<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://wikimahdi.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Saeed</id>
	<title>ویکی‌مهدی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://wikimahdi.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Saeed"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Saeed"/>
	<updated>2026-10-21T06:04:52Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.11</generator>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA_%D9%88_%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1_%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF&amp;diff=1548</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، برای برپایی حکومت دیانت و عدالت، به امور پنهانی هدایت می‌شود</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA_%D9%88_%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1_%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF&amp;diff=1548"/>
		<updated>2026-10-15T16:31:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مقاله جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، برای برپایی حکومت دیانت و عدالت، به امور پنهانی هدایت می‌شود =&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]]&lt;br /&gt;
مشهورترین لقب این نواده رسول خدا، «مهدی» است. شیعه و سنّی و حتّی خاورشناسان و اسلام‌پژوهان غیرمسلمان، او را با این لقب می‌شناسند. «مهدی» در لغت به معنای «هدایت‌شونده» یا «هدایت‌شده» است. از آن‌جا که خداوند عزّوجلّ حضرت مهدی را پیوسته به علوم و امور مخفی هدایت می‌فرماید و نوعی نفوذ علمی و عصمت در تشخیص به آن حضرت می‌دهد، ایشان به این لقب ملقّب هستند. از آن‌جا که مدّعیان دروغین مهدویت، مانند دیگران، نسبت به این امور مخفی جاهل‌اند، نمی‌توانند «مهدی» باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این‌جا به برخی از این امور مخفی که در روایات بیان شده‌اند، اشاره می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ۱. اوّلین گروه از امور مخفی: حقایق پنهان‌شده اسلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از علوم و معارف اسلامی در اثر سلطه نابکاران و غفلت مردمان در طول تاریخ، مخفی شده است. به‌عنوان مثال، تفسیر و تأویل و حتّی ترتیب و شأن نزول بسیاری از آیات قرآن برای مفسّران و محقّقان اسلامی در روزگار ما پوشیده است. به تعبیر دیگر، هنوز بخش مهمّی از معانی ظاهری و باطنی قرآن از نظر پژوهشگران به‌درستی روشن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثال دیگر، اختلاف امّت در سنّت نبوی و احکام تفصیلی دین است. امروزه کسی نیست که بتواند ادّعا کند نسبت به علوم قرآن و سنّت به‌طور کامل آگاه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، خدای متعال حضرت مهدی را به این علوم هدایت فرموده است و آن حضرت در هنگام ظهور خویش، آن علوم را اظهار خواهند کرد. نظر به این‌که آن امام به‌طور ویژه به این علوم هدایت شده‌اند، «مهدی» نامیده می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت شده است که فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;إذا قامَ القائمُ علیه‌السلام، دَعَا النّاسَ إلَی الإسلامِ جَدیداً و هَداهُم اِلی أمرٍ قَد دَثَرَ و ضَلَّ عَنهُ الجُمهورُ و إنَّما سُمِّیَ القائمُ مَهدِیّاً لِأَنَّهُ یُهدی إلی أمرٍ مَضلولٍ عَنهُ و سُمِّیَ القائمَ لِقیامِهِ بِالحَقّ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج‏۵۱، ص ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که قائم قیام کند، مردم را به شکلی تازه به اسلام دعوت می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;یعنی به شكلی متفاوت با آن چه در دوران غیبت با آن مواجه بودند.&amp;lt;/ref&amp;gt; او آن‌ها را به چیزی هدایت می‌کند که عموم مردم از آن گمراه شده‌اند؛ یعنی همان اسلام راستین. آن قیام‌کننده از این رو «مهدی» نامیده می‌شود که به چیزی که همه درباره آن گمراه‌اند، هدایت شده است و آن حضرت را «قائم» می‌نامند، چون حق را اقامه می‌کند و بر پا می‌دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ۲. دومین گروه از امور مخفی: باطن مخفی انسان‌ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند حضرت مهدی را به باطن و درون پنهان افراد هدایت می‌کند. در روزگار آن حضرت، هیچ‌کس نمی‌تواند دورویی کند و نفاق ورزد تا به‌طور پنهانی به ظلم و تجاوز بپردازد. آری، رازهای درونی انسان‌ها برای حضرت مهدی آشکار و هویدا می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر همین مبناست که آن حضرت همانند حضرت داوود قضاوت می‌کنند و از هیچ‌کس شاهد (گواه) و بیّنه (دلیل و مدرک) نمی‌خواهند؛ بلکه بر مبنای حقیقت، ولو آن‌که در ظاهر مخفی باشد، قضاوت خواهند فرمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت شده است که فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دنیا به آخر نمی‌رسد تا این‌که مردی از ما اهل‌بیت قیام کند که بر مبنای حکومت حضرت داوود و خاندان ایشان داوری می‌کند. او از مردم بیّنه و مدرکی برای ادّعاهایشان طلب نمی‌کند.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج‏۵۲، ص ۳۱۹، ح‏۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه آن‌که چون خداوند آن حضرت را به باطن افراد هدایت می‌کند و از ایشان می‌خواهد که بر مبنای علوم مخفی قضاوت کنند، «مهدی» نامیده می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است که پیامبر خدا و یازده امام دیگر نیز از جانب خدا به حقایق امور هدایت شده‌اند و لذا با عنوان «ائمّه مهدیین» شناخته می‌شوند؛ با این حال، چون هیچ‌یک در امر حکومت و قضاوت مأمور نبوده‌اند که همچون حضرت صاحب‌الزمان عمل کنند، با عنوان «مهدی» مشهور نیستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تعبیر دیگر، چون حکومت حضرت قائم باطنی است و بر اسرار نهانی و امور مخفی پایه دارد، ایشان را «مهدی» می‌نامند. «مهدی» بودن آن حضرت، به این معنا، زمینه‌ساز ریشه‌کنی ظلم و جور در تمام ابعاد آشکار و نهان آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامت این‌که قضاوت آن موعود در مورد ظالمان درست است، این است که آن‌ها به‌سرعت دست‌وپای خود را جمع می‌کنند و از هرگونه تعدّی دست می‌شویند. اگر قضاوت آن حضرت درست و عادلانه نباشد، مجرمان از ستم نمی‌ترسند؛ بلکه بر جرم خود جری‌تر هم خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;قال أبوجعفرٍ علیه‌السلام: إنّما سُمِّیَ المَهدیَّ علیه‌السلام لِأنَّهُ یُهدی إِلی أمرٍ خَفِیٍّ حَتّی أنّهُ یَبعَثُ إلی رَجُلٍ لا یَعلَمُ النّاسُ لَهُ ذَنْباً فَیَقتُلُهُ حَتّی أنَّ أحدَهُم یَتَکلَّمُ فی بَیتِهِ فَیَخافُ أن یَشهَدَ عَلیهِ الجِدارُ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سرور أهل الإیمان فی علامات ظهور صاحب الزمان عج، ص: ۱۱۲؛ نیز بنگرید به بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را از این رو مهدی نامیده‌اند که به هر چیز پنهان هدایت می‌شود؛ تا جایی که گاهی برای دستگیری مردی که در نظر مردم بی‌گناه است، مأمور می‌فرستد و او را به علّت جرم پنهانی‌اش به قتل می‌رساند. کار به جایی می‌رسد که وقتی شخصی در خانه‌اش سخنی ناروا می‌گوید، می‌ترسد که دیوار به زیان او شهادت دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدیهی است چنین سیستم حکومتی هوشمندی، جای فرار برای هیچ مجرمی باقی نمی‌گذارد؛ و از سوی دیگر، به‌هیچ‌وجه شباهتی با حکومت‌های بشری که با سیستم پلیسی می‌خواهند جلوی هرگونه عمل افراد را بگیرند، ندارد؛ زیرا این حکومت‌ها در جهت حفظ حکومت ظالمانه خود و برای جلوگیری از قیام مردم علیه خود دست به این اقدامات می‌زنند؛ ولی در آن حکومت الهی، نه‌تنها اثری از ظلم نیست و مردم در جهت انجام زندگی سالم و بی‌دغدغه خود هیچ مانعی ندارند، بلکه این حفظ و حراست سخت‌گیرانه در مقابل ظالمان و سودجویانی است که می‌خواهند حقوق مردم ضعیف را پایمال کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، با توجّه به فراهم شدن تمامی امکانات و نیازهای مختلف مردم برای زندگی سالم و مرفّه، دیگر جایی برای تعدّی و خروج از مرز پاکی و تقوا وجود ندارد و اگر فردی در چنین شرایطی باز هم به تباهی روی آورد، مستوجب کیفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ۳. سومین گروه از امور مخفی: میراث‌های پنهان انبیا ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از میراث‌های انبیا امروزه پنهان است. کسی نمی‌داند که عصای حضرت موسی، تابوت سکینه،&amp;lt;ref&amp;gt;صندوق آرامش.&amp;lt;/ref&amp;gt; انگشتر حضرت سلیمان، الواح تورات و دیگر کتب نازل‌شده از آسمان کجاست. برخی از مواریث انبیا پیش از این در دست پیامبر اسلام &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و ائمّه بزرگوار &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; آشکار شده است؛ امّا برخی دیگر از این مواریث نیز هنوز مخفی‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن جمله می‌توان به باقیمانده الواح تورات اشاره کرد که خداوند برای حضرت موسی نازل ساخته بود. قوم یهود سال‌هاست که الواح تورات و تابوت عهد را گم کرده‌اند و در حسرت به دست آوردن مجدّد آن‌ها به کاوش و جست‌وجو مشغول‌اند. خداوند حضرت مهدی را بر محلّ این گنجینه‌های الهی آگاه و به مخفیگاه آن‌ها هدایت می‌کند. آن بزرگوار با آشکار ساختن این دفینه‌های ارزشمند در هنگام ظهور، توجّه مردم را به خود جلب می‌کنند و مخصوصاً گروه‌هایی همچون یهودیان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی از امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل شده است که فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فَإِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیَّ لِأَنَّهُ یُهْدی لِأَمْرٍ خَفِیٍّ یَسْتَخْرِجُ التَّوْراةَ وَ سَائِرَ کتُبِ اللّه مِنْ غَارٍ بِأَنْطَاکیَّةَ فَیَحْکُمُ بَینَ أَهْلِ التَّوْراةِ بِالتَّوراةِ وَ بَینَ أَهْلِ الْإِنْجِیلِ بِالإِنْجِیلِ وَ بَینَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ وَ بَینَ أَهْلِ الْفُرْقَانِ بِالْفُرْقانِ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;علل الشرائع، ج‏۱، ص ۱۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت مهدی از آن رو مهدی نامیده شده است که به امری پنهان هدایت می‌شود. او تورات و دیگر کتاب‌های خدا را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد. پس در میان اهل تورات با استناد به تورات، میان اهل انجیل بر پایه انجیل، بین اهل زبور بر اساس زبور و بین اهل قرآن به قرآن حکم خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که این کتاب‌ها، نسخه‌های اصل کتب آسمانی هستند که از هرگونه تحریفی به دور مانده‌اند و آن حضرت به‌وسیله این کتاب‌ها مردم را به سوی خدا دعوت خواهند فرمود.&amp;lt;ref&amp;gt;چنان كه امیرمؤمنان نیای بزرگوار حضرت مهدی علیهما‏السلام فرمودند: «لَو ثُنِیَتْ لِیَ الوِسادَةُ لَحَكَمتُ بَینَ أهلِ القرآنِ بِالقرآنِ حَتّی یزهَرَ إلَی اللّهِ و لَحَكَمتُ بَینَ أهلِ ‏التّوراةِ بِالتّوراةِ و بَینَ أهلِ الإنجیلِ بِالإنجیلِ و بَینَ أهلِ الزّبورِ بِالزَّبورِ حَتّی یزهَرَ إلَی اللّهِ» چنان‌چه برای من جایگاه حكومت و داوری فراهم شود، میان اهل قرآن با قرآن داوری می‌كنم به حدی كه (داوری من) در پیشگاه خداوند مورد قبول باشد و همچنین بین اهل تورات به تورات و میان اهل انجیل با انجیل و میان اهل زبور با زبور حكم و داوری می‌كردم آن چنان كه مورد قبول خداوند باشد. (إلزام الناصب، ص ۷ و شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص ۱۴۸ و بحارالانوار ۴۰: ۱۳۶).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول گرامی اسلام &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تابوت سکینه به دست او از دریاچه طبریه بیرون آورده می‌شود و حمل می‌گردد تا این‌که در بیت‌المقدس در برابرش گذارده شود. هنگامی که یهودیان این صحنه را می‌بینند، همگی اسلام می‌آورند؛ مگر تعداد اندکی از ایشان.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن جهت که قائم آل محمّد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; توسّط خدای متعال به مخفیگاه نسخه‌های اصل کتب آسمانی و میراث‌های گران‌بهای انبیا هدایت شده‌اند و آن‌ها را به‌عنوان نشانه‌ای برای الهی بودن خود آشکار می‌سازند، مهدی نامیده شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد این لقب پرمعنا حاوی نکات پربار دیگری نیز باشد؛ نکاتی از قبیل آگاهی حضرت مهدی از ابواب مخفی علوم و آشکار شدن آن‌ها به دست ایشان و نیز خبر دادن حضرت مهدی از اسرار و رازهای اقوام مختلف که از هدایتی الهی در مورد آن بزرگوار حکایت می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جز حضرتش کیست که می‌تواند از این علوم و اخبار و آثار مخفی پرده برگیرد و چنین از هدایت الهی برخوردار باشد؟ آری، «مهدی امّت» آن آقای بزرگواری است که خدای متعال او را بر هر پیدا و پنهانی هدایت کرده است و به دست او از راز و رمز علوم پرده برمی‌دارد. جان‌ها به فدایش باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آنچه گفته شد، دانستیم که به صرف ادّعای مهدویت و این‌که کسی نام «مهدی» بر روی خود بگذارد، «مهدی بودن» برای وی ثابت نمی‌شود؛ بلکه چنین شخصی باید به‌واقع نیز «مهدی» و «دانای اسرار» باشد. در یک کلام، «مهدی» یک صفت برای قائم موعود است که از کمال علمی آن حضرت حکایت دارد و پیامبر خدا این کلمه را به‌عنوان اسمی بدون مفهوم برای آن موعود آسمانی به کار نبرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA_%D9%88_%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1_%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF&amp;diff=1546</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، برای برپایی حکومت دیانت و عدالت، به امور پنهانی هدایت می‌شود</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA_%D9%88_%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1_%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF&amp;diff=1546"/>
		<updated>2026-10-15T16:23:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: صفحه‌ای تازه حاوی «= زندگینامه و مشخصات - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، برای برپایی حکومت دیانت و عدالت، به امور پنهانی هدایت می‌شود = زندگینامه و مشخصات مشهورترین لقب این نواده رسول خدا، «مهدی» است. شیعه و سنّی و...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، برای برپایی حکومت دیانت و عدالت، به امور پنهانی هدایت می‌شود =&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]]&lt;br /&gt;
مشهورترین لقب این نواده رسول خدا، «مهدی» است. شیعه و سنّی و حتّی خاورشناسان و اسلام‌پژوهان غیرمسلمان، او را با این لقب می‌شناسند. «مهدی» در لغت به معنای «هدایت‌شونده» یا «هدایت‌شده» است. از آن‌جا که خداوند عزّوجلّ حضرت مهدی را پیوسته به علوم و امور مخفی هدایت می‌فرماید و نوعی نفوذ علمی و عصمت در تشخیص به آن حضرت می‌دهد، ایشان به این لقب ملقّب هستند. از آن‌جا که مدّعیان دروغین مهدویت، مانند دیگران، نسبت به این امور مخفی جاهل‌اند، نمی‌توانند «مهدی» باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این‌جا به برخی از این امور مخفی که در روایات بیان شده‌اند، اشاره می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ۱. اوّلین گروه از امور مخفی: حقایق پنهان‌شده اسلام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از علوم و معارف اسلامی در اثر سلطه نابکاران و غفلت مردمان در طول تاریخ، مخفی شده است. به‌عنوان مثال، تفسیر و تأویل و حتّی ترتیب و شأن نزول بسیاری از آیات قرآن برای مفسّران و محقّقان اسلامی در روزگار ما پوشیده است. به تعبیر دیگر، هنوز بخش مهمّی از معانی ظاهری و باطنی قرآن از نظر پژوهشگران به‌درستی روشن نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثال دیگر، اختلاف امّت در سنّت نبوی و احکام تفصیلی دین است. امروزه کسی نیست که بتواند ادّعا کند نسبت به علوم قرآن و سنّت به‌طور کامل آگاه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، خدای متعال حضرت مهدی را به این علوم هدایت فرموده است و آن حضرت در هنگام ظهور خویش، آن علوم را اظهار خواهند کرد. نظر به این‌که آن امام به‌طور ویژه به این علوم هدایت شده‌اند، «مهدی» نامیده می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت شده است که فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;إذا قامَ القائمُ علیه‌السلام، دَعَا النّاسَ إلَی الإسلامِ جَدیداً و هَداهُم اِلی أمرٍ قَد دَثَرَ و ضَلَّ عَنهُ الجُمهورُ و إنَّما سُمِّیَ القائمُ مَهدِیّاً لِأَنَّهُ یُهدی إلی أمرٍ مَضلولٍ عَنهُ و سُمِّیَ القائمَ لِقیامِهِ بِالحَقّ.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که قائم قیام کند، مردم را به شکلی تازه به اسلام دعوت می‌کند. او آن‌ها را به چیزی هدایت می‌کند که عموم مردم از آن گمراه شده‌اند؛ یعنی همان اسلام راستین. آن قیام‌کننده از این رو «مهدی» نامیده می‌شود که به چیزی که همه درباره آن گمراه‌اند، هدایت شده است و آن حضرت را «قائم» می‌نامند، چون حق را اقامه می‌کند و بر پا می‌دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ۲. دومین گروه از امور مخفی: باطن مخفی انسان‌ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند حضرت مهدی را به باطن و درون پنهان افراد هدایت می‌کند. در روزگار آن حضرت، هیچ‌کس نمی‌تواند دورویی کند و نفاق ورزد تا به‌طور پنهانی به ظلم و تجاوز بپردازد. آری، رازهای درونی انسان‌ها برای حضرت مهدی آشکار و هویدا می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر همین مبناست که آن حضرت همانند حضرت داوود قضاوت می‌کنند و از هیچ‌کس شاهد (گواه) و بیّنه (دلیل و مدرک) نمی‌خواهند؛ بلکه بر مبنای حقیقت، ولو آن‌که در ظاهر مخفی باشد، قضاوت خواهند فرمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت شده است که فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دنیا به آخر نمی‌رسد تا این‌که مردی از ما اهل‌بیت قیام کند که بر مبنای حکومت حضرت داوود و خاندان ایشان داوری می‌کند. او از مردم بیّنه و مدرکی برای ادّعاهایشان طلب نمی‌کند.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه آن‌که چون خداوند آن حضرت را به باطن افراد هدایت می‌کند و از ایشان می‌خواهد که بر مبنای علوم مخفی قضاوت کنند، «مهدی» نامیده می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است که پیامبر خدا و یازده امام دیگر نیز از جانب خدا به حقایق امور هدایت شده‌اند و لذا با عنوان «ائمّه مهدیین» شناخته می‌شوند؛ با این حال، چون هیچ‌یک در امر حکومت و قضاوت مأمور نبوده‌اند که همچون حضرت صاحب‌الزمان عمل کنند، با عنوان «مهدی» مشهور نیستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تعبیر دیگر، چون حکومت حضرت قائم باطنی است و بر اسرار نهانی و امور مخفی پایه دارد، ایشان را «مهدی» می‌نامند. «مهدی» بودن آن حضرت، به این معنا، زمینه‌ساز ریشه‌کنی ظلم و جور در تمام ابعاد آشکار و نهان آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامت این‌که قضاوت آن موعود در مورد ظالمان درست است، این است که آن‌ها به‌سرعت دست‌وپای خود را جمع می‌کنند و از هرگونه تعدّی دست می‌شویند. اگر قضاوت آن حضرت درست و عادلانه نباشد، مجرمان از ستم نمی‌ترسند؛ بلکه بر جرم خود جری‌تر هم خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;قال أبوجعفرٍ علیه‌السلام: إنّما سُمِّیَ المَهدیَّ علیه‌السلام لِأنَّهُ یُهدی إِلی أمرٍ خَفِیٍّ حَتّی أنّهُ یَبعَثُ إلی رَجُلٍ لا یَعلَمُ النّاسُ لَهُ ذَنْباً فَیَقتُلُهُ حَتّی أنَّ أحدَهُم یَتَکلَّمُ فی بَیتِهِ فَیَخافُ أن یَشهَدَ عَلیهِ الجِدارُ.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او را از این رو مهدی نامیده‌اند که به هر چیز پنهان هدایت می‌شود؛ تا جایی که گاهی برای دستگیری مردی که در نظر مردم بی‌گناه است، مأمور می‌فرستد و او را به علّت جرم پنهانی‌اش به قتل می‌رساند. کار به جایی می‌رسد که وقتی شخصی در خانه‌اش سخنی ناروا می‌گوید، می‌ترسد که دیوار به زیان او شهادت دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدیهی است چنین سیستم حکومتی هوشمندی، جای فرار برای هیچ مجرمی باقی نمی‌گذارد؛ و از سوی دیگر، به‌هیچ‌وجه شباهتی با حکومت‌های بشری که با سیستم پلیسی می‌خواهند جلوی هرگونه عمل افراد را بگیرند، ندارد؛ زیرا این حکومت‌ها در جهت حفظ حکومت ظالمانه خود و برای جلوگیری از قیام مردم علیه خود دست به این اقدامات می‌زنند؛ ولی در آن حکومت الهی، نه‌تنها اثری از ظلم نیست و مردم در جهت انجام زندگی سالم و بی‌دغدغه خود هیچ مانعی ندارند، بلکه این حفظ و حراست سخت‌گیرانه در مقابل ظالمان و سودجویانی است که می‌خواهند حقوق مردم ضعیف را پایمال کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، با توجّه به فراهم شدن تمامی امکانات و نیازهای مختلف مردم برای زندگی سالم و مرفّه، دیگر جایی برای تعدّی و خروج از مرز پاکی و تقوا وجود ندارد و اگر فردی در چنین شرایطی باز هم به تباهی روی آورد، مستوجب کیفر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ۳. سومین گروه از امور مخفی: میراث‌های پنهان انبیا ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از میراث‌های انبیا امروزه پنهان است. کسی نمی‌داند که عصای حضرت موسی، تابوت سکینه، انگشتر حضرت سلیمان، الواح تورات و دیگر کتب نازل‌شده از آسمان کجاست. برخی از مواریث انبیا پیش از این در دست پیامبر اسلام &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و ائمّه بزرگوار &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; آشکار شده است؛ امّا برخی دیگر از این مواریث نیز هنوز مخفی‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن جمله می‌توان به باقیمانده الواح تورات اشاره کرد که خداوند برای حضرت موسی نازل ساخته بود. قوم یهود سال‌هاست که الواح تورات و تابوت عهد را گم کرده‌اند و در حسرت به دست آوردن مجدّد آن‌ها به کاوش و جست‌وجو مشغول‌اند. خداوند حضرت مهدی را بر محلّ این گنجینه‌های الهی آگاه و به مخفیگاه آن‌ها هدایت می‌کند. آن بزرگوار با آشکار ساختن این دفینه‌های ارزشمند در هنگام ظهور، توجّه مردم را به خود جلب می‌کنند و مخصوصاً گروه‌هایی همچون یهودیان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی از امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل شده است که فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فَإِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیَّ لِأَنَّهُ یُهْدی لِأَمْرٍ خَفِیٍّ یَسْتَخْرِجُ التَّوْراةَ وَ سَائِرَ کتُبِ اللّه مِنْ غَارٍ بِأَنْطَاکیَّةَ فَیَحْکُمُ بَینَ أَهْلِ التَّوْراةِ بِالتَّوراةِ وَ بَینَ أَهْلِ الْإِنْجِیلِ بِالإِنْجِیلِ وَ بَینَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ وَ بَینَ أَهْلِ الْفُرْقَانِ بِالْفُرْقانِ&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت مهدی از آن رو مهدی نامیده شده است که به امری پنهان هدایت می‌شود. او تورات و دیگر کتاب‌های خدا را از غاری در انطاکیه بیرون می‌آورد. پس در میان اهل تورات با استناد به تورات، میان اهل انجیل بر پایه انجیل، بین اهل زبور بر اساس زبور و بین اهل قرآن به قرآن حکم خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که این کتاب‌ها، نسخه‌های اصل کتب آسمانی هستند که از هرگونه تحریفی به دور مانده‌اند و آن حضرت به‌وسیله این کتاب‌ها مردم را به سوی خدا دعوت خواهند فرمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول گرامی اسلام &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;تابوت سکینه به دست او از دریاچه طبریه بیرون آورده می‌شود و حمل می‌گردد تا این‌که در بیت‌المقدس در برابرش گذارده شود. هنگامی که یهودیان این صحنه را می‌بینند، همگی اسلام می‌آورند؛ مگر تعداد اندکی از ایشان.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن جهت که قائم آل محمّد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; توسّط خدای متعال به مخفیگاه نسخه‌های اصل کتب آسمانی و میراث‌های گران‌بهای انبیا هدایت شده‌اند و آن‌ها را به‌عنوان نشانه‌ای برای الهی بودن خود آشکار می‌سازند، مهدی نامیده شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد این لقب پرمعنا حاوی نکات پربار دیگری نیز باشد؛ نکاتی از قبیل آگاهی حضرت مهدی از ابواب مخفی علوم و آشکار شدن آن‌ها به دست ایشان و نیز خبر دادن حضرت مهدی از اسرار و رازهای اقوام مختلف که از هدایتی الهی در مورد آن بزرگوار حکایت می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جز حضرتش کیست که می‌تواند از این علوم و اخبار و آثار مخفی پرده برگیرد و چنین از هدایت الهی برخوردار باشد؟ آری، «مهدی امّت» آن آقای بزرگواری است که خدای متعال او را بر هر پیدا و پنهانی هدایت کرده است و به دست او از راز و رمز علوم پرده برمی‌دارد. جان‌ها به فدایش باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آنچه گفته شد، دانستیم که به صرف ادّعای مهدویت و این‌که کسی نام «مهدی» بر روی خود بگذارد، «مهدی بودن» برای وی ثابت نمی‌شود؛ بلکه چنین شخصی باید به‌واقع نیز «مهدی» و «دانای اسرار» باشد. در یک کلام، «مهدی» یک صفت برای قائم موعود است که از کمال علمی آن حضرت حکایت دارد و پیامبر خدا این کلمه را به‌عنوان اسمی بدون مفهوم برای آن موعود آسمانی به کار نبرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AB_%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA&amp;diff=1541</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، جامع معجزات و وارث کمالات انبیاست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AB_%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA&amp;diff=1541"/>
		<updated>2026-10-15T16:16:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، جامع معجزات و وارث کمالات انبیاست =&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]]&lt;br /&gt;
آیا خداوند پیش از ولادت پیامبران و جانشینان ایشان از پاکی و سزاواری آن‌ها برای قبول مسئولیت‌های بزرگ آگاه نیست؟ آیا می‌بایست برای سنجش احوال آن‌ها در انتظار ولادت و رشدونمای آنان باشد؟ چنین نیست. او پیش از خلقت دنیوی آدمیان از کسانی که بهترین بندگان او خواهند بود آگاه است و می‌داند چه کسانی در مسابقه بندگی او پیش می‌تازند. او خوب‌ترین‌ها را پیشاپیش به‌عنوان نمایندگان خود برگزیده و مقدر ساخته که هر یک در چه زمانی به دنیا بیایند و چه مسئولیتی را به عهده بگیرند و چنان‌که خود فرموده، بهتر می‌داند که رسالتش را کجا قرار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;انعام (۶): ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شواهد قرآنی بر آنچه گفته شد آن است که به گفته خداوند، حضرت عیسی سال‌ها پیش از ولادت پیامبر خاتم، مردمان را به آمدن او بشارت می‌داده است. خدای تعالی در سوره صف می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ...&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;صف (۶۱): ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و هنگامی که عیسی پسر مریم گفت: ای فرزندان اسرائیل! من فرستاده خدایم به سوی شما؛ تصدیق‌کننده‌ام توراتی را که پیش‌تر از من آمده است و بشارت‌دهنده‌ام به پیامبری که پس از من می‌آید و نامش احمد است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این آیه به‌روشنی برمی‌آید که خداوند پس از ولادت رسول خاتم و رشدونمای او، آن گرامی را به نبوت برنگزیده، بلکه ایشان پیش از ولادت منتخب خداوند خواهد بود. به عقیده شیعه، جانشینان آن حضرت نیز از پیش معین بوده و توسط خدای تعالی برای وصایت ایشان مناسب‌ترین گزینه‌ها دانسته شده‌اند. اوصیای پیامبر کسانی هستند که یکی از آن‌ها در هر نسلی از امت باقی است و به‌عنوان قائم‌مقام ایشان در میان مردم، امام و مقتدای امت است. خدای تعالی فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;رعد (۱۳): ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تو ای پیامبر، تنها بیم‌دهنده‌ای (نسبت به عذاب ما) هستی (نه آن‌که فرستادن عذاب هم به دست تو باشد) و برای هر قومی هدایتگری خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عقیده شیعه، در هر نسلی و در میان هر قومی کسانی هستند که پیام پیامبر را به تمام و کمال به امت می‌رسانند و غیر از دریافت وحی قرآنی، همچون پیامبر مسئول راهبری امت در تمامی شئون دین هستند. بر این مبنا، مقتضای حکمت چنان است که شبیه‌ترین مردمان تاریخ به پیامبر اعظم باشند. یکی از عقاید شیعه که هم عقل و هم نقل آن را تأیید می‌کند، مشابهت امامان اثناعشر با پیامبر خاتم و افضلیت آن‌ها نسبت به تمام پیامبران پیشین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== افضلیت امامان بر پیامبران پیشین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جابر بن عبدالله انصاری گوید روزی پیامبر خدا از من پرسید که کدام گروه از برادران برترین برادرانند؟ گفتم: گروه پیامبران. فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;أنا أفضلهم و أحب الإخوة إليّ علي بن أبي طالب؛ فهو عندي أفضل من الأنبياء؛ فمن قال إنهم خير منه، فقد جعلني أقلّهم؛ لأني اتخذته أخاً لما علمت من فضله و أمرني ربي به.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم، ج ۱، ص ۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من برترین انبیایم و محبوب‌ترین برادر من علی‌بن‌ابی‌طالب است. از این روی او نزد من برتر از تمام انبیاست. پس هر که بگوید که آن‌ها از او برتر هستند، مرا کوچک‌ترین پیامبران شمرده است؛ زیرا چون از فضیلتش آگاه گشتم، او را برادر خود خواندم و خدا مرا به این کار فرمان داده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسین بن عُلوان نیز گوید امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ فَضَّلَهُمْ بِالْعِلْمِ وَ أَوْرَثَنَا عِلْمَهُمْ وَ فَضْلَهُمْ وَ فَضَّلَنَا عَلَيْهِمْ فِي عِلْمِهِمْ؛ وَ عَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ مَا لَمْ يَعْلَمُوا؛ وَ عَلِمْنَا عِلْمَ الرَّسُولِ وَ عِلْمَهُمْ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلّى الله عليهم، ج ۱، ص ۲۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شواهدی که اهل‌بیت بر افضلیت خود نسبت به پیامبران پیشین اقامه کرده‌اند، نزول حضرت عیسی بن مریم در زمان قیام امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و اقتدای آن پیامبر اولوالعزم در نماز به ایشان است. امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرموده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يَعْرِفُونَ مَا هُوَ التَّوْحِيدَ؛ حَتَّى يَكُونَ خُرُوجُ الدَّجَّالِ وَ حَتَّى يَنْزِلَ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ مِنَ السَّمَاءِ وَ يَقْتُلَ اللَّهُ الدَّجَّالَ عَلَى يَدَيْهِ وَ يُصَلِّيَ بِهِمْ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ؛ أَ لَا تَرَى أَنَّ عِيسَى يُصَلِّي خَلْفَنَا وَ هُوَ نَبِيٌّ، أَلَا وَ نَحْنُ أَفْضَلُ مِنْهُ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير فرات الكوفي، ص ۱۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آینده روزگاری خواهد رسید که مردم توحید حقیقی را نشناسند؛ تا آن‌که دجال قیام کند و عیسی بن مریم از آسمان فرود آید و خداوند دجال را به دست وی هلاک سازد و در آن زمان مردی از ما اهل‌بیت، امام جماعت مردم باشد. چرا تأمل نمی‌کنی در این امر که عیسی با آن‌که پیامبری است، پشت سر ما نماز خواهد گزارد؟ بدانید که ما از او برتریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جامعیت کمالات پیامبران در وجود حضرت مهدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر خاتم است و لذا مقامی بسیار ارجمند دارند. یکی از ویژگی‌های حضرت مهدی موعود، جامعیت ایشان نسبت به کمالات و معجزات انبیای بزرگ الهی است. خداوند مجموعه‌ای از زیبایی و کمال را در این آخرین حجت خویش فراهم آورده است؛ تو گویی چونان سخنوری هنرمند که در پایان خطابه خویش، نکات ارجمند و گزیده‌های بلند سخن را گلچین می‌کند و شیرینی‌های کلام خود را در قالب قندی مکرر، یک‌جا و فشرده به مخاطبان عرضه می‌دارد، حضرت رب‌العالمین نیز کمالات و ویژگی‌های شگفت پیامبران و اولیای خود را دوباره و یک‌جا در وجود حضرت بقیة‌الله، خاتم اوصیا و وارث تمام انبیا و اولیا، گرد آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره ماجراهای هنگام ظهور چنین نقل شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آن هنگام، آقای ما قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به خانه خدا تکیه زند و گوید: **ای مردم! هر که می‌خواهد آدم و شیث را ببیند، بداند که من آدم و شیث‌ام. هر که می‌خواهد نوح و فرزندش سام را ببیند، بداند که من همان نوح و سام‌ام. هر که می‌خواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند، بداند که من همان ابراهیم و اسماعیل‌ام. هر که می‌خواهد موسی و یوشع را ببیند، من همان موسی و یوشع‌ام. هر که می‌خواهد عیسی و شمعون را ببیند، من همان عیسی و شمعون‌ام. هر که می‌خواهد محمد &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و امیرالمؤمنین را ببیند، بداند که من همان محمد و امیرالمؤمنین‌ام. هر که می‌خواهد حسن و حسین را ببیند، بداند که من همان حسن و حسین‌ام. هر که می‌خواهد امامان از ذریه حسین را ببیند، بداند که من همان ائمه پاک‌ام. دعوتم را بپذیرید و به نزدم جمع شوید که هر چه را گفته‌اند و آنچه را نگفته‌اند به شما خبر می‌دهم.**&amp;lt;ref&amp;gt;مکیال المکارم (مترجم)، ج ۱، ص ۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت‌الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی ذیل این حدیث در کتاب «مکیال المکارم» می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**این حدیث دلالت دارد بر این‌که تمام صفات انبیای عظام و مکارم ائمه اطهار &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در وجود امام زمان ما ـ ارواحنافداه ـ جمع است و از آن حضرت بروز می‌کند و نیز روایتی که قبلاً از پیغمبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; آوردیم که «نهمین امام از نسل امام حسین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، قائم از میان ائمه است و ظاهر و باطن آن‌هاست» بر این معنی دلالت دارد.**&amp;lt;ref&amp;gt;مکیال المکارم، بخش چهارم، حرف کاف، کمالات آن حضرت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی سپس موارد متعددی از شباهت‌های آن حضرت با انبیای عظام را به تفصیل و با ذکر روایات مربوطه نقل می‌کند که مطالعه این باب از کتاب برای خواننده گرامی بسیار مفید خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند متعال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* علم و قدرتی را که به فرستادگان برگزیده‌اش داده در او جمع می‌کند؛&lt;br /&gt;
* یادگارهای شگفت و مواریث پیامبران را در اختیار او می‌گذارد؛&lt;br /&gt;
* معجزات تمام انبیا را در دستان او جاری می‌سازد؛&lt;br /&gt;
* امتحانات و سختی‌هایی را که از انبیای گذشته و امت‌های آن‌ها گرفته است، از او و مدعیان دوستی و محبتش می‌گیرد؛&lt;br /&gt;
* سرانجام او و دوستانش را به‌سان گذشتگان، در دنیا و آخرت نعمت و شکوه می‌دهد و به دشمنانش همچون دشمنان پیامبران خواری و ذلت را می‌چشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به مکیال المکارم، بخش چهارم، حرف کاف، کمالات آن حضرت. مجموعه مطالب مزبور در کتاب «آنچه خوبان همه دارند» در قالب جداولی دسته‌بندی شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رتبه والای کمال اکمل ـ که مایه فضیلت و آیه جامعیت آن حضرت است ـ و در اصطلاح «مقام ختمیت» نامیده می‌شود، نخست در نفس نفیس حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بروز یافت و سپس در وجود اوصیای گران‌مایه‌اش و بالأخص در خاتم ایشان، حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، بروز یافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقام حضرت قائم و برتری ایشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلمان فارسی گوید: نزد رسول خدا بودیم و حسین بن علی بر دامان ایشان نشسته بود. رسول‌الله نگاهی عمیق به چهره حسین کرد و فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَنْتَ سَيِّدٌ مِنْ سَادَةٍ؛ وَ أَنْتَ إِمَامٌ؛ ابْنُ إِمَامٍ؛ أَخُو إِمَامٍ؛ أَبُو أَئِمَّةٍ تِسْعَةٍ؛ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ، إِمَامُهُمْ، أَعْلَمُهُمْ، أَحْكَمُهُمْ، أَفْضَلُهُمْ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;مقتضب الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر، المتن، ص ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای اباعبدالله! تو بزرگی از بزرگانی و امامی، فرزند امام و برادر امام و پدر نه امام؛ که نهمین آن‌ها قیام‌کننده آن‌هاست، سرور آن‌هاست، داناترین آن‌هاست، حکیم‌ترین آن‌هاست و برترین ایشان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بی‌جهت نیست که چون از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; پرسش شد که آیا حضرت قائم ولادت یافته است، فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لَا وَ لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيَّامَ حَيَاتِي.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبة (للنعماني)، النص، ص ۲۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نه؛ و اگر او را درک می‌کردم، تمام زندگی‌ام را وقف خدمت او می‌نمودم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدیهی است مدعیان دروغ‌گو و متمهدیان بی‌آبرو از این منزلت ویژه، بسی دور و مهجورند و به این محک روشن، فریب‌کاری و دغل‌بازی‌شان نزد اهل بصیرت بسی واضح و گویا خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AB_%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA&amp;diff=1540</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، جامع معجزات و وارث کمالات انبیاست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AB_%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA&amp;diff=1540"/>
		<updated>2026-10-15T16:14:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، جامع معجزات و وارث کمالات انبیاست =&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]]&lt;br /&gt;
آیا خداوند پیش از ولادت پیامبران و جانشینان ایشان از پاکی و سزاواری آن‌ها برای قبول مسئولیت‌های بزرگ آگاه نیست؟ آیا می‌بایست برای سنجش احوال آن‌ها در انتظار ولادت و رشدونمای آنان باشد؟ چنین نیست. او پیش از خلقت دنیوی آدمیان از کسانی که بهترین بندگان او خواهند بود آگاه است و می‌داند چه کسانی در مسابقه بندگی او پیش می‌تازند. او خوب‌ترین‌ها را پیشاپیش به‌عنوان نمایندگان خود برگزیده و مقدر ساخته که هر یک در چه زمانی به دنیا بیایند و چه مسئولیتی را به عهده بگیرند و چنان‌که خود فرموده، بهتر می‌داند که رسالتش را کجا قرار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;انعام (۶): ۱۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شواهد قرآنی بر آنچه گفته شد آن است که به گفته خداوند، حضرت عیسی سال‌ها پیش از ولادت پیامبر خاتم، مردمان را به آمدن او بشارت می‌داده است. خدای تعالی در سوره صف می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ...&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;صف (۶۱): ۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و هنگامی که عیسی پسر مریم گفت: ای فرزندان اسرائیل! من فرستاده خدایم به سوی شما؛ تصدیق‌کننده‌ام توراتی را که پیش‌تر از من آمده است و بشارت‌دهنده‌ام به پیامبری که پس از من می‌آید و نامش احمد است...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این آیه به‌روشنی برمی‌آید که خداوند پس از ولادت رسول خاتم و رشدونمای او، آن گرامی را به نبوت برنگزیده، بلکه ایشان پیش از ولادت منتخب خداوند خواهد بود. به عقیده شیعه، جانشینان آن حضرت نیز از پیش معین بوده و توسط خدای تعالی برای وصایت ایشان مناسب‌ترین گزینه‌ها دانسته شده‌اند. اوصیای پیامبر کسانی هستند که یکی از آن‌ها در هر نسلی از امت باقی است و به‌عنوان قائم‌مقام ایشان در میان مردم، امام و مقتدای امت است. خدای تعالی فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;رعد (۱۳): ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تو ای پیامبر، تنها بیم‌دهنده‌ای (نسبت به عذاب ما) هستی (نه آن‌که فرستادن عذاب هم به دست تو باشد) و برای هر قومی هدایتگری خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عقیده شیعه، در هر نسلی و در میان هر قومی کسانی هستند که پیام پیامبر را به تمام و کمال به امت می‌رسانند و غیر از دریافت وحی قرآنی، همچون پیامبر مسئول راهبری امت در تمامی شئون دین هستند. بر این مبنا، مقتضای حکمت چنان است که شبیه‌ترین مردمان تاریخ به پیامبر اعظم باشند. یکی از عقاید شیعه که هم عقل و هم نقل آن را تأیید می‌کند، مشابهت امامان اثناعشر با پیامبر خاتم و افضلیت آن‌ها نسبت به تمام پیامبران پیشین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== افضلیت امامان بر پیامبران پیشین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جابر بن عبدالله انصاری گوید روزی پیامبر خدا از من پرسید که کدام گروه از برادران برترین برادرانند؟ گفتم: گروه پیامبران. فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;أنا أفضلهم و أحب الإخوة إليّ علي بن أبي طالب؛ فهو عندي أفضل من الأنبياء؛ فمن قال إنهم خير منه، فقد جعلني أقلّهم؛ لأني اتخذته أخاً لما علمت من فضله و أمرني ربي به.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم، ج ۱، ص ۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من برترین انبیایم و محبوب‌ترین برادر من علی‌بن‌ابی‌طالب است. از این روی او نزد من برتر از تمام انبیاست. پس هر که بگوید که آن‌ها از او برتر هستند، مرا کوچک‌ترین پیامبران شمرده است؛ زیرا چون از فضیلتش آگاه گشتم، او را برادر خود خواندم و خدا مرا به این کار فرمان داده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسین بن عُلوان نیز گوید امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ أُولِي الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ فَضَّلَهُمْ بِالْعِلْمِ وَ أَوْرَثَنَا عِلْمَهُمْ وَ فَضْلَهُمْ وَ فَضَّلَنَا عَلَيْهِمْ فِي عِلْمِهِمْ؛ وَ عَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ مَا لَمْ يَعْلَمُوا؛ وَ عَلِمْنَا عِلْمَ الرَّسُولِ وَ عِلْمَهُمْ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلّى الله عليهم، ج ۱، ص ۲۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از شواهدی که اهل‌بیت بر افضلیت خود نسبت به پیامبران پیشین اقامه کرده‌اند، نزول حضرت عیسی بن مریم در زمان قیام امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و اقتدای آن پیامبر اولوالعزم در نماز به ایشان است. امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرموده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يَعْرِفُونَ مَا هُوَ التَّوْحِيدَ؛ حَتَّى يَكُونَ خُرُوجُ الدَّجَّالِ وَ حَتَّى يَنْزِلَ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ مِنَ السَّمَاءِ وَ يَقْتُلَ اللَّهُ الدَّجَّالَ عَلَى يَدَيْهِ وَ يُصَلِّيَ بِهِمْ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ؛ أَ لَا تَرَى أَنَّ عِيسَى يُصَلِّي خَلْفَنَا وَ هُوَ نَبِيٌّ، أَلَا وَ نَحْنُ أَفْضَلُ مِنْهُ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير فرات الكوفي، ص ۱۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آینده روزگاری خواهد رسید که مردم توحید حقیقی را نشناسند؛ تا آن‌که دجال قیام کند و عیسی بن مریم از آسمان فرود آید و خداوند دجال را به دست وی هلاک سازد و در آن زمان مردی از ما اهل‌بیت، امام جماعت مردم باشد. چرا تأمل نمی‌کنی در این امر که عیسی با آن‌که پیامبری است، پشت سر ما نماز خواهد گزارد؟ بدانید که ما از او برتریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جامعیت کمالات پیامبران در وجود حضرت مهدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر خاتم است و لذا مقامی بسیار ارجمند دارند. یکی از ویژگی‌های حضرت مهدی موعود، جامعیت ایشان نسبت به کمالات و معجزات انبیای بزرگ الهی است. خداوند مجموعه‌ای از زیبایی و کمال را در این آخرین حجت خویش فراهم آورده است؛ تو گویی چونان سخنوری هنرمند که در پایان خطابه خویش، نکات ارجمند و گزیده‌های بلند سخن را گلچین می‌کند و شیرینی‌های کلام خود را در قالب قندی مکرر، یک‌جا و فشرده به مخاطبان عرضه می‌دارد، حضرت رب‌العالمین نیز کمالات و ویژگی‌های شگفت پیامبران و اولیای خود را دوباره و یک‌جا در وجود حضرت بقیة‌الله، خاتم اوصیا و وارث تمام انبیا و اولیا، گرد آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره ماجراهای هنگام ظهور چنین نقل شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
در آن هنگام، آقای ما قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به خانه خدا تکیه زند و گوید: **ای مردم! هر که می‌خواهد آدم و شیث را ببیند، بداند که من آدم و شیث‌ام. هر که می‌خواهد نوح و فرزندش سام را ببیند، بداند که من همان نوح و سام‌ام. هر که می‌خواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند، بداند که من همان ابراهیم و اسماعیل‌ام. هر که می‌خواهد موسی و یوشع را ببیند، من همان موسی و یوشع‌ام. هر که می‌خواهد عیسی و شمعون را ببیند، من همان عیسی و شمعون‌ام. هر که می‌خواهد محمد &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و امیرالمؤمنین را ببیند، بداند که من همان محمد و امیرالمؤمنین‌ام. هر که می‌خواهد حسن و حسین را ببیند، بداند که من همان حسن و حسین‌ام. هر که می‌خواهد امامان از ذریه حسین را ببیند، بداند که من همان ائمه پاک‌ام. دعوتم را بپذیرید و به نزدم جمع شوید که هر چه را گفته‌اند و آنچه را نگفته‌اند به شما خبر می‌دهم.**&amp;lt;ref&amp;gt;مکیال المکارم (مترجم)، ج ۱، ص ۱۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم آیت‌الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی ذیل این حدیث در کتاب «مکیال المکارم» می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**این حدیث دلالت دارد بر این‌که تمام صفات انبیای عظام و مکارم ائمه اطهار &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در وجود امام زمان ما ـ ارواحنافداه ـ جمع است و از آن حضرت بروز می‌کند و نیز روایتی که قبلاً از پیغمبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; آوردیم که «نهمین امام از نسل امام حسین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، قائم از میان ائمه است و ظاهر و باطن آن‌هاست» بر این معنی دلالت دارد.**&amp;lt;ref&amp;gt;مکیال المکارم، بخش چهارم، حرف کاف، کمالات آن حضرت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی سپس موارد متعددی از شباهت‌های آن حضرت با انبیای عظام را به تفصیل و با ذکر روایات مربوطه نقل می‌کند که مطالعه این باب از کتاب برای خواننده گرامی بسیار مفید خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند متعال:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* علم و قدرتی را که به فرستادگان برگزیده‌اش داده در او جمع می‌کند؛&lt;br /&gt;
* یادگارهای شگفت و مواریث پیامبران را در اختیار او می‌گذارد؛&lt;br /&gt;
* معجزات تمام انبیا را در دستان او جاری می‌سازد؛&lt;br /&gt;
* امتحانات و سختی‌هایی را که از انبیای گذشته و امت‌های آن‌ها گرفته است، از او و مدعیان دوستی و محبتش می‌گیرد؛&lt;br /&gt;
* سرانجام او و دوستانش را به‌سان گذشتگان، در دنیا و آخرت نعمت و شکوه می‌دهد و به دشمنانش همچون دشمنان پیامبران خواری و ذلت را می‌چشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه کنید به مکیال المکارم، بخش چهارم، حرف کاف، کمالات آن حضرت. مجموعه مطالب مزبور در کتاب «آنچه خوبان همه دارند» در قالب جداولی دسته‌بندی شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رتبه والای کمال اکمل ـ که مایه فضیلت و آیه جامعیت آن حضرت است ـ و در اصطلاح «مقام ختمیت» نامیده می‌شود، نخست در نفس نفیس حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بروز یافت و سپس در وجود اوصیای گران‌مایه‌اش و بالأخص در خاتم ایشان، حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، بروز یافته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقام حضرت قائم و برتری ایشان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلمان فارسی گوید: نزد رسول خدا بودیم و حسین بن علی بر دامان ایشان نشسته بود. رسول‌الله نگاهی عمیق به چهره حسین کرد و فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَنْتَ سَيِّدٌ مِنْ سَادَةٍ؛ وَ أَنْتَ إِمَامٌ؛ ابْنُ إِمَامٍ؛ أَخُو إِمَامٍ؛ أَبُو أَئِمَّةٍ تِسْعَةٍ؛ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ، إِمَامُهُمْ، أَعْلَمُهُمْ، أَحْكَمُهُمْ، أَفْضَلُهُمْ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;مقتضب الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر، المتن، ص ۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای اباعبدالله! تو بزرگی از بزرگانی و امامی، فرزند امام و برادر امام و پدر نه امام؛ که نهمین آن‌ها قیام‌کننده آن‌هاست، سرور آن‌هاست، داناترین آن‌هاست، حکیم‌ترین آن‌هاست و برترین ایشان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بی‌جهت نیست که چون از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; پرسش شد که آیا حضرت قائم ولادت یافته است، فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لَا وَ لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيَّامَ حَيَاتِي.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبة (للنعماني)، النص، ص ۲۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نه؛ و اگر او را درک می‌کردم، تمام زندگی‌ام را وقف خدمت او می‌نمودم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدیهی است مدعیان دروغ‌گو و متمهدیان بی‌آبرو از این منزلت ویژه، بسی دور و مهجورند و به این محک روشن، فریب‌کاری و دغل‌بازی‌شان نزد اهل بصیرت بسی واضح و گویا خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B8%D9%84%D9%85_%D8%B1%D8%A7_%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87_%DA%A9%D9%86_%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF&amp;diff=1538</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، ظلم را ریشه کن میکند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B8%D9%84%D9%85_%D8%B1%D8%A7_%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87_%DA%A9%D9%86_%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF&amp;diff=1538"/>
		<updated>2026-10-15T16:06:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، ظلم را ریشه کن میکند =&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]]&lt;br /&gt;
شاید بتوان گفت پس از نام و نسب مهدی موعود، مهم‌ترین ویژگی مشخصه آن حضرت «پاک‌سازی جهان از ظلم و لبریز کردن آن از عدل و داد» است. این مضمون در بیش از یکصد سند روایی، طی عباراتی مشابه با جمله زیر بیان شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یَملَأُ الأرضَ قسطاً و عدلاً بعدَ ما مُلِئتْ ظُلماً و جَوراً.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمین را از داد و عدالت لبریز خواهد کرد، بعد از آن‌که از ظلم و ستم پر گشته باشد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینک به بیان دو نکته در باب این دسته روایات می‌پردازیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نکته اول: عدالت در جریان قیام و حکومت مهدوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته اوّل آن‌که: حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; برخلاف بسیاری از انقلاب‌های سیاسی طول تاریخ، نه‌تنها در زمان استقرار حکومت خویش، عدالت را حاکم می‌گرداند؛ بلکه در جریان قیام خود نیز، کمال عدل را رعایت می‌کند. به تعبیر دیگر، ایشان عدالت موعود خود را بر اساس شورشی مشوب با ظلم بنیان نمی‌نهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چه بسیار شورشیانی که مدعی‌اند با ظلم می‌ستیزند و در پی برپایی عدالت‌اند؛ اما در جریان قیام و شورش خود، حقوق بسیاری از بی‌گناهان را تضییع می‌سازند، خون‌های فراوانی را به ناحق می‌ریزند و به اموال مردم تعرض می‌کنند. اینان مدعی‌اند چون هدف مقدسی دارند، مجازند که به هر وسیله‌ای متوسل شوند و به قول معروف معتقدند: «هدف وسیله را توجیه می‌کند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخلاف این‌گونه مدعیان اصلاحات اجتماعی، مهدی آل محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، وارث خُلق نبوی و عدالت علوی است. امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اگر زمام این کار به دست ما افتد، جز به سبک رسول‌الله نخواهیم زیست و جز به سیره امیرالمؤمنین رفتار نخواهیم کرد.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الأثر، چاپ جدید، حدیث ۱۲۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از سیره رسول خدا و امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;سلام‌الله‌علیهما&amp;lt;/small&amp;gt; نقل شده، بیانگر همین نکته است که ایشان هیچ حقی را از طریق ظلم احیا نمی‌کردند. امیر مؤمنان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرموده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وَ اللّهِ لَوْ أُعطِیتُ الْأقالیمَ السَّبعَةِ بِما تَحتَ أفلاکِها عَلی أنْ أعصِیَ اللّهَ فی نَملَةٍ أسلُبُها جُلْبَ شَعیرَةٍ ما فَعَلْتُهُ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه فیض‌الاسلام، خطبه ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسم به خدا؛ اگر هفت اقلیم (کنایه از سراسر زمین) را با هرچه در زیر آسمان‌های آن‌هاست به من بدهند، به شرط آن‌که خدای را در ربودن پوست یک دانه جو از دهان موری نافرمانی کنم، هرگز چنین نخواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفاد بیعت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با یارانشان نیز در بعضی روایات ذکر گردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;از جمله: روزگار رهایی، صفحه ۴۶۵؛ منتخب الأثر، صفحه ۴۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; توجه به عناوین ذکرشده در آن بیعت‌نامه، سبک عادلانه قیام مهدوی را نمایان‌تر می‌سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نکته دوم: یاری نگرفتن از ظالمان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دوم آن‌که: آن حضرت به هنگام قیام الهی خود و برای تقویت آن، با ظالمان کنار نخواهند آمد و از ایشان کمک نخواهند گرفت؛ چنان‌چه خدای متعال می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ما کُنتُ مُتَّخِذَ المُضِلّینَ عَضُداً.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;کهف (۱۸): ۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من چنین نیستم که گمراه‌کنندگان را بازوی خود قرار دهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن حضرت این کار را برخلاف عرف سیاسی عموم زمامداران انجام خواهند داد و در این روش به سیره نیاکان خود عمل می‌فرمایند. چنان‌که امیرالمؤمنین، برخلاف خلفای پیشین، به هنگام زمامداری و جهت تقویت حکومت خود هیچ‌گاه حاضر نشدند معاویه و امثال او را بازوی حکومت خود قرار دهند و عدالت خود را بر پایه ظلم امثال معاویه بنیان گذارند.&amp;lt;ref&amp;gt;نصر بن مزاحم (متوفای ۲۱۲ هـ.ق.) در کتاب *وقعة صفین*، ص ۵۲، در این رابطه می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;كَانَ مُعَاوِيَةُ أَتَى جَرِيراً فِي مَنْزِلِهِ فَقَالَ يَا جَرِيرُ إِنِّي قَدْ رَأَيْتُ رَأْياً قَالَ هَاتِهِ قَالَ اكْتُبْ إِلَى صَاحِبِكَ يَجْعَلْ لِيَ الشَّامَ وَ مِصْرَ جِبَايَةً فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ لَمْ يَجْعَلْ لِأَحَدٍ بَعْدَهُ بَيْعَةً فِي عُنُقِي وَ أُسَلِّمُ لَهُ هَذَا الْأَمْرَ وَ أَكْتُبُ إِلَيْهِ بِالْخِلَافَةِ فَقَالَ جَرِيرٌ اكْتُبْ بِمَا أَرَدْتَ وَ أَكْتُبُ مَعَكَ فَكَتَبَ مُعَاوِيَةُ بِذَلِكَ إِلَى عَلِيٍّ فَكَتَبَ عَلِيٌّ إِلَى جَرِيرٍ «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا أَرَادَ مُعَاوِيَةُ أَلَّا يَكُونَ لِي فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ وَ أَنْ يَخْتَارَ مِنْ أَمْرِهِ مَا أَحَبَّ وَ أَرَادَ أَنْ يُرْيِثَكَ حَتَّى يَذُوقَ أَهْلَ الشَّامِ وَ إِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ شُعْبَةَ قَدْ كَانَ أَشَارَ عَلَيَّ أَنْ أَسْتَعْمِلَ مُعَاوِيَةَ عَلَى الشَّامِ وَ أَنَا بِالْمَدِينَةِ فَأَبَيْتُ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَرَانِي أَتَّخِذُ الْمُضِلِّينَ عَضُداً فَإِنْ بَايَعَكَ الرَّجُلُ وَ إِلَّا فَأَقْبِلْ».&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه، استفاده آن حضرت از تعبیر قرآنی «عضد نگرفتن گمراه‌گران» است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نتیجه‌گیری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه آن‌که: از آنجا که پیروزی مطلق و شکست‌ناپذیری از علائم قیام مهدوی است، درمی‌یابیم آن دسته از متمهدیانی که در جریان قیام خود به‌طور کلی یا مقطعی دچار شکست شده‌اند، دروغ‌گو و افترازننده به خدا و رسول‌اند. به‌علاوه، آگاهی از پیروزی‌های بی‌شکست قیام حضرت مهدی، می‌بایست شوق و رغبت و آمادگی ما را در یاری رساندن به آن حضرت فزون‌تر سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر خداوند مهربان به ما توفیق درک آن زمان را داد، آگاهیم که اگر در این قیام شرکت کنیم، زاده رسول خدا را یاری دهیم و جان خویش را در این راه قربانی سازیم، در نهایت این خیزش جهانی به ثمر می‌نشیند و همه مشکلات برای حجت خدا و خلیفه پروردگار هموار می‌شود. پس چه جای نشستن و متحیر ماندن خواهد بود؟ حال آن‌که در راه دفاع از اهل‌بیت، ستارگانی درخشنده، چونان شهدای کربلا را داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنان می‌دانستند که علی‌رغم جانبازی‌شان، فرزند رسول خدا را امانی نخواهد بود؛ با این حال تیرها و تیغ‌ها را به جان خریدند و حق ایثار و فداکاری را برای دفاع از امام زمانشان به‌جای آوردند و ما می‌دانیم که جانبازی‌مان به امنیت برای مهدی فاطمه خواهد انجامید؛ پس به شوق آییم و به هوش باشیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B8%D9%84%D9%85_%D8%B1%D8%A7_%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87_%DA%A9%D9%86_%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF&amp;diff=1536</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، ظلم را ریشه کن میکند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B8%D9%84%D9%85_%D8%B1%D8%A7_%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87_%DA%A9%D9%86_%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF&amp;diff=1536"/>
		<updated>2026-10-15T16:01:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: صفحه‌ای تازه حاوی «= زندگینامه و مشخصات - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، ظلم را ریشه کن میکند = زندگینامه و مشخصات شاید بتوان گفت پس از نام و نسب مهدی موعود، مهم‌ترین ویژگی مشخصه آن حضرت «پاک‌سازی جهان از ظلم و لبری...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، ظلم را ریشه کن میکند =&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]]&lt;br /&gt;
شاید بتوان گفت پس از نام و نسب مهدی موعود، مهم‌ترین ویژگی مشخصه آن حضرت «پاک‌سازی جهان از ظلم و لبریز کردن آن از عدل و داد» است. این مضمون در بیش از یکصد سند روایی، طی عباراتی مشابه با جمله زیر بیان شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یَملَأُ الأرضَ قسطاً و عدلاً بعدَ ما مُلِئتْ ظُلماً و جَوراً.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمین را از داد و عدالت لبریز خواهد کرد، بعد از آن‌که از ظلم و ستم پر گشته باشد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینک به بیان دو نکته در باب این دسته روایات می‌پردازیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نکته اول: عدالت در جریان قیام و حکومت مهدوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته اوّل آن‌که: حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; برخلاف بسیاری از انقلاب‌های سیاسی طول تاریخ، نه‌تنها در زمان استقرار حکومت خویش، عدالت را حاکم می‌گرداند؛ بلکه در جریان قیام خود نیز، کمال عدل را رعایت می‌کند. به تعبیر دیگر، ایشان عدالت موعود خود را بر اساس شورشی مشوب با ظلم بنیان نمی‌نهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چه بسیار شورشیانی که مدعی‌اند با ظلم می‌ستیزند و در پی برپایی عدالت‌اند؛ اما در جریان قیام و شورش خود، حقوق بسیاری از بی‌گناهان را تضییع می‌سازند، خون‌های فراوانی را به ناحق می‌ریزند و به اموال مردم تعرض می‌کنند. اینان مدعی‌اند چون هدف مقدسی دارند، مجازند که به هر وسیله‌ای متوسل شوند و به قول معروف معتقدند: «هدف وسیله را توجیه می‌کند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخلاف این‌گونه مدعیان اصلاحات اجتماعی، مهدی آل محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، وارث خُلق نبوی و عدالت علوی است. امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اگر زمام این کار به دست ما افتد، جز به سبک رسول‌الله نخواهیم زیست و جز به سیره امیرالمؤمنین رفتار نخواهیم کرد.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الأثر، چاپ جدید، حدیث ۱۲۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچه از سیره رسول خدا و امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;سلام‌الله‌علیهما&amp;lt;/small&amp;gt; نقل شده، بیانگر همین نکته است که ایشان هیچ حقی را از طریق ظلم احیا نمی‌کردند. امیر مؤمنان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرموده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وَ اللّهِ لَوْ أُعطِیتُ الْأقالیمَ السَّبعَةِ بِما تَحتَ أفلاکِها عَلی أنْ أعصِیَ اللّهَ فی نَملَةٍ أسلُبُها جُلْبَ شَعیرَةٍ ما فَعَلْتُهُ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه فیض‌الاسلام، خطبه ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسم به خدا؛ اگر هفت اقلیم (کنایه از سراسر زمین) را با هرچه در زیر آسمان‌های آن‌هاست به من بدهند، به شرط آن‌که خدای را در ربودن پوست یک دانه جو از دهان موری نافرمانی کنم، هرگز چنین نخواهم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفاد بیعت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با یارانشان نیز در بعضی روایات ذکر گردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;از جمله: روزگار رهایی، صفحه ۴۶۵؛ منتخب الأثر، صفحه ۴۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; توجه به عناوین ذکرشده در آن بیعت‌نامه، سبک عادلانه قیام مهدوی را نمایان‌تر می‌سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نکته دوم: یاری نگرفتن از ظالمان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دوم آن‌که: آن حضرت به هنگام قیام الهی خود و برای تقویت آن، با ظالمان کنار نخواهند آمد و از ایشان کمک نخواهند گرفت؛ چنان‌چه خدای متعال می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ما کُنتُ مُتَّخِذَ المُضِلّینَ عَضُداً.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;کهف (۱۸): ۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من چنین نیستم که گمراه‌کنندگان را بازوی خود قرار دهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن حضرت این کار را برخلاف عرف سیاسی عموم زمامداران انجام خواهند داد و در این روش به سیره نیاکان خود عمل می‌فرمایند. چنان‌که امیرالمؤمنین، برخلاف خلفای پیشین، به هنگام زمامداری و جهت تقویت حکومت خود هیچ‌گاه حاضر نشدند معاویه و امثال او را بازوی حکومت خود قرار دهند و عدالت خود را بر پایه ظلم امثال معاویه بنیان گذارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نصر بن مزاحم (متوفای ۲۱۲ هـ.ق.) در کتاب *وقعة صفین*، ص ۵۲، در این رابطه می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;كَانَ مُعَاوِيَةُ أَتَى جَرِيراً فِي مَنْزِلِهِ فَقَالَ يَا جَرِيرُ إِنِّي قَدْ رَأَيْتُ رَأْياً قَالَ هَاتِهِ قَالَ اكْتُبْ إِلَى صَاحِبِكَ يَجْعَلْ لِيَ الشَّامَ وَ مِصْرَ جِبَايَةً فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ لَمْ يَجْعَلْ لِأَحَدٍ بَعْدَهُ بَيْعَةً فِي عُنُقِي وَ أُسَلِّمُ لَهُ هَذَا الْأَمْرَ وَ أَكْتُبُ إِلَيْهِ بِالْخِلَافَةِ فَقَالَ جَرِيرٌ اكْتُبْ بِمَا أَرَدْتَ وَ أَكْتُبُ مَعَكَ فَكَتَبَ مُعَاوِيَةُ بِذَلِكَ إِلَى عَلِيٍّ فَكَتَبَ عَلِيٌّ إِلَى جَرِيرٍ «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا أَرَادَ مُعَاوِيَةُ أَلَّا يَكُونَ لِي فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ وَ أَنْ يَخْتَارَ مِنْ أَمْرِهِ مَا أَحَبَّ وَ أَرَادَ أَنْ يُرْيِثَكَ حَتَّى يَذُوقَ أَهْلَ الشَّامِ وَ إِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ شُعْبَةَ قَدْ كَانَ أَشَارَ عَلَيَّ أَنْ أَسْتَعْمِلَ مُعَاوِيَةَ عَلَى الشَّامِ وَ أَنَا بِالْمَدِينَةِ فَأَبَيْتُ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَرَانِي أَتَّخِذُ الْمُضِلِّينَ عَضُداً فَإِنْ بَايَعَكَ الرَّجُلُ وَ إِلَّا فَأَقْبِلْ».&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته جالب توجه، استفاده آن حضرت از تعبیر قرآنی «عضد نگرفتن گمراه‌گران» است.&amp;lt;ref&amp;gt;نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ص ۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نتیجه‌گیری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه آن‌که: از آنجا که پیروزی مطلق و شکست‌ناپذیری از علائم قیام مهدوی است، درمی‌یابیم آن دسته از متمهدیانی که در جریان قیام خود به‌طور کلی یا مقطعی دچار شکست شده‌اند، دروغ‌گو و افترازننده به خدا و رسول‌اند. به‌علاوه، آگاهی از پیروزی‌های بی‌شکست قیام حضرت مهدی، می‌بایست شوق و رغبت و آمادگی ما را در یاری رساندن به آن حضرت فزون‌تر سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر خداوند مهربان به ما توفیق درک آن زمان را داد، آگاهیم که اگر در این قیام شرکت کنیم، زاده رسول خدا را یاری دهیم و جان خویش را در این راه قربانی سازیم، در نهایت این خیزش جهانی به ثمر می‌نشیند و همه مشکلات برای حجت خدا و خلیفه پروردگار هموار می‌شود. پس چه جای نشستن و متحیر ماندن خواهد بود؟ حال آن‌که در راه دفاع از اهل‌بیت، ستارگانی درخشنده، چونان شهدای کربلا را داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنان می‌دانستند که علی‌رغم جانبازی‌شان، فرزند رسول خدا را امانی نخواهد بود؛ با این حال تیرها و تیغ‌ها را به جان خریدند و حق ایثار و فداکاری را برای دفاع از امام زمانشان به‌جای آوردند و ما می‌دانیم که جانبازی‌مان به امنیت برای مهدی فاطمه خواهد انجامید؛ پس به شوق آییم و به هوش باشیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1535</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، در قیام خود بر همه چیره میشود؛ بی آن که از کسی شکست بخورد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1535"/>
		<updated>2026-10-15T15:44:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، در قیام خود بر همه چیره می‌شود؛ بی‌آن‌که از کسی شکست بخورد =&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]]&lt;br /&gt;
از ویژگی‌های قائم موعود آن است که خداوند او را به هنگام قیامش، به طرز فوق‌العاده‌ای یاری می‌دهد و در هر نبردی پیروز می‌سازد تا آن‌که تمام سرزمین‌ها به دست او فتح شود و در تمام آن‌ها دین خدا حاکم شود. شکست‌ها و ناکامی‌های مدعیان مهدویت، یکی دیگر از نشانه‌های دروغین بودن آن‌ها و مایه تمایز ایشان از مهدی آل محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الأثر» ده‌ها روایت ذکر شده است که هر یک به‌نحوی مؤید این مضمون است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الأثر، باب ۳، فصل ۳۵ و ۳۶ و باب ۸، فصل ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اینجا به سه نمونه از روایاتی که بر قیام جهان‌گیر امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دلالت دارد، اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روایات درباره پیروزی و غلبه جهانی امام مهدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۱. وعده الهی در شب معراج ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نقل است که خدای متعال در شب معراج درباره آخرین وصیّ رسول خاتم چنین فرمود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;سوگند به عزّت و جلالم... حتماً و حتماً زمین را با آخرین جانشینت، از دشمنانم پاک می‌سازم و به‌تحقیق، او را بر شرق و غرب زمین حکم‌روا می‌گردانم. بادها را به فرمانش آورده و گردن‌کشان سرسخت را در برابرش به زانو درمی‌آورم و او را با وسائلی به درجات بالا می‌برم. هرآینه با لشکر خویش یاری‌اش کنم و با فرشتگانم به او مدد رسانم تا آن‌که دعوتم را آشکار سازد و همه خلق بر یکتایی من هم‌داستان شوند. در آن زمان، حکومت او را دوام بخشم و تا روز قیامت روزگار را به کام دوستانم بگردانم.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;متن عربی روایت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي... لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِي وَ لَأُمَلِّكَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّيَاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ الرِّقَابَ الصِّعَابَ وَ لَأُرَقِّيَنَّهُ فِي الْأَسْبَابِ وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِي وَ لَأُمِدَّنَّهُ بِمَلَائِكَتِي حَتَّى يُعْلِنَ دَعْوَتِي وَ يَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلَى تَوْحِيدِي ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ».&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۲. غلبه بر ادیان و دشمنان در خطبه غدیر ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام‌آور بزرگ خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; در خطابه سرنوشت‌ساز غدیر، منشور دائمی امت، درباره جانشینان خود و آخرینِ آن‌ها فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
