد بن سليمان بن سلیم و نوفل بن عمر، و أشعث بن مالک (۵) و من الرافقه (۶) عياض بن عاصم بن سمره بن جحش و مليح بن &lt;br /&gt;
أسعد (۷) و من حلب، أربعه رجال يونس بن يوسف و حميد بن قيس بن سحيم (4) بن مدرك بن على بن حرب بن صالح بن ميمون و مهدی بن هند بن عطارد و مسلم بن هوار مرد و من دمشق ثلاثه رجال نوح بن جریر و شعیب بن موسی و بن عبيد (1) الله الفزاري... و من فلسطين سويد بن يحيى و من بعلبك المنزل بن عمران و من الطبريه: معاذ بن معاذ. &lt;br /&gt;
و من يافا صالح بن هارون و من قومس (1) رياب بن جلده ،(۲) و الجليل (۳) بن السيد. &lt;br /&gt;
و من تيس (۴): يونس بن الصقر، و أحمد بن مسلم بن مسلم و من دمياط علی بن زائده و من أسوان (۵) حماد بن جمهور و من الفسطاط، أربعه رجال نصر بن (ال) حوّاس و على بن موسى الفزاري و إبراهيم بن صفيره (۶)، و يحيى بن نعيم. &lt;br /&gt;
و من القيروان على بن موسى بن الشيخ، و عنبره بن قرطه. و من باغه شرحبيل التعدي. &lt;br /&gt;
و من بلبيس (۷) على بن معاذ و من بالس: همام (۸) بن الفرات و من صنعاء: الفياض بن ضرار بن ،ثروان و میسره بن غندر بن المبارك. &lt;br /&gt;
و من مازن عبد الكريم بن غندر .. و من طرابلس ذو النورين عبده (۹) بن علقمه و من أيله لك رجلان يحيى بن بديل، و حواشه بن الفضل. &lt;br /&gt;
و من وادي القرى الحر بن الدرقان (۱۱) و من خيبر رجل يقال له سلمان (۱۲) بن داود و من زیدار (۱۳) طلحه بن سعيد بن بهرام. &lt;br /&gt;
و من الجار الحارث بن ميمون و من المدينه ،رجلان حمزه بن طاهر، و شرحبيل بن جميل و من الزبده (۱۴) حماد بن محمد بن أبي نصر. &lt;br /&gt;
و من الكوفه، أربعه عشر رجلا ربيعه بن على بن صالح أو تميم بن العباس (۱۵) ابن أسد والعصرم (۱۶) بن عيسى، و مطرف بن الكندي و هارون بن صالح بن ميثم و وكايا بن سعد و محمد بن روايه و الحروب (۱) بن عبد الله بن ساسان و عوده (۲) الأعلم، وخالد بن عبد القدوس، و إبراهيم بن مسعود بن عبد الحميد، و بكير (۳) بن سعد بن خالد و أحمد بن ريحان بن حارث، و غرت الأهداني (۴) و من القلزم الرحيه (۵) بن عمرو، و شبيب بن عبد الله. و من الحيره بكر بن عبد الله بن عبد الواحد. و من کوئی ربا حفص بن مروان و من طهنه: الجناب (۶) بن سعد، و صالح بن طيفور &lt;br /&gt;
و من الأهواز عیسی بن ،تمام و جعفر بن سعيد الضرير، يعود بصيرا. &lt;br /&gt;
و من الشام (۷): علقمه بن إبراهيم و من إصطخر: المتوكل بن عبيد الله، و هشام بن فاخر. و من المولتان (۸): حيدر بن إبراهيم. و من النيل شاكر بن عبده و من قندابيل (۹) عمرو بن فروه. و من المدائن، ثمانيه نفر: الأخوان الصالحان (۱۰) محمد و أحمد ابنا (۱۱) المنذر و میمون بن الحارث، و معاذ بن على بن معروف بن عبد الله، و الحارس (۱۲) بن سعيد و زهير بن طلحه، و نصر، و منصور و من عكبرا زائده بن هبه. &lt;br /&gt;
و من حلوان ماهان بن كثير (۱۳)، و إبراهيم بن محمد و من البصره عبد الرحمان بن الأعطف بن سعد و أحمد بن مليح، و حماد بن جابر و أصحاب الكهف: مكسلمينا (۱۴) و أصحابه و التاجران الخارجان من أنطاكيه موسى بن عون، و سليمان بن حر و غلامهما الرومي. &lt;br /&gt;
و المستأمنه إلى الزوم، أحد عشر رجلا صهيب بن العباس، و جعفر بن حلال، و ضرار بن سعيد، و حميد القدوس النازى و المنادى، و مالک بن خليد و بكير بن الحر، و حبيب بن حنان، و و من مندرا ، أربعه رجال حور بن طرحان ، وسعيد بن علی و شاه بن بزرج ، و حر بن جميل و الهاربان إلى سردانيه الشرى بن الأغلب و زياده الله بن رزق الله (عقبه). و المتخلى بصقليه: أبو داود الشعشاع. و الطواف لطلب الحق من يخشب و هو: عبد الله بن صاعد بن عقبه. و المحتج بكتاب الله على الناصب من سرخس: نجم بن عقبه بن داود. آن برای ابو بصیر نام برد و چنین فرمود: ص: ۸۴ &lt;br /&gt;
جابر بن سفيان و النازلان بسرنديب و هما جعفر بن زکریا و دانیال بن داود و المفقود من مركبة بسلاهط: اسمه المنذر بن زيد. &lt;br /&gt;
و من سيراف أو قيل: شيراز، الشك من مسعدة: الحسين بن علوان و الهارب من بلخ من عشيرته أوس بن محمد و من فرغانه أزدجاه بن الوابص &lt;br /&gt;
و من البريه : صخر بن عبد الصمد القبايلي ، و يزيد بن فاجر ... فذلك ثلاث مائه وثلاثه عشر رجلا بعدد أهل بدر. &lt;br /&gt;
هم از اوست که :گفته و به همان سند اول روایت است که امام صادق علیه السلام اصحاب حضرت قائم علیه السلام را بعد از اما آنکه در طاربند شرقی است. بندار بن احمد بن سبکه است که «بازان خوانده میشود و اوست سیاح مرابط. &lt;br /&gt;
و از اهل شام دو مرد که ایشان را ابراهیم بن صباح و يوسف بن جريا|صريا | گویند که یوسف عطاری از اهل دمشق است. &lt;br /&gt;
و ابراهیم قصابی از روستای صویقان می باشد. و از صامغان احمد بن عمر خیاط از ساکنان بزیغ و على بن عبدالصمد تاجر از سکنه بحارین و از مرو دوازده تن که عبارتند از بندار بن خلیل عطار، ومحمد بن عمر صيداني، وعريب بن عبدالله بن کامل، و مولی قحطبه قحطب ، و سعد رومی و صالح بن دجال الرحال ) و معاذ بن هانی و کردوس ،ازدی و دهیم بن جابر بن حميد، و طاشف بن على قاجانی و قرعان بن ،صويد و جابر بن علی ،احمر، و جوشب بن جریر بن عمر و از طوس چهار مرد شهر دین حمران و موسی بن ،مهدی و سلیمان بن طلیعه و از واد واد جایگاه قبر امام رضا علیه السلام و از اهل سراف سلم کوسج براز ساکن در باغ و خالد بن سعید بن كريم دهقان و كلب ناهد کلیب شاهد از دانشاه و از مرورود جعفر انشاه ( دقاق و جوز مولی خصيب. و از بیروت به مرد زیاد بن عبد الرحمن بن حجدب و عباس بن فضل بن قارب و اسحاق بن سليمان حتاط، و علی بن خالد، و سلام بن سليم بن فرات بزاز و محمونه بن عبد الرحمن بن علي و جریر بن رستم بن سعد ،کیشاتی و حرب بن صالح، و عماره &lt;br /&gt;
بوده است ) على بن السندي صيرفي و از غاریات شاكر بن حمزه و علی بن کلثوم از ساکنان جایی که باب الجبل - دروازه کوه خوانده می شود. &lt;br /&gt;
و از طالقان بیست و چهار مرد آنکه معروف به این الرازی جبلی است و عبدالله بن عمیر و ابراهيم بن عمرو، و سهل بن رزق الله، و جبرئيل حداد، و على بن أبي على وراق، وعباده بن ،جمهور و محمد بن جیهاد و زریابن حبسه، و بهرام بن سرح و جميل بن عامر بن خالد، و کثیر مولی جریر، و عبد الله بن قرط بن سلام و فزاره بن ،بهرام و معاذ بن سالم بن خليد تمار، و حميد بن ابراهيم بن جمعه ،قزاز و عقبه بن و فنه بن ربيع، وحمزه بن عباس بن جناده از دار الرزق و كائن بن جنيد صايغ، و علقمه بن مدرک و مروان بن جميل بن درقا و ظهور مولی زراره بن ابراهیم، و جمهور بن الحسين زجاج و رياش بن سعد بن نعيم. &lt;br /&gt;
و از سجستان خلیل بن نصر از اهل ،زنگبار و ترک بن شبه و ابراهيم بن علی و از غور: (۱) هشت مرد مجيج بن جربوز و شاهد بن بندار، و داود بن جریر و خالد بن عیسی، و زیادبن صالح، و موسی بن داود، و عرف طویل و این کرد. &lt;br /&gt;
و از نیشابور هجده مرد سمعان بن فاخر و ابولبابه بن مدرک و ابراهیم بن یوسف قصیر و مالک بن حرب بن سكين، و زرودین ،سوکن و یحیی بن خالد و معادبن جبرائیل و احمد بن عمر بن نغره و عیسی بن موسی ،سواق و یزیدبن درست و محمد بن حماد بن شیت و جعفر بن طرخان و علامت ماهویه و ابو مريم وعمر او ا بن عمير بن مطرف، و بليل بن و هائل بن هو مر ديار. &lt;br /&gt;
و از هرات دوازده مرد سعيد بن عثمان وراق، وما سحر بن عبد الله بن نبيل و معروف به غلام ،کندی، و سمعان قصاب، و هارون بن عمران و صالح بن جریر و مارک بن معمر بن خالد و عبدالاعلى بن ابراهيم بن عبده، و نزل بن حرم، و صالح بن هیئم، و آدم بن علی، و خالد قواس و از اهل بوسیخ چهار مرد ظاهر بن عمر بن طاهر معروف به اصلع وطلحه بن طلحه ،سانح و حسن بن حسن بن مسمار، وعمر بن عمرو بن هشام. &lt;br /&gt;
و از ری هفت مرد اسرائیل ،قطان و علی بن جعفر بن حوادر و عثمان بن علی بن ،درخت و مكان بن جبله بن مقاتل، و کردین ابن شیبان و حمدان بن کر و سلیمان بن دیلمی و از طبرستان چهار مرد خوشادین ،کردم و بهرام بن علی و عباس بن هاشم و عبدالله بن یحیی و از قم هجده مرد غسان بن محمد غسان، و علی بن احمد بن مرة بن نعيم بن يعقوب بن بلال و عمران بن خالد بن كليب و سهل بن علی بن صاعد، و عبد العظيم بن عبدالله بن شاه وحسكه بن هاشم بن دایه و آخوص بن محمد بن اسماعيل بن نعيم بن ظریف، و بليل بن مالک بن سعد بن طلحه بن جعفر بن احمد بن جریر، و موسى بن عمران بن لاحق و عباس بن زمر بن سلیم، و حرید بن بشر بن بشير، و مروان بن علابه بن جریر معروف به ابن راس الزق، وصقر بن اسحاق بن ابراهيم، و کامل بن هشام. و از قومس دو مرد محمد بن محمد بن احمد بن أبي الشعب وعلاء بن حمويه بن صدقه از قریه خرقان و از گرگان دوازده مرد احمد بن هرقد بن عبد الله، وزراره بن جعفر، و حسین بن على بن مطر و حميد بن نافع و محمد بن خالد بن ترین حوته و علاء بن حميد بن جعفر بن عبد، و ابراهيم بن اسحاق بن عمرو، و على بن علقمه بن عمرو) محمود و سلمان بن ،یعقوب و عریان بن خان ملقب به حال ،روت، و شعبه بن علی، و موسی بن كردویه . &lt;br /&gt;
و از موقان یک مرد و او عبید الله بن محمد بن ماجور. و از سند دو :مرد شباب بن عباس بن ،محمد و نظربن منصور معروف به نافشت و از همدان چهار مرد هارون بن عمران بن خالد و طيفور بن محمد بن طیفور و ابان بن محمد بن ضحاک، و عتاب بن مالک بن جمهور و از سنجار چهار مرد عبيد الله بن زريق و شحم بن مطر، وهبه الله لبن زريق بن صدقه، وهبل بن كامل و از موصل مردی که او را سلیمان بن صبیح گویند، از روستای الحدیثه . و از پلمورق دو :مرد که با وصنا | بن سعد بن سحير، و احمد بن حمید بن سوار می باشند. &lt;br /&gt;
و از جاروان سه مرد کردبن حنیف و عاصم بن خلیل خیاط، و زیادبن رزین و از شوری یک مرد لقیط بن فرات و از اهل خلاط وهب بن حرتيد بن سروين و از تفلیس پنج مرد جحد بن الزيت و هانی ،عطاردی و جوادین ،بدر و سلیم بن وحيد، و فضل بن عمير. &lt;br /&gt;
و از باب الابواب جعفر بن عبدالرحمن و از قالی قلا لاكردوس بن جابر و از سميساط : موسى بن زرقان و از تصیبین دو مرد داود بن المحق و حامد صاحب البواري و از بلد مردی که او را بور بن زایده بن ثوران می خوانند. و از رها مردی که او را کامل بن عفیر می گویند. &lt;br /&gt;
و از حران زکریا سعدی و از ترافعه سه مرد احمد بن سليمان بن سليم و نوفل بن عمر، و اشعث بن مال. &lt;br /&gt;
و از رابعه عياض بن عاصم بن سمره بن جحش و مليح بن أسعد. و از حلب چهار مرد یونس بن یوسف و حميد بن قيس بن مسحيم ، و سهيم بن مدرك بن على بن حرب بن صالح بن میمون و مهدی بن هندبن ،عطارد و مسلم بن هوار مرد و از دمشق سه مرد نوح بن جریر و شعیب بن موسی و حجر بن عبیدالله قراری و از فلسطين سويد بن يحيى و از بعلبك : منزل بن عمران و از طبریه معاذ بن معاذ و از یافا صالح بن هارون &lt;br /&gt;
و از قومس رباب بن جلده، و جلیل بن سید و از تئیس يونس بن الصقر و احمد بن مسلم بن مسلم و از دمیاط علی بن زائده و از اسوار حماد بن جمهور و از فسطاط چهار مرد نصربن الحواس و على بن موسی ،فزاری و ابراهيم بن صفيره، و يحيى بن نعيم. و از قیروان علی بن موسى بن الشيخ، و عنبره بن قرطه و از باغه شرحبیل سعدی و از تلبیس علی بن معاذ و از بالس حمام بن فرات و از صنعاء فیاض بن ضرار بن ،ثروان و میسره بن غندر بن مبارک و از مازن عبدالكريم بن غندر و از طرابلس ذوالنورين عبده بن علقمه. &lt;br /&gt;
و از ایله دو مرد یحیی بن ،بدیل، و حواشه بن الفضل. و از وادي القرى حربن ذرقان و از خیبر مردی که او را سلمان بن داود خوانند. و از زیدار طلحه بن سعيد بن بهرام. و از جار حارث بن میمون و از مدینه دو مرد حمزه بن طاهر و شرحبيل بن جميل و از زیده حماد بن محمد بن ابی نصر &lt;br /&gt;
و از کوفه چهارده مرد ربیعه بن علی بن صالح و تمیم بن عباس بن اسد و عصرم بن عیسی و مطرف بن عمر ،کندی و هارون بن صالح بن ،میثم و وكايابن سعد و محمد بن روايه، و حروب بن عبدالله بن ساسان، وعوده اعلم، و خالد بن عبدالقدوس و ابراهيم بن مسعود بن عبد الحميد و بكير بن سعد بن خالد، و احمد بن ریحان بن حارث و غرت اهدانی و از :قلزم رحبه بن عمرو، و شبیب بن عبدالله و از حیره بکر بن عبد الله بن عبد الواحد. &lt;br /&gt;
و از کورتا : حفص بن مروان و از طاهی جباب بن سعد، وصالح بن طيفور و از اهواز عیسی بن ،تمام و جعفر بن سعید نابینایی که بینا خواهد شد. &lt;br /&gt;
و از سلم علقمه بن ابراهیم و از اصطخر متوکل بن عبید الله، و هشام بن فاخر و از مولیان حیدر بن ابراهيم و از نیل شاکر بن عبده و از قندایل عمرو بن فروه و از مدائن هشت نفر دو برادر صالح محمد و احمد فرزندان ،منذر و میمون بن حارث، ومعاذ بن علی بن معروف بن عبد الله و حارس بن سعيد و زهير بن طلحه، ونصر، و منصور و از عکبرا زائده بن هبه و از :حلوان ماهان بن ،کبتر و ابراهیم بن محمد و از بصره عبد الرحمن بن اعطف بن سعد، و احمد بن مليح، و حماد بن جابر و اصحاب کهف كمسكمینا و یارانش و آن دو تاجر که از آنطاکیه بیرون روند موسی بن عون وسليمان بن حر، و غلام رومی ایشان و پناهندگان به روم بازده مرد صهیب بن عباس و جعفر بن حلال و ضرار بن سعيد و حمید قدوس نازی و منادی و مالک بن خليد، و بكير بن جر، و حبيب بن حنان و جابر بن سفیان و دو تن که در سراندیب رحل اقامت افکنند: جعفر بن زکریا، و دانیال بن داود. &lt;br /&gt;
و از مندرا چهار مرد حور بن ،طرحان و سعید بن علی و شاه بن بزرج، و حربن جميل. و آنکه در سلامت از روی مرکبش مفقود شود نامش منذر بن زید است. &lt;br /&gt;
و از سیراف (۱) با گفته شده شیراز - تردید) از مسعده است) حسین بن علوان و گردش کننده برای یافتن حق از بخشب: عبدالله بن صاعد بن عقبه و آنکه به وسیله کتاب خدا بر ناصبی احتجاج میکند از سرخس نجم بن عقبه بن داود است. و از بریه صخر بن عبد الصمد قبایلی و یزید بن فاجر که اینها سیصد و سیزده نفرند به شمار اهل بدره و آن دو تن که به سروانیه گریزند سری بن ،اغلب و زياده الله بن رزق الله عقبه. و آنکه در صقلیه رحل اقامت افکند: ابوداود شعشاع و آنکه از بلخ از عشیره اش فرار میکند اوس بن محمد و از فرغانه از دجاه بن وابص عنه، قال: أخبرنى أبو الحسين محمد بن هارون عن أبيه رضى الله عنه قال: حدثني محمد بن همام، قال: حدثني أحمد بن الحسين المعروف بابن أبي القاسم عن أبيه عن الحسين الحسن بن على بن إبراهيم بن محمد، عن محمد بن حمران، عن أبيه، عن يونس بن ظبيان قال: كنت عند أبي عبد الله عليه السلام فذكر أصحاب القائم عليه السلام فقال: ثلاثمائه وثلاثه عشر رجلا و كل واحد يرى نفسه في ثلاثمائه. (۲) &lt;br /&gt;
و از اوست که گفت: ابوالحسین محمد بن هارون از پدرش رضی الله عنه خبرم داد وی :گفت محمد بن همام حدیثم داد ::گفت احمد بن الحسين معروف به ابن ابی القاسم از پدرش از حسین حسن بن على بن ابراهيم بن محمد، از محمد بن حمران از پدرش از یونس بن ظبیان حدیثم داد که :گفت در محضر امام ابو عبدالله صادق عليه السلام بودم پس آن حضرت اصحاب امام قائم علیه السلام را یاد کرد و فرمود سیصد و سیزده مرد و هر کدام خودش را در سیصد تن می بیند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B2_%D9%88_%DB%B3&amp;diff=388</id>
		<title>بقره - آیه ۲ و ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B2_%D9%88_%DB%B3&amp;diff=388"/>
		<updated>2023-10-27T09:02:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;الم*ذلك الكتاب لا ريب فيه هُدى للْمُتَّقِينَ * الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ &amp;lt;ref&amp;gt;سوره یونس، آیه ۲۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
(الم* این کتاب ]از رموز و اسرار قرآن[- که هیچ تردیدی در آن نیست - روشنگر راه پرهیزگاران است. آنان که به غیب ایمان آورند و نماز را برپای دارند و از آن چه به ایشان روزی داده ایم اتفاق کنند)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن بابويه : قال: حدثنا على بن احمد بن محمد الدقاق &amp;lt;small&amp;gt;رضى الله عنه&amp;lt;/small&amp;gt; قال: &lt;br /&gt;
حدثنا محمد أحمد بن أبي عبدالله الكوفي قال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدثنا موسى بن عمران الخيري، عن عمه الحسين بن يزيد عن على بن أبي حمزه، عن يحيى بن أبي القاسم قال: سأل الامام الصادق &amp;lt;small&amp;gt;عليه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; عن قول الله عزوجل: و &#039;&#039;&#039;الم&#039;&#039;&#039; به &#039;&#039;&#039;ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقین&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;الذين يؤمنون بالغيب&#039;&#039;&#039; فقال: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الموت شيعه على &amp;lt;small&amp;gt;عليه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و المميت فهو اله (الغائب و شاهد ذلك قوله تعالى: ويقولون لولا أنزل عليه آيه من ربه فقل إنما الغيب للله فانتظروا اتى معكم من المنتظرين) .&amp;lt;ref&amp;gt;همان (سوره یونس، آیه ۲۰)&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن بابویه گوید: حدیث گفت ما را علی بن احمد بن محمد دقاق رضی الله عنه، وی گفت: حدیث آورد ما را محمد احمد بن ابی عبدالله کوفی که گفت حدیث آورد ما را موسی بن عمران، نخعی از عمویش حسین بن یزید، از علی بن ابی حمزه از یحیی بن ابی القاسم که گفت از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;عليه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره فرموده خدای عز و جل (الم این کتاب که هیچ تردیدی در آن نیست؛ روشنگر راه پرهیزکاران است آنان که به غیب ایمان آوردند پرسیدم) حضرت صادق &amp;lt;small&amp;gt;عليه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متقیان شيعيان على علیه السلام، هستند و غیب همان حجت (غائب) است. &lt;br /&gt;
و شاهد آن، فرموده خدای تعالی است و کافران گویند چرا آینی از پروردگارش بر او نازل نمی‌شود پس بگو همانا غیب مخصوص خداست، پس منتظر باشید که ما نیز از منتظران هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عنه: قال: حدثنا محمد بن موسى بن المنويل رضى الله عنه قال: حدثنا محمد يحيى العطار قال: حدثنا آخم محمد بن عيسى، عن مربن عبد العزيز عن غير واحد من أصحابنا، عن داوود بي تثير الرقي، عن أبي عبدالله عليه السلام في قول الله وجل: الذين يومنون بالغيب و قال: من آمن به قيام القائم انه حق» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و از او ابن بابویه است که گوید حدیث آورد ما را محمدبن موسی بن متوکل رضی الله عنه گوید: حدیث گفت ما را محمد بن يحيى عظار وی: گفت حدیث آورد ما را احمد بن محمد بن عیسی از عمر بن عبدالعزیز، از چند تن از اصحابمان از داود بن کثیر رقی از حضرت ابی عبدالله امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره فرمود خدای عزوج و آنان که به غیب ایمان آورند و فرمود: هر کس ایمان آورد اقرار کند که قیام قائم &amp;lt;small&amp;gt;عج الله تعالی فرجه الشریف&amp;lt;/small&amp;gt; حق است. &lt;br /&gt;
وعنه : باسناده عن جابر بن عبد الله الأنصارى، عن رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم في حديث يذكر فيه الآيثه الأثنى عشر وهم القائم عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : طوبى للضابرين في غيبته، طوبي للمقيمين على محبتهم أولئك من وصفهم الله في كتابه فقال: والذين ويون بالغيب ثم قال: وأولئك حزب الله الا إن حزب ! الله هم الغالون &amp;lt;ref&amp;gt;کفایة الأثر، ص ۶۰&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
د و از او | ابن بابویه است که به سند خود از جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در حدیثی که امامان دوازده گانه و در میان آنان قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; را یاد کرده چنین آمده | جابر :گوید رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 خوشا به حال صبر کنندگان در زمان غیبت او خوشا به حال کسانی که بر محبتشان پای برجا میمانند، آنهایند که خداوند در خوشا به حال صبر کتاب خویش چنین وصفشان فرموده و آنان که به غیب ایمان آورند و سپس فرمود و آنان حزب خدایند آگاه باشید که حزب خداوند پیروزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B2_%D9%88_%DB%B3&amp;diff=387</id>
		<title>بقره - آیه ۲ و ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B2_%D9%88_%DB%B3&amp;diff=387"/>
		<updated>2023-10-27T09:00:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;الم*ذلك الكتاب لا ريب فيه هُدى للْمُتَّقِينَ * الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ &amp;lt;ref&amp;gt;سوره یونس، آیه ۲۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
(الم* این کتاب ]از رموز و اسرار قرآن[- که هیچ تردیدی در آن نیست - روشنگر راه پرهیزگاران است. آنان که به غیب ایمان آورند و نماز را برپای دارند و از آن چه به ایشان روزی داده ایم اتفاق کنند)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن بابويه : قال: حدثنا على بن احمد بن محمد الدقاق &amp;lt;small&amp;gt;رضى الله عنه&amp;lt;/small&amp;gt; قال: &lt;br /&gt;
حدثنا محمد أحمد بن أبي عبدالله الكوفي قال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدثنا موسى بن عمران الخيري، عن عمه الحسين بن يزيد عن على بن أبي حمزه، عن يحيى بن أبي القاسم قال: سأل الامام الصادق &amp;lt;small&amp;gt;عليه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; عن قول الله عزوجل: و &#039;&#039;&#039;الم&#039;&#039;&#039; به &#039;&#039;&#039;ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقین&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;الذين يؤمنون بالغيب&#039;&#039;&#039; فقال: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الموت شيعه على &amp;lt;small&amp;gt;عليه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و المميت فهو اله (الغائب و شاهد ذلك قوله تعالى: ويقولون لولا أنزل عليه آيه من ربه فقل إنما الغيب للله فانتظروا اتى معكم من المنتظرين) .&amp;lt;ref&amp;gt;همان (سوره یونس، آیه ۲۰)&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن بابویه گوید: حدیث گفت ما را علی بن احمد بن محمد دقاق رضی الله عنه، وی گفت: حدیث آورد ما را محمد احمد بن ابی عبدالله کوفی که گفت حدیث آورد ما را موسی بن عمران، نخعی از عمویش حسین بن یزید، از علی بن ابی حمزه از یحیی بن ابی القاسم که گفت از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;عليه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره فرموده خدای عز و جل (الم این کتاب که هیچ تردیدی در آن نیست؛ روشنگر راه پرهیزکاران است آنان که به غیب ایمان آوردند پرسیدم) حضرت صادق &amp;lt;small&amp;gt;عليه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متقیان شيعيان على علیه السلام، هستند و غیب همان حجت (غائب) است. &lt;br /&gt;
و شاهد آن، فرموده خدای تعالی است و کافران گویند چرا آینی از پروردگارش بر او نازل نمی‌شود پس بگو همانا غیب مخصوص خداست، پس منتظر باشید که ما نیز از منتظران هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عنه: قال: حدثنا محمد بن موسى بن المنويل رضى الله عنه قال: حدثنا محمد يحيى العطار قال: حدثنا آخم محمد بن عيسى، عن مربن عبد العزيز عن غير واحد من أصحابنا، عن داوود بي تثير الرقي، عن أبي عبدالله عليه السلام في قول الله وجل: الذين يومنون بالغيب و قال: من آمن به قيام القائم انه حق» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و از او ابن بابویه است که گوید حدیث آورد ما را محمدبن موسی بن متوکل رضی الله عنه گوید: حدیث گفت ما را محمد بن يحيى عظار وی: گفت حدیث آورد ما را احمد بن محمد بن عیسی از عمر بن عبدالعزیز، از چند تن از اصحابمان از داود بن کثیر رقی از حضرت ابی عبدالله امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره فرمود خدای عزوج و آنان که به غیب ایمان آورند و فرمود: هر کس ایمان آورد اقرار کند که قیام قائم &amp;lt;small&amp;gt;عج الله تعالی فرجه الشریف&amp;lt;/small&amp;gt; حق است. &lt;br /&gt;
وعنه : باسناده عن جابر بن عبد الله الأنصارى، عن رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم في حديث يذكر فيه الآيثه الأثنى عشر وهم القائم عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : طوبى للضابرين في غيبته، طوبي للمقيمين على محبتهم أولئك من وصفهم الله في كتابه فقال: والذين ويون بالغيب ثم قال: وأولئك حزب الله الا إن حزب ! الله هم الغالون &amp;lt;ref&amp;gt;کفایة الأثر، ص ۶۰&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
د و از او | ابن بابویه است که به سند خود از جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در حدیثی که امامان دوازده گانه و در میان آنان قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; را یاد کرده چنین آمده | جابر :گوید رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 خوشا به حال صبر کنندگان در زمان غیبت او خوشا به حال کسانی که بر محبتشان پای برجا میمانند، آنهایند که خداوند در خوشا به حال صبر کتاب خویش چنین وصفشان فرموده و آنان که به غیب ایمان آورند و سپس فرمود و آنان حزب خدایند آگاه باشید که حزب خداوند پیروزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====== ==پانویس== ======&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B2_%D9%88_%DB%B3&amp;diff=382</id>
