<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://wikimahdi.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Mousavinia</id>
	<title>ویکی‌مهدی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://wikimahdi.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Mousavinia"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Mousavinia"/>
	<updated>2026-06-07T02:34:19Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.11</generator>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=1031</id>
		<title>صاحب الزمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=1031"/>
		<updated>2025-01-23T17:05:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مولاي ما حضرت ولى اللَّه الاعظم، صاحب الزمان(عج) است ؛ يكي از معاني آن اين است كه ايشان، پيشوا و امام زمان خویش است. از آنجا که هیچ گاه زمین از حجت خالى نیست، در هر زمان یک نفر از اولیاى الهى، امام زمان خود و حجّت الهى و خلیفه الهى در روى زمین است. بنابر اين معنا«صاحب الزمان» به معناى امام زمان و حجت خدا در روى زمین است و طبق آيه اولى الامر(اى اهل ایمان،از خدا و از پیامبر و صاحبان امرتان اطاعت نمایید»١ اطاعت از او که امام زمان و صاحب زمان و صاحب امر -به این معنا که حجت خدا بر روى زمین است و بر زمان و مکان و تمام موجودات امکانى احاطه دارد و این احاطه و تسلّط، به اذن و اجازه الهى است، واجب مى باشد.بر این اساس،  لقب مبارک «صاحب الزمان»، به معناى صاحب اختیار و مدبر این زمان است و اين شرك نيست چرا که مالکیت و مدیریت امام زمان در طول مالکیت خدای متعال است نه در عرض آن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از چه زمانى امام مهدى(ع) به اين لقب خوانده شد؟ مطابق روایات، آن حضرت از آغاز زندگى بدین لقب، خوانده مى شد. حسین بن حسن علوى مى گوید :«در سامرا بر حضرت عسکرى وارد شدم و او را در ولادت آقایمان، &amp;quot;صاحب الزمان&amp;quot; تهنیت و شادباش گفتم».در روایت اسماعیل نوبختى هم آمده است : حضرت عسکرى(ع) خطاب به فرزند خود فرمود : «بشارت باد تو را که تو صاحب الزمانى...»٢. در كاربرد اين لقب براي حضرت مهدي(ع) شيعيان، تنها نيستند بلكه اهل سنت هم، همراهند آنجا كه يكي از علماي اهل سنت بنام گنجى شافعى كتابي را در مورد آن حضرت نوشته و نام آن را &amp;quot;البيان في اخبار صاحب الزمان&amp;quot; نهاده است؛ لذا او به تعيين الاهى،امير زمان و صاحب زمان و حاكم و مسلط بر آن است از هنگام درگذشت پدر گراميش تا وقتي كه با اراده الاهى زمين را به ارث برد و علاوه بر حاكميت باطنى، حاكميت ظاهري نيز در اختيار او قرار گيرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معناي دومى كه براي صاحب الزمان گفته شده، برگرفته از معناي مصاحبت و همنشينى و همراهى است. واژه &amp;quot;صاحب&amp;quot; به معنای همراه، یار، دوست و هم عصر است، علاوه بر معناي مالک که در فارسی متبادر به ذهن است. بنابر این صاحب الزمان یعنی کسی که همراه زمان است و در این عصر و زمان به سر می برد و مصاحب است براي كساني كه با او همنشين باشند كه واژه هاي اصحاب و صحابه هم از همين ريشه و به همين معناست و در قرآن هم اين واژه به همين معنا به كار رفته است آنجا که می فرماید: &amp;quot;ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوی&amp;quot;٣ يعنى مصاحب و هم روزگارتان گمراه نشده و به بیراه نرفته است. نیز: &amp;quot;وَ ما صاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ&amp;quot;٤ يعنى اين همنشين و هم‏روزگارتان دیوانه نیست.؛و نيز در داستان موسى و خضر كه مدتي با هم همراه و مصاحب شدند:&amp;quot;قالَ إن سألتُكَ عن شيءٍ بعدَها فلا تُصاحِبني&amp;quot;٥ يعنى اگر بعد از اين از تو سؤالي كردم با من همراهى و مصاحبت نكن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر دو معنا كه صاحب الزمان بيان شد زيبا و شيرين و عبرت آموز است؛ صاحب به معناي مالك و مدير و حاكم و آشنا و مسلط بر زمان، يك آرامش و اطمينانى به منتظران مى بخشد كه احساس مى كنند نگاهبان و مالكى دارند كه از سوي خداوند تدبير امور آنان را در دست با كفايت خود دارد و آنان را حفظ مى فرمايد و نبايد نگران هيچ چيز باشند و تنها و بي ياور و بي پيشوا نيستند و غلبه ظاهري ظالمين نمى تواند آنها را از بين ببرد چون صاحب دارند. معناي دوم نيز سرشار از نشاط و اميد و مهر است زيرا منتظران، امام را همراه و همنشين و مصاحب خويش دانسته و با آن حضرت دل مى دهند و قلوه مى گيرند، در تنهايي با او نجوا مى كنند و راز دل مى گويند و حاجات خود را مى خواهند و اوامرش را اجرا مى كنند و در سلك اصحاب او درمى آيند و به آداب صحابه، خدمتگزارش مى شوند و اين مصاحبت و همنشينى و همراهى با آقا و مالك و حاكم حقيقي زمان را با هيچ چيز عوض نمى كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.نساء/٥٩.    ٢. بحارالانوار٣٢٤/٥٣.    ٣.نجم/٢.    ٤.تكوير/٢٢.   ٥.كهف/٧٦.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B7%D8%B1%D9%8A%D8%AF&amp;diff=1029</id>
		<title>طريد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B7%D8%B1%D9%8A%D8%AF&amp;diff=1029"/>
		<updated>2025-01-23T17:04:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;يكي از القاب حضرت بقية الله(ع)، &amp;quot;طريد&amp;quot;است . طريد، صفت مشبهه بر وزن فعیل از ریشه &amp;quot;طرد&amp;quot; و در لغت به معنای رانده شده به کار می رود و جمع آن، &amp;quot;طرائد&amp;quot; است.اصبغ بن نباته مى گويد: شنيدم از امیرالمؤمنین (ع)كه مى فرمود: &amp;quot;صاحب این امر، شرید، طرید، فرید و وحید است&amp;quot;١. &amp;quot;طرید، به معنای رانده شده از خلق که می توان گفت از نظر معنایی نزدیک به «شرید» می باشد. اين كه چرا آن حضرت به اين لقب خوانده مى شود بايد گفت : &amp;quot;طرید&amp;quot; به کسی اطلاق می شود که کنار گذاشته شده است. امام زمان(ع) به راستی در این زمان طرد شده هستند؛ چرا که قدر و منزلت ایشان آن گونه که باید، دانسته نمی شود و هیچ یک از مراحل شکر در برابر این نعمت عظیم الهی، به طور شایسته ادا نمی گردد. تا جایی که مردم، ولیّ نعمت خویش را کنار گذاشته اند و- فهمیده یا نفهمیده- ایشان را با قلب و زبان و عمل خویش طرد کرده اند٢.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عیسی خشاب گوید: به امام حسین(ع) گفتم: آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود: &amp;quot;خیر، اما صاحب الامر، طرید (رانده شده) و شرید (رانده، تنها، رها شده) است و خونخواه پدرش و دارای کنیه عمویش می باشد&amp;quot;٢. داوود بن کثیر رقّی- از یاران برجسته امام موسی کاظم(ع) -نيز می گوید: از امام ابوالحسن موسی بن جعفر(ع) درباره صاحب این امر پرسیدم. ایشان فرمودند: «او طرد شده تنها، غریب، پنهان از نزدیکانش و به خاطر کشته شدن پدرش مظلوم است٣»امام رضا(ع) از پيامبر اكرم(ص) روايت مى‌كند كه فرمودند: «فداى آن فرزند بهترين كنيزان ... آن تنهاى يگانه و رانده‌ شده كه انتقام خون پدر و جدّش را نگرفته است، آن‌كه صاحب غيبت طولانى است و در موردش گفته مى‌شود: مرده، يا كشته شده، معلوم نيست در كجاست؟»٤&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لقب ديگر آن حضرت &amp;quot;شرید&amp;quot; است كه نزديك به همين معناست.حاجی نوری (ره) در معنای «شرید» می گوید: «رانده شده از مردمی که آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شکر گزاری و مقام حقش بر نیامدند؛ بلکه پس از این که از دست یافتن بر او ناامید شدند، به قتل و قمع ذریه طاهره ایشان پرداختند و به کمک زبان و قلم، سعی بر بیرون راندن نام و یاد او، از قلوب و اذهان مردم کرده اند۵.«فرید» و «وحید» - یعنی تنها- دو لقب ديگر آن حضرت كه مرتبط با معناي طريد هستند، به کسی گفته می شود که متناسب با شأن و مقام خود، یاران همراه نداشته باشد، «کسی به او مراجعه نکند» و «اعوان و انصار نداشته باشد. «سَدیر صیرفی می گوید: بر امام صادق(ع) وارد شدم و عرض کردم: قسم به خدا خانه نشینی برای شما جائز نیست! حضرت فرمودند: چرا ای سدیر؟ عرض کردم: به خاطر زیادی دوستان و شیعیان و یاران شما! به خدا قسم اگر امیرمؤمنان(ع)  شیعیان و یاران و دوستان شما را داشت، تیم و عَدِیّ (قبیله ابوبکر و عمر) نسبت به او طمع نمی کردند يعنى خلافت را از او غصب نمی نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت فرمودند: ای سدیر! فکر می کنی این ها چه تعداد هستند؟ گفتم: صدهزار، فرمودند: صد هزار!؟ عرض کردم: بلی (بلکه) دویست هزار. فرمودند: دویست هزار!؟ گفتم: بلی و (بلکه) نصف دنیا. در این جا حضرت سکوت کردند، پس از اندکی فرمودند: می توانی با ما تا «یَنبُع» بیایی؟ گفتم: بلی... با ایشان رفتیم تا این که وقت نماز رسید، به من فرمودند: ای سدیر، پیاده شویم نماز بخوانیم... (آن جا) جوانی را دیدند که بزغاله هایی می چراند. پس فرمودند: به خدا قسم اگر شیعیان من به تعداد این بزغاله ها بود، خانه نشین بر من جائز نبود.  پس از فراغت از نماز متوجّه بزغاله ها شدم و آن ها را شمردم، هفده رأس بودند!٦ در این میان، تنها عدّه بسیاربسیار اندکی هستند، که امام را در غيبتش و حضورش ياري مى كنند و براي فرجش دعا مى نمايند و با زاری، تضرّع، عجز و لابه، از خداوند مى خواهند که این چشمه زلال آشکار شود و الطاف و نعمت های الاهى بر زمین جاری گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.کمال الدین/۱ باب ۲۶، ح ۱۳.     ٢.آفتاب در غربت /۳۴۸.  ٣. كمال الدين٣١٨/١.   ٤. همان، باب٣٤،ح٤.    ٥.نجم ثاقب١/١١٢.       ٦.اصول کافی/ کتاب الایمان والکفر/ بابُ فی قلَة عدد المؤمنین/ ح۱.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84&amp;diff=1027</id>
		<title>عادل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84&amp;diff=1027"/>
		<updated>2025-01-23T17:04:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;عادل&amp;quot; و &amp;quot;عدل&amp;quot; هر دو از القاب حضرت بقية الله (ع) هستند.عادل اسم فاعل و عدل، مصدر از ریشه «عدل» و از اسماء الهی و به معنای دادگر و منصف و دادگري است.امام صادق (ع) فرمودند:&amp;quot; إِنَّ اللهَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَتْرُکَ الْأَرْضَ بِغَیْرِ إِمَامٍ عَادِلٍ&amp;quot;؛ خدا بزرگتر و بزرگوارتر از آن است که روی زمین را بدون امام عادل بگذارد١.در واقع اين صفت براي همه امامان است اما در امام دوازدهم، شهره است چون او عدالت را در سراسر زمين تحقق مى بخشد. در زیارت حضرت صاحب الامر(ع) هم آمده: «السَّلَامُ عَلَی الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَر؛ سلام بر آن قائم منتظر و عادل( بلكه عدالت) مشهور »٢. وقتي كسي در فاعليت، بسيار شهره باشد او را به شكل مصدري،هم مى خوانند و امام عليه السلام چنان در عدالت شهره است كه او را عدالت مشهور گفته اند. لذا اين واژه &amp;quot;وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ&amp;quot; در این بخش از دعای افتتاح، از القاب پر تامل آن حضرت است به گونه ای که عدل را به جای عادل آورده است و به جای اینکه امام عادل بگويد، عدلِ منتظَر يعنى عدلي كه انتظارش را مى كشند، وارد شده است که نشانه قوت و شدت و ناب بودن عدالت حضرت مهدی موعود(ع) است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين سخن پيشواي ششم ما ، امام صادق(ع)است كه فرمود:&amp;quot;چون حکومت بنی فلان ،سپری شود خداوند به وسيله مردی از ما ، بر اهل بیت آل محمّد (ص)،منّت می نهد؛ او كسي است که با تقوا گام بر می دارد و براساس هدایت رفتار می کند و در کارهایش رشوه نمی گیرد. به خدا سوگند نام خود و نام پدرش را می دانم. آن گاه به محضر امام عادل از ما می رسد که صاحب خال و اصالت و نجابت والدين و حافظ اسرار امامت و امانت های الهی است و جهان را پر از داد و عدالت می کند&amp;quot;٣. در زیارت دیگر صاحب الامر آمده: «اللَّهُمَّ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً؛ خدایا پر کن به وسیله او، زمین را از عدل و داد چنانچه از ظلم و جور مالامال شده باشد»٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سيره و روش عدالت مهدوي است كه نسبت به کارگزاران خود به شدت عدالت به خرج می دهد؛ قاضیان ناصالح را برکنار می کند؛ زمین هایی که به ناحق تصرف شده را می گیرد،؛فرمانروایان ستمگر را برکنار می کند، زمین را از فریب کاران پاک کرده و به عدالت رفتار می کند و ترازوی عدل و داد واقعي را برپا خواهد کرد و عدالت در همه جوانب و مناسبات زندگی انسان ها سیطره پیدا می کند. همانطور که سرما و گرما وارد زندگی انسان می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;ناشر العدل&amp;quot; تعبير زيباي ديگري است كه براي آن حضرت در دعاها و زيارات آمده است؛&amp;quot; ناشر العدل&amp;quot;يعنى بر پا دارنده و گسترنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتی. در آن زيارت و سلام مخصوص به ايشان ، عرض مى كنيم: &amp;quot;سلام الله الکامل التّامّ الشّامل العامّ ،وصلواته الدّائمة و برکاته القائمة التّامّه ،عل حجّة الله و ولیّه فی أرضه و بلاده، و خلیفته علی خلقه و عباده ،و سلالةالنّبوّة ،و بقیّة العترة و الصّفوة ،صاحب الزّمان ،و مظهر الایمان ،و ملقّن أحکام القرآن ،و مطهّر الأرض و ناشر العدل فی الطّول و العرض ،والحجّة القائم المهدیّ ...&amp;quot;٥ يعنى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام کامل ، تمام ، شامل و عامّ خداوند و درودهای همیشگی و برکات پاینده و کامل خدا ، بر حجّت خدا و ولیّ او بر روی زمین و شهرهای او و جانشین او بر آفریدگان او و بندگانش و برنسل پاک نبوّت و باقی مانده عترت و برگزیدگان ، حضرت صاحب الزّمان و آشکار کننده ایمان و آموزنده و معلم احکام قرآن و پاک کننده زمین و نشر دهنده عدل در طول و عرض(جهان )و حجّت قائم مهدی ... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.اصول کافی١٧٨/١.   ٢.بحار الانوار١٠١/٩٩.   ٣.بحار الانوار٢٦٩/٥٩.     ٤.همان١١٨/٩٩.   ٥. مفاتيح الجنان.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9&amp;diff=1025</id>