... ای مردم! آن نور که خدا نازل کرد، در من جریان دارد؛ سپس در علی؛ آن‌گاه در نسل او جاری خواهد بود تا به آن قائم مهدی برسد؛ همو که تمام حقوق خدا و تمام حقوق ما را از ظالمان بازمی‌ستاند... ای مردم! همانا من پیامبر خدایم و علی جانشین من است. آگاه باشید که آخرین امام از ما اهل‌بیت، همان به‌پاخیزنده هدایت‌شونده خواهد بود. بدانید که او بر همه ادیان چیره شود! بدانید که او از ظالمان انتقام گیرد! بدانید که او قلعه‌ها (و دژهای دشمنان) را فتح کند و منهدم سازد... بدانید که کسی بر او چیره نشود و احدی در مقابله با او یاری نگردد...&amp;lt;ref&amp;gt;الاحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ۱، صص ۶۱، ۶۳ و ۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«... مَعاشِرَ النّاسِ! اَلنّورُ مِنَ اللّهِ -عَزَّ وَ جَلَّ- فِیَّ مَسْلوکٌ، ثُمَّ فِی عَلِیٍّ ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللّهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا... مَعاشِرَ النّاسِ! إِنِّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌّ وَصِیِّی، أَلا إِنَّ خَاتِمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ، أَلا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَی الدِّینِ، أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِینَ، أَلا إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَ هَادِمُهَا... أَلا إِنَّهُ لا غَالِبَ لَهُ وَ لا مَنْصُورَ عَلَیْهِ...».&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۳. شکست‌ناپذیری پرچم قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جناب محمد بن مسلم از امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت می‌کند که در تفسیر آیه &#039;&#039;&#039;«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ...»&#039;&#039;&#039; فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه درباره حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نازل شده است. چون قیام کند، دستار به سر بندد و در کنار مقام ابراهیم به نماز ایستد و به درگاه خدایش تضرّع کند. پس (به‌پاخیزد و) هیچ‌گاه پرچمش شکست‌خورده باز نگردد.&amp;lt;ref&amp;gt;تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۳۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«هَذِهِ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، إِذَا خَرَجَ تَعَمَّمَ وَ صَلَّی عِنْدَ الْمَقَامِ وَ تَضَرَّعَ إِلَی رَبِّهِ، فَلا تُرَدُّ لَهُ رَایَةٌ أَبَداً».&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه نعمانی درباره شکست‌ناپذیری قائم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم ابن ابی‌زینب نعمانی که از علمای شیعه بوده و در نخستین قرن از غیبت کبرای امام عصر می‌زیسته است، در کتاب معروف خود «الغیبة» که به غیبت نعمانی مشهور است، به این ویژگی از امام مهدی اشاره کرده و بر مبنای آن استدلال می‌کند که مهدی فاطمی که در آن زمان پیروانش زیر نام مهدی به او و جانشینانش ارادت می‌ورزیدند،&amp;lt;ref&amp;gt;وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&amp;lt;/ref&amp;gt; نمی‌تواند موعود اسلام باشد؛ زیرا سپاه او در عین برخورداری از ساز و برگ فراوان در همه جبهه‌ها پیروزی نمی‌یافت و اساساً با وضع شکننده‌اش قدرت گسترش حکومتش را به خارج آفریقا نداشت. پس چگونه می‌توان او را مهدی‌ای دانست که با حکومت جهان‌گیر و سپاه شکست‌ناپذیرش عدالت را در سراسر زمین می‌گسترد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعمانی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس نیک بیندیشید بدانچه این باطل‌گویان ادعا می‌کنند و این گروه دور از حقّ و بدعت‌گزار بدان افتخار می‌نمایند که آن کسی که وصف او چنین است و حال و منزلتش نزد خدای عزّوجلّ بدین‌گونه است (که امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; افتخار می‌کرده اگر او را درک کند خدمتش نماید) کسی جز سرور آنان نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این در حالی است که چهارصد هزار اسب و اسب‌سوار گرداگردش را گرفته‌اند و چهار هزار خدمتگزار رومیّ و صقلبیّ&amp;lt;ref&amp;gt;صقالبه: صقلاب معرّب اسلاو، یکی از شعب نژاد قدیمی هندواروپایی هستند که در فاصله جبال اورال تا دریای آدریاتیک در اروپای شرقی و میانه به سر می‌برند و دارای شعباتی است که روس، بیلوروسی، یوگوسلاوی و بلغاری از آن جمله است. عده‌ای از آنان ساکن آسیا و عده‌ای ساکن روسیه، یوگوسلاوی، چک و اسلواکی و قسمتی از پروس و اتریش هستند؛ لیکن در لسان عرب مطلقاً به بردگانی گفته می‌شد که جهت خدمت در سپاه از غرب آورده می‌شوند، سرخ‌رو و دارای موی بور هستند، اعمّ از این‌که از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&amp;lt;/ref&amp;gt; در قصرش به خدمتش مشغولند. اینک بنگرید که آیا روایتی شنیده یا دیده‌اید یا از پیامبر &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و ائمه طاهرین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خبری به شما رسیده است که قائم به حقّ دارای چنین صفتی باشد که ایشان او را بدان توصیف می‌کنند؟ آیا از معصومین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین نقل شده که آن حضرت ظهور می‌کند و پس از ظهور، قیامش سالیان درازی به طول می‌انجامد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببینید با آن‌که او دارای چنان لشکر بزرگی است، سال‌هاست که ابویزید امویّ&amp;lt;ref&amp;gt;بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن کیداد است که در دوران خلیفه فاطمی «القائم بأمر الله» خروج کرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره کرد و جنگ‌های متعددی فی‌مابین ایشان واقع شد که گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‌ای او را دجّال خوانده‌اند. سرگذشت مفصّلی دارد. برای آگاهی از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سال‌های ۳۳۰ تا ۳۴۴ هجری قمری مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; با او درگیر است (و او نتوانسته ابویزید را زمین‌گیر کند). یک بار ابویزید بر او چیره می‌گردد و او را شکست می‌دهد و بار دیگر او بر ابویزید پیروزی می‌یابد. ببینید که سالیانی است که پس از قیامش و محکم شدن و گسترش امرش خود را در اقامتگاه خود در مغرب حفظ کرده و دنیا همچنان به همان‌گونه که از قبل بوده باقی مانده است؟ (کنایه از این‌که یک حکومت محلی برای خود دست‌وپا کرده و نتوانسته دنیا را فتح کند و کل زمین را از عدل و داد آکنده سازد و تازه در مورد همان حکومت محلی نیز نتوانسته خود را از شر مخالفان خود به‌کلی ایمن سازد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما به کمک خرد خود، اگر از بیماری جنون در امان مانده باشد، و به مدد تمیز خویش، چنانچه از خواهش‌های نفس صافى باشد (یعنی با عقل و اندیشه فطری خود)، خواهید دانست که خداوند کسی را که دارای چنین وضعی باشد، دور داشته است از این‌که او قائم به حقّ خداوند و یاور دینش و خلیفه در زمین او و تجدیدکننده شریعت پیامبرش &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; باشد (یعنی دستش را از نیل به این مقام کوتاه ساخته است). پناه بر خدا از نابینایی و گنگی و حیرت و ناشنوایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا این صفتی است ناسازگار با وصف خلیفه خداوند رحمان که (چنان‌که گذشت مقدّر شده تا) بر همه ادیان پیروز باشد و بر انس و جنّ غلبه کند، و ویژگی یافته باشد به علم و بیان، و حافظ بودن علوم قرآن و فرقان و شناخت تنزیل و تأویل و محکم و متشابه و خاصّ و عامّ و معانی آشکار و نهان و سایر معانی قرآن و تفسیرهای آن و تأویلات آن و دقایق علوم آن و مشکلات اسرار آن و صفات بزرگ خدا که در آن است؛ و کسی که جعفر بن محمد الصادق &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره او می‌فرماید: &#039;&#039;&#039;«من خود اگر او را درمی‌یافتم، بدون شکّ همه عمرم او را خدمت می‌کردم».&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و سپاس خدای را که پروردگار جهانیان و درخور غایت سپاس و نهایت شکرگزاری است، به پاس نعمت جمیل ولایت و نور هدایت که به ما ارزانی داشته است. از او خواستارم که منت‌هایش را به فضل و کرمش بر ما زیاده گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1531</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، در قیام خود بر همه چیره میشود؛ بی آن که از کسی شکست بخورد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1531"/>
		<updated>2026-10-15T15:25:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، در قیام خود بر همه چیره می‌شود؛ بی‌آن‌که از کسی شکست بخورد =&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]]&lt;br /&gt;
از ویژگی‌های قائم موعود آن است که خداوند او را به هنگام قیامش، به طرز فوق‌العاده‌ای یاری می‌دهد و در هر نبردی پیروز می‌سازد تا آن‌که تمام سرزمین‌ها به دست او فتح شود و در تمام آن‌ها دین خدا حاکم شود. شکست‌ها و ناکامی‌های مدعیان مهدویت، یکی دیگر از نشانه‌های دروغین بودن آن‌ها و مایه تمایز ایشان از مهدی آل محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الأثر» ده‌ها روایت ذکر شده است که هر یک به‌نحوی مؤید این مضمون است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الأثر، باب ۳، فصل ۳۵ و ۳۶ و باب ۸، فصل ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اینجا به سه نمونه از روایاتی که بر قیام جهان‌گیر امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دلالت دارد، اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روایات درباره پیروزی و غلبه جهانی امام مهدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۱. وعده الهی در شب معراج ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نقل است که خدای متعال در شب معراج درباره آخرین وصیّ رسول خاتم چنین فرمود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;سوگند به عزّت و جلالم... حتماً و حتماً زمین را با آخرین جانشینت، از دشمنانم پاک می‌سازم و به‌تحقیق، او را بر شرق و غرب زمین حکم‌روا می‌گردانم. بادها را به فرمانش آورده و گردن‌کشان سرسخت را در برابرش به زانو درمی‌آورم و او را با وسائلی به درجات بالا می‌برم. هرآینه با لشکر خویش یاری‌اش کنم و با فرشتگانم به او مدد رسانم تا آن‌که دعوتم را آشکار سازد و همه خلق بر یکتایی من هم‌داستان شوند. در آن زمان، حکومت او را دوام بخشم و تا روز قیامت روزگار را به کام دوستانم بگردانم.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;متن عربی روایت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي... لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِي وَ لَأُمَلِّكَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّيَاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ الرِّقَابَ الصِّعَابَ وَ لَأُرَقِّيَنَّهُ فِي الْأَسْبَابِ وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِي وَ لَأُمِدَّنَّهُ بِمَلَائِكَتِي حَتَّى يُعْلِنَ دَعْوَتِي وَ يَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلَى تَوْحِيدِي ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ».&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۲. غلبه بر ادیان و دشمنان در خطبه غدیر ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام‌آور بزرگ خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; در خطابه سرنوشت‌ساز غدیر، منشور دائمی امت، درباره جانشینان خود و آخرینِ آن‌ها فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
... ای مردم! آن نور که خدا نازل کرد، در من جریان دارد؛ سپس در علی؛ آن‌گاه در نسل او جاری خواهد بود تا به آن قائم مهدی برسد؛ همو که تمام حقوق خدا و تمام حقوق ما را از ظالمان بازمی‌ستاند... ای مردم! همانا من پیامبر خدایم و علی جانشین من است. آگاه باشید که آخرین امام از ما اهل‌بیت، همان به‌پاخیزنده هدایت‌شونده خواهد بود. بدانید که او بر همه ادیان چیره شود! بدانید که او از ظالمان انتقام گیرد! بدانید که او قلعه‌ها (و دژهای دشمنان) را فتح کند و منهدم سازد... بدانید که کسی بر او چیره نشود و احدی در مقابله با او یاری نگردد...&amp;lt;ref&amp;gt;الاحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ۱، صص ۶۱، ۶۳ و ۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«... مَعاشِرَ النّاسِ! اَلنّورُ مِنَ اللّهِ -عَزَّ وَ جَلَّ- فِیَّ مَسْلوکٌ، ثُمَّ فِی عَلِیٍّ ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللّهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا... مَعاشِرَ النّاسِ! إِنِّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌّ وَصِیِّی، أَلا إِنَّ خَاتِمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ، أَلا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَی الدِّینِ، أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِینَ، أَلا إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَ هَادِمُهَا... أَلا إِنَّهُ لا غَالِبَ لَهُ وَ لا مَنْصُورَ عَلَیْهِ...».&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۳. شکست‌ناپذیری پرچم قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جناب محمد بن مسلم از امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت می‌کند که در تفسیر آیه &#039;&#039;&#039;«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ...»&#039;&#039;&#039; فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
این آیه درباره حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نازل شده است. چون قیام کند، دستار به سر بندد و در کنار مقام ابراهیم به نماز ایستد و به درگاه خدایش تضرّع کند. پس (به‌پاخیزد و) هیچ‌گاه پرچمش شکست‌خورده باز نگردد.&amp;lt;ref&amp;gt;تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۳۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«هَذِهِ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، إِذَا خَرَجَ تَعَمَّمَ وَ صَلَّی عِنْدَ الْمَقَامِ وَ تَضَرَّعَ إِلَی رَبِّهِ، فَلا تُرَدُّ لَهُ رَایَةٌ أَبَداً».&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه نعمانی درباره شکست‌ناپذیری قائم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم ابن ابی‌زینب نعمانی که از علمای شیعه بوده و در نخستین قرن از غیبت کبرای امام عصر می‌زیسته است، در کتاب معروف خود «الغیبة» که به غیبت نعمانی مشهور است، به این ویژگی از امام مهدی اشاره کرده و بر مبنای آن استدلال می‌کند که مهدی فاطمی که در آن زمان پیروانش زیر نام مهدی به او و جانشینانش ارادت می‌ورزیدند،&amp;lt;ref&amp;gt;وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&amp;lt;/ref&amp;gt; نمی‌تواند موعود اسلام باشد؛ زیرا سپاه او در عین برخورداری از ساز و برگ فراوان در همه جبهه‌ها پیروزی نمی‌یافت و اساساً با وضع شکننده‌اش قدرت گسترش حکومتش را به خارج آفریقا نداشت. پس چگونه می‌توان او را مهدی‌ای دانست که با حکومت جهان‌گیر و سپاه شکست‌ناپذیرش عدالت را در سراسر زمین می‌گسترد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعمانی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس نیک بیندیشید بدانچه این باطل‌گویان ادعا می‌کنند و این گروه دور از حقّ و بدعت‌گزار بدان افتخار می‌نمایند که آن کسی که وصف او چنین است و حال و منزلتش نزد خدای عزّوجلّ بدین‌گونه است (که امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; افتخار می‌کرده اگر او را درک کند خدمتش نماید) کسی جز سرور آنان نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این در حالی است که چهارصد هزار اسب و اسب‌سوار گرداگردش را گرفته‌اند و چهار هزار خدمتگزار رومیّ و صقلبیّ&amp;lt;ref&amp;gt;صقالبه: صقلاب معرّب اسلاو، یکی از شعب نژاد قدیمی هندواروپایی هستند که در فاصله جبال اورال تا دریای آدریاتیک در اروپای شرقی و میانه به سر می‌برند و دارای شعباتی است که روس، بیلوروسی، یوگوسلاوی و بلغاری از آن جمله است. عده‌ای از آنان ساکن آسیا و عده‌ای ساکن روسیه، یوگوسلاوی، چک و اسلواکی و قسمتی از پروس و اتریش هستند؛ لیکن در لسان عرب مطلقاً به بردگانی گفته می‌شد که جهت خدمت در سپاه از غرب آورده می‌شوند، سرخ‌رو و دارای موی بور هستند، اعمّ از این‌که از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&amp;lt;/ref&amp;gt; در قصرش به خدمتش مشغولند. اینک بنگرید که آیا روایتی شنیده یا دیده‌اید یا از پیامبر &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و ائمه طاهرین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خبری به شما رسیده است که قائم به حقّ دارای چنین صفتی باشد که ایشان او را بدان توصیف می‌کنند؟ آیا از معصومین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین نقل شده که آن حضرت ظهور می‌کند و پس از ظهور، قیامش سالیان درازی به طول می‌انجامد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببینید با آن‌که او دارای چنان لشکر بزرگی است، سال‌هاست که ابویزید امویّ&amp;lt;ref&amp;gt;بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن کیداد است که در دوران خلیفه فاطمی «القائم بأمر الله» خروج کرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره کرد و جنگ‌های متعددی فی‌مابین ایشان واقع شد که گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‌ای او را دجّال خوانده‌اند. سرگذشت مفصّلی دارد. برای آگاهی از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سال‌های ۳۳۰ تا ۳۴۴ هجری قمری مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; با او درگیر است (و او نتوانسته ابویزید را زمین‌گیر کند). یک بار ابویزید بر او چیره می‌گردد و او را شکست می‌دهد و بار دیگر او بر ابویزید پیروزی می‌یابد. ببینید که سالیانی است که پس از قیامش و محکم شدن و گسترش امرش خود را در اقامتگاه خود در مغرب حفظ کرده و دنیا همچنان به همان‌گونه که از قبل بوده باقی مانده است؟ (کنایه از این‌که یک حکومت محلی برای خود دست‌وپا کرده و نتوانسته دنیا را فتح کند و کل زمین را از عدل و داد آکنده سازد و تازه در مورد همان حکومت محلی نیز نتوانسته خود را از شر مخالفان خود به‌کلی ایمن سازد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما به کمک خرد خود، اگر از بیماری جنون در امان مانده باشد، و به مدد تمیز خویش، چنانچه از خواهش‌های نفس صافى باشد (یعنی با عقل و اندیشه فطری خود)، خواهید دانست که خداوند کسی را که دارای چنین وضعی باشد، دور داشته است از این‌که او قائم به حقّ خداوند و یاور دینش و خلیفه در زمین او و تجدیدکننده شریعت پیامبرش &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; باشد (یعنی دستش را از نیل به این مقام کوتاه ساخته است). پناه بر خدا از نابینایی و گنگی و حیرت و ناشنوایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا این صفتی است ناسازگار با وصف خلیفه خداوند رحمان که (چنان‌که گذشت مقدّر شده تا) بر همه ادیان پیروز باشد و بر انس و جنّ غلبه کند، و ویژگی یافته باشد به علم و بیان، و حافظ بودن علوم قرآن و فرقان و شناخت تنزیل و تأویل و محکم و متشابه و خاصّ و عامّ و معانی آشکار و نهان و سایر معانی قرآن و تفسیرهای آن و تأویلات آن و دقایق علوم آن و مشکلات اسرار آن و صفات بزرگ خدا که در آن است؛ و کسی که جعفر بن محمد الصادق &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره او می‌فرماید: &#039;&#039;&#039;«من خود اگر او را درمی‌یافتم، بدون شکّ همه عمرم او را خدمت می‌کردم».&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و سپاس خدای را که پروردگار جهانیان و درخور غایت سپاس و نهایت شکرگزاری است، به پاس نعمت جمیل ولایت و نور هدایت که به ما ارزانی داشته است. از او خواستارم که منت‌هایش را به فضل و کرمش بر ما زیاده گرداند.&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;references&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الأثر، باب ۳، فصل ۳۵ و ۳۶ و باب ۸، فصل ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۶؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;الاحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ۱، صص ۶۱، ۶۳ و ۶۴؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۳۹۹؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;مراد از سرور ایشان همان محمد بن عبیدالله المهدی القائم بأمر الله، دومین خلیفه فاطمی است. او از فرزندان اسماعیل ابن جعفر بن محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که در سال ۲۷۸ هـ.ق. متولد و در سال ۳۳۴ هـ.ق. وفات یافت. و ممکن است منظور، فرزند او، سومین خلیفه فاطمی باشد که در سال ۳۰۲ هـ.ق. متولد و در سال ۳۴۱ هـ.ق. وفات یافت (نقل از حاشیه ترجمه غفاری).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;صقالبه: صقلاب معرّب اسلاو؛ یکی از شعب نژاد قدیمی هندواروپایی هستند که در فاصله جبال اورال تا دریای آدریاتیک در اروپای شرقی و میانه به سر می‌برند و دارای شعباتی است که روس، بیلوروسی، یوگوسلاوی و بلغاری از آن جمله است. عده‌ای از آنان ساکن آسیا و عده‌ای ساکن روسیه، یوگوسلاوی، چک و اسلواکی و قسمتی از پروس و اتریش هستند؛ لیکن در لسان عرب مطلقاً به بردگانی گفته می‌شد که جهت خدمت در سپاه از غرب آورده می‌شوند، سرخ‌رو و دارای موی بور هستند، اعمّ از این‌که از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن کیداد است که در دوران خلیفه فاطمی «القائم بأمر الله» خروج کرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره کرد و جنگ‌های متعددی فی‌مابین ایشان واقع شد که گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‌ای او را دجّال خوانده‌اند. سرگذشت مفصّلی دارد. برای آگاهی از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سال‌های ۳۳۰ تا ۳۴۴ هجری قمری مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/references&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1529</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، در قیام خود بر همه چیره میشود؛ بی آن که از کسی شکست بخورد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1529"/>
		<updated>2026-10-15T15:18:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: /* روایات درباره پیروزی و غلبه جهانی امام مهدی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، در قیام خود بر همه چیره می‌شود؛ بی‌آن‌که از کسی شکست بخورد =&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]]&lt;br /&gt;
از ویژگی‌های قائم موعود آن است که خداوند او را به هنگام قیامش، به طرز فوق‌العاده‌ای یاری می‌دهد و در هر نبردی پیروز می‌سازد تا آن‌که تمام سرزمین‌ها به دست او فتح شود و در تمام آن‌ها دین خدا حاکم شود. شکست‌ها و ناکامی‌های مدعیان مهدویت، یکی دیگر از نشانه‌های دروغین بودن آن‌ها و مایه تمایز ایشان از مهدی آل محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الأثر» ده‌ها روایت ذکر شده است که هر یک به‌نحوی مؤید این مضمون است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;montakhab&amp;quot;&amp;gt;منتخب الأثر، باب ۳، فصل ۳۵ و ۳۶ و باب ۸، فصل ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اینجا به سه نمونه از روایاتی که بر قیام جهان‌گیر امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دلالت دارد، اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روایات درباره پیروزی و غلبه جهانی امام مهدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۱. وعده الهی در شب معراج ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نقل است که خدای متعال در شب معراج درباره آخرین وصیّ رسول خاتم چنین فرمود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;سوگند به عزّت و جلالم... حتماً و حتماً زمین را با آخرین جانشینت، از دشمنانم پاک می‌سازم و به‌تحقیق، او را بر شرق و غرب زمین حکم‌روا می‌گردانم. بادها را به فرمانش آورده و گردن‌کشان سرسخت را در برابرش به زانو درمی‌آورم و او را با وسائلی به درجات بالا می‌برم. هرآینه با لشکر خویش یاری‌اش کنم و با فرشتگانم به او مدد رسانم تا آن‌که دعوتم را آشکار سازد و همه خلق بر یکتایی من هم‌داستان شوند. در آن زمان، حکومت او را دوام بخشم و تا روز قیامت روزگار را به کام دوستانم بگردانم.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;متن عربی روایت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي... لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِي وَ لَأُمَلِّكَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّيَاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ الرِّقَابَ الصِّعَابَ وَ لَأُرَقِّيَنَّهُ فِي الْأَسْبَابِ وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِي وَ لَأُمِدَّنَّهُ بِمَلَائِكَتِي حَتَّى يُعْلِنَ دَعْوَتِي وَ يَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلَى تَوْحِيدِي ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ».&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۲. غلبه بر ادیان و دشمنان در خطبه غدیر ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام‌آور بزرگ خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; در خطابه سرنوشت‌ساز غدیر، منشور دائمی امت، درباره جانشینان خود و آخرینِ آن‌ها فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**... ای مردم! آن نور که خدا نازل کرد، در من جریان دارد؛ سپس در علی؛ آن‌گاه در نسل او جاری خواهد بود تا به آن قائم مهدی برسد؛ همو که تمام حقوق خدا و تمام حقوق ما را از ظالمان بازمی‌ستاند... ای مردم! همانا من پیامبر خدایم و علی جانشین من است. آگاه باشید که آخرین امام از ما اهل‌بیت، همان به‌پاخیزنده هدایت‌شونده خواهد بود. بدانید که او بر همه ادیان چیره شود! بدانید که او از ظالمان انتقام گیرد! بدانید که او قلعه‌ها (و دژهای دشمنان) را فتح کند و منهدم سازد... بدانید که کسی بر او چیره نشود و احدی در مقابله با او یاری نگردد...**&amp;lt;ref name=&amp;quot;ehtجاج&amp;quot;&amp;gt;الاحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ۱، صص ۶۱، ۶۳ و ۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
**«... مَعاشِرَ النّاسِ! اَلنّورُ مِنَ اللّهِ -عَزَّ وَ جَلَّ- فِیَّ مَسْلوکٌ، ثُمَّ فِی عَلِیٍّ ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللّهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا... مَعاشِرَ النّاسِ! إِنِّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌّ وَصِیِّی، أَلا إِنَّ خَاتِمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ، أَلا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَی الدِّینِ، أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِینَ، أَلا إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَ هَادِمُهَا... أَلا إِنَّهُ لا غَالِبَ لَهُ وَ لا مَنْصُورَ عَلَیْهِ...».**&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۳. شکست‌ناپذیری پرچم قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جناب محمد بن مسلم از امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت می‌کند که در تفسیر آیه **«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ...»** فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**این آیه درباره حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نازل شده است. چون قیام کند، دستار به سر بندد و در کنار مقام ابراهیم به نماز ایستد و به درگاه خدایش تضرّع کند. پس (به‌پاخیزد و) هیچ‌گاه پرچمش شکست‌خورده باز نگردد.**&amp;lt;ref name=&amp;quot;tavil&amp;quot;&amp;gt;تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۳۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
**«هَذِهِ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، إِذَا خَرَجَ تَعَمَّمَ وَ صَلَّی عِنْدَ الْمَقَامِ وَ تَضَرَّعَ إِلَی رَبِّهِ، فَلا تُرَدُّ لَهُ رَایَةٌ أَبَداً».**&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه نعمانی درباره شکست‌ناپذیری قائم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم ابن ابی‌زینب نعمانی که از علمای شیعه بوده و در نخستین قرن از غیبت کبرای امام عصر می‌زیسته است، در کتاب معروف خود «الغیبة» که به غیبت نعمانی مشهور است، به این ویژگی از امام مهدی اشاره کرده و بر مبنای آن استدلال می‌کند که مهدی فاطمی که در آن زمان پیروانش زیر نام مهدی به او و جانشینانش ارادت می‌ورزیدند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;fatemi&amp;quot;&amp;gt;وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&amp;lt;/ref&amp;gt; نمی‌تواند موعود اسلام باشد؛ زیرا سپاه او در عین برخورداری از ساز و برگ فراوان در همه جبهه‌ها پیروزی نمی‌یافت و اساساً با وضع شکننده‌اش قدرت گسترش حکومتش را به خارج آفریقا نداشت. پس چگونه می‌توان او را مهدی‌ای دانست که با حکومت جهان‌گیر و سپاه شکست‌ناپذیرش عدالت را در سراسر زمین می‌گسترد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعمانی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس نیک بیندیشید بدانچه این باطل‌گویان ادعا می‌کنند و این گروه دور از حقّ و بدعت‌گزار بدان افتخار می‌نمایند که آن کسی که وصف او چنین است و حال و منزلتش نزد خدای عزّوجلّ بدین‌گونه است (که امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; افتخار می‌کرده اگر او را درک کند خدمتش نماید) کسی جز سرور آنان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanipart&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این در حالی است که چهارصد هزار اسب و اسب‌سوار گرداگردش را گرفته‌اند و چهار هزار خدمتگزار رومیّ و صقلبیّ&amp;lt;ref name=&amp;quot;saqalebe&amp;quot;&amp;gt;صقالبه: صقلاب معرّب اسلاو، یکی از شعب نژاد قدیمی هندواروپایی هستند که در فاصله جبال اورال تا دریای آدریاتیک در اروپای شرقی و میانه به سر می‌برند و دارای شعباتی است که روس، بیلوروسی، یوگوسلاوی و بلغاری از آن جمله است. عده‌ای از آنان ساکن آسیا و عده‌ای ساکن روسیه، یوگوسلاوی، چک و اسلواکی و قسمتی از پروس و اتریش هستند؛ لیکن در لسان عرب مطلقاً به بردگانی گفته می‌شد که جهت خدمت در سپاه از غرب آورده می‌شوند، سرخ‌رو و دارای موی بور هستند، اعمّ از این‌که از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&amp;lt;/ref&amp;gt; در قصرش به خدمتش مشغولند. اینک بنگرید که آیا روایتی شنیده یا دیده‌اید یا از پیامبر &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و ائمه طاهرین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خبری به شما رسیده است که قائم به حقّ دارای چنین صفتی باشد که ایشان او را بدان توصیف می‌کنند؟ آیا از معصومین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین نقل شده که آن حضرت ظهور می‌کند و پس از ظهور، قیامش سالیان درازی به طول می‌انجامد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببینید با آن‌که او دارای چنان لشکر بزرگی است، سال‌هاست که ابویزید امویّ&amp;lt;ref name=&amp;quot;abu-yazid&amp;quot;&amp;gt;بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن کیداد است که در دوران خلیفه فاطمی «القائم بأمر الله» خروج کرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره کرد و جنگ‌های متعددی فی‌مابین ایشان واقع شد که گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‌ای او را دجّال خوانده‌اند. سرگذشت مفصّلی دارد. برای آگاهی از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سال‌های ۳۳۰ تا ۳۴۴ هجری قمری مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; با او درگیر است (و او نتوانسته ابویزید را زمین‌گیر کند). یک بار ابویزید بر او چیره می‌گردد و او را شکست می‌دهد و بار دیگر او بر ابویزید پیروزی می‌یابد. ببینید که سالیانی است که پس از قیامش و محکم شدن و گسترش امرش خود را در اقامتگاه خود در مغرب حفظ کرده و دنیا همچنان به همان‌گونه که از قبل بوده باقی مانده است؟ (کنایه از این‌که یک حکومت محلی برای خود دست‌وپا کرده و نتوانسته دنیا را فتح کند و کل زمین را از عدل و داد آکنده سازد و تازه در مورد همان حکومت محلی نیز نتوانسته خود را از شر مخالفان خود به‌کلی ایمن سازد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما به کمک خرد خود، اگر از بیماری جنون در امان مانده باشد، و به مدد تمیز خویش، چنانچه از خواهش‌های نفس صافى باشد (یعنی با عقل و اندیشه فطری خود)، خواهید دانست که خداوند کسی را که دارای چنین وضعی باشد، دور داشته است از این‌که او قائم به حقّ خداوند و یاور دینش و خلیفه در زمین او و تجدیدکننده شریعت پیامبرش &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; باشد (یعنی دستش را از نیل به این مقام کوتاه ساخته است). پناه بر خدا از نابینایی و گنگی و حیرت و ناشنوایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا این صفتی است ناسازگار با وصف خلیفه خداوند رحمان که (چنان‌که گذشت مقدّر شده تا) بر همه ادیان پیروز باشد و بر انس و جنّ غلبه کند، و ویژگی یافته باشد به علم و بیان، و حافظ بودن علوم قرآن و فرقان و شناخت تنزیل و تأویل و محکم و متشابه و خاصّ و عامّ و معانی آشکار و نهان و سایر معانی قرآن و تفسیرهای آن و تأویلات آن و دقایق علوم آن و مشکلات اسرار آن و صفات بزرگ خدا که در آن است؛ و کسی که جعفر بن محمد الصادق &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره او می‌فرماید: **«من خود اگر او را درمی‌یافتم، بدون شکّ همه عمرم او را خدمت می‌کردم».**&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و سپاس خدای را که پروردگار جهانیان و درخور غایت سپاس و نهایت شکرگزاری است، به پاس نعمت جمیل ولایت و نور هدایت که به ما ارزانی داشته است. از او خواستارم که منت‌هایش را به فضل و کرمش بر ما زیاده گرداند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanifinal&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;references&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;montakhab&amp;quot;&amp;gt;منتخب الأثر، باب ۳، فصل ۳۵ و ۳۶ و باب ۸، فصل ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;kamal&amp;quot;&amp;gt;کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۶؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;ehtجاج&amp;quot;&amp;gt;الاحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ۱، صص ۶۱، ۶۳ و ۶۴؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;tavil&amp;quot;&amp;gt;تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۳۹۹؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;fatemi&amp;quot;&amp;gt;وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanipart&amp;quot;&amp;gt;مراد از سرور ایشان همان محمد بن عبیدالله المهدی القائم بأمر الله، دومین خلیفه فاطمی است. او از فرزندان اسماعیل ابن جعفر بن محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که در سال ۲۷۸ هـ.ق. متولد و در سال ۳۳۴ هـ.ق. وفات یافت. و ممکن است منظور، فرزند او، سومین خلیفه فاطمی باشد که در سال ۳۰۲ هـ.ق. متولد و در سال ۳۴۱ هـ.ق. وفات یافت (نقل از حاشیه ترجمه غفاری).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;saqalebe&amp;quot;&amp;gt;صقالبه: صقلاب معرّب اسلاو؛ یکی از شعب نژاد قدیمی هندواروپایی هستند که در فاصله جبال اورال تا دریای آدریاتیک در اروپای شرقی و میانه به سر می‌برند و دارای شعباتی است که روس، بیلوروسی، یوگوسلاوی و بلغاری از آن جمله است. عده‌ای از آنان ساکن آسیا و عده‌ای ساکن روسیه، یوگوسلاوی، چک و اسلواکی و قسمتی از پروس و اتریش هستند؛ لیکن در لسان عرب مطلقاً به بردگانی گفته می‌شد که جهت خدمت در سپاه از غرب آورده می‌شوند، سرخ‌رو و دارای موی بور هستند، اعمّ از این‌که از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;abu-yazid&amp;quot;&amp;gt;بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن کیداد است که در دوران خلیفه فاطمی «القائم بأمر الله» خروج کرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره کرد و جنگ‌های متعددی فی‌مابین ایشان واقع شد که گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‌ای او را دجّال خوانده‌اند. سرگذشت مفصّلی دارد. برای آگاهی از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سال‌های ۳۳۰ تا ۳۴۴ هجری قمری مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanifinal&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/references&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1527</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، در قیام خود بر همه چیره میشود؛ بی آن که از کسی شکست بخورد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1527"/>
		<updated>2026-10-15T15:16:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: /* ۱. وعده الهی در شب معراج */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، در قیام خود بر همه چیره می‌شود؛ بی‌آن‌که از کسی شکست بخورد =&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]]&lt;br /&gt;
از ویژگی‌های قائم موعود آن است که خداوند او را به هنگام قیامش، به طرز فوق‌العاده‌ای یاری می‌دهد و در هر نبردی پیروز می‌سازد تا آن‌که تمام سرزمین‌ها به دست او فتح شود و در تمام آن‌ها دین خدا حاکم شود. شکست‌ها و ناکامی‌های مدعیان مهدویت، یکی دیگر از نشانه‌های دروغین بودن آن‌ها و مایه تمایز ایشان از مهدی آل محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الأثر» ده‌ها روایت ذکر شده است که هر یک به‌نحوی مؤید این مضمون است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;montakhab&amp;quot;&amp;gt;منتخب الأثر، باب ۳، فصل ۳۵ و ۳۶ و باب ۸، فصل ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اینجا به سه نمونه از روایاتی که بر قیام جهان‌گیر امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دلالت دارد، اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روایات درباره پیروزی و غلبه جهانی امام مهدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۱. وعده الهی در شب معراج ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نقل است که خدای متعال در شب معراج درباره آخرین وصیّ رسول خاتم چنین فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**سوگند به عزّت و جلالم... حتماً و حتماً زمین را با آخرین جانشینت، از دشمنانم پاک می‌سازم و به‌تحقیق، او را بر شرق و غرب زمین حکم‌روا می‌گردانم. بادها را به فرمانش آورده و گردن‌کشان سرسخت را در برابرش به زانو درمی‌آورم و او را با وسائلی به درجات بالا می‌برم. هرآینه با لشکر خویش یاری‌اش کنم و با فرشتگانم به او مدد رسانم تا آن‌که دعوتم را آشکار سازد و همه خلق بر یکتایی من هم‌داستان شوند. در آن زمان، حکومت او را دوام بخشم و تا روز قیامت روزگار را به کام دوستانم بگردانم.**&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
**«وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي... لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِي وَ لَأُمَلِّكَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّيَاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ الرِّقَابَ الصِّعَابَ وَ لَأُرَقِّيَنَّهُ فِي الْأَسْبَابِ وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِي وَ لَأُمِدَّنَّهُ بِمَلَائِكَتِي حَتَّى يُعْلِنَ دَعْوَتِي وَ يَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلَى تَوْحِيدِي ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ».**&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۲. غلبه بر ادیان و دشمنان در خطبه غدیر ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام‌آور بزرگ خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; در خطابه سرنوشت‌ساز غدیر، منشور دائمی امت، درباره جانشینان خود و آخرینِ آن‌ها فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**... ای مردم! آن نور که خدا نازل کرد، در من جریان دارد؛ سپس در علی؛ آن‌گاه در نسل او جاری خواهد بود تا به آن قائم مهدی برسد؛ همو که تمام حقوق خدا و تمام حقوق ما را از ظالمان بازمی‌ستاند... ای مردم! همانا من پیامبر خدایم و علی جانشین من است. آگاه باشید که آخرین امام از ما اهل‌بیت، همان به‌پاخیزنده هدایت‌شونده خواهد بود. بدانید که او بر همه ادیان چیره شود! بدانید که او از ظالمان انتقام گیرد! بدانید که او قلعه‌ها (و دژهای دشمنان) را فتح کند و منهدم سازد... بدانید که کسی بر او چیره نشود و احدی در مقابله با او یاری نگردد...**&amp;lt;ref name=&amp;quot;ehtجاج&amp;quot;&amp;gt;الاحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ۱، صص ۶۱، ۶۳ و ۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
**«... مَعاشِرَ النّاسِ! اَلنّورُ مِنَ اللّهِ -عَزَّ وَ جَلَّ- فِیَّ مَسْلوکٌ، ثُمَّ فِی عَلِیٍّ ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللّهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا... مَعاشِرَ النّاسِ! إِنِّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌّ وَصِیِّی، أَلا إِنَّ خَاتِمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ، أَلا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَی الدِّینِ، أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِینَ، أَلا إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَ هَادِمُهَا... أَلا إِنَّهُ لا غَالِبَ لَهُ وَ لا مَنْصُورَ عَلَیْهِ...».**&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۳. شکست‌ناپذیری پرچم قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جناب محمد بن مسلم از امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت می‌کند که در تفسیر آیه **«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ...»** فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**این آیه درباره حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نازل شده است. چون قیام کند، دستار به سر بندد و در کنار مقام ابراهیم به نماز ایستد و به درگاه خدایش تضرّع کند. پس (به‌پاخیزد و) هیچ‌گاه پرچمش شکست‌خورده باز نگردد.**&amp;lt;ref name=&amp;quot;tavil&amp;quot;&amp;gt;تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۳۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
**«هَذِهِ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، إِذَا خَرَجَ تَعَمَّمَ وَ صَلَّی عِنْدَ الْمَقَامِ وَ تَضَرَّعَ إِلَی رَبِّهِ، فَلا تُرَدُّ لَهُ رَایَةٌ أَبَداً».**&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه نعمانی درباره شکست‌ناپذیری قائم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم ابن ابی‌زینب نعمانی که از علمای شیعه بوده و در نخستین قرن از غیبت کبرای امام عصر می‌زیسته است، در کتاب معروف خود «الغیبة» که به غیبت نعمانی مشهور است، به این ویژگی از امام مهدی اشاره کرده و بر مبنای آن استدلال می‌کند که مهدی فاطمی که در آن زمان پیروانش زیر نام مهدی به او و جانشینانش ارادت می‌ورزیدند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;fatemi&amp;quot;&amp;gt;وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&amp;lt;/ref&amp;gt; نمی‌تواند موعود اسلام باشد؛ زیرا سپاه او در عین برخورداری از ساز و برگ فراوان در همه جبهه‌ها پیروزی نمی‌یافت و اساساً با وضع شکننده‌اش قدرت گسترش حکومتش را به خارج آفریقا نداشت. پس چگونه می‌توان او را مهدی‌ای دانست که با حکومت جهان‌گیر و سپاه شکست‌ناپذیرش عدالت را در سراسر زمین می‌گسترد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعمانی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس نیک بیندیشید بدانچه این باطل‌گویان ادعا می‌کنند و این گروه دور از حقّ و بدعت‌گزار بدان افتخار می‌نمایند که آن کسی که وصف او چنین است و حال و منزلتش نزد خدای عزّوجلّ بدین‌گونه است (که امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; افتخار می‌کرده اگر او را درک کند خدمتش نماید) کسی جز سرور آنان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanipart&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این در حالی است که چهارصد هزار اسب و اسب‌سوار گرداگردش را گرفته‌اند و چهار هزار خدمتگزار رومیّ و صقلبیّ&amp;lt;ref name=&amp;quot;saqalebe&amp;quot;&amp;gt;صقالبه: صقلاب معرّب اسلاو، یکی از شعب نژاد قدیمی هندواروپایی هستند که در فاصله جبال اورال تا دریای آدریاتیک در اروپای شرقی و میانه به سر می‌برند و دارای شعباتی است که روس، بیلوروسی، یوگوسلاوی و بلغاری از آن جمله است. عده‌ای از آنان ساکن آسیا و عده‌ای ساکن روسیه، یوگوسلاوی، چک و اسلواکی و قسمتی از پروس و اتریش هستند؛ لیکن در لسان عرب مطلقاً به بردگانی گفته می‌شد که جهت خدمت در سپاه از غرب آورده می‌شوند، سرخ‌رو و دارای موی بور هستند، اعمّ از این‌که از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&amp;lt;/ref&amp;gt; در قصرش به خدمتش مشغولند. اینک بنگرید که آیا روایتی شنیده یا دیده‌اید یا از پیامبر &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و ائمه طاهرین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خبری به شما رسیده است که قائم به حقّ دارای چنین صفتی باشد که ایشان او را بدان توصیف می‌کنند؟ آیا از معصومین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین نقل شده که آن حضرت ظهور می‌کند و پس از ظهور، قیامش سالیان درازی به طول می‌انجامد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببینید با آن‌که او دارای چنان لشکر بزرگی است، سال‌هاست که ابویزید امویّ&amp;lt;ref name=&amp;quot;abu-yazid&amp;quot;&amp;gt;بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن کیداد است که در دوران خلیفه فاطمی «القائم بأمر الله» خروج کرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره کرد و جنگ‌های متعددی فی‌مابین ایشان واقع شد که گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‌ای او را دجّال خوانده‌اند. سرگذشت مفصّلی دارد. برای آگاهی از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سال‌های ۳۳۰ تا ۳۴۴ هجری قمری مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; با او درگیر است (و او نتوانسته ابویزید را زمین‌گیر کند). یک بار ابویزید بر او چیره می‌گردد و او را شکست می‌دهد و بار دیگر او بر ابویزید پیروزی می‌یابد. ببینید که سالیانی است که پس از قیامش و محکم شدن و گسترش امرش خود را در اقامتگاه خود در مغرب حفظ کرده و دنیا همچنان به همان‌گونه که از قبل بوده باقی مانده است؟ (کنایه از این‌که یک حکومت محلی برای خود دست‌وپا کرده و نتوانسته دنیا را فتح کند و کل زمین را از عدل و داد آکنده سازد و تازه در مورد همان حکومت محلی نیز نتوانسته خود را از شر مخالفان خود به‌کلی ایمن سازد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما به کمک خرد خود، اگر از بیماری جنون در امان مانده باشد، و به مدد تمیز خویش، چنانچه از خواهش‌های نفس صافى باشد (یعنی با عقل و اندیشه فطری خود)، خواهید دانست که خداوند کسی را که دارای چنین وضعی باشد، دور داشته است از این‌که او قائم به حقّ خداوند و یاور دینش و خلیفه در زمین او و تجدیدکننده شریعت پیامبرش &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; باشد (یعنی دستش را از نیل به این مقام کوتاه ساخته است). پناه بر خدا از نابینایی و گنگی و حیرت و ناشنوایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا این صفتی است ناسازگار با وصف خلیفه خداوند رحمان که (چنان‌که گذشت مقدّر شده تا) بر همه ادیان پیروز باشد و بر انس و جنّ غلبه کند، و ویژگی یافته باشد به علم و بیان، و حافظ بودن علوم قرآن و فرقان و شناخت تنزیل و تأویل و محکم و متشابه و خاصّ و عامّ و معانی آشکار و نهان و سایر معانی قرآن و تفسیرهای آن و تأویلات آن و دقایق علوم آن و مشکلات اسرار آن و صفات بزرگ خدا که در آن است؛ و کسی که جعفر بن محمد الصادق &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره او می‌فرماید: **«من خود اگر او را درمی‌یافتم، بدون شکّ همه عمرم او را خدمت می‌کردم».**&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و سپاس خدای را که پروردگار جهانیان و درخور غایت سپاس و نهایت شکرگزاری است، به پاس نعمت جمیل ولایت و نور هدایت که به ما ارزانی داشته است. از او خواستارم که منت‌هایش را به فضل و کرمش بر ما زیاده گرداند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanifinal&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;references&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;montakhab&amp;quot;&amp;gt;منتخب الأثر، باب ۳، فصل ۳۵ و ۳۶ و باب ۸، فصل ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;kamal&amp;quot;&amp;gt;کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۶؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;ehtجاج&amp;quot;&amp;gt;الاحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ۱، صص ۶۱، ۶۳ و ۶۴؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;tavil&amp;quot;&amp;gt;تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۳۹۹؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;fatemi&amp;quot;&amp;gt;وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanipart&amp;quot;&amp;gt;مراد از سرور ایشان همان محمد بن عبیدالله المهدی القائم بأمر الله، دومین خلیفه فاطمی است. او از فرزندان اسماعیل ابن جعفر بن محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که در سال ۲۷۸ هـ.ق. متولد و در سال ۳۳۴ هـ.ق. وفات یافت. و ممکن است منظور، فرزند او، سومین خلیفه فاطمی باشد که در سال ۳۰۲ هـ.ق. متولد و در سال ۳۴۱ هـ.ق. وفات یافت (نقل از حاشیه ترجمه غفاری).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;saqalebe&amp;quot;&amp;gt;صقالبه: صقلاب معرّب اسلاو؛ یکی از شعب نژاد قدیمی هندواروپایی هستند که در فاصله جبال اورال تا دریای آدریاتیک در اروپای شرقی و میانه به سر می‌برند و دارای شعباتی است که روس، بیلوروسی، یوگوسلاوی و بلغاری از آن جمله است. عده‌ای از آنان ساکن آسیا و عده‌ای ساکن روسیه، یوگوسلاوی، چک و اسلواکی و قسمتی از پروس و اتریش هستند؛ لیکن در لسان عرب مطلقاً به بردگانی گفته می‌شد که جهت خدمت در سپاه از غرب آورده می‌شوند، سرخ‌رو و دارای موی بور هستند، اعمّ از این‌که از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;abu-yazid&amp;quot;&amp;gt;بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن کیداد است که در دوران خلیفه فاطمی «القائم بأمر الله» خروج کرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره کرد و جنگ‌های متعددی فی‌مابین ایشان واقع شد که گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‌ای او را دجّال خوانده‌اند. سرگذشت مفصّلی دارد. برای آگاهی از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سال‌های ۳۳۰ تا ۳۴۴ هجری قمری مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanifinal&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/references&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1526</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، در قیام خود بر همه چیره میشود؛ بی آن که از کسی شکست بخورد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1526"/>
		<updated>2026-10-15T15:14:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: /* – مهدی علیه‌السلام، در قیام خود بر همه چیره می‌شود؛ بی‌آن‌که از کسی شکست بخورد */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، در قیام خود بر همه چیره می‌شود؛ بی‌آن‌که از کسی شکست بخورد =&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]]&lt;br /&gt;
از ویژگی‌های قائم موعود آن است که خداوند او را به هنگام قیامش، به طرز فوق‌العاده‌ای یاری می‌دهد و در هر نبردی پیروز می‌سازد تا آن‌که تمام سرزمین‌ها به دست او فتح شود و در تمام آن‌ها دین خدا حاکم شود. شکست‌ها و ناکامی‌های مدعیان مهدویت، یکی دیگر از نشانه‌های دروغین بودن آن‌ها و مایه تمایز ایشان از مهدی آل محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الأثر» ده‌ها روایت ذکر شده است که هر یک به‌نحوی مؤید این مضمون است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;montakhab&amp;quot;&amp;gt;منتخب الأثر، باب ۳، فصل ۳۵ و ۳۶ و باب ۸، فصل ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اینجا به سه نمونه از روایاتی که بر قیام جهان‌گیر امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دلالت دارد، اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روایات درباره پیروزی و غلبه جهانی امام مهدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۱. وعده الهی در شب معراج ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نقل است که خدای متعال در شب معراج درباره آخرین وصیّ رسول خاتم چنین فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**سوگند به عزّت و جلالم... حتماً و حتماً زمین را با آخرین جانشینت، از دشمنانم پاک می‌سازم و به‌تحقیق، او را بر شرق و غرب زمین حکم‌روا می‌گردانم. بادها را به فرمانش آورده و گردن‌کشان سرسخت را در برابرش به زانو درمی‌آورم و او را با وسائلی به درجات بالا می‌برم. هرآینه با لشکر خویش یاری‌اش کنم و با فرشتگانم به او مدد رسانم تا آن‌که دعوتم را آشکار سازد و همه خلق بر یکتایی من هم‌داستان شوند. در آن زمان، حکومت او را دوام بخشم و تا روز قیامت روزگار را به کام دوستانم بگردانم.**&amp;lt;ref name=&amp;quot;kamal&amp;quot;&amp;gt;کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
**«وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي... لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِي وَ لَأُمَلِّكَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّيَاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ الرِّقَابَ الصِّعَابَ وَ لَأُرَقِّيَنَّهُ فِي الْأَسْبَابِ وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِي وَ لَأُمِدَّنَّهُ بِمَلَائِكَتِي حَتَّى يُعْلِنَ دَعْوَتِي وَ يَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلَى تَوْحِيدِي ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ».**&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۲. غلبه بر ادیان و دشمنان در خطبه غدیر ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام‌آور بزرگ خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; در خطابه سرنوشت‌ساز غدیر، منشور دائمی امت، درباره جانشینان خود و آخرینِ آن‌ها فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**... ای مردم! آن نور که خدا نازل کرد، در من جریان دارد؛ سپس در علی؛ آن‌گاه در نسل او جاری خواهد بود تا به آن قائم مهدی برسد؛ همو که تمام حقوق خدا و تمام حقوق ما را از ظالمان بازمی‌ستاند... ای مردم! همانا من پیامبر خدایم و علی جانشین من است. آگاه باشید که آخرین امام از ما اهل‌بیت، همان به‌پاخیزنده هدایت‌شونده خواهد بود. بدانید که او بر همه ادیان چیره شود! بدانید که او از ظالمان انتقام گیرد! بدانید که او قلعه‌ها (و دژهای دشمنان) را فتح کند و منهدم سازد... بدانید که کسی بر او چیره نشود و احدی در مقابله با او یاری نگردد...**&amp;lt;ref name=&amp;quot;ehtجاج&amp;quot;&amp;gt;الاحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ۱، صص ۶۱، ۶۳ و ۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
**«... مَعاشِرَ النّاسِ! اَلنّورُ مِنَ اللّهِ -عَزَّ وَ جَلَّ- فِیَّ مَسْلوکٌ، ثُمَّ فِی عَلِیٍّ ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللّهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا... مَعاشِرَ النّاسِ! إِنِّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌّ وَصِیِّی، أَلا إِنَّ خَاتِمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ، أَلا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَی الدِّینِ، أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِینَ، أَلا إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَ هَادِمُهَا... أَلا إِنَّهُ لا غَالِبَ لَهُ وَ لا مَنْصُورَ عَلَیْهِ...».**&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۳. شکست‌ناپذیری پرچم قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جناب محمد بن مسلم از امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت می‌کند که در تفسیر آیه **«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ...»** فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**این آیه درباره حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نازل شده است. چون قیام کند، دستار به سر بندد و در کنار مقام ابراهیم به نماز ایستد و به درگاه خدایش تضرّع کند. پس (به‌پاخیزد و) هیچ‌گاه پرچمش شکست‌خورده باز نگردد.**&amp;lt;ref name=&amp;quot;tavil&amp;quot;&amp;gt;تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۳۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
**«هَذِهِ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، إِذَا خَرَجَ تَعَمَّمَ وَ صَلَّی عِنْدَ الْمَقَامِ وَ تَضَرَّعَ إِلَی رَبِّهِ، فَلا تُرَدُّ لَهُ رَایَةٌ أَبَداً».**&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه نعمانی درباره شکست‌ناپذیری قائم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم ابن ابی‌زینب نعمانی که از علمای شیعه بوده و در نخستین قرن از غیبت کبرای امام عصر می‌زیسته است، در کتاب معروف خود «الغیبة» که به غیبت نعمانی مشهور است، به این ویژگی از امام مهدی اشاره کرده و بر مبنای آن استدلال می‌کند که مهدی فاطمی که در آن زمان پیروانش زیر نام مهدی به او و جانشینانش ارادت می‌ورزیدند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;fatemi&amp;quot;&amp;gt;وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&amp;lt;/ref&amp;gt; نمی‌تواند موعود اسلام باشد؛ زیرا سپاه او در عین برخورداری از ساز و برگ فراوان در همه جبهه‌ها پیروزی نمی‌یافت و اساساً با وضع شکننده‌اش قدرت گسترش حکومتش را به خارج آفریقا نداشت. پس چگونه می‌توان او را مهدی‌ای دانست که با حکومت جهان‌گیر و سپاه شکست‌ناپذیرش عدالت را در سراسر زمین می‌گسترد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعمانی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس نیک بیندیشید بدانچه این باطل‌گویان ادعا می‌کنند و این گروه دور از حقّ و بدعت‌گزار بدان افتخار می‌نمایند که آن کسی که وصف او چنین است و حال و منزلتش نزد خدای عزّوجلّ بدین‌گونه است (که امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; افتخار می‌کرده اگر او را درک کند خدمتش نماید) کسی جز سرور آنان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanipart&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این در حالی است که چهارصد هزار اسب و اسب‌سوار گرداگردش را گرفته‌اند و چهار هزار خدمتگزار رومیّ و صقلبیّ&amp;lt;ref name=&amp;quot;saqalebe&amp;quot;&amp;gt;صقالبه: صقلاب معرّب اسلاو، یکی از شعب نژاد قدیمی هندواروپایی هستند که در فاصله جبال اورال تا دریای آدریاتیک در اروپای شرقی و میانه به سر می‌برند و دارای شعباتی است که روس، بیلوروسی، یوگوسلاوی و بلغاری از آن جمله است. عده‌ای از آنان ساکن آسیا و عده‌ای ساکن روسیه، یوگوسلاوی، چک و اسلواکی و قسمتی از پروس و اتریش هستند؛ لیکن در لسان عرب مطلقاً به بردگانی گفته می‌شد که جهت خدمت در سپاه از غرب آورده می‌شوند، سرخ‌رو و دارای موی بور هستند، اعمّ از این‌که از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&amp;lt;/ref&amp;gt; در قصرش به خدمتش مشغولند. اینک بنگرید که آیا روایتی شنیده یا دیده‌اید یا از پیامبر &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و ائمه طاهرین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خبری به شما رسیده است که قائم به حقّ دارای چنین صفتی باشد که ایشان او را بدان توصیف می‌کنند؟ آیا از معصومین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین نقل شده که آن حضرت ظهور می‌کند و پس از ظهور، قیامش سالیان درازی به طول می‌انجامد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببینید با آن‌که او دارای چنان لشکر بزرگی است، سال‌هاست که ابویزید امویّ&amp;lt;ref name=&amp;quot;abu-yazid&amp;quot;&amp;gt;بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن کیداد است که در دوران خلیفه فاطمی «القائم بأمر الله» خروج کرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره کرد و جنگ‌های متعددی فی‌مابین ایشان واقع شد که گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‌ای او را دجّال خوانده‌اند. سرگذشت مفصّلی دارد. برای آگاهی از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سال‌های ۳۳۰ تا ۳۴۴ هجری قمری مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; با او درگیر است (و او نتوانسته ابویزید را زمین‌گیر کند). یک بار ابویزید بر او چیره می‌گردد و او را شکست می‌دهد و بار دیگر او بر ابویزید پیروزی می‌یابد. ببینید که سالیانی است که پس از قیامش و محکم شدن و گسترش امرش خود را در اقامتگاه خود در مغرب حفظ کرده و دنیا همچنان به همان‌گونه که از قبل بوده باقی مانده است؟ (کنایه از این‌که یک حکومت محلی برای خود دست‌وپا کرده و نتوانسته دنیا را فتح کند و کل زمین را از عدل و داد آکنده سازد و تازه در مورد همان حکومت محلی نیز نتوانسته خود را از شر مخالفان خود به‌کلی ایمن سازد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما به کمک خرد خود، اگر از بیماری جنون در امان مانده باشد، و به مدد تمیز خویش، چنانچه از خواهش‌های نفس صافى باشد (یعنی با عقل و اندیشه فطری خود)، خواهید دانست که خداوند کسی را که دارای چنین وضعی باشد، دور داشته است از این‌که او قائم به حقّ خداوند و یاور دینش و خلیفه در زمین او و تجدیدکننده شریعت پیامبرش &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; باشد (یعنی دستش را از نیل به این مقام کوتاه ساخته است). پناه بر خدا از نابینایی و گنگی و حیرت و ناشنوایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا این صفتی است ناسازگار با وصف خلیفه خداوند رحمان که (چنان‌که گذشت مقدّر شده تا) بر همه ادیان پیروز باشد و بر انس و جنّ غلبه کند، و ویژگی یافته باشد به علم و بیان، و حافظ بودن علوم قرآن و فرقان و شناخت تنزیل و تأویل و محکم و متشابه و خاصّ و عامّ و معانی آشکار و نهان و سایر معانی قرآن و تفسیرهای آن و تأویلات آن و دقایق علوم آن و مشکلات اسرار آن و صفات بزرگ خدا که در آن است؛ و کسی که جعفر بن محمد الصادق &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره او می‌فرماید: **«من خود اگر او را درمی‌یافتم، بدون شکّ همه عمرم او را خدمت می‌کردم».**&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و سپاس خدای را که پروردگار جهانیان و درخور غایت سپاس و نهایت شکرگزاری است، به پاس نعمت جمیل ولایت و نور هدایت که به ما ارزانی داشته است. از او خواستارم که منت‌هایش را به فضل و کرمش بر ما زیاده گرداند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanifinal&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;references&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;montakhab&amp;quot;&amp;gt;منتخب الأثر، باب ۳، فصل ۳۵ و ۳۶ و باب ۸، فصل ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;kamal&amp;quot;&amp;gt;کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۶؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;ehtجاج&amp;quot;&amp;gt;الاحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ۱، صص ۶۱، ۶۳ و ۶۴؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;tavil&amp;quot;&amp;gt;تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۳۹۹؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;fatemi&amp;quot;&amp;gt;وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanipart&amp;quot;&amp;gt;مراد از سرور ایشان همان محمد بن عبیدالله المهدی القائم بأمر الله، دومین خلیفه فاطمی است. او از فرزندان اسماعیل ابن جعفر بن محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که در سال ۲۷۸ هـ.ق. متولد و در سال ۳۳۴ هـ.ق. وفات یافت. و ممکن است منظور، فرزند او، سومین خلیفه فاطمی باشد که در سال ۳۰۲ هـ.ق. متولد و در سال ۳۴۱ هـ.ق. وفات یافت (نقل از حاشیه ترجمه غفاری).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;saqalebe&amp;quot;&amp;gt;صقالبه: صقلاب معرّب اسلاو؛ یکی از شعب نژاد قدیمی هندواروپایی هستند که در فاصله جبال اورال تا دریای آدریاتیک در اروپای شرقی و میانه به سر می‌برند و دارای شعباتی است که روس، بیلوروسی، یوگوسلاوی و بلغاری از آن جمله است. عده‌ای از آنان ساکن آسیا و عده‌ای ساکن روسیه، یوگوسلاوی، چک و اسلواکی و قسمتی از پروس و اتریش هستند؛ لیکن در لسان عرب مطلقاً به بردگانی گفته می‌شد که جهت خدمت در سپاه از غرب آورده می‌شوند، سرخ‌رو و دارای موی بور هستند، اعمّ از این‌که از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;abu-yazid&amp;quot;&amp;gt;بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن کیداد است که در دوران خلیفه فاطمی «القائم بأمر الله» خروج کرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره کرد و جنگ‌های متعددی فی‌مابین ایشان واقع شد که گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‌ای او را دجّال خوانده‌اند. سرگذشت مفصّلی دارد. برای آگاهی از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سال‌های ۳۳۰ تا ۳۴۴ هجری قمری مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanifinal&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/references&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1524</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، در قیام خود بر همه چیره میشود؛ بی آن که از کسی شکست بخورد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1524"/>
		<updated>2026-10-15T15:05:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] – مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، در قیام خود بر همه چیره می‌شود؛ بی‌آن‌که از کسی شکست بخورد =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ویژگی‌های قائم موعود آن است که خداوند او را به هنگام قیامش، به طرز فوق‌العاده‌ای یاری می‌دهد و در هر نبردی پیروز می‌سازد تا آن‌که تمام سرزمین‌ها به دست او فتح شود و در تمام آن‌ها دین خدا حاکم شود. شکست‌ها و ناکامی‌های مدعیان مهدویت، یکی دیگر از نشانه‌های دروغین بودن آن‌ها و مایه تمایز ایشان از مهدی آل محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الأثر» ده‌ها روایت ذکر شده است که هر یک به‌نحوی مؤید این مضمون است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;montakhab&amp;quot;&amp;gt;منتخب الأثر، باب ۳، فصل ۳۵ و ۳۶ و باب ۸، فصل ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اینجا به سه نمونه از روایاتی که بر قیام جهان‌گیر امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دلالت دارد، اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روایات درباره پیروزی و غلبه جهانی امام مهدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۱. وعده الهی در شب معراج ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نقل است که خدای متعال در شب معراج درباره آخرین وصیّ رسول خاتم چنین فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**سوگند به عزّت و جلالم... حتماً و حتماً زمین را با آخرین جانشینت، از دشمنانم پاک می‌سازم و به‌تحقیق، او را بر شرق و غرب زمین حکم‌روا می‌گردانم. بادها را به فرمانش آورده و گردن‌کشان سرسخت را در برابرش به زانو درمی‌آورم و او را با وسائلی به درجات بالا می‌برم. هرآینه با لشکر خویش یاری‌اش کنم و با فرشتگانم به او مدد رسانم تا آن‌که دعوتم را آشکار سازد و همه خلق بر یکتایی من هم‌داستان شوند. در آن زمان، حکومت او را دوام بخشم و تا روز قیامت روزگار را به کام دوستانم بگردانم.**&amp;lt;ref name=&amp;quot;kamal&amp;quot;&amp;gt;کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
