<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://wikimahdi.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Mashhadi314</id>
	<title>ویکی‌مهدی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://wikimahdi.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Mashhadi314"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Mashhadi314"/>
	<updated>2026-06-06T22:21:37Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.11</generator>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA_%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%88%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF&amp;diff=389</id>
		<title>باورداشت موعود در آیین یهود</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA_%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%88%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF&amp;diff=389"/>
		<updated>2023-10-27T09:04:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== &#039;&#039;&#039;باورداشت موعود در آیین یهود&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
اشاره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از باورهای راسخ در آیین یهود، اعتقاد به «ماشیح؛ یعنی منجی» و «گئولا»؛ یعنی روز ظهور و دوران رهایی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسی بن میمون (۱۱۳۵ - ۱۲۰۴م.) مشهور به هارامبام رئیس معنوی قوم یهود، در این باره می گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر فرد یهودی که به ماشیح معتقد نباشد یا چشم به راه آمدن او نباشد منکر سخنان حضرت موسی (عَلَیْه السَّلَامُ) و دیگر پیامبران بنی اسرائیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;  انجمن کلیمیان تهران، نشریه بینا، سال اول، مرداد - شهریور ۱۳۷۸، ش&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایمانوئل شوحط درباره جایگاه رفیع «ماشیح» می نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس عقیده هارامبام، عقل و دانش او از حضرت سلیمان بیشتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او از ابراهیم، اسحاق، یعقوب و دیگر پیامبران بنی اسرائیل که بعد از موسی برانگیخته شده اند، بلندمرتبه تر است.&amp;lt;ref&amp;gt;  همان.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرینستون از آگاهی گسترده «ماشیح» به ژرف ترین رازها عصمت و نیز قدرت او بر زنده کردن مردگان به تفصیل سخن گفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;جولیوس کرینستون انتظار مسیحا در آیین یهود، ص ۴۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشمیدت در این باره می نویسد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر معارف یهود، ناجی و رهاننده ای ظهور خواهد کرد که ماشیحَ صِید قنو» و «ماشیحَ بن دیوید» نام دارد. او قوم یهود را از بردگی و آشفتگی خواهد رهانید.&amp;lt;ref&amp;gt;ماشیح صید قنو، یعنی رهایی بخش حقیقی، در برابر مدعیان دروغین، ماشیح بن دیوید، یعنی رهایی بخش از تبار حضرت داوود&amp;lt;/ref&amp;gt; ایمان به ظهور «ماشیح» یکی از اصول دین یهود است.&amp;lt;ref&amp;gt;شلمو اشمیدت واژه‌های فرهنگ یهود، ص ۳۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;سیمای موعود در عهد عتیق&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
اشاره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب تورات و دیگر کتابهای پیامبران بنی اسرائیل که به پیوست تورات در عهد عتیق آمده و به بیش از یک هزار زبان ترجمه شده است، نویدهای مربوط به منجی و موعود، آشکارا به چشم می خورد که تعدادی از آنها را در اینجا می آوریم:&amp;lt;ref&amp;gt;  آنچه در این بخش نقل میشود از «کتاب مقدس» شامل عهد عتیق و عهد جدید، ترجمه شده از زبانهای اصلی عبرانی و کلدانی، توسط انجمن پخش کتب مقدسه، چاپ لندن، ۱۹۰۴ می باشد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== &#039;&#039;&#039;الف) تورات&#039;&#039;&#039; =====&lt;br /&gt;
تورات شامل پنج سِفر است. نخستین و معتبرترین بخش آن «سِفر پیدایش» نام دارد. در «سِفر پیدایش» آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.     خداوند بر ابراهیم ظاهر گشت و گفت: «به ذریه تو این زمین را میبخشم. تمام این زمین را که می بینی، به تو و ذریه تو تا به ابد خواهم بخشید». &amp;lt;ref&amp;gt;  کتاب مقدس عهد عتیق سفر پیدایش ۱۲:۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.     «به سوی آسمان بنگر ستارگان را بشمار اگر خواهی توانست... ذریه تو نیز چنین خواهد بود... تو را از کلدانیان بیرون آوردم تا این زمین را به ارثیت تو بخشم».&amp;lt;ref&amp;gt;  همان ۱۳: ۱۵؛ ۱۵: ۵ - ۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.    «تو را پدر امتهای بسیار گردانیدم. تو را بسیار بارور گردانم و امتهای بسیار از تو پدید آورم و پادشاهان از تو به وجود آیند و عهد خویش را در میان خود و تو و ذریه بعد از تو استوار گردانم که نسلاً بعد نسل عهد جاودانی باشد».&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ۱۷: ۵ - ۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.    «اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم، اینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم، دوازده رییس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی به وجود آورم».&amp;lt;ref&amp;gt;همان ۲۰:۱۷؛ ۱۸: ۱۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهمیت فرازهای یاد شده بسیار فراوان است. اکنون به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.     آنچه در قرآن&amp;lt;sup&amp;gt;11&amp;lt;/sup&amp;gt; درباره وراثت صالحان از تورات گزارش شده، در اینجا آشکارا آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.     در اینجا می بینیم که منجی از نسل حضرت ابراهیم (عَلَیْه السَّلَامُ) است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.     تعداد امامان از نسل ابراهیم ۱۲ تن هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.     امامان دوازده گانه از تبار حضرت اسماعیل هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5.     بر فراوانی و وسعت نسل پیامبر (کوثر) که شاخه ای از درخت تناور ابراهیم خلیل (عَلَیْه السَّلَامُ) به شمار می روند، تأکید شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6.      خداوند منان در قرآن کریم&amp;lt;sup&amp;gt;12&amp;lt;/sup&amp;gt; امامت را «عهد خدا» میداند و در اینجا نیز دقیقا همین تعبیر آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7.     در آیه یاد شده آمده است که حضرت ابراهیم عَلَیْه السَّلَامُ برای فرزندان خود، منصب امامت را از خداوند می خواهد که در این فرازها نیز به چشم می خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8.     در قرآن کریم،&amp;lt;sup&amp;gt;13&amp;lt;/sup&amp;gt; حضرت ابراهیم، پدر امت و اساس شریعت معرفی شده است که در موارد یادشده از کتاب های مقدس نیز به این نکته ها اشاره شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9.     در این فرازها از عظمت، وسعت و توانمندی امت اسلامی سخن رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10.  این فرازها در متن تورات، آن هم در سفر پیدایش، استوارترین بخش تورات آمده است.&amp;lt;sup&amp;gt;14&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== &#039;&#039;&#039;ب) کتاب حیقوق نبی&#039;&#039;&#039; =====&lt;br /&gt;
نام این پیامبر عظیم الشأن در منابع اسلامی «حیقوق» و در کتاب مقدس، «حیقوق» ضبط شده است.&amp;lt;sup&amp;gt;15&amp;lt;/sup&amp;gt; قبر شریف ایشان در تویسرکان است و اخیراً در نقبی که یهودیان زده‌اند، پیکر شریفش پس از ۲۶۰۰ سال کاملا سالم مشاهده شد.&amp;lt;sup&amp;gt;16&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بشارت مربوط به بعثت پیامبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در کتاب او بدون تحریف باقی مانده است.&amp;lt;sup&amp;gt;17&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امام رضا (عَلَیْةَ السَّلَامُ) ضمن احتجاجهای خود با رأس الجالوت به آن استناد کرد.&amp;lt;sup&amp;gt;18&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب حیقوق نبی درباره موعود آمده است: «اگرچه تأخیر کند، برایش منتظر باش؛ زیرا البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد».&amp;lt;sup&amp;gt;19&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;ج) زبور&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
سیمای موعود را در آیینه تورات و کتاب اشعیای نبی دانیال نبی و حیقوق نبی بررسی کردیم ولی در میان ۳۴ کتاب از انبیای بنی اسرائیل که به عنوان ملحقات تورات همراه با کتاب های عهد عتیق درج شده است، هیچ کدام اهمیت زبور حضرت داوود (عَلَیْه السَّلَامُ) را ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگارنده معتقد است اگر زبور را کتاب سرود حضرت ولی عصر ( عَلَیْهَ السَّلَامُ) بنامیم، گزاف نگفته ایم. کتاب زبور شامل ۱۵۰ بخش است که هر بخشی را یک «مزمور» مینامند. در یک بررسی شتاب زده، نویدهای مربوط به موعود را در ۵۵ مزمور ثبت کردیم که شمار اندکی را در اینجا می آوریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.     زیرا که شریران منقطع خواهند شد و منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد.&amp;lt;sup&amp;gt;20&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.     هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود و حلیمان وارث زمین خواهند شد.&amp;lt;sup&amp;gt;21&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.     و اما صالحان را خداوند تأیید می کند. خداوند روزی کاملان را میداند و میراث ایشان خواهد بود تا ابدالآباد.&amp;lt;sup&amp;gt;22&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.     نسل شریر منقطع خواهد شد، صالحان وارث زمین خواهند شد و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود.&amp;lt;sup&amp;gt;23&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5.     جان او در نیکویی، شب را به سر خواهد برد و ذریه او وارث زمین خواهند شد.&amp;lt;sup&amp;gt;24&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این پنج فراز یاد شده، از وراثت صالحان سخن رفته که قرآن کریم آن را از تورات و زبور نقل کرده است.&amp;lt;sup&amp;gt;25&amp;lt;/sup&amp;gt; می‌بینید که همان متن در تورات و زبور فعلی موجود است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زبور حضرت داوود (عَلَیْهَ السَّلَامُ) بر مسئله «انتظار» تأکید فراوان شده است که به چند نمونه از آنها اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.     برای خداوند منتظر باش و قوی شو. او دلت را تقویت می‌کند. بلی منتظر خداوند باش.&amp;lt;sup&amp;gt;26&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.     منتظر خداوند باش و طریق او را نگه دار تا تو را به وراثت زمین برافرازد.&amp;lt;sup&amp;gt;27&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.     چشمانم از انتظار خداوند تار گردیده است.&amp;lt;sup&amp;gt;28&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.     منتظر خداوند هستم. جان من منتظر است و به کلام او، امیدوار.&amp;lt;sup&amp;gt;29&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5.     جان من منتظر خداوند است، زیاده از منتظران صبح.&amp;lt;sup&amp;gt;30&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6.      هر که انتظار تو را میکشد، خجل نخواهد شد.&amp;lt;sup&amp;gt;31&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7.     زیرا تو خدای من هستی. تمامی روز منتظر تو بوده‌ام.&amp;lt;sup&amp;gt;32&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8.     زیرا که منتظر تو هستم.&amp;lt;sup&amp;gt;33&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکنون به چند نمونه از فرازهایی بنگرید که سیمای روز موعود را در لابه لای زبور حضرت داوود (عَلَیْه السَّلام) به تصویر کشیده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.     امتها شادی و ترنم خواهند نمود؛ زیرا قومها را به انصاف داوری خواهد کرد.&amp;lt;sup&amp;gt;34&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.     آن گاه زمین محصول خود را خواهد داد.&amp;lt;sup&amp;gt;35&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.     اما صالحان شادی کنند و در حضور خداوند به وجد آیند.&amp;lt;sup&amp;gt;36&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.     او قوم تو را به عدالت داوری خواهد کرد و مساکین تو را به انصاف.&amp;lt;sup&amp;gt;37&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5.     مساکین قوم را دادرسی خواهد کرد و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد.&amp;lt;sup&amp;gt;38&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6.      در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود.&amp;lt;sup&amp;gt;39&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7.     او حکم رانی خواهد کرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصا نقاط جهان.&amp;lt;sup&amp;gt;40&amp;lt;/sup&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8.     فراوانی غله در زمین بر قله های کوه ها خواهد بود.&amp;lt;sup&amp;gt;41&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9.     اهل شهرها مثل علف زمین نشو و نما خواهد کرد.&amp;lt;sup&amp;gt;42&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10.  همه امتهای زمین، او را خوش حال خواهد خواند.&amp;lt;sup&amp;gt;43&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان اشاره میکنیم که در زبور به کلی گویی بسنده نشده، بلکه به جزئیات بسیار ریز نیز اشاره شده است. برای مثال خوانیم: «شمشیر دو دمه در دست ایشان است تا از امت ها انتقام بکشد.»&amp;lt;sup&amp;gt;44&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتهای فراوان آمده است که میراثهای پیامبران و امانتهای امامان نزد آن حضرت است، از جمله «ذوالفقار حضرت على(عَلَیْهُ السَّلَامُ)». تعبیر «شمشیر دودمه» از «ذوالفقار» بسیار لطیف است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فرازهای یاد شده از آسایش، آرامش، فراوانی نعمت، شکوفایی دانش و تمدن، فراگیر شدن عدالت و ریشه کن شدن ستم و تبعیض سخن رفته است که با نشانه های موعود در منابع اسلامی، هم سویی دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====== 10 گفتار درباره مهدویت، علی اکبر مهدی پور، (قائمیه اصفهان، ص 66) ======&lt;br /&gt;
&amp;lt;span dir=&amp;quot;RTL&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;1-    انجمن کلیمیان تهران، نشریه بینا، سال اول، مرداد - شهریور ۱۳۷۸، ش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-    همان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-    جولیوس کرینستون انتظار مسیحا در آیین یهود، ص ۴۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-    ماشیح صید قنو، یعنی رهایی بخش حقیقی، در برابر مدعیان دروغین، ماشیح بن دیوید، یعنی رهایی بخش از تبار حضرت داوود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-    شلمو اشمیدت واژه‌های فرهنگ یهود، ص ۳۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-    آنچه در این بخش نقل میشود از «کتاب مقدس» شامل عهد عتیق و عهد جدید، ترجمه شده از زبانهای اصلی عبرانی و کلدانی، توسط انجمن پخش کتب مقدسه، چاپ لندن، ۱۹۰۴ می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7-    کتاب مقدس عهد عتیق سفر پیدایش ۱۲:۷&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8-    همان ۱۳: ۱۵؛ ۱۵: ۵ - ۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9-    همان، ۱۷: ۵ - ۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10-   همان ۲۰:۱۷؛ ۱۸: ۱۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
11-   انبیاء: ۱۰۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
12-   بقره: ۱۲۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
13-   حج: ۷۸ .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
14-   سفرهای پنج گانه تورات عبارت است از پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
15-   بحار الانوار، ج ۱۴، ص ۱۶۳؛ کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب حیقوق نبی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
16-   نک: نگارنده، اجساد جاویدان، ص ۲۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
17-   کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب حیقوق نبی، ۳:۳.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
18-   شیخ صدوق، عیون الاخبار، ج ۱، ص ۱۳۴؛ شیخ صدوق، التوحید، ص ۴۲۸؛ طبرسی، احتجاج، ج ۲، ص ۴۲۲.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
19-   کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب حیقوق نبی، 3:2&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
20-   کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب مزامیر، مزمور ۳۷ : ۹&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
21-   همان ۳۷ : ۱۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
22-   همان ۳۷ : ۱۷&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
23-   همان، ۳۷ : ۲۹&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
24-   همان ۲۵ : ۱۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
25-   انبیا: ۱۰۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
26-   همان ۲۷: ۱۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
27-   همان، ۳۷ : ۳۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
28-   همان، ۱:۴۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
29-   همان، ۳:۶۹&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
30-   همان، ۱۳۰: ۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