		<title>بقره - آیه ۲ و ۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B2_%D9%88_%DB%B3&amp;diff=382"/>
		<updated>2023-10-27T08:33:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «الم*ذلك الكتاب لا ريب فيه هُدى للْمُتَّقِينَ * الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;الم*ذلك الكتاب لا ريب فيه هُدى للْمُتَّقِينَ * الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ (۱) &lt;br /&gt;
(الم* این کتاب ]از رموز و اسرار قرآن[- که هیچ تردیدی در آن نیست - روشنگر راه پرهیزگاران است. آنان که به غیب ایمان آورند و نماز را برپای دارند و از آن چه به ایشان روزی داده ایم اتفاق کنند)&lt;br /&gt;
 ابن بابويه : قال: حدثنا على بن احمد بن محمد الدقاق رضى الله عنه قال: حدثنا محمد أحمد بن أبي عبدالله الكوفي قال: &lt;br /&gt;
حدثنا موسى بن عمران الخيري، عن عمه الحسين بن يزيد عن على بن أبي حمزه، عن يحيى بن أبي القاسم قال: سأل الامام الصادق عليه السلام عن قول الله عزوجل : والم به ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقین والذين يؤمنون بالغيب فقال: الموت شيعه على عليه السلام و المميت فهو اله ( الغائب و شاهد ذلك قوله تعالى : ويقولون لولا أنزل عليه آيه من ربه فقل إنما الغيب للله فانتظروا اتى معكم من المنتظرين ) .(۲) &lt;br /&gt;
ابن بابویه گوید: حدیث گفت ما را علی بن احمد بن محمد دقاق رضی الله عنه، وی گفت: حدیث آورد ما را محمد احمد بن ابی عبدالله کوفی که گفت حدیث آورد ما را موسی بن عمران، نخعی از عمویش حسین بن یزید، از علی بن ابی حمزه از یحیی بن ابی القاسم که گفت از امام صادق علیه السلام درباره فرموده خدای عز و جل (الم این کتاب که هیچ تردیدی در آن نیست؛ روشنگر راه پرهیزکاران است آنان که به غیب ایمان آوردند پرسیدم) حضرت صادق علیه السلام فرمود: متقیان شيعيان على علیه السلام، هستند و غیب همان حجت (غائب) است. &lt;br /&gt;
و شاهد آن، فرموده خدای تعالی است و کافران گویند چرا آینی از پروردگارش بر او نازل نمی شود پس بگو همانا غیب مخصوص خداست، پس منتظر باشید که ما نیز از منتظران هستیم.&lt;br /&gt;
عنه: قال: حدثنا محمد بن موسى بن المنويل رضى الله عنه قال: حدثنا محمد يحيى العطار قال: حدثنا آخم محمد بن عيسى، عن مربن عبد العزيز عن غير واحد من أصحابنا، عن داوود بي تثير الرقي، عن أبي عبدالله عليه السلام في قول الله وجل: الذين يومنون بالغيب م قال: من آقا بقيام القائم انه حق» &lt;br /&gt;
 و از او ابن بابویه است که گوید حدیث آورد ما را محمدبن موسی بن متوکل رضی الله عنه گوید: حدیث گفت ما را محمد بن يحيى عظار وی :گفت حدیث آورد ما را احمد بن محمد بن عیسی از عمر بن عبدالعزیز، از چند تن از اصحابمان از داود بن کثیر رقی از حضرت ابی عبدالله امام صادق علیه السلام درباره فرمود خدای عزوج و آنان که به غیب ایمان آورند و فرمود: هر کس ایمان آورد ( اقرار کند که قیام قائم (ع) حق است. &lt;br /&gt;
وعنه : باسناده عن جابر بن عبد الله الأنصارى، عن رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم في حديث يذكر فيه الآيثه الأثنى عشر وهم القائم عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : طوبى للضابرين في غيبته، طوبي للمقيمين على محبتهم أولئك من وصفهم الله في كتابه فقال: والذين ويون بالغيب ثم قال: وأولئك حزب الله الا إن حزب ! الله هم الغالون (۴) &lt;br /&gt;
د و از او | ابن بابویه است که به سند خود از جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در حدیثی که امامان دوازده گانه و در میان آنان قائم علیه السلام را یاد کرده چنین آمده | جابر :گوید رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: &lt;br /&gt;
((خوشا به حال صبر کنندگان در زمان غیبت او خوشا به حال کسانی که بر محبتشان پای برجا میمانند، آنهایند که خداوند در خوشا به حال صبر کتاب خویش چنین وصفشان فرموده و آنان که به غیب ایمان آورند و سپس فرمود و آنان حزب خدایند آگاه باشید که حزب خداوند پیروزند))&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=358</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=358"/>
		<updated>2023-10-27T07:00:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه:«إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»&amp;lt;ref&amp;gt;حديد/١٧&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»&amp;lt;ref&amp;gt;البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمین مرده==&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع)در مورد زمين مرده قلب ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احياي دانش ها و احكام دين كه در طول ساليان و قرون به فراموشي سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامه آن حضرت قرار دارد.در دعای ندبه مى خوانيم: «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و &lt;br /&gt;
[[پرونده:Download.jpg|انگشتی|275x275px|دریاچه ارومیه|جایگزین|وسط]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اهل ایمان===&lt;br /&gt;
هل ایمان را زنده می کند»،در اعمال روز [[جمعه]] آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد».همچنين در یکی از زیارات [[صاحب الامر]] عليه السلام می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه های دین و اهل آن»&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار٨٦/٩٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. و در زیارت دیگر {{حضرت حجت سلام الله}} عليه آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کننده کافران است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان١٠١/٩٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حضرت مهدی==&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیه هفده سوره حديد فرمودند: «یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم &amp;lt;small&amp;gt;عجل الله تعالی فرجه الشریف&amp;lt;/small&amp;gt; به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احیا===&lt;br /&gt;
• يك احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسي كه براي زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياري به خواندن آن مداومت دارند، ولي به معارف آن پاي بند نيستند؛ بسياري به جاي ‏توجه به معاني و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطي كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالي از آن؛ بسياري نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جاي پرسش نيست. در سطح فرا فردي نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروك است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمي‏شود و يا توان اجراي آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان مي‏يابد و ظلم و انحراف جاي خود را به عدل و ايمان خواهد داد.پيامبر گرامي اسلام فرمودند: &amp;quot;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه؛ زماني بر امت من خواهدآمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقي نمي‏ ماند٥&amp;lt;ref&amp;gt;الكافى٣٠٧/٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.&amp;quot; اميد كه به لطف خداي متعال و اهل بيت عصمت و طهارت‏- عليهم السلام- ما جزو كساني نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريك‏اند، بلكه در زمره كساني قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏مي‏ كوشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=357</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=357"/>
		<updated>2023-10-27T06:59:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه:«إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»&amp;lt;ref&amp;gt;حديد/١٧&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»&amp;lt;ref&amp;gt;البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمین مرده==&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع)در مورد زمين مرده قلب ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احياي دانش ها و احكام دين كه در طول ساليان و قرون به فراموشي سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامه آن حضرت قرار دارد.در دعای ندبه مى خوانيم: «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و &lt;br /&gt;
[[پرونده:Download.jpg|انگشتی|275x275px|دریاچه ارومیه|جایگزین=|هیچ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اهل ایمان===&lt;br /&gt;
هل ایمان را زنده می کند»،در اعمال روز [[جمعه]] آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد».همچنين در یکی از زیارات [[صاحب الامر]] عليه السلام می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه های دین و اهل آن»&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار٨٦/٩٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. و در زیارت دیگر {{حضرت حجت سلام الله}} عليه آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کننده کافران است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان١٠١/٩٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حضرت مهدی==&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیه هفده سوره حديد فرمودند: «یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم &amp;lt;small&amp;gt;عجل الله تعالی فرجه الشریف&amp;lt;/small&amp;gt; به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احیا===&lt;br /&gt;
• يك احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسي كه براي زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياري به خواندن آن مداومت دارند، ولي به معارف آن پاي بند نيستند؛ بسياري به جاي ‏توجه به معاني و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطي كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالي از آن؛ بسياري نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جاي پرسش نيست. در سطح فرا فردي نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروك است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمي‏شود و يا توان اجراي آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان مي‏يابد و ظلم و انحراف جاي خود را به عدل و ايمان خواهد داد.پيامبر گرامي اسلام فرمودند: &amp;quot;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه؛ زماني بر امت من خواهدآمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقي نمي‏ ماند٥&amp;lt;ref&amp;gt;الكافى٣٠٧/٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.&amp;quot; اميد كه به لطف خداي متعال و اهل بيت عصمت و طهارت‏- عليهم السلام- ما جزو كساني نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريك‏اند، بلكه در زمره كساني قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏مي‏ كوشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=353</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=353"/>
		<updated>2023-10-27T06:55:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه:«إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»&amp;lt;ref&amp;gt;حديد/١٧&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»&amp;lt;ref&amp;gt;البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمین مرده==&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع)در مورد زمين مرده قلب ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احياي دانش ها و احكام دين كه در طول ساليان و قرون به فراموشي سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامه آن حضرت قرار دارد.در دعای ندبه مى خوانيم: «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و &lt;br /&gt;
[[پرونده:Download.jpg|انگشتی|راستّ|500px|دریاچه ارومیه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اهل ایمان===&lt;br /&gt;
هل ایمان را زنده می کند»،در اعمال روز [[جمعه]] آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد».همچنين در یکی از زیارات [[صاحب الامر]] عليه السلام می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه های دین و اهل آن»&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار٨٦/٩٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. و در زیارت دیگر {{حضرت حجت سلام الله}} عليه آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کننده کافران است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان١٠١/٩٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حضرت مهدی==&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیه هفده سوره حديد فرمودند: «یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم &amp;lt;small&amp;gt;عجل الله تعالی فرجه الشریف&amp;lt;/small&amp;gt; به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احیا===&lt;br /&gt;
• يك احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسي كه براي زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياري به خواندن آن مداومت دارند، ولي به معارف آن پاي بند نيستند؛ بسياري به جاي ‏توجه به معاني و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطي كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالي از آن؛ بسياري نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جاي پرسش نيست. در سطح فرا فردي نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروك است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمي‏شود و يا توان اجراي آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان مي‏يابد و ظلم و انحراف جاي خود را به عدل و ايمان خواهد داد.پيامبر گرامي اسلام فرمودند: &amp;quot;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه؛ زماني بر امت من خواهدآمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقي نمي‏ ماند٥&amp;lt;ref&amp;gt;الكافى٣٠٧/٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.&amp;quot; اميد كه به لطف خداي متعال و اهل بيت عصمت و طهارت‏- عليهم السلام- ما جزو كساني نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريك‏اند، بلكه در زمره كساني قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏مي‏ كوشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=349</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=349"/>
		<updated>2023-10-27T06:50:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه:«إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»&amp;lt;ref&amp;gt;حديد/١٧&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»&amp;lt;ref&amp;gt;البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمین مرده==&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع)در مورد زمين مرده قلب ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احياي دانش ها و احكام دين كه در طول ساليان و قرون به فراموشي سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامه آن حضرت قرار دارد.در دعای ندبه مى خوانيم: «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و &lt;br /&gt;
[[پرونده:Download.jpg|بندانگشتی|دریاچه ارومیه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اهل ایمان===&lt;br /&gt;
هل ایمان را زنده می کند»،در اعمال روز [[جمعه]] آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد».همچنين در یکی از زیارات [[صاحب الامر]] عليه السلام می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه های دین و اهل آن»&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار٨٦/٩٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. و در زیارت دیگر {{حضرت حجت سلام الله}} عليه آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کننده کافران است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان١٠١/٩٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حضرت مهدی==&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیه هفده سوره حديد فرمودند: «یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم &amp;lt;small&amp;gt;عجل الله تعالی فرجه الشریف&amp;lt;/small&amp;gt; به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احیا===&lt;br /&gt;
• يك احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسي كه براي زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياري به خواندن آن مداومت دارند، ولي به معارف آن پاي بند نيستند؛ بسياري به جاي ‏توجه به معاني و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطي كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالي از آن؛ بسياري نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جاي پرسش نيست. در سطح فرا فردي نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروك است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمي‏شود و يا توان اجراي آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان مي‏يابد و ظلم و انحراف جاي خود را به عدل و ايمان خواهد داد.پيامبر گرامي اسلام فرمودند: &amp;quot;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه؛ زماني بر امت من خواهدآمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقي نمي‏ ماند٥&amp;lt;ref&amp;gt;الكافى٣٠٧/٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.&amp;quot; اميد كه به لطف خداي متعال و اهل بيت عصمت و طهارت‏- عليهم السلام- ما جزو كساني نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريك‏اند، بلكه در زمره كساني قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏مي‏ كوشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Download.jpg&amp;diff=347</id>
		<title>پرونده:Download.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Download.jpg&amp;diff=347"/>
		<updated>2023-10-27T06:50:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;زمین مرده دریاچه ارومیه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=338</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=338"/>
		<updated>2023-10-27T06:24:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه:«إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»&amp;lt;ref&amp;gt;حديد/١٧&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»&amp;lt;ref&amp;gt;البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمین مرده==&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع)در مورد زمين مرده قلب ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احياي دانش ها و احكام دين كه در طول ساليان و قرون به فراموشي سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامه آن حضرت قرار دارد.در دعای ندبه مى خوانيم: «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اهل ایمان===&lt;br /&gt;
هل ایمان را زنده می کند»،در اعمال روز [[جمعه]] آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد».همچنين در یکی از زیارات [[صاحب الامر]] عليه السلام می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه های دین و اهل آن»&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار٨٦/٩٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. و در زیارت دیگر {{حضرت حجت سلام الله}} عليه آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کننده کافران است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان١٠١/٩٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حضرت مهدی==&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیه هفده سوره حديد فرمودند: «یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم &amp;lt;small&amp;gt;عجل الله تعالی فرجه الشریف&amp;lt;/small&amp;gt; به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احیا===&lt;br /&gt;
• يك احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسي كه براي زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياري به خواندن آن مداومت دارند، ولي به معارف آن پاي بند نيستند؛ بسياري به جاي ‏توجه به معاني و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطي كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالي از آن؛ بسياري نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جاي پرسش نيست. در سطح فرا فردي نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروك است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمي‏شود و يا توان اجراي آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان مي‏يابد و ظلم و انحراف جاي خود را به عدل و ايمان خواهد داد.پيامبر گرامي اسلام فرمودند: &amp;quot;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه؛ زماني بر امت من خواهدآمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقي نمي‏ ماند٥&amp;lt;ref&amp;gt;الكافى٣٠٧/٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.&amp;quot; اميد كه به لطف خداي متعال و اهل بيت عصمت و طهارت‏- عليهم السلام- ما جزو كساني نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريك‏اند، بلكه در زمره كساني قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏مي‏ كوشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=337</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=337"/>
		<updated>2023-10-27T06:20:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه:«إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»&amp;lt;ref&amp;gt;حديد/١٧&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»&amp;lt;ref&amp;gt;البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمین مرده==&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع)در مورد زمين مرده قلب ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احياي دانش ها و احكام دين كه در طول ساليان و قرون به فراموشي سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامه آن حضرت قرار دارد.در دعای ندبه مى خوانيم: «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و ====اهل ایمان===&lt;br /&gt;
هل ایمان را زنده می کند»،در اعمال روز [[جمعه]] آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد».همچنين در یکی از زیارات [[صاحب الامر]] عليه السلام می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه های دین و اهل آن»&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار٨٦/٩٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. و در زیارت دیگر {{حضرت حجت سلام الله}} عليه آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کننده کافران است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان١٠١/٩٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حضرت مهدی==&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیه هفده سوره حديد فرمودند: «یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احیا===&lt;br /&gt;
• يك احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسي كه براي زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياري به خواندن آن مداومت دارند، ولي به معارف آن پاي بند نيستند؛ بسياري به جاي ‏توجه به معاني و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطي كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالي از آن؛ بسياري نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جاي پرسش نيست. در سطح فرا فردي نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروك است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمي‏شود و يا توان اجراي آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان مي‏يابد و ظلم و انحراف جاي خود را به عدل و ايمان خواهد داد.پيامبر گرامي اسلام فرمودند: &amp;quot;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه؛ زماني بر امت من خواهدآمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقي نمي‏ ماند٥&amp;lt;ref&amp;gt;الكافى٣٠٧/٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.&amp;quot; اميد كه به لطف خداي متعال و اهل بيت عصمت و طهارت‏- عليهم السلام- ما جزو كساني نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريك‏اند، بلكه در زمره كساني قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏مي‏ كوشند.&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=336</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=336"/>
