<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://wikimahdi.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Vafa</id>
	<title>ویکی‌مهدی - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://wikimahdi.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Vafa"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Vafa"/>
	<updated>2026-10-21T06:04:46Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.11</generator>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84&amp;diff=1549</id>
		<title>عادل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84&amp;diff=1549"/>
		<updated>2026-10-15T16:41:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - عادل =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عادل» و «عدل» هر دو از القاب حضرت [[بقية الله|بقیة الله]] (ع) هستند. عادل اسم فاعل و عدل مصدر از ریشه «عدل» و از اسماء الهی است و به معنای دادگر و منصف و دادگری می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق (ع) فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«إِنَّ اللهَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَتْرُکَ الْأَرْضَ بِغَیْرِ إِمَامٍ عَادِلٍ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا بزرگ‌تر و بزرگوارتر از آن است که روی زمین را بدون امام عادل بگذارد.&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج ۱، ص ۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع این صفت برای همه امامان است، اما در امام دوازدهم شهره است؛ چون او عدالت را در سراسر زمین تحقق می‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عادل و عدل منتظر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زیارت حضرت [[صاحب الامر|صاحب‌الامر]] (ع) هم آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«السَّلَامُ عَلَی الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام بر آن [[قائم]] منتظر و عادل ـ بلکه عدالت ـ مشهور.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی کسی در فاعلیت بسیار شهره باشد، او را به شکل مصدری هم می‌خوانند و امام (ع) چنان در عدالت شهره است که او را «عدالت مشهور» گفته‌اند. لذا این واژه **«وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ»** در این بخش از دعای افتتاح، از القاب پر تأمل آن حضرت است؛ به گونه‌ای که «عدل» را به جای «عادل» آورده است و به جای اینکه «امام عادل» بگوید، «عدل منتظر» یعنی عدلی که انتظارش را می‌کشند، وارد شده است که نشانه قوت و شدت و ناب بودن عدالت حضرت [[موعود اسلام|مهدی موعود]] (ع) است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحقق عدالت در حکومت حضرت مهدی (عج) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سخن پیشوای ششم ما، امام صادق (ع) است که فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«چون حکومت بنی‌فلان سپری شود، خداوند به وسیله مردی از ما، بر اهل‌بیت آل محمد (ص) منت می‌نهد؛ او کسی است که با تقوا گام برمی‌دارد و براساس هدایت رفتار می‌کند و در کارهایش رشوه نمی‌گیرد. به خدا سوگند نام خود و نام پدرش را می‌دانم. آن‌گاه به محضر امام عادل از ما می‌رسد که صاحب خال و اصالت و نجابت والدین و حافظ اسرار امامت و امانت‌های الهی است و جهان را پر از داد و عدالت می‌کند.»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۲۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زیارت دیگر صاحب‌الامر آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«اللَّهُمَّ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا، پر کن به وسیله او زمین را از عدل و داد، چنان‌که از ظلم و جور مالامال شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سیره و روش عدالت مهدوی است که نسبت به کارگزاران خود به‌شدت عدالت به خرج می‌دهد؛ قاضیان ناصالح را برکنار می‌کند؛ زمین‌هایی را که به ناحق تصرف شده‌اند می‌گیرد؛ فرمانروایان ستمگر را برکنار می‌کند؛ زمین را از فریب‌کاران پاک کرده و به عدالت رفتار می‌کند و ترازوی عدل و داد واقعی را برپا خواهد کرد. عدالت در همه جوانب و مناسبات زندگی انسان‌ها سیطره پیدا می‌کند؛ همان‌طور که سرما و گرما وارد زندگی انسان می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ناشر العدل؛ گسترش‌دهنده عدالت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ناشر العدل» تعبیر زیبای دیگری است که برای آن حضرت در دعاها و زیارات آمده است. «ناشر العدل» یعنی برپادارنده و گسترنده عدالت، برافرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن زیارت و سلام مخصوص به ایشان، عرض می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«سَلَامُ اللهِ الْکَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ، وَصَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَبَرَکَاتُهُ الْقَائِمَةُ التَّامَّةُ، عَلَى حُجَّةِ اللهِ وَوَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَبِلَادِهِ، وَخَلِیفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَعِبَادِهِ، وَسُلَالَةِ النُّبُوَّةِ، وَبَقِیَّةِ الْعِتْرَةِ وَالصَّفْوَةِ، صَاحِبِ الزَّمَانِ، وَمُظْهِرِ الْإِیمَانِ، وَمُلَقِّنِ أَحْکَامِ الْقُرْآنِ، وَمُطَهِّرِ الْأَرْضِ وَنَاشِرِ الْعَدْلِ فِی الطُّولِ وَالْعَرْضِ، وَالْحُجَّةِ الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ...»**&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتیح الجنان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام کامل، تمام، شامل و عام خداوند و درودهای همیشگی و برکات پاینده و کامل خدا، بر [[حجت]] خدا و ولیّ او بر روی زمین و شهرهای او و جانشین او بر آفریدگان او و بندگانش و بر نسل پاک نبوت و باقی‌مانده عترت و برگزیدگان، حضرت [[صاحب الزمان|صاحب‌الزمان]] و آشکارکننده ایمان و آموزنده و معلم احکام قرآن و پاک‌کننده زمین و نشر‌دهنده عدل در طول و عرض جهان و حجت قائم مهدی...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84&amp;diff=1544</id>
		<title>عادل</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84&amp;diff=1544"/>
		<updated>2026-10-15T16:19:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - عادل =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عادل» و «عدل» هر دو از القاب حضرت بقیة الله (ع) هستند. عادل اسم فاعل و عدل مصدر از ریشه «عدل» و از اسماء الهی است و به معنای دادگر و منصف و دادگری می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق (ع) فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«إِنَّ اللهَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَتْرُکَ الْأَرْضَ بِغَیْرِ إِمَامٍ عَادِلٍ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا بزرگ‌تر و بزرگوارتر از آن است که روی زمین را بدون امام عادل بگذارد.&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، ج ۱، ص ۱۷۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع این صفت برای همه امامان است، اما در امام دوازدهم شهره است؛ چون او عدالت را در سراسر زمین تحقق می‌بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عادل و عدل منتظر ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زیارت حضرت صاحب‌الامر (ع) هم آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«السَّلَامُ عَلَی الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام بر آن قائم منتظر و عادل ـ بلکه عدالت ـ مشهور.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی کسی در فاعلیت بسیار شهره باشد، او را به شکل مصدری هم می‌خوانند و امام (ع) چنان در عدالت شهره است که او را «عدالت مشهور» گفته‌اند. لذا این واژه **«وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ»** در این بخش از دعای افتتاح، از القاب پر تأمل آن حضرت است؛ به گونه‌ای که «عدل» را به جای «عادل» آورده است و به جای اینکه «امام عادل» بگوید، «عدل منتظر» یعنی عدلی که انتظارش را می‌کشند، وارد شده است که نشانه قوت و شدت و ناب بودن عدالت حضرت مهدی موعود (ع) است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحقق عدالت در حکومت حضرت مهدی (عج) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سخن پیشوای ششم ما، امام صادق (ع) است که فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«چون حکومت بنی‌فلان سپری شود، خداوند به وسیله مردی از ما، بر اهل‌بیت آل محمد (ص) منت می‌نهد؛ او کسی است که با تقوا گام برمی‌دارد و براساس هدایت رفتار می‌کند و در کارهایش رشوه نمی‌گیرد. به خدا سوگند نام خود و نام پدرش را می‌دانم. آن‌گاه به محضر امام عادل از ما می‌رسد که صاحب خال و اصالت و نجابت والدین و حافظ اسرار امامت و امانت‌های الهی است و جهان را پر از داد و عدالت می‌کند.»&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۲۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زیارت دیگر صاحب‌الامر آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«اللَّهُمَّ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا، پر کن به وسیله او زمین را از عدل و داد، چنان‌که از ظلم و جور مالامال شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سیره و روش عدالت مهدوی است که نسبت به کارگزاران خود به‌شدت عدالت به خرج می‌دهد؛ قاضیان ناصالح را برکنار می‌کند؛ زمین‌هایی را که به ناحق تصرف شده‌اند می‌گیرد؛ فرمانروایان ستمگر را برکنار می‌کند؛ زمین را از فریب‌کاران پاک کرده و به عدالت رفتار می‌کند و ترازوی عدل و داد واقعی را برپا خواهد کرد. عدالت در همه جوانب و مناسبات زندگی انسان‌ها سیطره پیدا می‌کند؛ همان‌طور که سرما و گرما وارد زندگی انسان می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ناشر العدل؛ گسترش‌دهنده عدالت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ناشر العدل» تعبیر زیبای دیگری است که برای آن حضرت در دعاها و زیارات آمده است. «ناشر العدل» یعنی برپادارنده و گسترنده عدالت، برافرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن زیارت و سلام مخصوص به ایشان، عرض می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«سَلَامُ اللهِ الْکَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ، وَصَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَبَرَکَاتُهُ الْقَائِمَةُ التَّامَّةُ، عَلَى حُجَّةِ اللهِ وَوَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَبِلَادِهِ، وَخَلِیفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَعِبَادِهِ، وَسُلَالَةِ النُّبُوَّةِ، وَبَقِیَّةِ الْعِتْرَةِ وَالصَّفْوَةِ، صَاحِبِ الزَّمَانِ، وَمُظْهِرِ الْإِیمَانِ، وَمُلَقِّنِ أَحْکَامِ الْقُرْآنِ، وَمُطَهِّرِ الْأَرْضِ وَنَاشِرِ الْعَدْلِ فِی الطُّولِ وَالْعَرْضِ، وَالْحُجَّةِ الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ...»**&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتیح الجنان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام کامل، تمام، شامل و عام خداوند و درودهای همیشگی و برکات پاینده و کامل خدا، بر حجت خدا و ولیّ او بر روی زمین و شهرهای او و جانشین او بر آفریدگان او و بندگانش و بر نسل پاک نبوت و باقی‌مانده عترت و برگزیدگان، حضرت صاحب‌الزمان و آشکارکننده ایمان و آموزنده و معلم احکام قرآن و پاک‌کننده زمین و نشر‌دهنده عدل در طول و عرض جهان و حجت قائم مهدی...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B7%D8%B1%D9%8A%D8%AF&amp;diff=1542</id>
		<title>طريد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B7%D8%B1%D9%8A%D8%AF&amp;diff=1542"/>
		<updated>2026-10-15T16:17:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - طرید =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القاب حضرت [[بقية الله|بقیة الله]] (ع)، «طرید» است. طرید، صفت مشبهه بر وزن فعیل از ریشه «طرد» و در لغت به معنای رانده‌شده به کار می‌رود و جمع آن «طرائد» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصبغ بن نباته می‌گوید: شنیدم از امیرالمؤمنین (ع) که می‌فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ شَرِيدٌ طَرِيدٌ فَرِيدٌ وَحِيدٌ»**.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، ج ۱، باب ۲۶، حدیث ۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرید، به معنای رانده‌شده از خلق است که می‌توان گفت از نظر معنایی نزدیک به «شرید» می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌که چرا آن حضرت به این لقب خوانده می‌شود، باید گفت: «طرید» به کسی اطلاق می‌شود که کنار گذاشته شده است. [[امام زمان]] (ع) به‌راستی در این زمان طرد شده هستند؛ چرا که قدر و منزلت ایشان آن‌گونه که باید، دانسته نمی‌شود و هیچ‌یک از مراحل شکر در برابر این نعمت عظیم الهی، به‌طور شایسته ادا نمی‌گردد. تا جایی که مردم، ولیّ نعمت خویش را کنار گذاشته‌اند و ـ فهمیده یا نفهمیده ـ ایشان را با قلب و زبان و عمل خویش طرد کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== طرید و شرید در روایات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عیسی خشاب گوید: به امام حسین (ع) گفتم: آیا شما [[صاحب الامر|صاحب‌الامر]] هستید؟ فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«خیر، اما صاحب‌الامر، طرید (رانده‌شده) و شرید (رانده، تنها، رهاشده) است و خون‌خواه پدرش و دارای کنیه عمویش می‌باشد.»**&amp;lt;ref&amp;gt;آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داوود بن کثیر رقّی ـ از یاران برجسته امام موسی کاظم (ع) ـ نیز می‌گوید: از امام ابوالحسن موسی بن جعفر (ع) درباره صاحب این امر پرسیدم. ایشان فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«هُوَ الطَّرِیدُ الْوَحِیدُ الْغَرِیبُ الْغَائِبُ عَنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورُ بِأَبِیهِ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او طردشده، تنها، غریب، پنهان از نزدیکانش و به‌خاطر کشته‌شدن پدرش مظلوم است.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، ج ۱، ص ۳۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام رضا (ع) از [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبر اکرم]] (ص) روایت می‌کند که فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«فِدَاهُ ابْنُ خَيْرَةِ الْإِمَاءِ ... الْفَرْدُ الْوَحِيدُ الْمَطْرُودُ الْوَارِثُ الْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ وَجَدِّهِ، صَاحِبُ الْغَيْبَةِ الطَّوِيلَةِ...»**&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فدای آن فرزند بهترین کنیزان ... آن تنهای یگانه و رانده‌شده که انتقام خون پدر و جدّش را نگرفته است؛ آن‌که صاحب [[غیبت کبری|غیبت طولانی]] است و در موردش گفته می‌شود: مرده یا کشته شده، معلوم نیست در کجاست؟&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، باب ۳۴، حدیث ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرید، فرید و وحید ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لقب دیگر آن حضرت «شرید» است که نزدیک به همین معناست. حاجی نوری (ره) در معنای «شرید» می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«رانده‌شده از مردمی که آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شکرگزاری و مقام حقش برنیامدند؛ بلکه پس از این‌که از دست‌یافتن بر او ناامید شدند، به قتل و قمع ذریه طاهره ایشان پرداختند و به کمک زبان و قلم، سعی بر بیرون‌راندن نام و یاد او از قلوب و اذهان مردم کرده‌اند.»&amp;lt;ref&amp;gt;نجم ثاقب، ج ۱، ص ۱۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«فرید» و «وحید» ـ یعنی تنها ـ دو لقب دیگر آن حضرت هستند که با معنای «طرید» ارتباط دارند. این واژه‌ها به کسی گفته می‌شود که متناسب با شأن و مقام خود، یاران همراه نداشته باشد، کسی به او مراجعه نکند و اعوان و انصار نداشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روایت سدیر صیرفی درباره شمار یاران امام صادق (ع) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سدیر صیرفی می‌گوید: بر امام صادق (ع) وارد شدم و عرض کردم: قسم به خدا، خانه‌نشینی برای شما جایز نیست! حضرت فرمودند: چرا ای سدیر؟ عرض کردم: به خاطر زیادی دوستان و شیعیان و یاران شما! به خدا قسم، اگر امیرمؤمنان (ع) شیعیان و یاران و دوستان شما را داشت، تیم و عَدِیّ (قبیله ابوبکر و عمر) نسبت به او طمع نمی‌کردند؛ یعنی خلافت را از او غصب نمی‌نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت فرمودند: ای سدیر! فکر می‌کنی این‌ها چه تعداد هستند؟ گفتم: صدهزار. فرمودند: صد هزار!؟ عرض کردم: بلی، بلکه دویست هزار. فرمودند: دویست هزار!؟ گفتم: بلی، و بلکه نصف دنیا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این‌جا حضرت سکوت کردند؛ پس از اندکی فرمودند: می‌توانی با ما تا «یَنبُع» بیایی؟ گفتم: بلی. با ایشان رفتیم تا این‌که وقت نماز رسید. به من فرمودند: ای سدیر، پیاده شویم نماز بخوانیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌جا جوانی را دیدند که بزغاله‌هایی می‌چراند. پس فرمودند: به خدا قسم، اگر شیعیان من به تعداد این بزغاله‌ها بود، خانه‌نشینی بر من جایز نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از فراغت از نماز، متوجه بزغاله‌ها شدم و آن‌ها را شمردم؛ هفده رأس بودند!&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، باب «فی قلّة عدد المؤمنین»، حدیث ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این میان، تنها عده بسیار بسیار اندکی هستند که امام را در غیبتش و حضورش یاری می‌کنند و برای فرجش دعا می‌نمایند و با زاری، تضرع، عجز و لابه، از خداوند می‌خواهند که این چشمه زلال آشکار شود و الطاف و نعمت‌های الهی بر زمین جاری گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B7%D8%B1%D9%8A%D8%AF&amp;diff=1539</id>