31-   همان، ۱۳۰: ۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
32-   همان، ۲۵: ۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
33-   همان، ۲۵ : ۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
34-   همان ۲۵: ۲۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
35-   همان ۶۷ :۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
36-   همان، 67 : 6&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
37-   همان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
38-   همان، 72 : 4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
39-   همان، 72 : 7&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
40-   همان، 72 : ۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
41-   همان ۷۲ : ۱۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
42-   همان، ۷۲ : ۱۶&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
43-   همان، 72 : 17&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
44-   همان، ۱۴۹ : ۷&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA_%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%88%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA&amp;diff=385</id>
		<title>باورداشت موعود در آیین مسیحیت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA_%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%88%D8%AF_%D8%AF%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA&amp;diff=385"/>
		<updated>2023-10-27T08:54:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== &#039;&#039;&#039;باورداشت [[موعود اسلام|موعود]] در آیین مسیحیت&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
اعتقاد به منجی در میان همه اقوام مسیحی مشترک است. البته در تصویر آن، اختلافهایی میان آنها وجود دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.      بنیادگرایان که به مصونیت کتاب مقدس از هرگونه خطا و لغزش معتقد هستند، اعتقاد به رجعت حضرت عیسی (عَلَیْهَ السَّلام) را سرلوحه اعتقادات بنیادین خود قرار داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;مری جو ویر، درآمدی به مسیحیت، صص 282 – 302&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.     شیگرها؛ یعنی جمعیت متحد مؤمنان به رجعت مسیح، در نیمه دوم قرن هجدهم به وجود آمده‌اند و در انتظار بازگشت حضرت مسیح به عنوان منجی جهان به سر می‌برند.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۲۷۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.     گروه‌های هزاره‌گرا شامل ادونیتست‌ها، شاهدان یهوه و دیسپین ساشنالیستها، بر اساس اظهارات یوحنا در انتظار تأسیس یک دوره هزار ساله، ثانیه شماری می کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب مقدس، عهد جدید مکاشفه یوحنا، ٢٠: ۱- ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.     پنجاهه‌گراها، که آن را چارلز فوکس پارهام (۱۸۷۳ - ۱۹۳۷م.) به وجود آورده است، به رجعت قریب الوقوع حضرت عیسى (عَلَیْهُ السَّلَامُ) چشم دوخته اند.&amp;lt;ref&amp;gt;درآمدی به مسیحیت، صص ۲۸۷ - ۳۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;سیمای موعود در آیینه اناجیل :&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
اشاره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جامع ترین، صحیح ترین و جالب ترین نویدهای موعود در انجیل برنابا به تصویر کشیده شده، ولی چون متولیان مسیحیت آن را به رسمیت نمی‌شناسند، ما نویدهای موعود را منحصرا از اناجیل مورد پذیرش کلیسا نقل می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====== الف) اناجیل متى ======&lt;br /&gt;
1. همچنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متی، ۲۴ : ۲۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پدید آید... پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال می آید.&amp;lt;ref&amp;gt;همان ۲۴ : ۳۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. آسمان و زمین زایل خواهد شد، اما سخن من زایل نخواهد شد. اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد، حتی ملایکه آسمان، جز پدر من و بس. &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ۲۴ : ۳۵ - ۳۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4. شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان می آید.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ۲۴ : ۴۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملایکه مقدس خود آید، بر کرسی جلال خود خواهد نشست و جمیع امت ها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا می کند.&amp;lt;ref&amp;gt;همان ۳۱:۲۵ – ۳۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====== ب) انجیل مرقس ======&lt;br /&gt;
1. آن گاه پسر انسان را ببینند که با قوت و جلال عظیم بر ابرها می آید.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل مرقس، ۱۳ : ۲۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. ولی از آن روز و ساعت، غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس برحذر باشید و بیدار شده دعا کنید؛ زیرا نمی دانید که آن وقت کی میرسد.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ۱۳: ۳۲ – ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) انجیل لوقا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید. شما همانند کسی باشید که انتظار آقای خود را میکشد... تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی درنگ در را برای او باز کند.&amp;lt;ref&amp;gt;عهد جدید، انجیل لوقا، ۱۲: ۳۵ - ۳۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد.&amp;lt;ref&amp;gt;  همان، ۱۲ : ۳۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی برید، پسر انسان می‌آید.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، 12 : 40&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. زلزله‌های عظیم در جای‌ها، قحطی ها و وباها پدید آید و چیزهای هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر شود.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ۲۱ : ۱۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. در آفتاب و ماه و ستارگان، علامات خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;  همان ۲۱ : ۲۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶. آن گاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده، با قوت و جلال عظیم می آید.&amp;lt;ref&amp;gt;همان ۲۱ : ۲۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیشتر نویدهای عهد جدید، از [[موعود اسلام|موعود]] به «پسر انسان» تعبیر شده است. بر اساس پژوهشهای مستر هاکس امریکایی، واژه «پسر انسان» ۸۰ بار در عهد جدید به کار رفته که تنها ۳۰ مورد آن با حضرت عیسی (عَلَیْهَ السَّلَامُ) قابل تطبیق است.&amp;lt;ref&amp;gt;هاکس، قاموس کتاب مقدس، ص ۲۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt; دیگر موارد آن با مقتدای مسیح، وجود مقدس حضرت [[بقية الله|بقیه الله]] ارواحنا فداه منطبق می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====== 10 گفتار درباره مهدویت، علی اکبر مهدی پور، (قائمیه اصفهان، ص 75) ======&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=383</id>
		<title>باب الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=383"/>
		<updated>2023-10-27T08:41:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== باب الله ==&lt;br /&gt;
باب به معناي دروازه و در ؛ و باب الله يعنى دروازه ورود به ساحت قدس الاهى و وصول به رضايت و معارف و دستورات خداوندي است كه خداجويان با ورود به آن در آن حريم داخل مى شوند. یکی از القاب حضرت مهدی علیه السلام «بابُ الله» است. در زیارت آل یاسین می خوانیم: «السلامُ علیک یا باب الله و دیان دینه»&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتيح الجنان.&amp;lt;/ref&amp;gt;. سلام بر تو اي باب الاهى و حكم كننده در بر اساس آئينش. امام صادق(ع) هم فرمود:«جانشینان پیامبر همان ابواب خدایند، درهایی که از طریق آنها می توان به حق رسید. اگر آنها نبودند، خداوند شناخته نمی شد»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير البرهان١٩/١.&amp;lt;/ref&amp;gt;.امام باقر(ع)نیز فرمود: «نحن حجة الله و باب الله»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير البرهان١٩/١.&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى ما حجت خدا و باب الله هستيم.در دعاي ندبه هم در مورد امام زمان (ع) می خوانیم: «این بابُ الله الذی منه یؤتی؟»&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتيح الجنان.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ کجاست آن باب اللهی که از طریق او می توان به خدا رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب الله، لقبى است كه به پيامبر و ائمه عليهم السلام اطلاق شده است. كلماتي چون سبيل و صراط و طريق هم كه بر آنان اطلاق شده، تعبيراتي ديگر از همين لقب باب الله است. در روایتی از امام باقر(ع)آمده‌است که پيامبر خدا همان باب الله است كه جز از طريق آن نميتوان به حريم الاهى وارد شد؛و راهى است كه هركس آن را بپيمايد به خداوند مى رسد:«إنَّ رسولَ اللّهِ صلّی اللّه علیه وآله وسلّم بابُ اللّهِ الذی لایؤْتی الاّ منه و سبیلُه الذی من سلکه وصل الی اللّه »&amp;lt;ref&amp;gt;بصائرالدرجات/١٩٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;. از اميرمومنان علي(ع) نیز در چند روايت به «باب » و «باب اللّه » و «باب الجنة» تعبیر شده‌ است: براي نمونه :علي، بابي است كه خداوند آن را گشوده و هركس داخل آن شود، مومن است:«انّ علیاً بابٌ فتحه اللّه فَمنْ دخله کان مؤمناً»&amp;lt;ref&amp;gt;همان٣٨٨/٢-٣٨٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نيز:علي، بابي از ابواب هدايت است و هر كس از باب علي وارد شود، مومن است: «إِنّ علیاً بابٌ من ابواب الهدی فمن دخل من باب علیٍ کان مؤمناً»&amp;lt;ref&amp;gt;همان٣٨٨/٢-٣٨٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛و نيز:علي يكي از درهاي بهشت است هركس به آن وارد شود، مومن است: «إنَّ علیاً بابٌ من ابواب الجنّه فمن دخل بابَه کان مؤمناً»&amp;lt;ref&amp;gt;همان٣٨٨/٢-٣٨٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود امير مومنان(ع) هم مي فرمايد ما همان كنجينه ها و ابوابي هستيم كه جز از طريق آن نمى توان وارد خانه شد : «نحن الشعار و الاصحاب و الخَزَنه و الابواب و لاتؤتی البیوت الاّ من ابوابها&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه١٥٤.&amp;lt;/ref&amp;gt;» كه ناظر به اين آيه قرآن است كه &amp;quot;نيكي، آن نيست كه از پشت و ديوار خانه وارد شويد بلكه نيكي پروا پيشگى است و بايد از درهاي خانه ها وارد شويد:«لَیْسَ البِرُّ بِاَنْ تَأتُوا الْبُیوتَ منْ ظُهُورِها وَلکِنَّ البِرَّ مَنِ اتَّقی و أْتُوا الْبیوتَ مِنْ اَبْوابِها»&amp;lt;ref&amp;gt;.بقره/١٨٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.هركس از غير باب وارد خانه شود، سارق است؛ آنان كه بپندارند غير از اهلبيت، مرجعيتي براي فهم دين و قرب الى الله وجود دارد و بخواهند آنها را جاي ابواب الله قرار دهند، همان سارقاني هستند كه مى خواهند از پشت و ديوار خانه ها و بيوت  وحى وارد شوند و از غير امامان هدايت و نجات دريافت كنند كه خيالي است باطل و كارشان برخلاف دستورات الاهى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز در عالم هستی، خدا یک باب دارد و آن وجود مقدس حضرت ولی عصر(ع) است که هر کس می خواهد به هر رشد و ارتقاي روحى و معارفي برسد، باید از این در وارد شود و با آن حضرت پيوند گيرد. از آغاز عالم، همه انبیای الهی و اوصیای گرامی آنها، باب الله بودند. در هر عصری و زمانی خدا دری گشود و بابی برای هدایت و وصول خلق باز نمود تا این که سرانجام، مقام باب اللهی به آن وجود مقدس رسید. هر چند عصر غیبت است اما باب الله برای اهل الله مفتوح است.امام، حاضر و غايب ندارد چون خليفة الله است و هركس به آن حضرت متصل و متوسل و متمسك حقيقي شود، بي ترديد به همه فضيلت ها دست پيدا كرده است و با ورود به باب ايشان به هدايت رسيده است. باب بقية الله، همان باب الاهى است؛ خداوند در اين روزگار ايشان را باب خويش و حكمفرما و جزا دهنده و ديّان دينش قرار داده است،نبايد جز از طريق اين باب، رضايت الاهى و سعادت ابدي را دنبال كنيم!&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D9%84_%D8%B3%D9%86%D8%AA_%D9%88_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA&amp;diff=381</id>
		<title>اهل سنت و مهدویت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%87%D9%84_%D8%B3%D9%86%D8%AA_%D9%88_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA&amp;diff=381"/>
		<updated>2023-10-27T08:32:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;اهل سنت و مهدویت&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشاره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعتقاد به مهدویت مخصوص شیعیان نیست، بلکه تمام مذاهب اسلامی در اصل ظهور حضرت مهدی (عَلَیْه السَّلَام) اتفاق نظر دارند. همه بر این باورند که در آخرالزمان، شخصی به نام مهدی (عَلَیْه السَّلام) ظهور میکند و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حوزه باورهای اسلامی، کمتر موضوعی را میتوان یافت که تا این اندازه به آن اهمیت داده شده و در اصل اعتقاد به ظهور منجی، نوعی اتفاق نظر و وحدت فکر، شکل گرفته باشد. حدیث های مربوط به حضرت مهدی (علیه السلام)، در بسیاری از کتاب های معروف اهل سنت نیز آمده است. در بیشتر این کتابها، از اوصاف و زندگی حضرت مهدی (عَلَیْهَ السَّلَامُ) نشانه های ظهور، محل ظهور و بیعت، تعداد یاران و دیگر موضوع ها سخن گفته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تواتر&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;مقصود از تواتر آن است که افراد زیادی حدیث را نقل کرده اند، به گونه ای که تردیدی در درستی آن باقی نمی ماند.&amp;lt;/ref&amp;gt; &#039;&#039;&#039;احادیث مهدویت&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ویژگی ها و امتیازهای بسیار مهم در یک موضوع روایی، تواتر حدیث‌هایی است که درباره آن نقل شده است. متواتر بودن روایتها سبب میشود به آن موضوع به صورت ویژه، توجه و محتوای آن، پذیرفته شود. اکنون به تعدادی از گفته های اهل سنت که به تواتر احادیث مربوط به امام مهدی (عَلَیْه السَّلَام) اقرار کرده اند، اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. محمد حسین آبری شافعی (۳۶۳ م.) در کتاب مناقب الشافعی میگوید: «اخبار بشارت رسول خدا (صلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) به آمدن مهدی (عَلَیْه السَّلَام) به دلیل کثرت مخبران و راویان به حد تواتر رسیده است». &amp;lt;ref&amp;gt;  التذکره، ج ۱، ص ۷۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. حافظ ابوعبدالله گنجی شافعی (۶۵۸ م.) می نویسد: «احادیث پیامبراکرم (صلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) درباره مهدی(عَلَیْه السَّلَام) به دلیل راویان بسیاری که دارد به حد تواتر رسیده است». &amp;lt;ref&amp;gt;  البیان، ص 43&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. ابن حجر عسقلانی (۸۵۲م.) مینویسد: «اخبار متواتر رسیده است که مهدی از این امت است و عیسی (عَلَیْه السَّلَام) فرود خواهد آمد و پشت سر او نماز خواهد خواند». &amp;lt;ref&amp;gt;  فتح الباری، ج ۵، ص ۳۶۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. ابن حجر هیثمی (۹۷۴ م.) میگوید احادیثی که در آنها مهدی ذکر شده است فراوان و متواتر است». &amp;lt;ref&amp;gt;الاشاعه فى اشراط الساعه، ص ۸۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. محمد رسول برزنجی مینویسد: احادیثی که بر وجود مهدی (عَلَیْه السَّلاَمُ) و قیام او در آخرالزمان و از خاندان رسول اکرم (صلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) و فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) بودن وی دلالت دارند، به حد تواتر رسیده است و جایی برای انکار آنها وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;  اسعاف الراغبین، ص ۱۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جز موارد یاد شده، دانشمندان دیگری نیز هستند که به متواتر بودن روایتهای حضرت مهدی (عَلَیْه السَّلام) اشاره کرده‌اند. &amp;lt;ref&amp;gt;نک: مهدی منتظر در اندیشه اسلامی، صص ۶۰ – ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;صحت احادیث مهدوی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته قابل توجه درباره روایتهای مربوط به حضرت مهدی (عَلَیْه السَّلام) در منابع اهل سنت این است که بزرگان فراوانی از ایشان، به درستی آنها اشاره کرده اند، از جمله:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1. ترمذی در سنن، ج ۴، ص ۵۰۵ ح ۲۲۳۰ و ۲۲۳۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. حافظ ابو جعفر عقیلی در الضعفاء الکبیر، ج ۳، ص ۲۵۳، ح ۱۲۵۷.۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3. حاکم نیشابوری در مستدرک الصحیحین، ج ۴، ص ۴۲۹، ح ۴۶۵، ۵۵۳ و ۵۵۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. بیهقی در الاعتقاد و الهدایه الى سبیل الارشاد، ص ۱۲۷.