		<updated>2023-10-27T06:20:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه:«إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»&amp;lt;ref&amp;gt;حديد/١٧&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»&amp;lt;ref&amp;gt;البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمین مرده==&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع)در مورد زمين مرده قلب ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احياي دانش ها و احكام دين كه در طول ساليان و قرون به فراموشي سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامه آن حضرت قرار دارد.در دعای ندبه مى خوانيم: «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و ====اهل ایمان===&lt;br /&gt;
هل ایمان را زنده می کند»،در اعمال روز [[جمعه]] آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد».همچنين در یکی از زیارات [[صاحب الامر]] عليه السلام می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه های دین و اهل آن»&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار٨٦/٩٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. و در زیارت دیگر {{حضرت حجت سلام الله}} عليه آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کننده کافران است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان١٠١/٩٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حضرت مهدی==&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیه هفده سوره حديد فرمودند: «یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احیا===&lt;br /&gt;
• يك احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسي كه براي زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياري به خواندن آن مداومت دارند، ولي به معارف آن پاي بند نيستند؛ بسياري به جاي ‏توجه به معاني و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطي كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالي از آن؛ بسياري نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جاي پرسش نيست. در سطح فرا فردي نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروك است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمي‏شود و يا توان اجراي آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان مي‏يابد و ظلم و انحراف جاي خود را به عدل و ايمان خواهد داد.پيامبر گرامي اسلام فرمودند: &amp;quot;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه؛ زماني بر امت من خواهدآمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقي نمي‏ ماند٥&amp;lt;ref&amp;gt;الكافى٣٠٧/٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.&amp;quot; اميد كه به لطف خداي متعال و اهل بيت عصمت و طهارت‏- عليهم السلام- ما جزو كساني نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريك‏اند، بلكه در زمره كساني قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏مي‏ كوشند.&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=335</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=335"/>
		<updated>2023-10-27T06:12:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه:«إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»١؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»٢.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمین مرده==&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع)در مورد زمين مرده قلب ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احياي دانش ها و احكام دين كه در طول ساليان و قرون به فراموشي سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامه آن حضرت قرار دارد.در دعای ندبه مى خوانيم: «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و ====اهل ایمان===&lt;br /&gt;
هل ایمان را زنده می کند»،در اعمال روز [[جمعه]] آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد».همچنين در یکی از زیارات [[صاحب الامر]] عليه السلام می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه های دین و اهل آن»٣. و در زیارت دیگر {{حضرت حجت سلام الله}} عليه آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کننده کافران است»٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حضرت مهدی==&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیه هفده سوره حديد فرمودند: «یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احیا===&lt;br /&gt;
• يك احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسي كه براي زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياري به خواندن آن مداومت دارند، ولي به معارف آن پاي بند نيستند؛ بسياري به جاي ‏توجه به معاني و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطي كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالي از آن؛ بسياري نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جاي پرسش نيست. در سطح فرا فردي نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروك است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمي‏شود و يا توان اجراي آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان مي‏يابد و ظلم و انحراف جاي خود را به عدل و ايمان خواهد داد.پيامبر گرامي اسلام فرمودند: &amp;quot;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه؛ زماني بر امت من خواهدآمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقي نمي‏ ماند٥&amp;lt;ref&amp;gt;الكافى٣٠٧/٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
.&amp;quot; اميد كه به لطف خداي متعال و اهل بيت عصمت و طهارت‏- عليهم السلام- ما جزو كساني نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريك‏اند، بلكه در زمره كساني قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏مي‏ كوشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.حديد/١٧.      ٢.البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢.    ٣. بحار الانوار٨٦/٩٩.    ٤. همان١٠١/٩٩.     ٥. الكافى٣٠٧/٨.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=333</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=333"/>
		<updated>2023-10-27T06:10:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: /* احیا */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه:«إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»١؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»٢.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمین مرده==&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع)در مورد زمين مرده قلب ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احياي دانش ها و احكام دين كه در طول ساليان و قرون به فراموشي سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامه آن حضرت قرار دارد.در دعای ندبه مى خوانيم: «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و ====اهل ایمان===&lt;br /&gt;
هل ایمان را زنده می کند»،در اعمال روز [[جمعه]] آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد».همچنين در یکی از زیارات [[صاحب الامر]] عليه السلام می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه های دین و اهل آن»٣. و در زیارت دیگر {{حضرت حجت سلام الله}} عليه آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کننده کافران است»٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حضرت مهدی==&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیه هفده سوره حديد فرمودند: «یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احیا===&lt;br /&gt;
• يك احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسي كه براي زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياري به خواندن آن مداومت دارند، ولي به معارف آن پاي بند نيستند؛ بسياري به جاي ‏توجه به معاني و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطي كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالي از آن؛ بسياري نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جاي پرسش نيست. در سطح فرا فردي نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروك است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمي‏شود و يا توان اجراي آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان مي‏يابد و ظلم و انحراف جاي خود را به عدل و ايمان خواهد داد.پيامبر گرامي اسلام فرمودند: &amp;quot;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه؛ زماني بر امت من خواهدآمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقي نمي‏ ماند٥&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
.&amp;quot; اميد كه به لطف خداي متعال و اهل بيت عصمت و طهارت‏- عليهم السلام- ما جزو كساني نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريك‏اند، بلكه در زمره كساني قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏مي‏ كوشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.حديد/١٧.      ٢.البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢.    ٣. بحار الانوار٨٦/٩٩.    ٤. همان١٠١/٩٩.     ٥. الكافى٣٠٧/٨.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=329</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=329"/>
		<updated>2023-10-27T06:05:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه:«إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»١؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»٢.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمین مرده==&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع)در مورد زمين مرده قلب ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احياي دانش ها و احكام دين كه در طول ساليان و قرون به فراموشي سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامه آن حضرت قرار دارد.در دعای ندبه مى خوانيم: «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و ====اهل ایمان===&lt;br /&gt;
هل ایمان را زنده می کند»،در اعمال روز [[جمعه]] آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد».همچنين در یکی از زیارات [[صاحب الامر]] عليه السلام می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه های دین و اهل آن»٣. و در زیارت دیگر {{حضرت حجت سلام الله}} عليه آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کننده کافران است»٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حضرت مهدی==&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیه هفده سوره حديد فرمودند: «یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احیا===&lt;br /&gt;
• يك احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسي كه براي زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياري به خواندن آن مداومت دارند، ولي به معارف آن پاي بند نيستند؛ بسياري به جاي ‏توجه به معاني و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطي كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالي از آن؛ بسياري نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جاي پرسش نيست. در سطح فرا فردي نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروك است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمي‏شود و يا توان اجراي آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان مي‏يابد و ظلم و انحراف جاي خود را به عدل و ايمان خواهد داد.پيامبر گرامي اسلام فرمودند: &amp;quot;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه؛ زماني بر امت من خواهدآمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقي نمي‏ ماند٥.&amp;quot; اميد كه به لطف خداي متعال و اهل بيت عصمت و طهارت‏- عليهم السلام- ما جزو كساني نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريك‏اند، بلكه در زمره كساني قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏مي‏ كوشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.حديد/١٧.      ٢.البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢.    ٣. بحار الانوار٨٦/٩٩.    ٤. همان١٠١/٩٩.     ٥. الكافى٣٠٧/٨.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=218</id>
		<title>امام زمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=218"/>
		<updated>2022-12-30T13:12:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منظور از «امام زمان» در هر عصر و زمانی همان کسی است که در قید حیات ظاهری بوده و الزاما توسط [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|حضرت محمد]] (صلی الله علیه و آله) به عنوان یکی از ۱۲ نفر از جانشینان بعد از او معرفی شده که البته این لقب «امام» را نیز خداوند به ایشان عطا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر این جایگاه (امام زمانی) متعلق به پیشوای دوازدهم حضرت [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|حجة ابن الحسن العسکری]] معروف به [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|امام مهدی]] (علیه السلام) است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان، لقب فرزند امام حسن عسکری علیه السلام در سال 255 هجری قمری به دنیا آمده و مادرش امیرزاده رومی، نرجس خاتون بوده است.&lt;br /&gt;
سامرا محل تولد ایشان است و 5 سال با پدر معاصر بوده و در سال 260 هجری، امامت ظاهری ایشان شروع شده و تا سال 329 هجری دوران غیبت صغری 69 سال بوده است و در این مدت 4 نایب خاص داشته اند: عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی، علی بن محمد سمری. در سال 329 هجری چند روز قبل از مرگ آخرین نایبشان نامه ای به او نوشتند که تو حداکثر تا 6 روز دیگر خواهی مرد و به کسی در این باب وصیت نکن که غیبت کبری آغاز شده و دیگر برای من ظهوری نیست تا گاهی که خدا اجازه دهد و تکلیف مردم این است که مشکلات خود را با فقهای جامع الشرایط در میان بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القابی که حضرت مهدی (عج) را با آن می خوانند و بسیار هم شایع است، لقب «امام زمان (عج)» است. شاید این لقب برگرفته از این حدیث معروف نبوی باشد که صراحتاً واژه &amp;quot;امام زمان&amp;quot; در آن آمده است:«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اَمامَ زَمانُهُ، ماتَ مَیْتَةً جاهلیَّةَ »يعنى کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد، مرگ او مانند مرگ افراد دوران جاهلیّت است و چون در این دوره از زمان، هیچ امام حیّ و حاضر دیگری به جز حضرت مهدی (عج) امام فریادرس و امید بی پناهان نیست، ایشان را با لقب «امام زمان» ندا می کنند.ناقلان اين حديث از شيعه و سنى آن چنان بسيارند كه شرح همه آنها خود جزوه مفصلى خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی گويد:شیعه و سنی به صورت «متواتر» روایت کرده اند که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»٢. سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی هم گويد:این حدیث در میان شیعه و سنی متفق علیه است که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»٣. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح این فراز از کلام امیر مؤمنان (ع) که می فرماید: «لایدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه »يعنى وارد بهشت نمی شود جز کسی که امامان را بشناسد و امامان نیز او را بشناسند»گوید:«اصحاب ما همگی بر درستی این مطلب معتقد هستند که هرکس امامان را نشناسد وارد بهشت نمی شود»٤. سیوطی و آلوسی در ذیل آیه شریفه: (یوم ندعو کل اناس بامامهم)٥ از رسول اکرم (ص)روایت کرده اند که فرمود: «یدعی کل قوم بامام زمانهم»يعنى«روز قیامت هر گروهی با امام زمانشان فراخوانده می شوند»٦.منابع شيعى نيز از جمله مرحوم طبرسي عين همين عبارت را نقل نموده اند٧.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس اين حديث متواتر و مشهور كه بطور مشخص واژه &amp;quot;امام زمان&amp;quot;در آن بكار رفته به روشنی معلوم می شود که شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نیست، بلکه یکی از ابعاد آن است، چنانکه دعای معرفت که از ناحیه مقدسه صادر شده، اشاره لطیفی به آن دارد، آنجا که می فرماید:«اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک،اللهم عرفنی نبیک، فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک: اللهم عرفنی حجتک، فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی»٨ این دعا توسط نخستین نائب خاص حضرت بقیة الله ارواحنا فداه، از ناحیه مقدسه صادر شده، و امر شده که در دوران غیبت آن کعبه مقصود شیعیان منتظر و چشم به راه بر خواندن آن مداومت کنند. معرفت امام زمان، شرط اسلام است و اگر کسى بدون شناخت امام از دنیا برود، گویا از اسلام واقعى و اصیل بى‏بهره بوده است. پس شناخت امام زمان، آن‏گاه مى‏تواند انسان را از مرگ جاهلى دور کند که بتواند به دستورات او پاینده بوده و از ارشادات و هدایت‏ هاى او بهره‏مند شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت امام زمان، چراغ هدایت و رمز ديند‏ارى است و نتیجه آن، دستیابى به صراط مستقیم، خداشناسى، حق‏شناسى و راه کمال و سعادت است.ديگر آن كه شناخت امام زمان(عج) و باور قلبى به او، باعث نزدیکى هر چه بیشتر انسان به او مى‏شود. اگر با این معرفت از دنیا برود، از پاداش‏هاى بیشمارى برخوردار خواهد شد که یکى از آنها درک ثواب یارى امام عصرعلیه السلام در زمان ظهور است ؛ یعنى، چنین شخصى، همچون کسى است که در لشکر آن حضرت بوده و یا زیر پرچم او نشسته است٩.منظور از این شناخت فقط شناخت حسب ونسب و نیای امام زمان نیست ؛بلكه شناخت اوصاف ،ویژگی ها و معرفت به سیره علمی وعملی امام ونزدیکی بیشتر به این اوصاف و خصایص و همراهی با امام است.شناخت امام زمان يعنى آگاهی از اینکه امام زبان گویای وحی و مفسر حقیقی قرآن است و آگاهی به این حقیقت که امام حجت بالغه‏ خدا و وصی پیامبر او بر روی زمین می‏باشد و به همین دلیل اولی به تصرف در جان و مال همه‏ مسلمانان و متصرف در همه‏ عوالم ملک و ملکوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;--------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.اصول كافي٣٧٥/١.   ٢. بحارالانوار٣٦٨/٨.    ٣. ینابیع المودة٤٥٦/٣.   ٤.شرح نهج البلاغه١٥٥/٩.    ٥. نساء/٤١.    ٦.الدر المنثور١٩٤/٤ و روح المعاني١١٢/١٥.   ٧.مجمع البيان٦٦٣/٦.   ٨. كمال الدين/٥١٢.  ٩.كافي٣٧/١.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1&amp;diff=217</id>
		<title>صاحب الامر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1&amp;diff=217"/>
		<updated>2022-12-30T13:10:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;quot;صاحب الأمر&amp;quot; از القاب مشهور و معروف حضرت مهدي(ع)است.اين لقب برگرفته از اين آيه قرآن است كه واژه &amp;quot;اولى الأمر&amp;quot; يعنى صاحبان امر را مطرح كرده و اطاعت از آنان را در كنار اطاعت از خدا و پيامبر واجب نموده است: &amp;quot;یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ&amp;quot;١.يعنى اي مومنان، از خدا و رسول و صاحبان امر اطاعت نمائيد. بدين ترتيب خدای متعال رشته‌ امور آفرینش را به دستان با لیاقت و کفایت برگزيدگان عالم خلقت، چهارده نور مقدس، پیشوایان معصوم، نبی اکرم و اهل بیت او علیهم السلام سپرده، تا آنان صاحبان امر و فرمانفرمایان و سیاست گذاران نظام هستی باشند. خداوند متعال خود بارها به پیروی بی چون و چرا از آن پیشوایان پیراسته از هرگونه خطا و نقصی، دستور فرموده است.بعضي از اهل سنت، &amp;quot;صاحبان امر&amp;quot; در آيه فوق را همه حاكمان و سلاطين دانسته اند؛ در حاليكه خداوند هرگز اطاعت از غير معصوم و ظالمان را مثل اطاعت از خود و پيامبرش، واجب نمى نمايد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;امر&amp;quot; در صاحب الامر، همه امورى است كه انسان در زندگى فردي و اجتماعى با آن سر و كار دارند و ممكن است با يكديگر ااختلاف داشته باشند.خداوند متعال بر مردم لازم دانسته که برای رفع اختلاف میان خویشتن به &amp;quot;صاحبان امر&amp;quot; رجوع کنند، کلام خدا را از آنان بیاموزند، به فرمان‌هایشان گردند نهند، اگر حکمی روا داشتند، بپذیرند و هرگز سرپیچی نکنند که در وادی ضلالت و گمراهی گام نهاده‌اند لذا در قرآن مى فرمايد:&amp;quot;وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ&amp;quot;٢ يعنى هرگاه امري در زمينه امنيت يا هراس برايشان پيش آيد آن را به پيامبر و &amp;quot;اولوالامر&amp;quot;(يعني صاحبان امر) ارجاع مى دهند و از ايشان طلب رهنمود مى نمايند.امام صادق(ع) در تفسير &amp;quot;اولى الأمر&amp;quot; در اين آيات شريفه، فرمودند:&amp;quot;منظور از «اولی الامر»،] امامان [معصوم]، از فرزندان علی و فاطمه است كه تا دامنه‌ قیامت خواهند بود&amp;quot;٣. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد خاص حضرت مهدى(ع)، یعقوب بن منقوش گوید:به حضور امام حسن عسکرى(ع)رسیدم. حضرت در سکوى جلوى خانه نشسته بود. در سمت راست ایشان اتاقى که بود پرده اى ریشه دار مقابل آن آویخته شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عرض کردم: آقا جان! صاحب الامر کیست؟ فرمود: پرده را کنار بزن! وقتى پرده را کنار زدم، پسرى به سوى ما آمد که حدودا پنج - یا ده یا هشت - ساله به نظر مى آمد. پیشانى اش گشاده و چهره اش ‍ سپید و حدقه چشمانش درخشان بود، و کف دست ها و زانوانش پر و محکم، و خالى برگونه راست داشت، و موى سرش کوتاه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام او را روى زانو نشانده و فرمود: &amp;quot;صاحب الامر شما این است&amp;quot;٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام باقر(ع) فرمود:&amp;quot;در صاحب الأمر، سیرت و روشی از حضرت موسی، عیسی، یوسف و راه و روشی از حضرت محمد(ص)است؛ از موسی، ترسان و نگران بودن، از عيسى، اين كه گفتند كشته شد و از يوسف، در حصر و تقیه و گمنام زيستن است؛حضرت مهدی (ع)به سیرت و شیوه‌ حضرت محمد (ص) قيام می‌کند و آثار او را [که در گذر زمان به دست فراموشی سپرده شده است] آشکار مى گرداند&amp;quot;٥. امام صادق(ع) نيز در تفسیر آیه‌ی شریف (إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیهً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ)٦ يعنى اگر بخواهيم آيه و نشانه اى از آسمان فرو فرستيم كه گردن ها در برابرش خاضع خواهند بود، فرمودند: &amp;quot;[در آخر الزمان] بنی امیه خوار و زبون شوند و [منظور از] آن «آیه و نشانه» بانگی است که از آسمان‌ ها به نام «صاحب الامر» برآید&amp;quot;٦.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-----------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.نساء/٥٩.     ٢.نساء/٨٣.   ٣.تفسير البرهان ٣٨٣/١ح١٠.   ٤.کمال الدین٤٠٧/٢ ،بحارالانوار٢٥/٥٢.        ٥.بحارالأنوار٢١٨/٥١.    ٦. همان٢٠٧/٢٣.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=216</id>
		<title>صاحب الزمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=216"/>