		<title>طريد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B7%D8%B1%D9%8A%D8%AF&amp;diff=1539"/>
		<updated>2026-10-15T16:11:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - طرید =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القاب حضرت بقیة الله (ع)، «طرید» است. طرید، صفت مشبهه بر وزن فعیل از ریشه «طرد» و در لغت به معنای رانده‌شده به کار می‌رود و جمع آن «طرائد» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصبغ بن نباته می‌گوید: شنیدم از امیرالمؤمنین (ع) که می‌فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ شَرِيدٌ طَرِيدٌ فَرِيدٌ وَحِيدٌ»**.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، ج ۱، باب ۲۶، حدیث ۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرید، به معنای رانده‌شده از خلق است که می‌توان گفت از نظر معنایی نزدیک به «شرید» می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌که چرا آن حضرت به این لقب خوانده می‌شود، باید گفت: «طرید» به کسی اطلاق می‌شود که کنار گذاشته شده است. امام زمان (ع) به‌راستی در این زمان طرد شده هستند؛ چرا که قدر و منزلت ایشان آن‌گونه که باید، دانسته نمی‌شود و هیچ‌یک از مراحل شکر در برابر این نعمت عظیم الهی، به‌طور شایسته ادا نمی‌گردد. تا جایی که مردم، ولیّ نعمت خویش را کنار گذاشته‌اند و ـ فهمیده یا نفهمیده ـ ایشان را با قلب و زبان و عمل خویش طرد کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== طرید و شرید در روایات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عیسی خشاب گوید: به امام حسین (ع) گفتم: آیا شما صاحب‌الامر هستید؟ فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«خیر، اما صاحب‌الامر، طرید (رانده‌شده) و شرید (رانده، تنها، رهاشده) است و خون‌خواه پدرش و دارای کنیه عمویش می‌باشد.»**&amp;lt;ref&amp;gt;آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داوود بن کثیر رقّی ـ از یاران برجسته امام موسی کاظم (ع) ـ نیز می‌گوید: از امام ابوالحسن موسی بن جعفر (ع) درباره صاحب این امر پرسیدم. ایشان فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«هُوَ الطَّرِیدُ الْوَحِیدُ الْغَرِیبُ الْغَائِبُ عَنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورُ بِأَبِیهِ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او طردشده، تنها، غریب، پنهان از نزدیکانش و به‌خاطر کشته‌شدن پدرش مظلوم است.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، ج ۱، ص ۳۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام رضا (ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت می‌کند که فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«فِدَاهُ ابْنُ خَيْرَةِ الْإِمَاءِ ... الْفَرْدُ الْوَحِيدُ الْمَطْرُودُ الْوَارِثُ الْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ وَجَدِّهِ، صَاحِبُ الْغَيْبَةِ الطَّوِيلَةِ...»**&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فدای آن فرزند بهترین کنیزان ... آن تنهای یگانه و رانده‌شده که انتقام خون پدر و جدّش را نگرفته است؛ آن‌که صاحب غیبت طولانی است و در موردش گفته می‌شود: مرده یا کشته شده، معلوم نیست در کجاست؟&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، باب ۳۴، حدیث ۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرید، فرید و وحید ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لقب دیگر آن حضرت «شرید» است که نزدیک به همین معناست. حاجی نوری (ره) در معنای «شرید» می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«رانده‌شده از مردمی که آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شکرگزاری و مقام حقش برنیامدند؛ بلکه پس از این‌که از دست‌یافتن بر او ناامید شدند، به قتل و قمع ذریه طاهره ایشان پرداختند و به کمک زبان و قلم، سعی بر بیرون‌راندن نام و یاد او از قلوب و اذهان مردم کرده‌اند.»&amp;lt;ref&amp;gt;نجم ثاقب، ج ۱، ص ۱۱۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«فرید» و «وحید» ـ یعنی تنها ـ دو لقب دیگر آن حضرت هستند که با معنای «طرید» ارتباط دارند. این واژه‌ها به کسی گفته می‌شود که متناسب با شأن و مقام خود، یاران همراه نداشته باشد، کسی به او مراجعه نکند و اعوان و انصار نداشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روایت سدیر صیرفی درباره شمار یاران امام صادق (ع) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سدیر صیرفی می‌گوید: بر امام صادق (ع) وارد شدم و عرض کردم: قسم به خدا، خانه‌نشینی برای شما جایز نیست! حضرت فرمودند: چرا ای سدیر؟ عرض کردم: به خاطر زیادی دوستان و شیعیان و یاران شما! به خدا قسم، اگر امیرمؤمنان (ع) شیعیان و یاران و دوستان شما را داشت، تیم و عَدِیّ (قبیله ابوبکر و عمر) نسبت به او طمع نمی‌کردند؛ یعنی خلافت را از او غصب نمی‌نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت فرمودند: ای سدیر! فکر می‌کنی این‌ها چه تعداد هستند؟ گفتم: صدهزار. فرمودند: صد هزار!؟ عرض کردم: بلی، بلکه دویست هزار. فرمودند: دویست هزار!؟ گفتم: بلی، و بلکه نصف دنیا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این‌جا حضرت سکوت کردند؛ پس از اندکی فرمودند: می‌توانی با ما تا «یَنبُع» بیایی؟ گفتم: بلی. با ایشان رفتیم تا این‌که وقت نماز رسید. به من فرمودند: ای سدیر، پیاده شویم نماز بخوانیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌جا جوانی را دیدند که بزغاله‌هایی می‌چراند. پس فرمودند: به خدا قسم، اگر شیعیان من به تعداد این بزغاله‌ها بود، خانه‌نشینی بر من جایز نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از فراغت از نماز، متوجه بزغاله‌ها شدم و آن‌ها را شمردم؛ هفده رأس بودند!&amp;lt;ref&amp;gt;اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، باب «فی قلّة عدد المؤمنین»، حدیث ۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این میان، تنها عده بسیار بسیار اندکی هستند که امام را در غیبتش و حضورش یاری می‌کنند و برای فرجش دعا می‌نمایند و با زاری، تضرع، عجز و لابه، از خداوند می‌خواهند که این چشمه زلال آشکار شود و الطاف و نعمت‌های الهی بر زمین جاری گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9&amp;diff=1533</id>
		<title>عين الحياة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9&amp;diff=1533"/>
		<updated>2026-10-15T15:36:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - عین الحیاة =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از القاب حضرت [[بقية الله|بقیة الله]] (ع)، «عین الحیاة» یعنی چشمه زندگانی است که در زیارت روز جمعه خطاب به آن حضرت می‌گوییم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ»**&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عین الحیاة در آیات و روایات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعبیر «ماء» در آیه شریفه **«قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ»**؛ یعنی بگو اگر آب (چشمه‌ها و چاه‌ها و منابع آبی شما) در زمین فرو رود، چه کسی است که آب روان و گوارا را برای شما بیاورد؟&amp;lt;ref&amp;gt;ملک/۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در مورد حضرت [[وليّ عصر|ولی عصر]] (ع) تأویل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام باقر (ع) فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«اگر امام شما غایب باشد، چه کسی برای شما امام ظاهر می‌فرستد که اخبار آسمان‌ها و زمین و حلال و حرام را برای شما بگوید؟»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نورالثقلین، ج ۱۰، ص ۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس تعبیر آب گوارا و چشمه سابقه دارد؛ اما آیا حیات و زندگانی هم ریشه قرآنی دارد؟ امام باقر (ع) در تفسیر آیه شریفه **«اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»**؛ یعنی بدانید که خداوند زمین را بعد از مردنش حیات می‌بخشد و زنده می‌کند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدید/۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خداوند عزوجلّ، آن را بعد از مرگش توسط [[قائم]] (ع) زنده می‌کند.»&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، ص ۶۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حیات معنوی و حقیقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصولاً «حیات»، علاوه بر معنای زندگی طبیعی، یک معنای معنوی هم دارد که آن هدایت و معرفت و عبودیت است که حیات واقعی انسان‌ها در گرو دستیابی به آن است و کار پیامبران و اولیای الهی رساندن انسان به این حیات معنوی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای مؤمنان! اجابت کنید دعوت خدا و رسول را که شما را به چیزی که موجب حیات شماست فرا می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;انفال/۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی اگر حیات معنوی می‌خواهید، باید دعوت خدا و فرستادگانش را اجابت نمایید. حیات قلبی و روحانی فقط از این طریق نصیب شما می‌شود تا از مرگ جهل و کفر نجات یابید؛ زمین مرده، همان قلب مرده است که اسیر جهل و کفر است و این قلب مرده، احیاگری چون رسول و امام می‌خواهد تا آن را با آب حیات‌بخش معرفت و علم از مردگی جهل نجات دهد و زنده نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این است که امام، عین الحیات است؛ چشمه زندگانی معنوی و حقیقی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند با چشمه آب زندگانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعبیر «عین الحیاة» یک ظرافت دیگر هم دارد و آن «چشمه آب زندگانی» است که گویند اگر کسی از آن بنوشد، حیات جاودان یابد. اگر کسی به دنبال آب زندگانی است که با نوشیدن آن، حیات جاودان یابد، راهش اتصال به امام است تا با نوشیدن هدایت و علم از آن منبع لایزال الهی، به جاودانگی برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهش پیوند با ولی‌الله الاعظم (ع) است؛ آنان که خضر‌وار در ظلمات زندگی به دنبال آب حیات رفتند، آن را یافتند و متعالی شدند. باید تلاش کرد تا با امام که «عین الحیاة» است، پیوند گیریم تا حیاتمان عین حیات آنان، جاودانه شود؛ که در زیارت عاشورا می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»**&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا، زندگی و حیات مرا، چونان زندگی محمد و آل محمد صلوات الله علیهم قرار ده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جز این راه دیگری برای زندگانی حقیقی و جاودانی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایتی درباره حسین بن روح نوبختی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت شده که بانویی به بغداد آمد و از رابط و وکیل بین امام زمان (ع) سؤال کرد. جناب [[ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی|حسین بن روح نوبختی]] را به وی معرفی کردند. به سوی او آمد و گفت: مالی را برای امام (ع) آورده‌ام، بگو که آن حضرت کجاست تا آن را به ایشان تسلیم کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسین بن روح به او گفت: برو و مال خود را در دجله بینداز و نزد من برگرد. او رفت و آن را در دجله انداخت و بازگشت. همین که نشست، حسین بن روح به شخصی که کنارش نشسته بود، گفت: آن جعبه را به من بده. آن را به او داد؛ همان اموال بود، همان‌طور که قفل شده و هنوز آب آن نخشکیده بود!&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، ص ۶۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقصودش آن بود که جایگاه کسی را که تنها شعاعی از حضرت بقیة الله به وی رسیده و جرعه‌ای از آن آب زندگانی و عین الحیاة را چشیده، به آن زن نشان دهد و کمالاتی را به او بنمایاند؛ تا به او گفته باشد که: من چونان خضرم که به عین الحیاة واصل شده است و هر کس که به آن منبع بپیوندد، مانند من شود!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز احدی جز حضرت بقیة الله (ع) نیست که چشمه آب حیات باشد و دارای انفاس قدسی مسیحایی که قلب‌های مرده با پیوند با او زنده و شاداب شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%A7%D9%84_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B4%DB%B0&amp;diff=1532</id>
		<title>انفال - آیه ۴۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%A7%D9%84_-_%D8%A2%DB%8C%D9%87_%DB%B4%DB%B0&amp;diff=1532"/>
		<updated>2026-10-15T15:28:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:آیات مهدویت|آیات مهدویت]] - [[:رده:سوره انفال|سوره انفال]] - آیه ۴۰ =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;&amp;lt;big&amp;gt;و قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَهُ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ&amp;lt;/big&amp;gt;&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;سورهٔ انفال (۸): آیهٔ ۴۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و با آنان [کافران و معاندان] نبرد کنید تا اینکه هیچ فتنه و فسادی بر جای نماند و تمام دین از آن خدا شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد بن يعقوب، عن على بن إبراهيم عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن عمر بن أذينه، عن محمد بن مسلم، قال: قلت لأبي جعفر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عليه السلام: قول الله عز ذكره&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ: عز و جل&amp;lt;/ref&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَهُ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقال: «لم يجى تأويل هذه الآيه بعد، إن رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم رخّص لهم لحاجته و حاجه أصحابه فلو قد جاء تأويلها لم يقبل منهم، ولكنهم يقتلون حتى يوحدوا الله&amp;lt;ref&amp;gt;در متن حتى يوحّد الله&amp;lt;/ref&amp;gt; عزّ و جلّ، و حتى لا يكون شرك.»&amp;lt;ref&amp;gt;روضه ی کافی ۲۰۱[ح ۲۴۳]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد بن یعقوب از علی بن ابراهیم از پدرش، از ابن ابی عمیر، از عمر بن اذینه، از محمد بن مسلم روایت نموده که گفت: به حضرت ابو جعفر باقر علیه السلام عرضه داشتم: معنی قول خداوند عز ذکره چیست که فرماید: و با آنان [کافران و معاندان] نبرد کنید تا اینکه هیچ فتنه و فسادی بر جای نماند و تمام دین از آن خدا شود . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمود: تأویل این آیه هنوز نیامده همانا [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسول خدا]] صلى الله عليه وآله وسلم به خاطر کار خودش و حاجت اصحابش بر ایشان رخصت داد پس اگر تأویل این آیه فرارسد هیچ عذری در ایمان نیاوردن از آنان پذیرفته نیست، بلکه کشته خواهند شد تا به یگانگی خدای عز و جل بگروند، و تا آنجا که هیچ شرکی نباشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