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5. بغوی در مصابیح السنه، ص ۴۴۸، ح ۴۱۹۹&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6. ابن اثیر در النهایه، ج ۵، ص ۲۵۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7. قرطبی در التذکره، ص ۷۰۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8. ناصرالدین البانی در حول المهدی، ص ۶۴۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9. عبدالعلیم عبدالعظیم البستوى در المهدی المنتظر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزون بر تأیید درستی حدیث‌ها، برخی بزرگان اهل سنت به تواتر حدیثهای مهدویت نیز اقرار کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;روایات اهل سنت درباره حضرت مهدی (عَلَیْهَ السَّلَامُ)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشاره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهل سنت در روایتهای فراوانی به اندیشه مهدویت پرداخته اند که مهم ترین آنها عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف) نسب حضرت مهدی (عَلَیْهَ السَّلَامُ)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشاره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از مواردی که اهل سنت در این باره روایت کرده اند تبار حضرت مهدی عَلَیْه السَّلَام است که مهم ترین محورهای آن عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یک - مهدی از اهل بیت است&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن ماجه در سنن خود نقل کرده که پیامبر اعظم (صلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) فرمود: «المهدى منا اهل البیت؛ مهدی از ما اهل بیت است.» &amp;lt;ref&amp;gt;ابن ماجه، سنن، ج ۲، ح ۴۰۸۵&amp;lt;/ref&amp;gt; رسول اعظم (صلی الله عَلَیْهِ وَ آلِهِ) در روایت دیگری می فرماید: «یَخْرُجُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِى عِنْد انْقِطَاعِ مِنَ الزَّمَانِ وَ ظُهورِ مِنَ الْفِتَنِ یَکونَ عَطَاؤُهُ حَتْمیًا؛ هنگام پایان زمان و آشکار شدن فتنه ها، مردی از اهل بیت من خروج خواهد کرد که بخشش او بسیار است». &amp;lt;ref&amp;gt;ابن ابی شیبه، المصنف، ح ۳۷۶۳۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر مکرم اسلام در روایت دیگری میفرماید: «فَیَبْعَثُ اللَّهُ رَجُلًا مِنْ عِتْرَتِى مِنْ أَهْلِ بَیْتِى؛ پس خداوند مردی از عترت و اهل بیت مرا برانگیزد».&amp;lt;ref&amp;gt;صنعانی، المصنف، ج ۱۱، ح ۲۰۷۷۰؛ طبرانی، معجم الکبیر، ج ۱۰، ح ١٠٢١٣&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دو - حضرت مهدی (عَلَیْه السَّلَامُ) از نسل حضرت علی (عَلَیْه السَّلَامُ)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیوطی چنین نقل می کند که پیامبر دست علی عَلَیْه السَّلام را گرفت و فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سَیَخْرُجُ مِنْ صُلْبِ هذا فَتى یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً؛ از نسل این شخص به زودی جوانی خروج خواهد کرد که زمین را پر از عدل و داد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;الحاوى للفتاوى، کتاب العرف الوردی، صص ۷۴ و ۸۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جوینی شافعی از ابن عباس نقل کرده که پیامبر اعظم(صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا علی بن ابی طالب امام امت من و جانشین من بر آنان پس از من است. از فرزندان او، قائم منتظر است که خداوند به وسیله او زمین را پر از عدل و داد می کند، آن گونه که پر از ستم و بیداد شده باشد. &amp;lt;ref&amp;gt;  فرائد السمطین، ج ۲، ص ۳۲۷، ح ۵۸۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه - حضرت مهدی از نسل فاطمه سلام علیها&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتهای اهل سنت، آمده است که حضرت مهدی (عَلَیْه السَّلَام) از فرزندان فاطمه سلام الله علیها است. ابن ماجه از ام سلمه نقل کرده که وی از رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) چنین شنید: «الْمَهْدِى مِنْ وُلْدِ فاطمه؛ مهدی از فرزندان فاطمه است.» &amp;lt;ref&amp;gt;سنن ابن ماجه؛ ح ،۴۰۸۶ سنن ابی داوود، ج ۴، ح ۴۲۸۴؛ المستدرک حاکم، ج ۴، ح ۵۵۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب) ویژگیهای جسمانی حضرت مهدی (عَلَیْه السَّلَام)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشاره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتابهای اهل سنت روایتهای فراوانی درباره ویژگیهای جسمانی حضرت مهدی (عَلَیْه السَّلَام) آورده شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یک - چهره نورانی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جوینی از رسول خدا (صلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) روایت کرده است: «الْمَهْدِى مِنْ وُلْدى... کَأَنَّ وَجْهَهُ کَوْکَبٌ دُرِّی؛ مهدی از فرزندان من است... چهره اش همانند ستارهای درخشان است». &amp;lt;ref&amp;gt;فرائد السمطین، ج ۲، ح ۵۶۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دو - پیشانی بلند و بینی کشیده&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت مهدی (عَلَیْه السَّلاَم) با پیشانی بلند و بینی کشیده، توصیف شده و این تعبیر در حدیث های اسلامی فراوان آمده است. &amp;lt;ref&amp;gt;جواد جعفری در فصل نامه انتظار ش ۵ مقاله ای تحت عنوان جمال یار در همین رابطه دارد&amp;lt;/ref&amp;gt; صنعانی از پیامبر اعظم (صلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) چنین نقل کرده است: «إِنَّ الْمَهْدی آقنی اجلی؛ مهدی، بینی کشیده و پیشانی بلند دارد». &amp;lt;ref&amp;gt;صنعانی، المصنف، ح ۲۰۷۷۳؛ سنن ابی داوود، ج ۴، ح ۲۴۸۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه - خال بر گونه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گنجی شافعی از پیامبر نقل کرده است که فرمود: «بر گونه راست مهدی، خالی مشکی وجود دارد.» &amp;lt;ref&amp;gt;  البیان فى اخبار صاحب الزمان، باب ۸ ح ۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای آفتاب آینه دار جمال تو&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشک سیاه مجمره گردان خال تو&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره ویژگی های ظاهری امام مهدی عَلَیْه السَّلَام روایتهای زیادی وارد شده است. این روایت ها برای آن است که امام مهدی عَلَیه السَّلَام را راحت تر بشناسیم؛ زیرا با کمک این نشانه ها در زمان غیبت که زمان حیرت است و مدعیان دروغین امامت و مهدویت فراوانند، می توان مدعیان دروغین را شناخت و آنها را رسوا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج) هم نام بودن حضرت مهدی عَلَیْه السَّلَام با پیامبر اعظم (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهل سنت اتفاق نظر دارند که حضرت مهدى عَلَیْه السَّلَام هم نام رسول خدا (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) است. &amp;lt;ref&amp;gt;مقدسی ،شافعی عقد الدرر، ص ۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt;حتی در روایت به نام آن حضرت اشاره شده است. چنان که ابن مسعود از پیامبر چنین نقل کرده است: «اسم المهدی محمد».&amp;lt;ref&amp;gt;  سیوطى، الحاوی للفتاوى، ص&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د) زمینه های ظهور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشاره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منابع اهل سنت به برخی تحول‌های اجتماعی پیش از ظهور اشاره شده است که بعضی از آنها عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یک - ناامیدی همگانی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر اعظم صلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ به حضرت علی (عَلَیْه السَّلَام) فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای علی! ظهور مهدی هنگامی خواهد بود که شهرها دگرگون شوند و بندگان خدا، ضعیف و از فرج و ظهور مهدی ناامید گردند. در این هنگام قائم از فرزندان من ظاهر می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;  البیان فى اخبار صاحب الزمان، ص ۴۲، ح ۲۱؛ الحاوی للفتاوى، ص ۹۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دو - فراگیر شدن ستم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول خدا (صلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) در این باره فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إِلا یَومٌ لَطَوَّلَ اللهُ ذلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَبْعَثَ رَجُلاً مِنْ أَهْلِ بَیْتِى یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطا کَما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا. &amp;lt;ref&amp;gt;  سنن ابی داوود، ح ۴۲۸۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را چنان طولانی خواهد کرد تا اینکه مردی از اهل بیتم برانگیخته شود و زمین را آکنده از عدل و قسط کند، آن گونه که پر از جور و ستم شده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هـ) نشانه های ظهور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشاره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتابهای اهل سنت برخی نشانه‌های ظهور امام مهدی (عَلَیْه السَّلَام) بیان شده است که مهم ترین آنها عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یک - ندای آسمانی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر اعظم (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ماه محرم، بانگی از آسمان برآید بدین مضمون که برگزیده خداوند فلان (مهدی) است پس سخنش را بشنوید و از او پیروی کنید.&amp;lt;ref&amp;gt;نعیم بن حماد الفتن، ص ۹۳؛ عقد الدرر، ص ۷۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دو - سفیانی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از نشانه های حتمی ظهور، قیام شخصی با عنوان سفیانی است که در برخی منابع اهل سنت، آشکارا از آن به عنوان یکی از نشانه‌های خروج مهدی عَلَیَّة السَّلَام یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;  الحاوى للفتاوى ص ۸۰؛ عقد الدرر ، ص ۷۶ کنز العمال، ج ۱۱، ص ۲۷۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه - خسف در بیداء&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه «خسف» به معنای فرورفتن و پنهان شدن در زمین و «بیداء»، نام سرزمینی میان مکه و مدینه است. منظور از این نشانه آن است که سفیانی با لشکری بزرگ به قصد جنگ با حضرت مهدی عَلَیْه السَّلَام راهی مکه می‌شود که در میان راه در محلی به نام بیداء به سبب عذاب الهی در زمین فرو می‌روند. پیامبراکرم صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در این باره می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فَیُبْعَثُ الیه جیشٌ مِنَ الشام حتى اذا کانوا بالبیداء خُسِفَ بهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروهی از شام به سوی او برانگیخته می‌شوند. چون به منطقه بیداء میرسند، به زمین فرو برده می شوند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چهار - قتل نفس زکیه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نشانه‌های حتمی ظهور که در منابع اهل سنت نیز به آن اشاره شده کشته شدن انسانی پاک و بی گناه در آستانه قیام حضرت مهدى عَلَیْه السَّلَام بین رکن و مقام در مکه است.&amp;lt;ref&amp;gt;  ابن ابی شیبه، المصنف، ج ۸ ص ۶۷۹؛ کنز العمال، ج ۱۱، ص ۲۷۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;و) امور مربوط به ظهور حضرت مهدی (عَلَیْه السَّلَام)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشاره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایت های اهل سنت، مسائل گوناگونی درباره ظهور امام مهدی (عَلَیْه السَّلَام) بیان شده که مهم ترین آنها عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یک - اصلاح امر ظهور در یک شب&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایت هایی از پیامبر اعظم (صلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) نقل شده است که امر ظهور حضرت مهدی (عَلَیه السَّلَام) در یک شب اصلاح و مهیا میشود: «یُصلِحُ الله فی لَیْلَهِ واحده».&amp;lt;ref&amp;gt;  البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص ۳۱ ح ۱۱؛ الحاوی للفتاوى، ص ۶۹؛ عقدالدرر، ص ۲۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دو - محل ظهور و بیعت با حضرت مهدی (عَلَیْه السَّلَام)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایت های اهل سنت چنین می خوانیم که امام مهدی (عَلَیْه السَّلَام) از مکه&amp;lt;ref&amp;gt;عقد الدرر، باب ۲، ص ۵۶&amp;lt;/ref&amp;gt; ظهور خواهد کرد و با او افرادی به عنوان یاوران خاص بیعت میکنند. رسول گرامی اسلام می فرماید: «دسته هایی از عراق و بزرگانی از شام به سوی مهدی (عَلَیْه السَّلَام) می آیند و با او میان رکن و مقام بیعت میکنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;ابن حماد، الفتن، ص ۲۴۲، ح ۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز فرمود: «با مهدی (عَلَیَه السَّلَام) بین رکن و مقام بیعت میشود.&amp;lt;ref&amp;gt;  عقد الدرر، باب ۲، ص ۵۶&amp;lt;/ref&amp;gt;  البته روایتهای زیادی به بیعت آن حضرت با یارانش در میان رکن و مقام اشاره دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;صنعانی، المصنف، ج ۱۱، ص ۳۷۱؛ صحیح ابن حبان ، ح ۱۵؛ عقدالدرر ص ۸۸ فرائد السمطین، ج ۲، ص ۳۱۵، ح ۵۶۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه - نزول فرشتگان در روز ظهور&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتهای اهل سنت، نزول فرشتگان برای یاری حضرت مهدی عَلَیْه السَّلَام در هنگام ظهور آمده است &amp;lt;ref&amp;gt;  عقد الدرر صص ،۴۶ ، ۱۱۷ ؛ الحاوى للفتاوى، ص ۸۸؛ البیان، ص ۸۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
که نشانه امداد الهی در ظهور هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چهار - نزول حضرت عیسی (عَلَیْه السَّلَام)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از حوادث بسیار مهم در عصر ظهور، بازگشت حضرت عیسی عَلَیَه السَّلَام است. این رخ داد مهم در بسیاری از کتاب های اهل سنت آمده است: برای نمونه، بخاری و مسلم هر دو با اسناد خود از ابو هریره نقل کرده اند که گفت: رسول خدا (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کَیفَ أَنتُم إِذا نَزَلَ ابنُ مریمَ فِیکُم و إمامُکُم مِنکم&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح بخاری، ج ۴، ص ۲۰۵؛ صحیح مسلم، ج ۱، ص ۱۳۶ ح ۲۴۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چگونه اید زمانی که فرزند مریم فرود آید، در حالی که امام شما فردی از خودتان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن ابی شیبه از ابن سیرین نقل کرده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی از این امت و همان کسی است که بر عیسی بن مریم (عَلَیْه السَّلام) امامت می کند &amp;lt;ref&amp;gt;مصنف، ح ۱۹۴۹۵ .&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسلم با اسنادش از جابر بن عبدالله آورده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شنیدم پیامبر فرمود: «گروهی از امتم آشکارا تا روز قیامت بر اساس حق پیکار می کنند. پس عیسی بن مریم فرود می آید. فرمانده گروه گوید: بیا و برایمان نماز بگزار! میگوید: خیر، به درستی که برخی از شما به پاس گرامی داشت این امت بر دیگران امیر هستید». &amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج ۱، ص ۱۳۷، ح ۲۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این باره روایتهای فراوانی در کتابهای اهل سنت نقل شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;  نک: امام مهدی (عج) در احادیث شیعه و سنی، ص 96&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ویژگیهای حکومت امام مهدی (عَلَیْه السَّلَام)&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشاره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بسیاری از روایتهای اهل سنت، ویژگیهای حکومت آخرین خلیفه پیامبر اعظم (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) بیان شده است که برخی از آنها عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یک - عدالت گستری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس روایتها، برپایی عدل و قسط از مهمترین هدفهای قیام حضرت مهدی (عَلَیَّه السَّلام) است که در انبوهی از روایتهای اهل سنت اشاره شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;ابن ابی شیبه ،مصنف، ح ۱۹۴۸۴؛ سنن ابن ابی داوود، ح ۴۲۸۲؛ طبرانی، معجم الکبیر، ح ۱۰۲۱۹ و ۱۰۲۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دو - رفاه و آسایش عمومی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر ویژگیهای حکومت حضرت مهدی (عَلَیْه السَّلَام)، رفاه عمومی است. پیامبر اسلام در این باره می فرماید: «یکون فی أمتى المهدى... تَعیشُ أُمتى فى زمانِهِ عَیْشا لَمْ تَعِشهُ قَبلَ ذلِکَ؛ مهدی عَلَیَّه السَّلام در امت من خواهد بود... مردم در زمان او چنان زندگی خواهند کرد که هرگز پیش از آن زندگی نکرده بودند.»&amp;lt;ref&amp;gt;  ابن ابی شیبه، المصنف، ح ۱۹۴۸۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز فرمود: «یَکونُ فی أُمتى المهدى... یَتَنَعَّمُ فیه أمتى نِعَمَهُ لم یَتَنَعَمُوا مِثْلَها قَطَّ ؛ مهدى (عَلَیْه السَّلام) در امت من خواهد بود... مردم در آن دوره به چنان نعمتی دست یابند که در هیچ دوره ای چنین بهره مند نشده باشند». &amp;lt;ref&amp;gt;سنن ابن ماجه، ح ۴۰۸۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سه - رضایت همگانی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمامی مردم پس از ظهور و در دوران حکومت امام مهدى (عَلَیَّه السَّلَام) از حاکمیت آن حضرت رضایت کامل خواهند داشت که روایتهایی در این باره بیان شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;  صنعانی، المصنف، ح ۲۰۷۷۰؛ البیان ، ح ۲۱؛ الحاوی للفتاوى، ص ۶۹&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چهار - امنیت فراگیر&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر ویژگیهای حکومت امام مهدی (عَلَیْه السَّلام) که در روایتهای اهل سنت به آن اشاره شده، امنیت همه جانبه و عمومی در سراسر کره زمین است. &amp;lt;ref&amp;gt;عقد الدرر، ص ۲۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پنج - احساس بی نیازی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از ویژگیهای مردم در دوران ظهور احساس بی نیازی مردم است. پیامبر اعظم (صلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) می فرماید: «أُبَشِّرُکُم بالمهدى... ویملأُ الله قُلُوبَ أُمَّهِ مُحمدٍ غنى؛ شما را به مهدی (عَلَیَّة السَّلام) بشارت می دهم [به هنگام ظهور او ] خداوند دلهای امت محمد را بی نیاز میگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شش - چیرگی اسلام بر همه ادیان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دولت امام مهدی (عَلَیَّة السَّلام)، اسلام بر دیگر دین ها غلبه خواهد کرد و اسلام دین جهانی خواهد شد. پیامبراعظم (صلی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) می فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم با مهدی (عَلَیْهَ السَّلَام) بیعت میکنند. خداوند به واسطه او، دین را برمی گرداند و پیروزی هایی برای او به وجود می آورد تا به آنجا که هیچ کس بر زمین باقی نمی ماند مگر آن که لااله الا الله می گوید. &amp;lt;ref&amp;gt;  عقد الدرر، ص ۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10 گفتار درباره مهدویت، علی اکبر مهدی پور، (قائمیه اصفهان، ص 100)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1&amp;diff=377</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، مورد انتظار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1&amp;diff=377"/>