		<updated>2022-12-30T13:09:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مولاي ما حضرت ولى اللَّه الاعظم، صاحب الزمان(عج) است ؛ يكي از معاني آن اين است كه ايشان، پيشوا و امام زمان خویش است. از آنجا که هیچ گاه زمین از حجت خالى نیست، در هر زمان یک نفر از اولیاى الهى، امام زمان خود و حجّت الهى و خلیفه الهى در روى زمین است. بنابر اين معنا«صاحب الزمان» به معناى امام زمان و حجت خدا در روى زمین است و طبق آيه اولى الامر(اى اهل ایمان،از خدا و از پیامبر و صاحبان امرتان اطاعت نمایید»١ اطاعت از او که امام زمان و صاحب زمان و صاحب امر -به این معنا که حجت خدا بر روى زمین است و بر زمان و مکان و تمام موجودات امکانى احاطه دارد و این احاطه و تسلّط، به اذن و اجازه الهى است، واجب مى باشد.بر این اساس،  لقب مبارک «صاحب الزمان»، به معناى صاحب اختیار و مدبر این زمان است و اين شرك نيست چرا که مالکیت و مدیریت امام زمان در طول مالکیت خدای متعال است نه در عرض آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از چه زمانى امام مهدى(ع) به اين لقب خوانده شد؟ مطابق روایات، آن حضرت از آغاز زندگى بدین لقب، خوانده مى شد. حسین بن حسن علوى مى گوید :«در سامرا بر حضرت عسکرى وارد شدم و او را در ولادت آقایمان، &amp;quot;صاحب الزمان&amp;quot; تهنیت و شادباش گفتم».در روایت اسماعیل نوبختى هم آمده است : حضرت عسکرى(ع) خطاب به فرزند خود فرمود : «بشارت باد تو را که تو صاحب الزمانى...»٢. در كاربرد اين لقب براي حضرت مهدي(ع) شيعيان، تنها نيستند بلكه اهل سنت هم، همراهند آنجا كه يكي از علماي اهل سنت بنام گنجى شافعى كتابي را در مورد آن حضرت نوشته و نام آن را &amp;quot;البيان في اخبار صاحب الزمان&amp;quot; نهاده است؛ لذا او به تعيين الاهى،امير زمان و صاحب زمان و حاكم و مسلط بر آن است از هنگام درگذشت پدر گراميش تا وقتي كه با اراده الاهى زمين را به ارث برد و علاوه بر حاكميت باطنى، حاكميت ظاهري نيز در اختيار او قرار گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معناي دومى كه براي صاحب الزمان گفته شده، برگرفته از معناي مصاحبت و همنشينى و همراهى است. واژه &amp;quot;صاحب&amp;quot; به معنای همراه، یار، دوست و هم عصر است، علاوه بر معناي مالک که در فارسی متبادر به ذهن است. بنابر این صاحب الزمان یعنی کسی که همراه زمان است و در این عصر و زمان به سر می برد و مصاحب است براي كساني كه با او همنشين باشند كه واژه هاي اصحاب و صحابه هم از همين ريشه و به همين معناست و در قرآن هم اين واژه به همين معنا به كار رفته است آنجا که می فرماید: &amp;quot;ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوی&amp;quot;٣ يعنى مصاحب و هم روزگارتان گمراه نشده و به بیراه نرفته است. نیز: &amp;quot;وَ ما صاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ&amp;quot;٤ يعنى اين همنشين و هم‏روزگارتان دیوانه نیست.؛و نيز در داستان موسى و خضر كه مدتي با هم همراه و مصاحب شدند:&amp;quot;قالَ إن سألتُكَ عن شيءٍ بعدَها فلا تُصاحِبني&amp;quot;٥ يعنى اگر بعد از اين از تو سؤالي كردم با من همراهى و مصاحبت نكن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر دو معنا كه صاحب الزمان بيان شد زيبا و شيرين و عبرت آموز است؛ صاحب به معناي مالك و مدير و حاكم و آشنا و مسلط بر زمان، يك آرامش و اطمينانى به منتظران مى بخشد كه احساس مى كنند نگاهبان و مالكى دارند كه از سوي خداوند تدبير امور آنان را در دست با كفايت خود دارد و آنان را حفظ مى فرمايد و نبايد نگران هيچ چيز باشند و تنها و بي ياور و بي پيشوا نيستند و غلبه ظاهري ظالمين نمى تواند آنها را از بين ببرد چون صاحب دارند. معناي دوم نيز سرشار از نشاط و اميد و مهر است زيرا منتظران، امام را همراه و همنشين و مصاحب خويش دانسته و با آن حضرت دل مى دهند و قلوه مى گيرند، در تنهايي با او نجوا مى كنند و راز دل مى گويند و حاجات خود را مى خواهند و اوامرش را اجرا مى كنند و در سلك اصحاب او درمى آيند و به آداب صحابه، خدمتگزارش مى شوند و اين مصاحبت و همنشينى و همراهى با آقا و مالك و حاكم حقيقي زمان را با هيچ چيز عوض نمى كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.نساء/٥٩.    ٢. بحارالانوار٣٢٤/٥٣.    ٣.نجم/٢.    ٤.تكوير/٢٢.   ٥.كهف/٧٦.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=215</id>
		<title>بقية الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=215"/>
		<updated>2022-12-30T13:08:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بقيّةاللّه ، تعبيرى قرآني و نيز از القاب معروف حضرت مهدي(ع) است. واژه «بقيه»؛ به معناي بازمانده و پاينده و آنچه از چيزي باقي گذاشته شود، مى باشد و آن مصدري است که به جاي اسم فاعل يا اسم مفعول بکار مي‌رود. «بقیة‌الله» ترکیبی عربی است؛ علامه مجلسی آن را «کسی که خدا او را نگه‌ داشته»معنا كرده است١. امام صادق(ع) در پاسخ اين سوال كه چگونه به حضرت مهدي(ع)سلام كنيم ، فرمود: «بگوئید: &amp;quot;السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَّةُ اللهُ&amp;quot; و سپس آیهٔ ۸۶ سورهٔ هود را خواندند:« بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»يعنى آنچه خدا برای شما باقی می‌گذارد (بقیةالله)براي شما بهتر است، اگر واقعاً به خدا ایمان دارید٢».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول اكرم(ص)و امام باقر(ع)نيز روايت شده كه فرمودند: هنگامي كه مهدي موعود خروج كند پشت مبارك خود را به كعبه مي‎دهد و تعداد ٣١٣ نفر مرد در اطراف آن بزرگوار اجتماع مي‎نمايند. اول سخني كه آن حضرت مي ‎فرمايد: همين آيه است: « بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ». سپس مي‎فرمايد: من همان بقيةالله  و حجت و خليفه خدا بر شما مي ‎باشم؛و هيچ ‎كسي به آن بزرگوار سلام نمي ‎كند مگر اينكه مي ‎گويد:&amp;quot; السلام عليك يا بقيةالله في ارضه &amp;quot;٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روايت احمد بن اسحاق‌ بن سعد اشعري نيز زماني كه به محضر امام حسن عسكرى(ع)شرفياب شد، آمده كه وقتى او درباره جانشين آن حضرت سؤال کرد؛ حضرتش کودکي خردسال همچون قرص ماه را به او نشان داد. احمد بن اسحاق پرسيد: آيا نشانه‌اي هست تا قلبم اطمينان يابد؟ آن کودک زبان گشود و با زبان عربي فصيح چنين فرمود: «اَنَا بَقِيَّةُ اللّهِ فِي اَرْضِهِ وَالمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يا اَحْمَدَ بنَ اِسْحاقَ». يعنى من بقيةالله بر روي زمين هستم و من منتقم از دشمنان اويم. اي احمد بن‌ اسحاق! بعد از ديدن[خود امام] ديگر ، نشانه و اثري طلب نکن!٤&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در روايات به هر وجود مباركي كه به اراده‎ي خداوند براي بشريّت باقي مي‎ماند، « بَقِيَّةُ اللَّهِ» گفته مي‎شود؛لذا به امامان هم بقية الله گفته مى شود چنان كه در زيارت جامعه هنگام سلام به همه امامان، به آنها با لقب بقية الله سلام مى كنيم و مى گوئيم:السلام علی الائمه الدعاة والقادة الهداة والسادة الولاة والذادة الحماة و اهل الذکر و اولی الامر و بقیة الله و خیرته...».علامه مجلسي از مناقب ابن شهرآشوب نقل ميكند كه «بقيةاللّه خيرلكم نَزَلَت فيهم»، يعني آية بقيةاللّه... دربارة ائمه نازل شده است. او همانجا در تفسير خود بر اين حديث كه «امامان بقيةالله اند» مي‌گويد: مقصود كساني از انبيا و اوصيا هستند كه خداوند ايشان را بر روي زمين برای هدايت مردم نگاه مي دارد، يا اوصيا و اماماني كه بازماندگان انبيا در ميان امت خود هستند. بنابراين، وي «بقية» را به معناي «مَن اَبْقاه» ميداند، يعني كسي كه خداوند او رانگاه داشته است٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اكنون كه تنها بازمانده از سلسله پيشوايان الاهى، مولاي ما حضرت مهدي(ع)است كه بقية الله و خليفة الله است، آن گونه كه فرمودند با اين لقب به ايشان هر روز سلام كنيم و به اين ذخيره الاهى كه در دوران امامتش هستيم ، متوسل و متمسك شويم كه همه بركات الاهى از طريق ايشان است كه به ما مى رسد و اوست كه بازمانده و دارنده فضايل همه انبياء و اولياء و امامان است و مقرب ترين فرد در درگاه الاهى و نزديكى و تقرب به او تقرب به خداي سبحان است و اوست كه خداوند در باره اش فرمود: براي شما خير است اگر مومن باشيد.سلام كنيم به آن جمال جميل با آن  لقب الاهيش:السلام عليك يا بقية الله...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار٢١١/٢٤.    ٢.اصول کافی٤١١/١.   ٣.تفسير نمونه٢٠٤/٩و تفسير آسان٣٦٤/٧.    ٤.کمال الدین/باب٣٨ ح١.   ٥.بحار٢١١/٢٤.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%A8&amp;diff=214</id>
		<title>ادامه معانی القاب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%A8&amp;diff=214"/>
		<updated>2022-12-30T13:07:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «  المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصي الاوصياء الماضين/سفارش و وصيت تمامي اوصياي گذشته‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ اسرار رب العالمين/نگهبان اسرار پروردگار جهانيان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يابن العترة الطاهرة/ فرزند خاندان پاک و مطهّر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معدن العلوم النبوة /جايگاه استقرار علوم نبوي و مرکز علم‏ هاي نبيّ اکرم صلي الله عليه وآله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سبيل الله الذي من سلک غيره هلك/ راه خدا که اگر کسي غير از آن برود، هلاک خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نور الله الذي لا يطفي / نور خدايي که خاموش نشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجة الله الَتي لا تخفي/حجت خدا، که هيچ‌گاه پوشيده نبوده‌اي.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجة الله علي من في الارض و السماء/دليل خداوند هستي بر تمامي کساني که در زمين و آسمان هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحجة علي من مضي و من بقي/حجّت، بر آن که گذشتگان &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خازن کل علم/گنجينه هر دانش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاتق کل رتق/شكافنده هر امر بسته شده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محقق کل حق/ثابت كننده هر حق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبطل کل باطل/باطل كننده هر باطل&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام /سرور و پيشوا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  هادياً /هدايت كننده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وليّ /سرپرست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرشد/ راهنما و جهت ساز، &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحق الثابت الذي لا عيب فيه‌/حقّ پايداري كه هيچ عيبي در او نيست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الشافع الذي لا ينازع/ شفاعت کننده‌ اي که احدي با او نزاع نتواند کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الولي الذي لا يدافع/سرپرستي که قدرت مقاومت و دفاع با او را هيچکس نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معز الاولیاء/عزت دهنده دوستان &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذل الاعداء/ ذلیل کننده دشمنان &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
القاب در منابع اهل سنت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایات اهل سنت، حضرت حجت(ع) را بيشتر با نام &amp;quot;مهدی&amp;quot; یاد می کنند و از القاب و ویژگی های دیگر ايشان کمتر یاد می شود اما در کتاب ها و منابع اهل سنت ۲۷ لقب آمده است بدين قرار:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مهدی هذه الامه»، «المهدی فی الارض»، «و المهدی فی السماء»، «مهدی الخیر»، «مهدی عباده الله»، «آخرالائمه»، «خلیفه الله»، «خلیفه بنی هاشم»، «خلیفه»، «ولی الله»، «الامیر»، «امیرالطائفه»، «امیرالناس»، «خیره الله فی خلقه»، «خیر امه محمد»، «خیرالناس»، «خیر اهل الارض»، «ذخیره الانبیا»، «یعسوب الامه»، «الرجل الصالح»، «صالح من مضی»، «العدل المبارک الزکی»، «المنصور»، «الهاشمی»، «الاعز بالبیت»، «سفاح».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مناقب ابن مغازلی، معجم الکبیر هلالي، مسند ابی یعلی، جمع الجوامع، حذیفه ابن یمان در کتاب جامع البیان،  نورالابصار شبلنجى، مجمع البحرین از ابوسعید خدری و... از جمله کتاب هایی است که به القاب امام زمان اشاره نموده اند..&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%A8_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%D8%B9%D8%B1&amp;diff=213</id>
		<title>القاب در شعر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%A8_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%D8%B9%D8%B1&amp;diff=213"/>
		<updated>2022-12-30T13:06:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مرحوم محمد حسن ميرجهاني، قصيده اي به نام قصيدة القاب المهدي با عنوان(الدرر المكنونة) دارند كه بعضى از القاب آن حضرت را در ٩١ بيت،به شعر در آورده اند به شرح ذيل:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - اَلْقابُهُ الْقائِمُ وَ الْمَهْدِیُ * * * وَ الْخَلَفُ الصّالِحُ وَ الْوَلِیُّ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - اَلثّائِرُ المَامُوُلُ وَ الْمُعْتَصِمُ * * * وَ الْمُدْرِکُ الْمُدیلُ وَ الْمُنْتَقِمُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - اَلْفائِزُ النّازِحُ وَ الْمَبْرُورُ * * * وَ الْوِتْرُ وَ الْکَرّارُ وَ الْمَوْتُورُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - وَ صاحِبٌ لِرَجْعَهِ الْبَیْضآءِ * * * قُدْرَهُ حَقٍّ دَوْلَهُ الزَّهْراءِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - اَلْمُظْهِرُ الْمُعْلِنُ وَ الْمُدَّخَرُ * * * اَلْحاشِرُ الْوارِثُ وَ الْمُنْتَصَرُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ - اَلطَّیِّبُ الطّاهِرُ وَ التَّقِیُّ * * * اَلْمُهْتَدَی المُنْتَجَبُ الْوَصِیُّ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ - اَلْقاسِطُ الْباسِطُ وَ التَّأییدُ * * * اَلْغائِبُ الشّاهِدُ وَ الشَّهْیدُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ - اَلْاَصْلُ وَ الْاَمِینُ وَ الْاِحْسانُ * * * اَلنُّورُ وَ الْقائِمُ وَ الدَّیّانُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ - وَ اِنَّهُ خَلیفَهُ الرَّحْمنِ * * * اَلآیَهُ الشَّریکُ لِلقُرْآنِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ - اَلطُّهْرُ وَ المُضِیءُ وَ الْبُرهانُ * * * اَلاَمْرُ و الْحُجَّهُ وَ الاَمانُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ - اَلْفَرْدُ وَ الْوَحیدُ وَ الْمَوْعُودُ * * * اَلنّاصِحُ النّاطِقُ وَ المَشْهُودُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲ - اَلْعَدْلُ وَ العادِلُ وَ الْقَدیرُ * * * اَلْحَیُّ وَ الْبَشِیرُ وَ النَّذِیرَ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳ - اَلْعَیْنُ وَ الْمَعِینُ وَ الْمَوْجُودَ * * * اَلْبَرّ وَ الْحَلیمُ وَ الْمَحْمُودُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴ - وَ صاحِبُ الغَیْبَهِ و الشَّرِیدُ * * * وَ مَعْدِنُ الرَّحْمَهِ و الطَّرِیدُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵ - وَ صاحِبُ اللَّواءِ سَیْفُ اللهِ * * * و عالِمُ الغَیْبِ وَ سِرُّ اللهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۶ - اَلْغَوْثُ وَ المُغیثُ وَ الْمَلاذُ * * * اَلْعَوْنُ وَ الْمُعینُ وَ المَعاذُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷ - وَلِیُّ الْاَمْرِ صاحِبُ الزّمانِ * * * بَدْرُ الْبُدُورِ قاطِعُ البُرْهانِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ - اَلْقَدْرُ وَ الْعَصْرُ وَ بابُ الرَّحْمَهِ * * * اَلْفَجْرُ وَ النَّهارُ کَهْفُ الاُمَّهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹ - اَمانُ الْاَرْضِ صاحِبُ الآثارِ * * * غَیْثُ النَّدی وَ طالِبٌ لِلثَّأْرِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۰ - بَحْرُ العُلُوْمِ کاشِفُ الْغُمُومِ * * * نُورُ الظَّلامِ فارِجُ الهُمُومِ(١٠١)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۱ - اَلْخائِفُ الْخاشِعُ وَ الرَضِیُّ * * * اَلصّابِرُ المُهَذَّبُ الْمَرضِیُّ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ - اَلصِّدْقُ و الصّادِقُ وَ الصَدِّیقُ * * * اَلْبارُّ الْباذِلُ و الرَّفِیقُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۳ - اَلْحَکَمُ الْحاکِمُ وَ الْحَکیِمُ * * * اَلْمُنْعِمُ الْمُکْرِمُ وَ الْکَرِیمُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۴ - وَ قائِمُ الزَّمانِ وَ الْمِیزانُ * * * وَ صاحِبُ الْعَصْرِ عَظِیمُ الشّأْن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۵ - شَمْسٌ ضِیاءٌ قَمَرٌ مُنْیرٌ * * * مُهَذَّبٌ مُؤْتَمِرٌ اَمیرٌ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۶ - بَقِیَّهُ الاَخْیارِ بابُ اللهِ * * * اِمامُ حَقٍّ وَ کِتابُ اللهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۷ - سَفِینَهُ النَّجاهِ وَ الْیَمِینُ * * * وَ جُمْعَهٌ وَ الْبَلَدُ الْاَمینُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۸ - مُجاهِدٌ وارِثُ ذِی الفَقارِ * * * مُجالِدٌ وَ قاتِلُ الْکُفّارِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۹ - اَلْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ اَمْرُ اللهِ * * * وَسَیِّدُ الاُمَّهِ نُوْرُ اللهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۰ - اَلطّالِبُ الرّاغِبُ وَ الشَّکُوْرُ * * * مُعِزُّ الأوْلِیاءِ وَ الْمَنْصُورُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۱ - اَلْحاضِرُ النّاظِرُ وَ المُرابِطُ * * * اَلْقاسِطُ الْقابِضُ وَ هْوَ الباسِطُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۲ - اَلْآمِرُ النّاهِی وَ وَعْدُ اللهِ * * * وَ مُنْتَهَی الْحِلْمِ وَ عَیْنُ اللهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۳ - وَ الطّامِسُ الْماحِقُ وَ الغَلیلُ * * * وَ زَیْنُ الْاَصْفِیاءِ وَ الدَّلیلُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۴ - السّائِحُ المُقیمُ وَ الْمُسافِرُ * * * وَ الظَّهْرُ و الظَّهِیرُ وَ هْوَ الثّائِرُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۵ - وَ رایَهُ الْهُدی وَ وَجْهُ اللهِ * * * وَ نُوْرُ الْاَنْوارِ وَ عَبْدُ اللهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۶ - وَ الْفَرَجُ الْاَعْظَمُ نُوْرُ النُّوْرِ * * * اُمْنِیَّهُ مُدَبِّرُ الْاُمُوْرِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۷ - عَیْنُ الحَیاَهِ الْمُحْیِیُ الْجَحْجاحُ * * * خاتِمُ الْاَوْصِیاءِ وَ المِصْباحُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۸ - وَ رَبُّ الْاَرْضِ زَیْنُ الاَتْقِیاءِ * * * وَ الْحاشِرُ الْقامِعُ لِلْاَعْداءِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۹ - وَ اِنَّهُ الْمُحْتَجَبُ الْمَسْتُورُ * * * وَ مُظْهِرُ الآیاتِ وَ النّاقُورُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۰ - اَلْحَمْدُ وَ الْحامِدُ وَ الْحَمیدُ * * * لِلظّالِمِینَ اِنَّهُ الْمُبیدُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ ۴- اَلْحَقُّ وَ الْمُحِیطُ وَ الْحِجابُ * * * الْاَرْضُ وَ السَّماءُ و السَّحابُ(١٠٣)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۲ - اَلْخُنَّسُ الْکُنَّسُ وَ الْجَواری * * * کَنْزُ الْعُلُوْمِ وارِثُ الْآثارِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۳ - مَقْدُرَهٌ مُقْتَصِرٌ مُجیرٌ * * * مُرْتَقِبٌ مُسْتَتَرٌ سَفیرٌ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۴ - مُظْهِرُ آیاتٍ وَ مُعْجِزاتٍ * * * وارِثُ الْاَنْبِیآءِ و الْهُداهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۵ - اَلْفَتْحُ وَ الرَّشیدُ وَ الْفَقیهُ * * * اَلنَّصْرُ وَ الْمُضْطَرُّ وَ النَّبیهُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۶ - جامِعُ شَمْلِ الدِّینِ وَ التَّقِیُّ * * * وَ الْمُخْلَصُ المُنْتَظِرُ الصَّفِیُّ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۷ - ناظِمُ اَمْرِ الْکَوْنِ عِزُّ المُؤْمِنینَ * * * مُدَبِّرُ الْاُمُوْرِ وَ الْحِصْنُ الحَصینُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۸ - اَلنِّعْمَهُ التَّمامِ وَ الْمَجْهُولُ * * * اَلسَّبَبُ المُتَّصِلُ المَوْصُولُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۹ - مُفَرِّقُ الْجُیُوشِ وَ الْاَحزابٍ * * * فَلّاقُ هاماتٍ لَدَی الضِّرابِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵۰ - وَ صاحِبُ الْمَرْئَی کَذاکَ الْمَسمَعُ * * * اَمینُ وَحیٍ لِلْعِباد مَفْزَعٌ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵۱ - خَیْرُ مَنِ ارتَدی وَ مَنْ تَقَمَّصَ * * * وَ بِالْقِیامِ اِنَّهُ تَخَصَّصَ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵۲ - قِیامَهٌ وَ ساعَهٌ وَ یَوْمٌ * * * حَجٌّ جَهادٌ وَ صَلوهٌ صَوْمٌ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵۳ - اَلنّاصِرُ الْمُنْتَصِرُ الْوَحیدُ * * * وَ الْحُجَّهُ الْبالِغَهُ الْفَقیدُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵۴ - اَلْمَلْجَاُ الْمَحْفُوظُ وَ الْمَخْزُونُ * * * وَ الْمُخْبِرُ المُنَبِّهُ الْمَأمُونُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵۵ - بُرْجُ الْبُرُوجِ وَ سِراجُ الْاُمَّهِ * * * وَ نَضْرَهُ الْاِسْلامِ بَحْرُ الْعِصْمَهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵۶ - صَدْرُ الْخَلائِقِ خَلیفَهُ السَّلَفِ * * * بَحْرُ الْحَقائِقِ وَ صالِحُ الْخَلَفِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵۷ - نامُوْسُ حَقِّ قَیِّمُ الزَّمانِ * * * وَ ناصِرٌ لِلدِّینِ وَ الْایْمانِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵۸ - اَلْمُرتَضی ذُو الطَّلْعَهِ الرَّشیدَهِ * * * اَلْمُرْتَجی ذَو الغُرَّهِ الْحَمیدَهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵۹ - وَ حُجَّهُ الْمَعْبُودِ وَ الصَّمْصامُ * * * وَ الْقائِمُ الْمَوْعُودُ وَ العَلّامُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۰ - وَ الطُّورُ وَ الزَّیْتُونُ وَ الرُّمّانُ * * * وَ عالِمُ الْبَیانِ وَ التِّبْیانُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۱ - صِراطُ حَقٍّ وَ سَبیلُ اللهِ * * * حَقٌّ جَدیدٌ سَطْوَهُ الْاِلهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۲ - اَلرّاتِقُ الْفاتِقُ سَتْرُ اللهِ * * * اَلْفائِقُ الْفارِقُ قَهْرُ اللهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۳ - حافِظُ الأسْرارِ الْاِمامُ الْمُرْشِدُ * * * قامِعُ الْاَشرارِ الرَؤُوفُ الماجِدُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۴ - اَلثّابِتُ الْخازِنُ وَ الْمُحَقِّقُ * * * وَ مُزْهِقُ الْباطِلِ وَ الْمُفَرِّقُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۵ - وَ ثابِتُ الجاشِ شَدیدُ الْبَأسِ * * * وَ اِنَّهُ الظّاهِرُ بَعْدَ الْیَأسِ(١٠١)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۶ - وَ مَعْدِنُ العُلُوْمِ وَ الْاَسْرارِ * * * وَ مَهْبَطُ الرَّحْمَهِ وَ الاَنْوارِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۷ - وَ مِحْوَرُ الْکَوْنِ مَدارُ الدَّهْرِ * * * وَ مَصْدَرُ الاَمْرِ قَوِیُّ الْقَهْرِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۸ - نِعْمَهُ رَبِّه عَلَی الْاَخْیارِ * * * وَ نِقْمَهُ اللهِ عَلَی الاَشْرارِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۹ - لِکُلِّ مارِدٍ شِهابٌ ثاقِبٌ * * * لِکُلِّ جاحِدٍ قَوِیٌّ غالِبٌ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷۰ - عاصِمُ دینِ اللهِ فِی الْاَنامِ * * * مُبَیِّنُ الْکِتابِ وَ الْاَحْکامِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷۱ - وَ رافِعُ الْاِلحادِ و التَّظْلیلِ * * * وَ وارِثُ التَّوْراه وَ الْاِنْجیلِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷۲ - مُبِیدُ اَهْلِ الشِّرْکِ وَ النِّفاقِ * * * مُبیرُ اَهْلِ الْغَیِّ وَ الشِّقاقِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷۳ - طامِسُ کُلِّ الزَّیغِ وَ الْاَهْواءِ * * * عَلَی الْکِتابِ عاطِفُ الآراءِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷۴ - قاطِعُ دابِرِ الْعُتاهِ الْمَرَدَهِ * * * عَلَی الطُّغاهِ کانَ ناراً مُوْقَدَهً&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷۵ - مُعِزُّ الْاَوْلِیاءِ جامِعُ الْکَلِمِ * * * مُذِلُّ الْاَشْقِیاءِ دافِعُ النَّقِمِ&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%A8_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%D8%B9%D8%B1&amp;diff=212</id>
		<title>القاب در شعر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%A8_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%D8%B9%D8%B1&amp;diff=212"/>