العياشي بإسناده عن زراره قال: قال أبو عبد الله عليه السلام: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«سئل أبى&amp;lt;ref&amp;gt;در متن قال أبو جعفر عليه السلام: «سئل [أبي ؟] ...&amp;lt;/ref&amp;gt; عن قول الله: وَ قَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كافة كما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَهُ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَهُ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلَّهُ لِلَّهِ&amp;lt;ref&amp;gt;[ترکیبی است از دو آیه: بخش نخست توبه (۹): 36 و بخش دوم آیه ی مورد نظر سوره ی انفال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقال: إنه لم يجى تأويل الآيه، هذه و لو قد قام قائمنا عليه السلام بعد سيرى من يدركه ما يكون من تأويل هذه الآيه، و ليبلغن دين محمد ما بلغ الليل حتى لا يكون شرك على ظهر الأرض كما قال الله.&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير العياشی ۲: ۵۶ [انفال، ح ۴۸]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عیاشی بسند خود از زراره روایت کرده که گفت: امام ابو جعفر باقر علیه السلام فرمود: از پدرم راجع به فرموده خدای تعالی: با مشرکان همه متفقاً قتال و نبرد کنید همچنانکه آنان همگی با شما به جنگ می پردازند و تا آنجا که هیچگونه فتنه و فسادی نماند و همه آیین خدا پرستی پیشه کنند و سؤال شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمود: [همانا] تأویل این آیه نیامده، و چنانچه قائم ما عليه السلام بپا خیزد، آن هنگام کسی که دورانش را درک کند آنچه از تأویل این آیه میشود را خواهد دید، و همانا دین حضرت محمد صلى الله علیه و آله به هر کجا که شبی هست خواهد رسید، تا آنجا که همانطور که خداوند فرمود هیچ شرکی بر پشت زمین بر جای نخواهد ماند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الطبرسي، في مجمع البيان: قال روی زراره و غيره عن أبي عبد الله عليه السلام أنه قال: «لم يجى تأويل هذه الآيه ولو قد قام قائمنا بعد سيرى من يدرك[ه] ما يكون من تأويل هذه الآيه، و ليبلغن دين محمد صلى الله عليه و اله و سلم ما بلغ الليل حتى لا يكون شرک&amp;lt;ref&amp;gt;در ماخذ: مشرک.&amp;lt;/ref&amp;gt; على ظهر الأرض.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و شیخ طبرسی در مجمع البیان گوید: زراره و غیر او روایت کرده اند که حضرت ابو عبد الله امام صادق علیه السلام فرمود: هنوز تأویل این آیه نیامده، و چنانچه قائم ما بیا خیزد هر کس آن زمان را درک کند آنچه از تأویل این آیه انجام می شود را خواهد دید، همانا دین حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم تا هر کجا که شب رسیده خواهد رسید تا آنجا که هیچ مشرکی بر روی زمین نخواهد ماند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
العياشي، بإسناده عن عبد الأعلى الحلبي، قال: قال أبو جعفر عليه السلام: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ا يكون لصاحب هذا الأمر غيبه فى بعض هذه الشعاب ثم أوما بيده إلى ناحيه ذى طوى ... حتى إذا كان قبل خروجه بليلتين انتهى المولى الذى يكون بين يديه حتى يلقى بعض أصحابه فيقول: كم أنتم هاهنا؟ فيقولون: نحو من أربعين رجلا، فيقول: كيف أنتم لو قد رأيتم صاحبكم؟ فيقولون: والله لو يأوي دبنا الجبال لأويناها معه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثم يأتيهم من القابل&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ: القابله&amp;lt;/ref&amp;gt; فيقول الهم : أشيروا إلى ذوى شأنكم&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ: أسنانكم&amp;lt;/ref&amp;gt; و أخياركم عشره&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ: عشیره&amp;lt;/ref&amp;gt;، فيشيرون له [إليهم] ، فينطلق بهم حتى يأتوا&amp;lt;ref&amp;gt;در متن و مأخذ: يأتون&amp;lt;/ref&amp;gt; صاحبهم، و یعدهم إلى الليله التي تليها. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثم قال أبو جعفر عليه السلام: و الله لكانى أنظر إليه وقد أسند ظهره إلى الحجر، ثم ينشد الله حقه، ثم يقول: يا أيها الناس من يحاجّني في الله فأنا أولى الناس بالله و من يحاجني فى آدم فأنا أولى الناس آدم عليه السّلام يا أيها الناس من يحاجني في نوح، فأنا أولى بنوح عليه السلام، يا أيها الناس من يحاجني في إبراهيم، فأنا أولى بإبراهيم عليه السلام، يا أيها الناس من يحاجني فى موسى، فأنا أولى الناس بموسى عليه السلام. يا أيها الناس من يحاجني في عيسى، فأنا أولى الناس بعيسى عليه السلام، يا أيها الناس من يحاجني في محمد، فأنا أولى الناس بمحمد صلى الله عليه و اله و سلم، يا أيها الناس من يحاجني في كتاب الله، فأنا أولى الناس بكتاب الله. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثم ينتهى إلى المقام فيصلى عنده ركعتين ثم ينشد الله حقه. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قال أبو جعفر عليه السلام: هو - والله المضطر في كتاب الله، و هو قول الله: «أَمَنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إذا دَعاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الأَرْضِ؟ و جبرئيل على الميزاب في صوره طائر أبيض، فيكون أول خلق الله يبابعه جبرئيل، و يبايعه الثلاث مائه و البضعه عشر رجلا.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قال: قال أبو جعفر عليه السّلام: «فمن ابتلى فى المسير وافاه في تلك السّاعه، و من لم يبتل بالمسير فقد عن فراشه... »&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثم قال: «هو - والله - قول على بن أبي طالب عليه السلام &amp;quot; المفقودون عن فرشهم&amp;quot;، و هو قول الله: فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ الله جميعاً أصحاب القائم عليه السّلام الثلاث ماءه و بضعه عشر رجلا.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قال: «هم - والله - الأمه المعدوده التى قال الله فى كتابه: وَلَئِنْ أَخَرْنا عَنْهُمُ الْعَذاب إلى أُمَّهِ مَعْدُودَه - قال:- يجمعون في ساعه واحده، قزع كقزع الخريف، فيصبح بمكه فيدعو الناس إلى كتاب الله وسنة نبيه صلى الله عليه و اله و سلم، فيجيبه نفر يسير، و يستعمل على مكه ثم يسير، فيبلغه أنه قد قتل عامله فيرجع إليهم فيقتل المقاتله لا يزيد على ذلك شيئا. يعنى السّبي &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثم ينطلق [ف] يدعو الناس إلى كتاب الله وسنة نبيه عليه و آله السلام والولايه لعلى بن أبي طالب عليه السلام، و البراءه من عدوه، ولا يسمى أحدا حتى ينتهى إلى البيداء، فيخرج إليه جيش السفياني، فيأمر الله الأرض فتأخذهم&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ: فيأخذهم.&amp;lt;/ref&amp;gt; من تحت أقدامهم، و هو قول الله: وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أَخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ وَ قالُوا آمَنَّا بِهِ یعنی بقائم آل محمد وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ یعنی بقائم آل محمد عليه السلام ... إلى آخر السوره. فلا&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ و لا.&amp;lt;/ref&amp;gt; يبقى منهم إلا رجلان يقال لهما وتر و وتير من مراد، وجوههما في أقفيتهما یمشیان القهقرى، يخبران الناس بما فعل&amp;lt;ref&amp;gt;در متن: قفل.&amp;lt;/ref&amp;gt; بأصحابهما. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثم يدخل المدينه فتغيب عنهم عند ذلك قريش، و هو قول على بن أبي طالب عليه السّلام: &amp;quot; والله لوقت قريش أى [أنّ؟] عندها&amp;lt;ref&amp;gt;در متن: لوددت أنّ عندنا&amp;lt;/ref&amp;gt; موقفا واحدا جزر جزور بكل ما ملكت وكل ما طلعت عليه الشمس أو غربت.&amp;quot; ثم يحدث حدثا ، فإذا هو فعل ذلك قالت قريش: اخرجوا بنا إلى هذه الطاغيه، فو الله [أن] لو كان محمد صلى الله عليه واله وسلم&amp;lt;ref&amp;gt;در ماخذ: كان محمّديّا.&amp;lt;/ref&amp;gt; ما فعل و لو كان علويا ما فعل، و لو كان فاطميا ما فعل، فيمنحه الله أكتافهم فيقتل المقاتله &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و يسبى الذريه ثم ينطلق حتى ينزل الشقره فيبلغه أنهم قد&amp;lt;ref&amp;gt;در متن: فیلقاهم حتى.&amp;lt;/ref&amp;gt; قتلوا عامله، فيرجع إليهم فيقتلهم مقتله ليس قتل الحرّه إليها بشيء، ثم ينطلق يدعو الناس إلى كتاب الله وسنة نبيه والولايه لعلى بن أبي طالب عليه السّلام و البراءه من عدوه، حتى إذا بلغ الثعلبيه قام إليه رجل من صلب أبيه - و هو من أشد الناس ببدنه و أشجعهم بقلبه ما خلا صاحب هذا الأمر - فيقول: يا هذا! ما تصنع؟ فو الله إنك لتجفل الناس إجفال النعم! أفبعهد من رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم أم بماذا؟! فيقول المولى الذى ولى البيعه: و الله، لتسكتن أو لأضر بنَ الذى فيه عيناك، فيقول له القائم عليه السلام &amp;quot; اسكت يا فلان؛ إي والله إن معى عهدا من رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم، هات لى يا فلان العيبه و الطبقه و&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ أو الطيبه أو.&amp;lt;/ref&amp;gt; الزنفليجه &amp;quot; فيأتيه بها فيقريه العهد من رسول الله صلى الله عليه و اله وسلم، فيقول: جعلني الله فداك أعطني رأسك ،أقبله، فيعطيه رأسه فيقتله بين عينيه، ثم يقول جعلني الله فداك جدد لنا بيعه، فيجدد لهم بيعته. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قال أبو جعفر عليه السلامک «لكأني أنظر إليهم مصعدين من نجف الكوفه ثلاث ماءه و بضعه عشر رجلا، كأن قلوبهم زبر الحديد، جبرئيل عن يمينه، و ميكائيل عن يساره، يسير الزعب أمامه شهرا و خلفه شهرا، أمده الله بخمسه آلاف من الملائكه مسومين حتى إذا صعد النجف قال لأصحابه: &amp;quot; تعبدوا ليلتكم هذه &amp;quot; فيبيتون بين راكع و ساجد يتضرعون إلى الله، حتى إذا أصبح قال: &amp;quot; خذوا بنا طريق النخيله &amp;quot; و على الكوفه جند مجند...»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قلت: جند مجنّد؟! قال: إي والله، حتى ينتهى إلى مسجد إبراهيم عليه السلام بالنّخيله فيصلى فيه ركعتين فيخرج إليهم من كان بالكوفه من مرجئها&amp;lt;ref&amp;gt;در متن: مرجئيها .&amp;lt;/ref&amp;gt;  و غيرهم من جيش السفياني فيقول لأصحابه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; استطردوا لهم. &amp;quot; ثم يقول : &amp;quot; كرّوا عليهم &amp;quot;، قال أبو جعفر عليه السلام: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و لا يجوز - و الله - الخندق منهم مخبر. ثم يدخل الكوفه فلا يبقى مؤمن إلا كان فيها أو حنّ إليها، و هو قول أمير المؤمنين على عليه السلام، ثم يقول لأصحابه: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot; سيروا إلى هذا&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ: هذه.&amp;lt;/ref&amp;gt; الطاغيه. &amp;quot; فيدعوه إلى كتاب الله وسنّة نبيه (صلى الله عليه و اله و سلم ، فيعطيه السفياني من البيعه مسلما&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ: سلما.&amp;lt;/ref&amp;gt;، فيقول له كلب وهم أخواله : ما هذا؟ ما صنعت؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و الله ما نبايعك على هذا أبدا، فيقول: ما أصنع؟ فيقولون: استقتله، فيستقتله&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ: استقبله، فيستقبله.&amp;lt;/ref&amp;gt;، ثم يقول له القائم عليه السلام: &amp;quot; خذ حذرك فإنى&amp;lt;ref&amp;gt;در ماخذ: فإنّني&amp;lt;/ref&amp;gt; أدّيت إليك و أنا مقاتلك &amp;quot; فيصبح فيقاتلهم&amp;lt;ref&amp;gt;در متن: فيقتلهم.&amp;lt;/ref&amp;gt;، فيمنحه الله أكتافهم و يأتى&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ: يأخذ [يؤخذ؟]&amp;lt;/ref&amp;gt; السفياني أسيرا فينطلق به و يذبحه بیده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثم يرسل جريده&amp;lt;ref&amp;gt;در متن: جرید.&amp;lt;/ref&amp;gt; خيل إلى الرّوم فيستحضرون بقيه بنى أميّه، فإذا انتهوا إلى الرّوم قالوا: أخرجوا إلينا أهل ملتنا عندكم، فيأبون و يقولون: والله لا نفعل، فتقول الجريده: والله لو أمرنا لقاتلناكم، ثم ينطلقون إلى صاحبهم فيعرضون ذلك عليه، فيقول: &amp;quot;انطلقوا فأخرجوا إليهم أصحابهم، فإن هؤلاء قد أتوا بسلطان عظيم ، و هو قول الله: فلما أحسوا بأسنا اذا هم مِنْها يَرْكُضُونَ لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ و مَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ - قال:- يعنى الكنوز التي كنتم تكنزون، قالُوا: يا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظالمين، فما زالت تلك دعواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُم حصیداً خامدين لا يبقى منهم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مخبر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثم يرجع إلى الكوفه فيبعث الثلاث مائه والبضعه عشر رجلا إلى الآفاق كلها، فيمسح بين أكتافهم و على صدورهم فلا يتعايون في قضاء، ولا تبقى فى الأرض قريه&amp;lt;ref&amp;gt;در مأخذ: لا تبقى أرض.&amp;lt;/ref&amp;gt; إلا نودى فيها شهادة أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و أن محمدا رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم و هو قوله: وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِى السَّماواتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ولا يقبل صاحب هذا الأمر الجزيه كما قبلها رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم، و هو قول الله وقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَهُ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلَّهُ لِلَّهِ »  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قال أبو جعفر عليه السّلام: يقاتلون و الله - حتى يوحد الله و لا يشرك به شيئا و حتى تخرج العجوز الضّعيفه من المشرق تريد المغرب ولا- ينهاهـا أحـد، و يخرج الله من الأرض بذرها، وينزل من السماء قطرها، و يخرج الناس خراجهم على رقابهم إلى المهدى عليه السلام، ويوسع الله على شيعتنا، و لو لا ما ينجز لهم من السّعاده لبغوا (فتنه). [فبينا] صاحب هذا الأمر قد حكم ببعض الأحكام، وتكلم ببعض السّنن إذ خرجت [خارجه] من المسجد يريدون الخروج عليه، فيقول لأصحابه: &amp;quot; انطلقوا.&amp;quot; فيلحقونهم&amp;lt;ref&amp;gt;در متن: فتلحقوا بهم.&amp;lt;/ref&amp;gt; فى التّمّارين فيأتون بهم أسرى ليأمر بهم فيذبحون، و هو آخر خارجه تخرج على قائم آل محمد عليه السلام.&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير العياشي ۲: ۵۶ -۶۱ [انفال، ح ۴۹]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عیاشی بسند خود از عبدالاعلی حلبی آورده که گفت: حضرت ابو جعفر امام باقر علیه السلام فرمود: به ناچار صاحب این امر را در یکی از این دره ها غیبتی خواهد بود و با دست خود به سوی ذی طوی اشاره فرمود تا آنگاه که دو شب به خروجش مانده خدمتکار مخصوصش می آید و بعضی از اصحاب آن حضرت را میبیند و می پرسد: شما در اینجا چند نفرید؟ می گویند: حدود چهل مرد، میگوید: اگر صاحب خویش را ببینید چگونه خواهید بود؟ گویند به خدا سوگند اگر دستور دهد که کوهها را از جای بر کنیم خواهیم کند (اگر فرمان دهد به سوی کوهها روی ببریم در خدمت آن حضرت روی خواهیم نمود.) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس فردای آن شب به نزدشان می آید و میگوید: از بزرگان و نیکان خودتان ده تن را تعیین نمائید، آنها را تعیین می کنند پس او ایشان را با خود می برد تا اینکه به خدمت صاحبشان شرفیاب میشوند و برای فردای آن شب به ایشان وعده می دهد. و آنگاه حضرت ابو جعفر علیه السلام فرمود: به خدا سوگند گویا او را میبینم در حالیکه به حجر تکیه داده و خداوند را به حق خودش قسم می دهد سپس میگوید ای مردم هر کس درباره خداوند با من محاجه کند بداند که من از همه مردم به خداوند سزاوارترم و هرکس درباره آدم با من محاجه نماید پس من سزاوارترین مردم به آدم هستم، ای مردم هر آنکه درباره نوح با من بحث دارد بداند که من از همه به نوح علیه السلام نزدیکترم، ای مردم هر کس درباره ابراهیم با من بحث دارد من از همه به ابراهیم علیه السـلام نزدیکـترم، اي مردم هرکس دربـاره موسـی بـا من گفتگـو دارد، من از تمـامی مردم به موسـی علیه السـلام نزدیکترم، اي مردم هرکس دربـاره عیسـی بـا من محاجه کنـد بدانـد که من از همه مردم به عیسـی علیه السـلام نزدیکترم، اي مردم هرکس دربـاره حضـرت محمـد بـا مـن بحـث دارد بدانـد کـه مـن از همـه مردمـان به محمـد صـلی االله علیه وآله وسـلم نزدیکترم، اي مردم هرکس درباره کتاب خدا با من بحث دارد پس من از همه مردم به کتاب خدا سزاوارتدم.  سپس به مقام تشریف میبرد و در آنجا دو رکعت نماز میگذارد. آنگاه خداوند را به حق خودش میخواند. آنگاه امام باقر علیه السـلام فرمود: اوست به خـدا سوگند همان مضـطري که خداوند درباره اش میفرماید: آیا کیست آنکه به مضـطر پاسـخ دهـد و بـدي را از میان بردارد و شـما راجانشـینان روي زمین قرار دهـد و جبرئیل بر ناودان به صورت پرنـده سفیـدي قرار دارد، پس نخستین خلق خـدا که بـا او بیعت خواهـد کرد جبرئیل است، و آن سـیصد و سـیزده مرد با او بیعت می کنند. راوي گوید: حضـرت ابوجعفر باقر علیه السـلام فرمود: پس هر آنکه پیش از آن هنگام بیرون از خانه بوده در آن ساعت به آن حضـرت خواهـد رسـید، و هر آنکه دچـار سـفر نبـوده از رختخـوابش مفقـود میشود. سـپس فرمود: این است به خـدا سوگند فرمـوده علی بن ابیطـالب علیه السـلام: [مفقودشونـدگان از روي رختخوابهایشـان] و این است (معنی) قـول خداونـد: پس به کارهاي نیک سـبقت و پیشی گیرید، هرکجا باشیدخداوند همه شما راخواهد آورد و اصحاب حضرت قائم(علیه السلام) آن سیصدو ده وچند مرد. فرمود: آنهایند به خدا سوگند آن امت معدوده اي که خداوند در کتابش فرموده: و چنانچه عذاب را از آنـان تـا هنگـام معینی (افراد معـدودي) به تعویق انـدازیم؟ فرمود: در یـکساعت جمع خواهنـد شـد همچون قطعه هاي ابر پاییزي، پس آنجناب در مکه صـبح خواهـد کرد و مردم را به کتاب خـدا وسـنت پیغمبرش دعوت مینمایـد،که افراد کمی دعوتش را اجابت میکنند، و بر مکه کسـی را میگمارد سپس از آنجا کوچ مینماید، به او گزارش میرسد که عاملش را به قتل رسانیده اند، پس به سوي آنان بازمیگردد و کشـتارکنندگان را میکشد و بر کشتن چیزي نمی افزاید یعنی به اسارت کسی اقدام نمی کند. و آنگاه رهسـپار شده و مردم را به کتاب خدا و سنت پیغمبر صلی االله علیه و آله و سلم و ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام و بیزاري از دشـمنش دعوت میکند، ولی نام کسیرا نمیبرد تا اینکه به بیداء برسد،که ارتش سفیانی به مقابله با آنحضرت بیرون  می آیند. پس خداوند به زمین امر میفرماید که آنها را از زیر پاهایشان بگیرد و این است معنی  قول خداوند و چنانچه کافران را ببینی هنگامیکه هراسانند پس هیچ از عذابشان فوت و زایل نشود و از جایگاه نزدیکی گرفته شوند و گویند به او ایمان آوردیم که یعنی به قائم آل محمد علیه السلام ... تا آخر سوره پس کسی از آنها باقی نمی ماند مگر دو مرد که به آنها وترو و تیراه گفته میشود از قبیله مراد، صورتهایشان در پشتشان است که به عقب راه می روند، به مردم خبر می دهند که چه بر سر همراهانشان آمد. سپس آن حضرت به مدینه داخل می شود که در آن هنگام قریش از سپاهیان آن جناب گریخته و پنهان می گردند، و این است معنی قول علی بن ابی طالب علیه السلام که فرموده: به خدا سوگند دوست دارم (قریش در آن هنگام دوست دارند و آرزو میکنند که تمام اموال و دارائیهایشان و همه آنچه خورشید بر آن می تابد)  همه دنیا را بدهند و مخفیگاهی بگیرند که بقدر سر بریدن شتر در آن پنهان شوند. سپس آن جناب حادثه ای پدید می آورد که در این وقت قریش گویند بیائید تا بر این سرکش خروج نماییم که بخدا سوگند اگر این از اولاد حضرت محمد صلى الله عليه وآله بود این کار را نمی کرد و اگر از فرزندان علی علیه السلام هم بود این کار را نمیکرد و اگر از اولاد حضرت فاطمه عليها السلام بود هم چنین عملی انجام نمی داد. آنگاه با آن بزرگوار میجنگند که خداوند او را بر ایشان پیروز می گرداند که جنگجویانشان را میکشد و ذریه شان را به اسارت در می آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از آنجا بیرون میرود تا اینکه در شقره فرود می آید. در آنجا خبر می رسد که گماشته آن حضرت در مدینه به قتل رسیده [آنها او را کشته اند] پس بر می گردد و آنچنان کشتاری نسبت به آنان میکند که واقعه حره در برابر آن ناچیز می نماید. سپس در حالیکه مردم را به کتاب خدا و سنت پیغمبر او، و ولایت علی بن ابی طالب و بیزاری از دشمنش فرا می خواند، از آنجا بیرون رفته تا به ثعلبیه می رسد، در آنجا مردی از بستگان نزدیک او که از صلب پدرش می باشد و به استثنای صاحب این امر از همه مردمان نیرومندتر و قویدلتر است بپا میخیزد و به آن جناب عرضه می‌دارد: ای مرد چه می کنی؟ تو داری مردم را فراری میدهی، آیا این کارها با عهدنامه ای از رسولخدا صلى الله عليه و آله است یا چه؟ پس آن خدمتکاری که متصدی امر بیعت است بر او بانگ می زند که در جایت بنشین و گرنه سر از بدنت جدا میکنم، ولی حضرت قائم علیه السلام به او می فرماید: فلانی ساکت باش، آری به خدا سوگند عهدنامه ای از رسولخدا صلی الله علیه و آله همراه من است، بعد صدا میزند: فلانی آن خورجین یا کیف را بنزدیکم بیاور، پس آن را میآورند و عهدنامه را به نظر آن شخص میرساند در این موقع آن مرد عرض می کند: خداوند مرا فدای تو گرداند، سر مبارکت را نزدیک بیاور تا بر آن بوسه زنم، پس آن جناب سر مبارک خویش را پیش می آورد و آن مرد پیشانی حضرتش را می بوسد، سپس می گوید: خداوند مرا فدای تو سازد، بار دیگر از ما بیعت بگیر، که آن حضرت بیعت خود را تجدید میکند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام فرمود: گویی آنان را مینگرم که بر فراز نجف کوفه بالا می‌آیند، سیصد و ده و چند مرد، انگار دلهایشان پاره های آهن است، جبرئیل از سمت راستش، میکائیل از سمت چپش، و ژعب به مسافت یکماه پیش رو و یکماه پشت سر آن حضرت میباشد، خداوند او را به وسیله پنج هزار فرشته نشاندار مدد میدهد، تا وقتی که به نجف می رسد به اصحابش فرماید: امشب را به عبادت بگذرانید، پس ایشان آن شب را بین رکوع و سجود و تضرع به درگاه خداوند به صبح می آورند، صبحگاهان حضرت دستور میدهد: راه نخیله را پیش گیرید، در حالیکه در کوفه ارتشی مجهز [اطراف کوفه خندقی عمیق هست] راوی پرسید ارتشی مجهز؟ خندقی عمیق؟ فرمود: آری به خدا سوگند، پس آن حضرت به سوی نخیله توجه می کند، تا در نخیله به مسجد ابراهیم علیه السلام می رسد، در آن دو رکعت نماز می گذارد، در آن هنگام سپاهیان سفیانی از مرجئها و غیر آنها از کوفه خروج میکنند، که آن حضرت به اصحاب خود فرماید: بر آنها حمله کنید، سپس فرماید: با آنها بجنگید. امام باقر علیه السلام فرمود: به خدا سوگند که احدی از آنان از خندق نمی گذرد که خبر ببرد. و سپس آن حضرت داخل کوفه میشود پس هیچ مؤمنی باقی نمی ماند مگر اینکه در آنجا باشد یا شوق آن را در سر دارد، و این قول امير المؤمنين عليه السلام است. سپس به اصحاب خویش فرماید: برای نابودی این طاغوت - یعنی سفیانی - بسیج شوید و او را به کتاب خدا و سنت پیغمبر دعوت میکند، سفیانی ابتدا به تسلیم و صلح قول می دهد، ولی قبیله کلب که دائیهای او هستند به او گویند: این چه کاری بود؟ به خدا قسم که ما به هیچوجه بر این کار با تو بیعت نکنیم، می گوید چه کار کنیم؟ گویند با او یعنی امام قائم علیه السلام جنگ کن، پس او برای جنگیدن با آن حضرت می رود، آن جناب او را نصیحت میکند و می فرماید: [از عاقبت کارت] بترس، من آنچه شرط بلاغ بود بتو گفتم، و اینک با تو می جنگم، پس فردای آن روز امام علیه السلام با آنان جنگ میکند و خداوند عالم او را بر آنان غالب می سازد، و سفیانی اسیر می گردد که آن جناب او را با دست خود سر میبرد. بعد از آن قسمتی از سپاهیان سواره خود را به روم میفرستد که بازماندگان از بنی امیه را طلب نمایند، و چون ایشان به روم رسند به اهل آنجا گویند: همکیشان ما را که نزد شمایند بیاورید، ولی آنها از این کار خودداری میورزند و میگویند: به خدا چنین کاری نمیکنیم. سپاهیان گویند: به خدا اگر مأمور بودیم با شماها می جنگیدیم، آنگاه به نزد صاحبشان باز میگردند و جریان را به عرض می رسانند، آن حضرت فرماید: بروید با ایشان بجنگید تا بنی امیه را از ایشان بگیرید، پس بزرگ رومیان گوید: بروید بنی امیه را بدست ایشان بسیارید که با قدرت تمام آمده اند، و این است معنی قول خداوند: و پس چون عذاب ما را احساس نمودند از آن گریزان گشتند، نگریزید و به آنچه از خوشگذرانیها و لذتها و مساکن بوده اید باز گردید. یعنی گنجینه هایی که انباشته می کردید. و در آن هنگام ستمکاران گفتند ای وای بر ما که سخت ظالم و ستمکار بودیم. پس همواره این سخن بر زبانشان بود تا اینکه همچون کشتزار درو شده‌ای آنان را خاموش کردیم و به کام مرگ فرو بردیم که هیچ خبر دهنده ای از آنان باقی نماند. و سپس آن حضرت به کوفه باز می گردد، و آن سیصد و ده و چند نفر را به تمامی جاها میفرستد، پس بین شانه ها و بر روی سینه های ایشان دست می کشد که در هیچ حکمی درمانده و عاجز نمیشوند، و هیچ آبادی ای بر پهنه زمین نماند مگر اینکه در آن بانگ شهادت به لا إله الا الله وحده لا شريك له و أن محمدا رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم بلند باشد، و این است معنی قول خداوند: او هر آنکه در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه مطیع فرمان خداست و به سوی او بازگردانده خواهند شد و صاحب این امر جزیه را نمی پذیرد آنچنانکه رسولخدا صلى الله عليه وآله وسلم قبول فرمود، و این است که خداوند فرموده: و با کافران قتال کنید تا هیچ فتنه ای باقی نماند و آیین همه خداپرستی شود. امام ابو جعفر باقر علیه السلام فرمود: به خدا سوگند جنگ خواهند کرد تا اینکه توحید خدا برقرار شود و هیچگونه به او شرک نورزند، و تا آنجا که حتی پیرزن ضعیف هم از مشرق به سوی مغرب سفر کند و کسی از او جلوگیری نمی نماید، و خداوند (در آن روزگار تمامی) بذرهای زمین را می رویاند، و باران آسمان را [بطور کامل] فرو می ریزد، و مردم خراجشان را بر گردن نهاده و به پیشگاه حضرت مهدی علیه السلام میبرند، و خداوند بر شیعیانمان وسعت می‌دهد بطوریکه چنانچه سعادت و نیکبختی آنان را در نیاید طغیان کنند. پس در همان حال که صاحب این امر بعضی از احکام را صادر فرماید و برخی از سنتها را بازگوید، گروهی از مسجد بیرون میروند و در پی خروج و سرکشی علیه آن حضرت برمی آیند، که آن جناب به اصحاب خود امر فرماید: به مقابله آنان بروند، در تمارین به آنان میرسند، اسیرشان کرده و به خدمت آن حضرت می برند، دستور می دهد آنها را میکشند، و این آخرین گروهی است که بر قائم آل محمد &amp;lt;small&amp;gt;علیه السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خروج می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیمای حضرت مهدی در قرآن، هاشم بن سلیمان بحرانی، قائمیه اصفهان ص 167&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع و مآخذ ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:آیات مهدویت]]&lt;br /&gt;
[[رده:سوره انفال]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9&amp;diff=1530</id>
		<title>عين الحياة</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D9%8A%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%A9&amp;diff=1530"/>
		<updated>2026-10-15T15:21:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - عین الحیاة =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از القاب حضرت بقیة الله (ع)، «عین الحیاة» یعنی چشمه زندگانی است که در زیارت روز جمعه خطاب به آن حضرت می‌گوییم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ»**&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عین الحیاة در آیات و روایات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعبیر «ماء» در آیه شریفه **«قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ»**؛ یعنی بگو اگر آب (چشمه‌ها و چاه‌ها و منابع آبی شما) در زمین فرو رود، چه کسی است که آب روان و گوارا را برای شما بیاورد؟&amp;lt;ref&amp;gt;ملک/۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در مورد حضرت ولی عصر (ع) تأویل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام باقر (ع) فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«اگر امام شما غایب باشد، چه کسی برای شما امام ظاهر می‌فرستد که اخبار آسمان‌ها و زمین و حلال و حرام را برای شما بگوید؟»&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر نورالثقلین، ج ۱۰، ص ۱۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس تعبیر آب گوارا و چشمه سابقه دارد؛ اما آیا حیات و زندگانی هم ریشه قرآنی دارد؟ امام باقر (ع) در تفسیر آیه شریفه **«اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»**؛ یعنی بدانید که خداوند زمین را بعد از مردنش حیات می‌بخشد و زنده می‌کند،&amp;lt;ref&amp;gt;حدید/۱۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خداوند عزوجلّ، آن را بعد از مرگش توسط قائم (ع) زنده می‌کند.»&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، ص ۶۶۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حیات معنوی و حقیقی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصولاً «حیات»، علاوه بر معنای زندگی طبیعی، یک معنای معنوی هم دارد که آن هدایت و معرفت و عبودیت است که حیات واقعی انسان‌ها در گرو دستیابی به آن است و کار پیامبران و اولیای الهی رساندن انسان به این حیات معنوی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای مؤمنان! اجابت کنید دعوت خدا و رسول را که شما را به چیزی که موجب حیات شماست فرا می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;انفال/۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی اگر حیات معنوی می‌خواهید، باید دعوت خدا و فرستادگانش را اجابت نمایید. حیات قلبی و روحانی فقط از این طریق نصیب شما می‌شود تا از مرگ جهل و کفر نجات یابید؛ زمین مرده، همان قلب مرده است که اسیر جهل و کفر است و این قلب مرده، احیاگری چون رسول و امام می‌خواهد تا آن را با آب حیات‌بخش معرفت و علم از مردگی جهل نجات دهد و زنده نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این است که امام، عین الحیات است؛ چشمه زندگانی معنوی و حقیقی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیوند با چشمه آب زندگانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعبیر «عین الحیاة» یک ظرافت دیگر هم دارد و آن «چشمه آب زندگانی» است که گویند اگر کسی از آن بنوشد، حیات جاودان یابد. اگر کسی به دنبال آب زندگانی است که با نوشیدن آن، حیات جاودان یابد، راهش اتصال به امام است تا با نوشیدن هدایت و علم از آن منبع لایزال الهی، به جاودانگی برسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راهش پیوند با ولی‌الله الاعظم (ع) است؛ آنان که خضر‌وار در ظلمات زندگی به دنبال آب حیات رفتند، آن را یافتند و متعالی شدند. باید تلاش کرد تا با امام که «عین الحیاة» است، پیوند گیریم تا حیاتمان عین حیات آنان، جاودانه شود؛ که در زیارت عاشورا می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»**&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا، زندگی و حیات مرا، چونان زندگی محمد و آل محمد صلوات الله علیهم قرار ده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جز این راه دیگری برای زندگانی حقیقی و جاودانی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حکایتی درباره حسین بن روح نوبختی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت شده که بانویی به بغداد آمد و از رابط و وکیل بین امام زمان (ع) سؤال کرد. جناب حسین بن روح نوبختی را به وی معرفی کردند. به سوی او آمد و گفت: مالی را برای امام (ع) آورده‌ام، بگو که آن حضرت کجاست تا آن را به ایشان تسلیم کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسین بن روح به او گفت: برو و مال خود را در دجله بینداز و نزد من برگرد. او رفت و آن را در دجله انداخت و بازگشت. همین که نشست، حسین بن روح به شخصی که کنارش نشسته بود، گفت: آن جعبه را به من بده. آن را به او داد؛ همان اموال بود، همان‌طور که قفل شده و هنوز آب آن نخشکیده بود!&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، ص ۶۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقصودش آن بود که جایگاه کسی را که تنها شعاعی از حضرت بقیة الله به وی رسیده و جرعه‌ای از آن آب زندگانی و عین الحیاة را چشیده، به آن زن نشان دهد و کمالاتی را به او بنمایاند؛ تا به او گفته باشد که: من چونان خضرم که به عین الحیاة واصل شده است و هر کس که به آن منبع بپیوندد، مانند من شود!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز احدی جز حضرت بقیة الله (ع) نیست که چشمه آب حیات باشد و دارای انفاس قدسی مسیحایی که قلب‌های مرده با پیوند با او زنده و شاداب شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D8%A8&amp;diff=1528</id>