		<updated>2023-10-27T07:38:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;«المنتظَر&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۸۲، ص ۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; مورد انتظار.»&amp;lt;ref&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;المنتظَر المرضی&#039;&#039;&#039;؛ مورد انتظار پسندیده.» همان، ج ۱۱، ص ۳۱ و ج ۹۹، ص ۹۷ و ۲۴۶. «&#039;&#039;&#039;الأمام المنتظَر المرتضی&#039;&#039;&#039;؛ پیشوای مورد انتظار پسندیده شده.» همان، ج ۸، ص ۳۷۳. «&#039;&#039;&#039;القائم المنتظَر&#039;&#039;&#039;، قيام کننده‌ی مورد انتظار.» همان، ج ۹۹، ص ۱۰۱. «&#039;&#039;&#039;المنتظِر لإذنك&#039;&#039;&#039;؛ منتظِر فرمان خداوند.» همان، ص ۱۰۲. «&#039;&#039;&#039;أمرك ينتظِر&#039;&#039;&#039;؛ منتظِر امر خداوند است.» مصباح المتهجد، ص ۴۱۲؛ جمال الأسبوع، ص ۵۲۳؛ بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۸۸ و ج۹۲، ص ۳۲۷ و ج ۹۹، ص ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرح:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از اوصاف حضرت مهدی که در روایات فراوانی به آن اشاره شده، وصف «منتظَر» است. امام عصر علیه‌السلام را از آن جهت «منتظَر» می‌نامند که شیعیان در انتظار ظهور ایشان به سر می‌برند، تا پس از آنکه آن حضرت از جانب خداوند اذن ظهور یافت، به یاری آن جناب بشتابند و ایشان را در فراهم ساختن زمینه‌ی تشکیل حکومت عدل الاهي، برچیدن بساط ظلم و نابسامانی از سرتاسر عالم و برقراری صلح و امنیت واقعی که آرزوی همیشگی انسان در طول تاریخ بوده، یاری کنند. از سوی دیگر، حضرت خود همانند دیگر انسان‌ها، منتظِر هستند که روزی فرا رسد و اراده‌ی خداوند متعال به برپایی حاکمیت جهانی عدل و قسط، توسط خویش تعلق گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۴۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و صفات «المنتظِر لإذنك» و «أمرك ينتظِر» گویای این مطلب است. به عبارت دیگر ایشان هم «منتظِر» است، یعنی در انتظار ظهور خویش است، و هم «منتظَر» است، یعنی مردم در انتظار ایشان هستند. امام جواد علیه‌السلام در وجه تسمیه‌ی حضرت مهدی علیه‌السلام به صفت «منتظَر» می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«لان له غيبة تكثر أیامها و يطول أمدها، فينتظِر خروجه المخلصون و ینکرها المرتابون، و يستهزئ بذكره الجاحدون، و يكثر فيها الوقاتون و يهلك فيها المستعجلون و ينجو فيها المسلمون»:&amp;lt;ref&amp;gt;  همان، همانجا، ص ۳۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«زیرا برای او غیبتی است که روزهای آن بسیار خواهد بود و مدت آن به طول خواهد انجامید، پس مخلصان منتظر ظهورش خواهند بود، و آنها که تردید دارند، او را انکار میکنند و منکران، یاد او را به استهزاء می‌گیرند و کسانی که وقت ظهور را تعیین می‌کنند در آن (زمان غیبت) بسیارند و آنان که در این باره شتاب می‌نمایند، به هلاکت می‌رسند و آنها که در مقام تسلیم هستند، در آن (زمان) رستگار می‌شوند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموعه‌ی ادعیه و زیارات نیز از آن حضرت با لقب «منتظَر» یاد شده است. به عنوان نمونه در فرازی از دعای ندبه می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«أين المنتظَر لإقامة الأمت و العوج؟»:&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کجاست آن امامی‌که مردم به منظور راست نمودن اختلاف و کجی در انتظار او به سر می‌برند؟».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«انتظار» به معنای «چشم داشت و چشم به راه بودن و نوعی امید به آینده داشتن» است. &amp;lt;ref&amp;gt;تونه ای، موعود نامه (فرهنگ الفبایی مهدویت)، ۱۳۸۹ ه.ش، قم: میراث ماندگار، ص ۱۲۷&amp;lt;/ref&amp;gt; «انتظار» در فرهنگ متعالی اسلام و در مذهب تشیع، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. مجموعه روایاتی که از انتظار سخن گفته‌اند، به دو دسته‌ی کلی تقسیم می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.       دسته‌ی نخست، روایاتی است که به انتظار فرج و گشایش به صورت عام و کلی اشاره کرده است. اگرچه مصداق کامل آن &amp;lt;ref&amp;gt;  صدوق، کمال الدين، ج ۱، ص ۲۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;«فرج عمومی» در سطح جهان با ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام هست؛ ولی هر گشایشی را نیز شامل می‌گردد. این دسته از روایات، از انتظار با تعبیرهایی نظیر «برترین عبادات»و «برترین کارهای امت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله» &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج ۲، ص ۶۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; یاد شده است. گاهی به آثار وضعی انتظار اشاره شده و خود انتظار فرج نوعی «فرج و گشایش» معرفی شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;  همان، ج ۱، ص ۳۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.       دسته‌ی دوم، روایاتی است که در خصوص فرج حضرت مهدی علیه‌السلام است. در دسته‌ی دوم هم با مضامین فراوانی مواجه هستیم، از جمله امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«من مات منكم و هو منتظِر لهذا الأمر، كمن هو مع القائم في فسطاطه. قال: ثم مکث هنیئه، ثم قال: لا، بل کمن قارع معه بسيفه. ثم قال: لا و الله إلا کمن استشهد مع رسول الله» &amp;lt;ref&amp;gt;برقی، المحاسن، ج ۱، ص ۱۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هرکس از شما بمیرد در حالی که منتظر این امر (ظهور قائم آل محمد) باشد مثل کسی است که با قائم در خیمه‌اش باشد، سپس لحظه‌ای سکوت نموده و آنگاه فرمود: نه! بلکه مانند کسی است که در رکاب او شمشیر زده است. بعد از آن فرمود: نه به خدا! بدانید که او همچون کسی است که در رکاب رسول خدا به شهادت نائل گشته است».  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====== لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت علیه السلام در ادعیه و زیارات صفحه 100 ======&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1&amp;diff=376</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، مورد انتظار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1&amp;diff=376"/>
		<updated>2023-10-27T07:38:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;«المنتظَر&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۸۲، ص ۲۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; مورد انتظار.»&amp;lt;ref&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;المنتظَر المرضی&#039;&#039;&#039;؛ مورد انتظار پسندیده.» همان، ج ۱۱، ص ۳۱ و ج ۹۹، ص ۹۷ و ۲۴۶. «&#039;&#039;&#039;الأمام المنتظَر المرتضی&#039;&#039;&#039;؛ پیشوای مورد انتظار پسندیده شده.» همان، ج ۸، ص ۳۷۳. «&#039;&#039;&#039;القائم المنتظَر&#039;&#039;&#039;، قيام کننده‌ی مورد انتظار.» همان، ج ۹۹، ص ۱۰۱. «&#039;&#039;&#039;المنتظِر لإذنك&#039;&#039;&#039;؛ منتظِر فرمان خداوند.» همان، ص ۱۰۲. «&#039;&#039;&#039;أمرك ينتظِر&#039;&#039;&#039;؛ منتظِر امر خداوند است.» مصباح المتهجد، ص ۴۱۲؛ جمال الأسبوع، ص ۵۲۳؛ بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۸۸ و ج۹۲، ص ۳۲۷ و ج ۹۹، ص ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرح:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از اوصاف حضرت مهدی که در روایات فراوانی به آن اشاره شده، وصف «منتظَر» است. امام عصر علیه‌السلام را از آن جهت «منتظَر» می‌نامند که شیعیان در انتظار ظهور ایشان به سر می‌برند، تا پس از آنکه آن حضرت از جانب خداوند اذن ظهور یافت، به یاری آن جناب بشتابند و ایشان را در فراهم ساختن زمینه‌ی تشکیل حکومت عدل الاهي، برچیدن بساط ظلم و نابسامانی از سرتاسر عالم و برقراری صلح و امنیت واقعی که آرزوی همیشگی انسان در طول تاریخ بوده، یاری کنند. از سوی دیگر، حضرت خود همانند دیگر انسان‌ها، منتظِر هستند که روزی فرا رسد و اراده‌ی خداوند متعال به برپایی حاکمیت جهانی عدل و قسط، توسط خویش تعلق گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۴۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; و صفات «المنتظِر لإذنك» و «أمرك ينتظِر» گویای این مطلب است. به عبارت دیگر ایشان هم «منتظِر» است، یعنی در انتظار ظهور خویش است، و هم «منتظَر» است، یعنی مردم در انتظار ایشان هستند. امام جواد علیه‌السلام در وجه تسمیه‌ی حضرت مهدی علیه‌السلام به صفت «منتظَر» می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«لان له غيبة تكثر أیامها و يطول أمدها، فينتظِر خروجه المخلصون و ینکرها المرتابون، و يستهزئ بذكره الجاحدون، و يكثر فيها الوقاتون و يهلك فيها المستعجلون و ينجو فيها المسلمون»:&amp;lt;ref&amp;gt;  همان، همانجا، ص ۳۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«زیرا برای او غیبتی است که روزهای آن بسیار خواهد بود و مدت آن به طول خواهد انجامید، پس مخلصان منتظر ظهورش خواهند بود، و آنها که تردید دارند، او را انکار میکنند و منکران، یاد او را به استهزاء می‌گیرند و کسانی که وقت ظهور را تعیین می‌کنند در آن (زمان غیبت) بسیارند و آنان که در این باره شتاب می‌نمایند، به هلاکت می‌رسند و آنها که در مقام تسلیم هستند، در آن (زمان) رستگار می‌شوند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموعه‌ی ادعیه و زیارات نیز از آن حضرت با لقب «منتظَر» یاد شده است. به عنوان نمونه در فرازی از دعای ندبه می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«أين المنتظَر لإقامة الأمت و العوج؟»:&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کجاست آن امامی‌که مردم به منظور راست نمودن اختلاف و کجی در انتظار او به سر می‌برند؟».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«انتظار» به معنای «چشم داشت و چشم به راه بودن و نوعی امید به آینده داشتن» است. &amp;lt;ref&amp;gt;تونه ای، موعود نامه (فرهنگ الفبایی مهدویت)، ۱۳۸۹ ه.ش، قم: میراث ماندگار، ص ۱۲۷&amp;lt;/ref&amp;gt; «انتظار» در فرهنگ متعالی اسلام و در مذهب تشیع، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. مجموعه روایاتی که از انتظار سخن گفته‌اند، به دو دسته‌ی کلی تقسیم می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.       دسته‌ی نخست، روایاتی است که به انتظار فرج و گشایش به صورت عام و کلی اشاره کرده است. اگرچه مصداق کامل آن &amp;lt;ref&amp;gt;  صدوق، کمال الدين، ج ۱، ص ۲۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;«فرج عمومی» در سطح جهان با ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام هست؛ ولی هر گشایشی را نیز شامل می‌گردد. این دسته از روایات، از انتظار با تعبیرهایی نظیر «برترین عبادات»و «برترین کارهای امت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله» &amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج ۲، ص ۶۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; یاد شده است. گاهی به آثار وضعی انتظار اشاره شده و خود انتظار فرج نوعی «فرج و گشایش» معرفی شده است. &amp;lt;ref&amp;gt;  همان، ج ۱، ص ۳۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.       دسته‌ی دوم، روایاتی است که در خصوص فرج حضرت مهدی علیه‌السلام است. در دسته‌ی دوم هم با مضامین فراوانی مواجه هستیم، از جمله امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«من مات منكم و هو منتظِر لهذا الأمر، كمن هو مع القائم في فسطاطه. قال: ثم مکث هنیئه، ثم قال: لا، بل کمن قارع معه بسيفه. ثم قال: لا و الله إلا کمن استشهد مع رسول الله» &amp;lt;ref&amp;gt;برقی، المحاسن، ج ۱، ص ۱۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هرکس از شما بمیرد در حالی که منتظر این امر (ظهور قائم آل محمد) باشد مثل کسی است که با قائم در خیمه‌اش باشد، سپس لحظه‌ای سکوت نموده و آنگاه فرمود: نه! بلکه مانند کسی است که در رکاب او شمشیر زده است. بعد از آن فرمود: نه به خدا! بدانید که او همچون کسی است که در رکاب رسول خدا به شهادت نائل گشته است».  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====== لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت علیه السلام در ادعیه و زیارات صفحه 100 ======&lt;br /&gt;
1-    مجلسی، بحارالأنوار، ج ۸۲، ص ۲۲۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-    «&#039;&#039;&#039;المنتظَر المرضی&#039;&#039;&#039;؛ مورد انتظار پسندیده.» همان، ج ۱۱، ص ۳۱ و ج ۹۹، ص ۹۷ و ۲۴۶. «&#039;&#039;&#039;الأمام المنتظَر المرتضی&#039;&#039;&#039;؛ پیشوای مورد انتظار پسندیده شده.» همان، ج ۸، ص ۳۷۳. «&#039;&#039;&#039;القائم المنتظَر&#039;&#039;&#039;، قيام کننده‌ی مورد انتظار.» همان، ج ۹۹، ص ۱۰۱. «&#039;&#039;&#039;المنتظِر لإذنك&#039;&#039;&#039;؛ منتظِر فرمان خداوند.» همان، ص ۱۰۲. «&#039;&#039;&#039;أمرك ينتظِر&#039;&#039;&#039;؛ منتظِر امر خداوند است.» مصباح المتهجد، ص ۴۱۲؛ جمال الأسبوع، ص ۵۲۳؛ بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۸۸ و ج۹۲، ص ۳۲۷ و ج ۹۹، ص ۸۹.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-    صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۴۲۲.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-    همان، همانجا، ص ۳۷۸.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-    سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-    تونه ای، موعود نامه (فرهنگ الفبایی مهدویت)، ۱۳۸۹ ه.ش، قم: میراث ماندگار، ص ۱۲۷.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7-    صدوق، کمال الدين، ج ۱، ص ۲۸۷.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8-    همان، ج ۲، ص ۶۴۴.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9-    همان، ج ۱، ص ۳۲۰.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10- برقی، المحاسن، ج ۱، ص ۱۷۴.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C&amp;diff=366</id>
		<title>امامت حضرت مهدی علیه السلام در کودکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C&amp;diff=366"/>
		<updated>2023-10-27T07:28:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==امامت در کودکی==&lt;br /&gt;
حضرت مهدی علیه‌السلام در سن پنج سالگی به منصب پر افتخار امامت نائل گردیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مفید، ۱۴۱۳ ه.ق ارشاد، ج ۲، ص ۳۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; البته این پدیده (امامت در کودکی) چندان بی‌سابقه نبوده است. چنان که امام جواد و امام هادی علیهماالسلام در سنین کودکی، عهده دار وظیفه‌ی مهم امامت شدند و شاید این امر خود به نوعی ایجاد آمادگی برای پذیرش امامت حضرت مهدی علیه‌السلام در سن کودکی بوده است. این مسأله درباره‌ی امامت امام جواد علیه‌السلام ابتدا مورد پرسش و تردید عده‌ای قرار گرفت، ولی به تدریج با هدایت‌های امام رضا علیه‌السلام قلب شیعیان آرام گرفت. معمر بن خلاد گوید: از امام رضا علیه‌السلام شنیدم که مطلبی راجع به امر امامت بیان و سپس فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« شما چه احتیاجی به این موضوع دارید؟ این ابوجعفر است که او را به جای خود نشانده، و قائم مقام خود ساخته‌ام و فرمودند: ما خاندانی هستیم که خردسالانمان مو به مو از بزرگسالانمان ارث می‌برند».&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، ص ۳۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت یاد شده بیانگر این حقیقت است که مقام امامت، ربطی به کمی یا زیادی سن ندارد و نظیر مقام نبوت است و در شرایطی که لازم باشد، خداوند پیامبری را، حتی در سنین کودکی به این مقام می‌رساند و به مردم معرفی می‌نماید، چنان که به فرموده‌ی آیات قرآن کریم، حضرت عیسی و حضرت یحیی علیهماالسلام در سنین کودکی به پیامبری رسیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مریم: ۲۹ و ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت در ادعیه و زیارات، ص 59&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C&amp;diff=365</id>
		<title>امامت حضرت مهدی علیه السلام در کودکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C&amp;diff=365"/>
		<updated>2023-10-27T07:27:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;حضرت مهدی علیه‌السلام در سن پنج سالگی به منصب پر افتخار امامت نائل گردیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مفید، ۱۴۱۳ ه.ق ارشاد، ج ۲، ص ۳۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; البته این پدیده (امامت در کودکی) چندان بی‌سابقه نبوده است. چنان که امام جواد و امام هادی علیهماالسلام در سنین کودکی، عهده دار وظیفه‌ی مهم امامت شدند و شاید این امر خود به نوعی ایجاد آمادگی برای پذیرش امامت حضرت مهدی علیه‌السلام در سن کودکی بوده است. این مسأله درباره‌ی امامت امام جواد علیه‌السلام ابتدا مورد پرسش و تردید عده‌ای قرار گرفت، ولی به تدریج با هدایت‌های امام رضا علیه‌السلام قلب شیعیان آرام گرفت. معمر بن خلاد گوید: از امام رضا علیه‌السلام شنیدم که مطلبی راجع به امر امامت بیان و سپس فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« شما چه احتیاجی به این موضوع دارید؟ این ابوجعفر است که او را به جای خود نشانده، و قائم مقام خود ساخته‌ام و فرمودند: ما خاندانی هستیم که خردسالانمان مو به مو از بزرگسالانمان ارث می‌برند».&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، ص ۳۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت یاد شده بیانگر این حقیقت است که مقام امامت، ربطی به کمی یا زیادی سن ندارد و نظیر مقام نبوت است و در شرایطی که لازم باشد، خداوند پیامبری را، حتی در سنین کودکی به این مقام می‌رساند و به مردم معرفی می‌نماید، چنان که به فرموده‌ی آیات قرآن کریم، حضرت عیسی و حضرت یحیی علیهماالسلام در سنین کودکی به پیامبری رسیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مریم: ۲۹ و ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت در ادعیه و زیارات، ص 59&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=362</id>