		<title>عين الحياة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9&amp;diff=1025"/>
		<updated>2025-01-23T17:03:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از القاب حضرت بقية الله(ع)، &amp;quot;عين الحياة&amp;quot; يعنى چشمه زندگانى است كه در زيارت روز جمعه خطاب به ان حضرت مى گوئيم:&amp;quot;السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاة&amp;quot;. تعبير &amp;quot;ماء&amp;quot; در آيه شريفه &amp;quot;بگو اگر آب (چشمه ها و چاه ها و منابع أبي شما)در زمين فرو رود، چه كسي است كه آب روان و گوارا را براي شما بياورد؟!(قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ)١ در مورد حضرت ولي عصر(ع) تأويل شده است:امام باقر(ع) فرمود:&amp;quot;اگر امام شما غايب باشد چه كسى براى شما امام ظاهر مى‌ فرستد كه اخبار آسمان‌ها و زمين و حلال و حرام را براى شما بگويد؟&amp;quot;٢. پس تعبير آب گوارا و چشمه سابقه دارد اما آيا حيات و زندگانى هم ريشه قرآنى دارد؟ امام باقر(ع) در تفسير آيه شريفه &amp;quot;بدانيد كه خداوند زمين را بعد از مُردنش حيات مي بخشد و زنده مى كند&amp;quot;(إعلموا أن الله يحيي الارض بعد موتها)٣، مى فرمايد:&amp;quot;خداوند عزوجلّ ، آن را بعد از مرگش توسط قائم(ع) زنده مى كند&amp;quot;٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصولاً &amp;quot;حياة&amp;quot;، علاوه بر معناي زندگى طبيعى ، يك معناي معنوي هم دارد كه آن هدايت و معرفت و عبوديت است كه حيات واقعى انسان ها در گرو دستيابي به آن است و كار پيامبران و اولياي الاهى رساندن انسان به اين حيات معنوي است.قرآن مى فرمايد:اي مومنان! اجابت كنيد دعوت خدا و رسول را كه شما را به چيزي كه موجب حيات شماست فرا مى خوانند&amp;quot;( يا ايها الذين امنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم)٥. يعنى اگر حيات معنوي مى خواهيد بايد دعوت خدا و فرستادگانش را اجابت نماييد. حيات قلبي و روحانى فقط از اين طريق نصيب شما مى شود تا از مرگ جهل و كفر نجات يابيد؛ زمين مرده، همان قلب مرده است كه اسير جهل و كفر است و اين قلب مرده ، احياگري چون رسول و امام مى خواهد تا آن را با آب حياتبخش معرفت و علم از مردگي جهل نجات دهد و زنده نمايد.اين است كه امام، عين الحيات است؛چشمه زندگانى معنوي و حقيقي است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعبير &amp;quot;عين الحيوة&amp;quot; يك ظرافت ديگر هم دارد و آن &amp;quot;چشمه آب زندگاني&amp;quot;است كه گويند اگر كسي از آن بنوشد حيات جاودان يابد؛ اگر كسي به دنبال آب زندگاني است كه با نوشيدن آن، حيات جاودان يابد، راهش اتصال به امام است تا با نوشيدن هدايت و علم از آن منبع لايزال الاهى، به جاودانگى برسد. راهش پيوند با ولي الله الاعظم(ع) است؛ آنان كه خضر وار در ظلمات زندگى به دنبال آب حيات رفتند، آن را يافتند و متعالي شدند؛ بايد تلاش كرد تا با امام كه &amp;quot;عين الحياة&amp;quot;است، پيوند گيريم تا حيات مان عين حيات آنان، جاودانه شود كه در زيارت عاشورا مى خوانيم:خدايا زندگى و حيات مرا، چونان زندگى محمد و آل محمد صلوات الله عليهم قرار ده:(اللهم اجعل محياي محيا محمد و آل محمد).جز اين راه ديگرى براي زندگاني حقيقي و جاوداني نيست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روايت شده كه بانوئي به بغداد آمد و از رابط و وكيل بين امام زمان(ع)سؤال کرد، جناب حسین بن روح نوبختى را به وی معرفی کردند. به سوی او آمد و گفت: مالی را برای امام (ع) آورده ام، بگو که آن حضرت کجاست تا آن را به ایشان تسلیم کنم.حسین بن روح  به او گفت: برو و مال خود را در دجله بیانداز و نزد من برگرد. او رفت و آن را در دجله انداخته و بازگشت. همین که نشست، حسین بن روح به شخصی که کنارش نشسته بود، گفت: آن جعبه را به من بده. آن را به او داد، همان اموال بود، همان طور که قفل شده و هنوز آب آن نخشکیده بود!٦ مقصودش آن بود که جایگاه کسی که تنها شعاعى از حضرت بقية الله به وی رسیده و جرعه ای از آن آب زندگانى و عین الحیات را چیشده به آن زن نشان دهد و كمالاتى را به او بنمایاند؛ تا به او گفته باشد که: من چونان خضرم که به عین الحیات واصل شده است و هر کس که به آن منبع بپیوندد، مانند من شود! امروز احدي جز حضرت بقية الله(ع) نيست كه چشمه آب حيات باشد و داراي انفاس قدسي مسيحائي كه قلب هاي مرده با پيوند با او زنده و شاداب شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.ملك/٣٠.   ٢.تفسير نورالثقلين١٦٨/١٠.   ٣.حديد/١٧.    ٤. كمال الدين/٦٦٨.    ٥.انفال/٢٤.   ٦.كمال الدين/٦٥٣.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D8%A8&amp;diff=1023</id>
		<title>غائب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D8%A8&amp;diff=1023"/>
		<updated>2025-01-23T17:02:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;«غائب» از القاب مختص و مشهور حضرت مهدی عجّل الله فرجه در متون اسلامی است زيرا در بین ائمه اطهار فقط امام مهدی (ع) در غیبت به سر می برند که در فلسفه این غیبت طولانی نظرات مختلفی ارائه شده که اصلی ترین آن ها این است که غیبت امام، سری از اسرار الهی می باشد.در مورد ويژگي غيبت، امام موسی کاظم (ع) درباره حضرت مهدی (ع)فرمودند:&amp;quot;او طرد شده و تنها و غریب و پنهان از اهلش مى باشد و هنوز انتقام خون پدرش را نگرفته است(هُوَ الطَّرِیدُ الْوَحِیدُ الْغَرِیبُ الْغَائِبُ عَنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورُ بِأَبِیه)١؛ پدر بزرگوار امام زمان حضرت امام حسن عسکری (ع) در ضمن یک حدیث طولانی فرمودند: مثل او در این امت مثل حضرت «خضر» و «ذی القرنین» است. به خدا سوگند از دیده ها غائب می شود، یک غیبت طولانی و دراز که از هلاکت نجات پیدا نمی کند به جز کسی که خدایش او را در اعتقاد بر امامت او ثابت واستوار نگهدارد، و او را برای دعا به تعجیل فرج او موفّق بدارد٢. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در یکی از زیارات جامعه این گونه به امام زمان (عجّ)سلام می دهیم: «السَّلَامُ عَلَی الْإِمَامِ الْعَالِمِ الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ وَ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُون؛ سلام بر امام عالم و پنهان از دیده ها و حاضر در شهرها و پنهان از چشم ها»٣؛  و نيز در صلوات به امام زمان (ع) می خوانیم: خدایا درود بفرست بر محمّد و اهل بیت ایشان، و درود بفرست بر جانشین امام عسکری (ع) و وارث او که به امر تو قیام خواهد کرد، او که در بین خلق پنهان و غایب است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ صَلِّ عَلَی وَلِیِّ الْحَسَنِ وَ وَصِیِّهِ وَ وَارِثِهِ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ وَ الْغَائِبِ فِی خَلْقِکَ وَ الْمُنْتَظِرِ لِإِذْنِک»٤. در دعای شب نیمه شعبان که در کتاب بلدالأمین نقل شده نيز می خوانیم: «الْعَلَمُ النُّورُ فِی طَخْیَاءِ الدَّیْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ؛ رهنمای نور معرفت در این شب تاریک عالم، همان امام غایب پنهان از نظرها»٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نكته بسيار مهم در مورد غائب بودن امام اين است كه معناي غيبت در برابر ظهور است به اين معنا كه امام، ظاهر نيست يعنى ديده نمى شود يا ديده مى شود ولي شناخته نمى شود و اين ابداً به معناى عدم حضور نيست بلكه ايشان «حاضر» است و حضور دارد.همچنان که در یکی از زیارت های جامعه آمده است:سلام بر آن امامی که از دیده ها پنهان، امّا در شهرها حاضر است. از چشم ها غایب، امّا در خاطره ها حاضر است(السَّلَامُ عَلَی الْإِمَامِ الْعَالِمِ الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ وَ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَفْکَارِ)٦. همچنین در دعایی با ارزش به نام دعاي عبرات که از امام قائم (عجّ) روایت شده و در امور مهمّ و مشکلات بزرگ خوانده می شود، آمده است: پنهان از دیدگان، کسی که همیشه در شهرها حضور دارد ولی از چشم مردم پنهان می باشد، لیکن در اندیشه ها حضور دارد(الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ الْحَاضِرِ فِی الْأَفْکَار)٧.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين غائب بودن امام به معناي ديده نشدن يا ديده شدن و شناخته نشدن است چنانكه در روايت امام صادق(ع) است كه فرمود:به خدا قسم صاحب این امر، هر ساله در موسم حجّ حاضر شده، مردم را می بیند و می شناسد، مردم هم آن حضرت را می بینند، امّا نمی شناسند(وَ اللهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَیَحْضُرُ الْمَوْسِمَ کُلَّ سَنَهٍ یَرَی النَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ وَ لَا یَعْرِفُونَه)٨. ابوبصیر روایتی را نقل می کند که مردي آفریقایی نزد امام محمد باقر(ع)آمد و امام هم اخباری را از خانواده وی دادند و فرمودند: آیا می پندارید برای ما با شما، چشمانی نظاره گر و گوش هایی شنوا وجود ندارد؟ چه پندار نادرستی؛ به خدا قسم بر ما هیچ چیزی از اعمال شما پنهان نیست. پس همه ما را حاضر در نزد خود بدانید و خود را به کارهای پسندیده عادت دهید و اهل کارهای نیک شوید تا به آن شناخته شوید٩.علامه مجلسي ، بر حضور علمى امام تاكيد نموده و مى گويد منظور روايت اين است كه بدانید که همه ما نزد شما حاضر هستیم به وسیله علمی که داریم١٠.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار١٥١/٥١؛كمال الدين١٣٨/٢.     ٢.كمال الدين٨١/٢.   ٣.بحارالانوار١٩٣/٩٩.   ٤.همان١٠٢/٩٩.    ٥.مفاتيح الجنان به نقل از بلدالامين.     ٦.بحارالانوار١٩٣/٩٩.     ٧. همان٣٨٥/٩٢.    ٨.غيبت شيخ طوسي/٣٦٤. ٩.بحارالانوار٢٤٤/٤٦.     ١٠.همان و صحيفه مهديه/٩٧.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D9%88%D8%AB&amp;diff=1021</id>
		<title>غوث</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D9%88%D8%AB&amp;diff=1021"/>
		<updated>2025-01-23T17:01:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;quot;غوث&amp;quot; نيز از القاب مشهور حضرت بقية الله(عج) است كه به معناي ياري رساندن و اعانت و به فرياد رسيدن است.پيامبر اكرم(ص) فرمود:هر گاه شمشیر به گلویت رسید( و با دست مبارک به گلوی خویش اشاره فرمود) پس به حضرت حجت استغاثه جو که او به فریادت میرسد , او برای هر کس که به او پناه برد و از او استغاثه جوید , پشت و پناه و فریاد رس است؛(غوث است براي كسي كه به او استغاثه برد و او غیاث المستغیثین است.در شرايط دشوار به او استغاثه كن و بگو بگو: &amp;quot;يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ! أَنَا مُسْتَغِيثٌ بِكَ&amp;quot; یا بگو: &amp;quot;يا صاحب الزمان! أغثني! يا صاحب الزمان أدركني‏!&amp;quot;٢: اى صاحب الزمان، مرا ياري كن من به شما روي آورده و ياري مى خواهم، مرا درياب...از اين لقب، در در زيارت آل ياسين نيز  ياد شدهاست:« السلام عليك ايها العلم المنصوب و العلم المصبوب و الغوث و الرحمة الواسعة»٣.سلام بر تو اي پرچم الاهى و دانش سرشار و فريادرس و رحمت گسترده.و در زيارات ديگر هم مى خوانيم:السَّلامُ عَلَيْكَ يا غَوْثَ الْمَلْهُوفينَ.السَّلامُ عَلَيْكَ يا غَوْثَ الْمُسْتَغيثينَ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبارت &amp;quot;المستغاث&amp;quot; كه در مورد آن حضرت به كار مى رود ناظر به همين ويژگي &amp;quot;غوث&amp;quot; بودن ايشان است ، مستغاث يعنى كسي كه از او طلب ياري و فريادرسي مى كنند. شاعر نيز گفته است:دجال فتنـه آمده، الغوث، الامان/ ای مستغاث سرّ و عَلَن ظاهر و نـهان/من راز خود بگویم و تو آگهی ز راز/از حادثات دهر جفا پیشـه وارهان/«یحیی» کـه کرده هست مدیح تو حِرْزِ جان/ یَرْجُو زلاِل فضلکَ یا صاحب الزمان!  فيض كاشانى هم گفته است:جان ندارد جز تو کس یا مستغاث/ خسته را فریاد رس یا مستغاث /خسته دل در غم تو بستهٔ چند/ ناله هاي چون جرس یا مستغاث /هر دمم خاری زند در دل خسی /بگسلم زین خار و خس یا مستغاث /مرغ جان را بال همت برگشای /تا بپرد زین قفس یا مستغاث /مى رباید دل زمن هر دم بتی /هم تو گیرش باز پس یا مستغاث /محو خود کن فیض را تابی رخت /بر نیارد یک نفس یا مستغاث/رحم کن بر بی دل بیچاره اى/کو ندارد جزتو کس یامستغاث...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان ابو الوفاء شیرازی که شرح آن در كتب معتبر آمده ، جالب است: او در زندان گرفتار بود تا وقتی که حکم قتل به او دادند. وی توبه و تضرع بسیار با خداوند متعال کرد و متوسل به ائمه اطهار گردید . تا آنکه به خواب رفت و حضرت رسول(ص) را در خواب دید . برای او بیان فرمودند که باید در هر حاجتی به یک نفر از ما متوسل شوید و شرح هر حاجتی را نسبت به هر امامی بیان کردند تا آنکه فرمودند: هر گاه شمشیر به گلویت رسید، یعنی کار بر تو خیلی سخت شد، بگو: «یا صاحب الزمان اغثنی، یا صاحب الزمان ادرکنی » که تو را اعانت می فرماید . او در همان حال استغاثه کرد و دید که آن حضرت از جانب آسمان ظاهر شدند و فرمودند کار تو را انجام دادم . در اثر آن فردا از قتل نجات یافت٤.عراقي در دارالسلام٥ نيز اين دعا را كه در تشرفي ، امام تعليم فرمودند را آورده:« یا محمد یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان ادرکنی و لا تهلکنی ».يعنى ضمن توسلبه سه نور پاك، نجات به دست صاحب الزمان(ع) است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استغاثه به امام زمان(ع)برای هر کس و در هر زمان ، از توسلات مهم عظیم است زیرا در آنها اعتراف به مقام جلیل حضرت ولی الله اعظم مى شود که واسطه همه فیوضات خداوند متعال می باشد و تعظیم و تجلیل و تشریف از برای شأن جلیل آن جناب  بجا آورده می شود و این مطلب بی نهایت نزد خداوند محبوب است و وسیله تقرب بنده نزد او می شود و به این سبب گرفتاری او را زود اصلاح می فرماید، زيرا خداوند متعال خود بر حسب تعداد زیادی از روایات در لیله القدر و درهر صبح و شام ملائکه را نزد امام  نازل می فرماید، و هر امری که برای بندگان مقدر فرموده نزد ایشان می آورند و به دست ایشان و به امر و نهی ایشان ملائکه آن را جاری می نمایند و در شرايط فريادرسي هم آمده كه از گناهان خود به قلب و زبان توبه واقعی نماید و اعمال شنیع و زشتی را می داند که مرتکب آن می باشد، ترک نماید و یا اگر ظلم و آزاری از او به کسی رسیده که می داند، او را از خود راضی نماید که این هر دو سبب جلب رحمت آن امام مهربان است.از متون موثر در استغاثه هم دعاي مشهور &amp;quot;عظم البلاء&amp;quot;٦ است .&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1019</id>