		<updated>2022-12-30T13:05:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «مرحوم محمد حسن ميرجهاني، قصيده اي به نام قصيدة القاب المهدي با عنوان(الدرر ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مرحوم محمد حسن ميرجهاني، قصيده اي به نام قصيدة القاب المهدي با عنوان(الدرر المكنونة) دارند كه بعضى از القاب آن حضرت را در ٩١ بيت،به شعر در آورده اند به شرح ذيل:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - اَلْقابُهُ الْقائِمُ وَ الْمَهْدِیُ * * * وَ الْخَلَفُ الصّالِحُ وَ الْوَلِیُّ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - اَلثّائِرُ المَامُوُلُ وَ الْمُعْتَصِمُ * * * وَ الْمُدْرِکُ الْمُدیلُ وَ الْمُنْتَقِمُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - اَلْفائِزُ النّازِحُ وَ الْمَبْرُورُ * * * وَ الْوِتْرُ وَ الْکَرّارُ وَ الْمَوْتُورُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - وَ صاحِبٌ لِرَجْعَهِ الْبَیْضآءِ * * * قُدْرَهُ حَقٍّ دَوْلَهُ الزَّهْراءِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - اَلْمُظْهِرُ الْمُعْلِنُ وَ الْمُدَّخَرُ * * * اَلْحاشِرُ الْوارِثُ وَ الْمُنْتَصَرُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ - اَلطَّیِّبُ الطّاهِرُ وَ التَّقِیُّ * * * اَلْمُهْتَدَی المُنْتَجَبُ الْوَصِیُّ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ - اَلْقاسِطُ الْباسِطُ وَ التَّأییدُ * * * اَلْغائِبُ الشّاهِدُ وَ الشَّهْیدُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ - اَلْاَصْلُ وَ الْاَمِینُ وَ الْاِحْسانُ * * * اَلنُّورُ وَ الْقائِمُ وَ الدَّیّانُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ - وَ اِنَّهُ خَلیفَهُ الرَّحْمنِ * * * اَلآیَهُ الشَّریکُ لِلقُرْآنِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ - اَلطُّهْرُ وَ المُضِیءُ وَ الْبُرهانُ * * * اَلاَمْرُ و الْحُجَّهُ وَ الاَمانُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ - اَلْفَرْدُ وَ الْوَحیدُ وَ الْمَوْعُودُ * * * اَلنّاصِحُ النّاطِقُ وَ المَشْهُودُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲ - اَلْعَدْلُ وَ العادِلُ وَ الْقَدیرُ * * * اَلْحَیُّ وَ الْبَشِیرُ وَ النَّذِیرَ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳ - اَلْعَیْنُ وَ الْمَعِینُ وَ الْمَوْجُودَ * * * اَلْبَرّ وَ الْحَلیمُ وَ الْمَحْمُودُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴ - وَ صاحِبُ الغَیْبَهِ و الشَّرِیدُ * * * وَ مَعْدِنُ الرَّحْمَهِ و الطَّرِیدُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵ - وَ صاحِبُ اللَّواءِ سَیْفُ اللهِ * * * و عالِمُ الغَیْبِ وَ سِرُّ اللهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۶ - اَلْغَوْثُ وَ المُغیثُ وَ الْمَلاذُ * * * اَلْعَوْنُ وَ الْمُعینُ وَ المَعاذُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷ - وَلِیُّ الْاَمْرِ صاحِبُ الزّمانِ * * * بَدْرُ الْبُدُورِ قاطِعُ البُرْهانِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ - اَلْقَدْرُ وَ الْعَصْرُ وَ بابُ الرَّحْمَهِ * * * اَلْفَجْرُ وَ النَّهارُ کَهْفُ الاُمَّهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹ - اَمانُ الْاَرْضِ صاحِبُ الآثارِ * * * غَیْثُ النَّدی وَ طالِبٌ لِلثَّأْرِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۰ - بَحْرُ العُلُوْمِ کاشِفُ الْغُمُومِ * * * نُورُ الظَّلامِ فارِجُ الهُمُومِ(١٠١)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۱ - اَلْخائِفُ الْخاشِعُ وَ الرَضِیُّ * * * اَلصّابِرُ المُهَذَّبُ الْمَرضِیُّ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ - اَلصِّدْقُ و الصّادِقُ وَ الصَدِّیقُ * * * اَلْبارُّ الْباذِلُ و الرَّفِیقُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۳ - اَلْحَکَمُ الْحاکِمُ وَ الْحَکیِمُ * * * اَلْمُنْعِمُ الْمُکْرِمُ وَ الْکَرِیمُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۴ - وَ قائِمُ الزَّمانِ وَ الْمِیزانُ * * * وَ صاحِبُ الْعَصْرِ عَظِیمُ الشّأْن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۵ - شَمْسٌ ضِیاءٌ قَمَرٌ مُنْیرٌ * * * مُهَذَّبٌ مُؤْتَمِرٌ اَمیرٌ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۶ - بَقِیَّهُ الاَخْیارِ بابُ اللهِ * * * اِمامُ حَقٍّ وَ کِتابُ اللهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۷ - سَفِینَهُ النَّجاهِ وَ الْیَمِینُ * * * وَ جُمْعَهٌ وَ الْبَلَدُ الْاَمینُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۸ - مُجاهِدٌ وارِثُ ذِی الفَقارِ * * * مُجالِدٌ وَ قاتِلُ الْکُفّارِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۹ - اَلْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ اَمْرُ اللهِ * * * وَسَیِّدُ الاُمَّهِ نُوْرُ اللهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۰ - اَلطّالِبُ الرّاغِبُ وَ الشَّکُوْرُ * * * مُعِزُّ الأوْلِیاءِ وَ الْمَنْصُورُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۱ - اَلْحاضِرُ النّاظِرُ وَ المُرابِطُ * * * اَلْقاسِطُ الْقابِضُ وَ هْوَ الباسِطُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۲ - اَلْآمِرُ النّاهِی وَ وَعْدُ اللهِ * * * وَ مُنْتَهَی الْحِلْمِ وَ عَیْنُ اللهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۳ - وَ الطّامِسُ الْماحِقُ وَ الغَلیلُ * * * وَ زَیْنُ الْاَصْفِیاءِ وَ الدَّلیلُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۴ - السّائِحُ المُقیمُ وَ الْمُسافِرُ * * * وَ الظَّهْرُ و الظَّهِیرُ وَ هْوَ الثّائِرُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۵ - وَ رایَهُ الْهُدی وَ وَجْهُ اللهِ * * * وَ نُوْرُ الْاَنْوارِ وَ عَبْدُ اللهِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۶ - وَ الْفَرَجُ الْاَعْظَمُ نُوْرُ النُّوْرِ * * * اُمْنِیَّهُ مُدَبِّرُ الْاُمُوْرِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۷ - عَیْنُ الحَیاَهِ الْمُحْیِیُ الْجَحْجاحُ * * * خاتِمُ الْاَوْصِیاءِ وَ المِصْباحُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۸ - وَ رَبُّ الْاَرْضِ زَیْنُ الاَتْقِیاءِ * * * وَ الْحاشِرُ الْقامِعُ لِلْاَعْداءِ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۹ - وَ اِنَّهُ الْمُحْتَجَبُ الْمَسْتُورُ * * * وَ مُظْهِرُ الآیاتِ وَ النّاقُورُ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴۰ - اَلْحَمْدُ وَ الْحامِدُ وَ الْحَمیدُ * * * لِلظّالِمِینَ اِنَّهُ الْمُبیدُ&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%83%D8%A7%D8%B4%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D9%88%D9%89%D9%B0&amp;diff=211</id>
		<title>كاشف البلوىٰ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%83%D8%A7%D8%B4%D9%81_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D9%88%D9%89%D9%B0&amp;diff=211"/>
		<updated>2022-12-30T13:03:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «  &amp;quot;كاشف البلوى&amp;quot;، از القاب حضرت بقية الله ارواحنا فداه است.«کاشف» اسم فاعل از ر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;كاشف البلوى&amp;quot;، از القاب حضرت بقية الله ارواحنا فداه است.«کاشف» اسم فاعل از ریشه «کشف» به معنای آشکار کننده شیء ویا ظاهر کننده چیزی است که پنهان شده است، در واقع، «کاشف» همان رافع و بر طرف کننده حجاب ها و پوشش ها است. كاشف الغمّ و فارج الهمّ از اسماء الاهى است، امام سجاد(ع) در صحيفه سجاديه مى فرمايند:&amp;quot;یَا فَارِجَ الْهَمِّ، وَ کَاشِفَ الْغَمِّ، یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِیمَهُمَا، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ افْرُجْ هَمِّی، وَ اکْشِفْ غَمِّی&amp;quot;.ای زداینده‌ اندوه و برطرف کننده غم،‌ای رحمان دنیا و آخرت و رحمت آورنده در دو دنیا، بر محمد و آلش درود فرست، و اندوه مرا برطرف ساز، و غم دلم را بزدای١. ما در زیارت صاحب الامر، حضرت مهدی (ع) را با عنوان «کاشف البلوی»يعنى برطرف كننده بلاها خطاب می کنیم:  «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی (مُحَمَّدٍ) حُجَّتِکَ فِی أَرْضِکَ... مُزِیلِ الْهَمِّ وَ کَاشِفِ الْبَلْوَی؛ پروردگارا، درود و رحمت فرست بر حجتت در زمین...گشايش بخش رنج و مشقت و بر طرف کننده اندوه و غم و دوركننده و كنار زننده بلاها مي باشد٢».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين &amp;quot;مزيل الهمّ&amp;quot; و &amp;quot;كاشف البلوىٰ&amp;quot;، در زيارات و توسل ها، از القاب حضرت حجت(ع)شمرده شده اند و اين بخاطر منصب پناهندگي و فريادرسي آن حضرت است زيرا يکي از مناصب الهي و شؤون ولايي امام عصر عليه السلام پناه دادن مردم مضطر و گرفتار و فريادرسي بيچارگان و درماندگان است . در زيارتي که سيد بن طاووس نقل کرده آن حضرت پناهگاه(كهف) و پشتيبان(عضد)ناميده شده اند:مي خوانيم :&amp;quot;سلام الله و برکاته و تحياته و صلواته علي مولاي صاحب الزمان الضياء و النور ... و الکهف و العضد&amp;quot;٣. او ملجأ هر دردمند و پناهگاه هر گرفتاري است که به حضرتش پناه آورد و به آستانش دست نياز برآورد. باز در همان زيارت آمده است :&amp;quot; السلام علي مفرج الکربات&amp;quot;٤( سلام بر گشايشگر سختي ها و دشواري ها).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آري، امام (عج) فریادرس بی پناهان و پناه بی کسان است. او گشاینده سختی ها و برطرف کننده اندوه ها و بلاها است. او «غوث» درماندگان و مستضعفان است. او «کهف» و پناه است، «غوث» و فریادرس است، «مفرّج الکرب» و گشاینده رنج است، و «مزیل الهمّ» زداینده غم است، «کاشف البلوی» و برطرف کننده بلاست.امام (عج) فریادرس بی پناهان و پناه بی کسان است. او گشاینده سختی ها و برطرف کننده اندوه ها و بلاها است.او «غوث»درماندگان و مستضعفان است. در خبر ابو الوفای شیرازی است که رسول خدا (ص) در خواب به او فرمود: «چون درمانده و گرفتار شدی، پس به حضرت حجت استغاثه کن، که او تو را درمی یابد و حجت برای کسی که از او استغاثه کند پناه و فریادرس است»٥؛ لذا از وظايف شيعيان اين است که در شدايد و گرفتاري ها به آن حضرت توسل جويند و از آن بزرگوار استمداد نمايند تا آنان را از دشواري ها برهاند و مشکلاتشان را چاره سازد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگرچه براي استمداد از امام عصر(ع)دعاها و نمازهاي مخصوصي وارد شده که هر يک در تقرب به آن حضرت و نجات از اندوه و پريشاني تأثير به سزايي دارد اما راز مهم و عامل اصلي که موجب لطف مولا و باعث حل مشکلات مي گردد پيوند قلبي و ارتباط روحي با حضرتش مي باشد يعنى هر وقت و هر جا گرفتار دل سوخته اي از ژرفاي جان و از صميم قلب ، حجت خدا را بخواند و به حقيقت دست نياز به سوي وي دراز کند و دل از هر چه غير او است برگيرد و مضطر لطف و عنايتش گردد قطعا مورد توجه آن بزرگوار قرار مي گيرد و از گرفتاري و رنج و محنت رهايي مي يابد ؛ هر چند به جاي زبان، با حال عرض نياز و اظهار حاجت نمايد و فقط در دل به امامش توسل جويد. حضرت رضا(ع) فرمودند :&amp;quot;هر گاه سختي و دشواري به شما رو آورد به وسيله ما از درگاه الهي کمک بخواهيد و همين است مراد سخن خداوند که فرموده : و براي خدا نام هاي نيکو(اسماء الحُسنىٰ) مي باشد پس او را به آن نام ها بخوانيد&amp;quot;٦؛زيرا اسماء حُسْناي خداوند، ائمه اند و در اين زمان امام زمان ارواحنا فداه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.صحيفه سجاديه، دعاي٥٤.      ٢.زيارت صاحب الامر، مفاتيح الجنان.     ٣.بحارالانوار٨٤/١٠٢.    ٤. همان.  ٥.نجم ثاقب/٧٣٠و٧٨٧؛منتهى الآمال٣٣٣/٢.      ٦.تفسير عياشي٤٢/٢ح١١٩.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A&amp;diff=210</id>
		<title>تالي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A&amp;diff=210"/>
		<updated>2022-12-30T12:58:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;quot;تالى كتاب الله&amp;quot; به معنای تلاوت‌ كننده آيات وحى، از القاب حضرت مهدي(ع)است. در...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;quot;تالى كتاب الله&amp;quot; به معنای تلاوت‌ كننده آيات وحى، از القاب حضرت مهدي(ع)است. در زيارت آل ياسين آمده است: &amp;quot;السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا تَالِيَ كِتَابِ اللَّهِ وَ تَرْجُمَانَهُ&amp;quot;:سلام بر تو ای مولایی که آیه های نور از لسان تو می تراود؛ و تفسیر حقیقی اش بر قلب نازنین تو جاری و براي مردم بيان می شود .امام باقر(ع) فرمود: &amp;quot;هنگامی که حضرت قائم(ع) بپا خیزد، خیمه‌ هایی نصب می‌شود، برای کسانی که قرآن را به همان‌گونه که خداوند آن را نازل فرموده، به مردم بیاموزند&amp;quot;١.آري، حضرت مهدي (ع) تلاوتگر راستين قرآن و مفسر حقيقي آن و ترجمان وحى الاهى است.آورده اند كه روزي سيد بحرالعلوم وارد حرم مطهر اميرمومنان(ع)شد و ديدند كه مشغول زمزمه كردن اين بيت است:چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن/ به رُخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن. از سبب خواندن آن پرسیدم، فرمود: هنگامی که وارد حرم شدم، حضرت حجت(ع) را دیدم بالای سر با صدای بلند تلاوت قرآن می‌فرمود. چون صدای آن بزرگوار را شنیدم، این بیت را خواندم٢...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام باقر (ع) از تفسیر آیه‌ شریفه (وَمَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ)يعنى كسي جز خدا و راسخان در علم، تأويل و تفسير قرآن را نمى دانند٣، سؤال نمود. حضرت در پاسخ فرمود:منظور آیه، تأویل و تفسیر قرآن است که جز خدا و راسخین و پایداران در دانش ندانند. رسول خدا(ص) برترین راسخان است. خدای سبحان همه‌ قرآن و تأویل آن را بر او فرو فرستاد و آیه‌ای نازل نفرمود که تأویلش را به رسولش نیاموخته باشد و جانشینان پس از رسول خدا، همه آن‌ تفسيرها را می‌ دانند٤. امیرالمؤمنین، علی (ع) هم فرمود:&amp;quot;قرآن نوشتاری است که میان دو جلد پنهان گشته، زبان سخن گفتن ندارد [صامت است] بدین جهت مفسر و مترجم نیاز دارد٥. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا و سرور عالم آفرینش، حضرت مهدی(ع)، قرآن ناطق و گویا است؛ سینه‌اش گنجینه‌ دانش خدا و راز دار اسرار اوست. قرآن کریم که روشن‌گر دانش هر چیزی است، پیش آن امام همام است. آنچه از قرآن و تأویل و تفسیر آن بر رسول گرامی اسلام (ص)نازل گشت و آن رسول می‌ دانست، مهدی (ع)می‌داند. پیوند حضرت مهدی با قرآن، ناگسستنی است و ولایتش از قرآن جدا نیست. هر خواننده و آموزگار قرآن باید با نام و یاد آن حضرت کتاب خدا را در دست گیرد و هر مفسر قرآن باید با اذن او و علوم نیاکان پاکش از قرآن لب به سخن گشاید و پرده از اسرار و رموز قرآن کنار زند.پيوند امام با قرآن، چنان محكم و درهم تنيده است كه يكي از القاب آن حضرت، &amp;quot;كتاب مسطور&amp;quot; است يعنى كتابي نوشته شده! آري، «کتاب مسطور» به معنای کتاب نگاشته شده که در زیارت صاحب الامر ذکر شده است: «ااَلسَّلامُ عَلَى الدّينِ الْمَأثُورِ وَالْكِتابِ الْمَسْطُورِ؛ سلام بر تو ای صاحب دین به جای مانده، و کتاب نگاشته شده٦.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين كه امام مهدي(ع) ترجمان کتاب خداست به اين معنى است كه تمامى مفاهيم قرآن نزد آن حضرت است و مى تواند مقصود واقعي آيات را به زبان ها و بيان هاي مختلف براي مخاطبان گوناگون تفسير و تبيين نمايد. در زیارت جامعه‌ کبیره می‌خوانیم:« خزنة لعلمه و مستودعاً لحکمته و تراجمة لوحیه»؛يعنى شما گنجینه‌ دانش خدایید و حکمت و دانایی خدا نزد شما به امانت سپرده شده و شما ترجمان وحی او هستید٧. لذا آن گاه که آن خورشید امامت ظاهر گردد به مردم خطاب مى کند:&amp;quot;ای مردم! هر که با من در کتاب خدا به احتجاج و نزاع برخیزد، من به قرآن شایسته‌ ترم&amp;quot;٨. او تالي كتاب، ترجمان كتاب و كتاب مسطور است.در زیارت حضرت این طور سلام و عرض ادب می‌کنیم:«السلام علیک یا تالی کتاب الله و ترجمانه»؛ آنان که در روزگار غیبت به نام تفسیرگر، قاری و آموزگار قرآن کریم، قلم به تفسیر و زبان به خواندن و آموختن قرآن از غير طريق ائمه و ايشان پرداخته و از ولایت آن امام نیک سیرت، سرباز زده‌ اند،در هر عصری كه باشند در این جهان کور و گمراه و در آخرت از زیانکارانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار٣٣٩/٥٢.    ٢.جنة المأوىٰ،حكايت٥٤؛ نجم ثاقب، حكايت٧٩.     ٣. آل عمران/٧.   ٤. بحارالانوار٩٢/٩٢.    ٥.همان.   ٦. مفاتيح الجنان،زيارت السلام على الحق الجديد.    ٧. همان.   ٨.بحارالانوار٣٤١/٣٣.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=209</id>
		<title>وجه الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=209"/>
		<updated>2022-12-30T12:56:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی ««وجه الله»يكي از القاب مهدوي است؛وجه ،اسم جامد غیرمصدری و به معنای چهره و صو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;«وجه الله»يكي از القاب مهدوي است؛وجه ،اسم جامد غیرمصدری و به معنای چهره و صورت و جمع آن «وجوه» است .«وجه الله» یعنی آینه خداوند (و نه خود خداوند) است لذا در دعای ندبه می خوانیم: «أَیْنَ وَجْهُ اللهِ الَّذِی یَتَوَجَّهُ إِلَیْهِ الْأَوْلِیَاء؛ کجاست آن وجه الهی که دوستان خدا به او متوجه مى شوند و به سوی او روی می آورند١». همچنین در زیارت حضرت صاحب الامر(ع) می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَجْهَ اللهِ الْمُتَقَلِّبَ بَیْنَ أَظْهُرِ عِبَادِه؛ سلام برتو ای وجه خدایی که در برابر دیده بندگان، رفت و آمد مى نمايد٢. اين كه امام وجه الله است يعنى ارتباط با خداوند فقط از طريق او ميسر است؛زيرا هرگونه معرفي صحيح خداوند جز از طريق وجه خداوند، امكان پذير نيست و به انحرافاتي چون وحدت وجود و تجسيم خداوند و شرك او مى انجامد؛حتى فيض خداوند، مثل وجود و هستي ما و نعمت ها و موهبت هايي كه خداوند به ما عطا مى نمايد جز از راه وجه او نمى تواند به ما برسد..&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال اگر بخواهیم معنای وجه الله بودن امام عصر(عج) را بيشتر بفهميم و بر این مفهوم منطبق کنیم مى گوئيم معناي وجه الله بودن امام زمان (ع) اين است كه مواجهه با خداوند و ارتباط با او جز از این باب و از این طریق میسر نیست. به همین علت است که در فراز دیگری از دعای ندبه مى خوانيم که امام زمان، سبب متصل بین زمین و آسمان است و در معارف دینی خود فراوان به این نکته که امام عصر واسطه‌ فیض الاهى به خلق است، برخورد داشته‌ ایم. از طرف دیگر امام زمان(عج) انسان کامل است و بزرگترین آینه‌ خدانما در عالم هستی است. لذا آنچه که ما می ‌توانیم از کمالات الهی بفهمیم، همان چیزی است که در وجود انسان کامل تجلی می‌ کند. پس امام وجه الله و خليفة الله و حجة الله است و تجلی کمالات الهی، همچون محبت خداوند، بخشش خداوند، علم و قدرت و سایر صفات اوست كه  در این وجه قابل مشاهده است و بوسیله‌ این وجه است که ما می‌توانیم خداوند را بشناسيم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام رضا (ع) به اباالصّلت می فرمایند: «... وجه خدا أنبیاء، رسولان و حجت هاي او هستند که به وسیله و وساطت آنان متوجّه به خدای عزّ و جلّ  و دین و معرفت او مى گردند... و خدای عزّ و جلّ فرمود:«کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ» يعنى همه چيز هلاك شدني است مگر وجه خداوند٣. امام صادق(ع) در باره آیه «کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ»‏فرمودند:«ما وجه خدائیم که باید از آن جانب به سوى خدا رفت»٤. بنابراين اميرمومنان و دیگر ائمه معصومین عليهم السلام که همه از نور واحدند٥، چو وجه الله و مظهر  اسماء و صفات الاهی بوده اند، نابود نمی شوند و هر چند در جهان مادی هم اکنون آنان را به صورت جسم مادی نمی بینیم ولی از جنبه معنوی و گوهر روح، در ذات خود ثابت و دارای بقاء هستند.وجه الله بودن امام عصر ارواحنا فداه هم به همين معناست و از طريق آن بزرگوار است كه فيوضات الاهى به ما مى رسد و توجه به آن حضرت، توجه به خداست و شناخت خدا هم از طريق وجه خدا كه مخلوق خداست(نه خود خدا)امكان پذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق(ع) در همين موضوع مى فرمايند:به خدا سوگند ما همان وجه الله هستیم که در زمین میان شما هستیم و ما همان چشم خدا در میان آفریده ها و دست گشاده به رحمت بر سر بندگان اوییم:«نحن والله وجه الله نتقلب فی الأرض بین أظهرکم و نحن عین الله فی خلقه ویده المبسوطه بالرحمه علی عباده »٦. ازامام حسین(ع) نقل شده که فرمود: &amp;quot; ای مردم، خداوند بندگان را جز به منظور معرفت نیافرید و اگر خدای خود را بشناسند به ناچار سر به عبادت او خواهند گذاشت و چون او را عبادت کنند، با عبادت او از عبادت دیگران بی نیاز می گردند. مردی در آن حال از امام پرسید: ای فرزند رسول خدا، پدر و مادرم به فدایت، مقصود از معرفت خداوند چیست؟ فرمود: مقصود آن است که مردم هر زمان امام واجب الطاعه خود را بشناسند»٧. در زيارت جامعه كبيره كه از امام هادي عليه السلام است،مى خوانيم : &amp;quot;من ارادالله بدأ بکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجه بکم&amp;quot;؛ کسی که خدا را بخواهد از شما آغاز می کند؛ کسی که یگانه اش بداند از شما می پذیرد؛ و کسی که قصد او کند متوجه به شما گردد٨.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-------------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.دعاي ندبه، مفاتيح الجنان.   ٢.بحارالانوار٩٩/٩٩.     ٣. بحار الانوار٣/٤.    ٤.همان٥/٤.    ٥.همان٢٨١/٣٦و٢٢٣.     ٦. الكافي١١١/١، باب جواع التوحيد.    ٧. كنز الفوائد.   ٨.صدوق، من لا يحضره الفقيه٦٠٩/٢؛بحارالانوار١٤٤/١٠٢.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8A%D8%AB%D8%A7%D9%82&amp;diff=208</id>
		<title>ميثاق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8A%D8%AB%D8%A7%D9%82&amp;diff=208"/>
		<updated>2022-12-30T12:51:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «یکی از لقب های شریف امام زمان (عج) «میثاق الله» است،در فرازي از زيارت آل ياسين...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;یکی از لقب های شریف امام زمان (عج) «میثاق الله» است،در فرازي از زيارت آل ياسين مى خوانيم:&amp;quot;اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا میثاقَ اللَّهِ الَّذى اَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ&amp;quot;١ يعنى سلام بر تو اي ميثاق الاهى كه خداوند بر آن ميثاق و پيمان گرفت و آن را محكم و مؤكّد گردانيد. میثاق از ماده وثاق به معنای «پيمان بستن» گرفته شده است.عهد و پيمان و میثاق، انسان را بر مى انگيزد تا به آنچه تعهد كرده، وفادار بماند و نقض پيمان نكند. يكى از موارد پيمان و ميثاق ما با خداوند، پذيرش امامت بقية الله(ع)است. آن حضرت، میثاق و عهدی است که خداوند، پيمان و ميثاقِ اطاعت و پیروی از او را از خلایق گرفت و آن را محکم گرداند. البته این یکی از میثاق های ارزنده الهی است که با توجه به کارکردهای مختلف آن در نظام هستی، می توان گفت مهم ترین میثاق الهی، پذیرش ولایت و امامت حضرت مهدی (عج) است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه رحمت و فیض الهی از دریچه وجود آن امام، در هستی جاری می شود و اساساً اگر زمین مستقر و پابرجاست، به یُمن قدم های اوست و اگر آسمان برپاست، به تبرک نفس های اوست، لذا پیشرفت و رشد و ترقی انسان، از طریق اطاعت آزادانه و آگاهانه از دستور الهی و تعهد به میثاق خدا حاصل مى شود. هرچه انسان ها از عهد و ميثاق خود در پايداري بر ولايت امام عصر ارواحنا فداه كوتاهى كنند، فاصله شان با امام، بيشتر خواهد شد و از درك ديدار امام، محروم خواهند شد.خود آن حضرت فرموده اند: «اگر شیعیان ما که خدا آنان را در طاعتشان توفیق دهد، با دل هایی یکپارچه بر عهد خویش وفادار بودند، به یُمن لقای ما نائل می‌شدند و سعادت دیدار ما به آنان روی می‌آورد؛ دیداری که با شناخت حقیقی و درست ایشان نسبت به ما همراه بود؛&amp;quot; وَ لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا ـ وَفَّقَهُمُ اللّه لِطاعَتِةِ ـ عَلَى اجْتِماعٍ مِنَ القُلُوبِ فِى الوَفاءِ بِالعَهْدِ عَلَیْهِمْ، لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقائِنا، وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِها مِنْهُم بِنا&amp;quot;٢.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند متعال، دو گونه عهد و پیمان را ویژه امام زمان (ع)بر عهده ما قرار داده است: يكم :عهد و پیمان و ميثاق عام؛ و آن عبارت است از پیمانی عمومی که به مقتضای فطرت در نهاد تمام آدمیان به ودیعت نهاده شده است؛ چنانکه در عبارت زیارت آل یاسین آمده ؛و دوم: عهد و پیمان خاص؛ که آن عبارت است از عهدی ویژه که در واقع نوعی بیعت با امام است. هر اندازه این نعمت والا یعنی عهد و بیعت با امام بیشتر مورد توجه قرار گیرد و از آن سپاس و شکرگزارده شود نعمت بهره‌ گیری از وجود مبارک امام بر مردم و رعایای آن حضرت افزوده می‌گردد لذا به ما آموخته اند هر صبحگاهان قبل از هر کار و بعد از انجام ‌ فریضه صبح بگوییم:«اَلّلهُمَّ إنّی اُجَدَّدُ‌ لَهُ فی صَبیحَة‌‌ِ یَومی هذا وَ ما عِشْتُ مِنْ اَیّامی عَهْداً وَ عَقداً وَ بَیْعَةً لَهُ فی عُنُقی لا اَحُولُ عَنْها وَ لا اَزُولُ اَبَداً ...»٣؛ پروردگارا! من در صبح امروز و هر روزی که زنده‌ام، با امام خود تجدید عهد و پیمان می‌کنم. بیعت آن بزرگوار را بر گردن خویش تجدید می‌نهم و از آن بازنمی‌ گردم و هرگز آن را (از صفحه دل) پاک نمی‌سازم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این فراز سه لفظ عهد، عقد و بیعت ذکر شده است که وظیفه ما را در رابطه با بیعت و پيروي از امام زمان را مشخص می کند ؛ یعنی ابتدا باید با امام خود عهد ببندیم ؛ آنگاه پیمان خود را مستحکم کنیم و در نهایت با او بیعت نماییم.کسی که دست بیعت با امام زمان (عج) می دهد فقط رضایت حضرت را در نظر می گیرد نه کس دیگری را. عمل بر اساس دغدغه و خواسته امام باید اولویت منتظران باشد. انسان منتظر قبل از اینکه از کسی انرژی بگیرد باید هر صبح از امامش انرژی بگیرد. در دعای عهد بعد از تجدید عهد با امام، هشت مقام را از خدا طلب می کنیم:خدایا ما را از یاران و کمک كنندگان و دفاع کنندگان از او و شتابندگان به سوی او در برآوردن خواسته هایش و انجام دستورات و اوامرش و مدافعین از آن حضرت و پیش گیرندگان به سوی خواسته اش و شهادت یافتگان پیش رویش قرار ده:«اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه والممتثلین لاوامره و المحامین عنه و السابقین الی ارادته و المستشهدین بین یدیه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١. بحارالانوار١٠١/١٠٢و مفاتيح الجنان.    ٢.احتجاج٤٧٩/٢.   ٣.دعاي عهد، مفاتيح الجنان.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%B9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85&amp;diff=207</id>