**«وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي... لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِي وَ لَأُمَلِّكَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّيَاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ الرِّقَابَ الصِّعَابَ وَ لَأُرَقِّيَنَّهُ فِي الْأَسْبَابِ وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِي وَ لَأُمِدَّنَّهُ بِمَلَائِكَتِي حَتَّى يُعْلِنَ دَعْوَتِي وَ يَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلَى تَوْحِيدِي ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ».**&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۲. غلبه بر ادیان و دشمنان در خطبه غدیر ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام‌آور بزرگ خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; در خطابه سرنوشت‌ساز غدیر، منشور دائمی امت، درباره جانشینان خود و آخرینِ آن‌ها فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**... ای مردم! آن نور که خدا نازل کرد، در من جریان دارد؛ سپس در علی؛ آن‌گاه در نسل او جاری خواهد بود تا به آن قائم مهدی برسد؛ همو که تمام حقوق خدا و تمام حقوق ما را از ظالمان بازمی‌ستاند... ای مردم! همانا من پیامبر خدایم و علی جانشین من است. آگاه باشید که آخرین امام از ما اهل‌بیت، همان به‌پاخیزنده هدایت‌شونده خواهد بود. بدانید که او بر همه ادیان چیره شود! بدانید که او از ظالمان انتقام گیرد! بدانید که او قلعه‌ها (و دژهای دشمنان) را فتح کند و منهدم سازد... بدانید که کسی بر او چیره نشود و احدی در مقابله با او یاری نگردد...**&amp;lt;ref name=&amp;quot;ehtجاج&amp;quot;&amp;gt;الاحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ۱، صص ۶۱، ۶۳ و ۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
**«... مَعاشِرَ النّاسِ! اَلنّورُ مِنَ اللّهِ -عَزَّ وَ جَلَّ- فِیَّ مَسْلوکٌ، ثُمَّ فِی عَلِیٍّ ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللّهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا... مَعاشِرَ النّاسِ! إِنِّی نَبِیٌّ وَ عَلِیٌّ وَصِیِّی، أَلا إِنَّ خَاتِمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِیُّ، أَلا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَی الدِّینِ، أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِینَ، أَلا إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَ هَادِمُهَا... أَلا إِنَّهُ لا غَالِبَ لَهُ وَ لا مَنْصُورَ عَلَیْهِ...».**&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۳. شکست‌ناپذیری پرچم قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جناب محمد بن مسلم از امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت می‌کند که در تفسیر آیه **«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ...»** فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
**این آیه درباره حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نازل شده است. چون قیام کند، دستار به سر بندد و در کنار مقام ابراهیم به نماز ایستد و به درگاه خدایش تضرّع کند. پس (به‌پاخیزد و) هیچ‌گاه پرچمش شکست‌خورده باز نگردد.**&amp;lt;ref name=&amp;quot;tavil&amp;quot;&amp;gt;تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۳۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن عربی روایت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
**«هَذِهِ نَزَلَتْ فِی الْقَائِمِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، إِذَا خَرَجَ تَعَمَّمَ وَ صَلَّی عِنْدَ الْمَقَامِ وَ تَضَرَّعَ إِلَی رَبِّهِ، فَلا تُرَدُّ لَهُ رَایَةٌ أَبَداً».**&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه نعمانی درباره شکست‌ناپذیری قائم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم ابن ابی‌زینب نعمانی که از علمای شیعه بوده و در نخستین قرن از غیبت کبرای امام عصر می‌زیسته است، در کتاب معروف خود «الغیبة» که به غیبت نعمانی مشهور است، به این ویژگی از امام مهدی اشاره کرده و بر مبنای آن استدلال می‌کند که مهدی فاطمی که در آن زمان پیروانش زیر نام مهدی به او و جانشینانش ارادت می‌ورزیدند،&amp;lt;ref name=&amp;quot;fatemi&amp;quot;&amp;gt;وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&amp;lt;/ref&amp;gt; نمی‌تواند موعود اسلام باشد؛ زیرا سپاه او در عین برخورداری از ساز و برگ فراوان در همه جبهه‌ها پیروزی نمی‌یافت و اساساً با وضع شکننده‌اش قدرت گسترش حکومتش را به خارج آفریقا نداشت. پس چگونه می‌توان او را مهدی‌ای دانست که با حکومت جهان‌گیر و سپاه شکست‌ناپذیرش عدالت را در سراسر زمین می‌گسترد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نعمانی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
پس نیک بیندیشید بدانچه این باطل‌گویان ادعا می‌کنند و این گروه دور از حقّ و بدعت‌گزار بدان افتخار می‌نمایند که آن کسی که وصف او چنین است و حال و منزلتش نزد خدای عزّوجلّ بدین‌گونه است (که امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; افتخار می‌کرده اگر او را درک کند خدمتش نماید) کسی جز سرور آنان نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanipart&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این در حالی است که چهارصد هزار اسب و اسب‌سوار گرداگردش را گرفته‌اند و چهار هزار خدمتگزار رومیّ و صقلبیّ&amp;lt;ref name=&amp;quot;saqalebe&amp;quot;&amp;gt;صقالبه: صقلاب معرّب اسلاو، یکی از شعب نژاد قدیمی هندواروپایی هستند که در فاصله جبال اورال تا دریای آدریاتیک در اروپای شرقی و میانه به سر می‌برند و دارای شعباتی است که روس، بیلوروسی، یوگوسلاوی و بلغاری از آن جمله است. عده‌ای از آنان ساکن آسیا و عده‌ای ساکن روسیه، یوگوسلاوی، چک و اسلواکی و قسمتی از پروس و اتریش هستند؛ لیکن در لسان عرب مطلقاً به بردگانی گفته می‌شد که جهت خدمت در سپاه از غرب آورده می‌شوند، سرخ‌رو و دارای موی بور هستند، اعمّ از این‌که از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&amp;lt;/ref&amp;gt; در قصرش به خدمتش مشغولند. اینک بنگرید که آیا روایتی شنیده یا دیده‌اید یا از پیامبر &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و ائمه طاهرین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خبری به شما رسیده است که قائم به حقّ دارای چنین صفتی باشد که ایشان او را بدان توصیف می‌کنند؟ آیا از معصومین &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین نقل شده که آن حضرت ظهور می‌کند و پس از ظهور، قیامش سالیان درازی به طول می‌انجامد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببینید با آن‌که او دارای چنان لشکر بزرگی است، سال‌هاست که ابویزید امویّ&amp;lt;ref name=&amp;quot;abu-yazid&amp;quot;&amp;gt;بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن کیداد است که در دوران خلیفه فاطمی «القائم بأمر الله» خروج کرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره کرد و جنگ‌های متعددی فی‌مابین ایشان واقع شد که گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‌ای او را دجّال خوانده‌اند. سرگذشت مفصّلی دارد. برای آگاهی از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سال‌های ۳۳۰ تا ۳۴۴ هجری قمری مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; با او درگیر است (و او نتوانسته ابویزید را زمین‌گیر کند). یک بار ابویزید بر او چیره می‌گردد و او را شکست می‌دهد و بار دیگر او بر ابویزید پیروزی می‌یابد. ببینید که سالیانی است که پس از قیامش و محکم شدن و گسترش امرش خود را در اقامتگاه خود در مغرب حفظ کرده و دنیا همچنان به همان‌گونه که از قبل بوده باقی مانده است؟ (کنایه از این‌که یک حکومت محلی برای خود دست‌وپا کرده و نتوانسته دنیا را فتح کند و کل زمین را از عدل و داد آکنده سازد و تازه در مورد همان حکومت محلی نیز نتوانسته خود را از شر مخالفان خود به‌کلی ایمن سازد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما به کمک خرد خود، اگر از بیماری جنون در امان مانده باشد، و به مدد تمیز خویش، چنانچه از خواهش‌های نفس صافى باشد (یعنی با عقل و اندیشه فطری خود)، خواهید دانست که خداوند کسی را که دارای چنین وضعی باشد، دور داشته است از این‌که او قائم به حقّ خداوند و یاور دینش و خلیفه در زمین او و تجدیدکننده شریعت پیامبرش &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; باشد (یعنی دستش را از نیل به این مقام کوتاه ساخته است). پناه بر خدا از نابینایی و گنگی و حیرت و ناشنوایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا این صفتی است ناسازگار با وصف خلیفه خداوند رحمان که (چنان‌که گذشت مقدّر شده تا) بر همه ادیان پیروز باشد و بر انس و جنّ غلبه کند، و ویژگی یافته باشد به علم و بیان، و حافظ بودن علوم قرآن و فرقان و شناخت تنزیل و تأویل و محکم و متشابه و خاصّ و عامّ و معانی آشکار و نهان و سایر معانی قرآن و تفسیرهای آن و تأویلات آن و دقایق علوم آن و مشکلات اسرار آن و صفات بزرگ خدا که در آن است؛ و کسی که جعفر بن محمد الصادق &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره او می‌فرماید: **«من خود اگر او را درمی‌یافتم، بدون شکّ همه عمرم او را خدمت می‌کردم».**&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و سپاس خدای را که پروردگار جهانیان و درخور غایت سپاس و نهایت شکرگزاری است، به پاس نعمت جمیل ولایت و نور هدایت که به ما ارزانی داشته است. از او خواستارم که منت‌هایش را به فضل و کرمش بر ما زیاده گرداند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanifinal&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;references&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;montakhab&amp;quot;&amp;gt;منتخب الأثر، باب ۳، فصل ۳۵ و ۳۶ و باب ۸، فصل ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;kamal&amp;quot;&amp;gt;کمال‌الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۶؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;ehtجاج&amp;quot;&amp;gt;الاحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج ۱، صص ۶۱، ۶۳ و ۶۴؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;tavil&amp;quot;&amp;gt;تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص ۳۹۹؛ متن عربی روایت در بخش مربوط آمده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;fatemi&amp;quot;&amp;gt;وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanipart&amp;quot;&amp;gt;مراد از سرور ایشان همان محمد بن عبیدالله المهدی القائم بأمر الله، دومین خلیفه فاطمی است. او از فرزندان اسماعیل ابن جعفر بن محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که در سال ۲۷۸ هـ.ق. متولد و در سال ۳۳۴ هـ.ق. وفات یافت. و ممکن است منظور، فرزند او، سومین خلیفه فاطمی باشد که در سال ۳۰۲ هـ.ق. متولد و در سال ۳۴۱ هـ.ق. وفات یافت (نقل از حاشیه ترجمه غفاری).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;saqalebe&amp;quot;&amp;gt;صقالبه: صقلاب معرّب اسلاو؛ یکی از شعب نژاد قدیمی هندواروپایی هستند که در فاصله جبال اورال تا دریای آدریاتیک در اروپای شرقی و میانه به سر می‌برند و دارای شعباتی است که روس، بیلوروسی، یوگوسلاوی و بلغاری از آن جمله است. عده‌ای از آنان ساکن آسیا و عده‌ای ساکن روسیه، یوگوسلاوی، چک و اسلواکی و قسمتی از پروس و اتریش هستند؛ لیکن در لسان عرب مطلقاً به بردگانی گفته می‌شد که جهت خدمت در سپاه از غرب آورده می‌شوند، سرخ‌رو و دارای موی بور هستند، اعمّ از این‌که از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;abu-yazid&amp;quot;&amp;gt;بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن کیداد است که در دوران خلیفه فاطمی «القائم بأمر الله» خروج کرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره کرد و جنگ‌های متعددی فی‌مابین ایشان واقع شد که گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‌ای او را دجّال خوانده‌اند. سرگذشت مفصّلی دارد. برای آگاهی از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سال‌های ۳۳۰ تا ۳۴۴ هجری قمری مراجعه شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref name=&amp;quot;nomanifinal&amp;quot;&amp;gt;الغیبة، نعمانی، ترجمه غفاری، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/references&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1523</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، در قیام خود بر همه چیره میشود؛ بی آن که از کسی شکست بخورد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D8%B1_%D9%87%D9%85%D9%87_%DA%86%DB%8C%D8%B1%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9B_%D8%A8%DB%8C_%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1523"/>
		<updated>2026-10-15T15:01:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: صفحه‌ای تازه حاوی «=زندگینامه و مشخصات - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، در قیام خود بر همه چیره میشود؛ بی آن که از کسی شکست بخورد= از ویژگی‏های قائم موعود آن است که خداوند او را به هنگام قیامش، به طرز فوق‌‏العاده‏‌ای یاری می‏دهد و در هر نب...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=[[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، در قیام خود بر همه چیره میشود؛ بی آن که از کسی شکست بخورد=&lt;br /&gt;
از ویژگی‏های قائم موعود آن است که خداوند او را به هنگام قیامش، به طرز فوق‌‏العاده‏‌ای یاری می‏دهد و در هر نبردی او را پیروز می‏سازد تا آن که تمام سرزمین‏ها به دست او فتح شود و در تمام آن‏ها دین خدا حاکم شود. شکست‏ها و ناکامی‏های مدّعیان مهدویت یکی دیگر از نشانه‏های دروغین بودن آن‏ها و مایه تمایز ایشان از مهدی آل محمّد &amp;lt;sup&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الاثر» ده‌ها روایت ذکر شده است که هر یک به نحوی مؤید این مضمون است.[1] در این جا به سه نمونه از رواياتي كه به قيام جهانگير امام مهدي &amp;lt;sup&amp;gt;عليه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; دلالت دارد، اشاره می‏کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.  از پیامبر اکرم &amp;lt;sup&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/sup&amp;gt; نقل است که: خدای متعال در شب معراج در باره‌ی آخرین وصیّ رسول خاتم چنین فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوگند به عزّت و جلالم... حتماً و حتماً زمین را با آخرین جانشینت، از دشمنانم پاک می‌سازم و به تحقیق، او را بر شرق و غرب زمین حکم‌روا می‌گردانم. بادها را به فرمانش آورده و گردنكشان سرسخت را در برابرش به زانو درمي‌آورم و او را با وسائطي به درجات بالا مي‌برم. هرآینه با لشکر خویش یاری‌اش کنم و با فرشتگانم به او مدد رسانم تا آن که دعوتم را آشكار سازد و همه خلق بر یکتایی من هم‌داستان شوند. در آن زمان، حکومت او را دوام بخشم و تا روز قیامت روزگار را به کام دوستانم بگردانم.[2]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.  پیام‌آور بزرگ خدا &amp;lt;sup&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/sup&amp;gt; در خطابه سرنوشت ساز غدیر، منشور دائمی امّت، درباره جانشینان خود و آخرینِ آن‏ها فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
... ای مردم! آن نور که خدا نازل کرد، در من جریان دارد؛ سپس در علی؛ آن گاه در نسل او جاری خواهد بود تا به آن قائم مهدی برسد؛ همو که تمام حقوق خدا و تمام حقوق ما را از ظالمان باز می‏ستاند... ای مردم! همانا من پیامبر خدایم و علی جانشین من است. آگاه باشید که آخرین امام از ما اهل بیت، همان به پا خیزنده هدایت شونده خواهد بود. بدانید که او بر همه‌ی ادیان چیره شود! بدانید که او از ظالمان انتقام گیرد! بدانید که او قلعه‏ها (و دژهای دشمنان) را فتح کند و منهدم سازد... بدانید که کسی بر او چیره نشود و احدی در مقابله با او یاری نگردد...[3]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.  جناب محمّد بن مسلم از امام باقر &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; روایت می‏کند که در تفسیر آیه &#039;&#039;&#039;«&#039;&#039;&#039;أمَّنْ یُجیبُ المُضطَرَّ إذا دَعاهُ&#039;&#039;&#039;...»&#039;&#039;&#039; فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این آیه درباره‌ي حضرت قائم &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; نازل شده است. چون قیام کند، دستار به سر بندد و در کنار مقام ابراهیم به نماز ایستد و به درگاه خدایش تضرّع کند. پس (به پا خیزد و) هیچ گاه پرچمش شکست خورده باز نگردد. [4]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم ابن ابی‌زینب نعمانی که از علمای شیعه بوده و در نخستین قرن از غیبت کبرای امام عصر می‌زیسته است، در کتاب معروف خود &amp;quot;الغیبه&amp;quot; که به غیبت نعمانی مشهور است، به این ویژگی از امام مهدی اشاره کرده و بر مبنای آن استدلال می‌کند که مهدی فاطمی که در آن زمان پیروانش زیر نام مهدی به او وجانشینانش ارادت می‌ورزیدند،[5] نمی‌تواند موعود اسلام باشد، زیرا سپاه او در عین برخورداری از ساز و برگ فراوان در همه جبهه‌ها پیروزی نمی‌یافت و اساساً با وضع شکننده‌اش قدرت گسترش حکومتش را به خارج آفریقا نداشت. پس چگونه می‌توان او را مهدی‌ای دانست که با حکومت جهانگیر و سپاه شکست­ناپذیرش عدالت را در سراسر زمین می‌گسترد. نعمانی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس نیك بیندیشید بدانچه این باطل‌گویان ادّعا مى‏كنند و این گروه دور از حقّ و بدعتگزار بدان افتخار مى‏نمایند كه آن كسى كه وصف او چنین است و حال و منزلتش نزد خداى عزّوجل بدین گونه است (که امام صادق &amp;lt;sup&amp;gt;عليه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; افتخار می‌کرده اگر او را درک کند خدمتش نماید) کسی جز سرور آنان نیست.[6] این در حالی است كه چهار صد هزار اسب و اسب‌سوار گرداگردش را گرفته­اند و چهار هزار خدمتگار رومىّ و صقلبىّ‏[7] در قصرش به خدمتش مشغولند. اینک بنگرید كه آیا روایتى شنیده یا دیده‏اید یا از پیامبر &amp;lt;sup&amp;gt;صلّى اللَّه علیه و آله&amp;lt;/sup&amp;gt; و ائمّه طاهرین &amp;lt;sup&amp;gt;علیهم‌السّلام&amp;lt;/sup&amp;gt; خبرى به شما رسیده است كه قائم به حقّ داراى چنین صفتى باشد كه ایشان او را بدان توصیف مى‏كنند؟ آیا از معصومین &amp;lt;sup&amp;gt;علیهم‌السّلام&amp;lt;/sup&amp;gt; چنین نقل شده که آن حضرت ظهور مى‏كند و پس از ظهور، قیامش سالیان درازی به طول می­‏انجامد؟ ببیند با آنکه او داراى چنان لشکر بزرگی است، سالهاست که ابو یزید اموىّ‏[8] با او درگیر است (و او نتوانسته ابو یزید را زمین­گیر کند). یك بار ابویزید بر او چیره می‌گردد و او را شكست می‌دهد و بار دیگر او بر ابویزید پیروزى می‌یابد. ببینید که سالیانی است که پس از قیامش و محکم شدن و گسترش امرش خود را در اقامتگاه خود در مغرب حفظ کرده و دنیا همچنان به همان گونه كه از قبل بوده باقى مانده است؟ (کنایه از اینکه یک حکومت محلی برای خود دست و پا کرده و نتوانسته دنیا را فتح کند و کل زمین را از عدل و داد آکنده سازد و تازه در مورد همان حکومت محلی نیز نتوانسته خود را از شر مخالفان خود به کلی ایمن سازد.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما به كمك خرد خود اگر از بیمارى جنون در امان مانده باشد و به مدد تمیز خویش چنانچه از خواهشهاى نفس صافى باشد (یعنى با عقل و اندیشه فطرى خود) خواهید دانست كه خداوند كسى را كه داراى چنین وضعى باشد دور داشته است از اینكه او قائم به حقّ خداوند و یاور دینش و خلیفه در زمین او و تجدیدكننده شریعت پیامبرش &amp;lt;sup&amp;gt;صلّى اللَّه علیه و آله&amp;lt;/sup&amp;gt; باشد، (یعنى دستش را از نیل به این مقام كوتاه ساخته است) پناه بر خدا از نابینائى و گنگى و حیرت و ناشنوائى. همانا این صفتى است ناسازگار با وصف خلیفه خداوند رحمان كه (چنان كه گذشت مقدّر شده تا) بر همه ادیان پیروز باشد و بر انس و جنّ غلبه كند، و ویژگى یافته باشد به علم و بیان، و حافظ بودن علوم قرآن و فرقان و شناخت تنزیل و تأویل و محكم و متشابه و خاصّ و عامّ و معانى آشكار و نهان و سایر معانى قرآن و تفسیرهاى آن و تأویلات آن و دقائق علوم آن و مشكلات اسرار آن و صفات بزرگ خدا كه در آن است و كسى كه جعفر بن محمّد الصّادق &amp;lt;sup&amp;gt;علیهماالسّلام&amp;lt;/sup&amp;gt; در باره او مى‏فرماید: «من خود اگر او را در مى‏یافتم بدون شكّ همه عمرم او را خدمت مى‏كردم». و سپاس خداى را كه پروردگار جهانیان و در خور غایت سپاس و نهایت شكرگزارى است، به پاس نعمت جمیل ولایت و نور هدایت كه به ما ارزانى داشته است. از او خواستارم كه منّت‏هایش را به فضل و كرمش بر ما زیاده گرداند.[9]&lt;br /&gt;
----[1]. منتخب الاثر، باب 3، فصل 35 و 36 و باب 8، فصل 1.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[2]. كمال الدين و تمام النعمة، ج‏1، ص: 256؛ «وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي... لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِي وَ لَأُمَلِّكَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّيَاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ الرِّقَابَ الصِّعَابَ وَ لَأُرَقِّيَنَّهُ‏ فِي‏ الْأَسْبَابِ‏ وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِي وَ لَأُمِدَّنَّهُ بِمَلَائِكَتِي حَتَّى يُعْلِنَ دَعْوَتِي وَ يَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلَى تَوْحِيدِي ثُمَّ لَأُدِيمَنَّ مُلْكَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَيَّامَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[3]. الإحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج‏1، صص: 61 ، 63 و 64؛ «... معاشِرَ النّاسِ! اَلنّورُ مِنَ اللّهِ -عَزّ و جَلّ- فِیَّ مَسلوکٌ، ثُمّ فی علیٍّ ثُمَّ فِی النَّسلِ مِنهُ إلَی القائمِ المَهدیِّ الّذی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللّهِ و بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا... مَعاشِرَ النّاسِ! إنّی نَبِیٌّ و عَلیٌّ وَصیّی، ألا إنَّ خاتِمَ الأئمّةِ منَّا القائمُ المهدیُّ، ألا إنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدّینِ، ألا إنَّهُ المُنتَقِمُ مِنَ الظّالِمین، ألا إنّهُ فاتِحُ الحُصونِ و هادِمُها... ألا إنَّهُ لا غالِبَ لَهُ و لا مَنصورَ عَلیه...».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[4].  تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 399؛ «هذه نَزَلَتْ فِی القائمِ علیه‌السلام، إذا خَرَجَ تَعَمَّمَ و صَلَّی عِندَ المَقامِ و تَضَرَّعَ اِلی رَبِّهِ، فَلا تُرَدُّ لَهُ رایةٌ أبداً.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[5]. وی از مدعیان مهدویت بود که حکومت فاطمیین را در آفریقا بنا نهاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[6]. مراد از سرور ایشان همان محمّد بن عبید اللَّه المهدى القائم بامر اللَّه دومین خلیفه فاطمی است. او از فرزندان اسماعیل ابن جعفر بن محمّد &amp;lt;sup&amp;gt;علیهماالسّلام&amp;lt;/sup&amp;gt; است كه در سال 278 هـ ق. متولّد و در سال 334 هـ ق وفات یافت. و ممكن است منظور، فرزند او سومین خلیفه فاطمی باشد كه در سال 302 هـ ق متولّد و در سال 341 هـ ق وفات یافت (نقل از حاشیه ترجمه غفاری).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[7]. صقالبه: صقلاب معرب اسلاو- یكى از شعب نژاد قدیمى هندو اروپائى هستند كه در فاصله‌ي جبال اورال تا دریاى آدریاتیك در اروپاى شرقى و میانه به سر مى‏برند و داراى شعباتى است كه روس- بیلوروسى- یوگوسلاوى و بلغارى از آن جمله است. عدّه‏اى از آنان ساكن آسیا و عدّه‏اى ساكن روسیه، یوگوسلاوى، چك و اسلواكى و قسمتى از پروس و اتریش هستند، لكن در لسان عرب مطلقاً به بردگانى گفته مى‏شد كه جهت خدمت در سپاه از غرب آورده مى‏شوند، سرخ رو و داراى موى بور هستند، اعمّ از اینكه از نژاد اسلاو باشند یا نباشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[8] . بنا به تحقیق مرحوم غفاری، او ابویزید مخلّد بن كیداد است كه در دوران خلیفه فاطمی &amp;quot;القائم بامر اللَّه&amp;quot; خروج كرد و او را در پایتخت المهدیه محاصره كرد و جنگهاى متعدّدى فیما بین ایشان واقع شد كه گاه غالب و گاه مغلوب گردید و پاره‏اى او را دجّال خوانده‏اند. سرگذشت مفصّلى دارد. براى آگاهى از آن به تواریخ معتبر، فصل مربوط به حوادث سالهاى 330 تا 344 هجرى قمرى مراجعه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[9]. الغیبة، نعمانی، ترجمه غفارى، ص: 348.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%DB%8C%D9%86_%D9%83%D9%87%D9%86%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1501</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، به هنگام قیام و در عین كهن‌سالی سیمایی جوان دارد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D8%B9%DB%8C%D9%86_%D9%83%D9%87%D9%86%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF&amp;diff=1501"/>
		<updated>2026-10-01T16:31:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، به هنگام قیام و در عین كهن‌سالی سیمایی جوان دارد =&lt;br /&gt;
بنا به تصریح روایات اسلامی، جوان‏زیستی یکی دیگر از ویژگی‌‏ها و امتیازات آن ابرمرد الاهی و رهبر آسمانی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه‌ای از روایات جوان‌زیستی ==&lt;br /&gt;
امام حسن مجتبی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در ضمن روایتی جامع پیرامون ویژگی‏‌های حضرت ولیّ‌عصر &amp;lt;small&amp;gt;عجّل اللّه تعالی فرجه&amp;lt;/small&amp;gt; چنین می‌فرمایند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;... &#039;&#039;&#039;ذلِکَ التّاسعُ مِن وُلدِ أخی الحسَینِ، اِبنُ سَیّدَةِ الإماء، یُطیلُ اللّهُ عُمرَهُ فی غَیبَتِهِ ثُمَّ یُظهِرُهُ بِقُدرَتِهِ فی صورةِ شابٍّ دونَ أربعینَ سَنَةً و ذلِکَ لِیُعلَمَ أنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قدیرٌ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، ص ۲۰۶ به نقل از كتاب كمال الدین و كتاب كفایة الاثر&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
... او نهمین نسل از فرزندان برادرم حسین است؛ فرزند بانوی کنیزان عالم. خداوند عمر او را در غیبتش طولانی می‏گرداند. سپس با قدرت خویش او را در سیمای جوانی کمتر از چهل سال ظاهر می‏‌فرماید. این از آن روست تا همه بدانند خداوند بر هر کاری تواناست.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اباصَلْت هرَوی می‏گوید: از امام علی بن موسی الرّضا &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; پرسیدم که نشانه‏‌های قائم شما در هنگام قیامش چیست؟ آن حضرت فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;علامَتُهُ أن یَکونَ شَیخَ السِّنِّ، شابَّ المَنظَر حَتّی أنَّ إلنّاظِرَ إلَیهِ لَیَحسَبُهُ ابنَ أربَعینَ سَنَةً أو دونَها و إنَّ مِن علاماتِه أن لا یَهْرَمَ بِمُرورِ الأیّامِ و اللَّیالی حَتّی یَأْتِیَ أجَلُه.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۵ و ۳۲۲؛ منتخب الاثر، ص ۲۸۵ و ۲۲۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نشانه او آن است که سنّ و سال پیران را دارد و سیمای جوانان را؛ طوری که هرکس او را ببیند، او را چهل ساله یا کمتر می‏‌پندارد. نیز از علامت‌‏های او این است که گذشت زمان در او اثر نکند و تا فرا رسیدن اَجَل، آثار پیری در او ظاهر نشود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ریّان بن صَلْت نیز نقل می‏کند که روزی خدمت امام هشتم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; شرفیاب شدم و عرضه داشتم: آیا شما صاحب این امر هستید (یعنی آیا امر امامت و رهبری امّت و اصلاح ملّت به دست شماست)؟ حضرت رضا &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;من صاحب این امر هستم؛ اما آن صاحب الامری نیستم که زمین را - چنان که از ستم پر شده باشد - از عدل آکنده می‏سازد. راستی؛ چگونه من با این بدن فرتوت (که ناشی از سنّ زیاد است) می‏توانم قائم باشم؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آری، آن به‌پاخیزنده چنان است که وقتی قیام کند، سنّ پیران و چهره‌ی جوانان را داراست. او بدنی نیرومند و پرقدرت دارد تا جایی که اگر به تنومندترین درخت روی زمین دست دراز کند، آن را از ریشه برکند و اگر بین کوه‏ها فریاد برآورد، صخره‏‌ها را متلاشی سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عصای موسی و انگشتر سلیمان همراه اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او چهارمین فرزند از نسل من است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا او را -تا زمانی که بخواهد- در حجاب خویش پنهان می‏گرداند. سپس او را ظاهر می‏‌فرماید و به وسیله او زمین را از عدل و داد مالامال می‏سازد؛ چنان که از ظلم و جور لبریز شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۵۲ / ص ۳۲۲؛ كمال الدین، ص ۳۷۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شباهت با حضرت یونس ==&lt;br /&gt;
حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در زمینه جوان‏زیستی به حضرت یونس &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; شباهت دارند. خداوند در کتاب آسمانی خویش به سرگذشت عجیب یونس نبی اشاره دارد. ماجرای او چنان بود که به دلایلی، از قوم خود کناره گرفت و از دیار خویش کوچ کرد... در راه، به ساحل دریایی رسید و بر کشتی‌‏ای سوار شد. در میانه دریا ماهی کوه پیکری به کشتی حمله کرد. مسافران برای رهایی از آزار نهنگ، بر آن شدند که یکی از اهل کشتی را قربانی کنند و طعمه نهنگ سازند. سه بار قرعه افکندند. هر سه بار، قرعه به نام یونس پیامبر درآمد. به ناچار پیامبر خدا در کام نهنگ افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند نهنگ را امر فرمود که او را در دریا سیر دهد؛ امّا استخوان‏‌هایش را خرد نکند. چنین بود تا آن که حضرت یونس &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، به برکت پرداختن به تسبیح پروردگار، نجات یافت. ماهی او را به ساحلی بی‌درخت افکند. بیمار شده بود و موی و پوست بدنش، در اثر فروشدن و ماندن در دل نهنگ، از بین رفته بود. آفتاب او را به شدت می‏‌آزرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پروردگار متعال بوته کدویی کنار او رویاند تا سایبانش باشد. پس از مدتی، به لطف الاهی، سلامت به او بازگشت و به سرعت پوستش ترمیم یافت. در اثر این رویش مجدّدِ پوست، چهره حضرت یونس و پوست او شاداب شد و طراوت یافت و به سیمای جوانی خود برگشت. آن گاه حضرت یونس پس از مدّتی غیبت و دوری از قوم خویش، به سوی ایشان بازگشت.&amp;lt;ref&amp;gt;رجوع كنید به صافات (۳۷): ۱۴۰-۱۴۹ و تفاسیر ذیل آن از جمله نورالثقلین، ج ۴ / ص ۴۳۶ و تفسیر بیضاوی، ج ۳ / ص ۴۷۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آری، خدایی که پوست از بین رفته حضرت یونس را باز می‌‏آفریند و پیری یونس را به جوانی تبدیل می‏‌سازد، قادر است که در مورد حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه&amp;lt;/small&amp;gt; آن را به بهترین صورت حفظ فرماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در روایتی خطاب به فقیه بزرگوار شیعه، محمّد بن مسلم ثقفی طائفی چنین می‌‏فرمایند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;یا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ إِنَّ فِی الْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ شَبَهاً مِنْ خَمْسَةٍ مِنَ الرُّسُل‏ ...فَأَمَّا شَبَهُهُ مِنْ یونُسَ بْنِ مَتَّى، فَرُجُوعُهُ مِنْ غَیبَتِهِ وَ هُوَ شَابٌّ بَعْدَ كِبَرِ السِّن‏...&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای محمّد بن مسلم، همانا در قائم آل محمّد &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; شباهت‏‌هایی از پنج پیامبر وجود دارد... و امّا شباهت او با حضرت یونس آن است که از غیبت خویش باز می‌‏گردد؛ حال آن که در سنّ پیری و سیمای جوانی است...&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۵۱ / ص ۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آگاهی از این ویژگی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;ارواحنافداه&amp;lt;/small&amp;gt; دو فایده‌ی ‏پر ارزش دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اوّل آن که: بدین وسیله دروغ‌گویی بسیاری از مهدی‌نماهای فریب‌کار برملا می‌‏شود و امام راستین از مدّعیان دروغین بازشناخته می‌‏گردد. این ویژگی از بیّنات الاهی آن بزرگوار است که در هیچ سال‌خورده‌‏ای دیده نمی‌‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم آن که: کسانی که از این نشانه آگاهند در هنگام ظهور آن حضرت و با دیدار سیمای جوان آن مولا، دچار تعجّب و انکار نخواهند شد. چه بسا ناآگاهانی که به واسطه ناآشنایی با این ویژگی امام غایب، بپندارند که می‏‌باید ایشان در چهره سالمندان ظاهر گردد و با دیدن رخسار جوان آن موعود یگانه، به انکار و مقابله با حضرتش برخیزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام جعفر صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در روایتی فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إنّهُ مِن أعظَمِ البَلِیَّةِ أنْ یَخرُجَ إلَیهِم صاحِبُهُم شابّاً و هُم یَحسَبونَهُ شَیخاً کبیراً.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، ص ۲۸۵ به نقل از غیبت نعمانی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امتحانات بزرگ خداوندی یکی آن است که صاحب مردم به سوی ایشان در سیمای جوانان ظاهر خواهد شود؛ حال آن که مردم می‏‌پندارند که او پیرمردی سال خورده باید باشد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چه کسی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; را جوان نگاه می‏دارد؟ ==&lt;br /&gt;
خدای قادری که یونس پیامبر را در سنّ پیری، سیمای جوانی داد، به دوازدهمین وصیّ آخرین پیامبرش نیز در کهن‌سالی، چهره و نیروی جوانی عطا خواهد فرمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پروردگاری که غذا و نوشیدنی اِرْمیای نبی را صد سال از فَساد و تباهی رهانید&amp;lt;ref&amp;gt;در روایات آمده است كه غذایش انجیر و نوشیدنی‌‏اش شیر بود. برخی می‌گویند كه نام این پیغمبر، عُزَیر بود.&amp;lt;/ref&amp;gt; و به او پس از این مدّت دراز، فرمود که:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;فَانْظُر إلی طَعامِکَ و شَرابِکَ لَم یتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إلی حِمارِکَ و لِنَجعَلَکَ آیةً لِلنّاس.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سوره بقره، آیه ۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس به غذا و نوشیدنی‌ات بنگر که هیچ تغییری نکرده است و به الاغت نگاه کن (که پوسیده و خاک شده است)! ما می‏خواهیم تو را (آیت و) نشانه‏‌ای برای مردمان قرار دهیم.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آری همو می‌‏تواند ولیّ برگزیده خویش را - بی آن که فرتوت گردد و در سیمایش تغییر حاصل شود- تا پایان زندگانی حفظ فرماید و جوانی بخشد. در روايتی كه پيش‌تر از امام حسن مجتبی &amp;lt;small&amp;gt;عليه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل شد خوانديم كه آن‌حضرت فرمودند خداوند در كهن‌سالی با قدرت خویش او را در سیمای جوانان ظاهر می‌كند تا همه بدانند كه خداوند بر هر کاری تواناست.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، ص ۲۰۶ به نقل از كمال الدین و كفایة الاثر.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چه جای شگفتی در قدرت خداست؟ به گواهی تاریخ، پیامبر اکرم و امامان شیعه &amp;lt;small&amp;gt;صلوات‌اللّه‌علیهم‌اجمعین&amp;lt;/small&amp;gt; بارها به اذن پروردگار، سلامت و طراوت و شادابی را به برخی از مردم عادی بازگردانده‌اند و با این کار، الاهی بودن خود را ثابت نموده‏‌اند. زخم‏‌های لاعِلاج را شفا بخشیده‏‌اند؛ چنان که هیچ اثری از آثار زخم باقی نمانده‌است. شکستگی‌های شدید را ترمیم فرموده و حتّی پیری و ضعف برخی از دوستان خویش را به جوانی و قوّت تبدیل کرده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این نوع بیّنات الاهی در عصر امامت حضرت حجّة بن الحسن &amp;lt;small&amp;gt;عليه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز دیده شده است. از جمله می‏توان به ماجرای مرحوم اسماعیل هِرقلی اشاره کرد که به برکت دست شفابخش حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، نه تنها جراحت بزرگی که در پای او بود برطرف گردید؛ بلکه در محلّ آن به سرعت مو رویید! این مایه شگفتی پزشکان بغداد شد؛ تا آن جا که پزشکی مسیحی فریاد برآورد که:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اللّهِ هذا مِن عَمَلِ المَسیح!&amp;lt;ref&amp;gt;نجم ثاقب، باب هفتم، حكایت پنجم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خدا قسم، این کار، کار مسیح است! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیز می‏توان به ماجَرای ابوراجِح حمّامی اشاره کرد که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نه تنها جراحت‌‏هایش را شفا دادند و استخوان‌‏ها و دندان‌های شکسته‌اش را ترمیم فرمودند و از مرگ حتمی‌اش رهانیدند؛ بلکه به اذن پروردگار، صفا و سیمای جوانی را نیز بدو بازگرداندند.&amp;lt;ref&amp;gt;السلطان المفرِّج عن اهل الایمان، ص ۴۰ و به نقل از آن در نجم ثاقب، باب هفتم، حكایت چهل و یكم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البتّه چنین نمونه‏‌هایی در تاریخ حجّت‌های الاهی کم نبوده است و فراوانی آن‌ها بر محقّقان بصیر پوشیده نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌چنین باید دانست که امکان افزایش طول عمر بشر از نظر علم تجربی نیز نه تنها استبعادی ندارد که کاملاً مورد قبول دانشمندان است. علاقمندان اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانند به کتاب &amp;quot;زنده روزگاران&amp;quot; نوشته دکتر حسین فریدونی و کتاب &amp;quot;پژوهشی علمی پیرامون طول عمر، كهولت و پیشگیری از پیری&amp;quot; نوشته محمدجواد میردامادی و دکتر ملک‌زاده مراجعه کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه آنکه دانستیم: جوان‌زیستی در عین دیرزیستی از ویژگی‌های موعود منتظَر است. از این رهگذر، در یک نگاه، دروغ‌گویی بسیاری از مدّعیان مهدویت روشن می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضمناً یادآور شدیم که بازگشت به جوانی و تحقّق آن در پیری و اساساً جوان‌زیستی، از قدرت لایزال الاهی بیرون نیست؛ لذا کسانی که درک این مطلب برایشان ثقیل است، در حقیقت می‏‌باید در شناخت خود نسبت به قدرت خدا تجدید نظر کنند. به علاوه، نمونه‌هایی تاریخی را -که گواه این مسئله است- آوردیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان، به نکته‌ای لطیف و شورآفرین اشاره می‏کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مردمانی که مولای آن‏ها در عین کهن‌سالی، جوان و قوی و با نشاط است، دور باد که پیر و جوانشان، دل‌مرده و افسرده و ناامید باشند. پس ای شیعیان! هرگاه که خود را خسته و دل‌شکسته یافتید، به دیده دل، بر طراوت سیما و قوّت بازوی مردانه مولای خویش نظاره‌ای بیفکنید و خود را نیرویی دوباره بخشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا، هَنیئاً لَکُم، أیَّتُهَا العِصابَةُ المَرحومَة!»&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة، نعمانی، ص ۲۰۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«پس تلاش کنید و چشم به راه باشید! گوارا باد شما را؛ ای گروهی که مورد رحمت الاهی هستید!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ به برخی شبهات در باب دیرزیستی و جوان‌زیستی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
با آن‌که:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهل بیت &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; عمر طولانی امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; را پیش‌بینی کرده بودند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به علاوه فرموده بودند که ایشان غیبتی طولانی خواهد داشت و در آن غیبت، زنده و در میان مردم خواهد بود،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تشرّفات فراوان و تجربه‌ی شیعیان موثّق نیز گواه صادقی بر حیات آن حضرت است؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازهم عدّه‌ای نسبت به عمر طولانی ایشان دچار تردید شده‌اند. تردیدشان این است که چگونه ممکن است کسی عمری به این حد طولانی داشته باشد. در پاسخ، ضمن بیان تفصیلی دلایل منکران طول عمر، به نقد آن می‌پردازیم و امکان طول عمر را برای امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ثابت می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتیم که شیعه نه تنها معتقد به دیرزیستی امام است؛ بلکه معتقد به جوان‌زیستی ایشان است. روایات، این امر را به صراحت پیش‌بینی کرده بودند. مشاهدات شیعیان و کسانی که در ایام غیبت به زیارت آن قطب عالم وجود نایل آمده‌اند نیز گواه این امر است. به عنوان نمونه در حکایات شفا یافتن اسماعیل هرقلی&amp;lt;ref&amp;gt;كشف الغمّة فی معرفة الأئمّة ج‏۲ ص ۴۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; و تشرّف شیخ حسن عراقی&amp;lt;ref&amp;gt;لواقح الانوار فی طبقات الاخیار ج ۲ ص ۱۳۹ چاپ مصر سال ۱۳۷۳ ق.&amp;lt;/ref&amp;gt; و داستان جای‌گذاری حجرالاسود در سال ۳۳۹ هـ.ق. توسط وجود مقدّس آن حضرت پس از به سرقت رفتن آن درپی حمله‌ی قرامطه به مسجدالحرام&amp;lt;ref&amp;gt;الخرایج و الجرایح، ج ۱، ص ۴۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و تشرّف ابوالحسین کاتب در نیمه دوم قرن چهارم هجری&amp;lt;ref&amp;gt;بحار الانوار ج ۵۱ ص ۳۰۴ به نقل از دلائل الامامة طبری ص ۵۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; گزارش‌هایی از این واقعیت را مشاهده می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیز بیان شد که لازمه‌ی غیبت طولانی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، برخورداری ایشان از عمری طولانی است. هم چنین به انجام رسیدن قیام جهانی آن حضرت، ایجاب می‌کند که ایشان از نیرو و نشاط جوانی بهره‌مند باشند و از این روست که روایات بسیاری از این حقیقت یاد کرده‌اند که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در سنّ پیران و سیمای جوانان قیام می‌فرماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیز بیان شد که مطابق روایات دوام جوانی در عین عمر طولانی حجّت منتظَر از ویژگی‌های ممتاز ایشان و مایه‌ی امتیازشان از مدّعیان و متمهدیان می‌باشد و مَحَکی است که اهل دغل را سیه‌روی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;هیچ یک از مدّعیان و منسوبان به مهدویت، سنّشان از صد تجاوز نکرده است، از جمله، سید باب در سن ۲۵ سالگی ادّعای بابیت كرد و کمتر از ۳۲ سال داشت که به دارش آویختند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عموم مخالفان شیعه و به ویژه در زمان ما بهائیان، این ویژگی را دستاویز نموده و با انکار آن، شیعیان را به باد سرزنش و استهزاء گرفته‌اند. خلاصه‌ی بافته‌های آنان این است که: کهن‌سالی و جوان‌زیستی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با موازین عقلی، قوانین طبیعی و نصوص آسمانی منافات دارد؛ و ما اینک به مدد بینش و دانش، گام به گام گفتارشان را نقد نموده، پاسخ می‌گوییم تا منصفان چه داوری کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;کهن‌سالی امام و منطق عقل&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
گویند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به شهادت عقل و خرد انسانی، هر موجودِ حادثِ مرکّب، محکوم به نابودی و فنا می‌باشد و بنابراین زندگانی ابدی برای هیچ بشری ممکن نخواهد بود. چگونه شما مهدی اسلام را خالد و پاینده می‌دانید و برایش عمر جاوید قائل اید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوییم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما هرگز برای قائم موعود، خلود و جاودانگی معتقد نیستیم؛ بلکه ایشان را نیز همانند دیگر آدمی‌زادگان، دارای عمری پایان‌پذیر و منتهی به مرگ می‌دانیم با این تفاوت که وی از عمری دراز و توانی بسیار برخوردار است و بر خردمندان، تفاوتِ فاحش میان پایندگی و دیرزیستی به خوبی پیداست و هرگز ناموس خرد برای جاودانگی و کهن‌سالی یکسان حکم نمی‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گویند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عقیده‌ی شما شیعیان درباره عمر بسیار زیاد مهدی و دوام جوانی او، امری خلاف عادت و غیر معمول و بی‌سابقه می‌باشد که عقل هر انسانی آن را بعید می‌شمارد و با دیده‌ی اعجاب و شگفتی به آن می‌نگرد و همین استبعاد شدید برای انکار و یا لااقل تزلزل این اعتقاد کافی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوییم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.   به گفته ابن سینا «هر آن چه از عجایب و غرائب شنیدی، آن را ممکن و شدنی بشمار، مگر آن گاه که برهانی استوار بر نبود آن بیابی.»&amp;lt;ref&amp;gt;الاشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۴۱۸ ذیل اشاره سی‌ام.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس بر این مبنا از آن‌جا كه دیرزیستی حجّت موعود، از نظر عقل، غیر ممکن و ممتنع نیست؛ پس به صرف خلاف عادت بودن نمی‌توان آن را رد كرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.   هیچ منطق و برهان عقلی برای مدّت حیات یک انسان، مرزی زمانی (جز حدّ بی‌نهایت) معیّن نتواند کرد. چنان که هیچ‌گاه منکر جوان‌مرگی کسی به علّت نرسیدنش به حدّ نصاب! نشده‌ایم و نیز به هیچ شخص کهن‌سالی فرمان نمی‌دهیم که به خاطر گذشتن از حدّ نصاب! خود را هلاک سازد و یا زنده به گور نماید! به عکس، احساس فطری و درک وجدانی همه‌ی بشر، نسبت به دوام و بقاء حیاتشان، خود بهترین و روشن‌ترین گواهِ خردپسند، بر نبودِ حدِّ مشخصِ عقلی برای عمر آنان است؛ زیرا عموم مردم در هر سنّ و سال و حتّی در بدترین حالات و حادّترین لحظات، به ادامه‌ی حیات، دل‌خوش‌اند و تا آخرین لحظه‌های عمر، در خود شوق و اشتیاق زندگی می‌یابند و چنین کیفیت طبیعی گویای آن است که در نهاد و سرشت انسانی آن چه اصالت دارد زیستن است نه مردن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.   به فرض که طول عمر و دوام جوانی قائم موعود، بی‌سابقه و کم‌نظیر و نادر باشد، مگر به قانون خرد، کم‌یابی و ندرت، برهان امتناعِ وجود می‌باشد؟ آیا می‌توان منکر نبوغ خارق‌العاده‌ی برخی انسان‌ها گردید؟ مگر نوابغ فکری و علمی و فنّی و نظامی و هنری و ورزشی و ... بی‌نظیر و بی‌سابقه نیستند؟ پس عقیده‌ی ما درباره‌ی مهدی موعود استبعاد عقلی ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کهن‌سالی حضرت حجّت پدیده‌ی خلاف عادت عمومی نیست؛ بلکه در تاریخ بشر از این قبیل بسیار دیده شده، تا جایی که کتب ویژه‌ای به این موضوع اختصاص یافته است&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب المُعَمّرون نوشته‌ی ابوحاتم سیستانی سنّی که پیش از ولادت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نگاشته شده است و کتاب مُروج الذَّهَب مسعودی و کتاب دائرة المعارف فرید وَجدی ذیل لغت «هِرَم» و کتاب کمال الدین صدوق (ره) و کتاب بحارالانوار مرحوم مجلسی (ره) و دیگر کتب تاریخی اسلامی و غیر اسلامی از گروه بی‌شمار درازعُمران نام می‌برند. هم اکنون نیز چنین کسانی یافت می‌شوند.&amp;lt;/ref&amp;gt; و بنابراین جای هیچ‌گونه ایرادی نسبت به اعتقاد شیعه باقی نمی‌ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;کهن‌سالی امام و قانون طبیعت&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
گویند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانش بشری پیری و مرگ را سرنوشت هر آدمی‌زاده‌ای شناخته و بر این اساس نظر شما درباره‌ی حجّت موعود، با علوم انسانی و در نتیجه با قوانین طبیعی منافات خواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوییم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اظهار نظر مؤکّد و قطعی، پیرامون قوانین واقعی طبیعی، به اتّکای دانش ناقص و نامحدود و ناچیز بشری، کاری جاهلانه و بی‌خردانه است؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند مدّعی شود که آگاهی تامّ و تمام از نوامیس جهان دارد؛ در حالتی که قهرمانان و پیشتازان عرصه‌ی دانش و فرهنگ انسانی، با فروتنی کامل به کمی معلومات و فزونی مجهولات خویش معترف‌اند و ناتوانی و زبونی خود را در شناخت کامل قوانین شگفت‌انگیز طبیعت و نوامیس اسرارآمیز ماورای آن، ابراز می‌دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه به کتاب «شفا» نوشته ابن سینا و کتاب «حکمة الاشراق» نوشته شهاب الدین سهروردی از دانشمندان شرق و به کتاب «مفهوم نسبیّت اینشتین» به قلم برتراندراسل و کتاب «علم به کجا می‌رود؟» به قلم پرفسور ماکس پلانک و کتاب‌های «انسان، موجود ناشناخته» و «راه و رسم زندگی» و «نیایش» به قلم دکتر الکسیس کارل از دانشمندان غرب، رجوع کنید.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جایی که ستارگان فروزان آسمان علم بشر هنوز از درک و فهم و حتّی بررسی دقیق حیات و ممات عاجزند، چگونه انتظار می‌رود تا از راز امتداد حیات و تأخیر ممات (طول عمر) پرده برداشته شود و حدّ مشخّص عمر تعیین گردد؟ پس کسی را نرسد که کوتاهی و کم‌بود دانش انسان را ملاک انکار حقایق قرار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگاه عمیقی به هدف و مقصد علوم پزشکی، نادرستی تصوّرات مخالفان شیعه را می‌نمایاند؛ زیرا بنیان دانش پزشکی بر این است که انسان‌ها در صورت مراعات نکات بهداشتی، از تندرستی و سلامت همیشگی برخوردار بوده، با اندامی شاداب و بانشاط، سالیانی دراز به سر خواهند برد و اگر جز این بود این دانش‌ها بی‌حاصل می‌نمود. این حقیقت در مورد عموم سلول‌های زنده مصداق دارد؛ به این معنی که هرگاه گروهی از یاخته‌های زنده از گزند حوادث ناگوار و عوامل کشنده و مرگبار مصون بمانند، سالیان متمادی زیست خواهند نمود، چنان که دکتر الکسیس کارل زیست‌شناس و جرّاح و فیزیولوژیست شهیر قرن بیستم و برنده‌ی جایزه نوبل، در فصل پنجم کتابش به تفصیل در این باره سخن گفته، از جمله می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر ترکیبات محیط غذایی را ثابت نگهدارند، اجتماعات سلّولی تا بی‌نهایت به فعالیت خود ادامه می‌دهند... و اگر از افزایش حجم آن‌ها جلوگیری نمایند، هیچ گاه پیر نخواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;انسان، موجود ناشناخته ترجمه دکتر دبیری ص۱۸۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امثال این عبارت در کتب زیست‌شناسی بسیار است و نشان می‌دهد که طول عمر و جوان‌زیستی حضرت مهدی به هیچ وجه ایراد علمی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانش کنونی بشر در زمینه علوم زیستی و پزشکی، دیرزیستی و شادابی را اصیل و طبیعی می‌داند و پیری و مرگ را عارضی و غیر طبیعی می‌شمارد؛ چنان که همین نویسنده در فصل سوم کتاب دیگرش تحت عنوان «قوانین اصلی زندگی انسان» پیرامون فطری بودن درازعمری، این گونه آورده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بدن تقریباً خود را در قالب هر حادثه‌ای می‌ریزد و در برابر هر موقعیت تازه‌ای، وسایلی برای مواجهه با آن، برمی‌انگیزد. این وسیله، هدفی جز تأمین حدّاکثر عمر ندارد. در مقابل هر خطر، کیفیّات فیزیولوژیک در جهتی متوجه می‌شوند که بزرگترین مدّت حیات را تأمین کنند...»&amp;lt;ref&amp;gt;راه و رسم زندگی ترجمه دکتر دبیری ص۴۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس بدن انسان طبیعتاً به عمر طولانی و سلامت جسمانی متمایل است و سرشت آن چنین است كه می‌کوشد هر چه بیشتر بر میزان عمر بیفزاید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علوم امروزی بشر تقریباً تمام کوشش خود را در شناخت طبیعتِ بی‌جانِ مادّی متمرکز و مصروف نموده، در حالی که نوع انسان از حقیقتی ماوراء ماده بی‌شعور فیزیکی، یعنی روح یا جان برخوردار است که نقش مهمّی در حیات وی دارد و بنابراین کمبود تحقیق و پژوهش در این زمینه، از درستی قضاوت علمی ما درباره‌ی قوانین زیستی بشر می‌کاهد؛ زیرا چه بسا عظمت روحی و سلامت روانی و قدرت معنوی، آدمی‌زاد را از فرسودگی و نابودی بازدارد و به او عمر طولانی و نیروی دائمی بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گویند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابر آمارهای رسمی، عمر متوسط بشر روی زمین کمتر از ۶۰ سال است و این نشان می‌دهد که هنوز رؤیاهای علمی به تحقّق نپیوسته است و عمر طولانی با موازین علمی سازگاری ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوییم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آمار متوسط عمر مردم جهان نمی‌تواند گویای میزان حیات معمولی بشر باشد؛ زیرا در دنیای امروز، به سبب شیوه‌ی غلط زندگی که ناشی از تمدّن مادّی کنونی است، انسان‌ها به طور مرتّب از عمر یکدیگر می‌کاهند و یک چهارم نیروی انسانی و توان مالی و انرژی فکری بشر صرف نابودی هم‌نوعانش می‌شود. جنگ و کشتار و جنایت و خون‌ریزی و فقر و گرسنگی و بیماری و اعتیاد و بدی تغذیه و... هزاران عامل مصنوعی دیگر، مانع رسیدن افراد به حدّ مناسب عمر می‌گردد. در حالی که اجتناب از این عوامل می‌تواند به میزان بسیاری بر عمر ما بیفزاید؛ چنان‌که در برخی مناطق نظیر سرزمین قفقاز، دوری مردم از این موجبات کشنده، باعث شده تا سطح متوسّط سن در آن‌جا خیلی بالاتر از دیگر نقاط باشد و قریب شش هزار نفر از مردم آنجا بیش از صد سال داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به این که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به دور از غوغاها و برخوردهای اجتماع امروز، سرشار از عظمت معنوی و قدرت روحی، به مقتضای اصول فطری زیست می‌کند، درازی عمر او به هیچ وجه تعجّبی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، با نگاهی گذرا به انبوه مطالعاتی که در حوزه‌ی زیست‌شناسی در سرتاسر جهان در حال انجام است درمی‌یابیم که گروه‌های متعددی از دانشمندان در حال تحقیق و جستجو برای یافتن راه‌هایی برای افزایش طول عمر انسان هستند. تحقیقات علمی جدید حاکی از آن است که برخی مواد، داروها و روش‌های زندگی خاص، سبب ایجاد اختلالاتی در سلامتی می‌شوند که در نهایت منجر به کاهش عمر می‌شوند. از طرف دیگر بررسی‌ها نشان می‌دهند که این امید هست که با روش‌های زندگی خاص، دوری از بعضی عوامل آسیب‌رسان و استفاده از بعضی مواد غذایی، بشر می‌تواند در آینده‌ای نه چندان دور عوامل حفاظت از سلامتی خود را افزایش دهد و بدین وسیله از عمر طولانی‌تری برخوردار شود. این واقعیت نشان می‌دهد که از نظر علمی، امکان برخورداری از عمر طولانی نه تنها محال و دست نیافتنی نیست؛ بلکه کاملاً مورد پذیرش دانشمندان بوده و از همین روست که محقّقان بسیاری شبانه روز در پی یافتن راه‌های افزایش عمر انسان می‌باشند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارشات علمی نشان می‌دهند می‌توان به طرقی ژن‌ها را فعال کرد که سبب افزایش عمر شوند. مطالعاتی که از حدود ۴۰ سال پیش انجام شده‌اند، نشان می‌دهند که عادات زندگی و نیز برخی ترکیبات دارویی، مکانیسم‌های ژنی را فعال می‌کنند و سبب ثبات سلولی می‌شوند و در نهایت به افزایش طول عمر می‌انجامند. هم‌چنین روش زندگی سالم از طریق فعال کردن ژن‌های طبیعی می‌تواند با فرایند آتروسکلروز عروقی - که از عوامل مهم بیماری‌های قلبی عروقی و سکته‌های مغزی است- مقابله کند و بقای شخص را افزایش دهد. دوری از استرس‌های غیر مفید نیز می‌تواند در افزایش عمر مفید باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;Pauli V Luoma; Gene activation regresses atherosclerosis, promotes health, and enhances longevity; Luoma Lipids in Health and Disease (2010) 9:67.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طول عمر در انسان با کاهش عملکردهای فیزیولوژیک شناخته می‌شود که منجر به افزایش احتمال مرگ می‌شوند. در بعضی افراد بسیاری از این تغییرات به تأخیر می‌افتد و بیش از صد سال عمر می‌کنند. مطالعات نشان داده است که این افراد در بعضی ژن‌های مربوط به طول عمر تفاوت‌هایی دارند و قطعاتی از ژن در آن‌ها تکرار می‌شود. طول عمر احتمالاً یک صفت چند ژنی است. به نظر می‌رسد فناوری‌های ژنتیک جدید در حال پیشرفت دائمی هستند و می‌توانند منجر به پیشرفتی شگرف در حوزه طول عمر انسان در آینده‌ای نزدیک شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Heather E. Wheeler and Stuart K. Kim; Genetics and genomics of human ageing; Phil. Trans. R. Soc. B (2011) 366, 43–50.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه آن‌که امکان افزایش طول عمر انسان از نظر علمی پدیده‌ای کاملاً منطقی و قابل پذیرش است و نه تنها با یافته‌های علمی تضادّی ندارد؛ بلکه شواهد علمی قابل توجهی نیز توسط دانشمندان بر امکان وقوع آن پیدا شده است. در نتیجه این امر کاملاً قابل پذیرش است که آن حجت الاهی که از خزانه‌ی علم لایزال الاهی بهره‌مند است با استفاده از عواملی طبیعی که هنوز برای بشر ناشناخته است، از عمری طولانی بهره‌مند گردد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;کهن‌سالی امام و نصوص آسمانی&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
گویند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنّت جاریه‌ی الهی بر این مقرّر گشته که انسان‌ها فانی و مُردنی باشند و با گذشت زمان پیر و فرسوده گردند، چنان که می‌فرماید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;کلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوتِ ثُمَّ إلَینا تُرجَعُونَ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;عنکبوت (۲۹): ۵۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر نفسی چشنده‌ی مرگ است و سپس به سوی ما بازگردانیده می‌شوید.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;و نیز می‌فرماید:  &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;وَ مَن نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الخَلقِ أ فَلا یَعقِلُون.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;یس (۳۶): ۶۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و هر کس را که عمر دراز دهیم در خلقت، او را دگرگون و دچار اُفت سازیم، پس چرا نمی‌انديشند؟&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پس هر خصیصه‌ای که برای مهدی به عنوان کهن‌سالی و درازعمری قائل‌اید، مخالف سنّت ربّانی بوده و مردود می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوییم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1- دیرزیستی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; هیچ منافاتی با سنّت خدا بر مرگ همگان و آیه‌ی «کُلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوت» ندارد و ما در نخستین بخشِ بحث عقلی پیشین، به روشنی توضیح دادیم كه عقل سلیم بین جاودانگی و کهن‌سالی تفاوت فاحشی قائل است. از سوی دیگر می‌دانیم كه در تنكیس&amp;lt;ref&amp;gt;تنكیس به معنى وارونه كردن است؛ به عبارت دیگر خداوند سبحان در آیه‌ی یاد شده می‌فرماید هر كه را بدو عمر طولانی بدهیم، از قوا و امكاناتی كه در نیمه‌ی اول عمر بدو داده‌ایم كاسته و او را مثل روز اول ضعیف می‌گردانیم.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در نهایت مرگ آدمی، حكمت مهمی نهفته است و آن یادآوری به انسان است كه نعمت‌ها و قوا و امكاناتی كه دارد همگی از خداست و مِلک خودش نیست. هرگاه بخواهد تمامی آن‌ها را باز پس می‌گیرد. در مورد امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز ظهور این تنكیس همزمان با مرگ ایشان خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2- در هیچ جای قرآن، عمر طولانی خلاف سنّت الهی قلم‌داد نشده و در شش موضع که سخن از سنّت اللّه به میان آمده بحثی از زمان مشخصّ حیات نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;إسراء (۱۷): ۷۷، احزاب (۳۳): ۳۸ و ۶۲ ، فاطر (۳۵): ۴۳، غافر (۴۰): ۸۵ ، فتح (۴۸): ۲۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3- به تعبیر عقیده شناسان و صاحب‌نظران، سنن الهیه به دو گونه است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف – سُنَن اكثری ب – سُنن اَقَلّی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سنّت‌های اكثری شیوه‌ی عمومی طبیعی امورند که در جهان جاری است؛ مانند تولّد فرزند از آمیزش پدر و مادر؛ اما سنّت‌های اقلّی، شیوه‌ی ممکن، ولی نادر سیر امور است؛ مانند تولد فرزند از زن باکره. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چه ایرادی دارد اگر ما درازعمری و جوان‌زیستی مهدی را از سنن اقلّی به شمار آوریم و موافق اراده‌ی خدا بدانیم؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4- هر کس که خدای یکتای توانای بی‌نیاز را معتقد باشد و او را آفریننده‌ی جهان و بخشنده‌ی حیات بشناسد، هرگز بخشیدن عمر طولانی و جوانی دائمی را به کسی، خارج از قوّت و توان و اقتدار او نمی‌شمارد؛ بلکه با قرآن کریم هم‌آوا می‌شود که: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;وَ ما کانَ اللّهُ لِیُعجِزَهُ مِن شَیْءٍ فِی السَّمواتِ وَ لا فِی الأرضِ اِنَّهُ کانَ عَلیماً قَدیراً.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;فاطر (۳۵): ۴۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و هیچ چیز در آسمان‌ها و زمین نمی‌تواند خدا را عاجز سازد، همانا او دانا و توانا است. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;5- بنابر آیات قرآنی، حیات و ممات هر کس به دست خداست. اوست که زندگی می‌بخشد و اوست که می‌میراند و لذا تا هر زمان که مشیّت وی تعلّق گیرد، دوام حیات انسان تأمین خواهد شد، چنان که می‌فرماید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;وَ ما کانَ لِنَفسٍ أن تَموتَ اِلّا بِإذنِ اللّهِ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;آل عمران (۳): ۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و هیچ کسی نمی‌میرد مگر به اراده و اجازه‌ی خداوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;و نیز می‌فرماید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;وَ ما یُعَمَّرُ مِنْ‏ مُعَمَّرٍ وَ لا یُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إلّا فی‏ کِتابٍ إنَّ ذلِکَ عَلَى اللّهِ یَسیرٌ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;فاطر (۳۵): ۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و هیچ مسنّی کهن‌سال نمی‌شود و نیز از عمرش کاسته نمی‌گردد مگر آن که در لوح الهی ثبت شده باشد. همانا چنین اموری بر خدا آسان است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;6- بر خلاف تصوّر مخالفان، قرآن کریم تصریح دارد که خدا به انسان‌ها عمر دراز عطا می‌کند. همان طور که درباره‌ی گروهی از کافران می‌فرماید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;بَل مَتَّعنا هؤُلاءِ وَ آبائَهُم حَتّی طالَ عَلَیهِمُ العُمُر.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;انبیاء (۲۱): ۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلکه ما ایشان و پدرانشان را از متاع دنیوی بهره‌مند کردیم تا آن که مدّتی دراز زندگانی کردند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;و باز می‌فرماید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;وَ لکِنّا أنشَأنا قُروناً فَتَطاوَلَ عَلَیهِمِ العُمُر.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;قصص (۲۸): ۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیكن ما نسل‌هایى پدید آوردیم و عمرشان طولانى شد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;هنگامی که خدای مهربان به کافران و منکران، طول عمر بخشد، آیا اگر به حجّت خود در زمین این موهبت را عطا کند، خلاف سنّت خود رفتار کرده است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7- از سوی دیگر خدای متعال درباره یونس پیغمبر که به دریا افکنده شد و طعمه‌ی نهنگی گشت، می‌فرماید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;فَلَو لا أنَّهُ کانَ مِنَ المُسَبِّحینَ لَلَبِثَ فی بَطنِهِ إلی یَومِ یُبعَثونَ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;صافّات (۳۷): ۱۴۳ و ۱۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس هر آینه اگر یونس از تسبیح‌کنندگان ذات اقدس الهی نمی‌بود، البته تا روز رستاخیز در شکم ماهی می‌ماند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این آیه از قدرت نامحدود و بی‌نهایت ربّانی بر نگه‌داری موجودی به مدّت زمان بسیار بسیار طولانی حکایت می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8- قرآن مجید در داستان عُزَیر پیغمبر- که خدا یک صد سال او را میراند و سپس زنده گردانید- چنین می‌فرماید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;فَانظُر إلی طَعامِکَ و شَرابِکَ لَم یَتَسَنَّه.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;بقره (۲): ۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خوراک و نوشیدنی‌ات بنگر که هنوز کهنه و فاسد نگشته است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بنابر روایات، خوراک عُزَیر انجیر یا انگور و نوشیدنی او شیر بوده است. آیا خداوندی که این مواد غذایی را که سریع فاسد می‌شود، صد سال در حالت یک‌نواخت نگه می‌دارد، نمی‌تواند خلیفه و حجّت خود را چند برابر دیگر مردمان، عمر طولانی عطا کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9- گویاترین مورد، سرگذشت نوح نبی &amp;lt;small&amp;gt;علی‌نبینا‌و‌آله‌علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است. خداوند در این باره می‌فرماید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;وَ لَقَدْ أرْسَلْنا نُوحاً إلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فیهِمْ ألفَ سَنَةٍ إلّا خَمْسینَ عاماً فَأخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمونَ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;عنکبوت (۲۹): ۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و هر آینه نوح را به سوی قومش فرستادیم و او نهصد و پنجاه سال در میانشان درنگ نمود. پس طوفان آن‌ها را فرا گرفت. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;این نهصد و پنجاه سال، فاصله‌ی میان بعثت نوح تا وقوع طوفان است؛ امّا تمام عمر نوح را روایات اسلامی بالغ بر دو هزار سال گفته‌اند&amp;lt;ref&amp;gt;کافی ج ۸، ص ۲۸۴؛ كمال الدین ص۵۲۳ باب ۴۶ حدیث اول.&amp;lt;/ref&amp;gt; و گمان نمی‌رود کسی با قبول چنین عمری برای حضرت نوح، در کهن‌سالی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; تردیدی به خود راه دهد، به ویژه که شباهت نوح با مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در همین دراز عمری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10- چه الزامی دارد که ما کهن‌سالی و جوان‌زیستی مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; را امری ساده و عادی تلّقی و قلم‌داد کنیم؛ در حالی که این ویژگی، از مهم‌ترین وجوه امتیاز موعود حقیقی از مدّعیان دروغین به‌شمار می‌آید و البتّه خداپرستانی که نمود قدرت الهی در بروز بیّنات پیامبران، هم‌چون سرد و سلامت شدن آتش بر ابراهیم و اژدها شدن عصای موسی و زنده شدن مردگان از دم عیسی را اعتقاد دارند؛ خیلی آسان طول عمر و بقای جوانی قائم منتظَر را می‌پذیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مجموع بیانات پیشین نتیجه می‌گیریم که عقیده‌ی شیعه پیرامون کهن‌سالی و جوان زیستی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; هیچ مباینتی با موازین عقلی و قوانین طبیعی و نوامیس آسمانی ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%85%D8%B1%DB%8C_%D8%B7%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA&amp;diff=1497</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، به هنگام قیامش دارای عمری طولانی است</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%B4_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D9%85%D8%B1%DB%8C_%D8%B7%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA&amp;diff=1497"/>
		<updated>2026-10-01T14:25:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، به هنگام قیامش دارای عمری طولانی است =&lt;br /&gt;