		<title>مأمول</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1019"/>
		<updated>2025-01-23T17:01:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;quot;مأمول&amp;quot; و &amp;quot;مؤمّل&amp;quot; به معناي آرزو شده و مورد اميد كه مردم به او اميد بسته و چشم انتظار اويند ، از القاب حضرت مهدي(ع) است.اين لقب در عبارت مشهور دعاي ندبه چنين آمده است:&amp;quot;این المومل لاحیاء الکتاب و حدوده؟&amp;quot;١ يعنى كجاست آن كسى كه براي احياي قرآن و حدود و احكام آن، مورد آرزو و چشمداشت است. &amp;quot;مؤمّل&amp;quot; اسم مفعول از باب تفعيل به معناي آرزو شده و مورد اميد از ريشه &amp;quot;أمل&amp;quot; به معنى آرزو می آید و آمال جمع آن است. مأمول نيز اسم مفعول مجرد از همين ريشه است و هر دو در روايات براي آن حضرت به كار رفته است.در زيارت و دعاي شريف آل ياسين، اين عبارت آمده است:&amp;quot;السلام عليك ايّهاالمقدّم المأمول&amp;quot; ٢يعنى سلام برآن مورد آرزو كه بر هر آرزو شده ديگري مقدم است، پيشوا و جلوداري كه آرمان همگان است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين لقب اشاره به کسی است که مردم به او امید بسته اند و چشم انتظار اویند. همه مردم دنیا چشم انتظار قیام آن منجی بزرگ اند تا با ظهور خویش ستم و تبعیض و تعدّی را از سرتاسر جهان برطرف ساخته، دنیا را پر از عدل و داد سازد. لقب مأمول و مؤمّل ، برآمده از این حقیقت است که چون همه آرزوی ظهور آن حضرت را دارند و پيشوائي چنين را چشم انتظارند به او امام مأمول می گویند.امير مومنان(ع) در پاسخ امام حسین(ع) كه از ايشان سوال می کند چه زمانی خدا زمین را از ظالمین پاک می کند؟ می فرماید:&amp;quot;...ثم يقوم القائم المأمول، والامام المجهول، له الشرف والفضل، وهو من ولدك يا حسين لا ابن مثله... طوبى لمن أدرك زمانه ولحق أوانه، وشهد أيامه&amp;quot;.» یعنی پس از رويدادهائي ، قائم آرزو شده و پيشواي ناشناخته قیام می کند، که برای او شرف و فضل است و او از فرزند توست ای حسین که فرزندی مثل او نیست...خوشا به حال كسي كه زمان او را درك كند و به روزگار او برسد و شاهد ايام او باشد&amp;quot;٢&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از روايت ديگري هم بر مى آيد كه خود حضرت عسكري(ع)فرزندشان را مؤمّل ناميدند و فرمودند:ظالمان خیال کردند که من را بکشند ، مى توانند این نسل را قطع کنند؛ حالا چگونه قدرت خدا را می بینند؟! خدا وقتی بخواهد کاری را انجام دهد وسایلش فراهم می شود، اگر چه همه مردم بر خلاف آن قدم بردارند. و بر عکس، گاهی تمام کارها می شود، تمام اسباب تهیه می شود ولی خدا نمی خواهد و کار انجام نمی شود. حضرت در این روایت تذکر داده اند که این ظالمان از قدرت خدا خبر ندارند و گمان می کنند با تحت نظر گرفتن من و بعد هم قتل من می توانند در برابر قدرت الاهی بایستند و از تولد موعود مؤمل و منتقم جلوگیری کنند٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو نكته لطيف نيز از اين لقب مستفاد مي شود:نخست آنكه جزو كساني كه آرزوي امام را دارند، طبق شريف انبياء و رسولان و امامان نيز هستند زيرا آنها نيز چشم انتظار آمدن او هستند تا به دست آن حضرت همه آرزوهاي تحقق نيافته شان در فراگيري ايمان و عدالت در روي زمين ، تحقق يابد زيرا امام مهدي(ع) مورد آرزو و مؤمل آل الله نيز هست لذا در همان زيارت آل ياسين مى خوانيم:&amp;quot;وأرني في آل محمد ما يأملون&amp;quot;يعنى خدايا به من بنمايان آنچه را كه آل محمد عليهم السلام، آرزويش را دارند؛زيرا آرزو أمل آنه نيز به ظهور امام گره خورده است. و نكته دوم آنكه در دوران غيبت آن حضرت نيز امام، آرمان ها و حاجات آنان را كه به او متوسل و متمسك باشند برآورده مى كند چون طلب هدايت و در خواست ياري در تقرب به خداي متعال و عبادت و نيل به شفاعت و نجات از ضلالت و وصول به حاجت و اين متوقف بر ظهور آن حضرت نيست و در طول دوران غيبت كه زمان امامت ايشان است اين امور له دست با كفايت ايشان انجام مى شود لذا هماره ايشان مورد آرزو و مؤلول و مؤمّل مى باشند و از اين جهت فرقي بين غيبت و ظهور نيست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١و٢.مفاتيح الجنان.      ٢.بحارالانوار٢٣٦/٥٢.     ٣.كافي٥١٤/١ و بحار٣٠/٥١.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D9%91&amp;diff=1018</id>
		<title>مضطرّ</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D9%91&amp;diff=1018"/>
		<updated>2025-01-23T17:00:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این لقب نيز از القاب مشهور امام عصر (ع)است. مضطر در لغت به معنای مجبور، ناگزیر، ملزم ، ناچار و درمانده می باشد. امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه:﴿أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَليلاً ما تَذَكَّرُونَ﴾يعنى کیست آن کس که درمانده را هنگامى كه وی را بخواند، اجابت می کند و رنج و غم و گرفتاری را برطرف می گرداند و شما را جانشینان این زمین قرار می دهد؟ آیا معبود دیگری به جز خدا و همراه او هست؟١؛ فرمودند:اين  آیه در شأن قائم نازل شده و سوگند به خدا منظور از مضطر در این آیه قائم آل محمد (ص) است وقتی که در آخرالزمان ستم و بیداد و فساد در نتیجه سلطه پیدا کردن مستکبران و انحراف مردم از صراط مستقیم ، سرتاسر جهان را پر ساخت آن حضرت در بین رکن و مقام [در مسجدالحرام] دو رکعت نماز می خواند و آنگاه دست به دعا برداشته از خداوند تعجیل در فرج خود را می خواهد؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسم به خدا که او &amp;quot;مضطر&amp;quot; است، هر وقت دعا کند، خدا دعایش را مستجاب می نمايد آري در اين هنگام ، پروردگار عالم دعای او را اجابت نموده و به او اذن ظهور می دهد و به دنبال این واقعه مبارک آن حضرت به برکت امدادهای غیبی و هم چنین یاری انسان های مومن و شجاعی - که در آن زمان از سرتاسر عالم به گرد آن حضرت جمع شده اند - بساط ستم را از روی زمین برخواهد چید و خداوند او را در روی زمین جانشین قرار می دهد٢.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آري، خود امام بیش از همه منتظر فرا رسیدن فرج و ظهور هستند تا بتوانند جهان را که مملو از ظلم و فساد و تباهی شده است، پر از عدل و داد کنند. لذا مضطر بودن ایشان یعنی همین که آن حضرت در دوران غیبت، چاره ای ندارند و خود نیز منتظر فرا رسیدن زمان ظهور هستند.وقتی به اذن الهی، زمان ظهور فرا برسد، دعای ایشان که مضطر واقعی هستند، به اجابت رسیده و این حکومت و خلافت الهی به ایشان سپرده می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین در دعای ندبه می خوانیم: &amp;quot;أَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذِی یُجَابُ إِذَا دَعَا&amp;quot;؛ کجاست آن مضطری که هرگاه دعا کند به اجابت می رسد؟٣ پس حضرت مهدي(ع) را &amp;quot;مضطر&amp;quot; می نامند، زیرا دعایش به درگاه الهی مستجاب می شود. به کسی مضطر گفته می شود که از همه اسباب و ابزارهای معمولی در حل مشکلات و برطرف ساختن گرفتاری هایی که دارد ناامید شده و با تمام وجود متوجه خدا مى شود و کلید حل تمام کارها را به دست خدا مى داند . رسیدن به این مرحله از درک و بینش، معمولا یا در حالت اضطرار و ناامیدی کامل پیش می آید و یا در صورت دست یابی به شناخت و معرفت های برتر - که جز از طریق توجهات خاص الهی میسر نمی گردد - امکان پذیر می شود.البته به این حقیقت که «انسان، چون دچار اضطرار شود متوجه درگاه خداوند می شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایات های زیادی به این حقیقت اشاره شده که از جمله عوامل به مرحله اجابت رسیدن دعاها به حد اضطرار رسیدن شخص دعا كننده است؛ یعنی فرد دعا کننده به اندازه ای مضطر شود که برای برآورده شدن حاجتش هیچ عاملی جز خدا نشناسد و با تمام وجود دست به درگاه او بلند کند و از او بخواهد که مشکل او را برطرف سازد . طبیعی است که هر کس در چنین حالی متوجه خداوند متعال شود هرگز خداوند ارحم الراحمین او را ناامید نمی سازد . آری در دوره غیبت کبری هر روز بیش از پیش قلب رئوف و مهربان حضرت ولی عصر (عج) از مشاهده مشکلات و گرفتاری های بندگان الهی به درد می آید و بالاخره روزی آن دریای صبر و بردباری از طغیان بی حد بندگان ناسپاس و ستم پیشه به تنگ خواهد آمد و در حال اضطرار از پروردگار عالم خواهد خواست تا به خاطر پایان بخشیدن به ظلم ستمگران و رها ساختن انسان های مظلوم در بند طاغوت ها به او اذن ظهور داده شود و آن لحظه است که بشریت از زیر یوغ بیداد و جهل و تباهی نجات خواهد یافت و عدل و قسط در سرتاسر زمین حاکمیت پیدا خواهد کرد و صلح و امنیت و آسودگی خاطر، زمینه را برای تحصیل سعادت جاودانی انسان فراهم خواهد ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-----------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.نمل/٦٢.      ٢.بحارالانوار٤٨/٥١.    ٣.دعاي ندبه،مفاتيح الجنان.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D9%85&amp;diff=1015</id>
		<title>منتقم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D9%85&amp;diff=1015"/>
		<updated>2025-01-23T16:58:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;يكى دیگر از القاب حضرت مهدی(عج)، منتقم است. آن حضرت عهده دار تمام خون‌ هایی است که به ناحق در طول تاریخ ریخته شده است و با ایجاد عدالت و پایان دادن به جریان ظلم سبب می‌شود انتقام مظلومان جهان گرفته شود. مظلوم‌ ترین فردی که در عالم کشته شده است، حضرت سیدالشهدا(ع) است ، لذا در قسمتی از دعای ندبه در اشاره به این مسئولیت امام زمان(ع) می‌ خوانیم :&amp;quot;این الطالب بذحول الانبیاء و ابناء الانبیاء این الطالب بدم المقتول بکربلا&amp;quot;؛١ يعنى کجاست آن منتقمی که خون به ناحق ریخته و پایمال شده پیامبران و فرزندان آنها را طلب خواهد کرد؟ کجاست آن‌که از خون شهید کربلا انتقام خواهد کشید؟پیامبر اکرم(ص)در خطبه معروف خود در روز عید غدیر در توصیف امام مهدی(ع)می‌فرمایند: &amp;quot;أَلا انّه المنتقم من الظالمین أَلا انّه مدرک کل ثارٍ لاولیاء اللّه عز و جل &amp;quot;٢؛يعنى آگاه باشید که او انتقام‌ گیرنده از ستمگران است؛ او خونخواهِ خون به ناحق ریخته همه بندگان صالح خداست...&amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمد بن اسحاق می‌گوید: روزی در حضور امام عسکری(ع) بودم که توفیق زیارت فرزند بزرگوارشان امام مهدی(ع) نصیب من شد. شنیدم که آن جانشین برحقّ حضرت عسکری(ع) فرمودند: «انا بقیة اللّه فی ارضه و المنتقم من اعدائه. يعنى من بقیة اللّه در روی زمین خدا هستم که از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت&amp;quot;٣.از جمله احادیثی که نام معصومین علیهم السلام را برمی‌ شمرد، حدیث معراج است. دراین حدیث آمده: «وقتی حضرت محمّد(ص)به دعوت پروردگار به دیدار ملک و ملکوت و عالم اعلی يعنى معراج رفت، ندارسید: سر خود را بالا بگیر و نگاه کن. آن حضرت سرش را بلند کرد، نگاهش به نورهای خیره کننده و مقدسی افتاد و به خداوند عرضه داشت: بارالها! این نورهای مقدّس چه کسانی هستند؟ ندا رسید: اینها امامان می‌باشند و این که –در بین آنها قرار گرفته و – ایستاده است، همانا قائم است؛ آن که حلال مرا حلال و حرامم را حرام می‌کند، و به وسیله او از دشمنانم انتقام می‌گیرم٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر (ع) سؤال کردم: ای فرزند رسول خدا، آیا همه شما قائم و به پادارنده حق نیستید؟ فرمود: بله. گفتم: چرا حضرت مهدی (عج) را قائم نامیده اند؟ فرمود: هنگامی که جدّ من، حضرت سیدالشهدا(ع) شهید شد، ملائکه به درگاه خدا، ناله و شکایت کردند. پس خداوند تبارك و تعالى، امامان از فرزندان حسین را به آنان نشان داد و ملائکه از دیدن آنها خوشحال شدند. در آن هنگام دیدند یکی از ایشان در حال قیام است و نماز می خواند؛ پس خداوند فرمود: به وسیله این قائم از آنان (قاتلان امام حسین) انتقام خواهم گرفت٥. از امام باقر(ع) سوال شد از تفسير اين آيه :«ومن قتل مظلوماً فقدجعلنا لولیه سلطاناً فلا یسرف فی القتل انه کان منصوراً(٦)؛ يعنى و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیّ‌اش سلطه (وحقّ قصاص) قراردادیم، اما در قتل اسراف نکند، چون او مورد حمایت است»، آن حضرت پاسخ فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مقصود، حسین بن علی(ع) است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم و حضرت قائم علیه السلام از ماست و هرگاه قیام کند، انتقام خون حسین علیه السلام را می‌گیرد و آن قدر از آنها را می‌کشد که برخی می‌گویند: «در کشتن و انتقام گرفتن از قاتلان اسراف کرده است»، اما قرآن می‌فرماید: «او هرگز در کشتن و انتقام گرفتن اسراف نمی‌کند»٧.امام صادق(ع) نیز در تفسیر همين آیه فرمود: «این آیه دربارۀ امام حسین(ع)نازل شده است. پس اگر ولیّ او (امام زمان) تمام اهل زمین را بکشد، هرگز مسرف نخواهد بود»٨.امام رضا(ع) در توضيح اين حديث امام ششم فرمودند:&amp;quot;فرزندان قاتلان حسین(ع) کسانی هستند که از کردار پدران شان راضی هستند و به آن افتخار می‌ کنند و هر کس که از کاری راضی باشد، مثل آن کسی است که آن را انجام داده است، و اگر کسی در شرق عالم کشته شود و دیگری در غرب عالم، به این قتل راضی و خشنود باشد، نزد خدای تعالی با قاتل شریک خواهد بود. از این‌رو، حضرت قائم(ع) آنها را به قتل می‌رساند&amp;quot;٩.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.مفاتيح الجنان، دعاي ندبه.   ٢. خطبه غديريه،    ٣.کمال الدین٣٨٤/١.   ٤.همان٢٥٢/١؛کفایة الاثر/١٥٣؛ عيون اخبارالرضا٥٨/١؛ اثبات الهداة/٦٥١.   ٥.طبری، دلائل الامامة/٢٣٩؛ بحارالانوار٢٨/٥١.     ٦.اسراء/۳۳.    ٧. تفسیر عیّاشی٢٩٠/٢.   ٨. الکافی٢٥٥/٨.   ٩. عيون اخبارالرضا/٢١٢؛ الزام الناصب٧٢/١.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1&amp;diff=1014</id>