		<title>ربيع الانام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%B9_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85&amp;diff=207"/>
		<updated>2022-12-30T12:50:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «يكى از زيباترين القاب امام، &amp;quot;ربيع الانام&amp;quot; به معني بهار مردمان است كه برگرفته...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;يكى از زيباترين القاب امام، &amp;quot;ربيع الانام&amp;quot; به معني بهار مردمان است كه برگرفته از عبارات يكى از زيارات امام مى باشد:&amp;quot;السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّام&amp;quot;١ یعنی سلام بر بهار مردمان و شادابي روزگاران؛ كه با اين لقب، وجود گرانقدر حضرت بقية الله(ع)به فصل حيات آفرين بهار براي احياي انسان هاي فرومرده در خزان و زمستان ظلم و جهل تشبیه گردیده است.يك معناي ديگر ربيع، باران است؛ بارانى بهاري كه موجب رويش گياهان و طراوت آنهاست و &amp;quot;ربیع الانام&amp;quot; یعنی بارانی که باعث رشد و شکوفایی بشریت می شود.اشاره به همين امر است اين آيه قرآن كه خداوند از حيات مجدد زمين خبر مى دهد كه ائمه عليهم السلام در تفسيرش آن را به ظهور امام زمان(ع) تبيين نموده اند: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ٢؛ بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مى‏ گرداند؛ همانا ما آيات را براى شما روشن گردانيديم باشد كه بينديشيد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این لقب داراي معنایی ژرف است یعنی همانطور که فصل بهار، آغاز تقویم و رویش و رشد و نمو است، وجود گرانقدر ایشان نیز به عنوان یکی از ائمه اطهار(ع) سرفصل بخشى از خلقت است و قرار است امام عصر (عج)با خود بهار انسانیت را به ارمغان بیاورند. زيرا همانطور كه با آمدن بهار، زمين مرده بارور و مصفا مى شود؛ دل انسانها نيز شاداب و سرزنده شده از پژمردگی نجات پیدا می کند و حضرت مهدی (عج) با آمدنش نوید بخش آزادی و آزادگی شده و انسان ها از رفتن به وادی مردگی نجات پیدا کرده و ثمره این ظهور ، دمميدن جان تازه در رگ های حیات بشری خواهد بود. در باره این حیات دوباره زمین امام صادق(ع) فرموده اند: «زنده شدن زمین پس از مرگ به منزله فراگیری عدالت پس از ظلم و ستم است»٣، یعنی باطن آیه آن است که وقتی زمین پر از ظلم می شود و می میرد ، کسی مى آيد و آن را زنده اش مى كند و این حیات یعنی پر شدن زمین از عدالت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نكته ديگر ، نا اميد نشدن و جلوگيري از قساوت قلب بر اثر طولاني شدن غيبت است. خداوند در قرآن مى فرماید: «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ٤؛ آيا براى كسانى كه ايمان آورده‏ اند هنگام آن نرسيده كه دلهايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم [و فروتن] گردد و مانند كسانى نباشند كه از پيش بدانها كتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا كشيد و دلهايشان سخت گرديد و بسيارى از آنها فاسق بودند؟!  این آیه هشدار می دهد که مراقب باشید مثل اهل کتاب با مرور زمان دچار قساوت قلب نشوید، درباره همین آیه شریفه از امامان(ع) در «غیبت نعمانی» نقل شده که این آیه در ارتباط با مردم زمان غیبت نازل شده یعنی وقتی غیبت طولانی شود، دل ها سخت می شود؛ لذا باید مراقب باشیم سختی های غیبت، سبب قساوت قلب در ما نشود. کسانی که در عصر غیبت همه تلاش شان را کرده اند که دل هاشان سخت نشود، آماده درک این بهار خواهند بود... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی همانطور که برای استقبال از بهار طبیعت، سنت هایی داریم، برای درک ظهور و استفاده از بهار وجود امام عصر(عج) نیز رسوم و سنت های مقدماتی نیاز است و آن آمادگى قلبي و وجودي براي ظهور ايشان است.یکی از وظایف ما برای استقبال از بهار ظهور، آماده کردن جامعه برای ظهور است که در نامه حضرت بقیه الله الاعظم(عج) به شیعه آمده: «آنچه باعث تعجیل در فرج است اجتماع قلبی شیعیان بر وفای به عهد است»٥. یعنی ایشان تاکید دارند که شیعیان باید در وفای به عهد اجتماع قلبی داشته باشند.اگر ما در اولین گام بتوانیم از رنجاندن دل آن حجت یگانه الهى خوددارى کنیم و با پیمودن صراط مستقیم و دورى از خطاها و گناهان آزار و رنجشى به حضرت نرسانیم و براي تعجيل در فرجش دعا كنيم، موانع اساسى را رفع کرده ایم و در این صورت، خواهیم توانست گام هاى بعدى را نیز در این مسیر برداریم؛ چرا که ما همواره آرزو مى کنیم ذره اى بلا و آزار به آن حضرت نرسد و لذا در دعاى ندبه مى گوییم: &amp;quot;عَزِیزٌ عَلَىَّ اَنْ تُحِیطَ بِکَ دُونِىَ الْبَلْوَى وَلَا یَنَالُکَ مِنِّى ضَجِیجٌ وَ لَا شَکْوَى&amp;quot;؛ آقاى من! چقدر بر من سخت است که رنج و بلا تو را احاطه کند و ناله و شکوایى از من به شما نرسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.زيارت السلام على الحق الجديد، مفاتيح الجنان    ٢.حديد/١٧.   ٣. الكافى٢٦٧/٨.      ٤.حديد/١٦.  ٥.احتجاج٤٧٩/٢.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA&amp;diff=206</id>
		<title>رحمت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA&amp;diff=206"/>
		<updated>2022-12-30T11:05:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «  &amp;quot;رحمت واسعه&amp;quot; و &amp;quot;رحمة للعالمين&amp;quot; به معناي مهرباني گسترده و مهرباني براي جهانيا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;رحمت واسعه&amp;quot; و &amp;quot;رحمة للعالمين&amp;quot; به معناي مهرباني گسترده و مهرباني براي جهانيان، از القاب حضرت بقية الله(ع) است.در زیارت آل یاسین خطاب به حضرت(عج) عرض می کنیم&amp;quot;السَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ، وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ، وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ &amp;quot; ؛ یعنی سلام بر تو ای پرچم برافراشته، دانش فراوان و فریادرس و &amp;quot;رحمت وسیع و گسترده حق&amp;quot; كه مصداق بارز &amp;quot;رحمة للعالمین&amp;quot; در زمان ما هستيد.امروز بعد از خداوند، هيچكس مهربان تر از امام مهدي(ع) براي جهانيان نيست زيرا كه او خليفة الله است و چون خداوند ارحم الراحمين(مهربان ترين مهربانان) است، خليفه و جانشين او هم در اوج مهرباني است. همه مهرباني هاي ديگران، در مقابل مهرباني او رنگ مى بازد؛اوست مهربان تر از هر مهرباني چون پدر و مادر و معلم و اهل خير و احسان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين لقب &amp;quot;رحمة للعالمين&amp;quot;اهدائي خداوند براي پيامبراكرم(ص) بوده است آنجا كه فرمود:&amp;quot;وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ&amp;quot;؛ یعنی ای پیامبر! ما تو را برای نفرستاريم مگر به عنوان رحمت براي تمام جهانیان٢» و تمام ماموریت آن حضرت نیز بر پایه این رحمت فراگیر براي تمام عالمیان، طراحی شده بود تا انواع رحمت يعنى هدايت و علم و ايمان و آرامش و دوستى و محبت را به بشريت اهدا نمايد و همه تلاش هاي او در تمام طول پیامبری اش، جلوه هایی از نگاه رحیمانه بر انسان ها بوده است. اكنون تمام آن ميراث رحمت در سلاله او حضرت بقية الله(ع) به وديعت گذاشته شد و همچون جدّ بزرگوارش معدن رحمت و مهرباني براي تمام جهانيان است لذا در حديث قدسي لوح نيز امام عصر ارواحنا فداه، &amp;quot;رحمة للعالمين&amp;quot; ناميده شده است: &amp;quot;وَ أُکمِلُ ذَلِک بِابْنِهِ محمّد رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ&amp;quot; يعنى رشته امامت را در فرزندش محمد(فرزند حضرت عسكرى عليه السلام)تكميل مى نمايم هماو كه رحمت براي جهانيان است٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه امامان رحمت و مهرند و بر اين ويژگى مهر حضرتش، امام رضا عليه السلام هم تاكيد مى فرمايند كه &amp;quot;امام، ابری است بارنده، بارانی است سرشار، آفتابی است فروزان، آسمانی است سایه بخش، زمینی است گسترده، چشمه ای است جوشنده و باغی پرمحصول است و امام امیری همراه، پدری مهربان، برادری دلسوز و همچون مادری خوش سلوک با فرزند کوچک خود است و در پیشامدها پناهگاه بندگان خواهد بود&amp;quot;٤. اين كه در بعضى اشعار مهدوي آن حضرت را &amp;quot;مهبط الرحمة و الانوار&amp;quot; يعنى محل هبوط و نزول رحمت و انوار الاهى خوانده اند بر گرفته از همين لقب رحمة للعالمين و رحمة واسعه ايشان است. امام حسین علیه السلام در نامه ای که به سران بصره می نویسند این چنین اهل بیت علیهم السلام را معرفي مى نمايند:&amp;quot;ماییم خاندان نبوت و معدن رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و محل نزول رحمت الهی. خداوند، دین و آیین خود (اسلام) را از خاندان ما شروع کرده، و آن را با خاندان ما ختم خواهد نمود:اِنّا اَهْلُ بیتِ النُبُوَّهِ وَ مَعْدِنُ الرِّسالَهِ وَ مُخْتَلَفُ المَلائِکَهِ وَ مَحَلُّ الرَّحْمَهِ، بِنا فَتَحَ اللهُ وَ بِنا خَتَمَ&amp;quot;٥ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آري، پیامبر(ص)، آن وجود آسمانی و مقدس به عنوان رحمة للعالمين ، تمام تلاش خویش را برای گسترش رحمت و مهربانی در تمام دنیا به کار برد اما اگرچه دشمنان علیه این ماموریت جهانی، کینه توزی کردند و تلاش های آنان به همراه جهل مردمان، مانع از تحقق آن آرمان جهانی شد،اما این ماموریت بر زمین نماند و ائمه معصومین (ع) یکی پس از دیگری درصدد احیای این ماموریت پیامبر(ص) برآمدند و در این راستا تلاش های بسیاری کردند تا این فرهنگ توسعه پیدا کند اما اوج و کمال این ماموریت جهانی را فرزند پیامبر(ص) یعنی امام مهربانی ها؛ حضرت ولی عصر(عج) براساس روایات محقق خواهند کرد. اما در همين دوران غيبت نيز اين رحمت همچون خورشيد پشت ابر، ادامه دارد و نور و حرارت به جهان مى بخشد و هركه خالصانه به ايشان متوسل و متمسك شود از محبت هاي ويژه آن حضرت هم بهره مند مى شود چنانكه در تشرفات نقل شده نمونه هاي بسيار آن را ديده و خوانده ايم...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١. بحارالانوار١٧٦/٥٣. مفاتيح الجنان     ٢.انبياء/١٠٧.    ٣.الكافي٥٢٨/١.   ٤.همان٢٠٠/١.    ٥.پيشوايان هدايت١٧٣/٥.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86&amp;diff=205</id>
		<title>نظام الدین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86&amp;diff=205"/>
		<updated>2022-12-30T11:04:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «از حضرت بقية الله(ع) در زيارات با لقب&amp;quot;نظام الدين&amp;quot; ياد شده است.نظام الدين در معن...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از حضرت بقية الله(ع) در زيارات با لقب&amp;quot;نظام الدين&amp;quot; ياد شده است.نظام الدين در معناي عامل نظم و رشته انتظام و پيوستگى دين به كار رفته است؛ در يكي از زيارات خطاب به آن حضرت مى خوانيم: &amp;quot;اُشهِدُ اللّهَ وَ اُشهِدُ مَلائکَتَهُ و اُشهِدُکَ يا مَولايَ بهذا ظاهِرُهُ کَباطِنِه و سِرُّهُ کَعَلانيَتِهِ وَ اَنتَ الشاهِدُ علي ذلک و هو عَهدي اليک و ميثاقي لديک اِذ اَنتَ نظام الدّين و يَعسُوبُ المتّقين و عزّ الموحدّين و بذلک امرني ربّ العالمين&amp;quot;١. يعنى گواه مي‌گيرم خدا را و گواه مي‌گيرم فرشتگانش را و گواه مي‌ گيرم تو را اي مولايم! به اين اعتقاد قلبي که نسبت به تو دارم. عقيده‌اي که ظاهرش مانند باطن و سرّش همانند آشکار آن است؛ و تو خود بر آن شاهدي؛ و آن عهد من است با تو؛ و پيمان من است در پيشگاه تو؛ چون تو خود، &amp;quot;نظام دين&amp;quot; هستي و پيشواي متقيان و عزّت يکتاپرستان، و پروردگار جهان مرا بر آن امر فرموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصولاً رهبر و امام بايد داراي چنين ويژگى باشد.پيامبراكرم(ص) فرمودند:از كسى كه خداوند او را ولى امر شما كرده است، شنوايى و اطاعت داشته باشيد كه او نظام اسلام است:&amp;quot;اسْمَعُوا و أطِيعُوا لِمَنْ وَلاّهُ اللّهُ الأمْرَ ، فإنَّهُ نِظامُ الإسلامِ ٢. اميرمومنان(ع) عبارت &amp;quot;نظام&amp;quot; را براي امّت به كار برده و امامت را &amp;quot;نظام أُمّت&amp;quot; معرفي نموده و فرموده است:&amp;quot;الإمامةُ نِظامُ الاُمّةِ&amp;quot;٣ .بنابراين، امام و امامت، عامل انتظام دين و انتظام امت است؛دينداري كه براي خودش امام معصومي را برنگزيده، دينش بدون نظام است و جامعه و أمّتى كه بدون امام منصوب از جانب خداست،متفرق و براكنده و بدون انتظام است.در هر جامعه اي خواسته ها، سليقه ها، افکار و گرایش های متفاوتي وجود دارد.آنچه اندیشه، عمل و امور را در مسیر حق هدايت می کند و از تفرقه نگاه می دارد و جامعه را سامان و نظم می بخشد و همچون دانه هاي تسبيح به صف در مى آورد و نظام مى بخشد، امامت است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اميرمومنان(ع)مى فرمايد: &amp;quot;خداوند،امامت را براى نظام اجتماع و امت،واجب كرده و اطاعت امام را به منظور بزرگداشت مقام امامت،فريضه قرار داده است&amp;quot;٤. همچنين در نهج البلاغه ، امام و زمامدار و ولىّ امر را به منزله رشته اى معرفي فرموده كه مهره ها را گرد آورده، آنها را به هم پيوند مى دهد. كه اگر اين رشته از هم بگسلد، مهره ها از يكديگر جدا شده پراكنده مى گردند و ديگر هيچ گاه همه آنها گرد نمى آيند:«مكان القيّم من الأمر مكان النظام من الخرز يجمعه و يضمّه فإذا انقطع النظام،تفرّق الخرز و ذهب ثمّ لم يجمع بحذافيره أبدا»؛ ابن ابى الحديددر شرح اين فراز مى گويد: در اين سخن،امام عليه السّلام زمامدار را به«نظام»و جامعه و امت را به«خرز»تشبيه كرده است.خرز، دانه هاي گردن بند است كه نخى، آنها را جمع مى‌كند و نظم خاصى به آن مى‌دهد٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام رضا عليه السلام نيز امامت را چنين تبيين مى فرمايند:&amp;quot;امامت، زمام دين است ؛ نظام مسلمانان و اصلاح و آبادانى دنيا و عزّت مؤمنان است:الإمامةَ زِمامُ الدِّينِ ، و نِظامُ المُسلِمينَ، و صَلاحُ الدُّنيا، و عِزُّ المُؤمِنينَ&amp;quot;٦ . با توجه به معناي «نظام»در كلمات پيشوايان،«امام و امامت»، رشته‌اى است كه دانه‌هاى پراكنده امت مسلمان و ابعاد مختلف آن را منسجم مى‌كند و به هم پيوند مى دهد و در يك مسير و براى يك هدف كه تكامل و سعادت باشد،قرار مى‌دهد كه با قطع شدن اين رشته،مسلمانان دچار تفرقه و پراكندگى و از هم گسيختگى مى‌گردند و جامعه مسلمانان،از اسلام، تهى مى‌گردد لذا پيوند با امام و در كنار او قرارگرفتن و دوستي با او، هم دين و هم سعادت جامعه را تضمين مى نمايد؛لذا امام باقر(ع)فرمود:&amp;quot;حبّنا أهل البيت نظام الدّين&amp;quot;؛محبت ما خاندان،نظام دين است٧. با اين بيانات، امروز، امام عصر ارواحنا فداه، تنها نظام بخش دين و أمت است و در سايه محبت و پيوند و اطاعت از اوست كه دين الاهى حفظ شده و أمت، انتظام مى يابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-----------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار١١٧/٩٩.      ٢.امالي مفيد١٤/٢.   ٣.ميزان الحكمة١١٥/١.   ٤.نهج البلاغه، حكمت٢٤٤.   ٥. شرح نهج البلاغه٩٦/٩.     ٦.اصول كافى٣٠٠/٢.       ٧.بحار الانوار١٨٣/٧٨.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D8%A8%D9%8A%D9%84&amp;diff=204</id>
		<title>سبيل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D8%A8%D9%8A%D9%84&amp;diff=204"/>
		<updated>2022-12-30T11:03:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی ««سبیل» به معنای راهی است نرم که آسان سير و هموار باشد، و جمع آن، سُبُل است. «س...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;«سبیل» به معنای راهی است نرم که آسان سير و هموار باشد، و جمع آن، سُبُل است. «سبیل الله» یعنی راه هدایت است که خداوند به آن امر فرموده است.در ادعیه و زیارات ، «سبیل الله» از القاب مهدوی محسوب می گردد؛ چنان که در زیارت آن جناب آمده: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا سَبِیلَ اللهِ الَّذِی مَنْ سَلَکَ غَیْرَهُ هَلَک؛ سلام بر تو ای راه خدا که هرکسی راهی غیر از راه تو را انتخاب و در آن حرکت کند،هلاک خواهد شد١».همچنین در دعای ندبه می خوانیم: «أَیْنَ السَّبِیلُ بَعْدَ السَّبِیل٢».كجاست آن راه نوراني پس از راه هاي نوراني قبلي. در اين عبارات، امام زمان عجّل الله فرجه به «سبیل الله» ملقب شدند؛ زیرا هرکه بخواهد به خداوند متعال برسد باید از ایشان بگذرد و هر راهی غیر از ایشان به هلاکت و نافرجامی منجر می گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایات این عنوان نه فقط برای حضرت مهدی بلکه برای همه ائمه اطهار علیهم السلام مطرح شده، آن جا که نقل می کنند: «امام باقر (علیه السلام) از جابر پرسیدند: ای جابر! آیا می دانی که معنای «سبیل الله» چیست؟ جابر گفت: نه به خدا سوگند، جز اینکه از شما بشنوم. فرمود:&amp;quot; «سبیل الله»، راه علیّ و اولاد علیّ است. هرکس با ولایت وی ُکشته شود، در راه خدا کُشته شده است. و هر کس با ولایت او بمیرد، در راه خدا مرده است. هیچ مؤمنی از این امت نیست جز این که برای او قتل و مرگی هست، هرکدام از آن ها کشته شود یک بار دیگر برمی گردد تا بمیرد، و هرکدام از آن ها بمیرد، برمی گردد تا کشته شود&amp;quot;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمودند: «بر حقّانیت سه چیز من سوگند یاد می کنم: تو و جانشینان بعدی تو معرَّف خدایید که خداوند به جز از راه معرفت شما شناخته نشود و معرّف بهشتیان هستید؛ زیرا به جز کسی که شما را بشناسد و شما او را بشناسید، کسی به بهشت نمی رود و معرّف دوزخیانید؛ زیرا به جز کسی که شما را انکار کند و شمایش انکار کنید، کسی به آتش دوزخ نمی افتد٣ ».از همين جا نشأت مى گيرد كه دورافتادن از مدرسه اهل البيت عليهم السلام در مسير كسب معارف الاهى، به انحراف فكري مى انجامد.همان نكته اي كه بزرگانى در تشرف به محضر امام عصر ارواحنا فداه، از آن حضرت دريافت كردند كه:&amp;quot;كسب معارف از غير طريق ما، به منزله انكار ماست&amp;quot;.يعنى نمى شود كسي ، دم از دوستي ما بزند اما معارفش را از ما نگيرد و به دريوزگى معرفت از دشمنان و معاندان اهل بيت(ع) رو كند و از آنها معرفت آموزد.حاشا و هيهات كه به معرفت صحيح جز از سبيل و راه اهلبيت عليهم السلام ، برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سبيل الله، يعنى راه تابناك امامان، مخفي و پنهان نيست و نشانه هايش معين است كه در هر زمان امامى تعيين شده و مردم از طريق تمسك به آنها مى توانند هدايت ها را دريافت نمايند و در بيراهه هاي ضلالت نيفتند. اصبغ بن نباته از ابن عباس و او از پيامبر(ص) نقل كرده است كه فرمود:هنگامى كه خداوند مرا به آسمان هفتم، عروج داد و در سدرة المنتهى و حجاب هاي نوراني برده شدم پروردگار متعال من، ندا داد:اي محمد! تو بنده من و من پروردگار توأم، در برابر من خاضع باش و فقط مرا عبادت كن و بر من توكل نما؛من از تو به عنوان عبد و حبيب و رسول و پيامبر خودم و به برادرت علي به عنوان خليفه و باب تو، خشنودم.او حجت من و امام براي آفريدگان من است؛به اوست كه دوستانم از دشمنانم و حزب من از حزب شيطان، شناخته مى شوند؛و به اوست كه دين من اقامه و احكامم تنفيذ و حدودم نگهباني مى شود؛به تو و به او و امامان از فرزندانش، من به زنان و مردان از بندگانم مرحمت مى كنم و به &amp;quot;قائم&amp;quot; از شما زمينم را آباد مى كنم به تسبيح و تهليل و تقديس و تكبير و تمجيدم! و به او زمين را از دشمنانم پاك مى نمايم و آن را به اوليائم ارث مى دهم و به او كلمه خود را بلند و كلمه كافران را پائين مى آورم و به او بندگان و سرزمين هايم را زنده نمايم و گنج ها و ذخائر زمين و اسرار و پنهانى ها را ظاهر كنم و او را با فرشتگانم ياري دهم براي تحقق فرمان و آشكار كردن دينم.او وليّ بحق من است و هدايتگر راستين بندگانم&amp;quot;٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;--------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار٩٨/٩٩.    ٢.دعاي ندبه، مفاتيح الجنان.   ٣.صدوق، خصال١٥٠/١.  ٤.الجواهرالسنيه/٢٣٥.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D8%A8%D8%A8&amp;diff=203</id>
		<title>سبب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%D8%A8%D8%A8&amp;diff=203"/>
		<updated>2022-12-30T11:00:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;quot;سبب&amp;quot; يا &amp;quot;سبب متصل&amp;quot; یک ترکیب وصفی به معنای واسطه ارتباط یا سبب اتصال و پيوند بي...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;quot;سبب&amp;quot; يا &amp;quot;سبب متصل&amp;quot; یک ترکیب وصفی به معنای واسطه ارتباط یا سبب اتصال و پيوند بين آسمان و زمين كه منظور خدا و مردم است، می باشد و در اصطلاح، به امام «سبب متصل» گویند، زیرا واسطه فیض الهی بر مخلوقات و سبب اتصال زمین و آسمان است. و در روایات فراوانی بر این مطلب تاکید شده که ائمه اطهار علیهم السلام واسطه های فیض الهی هستند و خداوند از طريق ايشان ، فيوضاتش را به مردم مى رساند همانطور كه مردم از طريق ايشان هدايت شده و وحى و الهام الاهى به وسيله ايشان به مردم رسيده است. در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاء&amp;quot; يعنى كجاست آن سبب و واسطه پيوند و اتصال بين آسمان و زمين&amp;quot;١؟ لذا اين كلمه ، از القاب امام عصر ارواحنا فداه قرار گرفته است.همچنین در زیارت سرداب مقدس هم آمده: است: &amp;quot;السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاء&amp;quot;؛ سلام بر تو ای سبب اتصال بین آسمان و زمین٢.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همين زمينه از امام صادق علیه السلام روايت شده که فرمودند:&amp;quot;ما پیشوایان مسلمین و حجّت های خداوند بر جهانیان و سرور مؤمنان و رهبر سپیدجبینان و مولای اهل ایمانیم. و ما امان اهل زمینیم همچنان که ستارگان امان اهل آسمانند؛ و ما کسانی هستیم که خداوند به واسطه ما آسمان را نگاه داشته تا بر زمین فرو نريزد مگر به اذن او؛ و به واسطه ما زمین را نگاه داشته که اهلش را نلرزاند؛ به سبب ما باران را فرو فرستد و رحمت را منتشر کند و برکات زمین را خارج مى سازد. و اگر نبود که ما بر روی زمینیم، زمين اهلش را فرو می برد&amp;quot;٣. و نيز از آن حضرت روايت شده است كه فرمودند:&amp;quot;نَحْنُ اَلسَّبَبُ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اَللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)&amp;quot;؛ يعنى ما هستيم آن سبب و واسطه پيوند شما و خداي متعال&amp;quot;٤.چنانكه در خطبه پيامبراكرم(ص)در مسجد خيف هم، قرآن و اهلبيت ايشان به عنوان &amp;quot;سبب&amp;quot; معرفي شده ، قرآن، به عنوان سبب بزرگ تر و عترت ايشان به عنوان سبب كوچك تر كه ريسمان اولي به دست خدا و ريسمان دومى به دست مردم است تا از طريق آنها، مردم به خدا تقرب جويند٥. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود حضرت مهدی(ع) هم در یکی از توقیعاتشان به ویژگی «سبب متصل» بودن امام اشاره نمودند، آن جا که فرمودند:&amp;quot;حال که در این زمان خداوند رهبرتان امام حسن عسگری (ع)را قبض روح کرد گمان بردید که احیانا خداوند دین خود را باطل نموده و سبب متّصل بین خود و خلق را قطع کرده است؟!&amp;quot;٦.جابربن عبد الله انصاری نقل می کند:&amp;quot;از پیامبر اکرم (ص) پرسیدم: آیا شیعیان در زمان غیبت قائم (ع)از وجود مبارک او بهره مند می شوند؟ پیامبر(ص)در پاسخ فرمود: آری! سوگند به خدایی که مرا به نبوّت برانگیخت، آنان در غیبت او، از نورش روشنایی می گیرند و از ولایت او بهره مند می شوند همانند بهره مندی مردم از خورشید؛ اگرچه ابرها چهره آن را بپوشانند. ای جابر! این از اسرار پوشیده خداوند و از علوم ذخیره شده او است. آن را مخفی کن، مگر از اهلش&amp;quot;٧.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنين امام رضا(ع) از پدرانش تا برسد به پيامبر اكرم(ص)نقل كرده كه آن حضرت فرمود:خداوند مخلوقي برتر و گرامى تر از من خلق نفرمود؛ اميرمومنان (ع)از آن حضرت سوال نمود:شما برتريد يا جبرئيل؟ فرمود:خداي متعال انبياء مرسل خويش را بر ملائكه فضيلت داد و مرا بر همه انبياء و رسولان، فضيلت داد؛و اين فضيلت بعد از من براي تو و امامان بعد از توست؛همانا فرشتگان، خدمتگزاران ما و محبين ما هستند؛آنها به ولايت ماست كه گرداگرد عرش خدا را حمد و تسبيح كرده و براي مومنان استغفار مى نمايند؛اگر ما نبوديم نه آدم و حوا بودند و نه بهشت و آتش و نه آسمان و نه زمين؛چگونه ما برتر از فرشتگان نباشيم كه در توحيد و شناخت خدا و تسبيح و تحميد و تهليلش بر آنها سبقت گرفتيم زيرا وقتى خداوند ارواح ما را آفريد و ما را به توحيد و تمجيدش، گويا فرمود، سپس ملائكه را آفريد و آنها چون ارواح ما را به شكل نور واحدي ديدند، امر ما را بزرگ شمردند،آنگاه ما تسبيح و تهليل  و تكبير خدا كرديم تا آنها بياموزند و آنها آموختند و ما &amp;quot;لااله الا الله&amp;quot; و &amp;quot;الله اكبر&amp;quot; و &amp;quot;لاحول و لاقوة الا بالله&amp;quot; گفتيم و آنها آموختند و گفتند...&amp;quot; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;----------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١. دعاي ندبه، مفاتيح الجنان.      ٢.بحار الانوار٨٦/٩٩.    ٣. كمال الدين٣٩٣/١.     ٤.امالي طوسي١٥٧/١.    ٥.اثبات الهداة١٩٩/٢؛ تفسير برهان٢١/١.     ٦.الغیبه، طوسی/۵۰۴.     ٧.کمال الدین٤٧٥/١.  ٨. همان٢٥٤/١.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%84%D9%83%D9%84%D9%85&amp;diff=202</id>