دیگر ویژگی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; عمر بسیار طولانی آن حضرت به هنگام ظهور است. این خصوصیت نیز نشانه‌‏ای برای بازشناختن موعود قرآن از مدعیان دروغین است. به علاوه، آن امام از بابت این خصیصه یکی از مظاهر قدرت الاهی و عجایب آفرینش پروردگار متعال‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شباهت با حضرت نوح &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در زمینه‌ی طول عمر با حضرت نوح &amp;lt;small&amp;gt;علیه‏‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; شباهت دارند. به تصریح قرآن کریم، حضرت نوح &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; 950 سال قبل از طوفان، قوم خود را به خدا دعوت فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;و لَقد أرسَلْنا نوحاً إلی قَومِهِ فَلَبِثَ فیهم ألْفَ سَنَةٍ إلّا خَمسینَ عاماً فَأخَذَهُمُ الطُّوفانُ و هُم ظالِمون.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;عنکبوت: ۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و هر آینه نوح را به سوی قومش فرستادیم. او نهصد و پنجاه سال در میان ایشان درنگ کرد؛ آن گاه طوفان آن‏ها را فرا گرفت؛ زیرا آنان ستم پیشه بودند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;برخی روایات اسلامی اشاره دارند که عمر حضرت نوح با احتساب سال‏های قبل از بعثت، سال‏های دعوت تا زمان طوفان و سالیان پس از طوفان به حدود ۲۵۰۰ سال بالغ می‏گردد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یهودیان و مسیحیان نیز بر مبنای تورات معتقدند که حضرت نوح &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ۹۵۰ سال زندگی کردند. به هر صورت، حدّاقل عمری که برای حضرت نوح می‏توان قبول کرد، ۹۵۰ سال است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر این پیامبر از انبیای اولوالعزم، شاهدی تاریخی بر امکان دیرزیستی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که مورد قبول همه‌ی اهل کتاب و تمام مسلمانان است. دسته‏‌ای از روایات اسلامی که به طول عمر حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; اشاره دارند، به وجود چنین شباهتی میان امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و نوح پیامبر تصریح می‌‏کنند. از آن جمله: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سالار پرستندگان خدا، امام سجّاد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند که: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;فِی القائمِ سُنَّةٌ من نوحٍ و هُو طولُ العُمر.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین، باب ۳۱، ح ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; شباهتی به حضرت نوح موجود است و آن عمر طولانی است. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;ممکن است پرسیده شود: چگونه ممکن است حضرت مهدی عمری چنین طولانی داشته باشد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌گوییم: مگر نه آن است که «إنّ اللّه عَلی کلِّ شَی‏ءٍ قَدیرٌ»؟ مگر نه آن است که خدا بر هر کاری تواناست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر نه آن است که به اعتقاد تمام مسیحیان و یهودیان و مسلمانان، خداوند حضرت نوح را عمری چند صد ساله عطا فرمود؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر چنین است، چرا موعود امّت‏ها برای مدت طولانی زنده نماند؛ حال آن که او تنها حجّت و نماینده خدا در زمین است و خداوند خواسته است تا زمین را سرانجام به دست او سرشار از عدل سازد؟ آری، تمام موحّدان راستین، بر مبنای اعتقادشان به قدرت نامحدود پروردگار، باور دارند که:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایی کاین جهان پاینده دارد       تـوانـد حـجّـتی را زنـده دارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اندیشه خداباوران، خدای توانا قادر است که حجّت خود را عمری طولانی بخشد و این خصیصه نادر را نشانی برای شناسایی او قرار دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== لازمه‌ی غیبت طولانی، عمر طولانی است. ==&lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‏‌های غیبت امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt;، طولانی بودن آن است. بدیهی است که غیبت طولانی، عمر طولانی را اقتضا می‏کند. روایاتی که درباره طولانی بودن غیبت و زندگی ناشناس حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; وارد شده، درون خود از عمر طولانی ایشان خبر می‏دهد. بر اساس این روایات، طول غیبت چنان زیاد می‏گردد که مردمان سست‏ ایمان درباره امام خود شک می‏کنند و از اعتقاد خویش دست می‏شویند. در عوض مؤمنان راستین و آگاه، بر اساس دلایل روشن و توفیقات الاهی، بر اعتقاد متین خویش پا بر جا می‏‌مانند و همواره از طریق اعتقاد آگاهانه به حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; به خداوند تقرّب می‌جویند و مشمول الطاف ویژه پروردگار می‌‏گردند. خوشا به حال آنان که طول غیبت، در ایمانشان به امام غائب سستی نمی‏‌آورد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جناب یونس بن عبدالرّحمان نقل می‏کند که: بر امام کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; وارد شدم و عرضه داشتم: ای پسر رسول خدا، آیا شما «قائم بالحق» می‌‏باشید؟ فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;من به پا دارنده‌ی حق هستم؛ اما آن قیام کننده‌ای که زمین را از دشمنان خدا پاک می‏سازد و آن را - چنان که از جور آکنده شده باشد- از عدل پر می‏سازد، پنجمین نسل از فرزندان من است. او را غیبتی است که زمانش به طول می‏‌انجامد؛ چرا که بر جان خویش ایمن نیست. در آن غیبت، گروهی از اعتقادشان (نسبت به او) باز می‌‏گردند و گروهی دیگر بر عقیده خود ثابت می‌‏مانند. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;سپس فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;خوشا به حال شیعیان ما که در زمان غیبت قائم ما به محبّت ما تمسّک می‌‏کنند و بر ولایت ما و بیزاری از دشمنان ما پابرجا می‌‏مانند! آن‏ها از مایند و ما از ایشان‌ایم! آن‏ها خوشحال‌اند که ما پیشوای ایشان‌ایم و ما نیز خوشنودیم که اینان شیعیان مایند. پس خوشا به حال ایشان! قسم به خدا که آنان روز قیامت، در درجه ما خواهند بود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%A7_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%B4_%D8%A8%D9%87_%D9%87%DB%8C%DA%86_%D8%B7%D8%BA%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA&amp;diff=1489</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام تا زمان قیامش به هیچ طغیانگری وامدار نیست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%A7_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%B4_%D8%A8%D9%87_%D9%87%DB%8C%DA%86_%D8%B7%D8%BA%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA&amp;diff=1489"/>
		<updated>2026-09-24T14:16:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی علیه‌السلام تا زمان قیامش به هیچ طغیانگری وامدار نیست =&lt;br /&gt;
مطابق اسناد اسلامی، بیعت نکردن حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;عجّل اللّه تعالی فرجه&amp;lt;/small&amp;gt;، با هیچ یک از حکومت‏ها، یکی از ویژگی‌‏های بارز آن بزرگوار است؛ به این معنی که آن حضرت هیچ گونه تعهّدی نسبت به آنان ندارد و به همین دلیل هرگاه که خدا بخواهد، بر آن‏ها قیام می‏کند. این ویژگی نیز نشانه‌‏ای برای بازشناسی و تشخیص ایشان از مدّعیان دروغین مهدویت به شمار می‌‏آید. در کتاب «منتخب الاثر» ۱۲ سند روایی در این زمینه ذکر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۳، فصل ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; در ادامه به بررسی بیشتر این روایات می‌پردازیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دسته‌بندی روایات ==&lt;br /&gt;
روایات معتبر متعدّد بر این تأکید می‏کنند که میان حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; و هیچ حاکمی بیعتی نیست و ایشان همواره از قید بیعت با طغیانگران آزاد است. می‏توان این روایات را به سه دسته تقسیم کرد. در این جا برای هر گروه نمونه‌‏هایی را خواهیم آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;دسته‌ی اوّل: روایاتی که می‏گویند آن حضرت با حاکمان زمان خود، هیچ گونه پیمانی ندارد.&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
امیر المؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;صاحِبُ هذَا الأمرِ لَیسَ لأحدٍ فی عُنُقِهِ عهدٌ و لا عقدٌ و لا ذِمَّةٌ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، ص ۲۸۹، باب ۳۳، ح ۳ (چاپ جدید، ح ۶۶۲)، به نقل از اثبات الوصیة&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحب این امر (قیام جهان‌گیر) چنان است که بر گردنش هیچ عهد و عقد و ذمّه‌‏ای برای هیچ کس نیست.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;همین مطلب در حدیثی از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با این عبارت آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;یَقومُ القائِمُ و لَیسَ لِأحَدٍ فی عُنُقِهِ عَهدٌ و لا عَقدٌ و لا بَیعَةٌ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، ص ۲۸۹، باب ۳۳، ح۲ (چاپ جدید، ح‏۶۶۱)، به نقل از غیبت نعمانی و كافی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قائم قیام می‏کند؛ در حالی که برای هیچ کس بر عهده‌ی او، عهد و عقد و بیعتی نیست.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;دسته‌ی دوم: روایتی که بیان می‏کند این ویژگی در میان ائمّه‌ی اطهار &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، به حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; مختصّ است.&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در روایت شریف و پر محتوایی می‏خوانیم که پس از بیعت امام حسن مجتبی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با معاویه و عقد قرارداد با او، برخی افراد نادان و کوته‌بین به حضرتش اعتراض کردند که چرا زیر بار حکومت معاویه رفته‌اند و او را به رسمیت شناخته‌‏اند. امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به پاسخ‌گویی به آن‏ها پرداختند و در ضمن آن فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;... أما عَلِمتُم أنَّهُ ما مِنّا أحدٌ إلّا و یَقَعُ فی عُنُقِهِ بَیعَةٌ لِطاغِیَةِ زَمانِهِ إلَّا القائمُ الّذی یُصَلّی روحُ اللّهِ عیسَی بنُ مریمَ &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خَلفَهُ...&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، ص‏۲۰۶، فصل ۲، باب ۱۰، ح‏۶، نقل از كمال الدین و كفایة الاثر (چاپ جدید، ح‏۵۳۹)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر نمی‌دانید که هیچ یک از ما (اهل بیت) نیست مگر آن که بیعتی در قبال طغیانگر زمانش بر گردن او نهاده می‏شود؛ به جز قائم ما؛ همو که روح اللّه، عیسی بن مریم، پشت سر او نماز خواهد خواند؟!&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سپس امام مجتبی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چند ویژگی دیگر از خصوصیات مهدی موعود را بر شمردند. روایت مزبور از حیث جامعیت نسبی در بیان ویژگی‌‏های حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; بسیار قابل توجّه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;دسته‌ی سوم: روایاتی که بیان می‏دارند حکمت مخفی بودن ولادت و نیز غیبت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; برای رهایی از بیعت است.&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل است که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;صاحبُ هذَا الأمرِ تُخفی وِلادَتُهُ عَن هذَا الخَلقِ، لِئَلّا یَکونَ لِأحدٍ فی عُنُقِهِ بَیعةٌ إذا خَرَجَ، و یُصلِحُ اللّهُ -عزّ و جلّ- أمرَهُ فی لَیلةٍ واحدةٍ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، ص ‏۲۸۸ (فصل ۲، باب‏۳۲، ح‏۴)، به نقل از كمال الدین (چاپ جدید، ح ۶۵۵)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صاحب این امر (قیام جهان‌گیر اهل‌بیت) از این مردم پوشیده می‏شود، تا آن که به هنگام قیام، احدی بر گردن او بیعتی نداشته باشد و خدا کار ظهورش را یک‌شبه سامان می‏دهد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;علی بن فَضّال می‏گوید: از امام رضا &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; پرسیدم: چرا امام مردم از آن‏ها غایب می‏شود؟ فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لِئلّا یَکونَ فی عُنُقِهِ لِأحدٍ بَیعةٌ إذا قامَ بِالسَّیفِ.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر،ص ۲۶۹ (فصل ۲، باب ۲۸، ح ۳)، به نقل از كمال الدین، علل الشرایع و عیون اخبار الرضا &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; (چاپ جدید ح۶۳۴)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا آن که به هنگام قیام مسلّحانه‌‏اش، کسی بر عهده او بیعتی نداشته باشد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام جواد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به جناب عبدالعظیم حسنی فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إنَّ القائمَ مِنّا إذا قامَ لَم‏یَکُنْ لِأحدٍ فی عُنُقِهِ بَیعَةٌ، فَلِذلِکَ تُخفی وِلادَتُهُ و یَغیبُ شخصُه.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، ص‏۲۵۵ (فصل ۲، باب ۲۷، ح‏۳)، به نقل از كمال الدین (چاپ جدید، ح۶۱۰)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا قائم ما (اهل بیت، چنان است که) چون قیام کند، کسی بر گردن او بیعتی ندارد. به همین دلیل است که ولادتش مخفی می‏شود و خودش غیبت می‏گزیند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پیوند میان غیبت و عدم بیعت، از کلام خود امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز بر می‏آید؛ آن جا که در ضمن پاسخ به سؤالات جناب اسحاق بن یعقوب فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;و أمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الغیبةِ، فَإنَّ اللّه -عزّوجلّ- یَقولُ: {یا أیُّهَا الّذینَ آمَنوا لا تَسألُوا عَن أشیاءَ إن تُبدَ لَکُم تَسُؤْکُم} إنّهُ لَم یَکُن أحدٌ من آبائی إلّا و قَد وَقَعَت فی عُنُقِهِ بَیعةٌ لِطاغِیَةِ زمانِهِ، و إنّی أخرُجُ حینَ أخرُجُ و لا بَیعةَ لِأحدٍ مِنَ الطَّواغیتِ فی عُنُقی.&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۱، ح‏۱۰، نقل از احتجاج طبرسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
... امّا علّت این غیبت که رخ داده است: بدان که خدای -عزّوجلّ- می‏فرماید: {ای کسانی که ایمان آورده‏‌اید! از چیزهایی مپرسید که چون برایتان روشن شود، شما را ناخوش آید.} به راستی، هیچ یک از پدران من نبود مگر آن که بر گردنش بیعتی از جانب طغیانگر زمانش نهاده شد (و او را به سکوت متعهّد ساخت)؛ امّا من در مقابل حکومت‏ها خواهم ایستاد؛ در حالی که هیچ بیعتی از هیچ طاغوتی بر گردنم نخواهد بود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کاربرد مبحث رهایی از بیعت درباره امام قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
کاربرد این مبحث در زمینه‌ی مهدویت آن است که اگر بناست مهدی موعود بر حکومت‌‏های طغیانگر قیام کند، ضروری است که عهد و بیعتی با آن‏ها نداشته باشد؛ به خصوص آن که خداوند اراده کرده است زمان قیام او به ناگاه فرا رسد و برای طغیانگران نسبت به قیام ناگهانی او هیچ گونه امنیت خاطری وجود نداشته باشد. از آن جا که از پیش از ولادت حضرت مهدی، همه خلفا می‏دانستند که زوال حکومت‏های ظالم به دست آن حضرت است، همواره در پی دستیابی به ایشان و کشتن یا اخذ تعهّد و بیعت از آن حضرت بوده‌‏اند؛ چنان که رسم حکومت‏‌ها در قبال تمام مخالفان چنین است. این جاست که در روایات آمده‌است: نهانی ولادت و زندگی مخفیانه حضرت مهدی برای گریز از سپردن هرگونه بیعتی به حاکمان زمان خود است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%DB%8C%D8%A8%D8%AA%DB%8C_%D8%B7%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1485</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، دارای غیبتی طولانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%BA%DB%8C%D8%A8%D8%AA%DB%8C_%D8%B7%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1485"/>
		<updated>2026-09-10T17:18:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، دارای غیبتی طولانی =&lt;br /&gt;
یکی از ویژگی‏های موعود منتظَر «غیبت طولانی» است. اسناد و روایات اسلامی بر غیبت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; تأکید فراوانی دارند. تنها در کتاب «منتخب الاثر» 100 روایت وجود دارد که بیان می‌‏کنند «مهدی موعود، قبل از قیام خود، مدّت زیادی، پنهان و ناشناس زندگی می‏کند.»&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۳، فصل ۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به این ویژگی نیز می‏توان مهدی‌نمایان را از موعود حقیقی تشخیص داد؛ زیرا مدّعیان دروغین مهدویت برای تحقّق جاه‏ طلبی‌‏های خود نه وقت فراوان دارند و نه صبر زیاد. بنابراین حاضر نیستند که برای کسب این ویژگی، سال‏ها ناشناس بمانند. از سوی دیگر نیازمند فراهم ساختن مرید و مطیع و یار و سپاه برای خود‌اند. به همین دلیل نمی‏‌توانند تا لحظه‌ی قیام، ناشناس باقی بمانند؛ بلکه پیش از آن به معرفی خود و مدّعای خویش خواهند پرداخت؛ اگر چه این کار را در محافل خصوصی انجام دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== چند نمونه از احادیث غیبت‏ ==&lt;br /&gt;
بیان شد که احادیث غیبت، بخش مهمّی از روایات قائمیت را به خود اختصاص می‏دهند. در این جا، پنج نمونه از این روایات را ذکر می‏کنیم و شما را به تدبّر و توجّه در نِکات و صراحت‏های احادیث دعوت می‏کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. شیخ صدوق در کتاب کمال الدّین، از حضرت امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‏کند که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;قائم ما غیبتی خواهد داشت که زمانش طولانی می‏شود. گویی شیعه را می‏بینم که در دوران غیبت او، همچون رمه گوسفندان، سرگردان و حیران شده‏‌اند؛ به دنبال چراگاهی می‏گردند و آن را نمی‏‌یابند. آگاه باشید! هر کس از ایشان بر آیین خویش ثابت بماند و در اثر به درازا کشیدن غیبت امامش، دچار سنگ‌دلی نشود، در روز قیامت با خود من و در درجه من خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین، ج ۱، ص ۳۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;۲. شیخ صدوق در کمال الدّین، از صفوان جمّال آورده است که امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;آری به خدا قسم، حتماً و حتماً مهدی شما از شما غیبت خواهد کرد؛ چندان که جاهلانتان گویند: «خدا دیگر به آل محمد نیازی ندارد» (کنایه از این که خدا دیگر امامی از اهل بیت نصب نکرده است و ریشه امامت خشکید!) در چنان زمانی (که جاهلان از دین خود دست می‏کشند) به ناگاه مهدی آل محمد، همچون شهابی آسمان شکاف، باز می‏گردد و زمین را از قسط و عدل پر می‏کند؛ همان گونه که از ظلم و جور مالامال گشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین، ج ۲، ص ۳۴۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;۳. مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی به سند خود، از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‏کند که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;آری، به خدا سوگند، امام شما سالیانی از شما غایب خواهد شد و شما دچار آزمایش می‏شوید تا آن جا که عدّه‏‌ای گویند: او مرده یا نابود شده است یا (اگر هست، پس) به کجا رفته است؟! در آن زمان، چشم‌‏های مؤمنان بر (فِراق) او خواهند گریست و ایمان آوردگان در تلاطم خواهند افتاد؛ چنان که کشتی‏‌های طوفان زده گرفتار امواج دریا می‏‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;كافی، ج ۱، ص ۳۳۶؛ همین حدیث را مرحوم نعمانی در كتاب الغیبه، شیخ صدوق در كمال الدین، شیخ طوسی در كتاب الغیبه، محمد بن جریر طبری در دلائل الامامة و مسعودی در اثبات الوصیة آورده‏اند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;۴. شیخ صدوق در کمال الدّین از امام ششم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‏کند که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;به راستی، صاحب این امر (امر قیام الاهی) غیبتی خواهد داشت. در آن دوران، هر یک از بندگان خدا باید در پیشگاه پروردگار تقوی پیشه کند و به دین خود استوار چنگ زند (تا آن را از دست ندهد.)&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین، باب ۳۴، ح ۳۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;۵. سیدِ حِمْیری شاعر شیعی و حَماسه سُرای آستان اهل‌بیت &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt;، در ابتدا از پیروان کیسانیه و معتقد به مهدویت جناب محمد بن حنفیه&amp;lt;ref&amp;gt;جناب محمّد بن علی بن ابی‌طالب &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; معروف به ابنُ الحنفیّة خود از مدّعیان مهدویت نبود؛ بلكه پیروان مختار ثقفی برای اغراض سیاسی خود، او را مهدی موعود نامیدند و بعد از مرگ او، مدّعی شدند كه نمرده؛ بلكه غایب گردیده است!&amp;lt;/ref&amp;gt; بود. سپس به عنایت امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، به طریق تشیع هدایت شد و از مدافعان پر شور حریم اهل‌بیت گردید. او در نقلی چنین گفته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از این، اهل غلوّ و معتقد به غیبت محمد بن حنفیه بودم. مدّت زیادی در این گم‌راهی به سر بردم تا آن که خداوند به (برکت) حضرت صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، بر من منّت نهاد و مرا از عذاب رهانید و به راه راست هدایت فرمود. دلائلی را از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; مشاهده کردم که برایم ثابت شد که او حجّت خدا بر من و بر تمام اهل روزگار خویش است و او همان امامی است که خداوند اطاعت و اقتدا بدو را واجب ساخته است. (در آن حال، سؤالی برایم باقی مانده بود و آن این که: پس آن امام غایب و حجّت قائم -که در روایات به او اشاره شده است- کیست؟ (زیرا با وجود امام معصوم، محمّد بن حنفیه نمی‏توانست امام مردم باشد.) در این حال از امام صادق پرسیدم: ای پسر رسول خدا، روایاتی از پدران شما &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره غیبت و حتمی بودن تحقّق آن به ما رسیده است. بفرمایید که این غیبت برای چه کسی خواهد بود؟ آن حضرت فرمودند: «همانا غیبت برای فرزندی از ششمین نسل من واقع می‏شود و او دوازدهمین پیشوا از ائمّه‌ی هدایتگر بعد از رسول خداست.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین، مقدمه‌ی محققانه شیخ صدوق، پس از ذكر اشعار سید حمیری در باره‌ی محمد بن حنفیه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در ادامه، توضیحاتی درباره امام دوازدهم دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در احادیث فوق –که نمونه‏‌ای از ده‏ها حدیث باب غیبت است- بر مطالب زیر تأکید فراوان دیده می‏شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
• حتمی بودن غیبت برای قائم آل محمّد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
• طولانی بودن غیبت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
• وقوع امتحان اعتقادی شدید برای مؤمنان در این دوران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
• هشدار به مؤمنان و تأکید بر تمسّک به دین و متزلزل نشدن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معنای درست غیبت‏ ==&lt;br /&gt;
در روایات اسلامی (که خبر غیبت در آن‏ها ذکر شده است) معنای غیبت نیز بیان گردیده است. در این احادیث، غیبت امام از امّت خویش، به غیبت حضرت یوسف از پدر و برادرانش تشبیه شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماجرای حضرت یوسف آن بود که چون به عنوان برده به کاروانی فروخته شد، سال‏ها در سرزمینی دیگر زندگی می‏کرد. در این فاصله برای چندی در شمار خدمت‌گزاران عزیز مصر درآمد. روزگاری نیز در زندان بود و سرانجام خود در جای عزیز مصر نشست و عهده‌دار امور مملکت شد. در تمام این مدّت، پدر و برادران یوسف از مکان و سرنوشت او بی‌اطّلاع بودند. حتّی برادران علیرغم مشاهده او در کسوت عزیز مصر او را نشناختند و از چهره و قیافه‌‏اش او را تشخیص ندادند. با این حال، پدر از جانب خدای متعال مطّلع بود که او زنده است و نمرده و به پسرانش می‏فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إنّی أعلَمُ مِن اللّهِ ما لا تَعلَمونَ.&amp;lt;ref&amp;gt;سوره یوسف، آيه ۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من از طرف خدا چیزی را می‏دانم که شما نمی‏دانید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
... امّا این که او کجاست و در چه حالی به سر می‏برد، از همه مخفی بود؛ حتّی از حضرت یعقوب. یوسف در این زمان نه به آسمان رفته بود و نه در چاه یا غاری پنهان شده بود. نه به عالم روح صعود کرده بود و نه به سان نوری مجرّد و غیرمادّی در آمده، پنهان گشته بود!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او زندگی جسمانی و معمول خود را داشت و حتّی به امور معاش و معاد مردم زمان خویش رسیدگی می‏کرد، مردم را به خدای یگانه می‏خواند و در عین‌حال زندگی مادّی و دنیوی آن‏ها را تدبیر می‏فرمود. او بر روی همان زمین و در مجاورت همان سرزمین حکومت می‏کرد که خویشانش سکونت داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان یعقوب در ایام قحطی حتّی از عزیز مصر (که همان یوسف گم‌گشته‌ی آنان بود) یاری طلبیدند و کمک گرفتند؛ بی آن که او را بشناسند. برعکس، یوسف به خوبی آن‏ها را می‏شناخت و تا زمانی که خدا اذن نداده و خویشتن را به آن‏ها معرّفی نکرد، آنان او را نشناختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و جاءَ إخوَةُ یوسفَ... فَعَرَفَهُم و هُم لَه مُنکرون.&amp;lt;ref&amp;gt;سوره یوسف، آیه ۵۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و برادران یوسف نزد او آمدند... پس او آن ها را شناخت در حالی که آن ها او را نمی‏شناختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایات اسلامی، ناشناس بودن یوسف نزد برادرانش «غیبت یوسف» نامیده شده و غیبت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز به همین معنا تفسیر گردیده است. حجابی که بین یوسف و برادرانش بود، در اثر سال‏ها دوری و دم فروبستن یوسف از معرّفی خود بود. در غیبت یوسف امکان رؤیت بود؛ ولی معرفت نبود و به همین معنا یوسف از برادران خویش غایب و پنهان بود. اینک توجّه شما را به برخی از این روایات جلب می‏کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. ابوبصیر از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‏کند که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;إنَّ فی صاحبِ هذَا الأمرِ سُنَنٌ مِنَ الأنبیاءِ علیهم‌السلام... أمّا سُنَّةٌ مِن یوسُفَ فَالسَّتْرُ، یَجعَلُ اللّهُ بینَهُ و بَینَ الخَلقِ حِجاباً یَرَوْنَهُ و لا یَعرِفونَه...&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین، باب ۳۴، ح ۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همانا در صاحب این امر (یعنی قیام الاهی) شباهت‏‌هایی با انبیا وجود دارد... شباهتی که با یوسف دارد، پنهان بودن اوست. خداوند بین او و مردم حجابی قرار می‏دهد که او را می‏‌بینند؛ ولی نمی‌‏شناسند...&amp;lt;/blockquote&amp;gt;۲. محمد بن مسلم، فقیه بزرگوار شیعه و صحابی ارجمند امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‏کند که خدمت آن حضرت رسیدم و می‏خواستم درباره قائم آل محمّد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; از ایشان پرسش کنم. امام پنجم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; – پیش از آن که من سؤال خود را بیان کنم- به من فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;یا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ إِنَّ فِی الْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ شَبَهاً مِنْ خَمْسَةٍ مِنَ الرُّسُلِ ...وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ یوسُفَ بْنِ یَعْقُوبَ فَالْغَیبَةُ مِنْ خَاصَّتِهِ وَ عَامَّتِهِ وَ اخْتِفَاؤُهُ مِنْ إِخْوَتِهِ وَ إِشْكَالُ أَمْرِهِ عَلَى أَبِیهِ یَعْقُوبَ مَعَ قُرْبِ الْمَسَافَةِ بَینَهُ وَ بَینَ أَبِیهِ وَ أَهْلِهِ وَ شِیعَتِهِ...&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین، باب ۳۲، ح ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای محمّد بن مسلم، همانا در قائم از اهل بیت رسول شباهت‌‏هایی با پنج پیامبر وجود دارد... و اما شباهتش به یوسف بن یعقوب، از این جهت است که یوسف از عموم مردم و نیز از آشنایان نزدیک خود غایب شد. او از برادرانش نیز پنهان گشت و وضعیتش حتّی برای پدرش یعقوب نبی نامعلوم گردید؛ با این که فاصله‌ی او با پدر و خانواده و یارانش نزدیک بود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;۳. سَدیر از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‏کند که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;همانا برادران یوسف از اسباط و اولاد انبیا بودند. آن‌ها با یوسف به تجارت و معامله پرداختند. ضمناً برادر یوسف بودند. او هم برادر آن‏ها بود؛ با این حال، یوسف را نشناختند تا زمانی که یوسف به آن‏ها گفت: من یوسف هستم. پس چرا این امّت انکار می‏کنند که خدای -عزّوجلّ- بخواهد در دوره‏ای از روزگار، حجّتش را پنهان کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یوسف مملکت مصر را اداره می‏کرد و بین او و پدرش تنها ۱۸ روز&amp;lt;ref&amp;gt;هر روز فاصله تقریباً معادل ۴ فرسخ و به عبارتی ۲۴ كیلومتر است.&amp;lt;/ref&amp;gt; فاصله بود. اگر خدا اراده می‌کرد، یعقوب می‏توانست پسرش را بیابد و بشناسد. به خدا سوگند، وقتی بشارت یوسف به پدرش رسید، او به همراه فرزندانش (مسیر هجده روزه را) از صحرای خود تا مصر، ۹ روزه طی کردند. چگونه این امّت باور نمی‏کنند که خدای متعال زمانی دیگر با حجّت خود همان کند که با یوسف کرد؟ طوری که حجّتش در بازارهای مردم راه رود و بر فرش‏های آن‏ها گام نهد و حال آن که مردم او را نشناسند و این ناشناس ماندن ادامه یابد تا زمانی که خدای -عزّوجلّ- اجازه فرماید و خود او خودش را معرفی کند؛ همان طور که به یوسف اجازه داد چنین کند؛ آن‏گاه که به ایشان گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هَل عَلِمتُم ما فَعَلتُم بِیوسفَ و أخیهِ، إذ أنتُم جاهلون؟ قالوا: ءَإنّک لَأنتَ یوسفُ؟! قالَ: أنَا یوسفُ و هذا أخی!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا می‌دانید در دوران نادانی خویش، با یوسف و برادرش چه کردید؟ آن‏ها گفتند: گویی تو خود یوسفی! گفت: آری، من هستم یوسف و این است برادرم.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، فصل دوم، باب ۲۷، ح ‏۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;۴. از دومین نایب حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در دوران غیبت صغری نیز نقل شده که می‏فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَیَحْضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَةٍ فَیَرَى النَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ‏ وَ لَا یَعْرِفُونَه‏.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین، باب ۴۷، شماره ۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خدا، صاحب الامر در مراسم حج حاضر می‏شود. او مردم را می‏بیند و آن‏ها را می‏شناسد. مردم نیز او را می‏بینند؛ ولی نمی‏شناسند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خلاصه آن که غیبت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ، همچون غیبت حضرت یوسف و به معنای ناشناس بودن آن حضرت است. مردم امام خود را نمی‏‌شناسند و از مکان زندگی‏شان ‏آگاه نیستند و این بسیار طبیعی و شدنی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناگفته نماند که در مواردی این امکان نیز برای ایشان هست که همچون پدران خود در دیده بینندگان تصرّف فرمایند و کاری کنند که آن‏ها آن حضرت را نبینند. بر این مطلب نیز آیات قرآن و شواهد تاریخی از زندگی پیامبر و ائمّه &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; دلالت دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه نگاه کنید به آیه ۴۵ از سوره اسراء &amp;quot;وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَینَكَ وَ بَینَ الَّذینَ لا یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُورا&amp;quot; و آیه ۹ سوره یس &amp;quot;وَ جَعَلْنا مِنْ بَینِ أَیدیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُون‏&amp;quot;. نیز بنگرید به إعلام الورى بأعلام الهدى ص: ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تفسیرهای نادرست از غیبت‏ ==&lt;br /&gt;
با آنکه مفهوم صحیح غیبت در روایات شیعی به خوبی تبیین شده است، گاهی برداشت‌های ناآگاهانه و نادرستی از غیبت دیده می‌شود که هر یک نوعی تفسیر به رأی در مقابل نقل صریح به شمار می‏رود و جملگی باطل است. در این قسمت به برخی از این تفاسیر نادرست از غیبت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌‏پردازیم تا راه را بر هر گونه بدفهمی جاهلان و احیاناً فتنه‌انگیزی مغرضان ببندیم. این برداشت‌های نادرست عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. غیبت به معنای رفتن به آسمان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. غیبت به معنای فرو رفتن در چاه سرداب‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. ‏غیبت به معنای نامرئی بودن و نداشتن هویّت جسمانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. غیبت به معنای مرگ و پنهان شدن در خاک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. غیبت به معنای زندگی برزخی‏&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفصیل این موارد در ادامه می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== غیبت به معنای رفتن به آسمان‏ ===&lt;br /&gt;
در بین عوام گاه این توهّم هست که غیبت امام را به معنای رها کردن زمین  و ترک آن، عروج به آسمان و زندگی در آسمانها و عوالم دیگر می‏دانند. هیچ دلیل درستی بر این اعتقاد وجود ندارد. بر عکس، دلایل فراوانی بر ضرورت زندگی کردن امام در زمین موجود است که این عقیده را ردّ می‏کند. آری حضرت صاحب الزّمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; «حجّةُ اللّهِ فی أرضه» و نماینده‌ی خدا در زمین و حجّت او برای مردم روی زمین هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== غیبت به معنای فرو رفتن در چاه سرداب‏ ===&lt;br /&gt;
برخی از علمای عامّه در کتاب‏های خود، افسانه‏‌ای را پرداخته و شیعه را به تفسیرهای جاهلانه متّهم کرده‌اند. آن‏ها می‏گویند: شیعه معتقد است که مهدی منتظر در کودکی وارد سرداب&amp;lt;ref&amp;gt;سرداب: خانه زیرزمینی که تابستان را در آنجا بسر ببرند. (فرهنگ فارسی عمید)&amp;lt;/ref&amp;gt; سامرّا شد و هنوز در آن جا (در چاهی) زندگی می‌‏کند تا این که روزی از همان جا ظهور کند. لذا شیعیان هر روز اسب‏های خود را در کنار چاه می‏‌آورند و می‏گویند: ای مهدی! از چاه بیرون بیا که ما آماده‌‏ایم! به نظر می‏رسد ابن‌حَجَر مکی اوّلین کسی باشد که این افسانه را در کتاب «الصواعق المُحْرقة» نقل کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدیهی است که این تهمت زشت، افترایی بیش به مکتب والای تشیع نیست. کدام عالم شیعی در کتابش چنین ادّعایی را بیان کرده و کدام راوی، خبری را در دفاع از این سخن نقل کرده است؟ برعکس، شیعیان معتقدند که بارها و بارها ایشان در مکان‏های مختلف دیده شده‌‏اند؛ نه این که در چاه سرداب حبس شده باشند! شیعیان محلّ ظهور مبارکش را نیز از کنار خانه‌ی خدا می‌دانند؛ نه سرداب سامرّا. اساساً نه تنها علما بلکه عوام شیعه نیز می‏‌دانند که ظهور امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; را از مکّه باید انتظار کشید؛ نه از سامرّا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علّت احترام شیعه به سرداب و زیارت آن جا نیز به غیبت ربطی ندارد. سرداب بخشی از خانه‌ی پدری حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; و محلّ اختفای آن حضرت در دوران حیات پدر و نیز محلّ عبادت ایشان است. بنا به شواهد، امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; توجّه ویژه‏‌ای به خانه‌ی پدری خود دارند. آن جا محلّ دفن پدر، مادر، پدربزرگ ایشان و جناب حکیمه خاتون است. آن جا خانه ملکی امام است. سرداب هم در آن خانه محلّ نشو و نمای ایشان در کودکی و مخفیگاه و عبادتگاه دیرینه‌ی آن حضرت است. بارها، بزرگانی در این قسمت خانه آن حضرت را دیده‏‌اند. شیعه معتقد است که امام دوازدهم گه‏گاه بدان جا سر می‏زنند و در آن جا دیده می‏شوند. پس چگونه عدّه‏‌ای از دشمنان می‏گویند: آن جا به زعم شیعیان، محلّ غیبت و دیده نشدن مهدی است!؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقها و محدّثان و نویسندگان شیعه نه تنها مبلّغ خرافه سرداب نیستند؛ بلکه به هر مناسبتی درباره آن هوشیاری به خرج داده و دروغین بودن آن را گوشزد کرده‏‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این جا تنها به یک مورد از آن ها اشاره می‏کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرجع عالی‌قدر شیعه، مرحوم آیت اللّه سید صدرالدّین صدر در کتاب خود می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از کتاب الصواعق المحرقة چنین استفاده می‌شود که شیعه‌ی امامیه، یا گروهی از آنان، می‌پندارند مهدی منتظر در سرداب پنهان شده و آن‌ها در انتظار بیرون آمدن وی هستند؛ با اسبان خود در کنار سرداب می‌ایستند و خواستار خروج وی می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای کاش نویسنده مدرک خود را در این زمینه ذکر می‌کرد و به گمان من نویسنده هرگز از حجاز بیرون نیامده و عراق را هم از نزدیک ندیده و به طور قطع سامرّا را هم زیارت نکرده است و گر نه به خوبی می‌فهمید که این ادّعا هرگز صحّت و حقیقت ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;المهدی، صفحه‌ی ۱۵۷. پاسخ علامه امینی در کتاب الغدیر، جلد ۳، صفحه‌ی ۳۰۸ به قصیمی در باره‌ی افسانه سرداب و نیز گفتار آیت‌اللّه صافی گلپایگانی در کتاب نوید امن و امان، صفحه ۲۰۴ و ۲۰۵ نمونه‌های خواندنی دیگری از این دست می‌باشند.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی‌رغم تأکید صریح بزرگان شیعه درباره دروغ بودن این اتّهام زشت، باز هم بسیاری از بزرگان سنّی گفتار گذشتگان خود را تکرار می‌کنند. و حتّی برخی از متعصّبان آن‏ها که می‏خواهند درباره عقیده شیعه به حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt;، کتاب یا رساله‌ای بنگارند، از آن تحت عنوان «خرافة السّرداب» یاد می‏‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ عبدالعزیز بن عبداللّه (بن باز) بزرگ علمای سلَفیّه (وهابیت) در عصر اخیر، ضمن پذیرفتن صحّت احادیث منقول از پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;، درباره مهدی منتظر، نیشی بر شیعه می‏زند و به نقل از «ابن کثیر» می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی آخر الزّمان یکی از خلفای راشدین و امامان راستین است؛ ولی او همان منتظَری نیست که به پندار رافضه در سرداب است و امیدوارند که روزی از آن جا بیرون آید!!!&amp;lt;ref&amp;gt;مقدمه بن باز بر «الاحتجاج بالاثر علی من انكر المهدی المنتظر» تألیف شیخ محمود بن عبداللَّه التویرجی، چاپ دوم، عربستان سعودی، ۱۴۰۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== غیبت به معنای نامرئی بودن و نداشتن هویّت جسمانی ===&lt;br /&gt;
برخی عوام گمان می‏کنند که غیبت امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; به معنای نامرئی بودن و نداشتن هوّیت جسمانی است. به تعبیر دیگر آنان معتقدند که که امام از سنخ نورند و وجود جسمی و قابل رؤیت ندارند! این تفسیر با تولد ایشان از امام عسکری و حضرت نرجس &amp;lt;small&amp;gt;علیهما‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; خاتون منافات دارد؛ زیرا همه می‌دانند که فرزند انسان، نور یا چیزی شبیه به آن نیست؛ بلکه بشری است که دست و پا و سر و بدن دارد. به علاوه، احادیثی که در تفسیر معنای غیبت وارد شده است و پیش‌تر از آن‏ها آگاه شدیم، این عقیده را نقض می‌کنند و در آن‏ها به جسمانی بودن وجود مقدّس امام غایب تصریح شده است. گذشته از این‏ها، صدها نفر در دوران غیبت، از ابتدای آن تا زمان حاضر، امام را دیده‌اند و ایشان را مانند پدران بزرگوارشان دارای اندام یافته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این جا تذکر یک نکته ضروری است و آن این که خداوند متعال در برخی از آیات معجزه‌آسای قرآن، اثری نهاده است که اگر کسی با آداب و شرایط خاص، آن‏ها را بخواند، دیگران او را نخواهند دید؛ اگر چه در جستجویش باشند. پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بارها این آیات را خوانده‌اند و در اثر قرائت این آیات، دشمنان از مشاهده آن حضرت محروم و از دستگیری و غلبه بر ایشان ناکام ماندند.&amp;lt;ref&amp;gt;برای نمونه بنگرید به إعلام الورى بأعلام الهدى ص: ۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند متعال به وجود چنین اثری در قرآن کریم تصریح می‏کند؛ آن جا که می‏‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و إذا قَرَأْتَ القُرآنَ جَعَلْنا بَینَک و بَینَ الَّذینَ لا یُؤْمِنونَ بِالآخِرةِ حِجاباً مَستوراً.&amp;lt;ref&amp;gt;سوره مباركه اسراء، آیه ۴۵؛ در اینجا خواننده محترم را به كنجكاوی در دست یابی به آیات مزبور و رموز آن‌ها توصیه نمی‏كنیم؛ زیرا اسرار و نكات آن‌ها معمولاً در كتاب‌ها ثبت نگردیده است و قابل دستیابی نیست؛ این از آن روست كه استفاده نااهلان از آن‌ها مایه فساد و مشكلات می‏گردد؛ لذا وقت خود را در اموری كه به سعادتمان مربوط نمی‏شود و عمدتاً نتیجه‏ای نیز به دنبال ندارد، مصروف نمی‌سازیم. بهترین راه دریافت معارف و حقایق، خودداری از گناه و طاعت حقّ است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و هنگامی که قرآن خواندی، میان تو و آن‏ها که به آخرت ایمان ندارند، پرده‌ای ناپیدا فرو افکندیم.&amp;lt;ref&amp;gt;طوری که آن‌ها نه پیامبر را می‏دیدند و نه پرده را؛ زیرا خود پرده نیز پوشیده و ناپیدا بود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;، جانشینان آن حضرت و کسانی که به وسیله آن‏ها از رموز قرآن مطلّع باشند می‌توانند از خواصّ و آثار این آیات استفاده کنند. حضرت صاحب الزّمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‏‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز از این علوم ویژه قرآنی مطّلع اند و چه بسا از آن‏ها بهره می‏گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر پیامبر خدا در چند نوبت از این آیات استفاده کردند و در نظر بعضی افراد نامرئی شدند، دلیل آن نیست که بگوییم ایشان اساساً موجودی نامرئی و غیبی بودند. به همین ترتیب، نباید گمان کرد که چون حضرت مهدی در برخی موقعیت‌ها از این آیات استفاده می‏کنند، اساساً انسانی غیر قابل رؤیت‌اند؛ بلکه آن حضرت همچون پدران بزرگوار خود در حالت و وضعیت معمولی زندگی می‏کنند و تنها در مواردی که نمی‏خواهند کسی ایشان را بیابد، از آن آیات بهره می‌گیرند؛ چنان که بسیاری از کسانی که خدمت ایشان مشرف شده‌اند نقل می‌کنند: هنگامی که بنا بر شواهدی برای ما روشن شد که ایشان امام قائم و حجّت غائب پروردگار است، به ناگاه وجود مقدّس آن حضرت از نظرمان ناپدید گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه آن که غیبت امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; به آن معنی نیست که آن محبوب غائب، موجودی نوری و نامرئی است و به کلّی غیر قابل رؤیت؛ بلکه آن بزرگوار نیز همچون پدران برگزیده‌ی خویش در شرایط طبیعی زندگی می‏کنند؛ جز آن که قدرت‏های الاهی و علوم قرآنی خویش را برای تصرّف کردن در دیده نامحرمان بیشتر به کار می‌گیرند. لذا در برخی مکان‏ها حاضر می‏شوند و مردم را می‏بینند؛ ولی آن‏ها ایشان را نمی‏بینند&amp;lt;ref&amp;gt;یَشهَدُ المَوْسِمَ فَیَراهُم و لا یَرَوْنَه.&amp;lt;/ref&amp;gt; یا آن که در یک مجلس معین، کسانی آن حضرت را می‌بینند و گروهی از دیدار حضرتش محروم می‏مانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== غیبت به معنای مرگ و پنهان شدن در خاک ===&lt;br /&gt;
یکی از معانی نادرست غیبت که معمولاً توسط فتنه‌انگیزان و کسانی که می‌خواهند دلبستگی شیعه و امام زمانشان را قطع کنند ترویج می‌شود،&amp;lt;ref&amp;gt;به عنوان مثال بهاییان در برخی نوشته‌هایشان که به ولادت و امامت حضرت حجه بن الحسن &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; اعتراف کرده‌اند، غیبت ایشان را به مردن تفسیر می‌کنند.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن است که غیبت امام قائم به معنای مردن و خروج از دنیاست و رجعت ایشان پس از غیبت به معنای دوباره زنده شدن ایشان است. این برداشت از غیبت به چند جهت نادرست است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول آنکه اين تفسير از غيبت، با عرف لغوی ناسازگار است؛ به این معنا که ظهور واژه غیبت در مردن نیست؛ بلکه مفهومی عام از پنهان شدن را در دل دارد. اگر پیامبر و اهل‌بیت &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; بنا داشتند که مردم را از مرگ امام قائم پس از ولادت مطلع کنند، می‌بایست بارها بر موت او تأکید می‌کردند، نه آنکه صدها بار بر غیبت او تأکید کنند، یا حداقل می‌بایست هر بار به کلام خود قید بزنند و بگویند وی &amp;quot;در دل خاک&amp;quot; پنهان می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم آنکه با تشبیهاتی که میان غیبت حضرت یوسف و حضرت یونس و دیگر پیامبران و غیبت امام قائم برقرار کرده‌اند می‌فهمیم که ایشان در دوران غیبت زنده است و تنها از معرفی خود به مردم کناره گرفته و به صورت ناشناس زندگی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوم آنکه با روایات متعددی که از اهل بیت رسیده و در آنها به حیات دنیوی ایشان در دوره غیبت تصریح شده مغایرت دارد. در اینجا به سه مورد از روایات مزبور اشاره می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت نخست:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام مجتبی در توصیف امام قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُخْفِی وِلَادَتَهُ وَ یُغِیبُ شَخْصَهُ... یُطِیلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِی غَیبَتِهِ ثُمَّ یُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین، ج ۱، ص ۳۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خداوند عزیز و جلیل، ولادت او را مخفی می‌گرداند و شخص ایشان را غایب می‌سازد... خداوند عمر او را در غیبتش طولانی می‌کند، سپس وی را با قدرت خویش آشکار می‌سازد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;تصریح امام مجتبی به اینکه &amp;quot;یُطِیلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِی غَیبَتِهِ&amp;quot; شاهد حیات دنیوی ایشان در طول غیبت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت دوم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; خطاب به سید حمیری که به غُلات کیسانی گرایش یافته بود، درباره امام قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;وَ اللَّهِ لَوْ بَقِیَ فِی غَیبَتِهِ مَا بَقِیَ نُوحٌ فِی قَوْمِهِ لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیا حَتَّى یَظْهَرَ فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین، ج ۱، ص ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوگند به خدا! حتی اگر او به اندازه‌ای که نوح در میان قوم خود درنگ کرد، در غیبت باقی بماند، از دنیا نخواهد رفت مگر آنکه سرانجام ظهور کند و زمین را از عدل و داد پر سازد، آن‌چنان‌که از ظلم و جور پر شده است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‏‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; در این روایت نه تنها به حیات دنیوی امام موعود در طول غیبت تصریح کرده‌اند؛ بلکه با اشاره به عمر طولانی حضرت نوح &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; به طور تلویحی زمینه را برای طول غیبت آن امام فراهم نمودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت سوم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‏‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; به حازم بن حبیب فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;یا حازِمُ إِنَّ لِصاحِبِ هذَا الْأَمْرِ غَیبَتَینِ یَظْهَرُ فِی الثَّانِیةِ فَمَنْ جَاءَكَ یَقُولُ إِنَّهُ نَفَضَ یَدَهُ مِنْ تُرَابِ قَبْرِهِ فَلَا تُصَدِّقْهُ.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب الغیبه (نعمانی)، ص ۱۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای حازم! برای صاحب این امر دو غیبت خواهد بود و در دومین غیبت ظاهر خواهد شد؛ پس هر کس که نزد تو آمد و گفت که دستش را از خاک قبر وی تکانده است؛ او را تصدیق نکن!&amp;lt;/blockquote&amp;gt;تکاندن دست از خاک قبر کسی کنایه از مردن و دفن شدن آن شخص است. شیخ طوسی رضوان اللّه علیه در ادامه نقل این حدیث می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این روایت بیان شده که صاحب این امر تا زمانی که مأموریت خود را انجام نداده باشد، نمی‌میرد... فایده این حدیث آن است که دانسته شود برخی از مردم می‌پندارند که او می‌میرد و سپس خداوند او را بر می‌انگیزد و زنده‌اش می‌کند... در این صورت این روایت ردّ بر آنها تلقّی می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب الغیبه (شیخ طوسی)، ص ۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام مواردی که گذشت، گویای این حقیقت است که غیبت امام قائم به معنای مرگ او و خروج وی از دنیا نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== غیبت به معنای زندگی برزخی‏ ===&lt;br /&gt;
عمده‏‌ترین گروهی که غیبت را به معنای زندگی برزخی دانسته‌اند، شیخیه‌اند. شیخیه پیرَوان مکتب فکری شیخ احمد اَحسایی (متولّد اَحسای حجاز) هستند. او در سده‌های 11 و 12 هجری قمری مدّعی شد که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‏‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; - چون از سوی دشمن احساس خطر کرد - از عالم مادّی عنصری به عالم هورقَلْیا (عالم برزخ) فرار کرد و از آن پس، در هر زمان روح مبارکش در بدن شخصی دیگر سخن می‏گوید.&amp;lt;ref&amp;gt;جوامع الکلم نوشته شیخ احمد احسایی، جلد ۱، رساله‌ی رشتیه، صفحه‌ی ۱۰۳ و نیز فرهنگنامه‌ی دهخدا و فرهنگ معین ذیل کلمه هورقلیا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسی که روح امام قائم در جسم او به تکلّم در می‌‏آید در نزد شیخیه، شیخ یا رکن رابع نامیده می‌‏شود و منظور از عالم هورقلیا در نزد آنان، عالم برزخ یا عالم مثال است (یعنی عالمی که روح در آن وارد می‏شود و رؤیای صادقه می‏بیند). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخیه را عقیده بر آن است که شیخ احمد، در زمان خود رکن رابع و واسطه‌ی ارتباط مردم با مقام روحانی او بود. و پس از او، سید کاظم رشتی سخنگوی روح امام گردید. پس از سید کاظم، بر سر جانشینی او اختلاف ایجاد شد و یکی از مدّعیان ارتباط با عالم غیب و امام غایب، میرزا علی‌محمّد شیرازی بود که خود را باب امام نامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن جا که شیخ احمد اَحسایی در زمینه‏‌های مختلف از جمله موضوع غیبت حضرت مهدی و تراشیدن مقامی به نام رکن رابع، بدعت‏های فراوان و تفسیرهای بی‌مدرک زیادی را ارائه کرد، از بدنه اصلی شیعه و مبانی دیرینه ایشان جدا شد و عملاً شیخیه یک اقلیت مجزّا به حساب آمد؛ اقلیتی که بعدها در خود نیز شاهد انشعاب‏ها و اختلافات گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تفسیری که شیخ احمد احسایی از غیبت ارائه داد، مخالف مبانی شیعه بود و تنها فایده‌‏اش آن بود که دکانی برای مدّعیان رکنیّت و بابیت پیدا شود تا مطالب عجیب و غریب و بی‌سر و ته بگویند و به دلخواه خود، آن‏ها را به امام نسبت دهند و دین و ایمان اطرافیان خود را دچار خلل سازند؛ حال آن که نه وجود مقدّس امام، جنبه‌ی جسمانی خود را از دست داده و نه چنین بحثی در میان شیعه سابقه و سندی داشته است. برعکس، در همین سال‏ها و سده‏‌های اخیر، بارها و بارها، مردانی پرهیزگار و فقیهانی والا مقام، شخص امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; را به جسم شریفشان دیده‌اند و عوام و خواص از محضر نورانی ایشان کسب فیض کرده‌‏اند. عالمان شیعه نیز همواره در اثبات عمر طولانی و حیات جسمانی حضرتش کتاب و رساله و مقاله نوشته‌‏اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته‌ی بسیار لطیف و جالبی که در این جا می‏توان بدان اشاره کرد، پیش بینی امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره انحراف شیخیه و امثال ایشان درباره معنای غیبت است. آن بزرگوار در حدود ده قرن پیش از ظهور این فرقه در روایتی مفصّل، خطاب به بزرگان اصحاب خویش فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;...امّت اسلام در روزگار غیبت قائم، به خاطر طولانی بودنش، منکر آن خواهند شد. پس کسانی خواهند گفت: او به دنیا نیامده است و گروهی خواهند گفت: او به دنیا آمد و مرد! جمعی نیز با گفتن این که یازدهمین ما ائمه عقیم بود کافر خواهند شد و برخی خواهند گفت: تعداد ائمّه به سیزده تن یا بیشتر تجاوز می‏کند! گوینده‌‏ای نیز با این گفته خدا را عصیان می‏کند که: روح قائم در هیکل اشخاص دیگر سخنگو می‌شود!&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، کتاب الغیبه، ص ۱۷۰. &amp;quot;...كَذَلِكَ غَيْبَةُ الْقَائِمِ فَإِنَّ الْأُمَّةَ سَتُنْكِرُهَا لِطُولِهَا: فَمِنْ قَائِلٍ يَقُولُ إِنَّهُ لَمْ يُولَدْ؛ وَ قَائِلٍ يَفْتَرِي بِقَوْلِهِ إِنَّهُ وُلِدَ وَ مَاتَ؛ وَ قَائِلٍ يَكْفُرُ بِقَوْلِهِ إِنَّ حَادِيَ عَشَرَنَا كَانَ عَقِيماً؛ وَ قَائِلٍ يَمْرُقُ بِقَوْلِهِ إِنَّهُ يَتَعَدَّى إِلَى ثَالِثَ عَشَرَ فَصَاعِداً؛ وَ قَائِلٍ‏ يَعْصِي‏ اللَّهَ‏ بِدَعْوَاهُ أَنَّ رُوحَ الْقَائِمِ ع يَنْطِقُ فِي هَيْكَلِ غَيْرِه‏...&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام در این پیش‌گویی معجزه‌آسا بیان می‏‌کنند که اعتقاد به گویا شدن روح قائم در هیکل دیگری یکی از انواع انکار ایشان در زمان غیبت به حساب می‏‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینک که با معنای درست غیبت آشنا و از اصالت آن آگاه شدیم، از آن به عنوان یک محک مهم برای تشخیص متمهدیان دروغین از مهدی حقیقی و منجی راستین بهره بگیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D8%B4_%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA&amp;diff=1473</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، ولادتش پنهانی است</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D8%B4_%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D8%AA&amp;diff=1473"/>
		<updated>2026-09-10T16:05:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، ولادتش  پنهانی است =&lt;br /&gt;
اهل بیت &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‏السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; پنهانی بودن ولادت را به عنوان یکی از مشخّصات مهدی موعود برشمرده و از ایشان با عنوان &amp;quot;خَفیُّ المَولد&amp;quot; یاد کرده‌اند. منظور از پنهانی بودن ولادت تمام موارد ذیل می‌تواند باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف. پیش از تولّد، بارداری مادر ایشان نه تنها از بیگانگان، بلکه از بسیاری از آشنایان و بستگان مخفی نگه داشته می‌شود و خبر آن بسیار خصوصی باقی می‌ماند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب. آثار بارداری در مادر آشکار نمی‌باشد و نزدیکان و اطرافیان متوجه آن نمی‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفاوت این مورد با مورد قبل آن است که در مورد اول، پنهان کردن خبر بارداری لزوماً با معجزه همراه نیست؛ بلکه با پنهانکاری و رازداری نیز میسّر است و در مورد دوم گونه‌ای از اعجاز نیز همراه می‌شود.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج. پس از ولادت، خبر آن به صورتی که خبر ولادت دیگر نوزادان منتشر ‌می‌گردد، علنی نمی‌شود و افراد مطلع آن را به عنوان یک راز تنها به افراد قابل اطمینان منتقل می‌کنند و از عموم مخفی می‌دارند؛ لذا عموم جامعه در اینکه آیا اساساً چنان فرزندی به دنیا آمده یا نه سردرگم می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شواهد حاکی از آن است که درباره امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; هر سه احتمال فوق تحقق یافته و هدف از هر سه مورد یک چیز بیش نبوده که همانا مخفی نگه داشتن ایشان از گزند حکومتهای جائر زمان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی روایات، مخفیانه بودن ولادت امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به خفای ولادت حضرت موسی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; تشبیه‌ شده است؛ زیرا پیش از تولّد حضرت موسی، نشانه‌‏های بارداری در مادر ایشان دیده نمی‏شد و پس از ولادت نیز خویشاوندان و نزدیکان آگاه، خبر به دنیا آمدن آن حضرت را مخفی نگاه می‌داشتند تا فرعونیان از آن باخبر نشوند. این اوضاع پیچیده در مورد موعود اسلام نیز پیش‌بینی شده بود. امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره شباهت ولادت امام موعود با ولادت حضرت موسی فرموده بودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امّا تولّد موسى &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt;، چون فرعون واقف شد كه زوال پادشاهى او به دست موسى است، دستور داد كه كاهنان را حاضر كنند و آنها وى را از نسب موسى آگاه كردند و گفتند كه وى از بنى‌اسرائیل است و فرعون به كارگزاران خود دستور می‌داد كه شكم زنان باردار بنى‌اسرائیل را پاره كنند و حدود بیست و چند هزار نوزاد را كشت؛ امّا نتوانست به كشتن موسى &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; دست یابد؛ زیرا او در حفظ و حمایت خداى تعالى بود و بنى‌امیه و بنى‌عبّاس نیز چنین‏‌اند، وقتى واقف شدند كه زوال پادشاهى آنها و پادشاهى امیران و ستمگران آنها به دست قائم ماست، با ما به دشمنى برخاستند و در قتل آل رسول &amp;lt;small&amp;gt;صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم&amp;lt;/small&amp;gt; و نابودى نسل او شمشیر كشیدند به طمع آنكه بر قتل قائم دسترسى پیدا كنند؛ امّا خداى تعالى ابا دارد كار خود را برای هیچ‌یک از این ستمكاران فاش سازد و نور خود را كامل می‌كند، گر چه مشركان را ناخوش آید.&amp;lt;ref&amp;gt;نگاه كنید به کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص ۱۷۰. أَمَّا مَوْلِدُ مُوسَى فَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَمَّا وَقَفَ عَلَى أَنَّ زَوَالَ مُلْكِهِ عَلَى یدِهِ أَمَرَ بِإِحْضَارِ الْكَهَنَةِ فَدَلُّوهُ عَلَى نَسَبِهِ وَ أَنَّهُ یكُونُ مِنْ بَنِی‌إِسْرَائِیلَ وَ لَمْ یزَلْ یأْمُرُ أَصْحَابَهُ بِشَقِّ بُطُونِ الْحَوَامِلِ مِنْ نِسَاءِ بَنِی‌إِسْرَائِیلَ حَتَّى قَتَلَ فِی طَلَبِهِ نَیفاً وَ عِشْرِینَ أَلْفَ مَوْلُودٍ وَ تَعَذَّرَ عَلَیهِ الْوُصُولُ إِلَى قَتْلِ مُوسَى لِحِفْظِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِیاهُ كَذَلِكَ بَنُو أُمَیةَ وَ بَنُو الْعَبَّاسِ لَمَّا وَقَفُوا عَلَى أَنَّ زَوَالَ مُلْكِهِمْ وَ الْأُمَرَاءِ وَ الْجَبَابِرَةِ مِنْهُمْ عَلَى یدِ الْقَائِمِ مِنَّا نَاصَبُونَا الْعَدَاوَةَ وَ وَضَعُوا سُیوفَهُمْ فِی قَتْلِ آلِ بَیتِ رَسُولِ اللَّهِ وَ إِبَادَةِ نَسْلِهِ طَمَعاً مِنْهُمْ فِی الْوُصُولِ إِلَى قَتْلِ الْقَائِمِ وَ یأْبَى اللَّهُ أَنْ یكْشِفَ أَمْرَهُ لِوَاحِدٍ مِنَ الظَّلَمَةِ إِلَى أَنْ یتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ نیز نشان می‏دهد که فرزند امام حسن عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به طور پنهانی ولادت یافتند؛ یعنی در موقعیتی متولّد گردیدند که مصلحت نبود خبر بارداری مادر آن حضرت و نیز تولّد خود ایشان، مانند کودکان عادی - برای تمام افرادی که با خانه‌ی امام عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ارتباط و رفت و آمد داشته باشند- بازگو شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز در شبی که آن سرور به دنیا آمدند خطاب به عمّه بزرگوارشان که از ندیدن آثار حمل در مادر شگفت‌زده شده بود، فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;إِذَا كَانَ وَقْتُ الْفَجْرِ یظْهَرُ لَكِ بِهَا الْحَبَلُ لِأَنَّ مَثَلَهَا مَثَلُ أُمِّ مُوسَى لَمْ یَظْهَرْ بِهَا الْحَبَلُ وَ لَمْ یعْلَمْ بِهَا أَحَدٌ إِلَى وَقْتِ وِلَادَتِهَا لِأَنَّ فِرْعَوْنَ كَانَ یشُقُّ بُطُونَ الْحَبَالَى فِی طَلَبِ مُوسَى وَ هَذَا نَظِیرُ مُوسَى‏.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین، ج ۲، ص ۴۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هنگام فجر آثار باردارى برایت نمودار خواهد گردید؛ زیرا مثل او مثل مادر موسی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; است كه آثار باردارى در او ظاهر نگردید و كسى تا وقت ولادتش از آن آگاه نشد؛ زیرا فرعون در جستجوى موسى، شكم زنان باردار را می‌شكافت و این نیز نظیر (مورد) موسى &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در کتاب «منتخب الاثر»، 13 روایت ذکر شده است که به ویژگی ولادت مخفی درباره مهدی موعود اشاره دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۳، فصل ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت نخست: ===&lt;br /&gt;
سعید بن جبیر از امام سجّاد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل کرده که ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;الْقَائِمُ مِنَّا تَخْفَى وِلَادَتُهُ عَلَى النَّاسِ حَتَّى یقُولُوا لَمْ یُولَدْ بَعْدُ.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین، ج ۱، ص ۳۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولادت قائم ما اهل بیت از مردم مخفی و پنهان می‌ماند تا جایی که بگویند هرگز چنین کسی به دنیا نیامده است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دقت کنید که اهل بیت در بسیاری از بیاناتشان هنگام اشاره به جامعه اهل سنت و پیروان مکتب خلفا از واژه &amp;quot;ناس&amp;quot; استفاده می‌کردند. در این روایت نیز آمده که ولادت قائم از &amp;quot;ناس&amp;quot; پنهان می‌ماند و آنها منکر آن می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت دوم: ===&lt;br /&gt;
از امام هشتم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز نقل است که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;مَا مِنَّا أَحَدٌ اُخْتُلِفَ الْكُتُبُ إِلَیهِ وَ أُشِیرَ إِلَیهِ بِالْأَصَابِعِ وَ سُئِلَ عَنِ الْمَسَائِلِ وَ حُمِلَتْ إِلَیهِ الْأَمْوَالُ إِلَّا اُغْتِیلَ أَوْ ماتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَتَّى یَبْعَثَ اللَّهُ لِهَذَا الْأَمْرِ غُلَاماً مِنَّا خَفِیَّ الْمَوْلِدِ وَ الْمَنْشَأُ غَیرُ خَفِیٍّ فِی نَسَبِه.‏&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة نعمانی ص ۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كسى از ما خاندان نیست كه به او نامه‌‏ها ارسال شود و به انگشتان به او اشاره گردد (شهرت بهم رساند) و مورد سؤال و پرسش‌ها قرار گیرد و مالها به سوى او سرازیر گردد، مگر اینكه به مرگ ناگهانى كشته شود (ترور) یا اینكه در بسترش بمیرد (پیش از آنکه به قدرت رسد)، تا آنگاه كه خداوند براى این كار فرزندی از ما را برانگیزد که هم ولادتش پنهانی است و هم رشد و نموّش، با این حال نسبش مخفی و ناشناس نمی‌باشد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت سوم: ===&lt;br /&gt;
در روایتی هم آمده که امام جواد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به عبدالعظیم حسنی درباره قائم موعود چنین می‌فرمایند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;الْقَائِمَ الَّذِی یُطَهِّرُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ أَهْلِ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ یَمْلَؤُهَا عَدْلًا وَ قِسْطاً؛ هُوَ الَّذِی تَخْفَى علَی النّاسِ وِلادَتُهُ وَ یَغِیبُ عَنْهُمْ شَخْصُه.‏&amp;lt;ref&amp;gt;کفایه الاثر، ص ۲۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن قائمی که خداوند به دست او زمین را از اهل کفر و خلاف پاک می‌سازد و آن را سرشار از عدل و داد می‌کند، همان کسی است که ولادتش از مردم پوشیده می‌ماند و شخصش از مردم غایب می‌گردد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت چهارم: ===&lt;br /&gt;
یکی از شیعیان عراق به نام عبداللّه بن عطا نیز نقل می‌کند که از شهر واسط عازم حج شدم و در ایّام حج به محضر امام جواد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; وارد شدم. امام، حال مردم شهرم و وضع قیمت‌ها را در آنجا از من جویا شدند. من عرضه داشتم: مردم چشم‌انتظار و خواستار شمایند؛ اگر قیام کنید خلق به دنبالتان به راه می‌افتند. امام فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;یا ابْنَ عَطَاءٍ أَخَذْتَ تَفْرُشُ أُذُنَیكَ لِلنَّوْكَى! لا وَ اللَّهِ مَا أَنَا بِصاحِبِكُمْ وَ لا یُشارُ إِلى رَجُلٍ مِنَّا بِالْأَصابِعِ وَ یُمَطُّ إِلَیهِ بِالْحَواجِبِ إِلّا ماتَ قَتیلًا أوْ ... یَموتُ بِغَیظِهِ عَلى فِراشِهِ حَتَّى یَبْعَثَ اللَّهُ مَنْ لا یُؤْبَهُ لِوِلادَتِهِ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای ابن عطا! گوش خود را در اختیار نادانان قرار داده‌ای؟ (که هر چه بگویند بپذیری!) نه سوگند به خدا من صاحب شما (قائم و منجی شما) نیستم و به هیچ یک از ما به انگشت اشاره نشود و با ابرو به یکدیگر نشانش ندهند، مگر آنکه کشته شود... یا با خشمی فروخورده بمیرد تا آنکه سرانجام خداوند کسی را برانگیزد که ولادتش باعث جلب توجه نشود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ابن عطا گوید از امام پرسیدم: معنای این سخن که &amp;quot; ولادتش باعث جلب توجه نشود &amp;quot; چیست؟ فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اُنْظُرْ مَنْ لَا یَدْرِی النَّاسُ أَنَّهُ وُلِدَ أَمْ لَا فَذَاكَ صَاحِبُكُم‏.&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة نعمانی ص ۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگاه کن کدام یک از ماست که مردم نمی‌فهمند به دنیا آمده یا نه؛ او صاحب شما (منجی شما و قائمتان) خواهد بود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اینک با توجه به اینکه دانستیم دشمنان مهدی امّت از هنگام ولادتش، به دنبال اویند و لذا ولادت او پنهانی صورت می‏پذیرد؛ درمی‌یابیم کسانی که به هنگام ولادت تحت مراقبت و تعقیب نبوده‏اند و تولّدشان به صورت معمول صورت گرفته است، نمی‏توانند به عنوان مهدی موعود قلمداد شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF_%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85&amp;diff=1469</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، فرزند کنیزی والامقام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF_%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85&amp;diff=1469"/>
		<updated>2026-08-27T15:31:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، فرزند کنیزی والامقام =&lt;br /&gt;
آن چه در قسمت قبل خواندیم اشاره‌‏ای به پدران موعود قائم بود. درباره مادر بزرگوار آن نجات‌بخش گیتی نیز، توضیحاتی در روایات ذکر شده است. صدور روایات درباره آن بانو، سال‏ها پیش از ولادت آن حضرت، نشان‌دهنده‌ی آن است که خداوند متعال آن مادر خجسته‌پی را نیز برای حمل این گوهر بی‏مانند، از پیش برگزیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایات متعدد، امام قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با عناوینی همچون &amp;quot;ابن سبیّة&amp;quot;، &amp;quot;ابن أمة&amp;quot;، &amp;quot;ابن خیرة الاماء&amp;quot; و &amp;quot;ابن سیّدة الاماء&amp;quot; یاد شده است. این عبارات به ترتیب دارای معانی ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1.  &amp;quot;ابن سبیـّة&amp;quot;: فرزند بانویی که به اسارت گرفته شده؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2.  &amp;quot;ابن أمة&amp;quot;: فرزند کنیز؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3.  &amp;quot;ابن خیرة الاماء&amp;quot;: فرزند بانویی که برگزیده از میان کنیزان است؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4.  &amp;quot;ابن سیّدة الاماء&amp;quot;: فرزند بانو و سرآمد کنیزان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه این روایات نشان می‌دهد که مادر قائم بانویی است که در بحبوحه نبردی میان مسلمانان و غیرمسلمانان به اسارت گرفته می‌شود؛ در میان اسرا به عنوان کنیز وارد جامعه اسلامی می‌شود و در تملک پدر امام قائم قرار می‌گیرد. این روایات نشان نمی‌دهد که آن بانو پیش از اسارت چه منزلت و رتبه اجتماعی‌ای دارند؛ لیکن روایتی از امام عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; وجود دارد که گویای نسبت نزدیک او با قیصر روم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد بن عبدالجبار&amp;lt;ref&amp;gt;وی از راویان جلیل القدری است كه در حدود ۹۰۰ روایت از طریق او در كتب معتبر شیعه نقل شده است. (نك. معجم رجال الحدیث، آیة اللّه خوئی ج ۱۷ ص ۲۱۲)&amp;lt;/ref&amp;gt; گوید از امام حسن عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; پرسیدم که جانشین شما کیست؟ آن حضرت فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;امام و حجت خدا پس از من پسرم می‌باشد، وى هم‌نام و هم‌کنیۀ رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; است، او پایان‌بخش حجّت‌های الاهی و آخرینِ اوصیاى اوست. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;راوی گوید: عرضه داشتم: اى فرزند رسول خدا! آن فرزند از چه کسى به دنیا می‌آید؟ فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;از دختر پسر قیصر، فرمانروای روم؛ آگاه باش، او متولد خواهد شد و در غیبتى طولانى از مردم نهان می‌گردد، و سپس ظهور می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;مختصر اثبات الرجعة نوشته فضل بن شاذان نیشابوری. چاپ شده در مجله تراثنا ج ۱۵ ص۲۱۱ و نیز مستدرك الوسائل ۱۲/۲۸۰؛  حدَّثَنا محمّدُ بنُ عَبدِ الجبّار قال: قُلتُ لِسَيِّدي الحسنِ بنِ عليّ عليه السّلام: يَا ابنَ رسولِ اللّهِ! جَعَلَنِيَ اللّهُ فداكَ! اُحِبُّ أن أعلَمَ مَنِ الإمامُ و حُجَّةُ اللّهِ عَلى عِبادِهِ مِن بَعدِكَ؟ فَقالَ عليه السّلام: إنَّ الإمامَ و حُجَّةَ اللّهِ مِن بَعدِي ابني سَمِيُّ رَسولِ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و كَنِيُّهُ الَّذي هُوَ خاتِمُ حُجَجِ اللّهِ و آخِرُ خُلَفائِهِ، قالَ: مِمَّن هُوَ يَا ابنَ رسولِ اللّه؟ قال: مِن اِبنَةِ ابنِ قَيصَرَ مَلِكِ الرّومِ، ألا إنَّهُ سَيُولَدُ و يَغيبُ عَنِ النّاسِ غَيبَةً طَويلةً ثُمَّ يَظهَرُ &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در ادامه برخی از روایات ناظر به اسارت و کنیزی؛ و به علاوه، بزرگی و بزرگواری آن بانو را ذکر می‏کنیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت نخست: ===&lt;br /&gt;