		<title>منصور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1&amp;diff=1014"/>
		<updated>2025-01-23T16:57:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ديگر القاب حضرت مهدي ارواحنا فداه، لقب &amp;quot;منصور&amp;quot; است.«منصور» به معنای «یاری شده» است که در موارد متعدد برای امام زمان(عج) در روایات و دعاها آمده است.این اصطلاح ریشه قرآنی هم دارد. در روایتی که از  امام باقر(ع) نقل شده است، ذیل آيه ۳۳ سوره اسراء ﴿...وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا...﴾ يعنى آن كسى كه مظلوم كشته شد؛  حضرت فرمودند او امام حسين (ع) است که با مظلوميت به شهادت رسید. سپس دنباله این آيه را قرائت فرمودند که: ﴿...فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا﴾؛يعنى ما برای ولیِّ او ش سلطنتی راقرار مى دهيم (يعنى حق قصاص دارد) پس زیادروی در قتلش نکند که همانا او [از طرف خدا] منصور و يارى شده است كه  اشاره است برای انتقام و خونخواهی امام حسين(ع) كه فرمانروايي براي ولىّ اوست، بعد مى فرمايند در اين آيه منظور از منصور، حضرت مهدى(ع) مى باشد و به اين دليل، لقب آن حضرت، منصور قرار داده شده و فرمانروايي و قصاص و پيروزي با اوست١.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دعاها و زيارات نيز به لقب &amp;quot;منصور&amp;quot; براي آن حضرت اشاره شده است از جمله در دو قسمت اززیارت عاشورا آمده است:اول در عبارت&amp;quot; فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ) أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ&amp;quot; ؛ يعنى از خدائي كه مقامت را گرامى داشت، و مرا به وسيله تو كرامت بخشيد، درخواست میكنم، كه خون خواهى تو را همراه پيشواى يارى شده و منصور از اهل بيت محمّد (كه درود خدا بر او و خاندانش باد) روزى من نمايد. و نيز: « وَ اَکْرَمَنی بِکَ اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ»يعنى از خداوندی که مقام تو را گرامی داشته و مرا به واسطه دوستی تو عزت و کرامت بخشیده درخواست می‌کنم که : خونخواهی تو را ، بیاری امامی یاری شده از خاندان محمد (ص)به من روزی گرداند. در دعای ندبه هم می‌ خوانیم: «این المنصور علی من اعتدی علیه»يعنى كجاست آنكه ياري شده و پيروز است بر كسي كه به او ستم نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين خداوند، حضرت مهدی (ع)را که از فرزندان آن حضرت و وارث خون آن شهید مظلوم است، خون‌خواه حضرتش قرار داده و به وی قدرت و سلطنت عطا فرموده، و او را «منصور» نام نهاده، تا هنگامی که امر ظهور از طرف خدا امضاء شود، با قوّت و قدرت و تأیید خداوند قیام کند و همۀ جباران و ستمگران و ستم‌پیشگان را طعمه مرگ سازد. در مورد نوع و چگونگي اين ياري كه خداوند براي حضرت بقية الله(ع)انجام مى دهد، گفته شده است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان بزرگ الهی همراه حضرت هستند و در مواقع دشوار و حساس به ایشان کمک می کنند و در حدیثی آمده که خداوند امام را با ملائکه یاری و تأیید می کند٢.ديگر ، وجود ياران سلحشور و نيرومند از ياران دوران خود امام و بعضى ياران انبياء گذشته است. در روايتىاز امام علی(ع) است که خداوند بعضی یاران حضرت موسی(ع) و اصحاب کهف و شیعیان خالص را برای یاری حضرت با او همراه می کند و آنان سبب تأیید و کمک حضرت هستند٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ديگر عوامل پيروزي حضرت آنطور كه در احاديث فراوانی رسیده، ترس و هراس در دل دشمنان است که گفته شده امام بر دشمنان با رعب و هراسي كه در دل آنها مى افتر ، پيروز و منصور است يعنى«منصور بالرّعب و مؤیّد بالنّصر»٤ است؛ زيرا هنگام ظهور، رُعب او در دل قدرتمندان می‌افتد و نیروهای غیبی و نادیدنی به کمک او و یاران او می‌شتابند. ديگر وجود نشانه ها مانند ندای آسمانی است که مردم را به سمت حضرت فرا می خواند و صدای حضرت که در کنار خانه خدا به تمام مردم جهان می رسد و با اين نشانه ها، مقاومت در برابر حضرت نمى كنند و تسليم مى شوند. از ياري جنيان نيز در روايات سخن به ميان آمده چنانكه به ياري سليمان پيامبر رفتند٥؛ همچنين از ياري برخی موجوادت، مانند پرندگان و عوامل طبيعى كع با پرتاب سنگ به دشمنان و کوه ها و با خراب شدن بر سر دشمنان كه سبب هلاکت آنان می شود، ياد شده است ؛و البته آنچه دربارۀ یاری آن حضرت به وسیلۀ نیروهای غیبی گفته شده منافاتی با لزوم همراهى و حضور ياران عصر غيبت نداردو بایسته است که مردم آن حضرت را تا رسیدن به اهداف متعالیش یاری کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.تفسير فرات كوفي/٤٠.     ٢.معجم احاديث المهدى٣٤٧/١.   ٣. همان١٤١/٣.  ٤. همان ٢٥٦/١.   ٥. همان١٤١/٣.    ٦.همان٩٦/٣و١٤١.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8A%D8%AB%D8%A7%D9%82&amp;diff=1012</id>
		<title>ميثاق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8A%D8%AB%D8%A7%D9%82&amp;diff=1012"/>
		<updated>2025-01-23T16:56:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;یکی از لقب های شریف امام زمان (عج) «میثاق الله» است،در فرازي از زيارت آل ياسين مى خوانيم:&amp;quot;اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا میثاقَ اللَّهِ الَّذى اَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ&amp;quot;١ يعنى سلام بر تو اي ميثاق الاهى كه خداوند بر آن ميثاق و پيمان گرفت و آن را محكم و مؤكّد گردانيد. میثاق از ماده وثاق به معنای «پيمان بستن» گرفته شده است.عهد و پيمان و میثاق، انسان را بر مى انگيزد تا به آنچه تعهد كرده، وفادار بماند و نقض پيمان نكند. يكى از موارد پيمان و ميثاق ما با خداوند، پذيرش امامت بقية الله(ع)است. آن حضرت، میثاق و عهدی است که خداوند، پيمان و ميثاقِ اطاعت و پیروی از او را از خلایق گرفت و آن را محکم گرداند. البته این یکی از میثاق های ارزنده الهی است که با توجه به کارکردهای مختلف آن در نظام هستی، می توان گفت مهم ترین میثاق الهی، پذیرش ولایت و امامت حضرت مهدی (عج) است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه رحمت و فیض الهی از دریچه وجود آن امام، در هستی جاری می شود و اساساً اگر زمین مستقر و پابرجاست، به یُمن قدم های اوست و اگر آسمان برپاست، به تبرک نفس های اوست، لذا پیشرفت و رشد و ترقی انسان، از طریق اطاعت آزادانه و آگاهانه از دستور الهی و تعهد به میثاق خدا حاصل مى شود. هرچه انسان ها از عهد و ميثاق خود در پايداري بر ولايت امام عصر ارواحنا فداه كوتاهى كنند، فاصله شان با امام، بيشتر خواهد شد و از درك ديدار امام، محروم خواهند شد.خود آن حضرت فرموده اند: «اگر شیعیان ما که خدا آنان را در طاعتشان توفیق دهد، با دل هایی یکپارچه بر عهد خویش وفادار بودند، به یُمن لقای ما نائل می‌شدند و سعادت دیدار ما به آنان روی می‌آورد؛ دیداری که با شناخت حقیقی و درست ایشان نسبت به ما همراه بود؛&amp;quot; وَ لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا ـ وَفَّقَهُمُ اللّه لِطاعَتِةِ ـ عَلَى اجْتِماعٍ مِنَ القُلُوبِ فِى الوَفاءِ بِالعَهْدِ عَلَیْهِمْ، لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقائِنا، وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِها مِنْهُم بِنا&amp;quot;٢.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند متعال، دو گونه عهد و پیمان را ویژه امام زمان (ع)بر عهده ما قرار داده است: يكم :عهد و پیمان و ميثاق عام؛ و آن عبارت است از پیمانی عمومی که به مقتضای فطرت در نهاد تمام آدمیان به ودیعت نهاده شده است؛ چنانکه در عبارت زیارت آل یاسین آمده ؛و دوم: عهد و پیمان خاص؛ که آن عبارت است از عهدی ویژه که در واقع نوعی بیعت با امام است. هر اندازه این نعمت والا یعنی عهد و بیعت با امام بیشتر مورد توجه قرار گیرد و از آن سپاس و شکرگزارده شود نعمت بهره‌ گیری از وجود مبارک امام بر مردم و رعایای آن حضرت افزوده می‌گردد لذا به ما آموخته اند هر صبحگاهان قبل از هر کار و بعد از انجام ‌ فریضه صبح بگوییم:«اَلّلهُمَّ إنّی اُجَدَّدُ‌ لَهُ فی صَبیحَة‌‌ِ یَومی هذا وَ ما عِشْتُ مِنْ اَیّامی عَهْداً وَ عَقداً وَ بَیْعَةً لَهُ فی عُنُقی لا اَحُولُ عَنْها وَ لا اَزُولُ اَبَداً ...»٣؛ پروردگارا! من در صبح امروز و هر روزی که زنده‌ام، با امام خود تجدید عهد و پیمان می‌کنم. بیعت آن بزرگوار را بر گردن خویش تجدید می‌نهم و از آن بازنمی‌ گردم و هرگز آن را (از صفحه دل) پاک نمی‌سازم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این فراز سه لفظ عهد، عقد و بیعت ذکر شده است که وظیفه ما را در رابطه با بیعت و پيروي از امام زمان را مشخص می کند ؛ یعنی ابتدا باید با امام خود عهد ببندیم ؛ آنگاه پیمان خود را مستحکم کنیم و در نهایت با او بیعت نماییم.کسی که دست بیعت با امام زمان (عج) می دهد فقط رضایت حضرت را در نظر می گیرد نه کس دیگری را. عمل بر اساس دغدغه و خواسته امام باید اولویت منتظران باشد. انسان منتظر قبل از اینکه از کسی انرژی بگیرد باید هر صبح از امامش انرژی بگیرد. در دعای عهد بعد از تجدید عهد با امام، هشت مقام را از خدا طلب می کنیم:خدایا ما را از یاران و کمک كنندگان و دفاع کنندگان از او و شتابندگان به سوی او در برآوردن خواسته هایش و انجام دستورات و اوامرش و مدافعین از آن حضرت و پیش گیرندگان به سوی خواسته اش و شهادت یافتگان پیش رویش قرار ده:«اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و الذابین عنه و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه والممتثلین لاوامره و المحامین عنه و السابقین الی ارادته و المستشهدین بین یدیه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١. بحارالانوار١٠١/١٠٢و مفاتيح الجنان.    ٢.احتجاج٤٧٩/٢.   ٣.دعاي عهد، مفاتيح الجنان.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=1011</id>
		<title>مُحيي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%8F%D8%AD%D9%8A%D9%8A&amp;diff=1011"/>
		<updated>2025-01-23T16:55:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;محيي، اسم فاعل و به معنای زندگی بخش و احیاکننده ، یکی از اسماء الهی و یکی از القاب مهدوی است که بارها در متون اسلامی به آن اشاره شده است ؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه: «&#039;&#039;&#039;إعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ&#039;&#039;&#039;­؛ بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند. همانا ما نشانه های [توحید و عظمت] را برای شما روشن کردیم، باشد که تعقل کنید»&amp;lt;ref&amp;gt;حديد/١٧&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ روايت شده است که مقصود از این آیه، قائم آل محمّد عجّل الله فرجه می باشد. امام باقرعلیه السلام فرمودند: «&#039;&#039;&#039;یُحْیِیهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ بَعْدَ مَوْتِهَا [یَعْنِی] بِمَوْتِهَا کُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْکَافِرُ مَیِّت&#039;&#039;&#039;؛ خداوند متعال زمین را بعد از مرگش به وسیله قائم زنده خواهد کرد و مقصود از موت زمین، کفر اهل زمین است و کافر نیز حکم میّت را دارد»&amp;lt;ref&amp;gt;البرهان فی تفسیر القرآن٢٨٩/٥؛ كمال الدين٥٨٢/٢&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمین مرده==&lt;br /&gt;
علاوه بر احياگرى امام عصر(ع) در مورد زمين مرده قلب‌ها و زنده كردن آنها به نور ايمان، احیای دانش‌ها و احكام دین كه در طول ساليان و قرون به فراموشی سپرده شده و در واقع مرده است است نيز در برنامهٔ آن حضرت قرار دارد. در [[دعای ندبه]] مى‌خوانیم: «&#039;&#039;&#039;أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه&#039;&#039;&#039;؛ کجاست آن که با قدرت الهی، پرچم دین و.. &lt;br /&gt;
[[پرونده:Download.jpg|انگشتی|275x275px|دریاچه ارومیه|جایگزین|وسط]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اهل ایمان===&lt;br /&gt;
اهل ایمان را زنده می کند؟»، در اعمال روز [[جمعه]] آمده است: «&#039;&#039;&#039;اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمُحْیِی سُنَّتَکَ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ&#039;&#039;&#039;؛ خدایا درود فرست بر ولی خودت آن که سنّت تو را احیاء خواهد نمود و به فرمان تو قیام خواهد کرد». همچنين در یکی از زیارات [[صاحب الامر]] عليه السلام می‌خوانیم: «&#039;&#039;&#039;السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحْیِیَ مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِه&#039;&#039;&#039;؛ سلام بر تو ای احیاگر پرچم و نشانه‌های دین و اهل آن»&amp;lt;ref&amp;gt; بحار الانوار٨٦/٩٩&amp;lt;/ref&amp;gt;. و در زیارت دیگر {{حضرت حجت سلام الله}} عليه آمده است: «&#039;&#039;&#039;السَّلَامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤْمِنِینَ وَ مُبِیرِ الْکَافِرِین&#039;&#039;&#039;؛ سلام بر آن آقایی که احیاکننده مؤمنان و هلاک کنندهٔ کافران است»&amp;lt;ref&amp;gt;همان١٠١/٩٩.&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==حضرت مهدی==&lt;br /&gt;