		<title>غائب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D8%A8&amp;diff=1528"/>
		<updated>2026-10-15T15:16:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - غائب =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«غائب» از القاب مختص و مشهور حضرت مهدی عجّل الله فرجه در متون اسلامی است؛ زیرا در بین ائمه اطهار فقط امام مهدی (ع) در [[غیبت]] به سر می‌برند. در فلسفه این غیبت طولانی، نظرات مختلفی ارائه شده که اصلی‌ترین آن‌ها این است که غیبت امام، سری از اسرار الهی می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های غیبت امام مهدی (عج) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد ویژگی غیبت، امام موسی کاظم (ع) درباره حضرت مهدی (ع) فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«هُوَ الطَّرِیدُ الْوَحِیدُ الْغَرِیبُ الْغَائِبُ عَنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورُ بِأَبِیهِ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او طردشده، تنها، غریب و پنهان از اهلش می‌باشد و هنوز انتقام خون پدرش را نگرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۱؛ کمال‌الدین، ج ۲، ص ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر بزرگوار [[امام زمان]]، حضرت [[حسن عسکری علیه‌السلام|امام حسن عسکری]] (ع)، در ضمن یک حدیث طولانی فرمودند: مثل او در این امت، مثل حضرت خضر و ذی‌القرنین است. به خدا سوگند از دیده‌ها غائب می‌شود؛ یک [[غیبت کبری|غیبت طولانی]] و دراز که از هلاکت نجات پیدا نمی‌کند به‌جز کسی که خدایش او را در اعتقاد بر امامت او ثابت و استوار نگه دارد و او را برای دعا به تعجیل فرج او موفق بدارد.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، ج ۲، ص ۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در یکی از زیارات جامعه این‌گونه به امام زمان (عجّ) سلام می‌دهیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«السَّلَامُ عَلَی الْإِمَامِ الْعَالِمِ الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ وَ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام بر امام عالم و پنهان از دیده‌ها و حاضر در شهرها و پنهان از چشم‌ها.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز در صلوات به امام زمان (ع) می‌خوانیم: خدایا درود بفرست بر [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|محمد]] و اهل‌بیت ایشان، و درود بفرست بر جانشین امام عسکری (ع) و وارث او که به امر تو قیام خواهد کرد؛ او که در بین خلق پنهان و غایب است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ صَلِّ عَلَی وَلِیِّ الْحَسَنِ وَ وَصِیِّهِ وَ وَارِثِهِ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ وَ الْغَائِبِ فِی خَلْقِکَ وَ الْمُنْتَظِرِ لِإِذْنِکَ»**.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج ۹۹، ص ۱۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دعای شب [[نیمه شعبان]] که در کتاب بلدالأمین نقل شده نیز می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«الْعَلَمُ النُّورُ فِی طَخْیَاءِ الدَّیْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهنمای نور معرفت در این شب تاریک عالم، همان امام غایب پنهان از نظرها است.&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتیح الجنان، به نقل از بلدالأمین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غیبت به معنای عدم حضور نیست ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته بسیار مهم در مورد غائب بودن امام این است که معنای غیبت در برابر [[ظهور]] است؛ به این معنا که امام ظاهر نیست؛ یعنی دیده نمی‌شود یا دیده می‌شود ولی شناخته نمی‌شود. این ابداً به معنای عدم حضور نیست، بلکه ایشان «حاضر» است و حضور دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنان‌که در یکی از زیارت‌های جامعه آمده است: سلام بر آن امامی که از دیده‌ها پنهان، اما در شهرها حاضر است؛ از چشم‌ها غایب، اما در خاطره‌ها حاضر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«السَّلَامُ عَلَی الْإِمَامِ الْعَالِمِ الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ وَ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَفْکَارِ»**.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در دعایی باارزش به نام دعای عبرات که از امام [[قائم]] (عجّ) روایت شده و در امور مهم و مشکلات بزرگ خوانده می‌شود، آمده است: پنهان از دیدگان، کسی که همیشه در شهرها حضور دارد ولی از چشم مردم پنهان می‌باشد، لیکن در اندیشه‌ها حضور دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ الْحَاضِرِ فِی الْأَفْکَارِ»**.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۳۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حضور امام در میان مردم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین غائب بودن امام به معنای دیده نشدن یا دیده شدن و شناخته نشدن است؛ چنان‌که در روایت امام صادق (ع) است که فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«وَ اللهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَیَحْضُرُ الْمَوْسِمَ کُلَّ سَنَهٍ یَرَی النَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خدا قسم، صاحب این امر هر ساله در موسم حج حاضر شده، مردم را می‌بیند و می‌شناسد؛ مردم هم آن حضرت را می‌بینند، اما نمی‌شناسند.&amp;lt;ref&amp;gt;غیبت شیخ طوسی، ص ۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوبصیر روایتی را نقل می‌کند که مردی آفریقایی نزد امام محمد باقر (ع) آمد و امام هم اخباری را از خانواده وی دادند و فرمودند: آیا می‌پندارید برای ما با شما، چشمانی نظاره‌گر و گوش‌هایی شنوا وجود ندارد؟ چه پندار نادرستی! به خدا قسم بر ما هیچ چیزی از اعمال شما پنهان نیست. پس همه ما را حاضر در نزد خود بدانید و خود را به کارهای پسندیده عادت دهید و اهل کارهای نیک شوید تا به آن شناخته شوید.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی بر حضور علمی امام تأکید نموده و می‌گوید منظور روایت این است که بدانید همه ما نزد شما حاضر هستیم، به‌وسیله علمی که داریم.&amp;lt;ref&amp;gt;همان؛ صحیفه مهدیه، ص ۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D8%A8&amp;diff=1525</id>
		<title>غائب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D8%A8&amp;diff=1525"/>
		<updated>2026-10-15T15:07:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - غائب =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«غائب» از القاب مختص و مشهور حضرت مهدی عجّل الله فرجه در متون اسلامی است؛ زیرا در بین ائمه اطهار فقط امام مهدی (ع) در [[غیبت]] به سر می‌برند. در فلسفه این غیبت طولانی، نظرات مختلفی ارائه شده که اصلی‌ترین آن‌ها این است که غیبت امام، سری از اسرار الهی می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های غیبت امام مهدی (عج) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد ویژگی غیبت، امام موسی کاظم (ع) درباره حضرت مهدی (ع) فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«هُوَ الطَّرِیدُ الْوَحِیدُ الْغَرِیبُ الْغَائِبُ عَنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورُ بِأَبِیهِ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او طردشده، تنها، غریب و پنهان از اهلش می‌باشد و هنوز انتقام خون پدرش را نگرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۱؛ کمال‌الدین، ج ۲، ص ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر بزرگوار [[امام زمان]]، حضرت [[حسن عسکری علیه‌السلام|امام حسن عسکری]] (ع)، در ضمن یک حدیث طولانی فرمودند: مثل او در این امت، مثل حضرت خضر و ذی‌القرنین است. به خدا سوگند از دیده‌ها غائب می‌شود؛ یک [[غیبت کبری|غیبت طولانی]] و دراز که از هلاکت نجات پیدا نمی‌کند به‌جز کسی که خدایش او را در اعتقاد بر امامت او ثابت و استوار نگه دارد و او را برای دعا به تعجیل فرج او موفق بدارد.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، ج ۲، ص ۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در یکی از زیارات جامعه این‌گونه به امام زمان (عجّ) سلام می‌دهیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«السَّلَامُ عَلَی الْإِمَامِ الْعَالِمِ الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ وَ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام بر امام عالم و پنهان از دیده‌ها و حاضر در شهرها و پنهان از چشم‌ها.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز در صلوات به امام زمان (ع) می‌خوانیم: خدایا درود بفرست بر [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|محمد]] و اهل‌بیت ایشان، و درود بفرست بر جانشین امام عسکری (ع) و وارث او که به امر تو قیام خواهد کرد؛ او که در بین خلق پنهان و غایب است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ صَلِّ عَلَی وَلِیِّ الْحَسَنِ وَ وَصِیِّهِ وَ وَارِثِهِ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ وَ الْغَائِبِ فِی خَلْقِکَ وَ الْمُنْتَظِرِ لِإِذْنِکَ»**.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج ۹۹، ص ۱۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دعای شب [[نیمه شعبان]] که در کتاب بلدالأمین نقل شده نیز می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«الْعَلَمُ النُّورُ فِی طَخْیَاءِ الدَّیْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهنمای نور معرفت در این شب تاریک عالم، همان امام غایب پنهان از نظرها است.&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتیح الجنان، به نقل از بلدالأمین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غیبت به معنای عدم حضور نیست ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته بسیار مهم در مورد غائب بودن امام این است که معنای غیبت در برابر [[ظهور]] است؛ به این معنا که امام ظاهر نیست؛ یعنی دیده نمی‌شود یا دیده می‌شود ولی شناخته نمی‌شود. این ابداً به معنای عدم حضور نیست، بلکه ایشان «حاضر» است و حضور دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنان‌که در یکی از زیارت‌های جامعه آمده است: سلام بر آن امامی که از دیده‌ها پنهان، اما در شهرها حاضر است؛ از چشم‌ها غایب، اما در خاطره‌ها حاضر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«السَّلَامُ عَلَی الْإِمَامِ الْعَالِمِ الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ وَ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَفْکَارِ»**.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در دعایی باارزش به نام دعای عبرات که از امام قائم (عجّ) روایت شده و در امور مهم و مشکلات بزرگ خوانده می‌شود، آمده است: پنهان از دیدگان، کسی که همیشه در شهرها حضور دارد ولی از چشم مردم پنهان می‌باشد، لیکن در اندیشه‌ها حضور دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ الْحَاضِرِ فِی الْأَفْکَارِ»**.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۳۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حضور امام در میان مردم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین غائب بودن امام به معنای دیده نشدن یا دیده شدن و شناخته نشدن است؛ چنان‌که در روایت امام صادق (ع) است که فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«وَ اللهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَیَحْضُرُ الْمَوْسِمَ کُلَّ سَنَهٍ یَرَی النَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خدا قسم، صاحب این امر هر ساله در موسم حج حاضر شده، مردم را می‌بیند و می‌شناسد؛ مردم هم آن حضرت را می‌بینند، اما نمی‌شناسند.&amp;lt;ref&amp;gt;غیبت شیخ طوسی، ص ۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوبصیر روایتی را نقل می‌کند که مردی آفریقایی نزد امام محمد باقر (ع) آمد و امام هم اخباری را از خانواده وی دادند و فرمودند: آیا می‌پندارید برای ما با شما، چشمانی نظاره‌گر و گوش‌هایی شنوا وجود ندارد؟ چه پندار نادرستی! به خدا قسم بر ما هیچ چیزی از اعمال شما پنهان نیست. پس همه ما را حاضر در نزد خود بدانید و خود را به کارهای پسندیده عادت دهید و اهل کارهای نیک شوید تا به آن شناخته شوید.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی بر حضور علمی امام تأکید نموده و می‌گوید منظور روایت این است که بدانید همه ما نزد شما حاضر هستیم، به‌وسیله علمی که داریم.&amp;lt;ref&amp;gt;همان؛ صحیفه مهدیه، ص ۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D8%A8&amp;diff=1522</id>
		<title>غائب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D8%A8&amp;diff=1522"/>