جمعی از اصحاب امیر مؤمنان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‌کنند: ما پیرامون امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به سر می‌‏بردیم. هرگاه فرزندش حسن به نزدش می‏‌آمد، می‏‌فرمود: «به‌به! خوش آمدی ای &#039;&#039;&#039;پسر رسول خدا&#039;&#039;&#039;» و چون فرزند دیگرش حسین به نزد ایشان می‏‌آمد، می‌‏فرمود: «پدر و مادرم به فدایت باد، ای &#039;&#039;&#039;پدرِ زاده‌‏ی خیرة الإماء&#039;&#039;&#039;». یک بار کسی از امام ﺳﺆال کرد: یا امیرالمؤمنین! چه سرّی است که شما به فرزندتان «حسن» چیزی می‌‏گویید و به فرزندتان «حسین» چیزی دیگر؟ آن کس که از او با عنوان «زاده‌ی خیرة الإماء» یاد می‌‏کنید، کیست؟ مولا علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;آن پسر، آن گم شده‌ی رانده ‏شده‌ی تنها، م‏ح‏م‏د فرزند حسن، فرزند علی، فرزند محمّد، فرزند علی، فرزند موسی، فرزند جعفر، فرزند محمّد، فرزند علی، فرزند این حسین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمان امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دستشان را بر سر امام حسین نهادند.&amp;lt;ref&amp;gt;مقتضب الاثر فی النصّ علی الائمة الاثنی عشر ص ۳۱؛ «ذَاک الْفَقِیدُ الطَّرِیدُ الشَّرِیدُ م‏ح‏م‏د بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَینِ هَذَا».&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت دوم: ===&lt;br /&gt;
امام حسن مجتبی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره امام قائم فرموده‌اند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ذَاكَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِی الْحُسَینِ ابْنِ سَیِّدَةِ الْإِمَاءِ.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین ج ۱، ص ۳۱۵؛ باب ۲۹ ح ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی نهمین نسل از نوادگان برادرم حسین است؛ فرزند بانوی کنیزان است. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت سوم: ===&lt;br /&gt;
امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در پاسخ ابابصیر که درباره‌ قائم اهل بیت پرسیده بود، فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;یا با بَصیرٍ! هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ ابْنی مُوسى ذلِكَ ابْنُ سَیِّدَةِ الْإِماءِ یَغِیبُ غَیبَةً یَرتابُ فِیهَا الْمُبْطِلونَ؛ ثُمَّ یُظْهِرُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَیَفْتَحُ عَلى یَدَیهِ مَشارِقَ الْأرضِ وَ مَغارِبَها.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۳۴۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای ابابصیر! او پنجمین نسل از نوادگان فرزندم موسی است؛ او فرزند سیّدة الإماء است؛ غیبتی خواهد کرد که باطل‌پیشگان در آن به تردید افتند؛ سپس خدای عزّوجلّ او را ظاهر خواهد ساخت و بر دستان او شرق و غرب عالم را فتح خواهد کرد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;از روایاتی که طی آن‏ها مادر حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; &#039;&#039;&#039;، «سیّدة الإماء»&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;«خیرة الإماء»&#039;&#039;&#039; خوانده شده‌‏اند، سه نکته استفاده می‌‏شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. شرف و فضیلت مادر حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در قیاس با بانوانی همچون هاجَر (مادر حضرت اسماعیل)، حمیده (مادر گرامی امام کاظم)، تُکتَم (مادر گرامی امام رضا)، خیزران (مادر گرامی امام جواد) و سَمانه‌ی مغربیه (مادر گرامی امام هادی) شناخته می‌شود؛ چرا که تمام این بانوان کنیز بوده‌‏اند و در این روایت ایشان سرور و برگزیده این بانوان نامیده شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. این روایات نشانه‌‏ای بر علم و آگاهی اهل بیت &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره آینده است و تاریخ تأیید می‌‏کند که مادر ارجمند حضرت مهدی تحت عنوان کنیز، وارد خانه‌ی امام هادی و امام عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیهما‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌‏شوند و به راستی که شایسته و سزاوار لقب بانوی کنیزان نیز بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. این خصوصیت که «مادر مهدی موعود بانوی کنیزان است» خود یکی از ویژگی‌‏ها و نشانه‌‏های منجی عالم است و به تنهایی نشان می‌دهد که بسیاری از مدّعیان دروغین مهدویت و منسوبین به آن حقیقتاً مهدی نبوده‌اند؛ زیرا مادران آن‌ها کنیز نبودند؛ به این معنی که در جنگ میان مسلمانان و کفار اسیر نشده به عنوان خدمت‌کار مورد داد و ستد قرار نگرفتند. مثلاً یکی از کسانی که از او به عنوان مهدی موعود در تاریخ اسم آورده شده محمّد بن عبداللّه صریح (نفس زکیّه) است که او را از این بابت صریح می‏خواندند که مادر و مادربزرگ‌های او تا چند نسل زنان آزاد بودند و هیچ زنی که کنیز بوده باشد در نیاکان او نبود.&amp;lt;ref&amp;gt;در كتاب الغیبة نعمانی باب ۱۳ حدیث ۱۲ گزارش تاریخی جالبی در این زمینه نقل شده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آری! مادر حجّت خدا به ظاهر در جمع کنیزان بود؛ امّا چه کنیزی! شاهزاده‌‏ای از تبار قیصر روم و دختری از دودمان شمعون، وصیّ والامقام حضرت عیسی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=1468</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، فرزند امام حسن عسکری علیه‌السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=1468"/>
		<updated>2026-08-27T15:09:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، فرزند امام حسن عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; =&lt;br /&gt;
روایات فراوانی نسب آن بزرگوار را چنین توصیف می‏کنند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان فرزند امام حسن عسکری، فرزند امام علی النّقی، فرزند امام محمد تقی (امام جواد)، فرزند امام علی بن موسی الرّضا، فرزند امام ‏موسی بن جعفر (امام کاظم)، فرزند امام جعفر بن محمّد (امام صادق)، فرزند امام‏ محمّد بن علی (امام باقر)، فرزند امام‏ علی بن الحسین (امام سجّاد)، فرزند امام ‏حسین بن علی(سید الشّهدا)، فرزند ابوالأئمّه امام امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب و فرزند حضرت فاطمه‌ی زهرا دختر پیامبر خدایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجم و تنوّع روایات در این باب بسیار زیاد است و توجّه محقّقان را به شکلی فوق‌‏العاده به خود جلب کرده است. ما در این جا تنها به ذکر فهرستی از روایات مربوط به نیاکان و اجداد حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; اکتفا می‏‌کنیم و محقّقان را برای مطالعه روایات مزبور به منابع اصلی ارجاع می‌‏دهیم. فهرست زیر تنها مربوط به احادیثی است که در کتاب «منتخب الاثر» گردآوری شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴۸ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی نهمین فرزند امام حسین است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰۳ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی هفتمین فرزند از نسل امام باقر است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹۹ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی فرزند ششم امام صادق است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹۸ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی نسل پنجم امام موسی کاظم است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹۵ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی چهارمین فرزند امام رضا است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹۰ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی سومین نسل امام جواد است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴۶ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی نوه‏‌ی امام هادی است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴۶ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی پسر امام حسن عسکری است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا چند نمونه از این گونه روایات روایات را می‌آوریم تا شیوه معرفی تبار امام مهدی در آنها روشن گردد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت اول: ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; از طریق پدرانشان از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نقل کرده‌اند که ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;من و علی دو پدر این امّت هستیم... و دو سبط این امّت و دو سیّد جوانان بهشت یعنى حسن و حسین از فرزندان علی است، و از فرزندان حسین نُه امام خواهد بود كه طاعت ایشان طاعت من و معصیت آنها معصیت من است، نهمین آنان قائم و مهدى ایشان است.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص: ۲۶۱؛ «... أنَا وَ عَلِیٌّ أبَوا هذِهِ الْأُمَّةِ ... وَ مِنْ عَلِیٍّ سِبْطا أُمَّتِی وَ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِ تِسْعَةُ أَئِمَّةٍ طاعَتُهُمْ طاعَتِی وَ مَعْصِیتُهُمْ مَعْصِیتِی تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ وَ مَهْدِیُّهُمْ.»&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت دوم: ===&lt;br /&gt;
ابو حمزه ثمالی گوید: روزى در خدمت امام محمّد باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; بودم. در پايان مجلس افرادى كه نزد ايشان بودند متفرّق شدند. آنگاه به من فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;ای ابا حمزه! یكى از امور حتمى كه نزد خداوند تغییر ناپذیر است قیام قائم ما اهل بیت است و اگر كسى در آنچه می‌گویم تردید كند در حالى خدا را ملاقات خواهد كرد كه به او كافر و انكاركننده اوست. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;سپس فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;پدرم و مادرم فداى آن كه همنام من و هم كنیه من است، هفتمین فرد پس از من، پدرم فداى آن كس كه زمین را هم چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد سرشار از دادگرى و عدل خواهد كرد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آنگاه باز روی به من کرده، فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اى ابا حمزه! هر كس كه او را درک كند و در برابرش تسلیم نباشد، به (رسالت) محمّد و (امامت و خلافت) على &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسّلام&amp;lt;/small&amp;gt; گردن ننهاده است، و خداوند بهشت را بر او حرام فرموده و جایگاهش آتش دوزخ است، و چه بد است جایگاه ستمگران.&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبة ( للنعمانی)، النص، ص: ۸۶؛ «یا أبَا حَمْزَةَ! مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِی لَا تَبْدِیلَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ قِیامُ قَائِمِنَا فَمَنْ شَكَّ فِیمَا أَقُولُ لَقِی اللَّهَ وَ هُوَ بِهِ كَافِرٌ وَ لَهُ جَاحِدٌ» ثُمَ‏ قَالَ: «بِأَبِی وَ أُمِّی الْمُسَمَّى بِاسْمِی وَ الْمُكَنَّى بِكُنْیتِی السَّابِعُ مِنْ بَعْدِی بِأَبِی مَنْ یمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» وَ قَالَ: «یا با حَمْزَةَ مَنْ أَدْرَكَهُ فَلَمْ یسَلِّمْ لَهُ فَمَا سَلَّمَ لِمُحَمَّدٍ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله وَ عَلِی علیه‌السلام وَ قَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِین‏»&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت سوم: ===&lt;br /&gt;
على بن جعفر از برادر خويش حضرت امام موسى بن جعفر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل كند كه فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;هرگاه پنجمین (امام) از نسل هفتمین (امام) ناپدید شود، خدا را، خدا را، نسبت به دینتان مواظب باشید، مبادا كسى شما را از دینتان جدا كند. پسر جان، ناچار صاحب این امر غیبتى كند كه معتقدان به امامت هم از آن برگردند، همانا امر غیبت یک آزمایشى است از جانب خداى عزّوجلّ كه خلقش را به وسیله آن بیازماید، اگر پدران و اجداد شما (امامان و پیغمبران پیشین) دینى درست‌‏تر از این دین سراغ داشتند، از آن پیروى می‌كردند (پس اگر دیگران به واسطه طول غیبت امام از دین برگشتند شما ثابت و پا برجا باشید).&amp;lt;ref&amp;gt;الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۱، ص: ۳۳۶؛ «إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ فَاللَّهَ اللَّهَ فِی أَدْیانِكُمْ لَا یزِیلُكُمْ عَنْهَا أَحَدٌ؛ یا بُنَی إِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیبَةٍ حَتَّى یرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ یقُولُ بِهِ؛ إِنَّمَا هِی مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ لَوْ عَلِمَ آبَاؤُكُمْ وَ أَجْدَادُكُمْ دِیناً أَصَحَّ مِنْ هَذَا لَاتَّبَعُوهُ.»&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت چهارم: ===&lt;br /&gt;
امام رضا &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خطاب به دعبل خزاعی فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;اى دعبل! امام پس از من فرزندم محمّد است و پس از او فرزندش‏ على و پس از او فرزندش حسن و پس از فرزندش حجّت قائم كه در دوران غیبتش منتظر او باشند و در ظهورش از او اطاعت كنند و اگر از دنیا جز یك روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى آن روز را طولانى فرماید تا خروج كند و زمین را از عدل آكنده سازد همچنان كه از جور پر شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۳۷۳؛ «یا دِعْبِلُ! الْإِمَامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ ابْنِی وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِی وَ بَعْدَ عَلِی ابْنُهُ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ، الْمُنْتَظَرُ فِی غَیبَتِهِ، الْمُطَاعُ فِی ظُهُورِهِ؛ لَوْ لَمْ یبْقَ مِنَ الدُّنْیا إِلَّا یوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ الْیوْمَ حَتَّى یخْرُجَ فَیمْلَأَ الْأَرْضَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْرا».&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت پنجم: ===&lt;br /&gt;
امام جواد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خطاب به جناب عبدالعظيم حسني فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;قائم ما همان مهدى است، كسى كه باید در غیبتش او را انتظار كشند و در ظهورش او را فرمان برند و او سومین (نسل) از فرزندان من است.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص: ۳۷۷ و نیز بنگرید به كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۲۸۱؛ «إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِی الَّذِی یجِبُ أَنْ ینْتَظَرَ فِی غَیبَتِهِ وَ یطَاعَ فِی ظُهُورِهِ وَ هُوَ الثَّالِثُ مِنْ وُلْدِی.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت ششم: ===&lt;br /&gt;
صقر بن ابو دلف گوید: از امام هادى &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; شنیدم كه می‌فرمود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;امام‏ پس از من فرزندم حسن است و پس از حسن فرزندش قائم، كسى كه زمین را از عدل و داد آكنده سازد همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۳۸۳؛ «إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدِی الْحَسَنُ ابْنِی وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْقَائِمُ الَّذِی یمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت هفتم: ===&lt;br /&gt;
شخصي به نام عیسى بن صبیح نقل كرده است كه (در ايام سكونت امام حسن عسكرى &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; در سامرا) ايشان را به زندان آوردند. من به امامت آن جناب اعتقاد داشتم. روزی به من فرمودند: «تو شصت و پنج سال و یک ماه و دو روز دارى». من كتاب دعائى داشتم كه تاریخ تولدم در آن نوشته شده بود. وقتى به كتاب دعا مراجعه كردم دیدم همان طورى است كه امام فرموده است. پرسیدند: «فرزند دارى؟» گفتم: نه. پس دست به دعا برداشته، عرضه داشتند: «خدایا او را پسرى عنایت كن تا كمک و پشتیبان او باشد كه خوب كمكى است پسر...» گفتم: آقا! شما فرزند دارید؟ فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;به خدا سوگند! به زودى مرا فرزندى روزى می‌شود كه زمین را پر از عدل و داد می‌كند؛ اما اكنون فرزندى ندارم.&amp;lt;ref&amp;gt;الخرائج و الجرائح، ج۱، ص: ۴۷۸؛ عَنْ عِیسَى بْنِ صَبِیحٍ قَالَ: دَخَلَ الْحَسَنُ الْعَسْكَرِی علیه‌السلام عَلَینَا الْحَبْسَ وَ كُنْتُ بِهِ عَارِفاً فَقَالَ لِی: «لَكَ خَمْسٌ وَ سِتُّونَ سَنَةً وَ شَهْرٌ وَ یوْمَانِ»؛ وَ كَانَ مَعِی كِتَابُ دُعَاءٍ عَلَیهِ تَارِیخُ مَوْلِدِی وَ إِنِّی نَظَرْتُ فِیهِ فَكَانَ كَمَا قَالَ. وَ قَالَ: «هَلْ رُزِقْتَ وَلَداً؟» قُلْتُ لَا. فَقَالَ: «اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ وَلَداً یكُونُ لَهُ عَضُداً فَنِعْمَ الْعَضُدُ الْوَلَدُ...» قُلْتُ: أَ لَكَ وَلَدٌ؟ قَالَ: «إِی وَ اللَّهِ سَیَكُونُ لِی وَلَدٌ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا فَأَمَّا الْآنَ فَلا ...».&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;تا اینجا متوجّه شدیم که موعود یگانه اسلام از نسل چه کسانی است. مسلّماً یکی از مهم‏ترین راه‏های شناخت هر کس، آگاهی از نسب اوست. این نکته که بدانیم، مهدی موعود دقیقاً پسر امام حسن عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است، برای ما فوق‌العاده ارزشمند خواهد بود؛ زیرا در مورد کسانی که مدّعی مقام مهدویت اند به سادگی می‏‌توان تحقیق کرد و متوجّه شد که آن‏ها کی و کجا به دنیا آمده‏‌اند و فرزند چه کسی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=1467</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، فرزند امام حسن عسکری علیه‌السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=1467"/>
		<updated>2026-08-27T15:07:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، فرزند امام حسن عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; =&lt;br /&gt;
روایات فراوانی نسب آن بزرگوار را چنین توصیف می‏کنند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان فرزند امام حسن عسکری، فرزند امام علی النّقی، فرزند امام محمد تقی (امام جواد)، فرزند امام علی بن موسی الرّضا، فرزند امام ‏موسی بن جعفر (امام کاظم)، فرزند امام جعفر بن محمّد (امام صادق)، فرزند امام‏ محمّد بن علی (امام باقر)، فرزند امام‏ علی بن الحسین (امام سجّاد)، فرزند امام ‏حسین بن علی(سید الشّهدا)، فرزند ابوالأئمّه امام امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب و فرزند حضرت فاطمه‌ی زهرا دختر پیامبر خدایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حجم و تنوّع روایات در این باب بسیار زیاد است و توجّه محقّقان را به شکلی فوق‌‏العاده به خود جلب کرده است. ما در این جا تنها به ذکر فهرستی از روایات مربوط به نیاکان و اجداد حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; اکتفا می‏‌کنیم و محقّقان را برای مطالعه روایات مزبور به منابع اصلی ارجاع می‌‏دهیم. فهرست زیر تنها مربوط به احادیثی است که در کتاب «منتخب الاثر» گردآوری شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴۸ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی نهمین فرزند امام حسین است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰۳ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی هفتمین فرزند از نسل امام باقر است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹۹ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی فرزند ششم امام صادق است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹۸ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی نسل پنجم امام موسی کاظم است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹۵ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی چهارمین فرزند امام رضا است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹۰ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی سومین نسل امام جواد است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴۶ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی نوه‏‌ی امام هادی است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴۶ روایت بیان می‏کند که حضرت مهدی پسر امام حسن عسکری است. سلام خدا بر هر دوي آنان باد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا چند نمونه از این گونه روایات روایات را می‌آوریم تا شیوه معرفی تبار امام مهدی در آنها روشن گردد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت اول:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; از طریق پدرانشان از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نقل کرده‌اند که ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;من و علی دو پدر این امّت هستیم... و دو سبط این امّت و دو سیّد جوانان بهشت یعنى حسن و حسین از فرزندان علی است، و از فرزندان حسین نُه امام خواهد بود كه طاعت ایشان طاعت من و معصیت آنها معصیت من است، نهمین آنان قائم و مهدى ایشان است.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص: ۲۶۱؛ «... أنَا وَ عَلِیٌّ أبَوا هذِهِ الْأُمَّةِ ... وَ مِنْ عَلِیٍّ سِبْطا أُمَّتِی وَ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِ تِسْعَةُ أَئِمَّةٍ طاعَتُهُمْ طاعَتِی وَ مَعْصِیتُهُمْ مَعْصِیتِی تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ وَ مَهْدِیُّهُمْ.»&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روایت دوم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابو حمزه ثمالی گوید: روزى در خدمت امام محمّد باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; بودم. در پايان مجلس افرادى كه نزد ايشان بودند متفرّق شدند. آنگاه به من فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;ای ابا حمزه! یكى از امور حتمى كه نزد خداوند تغییر ناپذیر است قیام قائم ما اهل بیت است و اگر كسى در آنچه می‌گویم تردید كند در حالى خدا را ملاقات خواهد كرد كه به او كافر و انكاركننده اوست. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;سپس فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;پدرم و مادرم فداى آن كه همنام من و هم كنیه من است، هفتمین فرد پس از من، پدرم فداى آن كس كه زمین را هم چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد سرشار از دادگرى و عدل خواهد كرد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آنگاه باز روی به من کرده، فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اى ابا حمزه! هر كس كه او را درک كند و در برابرش تسلیم نباشد، به (رسالت) محمّد و (امامت و خلافت) على &amp;lt;small&amp;gt;علیهماالسّلام&amp;lt;/small&amp;gt; گردن ننهاده است، و خداوند بهشت را بر او حرام فرموده و جایگاهش آتش دوزخ است، و چه بد است جایگاه ستمگران.&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبة ( للنعمانی)، النص، ص: ۸۶؛ «یا أبَا حَمْزَةَ! مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِی لَا تَبْدِیلَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ قِیامُ قَائِمِنَا فَمَنْ شَكَّ فِیمَا أَقُولُ لَقِی اللَّهَ وَ هُوَ بِهِ كَافِرٌ وَ لَهُ جَاحِدٌ» ثُمَ‏ قَالَ: «بِأَبِی وَ أُمِّی الْمُسَمَّى بِاسْمِی وَ الْمُكَنَّى بِكُنْیتِی السَّابِعُ مِنْ بَعْدِی بِأَبِی مَنْ یمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» وَ قَالَ: «یا با حَمْزَةَ مَنْ أَدْرَكَهُ فَلَمْ یسَلِّمْ لَهُ فَمَا سَلَّمَ لِمُحَمَّدٍ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله وَ عَلِی علیه‌السلام وَ قَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِین‏»&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روایت سوم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
على بن جعفر از برادر خويش حضرت امام موسى بن جعفر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل كند كه فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;هرگاه پنجمین (امام) از نسل هفتمین (امام) ناپدید شود، خدا را، خدا را، نسبت به دینتان مواظب باشید، مبادا كسى شما را از دینتان جدا كند. پسر جان، ناچار صاحب این امر غیبتى كند كه معتقدان به امامت هم از آن برگردند، همانا امر غیبت یک آزمایشى است از جانب خداى عزّوجلّ كه خلقش را به وسیله آن بیازماید، اگر پدران و اجداد شما (امامان و پیغمبران پیشین) دینى درست‌‏تر از این دین سراغ داشتند، از آن پیروى می‌كردند (پس اگر دیگران به واسطه طول غیبت امام از دین برگشتند شما ثابت و پا برجا باشید).&amp;lt;ref&amp;gt;الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۱، ص: ۳۳۶؛ «إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ فَاللَّهَ اللَّهَ فِی أَدْیانِكُمْ لَا یزِیلُكُمْ عَنْهَا أَحَدٌ؛ یا بُنَی إِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیبَةٍ حَتَّى یرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ یقُولُ بِهِ؛ إِنَّمَا هِی مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ لَوْ عَلِمَ آبَاؤُكُمْ وَ أَجْدَادُكُمْ دِیناً أَصَحَّ مِنْ هَذَا لَاتَّبَعُوهُ.»&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روایت چهارم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام رضا &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خطاب به دعبل خزاعی فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;اى دعبل! امام پس از من فرزندم محمّد است و پس از او فرزندش‏ على و پس از او فرزندش حسن و پس از فرزندش حجّت قائم كه در دوران غیبتش منتظر او باشند و در ظهورش از او اطاعت كنند و اگر از دنیا جز یك روز باقى نمانده باشد، خداى تعالى آن روز را طولانى فرماید تا خروج كند و زمین را از عدل آكنده سازد همچنان كه از جور پر شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۳۷۳؛ «یا دِعْبِلُ! الْإِمَامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ ابْنِی وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِی وَ بَعْدَ عَلِی ابْنُهُ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ، الْمُنْتَظَرُ فِی غَیبَتِهِ، الْمُطَاعُ فِی ظُهُورِهِ؛ لَوْ لَمْ یبْقَ مِنَ الدُّنْیا إِلَّا یوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ الْیوْمَ حَتَّى یخْرُجَ فَیمْلَأَ الْأَرْضَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْرا».&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روایت پنجم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام جواد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خطاب به جناب عبدالعظيم حسني فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;قائم ما همان مهدى است، كسى كه باید در غیبتش او را انتظار كشند و در ظهورش او را فرمان برند و او سومین (نسل) از فرزندان من است.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص: ۳۷۷ و نیز بنگرید به كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۲۸۱؛ «إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِی الَّذِی یجِبُ أَنْ ینْتَظَرَ فِی غَیبَتِهِ وَ یطَاعَ فِی ظُهُورِهِ وَ هُوَ الثَّالِثُ مِنْ وُلْدِی.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روایت ششم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صقر بن ابو دلف گوید: از امام هادى &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; شنیدم كه می‌فرمود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;امام‏ پس از من فرزندم حسن است و پس از حسن فرزندش قائم، كسى كه زمین را از عدل و داد آكنده سازد همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۳۸۳؛ «إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدِی الْحَسَنُ ابْنِی وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْقَائِمُ الَّذِی یمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.».&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روایت هفتم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصي به نام عیسى بن صبیح نقل كرده است كه (در ايام سكونت امام حسن عسكرى &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السّلام&amp;lt;/small&amp;gt; در سامرا) ايشان را به زندان آوردند. من به امامت آن جناب اعتقاد داشتم. روزی به من فرمودند: «تو شصت و پنج سال و یک ماه و دو روز دارى». من كتاب دعائى داشتم كه تاریخ تولدم در آن نوشته شده بود. وقتى به كتاب دعا مراجعه كردم دیدم همان طورى است كه امام فرموده است. پرسیدند: «فرزند دارى؟» گفتم: نه. پس دست به دعا برداشته، عرضه داشتند: «خدایا او را پسرى عنایت كن تا كمک و پشتیبان او باشد كه خوب كمكى است پسر...» گفتم: آقا! شما فرزند دارید؟ فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;به خدا سوگند! به زودى مرا فرزندى روزى می‌شود كه زمین را پر از عدل و داد می‌كند؛ اما اكنون فرزندى ندارم.&amp;lt;ref&amp;gt;الخرائج و الجرائح، ج۱، ص: ۴۷۸؛ عَنْ عِیسَى بْنِ صَبِیحٍ قَالَ: دَخَلَ الْحَسَنُ الْعَسْكَرِی علیه‌السلام عَلَینَا الْحَبْسَ وَ كُنْتُ بِهِ عَارِفاً فَقَالَ لِی: «لَكَ خَمْسٌ وَ سِتُّونَ سَنَةً وَ شَهْرٌ وَ یوْمَانِ»؛ وَ كَانَ مَعِی كِتَابُ دُعَاءٍ عَلَیهِ تَارِیخُ مَوْلِدِی وَ إِنِّی نَظَرْتُ فِیهِ فَكَانَ كَمَا قَالَ. وَ قَالَ: «هَلْ رُزِقْتَ وَلَداً؟» قُلْتُ لَا. فَقَالَ: «اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ وَلَداً یكُونُ لَهُ عَضُداً فَنِعْمَ الْعَضُدُ الْوَلَدُ...» قُلْتُ: أَ لَكَ وَلَدٌ؟ قَالَ: «إِی وَ اللَّهِ سَیَكُونُ لِی وَلَدٌ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا فَأَمَّا الْآنَ فَلا ...».&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;تا اینجا متوجّه شدیم که موعود یگانه اسلام از نسل چه کسانی است. مسلّماً یکی از مهم‏ترین راه‏های شناخت هر کس، آگاهی از نسب اوست. این نکته که بدانیم، مهدی موعود دقیقاً پسر امام حسن عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است، برای ما فوق‌العاده ارزشمند خواهد بود؛ زیرا در مورد کسانی که مدّعی مقام مهدویت اند به سادگی می‏‌توان تحقیق کرد و متوجّه شد که آن‏ها کی و کجا به دنیا آمده‏‌اند و فرزند چه کسی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%87%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%91%D9%87&amp;diff=1457</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، همنام رسول اللّه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%87%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%91%D9%87&amp;diff=1457"/>
		<updated>2026-08-20T16:45:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، همنام رسول اللّه =&lt;br /&gt;
روایات زیادی در دست است که مهدی موعود را هم‌نام پیامبر خاتم می‏خوانند. کتاب «منتخب الاثر» ۵۴ مورد از این روایات مستند را نقل می‏کند.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب سوم، فصل چهارم.&amp;lt;/ref&amp;gt; در بسیاری از این روایات تعبیر «اِسمُهُ اِسمی» به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول خدا نقل شده که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إِلَّا یَومٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِكَ الیَومَ حَتَّى یَبعَثَ اللّهُ فیهِ رَجُلاً مِنْ وُلدی، یُواطِئُ اسْمُهُ اسْمِی، یَمْلَؤُهَا عَدْلًا و قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;الارشاد، ج ۲، ص ۳۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی سازد تا در آن، مردی از فرزندان مرا که نامش مطابق نام من است برانگیزد و او دنیا را پر از عدل و قسط سازد؛ چنانکه سرشار از ظلم و بیداد شده باشد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;یکی از یاران رسول خدا به نام حذیفه نیز نقل کرده که پیامبر خدا برای ما سخنرانی ایراد فرمود و در خطبه‌ی خود ما را از اتفاقات آینده خبر داد و از جمله فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;حتی اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی سازد تا در آن، مردی از فرزندان مرا که همنام من است، برانگیزد...&amp;lt;ref&amp;gt;عقد الدرر، ۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سلمان برخاست و عرضه داشت: «ای رسول خدا! او از کدامیک از فرزندان شما خواهد بود.» پیامبر با دست به حسین اشاره کرده، فرمودند: «از این فرزندم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی از اخبار، کنیه حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;عليه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز مطابق کنیه‌ رسول خدا دانسته شده است. به عنوان مثال از پیامبر خدا نقل شده است که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;المَهدیُّ مِن وُلدی، إسمُهُ إسمی و کُنیَتُهُ کُنیَتی، أشبَهُ النّاسِ بی خَلقاً و خُلقاً&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین باب ۲۵ ح ۴ ص ۲۸۷؛ نیز كفایة الاثر ص ۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من است و کنیه‌ی او کنیه‌ی من است. او در صورت و سیرت شبیه‌‏ترین مردم به من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;نیز از رسول خدا نقل است که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی، اسْمُهُ اسْمِی وَ كُنْیتُهُ كُنْیتِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِی یقِیمُ النَّاسَ عَلَى مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یدْعُوهُمْ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;اعلام الوری، ص ۴۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن قائم از نسل من است؛ نامش نام من است و کنیه‌اش کنیه من؛ خلق و خوی‌اش خلق و خوی من است و سنت و سیره‌اش سنّت و سیره من؛ مردم را به راه آیین و شریعت من در آوَرَد و آنها را به سوی کتاب خداوند عزّوجلّ فرا خواند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بر اساس این ویژگی، هرکس که نامش نام رسول خدا نباشد، موعود امّت نخواهد بود و چون ادّعای مهدویت کند، در نزد آگاهان رسوا می‏گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شایان ذکر است که بر خلاف تصوّر برخی، عنوان «مهدی»، اسم قائم موعود نیست؛ بلکه لقب و صفت آن حضرت است و لذا کسی که ادّعای مهدویت می‏کند، باید در معنا و در حقیقت، کمال مهدی بودن را دارا باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%A2%D9%84_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF&amp;diff=1456</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، مردی از آل محمّد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%A2%D9%84_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF&amp;diff=1456"/>
		<updated>2026-08-20T16:44:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، مردی از آل محمّد =&lt;br /&gt;
یکی از مهمترین ویژگی‏های مهدی موعود، آن است که ایشان از فرزندان پیامبر خاتم‌اند. رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بارها و بارها بر این مطلب تصریح فرموده‏اند و محدّثان و دانشمندان مسلمان بر آن اجماع دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول خدا نقل است که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال‏‌الدین ج ۱ ص ۲۸۶ باب ۲۵ (ما أخبر به النبی ص من وقوع الغیبة بالقائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;)‏&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی از فرزندان من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;نیز از ایشان نقل شده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ مِنّا أهلَ الْبَیت&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال‏‌الدین ج ۱ ص ۱۵۲ باب ۶ (فی غیبة موسى &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی از خانواده ماست.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;نیز فرموده‌‏اند که:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هُوَ رَجُلٌ مِن عِترَتی، یقاتِلُ عَلی سُنَّتی کما قاتَلْتُ أنَا عَلَی الْوَحْی&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، فصل دوم، باب دوم/ حدیث ۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی مردی از خاندان من است. او بر مبنای سنّت من پیکار خواهد کرد؛ همان طور که من بر مبنای وحی پیکار کردم.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در کتاب «منتخب الاثر» به ۴۰۷ روایت اشاره شده که مطابق تمام آن‏ها، حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، از عترت رسول خدا و از اهل‏‌بیت و ذریّه‌ی ایشان برشمرده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب‌ الاثر، باب سوم، فصل سوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب آن که پیامبر و اهل‏‌بیت &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به این که «مهدی امّت» و «موعود امم» از خاندان ایشان است، همواره افتخار می‏کردند و به عنوان یکی از فضایل «آل‌‏محمّد» از آن یاد می‌‏فرمودند؛ مثلاً از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نقل است که این نکته را در بستر مرگ برای دختر اندوهگین و دل شکسته‌ی خویش یادآور شدند و او را تسلّی داده و فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;... &#039;&#039;&#039;وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ لَا بُدَّ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ مِنْ مَهْدِیٍّ وَ هُوَ وَ اللّهِ مِنْ وُلْدِک&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;أمالی طوسی ص ۱۵۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
... قسم به آن کسی که جانم به دست اوست، ناگزير اين امت را مهدی‌ای خواهد بود و سوگند به خدا که او از فرزندان توست.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;هم‌چنین هنگامی که آیه تطهیر نازل شد، جابر در محضر رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بود و به ایشان عرضه داشت: ای رسول خدا! خداوند با برطرف کردن رجس از این عترت پاک و ذریّه‌ی مبارک، آنان را گرامی داشت. پیامبر تأیید کرده و فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;یا جَابِرُ لِأَنَّهُمْ عِتْرَتِی مِنْ لَحْمِی وَ دَمِی فَأَخِی سَیِّدُ الْأَوْصِیاءِ وَ ابْنَای خَیرُ الْأَسْبَاطِ وَ ابْنَتِی سَیِّدَةُ النِّسْوَانِ وَ مِنَّا الْمَهْدِی‏ ... تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَئِمَّةٌ أَبرَارٌ وَ التَّاسِعُ قَائِمُهُمْ یمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کمَا مُلِئَتْ جَوْراً&#039;&#039;&#039;.‏&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص ۶۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای جابر! این از آن روست که آنان خاندان من و از گوشت و خون من‌اند. پس برادرم سالار جانشینان پیامبران و دو فرزندم (حسن و حسین) بهترین اسباط (نسل پیامبران) و دخترم بانوی بانوان است و مهدی نیز از خانواده ماست... نُه امام پاک از نسل حسین خواهند بود که نهمی قائم ایشان است. زمین را از عدل و داد پر می‌کند همان‌گونه که از ستم پر شده باشد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خلاصه آن که بنا به تواتر معنوی روایات و اجماع عموم علمای امّت، مهدی موعود از نسل پیامبر خاتم است و وجود ایشان در این تبار، مایه‌ی مباهات پیامبر و تمام فرزندان ایشان بوده و هست. به همین دلیل، هر که از ذریّه‌ی رسول خدا نباشد و ادّعای مهدویت کند، دروغ‌گویی بیش نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1455</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1455"/>
		<updated>2026-08-20T16:43:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت =&lt;br /&gt;
ایشان یک نجات‏‌بخش عادی برخاسته از متن جامعه نیست؛ بلکه حجّت الاهی، جانشین پیامبر، تأیید شده با علوم ربّانی و معصوم از تمامی ناپاکی‏‌های ظلمانی است. آشنایی با این ویژگی (یعنی خلافت و امامت آن حضرت) و شؤون مربوط به آن (هم‌چون علم به قرآن و سنّت و نیز عصمت و پاکی از نقایص) به ما در شناخت مدّعیان دروغین مهدویت از صاحب اصلی این منصب الاهی کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام فرقه‌‏های مسلمان (اعمّ از شیعه و سنّی) از رسول خدا و اهل بیت ایشان روایت کرده‌‏اند که پیامبر خدا ۱۲ جانشین خواهد داشت و خداوند به وسیله‌ی این ۱۲ تن، دین خود را بر پا می‏دارد. در روایات شیعه به ویژه بیان شده است که این افراد برخوردار از کمالاتی همچون علم و عصمت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حُذَیفَه بن اُسَید غِفاری از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْأَئِمَّةُ بَعْدِی مِنْ عِتْرَتِی عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ عِلْمِی وَ فَهْمِی فَلَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ اتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امامان پس از من از عترتم به عدد نقیبان بنى اسرائیل‌اند، نه نفرشان از صلب حسین‌اند. خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا فرموده است، پس به آنان چیزى‏ یاد ندهید؛ زیرا آنها از شما داناترند و از ایشان پیروى كنید؛ زیرا كه ایشان با حق و حق با آنهاست‏.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ابو ایوب انصاری که از صحابه نامدار پیامبر خدا بود از ایشان نقل کرده که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی یُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ كَما قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِیلِ وَ ابْناهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ سِبْطای مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمامانِ إن قاما أَوْ قَعَدا وَ أَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدَ الْحُسَینِ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِهِ وَ مِنْهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَقُومُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ كَما قُمْتُ فی أَوَّلِهِ، یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی با حق است و حق با او و اوست امام و جانشین پس از من. بر مبنای باطن قرآن نبرد می‌كند همان‌گونه كه من بر مبنای ظاهرش پیكار كردم. دو پسرش حسن و حسین، دو سبط من از این امت‌اند. چه قیام كنند و چه نكنند، امام هستند و پدرشان از آن‌دو بهتر است و امامان بعد از حسین نُه تن از صلب او می‌باشند و از میان آنان است قائمی كه در آخر الزمان بر می‌خیزد، همان‌گونه كه من در اولش بپاخاستم؛ او دژهای گم‌راهی را فتح می‌كند.&amp;lt;ref&amp;gt;در روایات شیعی ظاهر و تنزیل قرآن به یك معنا و باطن و تأویل آن هم معادل یكدیگرند. منظور از تنزیل قرآن، اموری است كه به مناسبت آنها، آیه شریفه نازل شده است و تأویل قرآن، مواردی است كه با امور مزبور شباهت دارد و حكم هر دو یكی است. تشخیص حدّ شباهت كه موجب شود حكم آیه‌ای كه در مورد گذشتگان نازل شده، بر آیندگان هم تطبیق كند و جاری شود، به عهده حاملان معصوم علوم قرآن است. به عنوان مثال به روایت زیر بنگرید: عَنْ فُضَیلِ بْنِ یسَارٍ قَالَ: سَألْتُ أبا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَایةِ ما مِنَ الْقُرْآنِ آیةٌ إلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ یكُنْ یجْرِی كَمَا یجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَی‏ءٍ مِنْهُ یكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا یكُونُ عَلَى الْأَحْیاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُه‏. بصائر الدرجات، ج‏۱، ص: ۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در روایتی دیگر از همين شخص آمده که رسول خدا فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من آقای پیامبران ام و علی آقای جانشینان پیامبران و دو سبط من برترین اسباط اند و از ماست پیشوایان معصوم از صلب حسین و از ماست مهدی این امّت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا اعرابی‌ای برخاست و پرسید: ای رسول خدا! امامان پس از تو چند نفرند؟ فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تعداد سبط‌های بنی‌اسرائیل و حواریان عیسی و نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن عباس از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده که ایشان فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إنَّ خُلَفَائِی و أوْصِیائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ؛ أوَّلُهُمْ أخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدی&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانشینان من، وصایت‌دارانِ من و حجت‌های الهی بر خلق پس از من، دوازده کس‌اند؛ نخستینشان برادر من است و واپسینشان فرزند من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پرسیدند: یا رسول اللّه، برادر شما (که اولین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِیُّ بْنُ أبی‌طالِبٍ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;گفتند: پسرتان (که آخرین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ الَّذی یَمْلَأُها قِسْطاً وَ عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ، فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الأرْضُ بِنورِهِ وَ یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مقصود از پسرم) همان مهدی است که زمین را از قسط و داد پر خواهد کرد؛ چنان که از بیداد و ستم پر شده باشد. سوگند به آن که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، اگر تنها یک روز از عمر جهان مانده باشد، خداوند آن روز را بلند می‌دارد تا پسرم مهدی در آن، به پا خیزد. آن‌گاه روح اللّه عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز بگزارد. زمین به فروغ او تابناک شود و پادشاهی‌اش به خاور و باختر رسد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اهل سنّت از عبداللّه بن مسعود نیز نقل می‌کنند که چون وی به عراق آمد برای مدتی به آموزش قرآن به مردم عراق پرداخت. در یکی از مجالس درس قرآن، مردی از او پرسید که آیا شما هرگز از رسول خدا نپرسیدید که چند جانشین برای او خواهد بود که زمام این امت را به دست می‌گیرند؟ ابن مسعود پاسخ داد: از زمانی که به عراق وارد شده‌ام کسی از من چنین سوالی نپرسیده بود. آری از پیامبر پرسیدیم و ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إثْنَا عَشَرَ کَعِدّةِ نُقَباءِ بَنی إِسْرائیلَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد، ج ۱، ص ۳۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوازده تن، هم‌شمارِ نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسلم نیشابوری نیز در صحیح خود از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حَتَّى یَمْضِی فیهِمْ اثْنا عَشَرَ خَلِیفَة&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج۶، ص ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به درستی كه این امر (یعنی آیین اسلام) برچیده نمی‌شود تا در میان امت دوازده خلیفه ظاهر شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در برخی روایات اهل سنت آمده که با از بین رفتن این دوازده خلیفه بزرگوار، امان از اهل زمین برداشته می‌شود. در کنز العمال از انس بن مالک نقل شده که پیامبر فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لَن یَزَالُ هَذَا الدِّینُ قائِماً إِلَى اثْنَی عَشَرَ مِنْ قُرَیشٍ؛ فَإِذا هَلَکوا ماجَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِها&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۱۲، ص ۳۴؛ ح ۳۳۸۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همواره این دین پابرجاست تا آنكه دوازده (خلیفه) از قریش بیایند؛ پس چون از دنیا بروند، زمین اهلش را فرو می‌برد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مضمون در روایات شیعه نیز به وفور دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عارف نامدار اهل سنّت، محی‌الدین عربی نیز روایتی را درباره مهدی موعود &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‌کند که گواه عصمت آن بزرگوار است. وی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در توصیف مهدی روایت است که [پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;] فرمود: او (مهدی) پیرو و دنباله‌رو راه من است و خطا نمی‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوحات المكیة، ابن العربی، ج ۳ ، ص ۳۳۲؛ &amp;quot; وَرَدَ الخَبرُ فی صِفَةِ المَهدیِّ أنّهُ قالَ: یَقفُو أثَری لا یُخطِئُ&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الاثر» ۳۱۰ روایت حاکی از دوازده‏‌گانه بودن ائمّه و خلفای پیامبر گردآوری شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; از مجموع ۳۱۰ روایت، ۱۶۱ حدیث در مقام تشریح خصوصیات و احیاناً ذکر اسامی هر دوازده خلیفه یا برخی از آنها صادر گردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً گفته‌‏اند که اولین آن پیشوایان حضرت علی‌بن ابی‌طالب و آخرین آن‏ها حضرت مهدی است؛ یا آنکه مانند آنچه در حدیث لوح حضرت فاطمه آمده نام اوصیای پیامبر و امیرالمومنین علی ذکر گردیده است. از این میان در بیش از ۵۰ روایت به نام تک‌تک امامان امّت تصریح گردیده و در انتها از حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر این اَسناد روایی، روشن است که آن مهدی موعود و آن منجی مسعود، یکی از امامان دوازده‏‌گانه و دقیقاً آخرین ایشان است. او یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر است که امور امّت و امر امامت، یکی پس از دیگری به آنان سپرده می‏‌شود و مردم زمانشان به شناخت ایشان موظّف‌اند. به همین دلیل نمی‌توان پنداشت که مهدی امّت تنها یک مصلح اجتماعی برخاسته از اقشار معمول جامعه باشد. او یکی از دوازده چهره شاخص پس از پیامبر و جانشین آن بزرگوار است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان در مباحث امامت به تفصیل روشن ساخته‌اند که جانشین پیامبر باید شبیه او باشد تا بتواند در جایگاه حضرتش بنشیند و بنایی را که رسول خاتم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بنیان نهاده است اداره کند. به همین دلیل خلیفه رسول اللّه، در تمام شؤون پیامبر (به جز اخذ وحی قرآن و تشریع سنن جاودانه) باید کمالات پیامبر را داشته باشد. از آن جمله امام باید در موارد ذیل صاحب کمالات پیامبر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# علم کامل به قرآن و سنّت پیامبر&lt;br /&gt;
# عصمت و پاکی از هر گناه و زشتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصیات دیگری نیز برای امام لازم و ضروری است که به جهت اختصار، از ذکر آن‌ها در این جا خودداری می‏‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1453</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1453"/>
		<updated>2026-08-20T16:42:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت =&lt;br /&gt;
ایشان یک نجات‏‌بخش عادی برخاسته از متن جامعه نیست؛ بلکه حجّت الاهی، جانشین پیامبر، تأیید شده با علوم ربّانی و معصوم از تمامی ناپاکی‏‌های ظلمانی است. آشنایی با این ویژگی (یعنی خلافت و امامت آن حضرت) و شؤون مربوط به آن (هم‌چون علم به قرآن و سنّت و نیز عصمت و پاکی از نقایص) به ما در شناخت مدّعیان دروغین مهدویت از صاحب اصلی این منصب الاهی کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام فرقه‌‏های مسلمان (اعمّ از شیعه و سنّی) از رسول خدا و اهل بیت ایشان روایت کرده‌‏اند که پیامبر خدا ۱۲ جانشین خواهد داشت و خداوند به وسیله‌ی این ۱۲ تن، دین خود را بر پا می‏دارد. در روایات شیعه به ویژه بیان شده است که این افراد برخوردار از کمالاتی همچون علم و عصمت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حُذَیفَه بن اُسَید غِفاری از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْأَئِمَّةُ بَعْدِی مِنْ عِتْرَتِی عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ عِلْمِی وَ فَهْمِی فَلَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ اتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امامان پس از من از عترتم به عدد نقیبان بنى اسرائیل‌اند، نه نفرشان از صلب حسین‌اند. خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا فرموده است، پس به آنان چیزى‏ یاد ندهید؛ زیرا آنها از شما داناترند و از ایشان پیروى كنید؛ زیرا كه ایشان با حق و حق با آنهاست‏.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ابو ایوب انصاری که از صحابه نامدار پیامبر خدا بود از ایشان نقل کرده که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی یُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ كَما قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِیلِ وَ ابْناهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ سِبْطای مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمامانِ إن قاما أَوْ قَعَدا وَ أَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدَ الْحُسَینِ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِهِ وَ مِنْهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَقُومُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ كَما قُمْتُ فی أَوَّلِهِ، یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی با حق است و حق با او و اوست امام و جانشین پس از من. بر مبنای باطن قرآن نبرد می‌كند همان‌گونه كه من بر مبنای ظاهرش پیكار كردم. دو پسرش حسن و حسین، دو سبط من از این امت‌اند. چه قیام كنند و چه نكنند، امام هستند و پدرشان از آن‌دو بهتر است و امامان بعد از حسین نُه تن از صلب او می‌باشند و از میان آنان است قائمی كه در آخر الزمان بر می‌خیزد، همان‌گونه كه من در اولش بپاخاستم؛ او دژهای گم‌راهی را فتح می‌كند.&amp;lt;ref&amp;gt;در روایات شیعی ظاهر و تنزیل قرآن به یك معنا و باطن و تأویل آن هم معادل یكدیگرند. منظور از تنزیل قرآن، اموری است كه به مناسبت آنها، آیه شریفه نازل شده است و تأویل قرآن، مواردی است كه با امور مزبور شباهت دارد و حكم هر دو یكی است. تشخیص حدّ شباهت كه موجب شود حكم آیه‌ای كه در مورد گذشتگان نازل شده، بر آیندگان هم تطبیق كند و جاری شود، به عهده حاملان معصوم علوم قرآن است. به عنوان مثال به روایت زیر بنگرید: عَنْ فُضَیلِ بْنِ یسَارٍ قَالَ: سَألْتُ أبا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَایةِ ما مِنَ الْقُرْآنِ آیةٌ إلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ یكُنْ یجْرِی كَمَا یجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَی‏ءٍ مِنْهُ یكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا یكُونُ عَلَى الْأَحْیاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُه‏. بصائر الدرجات، ج‏۱، ص: ۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در روایتی دیگر از همين شخص آمده که رسول خدا فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من آقای پیامبران ام و علی آقای جانشینان پیامبران و دو سبط من برترین اسباط اند و از ماست پیشوایان معصوم از صلب حسین و از ماست مهدی این امّت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا اعرابی‌ای برخاست و پرسید: ای رسول خدا! امامان پس از تو چند نفرند؟ فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تعداد سبط‌های بنی‌اسرائیل و حواریان عیسی و نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن عباس از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده که ایشان فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إنَّ خُلَفَائِی و أوْصِیائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ؛ أوَّلُهُمْ أخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدی&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانشینان من، وصایت‌دارانِ من و حجت‌های الهی بر خلق پس از من، دوازده کس‌اند؛ نخستینشان برادر من است و واپسینشان فرزند من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پرسیدند: یا رسول اللّه، برادر شما (که اولین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِیُّ بْنُ أبی‌طالِبٍ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;گفتند: پسرتان (که آخرین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ الَّذی یَمْلَأُها قِسْطاً وَ عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ، فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الأرْضُ بِنورِهِ وَ یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مقصود از پسرم) همان مهدی است که زمین را از قسط و داد پر خواهد کرد؛ چنان که از بیداد و ستم پر شده باشد. سوگند به آن که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، اگر تنها یک روز از عمر جهان مانده باشد، خداوند آن روز را بلند می‌دارد تا پسرم مهدی در آن، به پا خیزد. آن‌گاه روح اللّه عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز بگزارد. زمین به فروغ او تابناک شود و پادشاهی‌اش به خاور و باختر رسد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اهل سنّت از عبداللّه بن مسعود نیز نقل می‌کنند که چون وی به عراق آمد برای مدتی به آموزش قرآن به مردم عراق پرداخت. در یکی از مجالس درس قرآن، مردی از او پرسید که آیا شما هرگز از رسول خدا نپرسیدید که چند جانشین برای او خواهد بود که زمام این امت را به دست می‌گیرند؟ ابن مسعود پاسخ داد: از زمانی که به عراق وارد شده‌ام کسی از من چنین سوالی نپرسیده بود. آری از پیامبر پرسیدیم و ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إثْنَا عَشَرَ کَعِدّةِ نُقَباءِ بَنی إِسْرائیلَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد، ج ۱، ص ۳۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوازده تن، هم‌شمارِ نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسلم نیشابوری نیز در صحیح خود از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حَتَّى یَمْضِی فیهِمْ اثْنا عَشَرَ خَلِیفَة&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج۶، ص ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به درستی كه این امر (یعنی آیین اسلام) برچیده نمی‌شود تا در میان امت دوازده خلیفه ظاهر شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در برخی روایات اهل سنت آمده که با از بین رفتن این دوازده خلیفه بزرگوار، امان از اهل زمین برداشته می‌شود. در کنز العمال از انس بن مالک نقل شده که پیامبر فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لَن یَزَالُ هَذَا الدِّینُ قائِماً إِلَى اثْنَی عَشَرَ مِنْ قُرَیشٍ؛ فَإِذا هَلَکوا ماجَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِها&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۱۲، ص ۳۴؛ ح ۳۳۸۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همواره این دین پابرجاست تا آنكه دوازده (خلیفه) از قریش بیایند؛ پس چون از دنیا بروند، زمین اهلش را فرو می‌برد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مضمون در روایات شیعه نیز به وفور دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عارف نامدار اهل سنّت، محی‌الدین عربی نیز روایتی را درباره مهدی موعود &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‌کند که گواه عصمت آن بزرگوار است. وی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در توصیف مهدی روایت است که [پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;] فرمود: او (مهدی) پیرو و دنباله‌رو راه من است و خطا نمی‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوحات المكیة، ابن العربی، ج ۳ ، ص ۳۳۲؛ &amp;quot; وَرَدَ الخَبرُ فی صِفَةِ المَهدیِّ أنّهُ قالَ: یَقفُو أثَری لا یُخطِئُ&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الاثر» ۳۱۰ روایت حاکی از دوازده‏‌گانه بودن ائمّه و خلفای پیامبر گردآوری شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; از مجموع ۳۱۰ روایت، ۱۶۱ حدیث در مقام تشریح خصوصیات و احیاناً ذکر اسامی هر دوازده خلیفه یا برخی از آنها صادر گردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً گفته‌‏اند که اولین آن پیشوایان حضرت علی‌بن ابی‌طالب و آخرین آن‏ها حضرت مهدی است؛ یا آنکه مانند آنچه در حدیث لوح حضرت فاطمه آمده نام اوصیای پیامبر و امیرالمومنین علی ذکر گردیده است. از این میان در بیش از ۵۰ روایت به نام تک‌تک امامان امّت تصریح گردیده و در انتها از حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر این اَسناد روایی، روشن است که آن مهدی موعود و آن منجی مسعود، یکی از امامان دوازده‏‌گانه و دقیقاً آخرین ایشان است. او یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر است که امور امّت و امر امامت، یکی پس از دیگری به آنان سپرده می‏‌شود و مردم زمانشان به شناخت ایشان موظّف‌اند. به همین دلیل نمی‌توان پنداشت که مهدی امّت تنها یک مصلح اجتماعی برخاسته از اقشار معمول جامعه باشد. او یکی از دوازده چهره شاخص پس از پیامبر و جانشین آن بزرگوار است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان در مباحث امامت به تفصیل روشن ساخته‌اند که جانشین پیامبر باید شبیه او باشد تا بتواند در جایگاه حضرتش بنشیند و بنایی را که رسول خاتم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بنیان نهاده است اداره کند. به همین دلیل خلیفه رسول اللّه، در تمام شؤون پیامبر (به جز اخذ وحی قرآن و تشریع سنن جاودانه) باید کمالات پیامبر را داشته باشد. از آن جمله امام باید در موارد ذیل صاحب کمالات پیامبر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# علم کامل به قرآن و سنّت پیامبر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#2 عصمت و پاکی از هر گناه و زشتی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصیات دیگری نیز برای امام لازم و ضروری است که به جهت اختصار، از ذکر آن‌ها در این جا خودداری می‏‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1452</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1452"/>
		<updated>2026-08-20T16:42:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت =&lt;br /&gt;
ایشان یک نجات‏‌بخش عادی برخاسته از متن جامعه نیست؛ بلکه حجّت الاهی، جانشین پیامبر، تأیید شده با علوم ربّانی و معصوم از تمامی ناپاکی‏‌های ظلمانی است. آشنایی با این ویژگی (یعنی خلافت و امامت آن حضرت) و شؤون مربوط به آن (هم‌چون علم به قرآن و سنّت و نیز عصمت و پاکی از نقایص) به ما در شناخت مدّعیان دروغین مهدویت از صاحب اصلی این منصب الاهی کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام فرقه‌‏های مسلمان (اعمّ از شیعه و سنّی) از رسول خدا و اهل بیت ایشان روایت کرده‌‏اند که پیامبر خدا ۱۲ جانشین خواهد داشت و خداوند به وسیله‌ی این ۱۲ تن، دین خود را بر پا می‏دارد. در روایات شیعه به ویژه بیان شده است که این افراد برخوردار از کمالاتی همچون علم و عصمت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حُذَیفَه بن اُسَید غِفاری از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْأَئِمَّةُ بَعْدِی مِنْ عِتْرَتِی عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ عِلْمِی وَ فَهْمِی فَلَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ اتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امامان پس از من از عترتم به عدد نقیبان بنى اسرائیل‌اند، نه نفرشان از صلب حسین‌اند. خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا فرموده است، پس به آنان چیزى‏ یاد ندهید؛ زیرا آنها از شما داناترند و از ایشان پیروى كنید؛ زیرا كه ایشان با حق و حق با آنهاست‏.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ابو ایوب انصاری که از صحابه نامدار پیامبر خدا بود از ایشان نقل کرده که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی یُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ كَما قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِیلِ وَ ابْناهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ سِبْطای مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمامانِ إن قاما أَوْ قَعَدا وَ أَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدَ الْحُسَینِ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِهِ وَ مِنْهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَقُومُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ كَما قُمْتُ فی أَوَّلِهِ، یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی با حق است و حق با او و اوست امام و جانشین پس از من. بر مبنای باطن قرآن نبرد می‌كند همان‌گونه كه من بر مبنای ظاهرش پیكار كردم. دو پسرش حسن و حسین، دو سبط من از این امت‌اند. چه قیام كنند و چه نكنند، امام هستند و پدرشان از آن‌دو بهتر است و امامان بعد از حسین نُه تن از صلب او می‌باشند و از میان آنان است قائمی كه در آخر الزمان بر می‌خیزد، همان‌گونه كه من در اولش بپاخاستم؛ او دژهای گم‌راهی را فتح می‌كند.&amp;lt;ref&amp;gt;در روایات شیعی ظاهر و تنزیل قرآن به یك معنا و باطن و تأویل آن هم معادل یكدیگرند. منظور از تنزیل قرآن، اموری است كه به مناسبت آنها، آیه شریفه نازل شده است و تأویل قرآن، مواردی است كه با امور مزبور شباهت دارد و حكم هر دو یكی است. تشخیص حدّ شباهت كه موجب شود حكم آیه‌ای كه در مورد گذشتگان نازل شده، بر آیندگان هم تطبیق كند و جاری شود، به عهده حاملان معصوم علوم قرآن است. به عنوان مثال به روایت زیر بنگرید: عَنْ فُضَیلِ بْنِ یسَارٍ قَالَ: سَألْتُ أبا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَایةِ ما مِنَ الْقُرْآنِ آیةٌ إلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ یكُنْ یجْرِی كَمَا یجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَی‏ءٍ مِنْهُ یكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا یكُونُ عَلَى الْأَحْیاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُه‏. بصائر الدرجات، ج‏۱، ص: ۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در روایتی دیگر از همين شخص آمده که رسول خدا فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من آقای پیامبران ام و علی آقای جانشینان پیامبران و دو سبط من برترین اسباط اند و از ماست پیشوایان معصوم از صلب حسین و از ماست مهدی این امّت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا اعرابی‌ای برخاست و پرسید: ای رسول خدا! امامان پس از تو چند نفرند؟ فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تعداد سبط‌های بنی‌اسرائیل و حواریان عیسی و نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن عباس از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده که ایشان فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إنَّ خُلَفَائِی و أوْصِیائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ؛ أوَّلُهُمْ أخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدی&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانشینان من، وصایت‌دارانِ من و حجت‌های الهی بر خلق پس از من، دوازده کس‌اند؛ نخستینشان برادر من است و واپسینشان فرزند من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پرسیدند: یا رسول اللّه، برادر شما (که اولین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِیُّ بْنُ أبی‌طالِبٍ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;گفتند: پسرتان (که آخرین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ الَّذی یَمْلَأُها قِسْطاً وَ عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ، فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الأرْضُ بِنورِهِ وَ یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مقصود از پسرم) همان مهدی است که زمین را از قسط و داد پر خواهد کرد؛ چنان که از بیداد و ستم پر شده باشد. سوگند به آن که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، اگر تنها یک روز از عمر جهان مانده باشد، خداوند آن روز را بلند می‌دارد تا پسرم مهدی در آن، به پا خیزد. آن‌گاه روح اللّه عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز بگزارد. زمین به فروغ او تابناک شود و پادشاهی‌اش به خاور و باختر رسد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اهل سنّت از عبداللّه بن مسعود نیز نقل می‌کنند که چون وی به عراق آمد برای مدتی به آموزش قرآن به مردم عراق پرداخت. در یکی از مجالس درس قرآن، مردی از او پرسید که آیا شما هرگز از رسول خدا نپرسیدید که چند جانشین برای او خواهد بود که زمام این امت را به دست می‌گیرند؟ ابن مسعود پاسخ داد: از زمانی که به عراق وارد شده‌ام کسی از من چنین سوالی نپرسیده بود. آری از پیامبر پرسیدیم و ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إثْنَا عَشَرَ کَعِدّةِ نُقَباءِ بَنی إِسْرائیلَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد، ج ۱، ص ۳۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوازده تن، هم‌شمارِ نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسلم نیشابوری نیز در صحیح خود از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حَتَّى یَمْضِی فیهِمْ اثْنا عَشَرَ خَلِیفَة&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج۶، ص ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به درستی كه این امر (یعنی آیین اسلام) برچیده نمی‌شود تا در میان امت دوازده خلیفه ظاهر شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در برخی روایات اهل سنت آمده که با از بین رفتن این دوازده خلیفه بزرگوار، امان از اهل زمین برداشته می‌شود. در کنز العمال از انس بن مالک نقل شده که پیامبر فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لَن یَزَالُ هَذَا الدِّینُ قائِماً إِلَى اثْنَی عَشَرَ مِنْ قُرَیشٍ؛ فَإِذا هَلَکوا ماجَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِها&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۱۲، ص ۳۴؛ ح ۳۳۸۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همواره این دین پابرجاست تا آنكه دوازده (خلیفه) از قریش بیایند؛ پس چون از دنیا بروند، زمین اهلش را فرو می‌برد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مضمون در روایات شیعه نیز به وفور دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عارف نامدار اهل سنّت، محی‌الدین عربی نیز روایتی را درباره مهدی موعود &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‌کند که گواه عصمت آن بزرگوار است. وی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در توصیف مهدی روایت است که [پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;] فرمود: او (مهدی) پیرو و دنباله‌رو راه من است و خطا نمی‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوحات المكیة، ابن العربی، ج ۳ ، ص ۳۳۲؛ &amp;quot; وَرَدَ الخَبرُ فی صِفَةِ المَهدیِّ أنّهُ قالَ: یَقفُو أثَری لا یُخطِئُ&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الاثر» ۳۱۰ روایت حاکی از دوازده‏‌گانه بودن ائمّه و خلفای پیامبر گردآوری شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; از مجموع ۳۱۰ روایت، ۱۶۱ حدیث در مقام تشریح خصوصیات و احیاناً ذکر اسامی هر دوازده خلیفه یا برخی از آنها صادر گردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً گفته‌‏اند که اولین آن پیشوایان حضرت علی‌بن ابی‌طالب و آخرین آن‏ها حضرت مهدی است؛ یا آنکه مانند آنچه در حدیث لوح حضرت فاطمه آمده نام اوصیای پیامبر و امیرالمومنین علی ذکر گردیده است. از این میان در بیش از ۵۰ روایت به نام تک‌تک امامان امّت تصریح گردیده و در انتها از حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر این اَسناد روایی، روشن است که آن مهدی موعود و آن منجی مسعود، یکی از امامان دوازده‏‌گانه و دقیقاً آخرین ایشان است. او یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر است که امور امّت و امر امامت، یکی پس از دیگری به آنان سپرده می‏‌شود و مردم زمانشان به شناخت ایشان موظّف‌اند. به همین دلیل نمی‌توان پنداشت که مهدی امّت تنها یک مصلح اجتماعی برخاسته از اقشار معمول جامعه باشد. او یکی از دوازده چهره شاخص پس از پیامبر و جانشین آن بزرگوار است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان در مباحث امامت به تفصیل روشن ساخته‌اند که جانشین پیامبر باید شبیه او باشد تا بتواند در جایگاه حضرتش بنشیند و بنایی را که رسول خاتم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بنیان نهاده است اداره کند. به همین دلیل خلیفه رسول اللّه، در تمام شؤون پیامبر (به جز اخذ وحی قرآن و تشریع سنن جاودانه) باید کمالات پیامبر را داشته باشد. از آن جمله امام باید در موارد ذیل صاحب کمالات پیامبر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# علم کامل به قرآن و سنّت پیامبر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