بنابراین حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) احیاگر دین و مؤمنان و سنت نبوی است که قبل از ظهور حضرتش ، دچار تحریف و کج روی شده است. يك احيا و زنده كردن ديگر كه امام انجام مى دهد در زمينه عدالت است. امام صادق عليه‌السلام درباره همان آیهٔ هفده &#039;&#039;&#039;سوره حديد&#039;&#039;&#039; فرمودند: «&#039;&#039;&#039;یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ&#039;&#039;&#039;؛ خداوند زمین را پس از ظهور قائم &amp;lt;small&amp;gt;عجل الله تعالی فرجه الشریف&amp;lt;/small&amp;gt; به واسطه عدالت او زنده می­کند، پس از آنکه با جور و ظلم رهبران گمراه، مرده باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===احیا===&lt;br /&gt;
• يک احيا و زنده كردن هم در مورد قرآن و احكام آن است: در دعای ندبه مى‌خوانيم:&amp;quot;&#039;&#039;&#039;اَينَ الْمُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الْكِتابِ وَ حُدُودِهِ‏؟&#039;&#039;&#039;&amp;quot;؛ يعنى كجاست كسی كه برای زنده كردن كتاب [خدا] و حدودش به او دل بسته‌‏اند؟ متأسفانه، در دوره غيبت، قرآن بيش از پيش مهجور واقع شده است. بسياری به خواندن آن مداومت دارند، ولی به معارف آن پای‌بند نيستند؛ بسياری به جای ‏توجه به معانی و معارف قرآن، همت خود را صرف چگونه خواندن مي‏ كنند؛ البته زيبا خواندن نيز مهم است، به ‏شرطی كه در كنار فهم معارف قرآن باشد و نه خالی از آن؛ بسياری نيز اساساً قرآن را بوسيده و بر طاقچه گذاشته‌‏اند! تازه اين حال و روز مومنان و خوبان است، بَدان را كه اساساً جای پرسش نيست. در سطح فرا فردی نيز احكام ‏و معارف قرآن مهجور و متروک است. احكام و حدود آن،‌ چنانكه بايد، اجرا نمی‏‌شود و يا توان اجرای آنها نيست ؛ اما همه اين مشكلات با ظهور و استقرار حكومت حق توسط آن حضرت پايان می‏‌يابد و ظلم و انحراف جای خود را به عدل و ايمان خواهد داد. پيامبر گرامی اسلام فرمودند: &amp;quot;&#039;&#039;&#039;سيأتي زمان علي امتي لايبقي من القرآن الا رسمه&#039;&#039;&#039;؛ زمانی بر امت من خواهد آمد كه از قرآن جز ظاهر آن باقی نمی‌ماند٥&amp;lt;ref&amp;gt;الكافى٣٠٧/٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.&amp;quot; اميد كه به لطف خدای متعال و اهل بيت عصمت و طهارت ‏-عليهم السلام- ما جزو كسانی نباشيم كه در مهجور گذاشتن قرآن شريک‌‏اند، بلكه در زمره كسانی قرار گيريم كه در رفع مهجوريت قرآن ‏می‌كوشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D9%88%D8%B1&amp;diff=1009</id>
		<title>نور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D9%88%D8%B1&amp;diff=1009"/>
		<updated>2025-01-23T16:54:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;يكى از القاب حضرت بقية الله ارواحنا فداه،&amp;quot;نور&amp;quot; است. در زيارت آن حضرت اين گونه به ايشان سلام مى كنيم: «السلام علیک یا نور الله الذی لا یطفی»١سلام بر تو! ای نور خدا که خاموش نمی شوی. او خورشيد است كه نورش باعث بقای حیات است و اگر نور خورشید نباشد، اثری از حیات باقی نخواهد ماند. از پیامبر اکرم(ص) سؤال شد در زمان غیبت از حضرت مهدی(ع)چگونه بهره مى برند؟فرمودند: او مانند خورشید پشت ابر است(كه با وجود آنكه ابرها مانع ديدارش هستند اما مردم از گرما و نورش بهره مندند)٢؛همچنين او نور هدايت است چنانكه در در قرآن،در  آياتى چون( یهدی الله لنوره من یشاء/هر كه را بخواهد به نور خود هدايت مى كند )٣ و ( والله متم نوره/خدا نور خود را كامل مى نمايد )٤ آمده كه اشاره به نور معنوی آن بزرگوار دارد كه خداوند توسط او انسن ها را هدايت مى نمايد و خود نور آن بزرگوار را تمام و كامل مى كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما اشاره به نور بودن آن حضرت در دعاي مخصوص شب نيمه شعبان كه شب تولد آن حضرت است، با عباراتي فاخر و عالي آمده است:&amp;quot;...نُورُكَ الْمُتَاَلِّقُ وَ ضِيآؤُكَ الْمَشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فى طَخْيآءِ الدَّيْجُورِ...وَ نُورُهُ الَّذى لا يَخْبُو...&amp;quot;٥ يعني : نور درخشانت و پرتو فروزانت و نشانه روشنت در شب تاریک...&amp;quot;.آن غایب پوشیده از نظر که عظیم بوده ولادتش و شریف است اصل و نسبش، فرشتگان گواه اویند و خدا یاور و تأییدکننده‌اش، آنگاه که وعده ظهورش در رسد و فرشتگان مددکاران اویند، شمشیر خداست که کند نشود و نور حق است که خاموش نگردد و با بردباری است که کاری بی‌منطق انجام ندهد، مدار روزگار است. [پدرانش] نوامیس عصر و متولّیان حکومت حق‌اند، نازل شده بر آنان آنچه در شب قدر نازل می‌شود، اصحاب حشر و نشرند و مفسّران وحی خدا و والیان امر و نهی حق؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! بر خاتم و قائم شان که پوشیده از عوالم ایشان است درود فرست. خدایا! ما را به درک ایام او و ظهور و قیامش نائل فرما و از یارانش قرارمان ده و خون‌خواهی ما را به خون‌خواهی او قرین کن و ما را در شمار یاران و دلدادگانش ثبت فرما و در دولتش شاد و خرّم زنده بدار و از همنشینی‌اش بهره‌ مند ساز و برپادارنده حقش قرارمان ده و از بدی‌ ها به‌ سلامت بدار، ای مهربان‌ ترین مهربانان.و سپاس خدای را پروردگار عالمیان و درودهای بی‌ پایان خدا بر آقایمان محمّد خاتم پیامبران و رسولان و بر اهل‌ بیت راستگو و خاندان حق‌گویش باد و خدایا، لعنت فرست بر همه ستمکاران و بین ما و بین آنان داوری کن، ای داورترین داوران&amp;quot;.اصولا نورانیت آن حضرت ، ديدنى است.او از نخستین انوار آفرینش است هر گاه او را در شب تاریک ببینند، اطرافش منور است. افرادی که او را در شب تاریک در حالی که ماهتاب هم نبوده در بیابان دیده اند، بیابان با نور آن حضرت روشن بوده است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زیارت روز جمعه آن حضرت هم آمده &amp;quot;سلام بر تو ای نور خداوند که هدایت‌ جویان به وسیلۀ او هدایت می‌ شوند&amp;quot;٦.  در شب معراج، نيز نور آن حضرت برای خاتم الانبیاء (ص)آشکار شد:&amp;quot;ای محمد! دوست داری آن‌ها (اوصیای خودت) را ببینی؟ گفتم: بله، ای پروردگار. فرمود: به سمت راست عرش توجه کن! چون متوجه شدم، ناگاه علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و مهدی را دیدم که در رودی از نور ایستاده، نماز می‌گذارند و او-مهدی-در وسط آن‌ها مانند ستاره‌ای درخشان بود&amp;quot;٧. نيز فرمودند:&amp;quot;قسم به آنکه مرا به نبوّت برانگیخت، آنها قطعا از او بهره می‌برند و از نور ولایتش در غیبتش روشنایی می‌گیرند(یستضیئون بنور ولایته فی غیبته)٨.امام صادق(ع) نيز در تفسیر آیه شریفه &amp;quot;وَ أَشْرَقَتِ اَلْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها&amp;quot;٩ فرمود: ربّ الارض یعنی امام زمين، هرگاه ظهور کند مردم از نور آفتاب و ماه بی‌ نیاز می‌شوند و به نور امام اکتفا می‌کنند١٠؛ و در آخرت نور ائمه مؤمنین، در پیشاپیش و سمت راست مؤمنین پیش می‌رود تا این که آنها را در منازل‌ شان در بهشت فرود آورند.١١ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١ و٥ و ٦:مفاتيح الجنان.      ٢. بحارالانوار٩٢/٥٢.   ٣نور/٣٥.    ٤. صف/٨.   ٧.مکیال المکارم به نقل از غایه المرام/۱۸۹.   ٨.بحار الانوار٩٣/٥٢ح٨.    ٩.زمر/٦٩.    ١٠.بحارالانوار١٠/١٥.    ١١.تفسير برهان٢٨٩/٤.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1007</id>
		<title>وجه الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1007"/>
		<updated>2025-01-23T16:54:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;«وجه الله»يكي از القاب مهدوي است؛وجه ،اسم جامد غیرمصدری و به معنای چهره و صورت و جمع آن «وجوه» است .«وجه الله» یعنی آینه خداوند (و نه خود خداوند) است لذا در دعای ندبه می خوانیم: «أَیْنَ وَجْهُ اللهِ الَّذِی یَتَوَجَّهُ إِلَیْهِ الْأَوْلِیَاء؛ کجاست آن وجه الهی که دوستان خدا به او متوجه مى شوند و به سوی او روی می آورند١». همچنین در زیارت حضرت صاحب الامر(ع) می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَجْهَ اللهِ الْمُتَقَلِّبَ بَیْنَ أَظْهُرِ عِبَادِه؛ سلام برتو ای وجه خدایی که در برابر دیده بندگان، رفت و آمد مى نمايد٢. اين كه امام وجه الله است يعنى ارتباط با خداوند فقط از طريق او ميسر است؛زيرا هرگونه معرفي صحيح خداوند جز از طريق وجه خداوند، امكان پذير نيست و به انحرافاتي چون وحدت وجود و تجسيم خداوند و شرك او مى انجامد؛حتى فيض خداوند، مثل وجود و هستي ما و نعمت ها و موهبت هايي كه خداوند به ما عطا مى نمايد جز از راه وجه او نمى تواند به ما برسد..&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حال اگر بخواهیم معنای وجه الله بودن امام عصر(عج) را بيشتر بفهميم و بر این مفهوم منطبق کنیم مى گوئيم معناي وجه الله بودن امام زمان (ع) اين است كه مواجهه با خداوند و ارتباط با او جز از این باب و از این طریق میسر نیست. به همین علت است که در فراز دیگری از دعای ندبه مى خوانيم که امام زمان، سبب متصل بین زمین و آسمان است و در معارف دینی خود فراوان به این نکته که امام عصر واسطه‌ فیض الاهى به خلق است، برخورد داشته‌ ایم. از طرف دیگر امام زمان(عج) انسان کامل است و بزرگترین آینه‌ خدانما در عالم هستی است. لذا آنچه که ما می ‌توانیم از کمالات الهی بفهمیم، همان چیزی است که در وجود انسان کامل تجلی می‌ کند. پس امام وجه الله و خليفة الله و حجة الله است و تجلی کمالات الهی، همچون محبت خداوند، بخشش خداوند، علم و قدرت و سایر صفات اوست كه  در این وجه قابل مشاهده است و بوسیله‌ این وجه است که ما می‌توانیم خداوند را بشناسيم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام رضا (ع) به اباالصّلت می فرمایند: «... وجه خدا أنبیاء، رسولان و حجت هاي او هستند که به وسیله و وساطت آنان متوجّه به خدای عزّ و جلّ  و دین و معرفت او مى گردند... و خدای عزّ و جلّ فرمود:«کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ» يعنى همه چيز هلاك شدني است مگر وجه خداوند٣. امام صادق(ع) در باره آیه «کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ»‏فرمودند:«ما وجه خدائیم که باید از آن جانب به سوى خدا رفت»٤. بنابراين اميرمومنان و دیگر ائمه معصومین عليهم السلام که همه از نور واحدند٥، چو وجه الله و مظهر  اسماء و صفات الاهی بوده اند، نابود نمی شوند و هر چند در جهان مادی هم اکنون آنان را به صورت جسم مادی نمی بینیم ولی از جنبه معنوی و گوهر روح، در ذات خود ثابت و دارای بقاء هستند.وجه الله بودن امام عصر ارواحنا فداه هم به همين معناست و از طريق آن بزرگوار است كه فيوضات الاهى به ما مى رسد و توجه به آن حضرت، توجه به خداست و شناخت خدا هم از طريق وجه خدا كه مخلوق خداست(نه خود خدا)امكان پذير است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق(ع) در همين موضوع مى فرمايند:به خدا سوگند ما همان وجه الله هستیم که در زمین میان شما هستیم و ما همان چشم خدا در میان آفریده ها و دست گشاده به رحمت بر سر بندگان اوییم:«نحن والله وجه الله نتقلب فی الأرض بین أظهرکم و نحن عین الله فی خلقه ویده المبسوطه بالرحمه علی عباده »٦. ازامام حسین(ع) نقل شده که فرمود: &amp;quot; ای مردم، خداوند بندگان را جز به منظور معرفت نیافرید و اگر خدای خود را بشناسند به ناچار سر به عبادت او خواهند گذاشت و چون او را عبادت کنند، با عبادت او از عبادت دیگران بی نیاز می گردند. مردی در آن حال از امام پرسید: ای فرزند رسول خدا، پدر و مادرم به فدایت، مقصود از معرفت خداوند چیست؟ فرمود: مقصود آن است که مردم هر زمان امام واجب الطاعه خود را بشناسند»٧. در زيارت جامعه كبيره كه از امام هادي عليه السلام است،مى خوانيم : &amp;quot;من ارادالله بدأ بکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجه بکم&amp;quot;؛ کسی که خدا را بخواهد از شما آغاز می کند؛ کسی که یگانه اش بداند از شما می پذیرد؛ و کسی که قصد او کند متوجه به شما گردد٨.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-------------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.دعاي ندبه، مفاتيح الجنان.   ٢.بحارالانوار٩٩/٩٩.     ٣. بحار الانوار٣/٤.    ٤.همان٥/٤.    ٥.همان٢٨١/٣٦و٢٢٣.     ٦. الكافي١١١/١، باب جواع التوحيد.    ٧. كنز الفوائد.   ٨.صدوق، من لا يحضره الفقيه٦٠٩/٢؛بحارالانوار١٤٤/١٠٢.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%88%D9%84%D9%8A%D9%91_%D8%B9%D8%B5%D8%B1&amp;diff=1005</id>
		<title>وليّ عصر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%88%D9%84%D9%8A%D9%91_%D8%B9%D8%B5%D8%B1&amp;diff=1005"/>