		<title>امام زمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=362"/>
		<updated>2023-10-27T07:23:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:8198698 482.jpg|انگشتی|340x340px|یا مهدی|جایگزین=]]&lt;br /&gt;
منظور از «&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;» در هر عصر و زمانی همان کسی است که در قیدِ حیاتِ ظاهری بوده و الزاماً توسط [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|حضرت محمد]] (صلی الله علیه و آله) به عنوان یکی از ۱۲ نفر از جانشینان بعد از او معرفی شده که البته این لقب «&#039;&#039;&#039;امام&#039;&#039;&#039;» را نیز خداوند به ایشان عطا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر این جایگاه (امام زمانی) متعلق به پیشوای دوازدهم حضرت [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|حجة ابن الحسن العسکری]] معروف به [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|امام مهدی]] (علیه السلام) است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;، لقب فرزند امام حسن عسکری علیه السلام در سال ۲۵۵ هجری قمری به دنیا آمده و مادرش امیرزاده رومی، نرجس خاتون بوده است.&lt;br /&gt;
سامرا محل تولد ایشان است و ۵ سال با پدر معاصر بوده و در سال ۲۶۰ هجری، امامت ظاهری ایشان شروع شده و تا سال ۳۲۹ هجری دوران غیبت صغری ۶۹ سال بوده است و در این مدت 4 نایب خاص داشته اند: عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی، علی بن محمد سمری. در سال ۳۲۹ هجری چند روز قبل از مرگ آخرین نایبشان نامه ای به او نوشتند که تو حداکثر تا ۶ روز دیگر خواهی مرد و به کسی در این باب وصیت نکن که غیبت کبری آغاز شده و دیگر برای من ظهوری نیست تا گاهی که خدا اجازه دهد و تکلیف مردم این است که مشکلات خود را با فقهای جامع الشرایط در میان بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القابی که حضرت مهدی (عج) را با آن می خوانند و بسیار هم شایع است، لقب «امام زمان (عج)» است. شاید این لقب برگرفته از این حدیث معروف نبوی باشد که صراحتاً واژه &amp;quot;&#039;&#039;&#039;امام زمان&#039;&#039;&#039;&amp;quot; در آن آمده است:«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اَمامَ زَمانُهُ، ماتَ مَیْتَةً جاهلیَّةَ »يعنى کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد، مرگ او مانند مرگ افراد دوران جاهلیّت است و چون در این دوره از زمان، هیچ امام حیّ و حاضر دیگری به جز حضرت مهدی (عج) امام فریادرس و امید بی پناهان نیست، ایشان را با لقب «امام زمان» ندا می کنند.ناقلان اين حديث از شيعه و سنى آن چنان بسيارند كه شرح همه آنها خود جزوه مفصلى خواهد شد&amp;lt;ref&amp;gt;اصول كافي٣٧٥/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی گويد:شیعه و سنی به صورت «متواتر» روایت کرده اند که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار٣٦٨/٨&amp;lt;/ref&amp;gt;. سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی هم گويد:این حدیث در میان شیعه و سنی متفق علیه است که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;ینابیع المودة٤٥٦/٣&amp;lt;/ref&amp;gt;. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح این فراز از کلام امیر مؤمنان (ع) که می فرماید: «لایدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه »يعنى وارد بهشت نمی شود جز کسی که امامان را بشناسد و امامان نیز او را بشناسند» گوید:«اصحاب ما همگی بر درستی این مطلب معتقد هستند که هرکس امامان را نشناسد وارد بهشت نمی شود»&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه١٥٥/٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. سیوطی و آلوسی در ذیل آیه شریفه: (یوم ندعو کل اناس بامامهم)&amp;lt;ref&amp;gt;نساء/٤١.&amp;lt;/ref&amp;gt; از رسول اکرم (ص)روایت کرده اند که فرمود: «یدعی کل قوم بامام زمانهم»يعنى«روز قیامت هر گروهی با امام زمانشان فراخوانده می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور١٩٤/٤ و روح المعاني١١٢/١٥&amp;lt;/ref&amp;gt;.منابع شيعى نيز از جمله مرحوم طبرسي عين همين عبارت را نقل نموده اند&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البيان٦٦٣/٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس اين حديث متواتر و مشهور كه بطور مشخص واژه &amp;quot;امام زمان&amp;quot;در آن بكار رفته به روشنی معلوم می شود که شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نیست، بلکه یکی از ابعاد آن است، چنانکه دعای معرفت که از ناحیه مقدسه صادر شده، اشاره لطیفی به آن دارد، آنجا که می فرماید:«اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک،اللهم عرفنی نبیک، فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک: اللهم عرفنی حجتک، فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی»&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين/٥١٢&amp;lt;/ref&amp;gt; این دعا توسط نخستین نائب خاص حضرت بقیة الله ارواحنا فداه، از ناحیه مقدسه صادر شده، و امر شده که در دوران غیبت آن کعبه مقصود شیعیان منتظر و چشم به راه بر خواندن آن مداومت کنند. معرفت امام زمان، شرط اسلام است و اگر کسى بدون شناخت امام از دنیا برود، گویا از اسلام واقعى و اصیل بى‏بهره بوده است. پس شناخت امام زمان، آن‏گاه مى‏تواند انسان را از مرگ جاهلى دور کند که بتواند به دستورات او پاینده بوده و از ارشادات و هدایت‏ هاى او بهره‏مند شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت امام زمان، چراغ هدایت و رمز ديند‏ارى است و نتیجه آن، دستیابى به صراط مستقیم، خداشناسى، حق‏شناسى و راه کمال و سعادت است.ديگر آن كه شناخت امام زمان(عج) و باور قلبى به او، باعث نزدیکى هر چه بیشتر انسان به او مى‏شود. اگر با این معرفت از دنیا برود، از پاداش‏هاى بیشمارى برخوردار خواهد شد که یکى از آنها درک ثواب یارى امام عصرعلیه السلام در زمان ظهور است ؛ یعنى، چنین شخصى، همچون کسى است که در لشکر آن حضرت بوده و یا زیر پرچم او نشسته است&amp;lt;ref&amp;gt;كافي٣٧/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.منظور از این شناخت فقط شناخت حسب ونسب و نیای امام زمان نیست ؛بلكه شناخت اوصاف ،ویژگی ها و معرفت به سیره علمی وعملی امام ونزدیکی بیشتر به این اوصاف و خصایص و همراهی با امام است.شناخت امام زمان يعنى آگاهی از اینکه امام زبان گویای وحی و مفسر حقیقی قرآن است و آگاهی به این حقیقت که امام حجت بالغه‏ خدا و وصی پیامبر او بر روی زمین می‏باشد و به همین دلیل اولی به تصرف در جان و مال همه‏ مسلمانان و متصرف در همه‏ عوالم ملک و ملکوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;--------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=352</id>
		<title>امام زمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=352"/>
		<updated>2023-10-27T06:53:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:8198698 482.jpg|انگشتی|راست|178x178px|یا مهدی]]&lt;br /&gt;
منظور از «&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;» در هر عصر و زمانی همان کسی است که در قیدِ حیاتِ ظاهری بوده و الزاماً توسط [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|حضرت محمد]] (صلی الله علیه و آله) به عنوان یکی از ۱۲ نفر از جانشینان بعد از او معرفی شده که البته این لقب «&#039;&#039;&#039;امام&#039;&#039;&#039;» را نیز خداوند به ایشان عطا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر این جایگاه (امام زمانی) متعلق به پیشوای دوازدهم حضرت [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|حجة ابن الحسن العسکری]] معروف به [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|امام مهدی]] (علیه السلام) است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;، لقب فرزند امام حسن عسکری علیه السلام در سال ۲۵۵ هجری قمری به دنیا آمده و مادرش امیرزاده رومی، نرجس خاتون بوده است.&lt;br /&gt;
سامرا محل تولد ایشان است و ۵ سال با پدر معاصر بوده و در سال ۲۶۰ هجری، امامت ظاهری ایشان شروع شده و تا سال ۳۲۹ هجری دوران غیبت صغری ۶۹ سال بوده است و در این مدت 4 نایب خاص داشته اند: عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی، علی بن محمد سمری. در سال ۳۲۹ هجری چند روز قبل از مرگ آخرین نایبشان نامه ای به او نوشتند که تو حداکثر تا ۶ روز دیگر خواهی مرد و به کسی در این باب وصیت نکن که غیبت کبری آغاز شده و دیگر برای من ظهوری نیست تا گاهی که خدا اجازه دهد و تکلیف مردم این است که مشکلات خود را با فقهای جامع الشرایط در میان بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القابی که حضرت مهدی (عج) را با آن می خوانند و بسیار هم شایع است، لقب «امام زمان (عج)» است. شاید این لقب برگرفته از این حدیث معروف نبوی باشد که صراحتاً واژه &amp;quot;&#039;&#039;&#039;امام زمان&#039;&#039;&#039;&amp;quot; در آن آمده است:«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اَمامَ زَمانُهُ، ماتَ مَیْتَةً جاهلیَّةَ »يعنى کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد، مرگ او مانند مرگ افراد دوران جاهلیّت است و چون در این دوره از زمان، هیچ امام حیّ و حاضر دیگری به جز حضرت مهدی (عج) امام فریادرس و امید بی پناهان نیست، ایشان را با لقب «امام زمان» ندا می کنند.ناقلان اين حديث از شيعه و سنى آن چنان بسيارند كه شرح همه آنها خود جزوه مفصلى خواهد شد&amp;lt;ref&amp;gt;اصول كافي٣٧٥/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی گويد:شیعه و سنی به صورت «متواتر» روایت کرده اند که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار٣٦٨/٨&amp;lt;/ref&amp;gt;. سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی هم گويد:این حدیث در میان شیعه و سنی متفق علیه است که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;ینابیع المودة٤٥٦/٣&amp;lt;/ref&amp;gt;. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح این فراز از کلام امیر مؤمنان (ع) که می فرماید: «لایدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه »يعنى وارد بهشت نمی شود جز کسی که امامان را بشناسد و امامان نیز او را بشناسند» گوید:«اصحاب ما همگی بر درستی این مطلب معتقد هستند که هرکس امامان را نشناسد وارد بهشت نمی شود»&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه١٥٥/٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. سیوطی و آلوسی در ذیل آیه شریفه: (یوم ندعو کل اناس بامامهم)&amp;lt;ref&amp;gt;نساء/٤١.&amp;lt;/ref&amp;gt; از رسول اکرم (ص)روایت کرده اند که فرمود: «یدعی کل قوم بامام زمانهم»يعنى«روز قیامت هر گروهی با امام زمانشان فراخوانده می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور١٩٤/٤ و روح المعاني١١٢/١٥&amp;lt;/ref&amp;gt;.منابع شيعى نيز از جمله مرحوم طبرسي عين همين عبارت را نقل نموده اند&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البيان٦٦٣/٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس اين حديث متواتر و مشهور كه بطور مشخص واژه &amp;quot;امام زمان&amp;quot;در آن بكار رفته به روشنی معلوم می شود که شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نیست، بلکه یکی از ابعاد آن است، چنانکه دعای معرفت که از ناحیه مقدسه صادر شده، اشاره لطیفی به آن دارد، آنجا که می فرماید:«اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک،اللهم عرفنی نبیک، فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک: اللهم عرفنی حجتک، فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی»&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين/٥١٢&amp;lt;/ref&amp;gt; این دعا توسط نخستین نائب خاص حضرت بقیة الله ارواحنا فداه، از ناحیه مقدسه صادر شده، و امر شده که در دوران غیبت آن کعبه مقصود شیعیان منتظر و چشم به راه بر خواندن آن مداومت کنند. معرفت امام زمان، شرط اسلام است و اگر کسى بدون شناخت امام از دنیا برود، گویا از اسلام واقعى و اصیل بى‏بهره بوده است. پس شناخت امام زمان، آن‏گاه مى‏تواند انسان را از مرگ جاهلى دور کند که بتواند به دستورات او پاینده بوده و از ارشادات و هدایت‏ هاى او بهره‏مند شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت امام زمان، چراغ هدایت و رمز ديند‏ارى است و نتیجه آن، دستیابى به صراط مستقیم، خداشناسى، حق‏شناسى و راه کمال و سعادت است.ديگر آن كه شناخت امام زمان(عج) و باور قلبى به او، باعث نزدیکى هر چه بیشتر انسان به او مى‏شود. اگر با این معرفت از دنیا برود، از پاداش‏هاى بیشمارى برخوردار خواهد شد که یکى از آنها درک ثواب یارى امام عصرعلیه السلام در زمان ظهور است ؛ یعنى، چنین شخصى، همچون کسى است که در لشکر آن حضرت بوده و یا زیر پرچم او نشسته است&amp;lt;ref&amp;gt;كافي٣٧/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.منظور از این شناخت فقط شناخت حسب ونسب و نیای امام زمان نیست ؛بلكه شناخت اوصاف ،ویژگی ها و معرفت به سیره علمی وعملی امام ونزدیکی بیشتر به این اوصاف و خصایص و همراهی با امام است.شناخت امام زمان يعنى آگاهی از اینکه امام زبان گویای وحی و مفسر حقیقی قرآن است و آگاهی به این حقیقت که امام حجت بالغه‏ خدا و وصی پیامبر او بر روی زمین می‏باشد و به همین دلیل اولی به تصرف در جان و مال همه‏ مسلمانان و متصرف در همه‏ عوالم ملک و ملکوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;--------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=350</id>
		<title>امام زمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=350"/>
		<updated>2023-10-27T06:51:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:8198698 482.jpg|انگشتی|راست|100px|یا مهدی]]&lt;br /&gt;
منظور از «&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;» در هر عصر و زمانی همان کسی است که در قیدِ حیاتِ ظاهری بوده و الزاماً توسط [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|حضرت محمد]] (صلی الله علیه و آله) به عنوان یکی از ۱۲ نفر از جانشینان بعد از او معرفی شده که البته این لقب «&#039;&#039;&#039;امام&#039;&#039;&#039;» را نیز خداوند به ایشان عطا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر این جایگاه (امام زمانی) متعلق به پیشوای دوازدهم حضرت [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|حجة ابن الحسن العسکری]] معروف به [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|امام مهدی]] (علیه السلام) است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;، لقب فرزند امام حسن عسکری علیه السلام در سال ۲۵۵ هجری قمری به دنیا آمده و مادرش امیرزاده رومی، نرجس خاتون بوده است.&lt;br /&gt;