		<updated>2026-10-15T14:41:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - غائب =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«غائب» از القاب مختص و مشهور حضرت مهدی عجّل الله فرجه در متون اسلامی است؛ زیرا در بین ائمه اطهار فقط امام مهدی (ع) در غیبت به سر می‌برند. در فلسفه این غیبت طولانی، نظرات مختلفی ارائه شده که اصلی‌ترین آن‌ها این است که غیبت امام، سری از اسرار الهی می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های غیبت امام مهدی (عج) ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد ویژگی غیبت، امام موسی کاظم (ع) درباره حضرت مهدی (ع) فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«هُوَ الطَّرِیدُ الْوَحِیدُ الْغَرِیبُ الْغَائِبُ عَنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورُ بِأَبِیهِ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او طردشده، تنها، غریب و پنهان از اهلش می‌باشد و هنوز انتقام خون پدرش را نگرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۱؛ کمال‌الدین، ج ۲، ص ۱۳۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر بزرگوار امام زمان، حضرت امام حسن عسکری (ع)، در ضمن یک حدیث طولانی فرمودند: مثل او در این امت، مثل حضرت خضر و ذی‌القرنین است. به خدا سوگند از دیده‌ها غائب می‌شود؛ یک غیبت طولانی و دراز که از هلاکت نجات پیدا نمی‌کند به‌جز کسی که خدایش او را در اعتقاد بر امامت او ثابت و استوار نگه دارد و او را برای دعا به تعجیل فرج او موفق بدارد.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال‌الدین، ج ۲، ص ۸۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در یکی از زیارات جامعه این‌گونه به امام زمان (عجّ) سلام می‌دهیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«السَّلَامُ عَلَی الْإِمَامِ الْعَالِمِ الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ وَ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام بر امام عالم و پنهان از دیده‌ها و حاضر در شهرها و پنهان از چشم‌ها.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز در صلوات به امام زمان (ع) می‌خوانیم: خدایا درود بفرست بر محمد و اهل‌بیت ایشان، و درود بفرست بر جانشین امام عسکری (ع) و وارث او که به امر تو قیام خواهد کرد؛ او که در بین خلق پنهان و غایب است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ صَلِّ عَلَی وَلِیِّ الْحَسَنِ وَ وَصِیِّهِ وَ وَارِثِهِ الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ وَ الْغَائِبِ فِی خَلْقِکَ وَ الْمُنْتَظِرِ لِإِذْنِکَ»**.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ج ۹۹، ص ۱۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دعای شب نیمه شعبان که در کتاب بلدالأمین نقل شده نیز می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«الْعَلَمُ النُّورُ فِی طَخْیَاءِ الدَّیْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رهنمای نور معرفت در این شب تاریک عالم، همان امام غایب پنهان از نظرها است.&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتیح الجنان، به نقل از بلدالأمین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== غیبت به معنای عدم حضور نیست ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته بسیار مهم در مورد غائب بودن امام این است که معنای غیبت در برابر ظهور است؛ به این معنا که امام ظاهر نیست؛ یعنی دیده نمی‌شود یا دیده می‌شود ولی شناخته نمی‌شود. این ابداً به معنای عدم حضور نیست، بلکه ایشان «حاضر» است و حضور دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنان‌که در یکی از زیارت‌های جامعه آمده است: سلام بر آن امامی که از دیده‌ها پنهان، اما در شهرها حاضر است؛ از چشم‌ها غایب، اما در خاطره‌ها حاضر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«السَّلَامُ عَلَی الْإِمَامِ الْعَالِمِ الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ وَ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ وَ الْحَاضِرِ فِی الْأَفْکَارِ»**.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در دعایی باارزش به نام دعای عبرات که از امام قائم (عجّ) روایت شده و در امور مهم و مشکلات بزرگ خوانده می‌شود، آمده است: پنهان از دیدگان، کسی که همیشه در شهرها حضور دارد ولی از چشم مردم پنهان می‌باشد، لیکن در اندیشه‌ها حضور دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«الْغَائِبِ عَنِ الْأَبْصَارِ الْحَاضِرِ فِی الْأَمْصَارِ الْغَائِبِ عَنِ الْعُیُونِ الْحَاضِرِ فِی الْأَفْکَارِ»**.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۳۸۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حضور امام در میان مردم ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین غائب بودن امام به معنای دیده نشدن یا دیده شدن و شناخته نشدن است؛ چنان‌که در روایت امام صادق (ع) است که فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
**«وَ اللهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَیَحْضُرُ الْمَوْسِمَ کُلَّ سَنَهٍ یَرَی النَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ»**؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به خدا قسم، صاحب این امر هر ساله در موسم حج حاضر شده، مردم را می‌بیند و می‌شناسد؛ مردم هم آن حضرت را می‌بینند، اما نمی‌شناسند.&amp;lt;ref&amp;gt;غیبت شیخ طوسی، ص ۳۶۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوبصیر روایتی را نقل می‌کند که مردی آفریقایی نزد امام محمد باقر (ع) آمد و امام هم اخباری را از خانواده وی دادند و فرمودند: آیا می‌پندارید برای ما با شما، چشمانی نظاره‌گر و گوش‌هایی شنوا وجود ندارد؟ چه پندار نادرستی! به خدا قسم بر ما هیچ چیزی از اعمال شما پنهان نیست. پس همه ما را حاضر در نزد خود بدانید و خود را به کارهای پسندیده عادت دهید و اهل کارهای نیک شوید تا به آن شناخته شوید.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۴۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علامه مجلسی بر حضور علمی امام تأکید نموده و می‌گوید منظور روایت این است که بدانید همه ما نزد شما حاضر هستیم، به‌وسیله علمی که داریم.&amp;lt;ref&amp;gt;همان؛ صحیفه مهدیه، ص ۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D9%88%D8%B1&amp;diff=1517</id>
		<title>نور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D9%88%D8%B1&amp;diff=1517"/>
		<updated>2026-10-08T15:42:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=[[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - نور =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القاب حضرت [[بقية الله|بقیةالله]] ارواحنا فداه، «نور» است. در زیارت آن حضرت، این‌گونه به ایشان سلام می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي لَا يُطْفَأُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;MafatihNoor&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، زیارت امام زمان (عج) در روز جمعه و دعاهای مربوط به آن حضرت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام بر تو! ای نور خدا که خاموش نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او خورشیدی است که نورش باعث بقای حیات است و اگر نور خورشید نباشد، اثری از حیات باقی نخواهد ماند. از [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبر اکرم]] (ص) سؤال شد که در زمان [[غیبت]]، چگونه از حضرت مهدی (ع) بهره می‌برند؟ فرمودند: او مانند خورشید پشت ابر است؛ با وجود آنکه ابرها مانع دیدارش هستند، مردم از گرما و نورش بهره‌مندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;BiharSun&amp;quot;&amp;gt;مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۲، ص ۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین، او نور هدایت است؛ چنان‌که در قرآن، در آیاتی چون:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ... يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Nur35&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ نور، آیهٔ ۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی خداوند نور آسمان‌ها و زمین است و هر کس را بخواهد، به نور خود هدایت می‌کند؛ و نیز:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Saff8&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ صف، آیهٔ ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی خداوند نور خود را کامل می‌کند، هرچند کافران ناخشنود باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این آیات در تبیین معنوی مقام آن حضرت مورد استناد قرار گرفته‌اند؛ نوری که خداوند به‌واسطهٔ او انسان‌ها را هدایت می‌کند و آن را به کمال می‌رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نور امام مهدی (عج) در دعاها و زیارات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشاره به نور بودن آن حضرت در دعای مخصوص شب [[نیمه شعبان|نیمهٔ شعبان]]، شب تولد آن حضرت، با عباراتی فاخر و بلند آمده است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«... نُورُكَ الْمُتَأَلِّقُ وَضِيَاؤُكَ الْمُشْرِقُ وَالْعَلَمُ النُّورُ فِي طَخْيَاءِ الدَّيْجُورِ ... وَنُورُهُ الَّذِي لَا يَخْبُو ...»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;NimeShaban&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، دعای شب نیمهٔ شعبان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی نور درخشانت، پرتو فروزانت و نشانهٔ روشن تو در شب تاریک... و نور او که خاموش نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامهٔ این دعا، دربارهٔ آن غایب پوشیده از نظر آمده است که ولادتش عظیم و اصل و نسبش شریف است؛ فرشتگان گواه اویند و خداوند یاور و تأییدکنندهٔ اوست. هنگامی که وعدهٔ [[ظهور|ظهورش]] فرا رسد، فرشتگان یاری‌اش می‌کنند. او شمشیر خداست که کند نمی‌شود و نور حق است که خاموش نمی‌گردد و با بردباری، کاری بی‌منطق انجام نمی‌دهد. او مدار روزگار است و پدرانش نوامیس عصر و متولیان حکومت حق‌اند. آنچه در شب قدر نازل می‌شود، بر آنان نیز نازل شده است؛ آنان اصحاب حشر و نشر، مفسران وحی خدا و والیان امر و نهی حق‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه، دعا با درخواست ظهور و یاری آن حضرت همراه می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! بر خاتم و [[قائم]] آنان که از عوالم ایشان پوشیده است، درود فرست. خدایا! ما را به درک ایام او و ظهور و قیامش نائل فرما و از یارانش قرارمان ده؛ خون‌خواهی ما را با خون‌خواهی او قرین کن و ما را در شمار یاران و دلدادگانش ثبت فرما. در دولتش شاد و خرم زنده بدار، از همنشینی‌اش بهره‌مند ساز و برپادارندهٔ حقش قرارمان ده و از بدی‌ها به سلامت بدار، ای مهربان‌ترین مهربانان. سپاس خدای را، پروردگار جهانیان، و درودهای بی‌پایان خدا بر آقایمان محمد، خاتم پیامبران و رسولان، و بر اهل‌بیت راستگو و خاندان حق‌گویش باد. خدایا، بر همهٔ ستمکاران لعنت فرست و میان ما و آنان داوری کن، ای داورترین داوران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصولاً نورانیت آن حضرت، در برخی گزارش‌ها به‌صورت نوری آشکار توصیف شده است. در این گزارش‌ها آمده است که او از نخستین انوار آفرینش است و اگر در شب تاریک دیده شود، اطرافش روشن می‌شود. همچنین نقل شده است افرادی که آن حضرت را در شب تاریک و بدون وجود نور ماه در بیابان دیده‌اند، روشنایی بیابان را از نور او دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زیارت روز جمعهٔ آن حضرت نیز آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي يَهْتَدِي بِهِ الْمُهْتَدُونَ»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام بر تو، ای نور خداوند که هدایت‌جویان به‌وسیلهٔ او هدایت می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتيح الجنان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نور امام مهدی (عج) در روایات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نور امامان در شب معراج===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی دربارهٔ شب معراج، از آشکارشدن نور امامان برای پیامبر اکرم (ص) سخن گفته شده است. در این روایت، خداوند به پیامبر می‌فرماید که آیا دوست دارد اوصیای خود را ببیند. پیامبر پاسخ مثبت می‌دهد و پس از توجه به سمت راست عرش، علی، فاطمه، حسن، حسین، علی بن الحسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و مهدی را می‌بیند که در رودی از نور ایستاده و نماز می‌گزارند و مهدی در میان آنان مانند ستاره‌ای درخشان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mikyal&amp;quot;&amp;gt;مکیال المکارم، به نقل از &#039;&#039;غایة المرام&#039;&#039;، ص ۱۸۹. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بهره‌مندی از نور ولایت در دوران غیبت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی از پیامبر اکرم (ص) دربارهٔ بهره‌مندی مردم از امام مهدی (عج) در دوران [[غیبت]] آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«يَسْتَضِيئُونَ بِنُورِ وِلَايَتِهِ فِي غَيْبَتِهِ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;BiharWilayat&amp;quot;&amp;gt;مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۲، ص ۹۳، حدیث ۸. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی آنان در دوران غیبت، از نور ولایت او روشنایی می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمین که به نور پروردگار روشن می‌شود===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق (ع) در تفسیر آیهٔ شریفهٔ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Zumar69&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ زمر، آیهٔ ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود، فرموده‌اند که «ربّ الأرض» به معنای امام زمین است. بر اساس این روایت، هنگامی که امام ظهور کند، مردم از نور خورشید و ماه بی‌نیاز می‌شوند و به نور امام اکتفا می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Burhan&amp;quot;&amp;gt;بحارالانوار١٠/١٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در روایتی دربارهٔ آخرت آمده است که نور امامان مؤمنان، پیشاپیش و در سمت راست آنان حرکت می‌کند تا ایشان را به منزلگاه‌هایشان در بهشت برساند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير برهان٢٨٩/٤.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=1516</id>
		<title>نیمه شعبان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=1516"/>
		<updated>2026-10-08T15:38:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: صفحه‌ای تازه حاوی «نیمه شعبان سالروز ولادت حضرت مهدی(عج)، امام دوازدهم شیعیان، و از جشن‌های بزرگ شیعیان است. در برخی روایات، شب نیمه شعبان پس از شب قدر برترین شب‌ها دانسته شده است. گروهی از شیعیان در این شب به شب زنده‌داری و اعمال مذهبی مشغول می‌شوند. برخی از اه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نیمه شعبان سالروز ولادت حضرت مهدی(عج)، امام دوازدهم شیعیان، و از جشن‌های بزرگ شیعیان است. در برخی روایات، شب نیمه شعبان پس از شب قدر برترین شب‌ها دانسته شده است. گروهی از شیعیان در این شب به شب زنده‌داری و اعمال مذهبی مشغول می‌شوند. برخی از اهل‌سنت و طریقت‌های تصوف نیز به فضیلت این شب معتقدند.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D9%88%D8%B1&amp;diff=1515</id>
		<title>نور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%86%D9%88%D8%B1&amp;diff=1515"/>