		<title>جامع الكلم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%84%D9%83%D9%84%D9%85&amp;diff=202"/>
		<updated>2022-12-30T10:59:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «  &amp;quot;جامع الكلم&amp;quot; كه به معناي وحدت بخش و جمع كننده تمامى اديان و آراء مختلف است، ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;جامع الكلم&amp;quot; كه به معناي وحدت بخش و جمع كننده تمامى اديان و آراء مختلف است، از القاب حضرت ولي عصر ارواحنا فداه است.در زیارت معروف حضرت مهدی (ع) که مرحوم سید بن طاووس آن را نقل می کنند از آن حضرت در یک مورد با تعبیر موعود امت ها یاد شده است:«السلام علی المهدی الذی وعد الله عز و جل به الامم ان یجمع به الکلم و یلم به الشعث و یملاء به الارض قسطا و عدلا و یمکن له و ینجر به وعد المؤمنین ١»درود بر آن مهدی که خداوند عزوجل وعده ظهور او را به امت ها داده است که به وسیله او وحدت و یکپارچگی را جایگزین پراکندگی و تفرقه نموده است ؛ همچنين در زیارت آن حضرت آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مَهْدِیِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْکَلِم؛ سلام بر هدایت گر امّت ها، و گردآورنده کلمه هاي مختلف»٢؛ مقصود از آن کلمات، وحی الهی است یعنی تمامي ادیان مدّ نظر است چرا كه حضرت مهدی عجّل الله فرجه «جامع الکلم» است و با توجه به روایات،در هنگام ظهور همه دین ها را یکی می کنند. امام هادی علیه السلام فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;...باطن روزهاي هفته این چنين است: شنبه جدّ من رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم و یکشنبه امیر المؤمنین علیه السلام و دوشنبه حسن و حسین علیهما السلام و سه شنبه علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد علیهم السلام و چهارشنبه موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی علیهم السلام و من و پنج شنبه پسر من حسن است و جمعه پسر او است، آن که به او جمع می کند کلمه ها را، یعنی دین ها، همه یک دین می شود و تمام می کند به او نعمت را و خداوند حق را ثابت و ظاهر می کند و باطل را محو می کند و او مهدی منتظر شماست٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم معناي جامع الكلم ، «جامِعُ شَمْلِ الدین»است كه آن هم از جمله القاب مهدوی است که از حیث معنا با «جامع الکلم» یکی می باشد. زیرا «شَمْل» در لغت به معنای آن چه که از چیزی پراکنده شده باشد، آمده است؛ «جَمَعَ اللهُ شَمْلَهُم» يعنى خداوند امور آن  ها را با هم وفق دهد یا این که خداوند اتحاد و اتّفاق آنان را برقرار سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دعاي ندبه &amp;quot;به جامع الكلم با اين عبارت اشاره شده است:&amp;quot;أَیْنَ جامِعُ الْکَلِمَهِ عَلَى التَّقْوى&amp;quot;٤ يعنى كجاست آن كه بساط اختلاف را برچيند و مردم را بر وحدت كلمه تقوى و ايمان  مجتمع سازد.در تبيين آن روايتى از امام هشتم عليه السلام نقل شده كه فرمود : بدانيد كه بخدا قسم عدالت او وارد خانه هاي آنها شود همانند گرما و سرما كه وارد ميشود٥ و چون اعتقاد به اصول دين حق در دل آنها رسوخ پيدا كند، البته آراء و اديان مختلفه و مذاهب باطله از ميان خواهد رفت و همگى پيرو دين حق كه اسلام است مي شوند كه &amp;quot;ان الدين عند الله الاسلام&amp;quot; دين ، نزد خداوند اسلام است٦؛و نيز مى فرمايد:&amp;quot; افغير دين الله يبغون و له اسلم من فى السموات و الارض&amp;quot;٧ آيا جز به دين الاهى گرايش دارند؟ و بعد مى فرمايد: &amp;quot;و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه&amp;quot; هر كه غير دين اسلام را بگزيند از او پذيرفته نمى شود٨ . و البته مؤمنان آن دوره و آن عصر از جمله مصاديق كامل اين آيه شريفه هستند كه مى فرمايد: &amp;quot;و الزمهم كلمة التقوى و كانوا حق بها و اهلها&amp;quot; كلمه تقوى (و ايمان ) را ملازم آنها كرد بطوريكه از آنها جدا نشود و ايشان سزاوارترين كس به آن هستند واهليت و شايستگى آنرا هم دارند٩.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار١٠١/١٠٢.      ٢و٤.مفاتيح الجنان.    ٣.بحارالانوار٢١١/٩٩.    ٥.همان٣٦٢/٥٢.   ٦.آل عمران/١٩.   ٧و٨..همان/٨٣و٨٥.  ٩. فتح/٢٦.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D9%91&amp;diff=201</id>
		<title>مضطرّ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D9%91&amp;diff=201"/>
		<updated>2022-12-30T10:58:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «  این لقب نيز از القاب مشهور امام عصر (ع)است. مضطر در لغت به معنای مجبور، ناگزی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این لقب نيز از القاب مشهور امام عصر (ع)است. مضطر در لغت به معنای مجبور، ناگزیر، ملزم ، ناچار و درمانده می باشد. امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه:﴿أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَليلاً ما تَذَكَّرُونَ﴾يعنى کیست آن کس که درمانده را هنگامى كه وی را بخواند، اجابت می کند و رنج و غم و گرفتاری را برطرف می گرداند و شما را جانشینان این زمین قرار می دهد؟ آیا معبود دیگری به جز خدا و همراه او هست؟١؛ فرمودند:اين  آیه در شأن قائم نازل شده و سوگند به خدا منظور از مضطر در این آیه قائم آل محمد (ص) است وقتی که در آخرالزمان ستم و بیداد و فساد در نتیجه سلطه پیدا کردن مستکبران و انحراف مردم از صراط مستقیم ، سرتاسر جهان را پر ساخت آن حضرت در بین رکن و مقام [در مسجدالحرام] دو رکعت نماز می خواند و آنگاه دست به دعا برداشته از خداوند تعجیل در فرج خود را می خواهد؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسم به خدا که او &amp;quot;مضطر&amp;quot; است، هر وقت دعا کند، خدا دعایش را مستجاب می نمايد آري در اين هنگام ، پروردگار عالم دعای او را اجابت نموده و به او اذن ظهور می دهد و به دنبال این واقعه مبارک آن حضرت به برکت امدادهای غیبی و هم چنین یاری انسان های مومن و شجاعی - که در آن زمان از سرتاسر عالم به گرد آن حضرت جمع شده اند - بساط ستم را از روی زمین برخواهد چید و خداوند او را در روی زمین جانشین قرار می دهد٢.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آري، خود امام بیش از همه منتظر فرا رسیدن فرج و ظهور هستند تا بتوانند جهان را که مملو از ظلم و فساد و تباهی شده است، پر از عدل و داد کنند. لذا مضطر بودن ایشان یعنی همین که آن حضرت در دوران غیبت، چاره ای ندارند و خود نیز منتظر فرا رسیدن زمان ظهور هستند.وقتی به اذن الهی، زمان ظهور فرا برسد، دعای ایشان که مضطر واقعی هستند، به اجابت رسیده و این حکومت و خلافت الهی به ایشان سپرده می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین در دعای ندبه می خوانیم: &amp;quot;أَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذِی یُجَابُ إِذَا دَعَا&amp;quot;؛ کجاست آن مضطری که هرگاه دعا کند به اجابت می رسد؟٣ پس حضرت مهدي(ع) را &amp;quot;مضطر&amp;quot; می نامند، زیرا دعایش به درگاه الهی مستجاب می شود. به کسی مضطر گفته می شود که از همه اسباب و ابزارهای معمولی در حل مشکلات و برطرف ساختن گرفتاری هایی که دارد ناامید شده و با تمام وجود متوجه خدا مى شود و کلید حل تمام کارها را به دست خدا مى داند . رسیدن به این مرحله از درک و بینش، معمولا یا در حالت اضطرار و ناامیدی کامل پیش می آید و یا در صورت دست یابی به شناخت و معرفت های برتر - که جز از طریق توجهات خاص الهی میسر نمی گردد - امکان پذیر می شود.البته به این حقیقت که «انسان، چون دچار اضطرار شود متوجه درگاه خداوند می شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایات های زیادی به این حقیقت اشاره شده که از جمله عوامل به مرحله اجابت رسیدن دعاها به حد اضطرار رسیدن شخص دعا كننده است؛ یعنی فرد دعا کننده به اندازه ای مضطر شود که برای برآورده شدن حاجتش هیچ عاملی جز خدا نشناسد و با تمام وجود دست به درگاه او بلند کند و از او بخواهد که مشکل او را برطرف سازد . طبیعی است که هر کس در چنین حالی متوجه خداوند متعال شود هرگز خداوند ارحم الراحمین او را ناامید نمی سازد . آری در دوره غیبت کبری هر روز بیش از پیش قلب رئوف و مهربان حضرت ولی عصر (عج) از مشاهده مشکلات و گرفتاری های بندگان الهی به درد می آید و بالاخره روزی آن دریای صبر و بردباری از طغیان بی حد بندگان ناسپاس و ستم پیشه به تنگ خواهد آمد و در حال اضطرار از پروردگار عالم خواهد خواست تا به خاطر پایان بخشیدن به ظلم ستمگران و رها ساختن انسان های مظلوم در بند طاغوت ها به او اذن ظهور داده شود و آن لحظه است که بشریت از زیر یوغ بیداد و جهل و تباهی نجات خواهد یافت و عدل و قسط در سرتاسر زمین حاکمیت پیدا خواهد کرد و صلح و امنیت و آسودگی خاطر، زمینه را برای تحصیل سعادت جاودانی انسان فراهم خواهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-----------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.نمل/٦٢.      ٢.بحارالانوار٤٨/٥١.    ٣.دعاي ندبه،مفاتيح الجنان.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B4%D9%85%D8%B3&amp;diff=200</id>
		<title>شمس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B4%D9%85%D8%B3&amp;diff=200"/>
		<updated>2022-12-30T10:57:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «يكي از القاب امام عصر عليه السلام، &amp;quot;شمس&amp;quot; است به معناي خورشيد تابان و آفتاب نور...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;يكي از القاب امام عصر عليه السلام، &amp;quot;شمس&amp;quot; است به معناي خورشيد تابان و آفتاب نور گستر؛امام هشتم علیه السلام، در حدیثي، امام را همچون خورشید عالمتاب معرّفی می فرماید: «الإمامُ کالشَّمسِ الطّالعَهِ المُجَلَّلَهِ نُورُها لِلْعالَم» يعنى امام چونان خورشیدی است که طلوع می کند وپرتو نورش تمامی جهان را فرا می گیرد؛ و باز در ادامه فرموده است:&amp;quot;الامام الشمس المضيئه&amp;quot; ، امام خورشيد نورگستر است١.امام معصوم كه زمين خالي از او نبوده و نيست، در هر دوراني چنين است و اکنون در روزگار ما حضرت مهدی علیه السلام وجودی کامل وبی نقص و خورشيد تابناكي است که با پرتوش جهان را نورافشانی می نمايد و نوری است که از افق تكوين می تابد و مردم از نور و هدايت او بهره مندند. تشبيه امام زمان(ع)به خورشيد تابان و ماهتاب تمام و درخشان با عبارات گوناگون در روايات و زيارات ديده مى شود. براي مثال در سلام به آن حضرت، آمده است: &amp;quot;السّلامُ علی شَمْسِ الظَّلام وبَدْرِ التَّمام&amp;quot;؛ سلام بر خورشيد نورگستر و ماهتاب تمام٢.نيز به فرموده امام رضا علیه السلام: هنگامى كه ظهور فرمايد، زمين را با شعاع انوارش روشن و تابناك خواهد نمود:« إذا خَرَجَ أشْرَقَتِ الأرضُ بِنُورِهِ...»٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يكي از تشبيهات امام عصر(ع)به خورشيد، تشبيه وجود مقدس ايشان در دوران غيبت آن حضرت به خورشيد پشت ابر است. يعنى خورشيد در ظاهر ديده نمى شود اما نور و حرارت او به انسان ها و همه مخلوقات و طبيعت و تكوين مى رسد و از وجود مسعودش بهره مى گيرند. خود آن حضرت در بيانى مى فرمايند:«أَمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بی فی غَیبَتی فَکالاْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غیّبتها عَنِ الاْبْصارِ السَّحاب»يعنى :امّا چگونگی استفاده از من در غیبتم، همانند استفاده از خورشید است هنگامی که ابر‌ها آن را از دیدگان پنهان نگاه داشته اند٤.این کلام امام زمان (عج)، در پایان پاسخ پرسش‌ های اسحاق ابن یعقوب آمده است. شیخ صدوق و شیخ طوسی نیز آن را نقل کرده‌اند. در این حدیث شریف، وجود حضرت در عصر غیبت کبری، به خورشید در پس ابر تشبیه شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت مهدي عليه السلام وجود خود را به خورشید تشبیه کرده است و بزرگاني چون علامه مجلسي، تفسيرها و تبيين هاي زيبايي براي اين تشبيه ، آورده اند از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.همان گونه که خورشید، منشأ حیات موجودات و مایهٔ گرمی و حرارت و نور و حرکت و ... است و با نبود آن، حیات و زندگانی از موجودات رخت برمی بندد، حیات معنوی جامعه، از وجود امام زمان (عج) و بقای آن نیز به بقای وجود آن حضرت وابسته است؛چرا که امامان معصوم (علیهم السلام) اهداف نهایی ایجاد مخلوقات‌ اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. همان گونه که خورشید یکی از مخلوقات و در عین حال واسطه بهره گیری موجودات از نور و حرارت است، امام نیز واسطه اعلا برای فیض بری موجودات است و فیض الهی، مانند نعمت و هدایت و ... به واسطه او به عموم خلایق می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. همان گونه که مردم، هر آن انتظار خارج شدن خورشید از پَسِ ابر‌ها را دارند تا تمام و کامل، از وجود و ظهورش استفاده ببرند، در ایام غیبتِ آن حضرت نیز، مردم منتظر ظهور و خروج اویند و از ظهورش مأیوس نمی‌گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. منکر وجود آن حضرت همانند منکر وجود خورشید است، هنگامی که در پشت ابر‌ها از دیده‌ها پنهان گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. همان گونه که ابر، کاملاً خورشید را نمی‌پوشاند و نور خورشید به زمین و زمینیان می‌رسد، غیبت هم مانع کامل و تمامی برای بهره دهی حضرت نیست. مردم در زمان غیبت، حضرت را نمی‌بینند، امّا از وجود مبارک او بهره می‌برند. توسّل یکی از راه‌های بهره بردن از آن امام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶. همان گونه که در مناطقی که هوا غالباً ابری است، گاهی خورشید ابر‌ها را می‌شکافد و خود را از لابه لای آن‌ها بیرون می‌آورد و به عده‌ای از مردم نشان می‌دهد، هر از چند گاهی نیز، عدّه‌ای شرف یاب محضر مبارک امام زمان (عج) می‌شوند و از وجودش استفاده می‌برند و از این راه، وجود آن حضرت (عج) برای عموم مردم به اثبات می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷. همان گونه که از خورشید، همگان، از دین دار و بی دین، نفع می‌برند، آثار و برکات امام عصر (عج) همه عالم را در برمی گیرد؛ هر چند مردم او را نشناسند و قدرش را ندانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸. همان گونه که شعاع خورشید، به مقدار روزنه‌ها و اندازه پنجره‌ها، داخل اتاق‌ها می‌شود و مردم از آن بهره می‌برند، مقدار بهره مردم از وجود و آثار و برکات آن حضرت نیز به اندازه قابلیت آنان است. انسان هر اندازه موانع را از خود دور کند و قلب خود را بیش‌تر بگشاید، از وجود و آثار و برکات بیش‌تری بهره می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹. همان گونه که ابر‌ها خورشید را نابود نمی‌کنند و تنها مانع رؤیت اویند، غیبت امام زمان (عج) نیز فقط مانع رؤیت اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١. الكافى، كتاب الحجة، ح١.    ٢.زيارت السلام على الحق الجديد.مفاتيح الجنان.        ٣. كمال الدين/٣٧١-٣٧٢.    ٤.بحارالانوار٩٢/٥٢.        ٥. بحارالانوار١٨١/٥٣.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=199</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=199"/>
		<updated>2022-12-30T10:56:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از ال...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي،اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه:«إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»١؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»٢.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع)در مورد زمين مرده قلب ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احياي دانش ها و احكام دين كه در طول ساليان و قرون به فراموشي سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامه آن حضرت قرار دارد.در دعای ندبه مى خوانيم: «أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و اهل ایمان را زنده می کند»،در اعمال روز جمعه آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد».همچنين در یکی از زیارات صاحب الامر عليه السلام می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه های دین و اهل آن»٣. و در زیارت دیگر حضرت حجت سلام الله عليه آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کننده کافران است»٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیه هفده سوره حديد فرمودند: «یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
• يك احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعاي ندبه مى خوانيم:&amp;quot;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسي كه براي زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياري به خواندن آن مداومت دارند، ولي به معارف آن پاي بند نيستند؛ بسياري به جاي ‏توجه به معاني و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطي كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالي از آن؛ بسياري نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جاي پرسش نيست. در سطح فرا فردي نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروك است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمي‏شود و يا توان اجراي آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان مي‏يابد و ظلم و انحراف جاي خود را به عدل و ايمان خواهد داد.پيامبر گرامي اسلام فرمودند: &amp;quot;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه؛ زماني بر امت من خواهدآمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقي نمي‏ ماند٥.&amp;quot; اميد كه به لطف خداي متعال و اهل بيت عصمت و طهارت‏- عليهم السلام- ما جزو كساني نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريك‏اند، بلكه در زمره كساني قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏مي‏ كوشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.حديد/١٧.      ٢.البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢.    ٣. بحار الانوار٨٦/٩٩.    ٤. همان١٠١/٩٩.     ٥. الكافى٣٠٧/٨.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85&amp;diff=198</id>
		<title>كريم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85&amp;diff=198"/>
		<updated>2022-12-30T10:55:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی ««کریم»از ریشه «کرم»، صفت مشبهه بر وزن فعیل و به معنای بخشنده و عطا کننده است....» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;«کریم»از ریشه «کرم»، صفت مشبهه بر وزن فعیل و به معنای بخشنده و عطا کننده است.لقب «کریم» در زیارت امام زمان عجّل الله فرجه در روز جمعه آمده است: &amp;quot;أَنْتَ یَا مَوْلَایَ کَرِیمٌ مِنْ أَوْلَادِ الْکِرَام&amp;quot;١؛ ای مولا و آقای من، تو هم خود کریم هستی و هم از فرزندان اهل کرامت می باشی. با كريمان، كارها دشوار نيست! فقيران و مسكينان را پناهى جز خانه كريمان نيست و ما مسكينان چشم به كرامت شما داريم.كجا برويم كريم تر از شما بيابيم؟! مگر برادران يوسف، به انتظار كرامت نزد يوسف نشتافتند؟ آنها يوسف را در جايگاه برادري نمى شناختند و از او طلب كرامت كردند؛ما كه شما را مى شناسيم به كرامت و سروري و بخشندگى؛چرا بايد نزد شما نيائيم و همان كلمات را نگوئيم كه برادران يوسف گفتند؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادران يوسف بدون این که او را بشناسند خدمتش شرفیاب شده و گفتند: «یا أَیهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضَرُّ و جِئْنا بِبِضاعَة مُزْجاة، فأَوْفِ لَنَا الْکیلَ و تَصَدَّقْ عَلَینا إِنَّ اللهَ یجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ».ای عزیز(مصر)، ما و بستگان مان را گرفتاری و ناراحتی فرا گرفته است و با سرمایه نا چیزی(به بازار) آمده ایم، پس تو پیمانه ما را پُر كن و بر ما تصدّق نما، مسلماً خداوند صدقه دهندگان را پاداش می دهد٢. اكنون ما شیعیانِ گنهکاری که حرمت یوسف فاطمه علیهما السلام را نگه نداشته، و در مقابل چشمان بینای او گناه کرده ايم و با کردار زشت خود، مولای خویش را به زندان غیبت افکنده ايم ؛ سزاوار است همچون برادران یوسف، با امام مهربان خویش نجوا کرده و سپس سخن فرزندان یعقوب علیه السلام با پدر خویش را زمزمه کنند، تا از سر تقصیرشان در گذرد و برای گناهانشان آمرزش طلبد:«یا أَبانا إِسْتَغْفِرْلَناْ ذُنُوبَنا إِنّا کنّا خاطِئینَ»ای پدر ـ مهربان ـ ما، برای گناهان مان استغفار نما و از خدا برایمان آمرزش بخواه که ما از خطاکاران بودیم.پدر نيز به آنان وعده داد که سحرگاه جمعه برایشان استغفار کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اكنون ما گنهكاران كه چشم به كرامت شما داريم، نزد شما آمده ايم و همان را مى گوئيم كه عبارات زيباي زيارت شما به ما آموخته اند: «اَسْئَلُک یا مَوْلای اَنْ تَسْئَلَ اللهَ تَبارَک وَتَعالی فی صَلاحِ شَاْنی وَقَضآءِ حَوآئِجی وَغُفْرانِ ذُنوُبی وَالاَْخْذِ بِیدی فی دینی وَدُنْیای وَآخِرَتی لی وَلاِِخْوانی وَاَخَواتِی الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ کآفَّةً اِنَّهُ غَفوُرٌ رَحیمٌ»؛ مولای من! خواهشم از تو آنست که از خدا بخواهی، کار مرا اصلاح سازد، خواسته هایم را برآورد، گناهانم را ببخشد، و در کار دین، دنیا و آخرتم، دست من و همه برادران و خواهران با ایمانم را بگیرد. براستی که او بسیار آمرزنده و مهربان است٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز با شما مولاي كريم بگويم كه : « مَوْلای، وَقَفْتُ فی زِیارَتِک مَوْقِفَ الْخاطِئینَ النّادِمینَ الْخآئِفینَ مِنْ عِقابِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَقَدِ اتَّکلْتُ عَلی شَفاعَتِک، وَرَجَوْتُ بِمُوالاتِک وَشَفاعَتِک مَحْوَ ذُنُوبی، وَسَتْرَ عُیوبی، وَمَغْفِرَةَ زَلَلی؛ فَکنْ لِوَلِیک یا مَوْلای عِنْدَ تَحْقیقِ اَمَلِهِ، وَاسْئَلِ اللهَ غُفْرانَ زَلَلِهِ، فَقَدْ تَعَلَّقَ بِحَبْلِک وَتَمَسَّک بِوِلایتِک وَتَبَرَّءَ مِنْ اَعْدآئِک. اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِهِ، وَاَنْجِزْ لِوَلِیک ما وَعَدْتَهُ، اَللّـهُمَّ اَظْهِرْ کلِمَتَهُ وَاَعْلِ دَعْوَتَهُ وَانْصُرْهُ عَلی عَدُوِّهِ وَعَدُوِّک یا رَبَّ الْعالَمینَ»مولای من!در پیشگاه تو برای زیارتت ایستاده ام، همچون ایستادنِ خطاکارانِ پشیمان که از عقوبت پروردگار جهانیان، خائف و ترسانند. به شفاعت و دستگیری تو اعتماد کرده، و برای از بین رفتن گناهان، پوشیدن عیوب، و آمرزش لغزشهایم؛ به دوستی و دستگیری تو امیدوارم. پس تو ای مولای من، دوست خویش را برای رساندن به آرزوهایش یار و یاور باش، آمرزش لغزش هایش را از خدا بخواه، به راستی که او به ریسمان دستگیری تو چنگ زده، به ولایت و دوستی تو تمسّک جسته و از دشمنانت بیزار گردیده است.خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و آنچه را برای ولیت وعده داده ای به انجام برسان، پروردگارا پیام و سخن او را آشکار ساز، دعوتش را بالا ببر و او را بر دشمنش و دشمن خودت یاری فرما، ای پروردگار جهانیان٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این عبارات نورانی، بهترین ذکری که دل رنجیده امام را مرهم بخشیده، قلب مهربانش را شاد می سازد و در روا گشتن حوایج و آمرزش گناهان تأثیر بسزائی دارد، تکرار این دعاست:&amp;quot;اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیک الْفَرَج&amp;quot;خدایا فرج ولیت، امام زمان علیه السلام را زود برسان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.زيارت جمعه، مفاتيح الجنان.    ٢.يوسف/٨٨.    ٣.يوسف/٩٧.  ٤و٥. زيارت &amp;quot;السلام علي الحق الجديد&amp;quot; و زيارت سرداب مطهر، مفاتيح الجنان.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84&amp;diff=197</id>