		<updated>2025-01-23T16:52:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از القاب مشهور و پركاربرد حضرت مهدى ارواحنا فداه،&amp;quot;وليّ عصر&amp;quot; است. وليّ به معناي سرپرست و صاحب اختيار و عصر به معناي زمان و روزگار است.خداوند در سوره والعصر،به عصر و زمان سوگند ياد كرده است. ؛در نتيجه معناي وليّ عصر، سرپرست و صاحب اختيار زمان است.مفضل بن عمر می‌گوید: از امام صادق(ع) درباره معناى سخن پروردگار: «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ»، پرسیدم، آن حضرت فرمود: &amp;quot;مقصود از این «عصر»، عصر ظهور و خروج قائم(ع)است‏ که در آن عصر، حق بر باطل به طور کامل غلبه پيدا می کند١.اما &amp;quot;وليّ عصر&amp;quot;، شمول ولايت و سرپرستى امام بر مردم است براي همه زمان ها از آغاز امامت آن حضرت تا زمانى كه در قيد حيات باشند. به عبارت ديگر او مولا، سرپرست و صاحب اختيار مردم مانند جدّ بزرگوارش پيامبر(ص)مى باشد چه در دوران غيبت و چه در دوران ظهور و مردم بايد از اين مولاي زمانه ، پيروي نمايند و به ولايتش تن و جان بسپارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نگاه شیعه ، شناخت امام و «ولىّ الله» و سپس گردن نهادن به اوامر و نواهى و قضاوت‌ ها و احکام او بر همگان واجب است و هر کس از این امر سرباز زند، در واقع توحید و نبوت را نپذیرفته است. به عبارت دیگر؛ لازمه پذیرش توحید و عدالت او، پذیرش نبوت و پذیرش این دو مستلزم پذیرش ولایت ولىّ می‌ باشد. این مطلب از آيه سوم سوره مائده که ابلاغ و معرفى ولىّ را معادل ابلاغ رسالت و توحید قرار می‌دهد و نيز آيه ٥٩سوره نساء که اطاعت از اولوالامر را در طول اطاعت از خدا و رسول(ص)معين مى نمايد و نیز حدیث ثقلین که «عترت» را قرین دائمي قرآن کریم می‌نماید كه هرگز از هم جدا نمي شوند تا در بهشت به پيامبر(ص) بپيوندند و تمسك به ان دو شرط نجات شمرده شده است، به وضوح ، مستفاد و برهاني مى شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بسیارى روایات استفاده می‌شود كه هیچ عمل و عبادتى، بدون پذیرش ولایت ولى الله الاعظم، مقبول درگاه احدیت واقع نمی‌ شود. به عنوان نمونه امام رضا(ع) در حدیث معروف «سلسلة الذهب» از اجدادشان به صورت حدیث قدسى، فرمودند: «کلمه لا إله إلاّ الله، حِصن(دژ محکم) من(الله) است، و هر کس در آن داخل شود از عذاب من مصون خواهد ماند». و پس از اندکى تأکید نمودند: «با عمل به شرایط لا إله إلاّ الله. و (پذیرش ولایت) من یکى از آن شرایط است»٢.يعنى توحيدش ناقص است كسي كه ولايت امامان را نپذيرد زيرا پذيرش ولايت و سرپرستي هركس جز برگزيدگان حق، فرد را به سوي شرك ، رهنمون مى نمايد اگرچه ظواهر عبادي را رعايت كند. در همین راستا سخن امام باقر(ع)معنا دار است آنجا كه فرمود: «اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت، و هیچ‌یک از آن ارکان به پای ولایت نمی‌رسد»٣؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه ولایت در میان ارکان دین نقش کلیدى دارد و امام راهنماى دین است، ضرورت وجود امام در همه زمان ها ، نصب حجت و امام را توسط خداوند و پيامبرش، قطعى ساخته است.دوازده امام پس از پيامبر(ص)عهده دار اين امامت و ولايت اند.امام دوازدهم، علاوه بر امامت و ولايت، عهده دار ماموريت بزرگى است كه خداوند بر دوش او نهاده تا در آخرالزمان، دين را به طور كامل و عملي به اجرا گزارد و عدالت را به تمام معنا در زمين مستقر سازد و اين ماموريت را پس از دوران غيبت، عملي خواهد ساخت.اما چنين نيست كه ولايتش فقط منحصر در دوران ظهور باشد، بلكه در دوران غيبت نيز بر همگان ولايت دارد، هم ولايت تكوينى و هم ولايت تشريعى. در ولایت تکوینی ، امام يا همان &amp;quot;ولي عصر&amp;quot; در هر زمان، به اذن الاهى داراي حق تصرف و سرپرستى در كائنات است و ولايت تشريعى، مقام و منصب قانوني در تشريع و تبيين احكام عملي و امور دينى و اجتماعى انسان هاست كه ولي عصر، شخصاً يا از طريق كارگزارانش به آن مى پردازد. لقب &amp;quot;ولي عصر&amp;quot;براي حضرت مهدي(ع) بيانگر اين وجهه از شخصيت آن امام همام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١. تفسير نورالثقلين ٦٦٦/٥.      ٢. صدوق،امالي/٢٣٥.         ٣.كافى١٨/٢.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A&amp;diff=1004</id>
		<title>تالي</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A&amp;diff=1004"/>
		<updated>2025-01-23T16:52:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;quot;تالى كتاب الله&amp;quot; به معنای تلاوت‌ كننده آيات وحى، از القاب حضرت مهدي(ع)است. در زيارت آل ياسين آمده است: &amp;quot;السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا تَالِيَ كِتَابِ اللَّهِ وَ تَرْجُمَانَهُ&amp;quot;:سلام بر تو ای مولایی که آیه های نور از لسان تو می تراود؛ و تفسیر حقیقی اش بر قلب نازنین تو جاری و براي مردم بيان می شود .امام باقر(ع) فرمود: &amp;quot;هنگامی که حضرت قائم(ع) بپا خیزد، خیمه‌ هایی نصب می‌شود، برای کسانی که قرآن را به همان‌گونه که خداوند آن را نازل فرموده، به مردم بیاموزند&amp;quot;١.آري، حضرت مهدي (ع) تلاوتگر راستين قرآن و مفسر حقيقي آن و ترجمان وحى الاهى است.آورده اند كه روزي سيد بحرالعلوم وارد حرم مطهر اميرمومنان(ع)شد و ديدند كه مشغول زمزمه كردن اين بيت است:چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن/ به رُخت نظاره کردن، سخن خدا شنیدن. از سبب خواندن آن پرسیدم، فرمود: هنگامی که وارد حرم شدم، حضرت حجت(ع) را دیدم بالای سر با صدای بلند تلاوت قرآن می‌فرمود. چون صدای آن بزرگوار را شنیدم، این بیت را خواندم٢...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام باقر (ع) از تفسیر آیه‌ شریفه (وَمَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ)يعنى كسي جز خدا و راسخان در علم، تأويل و تفسير قرآن را نمى دانند٣، سؤال نمود. حضرت در پاسخ فرمود:منظور آیه، تأویل و تفسیر قرآن است که جز خدا و راسخین و پایداران در دانش ندانند. رسول خدا(ص) برترین راسخان است. خدای سبحان همه‌ قرآن و تأویل آن را بر او فرو فرستاد و آیه‌ای نازل نفرمود که تأویلش را به رسولش نیاموخته باشد و جانشینان پس از رسول خدا، همه آن‌ تفسيرها را می‌ دانند٤. امیرالمؤمنین، علی (ع) هم فرمود:&amp;quot;قرآن نوشتاری است که میان دو جلد پنهان گشته، زبان سخن گفتن ندارد [صامت است] بدین جهت مفسر و مترجم نیاز دارد٥. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا و سرور عالم آفرینش، حضرت مهدی(ع)، قرآن ناطق و گویا است؛ سینه‌اش گنجینه‌ دانش خدا و راز دار اسرار اوست. قرآن کریم که روشن‌گر دانش هر چیزی است، پیش آن امام همام است. آنچه از قرآن و تأویل و تفسیر آن بر رسول گرامی اسلام (ص)نازل گشت و آن رسول می‌ دانست، مهدی (ع)می‌داند. پیوند حضرت مهدی با قرآن، ناگسستنی است و ولایتش از قرآن جدا نیست. هر خواننده و آموزگار قرآن باید با نام و یاد آن حضرت کتاب خدا را در دست گیرد و هر مفسر قرآن باید با اذن او و علوم نیاکان پاکش از قرآن لب به سخن گشاید و پرده از اسرار و رموز قرآن کنار زند.پيوند امام با قرآن، چنان محكم و درهم تنيده است كه يكي از القاب آن حضرت، &amp;quot;كتاب مسطور&amp;quot; است يعنى كتابي نوشته شده! آري، «کتاب مسطور» به معنای کتاب نگاشته شده که در زیارت صاحب الامر ذکر شده است: «ااَلسَّلامُ عَلَى الدّينِ الْمَأثُورِ وَالْكِتابِ الْمَسْطُورِ؛ سلام بر تو ای صاحب دین به جای مانده، و کتاب نگاشته شده٦.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين كه امام مهدي(ع) ترجمان کتاب خداست به اين معنى است كه تمامى مفاهيم قرآن نزد آن حضرت است و مى تواند مقصود واقعي آيات را به زبان ها و بيان هاي مختلف براي مخاطبان گوناگون تفسير و تبيين نمايد. در زیارت جامعه‌ کبیره می‌خوانیم:« خزنة لعلمه و مستودعاً لحکمته و تراجمة لوحیه»؛يعنى شما گنجینه‌ دانش خدایید و حکمت و دانایی خدا نزد شما به امانت سپرده شده و شما ترجمان وحی او هستید٧. لذا آن گاه که آن خورشید امامت ظاهر گردد به مردم خطاب مى کند:&amp;quot;ای مردم! هر که با من در کتاب خدا به احتجاج و نزاع برخیزد، من به قرآن شایسته‌ ترم&amp;quot;٨. او تالي كتاب، ترجمان كتاب و كتاب مسطور است.در زیارت حضرت این طور سلام و عرض ادب می‌کنیم:«السلام علیک یا تالی کتاب الله و ترجمانه»؛ آنان که در روزگار غیبت به نام تفسیرگر، قاری و آموزگار قرآن کریم، قلم به تفسیر و زبان به خواندن و آموختن قرآن از غير طريق ائمه و ايشان پرداخته و از ولایت آن امام نیک سیرت، سرباز زده‌ اند،در هر عصری كه باشند در این جهان کور و گمراه و در آخرت از زیانکارانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار٣٣٩/٥٢.    ٢.جنة المأوىٰ،حكايت٥٤؛ نجم ثاقب، حكايت٧٩.     ٣. آل عمران/٧.   ٤. بحارالانوار٩٢/٩٢.    ٥.همان.   ٦. مفاتيح الجنان،زيارت السلام على الحق الجديد.    ٧. همان.   ٨.بحارالانوار٣٤١/٣٣.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85&amp;diff=1003</id>
		<title>كريم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85&amp;diff=1003"/>
		<updated>2025-01-23T16:51:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;«کریم»از ریشه «کرم»، صفت مشبهه بر وزن فعیل و به معنای بخشنده و عطا کننده است.لقب «کریم» در زیارت امام زمان عجّل الله فرجه در روز جمعه آمده است: &amp;quot;أَنْتَ یَا مَوْلَایَ کَرِیمٌ مِنْ أَوْلَادِ الْکِرَام&amp;quot;١؛ ای مولا و آقای من، تو هم خود کریم هستی و هم از فرزندان اهل کرامت می باشی. با كريمان، كارها دشوار نيست! فقيران و مسكينان را پناهى جز خانه كريمان نيست و ما مسكينان چشم به كرامت شما داريم.كجا برويم كريم تر از شما بيابيم؟! مگر برادران يوسف، به انتظار كرامت نزد يوسف نشتافتند؟ آنها يوسف را در جايگاه برادري نمى شناختند و از او طلب كرامت كردند؛ما كه شما را مى شناسيم به كرامت و سروري و بخشندگى؛چرا بايد نزد شما نيائيم و همان كلمات را نگوئيم كه برادران يوسف گفتند؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادران يوسف بدون این که او را بشناسند خدمتش شرفیاب شده و گفتند: «یا أَیهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضَرُّ و جِئْنا بِبِضاعَة مُزْجاة، فأَوْفِ لَنَا الْکیلَ و تَصَدَّقْ عَلَینا إِنَّ اللهَ یجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ».ای عزیز(مصر)، ما و بستگان مان را گرفتاری و ناراحتی فرا گرفته است و با سرمایه نا چیزی(به بازار) آمده ایم، پس تو پیمانه ما را پُر كن و بر ما تصدّق نما، مسلماً خداوند صدقه دهندگان را پاداش می دهد٢. اكنون ما شیعیانِ گنهکاری که حرمت یوسف فاطمه علیهما السلام را نگه نداشته، و در مقابل چشمان بینای او گناه کرده ايم و با کردار زشت خود، مولای خویش را به زندان غیبت افکنده ايم ؛ سزاوار است همچون برادران یوسف، با امام مهربان خویش نجوا کرده و سپس سخن فرزندان یعقوب علیه السلام با پدر خویش را زمزمه کنند، تا از سر تقصیرشان در گذرد و برای گناهانشان آمرزش طلبد:«یا أَبانا إِسْتَغْفِرْلَناْ ذُنُوبَنا إِنّا کنّا خاطِئینَ»ای پدر ـ مهربان ـ ما، برای گناهان مان استغفار نما و از خدا برایمان آمرزش بخواه که ما از خطاکاران بودیم.پدر نيز به آنان وعده داد که سحرگاه جمعه برایشان استغفار کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اكنون ما گنهكاران كه چشم به كرامت شما داريم، نزد شما آمده ايم و همان را مى گوئيم كه عبارات زيباي زيارت شما به ما آموخته اند: «اَسْئَلُک یا مَوْلای اَنْ تَسْئَلَ اللهَ تَبارَک وَتَعالی فی صَلاحِ شَاْنی وَقَضآءِ حَوآئِجی وَغُفْرانِ ذُنوُبی وَالاَْخْذِ بِیدی فی دینی وَدُنْیای وَآخِرَتی لی وَلاِِخْوانی وَاَخَواتِی الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ کآفَّةً اِنَّهُ غَفوُرٌ رَحیمٌ»؛ مولای من! خواهشم از تو آنست که از خدا بخواهی، کار مرا اصلاح سازد، خواسته هایم را برآورد، گناهانم را ببخشد، و در کار دین، دنیا و آخرتم، دست من و همه برادران و خواهران با ایمانم را بگیرد. براستی که او بسیار آمرزنده و مهربان است٤.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نيز با شما مولاي كريم بگويم كه : « مَوْلای، وَقَفْتُ فی زِیارَتِک مَوْقِفَ الْخاطِئینَ النّادِمینَ الْخآئِفینَ مِنْ عِقابِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَقَدِ اتَّکلْتُ عَلی شَفاعَتِک، وَرَجَوْتُ بِمُوالاتِک وَشَفاعَتِک مَحْوَ ذُنُوبی، وَسَتْرَ عُیوبی، وَمَغْفِرَةَ زَلَلی؛ فَکنْ لِوَلِیک یا مَوْلای عِنْدَ تَحْقیقِ اَمَلِهِ، وَاسْئَلِ اللهَ غُفْرانَ زَلَلِهِ، فَقَدْ تَعَلَّقَ بِحَبْلِک وَتَمَسَّک بِوِلایتِک وَتَبَرَّءَ مِنْ اَعْدآئِک. اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِهِ، وَاَنْجِزْ لِوَلِیک ما وَعَدْتَهُ، اَللّـهُمَّ اَظْهِرْ کلِمَتَهُ وَاَعْلِ دَعْوَتَهُ وَانْصُرْهُ عَلی عَدُوِّهِ وَعَدُوِّک یا رَبَّ الْعالَمینَ»مولای من!در پیشگاه تو برای زیارتت ایستاده ام، همچون ایستادنِ خطاکارانِ پشیمان که از عقوبت پروردگار جهانیان، خائف و ترسانند. به شفاعت و دستگیری تو اعتماد کرده، و برای از بین رفتن گناهان، پوشیدن عیوب، و آمرزش لغزشهایم؛ به دوستی و دستگیری تو امیدوارم. پس تو ای مولای من، دوست خویش را برای رساندن به آرزوهایش یار و یاور باش، آمرزش لغزش هایش را از خدا بخواه، به راستی که او به ریسمان دستگیری تو چنگ زده، به ولایت و دوستی تو تمسّک جسته و از دشمنانت بیزار گردیده است.خدایا بر محمد و آلش درود فرست، و آنچه را برای ولیت وعده داده ای به انجام برسان، پروردگارا پیام و سخن او را آشکار ساز، دعوتش را بالا ببر و او را بر دشمنش و دشمن خودت یاری فرما، ای پروردگار جهانیان٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این عبارات نورانی، بهترین ذکری که دل رنجیده امام را مرهم بخشیده، قلب مهربانش را شاد می سازد و در روا گشتن حوایج و آمرزش گناهان تأثیر بسزائی دارد، تکرار این دعاست:&amp;quot;اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیک الْفَرَج&amp;quot;خدایا فرج ولیت، امام زمان علیه السلام را زود برسان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.زيارت جمعه، مفاتيح الجنان.    ٢.يوسف/٨٨.    ٣.يوسف/٩٧.  ٤و٥. زيارت &amp;quot;السلام علي الحق الجديد&amp;quot; و زيارت سرداب مطهر، مفاتيح الجنان.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%84%D9%83%D9%84%D9%85&amp;diff=1001</id>
		<title>جامع الكلم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%84%D9%83%D9%84%D9%85&amp;diff=1001"/>