## عصمت و پاکی از هر گناه و زشتی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصیات دیگری نیز برای امام لازم و ضروری است که به جهت اختصار، از ذکر آن‌ها در این جا خودداری می‏‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1451</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1451"/>
		<updated>2026-08-20T16:41:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت =&lt;br /&gt;
ایشان یک نجات‏‌بخش عادی برخاسته از متن جامعه نیست؛ بلکه حجّت الاهی، جانشین پیامبر، تأیید شده با علوم ربّانی و معصوم از تمامی ناپاکی‏‌های ظلمانی است. آشنایی با این ویژگی (یعنی خلافت و امامت آن حضرت) و شؤون مربوط به آن (هم‌چون علم به قرآن و سنّت و نیز عصمت و پاکی از نقایص) به ما در شناخت مدّعیان دروغین مهدویت از صاحب اصلی این منصب الاهی کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام فرقه‌‏های مسلمان (اعمّ از شیعه و سنّی) از رسول خدا و اهل بیت ایشان روایت کرده‌‏اند که پیامبر خدا ۱۲ جانشین خواهد داشت و خداوند به وسیله‌ی این ۱۲ تن، دین خود را بر پا می‏دارد. در روایات شیعه به ویژه بیان شده است که این افراد برخوردار از کمالاتی همچون علم و عصمت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حُذَیفَه بن اُسَید غِفاری از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْأَئِمَّةُ بَعْدِی مِنْ عِتْرَتِی عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ عِلْمِی وَ فَهْمِی فَلَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ اتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امامان پس از من از عترتم به عدد نقیبان بنى اسرائیل‌اند، نه نفرشان از صلب حسین‌اند. خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا فرموده است، پس به آنان چیزى‏ یاد ندهید؛ زیرا آنها از شما داناترند و از ایشان پیروى كنید؛ زیرا كه ایشان با حق و حق با آنهاست‏.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ابو ایوب انصاری که از صحابه نامدار پیامبر خدا بود از ایشان نقل کرده که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی یُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ كَما قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِیلِ وَ ابْناهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ سِبْطای مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمامانِ إن قاما أَوْ قَعَدا وَ أَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدَ الْحُسَینِ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِهِ وَ مِنْهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَقُومُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ كَما قُمْتُ فی أَوَّلِهِ، یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی با حق است و حق با او و اوست امام و جانشین پس از من. بر مبنای باطن قرآن نبرد می‌كند همان‌گونه كه من بر مبنای ظاهرش پیكار كردم. دو پسرش حسن و حسین، دو سبط من از این امت‌اند. چه قیام كنند و چه نكنند، امام هستند و پدرشان از آن‌دو بهتر است و امامان بعد از حسین نُه تن از صلب او می‌باشند و از میان آنان است قائمی كه در آخر الزمان بر می‌خیزد، همان‌گونه كه من در اولش بپاخاستم؛ او دژهای گم‌راهی را فتح می‌كند.&amp;lt;ref&amp;gt;در روایات شیعی ظاهر و تنزیل قرآن به یك معنا و باطن و تأویل آن هم معادل یكدیگرند. منظور از تنزیل قرآن، اموری است كه به مناسبت آنها، آیه شریفه نازل شده است و تأویل قرآن، مواردی است كه با امور مزبور شباهت دارد و حكم هر دو یكی است. تشخیص حدّ شباهت كه موجب شود حكم آیه‌ای كه در مورد گذشتگان نازل شده، بر آیندگان هم تطبیق كند و جاری شود، به عهده حاملان معصوم علوم قرآن است. به عنوان مثال به روایت زیر بنگرید: عَنْ فُضَیلِ بْنِ یسَارٍ قَالَ: سَألْتُ أبا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَایةِ ما مِنَ الْقُرْآنِ آیةٌ إلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ یكُنْ یجْرِی كَمَا یجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَی‏ءٍ مِنْهُ یكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا یكُونُ عَلَى الْأَحْیاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُه‏. بصائر الدرجات، ج‏۱، ص: ۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در روایتی دیگر از همين شخص آمده که رسول خدا فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من آقای پیامبران ام و علی آقای جانشینان پیامبران و دو سبط من برترین اسباط اند و از ماست پیشوایان معصوم از صلب حسین و از ماست مهدی این امّت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا اعرابی‌ای برخاست و پرسید: ای رسول خدا! امامان پس از تو چند نفرند؟ فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تعداد سبط‌های بنی‌اسرائیل و حواریان عیسی و نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن عباس از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده که ایشان فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إنَّ خُلَفَائِی و أوْصِیائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ؛ أوَّلُهُمْ أخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدی&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانشینان من، وصایت‌دارانِ من و حجت‌های الهی بر خلق پس از من، دوازده کس‌اند؛ نخستینشان برادر من است و واپسینشان فرزند من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پرسیدند: یا رسول اللّه، برادر شما (که اولین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِیُّ بْنُ أبی‌طالِبٍ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;گفتند: پسرتان (که آخرین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ الَّذی یَمْلَأُها قِسْطاً وَ عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ، فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الأرْضُ بِنورِهِ وَ یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مقصود از پسرم) همان مهدی است که زمین را از قسط و داد پر خواهد کرد؛ چنان که از بیداد و ستم پر شده باشد. سوگند به آن که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، اگر تنها یک روز از عمر جهان مانده باشد، خداوند آن روز را بلند می‌دارد تا پسرم مهدی در آن، به پا خیزد. آن‌گاه روح اللّه عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز بگزارد. زمین به فروغ او تابناک شود و پادشاهی‌اش به خاور و باختر رسد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اهل سنّت از عبداللّه بن مسعود نیز نقل می‌کنند که چون وی به عراق آمد برای مدتی به آموزش قرآن به مردم عراق پرداخت. در یکی از مجالس درس قرآن، مردی از او پرسید که آیا شما هرگز از رسول خدا نپرسیدید که چند جانشین برای او خواهد بود که زمام این امت را به دست می‌گیرند؟ ابن مسعود پاسخ داد: از زمانی که به عراق وارد شده‌ام کسی از من چنین سوالی نپرسیده بود. آری از پیامبر پرسیدیم و ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إثْنَا عَشَرَ کَعِدّةِ نُقَباءِ بَنی إِسْرائیلَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد، ج ۱، ص ۳۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوازده تن، هم‌شمارِ نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسلم نیشابوری نیز در صحیح خود از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حَتَّى یَمْضِی فیهِمْ اثْنا عَشَرَ خَلِیفَة&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج۶، ص ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به درستی كه این امر (یعنی آیین اسلام) برچیده نمی‌شود تا در میان امت دوازده خلیفه ظاهر شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در برخی روایات اهل سنت آمده که با از بین رفتن این دوازده خلیفه بزرگوار، امان از اهل زمین برداشته می‌شود. در کنز العمال از انس بن مالک نقل شده که پیامبر فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لَن یَزَالُ هَذَا الدِّینُ قائِماً إِلَى اثْنَی عَشَرَ مِنْ قُرَیشٍ؛ فَإِذا هَلَکوا ماجَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِها&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۱۲، ص ۳۴؛ ح ۳۳۸۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همواره این دین پابرجاست تا آنكه دوازده (خلیفه) از قریش بیایند؛ پس چون از دنیا بروند، زمین اهلش را فرو می‌برد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مضمون در روایات شیعه نیز به وفور دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عارف نامدار اهل سنّت، محی‌الدین عربی نیز روایتی را درباره مهدی موعود &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‌کند که گواه عصمت آن بزرگوار است. وی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در توصیف مهدی روایت است که [پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;] فرمود: او (مهدی) پیرو و دنباله‌رو راه من است و خطا نمی‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوحات المكیة، ابن العربی، ج ۳ ، ص ۳۳۲؛ &amp;quot; وَرَدَ الخَبرُ فی صِفَةِ المَهدیِّ أنّهُ قالَ: یَقفُو أثَری لا یُخطِئُ&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الاثر» ۳۱۰ روایت حاکی از دوازده‏‌گانه بودن ائمّه و خلفای پیامبر گردآوری شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; از مجموع ۳۱۰ روایت، ۱۶۱ حدیث در مقام تشریح خصوصیات و احیاناً ذکر اسامی هر دوازده خلیفه یا برخی از آنها صادر گردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً گفته‌‏اند که اولین آن پیشوایان حضرت علی‌بن ابی‌طالب و آخرین آن‏ها حضرت مهدی است؛ یا آنکه مانند آنچه در حدیث لوح حضرت فاطمه آمده نام اوصیای پیامبر و امیرالمومنین علی ذکر گردیده است. از این میان در بیش از ۵۰ روایت به نام تک‌تک امامان امّت تصریح گردیده و در انتها از حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر این اَسناد روایی، روشن است که آن مهدی موعود و آن منجی مسعود، یکی از امامان دوازده‏‌گانه و دقیقاً آخرین ایشان است. او یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر است که امور امّت و امر امامت، یکی پس از دیگری به آنان سپرده می‏‌شود و مردم زمانشان به شناخت ایشان موظّف‌اند. به همین دلیل نمی‌توان پنداشت که مهدی امّت تنها یک مصلح اجتماعی برخاسته از اقشار معمول جامعه باشد. او یکی از دوازده چهره شاخص پس از پیامبر و جانشین آن بزرگوار است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان در مباحث امامت به تفصیل روشن ساخته‌اند که جانشین پیامبر باید شبیه او باشد تا بتواند در جایگاه حضرتش بنشیند و بنایی را که رسول خاتم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بنیان نهاده است اداره کند. به همین دلیل خلیفه رسول اللّه، در تمام شؤون پیامبر (به جز اخذ وحی قرآن و تشریع سنن جاودانه) باید کمالات پیامبر را داشته باشد. از آن جمله امام باید در موارد ذیل صاحب کمالات پیامبر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# علم کامل به قرآن و سنّت پیامبر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# عصمت و پاکی از هر گناه و زشتی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصیات دیگری نیز برای امام لازم و ضروری است که به جهت اختصار، از ذکر آن‌ها در این جا خودداری می‏‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1450</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1450"/>
		<updated>2026-08-20T16:41:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت =&lt;br /&gt;
ایشان یک نجات‏‌بخش عادی برخاسته از متن جامعه نیست؛ بلکه حجّت الاهی، جانشین پیامبر، تأیید شده با علوم ربّانی و معصوم از تمامی ناپاکی‏‌های ظلمانی است. آشنایی با این ویژگی (یعنی خلافت و امامت آن حضرت) و شؤون مربوط به آن (هم‌چون علم به قرآن و سنّت و نیز عصمت و پاکی از نقایص) به ما در شناخت مدّعیان دروغین مهدویت از صاحب اصلی این منصب الاهی کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام فرقه‌‏های مسلمان (اعمّ از شیعه و سنّی) از رسول خدا و اهل بیت ایشان روایت کرده‌‏اند که پیامبر خدا ۱۲ جانشین خواهد داشت و خداوند به وسیله‌ی این ۱۲ تن، دین خود را بر پا می‏دارد. در روایات شیعه به ویژه بیان شده است که این افراد برخوردار از کمالاتی همچون علم و عصمت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حُذَیفَه بن اُسَید غِفاری از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْأَئِمَّةُ بَعْدِی مِنْ عِتْرَتِی عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ عِلْمِی وَ فَهْمِی فَلَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ اتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امامان پس از من از عترتم به عدد نقیبان بنى اسرائیل‌اند، نه نفرشان از صلب حسین‌اند. خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا فرموده است، پس به آنان چیزى‏ یاد ندهید؛ زیرا آنها از شما داناترند و از ایشان پیروى كنید؛ زیرا كه ایشان با حق و حق با آنهاست‏.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ابو ایوب انصاری که از صحابه نامدار پیامبر خدا بود از ایشان نقل کرده که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی یُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ كَما قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِیلِ وَ ابْناهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ سِبْطای مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمامانِ إن قاما أَوْ قَعَدا وَ أَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدَ الْحُسَینِ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِهِ وَ مِنْهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَقُومُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ كَما قُمْتُ فی أَوَّلِهِ، یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی با حق است و حق با او و اوست امام و جانشین پس از من. بر مبنای باطن قرآن نبرد می‌كند همان‌گونه كه من بر مبنای ظاهرش پیكار كردم. دو پسرش حسن و حسین، دو سبط من از این امت‌اند. چه قیام كنند و چه نكنند، امام هستند و پدرشان از آن‌دو بهتر است و امامان بعد از حسین نُه تن از صلب او می‌باشند و از میان آنان است قائمی كه در آخر الزمان بر می‌خیزد، همان‌گونه كه من در اولش بپاخاستم؛ او دژهای گم‌راهی را فتح می‌كند.&amp;lt;ref&amp;gt;در روایات شیعی ظاهر و تنزیل قرآن به یك معنا و باطن و تأویل آن هم معادل یكدیگرند. منظور از تنزیل قرآن، اموری است كه به مناسبت آنها، آیه شریفه نازل شده است و تأویل قرآن، مواردی است كه با امور مزبور شباهت دارد و حكم هر دو یكی است. تشخیص حدّ شباهت كه موجب شود حكم آیه‌ای كه در مورد گذشتگان نازل شده، بر آیندگان هم تطبیق كند و جاری شود، به عهده حاملان معصوم علوم قرآن است. به عنوان مثال به روایت زیر بنگرید: عَنْ فُضَیلِ بْنِ یسَارٍ قَالَ: سَألْتُ أبا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَایةِ ما مِنَ الْقُرْآنِ آیةٌ إلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ یكُنْ یجْرِی كَمَا یجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَی‏ءٍ مِنْهُ یكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا یكُونُ عَلَى الْأَحْیاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُه‏. بصائر الدرجات، ج‏۱، ص: ۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در روایتی دیگر از همين شخص آمده که رسول خدا فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من آقای پیامبران ام و علی آقای جانشینان پیامبران و دو سبط من برترین اسباط اند و از ماست پیشوایان معصوم از صلب حسین و از ماست مهدی این امّت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا اعرابی‌ای برخاست و پرسید: ای رسول خدا! امامان پس از تو چند نفرند؟ فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تعداد سبط‌های بنی‌اسرائیل و حواریان عیسی و نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن عباس از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده که ایشان فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إنَّ خُلَفَائِی و أوْصِیائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ؛ أوَّلُهُمْ أخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدی&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانشینان من، وصایت‌دارانِ من و حجت‌های الهی بر خلق پس از من، دوازده کس‌اند؛ نخستینشان برادر من است و واپسینشان فرزند من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پرسیدند: یا رسول اللّه، برادر شما (که اولین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِیُّ بْنُ أبی‌طالِبٍ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;گفتند: پسرتان (که آخرین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ الَّذی یَمْلَأُها قِسْطاً وَ عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ، فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الأرْضُ بِنورِهِ وَ یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مقصود از پسرم) همان مهدی است که زمین را از قسط و داد پر خواهد کرد؛ چنان که از بیداد و ستم پر شده باشد. سوگند به آن که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، اگر تنها یک روز از عمر جهان مانده باشد، خداوند آن روز را بلند می‌دارد تا پسرم مهدی در آن، به پا خیزد. آن‌گاه روح اللّه عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز بگزارد. زمین به فروغ او تابناک شود و پادشاهی‌اش به خاور و باختر رسد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اهل سنّت از عبداللّه بن مسعود نیز نقل می‌کنند که چون وی به عراق آمد برای مدتی به آموزش قرآن به مردم عراق پرداخت. در یکی از مجالس درس قرآن، مردی از او پرسید که آیا شما هرگز از رسول خدا نپرسیدید که چند جانشین برای او خواهد بود که زمام این امت را به دست می‌گیرند؟ ابن مسعود پاسخ داد: از زمانی که به عراق وارد شده‌ام کسی از من چنین سوالی نپرسیده بود. آری از پیامبر پرسیدیم و ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إثْنَا عَشَرَ کَعِدّةِ نُقَباءِ بَنی إِسْرائیلَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد، ج ۱، ص ۳۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوازده تن، هم‌شمارِ نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسلم نیشابوری نیز در صحیح خود از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حَتَّى یَمْضِی فیهِمْ اثْنا عَشَرَ خَلِیفَة&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج۶، ص ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به درستی كه این امر (یعنی آیین اسلام) برچیده نمی‌شود تا در میان امت دوازده خلیفه ظاهر شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در برخی روایات اهل سنت آمده که با از بین رفتن این دوازده خلیفه بزرگوار، امان از اهل زمین برداشته می‌شود. در کنز العمال از انس بن مالک نقل شده که پیامبر فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لَن یَزَالُ هَذَا الدِّینُ قائِماً إِلَى اثْنَی عَشَرَ مِنْ قُرَیشٍ؛ فَإِذا هَلَکوا ماجَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِها&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۱۲، ص ۳۴؛ ح ۳۳۸۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همواره این دین پابرجاست تا آنكه دوازده (خلیفه) از قریش بیایند؛ پس چون از دنیا بروند، زمین اهلش را فرو می‌برد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مضمون در روایات شیعه نیز به وفور دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عارف نامدار اهل سنّت، محی‌الدین عربی نیز روایتی را درباره مهدی موعود &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‌کند که گواه عصمت آن بزرگوار است. وی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در توصیف مهدی روایت است که [پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;] فرمود: او (مهدی) پیرو و دنباله‌رو راه من است و خطا نمی‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوحات المكیة، ابن العربی، ج ۳ ، ص ۳۳۲؛ &amp;quot; وَرَدَ الخَبرُ فی صِفَةِ المَهدیِّ أنّهُ قالَ: یَقفُو أثَری لا یُخطِئُ&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الاثر» ۳۱۰ روایت حاکی از دوازده‏‌گانه بودن ائمّه و خلفای پیامبر گردآوری شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; از مجموع ۳۱۰ روایت، ۱۶۱ حدیث در مقام تشریح خصوصیات و احیاناً ذکر اسامی هر دوازده خلیفه یا برخی از آنها صادر گردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً گفته‌‏اند که اولین آن پیشوایان حضرت علی‌بن ابی‌طالب و آخرین آن‏ها حضرت مهدی است؛ یا آنکه مانند آنچه در حدیث لوح حضرت فاطمه آمده نام اوصیای پیامبر و امیرالمومنین علی ذکر گردیده است. از این میان در بیش از ۵۰ روایت به نام تک‌تک امامان امّت تصریح گردیده و در انتها از حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر این اَسناد روایی، روشن است که آن مهدی موعود و آن منجی مسعود، یکی از امامان دوازده‏‌گانه و دقیقاً آخرین ایشان است. او یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر است که امور امّت و امر امامت، یکی پس از دیگری به آنان سپرده می‏‌شود و مردم زمانشان به شناخت ایشان موظّف‌اند. به همین دلیل نمی‌توان پنداشت که مهدی امّت تنها یک مصلح اجتماعی برخاسته از اقشار معمول جامعه باشد. او یکی از دوازده چهره شاخص پس از پیامبر و جانشین آن بزرگوار است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان در مباحث امامت به تفصیل روشن ساخته‌اند که جانشین پیامبر باید شبیه او باشد تا بتواند در جایگاه حضرتش بنشیند و بنایی را که رسول خاتم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بنیان نهاده است اداره کند. به همین دلیل خلیفه رسول اللّه، در تمام شؤون پیامبر (به جز اخذ وحی قرآن و تشریع سنن جاودانه) باید کمالات پیامبر را داشته باشد. از آن جمله امام باید در موارد ذیل صاحب کمالات پیامبر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# علم کامل به قرآن و سنّت پیامبر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. عصمت و پاکی از هر گناه و زشتی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصیات دیگری نیز برای امام لازم و ضروری است که به جهت اختصار، از ذکر آن‌ها در این جا خودداری می‏‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1449</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1449"/>
		<updated>2026-08-20T16:40:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت =&lt;br /&gt;
ایشان یک نجات‏‌بخش عادی برخاسته از متن جامعه نیست؛ بلکه حجّت الاهی، جانشین پیامبر، تأیید شده با علوم ربّانی و معصوم از تمامی ناپاکی‏‌های ظلمانی است. آشنایی با این ویژگی (یعنی خلافت و امامت آن حضرت) و شؤون مربوط به آن (هم‌چون علم به قرآن و سنّت و نیز عصمت و پاکی از نقایص) به ما در شناخت مدّعیان دروغین مهدویت از صاحب اصلی این منصب الاهی کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام فرقه‌‏های مسلمان (اعمّ از شیعه و سنّی) از رسول خدا و اهل بیت ایشان روایت کرده‌‏اند که پیامبر خدا ۱۲ جانشین خواهد داشت و خداوند به وسیله‌ی این ۱۲ تن، دین خود را بر پا می‏دارد. در روایات شیعه به ویژه بیان شده است که این افراد برخوردار از کمالاتی همچون علم و عصمت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حُذَیفَه بن اُسَید غِفاری از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْأَئِمَّةُ بَعْدِی مِنْ عِتْرَتِی عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ عِلْمِی وَ فَهْمِی فَلَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ اتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;امامان پس از من از عترتم به عدد نقیبان بنى اسرائیل‌اند، نه نفرشان از صلب حسین‌اند. خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا فرموده است، پس به آنان چیزى‏ یاد ندهید؛ زیرا آنها از شما داناترند و از ایشان پیروى كنید؛ زیرا كه ایشان با حق و حق با آنهاست‏. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;ابو ایوب انصاری که از صحابه نامدار پیامبر خدا بود از ایشان نقل کرده که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی یُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ كَما قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِیلِ وَ ابْناهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ سِبْطای مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمامانِ إن قاما أَوْ قَعَدا وَ أَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدَ الْحُسَینِ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِهِ وَ مِنْهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَقُومُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ كَما قُمْتُ فی أَوَّلِهِ، یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی با حق است و حق با او و اوست امام و جانشین پس از من. بر مبنای باطن قرآن نبرد می‌كند همان‌گونه كه من بر مبنای ظاهرش پیكار كردم. دو پسرش حسن و حسین، دو سبط من از این امت‌اند. چه قیام كنند و چه نكنند، امام هستند و پدرشان از آن‌دو بهتر است و امامان بعد از حسین نُه تن از صلب او می‌باشند و از میان آنان است قائمی كه در آخر الزمان بر می‌خیزد، همان‌گونه كه من در اولش بپاخاستم؛ او دژهای گم‌راهی را فتح می‌كند.&amp;lt;ref&amp;gt;در روایات شیعی ظاهر و تنزیل قرآن به یك معنا و باطن و تأویل آن هم معادل یكدیگرند. منظور از تنزیل قرآن، اموری است كه به مناسبت آنها، آیه شریفه نازل شده است و تأویل قرآن، مواردی است كه با امور مزبور شباهت دارد و حكم هر دو یكی است. تشخیص حدّ شباهت كه موجب شود حكم آیه‌ای كه در مورد گذشتگان نازل شده، بر آیندگان هم تطبیق كند و جاری شود، به عهده حاملان معصوم علوم قرآن است. به عنوان مثال به روایت زیر بنگرید: عَنْ فُضَیلِ بْنِ یسَارٍ قَالَ: سَألْتُ أبا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَایةِ ما مِنَ الْقُرْآنِ آیةٌ إلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ یكُنْ یجْرِی كَمَا یجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَی‏ءٍ مِنْهُ یكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا یكُونُ عَلَى الْأَحْیاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُه‏. بصائر الدرجات، ج‏۱، ص: ۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در روایتی دیگر از همين شخص آمده که رسول خدا فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من آقای پیامبران ام و علی آقای جانشینان پیامبران و دو سبط من برترین اسباط اند و از ماست پیشوایان معصوم از صلب حسین و از ماست مهدی این امّت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا اعرابی‌ای برخاست و پرسید: ای رسول خدا! امامان پس از تو چند نفرند؟ فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تعداد سبط‌های بنی‌اسرائیل و حواریان عیسی و نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن عباس از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده که ایشان فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إنَّ خُلَفَائِی و أوْصِیائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ؛ أوَّلُهُمْ أخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدی&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانشینان من، وصایت‌دارانِ من و حجت‌های الهی بر خلق پس از من، دوازده کس‌اند؛ نخستینشان برادر من است و واپسینشان فرزند من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پرسیدند: یا رسول اللّه، برادر شما (که اولین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِیُّ بْنُ أبی‌طالِبٍ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;گفتند: پسرتان (که آخرین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ الَّذی یَمْلَأُها قِسْطاً وَ عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ، فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الأرْضُ بِنورِهِ وَ یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مقصود از پسرم) همان مهدی است که زمین را از قسط و داد پر خواهد کرد؛ چنان که از بیداد و ستم پر شده باشد. سوگند به آن که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، اگر تنها یک روز از عمر جهان مانده باشد، خداوند آن روز را بلند می‌دارد تا پسرم مهدی در آن، به پا خیزد. آن‌گاه روح اللّه عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز بگزارد. زمین به فروغ او تابناک شود و پادشاهی‌اش به خاور و باختر رسد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اهل سنّت از عبداللّه بن مسعود نیز نقل می‌کنند که چون وی به عراق آمد برای مدتی به آموزش قرآن به مردم عراق پرداخت. در یکی از مجالس درس قرآن، مردی از او پرسید که آیا شما هرگز از رسول خدا نپرسیدید که چند جانشین برای او خواهد بود که زمام این امت را به دست می‌گیرند؟ ابن مسعود پاسخ داد: از زمانی که به عراق وارد شده‌ام کسی از من چنین سوالی نپرسیده بود. آری از پیامبر پرسیدیم و ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إثْنَا عَشَرَ کَعِدّةِ نُقَباءِ بَنی إِسْرائیلَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد، ج ۱، ص ۳۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوازده تن، هم‌شمارِ نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسلم نیشابوری نیز در صحیح خود از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حَتَّى یَمْضِی فیهِمْ اثْنا عَشَرَ خَلِیفَة&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج۶، ص ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به درستی كه این امر (یعنی آیین اسلام) برچیده نمی‌شود تا در میان امت دوازده خلیفه ظاهر شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در برخی روایات اهل سنت آمده که با از بین رفتن این دوازده خلیفه بزرگوار، امان از اهل زمین برداشته می‌شود. در کنز العمال از انس بن مالک نقل شده که پیامبر فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لَن یَزَالُ هَذَا الدِّینُ قائِماً إِلَى اثْنَی عَشَرَ مِنْ قُرَیشٍ؛ فَإِذا هَلَکوا ماجَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِها&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۱۲، ص ۳۴؛ ح ۳۳۸۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همواره این دین پابرجاست تا آنكه دوازده (خلیفه) از قریش بیایند؛ پس چون از دنیا بروند، زمین اهلش را فرو می‌برد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مضمون در روایات شیعه نیز به وفور دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عارف نامدار اهل سنّت، محی‌الدین عربی نیز روایتی را درباره مهدی موعود &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‌کند که گواه عصمت آن بزرگوار است. وی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در توصیف مهدی روایت است که [پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;] فرمود: او (مهدی) پیرو و دنباله‌رو راه من است و خطا نمی‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوحات المكیة، ابن العربی، ج ۳ ، ص ۳۳۲؛ &amp;quot; وَرَدَ الخَبرُ فی صِفَةِ المَهدیِّ أنّهُ قالَ: یَقفُو أثَری لا یُخطِئُ&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الاثر» ۳۱۰ روایت حاکی از دوازده‏‌گانه بودن ائمّه و خلفای پیامبر گردآوری شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; از مجموع ۳۱۰ روایت، ۱۶۱ حدیث در مقام تشریح خصوصیات و احیاناً ذکر اسامی هر دوازده خلیفه یا برخی از آنها صادر گردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً گفته‌‏اند که اولین آن پیشوایان حضرت علی‌بن ابی‌طالب و آخرین آن‏ها حضرت مهدی است؛ یا آنکه مانند آنچه در حدیث لوح حضرت فاطمه آمده نام اوصیای پیامبر و امیرالمومنین علی ذکر گردیده است. از این میان در بیش از ۵۰ روایت به نام تک‌تک امامان امّت تصریح گردیده و در انتها از حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر این اَسناد روایی، روشن است که آن مهدی موعود و آن منجی مسعود، یکی از امامان دوازده‏‌گانه و دقیقاً آخرین ایشان است. او یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر است که امور امّت و امر امامت، یکی پس از دیگری به آنان سپرده می‏‌شود و مردم زمانشان به شناخت ایشان موظّف‌اند. به همین دلیل نمی‌توان پنداشت که مهدی امّت تنها یک مصلح اجتماعی برخاسته از اقشار معمول جامعه باشد. او یکی از دوازده چهره شاخص پس از پیامبر و جانشین آن بزرگوار است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان در مباحث امامت به تفصیل روشن ساخته‌اند که جانشین پیامبر باید شبیه او باشد تا بتواند در جایگاه حضرتش بنشیند و بنایی را که رسول خاتم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بنیان نهاده است اداره کند. به همین دلیل خلیفه رسول اللّه، در تمام شؤون پیامبر (به جز اخذ وحی قرآن و تشریع سنن جاودانه) باید کمالات پیامبر را داشته باشد. از آن جمله امام باید در موارد ذیل صاحب کمالات پیامبر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# علم کامل به قرآن و سنّت پیامبر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. عصمت و پاکی از هر گناه و زشتی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصیات دیگری نیز برای امام لازم و ضروری است که به جهت اختصار، از ذکر آن‌ها در این جا خودداری می‏‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1448</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1448"/>
		<updated>2026-08-20T16:38:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت =&lt;br /&gt;
ایشان یک نجات‏‌بخش عادی برخاسته از متن جامعه نیست؛ بلکه حجّت الاهی، جانشین پیامبر، تأیید شده با علوم ربّانی و معصوم از تمامی ناپاکی‏‌های ظلمانی است. آشنایی با این ویژگی (یعنی خلافت و امامت آن حضرت) و شؤون مربوط به آن (هم‌چون علم به قرآن و سنّت و نیز عصمت و پاکی از نقایص) به ما در شناخت مدّعیان دروغین مهدویت از صاحب اصلی این منصب الاهی کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام فرقه‌‏های مسلمان (اعمّ از شیعه و سنّی) از رسول خدا و اهل بیت ایشان روایت کرده‌‏اند که پیامبر خدا ۱۲ جانشین خواهد داشت و خداوند به وسیله‌ی این ۱۲ تن، دین خود را بر پا می‏دارد. در روایات شیعه به ویژه بیان شده است که این افراد برخوردار از کمالاتی همچون علم و عصمت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حُذَیفَه بن اُسَید غِفاری از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْأَئِمَّةُ بَعْدِی مِنْ عِتْرَتِی عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ عِلْمِی وَ فَهْمِی فَلَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ اتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امامان پس از من از عترتم به عدد نقیبان بنى اسرائیل‌اند، نه نفرشان از صلب حسین‌اند. خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا فرموده است، پس به آنان چیزى‏ یاد ندهید؛ زیرا آنها از شما داناترند و از ایشان پیروى كنید؛ زیرا كه ایشان با حق و حق با آنهاست‏.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ابو ایوب انصاری که از صحابه نامدار پیامبر خدا بود از ایشان نقل کرده که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی یُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ كَما قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِیلِ وَ ابْناهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ سِبْطای مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمامانِ إن قاما أَوْ قَعَدا وَ أَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدَ الْحُسَینِ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِهِ وَ مِنْهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَقُومُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ كَما قُمْتُ فی أَوَّلِهِ، یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی با حق است و حق با او و اوست امام و جانشین پس از من. بر مبنای باطن قرآن نبرد می‌كند همان‌گونه كه من بر مبنای ظاهرش پیكار كردم. دو پسرش حسن و حسین، دو سبط من از این امت‌اند. چه قیام كنند و چه نكنند، امام هستند و پدرشان از آن‌دو بهتر است و امامان بعد از حسین نُه تن از صلب او می‌باشند و از میان آنان است قائمی كه در آخر الزمان بر می‌خیزد، همان‌گونه كه من در اولش بپاخاستم؛ او دژهای گم‌راهی را فتح می‌كند.&amp;lt;ref&amp;gt;در روایات شیعی ظاهر و تنزیل قرآن به یك معنا و باطن و تأویل آن هم معادل یكدیگرند. منظور از تنزیل قرآن، اموری است كه به مناسبت آنها، آیه شریفه نازل شده است و تأویل قرآن، مواردی است كه با امور مزبور شباهت دارد و حكم هر دو یكی است. تشخیص حدّ شباهت كه موجب شود حكم آیه‌ای كه در مورد گذشتگان نازل شده، بر آیندگان هم تطبیق كند و جاری شود، به عهده حاملان معصوم علوم قرآن است. به عنوان مثال به روایت زیر بنگرید: عَنْ فُضَیلِ بْنِ یسَارٍ قَالَ: سَألْتُ أبا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَایةِ ما مِنَ الْقُرْآنِ آیةٌ إلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ یكُنْ یجْرِی كَمَا یجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَی‏ءٍ مِنْهُ یكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا یكُونُ عَلَى الْأَحْیاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُه‏. بصائر الدرجات، ج‏۱، ص: ۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در روایتی دیگر از همين شخص آمده که رسول خدا فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من آقای پیامبران ام و علی آقای جانشینان پیامبران و دو سبط من برترین اسباط اند و از ماست پیشوایان معصوم از صلب حسین و از ماست مهدی این امّت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا اعرابی‌ای برخاست و پرسید: ای رسول خدا! امامان پس از تو چند نفرند؟ فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تعداد سبط‌های بنی‌اسرائیل و حواریان عیسی و نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن عباس از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده که ایشان فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إنَّ خُلَفَائِی و أوْصِیائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ؛ أوَّلُهُمْ أخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدی&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانشینان من، وصایت‌دارانِ من و حجت‌های الهی بر خلق پس از من، دوازده کس‌اند؛ نخستینشان برادر من است و واپسینشان فرزند من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پرسیدند: یا رسول اللّه، برادر شما (که اولین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِیُّ بْنُ أبی‌طالِبٍ&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;گفتند: پسرتان (که آخرین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ الَّذی یَمْلَأُها قِسْطاً وَ عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ، فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الأرْضُ بِنورِهِ وَ یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مقصود از پسرم) همان مهدی است که زمین را از قسط و داد پر خواهد کرد؛ چنان که از بیداد و ستم پر شده باشد. سوگند به آن که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، اگر تنها یک روز از عمر جهان مانده باشد، خداوند آن روز را بلند می‌دارد تا پسرم مهدی در آن، به پا خیزد. آن‌گاه روح اللّه عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز بگزارد. زمین به فروغ او تابناک شود و پادشاهی‌اش به خاور و باختر رسد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اهل سنّت از عبداللّه بن مسعود نیز نقل می‌کنند که چون وی به عراق آمد برای مدتی به آموزش قرآن به مردم عراق پرداخت. در یکی از مجالس درس قرآن، مردی از او پرسید که آیا شما هرگز از رسول خدا نپرسیدید که چند جانشین برای او خواهد بود که زمام این امت را به دست می‌گیرند؟ ابن مسعود پاسخ داد: از زمانی که به عراق وارد شده‌ام کسی از من چنین سوالی نپرسیده بود. آری از پیامبر پرسیدیم و ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إثْنَا عَشَرَ کَعِدّةِ نُقَباءِ بَنی إِسْرائیلَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد، ج ۱، ص ۳۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوازده تن، هم‌شمارِ نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسلم نیشابوری نیز در صحیح خود از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حَتَّى یَمْضِی فیهِمْ اثْنا عَشَرَ خَلِیفَة&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج۶، ص ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به درستی كه این امر (یعنی آیین اسلام) برچیده نمی‌شود تا در میان امت دوازده خلیفه ظاهر شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در برخی روایات اهل سنت آمده که با از بین رفتن این دوازده خلیفه بزرگوار، امان از اهل زمین برداشته می‌شود. در کنز العمال از انس بن مالک نقل شده که پیامبر فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لَن یَزَالُ هَذَا الدِّینُ قائِماً إِلَى اثْنَی عَشَرَ مِنْ قُرَیشٍ؛ فَإِذا هَلَکوا ماجَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِها&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۱۲، ص ۳۴؛ ح ۳۳۸۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همواره این دین پابرجاست تا آنكه دوازده (خلیفه) از قریش بیایند؛ پس چون از دنیا بروند، زمین اهلش را فرو می‌برد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مضمون در روایات شیعه نیز به وفور دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عارف نامدار اهل سنّت، محی‌الدین عربی نیز روایتی را درباره مهدی موعود &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‌کند که گواه عصمت آن بزرگوار است. وی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در توصیف مهدی روایت است که [پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;] فرمود: او (مهدی) پیرو و دنباله‌رو راه من است و خطا نمی‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوحات المكیة، ابن العربی، ج ۳ ، ص ۳۳۲؛ &amp;quot; وَرَدَ الخَبرُ فی صِفَةِ المَهدیِّ أنّهُ قالَ: یَقفُو أثَری لا یُخطِئُ&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الاثر» ۳۱۰ روایت حاکی از دوازده‏‌گانه بودن ائمّه و خلفای پیامبر گردآوری شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; از مجموع ۳۱۰ روایت، ۱۶۱ حدیث در مقام تشریح خصوصیات و احیاناً ذکر اسامی هر دوازده خلیفه یا برخی از آنها صادر گردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً گفته‌‏اند که اولین آن پیشوایان حضرت علی‌بن ابی‌طالب و آخرین آن‏ها حضرت مهدی است؛ یا آنکه مانند آنچه در حدیث لوح حضرت فاطمه آمده نام اوصیای پیامبر و امیرالمومنین علی ذکر گردیده است. از این میان در بیش از ۵۰ روایت به نام تک‌تک امامان امّت تصریح گردیده و در انتها از حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر این اَسناد روایی، روشن است که آن مهدی موعود و آن منجی مسعود، یکی از امامان دوازده‏‌گانه و دقیقاً آخرین ایشان است. او یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر است که امور امّت و امر امامت، یکی پس از دیگری به آنان سپرده می‏‌شود و مردم زمانشان به شناخت ایشان موظّف‌اند. به همین دلیل نمی‌توان پنداشت که مهدی امّت تنها یک مصلح اجتماعی برخاسته از اقشار معمول جامعه باشد. او یکی از دوازده چهره شاخص پس از پیامبر و جانشین آن بزرگوار است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان در مباحث امامت به تفصیل روشن ساخته‌اند که جانشین پیامبر باید شبیه او باشد تا بتواند در جایگاه حضرتش بنشیند و بنایی را که رسول خاتم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بنیان نهاده است اداره کند. به همین دلیل خلیفه رسول اللّه، در تمام شؤون پیامبر (به جز اخذ وحی قرآن و تشریع سنن جاودانه) باید کمالات پیامبر را داشته باشد. از آن جمله امام باید در موارد ذیل صاحب کمالات پیامبر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# علم کامل به قرآن و سنّت پیامبر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. عصمت و پاکی از هر گناه و زشتی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصیات دیگری نیز برای امام لازم و ضروری است که به جهت اختصار، از ذکر آن‌ها در این جا خودداری می‏‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1446</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1446"/>
		<updated>2026-08-20T16:37:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت =&lt;br /&gt;
ایشان یک نجات‏‌بخش عادی برخاسته از متن جامعه نیست؛ بلکه حجّت الاهی، جانشین پیامبر، تأیید شده با علوم ربّانی و معصوم از تمامی ناپاکی‏‌های ظلمانی است. آشنایی با این ویژگی (یعنی خلافت و امامت آن حضرت) و شؤون مربوط به آن (هم‌چون علم به قرآن و سنّت و نیز عصمت و پاکی از نقایص) به ما در شناخت مدّعیان دروغین مهدویت از صاحب اصلی این منصب الاهی کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام فرقه‌‏های مسلمان (اعمّ از شیعه و سنّی) از رسول خدا و اهل بیت ایشان روایت کرده‌‏اند که پیامبر خدا ۱۲ جانشین خواهد داشت و خداوند به وسیله‌ی این ۱۲ تن، دین خود را بر پا می‏دارد. در روایات شیعه به ویژه بیان شده است که این افراد برخوردار از کمالاتی همچون علم و عصمت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حُذَیفَه بن اُسَید غِفاری از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْأَئِمَّةُ بَعْدِی مِنْ عِتْرَتِی عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ عِلْمِی وَ فَهْمِی فَلَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ اتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امامان پس از من از عترتم به عدد نقیبان بنى اسرائیل‌اند، نه نفرشان از صلب حسین‌اند. خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا فرموده است، پس به آنان چیزى‏ یاد ندهید؛ زیرا آنها از شما داناترند و از ایشان پیروى كنید؛ زیرا كه ایشان با حق و حق با آنهاست‏.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ابو ایوب انصاری که از صحابه نامدار پیامبر خدا بود از ایشان نقل کرده که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی یُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ كَما قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِیلِ وَ ابْناهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ سِبْطای مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمامانِ إن قاما أَوْ قَعَدا وَ أَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدَ الْحُسَینِ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِهِ وَ مِنْهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَقُومُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ كَما قُمْتُ فی أَوَّلِهِ، یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی با حق است و حق با او و اوست امام و جانشین پس از من. بر مبنای باطن قرآن نبرد می‌كند همان‌گونه كه من بر مبنای ظاهرش پیكار كردم. دو پسرش حسن و حسین، دو سبط من از این امت‌اند. چه قیام كنند و چه نكنند، امام هستند و پدرشان از آن‌دو بهتر است و امامان بعد از حسین نُه تن از صلب او می‌باشند و از میان آنان است قائمی كه در آخر الزمان بر می‌خیزد، همان‌گونه كه من در اولش بپاخاستم؛ او دژهای گم‌راهی را فتح می‌كند.&amp;lt;ref&amp;gt;در روایات شیعی ظاهر و تنزیل قرآن به یك معنا و باطن و تأویل آن هم معادل یكدیگرند. منظور از تنزیل قرآن، اموری است كه به مناسبت آنها، آیه شریفه نازل شده است و تأویل قرآن، مواردی است كه با امور مزبور شباهت دارد و حكم هر دو یكی است. تشخیص حدّ شباهت كه موجب شود حكم آیه‌ای كه در مورد گذشتگان نازل شده، بر آیندگان هم تطبیق كند و جاری شود، به عهده حاملان معصوم علوم قرآن است. به عنوان مثال به روایت زیر بنگرید: عَنْ فُضَیلِ بْنِ یسَارٍ قَالَ: سَألْتُ أبا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَایةِ ما مِنَ الْقُرْآنِ آیةٌ إلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ یكُنْ یجْرِی كَمَا یجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَی‏ءٍ مِنْهُ یكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا یكُونُ عَلَى الْأَحْیاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُه‏. بصائر الدرجات، ج‏۱، ص: ۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در روایتی دیگر از همين شخص آمده که رسول خدا فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من آقای پیامبران ام و علی آقای جانشینان پیامبران و دو سبط من برترین اسباط اند و از ماست پیشوایان معصوم از صلب حسین و از ماست مهدی این امّت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا اعرابی‌ای برخاست و پرسید: ای رسول خدا! امامان پس از تو چند نفرند؟ فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تعداد سبط‌های بنی‌اسرائیل و حواریان عیسی و نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن عباس از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده که ایشان فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إنَّ خُلَفَائِی و أوْصِیائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ؛ أوَّلُهُمْ أخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدی&#039;&#039;&#039;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانشینان من، وصایت‌دارانِ من و حجت‌های الهی بر خلق پس از من، دوازده کس‌اند؛ نخستینشان برادر من است و واپسینشان فرزند من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پرسیدند: یا رسول اللّه، برادر شما (که اولین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;عَلِیُّ بْنُ أبی‌طالِبٍ&amp;lt;/blockquote&amp;gt;گفتند: پسرتان (که آخرین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ الَّذی یَمْلَأُها قِسْطاً وَ عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ، فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الأرْضُ بِنورِهِ وَ یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مقصود از پسرم) همان مهدی است که زمین را از قسط و داد پر خواهد کرد؛ چنان که از بیداد و ستم پر شده باشد. سوگند به آن که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، اگر تنها یک روز از عمر جهان مانده باشد، خداوند آن روز را بلند می‌دارد تا پسرم مهدی در آن، به پا خیزد. آن‌گاه روح اللّه عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز بگزارد. زمین به فروغ او تابناک شود و پادشاهی‌اش به خاور و باختر رسد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اهل سنّت از عبداللّه بن مسعود نیز نقل می‌کنند که چون وی به عراق آمد برای مدتی به آموزش قرآن به مردم عراق پرداخت. در یکی از مجالس درس قرآن، مردی از او پرسید که آیا شما هرگز از رسول خدا نپرسیدید که چند جانشین برای او خواهد بود که زمام این امت را به دست می‌گیرند؟ ابن مسعود پاسخ داد: از زمانی که به عراق وارد شده‌ام کسی از من چنین سوالی نپرسیده بود. آری از پیامبر پرسیدیم و ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إثْنَا عَشَرَ کَعِدّةِ نُقَباءِ بَنی إِسْرائیلَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد، ج ۱، ص ۳۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوازده تن، هم‌شمارِ نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسلم نیشابوری نیز در صحیح خود از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حَتَّى یَمْضِی فیهِمْ اثْنا عَشَرَ خَلِیفَة&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج۶، ص ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به درستی كه این امر (یعنی آیین اسلام) برچیده نمی‌شود تا در میان امت دوازده خلیفه ظاهر شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در برخی روایات اهل سنت آمده که با از بین رفتن این دوازده خلیفه بزرگوار، امان از اهل زمین برداشته می‌شود. در کنز العمال از انس بن مالک نقل شده که پیامبر فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لَن یَزَالُ هَذَا الدِّینُ قائِماً إِلَى اثْنَی عَشَرَ مِنْ قُرَیشٍ؛ فَإِذا هَلَکوا ماجَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِها&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۱۲، ص ۳۴؛ ح ۳۳۸۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همواره این دین پابرجاست تا آنكه دوازده (خلیفه) از قریش بیایند؛ پس چون از دنیا بروند، زمین اهلش را فرو می‌برد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مضمون در روایات شیعه نیز به وفور دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عارف نامدار اهل سنّت، محی‌الدین عربی نیز روایتی را درباره مهدی موعود &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‌کند که گواه عصمت آن بزرگوار است. وی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در توصیف مهدی روایت است که [پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;] فرمود: او (مهدی) پیرو و دنباله‌رو راه من است و خطا نمی‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوحات المكیة، ابن العربی، ج ۳ ، ص ۳۳۲؛ &amp;quot; وَرَدَ الخَبرُ فی صِفَةِ المَهدیِّ أنّهُ قالَ: یَقفُو أثَری لا یُخطِئُ&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الاثر» ۳۱۰ روایت حاکی از دوازده‏‌گانه بودن ائمّه و خلفای پیامبر گردآوری شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; از مجموع ۳۱۰ روایت، ۱۶۱ حدیث در مقام تشریح خصوصیات و احیاناً ذکر اسامی هر دوازده خلیفه یا برخی از آنها صادر گردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً گفته‌‏اند که اولین آن پیشوایان حضرت علی‌بن ابی‌طالب و آخرین آن‏ها حضرت مهدی است؛ یا آنکه مانند آنچه در حدیث لوح حضرت فاطمه آمده نام اوصیای پیامبر و امیرالمومنین علی ذکر گردیده است. از این میان در بیش از ۵۰ روایت به نام تک‌تک امامان امّت تصریح گردیده و در انتها از حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر این اَسناد روایی، روشن است که آن مهدی موعود و آن منجی مسعود، یکی از امامان دوازده‏‌گانه و دقیقاً آخرین ایشان است. او یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر است که امور امّت و امر امامت، یکی پس از دیگری به آنان سپرده می‏‌شود و مردم زمانشان به شناخت ایشان موظّف‌اند. به همین دلیل نمی‌توان پنداشت که مهدی امّت تنها یک مصلح اجتماعی برخاسته از اقشار معمول جامعه باشد. او یکی از دوازده چهره شاخص پس از پیامبر و جانشین آن بزرگوار است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان در مباحث امامت به تفصیل روشن ساخته‌اند که جانشین پیامبر باید شبیه او باشد تا بتواند در جایگاه حضرتش بنشیند و بنایی را که رسول خاتم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بنیان نهاده است اداره کند. به همین دلیل خلیفه رسول اللّه، در تمام شؤون پیامبر (به جز اخذ وحی قرآن و تشریع سنن جاودانه) باید کمالات پیامبر را داشته باشد. از آن جمله امام باید در موارد ذیل صاحب کمالات پیامبر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# علم کامل به قرآن و سنّت پیامبر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. عصمت و پاکی از هر گناه و زشتی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصیات دیگری نیز برای امام لازم و ضروری است که به جهت اختصار، از ذکر آن‌ها در این جا خودداری می‏‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1445</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AA&amp;diff=1445"/>
		<updated>2026-08-20T16:37:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت =&lt;br /&gt;
ایشان یک نجات‏‌بخش عادی برخاسته از متن جامعه نیست؛ بلکه حجّت الاهی، جانشین پیامبر، تأیید شده با علوم ربّانی و معصوم از تمامی ناپاکی‏‌های ظلمانی است. آشنایی با این ویژگی (یعنی خلافت و امامت آن حضرت) و شؤون مربوط به آن (هم‌چون علم به قرآن و سنّت و نیز عصمت و پاکی از نقایص) به ما در شناخت مدّعیان دروغین مهدویت از صاحب اصلی این منصب الاهی کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام فرقه‌‏های مسلمان (اعمّ از شیعه و سنّی) از رسول خدا و اهل بیت ایشان روایت کرده‌‏اند که پیامبر خدا ۱۲ جانشین خواهد داشت و خداوند به وسیله‌ی این ۱۲ تن، دین خود را بر پا می‏دارد. در روایات شیعه به ویژه بیان شده است که این افراد برخوردار از کمالاتی همچون علم و عصمت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حُذَیفَه بن اُسَید غِفاری از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْأَئِمَّةُ بَعْدِی مِنْ عِتْرَتِی عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ عِلْمِی وَ فَهْمِی فَلَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ اتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۲۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امامان پس از من از عترتم به عدد نقیبان بنى اسرائیل‌اند، نه نفرشان از صلب حسین‌اند. خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا فرموده است، پس به آنان چیزى‏ یاد ندهید؛ زیرا آنها از شما داناترند و از ایشان پیروى كنید؛ زیرا كه ایشان با حق و حق با آنهاست‏.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ابو ایوب انصاری که از صحابه نامدار پیامبر خدا بود از ایشان نقل کرده که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی یُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ كَما قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِیلِ وَ ابْناهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ سِبْطای مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمامانِ إن قاما أَوْ قَعَدا وَ أَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدَ الْحُسَینِ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِهِ وَ مِنْهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَقُومُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ كَما قُمْتُ فی أَوَّلِهِ، یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی با حق است و حق با او و اوست امام و جانشین پس از من. بر مبنای باطن قرآن نبرد می‌كند همان‌گونه كه من بر مبنای ظاهرش پیكار كردم. دو پسرش حسن و حسین، دو سبط من از این امت‌اند. چه قیام كنند و چه نكنند، امام هستند و پدرشان از آن‌دو بهتر است و امامان بعد از حسین نُه تن از صلب او می‌باشند و از میان آنان است قائمی كه در آخر الزمان بر می‌خیزد، همان‌گونه كه من در اولش بپاخاستم؛ او دژهای گم‌راهی را فتح می‌كند.&amp;lt;ref&amp;gt;در روایات شیعی ظاهر و تنزیل قرآن به یك معنا و باطن و تأویل آن هم معادل یكدیگرند. منظور از تنزیل قرآن، اموری است كه به مناسبت آنها، آیه شریفه نازل شده است و تأویل قرآن، مواردی است كه با امور مزبور شباهت دارد و حكم هر دو یكی است. تشخیص حدّ شباهت كه موجب شود حكم آیه‌ای كه در مورد گذشتگان نازل شده، بر آیندگان هم تطبیق كند و جاری شود، به عهده حاملان معصوم علوم قرآن است. به عنوان مثال به روایت زیر بنگرید: عَنْ فُضَیلِ بْنِ یسَارٍ قَالَ: سَألْتُ أبا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَایةِ ما مِنَ الْقُرْآنِ آیةٌ إلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ یكُنْ یجْرِی كَمَا یجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَی‏ءٍ مِنْهُ یكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا یكُونُ عَلَى الْأَحْیاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُه‏. بصائر الدرجات، ج‏۱، ص: ۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در روایتی دیگر از همين شخص آمده که رسول خدا فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من آقای پیامبران ام و علی آقای جانشینان پیامبران و دو سبط من برترین اسباط اند و از ماست پیشوایان معصوم از صلب حسین و از ماست مهدی این امّت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا اعرابی‌ای برخاست و پرسید: ای رسول خدا! امامان پس از تو چند نفرند؟ فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به تعداد سبط‌های بنی‌اسرائیل و حواریان عیسی و نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن عباس از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده که ایشان فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إنَّ خُلَفَائِی و أوْصِیائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ؛ أوَّلُهُمْ أخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدی&#039;&#039;&#039;. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جانشینان من، وصایت‌دارانِ من و حجت‌های الهی بر خلق پس از من، دوازده کس‌اند؛ نخستینشان برادر من است و واپسینشان فرزند من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پرسیدند: یا رسول اللّه، برادر شما (که اولین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;عَلِیُّ بْنُ أبی‌طالِبٍ&amp;lt;/blockquote&amp;gt;گفتند: پسرتان (که آخرین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ الَّذی یَمْلَأُها قِسْطاً وَ عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ، فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الأرْضُ بِنورِهِ وَ یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص ۲۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مقصود از پسرم) همان مهدی است که زمین را از قسط و داد پر خواهد کرد؛ چنان که از بیداد و ستم پر شده باشد. سوگند به آن که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، اگر تنها یک روز از عمر جهان مانده باشد، خداوند آن روز را بلند می‌دارد تا پسرم مهدی در آن، به پا خیزد. آن‌گاه روح اللّه عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز بگزارد. زمین به فروغ او تابناک شود و پادشاهی‌اش به خاور و باختر رسد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اهل سنّت از عبداللّه بن مسعود نیز نقل می‌کنند که چون وی به عراق آمد برای مدتی به آموزش قرآن به مردم عراق پرداخت. در یکی از مجالس درس قرآن، مردی از او پرسید که آیا شما هرگز از رسول خدا نپرسیدید که چند جانشین برای او خواهد بود که زمام این امت را به دست می‌گیرند؟ ابن مسعود پاسخ داد: از زمانی که به عراق وارد شده‌ام کسی از من چنین سوالی نپرسیده بود. آری از پیامبر پرسیدیم و ایشان فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إثْنَا عَشَرَ کَعِدّةِ نُقَباءِ بَنی إِسْرائیلَ&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد، ج ۱، ص ۳۹۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوازده تن، هم‌شمارِ نقبای بنی‌اسرائیل.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مسلم نیشابوری نیز در صحیح خود از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حَتَّى یَمْضِی فیهِمْ اثْنا عَشَرَ خَلِیفَة&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;صحیح مسلم، ج۶، ص ۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به درستی كه این امر (یعنی آیین اسلام) برچیده نمی‌شود تا در میان امت دوازده خلیفه ظاهر شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در برخی روایات اهل سنت آمده که با از بین رفتن این دوازده خلیفه بزرگوار، امان از اهل زمین برداشته می‌شود. در کنز العمال از انس بن مالک نقل شده که پیامبر فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لَن یَزَالُ هَذَا الدِّینُ قائِماً إِلَى اثْنَی عَشَرَ مِنْ قُرَیشٍ؛ فَإِذا هَلَکوا ماجَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِها&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;کنز العمال، ج ۱۲، ص ۳۴؛ ح ۳۳۸۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همواره این دین پابرجاست تا آنكه دوازده (خلیفه) از قریش بیایند؛ پس چون از دنیا بروند، زمین اهلش را فرو می‌برد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این مضمون در روایات شیعه نیز به وفور دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عارف نامدار اهل سنّت، محی‌الدین عربی نیز روایتی را درباره مهدی موعود &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل می‌کند که گواه عصمت آن بزرگوار است. وی می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در توصیف مهدی روایت است که [پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;] فرمود: او (مهدی) پیرو و دنباله‌رو راه من است و خطا نمی‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;الفتوحات المكیة، ابن العربی، ج ۳ ، ص ۳۳۲؛ &amp;quot; وَرَدَ الخَبرُ فی صِفَةِ المَهدیِّ أنّهُ قالَ: یَقفُو أثَری لا یُخطِئُ&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب «منتخب الاثر» ۳۱۰ روایت حاکی از دوازده‏‌گانه بودن ائمّه و خلفای پیامبر گردآوری شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; از مجموع ۳۱۰ روایت، ۱۶۱ حدیث در مقام تشریح خصوصیات و احیاناً ذکر اسامی هر دوازده خلیفه یا برخی از آنها صادر گردیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt; مثلاً گفته‌‏اند که اولین آن پیشوایان حضرت علی‌بن ابی‌طالب و آخرین آن‏ها حضرت مهدی است؛ یا آنکه مانند آنچه در حدیث لوح حضرت فاطمه آمده نام اوصیای پیامبر و امیرالمومنین علی ذکر گردیده است. از این میان در بیش از ۵۰ روایت به نام تک‌تک امامان امّت تصریح گردیده و در انتها از حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; یاد شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب دوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا بر این اَسناد روایی، روشن است که آن مهدی موعود و آن منجی مسعود، یکی از امامان دوازده‏‌گانه و دقیقاً آخرین ایشان است. او یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر است که امور امّت و امر امامت، یکی پس از دیگری به آنان سپرده می‏‌شود و مردم زمانشان به شناخت ایشان موظّف‌اند. به همین دلیل نمی‌توان پنداشت که مهدی امّت تنها یک مصلح اجتماعی برخاسته از اقشار معمول جامعه باشد. او یکی از دوازده چهره شاخص پس از پیامبر و جانشین آن بزرگوار است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیعیان در مباحث امامت به تفصیل روشن ساخته‌اند که جانشین پیامبر باید شبیه او باشد تا بتواند در جایگاه حضرتش بنشیند و بنایی را که رسول خاتم &amp;lt;small&amp;gt;صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بنیان نهاده است اداره کند. به همین دلیل خلیفه رسول اللّه، در تمام شؤون پیامبر (به جز اخذ وحی قرآن و تشریع سنن جاودانه) باید کمالات پیامبر را داشته باشد. از آن جمله امام باید در موارد ذیل صاحب کمالات پیامبر باشد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