		<updated>2026-10-08T15:28:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=[[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - نور =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از القاب حضرت بقیةالله ارواحنا فداه، «نور» است. در زیارت آن حضرت، این‌گونه به ایشان سلام می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي لَا يُطْفَأُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;MafatihNoor&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، زیارت امام زمان (عج) در روز جمعه و دعاهای مربوط به آن حضرت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام بر تو! ای نور خدا که خاموش نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او خورشیدی است که نورش باعث بقای حیات است و اگر نور خورشید نباشد، اثری از حیات باقی نخواهد ماند. از پیامبر اکرم (ص) سؤال شد که در زمان غیبت، چگونه از حضرت مهدی (ع) بهره می‌برند؟ فرمودند: او مانند خورشید پشت ابر است؛ با وجود آنکه ابرها مانع دیدارش هستند، مردم از گرما و نورش بهره‌مندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;BiharSun&amp;quot;&amp;gt;مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۲، ص ۹۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین، او نور هدایت است؛ چنان‌که در قرآن، در آیاتی چون:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ... يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Nur35&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ نور، آیهٔ ۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی خداوند نور آسمان‌ها و زمین است و هر کس را بخواهد، به نور خود هدایت می‌کند؛ و نیز:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Saff8&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ صف، آیهٔ ۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی خداوند نور خود را کامل می‌کند، هرچند کافران ناخشنود باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این آیات در تبیین معنوی مقام آن حضرت مورد استناد قرار گرفته‌اند؛ نوری که خداوند به‌واسطهٔ او انسان‌ها را هدایت می‌کند و آن را به کمال می‌رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نور امام مهدی (عج) در دعاها و زیارات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشاره به نور بودن آن حضرت در دعای مخصوص شب نیمهٔ شعبان، شب تولد آن حضرت، با عباراتی فاخر و بلند آمده است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«... نُورُكَ الْمُتَأَلِّقُ وَضِيَاؤُكَ الْمُشْرِقُ وَالْعَلَمُ النُّورُ فِي طَخْيَاءِ الدَّيْجُورِ ... وَنُورُهُ الَّذِي لَا يَخْبُو ...»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;NimeShaban&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، دعای شب نیمهٔ شعبان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی نور درخشانت، پرتو فروزانت و نشانهٔ روشن تو در شب تاریک... و نور او که خاموش نمی‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامهٔ این دعا، دربارهٔ آن غایب پوشیده از نظر آمده است که ولادتش عظیم و اصل و نسبش شریف است؛ فرشتگان گواه اویند و خداوند یاور و تأییدکنندهٔ اوست. هنگامی که وعدهٔ ظهورش فرا رسد، فرشتگان یاری‌اش می‌کنند. او شمشیر خداست که کند نمی‌شود و نور حق است که خاموش نمی‌گردد و با بردباری، کاری بی‌منطق انجام نمی‌دهد. او مدار روزگار است و پدرانش نوامیس عصر و متولیان حکومت حق‌اند. آنچه در شب قدر نازل می‌شود، بر آنان نیز نازل شده است؛ آنان اصحاب حشر و نشر، مفسران وحی خدا و والیان امر و نهی حق‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه، دعا با درخواست ظهور و یاری آن حضرت همراه می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! بر خاتم و قائم آنان که از عوالم ایشان پوشیده است، درود فرست. خدایا! ما را به درک ایام او و ظهور و قیامش نائل فرما و از یارانش قرارمان ده؛ خون‌خواهی ما را با خون‌خواهی او قرین کن و ما را در شمار یاران و دلدادگانش ثبت فرما. در دولتش شاد و خرم زنده بدار، از همنشینی‌اش بهره‌مند ساز و برپادارندهٔ حقش قرارمان ده و از بدی‌ها به سلامت بدار، ای مهربان‌ترین مهربانان. سپاس خدای را، پروردگار جهانیان، و درودهای بی‌پایان خدا بر آقایمان محمد، خاتم پیامبران و رسولان، و بر اهل‌بیت راستگو و خاندان حق‌گویش باد. خدایا، بر همهٔ ستمکاران لعنت فرست و میان ما و آنان داوری کن، ای داورترین داوران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصولاً نورانیت آن حضرت، در برخی گزارش‌ها به‌صورت نوری آشکار توصیف شده است. در این گزارش‌ها آمده است که او از نخستین انوار آفرینش است و اگر در شب تاریک دیده شود، اطرافش روشن می‌شود. همچنین نقل شده است افرادی که آن حضرت را در شب تاریک و بدون وجود نور ماه در بیابان دیده‌اند، روشنایی بیابان را از نور او دانسته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زیارت روز جمعهٔ آن حضرت نیز آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي يَهْتَدِي بِهِ الْمُهْتَدُونَ»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام بر تو، ای نور خداوند که هدایت‌جویان به‌وسیلهٔ او هدایت می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتيح الجنان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نور امام مهدی (عج) در روایات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نور امامان در شب معراج===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی دربارهٔ شب معراج، از آشکارشدن نور امامان برای پیامبر اکرم (ص) سخن گفته شده است. در این روایت، خداوند به پیامبر می‌فرماید که آیا دوست دارد اوصیای خود را ببیند. پیامبر پاسخ مثبت می‌دهد و پس از توجه به سمت راست عرش، علی، فاطمه، حسن، حسین، علی بن الحسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و مهدی را می‌بیند که در رودی از نور ایستاده و نماز می‌گزارند و مهدی در میان آنان مانند ستاره‌ای درخشان است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mikyal&amp;quot;&amp;gt;مکیال المکارم، به نقل از &#039;&#039;غایة المرام&#039;&#039;، ص ۱۸۹. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===بهره‌مندی از نور ولایت در دوران غیبت===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی از پیامبر اکرم (ص) دربارهٔ بهره‌مندی مردم از امام مهدی (عج) در دوران غیبت آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«يَسْتَضِيئُونَ بِنُورِ وِلَايَتِهِ فِي غَيْبَتِهِ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;BiharWilayat&amp;quot;&amp;gt;مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۲، ص ۹۳، حدیث ۸. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی آنان در دوران غیبت، از نور ولایت او روشنایی می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===زمین که به نور پروردگار روشن می‌شود===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق (ع) در تفسیر آیهٔ شریفهٔ:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Zumar69&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ زمر، آیهٔ ۶۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود، فرموده‌اند که «ربّ الأرض» به معنای امام زمین است. بر اساس این روایت، هنگامی که امام ظهور کند، مردم از نور خورشید و ماه بی‌نیاز می‌شوند و به نور امام اکتفا می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Burhan&amp;quot;&amp;gt;بحارالانوار١٠/١٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در روایتی دربارهٔ آخرت آمده است که نور امامان مؤمنان، پیشاپیش و در سمت راست آنان حرکت می‌کند تا ایشان را به منزلگاه‌هایشان در بهشت برساند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير برهان٢٨٩/٤.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1514</id>
		<title>مأمول</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1514"/>
		<updated>2026-10-08T15:09:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - مامول=&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مأمول&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;مؤمّل&#039;&#039;&#039; به معنای آرزوشده و مورد امید، که مردم به او امید بسته و چشم‌انتظار اویند، از القاب حضرت مهدی (ع) است. این لقب در عبارت مشهور [[دعای ندبه]] چنین آمده است:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْيَاءِ الْكِتَابِ وَحُدُودِهِ؟»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Nudba2&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، دعای ندبه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی کجاست آن کسی که برای احیای قرآن و حدود و احکام آن، مورد آرزو و چشمداشت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مؤمّل» اسم مفعول از باب تفعیل، به معنای آرزو شده و مورد امید، از ریشهٔ «أمل» به معنای آرزو می‌آید و «آمال» جمع آن است. «مأمول» نیز اسم مفعول از همین ریشه است و هر دو در روایات برای آن حضرت به کار رفته است. در [[زیارت آل‌یاسین|زیارت و دعای شریف آل‌یاسین]]، این عبارت آمده است:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Yasin2&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، زیارت آل‌یاسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی سلام بر آن مورد آرزو که بر هر آرزوشدهٔ دیگری مقدم است؛ پیشوا و جلوداری که آرمان همگان است.&lt;br /&gt;
==مأمول؛ امید مردم به ظهور امام مهدی (ع)==&lt;br /&gt;
این لقب اشاره به کسی دارد که مردم به او امید بسته‌اند و چشم‌انتظار اویند. همهٔ مردم دنیا چشم‌انتظار قیام آن [[منجی]] بزرگ‌اند تا با ظهور خویش، ستم و تبعیض و تعدی را از سراسر جهان برطرف ساخته و دنیا را پر از عدل و داد سازد. لقب مأمول و مؤمّل، برآمده از این حقیقت است که چون همگان آرزوی ظهور آن حضرت را دارند و چشم‌انتظار چنین پیشوایی هستند، به او امام مأمول می‌گویند.&lt;br /&gt;
==مأمول در روایات==&lt;br /&gt;
===روایت امام علی (ع) ===&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان (ع) در پاسخ به امام حسین (ع) که از ایشان سؤال می‌کند چه زمانی خدا زمین را از ظالمان پاک می‌کند، می‌فرماید:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«... ثُمَّ يَقُومُ الْقَائِمُ الْمَأْمُولُ، وَالْإِمَامُ الْمَجْهُولُ، لَهُ الشَّرَفُ وَالْفَضْلُ، وَهُوَ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ، لَا ابْنَ مِثْلَهُ ... طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ زَمَانَهُ وَلَحِقَ أَوَانَهُ وَشَهِدَ أَيَّامَهُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Bihar522&amp;quot;&amp;gt;مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۲، ص ۲۳۶. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی پس از رویدادهایی، [[قائم]] آرزوشده و پیشوای ناشناخته قیام می‌کند که برای او شرف و فضیلت است و او از فرزندان توست، ای حسین، که فرزندی مانند او نیست. خوشا به حال کسی که زمان او را درک کند، به روزگار او برسد و شاهد ایام او باشد.&lt;br /&gt;
=== روایت امام حسن عسکری (ع)===&lt;br /&gt;
از روایت دیگری نیز برمی‌آید که [[حسن عسکری علیه‌السلام|حضرت عسکری]] (ع)، فرزندشان را مؤمّل نامیدند و فرمودند: ظالمان خیال کردند که با کشتن من می‌توانند این نسل را قطع کنند؛ اما به‌زودی خواهند دید که قدرت خدا چگونه است! خداوند هنگامی که بخواهد کاری را انجام دهد، وسایل آن را فراهم می‌کند، اگرچه همهٔ مردم برخلاف آن قدم بردارند. برعکس، گاهی همهٔ کارها انجام شده و تمام اسباب فراهم است، ولی چون خداوند نخواهد، آن کار انجام نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Kafi2&amp;quot;&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، &#039;&#039;الکافی&#039;&#039;، ج ۱، ص ۵۱۴؛ مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۱، ص ۳۰. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت در این روایت تذکر داده‌اند که این ظالمان از قدرت خدا خبر ندارند و گمان می‌کنند با تحت نظر گرفتن ایشان و سپس به قتل رساندنشان، می‌توانند در برابر قدرت الهی بایستند و از تولد موعود مؤمّل و [[منتقم]] جلوگیری کنند.&lt;br /&gt;
==دلالت‌های لقب مأمول==&lt;br /&gt;
دو نکتهٔ لطیف نیز از این لقب استفاده می‌شود:&lt;br /&gt;
===۱. امید پیامبران و اهل‌بیت (ع) به ظهور===&lt;br /&gt;
نخست آنکه پیامبران، رسولان و امامان نیز از کسانی هستند که آرزوی آمدن امام مهدی (ع) را دارند؛ زیرا آنان نیز چشم‌انتظار [[ظهور]] او هستند تا به دست آن حضرت، آرزوهای تحقق‌نیافته‌شان در گسترش ایمان و عدالت در روی زمین تحقق یابد. از این رو، امام مهدی (ع) مورد آرزو و امید آل‌الله نیز هست. در دعای بعد از زیارت آل‌یاسین می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«وَأَرِنِي فِي آلِ مُحَمَّدٍ مَا يَأْمُلُونَ»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
یعنی خداوندا، به من بنمایان آنچه را که آل محمد (ع) آرزوی آن را دارند؛ زیرا آرزوی آنان نیز به ظهور امام گره خورده است.&lt;br /&gt;
===۲. امید و توسل در دوران غیبت===&lt;br /&gt;
نکتهٔ دوم آنکه در [[غیبت|دوران غیبت]] آن حضرت نیز آرمان‌ها و حاجات کسانی را که به او متوسل و متمسک باشند، برآورده می‌کند؛ زیرا طلب هدایت، درخواست یاری در تقرب به خداوند متعال و عبادت، نیل به شفاعت، نجات از ضلالت و رسیدن به حاجت، متوقف بر ظهور آن حضرت نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول دوران غیبت، که زمان امامت ایشان است، این امور به دست باکفایت ایشان انجام می‌شود؛ ازاین‌رو، همواره ایشان مورد آرزو و امید و مؤمّل هستند و از این جهت، تفاوتی میان دوران غیبت و ظهور نیست.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AC%DB%8C&amp;diff=1513</id>
		<title>منجی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AC%DB%8C&amp;diff=1513"/>
		<updated>2026-10-08T15:05:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: صفحه‌ای تازه حاوی «اعتقاد به منجی و نجات بشر از ناحیه خداوند متعال و به دست مردی نیکوکار، مطلب جدیدی نیست که مربوط به این قرن اخیر یا قرون از صدر اسلام تاکنون باشد؛ بلکه مطلبی است که در بین ادیان الهی و (بعضاً غیر الهی ) امری مسلم و محرز بوده و جای هیچ‌گونه شک و ترد...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;اعتقاد به منجی و نجات بشر از ناحیه خداوند متعال و به دست مردی نیکوکار، مطلب جدیدی نیست که مربوط به این قرن اخیر یا قرون از صدر اسلام تاکنون باشد؛ بلکه مطلبی است که در بین ادیان الهی و (بعضاً غیر الهی ) امری مسلم و محرز بوده و جای هیچ‌گونه شک و تردیدی نیست. وقتی کتب مقدس یهود، مسیح، هندوان، زردشتیان، بودائیان و ... را ورق می‌زنیم، به وضوح در‌می‌یابیم که اعتقاد به منجی و نجات‌دهنده بشر از ظلم و تباهی و فساد و گناه، امری مسلم و انکارناپذیر است&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%8A%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1512</id>
		<title>خليفة الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%8A%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1512"/>
		<updated>2026-10-08T14:40:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - خلیفه الله =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خلیفةالله&#039;&#039;&#039; به معنای جانشین خدا بر روی زمین، از القاب [[امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام|امام مهدی]] (عج) است. در زیارت [[امام زمان]] (ع) در روز جمعه می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَخَلِيفَتَهُ عَلَى عِبَادِهِ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mafatih2&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، زیارت امام زمان (عج) در روز جمعه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی سلام بر تو، ای [[حجت]] خدا در زمین و جانشین او بر بندگانش.&lt;br /&gt;
==خلیفةالله در قرآن ==&lt;br /&gt;
تعبیر خلیفه دربارهٔ فرستادگان الهی، برگرفته از آیات قرآن کریم است. خداوند هنگام خلقت حضرت آدم (ع) به فرشتگان فرمود که می‌خواهد در زمین خلیفه‌ای قرار دهد::&#039;&#039;&#039;«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Baqarah&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ بقره، آیهٔ ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین خداوند خطاب به داوود پیامبر (ع) فرمود::&#039;&#039;&#039;«يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Sad&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ ص، آیهٔ ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی ای داوود، ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم؛ پس میان مردم به حق داوری کن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خلافت، در تبیین اعتقادی شیعه، جایگاهی است که خداوند برای پیامبران و اوصیای برگزیدهٔ خود قرار داده و آنان را به‌طور خاص نمایندهٔ خود در زمین کرده است.&lt;br /&gt;
==خلافت الهی امام مهدی (عج)==&lt;br /&gt;