		<updated>2025-01-23T16:50:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;جامع الكلم&amp;quot; كه به معناي وحدت بخش و جمع كننده تمامى اديان و آراء مختلف است، از القاب حضرت ولي عصر ارواحنا فداه است.در زیارت معروف حضرت مهدی (ع) که مرحوم سید بن طاووس آن را نقل می کنند از آن حضرت در یک مورد با تعبیر موعود امت ها یاد شده است:«السلام علی المهدی الذی وعد الله عز و جل به الامم ان یجمع به الکلم و یلم به الشعث و یملاء به الارض قسطا و عدلا و یمکن له و ینجر به وعد المؤمنین ١»درود بر آن مهدی که خداوند عزوجل وعده ظهور او را به امت ها داده است که به وسیله او وحدت و یکپارچگی را جایگزین پراکندگی و تفرقه نموده است ؛ همچنين در زیارت آن حضرت آمده است: «السَّلَامُ عَلَی مَهْدِیِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْکَلِم؛ سلام بر هدایت گر امّت ها، و گردآورنده کلمه هاي مختلف»٢؛ مقصود از آن کلمات، وحی الهی است یعنی تمامي ادیان مدّ نظر است چرا كه حضرت مهدی عجّل الله فرجه «جامع الکلم» است و با توجه به روایات،در هنگام ظهور همه دین ها را یکی می کنند. امام هادی علیه السلام فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;...باطن روزهاي هفته این چنين است: شنبه جدّ من رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم و یکشنبه امیر المؤمنین علیه السلام و دوشنبه حسن و حسین علیهما السلام و سه شنبه علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد علیهم السلام و چهارشنبه موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی علیهم السلام و من و پنج شنبه پسر من حسن است و جمعه پسر او است، آن که به او جمع می کند کلمه ها را، یعنی دین ها، همه یک دین می شود و تمام می کند به او نعمت را و خداوند حق را ثابت و ظاهر می کند و باطل را محو می کند و او مهدی منتظر شماست٣.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم معناي جامع الكلم ، «جامِعُ شَمْلِ الدین»است كه آن هم از جمله القاب مهدوی است که از حیث معنا با «جامع الکلم» یکی می باشد. زیرا «شَمْل» در لغت به معنای آن چه که از چیزی پراکنده شده باشد، آمده است؛ «جَمَعَ اللهُ شَمْلَهُم» يعنى خداوند امور آن  ها را با هم وفق دهد یا این که خداوند اتحاد و اتّفاق آنان را برقرار سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دعاي ندبه &amp;quot;به جامع الكلم با اين عبارت اشاره شده است:&amp;quot;أَیْنَ جامِعُ الْکَلِمَهِ عَلَى التَّقْوى&amp;quot;٤ يعنى كجاست آن كه بساط اختلاف را برچيند و مردم را بر وحدت كلمه تقوى و ايمان  مجتمع سازد.در تبيين آن روايتى از امام هشتم عليه السلام نقل شده كه فرمود : بدانيد كه بخدا قسم عدالت او وارد خانه هاي آنها شود همانند گرما و سرما كه وارد ميشود٥ و چون اعتقاد به اصول دين حق در دل آنها رسوخ پيدا كند، البته آراء و اديان مختلفه و مذاهب باطله از ميان خواهد رفت و همگى پيرو دين حق كه اسلام است مي شوند كه &amp;quot;ان الدين عند الله الاسلام&amp;quot; دين ، نزد خداوند اسلام است٦؛و نيز مى فرمايد:&amp;quot; افغير دين الله يبغون و له اسلم من فى السموات و الارض&amp;quot;٧ آيا جز به دين الاهى گرايش دارند؟ و بعد مى فرمايد: &amp;quot;و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه&amp;quot; هر كه غير دين اسلام را بگزيند از او پذيرفته نمى شود٨ . و البته مؤمنان آن دوره و آن عصر از جمله مصاديق كامل اين آيه شريفه هستند كه مى فرمايد: &amp;quot;و الزمهم كلمة التقوى و كانوا حق بها و اهلها&amp;quot; كلمه تقوى (و ايمان ) را ملازم آنها كرد بطوريكه از آنها جدا نشود و ايشان سزاوارترين كس به آن هستند واهليت و شايستگى آنرا هم دارند٩.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-------------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار١٠١/١٠٢.      ٢و٤.مفاتيح الجنان.    ٣.بحارالانوار٢١١/٩٩.    ٥.همان٣٦٢/٥٢.   ٦.آل عمران/١٩.   ٧و٨..همان/٨٣و٨٥.  ٩. فتح/٢٦.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86&amp;diff=999</id>
		<title>نظام الدین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86&amp;diff=999"/>
		<updated>2025-01-23T16:48:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از حضرت بقية الله(ع) در زيارات با لقب&amp;quot;نظام الدين&amp;quot; ياد شده است.نظام الدين در معناي عامل نظم و رشته انتظام و پيوستگى دين به كار رفته است؛ در يكي از زيارات خطاب به آن حضرت مى خوانيم: &amp;quot;اُشهِدُ اللّهَ وَ اُشهِدُ مَلائکَتَهُ و اُشهِدُکَ يا مَولايَ بهذا ظاهِرُهُ کَباطِنِه و سِرُّهُ کَعَلانيَتِهِ وَ اَنتَ الشاهِدُ علي ذلک و هو عَهدي اليک و ميثاقي لديک اِذ اَنتَ نظام الدّين و يَعسُوبُ المتّقين و عزّ الموحدّين و بذلک امرني ربّ العالمين&amp;quot;١. يعنى گواه مي‌گيرم خدا را و گواه مي‌گيرم فرشتگانش را و گواه مي‌ گيرم تو را اي مولايم! به اين اعتقاد قلبي که نسبت به تو دارم. عقيده‌اي که ظاهرش مانند باطن و سرّش همانند آشکار آن است؛ و تو خود بر آن شاهدي؛ و آن عهد من است با تو؛ و پيمان من است در پيشگاه تو؛ چون تو خود، &amp;quot;نظام دين&amp;quot; هستي و پيشواي متقيان و عزّت يکتاپرستان، و پروردگار جهان مرا بر آن امر فرموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصولاً رهبر و امام بايد داراي چنين ويژگى باشد.پيامبراكرم(ص) فرمودند:از كسى كه خداوند او را ولى امر شما كرده است، شنوايى و اطاعت داشته باشيد كه او نظام اسلام است:&amp;quot;اسْمَعُوا و أطِيعُوا لِمَنْ وَلاّهُ اللّهُ الأمْرَ ، فإنَّهُ نِظامُ الإسلامِ ٢. اميرمومنان(ع) عبارت &amp;quot;نظام&amp;quot; را براي امّت به كار برده و امامت را &amp;quot;نظام أُمّت&amp;quot; معرفي نموده و فرموده است:&amp;quot;الإمامةُ نِظامُ الاُمّةِ&amp;quot;٣ .بنابراين، امام و امامت، عامل انتظام دين و انتظام امت است؛دينداري كه براي خودش امام معصومي را برنگزيده، دينش بدون نظام است و جامعه و أمّتى كه بدون امام منصوب از جانب خداست،متفرق و براكنده و بدون انتظام است.در هر جامعه اي خواسته ها، سليقه ها، افکار و گرایش های متفاوتي وجود دارد.آنچه اندیشه، عمل و امور را در مسیر حق هدايت می کند و از تفرقه نگاه می دارد و جامعه را سامان و نظم می بخشد و همچون دانه هاي تسبيح به صف در مى آورد و نظام مى بخشد، امامت است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اميرمومنان(ع)مى فرمايد: &amp;quot;خداوند،امامت را براى نظام اجتماع و امت،واجب كرده و اطاعت امام را به منظور بزرگداشت مقام امامت،فريضه قرار داده است&amp;quot;٤. همچنين در نهج البلاغه ، امام و زمامدار و ولىّ امر را به منزله رشته اى معرفي فرموده كه مهره ها را گرد آورده، آنها را به هم پيوند مى دهد. كه اگر اين رشته از هم بگسلد، مهره ها از يكديگر جدا شده پراكنده مى گردند و ديگر هيچ گاه همه آنها گرد نمى آيند:«مكان القيّم من الأمر مكان النظام من الخرز يجمعه و يضمّه فإذا انقطع النظام،تفرّق الخرز و ذهب ثمّ لم يجمع بحذافيره أبدا»؛ ابن ابى الحديددر شرح اين فراز مى گويد: در اين سخن،امام عليه السّلام زمامدار را به«نظام»و جامعه و امت را به«خرز»تشبيه كرده است.خرز، دانه هاي گردن بند است كه نخى، آنها را جمع مى‌كند و نظم خاصى به آن مى‌دهد٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام رضا عليه السلام نيز امامت را چنين تبيين مى فرمايند:&amp;quot;امامت، زمام دين است ؛ نظام مسلمانان و اصلاح و آبادانى دنيا و عزّت مؤمنان است:الإمامةَ زِمامُ الدِّينِ ، و نِظامُ المُسلِمينَ، و صَلاحُ الدُّنيا، و عِزُّ المُؤمِنينَ&amp;quot;٦ . با توجه به معناي «نظام»در كلمات پيشوايان،«امام و امامت»، رشته‌اى است كه دانه‌هاى پراكنده امت مسلمان و ابعاد مختلف آن را منسجم مى‌كند و به هم پيوند مى دهد و در يك مسير و براى يك هدف كه تكامل و سعادت باشد،قرار مى‌دهد كه با قطع شدن اين رشته،مسلمانان دچار تفرقه و پراكندگى و از هم گسيختگى مى‌گردند و جامعه مسلمانان،از اسلام، تهى مى‌گردد لذا پيوند با امام و در كنار او قرارگرفتن و دوستي با او، هم دين و هم سعادت جامعه را تضمين مى نمايد؛لذا امام باقر(ع)فرمود:&amp;quot;حبّنا أهل البيت نظام الدّين&amp;quot;؛محبت ما خاندان،نظام دين است٧. با اين بيانات، امروز، امام عصر ارواحنا فداه، تنها نظام بخش دين و أمت است و در سايه محبت و پيوند و اطاعت از اوست كه دين الاهى حفظ شده و أمت، انتظام مى يابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-----------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار١١٧/٩٩.      ٢.امالي مفيد١٤/٢.   ٣.ميزان الحكمة١١٥/١.   ٤.نهج البلاغه، حكمت٢٤٤.   ٥. شرح نهج البلاغه٩٦/٩.     ٦.اصول كافى٣٠٠/٢.       ٧.بحار الانوار١٨٣/٧٨.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85&amp;diff=997</id>
		<title>نظام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85&amp;diff=997"/>
		<updated>2025-01-23T16:46:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: Mousavinia صفحهٔ نظام را به نظام الدین منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییر_مسیر [[نظام الدین]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86&amp;diff=996</id>
		<title>نظام الدین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86&amp;diff=996"/>
		<updated>2025-01-23T16:46:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: Mousavinia صفحهٔ نظام را به نظام الدین منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;از حضرت بقية الله(ع) در زيارات با لقب&amp;quot;نظام الدين&amp;quot; ياد شده است.نظام الدين در معناي عامل نظم و رشته انتظام و پيوستگى دين به كار رفته است؛ در يكي از زيارات خطاب به آن حضرت مى خوانيم: &amp;quot;اُشهِدُ اللّهَ وَ اُشهِدُ مَلائکَتَهُ و اُشهِدُکَ يا مَولايَ بهذا ظاهِرُهُ کَباطِنِه و سِرُّهُ کَعَلانيَتِهِ وَ اَنتَ الشاهِدُ علي ذلک و هو عَهدي اليک و ميثاقي لديک اِذ اَنتَ نظام الدّين و يَعسُوبُ المتّقين و عزّ الموحدّين و بذلک امرني ربّ العالمين&amp;quot;١. يعنى گواه مي‌گيرم خدا را و گواه مي‌گيرم فرشتگانش را و گواه مي‌ گيرم تو را اي مولايم! به اين اعتقاد قلبي که نسبت به تو دارم. عقيده‌اي که ظاهرش مانند باطن و سرّش همانند آشکار آن است؛ و تو خود بر آن شاهدي؛ و آن عهد من است با تو؛ و پيمان من است در پيشگاه تو؛ چون تو خود، &amp;quot;نظام دين&amp;quot; هستي و پيشواي متقيان و عزّت يکتاپرستان، و پروردگار جهان مرا بر آن امر فرموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصولاً رهبر و امام بايد داراي چنين ويژگى باشد.پيامبراكرم(ص) فرمودند:از كسى كه خداوند او را ولى امر شما كرده است، شنوايى و اطاعت داشته باشيد كه او نظام اسلام است:&amp;quot;اسْمَعُوا و أطِيعُوا لِمَنْ وَلاّهُ اللّهُ الأمْرَ ، فإنَّهُ نِظامُ الإسلامِ ٢. اميرمومنان(ع) عبارت &amp;quot;نظام&amp;quot; را براي امّت به كار برده و امامت را &amp;quot;نظام أُمّت&amp;quot; معرفي نموده و فرموده است:&amp;quot;الإمامةُ نِظامُ الاُمّةِ&amp;quot;٣ .بنابراين، امام و امامت، عامل انتظام دين و انتظام امت است؛دينداري كه براي خودش امام معصومي را برنگزيده، دينش بدون نظام است و جامعه و أمّتى كه بدون امام منصوب از جانب خداست،متفرق و براكنده و بدون انتظام است.در هر جامعه اي خواسته ها، سليقه ها، افکار و گرایش های متفاوتي وجود دارد.آنچه اندیشه، عمل و امور را در مسیر حق هدايت می کند و از تفرقه نگاه می دارد و جامعه را سامان و نظم می بخشد و همچون دانه هاي تسبيح به صف در مى آورد و نظام مى بخشد، امامت است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اميرمومنان(ع)مى فرمايد: &amp;quot;خداوند،امامت را براى نظام اجتماع و امت،واجب كرده و اطاعت امام را به منظور بزرگداشت مقام امامت،فريضه قرار داده است&amp;quot;٤. همچنين در نهج البلاغه ، امام و زمامدار و ولىّ امر را به منزله رشته اى معرفي فرموده كه مهره ها را گرد آورده، آنها را به هم پيوند مى دهد. كه اگر اين رشته از هم بگسلد، مهره ها از يكديگر جدا شده پراكنده مى گردند و ديگر هيچ گاه همه آنها گرد نمى آيند:«مكان القيّم من الأمر مكان النظام من الخرز يجمعه و يضمّه فإذا انقطع النظام،تفرّق الخرز و ذهب ثمّ لم يجمع بحذافيره أبدا»؛ ابن ابى الحديددر شرح اين فراز مى گويد: در اين سخن،امام عليه السّلام زمامدار را به«نظام»و جامعه و امت را به«خرز»تشبيه كرده است.خرز، دانه هاي گردن بند است كه نخى، آنها را جمع مى‌كند و نظم خاصى به آن مى‌دهد٥.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام رضا عليه السلام نيز امامت را چنين تبيين مى فرمايند:&amp;quot;امامت، زمام دين است ؛ نظام مسلمانان و اصلاح و آبادانى دنيا و عزّت مؤمنان است:الإمامةَ زِمامُ الدِّينِ ، و نِظامُ المُسلِمينَ، و صَلاحُ الدُّنيا، و عِزُّ المُؤمِنينَ&amp;quot;٦ . با توجه به معناي «نظام»در كلمات پيشوايان،«امام و امامت»، رشته‌اى است كه دانه‌هاى پراكنده امت مسلمان و ابعاد مختلف آن را منسجم مى‌كند و به هم پيوند مى دهد و در يك مسير و براى يك هدف كه تكامل و سعادت باشد،قرار مى‌دهد كه با قطع شدن اين رشته،مسلمانان دچار تفرقه و پراكندگى و از هم گسيختگى مى‌گردند و جامعه مسلمانان،از اسلام، تهى مى‌گردد لذا پيوند با امام و در كنار او قرارگرفتن و دوستي با او، هم دين و هم سعادت جامعه را تضمين مى نمايد؛لذا امام باقر(ع)فرمود:&amp;quot;حبّنا أهل البيت نظام الدّين&amp;quot;؛محبت ما خاندان،نظام دين است٧. با اين بيانات، امروز، امام عصر ارواحنا فداه، تنها نظام بخش دين و أمت است و در سايه محبت و پيوند و اطاعت از اوست كه دين الاهى حفظ شده و أمت، انتظام مى يابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;-----------&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.بحارالانوار١١٧/٩٩.      ٢.امالي مفيد١٤/٢.   ٣.ميزان الحكمة١١٥/١.   ٤.نهج البلاغه، حكمت٢٤٤.   ٥. شرح نهج البلاغه٩٦/٩.     ٦.اصول كافى٣٠٠/٢.       ٧.بحار الانوار١٨٣/٧٨.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%87%D9%88%D8%AF_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B9&amp;diff=666</id>