# علم کامل به قرآن و سنّت پیامبر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. عصمت و پاکی از هر گناه و زشتی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خصوصیات دیگری نیز برای امام لازم و ضروری است که به جهت اختصار، از ذکر آن‌ها در این جا خودداری می‏‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%87%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%91%D9%87&amp;diff=1439</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، همنام رسول اللّه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%87%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%91%D9%87&amp;diff=1439"/>
		<updated>2026-08-20T16:04:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، همنام رسول اللّه =&lt;br /&gt;
روایات زیادی در دست است که مهدی موعود را هم‌نام پیامبر خاتم می‏خوانند. کتاب «منتخب الاثر» ۵۴ مورد از این روایات مستند را نقل می‏کند.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، باب سوم، فصل چهارم.&amp;lt;/ref&amp;gt; در بسیاری از این روایات تعبیر «اِسمُهُ اِسمی» به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول خدا نقل شده که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إِلَّا یَومٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذلِكَ الیَومَ حَتَّى یَبعَثَ اللّهُ فیهِ رَجُلاً مِنْ وُلدی، یُواطِئُ اسْمُهُ اسْمِی، یَمْلَؤُهَا عَدْلًا و قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;الارشاد، ج ۲، ص ۳۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حتی اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی سازد تا در آن، مردی از فرزندان مرا که نامش مطابق نام من است برانگیزد و او دنیا را پر از عدل و قسط سازد؛ چنانکه سرشار از ظلم و بیداد شده باشد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;یکی از یاران رسول خدا به نام حذیفه نیز نقل کرده که پیامبر خدا برای ما سخنرانی ایراد فرمود و در خطبه‌ی خود ما را از اتفاقات آینده خبر داد و از جمله فرمود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;حتی اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی سازد تا در آن، مردی از فرزندان مرا که همنام من است، برانگیزد...&amp;lt;ref&amp;gt;عقد الدرر، ۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سلمان برخاست و عرضه داشت: «ای رسول خدا! او از کدامیک از فرزندان شما خواهد بود.» پیامبر با دست به حسین اشاره کرده، فرمودند: «از این فرزندم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی از اخبار، کنیه حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;عليه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز مطابق کنیه‌ رسول خدا دانسته شده است. به عنوان مثال از پیامبر خدا نقل شده است که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;المَهدیُّ مِن وُلدی، إسمُهُ إسمی و کُنیَتُهُ کُنیَتی، أشبَهُ النّاسِ بی خَلقاً و خُلقاً&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدین باب ۲۵ ح ۴ ص ۲۸۷؛ نیز كفایة الاثر ص ۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من است و کنیه‌ی او کنیه‌ی من است. او در صورت و سیرت شبیه‌‏ترین مردم به من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;نیز از رسول خدا نقل است که فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی، اسْمُهُ اسْمِی وَ كُنْیتُهُ كُنْیتِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِی یقِیمُ النَّاسَ عَلَى مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یدْعُوهُمْ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;اعلام الوری، ص ۴۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن قائم از نسل من است؛ نامش نام من است و کنیه‌اش کنیه من؛ خلق و خوی‌اش خلق و خوی من است و سنت و سیره‌اش سنّت و سیره من؛ مردم را به راه آیین و شریعت من در آوَرَد و آنها را به سوی کتاب خداوند عزّوجلّ فرا خواند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بر اساس این ویژگی، هرکس که نامش نام رسول خدا نباشد، موعود امّت نخواهد بود و چون ادّعای مهدویت کند، در نزد آگاهان رسوا می‏گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شایان ذکر است که بر خلاف تصوّر برخی، عنوان «مهدی»، اسم قائم موعود نیست؛ بلکه لقب و صفت آن حضرت است و لذا کسی که ادّعای مهدویت می‏کند، باید در معنا و در حقیقت، کمال مهدی بودن را دارا باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%A2%D9%84_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF&amp;diff=1437</id>
		<title>مهدی علیه‌السلام، مردی از آل محمّد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%A2%D9%84_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF&amp;diff=1437"/>
		<updated>2026-08-20T15:48:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، مردی از آل محمّد =&lt;br /&gt;
یکی از مهمترین ویژگی‏های مهدی موعود، آن است که ایشان از فرزندان پیامبر خاتم‌اند. رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بارها و بارها بر این مطلب تصریح فرموده‏اند و محدّثان و دانشمندان مسلمان بر آن اجماع دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رسول خدا نقل است که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال‏‌الدین ج ۱ ص ۲۸۶ باب ۲۵ (ما أخبر به النبی ص من وقوع الغیبة بالقائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;)‏&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی از فرزندان من است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;نیز از ایشان نقل شده که فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;الْمَهْدِیُّ مِنّا أهلَ الْبَیت&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال‏‌الدین ج ۱ ص ۱۵۲ باب ۶ (فی غیبة موسى &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی از خانواده ماست.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;نیز فرموده‌‏اند که:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;هُوَ رَجُلٌ مِن عِترَتی، یقاتِلُ عَلی سُنَّتی کما قاتَلْتُ أنَا عَلَی الْوَحْی&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر، فصل دوم، باب دوم/ حدیث ۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی مردی از خاندان من است. او بر مبنای سنّت من پیکار خواهد کرد؛ همان طور که من بر مبنای وحی پیکار کردم.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در کتاب «منتخب الاثر» به ۴۰۷ روایت اشاره شده که مطابق تمام آن‏ها، حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، از عترت رسول خدا و از اهل‏‌بیت و ذریّه‌ی ایشان برشمرده شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب‌ الاثر، باب سوم، فصل سوم.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب آن که پیامبر و اهل‏‌بیت &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به این که «مهدی امّت» و «موعود امم» از خاندان ایشان است، همواره افتخار می‏کردند و به عنوان یکی از فضایل «آل‌‏محمّد» از آن یاد می‌‏فرمودند؛ مثلاً از رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نقل است که این نکته را در بستر مرگ برای دختر اندوهگین و دل شکسته‌ی خویش یادآور شدند و او را تسلّی داده و فرمودند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;... &#039;&#039;&#039;وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ لَا بُدَّ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ مِنْ مَهْدِیٍّ وَ هُوَ وَ اللّهِ مِنْ وُلْدِک&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;أمالی طوسی ص ۱۵۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
... قسم به آن کسی که جانم به دست اوست، ناگزير اين امت را مهدی‌ای خواهد بود و سوگند به خدا که او از فرزندان توست.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;هم‌چنین هنگامی که آیه تطهیر نازل شد، جابر در محضر رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; بود و به ایشان عرضه داشت: ای رسول خدا! خداوند با برطرف کردن رجس از این عترت پاک و ذریّه‌ی مبارک، آنان را گرامی داشت. پیامبر تأیید کرده و فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;یا جَابِرُ لِأَنَّهُمْ عِتْرَتِی مِنْ لَحْمِی وَ دَمِی فَأَخِی سَیِّدُ الْأَوْصِیاءِ وَ ابْنَای خَیرُ الْأَسْبَاطِ وَ ابْنَتِی سَیِّدَةُ النِّسْوَانِ وَ مِنَّا الْمَهْدِی‏ ... تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَئِمَّةٌ أَبرَارٌ وَ التَّاسِعُ قَائِمُهُمْ یمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کمَا مُلِئَتْ جَوْراً&#039;&#039;&#039;.‏&amp;lt;ref&amp;gt;كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص ۶۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای جابر! این از آن روست که آنان خاندان من و از گوشت و خون من‌اند. پس برادرم سالار جانشینان پیامبران و دو فرزندم (حسن و حسین) بهترین اسباط (نسل پیامبران) و دخترم بانوی بانوان است و مهدی نیز از خانواده ماست... نُه امام پاک از نسل حسین خواهند بود که نهمی قائم ایشان است. زمین را از عدل و داد پر می‌کند همان‌گونه که از ستم پر شده باشد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خلاصه آن که بنا به تواتر معنوی روایات و اجماع عموم علمای امّت، مهدی موعود از نسل پیامبر خاتم است و وجود ایشان در این تبار، مایه‌ی مباهات پیامبر و تمام فرزندان ایشان بوده و هست. به همین دلیل، هر که از ذریّه‌ی رسول خدا نباشد و ادّعای مهدویت کند، دروغ‌گویی بیش نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=1412</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=1412"/>
		<updated>2026-07-30T16:48:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== حضرت امام مهدی علیه السلام کیست؟ ==&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot; style=&amp;quot; width:200px; float:left; margin-right:2rem; font-size:9pt; text-align:center;&amp;quot;&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;background:lightblue; font-size:10pt&amp;quot; |فهرست مطالب&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;text-align:center;font-size:7pt&amp;quot; |[[پرونده:آرم ویکی مهدی.jpg|جایگزین=ویکی مهدی|بندانگشتی|186x186پیکسل|ویکی مهدی]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;background:lightblue; font-size:9pt&amp;quot; | درباره حضرت مهدی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|[[:رده:زندگینامه و مشخصات|&#039;&#039;&#039;زندگینامه و مشخصات&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[:رده:نام‌ها و القاب|نام ها و القاب]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[توقیع|توقیعات و نوشته‌ها]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[:رده:تشرفات و ملاقات ها|تشرفات و ملاقات ها]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[ادعیه مربوط به امام زمان (علیه السلام)|ادعیه و زیارات]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[انتظار]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[وظایف منتظران]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[غیبت]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[دوران ظهور]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[آیات مهدویت]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[اشعار مهدوی]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[مهدویت در ادیان و مکاتب]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;background:lightblue;font-size:9pt&amp;quot; |دسترسی سریع به بخش‌های ویکی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[ویژه:صفحه‌های تازه|آخرین مقالات]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| style=&amp;quot;font-size:9pt;&amp;quot; |&#039;&#039;&#039;[[ویژه:تغییرات اخیر|آخرین تغییرات]]&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! style=&amp;quot;background:lightblue; font-size:9pt&amp;quot; |در باره‌ی [[ویکی‌مهدی:درباره|ویکی‌مهدی]] مطالعه بفرمایید.&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|} حضرت محمّد بن [[حسن عسکری علیه‌السلام|حسن عسکری]] علیه السلام معروف به &#039;&#039;&#039;[[حجت|حُجَّتِ بنِ الْحَسَن]] ،&#039;&#039;&#039; دوازدهمین و آخرین امام [[شیعه|شیعیان دوازده‌امامی]] و همان مهدی موعود است. او فرزند امام حسن بن علی عسکری علیه السلام، امام یازدهم شیعیان و همچون پیامبر اسلام نامش &#039;&#039;&#039;[[نام حضرت مهدی|محمد]]&#039;&#039;&#039; و کنیه‌اش &#039;&#039;&#039;ابوالقاسم&#039;&#039;&#039; است. «[[امام زمان|امامِ زمان]]»، «[[صاحب الزمان|صاحبُ الزَّمان]]»، «[[وليّ عصر|ولیِّ عَصر]]»، «[[قائم|قائمِ آلِ محمد]]» و «[[مهدی|مَهدیِ موعود]]» از [[القاب در شعر|القاب]] مشهور ایشان است. آن امام همام در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ ه‍.ق در [[سامرا|سامرّا]] به دنیا آمدند. ایشان در پنج سالگی و پس از شهادت پدرش بزرگوارشان به امامت رسیدند. امام مهدی علیه السلام از طریقِ [[نواب اربعه|چهار سفیر]] با شیعیان در ارتباط بودند. پس از یک دورهٔ نزدیک به هفتاد سال ( موسوم به [[غیبت صغری]] ) و با درگذشت چهارمین سفیر امام دوازدهم شیعه ( جناب [[علی بن محمد سمری|علی بن محمد سَمَری]] ) ، دوران [[غیبت کبری]] شروع شد. آن‌ها سرانجام در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلامِ [[شیعه]] از [[غیبت|غیبتِ]] امام دست یافتند. به‌باور شیعیان، پس از دوران سُفَرا ([[نواب اربعه|نایبان خاص]])، شیعیان با مهدی به‌طور مستقیم در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً [[غیبت کبری]] می‌نامند. پس از پایان دورهٔ [[غیبت]]، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که توسط وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%82%D8%B7%D8%B9_%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%AF%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%D9%88_%D8%AF%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D9%88_%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=1410</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، قطع کننده‌ی دام‌ها و دسیسه‌های دروغ و بهتان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%82%D8%B7%D8%B9_%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%AF%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%D9%88_%D8%AF%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA_%D9%88_%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=1410"/>
		<updated>2026-07-30T16:12:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، قطع کننده‌ی دام‌ها و دسیسه‌های دروغ و بهتان =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«قَاطِعُ حَبَائِلِ الْكِذبِ وَ الاِفْتِرَاء»؛&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«قطع کننده‌ی دام‌ها و دسیسه‌های دروغ و بهتان».&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«حبائل» جمع «حِبَالَة» به معنای «دام شکار شکارچی» است.&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، العین، ج ۳، ص ۲۳۶؛ راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۲۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«افتراء» برگرفته از ریشه‌ی «ف ر ی» به معنای «بریدن پوست برای زینت و یا اصلاح و استحکام چیزی» است. «افتراء» در مورد «فساد و صلاح» هر دو به کار می‌رود، ولی بیشتر در مورد «فساد» استعمال می‌شود. این واژه در قرآن کریم، در معاني «دروغ»، «شرک» و «ستم» به کار رفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۶۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; فیروزآبادی می‌نویسد: «افتراء» به معنای «دروغی که انسان از خود ساخته باشد» است.&amp;lt;ref&amp;gt;فیروز آبادی، قاموس، ج ۳، ص ۴۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کذب» به معنای «خلاف صدق و راستی» است.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، ج ۵، ص ۱۶۷، ابن منظور، لسان العرب، ج ۱، ص ۷۰۴.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفت &#039;&#039;&#039;«قَاطِعُ حَبَائِلِ الْكِذبِ وَالاِفْتِرَاء»&#039;&#039;&#039; اشاره به نابودی و ریشه کن شدن دو رذیله‌ی اخلاقی «دروغ» و «تهمت» به دست توانای امام [[مهدی]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است. خداوند متعال متجاوز از دویست مورد از آیات قرآن کریم درباره‌ی دروغ و مذمت آن و آن‌چه ناشی از تهمت زدن، بهتان و افترا است، سخن به میان آورده که بیشتر درباره‌ی اهل شرک، کفر، نفاق و تکذیب کنندگان آیات الاهی است. البته باید توجه داشت که در صفت مورد شرح، سرمنشأ تکذیب و افترا، همان «انکار مقام ربوبیّت» است و در تمام دوران، اقوامی نفی توحید کرده و خدا و پیامبران را تکذیب می‌کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;زمردیان، ندبه و نشاط، ص ۴۸۶ و ۴۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; خداوند متعال در چند مورد از قرآن کریم به این معنا اشاره کرده،&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: الشعراء: ۱۲۳ و ۱۴۱ و ۱۶۰؛ ص ۱۲؛ القمر: ۹ و ۱۸ و ۲۳ و ۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌فرماید: &#039;&#039;&#039;«كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلين»&#039;&#039;&#039; (الشعراء: ۱۰۵) «قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند.» این آیات نشان‌گر آن است که اقوام گذشته در هر دوران بر تکذیب و دروغ‌پردازی در امر حق بسیار اصرار داشتند و این خود بهتان و افترا به پروردگار عالم است؛&amp;lt;ref&amp;gt;زمردیان، ندبه و نشاط، ص ۴۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; چنان‌که می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللهِ الْكَذِب»&#039;&#039;&#039; (النساء: ۵۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ببین چگونه بر خدا دروغ می‌بندند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِه»&#039;&#039;&#039; (انعام: ۲۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بسته یا آیات او را تکذیب کرده است؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این آیه‌ی شریفه اشاره به مشرکان و کسانی است که منکر توحید، نبوت و معاد هستند و برای خدای متعال شریک قائل می‌شوند و از آیات او روی بر می‌گردانند.&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی، المیزان، ج ۷، ص ۴۵.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; قرآن کریم در آیات بسیاری، این گروه، یعنی کسانی که به خدای متعال افترا و دروغ می‌بندند و آیات او را تکذیب و انکار می‌کنند را به عنوان «ستمکار‌ترین مردم» معرفی کرده است،&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: انعام: ۹۳ و ۱۴۴؛ اعراف: ۳۷؛ يونس: ۱۷؛ هود: ۱۸؛ کهف: ۱۵؛ عنکبوت: ۶۸؛ صف: ۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; که بسیاری از این آیات درباره‌ی «شرک و بت پرستی و انکار آیات الاهی» سخن می‌گوید، یعنی ناظر به اصل توحید است&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نمونه، ج ۵، ص ۱۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «دروغ»، «تهمت» و «افترا» به عنوان صفت بارز این گروه ذکر شده است. بنابراین صفت &#039;&#039;&#039;«قَاطِعُ حَبَائِلِ الْكِذبِ وَ الاِفْتِرَاء»&#039;&#039;&#039; یعنی با آن‌که دروغ و دروغ‌گویی و افترا در هر دوران بسیار متداول است، اما در عصر [[غیبت]] [[امام زمان]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به حد نهایی خود می‌رسد. در آن عصر، این امراض روحی-روانی بین افراد بشر نفوذ می‌کند و مردم بسیاری با این امراض خوگرفته، تا جایی که این امراض را رذایل و صفات منفی به شمار نمی‌آورند و اساساً زندگی بدون این رذایل اخلاقی برای آنان معنا ندارد. در روایات پیرامون علائم آخرالزمان يا نشانه‌های ظهور، تعبیراتی در این زمینه بیان شده است که برخی از آن‌ها عبارتنداز:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. دروغ، سخن مردم می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۲۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. دروغ را حلال شمارند.&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۵۲۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. شخص فاسق دروغ می‌گوید و دروغ و افترایش را رد نکنند.&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۸، ص ۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. راست‌گوترین مردم، نزد آن‌ها کسی است که به دروغ افترا بندد.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج ۸، ص ۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. تهمت و بهتان، علنی می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۵۲۶.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مقطع زمانی حضرت [[مهدی]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با ظهور خود، تمامی این صفات و رذایل را از روح کسانی که به این دو مرض مهلک آلوده‌اند، قطع و ریشه کن می‌کنند و با از بین بردن «دروغ» و «تهمت»، صدق و راستی را در جامعه‌ی بشری جایگزین می‌کنند. رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; ضمن حدیثی طولانی به محو شدن «كذب»، به دست امام [[مهدی]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; تصریح نموده و می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«فَعِنْدَ ذَلِكَ خُرُوجُ الْمَهْدِیِّ وَ هُوَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ هَذَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى عَلِىِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ&#039;&#039;&#039; &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; &#039;&#039;&#039;بِهِ يَمْحَقُ اللهُ الْكَذِب»&#039;&#039;&#039;:&amp;lt;ref&amp;gt;غیبت طوسی، ص ۱۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در این هنگام [[مهدی]] قیام می‌کند و او مردی از فرزندان این است، و با دست مبارک به علی بن ابی طالب &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; اشاره فرمود، خداوند به وسیله‌ی او دروغ را از بین برد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و اساساً، آشکار شدن دروغ به وسیله‌ی آن حضرت، از خصایص اهل بیت نبوت &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است، چنان‌که فرموده اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ بِنَا بَيَّنَ اللهُ الْكَذِبَ»&#039;&#039;&#039;:&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۳۴، ص ۲۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«همانا ما اهل بیتی هستیم که به وسیله‌ی ما دروغ آشکار می‌گردد».&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%B9%D8%B8%D9%85%D8%AA_%D9%85%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86&amp;diff=1409</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، شکننده‌ی قدرت و عظمت متجاوزان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%B9%D8%B8%D9%85%D8%AA_%D9%85%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86&amp;diff=1409"/>
		<updated>2026-07-30T16:09:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، شکننده‌ی قدرت و عظمت متجاوزان =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«قَاصِمَ شَوْكَةِ الْمُعْتَدِین»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۸۶ و ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در هم شکننده‌ی قدرت وشوکت متجاوزان».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغت:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«قَاصِم» اسم فاعل از ریشه‌ی «ق ص م» به معنای «شکستن» است.&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، العین، ج ۵، ص ۷۰؛ ازهری، تهذيب اللغة، ج ۳، ص ۱۶۰؛ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج ۵، ص ۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این صفت استنباط می‌شود که امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در عصری ظهور می‌نمایند که تجاوزکاران از قدرت ویژه‌ای برخوردارند و بر جهان حاکمیت کامل دارند و مردم بدون یک رهبر بلند پایه، توان در هم‌شکستن آنان را ندارند. معمولاً ظلم و تجاوز به حقوق دیگران، تحت لوای قدرت ظاهری عده‌ای و ظلم پذیری عده‌ای دیگر صورت می‌گیرد. اقتدار عاملی است که از یک سو به افراد صاحب اقتدار، نیرویی مضاعف می‌بخشد و از سوی دیگر در دل مستضعفان، ایجاد وحشت می‌کند. لذا هرکس که می‌خواهد اقدام اصلاحی انجام دهد، باید با صاحب اقتدار روبرو شود.&amp;lt;ref&amp;gt;همتیان، ۱۳۸۷ ه.ق، شرح فراق، قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه‌السلام، ص ۱۵۵ و ۱۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین، لازمه‌ی قیام حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و تشکیل حکومت مهدوی، نابودی قدرت و شوکت متجاوزان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«معتدين» گروهی هستند که از حد و حدودی که خدای تعالی برای آن‌ها تعیین نموده تجاوز کرده‌اند. این گروه مانع بسیار بزرگی برای پیاده نمودن اسلام و احکام آن هستند و باید این مانع را برداشت. از این‌رو، یکی از برنامه‌های مهم امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; از بین بردن شوکت ستمکاران و متجاوزان است، تا راه رسیدن به کمال و آسایش حقیقی برای سایرین هموار شود. این امر در امت‌های پیشین نیز واقع شده، به این معنا که افرادی از حد و حدود الاهی تجاوز و تعدی کرده و خدای تعالی شوکت و قدرت آن‌ها را از بین برده و آنان را ذلیل نموده است،&amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، تفسیر و شرح دعای ندبه، ص ۱۹۵ و ۱۹۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; چنان که در سوره‌ی انبیا می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَة»&#039;&#039;&#039;. (انبياء: ۱۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و چه بسیار شهرها را که [مردمش] ستمکار بودند درهم شکستیم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امامان معصوم &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، مظهر اسما و صفات حق هستند، چنان‌که در دعای افتتاح در وصف حق تعالی می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«الْحَمْدُ لِلَّهِ قَاصِمِ الْجَبَّارِين»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;«ستایش خداوندی را که در هم شکننده‌ی سرکشان است.» طوسی، مصباح المتهجد، ص ۵۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت ولی عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; مظهر این صفات الاهی هستند که به هنگام قیام، شوکت و قدرت سلطه‌گران را نابود می‌کنند و مأموریت سرکوبی متجاوزان بر عهده‌ی ایشان است.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی طالقانی، شرحی بر دعای ندبه، ص ۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%8C_%DA%AF%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86&amp;diff=1408</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، ریشه برانداز دشمنان، گمراهان و بی‌دینان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2_%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%8C_%DA%AF%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86&amp;diff=1408"/>
		<updated>2026-07-30T16:07:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، ریشه برانداز دشمنان، گمراهان و بی‌دینان =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِيلِ وَ الْإِلْحَاد»؛&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ریشه‌کن کننده‌ی اهل دشمنی و گمراهی و بی‌دینی.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عناد» در اصل به معنای «مخالفت با حق» است که به صورت آگاهانه و همراه با علم صورت می‌گیرد و مفاهیم «عصیان»، «انکار کردن»، «تجاوز»، «طغیان»، «سرکشی»، «به تعجب و شگفتی در آوردن»، «مباهات کردن»، از مصادیق اصل این واژه است؛ هنگامی که همراه با قیدی به کار روند، نه به صورت مطلق.&amp;lt;ref&amp;gt;مصطفوی، التحقيق في كلمات القرآن، ج ۸، ص ۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«تضْليل»، مصدر باب تفعیل از ماده‌ی «ضلال» و نقطه‌ی مقابل «رشد و هدایت» است.&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، صحاح، ج ۳، ص ۱۷۴۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص ۳۹۰.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; به عقیده‌ی راغب، «ضلال» به معنای «عدول و انحراف از راه مستقیم» بوده و نقطه‌ی مقابل «هِدَايَة» است. این واژه، در مورد هر عدول و انحرافی از راه مستقیم، خواه عمدی یا سهوی و کم یا زیاد گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۵۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«إِلْحَاد» به معنای «عدول و انحراف از استقامت»&amp;lt;ref&amp;gt;ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، ج ۵، ص ۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «میل و عدول از شیء»&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، النهاية، ج ۴، ص ۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر رسالات امام [[مهدی]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، نابودی و پاک سازی جامعه از سه گروه معاندین، گمراهان و ملحدین است که در واقع همه‌ی آنان در صف ضلالت قرار دارند. در ادامه به معرفی این سه گروه می‌پردازیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۰ - ۱- اهل «عناد»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معاندان، کسانی هستند که وقتی حق را یافتند، آن‌را نمی‌پذیرند و با آن ستیز کرده و در لجاجت خود اصرار دارند. این گروه به دست حضرت [[مهدی]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; از بین می‌روند و زمین از لوث وجود آنان پاک می‌گردد،&amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، تفسیر و شرح دعای ندبه، ص ۲۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; چنان‌که در دعای قنوت امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ ابْسُطْ سَيْفَ نَقِمَتِكَ عَلَى أَعْدَائِكَ الْمُعَانِدِين»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«خدایا! شمشير انتقامت را بر دشمنان عنود و لجوجت. برکش.» سیدبن طاووس، علی‌بن‌موسی، ۱۴۱۱ ه.ق، مهج الدعوات، قم: انتشارات دار الذخائر، ص ۶۷ و ۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روشن است که «سَیفُ الله» که تمامی معاندین، اهل ضلالت و الحاد را از بین می‌برد، جز حضرت [[مهدی]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرد دیگری نیست،&amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، تفسیر و شرح دعای ندبه، ص ۲۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; چنان‌که در دعای پس از زیارت آن حضرت عرضه می‌داریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ اقْصِمْ بِهِ کُلَّ جَبَّارٍ عَنِيد».&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«به وسیله‌ی او تمامی متکبران عنود و لجوج را از بین ببر.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۸۸؛ رفیعی، تفسير و شرح دعای ندبه، ص ۲۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۰ - ۲ - اهل «تضليل»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهل «تضليل» کسانی هستند که علاوه بر گمراهی خود، دیگران را هم به گمراهی و انحراف می‌کشانند. برای توجه به این معنا به آیات قرآن رجوع می‌کنیم، تا دانسته شود چه کسانی در وادی گمراهی و ضلالت افتاده‌اند. خداوند متعال، اهل «ضلالت» را این‌گونه معرفی فرموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَمَنْ يَعْصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً»؛&#039;&#039;&#039; (احزاب: ۳۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و هر کس خدا و فرستاده‌اش را نافرمانی کند قطعاً دچار گمراهی آشکاری شده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبيلِ اللهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالاً بَعيداً»&#039;&#039;&#039; (نساء: ۱۶۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بی‌تردید، کسانی که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند، به گمراهی دور و درازی افتاده‌اند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌چنین درباره‌ی مشرکان تعبير &#039;&#039;&#039;«ضَلّ ضَلالاً بَعيداً»&#039;&#039;&#039; را به کار برده و می‌فرماید: &#039;&#039;&#039;«وَ مَنْ يُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيدا»&#039;&#039;&#039; (نساء: ۱۱۶) «و هرکس به خدا شرک ورزد، قطعاً دچار گمراهی دور و درازی شده است». خداوند متعال این معنا را در آیه‌ی دیگری بر وجه جامع‌تری می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللهِ وَمَلائِكَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً».&#039;&#039;&#039; (نساء: ۱۳۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و هر کس به خدا و فرشتگان او و کتاب‌ها و پیامبرانش و روز بازپسين كفر ورزد، در حقیقت دچار گمراهی دور و درازی شده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس آیات ذکر شده، کسی که به این پنج اصل مهم: «خداوند»، «فرشتگان»، «کتاب‌ها»، «پیامبران» و «روز قیامت» کفر ورزد، از راه اصلی منحرف گشته و بازگشت آن به راه هدایت به آسانی امکان‌پذیر نیست و این مسأله‌ای است که تاهنگام قیام امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، اغلب مردم جهان را در برگرفته است. لذا اهل «تضليل»، دومین گروهی هستند که امام [[مهدی]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، با آنان تا مرحله‌ی پیروزی مقابله می‌نماید.&amp;lt;ref&amp;gt;زمردیان، ندبه و نشاط، ص ۴۹۸.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۰ - ۳ - اهل «إِلْحَاد»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ملحدین» گروه دیگری هستند که در عصر ظهور حضرت [[مهدی]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، پاک‌سازی خواهند شد. اینان کسانی هستند که منکر حق تعالی هستند و کفر و بی‌دینی را اختیار کرده‌اند؛ لذا به آنان «ملحدين» گفته می‌شود. خداوند متعال در معرفی این گروه می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إِنَّ الَّذينَ يُلْحِدُونَ في آياتِنا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا أَفَمَنْ يُلْقى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ»:&#039;&#039;&#039; (فصلت:۴۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کسانی که در [فهم و ارائه] آیات ما کژ می‌روند بر ما پوشیده نیستند. آیا کسی که در آتش افکنده می‌شود بهتر است یا کسی که روز قیامت آسوده‌خاطر می‌آید؟ هرچه می‌خواهید بکنید که او به آن‌چه انجام می‌دهید بیناست».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه طباطبایی در تفسیر آیه‌ی شریفه می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاق این آیه، سياق تهدید ملحدین این امت است، و به علت این‌که «يُلْحِدُون» و نیز کلمه‌ی «آیَاتِنا» مطلق آمده، شامل همه‌ی الحادها می‌شود، چه الحاد در آیات تکوینی خدا، از قبیل خورشید و ماه و غیر آن دو، که مشرکین آن‌ها را آیات خدا می‌شمارند و در عین حال آن‌ها را می‌پرستند و مرتکب انحراف و الحاد می‌شوند، و چه الحاد در آیات وحی و نبوت که باز مشرکین، قرآن کریم را افترا بر خدا و گفتار پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; دانسته، و یا برای نشنیدنش سر و صداهای بی‌معنا به راه می‌اندازند و یا غیر مشرکین از فرقه‌های گمراه، آن را از پیش خود تفسیر نموده و یا به منظور فتنه انگیزی در بین مسلمین تأويلش می‌کنند، که تمامی این‌ها الحاد در آیات خدا است که بیان جامعش این است که آیات الاهی را در غیر آن موضعی که دارد وضع می‌کنند و از جایی که دارد به جای دیگر می‌برند.&amp;lt;ref&amp;gt;طباطبایی، المیزان، ج ۱۷، ص ۲۹۷؛ ترجمه المیزان، ج ۱۷، ص ۶۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1_%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84_%D9%88_%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1&amp;diff=1406</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، رهبر عادل و عدالت گستر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1_%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84_%D9%88_%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1&amp;diff=1406"/>
		<updated>2026-07-30T16:00:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، رهبر عادل و عدالت گستر =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۲ و ج ۹۱، ص ۴ و ج ۹۹، ص ۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کسی که زمین را از عدل و قسط پر می‌نماید همان‌گونه که از ظلم و جور پر شده است».&amp;lt;ref&amp;gt;«أَنَّكَ الَّذِي تَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً؛ به راستی تو کسی هستی که زمین را مملو از قسط و عدل می‌نمایی.» همان، ج ۹۱، ص ۳۲ و ج ۹۹، ص ۹۸ و ۲۴۶. «الْعَدْلِ الْمُشْتَهَر؛ عدالت مشهور.» همان، ج ۹۹، ص ۱۰۱. «إِمَامٍ عَدْل؛ پیشوای عدالت.» مصباح المتهجد، ص ۴۱۴؛ جمال الأسبوع، ص ۵۲۶؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۸۹ و ج۹۲، ص ۳۲۹ و ج ۹۹، ص ۹۱. «نَاشِرِ الْعَدْلِ فِي الطُّولِ وَالْعَرْض؛ گستراننده‌ی عدالت در طول و عرض زمین.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۱، ص ۳۱ و ج۹۸، ص ۳۷۳ و ج ۹۹، ص ۲۴۶. و ۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در معنای «عَدل» می‌نویسد: «عَدل»، «عِدالَت» و «مُعادِله» واژه‌هایی است که دربردارنده‌ی معنای «مساوات» است. پس «عدل» به معنای «تقسیم مساوی» است و بر این اصل در روایت فرموده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«بِالعَدلِ قَامَتِ السَموَاتِ وَ الأَرض»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;احسائی، ۱۴۰۵ ه. ق، عوالی اللئالی، قم: دار سیّدالشهداء عليه‌السلام، ج ۴، ص ۱۰۳.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آسمان‌ها و زمین بر اساس عدل بر پا شده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عَدل» دو قسم است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. عدل مطلق که عقل حَسن آن را درک می‌کند و در هیچ زمانی نسخ نمی‌شود، مانند نیکی کردن به کسی که نیکی کرده و نیازردن کسی که از آزار انسان دست برداشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. عدلی که در پرتو احکام دین شناخته می‌شود، مانند آیه‌ی: «&#039;&#039;&#039;إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإحْسانِ&#039;&#039;&#039;». (نحل: ۹۰) «عدل» به معنای «مساوات در جزا دادن» نیز هست، به این معنا که کار نیک به اندازه‌ی ده برابر پاداش داده می‌شود و کار زشت کیفری همسان خود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۵۵۱ و ۵۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; به عقیده‌ی برخی واژه‌ی «عدل» آن چیزی است که از نظر انسان‌ها مستقیم و ضدّ «جور» است و نیز به معنای «حکم به حق» است.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص ۴۳۰؛ طریحی، مجمع البحرین، ج ۵، ص ۴۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم مطهری چهار معنا برای این کلمه ذکر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. موزون بودن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. تساوی و نفی هرگونه تبعیض.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
٣. رعایت حقوق افراد و عطاکردن حق هر ذی حق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. رعایت استحقاق‌ها در افاضه‌ی وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آن‌چه امکان وجود یا کمال وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، ۱۳۷۲ ه.ش، عدل الهی، قم: انتشارات صدرا، ص ۵۴ و ۵۸، با اندکی تصرف در عبارات.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بررسی معنای لغوی واژه‌ی «عدل» و تعاریفی که مرحوم مطهری برای این واژه بیان نمودند، می‌توان نتیجه گرفت که در تعریف «عدالت»، «موزون بودن»، «رعایت تساوی و نفی هرگونه تبعیض»، «رعایت حقوق افراد و دادن حق به حق‌دار» و «قرار گرفتن هر چیزی در جای خودش»، از بهترین تعاریف است که شامل جمله‌ی امام على &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، حکمت ۴۳۷.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« عدل قرار دادن هر چیزی در جایگاه خویش است.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و جمله‌ی معروف &#039;&#039;&#039;«العَدلُ اعطاء كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّه»&#039;&#039;&#039;: «عدل دادن هر صاحب حقى به حق خویش است.» می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب در معنای «قِسط» می‌نویسد: ««قِسط»، نصیب و بهره‌ای است که براساس عدالت باشد.»&amp;lt;ref&amp;gt;«القِسط هو النَصيِبُ بِالعَدل.» راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۶۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در قاموس المحیط آمده است که «قِسط» به کسر اول به معنای «عدل» و به فتح آن به معنای «ظلم و انحراف» است.&amp;lt;ref&amp;gt;فیروزآبادی، قاموس، ج ۲، ص ۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; در نهج‌البلاغه واژه‌ی «قِسط»، به معنای «تقسیم به عدل» آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه‌ی ۱۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قطعاً میان دو واژه‌ی «عَدل» و «قِسط» تفاوت‌هایی وجود دارد. آية الله موسوی اصفهانی در این زمینه می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آن‌چه از موارد استعمال به دست می‌آید این است که مفهوم «عدل» از مفهوم «قِسط» عمومیت بیشتری دارد، زیرا که «قِسط» در مورد اَدای حق دیگران به کار می‌رود، مانند اَدای شهادت و قضاوت و وزن و پیمانه کردن و امثال آن... و به عبارت دیگر «قِسط» تنها در مواردی استعمال می‌شود که به حق غیر مربوط باشد و «عدل» در مورد حق دیگران و حق خود انسان به کار می‌رود. پس معنای «عدل» موافقت با حق به طور مطلق است و «قِسط» موافقت با حق مردم است.»&amp;lt;ref&amp;gt;موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج ۱، ص ۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین واژه‌ی «قِسط» بیشتر در امور اقتصادی و توزیع اموال بر اساس عدالت اجتماعی بین افراد به کار می‌رود، که در این جهت هیچ‌گونه تبعیضی نباشد که در مقابل جور قرار گرفته است؛ اما «عدل» معنای عامی دارد که شامل عدالت در تمام ابعاد از عقاید وفرهنگ و سیاست و ... خواهد شد، که در مقابل ظلم است.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدی اشتهاردی، ۱۳۷۶ ه.ش، حضرت مهدی علیه‌السلام فروغ تابان ولایت، قم: واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران، ص ۱۲۴.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه‌ی «ظُلم» به معنای «چیزی را در غیر جا و غير موضع خود گذاردن» است.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۵۳۷؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۲، ص ۳۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی برای این کلمه معنای «تصرّف در مُلکِ غیر» و «از حد گذشتن» را ذکر کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، بیروت: دار إحياء التراث العربی، ج ۱، ص ۷۸۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه‌ی «جُور» به معنای «عدول از حق» است.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۲۱۱. &amp;lt;/ref&amp;gt; این کلمه در معانی «نقيضِ عدل»&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، العین، ج ۶، ص ۱۷۶؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۴، ص ۱۵۳؛ زبیدی، تاج العروس، ج ۱، ص ۲۶۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، «ستم در حکم کردن»&amp;lt;ref&amp;gt;زبیدی، همان، همان جا&amp;lt;/ref&amp;gt; و «ضدّ میانه‌روی و انحراف از آن»&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt; هم آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عدالت» از اصول مهم و از تعالیم و اهداف عمده‌ی دین اسلام است که آیات قرآن و احادیث شریفه، دستور به اجرای آن داده‌اند. آیات فراوانی از قرآن کریم به عدالت خواهی، عدالت ورزی و عدالت جویی تاکید کرده‌اند. خداوند در آیه‌ی ۹۰ سوره‌ی نحل، می‌فرماید: &#039;&#039;&#039;«إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ»&#039;&#039;&#039;. «در حقیقت، خدا به دادگری و نیکوکاری فرمان می‌دهد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم مطهری در اهمیّت «عدل» می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در قرآن از توحید گرفته تا معاد و از نبوت گرفته تا امامت و زعامت و از آرمان‌های فردی گرفته تا هدف‌های اجتماعی، همه بر محور عدل استوار شده است. عدل قرآن همدوش توحید، رکن معاد، هدف تشریع نبوت و فلسفه‌ی زعامت و امامت، معیار كمال فرد و مقیاس سلامت اجتماع است.»&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، عدل الهی، ص ۳۷.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عدالت» یکی از آرمان‌هایی است که انسان در طول تاریخ به آن توجه داشته و در تمامی عرصه‌های زندگی به آن نیازمند بوده است. «عدالت» در زمینه‌ی حیات اجتماعی، تنها در بخش ویژه‌ای از جامعه نیست، بلکه در همه‌ی ابعاد حیات فردی و اجتماعی، عامل اصلی حیات و زندگی انسان، اصلِ «عدالت» است. «عدل» حیات زندگی است&amp;lt;ref&amp;gt;تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص ۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و زندگی بی «عدالت» مرگی است که حیات پنداشته می‌شود. رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌و‌آله&amp;lt;/small&amp;gt; و امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; «عدالت» را در فرصتی کوتاه و در یک بعد زمانی و مکانی محدود، به مردم نشان دادند و چهره‌ی جامع آن، به وسیله‌ی امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; آشکار می‌گردد. لذا در احادیث بسیاری که شیعه و سنّی در کتاب‌های معتبر حدیثی، راجع به اوصاف حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده‌اند، این صفت مشهور است که آن حضرت، زمین را سرشار از قسط و عدل می‌کنند، چنان‌که از ظلم و جور پر شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، کمال الدین، ج ۱، ص ۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; تقریباً کمتر روایتی پیدا می‌شود که موضوع آن حضرت و قیامشان را مطرح کرده باشد، ولی اشاره‌ای به عالم گیر شدن ظلم و بی‌عدالتی نکرده باشد. «ابوسعید خدری از پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت می‌کند که فرمودند: «ساعت ظهور فرانمی‌رسد مگر آن که زمین از ظلم و دشمنی پُر گردد، سپس پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; افزودند: آن‌گاه، مردی از عترت من یا از اهل بیت من، زمین را از عدل و داد پُر می‌کند همان‌گونه که از ظلم و ستم پر شده است».&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: طبری، ص ۲۴۹؛ بحرانی، ۱۳۷۸ ه.ش، الإنصاف في النص على الأئمة &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ، ترجمه‌ی سید هاشم رسولی محلاتی، چ دوم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص ۳۵۶.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، بر رفع ظلم و ستم و حکومت عادلانه استوار است و ایجاد عدالت اعمّ از عدالت فردی، اجتماعی، اقتصادی و... سرلوحه‌ی همه‌ی برنامه‌های آن حضرت است؛ اگرچه همه‌ی امامان &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در زمان خود، واسطه‌ی چنین فیضی بوده‌اند، امّا متاسفانه به دلیل شرایط زمانی و مکانی خود، آرمان‌ها و عدالت را در دوره‌ی قیام حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; جست وجو می‌کردند. بنابراین، می‌توان گفت میان امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و دیگر امامان معصوم &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در این زمینه تفاوتی نیست، ولی به خواست خداوند، حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; کسی است که رسالت پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌&amp;lt;/small&amp;gt; و دیگر معصومان &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در دستیابی به «عدالت» را به نتیجه‌ی نهایی می‌رسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شایسته است در این قسمت از بحث، به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره داشته باشیم که روایات ذیل این آیه، آن را به «عدلِ مهدوی» تفسیر کرده‌اند. امام کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در تفسیر آیه‌ی: &#039;&#039;&#039;«اعْلَمُواْ أَنَّ اللهَ يُحیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. به راستی آیات [خود] را برای شما روشن گردانیده‌ایم، باشد که بیندیشید».&amp;lt;/ref&amp;gt;(حديد: ۱۷) فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«لَیْسَ یُحْیِیهَا بِالْقَطْرِ، وَ لَکِنْ یَبْعَثُ اللهُ رِجَالاً فَیُحْیُونَ الْعَدْلَ، فَتُحْیَا الْأَرْضُ لِإِحْيَاءِ الْعَدْلِ»&#039;&#039;&#039;:&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۷، ص ۱۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مقصود این نیست که زمین را با باران زنده می‌کند، بلکه خداوند مردانی را بر می‌انگیزد که عدالت را زنده می‌کنند، پس به سبب زنده شدن عدل، زمین زنده می‌شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین سخنی که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در آغاز تولد بر زبان آوردند، نشانگر اهمیت «عدل» در برنامه‌های آن امام موعود است. جناب حکیمه خاتون این سخن را چنین روایت می‌کند: آن حضرت در لحظات نخستین پس از تولد، لب به سخن گشودند و بسان پیامبران که در آغاز کودکی توان سخن گفتن دارند به یکتایی خداوند ورسالت حضرت محمد &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و امامت امام علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و همه‌ی امامان &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; گواهی دادند، سپس به خداوند چنین عرضه داشتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«اللَّهُمَّ أَنْجِزْلِی مَا وَعَدْتَنِي وَ أَتْمِمْ لِي أَمْرِي وَ ثَبِّتْ وَطْأَتِی وَامْلَإِ الْأَرْضَ بِی عَدْلاً وَ قِسْطا».&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۴۲۸.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرای «عدالت» در حکومت اسلامی صرفا در یک مقوله‌ی خاص نمی‌گنجد، بلکه در تمام ساختارهای فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... اجرای آن واجب است. با تتبع در روایات، در می‌یابیم که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در عصر ظهور، «عدالت» را در تمام ابعاد آن اجرا می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینک به بیان ابعاد عدالت امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در عصر ظهور، به طور اختصار می‌پردازیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یکم. عدالت اجتماعی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از ابعاد «عدالت»، عدالت اجتماعی است. افراد جامعه موظف‌اند در تنظیم روابط بایک‌دیگر، اصل «عدالت» را رعایت و براساس آن با هم رفتار کنند و از ظلم و ستم بپرهیزند. حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ضمن اجرای «عدالت» و دعوت مردم به رعایت آن، رفتارهای برخاسته از ظلم ستیزی و بی‌عدالتی را تحت مراقبت و تصحیح خواهد نمود. در این رابطه روایاتی است که می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ وَضَعَ مِيزَانَ الْعَدْلِ بَيْنَ النَّاسِ، فَلَا يَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَداً»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;همان، همان‌جا، ص ۳۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ترازوی عدالت را در میان همه‌ی انسان‌ها می‌نهد و هیچ انسانی به دیگری ستم نخواهد کرد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَيْتِ قَسَّمَ بِالسَّوِيَّةِ وَ عَدَلَ فِي الرَّعِيَّة»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نعمانی، غیبت، ص ۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هنگامی که قائم اهل بیت قیام کند، به طور مساوی قسمت می‌کند و در میان رعيّت به عدالت رفتار میکند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عدل امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; عمومی است و نیکان و فاجران را در برمی‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ يَعْدِلُ فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ، الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِر»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۲۹.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و در میان بندگان نیک و بد خدا به عدالت رفتار می‌کند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره‌ی اجرای عدالت اجتماعی به وسیله‌ی امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، سخنانی فرمودند که نشانگر گسترش دقیق «عدالت» در آن دوران است. در روایاتی آمده است که در دوران ظهور، پنجره‌هایی که به معابر باز شده، بسته می‌شود و ناودان‌ها و راه‌آب‌هایی که به خیابان‌ها و کوچه‌ها می‌ریزد مسدود می‌شود. امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در این‌باره فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هنگامی که حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; قيام کند، راه بزرگ را به اندازه‌ی شصت ذراع توسعه می‌دهد، و هر مسجدی را که در راه بنا شده باشد تخریب می‌کند، و هر روزنه‌ای را که به راه باز می‌شود، می‌بندد و هر بنای مرتفعی و چاهی و ناودانی که در راه باشد، می‌بندد».&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، غیبت، ص ۴۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالب یاد شده در سخن امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، هرکدام به نوعی بیان‌گر گسترش عدالت اجتماعی در عصر ظهور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دوم. عدالت سیاسی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از وظایف حکومت اسلامی، اجرای «عدالت» است. بی‌شک، آن‌گاه می‌توان از جامعه و حکومتی انتظار حرکت به سوی «عدالت» را داشت که امام و حاکم آن جامعه، خود در مسیر «عدالت» باشد و در زندگی خویش «عدالت» را پیشه‌ی خود سازد. از دیدگاه دین اسلام، حیات و صلاح مردم و جامعه انسانی در گرو اجرای «عدالت» است.&amp;lt;ref&amp;gt;تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص ۳۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اصل، «عدالت» عامل بقا و استمرار دولت‌ها و ملت‌هاست. به همین دلیل، امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به دولت مردان چنین توصیه می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إجْعَلِ الدِّينَ كَهْفَکَ وَ الْعَدْلَ سَيْفَك»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«دین را پناه خود، و عدالت را شمشیر خود قرار ده».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عدالت سیاسی دارای مصادیق ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف. روابط یکسان با افراد جامعه اسلامی&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روابطشان با اصحابش، با ضعفای مردم و با همه افراد، یکسان بود. شخصی در خدمت آن حضرت سخن می‌گفت و مهابت محضر ایشان او را فرا گرفت، پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; به آن شخص فرمودند: «بر خود آسان بگیر که من پادشاه نیستم، من پسر زنی از قریش هستم که گوشت خشکیده می‌خورد.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۲۲۹. یکی از اسناد مهم و دستور العمل زمامداری، عهدنامه‌ی حضرت علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که برای مالک اشتر مرقوم فرمودند. از جمله مواد عهدنامه این است: «باید محبوب‌ترین کارها به سوی تو، کاری باشد که در حق میانه‌تر و در عدل همگانی‌تر، و برای خوشنودی رعيت جامع تر باشد، زیرا خشم همگان، خوشنودی خواص را از میان می‌برد و خشم خواص با رعایت خوشنودی عموم تدارک می‌گردد.» نهج البلاغه، نامه‌ی ۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب. تساوی افراد در برابر قانون&amp;lt;ref&amp;gt;امام علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در نامه‌ای به یکی از کارگزاران خائن خود چنین مرقوم داشتند: «به خدا سوگند اگر حسن و حسین نظیر آن‌چه انجام دادی، انجام می‌دادند، هیچ مهربانی و مدارایی نزد من و هواخواهی از جانب من برای آنان نبود و در اراده‌ی من اثر نمی‌گذاردند تا آن‌گاه که حق را از آن‌ها بگیرم و باطل را از ستم‌هایشان دور سازم.» همان، نامه‌ی ۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج. توزیع عادلانه‌ی قدرت&amp;lt;ref&amp;gt;امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; کارگزاران و زمامداران جهان را از افرادی صالح، شایسته و دادگر انتخاب و دستورات اکیدی مبنی بر رعایت «عدالت» ارائه خواهند کرد. توجه به مفاد بیعتی که امام در آغاز قیام خود از یارانش می‌گیرد، ما را به عمق روش مبتنی بر «عدالت» آن حضرت رهنمون می‌سازد: «با آن حضرت بیعت می‌کنند که دزدی نکنند، زنا نکنند، کسی را به ناحق نکشند، هتک حرمت محترمی را نکنند، به مسلمانی فحش نگویند، به منزلی هجوم نبرند، کسی را به غیر حق نزنند، مركب‌های سواری لاغرو ضعیف را سوار نشوند، خود را با طلا زینت نکنند، خز نپوشند، ابریشم نپوشند...» ر.ک: سیدبن طاووس، الملاحم و الفتن، ص ۱۴۹. امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نسبت به کارگزاران دولت خویش. بسیار سخت‌گیر هستند و در صورت تخلّف، با آنان شدیداً برخورد خواهند کرد. این موضوع در احادیث، بارها مورد تأكيد قرار گرفته است. ر.ک: همان، ص ۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سوم. عدالت اقتصادی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از برنامه‌های حکومت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، تقسیم مساوی منابع و درآمدها و ایجاد عدالت اقتصادی به معنای «توزیع عادلانه‌ی ثروت»&amp;lt;ref&amp;gt;البته منظور از تقسیم عادلانه ثروت در شکل تقسیم مساوی با توجه به این که می‌دانیم در دین اسلام که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; حافظ و مروج احکام آن است، در برابر کار بیشتر و تلاش و لیاقت فزونتر، سرمایه‌ی بیشتری پرداخته می‌شود، یا اشاره به اموال بیت المال و اموال عمومی به‌طور کلی است که همگان در حکومت اسلامی در مقابل آن برابرند و یا اشاره به این است که در شرایط مساوی، امتیازات، پاداش‌ها و اجرت‌ها به طور مساوی به افراد داده می‌شود. کارگر، جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، ص ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; است. چنان‌که پیش از این اشاره شد،&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: همین فصل.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; واژه‌ی «قسط» بیشتر در مورد امور اقتصادی و توزیع اموال براساس عدالت اجتماعی بین‌افراد به کار می‌رود. رعایت «قسط»، جایگاه خاصی در حکومت اسلامی به خصوص حکومت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دارد. از وجوه عدالت اقتصادی این است که بیت‌المال به طور مساوی در بین مستضعفان و نیازمندان توزیع گردد. شیوه‌ی امام على &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین بود، و در این زمینه فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ، فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ الله»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه‌ی ۱۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حکومت امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز بر طبق همین سیره عمل می‌شود. اینک به طور نمونه، روایاتی را در این زمینه مرور می‌نماییم: حضرت علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در وصف امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَيْتِ، قَسَّمَ بِالسَّوِيَّةِ وَ عَدَلَ فِي الرَّعِيَّة»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نعمانی، غیبت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حدیثی دیگر چنین می‌خوانیم: &#039;&#039;&#039;«یُسَوِّی بَيْنَ النَّاسِ حَتَّى لَا تَرَى مُحْتَاجاً إِلَى الزَّكَاةِ»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; قسط اسلامی به معنای «تقسیم و توزیع عادلانه بیت المال»، بدون هیچ‌گونه تبعیضی در عصر حکومت امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; محقق می‌شود و ثروت و امکانات، در اختیار مستحقان قرار می‌گیرد. به این ترتیب امر توزیع، به نحو عادلانه صورت می‌گیرد و از شکاف عمیق طبقاتی جلوگیری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدی اشتهاردی، حضرت مهدی فروغ تابان ولایت، ص ۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چهارم. عدالت قضایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عصر حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، مردم از عدالت قضایی بهره‌مند می‌گردند. در آن روزگار، امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خود میان مردم زندگی می‌کنند و بر آن‌ها حکومت و قضاوت خواهند کرد. قضاوتی که بر پایه‌ی عدل و داد و بدون نیاز به بینه و شاهد صورت می‌گیرد و این قضاوت، متکی به الهام الاهی و علم امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است.&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۱۴، ص ۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پنجم. عدالت در امور عبادی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; رفتارهای غیر عادلانه‌ی مردم را حتی در امور عبادی و جزئی تصحيح خواهند کرد، تا حق کسی در این‌گونه امور، ضایع نشود. در برخی از احادیث، توجه به جزئیات در مسائل عبادی، در «عدل مهدوی» را چنین تبیین کرده‌اند: امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نخستین چیزی که از عدالت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ظاهر می‌شود، این است که منادی اعلام می‌کند صاحبان طواف مستحب، حجر الأسود و طواف خانه‌ی خدا را به صاحبان طواف واجب تسلیم کنند».&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۴، ص ۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این یکی از مشکلات مردم در حج است که کثرت طواف کنندگان موجب می‌شود تا طواف واجب بسیاری به صورت صحیح انجام نگیرد. لذا امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین دستوری را صادر می‌کنند و این خود نشان‌گر دقت و توجه امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در اجرای «عدالت» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ششم. عدالت فردی - اخلاقی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دین اسلام، رابطه‌ی تنگاتنگی میان عدالت فردی و اجتماعی وجود دارد. از دیدگاه اسلام، پیدایش عدالت فراگیر اجتماعی، در گرو تحقق عدالت فردی در جامعه است؛ این بدان معناست که برآیند تعادل مهره‌های یک مجموعه به تعادل کل آن منتهی می‌شود. عدل مقابل ظلم است و کسی که ظالم باشد، عادل نیست و از آن‌جا که ارتکاب معصیت، ظلم به نفس تلقی می‌شود، فرد گناه کار برای هرگونه ظلم اجتماعی، آمادگی روانی لازم را خواهد داشت؛ زیرا کسی که به حقوق خود اهمیت نمی‌دهد، به حقوق دیگران هم ارزش نخواهد داد. لذا رتبه‌ی تحقق عدالت فردی بر ایجاد عدالت اجتماعی مقدم است. اگر فردی با اجتناب از معاصی و رعایت پروای الاهی، بتواند ملکه‌ی «عدالت» را در خود پدید آورد، آن‌گاه می‌تواند در عصر ظهور که عصر استقرار عدل ناب و مطلق است، خویشتن را با شرایط نوین تمدن توحیدی مهدوی هماهنگ کند؛ اما در غیر این صورت، هاضمه‌ی شخصیت فرد، قدرت جذب مؤلفه‌های فرهنگ عدالت محور دولت کریمه را نخواهد داشت. طبعاً چنین شخصی با شرایط و ملاک‌های جدید هماهنگ نمی‌شود و این تعارض وی را به بن‌بست می‌کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیزاده، ۱۳۷۹ ه.ش، نشانه‌های یار و چکامه انتظار، چ اول، قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، ص ۱۱۳ و ۱۱۴، با اندکی تصرف در عبارات.&amp;lt;/ref&amp;gt; خاستگاه اصلی تصحیح روابط اجتماعی، جامعه‌ی کوچک خانواده است. در این محیط کوچک، افراد می‌آموزند حق و حقوق متقابل را در نظر داشته باشند، و به حقوق یک‌دیگر احترام بگذارند. از این‌رو فراگیری عدالت و گسترش آن حتّى به درون خانه‌ها و خانواده‌ها، از نظر هر نظام حقوقی و اخلاقی بسیار سخت است، زیرا در خانواده‌ها مسائلی می‌گذرد که از نظر ناظران اجتماعی، قانونی و حتی تربیتی و اخلاقی پوشیده است. در دوران ظهور امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; از سویی تربیت، ایمان، اعتقاد و پرورش اخلاقی مردم اصالتی ویژه می‌یابد، و از سویی دیگر اجرای قانون و قاطعیت در اجرای عدل تا بدان‌جا پیش می‌رود که در درون خانه‌ها، «عدل» حاکم می‌شود، و روابط داخلی افراد خانواده در چهار چوب «عدالت» قرار می‌گیرد. امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; گستره‌ی «عدل مهدوی» را در یک جمله چنین خلاصه می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«أَمَا وَ اللهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقَرُّ»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نعمانی، غیبت، ص ۲۹۷.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«به خدا سوگند عدالت او در داخل خانه‌هایشان بر آن‌ها وارد می‌شود، همان‌گونه که سرما و گرما داخل می‌شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر در دوران ظهور، تربیت معنوی و اخلاقی افراد محقق می‌شود و این موضوع از عوامل برقراری روابط عادلانه‌ی اجتماعی به شمار می‌آید. در زمینه‌ی عدالت اخلاقی عصر ظهور، در احادیث بر محورهایی نظیر راست‌گویی و اجتناب از دروغ، خوش‌بینی، مهرورزی و پرهیز از کینه توزی و دشمنی تکیه شده است. در جامعه‌ی مهدوی، «راست‌گویی» معیاری تخلف ناپذیر در روابط اجتماعی خواهد بود. پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«بِهِ يَمْحَقُ اللهُ الْكَذِبَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«خداوند به وسیله‌ی او دروغ را نابود می‌کند.» مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۱، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر اموری که در روایات بر آن تأکید شده است، «محو کینه‌توزی و جایگزینی مهرورزی» است. هنگامی که «عدالت» در میان جامعه اجرا و گسترش یابد، جایی برای کینه‌ها و دشمنی‌ها باقی نمی‌ماند. از حضرت زهرا &amp;lt;small&amp;gt;علیهاالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; سخنی عمیق در این باره روایت شده است که می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ الْعَدْلَ تَنْسِيقاً لِلْقُلُوبِ».&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«عدالت مایه‌ی پیوند یافتن دل‌ها است.» احتجاج، ج۱، ص۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با رعایت‌نکردن عدالت است که کینه توزی و دشمنی در روابط اجتماعی پدیدار می‌شود؛ اما در دولت مهدوی، با اجرای دقیق «عدالت»، ریشه‌ی تبعیض‌ها، بی‌عدالتی‌ها، ستم‌ها و کینه‌توزی‌ها و... از دل‌ها کنده شده و انسان‌ها بدون هیچ‌نگرانی از تضییع حقی، با دل‌هایی سرشار از لطف و محبت در کناریک‌دیگر زندگی می‌کنند. امام على &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا... لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَاد»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و آن‌گاه که قائم ما قیام کند، ... قطعاً کینه‌ها از دل‌های بندگان بیرون می‌رود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نتیجه‌گیری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران ظهور حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، اجرای «عدالت» در تمام عرصه‌های آن، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قضایی، عبادی، فردی و اخلاقی، قطعی است. «عدالت»، روح حاکم بر تمامی عمل‌کردها و برنامه‌های دولت مهدوی است و نشان آن را می‌توان در بیشتر این کارکردها دید، تا آن‌جا که اصل «عدالت» در ریز و درشت مسائل، عملی می‌شود و حتی در درون خانه‌ها، عدالت حاکم می‌شود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD_%D9%88_%D8%AE%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D9%91%D8%AA&amp;diff=1405</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، جامع صلاح و خشنودی امّت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD_%D9%88_%D8%AE%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%AF%DB%8C_%D8%A7%D9%85%D9%91%D8%AA&amp;diff=1405"/>