		<title>عادل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84&amp;diff=197"/>
		<updated>2022-12-30T10:54:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «  &amp;quot;عادل&amp;quot; و &amp;quot;عدل&amp;quot; هر دو از القاب حضرت بقية الله (ع) هستند.عادل اسم فاعل و عدل، مصدر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;عادل&amp;quot; و &amp;quot;عدل&amp;quot; هر دو از القاب حضرت بقية الله (ع) هستند.عادل اسم فاعل و عدل، مصدر از ریشه «عدل» و از اسماء الهی و به معنای دادگر و منصف و دادگري است.امام صادق (ع) فرمودند:&amp;quot; إِنَّ اللهَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَتْرُکَ الْأَرْضَ بِغَیْرِ إِمَامٍ عَادِلٍ&amp;quot;؛ خدا بزرگتر و بزرگوارتر از آن است که روی زمین را بدون امام عادل بگذارد١.در واقع اين صفت براي همه امامان است اما در امام دوازدهم، شهره است چون او عدالت را در سراسر زمين تحقق مى بخشد. در زیارت حضرت صاحب الامر(ع) هم آمده: «السَّلَامُ عَلَی الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَر؛ سلام بر آن قائم منتظر و عادل( بلكه عدالت) مشهور »٢. وقتي كسي در فاعليت، بسيار شهره باشد او را به شكل مصدري،هم مى خوانند و امام عليه السلام چنان در عدالت شهره است كه او را عدالت مشهور گفته اند. لذا اين واژه &amp;quot;وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ&amp;quot; در این بخش از دعای افتتاح، از القاب پر تامل آن حضرت است به گونه ای که عدل را به جای عادل آورده است و به جای اینکه امام عادل بگويد، عدلِ منتظَر يعنى عدلي كه انتظارش را مى كشند، وارد شده است که نشانه قوت و شدت و ناب بودن عدالت حضرت مهدی موعود(ع) است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين سخن پيشواي ششم ما ، امام صادق(ع)است كه فرمود:&amp;quot;چون حکومت بنی فلان ،سپری شود خداوند به وسيله مردی از ما ، بر اهل بیت آل محمّد (ص)،منّت می نهد؛ او كسي است که با تقوا گام بر می دارد و براساس هدایت رفتار می کند و در کارهایش رشوه نمی گیرد. به خدا سوگند نام خود و نام پدرش را می دانم. آن گاه به محضر امام عادل از ما می رسد که صاحب خال و اصالت و نجابت والدين و حافظ اسرار امامت و امانت های الهی است و جهان را پر از داد و عدالت می کند&amp;quot;٣. در زیارت دیگر صاحب الامر آمده: «اللَّهُمَّ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً؛ خدایا پر کن به وسیله او، زمین را از عدل و داد چنانچه از ظلم و جور مالامال شده باشد»٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سيره و روش عدالت مهدوي است كه نسبت به کارگزاران خود به شدت عدالت به خرج می دهد؛ قاضیان ناصالح را برکنار می کند؛ زمین هایی که به ناحق تصرف شده را می گیرد،؛فرمانروایان ستمگر را برکنار می کند، زمین را از فریب کاران پاک کرده و به عدالت رفتار می کند و ترازوی عدل و داد واقعي را برپا خواهد کرد و عدالت در همه جوانب و مناسبات زندگی انسان ها سیطره پیدا می کند. همانطور که سرما و گرما وارد زندگی انسان می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;ناشر العدل&amp;quot; تعبير زيباي ديگري است كه براي آن حضرت در دعاها و زيارات آمده است؛&amp;quot; ناشر العدل&amp;quot;يعنى بر پا دارنده و گسترنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتی. در آن زيارت و سلام مخصوص به ايشان ، عرض مى كنيم: &amp;quot;سلام الله الکامل التّامّ الشّامل العامّ ،وصلواته الدّائمة و برکاته القائمة التّامّه ،عل حجّة الله و ولیّه فی أرضه و بلاده، و خلیفته علی خلقه و عباده ،و سلالةالنّبوّة ،و بقیّة العترة و الصّفوة ،صاحب الزّمان ،و مظهر الایمان ،و ملقّن أحکام القرآن ،و مطهّر الأرض و ناشر العدل فی الطّول و العرض ،والحجّة القائم المهدیّ ...&amp;quot;٥ يعنى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام کامل ، تمام ، شامل و عامّ خداوند و درودهای همیشگی و برکات پاینده و کامل خدا ، بر حجّت خدا و ولیّ او بر روی زمین و شهرهای او و جانشین او بر آفریدگان او و بندگانش و برنسل پاک نبوّت و باقی مانده عترت و برگزیدگان ، حضرت صاحب الزّمان و آشکار کننده ایمان و آموزنده و معلم احکام قرآن و پاک کننده زمین و نشر دهنده عدل در طول و عرض(جهان )و حجّت قائم مهدی ... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.اصول کافی١٧٨/١.   ٢.بحار الانوار١٠١/٩٩.   ٣.بحار الانوار٢٦٩/٥٩.     ٤.همان١١٨/٩٩.   ٥. مفاتيح الجنان.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B7%D8%B1%D9%8A%D8%AF&amp;diff=196</id>
		<title>طريد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B7%D8%B1%D9%8A%D8%AF&amp;diff=196"/>
		<updated>2022-12-30T10:53:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «يكي از القاب حضرت بقية الله(ع)، &amp;quot;طريد&amp;quot;است . طريد، صفت مشبهه بر وزن فعیل از ریشه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;يكي از القاب حضرت بقية الله(ع)، &amp;quot;طريد&amp;quot;است . طريد، صفت مشبهه بر وزن فعیل از ریشه &amp;quot;طرد&amp;quot; و در لغت به معنای رانده شده به کار می رود و جمع آن، &amp;quot;طرائد&amp;quot; است.اصبغ بن نباته مى گويد: شنيدم از امیرالمؤمنین (ع)كه مى فرمود: &amp;quot;صاحب این امر، شرید، طرید، فرید و وحید است&amp;quot;١. &amp;quot;طرید، به معنای رانده شده از خلق که می توان گفت از نظر معنایی نزدیک به «شرید» می باشد. اين كه چرا آن حضرت به اين لقب خوانده مى شود بايد گفت : &amp;quot;طرید&amp;quot; به کسی اطلاق می شود که کنار گذاشته شده است. امام زمان(ع) به راستی در این زمان طرد شده هستند؛ چرا که قدر و منزلت ایشان آن گونه که باید، دانسته نمی شود و هیچ یک از مراحل شکر در برابر این نعمت عظیم الهی، به طور شایسته ادا نمی گردد. تا جایی که مردم، ولیّ نعمت خویش را کنار گذاشته اند و- فهمیده یا نفهمیده- ایشان را با قلب و زبان و عمل خویش طرد کرده اند٢.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عیسی خشاب گوید: به امام حسین(ع) گفتم: آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود: &amp;quot;خیر، اما صاحب الامر، طرید (رانده شده) و شرید (رانده، تنها، رها شده) است و خونخواه پدرش و دارای کنیه عمویش می باشد&amp;quot;٢. داوود بن کثیر رقّی- از یاران برجسته امام موسی کاظم(ع) -نيز می گوید: از امام ابوالحسن موسی بن جعفر(ع) درباره صاحب این امر پرسیدم. ایشان فرمودند: «او طرد شده تنها، غریب، پنهان از نزدیکانش و به خاطر کشته شدن پدرش مظلوم است٣»امام رضا(ع) از پيامبر اكرم(ص) روايت مى‌كند كه فرمودند: «فداى آن فرزند بهترين كنيزان ... آن تنهاى يگانه و رانده‌ شده كه انتقام خون پدر و جدّش را نگرفته است، آن‌كه صاحب غيبت طولانى است و در موردش گفته مى‌شود: مرده، يا كشته شده، معلوم نيست در كجاست؟»٤&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لقب ديگر آن حضرت &amp;quot;شرید&amp;quot; است كه نزديك به همين معناست.حاجی نوری (ره) در معنای «شرید» می گوید: «رانده شده از مردمی که آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شکر گزاری و مقام حقش بر نیامدند؛ بلکه پس از این که از دست یافتن بر او ناامید شدند، به قتل و قمع ذریه طاهره ایشان پرداختند و به کمک زبان و قلم، سعی بر بیرون راندن نام و یاد او، از قلوب و اذهان مردم کرده اند۵.«فرید» و «وحید» - یعنی تنها- دو لقب ديگر آن حضرت كه مرتبط با معناي طريد هستند، به کسی گفته می شود که متناسب با شأن و مقام خود، یاران همراه نداشته باشد، «کسی به او مراجعه نکند» و «اعوان و انصار نداشته باشد. «سَدیر صیرفی می گوید: بر امام صادق(ع) وارد شدم و عرض کردم: قسم به خدا خانه نشینی برای شما جائز نیست! حضرت فرمودند: چرا ای سدیر؟ عرض کردم: به خاطر زیادی دوستان و شیعیان و یاران شما! به خدا قسم اگر امیرمؤمنان(ع)  شیعیان و یاران و دوستان شما را داشت، تیم و عَدِیّ (قبیله ابوبکر و عمر) نسبت به او طمع نمی کردند يعنى خلافت را از او غصب نمی نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت فرمودند: ای سدیر! فکر می کنی این ها چه تعداد هستند؟ گفتم: صدهزار، فرمودند: صد هزار!؟ عرض کردم: بلی (بلکه) دویست هزار. فرمودند: دویست هزار!؟ گفتم: بلی و (بلکه) نصف دنیا. در این جا حضرت سکوت کردند، پس از اندکی فرمودند: می توانی با ما تا «یَنبُع» بیایی؟ گفتم: بلی... با ایشان رفتیم تا این که وقت نماز رسید، به من فرمودند: ای سدیر، پیاده شویم نماز بخوانیم... (آن جا) جوانی را دیدند که بزغاله هایی می چراند. پس فرمودند: به خدا قسم اگر شیعیان من به تعداد این بزغاله ها بود، خانه نشین بر من جائز نبود.  پس از فراغت از نماز متوجّه بزغاله ها شدم و آن ها را شمردم، هفده رأس بودند!٦ در این میان، تنها عدّه بسیاربسیار اندکی هستند، که امام را در غيبتش و حضورش ياري مى كنند و براي فرجش دعا مى نمايند و با زاری، تضرّع، عجز و لابه، از خداوند مى خواهند که این چشمه زلال آشکار شود و الطاف و نعمت های الاهى بر زمین جاری گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.کمال الدین/۱ باب ۲۶، ح ۱۳.     ٢.آفتاب در غربت /۳۴۸.  ٣. كمال الدين٣١٨/١.   ٤. همان، باب٣٤،ح٤.    ٥.نجم ثاقب١/١١٢.       ٦.اصول کافی/ کتاب الایمان والکفر/ بابُ فی قلَة عدد المؤمنین/ ح۱.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9&amp;diff=195</id>
		<title>عين الحياة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9&amp;diff=195"/>
		<updated>2022-12-30T10:51:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «از القاب حضرت بقية الله(ع)، &amp;quot;عين الحياة&amp;quot; يعنى چشمه زندگانى است كه در زيارت روز...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از القاب حضرت بقية الله(ع)، &amp;quot;عين الحياة&amp;quot; يعنى چشمه زندگانى است كه در زيارت روز جمعه خطاب به ان حضرت مى گوئيم:&amp;quot;السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاة&amp;quot;. تعبير &amp;quot;ماء&amp;quot; در آيه شريفه &amp;quot;بگو اگر آب (چشمه ها و چاه ها و منابع أبي شما)در زمين فرو رود، چه كسي است كه آب روان و گوارا را براي شما بياورد؟!(قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ)١ در مورد حضرت ولي عصر(ع) تأويل شده است:امام باقر(ع) فرمود:&amp;quot;اگر امام شما غايب باشد چه كسى براى شما امام ظاهر مى‌ فرستد كه اخبار آسمان‌ها و زمين و حلال و حرام را براى شما بگويد؟&amp;quot;٢. پس تعبير آب گوارا و چشمه سابقه دارد اما آيا حيات و زندگانى هم ريشه قرآنى دارد؟ امام باقر(ع) در تفسير آيه شريفه &amp;quot;بدانيد كه خداوند زمين را بعد از مُردنش حيات مي بخشد و زنده مى كند&amp;quot;(إعلموا أن الله يحيي الارض بعد موتها)٣، مى فرمايد:&amp;quot;خداوند عزوجلّ ، آن را بعد از مرگش توسط قائم(ع) زنده مى كند&amp;quot;٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصولاً &amp;quot;حياة&amp;quot;، علاوه بر معناي زندگى طبيعى ، يك معناي معنوي هم دارد كه آن هدايت و معرفت و عبوديت است كه حيات واقعى انسان ها در گرو دستيابي به آن است و كار پيامبران و اولياي الاهى رساندن انسان به اين حيات معنوي است.قرآن مى فرمايد:اي مومنان! اجابت كنيد دعوت خدا و رسول را كه شما را به چيزي كه موجب حيات شماست فرا مى خوانند&amp;quot;( يا ايها الذين امنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم)٥. يعنى اگر حيات معنوي مى خواهيد بايد دعوت خدا و فرستادگانش را اجابت نماييد. حيات قلبي و روحانى فقط از اين طريق نصيب شما مى شود تا از مرگ جهل و كفر نجات يابيد؛ زمين مرده، همان قلب مرده است كه اسير جهل و كفر است و اين قلب مرده ، احياگري چون رسول و امام مى خواهد تا آن را با آب حياتبخش معرفت و علم از مردگي جهل نجات دهد و زنده نمايد.اين است كه امام، عين الحيات است؛چشمه زندگانى معنوي و حقيقي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعبير &amp;quot;عين الحيوة&amp;quot; يك ظرافت ديگر هم دارد و آن &amp;quot;چشمه آب زندگاني&amp;quot;است كه گويند اگر كسي از آن بنوشد حيات جاودان يابد؛ اگر كسي به دنبال آب زندگاني است كه با نوشيدن آن، حيات جاودان يابد، راهش اتصال به امام است تا با نوشيدن هدايت و علم از آن منبع لايزال الاهى، به جاودانگى برسد. راهش پيوند با ولي الله الاعظم(ع) است؛ آنان كه خضر وار در ظلمات زندگى به دنبال آب حيات رفتند، آن را يافتند و متعالي شدند؛ بايد تلاش كرد تا با امام كه &amp;quot;عين الحياة&amp;quot;است، پيوند گيريم تا حيات مان عين حيات آنان، جاودانه شود كه در زيارت عاشورا مى خوانيم:خدايا زندگى و حيات مرا، چونان زندگى محمد و آل محمد صلوات الله عليهم قرار ده:(اللهم اجعل محياي محيا محمد و آل محمد).جز اين راه ديگرى براي زندگاني حقيقي و جاوداني نيست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روايت شده كه بانوئي به بغداد آمد و از رابط و وكيل بين امام زمان(ع)سؤال کرد، جناب حسین بن روح نوبختى را به وی معرفی کردند. به سوی او آمد و گفت: مالی را برای امام (ع) آورده ام، بگو که آن حضرت کجاست تا آن را به ایشان تسلیم کنم.حسین بن روح  به او گفت: برو و مال خود را در دجله بیانداز و نزد من برگرد. او رفت و آن را در دجله انداخته و بازگشت. همین که نشست، حسین بن روح به شخصی که کنارش نشسته بود، گفت: آن جعبه را به من بده. آن را به او داد، همان اموال بود، همان طور که قفل شده و هنوز آب آن نخشکیده بود!٦ مقصودش آن بود که جایگاه کسی که تنها شعاعى از حضرت بقية الله به وی رسیده و جرعه ای از آن آب زندگانى و عین الحیات را چیشده به آن زن نشان دهد و كمالاتى را به او بنمایاند؛ تا به او گفته باشد که: من چونان خضرم که به عین الحیات واصل شده است و هر کس که به آن منبع بپیوندد، مانند من شود! امروز احدي جز حضرت بقية الله(ع) نيست كه چشمه آب حيات باشد و داراي انفاس قدسي مسيحائي كه قلب هاي مرده با پيوند با او زنده و شاداب شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.ملك/٣٠.   ٢.تفسير نورالثقلين١٦٨/١٠.   ٣.حديد/١٧.    ٤. كمال الدين/٦٦٨.    ٥.انفال/٢٤.   ٦.كمال الدين/٦٥٣.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=194</id>
		<title>باب الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=194"/>
		<updated>2022-12-30T10:49:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی «باب به معناي دروازه و در ؛ و باب الله يعنى دروازه ورود به ساحت قدس الاهى و وصو...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;باب به معناي دروازه و در ؛ و باب الله يعنى دروازه ورود به ساحت قدس الاهى و وصول به رضايت و معارف و دستورات خداوندي است كه خداجويان با ورود به آن در آن حريم داخل مى شوند. یکی از القاب حضرت مهدی علیه السلام «بابُ الله» است. در زیارت آل یاسین می خوانیم: «السلامُ علیک یا باب الله و دیان دینه»١. سلام بر تو اي باب الاهى و حكم كننده در بر اساس آئينش. امام صادق(ع) هم فرمود:«جانشینان پیامبر همان ابواب خدایند، درهایی که از طریق آنها می توان به حق رسید. اگر آنها نبودند، خداوند شناخته نمی شد»٢.امام باقر(ع)نیز فرمود: «نحن حجة الله و باب الله»٣ يعنى ما حجت خدا و باب الله هستيم.در دعاي ندبه هم در مورد امام زمان (ع) می خوانیم: «این بابُ الله الذی منه یؤتی؟»٤؛ کجاست آن باب اللهی که از طریق او می توان به خدا رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب الله، لقبى است كه به پيامبر و ائمه عليهم السلام اطلاق شده است. كلماتي چون سبيل و صراط و طريق هم كه بر آنان اطلاق شده، تعبيراتي ديگر از همين لقب باب الله است. در روایتی از امام باقر(ع)آمده‌است که پيامبر خدا همان باب الله است كه جز از طريق آن نميتوان به حريم الاهى وارد شد؛و راهى است كه هركس آن را بپيمايد به خداوند مى رسد:«إنَّ رسولَ اللّهِ صلّی اللّه علیه وآله وسلّم بابُ اللّهِ الذی لایؤْتی الاّ منه و سبیلُه الذی من سلکه وصل الی اللّه »٥ . از اميرمومنان علي(ع) نیز در چند روايت به «باب » و «باب اللّه » و «باب الجنة» تعبیر شده‌ است: براي نمونه :علي، بابي است كه خداوند آن را گشوده و هركس داخل آن شود، مومن است:«انّ علیاً بابٌ فتحه اللّه فَمنْ دخله کان مؤمناً»٦ و نيز:علي، بابي از ابواب هدايت است و هر كس از باب علي وارد شود، مومن است: «إِنّ علیاً بابٌ من ابواب الهدی فمن دخل من باب علیٍ کان مؤمناً»٧؛و نيز:علي يكي از درهاي بهشت است هركس به آن وارد شود، مومن است: «إنَّ علیاً بابٌ من ابواب الجنّه فمن دخل بابَه کان مؤمناً»٨.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود امير مومنان(ع) هم مي فرمايد ما همان كنجينه ها و ابوابي هستيم كه جز از طريق آن نمى توان وارد خانه شد : «نحن الشعار و الاصحاب و الخَزَنه و الابواب و لاتؤتی البیوت الاّ من ابوابها٩» كه ناظر به اين آيه قرآن است كه &amp;quot;نيكي، آن نيست كه از پشت و ديوار خانه وارد شويد بلكه نيكي پروا پيشگى است و بايد از درهاي خانه ها وارد شويد:«لَیْسَ البِرُّ بِاَنْ تَأتُوا الْبُیوتَ منْ ظُهُورِها وَلکِنَّ البِرَّ مَنِ اتَّقی و أْتُوا الْبیوتَ مِنْ اَبْوابِها»١٠.هركس از غير باب وارد خانه شود، سارق است؛ آنان كه بپندارند غير از اهلبيت، مرجعيتي براي فهم دين و قرب الى الله وجود دارد و بخواهند آنها را جاي ابواب الله قرار دهند، همان سارقاني هستند كه مى خواهند از پشت و ديوار خانه ها و بيوت  وحى وارد شوند و از غير امامان هدايت و نجات دريافت كنند كه خيالي است باطل و كارشان برخلاف دستورات الاهى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز در عالم هستی، خدا یک باب دارد و آن وجود مقدس حضرت ولی عصر(ع) است که هر کس می خواهد به هر رشد و ارتقاي روحى و معارفي برسد، باید از این در وارد شود و با آن حضرت پيوند گيرد. از آغاز عالم، همه انبیای الهی و اوصیای گرامی آنها، باب الله بودند. در هر عصری و زمانی خدا دری گشود و بابی برای هدایت و وصول خلق باز نمود تا این که سرانجام، مقام باب اللهی به آن وجود مقدس رسید. هر چند عصر غیبت است اما باب الله برای اهل الله مفتوح است.امام، حاضر و غايب ندارد چون خليفة الله است و هركس به آن حضرت متصل و متوسل و متمسك حقيقي شود، بي ترديد به همه فضيلت ها دست پيدا كرده است و با ورود به باب ايشان به هدايت رسيده است. باب بقية الله، همان باب الاهى است؛ خداوند در اين روزگار ايشان را باب خويش و حكمفرما و جزا دهنده و ديّان دينش قرار داده است،نبايد جز از طريق اين باب، رضايت الاهى و سعادت ابدي را دنبال كنيم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١و٤.مفاتيح الجنان.      ٢و٣. تفسير البرهان١٩/١.     ٥.بصائرالدرجات/١٩٩.   ٦و٧.كافي٤٣٧/١.   ٨. همان٣٨٨/٢-٣٨٩.     ٩. نهج البلاغه، خطبه١٥٤.     ١٠.بقره/١٨٩.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D8%A8&amp;diff=193</id>
		<title>غائب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D8%A8&amp;diff=193"/>
		<updated>2022-12-30T10:48:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Amin: صفحه‌ای تازه حاوی ««غائب» از القاب مختص و مشهور حضرت مهدی عجّل الله فرجه در متون اسلامی است زيرا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;«غائب» از القاب مختص و مشهور حضرت مهدی عجّل الله فرجه در متون اسلامی است زيرا در بین ائمه اطهار فقط امام مهدی (ع) در غیبت به سر می برند که در فلسفه این غیبت طولانی نظرات مختلفی ارائه شده که اصلی ترین آن ها این است که غیبت امام، سری از اسرار الهی می باشد.در مورد ويژگي غيبت، امام موسی کاظم (ع) درباره حضرت مهدی (ع)فرمودند:&amp;quot;او طرد شده و تنها و غریب و پنهان از اهلش مى باشد و هنوز انتقام خون پدرش را نگرفته است(هُوَ الطَّرِیدُ الْوَحِیدُ الْغَرِیبُ الْغَائِبُ عَنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورُ بِأَبِیه)١؛ پدر بزرگوار امام زمان حضرت امام حسن عسکری (ع) در ضمن یک حدیث طولانی فرمودند: مثل او در این امت مثل حضرت «خضر» و «ذی القرنین» است. به خدا سوگند از دیده ها غائب می شود، یک غیبت طولانی و دراز که از هلاکت نجات پیدا نمی کند به جز کسی که خدایش او را در اعتقاد بر امامت او ثابت واستوار نگهدارد، و او را برای دعا به تعجیل فرج او موفّق بدارد٢. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در یکی از زیارات جامعه این گونه به امام زمان (عجّ)سلام می دهیم: «السَّلَامُ عَلَی الْإِمَامِ الْعَالِمِ الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ وَ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُون؛ سلام بر امام عالم و پنهان از دیده ها و حاضر در شهرها و پنهان از چشم ها»٣؛  و نيز در صلوات به امام زمان (ع) می خوانیم: خدایا درود بفرست بر محمّد و اهل بیت ایشان، و درود بفرست بر جانشین امام عسکری (ع) و وارث او که به امر تو قیام خواهد کرد، او که در بین خلق پنهان و غایب است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ صَلِّ عَلَی وَلِیِّ الْحَسَنِ وَ وَصِیِّهِ وَ وَارِثِهِ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ وَ الْغَائِبِ فِی خَلْقِکَ وَ الْمُنْتَظِرِ لِإِذْنِک»٤. در دعای شب نیمه شعبان که در کتاب بلدالأمین نقل شده نيز می خوانیم: «الْعَلَمُ النُّورُ فِی طَخْیَاءِ الدَّیْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ؛ رهنمای نور معرفت در این شب تاریک عالم، همان امام غایب پنهان از نظرها»٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نكته بسيار مهم در مورد غائب بودن امام اين است كه معناي غيبت در برابر ظهور است به اين معنا كه امام، ظاهر نيست يعنى ديده نمى شود يا ديده مى شود ولي شناخته نمى شود و اين ابداً به معناى عدم حضور نيست بلكه ايشان «حاضر» است و حضور دارد.همچنان که در یکی از زیارت های جامعه آمده است:سلام بر آن امامی که از دیده ها پنهان، امّا در شهرها حاضر است. از چشم ها غایب، امّا در خاطره ها حاضر است(السَّلَامُ عَلَی الْإِمَامِ الْعَالِمِ الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ وَ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَفْکَارِ)٦. همچنین در دعایی با ارزش به نام دعاي عبرات که از امام قائم (عجّ) روایت شده و در امور مهمّ و مشکلات بزرگ خوانده می شود، آمده است: پنهان از دیدگان، کسی که همیشه در شهرها حضور دارد ولی از چشم مردم پنهان می باشد، لیکن در اندیشه ها حضور دارد(الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ الْحَاضِرِ فِی الْأَفْکَار)٧.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين غائب بودن امام به معناي ديده نشدن يا ديده شدن و شناخته نشدن است چنانكه در روايت امام صادق(ع) است كه فرمود:به خدا قسم صاحب این امر، هر ساله در موسم حجّ حاضر شده، مردم را می بیند و می شناسد، مردم هم آن حضرت را می بینند، امّا نمی شناسند(وَ اللهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَیَحْضُرُ الْمَوْسِمَ کُلَّ سَنَهٍ یَرَی النَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ وَ لَا یَعْرِفُونَه)٨. ابوبصیر روایتی را نقل می کند که مردي آفریقایی نزد امام محمد باقر(ع)آمد و امام هم اخباری را از خانواده وی دادند و فرمودند: آیا می پندارید برای ما با شما، چشمانی نظاره گر و گوش هایی شنوا وجود ندارد؟ چه پندار نادرستی؛ به خدا قسم بر ما هیچ چیزی از اعمال شما پنهان نیست. پس همه ما را حاضر در نزد خود بدانید و خود را به کارهای پسندیده عادت دهید و اهل کارهای نیک شوید تا به آن شناخته شوید٩.علامه مجلسي ، بر حضور علمى امام تاكيد نموده و مى گويد منظور روايت اين است كه بدانید که همه ما نزد شما حاضر هستیم به وسیله علمی که داریم١٠.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار١٥١/٥١؛كمال الدين١٣٨/٢.     ٢.كمال الدين٨١/٢.   ٣.بحارالانوار١٩٣/٩٩.   ٤.همان١٠٢/٩٩.    ٥.مفاتيح الجنان به نقل از بلدالامين.     ٦.بحارالانوار١٩٣/٩٩.     ٧. همان٣٨٥/٩٢.    ٨.غيبت شيخ طوسي/٣٦٤. ٩.بحارالانوار٢٤٤/٤٦.     ١٠.همان و صحيفه مهديه/٩٧.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Amin</name></author>
	</entry>
</feed>