		<title>هود - آیه ۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%87%D9%88%D8%AF_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B9&amp;diff=666"/>
		<updated>2024-11-21T16:10:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;آیات مهدویت - سوره هود 9&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلی أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ: ما یَحْبِسُهُ؟&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/big&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;هود (11): 9.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و چنانچه عذاب را تا هنگام معینی افراد معدودی به تأخیر اندازیم؛ گویند چه موجب تأخیر عذاب شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;محمّد بن إبراهیم النّعمانیّ، قال: أخبرنا&amp;lt;ref&amp;gt;[در مأخذ: حدّثنا.]&amp;lt;/ref&amp;gt; أحمد بن محمّد بن سعید، قال&#039;&#039;&#039;:&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حدّثنا حمید بن زیاد، قال: حدّثنا علیّ بن الصّبّاح، قال: حدّثنا أبو علیّ الحسن بن محمّد الحضرمیّ، قال: حدّثنا جعفر بن محمّد، عن إبراهیم بن عبد الحمید، عن إسحاق بن عبد العزیز، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فی قوله [تعالی] : وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلی أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ، قال: «العذاب خروج القائم علیه السّلام و الأمّة المعدودة أهل&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;[در مأخذ: عدّة أهل. با توجّه به این می توان و أصحابه نیز خواند.]&amp;lt;/ref&amp;gt; &#039;&#039;&#039;بدر و أصحابه.&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب الغیبة: 241 [باب 13، ح 36]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد بن ابراهيم نعمانی: گوید: احمد بن محمد بن سعید خبرمان داد، وی گفت: حمید بن زیاد حديثمان داد، گفت: علی بن الصباح حديثمان داد که گفت: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوعلی حسن بن محمد حضرمی حدیثمان داد، گفت: جعفر بن محمد حديثمان داد، از ابراهیم بن عبدالحمید، از اسحاق بن عبدالعزیز، از حضرت ابوعبدالله امام صادق عليه السلام که درباره قول خداوند:  و چنانچه عذاب را تا هنگام معینی از افراد معدودی تأخير اندازیم، گویند چه موجب تأخیر عذاب شده است و فرمود: عذاب، خروج حضرت قائم عليه السلام است، و امت معدوده: اهل بدر و اصحاب او می باشند . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&amp;lt;big&amp;gt;علیّ بن إبراهیم، قال: أخبرنا أحمد بن إدریس، قال: حدّثنا أحمد بن محمّد، عن علیّ بن الحکم، عن سیف، عن حسّان، عن هشام بن عمّار، عن&amp;lt;/big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&amp;lt;big&amp;gt;أبیه- و کان من أصحاب علیّ علیه السّلام- عن علیّ صلوات اللّه علیه فی قوله [تعالی : وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلی أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ: ما یَحْبِسُهُ؟ قال:&amp;lt;/big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«الأمّة المعدودة أصحاب القائم الثّلاث ماءة و البضعة عشر.&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;/big&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر قمی 1: 323.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی بن ابراهیم: گوید: احمد بن ادریس خبرمان داد، وی گفت: احمد بن محمد حدیثمان داد، از علی بن الحكم، از سيف، از حسان، از هشام بن عمار، از پدرش که از اصحاب امیرمؤمنان علی علیه السلام بودم از حضرت علی صلوات الله عليه درباره قول خدای تعالی ]: و چنانچه عذاب را تا هنگام معینی (افراد معدودی ) به تأخير اندازیم گویند چه موجب تأخیر عذاب شده است و فرمود: أتت معدوده اصحاب حضرت قائم عليه السلام می باشند آن سیصد و ده و چند نفر». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمّد بن یعقوب، عن علیّ بن إبراهیم: عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن منصور بن یونس، عن إسماعیل بن جابر، عن أبی خالد، عن أبی جعفر (2) علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ، أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً (3)، قال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«الخیرات: الولایة، و قوله تبارک و تعالی: أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً یعنی أصحاب القائم علیه السّلام الثّلاث ماءة و البضعة عشر رجلا.» قال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و هم- و اللّه- الأمّة المعدودة.- قال:- یجتمعون- و اللّه- فی ساعة واحدة قزع کقزع الخریف.» (4)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد بن يعقوب: روایت کرده از علی بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابی عمیر، از منصور بن يونس، از اسماعیل بن جابر، از ابوخالد، از حضرت ابی عبدالله امام صادق (أبوجعفر امام باقر عليه السلام که راجع به گفتار خدای عز و جل: پس به کارهای نیک سبقت و پیشی گیرید، هرکجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد ؟ فرمود: خیرات: ولایت است، و فرمودهخدای تبارک و تعالى : و هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد ؛ یعنی اصحاب حضرت قائم عليه السلام آن سيصد و ده و چند (مرد). فرمود: آنهایند به خدا سوگند اتت معدوده. فرمود: به خدا سوگند در یک ساعت جمع&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%DB%B1%DB%B2_%D8%AA%D8%A7_%DB%B1%DB%B6&amp;diff=608</id>
		<title>انبیاء - آیات ۱۲ تا ۱۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A1_-_%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%DB%B1%DB%B2_%D8%AA%D8%A7_%DB%B1%DB%B6&amp;diff=608"/>
		<updated>2024-10-24T16:17:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mousavinia: مقاله جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;(وَ کَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْیَةٍ کانَتْ ظالِمَةً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِینَ* فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها یَرْکُضُونَ* لا تَرْکُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلی ما أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَ مَساکِنِکُمْ، لَعَلَّکُمْ تُسْئَلُونَ* قالُوا: یا وَیْلَنا! إِنَّا کُنَّا ظالِمِینَ* فَما زالَتْ تِلْکَ دَعْواهُمْ حَتَّی جَعَلْناهُمْ حَصِیداً خامِدِینَ). &amp;lt;ref&amp;gt;انبیاء (21): 12- 16&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چه بسیار مردمان مقتدری که ستمکار بودند و ما آنان را درهم شکسته و هلاک نمودیم و به جای آنها قوم دیگری را آفریدیم و پس چون عذاب ما را احساس نمودند از آن گریزان گشتنده ان گریزید و بازگردید به سوی آنچه که در آن در خوشگذرانی و آسایش بوده اید و به خانه های خود رو آورید تا شاید پرسش شویده گویند: ای وای برما که ستمگر بودیم و و پیوسته این سخن را گویند تا اینکه در و شده و خاموش و بی جانشان سازیم ؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمّد بن یعقوب: عن علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن فضّال، عن ثعلبة بن میمون، عن بدر بن [ال] خلیل الأسدیّ، قال: سمعت أبا جعفر علیه السّلام یقول فی قول اللّه عزّ و جلّ: فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها یَرْکُضُونَ* لا تَرْکُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلی ما أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَ مَساکِنِکُمْ، لَعَلَّکُمْ تُسْئَلُونَ قال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«إذا قام القائم (علیه السّلام) و بعث إلی بنی أمیّة بالشّام [ف] هربوا إلی الرّوم، فیقول لهم الرّوم: لا ندخلنّکم حتّی تتنصّروا، فیعلّقون فی أعناقهم الصّلبان فیدخلونهم، فإذا نزل بحضرتهم أصحاب القائم (علیه السّلام) طلبوا الأمان و الصّلح فیقول أصحاب القائم: لا نفعل حتّی تدفعوا إلینا من قبلکم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[منّا]- قال:- فیدفعونهم إلیهم، فذلک قوله: لا تَرْکُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلی ما أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَ مَساکِنِکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْئَلُونَ قال:- یسألونهم &amp;lt;ref&amp;gt;[در مأخذ: یسألهم.]&amp;lt;/ref&amp;gt; الکنوز و هم &amp;lt;ref&amp;gt;[در مأخذ: هو.]&amp;lt;/ref&amp;gt; أعلم بها،- قال:- فیقولون: یا وَیْلَنا إِنَّا کُنَّا ظالِمِینَ* فَما زالَتْ تِلْکَ دَعْواهُمْ حَتَّی جَعَلْناهُمْ حَصِیداً خامِدِینَ بالسّیف (و هو سعید بن عبد الملک الأمویّ صاحب نهر سعید بالرّحبة).» &amp;lt;ref&amp;gt;.روضه ی کافی: 51- 52 [ح 15]. جمله ی آخر در تمامی نسخه های مأخذ نیامده است و بر فرض صحّت نسخه هایی که این جمله در آن ها ضبط شده، ظاهرا مقصود رهبر فراریان به سوی روم است. (مترجم) [ترجمه ی جمله: مراد (از دروشده ی بی جان گردیده) سعید بن عبد الملک (بن مروان) اموی است که آبادکننده ی ناحیه ی نهر سعید در رحبه (معجم البلدان: بصره) بود.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«محمد بن يعقوب : از علی بن ابراهيم، از پدرش، از ابن فضال، از ثعلبة بن میمون، از بدر بن خليل اسدی روایت کرده که گفت: شنیدم حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام در مورد قول خدای عز و جل: * پس چون عذاب ما را احساس نمودند از آن گریزان گشتند. نگریزید و باز گردید به سوی آنچه که در آن در خوشگذرانی و آسایش بوده اید و به خانه های خود رو آورید تا شاید پرسش شوید ؟ فرمود: هرگاه حضرت قائم عليه السلام بپا خیزد و به سراغ بنی امیه در شام بفرستد به سوی روم بگریزند، پس رومیان به آنان گویند: ما به شما راه نمی دهیم مگر اینکه به دین نصرانیت بگروید، آنگاه آنها صليبها به گردنشان می آویزند و رومیان آنها را راه می دهند. و چون یاران حضرت قائم عليه السلام به سوی روم روند آنها امان خواهند و تقاضای صلح نمایند، یاران امام قائم عليه السلام گویند: ما صلح نمی کنیم مگر اینکه افرادی را که از ما به شما پناهنده شده اند را به ما تسلیم نمائید. حضرت باقر عليه السلام فرمود: پس آنان را به ایشان تسلیم خواهند کرد، و این است بیان فرمایش خداوند: انگریزید و بازگردید به سوی آنچه که در آن در خوشگذرانی و آسایش بوده اید و به خانه های خود رو آورید تا شاید پرسش شوید که فرمود: از محل گنجهای ایشان بپرسند با اینکه خود بهتر می دانند، در این هنگام است که گویند: وای وای بر ما که ستمگر بودیم، و پیوسته این سخن را گویند تا اینکه درو شده و خاموش و بی جانشان سازیم [یعنی ] با شمشير». .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمّد بن العبّاس، قال: حدّثنا علیّ بن عبد اللّه بن أسد، عن إبراهیم ابن محمّد الثّقفیّ، عن إسماعیل بن بشّار، عن علیّ بن جعفر الحضرمیّ، عن جابر، قال:سألت أبا جعفر علیه السّلام فی قول اللّه عزوجلّ: فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها یَرْکُضُونَ قال: «ذلک عند قیام القائم علیه السّلام.» &amp;lt;ref&amp;gt;تأویل الآیات الظّاهرة 1: 326 [ح 6].&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد بن العباس: گوید: علی بن عبدالله بن أسد، از ابراهیم بن محمد ثقفی، از اسماعیل بن بشار، از علی بن جعفر حضرمی، از جابر حدیثمان داد که گفت: از حضرت امام ابوجعفر باقر &amp;lt;small&amp;gt;عليه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; راجع به قول خدای عزوجل: و چون عذاب ما را احساس نمودند از آن گریزان گشتند و سؤال نمودم، امام باقر عليه السلام فرمود: این به هنگام قیام حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;عليه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عنه، قال: حدّثنا الحسین بن أحمد، عن محمّد بن عیسی، عن یونس، عن منصور (2)، عن إسماعیل بن جابر، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا قال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خروج (3) القائم علیه السّلام.» إِذا هُمْ مِنْها یَرْکُضُونَ قال:.]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«الکنوز الّتی کانوا یکنزون، قالُوا: یا وَیْلَنا إِنَّا کُنَّا ظالِمِینَ* فَما زالَتْ تِلْکَ دَعْواهُمْ حَتَّی جَعَلْناهُمْ حَصِیداً- بالسّیف- خامِدِینَ لا تبقی (4) منهم عین تطرف.» (5)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و از اوست: که گوید: حسین بن احمد حديثمان داد، از محمد بن عیسی، از يونس بن منصور، از اسماعیل بن جابر، از حضرت ابی عبدالله امام صادق عليه السلام که در باره قول خدای عز و جل: { پس چون عذاب ما را احساس نمودند و فرمود: خروج قائم عليه السلام است و از آن گریزان گشتند فرمود: گنجینه هایی که ذخیره می کرده اند، و گفتند: ای وای بر ما که ستمگر بودیم، و پیوسته این سخن را گویند تا اینکه با شمشیر در و شده و خاموش و بی جانشان سازیم ، که هیچ چشمی از آنان نگردد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
العیّاشیّ، بإسناده: عن عبد الأعلی الحلبیّ، قال: قال أبو جعفر علیه السّلام (فی حدیث یذکر فیه خروج القائم علیه السّلام قال فی الحدیث):&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«... لکأنّی أنظر إلیهم (یعنی القائم علیه السّلام و أصحابه) مصعدین من نجف&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mousavinia</name></author>
	</entry>
</feed>