سامرا محل تولد ایشان است و ۵ سال با پدر معاصر بوده و در سال ۲۶۰ هجری، امامت ظاهری ایشان شروع شده و تا سال ۳۲۹ هجری دوران غیبت صغری ۶۹ سال بوده است و در این مدت 4 نایب خاص داشته اند: عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی، علی بن محمد سمری. در سال ۳۲۹ هجری چند روز قبل از مرگ آخرین نایبشان نامه ای به او نوشتند که تو حداکثر تا ۶ روز دیگر خواهی مرد و به کسی در این باب وصیت نکن که غیبت کبری آغاز شده و دیگر برای من ظهوری نیست تا گاهی که خدا اجازه دهد و تکلیف مردم این است که مشکلات خود را با فقهای جامع الشرایط در میان بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القابی که حضرت مهدی (عج) را با آن می خوانند و بسیار هم شایع است، لقب «امام زمان (عج)» است. شاید این لقب برگرفته از این حدیث معروف نبوی باشد که صراحتاً واژه &amp;quot;&#039;&#039;&#039;امام زمان&#039;&#039;&#039;&amp;quot; در آن آمده است:«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اَمامَ زَمانُهُ، ماتَ مَیْتَةً جاهلیَّةَ »يعنى کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد، مرگ او مانند مرگ افراد دوران جاهلیّت است و چون در این دوره از زمان، هیچ امام حیّ و حاضر دیگری به جز حضرت مهدی (عج) امام فریادرس و امید بی پناهان نیست، ایشان را با لقب «امام زمان» ندا می کنند.ناقلان اين حديث از شيعه و سنى آن چنان بسيارند كه شرح همه آنها خود جزوه مفصلى خواهد شد&amp;lt;ref&amp;gt;اصول كافي٣٧٥/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی گويد:شیعه و سنی به صورت «متواتر» روایت کرده اند که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار٣٦٨/٨&amp;lt;/ref&amp;gt;. سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی هم گويد:این حدیث در میان شیعه و سنی متفق علیه است که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;ینابیع المودة٤٥٦/٣&amp;lt;/ref&amp;gt;. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح این فراز از کلام امیر مؤمنان (ع) که می فرماید: «لایدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه »يعنى وارد بهشت نمی شود جز کسی که امامان را بشناسد و امامان نیز او را بشناسند» گوید:«اصحاب ما همگی بر درستی این مطلب معتقد هستند که هرکس امامان را نشناسد وارد بهشت نمی شود»&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه١٥٥/٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. سیوطی و آلوسی در ذیل آیه شریفه: (یوم ندعو کل اناس بامامهم)&amp;lt;ref&amp;gt;نساء/٤١.&amp;lt;/ref&amp;gt; از رسول اکرم (ص)روایت کرده اند که فرمود: «یدعی کل قوم بامام زمانهم»يعنى«روز قیامت هر گروهی با امام زمانشان فراخوانده می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور١٩٤/٤ و روح المعاني١١٢/١٥&amp;lt;/ref&amp;gt;.منابع شيعى نيز از جمله مرحوم طبرسي عين همين عبارت را نقل نموده اند&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البيان٦٦٣/٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس اين حديث متواتر و مشهور كه بطور مشخص واژه &amp;quot;امام زمان&amp;quot;در آن بكار رفته به روشنی معلوم می شود که شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نیست، بلکه یکی از ابعاد آن است، چنانکه دعای معرفت که از ناحیه مقدسه صادر شده، اشاره لطیفی به آن دارد، آنجا که می فرماید:«اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک،اللهم عرفنی نبیک، فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک: اللهم عرفنی حجتک، فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی»&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين/٥١٢&amp;lt;/ref&amp;gt; این دعا توسط نخستین نائب خاص حضرت بقیة الله ارواحنا فداه، از ناحیه مقدسه صادر شده، و امر شده که در دوران غیبت آن کعبه مقصود شیعیان منتظر و چشم به راه بر خواندن آن مداومت کنند. معرفت امام زمان، شرط اسلام است و اگر کسى بدون شناخت امام از دنیا برود، گویا از اسلام واقعى و اصیل بى‏بهره بوده است. پس شناخت امام زمان، آن‏گاه مى‏تواند انسان را از مرگ جاهلى دور کند که بتواند به دستورات او پاینده بوده و از ارشادات و هدایت‏ هاى او بهره‏مند شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت امام زمان، چراغ هدایت و رمز ديند‏ارى است و نتیجه آن، دستیابى به صراط مستقیم، خداشناسى، حق‏شناسى و راه کمال و سعادت است.ديگر آن كه شناخت امام زمان(عج) و باور قلبى به او، باعث نزدیکى هر چه بیشتر انسان به او مى‏شود. اگر با این معرفت از دنیا برود، از پاداش‏هاى بیشمارى برخوردار خواهد شد که یکى از آنها درک ثواب یارى امام عصرعلیه السلام در زمان ظهور است ؛ یعنى، چنین شخصى، همچون کسى است که در لشکر آن حضرت بوده و یا زیر پرچم او نشسته است&amp;lt;ref&amp;gt;كافي٣٧/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.منظور از این شناخت فقط شناخت حسب ونسب و نیای امام زمان نیست ؛بلكه شناخت اوصاف ،ویژگی ها و معرفت به سیره علمی وعملی امام ونزدیکی بیشتر به این اوصاف و خصایص و همراهی با امام است.شناخت امام زمان يعنى آگاهی از اینکه امام زبان گویای وحی و مفسر حقیقی قرآن است و آگاهی به این حقیقت که امام حجت بالغه‏ خدا و وصی پیامبر او بر روی زمین می‏باشد و به همین دلیل اولی به تصرف در جان و مال همه‏ مسلمانان و متصرف در همه‏ عوالم ملک و ملکوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;--------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=345</id>
		<title>امام زمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=345"/>
		<updated>2023-10-27T06:47:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:8198698 482.jpg|بندانگشتی|یا مهدی]]&lt;br /&gt;
منظور از «&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;» در هر عصر و زمانی همان کسی است که در قیدِ حیاتِ ظاهری بوده و الزاماً توسط [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|حضرت محمد]] (صلی الله علیه و آله) به عنوان یکی از ۱۲ نفر از جانشینان بعد از او معرفی شده که البته این لقب «&#039;&#039;&#039;امام&#039;&#039;&#039;» را نیز خداوند به ایشان عطا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر این جایگاه (امام زمانی) متعلق به پیشوای دوازدهم حضرت [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|حجة ابن الحسن العسکری]] معروف به [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|امام مهدی]] (علیه السلام) است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;، لقب فرزند امام حسن عسکری علیه السلام در سال ۲۵۵ هجری قمری به دنیا آمده و مادرش امیرزاده رومی، نرجس خاتون بوده است.&lt;br /&gt;
سامرا محل تولد ایشان است و ۵ سال با پدر معاصر بوده و در سال ۲۶۰ هجری، امامت ظاهری ایشان شروع شده و تا سال ۳۲۹ هجری دوران غیبت صغری ۶۹ سال بوده است و در این مدت 4 نایب خاص داشته اند: عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی، علی بن محمد سمری. در سال ۳۲۹ هجری چند روز قبل از مرگ آخرین نایبشان نامه ای به او نوشتند که تو حداکثر تا ۶ روز دیگر خواهی مرد و به کسی در این باب وصیت نکن که غیبت کبری آغاز شده و دیگر برای من ظهوری نیست تا گاهی که خدا اجازه دهد و تکلیف مردم این است که مشکلات خود را با فقهای جامع الشرایط در میان بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القابی که حضرت مهدی (عج) را با آن می خوانند و بسیار هم شایع است، لقب «امام زمان (عج)» است. شاید این لقب برگرفته از این حدیث معروف نبوی باشد که صراحتاً واژه &amp;quot;&#039;&#039;&#039;امام زمان&#039;&#039;&#039;&amp;quot; در آن آمده است:«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اَمامَ زَمانُهُ، ماتَ مَیْتَةً جاهلیَّةَ »يعنى کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد، مرگ او مانند مرگ افراد دوران جاهلیّت است و چون در این دوره از زمان، هیچ امام حیّ و حاضر دیگری به جز حضرت مهدی (عج) امام فریادرس و امید بی پناهان نیست، ایشان را با لقب «امام زمان» ندا می کنند.ناقلان اين حديث از شيعه و سنى آن چنان بسيارند كه شرح همه آنها خود جزوه مفصلى خواهد شد&amp;lt;ref&amp;gt;اصول كافي٣٧٥/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی گويد:شیعه و سنی به صورت «متواتر» روایت کرده اند که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار٣٦٨/٨&amp;lt;/ref&amp;gt;. سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی هم گويد:این حدیث در میان شیعه و سنی متفق علیه است که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;ینابیع المودة٤٥٦/٣&amp;lt;/ref&amp;gt;. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح این فراز از کلام امیر مؤمنان (ع) که می فرماید: «لایدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه »يعنى وارد بهشت نمی شود جز کسی که امامان را بشناسد و امامان نیز او را بشناسند» گوید:«اصحاب ما همگی بر درستی این مطلب معتقد هستند که هرکس امامان را نشناسد وارد بهشت نمی شود»&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه١٥٥/٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. سیوطی و آلوسی در ذیل آیه شریفه: (یوم ندعو کل اناس بامامهم)&amp;lt;ref&amp;gt;نساء/٤١.&amp;lt;/ref&amp;gt; از رسول اکرم (ص)روایت کرده اند که فرمود: «یدعی کل قوم بامام زمانهم»يعنى«روز قیامت هر گروهی با امام زمانشان فراخوانده می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور١٩٤/٤ و روح المعاني١١٢/١٥&amp;lt;/ref&amp;gt;.منابع شيعى نيز از جمله مرحوم طبرسي عين همين عبارت را نقل نموده اند&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البيان٦٦٣/٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس اين حديث متواتر و مشهور كه بطور مشخص واژه &amp;quot;امام زمان&amp;quot;در آن بكار رفته به روشنی معلوم می شود که شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نیست، بلکه یکی از ابعاد آن است، چنانکه دعای معرفت که از ناحیه مقدسه صادر شده، اشاره لطیفی به آن دارد، آنجا که می فرماید:«اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک،اللهم عرفنی نبیک، فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک: اللهم عرفنی حجتک، فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی»&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين/٥١٢&amp;lt;/ref&amp;gt; این دعا توسط نخستین نائب خاص حضرت بقیة الله ارواحنا فداه، از ناحیه مقدسه صادر شده، و امر شده که در دوران غیبت آن کعبه مقصود شیعیان منتظر و چشم به راه بر خواندن آن مداومت کنند. معرفت امام زمان، شرط اسلام است و اگر کسى بدون شناخت امام از دنیا برود، گویا از اسلام واقعى و اصیل بى‏بهره بوده است. پس شناخت امام زمان، آن‏گاه مى‏تواند انسان را از مرگ جاهلى دور کند که بتواند به دستورات او پاینده بوده و از ارشادات و هدایت‏ هاى او بهره‏مند شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت امام زمان، چراغ هدایت و رمز ديند‏ارى است و نتیجه آن، دستیابى به صراط مستقیم، خداشناسى، حق‏شناسى و راه کمال و سعادت است.ديگر آن كه شناخت امام زمان(عج) و باور قلبى به او، باعث نزدیکى هر چه بیشتر انسان به او مى‏شود. اگر با این معرفت از دنیا برود، از پاداش‏هاى بیشمارى برخوردار خواهد شد که یکى از آنها درک ثواب یارى امام عصرعلیه السلام در زمان ظهور است ؛ یعنى، چنین شخصى، همچون کسى است که در لشکر آن حضرت بوده و یا زیر پرچم او نشسته است&amp;lt;ref&amp;gt;كافي٣٧/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.منظور از این شناخت فقط شناخت حسب ونسب و نیای امام زمان نیست ؛بلكه شناخت اوصاف ،ویژگی ها و معرفت به سیره علمی وعملی امام ونزدیکی بیشتر به این اوصاف و خصایص و همراهی با امام است.شناخت امام زمان يعنى آگاهی از اینکه امام زبان گویای وحی و مفسر حقیقی قرآن است و آگاهی به این حقیقت که امام حجت بالغه‏ خدا و وصی پیامبر او بر روی زمین می‏باشد و به همین دلیل اولی به تصرف در جان و مال همه‏ مسلمانان و متصرف در همه‏ عوالم ملک و ملکوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;--------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:8198698_482.jpg&amp;diff=343</id>
		<title>پرونده:8198698 482.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:8198698_482.jpg&amp;diff=343"/>
		<updated>2023-10-27T06:46:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تصویر حضرت مهدی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=340</id>
		<title>امام زمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=340"/>
		<updated>2023-10-27T06:32:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منظور از «&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;» در هر عصر و زمانی همان کسی است که در قیدِ حیاتِ ظاهری بوده و الزاماً توسط [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|حضرت محمد]] (صلی الله علیه و آله) به عنوان یکی از ۱۲ نفر از جانشینان بعد از او معرفی شده که البته این لقب «&#039;&#039;&#039;امام&#039;&#039;&#039;» را نیز خداوند به ایشان عطا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر این جایگاه (امام زمانی) متعلق به پیشوای دوازدهم حضرت [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|حجة ابن الحسن العسکری]] معروف به [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|امام مهدی]] (علیه السلام) است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;، لقب فرزند امام حسن عسکری علیه السلام در سال ۲۵۵ هجری قمری به دنیا آمده و مادرش امیرزاده رومی، نرجس خاتون بوده است.&lt;br /&gt;
سامرا محل تولد ایشان است و ۵ سال با پدر معاصر بوده و در سال ۲۶۰ هجری، امامت ظاهری ایشان شروع شده و تا سال ۳۲۹ هجری دوران غیبت صغری ۶۹ سال بوده است و در این مدت 4 نایب خاص داشته اند: عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی، علی بن محمد سمری. در سال ۳۲۹ هجری چند روز قبل از مرگ آخرین نایبشان نامه ای به او نوشتند که تو حداکثر تا ۶ روز دیگر خواهی مرد و به کسی در این باب وصیت نکن که غیبت کبری آغاز شده و دیگر برای من ظهوری نیست تا گاهی که خدا اجازه دهد و تکلیف مردم این است که مشکلات خود را با فقهای جامع الشرایط در میان بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القابی که حضرت مهدی (عج) را با آن می خوانند و بسیار هم شایع است، لقب «امام زمان (عج)» است. شاید این لقب برگرفته از این حدیث معروف نبوی باشد که صراحتاً واژه &amp;quot;&#039;&#039;&#039;امام زمان&#039;&#039;&#039;&amp;quot; در آن آمده است:«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اَمامَ زَمانُهُ، ماتَ مَیْتَةً جاهلیَّةَ »يعنى کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد، مرگ او مانند مرگ افراد دوران جاهلیّت است و چون در این دوره از زمان، هیچ امام حیّ و حاضر دیگری به جز حضرت مهدی (عج) امام فریادرس و امید بی پناهان نیست، ایشان را با لقب «امام زمان» ندا می کنند.ناقلان اين حديث از شيعه و سنى آن چنان بسيارند كه شرح همه آنها خود جزوه مفصلى خواهد شد&amp;lt;ref&amp;gt;اصول كافي٣٧٥/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی گويد:شیعه و سنی به صورت «متواتر» روایت کرده اند که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار٣٦٨/٨&amp;lt;/ref&amp;gt;. سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی هم گويد:این حدیث در میان شیعه و سنی متفق علیه است که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;ینابیع المودة٤٥٦/٣&amp;lt;/ref&amp;gt;. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح این فراز از کلام امیر مؤمنان (ع) که می فرماید: «لایدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه »يعنى وارد بهشت نمی شود جز کسی که امامان را بشناسد و امامان نیز او را بشناسند» گوید:«اصحاب ما همگی بر درستی این مطلب معتقد هستند که هرکس امامان را نشناسد وارد بهشت نمی شود»&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه١٥٥/٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. سیوطی و آلوسی در ذیل آیه شریفه: (یوم ندعو کل اناس بامامهم)&amp;lt;ref&amp;gt;نساء/٤١.&amp;lt;/ref&amp;gt; از رسول اکرم (ص)روایت کرده اند که فرمود: «یدعی کل قوم بامام زمانهم»يعنى«روز قیامت هر گروهی با امام زمانشان فراخوانده می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور١٩٤/٤ و روح المعاني١١٢/١٥&amp;lt;/ref&amp;gt;.منابع شيعى نيز از جمله مرحوم طبرسي عين همين عبارت را نقل نموده اند&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البيان٦٦٣/٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس اين حديث متواتر و مشهور كه بطور مشخص واژه &amp;quot;امام زمان&amp;quot;در آن بكار رفته به روشنی معلوم می شود که شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نیست، بلکه یکی از ابعاد آن است، چنانکه دعای معرفت که از ناحیه مقدسه صادر شده، اشاره لطیفی به آن دارد، آنجا که می فرماید:«اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک،اللهم عرفنی نبیک، فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک: اللهم عرفنی حجتک، فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی»&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين/٥١٢&amp;lt;/ref&amp;gt; این دعا توسط نخستین نائب خاص حضرت بقیة الله ارواحنا فداه، از ناحیه مقدسه صادر شده، و امر شده که در دوران غیبت آن کعبه مقصود شیعیان منتظر و چشم به راه بر خواندن آن مداومت کنند. معرفت امام زمان، شرط اسلام است و اگر کسى بدون شناخت امام از دنیا برود، گویا از اسلام واقعى و اصیل بى‏بهره بوده است. پس شناخت امام زمان، آن‏گاه مى‏تواند انسان را از مرگ جاهلى دور کند که بتواند به دستورات او پاینده بوده و از ارشادات و هدایت‏ هاى او بهره‏مند شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت امام زمان، چراغ هدایت و رمز ديند‏ارى است و نتیجه آن، دستیابى به صراط مستقیم، خداشناسى، حق‏شناسى و راه کمال و سعادت است.ديگر آن كه شناخت امام زمان(عج) و باور قلبى به او، باعث نزدیکى هر چه بیشتر انسان به او مى‏شود. اگر با این معرفت از دنیا برود، از پاداش‏هاى بیشمارى برخوردار خواهد شد که یکى از آنها درک ثواب یارى امام عصرعلیه السلام در زمان ظهور است ؛ یعنى، چنین شخصى، همچون کسى است که در لشکر آن حضرت بوده و یا زیر پرچم او نشسته است&amp;lt;ref&amp;gt;كافي٣٧/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.منظور از این شناخت فقط شناخت حسب ونسب و نیای امام زمان نیست ؛بلكه شناخت اوصاف ،ویژگی ها و معرفت به سیره علمی وعملی امام ونزدیکی بیشتر به این اوصاف و خصایص و همراهی با امام است.شناخت امام زمان يعنى آگاهی از اینکه امام زبان گویای وحی و مفسر حقیقی قرآن است و آگاهی به این حقیقت که امام حجت بالغه‏ خدا و وصی پیامبر او بر روی زمین می‏باشد و به همین دلیل اولی به تصرف در جان و مال همه‏ مسلمانان و متصرف در همه‏ عوالم ملک و ملکوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;--------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=339</id>
		<title>امام زمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=339"/>
		<updated>2023-10-27T06:31:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منظور از «&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;» در هر عصر و زمانی همان کسی است که در قیدِ حیاتِ ظاهری بوده و الزاماً توسط [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|حضرت محمد]] (صلی الله علیه و آله) به عنوان یکی از ۱۲ نفر از جانشینان بعد از او معرفی شده که البته این لقب «&#039;&#039;&#039;امام&#039;&#039;&#039;» را نیز خداوند به ایشان عطا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حال حاضر این جایگاه (امام زمانی) متعلق به پیشوای دوازدهم حضرت [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|حجة ابن الحسن العسکری]] معروف به [[حضرت صاحب الزمان علیه السلام|امام مهدی]] (علیه السلام) است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امامِ زمان&#039;&#039;&#039;، لقب فرزند امام حسن عسکری علیه السلام در سال ۲۵۵ هجری قمری به دنیا آمده و مادرش امیرزاده رومی، نرجس خاتون بوده است.&lt;br /&gt;