		<updated>2026-07-30T15:59:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، جامع صلاح و خشنودی امت =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«مُؤَلِّفَ شَمْلِ الصَّلَاحِ وَ الرِّضَا»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۸۶ و ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«الفت دهنده و گردآورنده‌ی جامه‌ی درستی و خشنودی».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغات&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شَمْل» از ماده‌ی «شُمول» به معنای «فراگرفتن و احاطه» و به معنای «پیچیدن» نظیر «جامه به خود پیچیدن» است.&amp;lt;ref&amp;gt;قرشی، ۱۳۷۱ ه.ش، قاموس قرآن، تهران: دار الكتب الإسلامية، ج ۵، ص ۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«صَلَاح» نقطه‌ی مقابل «فساد» است&amp;lt;ref&amp;gt;ازهری، تهذيب اللغة، ج ۲، ص ۱۳؛ جوهری، صحاح، ج ۱، ص ۳۸۳؛ راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۴۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و کاربرد بیشتر آن در افعال است. در قرآن کریم واژه‌ی «صَلَاح» گاهی در مقابل «فساد» و گاه در مقابل «زشتی و بدی» آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، همان، همان جا.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اساسی‌ترین رکن وحدت جامعه، وحدت در هدف است. اگر مردمی در جهت یک مقصود حرکت کنند، یقیناً بر آن جامعه یگانگی حاکم خواهد شد و تنها عاملی که می‌تواند انسان را به وحدت واقعی رساند، ایمان به خداوند است. وحدتی که در اثر تعلیمات پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; در جامعه‌ی اسلامی پدید آمد، معلول دین و اعتقاد به خداوند بود. متأسفانه دنیا طلبان پس از رحلت رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; به خاطر ارضای هواهای نفسانی خود و کسب جاه و مقام، مسیر خلافت را تغییر دادند و نتیجه‌ی این جنایت، اتّحاد به تفرقه مبدّل گشت.&amp;lt;ref&amp;gt;موسوی خرم آبادی، شرح دعای ندبه، ص ۸۶۴ و ۸۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; در عصر غیبت نیز پیدایش اختلافات فکری و عقیدتی از خطرناک‌ترین وقایع دوران غیبت است. در عصر غیبت، افرادی مردم را با ایجاد برخی مسلک‌های ساختگی، از مسیر صحیح مکتب اهل بیت &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دور می‌کنند و این کار موجب تفرقه و گمراهی مردم خواهد شد و رواج مرام‌ها و مسلک‌های غیرالاهی به تشتّت و بی‌دینی منجر می‌شود. امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در دوران غیبت، اختلاف‌های شدید در میان مردم پدید می‌آید و وحدت دینی آنان خدشه دار می‌شود».&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: نعمانی، غیبت، ص ۲۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در این‌باره می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در زمان غیبت، مردمان را می‌نگری که به پیروی از عقاید و بافته‌های ذهنی یک‌دیگر و به پیروی از افراد بد کردار می‌پردازند و در اعمال و رفتارشان از آنان تبعیت می‌کنند و راه مستقیم و مسلک صحیح شریعت اسلام بی‌رهرو شده است».&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۲۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیبت امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، جوامع بشری دست‌خوش جنایت، خونریزی، تفرقه و نفاق شده و رحم و مروت از میان مردم رخت بسته و محبت‌ها و الفت‌ها از بین رفته و تفرقه و نفاق جای همبستگی را فراگرفته است؛ و با چنین وضعیتی هرگز امور مردم به صلاح و درستکاری نمی‌انجامد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با ظهور خویش به همه‌ی دوگانگی‌ها و تفرقه‌ها پایان داده و انسان‌ها را به دوستی، مودت، صلاح و رضا دعوت می‌نمایند. در دعای امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره‌ی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَ الْأمَّة»&#039;&#039;&#039;:&amp;lt;ref&amp;gt;نعمانی، غیبت، ص ۲۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و پراکندگی امّت را به وسیله‌ی او جمع فرما».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیانی دیگر فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ يُؤَلِّفَ بَيْنَ الْقُلُوبِ الْمُخْتَلِفَة»&#039;&#039;&#039;:&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۱۲۸.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و خداوند (به وسیله‌ی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;) بین دل‌های پراکنده، الفت و دوستی ایجاد می‌کند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنان‌که خدای تعالی اختلاف و تفرقه‌ای را که در صدر اسلام به وجود آمده بود، به وسیله‌ی پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; از بین برد و قلوب مسلمانان را به یک‌دیگر الفت داده و تفرقه را به اتّحاد تبدیل نمود&amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، ص ۲۲۱ و ۲۲۲، با اندکی دخل و تصرف در عبارات.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در سوره آل عمران از آن خبر داده و می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانا»&#039;&#039;&#039;. (آل عمران: ۱۰۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آن‌گاه که دشمنان [یک‌دیگر] بودید، پس میان دل‌های شما الفت قرار داد، تا به لطف او برادران هم شدید».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین به برکت ظهور امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، مصداق بزرگی از این آیه محقّق خواهد شد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1%D9%88%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%AF%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81&amp;diff=1404</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، دروکننده‌ی شاخه‌های گمراهی و اختلاف</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AF%D8%B1%D9%88%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%AF%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81&amp;diff=1404"/>
		<updated>2026-07-30T15:57:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، دروکننده‌ی شاخه‌های گمراهی و اختلاف =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«حَاصِدُ فرُوعَ الْغَيِّ وَ الشِّقَاق»؛&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«درو کننده‌ی شاخه‌های گمراهی و اختلاف».&amp;lt;ref&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;حَاصِدُ فُرُوعِ الغَيِّ وَ النِّفَاق&#039;&#039;&#039;؛ درو کننده‌ی شاخه‌های گمراهی و نفاق.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«حَاصِد» اسم فاعل از ریشه‌ی «ح ص د» به معنای «درو کردن و قطع نمودن محصول» است.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۲۳۸؛ ابن اثیر، النهاية، ج ۱، ص ۳۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«غَیِّ» برگرفته از ریشه‌ی «غ وی» به معنای «ضلالت» و«ناامیدی» است.&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، صحاح، ج ۴، ص ۲۴۵۰؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۵، ص ۲۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; به عقیده‌ی راغب، «غَیِّ» به معنای نادانی است که از اعتقاد فاسد حاصل می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۶۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شِّقَاق» به معنای «اختلاف»&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، العین، ج ۵، ص ۷؛ ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، ج ۳، ص ۱۷۱؛ جوهری، صحاح، ج ۳، ص ۱۵۰۲؛ طریحی، مجمع البحرین، ج ۵، ص ۱۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «دشمنی»&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، صحاح، ج ۳، ص ۱۵۰۲؛ طریحی، مجمع البحرین، ج ۵، ص ۱۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدرتمندان گمراه، مخرب جامعه‌اند و همواره گروه‌هایی راهم پرورش می‌دهند که پس از آن‌ها، جایگزین آن‌ها شوند. پس برای صالح ماندن جامعه، باید تمام شاخه‌ها درو شوند. یکی دیگر از اقدامات حضرت [[مهدی]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، از بین بردن گمراهی و اختلاف است که در صفت یاد شده، از آن تعبیر به «&#039;&#039;&#039;غَیِّ وَ شِّقَاق&#039;&#039;&#039;» شده است، کنایه از این‌که با قیام آن حضرت به طور کلی گمراهی و اختلاف از جامعه‌ی بشریت از بین می‌رود. بر این اساس، از آن حضرت، بر سبيل استعاره به «حاصد» يعنی «درو کننده‌» تعبیر شده است که اشاره به این معناست که حضرت [[مهدی]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، همانند باغبانی است که داس را که ابزار قطع و درو کردن است به دست و تمامی علف‌های هرزه و مزاحم را از ریشه قطع می‌کنند و گل‌ها و گیاهان زیبا را پرورش می‌دهند، تا جایی که هیچ اثری از ضلالت، اختلاف و نفاق باقی نمی‌ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، تفسير و شرح دعای ندبه، ص ۲۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دعای قنوت [[حضرت امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسکری]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; از بین رفتن «&#039;&#039;&#039;غَیِّ وَ شِّقَاق&#039;&#039;&#039;» از خداوند چنین طلب شده است: «&#039;&#039;&#039;اللَّهُمَّ فَأَتِحْ لَهُ مِنَ الْحَقِّ يَداً حَاصِدَةً تَصْرَعُ قَائِمَهُ وَ تَهْشِمُ سُوقَهُ&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;«خدایا! به او از حق دستی درو کننده برسان که اساس (ظالم) را قطع کند و بازارش را خراب نماید». مجلسی، بحارالأنوار، ج ۸۲، ص ۲۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; که «&#039;&#039;&#039;یدِ حاصده&#039;&#039;&#039;» اشاره به حضرت [[مهدی]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که شاخه‌های گمراهی و اختلاف و جدایی را درو کرده و از میان می‌برد.&amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، تفسیر و شرح دعای ندبه، ص ۲۰۲.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%DA%AF%D8%B1_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D9%88_%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D9%86&amp;diff=1403</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، احیاگر آثار و نشانه‌های دین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%DA%AF%D8%B1_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D9%88_%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D9%86&amp;diff=1403"/>
		<updated>2026-07-30T15:56:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، احیاگر آثار و نشانه‌های دین =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّينِ وَ أهْلِه»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیّدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۸۶ و ۱۰۷. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«زنده کننده‌ی نشانه‌های دین و اهل آن». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغت:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مَعَالِم» جمع «مَعلَم» به معنای علامت و پرچمی است که برای راه‌ها و حدود قرار‌می دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;ازهری، تهذيب اللغة، ج ۱، ص ۳۰۲. &amp;lt;/ref&amp;gt; به عقیده‌ی راغب، به «آثار و نشانه‌های راه و شریعت»، «مَعَالِم» گفته می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۵۸۱. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از مأموریت‌های خطیر حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، احیا و زنده کردن «معالم دین» است. «معالم دین» همان احکام دین از اوامر و نواهی و هر چیزی است که علامت و نشانه‌ی دین باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی طالقانی، شرحی بر دعای ندبه، ص ۲۲۲. &amp;lt;/ref&amp;gt; همان‌طور که در شرح صفات قبل بیان شد، در روزگار غیبت امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، دین و احکام دینی، به واسطه‌ی سلطه‌ی مردم هواپرست و دنیا خواه به مرور زمان در میان جامعه‌ی بشر و ملت مسلمان از میان رفته و فقط نامی از آن باقی می‌ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: کلینی، کافی، ج ۸، ص ۳۰۸. &amp;lt;/ref&amp;gt; در زیارت جامعه‌ی کبیره به ائمه &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; عرضه می‌داریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ نُصْرَتِی لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يُحْيِىَ اللهُ تَعَالَی دِينَهُ بِكُم»&#039;&#039;&#039;:&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، عیون اخبار الرضا &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، ج ۲، ص ۲۷۶. &amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و یاری من برای شما آماده و مهیّاست تا خدای تعالی دین خود را به وسیله‌ی شما زنده کند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با ظهور حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، شعاع دین پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;، چنان بالا می گیرد که در روی زمین اثری از شرک و بی دینی نباشد.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: عیاشی، تفسیر، ج ۲، ص ۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%88_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF%DB%8C_%D8%B5%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D9%88%D8%A2%D9%84%D9%87&amp;diff=1402</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، بازگرداننده‌ی آیین و شریعت محمّدی صلی الله علیه وآله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%88_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF%DB%8C_%D8%B5%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D9%88%D8%A2%D9%84%D9%87&amp;diff=1402"/>
		<updated>2026-07-30T15:54:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، بازگرداننده‌ی آیین و شریعت محمدی =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«الْمُتَخَيَّرُ لِإِعَادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِيعَة»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«برگزیده برای برگرداندن ملّت و شریعت». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مِلَّة» به معنای «دین و شریعت» است&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، صحاح، ج ۳، ص ۱۸۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و تفاوت معنای آن با «دین» در این است که «دین» به خدا، پیامبر و شخص نسبت داده می شود، امّا «مِلَّة» فقط به پیامبری که آن آیین به او مستند است، اضافه می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۷۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شرِيعَة» برگرفته از ماده‌ی «الشَّرْع» به معنای «راه روشن و واضح» است. این کلمه، مصدری است که بعداً به صورت اسم برای معنای «راه»، به کار رفته که به آن «شِرْع» و «شَرْع» و «شَرِيعَة» گفته‌اند، سپس برای «راه خدایی و الاهی» استعاره شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، همانجا، ص ۴۵۰.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفت ذکر شده، مراد از ملت و آیینی که باید به وسیله‌ی امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; احيا گردد، همان ملت و طریقه‌ی حضرت ابراهیم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که خداوند در قرآن کریم به پیامبرش دستور فرموده که از آن پیروی نماید&amp;lt;ref&amp;gt;علوی طالقانی، شرحی بر دعای ندبه، ص ۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;: &#039;&#039;&#039;«ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَما كانَ مِنَ الْمُشْرِكين»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«سپس به تو وحی کردیم که: از آیین ابراهیم حق‌گرای پیروی کن، [چرا‌که] او از مشركان نبود». نحل: ۱۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ یعنی در دعوت به توحید و نفی شرک و بت پرستی به تمام اقسام آن، و عمل به سنت و آداب، از ابراهیم پیروی کن. امام حسین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در این‌باره فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کسی جز ما و شیعیان ما بر ملت و روش ابراهیم نیست، و سایر مردم از این روش و طریقه دورند.»&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: عیاشی، تفسير، ج ۱، ص ۳۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آیه‌ی دیگری می فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلَّا مِنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِي الدُّنْيا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحينَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«و چه کسی جز آن‌که به سبک مغزی گراید از آیین ابراهیم روی برمی‌تابد؟ و ما او را در این دنیا برگزیدیم و البته در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود».&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &amp;lt;small&amp;gt;(بقره: ۱۳۰)&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی کسی که خداوند او را برگزیده باشد، از صفات ناپسند و اخلاق رذیله منزّه است؛ پس شایسته است که برای رستگاری و نیل به سعادت دنیا و آخرت، از او پیروی شود، زیرا اعراض از راه و روش او باعث شقاوت وهلاکت خواهد شد. از جمله روش حضرت ابراهیم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، سفارش به فرزندان خود درباره‌ی مراقبت و حفظ دین بود، چنان‌که خداوند متعال می فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ وَصَّى بِها إِبْراهيمُ بَنيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;«و ابراهیم و يعقوب، پسران خود را به همان [آیین] سفارش کردند [و هر دو در وصیتشان چنین گفتند:] ای پسران من، خداوند برای شما این دین را برگزید پس، البته نباید جز مسلمان بمیرید».&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;small&amp;gt;(بقره: ۱۳۲)&amp;lt;/small&amp;gt; ﻿&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، از آیه‌ی ۱۳۰ سوره‌ی بقره استفاده می شود که ملت پیامبر ما &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نیز همان ملت حضرت ابراهيم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است و کسی که در این عصر از ملت رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; اعراض کند، از ملت حضرت ابراهیم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; اعراض کرده و این خود یک نوع سفاهت و بی‌خردی است.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی طالقانی، شرحی بر دعای ندبه، ص ۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما درباره‌ی «شریعت»، لازم به ذکر است که خدای تعالی برای هریک از انبیای خود برنامه و آیینی مقرر فرموده است و خطاب به پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَريعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْها»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«سپس تو را در طریقه آیینی [که ناشی] از امر [خداست] نهادیم. پس آن‌ را پیروی کن».&amp;lt;/ref&amp;gt;. &amp;lt;small&amp;gt;(جاثیه: ۱۸)&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انبیای الاهی در اصول عقاید، پرستش خدا، احکام و دستورات الاهی اختلافی ندارند، اما در چگونگی افعال و اعمال عبادی و بعضی از فروع و سنن به حسب زمان و مصالح اختلاف دارند&amp;lt;ref&amp;gt;علوی طالقانی، پیشین، ص ۲۱۹، با اندکی دخل و تصرف در عبارات.&amp;lt;/ref&amp;gt;، به این منظور حق تعالی فرموده است: &#039;&#039;&#039;«لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهاجا»&#039;&#039;&#039; «برای هریک از شما [امت‌ها] شریعت و راه روشنی قرار داده‌ایم». &amp;lt;small&amp;gt;(مائده: ۴۸)&amp;lt;/small&amp;gt; و آن‌چه در شرایع همه‌ی انبیا بوده، در شریعت محمدی &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; جمع است. شریعت حضرت محمد &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; که برای امت ایشان تشریع شده است، مجموعه‌ای از وصایای خداوند به حضرت نوح، ابراهیم، موسی و عیسی &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به اضافه‌ی وحیی که به رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; فرستاده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;شوری: ۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و این مطلب کنایه از این است که دین اسلام دارای تمام مزایای شریعت‌های سابق است&amp;lt;ref&amp;gt;زمردیان، ندبه و نشاط، ص ۴۵۳، با اندکی دخل و تصرف در عبارات.&amp;lt;/ref&amp;gt;. با عنایت به مطالب ذکر شده، این صفت اشاره به رسالتِ «احیاگری و برپایی دین اسلام» به دست توانای حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است و از مأموریت‌های آن امام است که آیین پا ک ابراهیمی و شرایع تمام انبیا و به خصوص کامل‌ترین آن شرایع را که شریعت محمدی &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; است و در اثر تحول دوران در حال از میان رفتن است، اعاده و احیا نماید.&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B9%D8%B2%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4_%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=1400</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، عزت بخش اولیای الاهی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B9%D8%B2%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4_%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=1400"/>
		<updated>2026-07-30T15:51:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، عزت بخش اولیای الاهی =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«مُعِزَّ الْاولیَاء»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۸۵ و ۱۰۱ و ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عزت بخش دوستان».&amp;lt;ref&amp;gt;«مُعِزَّ الْمُؤْمِنِينَ الْمُسْتَضْعَفِين؛ عزت بخش انسان‌های مؤمن و مستضعف.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۱، ص ۳۲ و ج۹۸، ص ۳۷۴ و ج ۹۹، ص ۹۷ و ۲۴۶. «عِزُّ الْمُوَحِّدِين؛ عزت خداپرستان.» همان، ج ۹۹، ص ۹۹ و ۱۱۷. «أنْتَ مِنْ عَقِيدِ عِزٍّ لَا يُسَامَی؛ تو آن سر رشته‌ی عزت و مقامی هستی که کسی همطراز و برتر از شما نیست.» سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۸. «مُحْیِی الْمُؤْمِنِين؛ اِحیاگر مؤمنان.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۱ «الْمُدَّخَرِ لِكَرَامَةِ اوليَاءِ الله؛ ذخیره شده برای کرامت بخشیدن به دوستان خدا.». همان، همانجا، ص ۱۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغت:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مُعِزّ» اسم فاعل از ماده‌ی «عَّز - يَعّز» است. «عَّز - يَعِزُّ» به کسر به معنای «إذا صار عَزِيزاً»، یعنی «هنگامی که عزیز شد»، و «عَزَّ - یَعَزُّ» به فتح به معنای «إذا اِشتَدَّ»، یعنی «هنگامی که شدّت گرفت» است. «مُعِزّ» از اسمای خدای تعالی است و او کسی‌است که به هر کس از بندگانش که بخواهد، عزّت می‌بخشد.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، النهاية، ج ۳، ص ۲۲۸.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; «عِزّ» به معنای «خلاف ذُلّ» است.&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، صحاح، ج ۲، ص ۸۸۵؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۵، ص ۳۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این واژه در اصل به معنای «قوّت، شدّت و غلبه» است و به معنای «رفعت و امتناع» نیز آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن منظور، همان، همان جا.&amp;lt;/ref&amp;gt; به عقیده‌ی راغب، «عِزَّة» حالتی در انسان است که مانع شکست او می‌شود و گاهی برای مدح به کار می‌رود، نظیر آیه‌ی: &#039;&#039;&#039;«وَ للهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِين»&#039;&#039;&#039; &amp;lt;small&amp;gt;(منافقون: ۸)&amp;lt;/small&amp;gt; و گاهی برای ذمّ و سرزنش به کار می‌رود، مثل عزّت کفّار، در آیه‌ی: &#039;&#039;&#039;«بَلِ الّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ»&#039;&#039;&#039; &amp;lt;small&amp;gt;(ص: ۲)&amp;lt;/small&amp;gt; و از آن‌جا که عزّت خدا، پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌و‌آله&amp;lt;/small&amp;gt; و مؤمنین دائمی و باقی است، همان، عزّت حقیقی است و عزّت برای کافران «تَعَزُّز» است نه عزّت، که در حقیقت ذلّت است؛ چنان‌که پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌و‌آله&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«کلُّ عِزٍّ ليس بالله فهو ذلّ»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۵۶۳.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هر عزّتی که از خدا نیست خواری است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;يكم. «عزّت» در قرآن کریم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به فرموده‌ی آیات قرآن، «عزّت» مخصوص خداوند است: &#039;&#039;&#039;«فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعا»&#039;&#039;&#039; . &amp;lt;small&amp;gt;(نساء: ۱۳۹)&amp;lt;/small&amp;gt; تنها خداوند متعال است که به هر کس که بخواهد عزّت می‌بخشد، و آیه‌ی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ»&#039;&#039;&#039; &amp;lt;small&amp;gt;(آل عمران: ۲۶)&amp;lt;/small&amp;gt; بر همین معنا آمده است. اما با آن که حق تعالی خود فرموده تمام عزّت از آن اوست، در جای دیگر از نظر افاضه و اعطای مقام عزّت به برگزیدگان اولیای خود می‌فرماید: &#039;&#039;&#039;«وَ للهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنین»&#039;&#039;&#039; که در حقیقت عزّت هر فرد و هر چیز در عالم، از عزّت خداوند سرچشمه می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دوم. حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، مایه‌ی عزّت اولیای الاهی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول تاریخ همواره به جز در بعضی از زمان‌ها، غلبه و عزّت ظاهری برای جبهه‌ی باطل بوده است و مؤمنان و اولیای الاهی، به ظاهر زبون و خوار بوده‌اند. با ظهور امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; عزت واقعی مؤمنان، نمایان و بی‌مایگی و بی‌پایگی عزت ظاهری دشمنان بر ملا می‌شود. علی‌بن‌ابراهیم در تفسیر آیه‌ی: &#039;&#039;&#039;«یا أّیُّهَا الّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ أعِزَّةٍ عَلَی الْكافِرين»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر کس از شما از دین خود برگردد، به زودی خدا گروهی [دیگر] را می‌آورد که آنان را دوست می‌دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند. [اینان] با مؤمنان، فروتن، [و] بر کافران سرفرازند».&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;small&amp;gt;(مائده: ۵۴)&amp;lt;/small&amp;gt; می‌گوید: این آیه درباره‌ی مهدی موعود و اصحاب او نازل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قمی، تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خود صاحب عزّتی هستند که خداوند به ایشان عطا کرده است و در قیام خود به فرمان حق تعالی اهل ایمان را عزت بخشیده و صاحبان عزت پوشالی را به ذلت می‌کشاند. در روایات نیز به موضوع عزت بخشی امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به مؤمنان و اولیای الاهی تصریح شده است. حضرت علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; د‍ر تفسیر آیه‌ی: &#039;&#039;&#039;«وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرو دست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم، و ایشان را وارث [زمین] کنیم».&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;small&amp;gt;(قصص: ۵)&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ یَبْعَثُ اللهُ مَهْدِیَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیُعِزُّهُمْ وَ یُذِلُّ عَدُوَّهُم»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;«آن‌ها خاندان محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله هستند که خداوند مهدي آن‌ها را پس از سختیشان برانگیزد، پس آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل می‌گرداند». غیبت طوسی، ص ۱۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره‌ی عزت شیعیان در زمان ظهور امام می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند بیماری را از شیعیان ما برطرف می‌سازد، و دل‌های آنان را همچو پاره‌های آهن قرار می‌دهد، و نیروی هر مردی از آنان را، نیروی چهل مرد قرار می‌دهد و آن‌ها حاکمان زمین و رؤسای اجتماع خواهند بود».&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۵۴۱. ترجمه از علی، دوانی، ۱۳۷۸ ه.ش، مهدی موعود، ترجمه‌ی جلد سیزدهم بحار، چ بیست و هشتم. تهران: دار الکتب الاسلامیه، ص ۱۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته لازم به ذکر است که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دوستان و شیعیانشان را هم پیش از ظهور (زمان غیبت) و هم پس از ظهور یاری نموده و عزت می‌بخشند. در نتیجه از صفاتی نظیر &#039;&#039;&#039;«مُعِزَّ الْمُؤْمِنِينَ الْمُسْتَضْعَفِين»&#039;&#039;&#039; که قید بعد از ظهور نیامده است و بدون قید «زمان ظهور» است، چنین استفاده می‌شود که آن حضرت مایه‌ی سرافرازی و عزت بخش دوستان و شیعیانشان، هم پیش از ظهور و هم پس از ظهور هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، تفسیر و شرح دعای ندبه، ص۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82_%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=1399</id>
		<title>تاریخ دقیق میلاد حضرت مهدی علیه‌السلام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82_%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85&amp;diff=1399"/>
		<updated>2026-07-30T15:50:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - تاریخ دقیق میلاد حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشاره ==&lt;br /&gt;
صدها تن از محدثان، مورخان، سیره نویسان و تراجم نگاران، میلاد مسعود کعبه‌ی مقصود، قبله‌ی موعود، حضرت بقیه الله &amp;lt;small&amp;gt;ارواحنافداه&amp;lt;/small&amp;gt; را در شب جمعه، شب نیمه شعبان ۲۵۵ ق ثبت کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدیمی‌ترین منبعی که در دست است، کتاب «اثبات الرجعه» تألیف فضل بن شاذان نیشابوری، متوفای ۲۶۰ ق. می‌باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فضل بن شاذان، از محمد بن علی بن حمزه، از امام حسن عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده که فرمود: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«قد ولد ولى الله وحجته على عباده، وخليفتي من بعدى، مختوناً ليله النصف من شعبان، سنه خمس و خمسين و مأتين، عند طلوع الفجر. وكان اوّل من غسله رضوان خازن الجنان، مع جمع من الملائكه المقربين بماء الكوثر والسلسبيل. ثم غسلته عمتى حكيمه بنت محمد بن على الرّضا عليهم‌السلام.»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ولى خدا، حجت خدا بر بندگان و جانشین من بعد از من، در شب نیمه‌ی شعبان، در سال ۲۵۵، به هنگام طلوع فجر، به صورت ختنه شده، دیده به جهان گشود. نخستین کسی که او را شستشو داد: «رضوان» خازن بهشت بود، که با گروهی از فرشتگان مقرب، با آب کوثر وسلسبیل او را شستشو داد. سپس عمه‌ام: «حکیمه» دختر محمد بن على الرضا (امام جواد) &amp;lt;small&amp;gt;عليهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; او را شستشو داد.»&amp;lt;ref&amp;gt;فضل بن شاذان، اثبات الرجعه؛ میرلوحی، کفایه المهتدی، ص ۵۵۱ ح ۳۰؛ شیخ حرّ عاملی، اثبات الهداه، ج ۳، ص ۵۷۰؛ خاتون آبادی، کشف الحق، ص ۳۳؛ محدث نوری، نجم ثاقب، ص ۲۵؛ تستری، تواريخ النبي والآل، ص۴۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این حدیث در نهایت صحت و اتقان است، زیرا آن‌را «فضل بن شاذان» با یک واسطه از امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه‌ی علمای رجال، «فضل بن شاذان» را به عنوان: ثقه، فقیه، جلیل القدر و عظیم الشأن ستوده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ طوسی، الفهرست، ص۱۹۷؛ ابن داود، الرجال، ص ۱۵۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجاشی پیشوای علمای رجال در حق او می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلالت قدر او مشهورتر از آن است که ما او را وصف کنیم.&amp;lt;ref&amp;gt;نجاشي، الرجال، ص ۳۰۷، رقم ۸۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه‌ی حلی در مورد او می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او رئيس طائفه‌ی امامیه است.&amp;lt;ref&amp;gt;علامه‌ی حلّی، خلاصه الرجال، ص۱۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فضل بن شاذان نیز آن را از «محمّد بن علی بن حمزه» روایت کرده، که از اصحاب خاص امام عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; بود و نسبش با چهار واسطه به حضرت ابوالفضل &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم نجاشی پیشتاز رجالیون می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد بن علی بن حمزه مورد وثوق است، در حدیث، بسیار برجسته و از نظر عقیدتی صحیح الاعتقاد می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در پایان می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از شهادت امام حسن عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; مادر حضرت صاحب الأمر &amp;lt;small&amp;gt;عليه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در خانه‌ی او اقامت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;نجاشي، الرجال، ص ۳۴۷، رقم ۹۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب توجه است که گروهی از علمای عامه نیز بر صداقت و وثاقت او تأکید کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;رازى، الجرح والتعديل، ج ۸، ص ۲۸؛ خطیب، تاریخ بغداد، ج ۳، ص ۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به درگذشت فضل بن شاذان در حیات امام عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، به هنگام تألیف کتاب، حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; حداکثر ۵ ساله بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای اتقان بیشتر، اسامی تعدادی از بزرگان شیعه را که ولادت آن حضرت را دقیقاً در شب نیمه‌ی شعبان ۲۵۵ ق. ثبت کرده‌اند، در این‌جا می‌آوریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ . ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی، متوفای ۳۲۹ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۵۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. ابو الحسن، علی بن حسین بن علی مسعودی، متوفای ۳۴۶ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;مسعودی، اثبات الوصيه، ص۲۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. ابو جعفر، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه، متوفای ۳۸۱ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ صدوق، کمال‌الدين، ج ۲، ص ۴۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. ابو عبدالله، محمد بن محمد بن نعمان، متوفای ۴۱۳ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. ابو الفتح، محمد بن علی بن عثمان کراجکی، متوفای ۴۴۹ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;کراجکی، کنز الفوائد، ج ۲، ص۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶. ابوجعفر، محمد بن حسن طوسی، متوفای ۴۶۰ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;شیخ طوسی، الغیبه، ص ۲۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷. امين الاسلام، فضل بن حسن طبرسی، متوفای ۵۴۸ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;طبرسی، اعلام الوری، ج ۲، ص ۲۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸. ابو الحسن، علی بن عيسى بن ابى الفتح اربلی، متوفای ۶۹۳ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;اربلی، کشف الغمه، ج ۳، ص ۲۳۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹. حسن بن يوسف بن مطهر حلّی، متوفای ۷۲۶ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;علامه‌ی حلّی، المستجاد، ص ۲۰ در ضمن مجموعه‌ی نفیسه، ۴۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰. شمس الدین، محمد بن مکی، مستشهد ۷۸۶ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;شهید اوّل، الدروس الشرعيه، ج ۲، ص۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و ده‌ها منبع دیگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعتراف علمای عامه ==&lt;br /&gt;
ولادت حضرت بقیه الله &amp;lt;small&amp;gt;ارواحنافداه&amp;lt;/small&amp;gt;، از ضروریات مذهب شیعه و از مسلمات تاریخ است، ولی در میان علمای سنّت اختلافی است. گروهی از آنها به صراحت اعلام کرده‌اند که ولادت حضرت مهدی، فرزند امام حسن عسکری، در شب جمعه شب نیمه‌ی شعبان ۲۵۵ ق. بوده است. اسامی تعدادی از آنها را به ترتیب تسلسل زمانی می‌آوریم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. ابوبکر، احمد بن حسین بن علی بن بیهقی شافعی، متوفای ۴۵۸ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;بیهقی، شعب الایمان، به نقل عسکری، المهدی الموعود المنتظر، ج ۱، ص ۱۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
٢. شمس الدین احمد بن محمد، ابن خلکان، متوفای ۶۸۱ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن خلكان، وفيات الأعيان، ج ۴، ص۱۷۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. حمدالله بن ابی بکر بن احمد بن نصر مستوفی، متوفای حدود ۷۵۰ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;مستوفی، تاریخ گزیده، ص۲۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. ابو الوليد، محمد، ابن شحنه حنفی، متوفای ۸۱۵ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن شحنه، روض المناظر، ج ۱، ص ۲۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. حافظ محمد بن محمد بن محمود نجار، معروف به خواجه پارسا، متوفای ۸۲۲ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;خواجه پارسا، فصل الخطاب، به نقل قندوزي، ينابيع الموده، ج۳، ص۳۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶. علی بن محمد بن احمد، ابن صباغ مالکی، متوفای ۸۵۵ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن صباغ، الفصول المهمه، ص ٢٢٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
٧. غياث الدين بن همام الدّین، مشهور به: خواند میر، متوفای ۹۴۲ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;خواند میر، حبيب السير، ج ۲، ص ١٠٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸. شمس الدين محمد بن طولون دمشقی حنفی، متوفای ۹۵۳ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن طولون، ائمه‌ی اثنا عشر، ص ۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹. عبد الوهاب شعرانی شافعی، متوفای ۹۷۳ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;شعرانی، الیواقیت والجواهر، ج ۲، ص۴۲۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰. احمد، ابن حجر هیثمی مکی، متوفای ۹۷۴ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;هيثمي، الصواعق المحرقه، ص۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱. سید جمال الدین عطاء الله بن سيد غياث الدين محدّث، متوفای ۱۰۰۰ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;محدث، روضه الأحباب، به نقل محدث نوری، کشف الأستار، ص۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲. احمد بن یوسف دمشقی قرمانی، متوفای ۱۰۱۹ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;قرماني، أخبار الدول، ص ١١٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳. عبدالله بن محمد بن عامر شبراوی شافعی، متوفای بعد از ۱۱۵۴ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;شبراوى، الاتحاف بحبّ الأشراف، ص۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴. محمد بن احمد سفارینی نابلسی حنبلی، متوفای ۱۱۸۸ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;نابلسی، لوائح الأنوار، ج ۲، ص۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵. مؤمن بن حسن بن مؤمن شبلنجی، متوفای بعد از ۱۲۹۰ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;شبلنجی، نور الأبصار، ص ۲۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۶. سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، متوفای ۱۲۹۴ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;قندوزی، ينابيع المودّه، ج۳، ص۳۰۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷. حسن عدوی حمزاوی مالکی مصری، متوفای ۱۳۰۳ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;حمزاوی، مشارق الأنوار، ص۱۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸. شهاب الدین احمد بن احمد حلوانی، متوفای ۱۳۰۸ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;حلواني، العطر الوردى، ص۴۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹. قاضی بهلول بهجت افندی، متوفای ۱۳۵۰ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;بهجب افندی، تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد، ص ۱۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۰. خیر الدین زرکلی، متوفای ۱۳۹۶ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;زرکلی، الأعلام، ج۶، ص۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادآوری ==&lt;br /&gt;
این‌ها گروهی از رجال برجسته‌ی اهل سنت بودند که به صراحت بر ولادت آن حضرت در شب نیمه‌ی شعبان ۲۵۵ ق. تصریح کرده‌اند، ولی غالب علمای عامه بر ولادت آن حضرت معتقد نیستند و فقط به خروج آن حضرت در آخر الزمان تأکید می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته‌ی دیگر این که اعتقاد به ظهور حضرت مهدی در آخر الزمان از ضروریات دین مقدس اسلام است و هرگز احدی از علمای امت اسلامی آن‌را انکار نکرده است، بلکه با سلسله اسناد خودشان از پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌و‌آله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده‌اند که فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«مَن كَذَّبَ بِالمَهدىِّ فَقَد كَفَرَ.»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هر کس حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; را تکذیب کند کافر است.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروهی از راویان این حدیث به همین لفظ عبارتنداز:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. ابوبکر اسکاف، متوفای ۳۵۲ ق. در کتاب: «فوائد الأخبار».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. ابوالقاسم سهیلی، متوفای ۵۸۱ق.&amp;lt;ref&amp;gt;سهيلي، الروض الأنف، ج۲، ص۴۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳. يوسف بن يحيى مقدسی، متوفای قرن هفتم.&amp;lt;ref&amp;gt;سلمی، عقد الدرر، ص ۱۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. جلال الدین سیوطی، متوفای ۹۱۱ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;سيوطي، العرف الوردى، ص ۱۶۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵. مرعی بن یوسف مقدسی، قرن یازدهم.&amp;lt;ref&amp;gt;مقدسی، فرائد فوائد الفكر، ص۲۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶. متقی هندی، متوفای ۹۷۵ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;متقی هندی، البرهان فی علامات مهدى آخر الزمان، ص۱۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷. محمد صدیق قنوجی، متوفای ۱۳۰۷ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;قنوجي، الإذاعه لما كان وما يكون بين يدى الساعه، ص۱۵۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸. ابن حجر هیثمی مکی، متوفای ۹۷۴ ق.&amp;lt;ref&amp;gt;هيثمي، القول المختصر فى علامات المهدي المنتظر، ص ۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ الاسلام ابراهیم بن محمد جوینی، متوفای ۷۳۰ ق. این حدیث را به این تعبیر روایت کرده که پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌و‌آله&amp;lt;/small&amp;gt; فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«مَنْ أَنْكَرَ خُرُوجَ الْمَهْدِىِّ فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أَنْزَلَ عَلَى مُحَمَّدٍ»؛&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هر کس خروج مهدی انکار کند بر آنچه به حضرت محمد &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌و‌آله&amp;lt;/small&amp;gt; نازل گشته، کافر شده است.»&amp;lt;ref&amp;gt;جوینی، فرائد السمطين، ج۲، ص۳۳۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قندوزی نیز به همان تعبیر روایت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قندوزي، ينابيع الموده، ج۳، ص۲۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد انور شاه کشمیری، متوفای ۱۳۵۲ ق. نیز با همان عبارت نقل کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;کشمیری، التصريح بما تواتر فى نزول المسیح، ص۲۴۲، ح۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی از بزرگان عامه با ما هم عقیده هستند و معتقدند که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; متولد شده و اینک زنده است، به عنوان یک نمونه فضل الله بن روزبهان، متوفای ۹۲۷ ق. می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حق آن است که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; متولد شده و امروز موجود است.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن روز بهان، وسیله الخادم الى المخدوم، ص۲۸۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حافظ ابوعبدالله محمد بن یوسف گنجی شافعی، مستشهد ۶۵۸ ق. یکی از ابواب کتاب «البیان» را به این موضوع اختصاص &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باب بیست و پنجم: در دلایل وجود حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; که زنده و باقی است، از روز غیبتش تا الآن.&amp;lt;ref&amp;gt;گنجی، البيان فى اخبار صاحب الزمان، ص۱۴۸ - ۱۶۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درسنامه مهدویت، علی اکبر مهدی‌پور، (قائمیه اصفهان) ص ۳۹.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AA%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%B3%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7&amp;diff=1397</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، تجدید کننده‌ی واجبات و سنتها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%AA%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D8%B3%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7&amp;diff=1397"/>
		<updated>2026-07-30T15:48:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، تجدید کننده‌ی واجبات و سنتها =&lt;br /&gt;
«المُدَّخَرُ لِتَجدِيدِ الفَرَائِضِ وَ السُّنَن»&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹، ص ۸۶ و ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ذخیره شده برای تجدید واجبات و سنت‌ها.»&amp;lt;ref&amp;gt;«صاحب فرضه؛ صاحب واجب الاهی» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۸۴. «مُبِيِّنَ عَینِ الْفَرْض؛ آشکار کننده‌ی چشمه واجب.» همان، همان‌جا، ص ۸۵. «المُحْيِي لِسُنَّتِك؛ زنده کننده‌ی سنت الاهی.» همان، همان‌جا، ص ۱۰۰. «مُشَيِّداً لِمَا وَرَدَ. مِنْ أَعْلَامِ سُنَنِ نَبِيِّك؛ محکم کننده برای آن‌چه از آثار سنت‌های پیامبرت وارد شده است.» مصباح المتهجد، ص ۱۶۰. «مُشَيِّداً لِمَا وَرَدَ مِنْ أَعْلَامِ دِینِکَ وَ سُنَنِ نَبِيِّك؛ محکم کننده برای آن‌چه از آثار دينت و سنت‌های پیامبرت وارد شده است.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۹۶ و ج ۸۳، ص ۲۸۵ و ج ۹۹، ص ۱۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرح:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از روایات معصومین علیهم‌السلام در باره‌ی حرکت‌های فکری و فرهنگی حضرت مهدی علیه‌السلام در عصر ظهور، استفاده می‌شود که در روزگار غیبت امام علیه‌السلام، با سرکشی طاغوتیان و تبعیت افراد از شهوات و هواهای نفسانی، تمامی واجبات الاهی و سنت‌های دینی از میان جامعه رخت بسته و بدعت‌ها و کج‌روی ها در دین اسلام نفوذ نموده و بسیاری از باورهای دینی را در معرض تهدید قرار داده است، تا جایی که از اسلام جز اسمی باقی نمی‌ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۸، ص ۳۰۸.&amp;lt;/ref&amp;gt; حضرت علی علیه‌السلام در این باره می فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«يَعطِفُ الهَوَى عَلَى الهُدَي إِذَا عَطَفُوا الهُدَى عَلَى الهَوَي، وَ يَعطِفُ الرَّأىَ عَلَى القُرآنِ إِذَا عَطَفُوا القُرآنِ عَلَى الرَّأيِ»:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«او هواپرستی را به خدا پرستی برمی‌گرداند، پس از آنکه خداپرستی را به هواپرستی برگردانده باشند، و رأی را به قرآن برمی‌گرداند، پس از آنکه قرآن را به رأی برگردانده باشند».&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه‌ی ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام روشنگر این است که اندیشه‌ی دینی پیش از ظهور، در سطح وسیعی بر اساس هوی و هوس‌ها و منافع شخصی و گروهی شکل می گیرد؛ لذا در روایات فرموده‌اند که امام عصر علیه السلام کتاب و سنتِ مرده و از میان رفته را زنده می‌نماید.&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt; در روایتی از امام صادق علیه‌السلام درباره‌ی راه و روش آن حضرت که فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«راه و روش ایشان نظیر پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله است، یعنی هرچه را که پیش از او باشد ویران می‌کند، چنان‌که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله جاهلیت را ویران کرد، و اسلام را از نو آغاز می‌کند.»&amp;lt;ref&amp;gt;نعمانی، غیبت، ص ۲۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بسیاری از روایات، از «تجدید دین و آمدن دین جدید»، توسط امام مهدی علیه‌السلام، سخن گفته شده&amp;lt;ref&amp;gt;ارشاد، ج ۲، ص ۳۸۳.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; و این نکته، گویای آن است که حضرتش علیه‌السلام عرضه کننده‌ی دین‌ جدیدی به جهان نیست، بلکه به علت انحراف مردم از اسلام واقعی، حضرت مجدّد آنان را به آن دین دعوت می‌کنند، چنان‌که پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به آن دعوت کردند. بنابراین در صفت «المُدَّخَرُ لِتَجدِيدِ الفَرَائِضِ وَ السُّنَن» این نوید داده شده است که به وسیله‌ی امام عصر علیه‌السلام احكام و سنت‌های الاهی تجدید می‌شود و دین حق بر تمام ادیان چیره شده و تمام کجی‌ها و بدعت‌ها برطرف خواهد شد. خداوند متعال می‌فرماید: «لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّه» (توبه: ۳۳) «تا آن را بر هر چه دین است، پیروزگرداند» که به فرموده‌ی امام صادق عليه‌السلام، تأویل آیه هنوز محقق نشده و در عصر حضرت مهدی علیه‌السلام اجرا می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۶۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دعایی که عمروی از حضرت مهدی علیه‌السلام نقل کرده، درباره‌ی آن حضرت فرموده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«جَدِّد بِهِ ما امتَحَى مِن دِينِك».&amp;lt;ref&amp;gt;«آن‌چه از دین تو محو شده است، به وسیله‌ی او تجدید فرما.» طوسی، مصباح المتهجد، ص ۴۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8_%D8%A8%D9%90%D8%B1%D9%91_%D9%88_%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C&amp;diff=1396</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، صاحب بِرّ و تقوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8_%D8%A8%D9%90%D8%B1%D9%91_%D9%88_%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C&amp;diff=1396"/>
		<updated>2026-07-30T15:47:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، صاحب برّ و تقوی =&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«صَدْرُ الْخَلَائِق ذُو الْبِرِّ وَ التَّقْوَى»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سیّدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«صدرنشین آفریدگان صاحب نیکی و تقوی».&amp;lt;ref&amp;gt;«یعْسُوبُ الْمُتَّقِين؛ پیشوای پرهیزگاران.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۹۹ و ۱۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;لغت:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلمه‌ی «بِرِّ» به معنای «فزونی و وسعت در خیرونیکی» است و گاهی این صفت به خدای تعالی نسبت داده شده است، مانند آیه‌ی: «&#039;&#039;&#039;إنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ&#039;&#039;&#039;» (طور: ۲۸) و درباره‌ی بندگان خدا گفته می‌شود: «&#039;&#039;&#039;بَرَّ العبدُ رَبَّه&#039;&#039;&#039;»، یعنی اطاعت و پرستش او نسبت به خدا، وسیع و گسترده است. پس «بِرِّ» از طرف خدا بر بندگانش به معنای «فزونی ثواب و پاداش» است و از جانب بندگان به معنای «پرستش و اطاعت» است، که این اطاعت و پرستش خود دو گونه است: نوعی اطاعت در عقیده، و اطاعت در اعمال.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بِرِّ» در معنای «راست‌گویی» هم به کار رفته است، زیرا در راست‌گویی خیر زیاد است و در معنای «سوگند خوردن» نیز به کار می‌رود، یعنی در سوگند و سخنش راست می گوید.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۱۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صفت یاد شده، مقام شامخ امام زمان و پدران گرامیشان &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; را بیان می‌کند که هیچ موجودی به مقام و منزلت آن بزرگواران نمی‌رسد و در بسیاری از روایات، این تفضیل با عبارات متفاوت بیان شده است. پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;أَنَا سَيِّدُ الْأوّلينَ وَالْآخِرِينَ وَ أَنْتَ يَا عَلِيُّ! سَيِّدُ الْخَلَائِقِ بَعْدِی، اوّلنَا کَآخِرِنَا وَ آخِرُنَا کَاوّلنَا&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ج۲۶، ص ۳۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«من آقای اوّلین و آخرینم و تو ای علی! آقای آفریدگان بعد از منی، اوّلین ما مانند آخرین ماست و آخرین ما مانند اوّلین ماست».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;امام در هیچ‌یک از اوصافش نظیر و شبیه ندارد و از هر جهت یگانه و بی‌نظیر است تا جایی که هیچ فضلی از طرف خدا به کسی نمی‌رسد، مگر به واسطه‌ی آن حضرت، زیرا این نعمت در اصل از‌آن امام بوده و خدای تعالی در مرتبه‌ی اوّل به حضرتش عطا فرموده است. امام رضا &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در معرّفی امام می‌فرمایند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«امام یگانه‌ی روزگار خویش است، هیچکس (در مقام) به (منزلت) او نزدیک نمی‌شود و هیچ عالمی با او برابری نمی‌کند و جای‌گزین برای او پیدا نمی‌شود و شبیه و مانند ندارد و همه‌ی فضیلت‌ها مخصوص اوست، بدون آن‌که آن‌ها را طلب کرده و به اختیار خود کسب کرده باشد، بلکه این امتیازی از طرف فضل کننده‌ی بسیار بخشنده (خداوند) برای امام است».&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: کلینی، کافی، ج ۱، ص ۲۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;فضایل ائمه &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; بی‌نظیر است؛ به گونه‌ای که بر تمام انسان‌های عالم برتری دارند و صدر نشین عالم هستی هستند که در زمان ما صدرنشین عالم هستی، امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; هستند. از سوی دیگر، در وصفِ «&#039;&#039;&#039;صَدْرُ الْخَلَائِق ذُو الْبِرِّ وَ التَّقْوى&#039;&#039;&#039;»&amp;lt;ref&amp;gt;«و در نیکوکاری و پرهیزگاری با یک‌دیگر همکاری کنید». مائده: ۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن حضرت، «صاحب برّو تقوی» خوانده شده‌اند و این دو صفت برای آن بزرگوار کاملاً ثابت است. واژگان «بِرِّ» و «تقْوی» در آیه‌ی: «&#039;&#039;&#039;وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوی&#039;&#039;&#039;» با هم ذکر شده‌اند که یکی جنبه‌ی اثباتی دارد و اشاره به اعمال مفید است، و دیگری جنبه‌ی نفی دارد و اشاره به جلوگیری از اعمال خلاف است. به این ترتیب، تعاون و همکاری باید هم در دعوت به نیکی‌ها و هم در مبارزه با بدی‌ها انجام گیرد&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۲۵۳.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; و این همان روش عمده‌ای است که به وسیله‌ی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در به ثمر رسیدن انقلاب آن بزرگوار باید اعمال گردد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%DA%AF%D8%B1_%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA&amp;diff=1395</id>
		<title>حضرت مهدی علیه السلام اصلاحگر انحرافات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%DA%AF%D8%B1_%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA&amp;diff=1395"/>
		<updated>2026-07-30T15:45:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، اصلاحگر انحرافات =&lt;br /&gt;
«&#039;&#039;&#039;المُنتَظَرُ لِإقامَةِ الأمتِ وَ العِوَج&#039;&#039;&#039;»؛&amp;lt;ref&amp;gt;سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مورد انتظار برای راست نمودن اختلاف و کجی».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغات:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب‌های لغت، برای واژه‌ی «أَمت» معانی «مکان مرتفع&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، صحاح، ج ۱، ص ۲۴۱؛ فیروز آبادی، قاموس، ج ۱، ص ۱۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، تپه‌های کوچک، سراشیبی، ارتفاع، اختلاف در چیزی»&amp;lt;ref&amp;gt;ابن منظور، لسان العرب، ج ۲، ص ۵؛ فیروزآبادی، همان، همان جا.&amp;lt;/ref&amp;gt; و «کجی، ضعف»&amp;lt;ref&amp;gt;ابن منظور، همان، همان‌جا.&amp;lt;/ref&amp;gt; ذکر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عِوَج» به معنای «خمیدگی» و «کجی» است.&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، العین، ج ۲، ص ۱۸۴.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرح:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رها کردن ولایت ائمه‌ی هدی &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در عصر غیبت، موجب به انحراف کشیده شدن جوامع و ظلم و تعدّی از هر سو به طرف افراد جامعه شده است، تا جایی که برخی از مسلمانان، رفتار و کردار انحرافی خود را صحیح و آن را مطابق با موازین شرع می‌دانند! حال آن که به خود و دیگران ظلم و تعدّی می‌کنند و آن قدر غفلت آنها را گرفته که اصلاً توجّهی به زندگی انحرافی خود ندارند؛ ولی در این بین افرادی هم یافت می‌شوند که این حقیقت را درک کرده و مطابق فطرت پاک خود، می‌فهمند که از راهِ مستقیم دین منحرف شده و در انتظار ظهور یگانه منجی عالم بشریّت هستند که به برکت ظهور آن حضرت، قوانین و مقررات اسلامی اجرا شود و جامعه از عیب و انحراف، به صلاح و راستی و درستی بازگردد. لذا صفت یادشده به همین مطلب اشاره دارد و می‌فرماید: «&#039;&#039;&#039;أین المُنتَظَرُ لِإقامَةِ الأَمتِ وَ العِوَج&#039;&#039;&#039;»، یعنی کجاست آن آقایی که انتظارش را می‌کشند که اختلاف، عیب و کجی اهل عالم را اصلاح و به حق، راستی و درستی بازگرداند. خود امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در روایتی که می‌فرمایند: «&#039;&#039;&#039;إِذَا أَذِنَ اللهُ لَنَا فِي القَولِ ظَهَرَ الحَقُّ وَ اضمَحَلَّ البَاطِل&#039;&#039;&#039;»،&amp;lt;ref&amp;gt;«زمانی که خدا به ما اجازه سخن گفتن دهد، حق آشکار می‌گردد و باطل از میان می‌رود». طوسی، الأمالی، ص ۲۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; کنایه از این است که انحراف و کجی‌ها از بین می‌رود و درستی و حق بر جهان حاکم می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، تفسير و شرح دعای ندبه، ص ۱۸۸ و ۱۸۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت علیه السلام در ادعیه و زیارات صفحه ۳۰۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;hr&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C&amp;diff=1393</id>
		<title>امامت حضرت مهدی علیه السلام در کودکی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C&amp;diff=1393"/>
		<updated>2026-07-30T15:41:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==[[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - امامت در کودکی==&lt;br /&gt;
حضرت مهدی علیه‌السلام در سن پنج سالگی به منصب پر افتخار امامت نائل گردیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مفید، ۱۴۱۳ ه.ق ارشاد، ج ۲، ص ۳۳۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; البته این پدیده (امامت در کودکی) چندان بی‌سابقه نبوده است. چنان که امام جواد و امام هادی علیهماالسلام در سنین کودکی، عهده دار وظیفه‌ی مهم امامت شدند و شاید این امر خود به نوعی ایجاد آمادگی برای پذیرش امامت حضرت مهدی علیه‌السلام در سن کودکی بوده است. این مسأله درباره‌ی امامت امام جواد علیه‌السلام ابتدا مورد پرسش و تردید عده‌ای قرار گرفت، ولی به تدریج با هدایت‌های امام رضا علیه‌السلام قلب شیعیان آرام گرفت. معمر بن خلاد گوید: از امام رضا علیه‌السلام شنیدم که مطلبی راجع به امر امامت بیان و سپس فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شما چه احتیاجی به این موضوع دارید؟ این ابوجعفر است که او را به جای خود نشانده، و قائم مقام خود ساخته‌ام و فرمودند: ما خاندانی هستیم که خردسالانمان مو به مو از بزرگسالانمان ارث می‌برند».&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، ص ۳۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت یاد شده بیانگر این حقیقت است که مقام امامت، ربطی به کمی یا زیادی سن ندارد و نظیر مقام نبوت است و در شرایطی که لازم باشد، خداوند پیامبری را، حتی در سنین کودکی به این مقام می‌رساند و به مردم معرفی می‌نماید، چنان که به فرموده‌ی آیات قرآن کریم، حضرت عیسی و حضرت یحیی علیهماالسلام در سنین کودکی به پیامبری رسیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;مریم: ۲۹ و ۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت در ادعیه و زیارات، ص 59&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=1392</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، باقیمانده‌ی الاهی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=1392"/>
		<updated>2026-07-30T15:39:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Saeed: افزودن رده&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، باقیمانده‌ی الاهی =&lt;br /&gt;
«بقية الله التي لا تخلو من العترة الهادية»&amp;lt;sup&amp;gt;1&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«باقی مانده‌ی خدا که بیرون از عترت هدایت کننده نیست».&amp;lt;sup&amp;gt;2&amp;lt;/sup&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغات:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بقيّة»، برگرفته از ریشه‌ی «ب ق ی» به معنای دوام است.&amp;lt;sup&amp;gt;3&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب می‌گوید: «بقية» از باب «بقاء» به معنای «ثبات و استواری چیزی بر حال طبیعی و اولیه» است و ضد آن، «فناء» است.&amp;lt;sup&amp;gt;4&amp;lt;/sup&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فیومی در معنای «عترت» می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عترت انسان، همان نسل اوست. سپس با واسطه از ابن اعرابی نقل کرده است: اگر فرزند انسان، ذریه و عقبه‌ی او از صلبش باشد، عترت وی محسوب می‌شود و عرب معنای دیگری جز این برای عترت نمی‌شناسد.&amp;lt;sup&amp;gt;5&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرح:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بقية الله»، تعبیری است که تنها یک بار در قرآن کریم آیه‌ی: «بقيت الله خير لكم إن کنتم مؤمنين و ما أنا عليكم بحفیظ» (هود: ۸۶) ذکر شده است. مخاطب آیه، قوم شعيب هستند که خداوند پس از نهی از کم فروشی و فساد در زمین، خطاب به آنان می‌فرماید: بقية الله برای شما بهتر است، اگر مؤمن باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مراد از بقیه در آن آیه، ظاهرا سودی است که از معامله برای فروشنده بعد از تمام شدن معامله باقی می‌ماند و آن را در مصارف زندگی و در حوايجش خرج می‌کند.&amp;lt;sup&amp;gt;6&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است که در آیه‌ی مورد بحث، مخاطب قوم شعیب‌اند، و منظور از «بقية الله» سود و سرمایه‌ی حلال و یا پاداش الهی است، ولی هر موجود نافع که از طرف خداوند برای بشر باقی مانده و مایه‌ی خیر و سعادت او گردد، «بقية الله» محسوب می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ذیل آیه‌ی یاد شده، روایات متعددی وجود دارد که بیانگر این است که منظور از «بقية الله»، حضرت مهدی علیه‌السلام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایاتی که در آنها صفت بقية الله به کار رفته است، عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف - روایاتی که امام علیه‌السلام هنگام ظهور، خود را با این عنوان معرفی خواهد کرد.&amp;lt;sup&amp;gt;7&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب - روایاتی که بیانگر این هستند که مردم، خدمت امام علیه‌السلام می‌رسند و به ایشان با این عنوان سلام می‌کنند.&amp;lt;sup&amp;gt;8&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج - روایاتی که بیانگر این هستند که امام علیه‌السلام هنگام تولد خود را بقية الله نامیده است.&amp;lt;sup&amp;gt;9&amp;lt;/sup&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د - ادعیه و زیاراتی که در آنها از امام علیه‌السلام با این عنوان یاد می‌شود. در دعای ندبه می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«أین بقية الله التي لا تخلو من العترة الهادية»:&amp;lt;sup&amp;gt;10&amp;lt;/sup&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کجاست آن باقیمانده‌ی خدا که بیرون از عترت هدایت کننده نیست؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت علیه‌السلام در ادعیه و زیارات صفحه 90&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-    سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.﻿&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-    «&#039;&#039;&#039;بقيته&#039;&#039;&#039;؛ باقی مانده‌ی خداوند» بحارالأنوار، ج ۱۱، ص ۳۷ و ج ۹۹، ص ۹۳. «&#039;&#039;&#039;بقية الله في أرضه&#039;&#039;&#039;؛ باقی مانده‌ی خدا در زمینش.» احتجاج، ج ۲، ص ۴۹۳؛ بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۱ و ج ۱، ص ۳ و ۳۷ و ج ۹۹، ص ۸۱ و ۸۴ و ۹۳. «&#039;&#039;&#039;بقية الله في بلاده&#039;&#039;&#039;؛ باقی مانده‌ی خدا در سرزمینش.» بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۱. «&#039;&#039;&#039;بقية الله في أرضه و بلاده&#039;&#039;&#039;؛ باقی مانده‌ی خدا در زمین و سرزمینش.» همان، همانجا، ص ۸۵. «&#039;&#039;&#039;بقية الله من الصفوه المنتجيين&#039;&#039;&#039;؛ باقی مانده‌ی خداوند از اصفيای برگزیده.» همان، همان جا، ص ۹۸ و ۱۱۷. «&#039;&#039;&#039;بقية العترة و الصفوة&#039;&#039;&#039;؛ باقی مانده‌ی عترت و اصفیاء» همان، ج ۱، ص ۳۱ و ج۹۸، ص ۳۷۳ و ج ۹۹، ص ۹۷ و ۲۴۶.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
3-    ابن فارس، مقاییس اللغه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
4-    راغب اصفهانی، مفردات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
5-    فیومی، المصباح المنير.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
6-    طباطبایی، ج ۱۰، ص ۳۶۴.﻿&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
7-    صدوق، کمال الدین، ج ۱، ص ۳۳۱.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
8-    کلینی، کافی، ج ۱، ص ۴۱۱ و ۴۱۲.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
9-    صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۳۸۴ .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
10-   سیدبن طاووس، اقبال، ص ۲۹۷.&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
</feed>