سامرا محل تولد ایشان است و ۵ سال با پدر معاصر بوده و در سال ۲۶۰ هجری، امامت ظاهری ایشان شروع شده و تا سال ۳۲۹ هجری دوران غیبت صغری ۶۹ سال بوده است و در این مدت 4 نایب خاص داشته اند: عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی، علی بن محمد سمری. در سال ۳۲۹ هجری چند روز قبل از مرگ آخرین نایبشان نامه ای به او نوشتند که تو حداکثر تا ۶ روز دیگر خواهی مرد و به کسی در این باب وصیت نکن که غیبت کبری آغاز شده و دیگر برای من ظهوری نیست تا گاهی که خدا اجازه دهد و تکلیف مردم این است که مشکلات خود را با فقهای جامع الشرایط در میان بگذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القابی که حضرت مهدی (عج) را با آن می خوانند و بسیار هم شایع است، لقب «امام زمان (عج)» است. شاید این لقب برگرفته از این حدیث معروف نبوی باشد که صراحتاً واژه &amp;quot;&#039;&#039;&#039;امام زمان&#039;&#039;&#039;&amp;quot; در آن آمده است:«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اَمامَ زَمانُهُ، ماتَ مَیْتَةً جاهلیَّةَ »يعنى کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد، مرگ او مانند مرگ افراد دوران جاهلیّت است و چون در این دوره از زمان، هیچ امام حیّ و حاضر دیگری به جز حضرت مهدی (عج) امام فریادرس و امید بی پناهان نیست، ایشان را با لقب «امام زمان» ندا می کنند.ناقلان اين حديث از شيعه و سنى آن چنان بسيارند كه شرح همه آنها خود جزوه مفصلى خواهد شد&amp;lt;ref&amp;gt;اصول كافي٣٧٥/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی گويد:شیعه و سنی به صورت «متواتر» روایت کرده اند که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار٣٦٨/٨&amp;lt;/ref&amp;gt;. سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی هم گويد:این حدیث در میان شیعه و سنی متفق علیه است که: «من مات و لم یعرف &amp;quot;امام زمانه&amp;quot; مات میتة جاهلیة»&amp;lt;ref&amp;gt;ینابیع المودة٤٥٦/٣&amp;lt;/ref&amp;gt;. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح این فراز از کلام امیر مؤمنان (ع) که می فرماید: «لایدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه »يعنى وارد بهشت نمی شود جز کسی که امامان را بشناسد و امامان نیز او را بشناسند» گوید:«اصحاب ما همگی بر درستی این مطلب معتقد هستند که هرکس امامان را نشناسد وارد بهشت نمی شود»&amp;lt;ref&amp;gt;شرح نهج البلاغه١٥٥/٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. سیوطی و آلوسی در ذیل آیه شریفه: (یوم ندعو کل اناس بامامهم)&amp;lt;ref&amp;gt;نساء/٤١.&amp;lt;/ref&amp;gt; از رسول اکرم (ص)روایت کرده اند که فرمود: «یدعی کل قوم بامام زمانهم»يعنى«روز قیامت هر گروهی با امام زمانشان فراخوانده می شوند»&amp;lt;ref&amp;gt;الدر المنثور١٩٤/٤ و روح المعاني١١٢/١٥&amp;lt;/ref&amp;gt;.منابع شيعى نيز از جمله مرحوم طبرسي عين همين عبارت را نقل نموده اند&amp;lt;ref&amp;gt;مجمع البيان٦٦٣/٦&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس اين حديث متواتر و مشهور كه بطور مشخص واژه &amp;quot;امام زمان&amp;quot;در آن بكار رفته به روشنی معلوم می شود که شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نیست، بلکه یکی از ابعاد آن است، چنانکه دعای معرفت که از ناحیه مقدسه صادر شده، اشاره لطیفی به آن دارد، آنجا که می فرماید:«اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک،اللهم عرفنی نبیک، فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک: اللهم عرفنی حجتک، فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی»&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين/٥١٢&amp;lt;/ref&amp;gt; این دعا توسط نخستین نائب خاص حضرت بقیة الله ارواحنا فداه، از ناحیه مقدسه صادر شده، و امر شده که در دوران غیبت آن کعبه مقصود شیعیان منتظر و چشم به راه بر خواندن آن مداومت کنند. معرفت امام زمان، شرط اسلام است و اگر کسى بدون شناخت امام از دنیا برود، گویا از اسلام واقعى و اصیل بى‏بهره بوده است. پس شناخت امام زمان، آن‏گاه مى‏تواند انسان را از مرگ جاهلى دور کند که بتواند به دستورات او پاینده بوده و از ارشادات و هدایت‏ هاى او بهره‏مند شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت امام زمان، چراغ هدایت و رمز ديند‏ارى است و نتیجه آن، دستیابى به صراط مستقیم، خداشناسى، حق‏شناسى و راه کمال و سعادت است.ديگر آن كه شناخت امام زمان(عج) و باور قلبى به او، باعث نزدیکى هر چه بیشتر انسان به او مى‏شود. اگر با این معرفت از دنیا برود، از پاداش‏هاى بیشمارى برخوردار خواهد شد که یکى از آنها درک ثواب یارى امام عصرعلیه السلام در زمان ظهور است ؛ یعنى، چنین شخصى، همچون کسى است که در لشکر آن حضرت بوده و یا زیر پرچم او نشسته است&amp;lt;ref&amp;gt;كافي٣٧/١&amp;lt;/ref&amp;gt;.منظور از این شناخت فقط شناخت حسب ونسب و نیای امام زمان نیست ؛بلكه شناخت اوصاف ،ویژگی ها و معرفت به سیره علمی وعملی امام ونزدیکی بیشتر به این اوصاف و خصایص و همراهی با امام است.شناخت امام زمان يعنى آگاهی از اینکه امام زبان گویای وحی و مفسر حقیقی قرآن است و آگاهی به این حقیقت که امام حجت بالغه‏ خدا و وصی پیامبر او بر روی زمین می‏باشد و به همین دلیل اولی به تصرف در جان و مال همه‏ مسلمانان و متصرف در همه‏ عوالم ملک و ملکوت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;--------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.اصول كافي٣٧٥/١.   ٢. بحارالانوار٣٦٨/٨.    ٣. ینابیع المودة٤٥٦/٣.   ٤.شرح نهج البلاغه١٥٥/٩.    ٥. نساء/٤١.    ٦.الدر المنثور١٩٤/٤ و روح المعاني١١٢/١٥.   ٧.مجمع البيان٦٦٣/٦.   ٨. كمال الدين/٥١٢.  ٩.كافي٣٧/١.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=334</id>
		<title>بقية الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=334"/>
		<updated>2023-10-27T06:11:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بقيّةاللّه ، تعبيرى قرآني و نيز از القاب معروف حضرت مهدي(ع) است. واژه «بقيه»؛ به معناي بازمانده و پاينده و آنچه از چيزي باقي گذاشته شود، مى باشد و آن مصدري است که به جاي اسم فاعل يا اسم مفعول بکار مي‌رود. «بقیة‌الله» ترکیبی عربی است؛ علامه مجلسی آن را «کسی که خدا او را نگه‌ داشته»معنا كرده است&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار٢١١/٢٤.&amp;lt;/ref&amp;gt;. امام صادق(ع) در پاسخ اين سوال كه چگونه به حضرت مهدي(ع)سلام كنيم ، فرمود: «بگوئید: &amp;quot;السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَّةُ اللهُ&amp;quot; و سپس آیهٔ ۸۶ سورهٔ هود را خواندند:« بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»يعنى آنچه خدا برای شما باقی می‌گذارد (بقیةالله)براي شما بهتر است، اگر واقعاً به خدا ایمان دارید.&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی٤١١/١.&amp;lt;/ref&amp;gt;».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==۳۱۳نفر==&lt;br /&gt;
از رسول اكرم(ص)و امام باقر(ع)نيز روايت شده كه فرمودند: هنگامي كه مهدي موعود خروج كند پشت مبارك خود را به كعبه مي‎دهد و تعداد ٣١٣ نفر مرد در اطراف آن بزرگوار اجتماع مي‎نمايند. اول سخني كه آن حضرت مي ‎فرمايد: همين آيه است: « بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ». سپس مي‎فرمايد: من همان بقيةالله  و حجت و خليفه خدا بر شما مي ‎باشم؛و هيچ ‎كسي به آن بزرگوار سلام نمي ‎كند مگر اينكه مي ‎گويد:&amp;quot; السلام عليك يا بقيةالله في ارضه &amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير نمونه٢٠٤/٩و تفسير آسان٣٦٤/٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جانشینی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روايت احمد بن اسحاق‌ بن سعد اشعري نيز زماني كه به محضر [[امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسكرى(ع)]] شرفياب شد، آمده كه وقتى او درباره جانشين آن حضرت سؤال کرد؛ حضرتش کودکي خردسال همچون قرص ماه را به او نشان داد. احمد بن اسحاق پرسيد: آيا نشانه‌اي هست تا قلبم اطمينان يابد؟ آن کودک زبان گشود و با زبان عربي فصيح چنين فرمود: «اَنَا بَقِيَّةُ اللّهِ فِي اَرْضِهِ وَالمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يا اَحْمَدَ بنَ اِسْحاقَ». يعنى من بقيةالله بر روي زمين هستم و من منتقم از دشمنان اويم. اي احمد بن‌ اسحاق! بعد از ديدن[خود امام] ديگر ، نشانه و اثري طلب نکن!&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین/باب٣٨ ح١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در روايات به هر وجود مباركي كه به اراده‎ي خداوند براي بشريّت باقي مي‎ماند، « بَقِيَّةُ اللَّهِ» گفته مي‎شود؛لذا به امامان هم بقية الله گفته مى شود چنان كه در زيارت جامعه هنگام سلام به همه امامان، به آنها با لقب بقية الله سلام مى كنيم و مى گوئيم:السلام علی الائمه الدعاة والقادة الهداة والسادة الولاة والذادة الحماة و اهل الذکر و اولی الامر و بقیة الله و خیرته...».علامه مجلسي از مناقب ابن شهرآشوب نقل ميكند كه «بقيةاللّه خيرلكم نَزَلَت فيهم»، يعني آية بقيةاللّه... دربارة ائمه نازل شده است. او همانجا در تفسير خود بر اين حديث كه «امامان بقيةالله اند» مي‌گويد: مقصود كساني از انبيا و اوصيا هستند كه خداوند ايشان را بر روي زمين برای هدايت مردم نگاه مي دارد، يا اوصيا و اماماني كه بازماندگان انبيا در ميان امت خود هستند. بنابراين، وي «بقية» را به معناي «مَن اَبْقاه» ميداند، يعني كسي كه خداوند او رانگاه داشته است&amp;lt;ref&amp;gt;بحار٢١١/٢٤.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اكنون كه تنها بازمانده از سلسله پيشوايان الاهى، مولاي ما حضرت مهدي(ع)است كه بقية الله و خليفة الله است، آن گونه كه فرمودند با اين لقب به ايشان هر روز سلام كنيم و به اين ذخيره الاهى كه در دوران امامتش هستيم ، متوسل و متمسك شويم كه همه بركات الاهى از طريق ايشان است كه به ما مى رسد و اوست كه بازمانده و دارنده فضايل همه انبياء و اولياء و امامان است و مقرب ترين فرد در درگاه الاهى و نزديكى و تقرب به او تقرب به خداي سبحان است و اوست كه خداوند در باره اش فرمود: براي شما خير است اگر مومن باشيد.سلام كنيم به آن جمال جميل با آن  لقب الاهيش:السلام عليك يا بقية الله...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=331</id>
		<title>بقية الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=331"/>
		<updated>2023-10-27T06:07:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بقيّةاللّه ، تعبيرى قرآني و نيز از القاب معروف حضرت مهدي(ع) است. واژه «بقيه»؛ به معناي بازمانده و پاينده و آنچه از چيزي باقي گذاشته شود، مى باشد و آن مصدري است که به جاي اسم فاعل يا اسم مفعول بکار مي‌رود. «بقیة‌الله» ترکیبی عربی است؛ علامه مجلسی آن را «کسی که خدا او را نگه‌ داشته»معنا كرده است&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار٢١١/٢٤.&amp;lt;/ref&amp;gt;. امام صادق(ع) در پاسخ اين سوال كه چگونه به حضرت مهدي(ع)سلام كنيم ، فرمود: «بگوئید: &amp;quot;السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَّةُ اللهُ&amp;quot; و سپس آیهٔ ۸۶ سورهٔ هود را خواندند:« بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»يعنى آنچه خدا برای شما باقی می‌گذارد (بقیةالله)براي شما بهتر است، اگر واقعاً به خدا ایمان دارید.&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی٤١١/١.&amp;lt;/ref&amp;gt;».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==۳۱۳نفر==&lt;br /&gt;
از رسول اكرم(ص)و امام باقر(ع)نيز روايت شده كه فرمودند: هنگامي كه مهدي موعود خروج كند پشت مبارك خود را به كعبه مي‎دهد و تعداد ٣١٣ نفر مرد در اطراف آن بزرگوار اجتماع مي‎نمايند. اول سخني كه آن حضرت مي ‎فرمايد: همين آيه است: « بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ». سپس مي‎فرمايد: من همان بقيةالله  و حجت و خليفه خدا بر شما مي ‎باشم؛و هيچ ‎كسي به آن بزرگوار سلام نمي ‎كند مگر اينكه مي ‎گويد:&amp;quot; السلام عليك يا بقيةالله في ارضه &amp;quot;٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جانشینی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روايت احمد بن اسحاق‌ بن سعد اشعري نيز زماني كه به محضر [[امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسكرى(ع)]] شرفياب شد، آمده كه وقتى او درباره جانشين آن حضرت سؤال کرد؛ حضرتش کودکي خردسال همچون قرص ماه را به او نشان داد. احمد بن اسحاق پرسيد: آيا نشانه‌اي هست تا قلبم اطمينان يابد؟ آن کودک زبان گشود و با زبان عربي فصيح چنين فرمود: «اَنَا بَقِيَّةُ اللّهِ فِي اَرْضِهِ وَالمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يا اَحْمَدَ بنَ اِسْحاقَ». يعنى من بقيةالله بر روي زمين هستم و من منتقم از دشمنان اويم. اي احمد بن‌ اسحاق! بعد از ديدن[خود امام] ديگر ، نشانه و اثري طلب نکن!٤&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در روايات به هر وجود مباركي كه به اراده‎ي خداوند براي بشريّت باقي مي‎ماند، « بَقِيَّةُ اللَّهِ» گفته مي‎شود؛لذا به امامان هم بقية الله گفته مى شود چنان كه در زيارت جامعه هنگام سلام به همه امامان، به آنها با لقب بقية الله سلام مى كنيم و مى گوئيم:السلام علی الائمه الدعاة والقادة الهداة والسادة الولاة والذادة الحماة و اهل الذکر و اولی الامر و بقیة الله و خیرته...».علامه مجلسي از مناقب ابن شهرآشوب نقل ميكند كه «بقيةاللّه خيرلكم نَزَلَت فيهم»، يعني آية بقيةاللّه... دربارة ائمه نازل شده است. او همانجا در تفسير خود بر اين حديث كه «امامان بقيةالله اند» مي‌گويد: مقصود كساني از انبيا و اوصيا هستند كه خداوند ايشان را بر روي زمين برای هدايت مردم نگاه مي دارد، يا اوصيا و اماماني كه بازماندگان انبيا در ميان امت خود هستند. بنابراين، وي «بقية» را به معناي «مَن اَبْقاه» ميداند، يعني كسي كه خداوند او رانگاه داشته است٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اكنون كه تنها بازمانده از سلسله پيشوايان الاهى، مولاي ما حضرت مهدي(ع)است كه بقية الله و خليفة الله است، آن گونه كه فرمودند با اين لقب به ايشان هر روز سلام كنيم و به اين ذخيره الاهى كه در دوران امامتش هستيم ، متوسل و متمسك شويم كه همه بركات الاهى از طريق ايشان است كه به ما مى رسد و اوست كه بازمانده و دارنده فضايل همه انبياء و اولياء و امامان است و مقرب ترين فرد در درگاه الاهى و نزديكى و تقرب به او تقرب به خداي سبحان است و اوست كه خداوند در باره اش فرمود: براي شما خير است اگر مومن باشيد.سلام كنيم به آن جمال جميل با آن  لقب الاهيش:السلام عليك يا بقية الله...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار٢١١/٢٤.    ٢.اصول کافی٤١١/١.   ٣.تفسير نمونه٢٠٤/٩و تفسير آسان٣٦٤/٧.    ٤.کمال الدین/باب٣٨ ح١.   ٥.بحار٢١١/٢٤.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=330</id>
		<title>بقية الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=330"/>
		<updated>2023-10-27T06:06:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بقيّةاللّه ، تعبيرى قرآني و نيز از القاب معروف حضرت مهدي(ع) است. واژه «بقيه»؛ به معناي بازمانده و پاينده و آنچه از چيزي باقي گذاشته شود، مى باشد و آن مصدري است که به جاي اسم فاعل يا اسم مفعول بکار مي‌رود. «بقیة‌الله» ترکیبی عربی است؛ علامه مجلسی آن را «کسی که خدا او را نگه‌ داشته»معنا كرده است&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار٢١١/٢٤.&amp;lt;/ref&amp;gt;. امام صادق(ع) در پاسخ اين سوال كه چگونه به حضرت مهدي(ع)سلام كنيم ، فرمود: «بگوئید: &amp;quot;السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَّةُ اللهُ&amp;quot; و سپس آیهٔ ۸۶ سورهٔ هود را خواندند:« بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»يعنى آنچه خدا برای شما باقی می‌گذارد (بقیةالله)براي شما بهتر است، اگر واقعاً به خدا ایمان دارید.&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی٤١١/١.&amp;lt;/ref&amp;gt;».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول اكرم(ص)و امام باقر(ع)نيز روايت شده كه فرمودند: هنگامي كه مهدي موعود خروج كند پشت مبارك خود را به كعبه مي‎دهد و تعداد ٣١٣ نفر مرد در اطراف آن بزرگوار اجتماع مي‎نمايند. اول سخني كه آن حضرت مي ‎فرمايد: همين آيه است: « بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ». سپس مي‎فرمايد: من همان بقيةالله  و حجت و خليفه خدا بر شما مي ‎باشم؛و هيچ ‎كسي به آن بزرگوار سلام نمي ‎كند مگر اينكه مي ‎گويد:&amp;quot; السلام عليك يا بقيةالله في ارضه &amp;quot;٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روايت احمد بن اسحاق‌ بن سعد اشعري نيز زماني كه به محضر [[امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسكرى(ع)]] شرفياب شد، آمده كه وقتى او درباره جانشين آن حضرت سؤال کرد؛ حضرتش کودکي خردسال همچون قرص ماه را به او نشان داد. احمد بن اسحاق پرسيد: آيا نشانه‌اي هست تا قلبم اطمينان يابد؟ آن کودک زبان گشود و با زبان عربي فصيح چنين فرمود: «اَنَا بَقِيَّةُ اللّهِ فِي اَرْضِهِ وَالمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يا اَحْمَدَ بنَ اِسْحاقَ». يعنى من بقيةالله بر روي زمين هستم و من منتقم از دشمنان اويم. اي احمد بن‌ اسحاق! بعد از ديدن[خود امام] ديگر ، نشانه و اثري طلب نکن!٤&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در روايات به هر وجود مباركي كه به اراده‎ي خداوند براي بشريّت باقي مي‎ماند، « بَقِيَّةُ اللَّهِ» گفته مي‎شود؛لذا به امامان هم بقية الله گفته مى شود چنان كه در زيارت جامعه هنگام سلام به همه امامان، به آنها با لقب بقية الله سلام مى كنيم و مى گوئيم:السلام علی الائمه الدعاة والقادة الهداة والسادة الولاة والذادة الحماة و اهل الذکر و اولی الامر و بقیة الله و خیرته...».علامه مجلسي از مناقب ابن شهرآشوب نقل ميكند كه «بقيةاللّه خيرلكم نَزَلَت فيهم»، يعني آية بقيةاللّه... دربارة ائمه نازل شده است. او همانجا در تفسير خود بر اين حديث كه «امامان بقيةالله اند» مي‌گويد: مقصود كساني از انبيا و اوصيا هستند كه خداوند ايشان را بر روي زمين برای هدايت مردم نگاه مي دارد، يا اوصيا و اماماني كه بازماندگان انبيا در ميان امت خود هستند. بنابراين، وي «بقية» را به معناي «مَن اَبْقاه» ميداند، يعني كسي كه خداوند او رانگاه داشته است٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اكنون كه تنها بازمانده از سلسله پيشوايان الاهى، مولاي ما حضرت مهدي(ع)است كه بقية الله و خليفة الله است، آن گونه كه فرمودند با اين لقب به ايشان هر روز سلام كنيم و به اين ذخيره الاهى كه در دوران امامتش هستيم ، متوسل و متمسك شويم كه همه بركات الاهى از طريق ايشان است كه به ما مى رسد و اوست كه بازمانده و دارنده فضايل همه انبياء و اولياء و امامان است و مقرب ترين فرد در درگاه الاهى و نزديكى و تقرب به او تقرب به خداي سبحان است و اوست كه خداوند در باره اش فرمود: براي شما خير است اگر مومن باشيد.سلام كنيم به آن جمال جميل با آن  لقب الاهيش:السلام عليك يا بقية الله...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار٢١١/٢٤.    ٢.اصول کافی٤١١/١.   ٣.تفسير نمونه٢٠٤/٩و تفسير آسان٣٦٤/٧.    ٤.کمال الدین/باب٣٨ ح١.   ٥.بحار٢١١/٢٤.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=328</id>
		<title>بقية الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=328"/>
		<updated>2023-10-27T06:04:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بقيّةاللّه ، تعبيرى قرآني و نيز از القاب معروف حضرت مهدي(ع) است. واژه «بقيه»؛ به معناي بازمانده و پاينده و آنچه از چيزي باقي گذاشته شود، مى باشد و آن مصدري است که به جاي اسم فاعل يا اسم مفعول بکار مي‌رود. «بقیة‌الله» ترکیبی عربی است؛ علامه مجلسی آن را «کسی که خدا او را نگه‌ داشته»معنا كرده است١. امام صادق(ع) در پاسخ اين سوال كه چگونه به حضرت مهدي(ع)سلام كنيم ، فرمود: «بگوئید: &amp;quot;السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَّةُ اللهُ&amp;quot; و سپس آیهٔ ۸۶ سورهٔ هود را خواندند:« بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»يعنى آنچه خدا برای شما باقی می‌گذارد (بقیةالله)براي شما بهتر است، اگر واقعاً به خدا ایمان دارید.&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی٤١١/١.&amp;lt;/ref&amp;gt;».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول اكرم(ص)و امام باقر(ع)نيز روايت شده كه فرمودند: هنگامي كه مهدي موعود خروج كند پشت مبارك خود را به كعبه مي‎دهد و تعداد ٣١٣ نفر مرد در اطراف آن بزرگوار اجتماع مي‎نمايند. اول سخني كه آن حضرت مي ‎فرمايد: همين آيه است: « بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ». سپس مي‎فرمايد: من همان بقيةالله  و حجت و خليفه خدا بر شما مي ‎باشم؛و هيچ ‎كسي به آن بزرگوار سلام نمي ‎كند مگر اينكه مي ‎گويد:&amp;quot; السلام عليك يا بقيةالله في ارضه &amp;quot;٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روايت احمد بن اسحاق‌ بن سعد اشعري نيز زماني كه به محضر [[امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسكرى(ع)]] شرفياب شد، آمده كه وقتى او درباره جانشين آن حضرت سؤال کرد؛ حضرتش کودکي خردسال همچون قرص ماه را به او نشان داد. احمد بن اسحاق پرسيد: آيا نشانه‌اي هست تا قلبم اطمينان يابد؟ آن کودک زبان گشود و با زبان عربي فصيح چنين فرمود: «اَنَا بَقِيَّةُ اللّهِ فِي اَرْضِهِ وَالمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يا اَحْمَدَ بنَ اِسْحاقَ». يعنى من بقيةالله بر روي زمين هستم و من منتقم از دشمنان اويم. اي احمد بن‌ اسحاق! بعد از ديدن[خود امام] ديگر ، نشانه و اثري طلب نکن!٤&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در روايات به هر وجود مباركي كه به اراده‎ي خداوند براي بشريّت باقي مي‎ماند، « بَقِيَّةُ اللَّهِ» گفته مي‎شود؛لذا به امامان هم بقية الله گفته مى شود چنان كه در زيارت جامعه هنگام سلام به همه امامان، به آنها با لقب بقية الله سلام مى كنيم و مى گوئيم:السلام علی الائمه الدعاة والقادة الهداة والسادة الولاة والذادة الحماة و اهل الذکر و اولی الامر و بقیة الله و خیرته...».علامه مجلسي از مناقب ابن شهرآشوب نقل ميكند كه «بقيةاللّه خيرلكم نَزَلَت فيهم»، يعني آية بقيةاللّه... دربارة ائمه نازل شده است. او همانجا در تفسير خود بر اين حديث كه «امامان بقيةالله اند» مي‌گويد: مقصود كساني از انبيا و اوصيا هستند كه خداوند ايشان را بر روي زمين برای هدايت مردم نگاه مي دارد، يا اوصيا و اماماني كه بازماندگان انبيا در ميان امت خود هستند. بنابراين، وي «بقية» را به معناي «مَن اَبْقاه» ميداند، يعني كسي كه خداوند او رانگاه داشته است٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اكنون كه تنها بازمانده از سلسله پيشوايان الاهى، مولاي ما حضرت مهدي(ع)است كه بقية الله و خليفة الله است، آن گونه كه فرمودند با اين لقب به ايشان هر روز سلام كنيم و به اين ذخيره الاهى كه در دوران امامتش هستيم ، متوسل و متمسك شويم كه همه بركات الاهى از طريق ايشان است كه به ما مى رسد و اوست كه بازمانده و دارنده فضايل همه انبياء و اولياء و امامان است و مقرب ترين فرد در درگاه الاهى و نزديكى و تقرب به او تقرب به خداي سبحان است و اوست كه خداوند در باره اش فرمود: براي شما خير است اگر مومن باشيد.سلام كنيم به آن جمال جميل با آن  لقب الاهيش:السلام عليك يا بقية الله...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار٢١١/٢٤.    ٢.اصول کافی٤١١/١.   ٣.تفسير نمونه٢٠٤/٩و تفسير آسان٣٦٤/٧.    ٤.کمال الدین/باب٣٨ ح١.   ٥.بحار٢١١/٢٤.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=327</id>
		<title>بقية الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=327"/>
		<updated>2023-10-27T06:04:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بقيّةاللّه ، تعبيرى قرآني و نيز از القاب معروف حضرت مهدي(ع) است. واژه «بقيه»؛ به معناي بازمانده و پاينده و آنچه از چيزي باقي گذاشته شود، مى باشد و آن مصدري است که به جاي اسم فاعل يا اسم مفعول بکار مي‌رود. «بقیة‌الله» ترکیبی عربی است؛ علامه مجلسی آن را «کسی که خدا او را نگه‌ داشته»معنا كرده است١. امام صادق(ع) در پاسخ اين سوال كه چگونه به حضرت مهدي(ع)سلام كنيم ، فرمود: «بگوئید: &amp;quot;السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَّةُ اللهُ&amp;quot; و سپس آیهٔ ۸۶ سورهٔ هود را خواندند:« بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»يعنى آنچه خدا برای شما باقی می‌گذارد (بقیةالله)براي شما بهتر است، اگر واقعاً به خدا ایمان دارید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{اصول کافی٤١١/١.}}&amp;lt;/ref&amp;gt;».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول اكرم(ص)و امام باقر(ع)نيز روايت شده كه فرمودند: هنگامي كه مهدي موعود خروج كند پشت مبارك خود را به كعبه مي‎دهد و تعداد ٣١٣ نفر مرد در اطراف آن بزرگوار اجتماع مي‎نمايند. اول سخني كه آن حضرت مي ‎فرمايد: همين آيه است: « بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ». سپس مي‎فرمايد: من همان بقيةالله  و حجت و خليفه خدا بر شما مي ‎باشم؛و هيچ ‎كسي به آن بزرگوار سلام نمي ‎كند مگر اينكه مي ‎گويد:&amp;quot; السلام عليك يا بقيةالله في ارضه &amp;quot;٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روايت احمد بن اسحاق‌ بن سعد اشعري نيز زماني كه به محضر [[امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسكرى(ع)]] شرفياب شد، آمده كه وقتى او درباره جانشين آن حضرت سؤال کرد؛ حضرتش کودکي خردسال همچون قرص ماه را به او نشان داد. احمد بن اسحاق پرسيد: آيا نشانه‌اي هست تا قلبم اطمينان يابد؟ آن کودک زبان گشود و با زبان عربي فصيح چنين فرمود: «اَنَا بَقِيَّةُ اللّهِ فِي اَرْضِهِ وَالمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يا اَحْمَدَ بنَ اِسْحاقَ». يعنى من بقيةالله بر روي زمين هستم و من منتقم از دشمنان اويم. اي احمد بن‌ اسحاق! بعد از ديدن[خود امام] ديگر ، نشانه و اثري طلب نکن!٤&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در روايات به هر وجود مباركي كه به اراده‎ي خداوند براي بشريّت باقي مي‎ماند، « بَقِيَّةُ اللَّهِ» گفته مي‎شود؛لذا به امامان هم بقية الله گفته مى شود چنان كه در زيارت جامعه هنگام سلام به همه امامان، به آنها با لقب بقية الله سلام مى كنيم و مى گوئيم:السلام علی الائمه الدعاة والقادة الهداة والسادة الولاة والذادة الحماة و اهل الذکر و اولی الامر و بقیة الله و خیرته...».علامه مجلسي از مناقب ابن شهرآشوب نقل ميكند كه «بقيةاللّه خيرلكم نَزَلَت فيهم»، يعني آية بقيةاللّه... دربارة ائمه نازل شده است. او همانجا در تفسير خود بر اين حديث كه «امامان بقيةالله اند» مي‌گويد: مقصود كساني از انبيا و اوصيا هستند كه خداوند ايشان را بر روي زمين برای هدايت مردم نگاه مي دارد، يا اوصيا و اماماني كه بازماندگان انبيا در ميان امت خود هستند. بنابراين، وي «بقية» را به معناي «مَن اَبْقاه» ميداند، يعني كسي كه خداوند او رانگاه داشته است٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اكنون كه تنها بازمانده از سلسله پيشوايان الاهى، مولاي ما حضرت مهدي(ع)است كه بقية الله و خليفة الله است، آن گونه كه فرمودند با اين لقب به ايشان هر روز سلام كنيم و به اين ذخيره الاهى كه در دوران امامتش هستيم ، متوسل و متمسك شويم كه همه بركات الاهى از طريق ايشان است كه به ما مى رسد و اوست كه بازمانده و دارنده فضايل همه انبياء و اولياء و امامان است و مقرب ترين فرد در درگاه الاهى و نزديكى و تقرب به او تقرب به خداي سبحان است و اوست كه خداوند در باره اش فرمود: براي شما خير است اگر مومن باشيد.سلام كنيم به آن جمال جميل با آن  لقب الاهيش:السلام عليك يا بقية الله...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار٢١١/٢٤.    ٢.اصول کافی٤١١/١.   ٣.تفسير نمونه٢٠٤/٩و تفسير آسان٣٦٤/٧.    ٤.کمال الدین/باب٣٨ ح١.   ٥.بحار٢١١/٢٤.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=326</id>
		<title>بقية الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=326"/>
		<updated>2023-10-27T06:02:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بقيّةاللّه ، تعبيرى قرآني و نيز از القاب معروف حضرت مهدي(ع) است. واژه «بقيه»؛ به معناي بازمانده و پاينده و آنچه از چيزي باقي گذاشته شود، مى باشد و آن مصدري است که به جاي اسم فاعل يا اسم مفعول بکار مي‌رود. «بقیة‌الله» ترکیبی عربی است؛ علامه مجلسی آن را «کسی که خدا او را نگه‌ داشته»معنا كرده است١. امام صادق(ع) در پاسخ اين سوال كه چگونه به حضرت مهدي(ع)سلام كنيم ، فرمود: «بگوئید: &amp;quot;السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَّةُ اللهُ&amp;quot; و سپس آیهٔ ۸۶ سورهٔ هود را خواندند:« بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»يعنى آنچه خدا برای شما باقی می‌گذارد (بقیةالله)براي شما بهتر است، اگر واقعاً به خدا ایمان دارید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{اصول کافی٤١١/١.}}».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول اكرم(ص)و امام باقر(ع)نيز روايت شده كه فرمودند: هنگامي كه مهدي موعود خروج كند پشت مبارك خود را به كعبه مي‎دهد و تعداد ٣١٣ نفر مرد در اطراف آن بزرگوار اجتماع مي‎نمايند. اول سخني كه آن حضرت مي ‎فرمايد: همين آيه است: « بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ». سپس مي‎فرمايد: من همان بقيةالله  و حجت و خليفه خدا بر شما مي ‎باشم؛و هيچ ‎كسي به آن بزرگوار سلام نمي ‎كند مگر اينكه مي ‎گويد:&amp;quot; السلام عليك يا بقيةالله في ارضه &amp;quot;٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روايت احمد بن اسحاق‌ بن سعد اشعري نيز زماني كه به محضر [[امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسكرى(ع)]] شرفياب شد، آمده كه وقتى او درباره جانشين آن حضرت سؤال کرد؛ حضرتش کودکي خردسال همچون قرص ماه را به او نشان داد. احمد بن اسحاق پرسيد: آيا نشانه‌اي هست تا قلبم اطمينان يابد؟ آن کودک زبان گشود و با زبان عربي فصيح چنين فرمود: «اَنَا بَقِيَّةُ اللّهِ فِي اَرْضِهِ وَالمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يا اَحْمَدَ بنَ اِسْحاقَ». يعنى من بقيةالله بر روي زمين هستم و من منتقم از دشمنان اويم. اي احمد بن‌ اسحاق! بعد از ديدن[خود امام] ديگر ، نشانه و اثري طلب نکن!٤&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در روايات به هر وجود مباركي كه به اراده‎ي خداوند براي بشريّت باقي مي‎ماند، « بَقِيَّةُ اللَّهِ» گفته مي‎شود؛لذا به امامان هم بقية الله گفته مى شود چنان كه در زيارت جامعه هنگام سلام به همه امامان، به آنها با لقب بقية الله سلام مى كنيم و مى گوئيم:السلام علی الائمه الدعاة والقادة الهداة والسادة الولاة والذادة الحماة و اهل الذکر و اولی الامر و بقیة الله و خیرته...».علامه مجلسي از مناقب ابن شهرآشوب نقل ميكند كه «بقيةاللّه خيرلكم نَزَلَت فيهم»، يعني آية بقيةاللّه... دربارة ائمه نازل شده است. او همانجا در تفسير خود بر اين حديث كه «امامان بقيةالله اند» مي‌گويد: مقصود كساني از انبيا و اوصيا هستند كه خداوند ايشان را بر روي زمين برای هدايت مردم نگاه مي دارد، يا اوصيا و اماماني كه بازماندگان انبيا در ميان امت خود هستند. بنابراين، وي «بقية» را به معناي «مَن اَبْقاه» ميداند، يعني كسي كه خداوند او رانگاه داشته است٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اكنون كه تنها بازمانده از سلسله پيشوايان الاهى، مولاي ما حضرت مهدي(ع)است كه بقية الله و خليفة الله است، آن گونه كه فرمودند با اين لقب به ايشان هر روز سلام كنيم و به اين ذخيره الاهى كه در دوران امامتش هستيم ، متوسل و متمسك شويم كه همه بركات الاهى از طريق ايشان است كه به ما مى رسد و اوست كه بازمانده و دارنده فضايل همه انبياء و اولياء و امامان است و مقرب ترين فرد در درگاه الاهى و نزديكى و تقرب به او تقرب به خداي سبحان است و اوست كه خداوند در باره اش فرمود: براي شما خير است اگر مومن باشيد.سلام كنيم به آن جمال جميل با آن  لقب الاهيش:السلام عليك يا بقية الله...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار٢١١/٢٤.    ٢.اصول کافی٤١١/١.   ٣.تفسير نمونه٢٠٤/٩و تفسير آسان٣٦٤/٧.    ٤.کمال الدین/باب٣٨ ح١.   ٥.بحار٢١١/٢٤.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=324</id>
		<title>بقية الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A8%D9%82%D9%8A%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=324"/>
		<updated>2023-10-27T05:55:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mashhadi314: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;بقيّةاللّه ، تعبيرى قرآني و نيز از القاب معروف حضرت مهدي(ع) است. واژه «بقيه»؛ به معناي بازمانده و پاينده و آنچه از چيزي باقي گذاشته شود، مى باشد و آن مصدري است که به جاي اسم فاعل يا اسم مفعول بکار مي‌رود. «بقیة‌الله» ترکیبی عربی است؛ علامه مجلسی آن را «کسی که خدا او را نگه‌ داشته»معنا كرده است١. امام صادق(ع) در پاسخ اين سوال كه چگونه به حضرت مهدي(ع)سلام كنيم ، فرمود: «بگوئید: &amp;quot;السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَّةُ اللهُ&amp;quot; و سپس آیهٔ ۸۶ سورهٔ هود را خواندند:« بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»يعنى آنچه خدا برای شما باقی می‌گذارد (بقیةالله)براي شما بهتر است، اگر واقعاً به خدا ایمان دارید٢».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول اكرم(ص)و امام باقر(ع)نيز روايت شده كه فرمودند: هنگامي كه مهدي موعود خروج كند پشت مبارك خود را به كعبه مي‎دهد و تعداد ٣١٣ نفر مرد در اطراف آن بزرگوار اجتماع مي‎نمايند. اول سخني كه آن حضرت مي ‎فرمايد: همين آيه است: « بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ». سپس مي‎فرمايد: من همان بقيةالله  و حجت و خليفه خدا بر شما مي ‎باشم؛و هيچ ‎كسي به آن بزرگوار سلام نمي ‎كند مگر اينكه مي ‎گويد:&amp;quot; السلام عليك يا بقيةالله في ارضه &amp;quot;٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روايت احمد بن اسحاق‌ بن سعد اشعري نيز زماني كه به محضر [[امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسكرى(ع)]] شرفياب شد، آمده كه وقتى او درباره جانشين آن حضرت سؤال کرد؛ حضرتش کودکي خردسال همچون قرص ماه را به او نشان داد. احمد بن اسحاق پرسيد: آيا نشانه‌اي هست تا قلبم اطمينان يابد؟ آن کودک زبان گشود و با زبان عربي فصيح چنين فرمود: «اَنَا بَقِيَّةُ اللّهِ فِي اَرْضِهِ وَالمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يا اَحْمَدَ بنَ اِسْحاقَ». يعنى من بقيةالله بر روي زمين هستم و من منتقم از دشمنان اويم. اي احمد بن‌ اسحاق! بعد از ديدن[خود امام] ديگر ، نشانه و اثري طلب نکن!٤&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته در روايات به هر وجود مباركي كه به اراده‎ي خداوند براي بشريّت باقي مي‎ماند، « بَقِيَّةُ اللَّهِ» گفته مي‎شود؛لذا به امامان هم بقية الله گفته مى شود چنان كه در زيارت جامعه هنگام سلام به همه امامان، به آنها با لقب بقية الله سلام مى كنيم و مى گوئيم:السلام علی الائمه الدعاة والقادة الهداة والسادة الولاة والذادة الحماة و اهل الذکر و اولی الامر و بقیة الله و خیرته...».علامه مجلسي از مناقب ابن شهرآشوب نقل ميكند كه «بقيةاللّه خيرلكم نَزَلَت فيهم»، يعني آية بقيةاللّه... دربارة ائمه نازل شده است. او همانجا در تفسير خود بر اين حديث كه «امامان بقيةالله اند» مي‌گويد: مقصود كساني از انبيا و اوصيا هستند كه خداوند ايشان را بر روي زمين برای هدايت مردم نگاه مي دارد، يا اوصيا و اماماني كه بازماندگان انبيا در ميان امت خود هستند. بنابراين، وي «بقية» را به معناي «مَن اَبْقاه» ميداند، يعني كسي كه خداوند او رانگاه داشته است٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اكنون كه تنها بازمانده از سلسله پيشوايان الاهى، مولاي ما حضرت مهدي(ع)است كه بقية الله و خليفة الله است، آن گونه كه فرمودند با اين لقب به ايشان هر روز سلام كنيم و به اين ذخيره الاهى كه در دوران امامتش هستيم ، متوسل و متمسك شويم كه همه بركات الاهى از طريق ايشان است كه به ما مى رسد و اوست كه بازمانده و دارنده فضايل همه انبياء و اولياء و امامان است و مقرب ترين فرد در درگاه الاهى و نزديكى و تقرب به او تقرب به خداي سبحان است و اوست كه خداوند در باره اش فرمود: براي شما خير است اگر مومن باشيد.سلام كنيم به آن جمال جميل با آن  لقب الاهيش:السلام عليك يا بقية الله...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار٢١١/٢٤.    ٢.اصول کافی٤١١/١.   ٣.تفسير نمونه٢٠٤/٩و تفسير آسان٣٦٤/٧.    ٤.کمال الدین/باب٣٨ ح١.   ٥.بحار٢١١/٢٤.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mashhadi314</name></author>
	</entry>
</feed>