بی‌تردید، مقام خلافت امام مهدی (عج) که در روایات با تعبیر «خلیفةالله» ذکر شده است، از نوع همان خلافت پیامبران و اوصیاست؛ همانند آدم، داوود، سلیمان، هارون، یوشع بن نون (ع) و دیگر شخصیت‌هایی که خداوند آنان را نمایندهٔ خود در زمین قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکمت این خلافت، ظهور و بروز احکام و تدابیر خداوند به دست خلیفهٔ او در جوامع انسانی است تا با تدبیر جامعه، سیاست‌گذاری و اجرای احکام و حدود الهی، زمینهٔ زیست موحدانه را فراهم آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازمهٔ مقام خلیفةاللهی، علم و عصمت است تا خلیفه بتواند، همانند پیامبر اکرم (ص)، حکم واقعی خدا را تشخیص دهد و به دور از هرگونه خطا و لغزش به اجرا بگذارد. ازاین‌رو، تعیین چنین خلیفه‌ای بر عهدهٔ خداوند است تا فرد شایسته را برگزیند و به این مقام منصوب کند. بر اساس اعتقاد شیعه، خداوند به‌واسطهٔ پیامبرش، امامان دوازده‌گانه را که دارای علم و عصمت‌اند، به‌عنوان خلفای خود معرفی کرده است.&lt;br /&gt;
==خلیفةالله در روایات ==&lt;br /&gt;
در روایات آمده است که امامان، خلفای خدا در زمین‌اند:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«الْأَئِمَّةُ خُلَفَاءُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِي أَرْضِهِ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Kafi2&amp;quot;&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، &#039;&#039;الکافی&#039;&#039;، ج ۱، ص ۱۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی امامان، جانشینان خداوند عزوجل در زمین هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مقام در احادیث بسیاری دربارهٔ امام مهدی (عج) بیان شده است. از جمله، در روایتی از [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبر اکرم]] (ص) آمده است:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَقُومَ قَائِمٌ لِلْحَقِّ مِنَّا ... فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَخَلِيفَتِي»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Kamal2&amp;quot;&amp;gt;صدوق، محمد بن علی، &#039;&#039;کمال‌الدین و تمام النعمة&#039;&#039;، ج ۲، ص ۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی قیامت برپا نمی‌شود تا آنکه قیام‌کننده‌ای از ما برای حق قیام کند؛ او جانشین خداوند عزوجل و جانشین من است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بزرگان اهل سنت نیز روایتی از پیامبر اکرم (ص) دربارهٔ مهدی نقل کرده‌اند که در آن، از او با عنوان خلیفةالله یاد شده است:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللَّهِ الْمَهْدِيُّ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;SunniMahdi2&amp;quot;&amp;gt;احمد بن حنبل، &#039;&#039;المسند&#039;&#039;، ج ۳۷، ص ۷۰؛ ابن ماجه، &#039;&#039;السنن&#039;&#039;، ج ۲، ص ۱۳۶۷، حدیث ۴۰۸۴؛ حاکم نیشابوری، &#039;&#039;المستدرک علی الصحیحین&#039;&#039;، ج ۴، ص ۴۶۳؛ بیهقی، &#039;&#039;دلائل النبوة&#039;&#039;، ج ۴، ص ۵۱۵؛ بزار، &#039;&#039;المسند&#039;&#039;، ج ۲، ص ۱۲۰. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی او مهدی، جانشین خداوند است.&lt;br /&gt;
==حدیث دوازده خلیفه==&lt;br /&gt;
در حدیث دیگری از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که آیین اسلام تا قیامت برپا خواهد بود و دوازده خلیفه که همگی از قریش‌اند، بر مردم حکومت خواهند کرد:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِمًا حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ ...»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;TwelveCaliphs2&amp;quot;&amp;gt;ترمذی، &#039;&#039;السنن&#039;&#039;، ج ۴، ص ۵۰۱، حدیث ۲۲۲۳؛ احمد بن حنبل، &#039;&#039;المسند&#039;&#039;، ج ۷، ص ۴۱۲، حدیث ۲۰۸۸۲. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی عالمان اهل سنت، از جمله سیوطی، دیوبندی و ابن‌کثیر، دربارهٔ دوازده خلیفه و ارتباط این موضوع با مهدی مطالبی نوشته‌اند. در این آثار، دلالت حدیث بر وجود دوازده خلیفهٔ عادل مطرح شده و مهدی از جملهٔ آنان دانسته شده است؛ همان کسی که هم‌نام و هم‌کنیهٔ رسول خداست و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد، چنان‌که از جور و ستم پر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Commentaries2&amp;quot;&amp;gt;سیوطی، &#039;&#039;العرف الوردی فی أخبار المهدی&#039;&#039;، ج ۱؛ دیوبندی، &#039;&#039;تفسیر کابلی&#039;&#039;، ج ۴، ص ۳۷۴؛ ابن‌کثیر، &#039;&#039;تفسیر القرآن العظیم&#039;&#039;، ج ۳، ص ۳۰۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==جایگاه اعتقادی خلیفةالله==&lt;br /&gt;
درنگ و تأمل در معنای خلیفةاللهی امام مهدی (عج)، در تبیین اعتقادی شیعه، به این معناست که آن حضرت مظهر اسماء حسنای خداوند است و به اذن او آیات و نشانه‌های الهی را آشکار می‌سازد. آنچه برای ذات اقدس حق تعالی ازلی و ثابت است، برای خلیفهٔ او به‌گونهٔ ظهور و آیت تجلی می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این نگاه، خلیفةالله مظهر عصمت و فیض الهی دانسته می‌شود و دیگر موجودات، از فرشتگان و جن تا انسان‌ها و سایر مخلوقات، به واسطهٔ فیض الهی از انوار و نعمت‌های خداوند بهره‌مند می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ازاین‌رو، باورمندان به امام مهدی (عج)، او را واسطه‌ای در پیوند با هدایت و فیض الهی می‌دانند، از او اطاعت می‌کنند، به او توسل و تمسک می‌جویند و پیوند با او را در چارچوب اعتقادات خود، پیوند با خداوند می‌شمارند.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%8A%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1511</id>
		<title>خليفة الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%8A%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1511"/>
		<updated>2026-10-08T14:38:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - خلیفه الله =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خلیفةالله&#039;&#039;&#039; به معنای جانشین خدا بر روی زمین، از القاب [[امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام|امام مهدی]] (عج) است. در زیارت [[امام زمان]] (ع) در روز جمعه می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَخَلِيفَتَهُ عَلَى عِبَادِهِ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mafatih2&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، زیارت امام زمان (عج) در روز جمعه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی سلام بر تو، ای [[حجت]] خدا در زمین و جانشین او بر بندگانش.&lt;br /&gt;
==خلیفةالله در قرآن ==&lt;br /&gt;
تعبیر خلیفه دربارهٔ فرستادگان الهی، برگرفته از آیات قرآن کریم است. خداوند هنگام خلقت حضرت آدم (ع) به فرشتگان فرمود که می‌خواهد در زمین خلیفه‌ای قرار دهد::&#039;&#039;&#039;«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Baqarah&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ بقره، آیهٔ ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
همچنین خداوند خطاب به داوود پیامبر (ع) فرمود::&#039;&#039;&#039;«يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Sad&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ ص، آیهٔ ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی ای داوود، ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم؛ پس میان مردم به حق داوری کن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خلافت، در تبیین اعتقادی شیعه، جایگاهی است که خداوند برای پیامبران و اوصیای برگزیدهٔ خود قرار داده و آنان را به‌طور خاص نمایندهٔ خود در زمین کرده است.&lt;br /&gt;
==خلافت الهی امام مهدی (عج)==&lt;br /&gt;
بی‌تردید، مقام خلافت امام مهدی (عج) که در روایات با تعبیر «خلیفةالله» ذکر شده است، از نوع همان خلافت پیامبران و اوصیاست؛ همانند آدم، داوود، سلیمان، هارون، یوشع بن نون (ع) و دیگر شخصیت‌هایی که خداوند آنان را نمایندهٔ خود در زمین قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکمت این خلافت، ظهور و بروز احکام و تدابیر خداوند به دست خلیفهٔ او در جوامع انسانی است تا با تدبیر جامعه، سیاست‌گذاری و اجرای احکام و حدود الهی، زمینهٔ زیست موحدانه را فراهم آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازمهٔ مقام خلیفةاللهی، علم و عصمت است تا خلیفه بتواند، همانند پیامبر اکرم (ص)، حکم واقعی خدا را تشخیص دهد و به دور از هرگونه خطا و لغزش به اجرا بگذارد. ازاین‌رو، تعیین چنین خلیفه‌ای بر عهدهٔ خداوند است تا فرد شایسته را برگزیند و به این مقام منصوب کند. بر اساس اعتقاد شیعه، خداوند به‌واسطهٔ پیامبرش، امامان دوازده‌گانه را که دارای علم و عصمت‌اند، به‌عنوان خلفای خود معرفی کرده است.&lt;br /&gt;
==خلیفةالله در روایات ==&lt;br /&gt;
در روایات آمده است که امامان، خلفای خدا در زمین‌اند:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«الْأَئِمَّةُ خُلَفَاءُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِي أَرْضِهِ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Kafi2&amp;quot;&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، &#039;&#039;الکافی&#039;&#039;، ج ۱، ص ۱۹۳. مشخصات صفحه با نسخهٔ مورد استفاده تطبیق داده شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی امامان، جانشینان خداوند عزوجل در زمین هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مقام در احادیث بسیاری دربارهٔ امام مهدی (عج) بیان شده است. از جمله، در روایتی از [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبر اکرم]] (ص) آمده است:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَقُومَ قَائِمٌ لِلْحَقِّ مِنَّا ... فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَخَلِيفَتِي»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Kamal2&amp;quot;&amp;gt;صدوق، محمد بن علی، &#039;&#039;کمال‌الدین و تمام النعمة&#039;&#039;، ج ۲، ص ۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی قیامت برپا نمی‌شود تا آنکه قیام‌کننده‌ای از ما برای حق قیام کند؛ او جانشین خداوند عزوجل و جانشین من است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بزرگان اهل سنت نیز روایتی از پیامبر اکرم (ص) دربارهٔ مهدی نقل کرده‌اند که در آن، از او با عنوان خلیفةالله یاد شده است:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللَّهِ الْمَهْدِيُّ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;SunniMahdi2&amp;quot;&amp;gt;احمد بن حنبل، &#039;&#039;المسند&#039;&#039;، ج ۳۷، ص ۷۰؛ ابن ماجه، &#039;&#039;السنن&#039;&#039;، ج ۲، ص ۱۳۶۷، حدیث ۴۰۸۴؛ حاکم نیشابوری، &#039;&#039;المستدرک علی الصحیحین&#039;&#039;، ج ۴، ص ۴۶۳؛ بیهقی، &#039;&#039;دلائل النبوة&#039;&#039;، ج ۴، ص ۵۱۵؛ بزار، &#039;&#039;المسند&#039;&#039;، ج ۲، ص ۱۲۰. مشخصات جلد، صفحه و شمارهٔ حدیث باید با چاپ مورد استفاده تطبیق داده شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی او مهدی، جانشین خداوند است.&lt;br /&gt;
==حدیث دوازده خلیفه==&lt;br /&gt;
در حدیث دیگری از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که آیین اسلام تا قیامت برپا خواهد بود و دوازده خلیفه که همگی از قریش‌اند، بر مردم حکومت خواهند کرد:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِمًا حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ ...»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;TwelveCaliphs2&amp;quot;&amp;gt;ترمذی، &#039;&#039;السنن&#039;&#039;، ج ۴، ص ۵۰۱، حدیث ۲۲۲۳؛ احمد بن حنبل، &#039;&#039;المسند&#039;&#039;، ج ۷، ص ۴۱۲، حدیث ۲۰۸۸۲. مشخصات جلد، صفحه و شمارهٔ حدیث باید با چاپ مورد استفاده تطبیق داده شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
برخی عالمان اهل سنت، از جمله سیوطی، دیوبندی و ابن‌کثیر، دربارهٔ دوازده خلیفه و ارتباط این موضوع با مهدی مطالبی نوشته‌اند. در این آثار، دلالت حدیث بر وجود دوازده خلیفهٔ عادل مطرح شده و مهدی از جملهٔ آنان دانسته شده است؛ همان کسی که هم‌نام و هم‌کنیهٔ رسول خداست و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد، چنان‌که از جور و ستم پر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Commentaries2&amp;quot;&amp;gt;سیوطی، &#039;&#039;العرف الوردی فی أخبار المهدی&#039;&#039;، ج ۱؛ دیوبندی، &#039;&#039;تفسیر کابلی&#039;&#039;، ج ۴، ص ۳۷۴؛ ابن‌کثیر، &#039;&#039;تفسیر القرآن العظیم&#039;&#039;، ج ۳، ص ۳۰۱. مشخصات منابع و انتساب این برداشت باید با نسخه‌های مورد استفاده تطبیق داده شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==جایگاه اعتقادی خلیفةالله==&lt;br /&gt;
درنگ و تأمل در معنای خلیفةاللهی امام مهدی (عج)، در تبیین اعتقادی شیعه، به این معناست که آن حضرت مظهر اسماء حسنای خداوند است و به اذن او آیات و نشانه‌های الهی را آشکار می‌سازد. آنچه برای ذات اقدس حق تعالی ازلی و ثابت است، برای خلیفهٔ او به‌گونهٔ ظهور و آیت تجلی می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این نگاه، خلیفةالله مظهر عصمت و فیض الهی دانسته می‌شود و دیگر موجودات، از فرشتگان و جن تا انسان‌ها و سایر مخلوقات، به واسطهٔ فیض الهی از انوار و نعمت‌های خداوند بهره‌مند می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ازاین‌رو، باورمندان به امام مهدی (عج)، او را واسطه‌ای در پیوند با هدایت و فیض الهی می‌دانند، از او اطاعت می‌کنند، به او توسل و تمسک می‌جویند و پیوند با او را در چارچوب اعتقادات خود، پیوند با خداوند می‌شمارند.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1510</id>
		<title>مأمول</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1510"/>
		<updated>2026-10-08T14:30:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - مامول=&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مأمول&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;مؤمّل&#039;&#039;&#039; به معنای آرزوشده و مورد امید، که مردم به او امید بسته و چشم‌انتظار اویند، از القاب حضرت مهدی (ع) است. این لقب در عبارت مشهور دعای ندبه چنین آمده است:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْيَاءِ الْكِتَابِ وَحُدُودِهِ؟»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Nudba2&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، دعای ندبه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی کجاست آن کسی که برای احیای قرآن و حدود و احکام آن، مورد آرزو و چشمداشت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مؤمّل» اسم مفعول از باب تفعیل، به معنای آرزو شده و مورد امید، از ریشهٔ «أمل» به معنای آرزو می‌آید و «آمال» جمع آن است. «مأمول» نیز اسم مفعول از همین ریشه است و هر دو در روایات برای آن حضرت به کار رفته است. در زیارت و دعای شریف آل‌یاسین، این عبارت آمده است:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Yasin2&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، زیارت آل‌یاسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی سلام بر آن مورد آرزو که بر هر آرزوشدهٔ دیگری مقدم است؛ پیشوا و جلوداری که آرمان همگان است.&lt;br /&gt;
==مأمول؛ امید مردم به ظهور امام مهدی (ع)==&lt;br /&gt;
این لقب اشاره به کسی دارد که مردم به او امید بسته‌اند و چشم‌انتظار اویند. همهٔ مردم دنیا چشم‌انتظار قیام آن منجی بزرگ‌اند تا با ظهور خویش، ستم و تبعیض و تعدی را از سراسر جهان برطرف ساخته و دنیا را پر از عدل و داد سازد. لقب مأمول و مؤمّل، برآمده از این حقیقت است که چون همگان آرزوی ظهور آن حضرت را دارند و چشم‌انتظار چنین پیشوایی هستند، به او امام مأمول می‌گویند.&lt;br /&gt;
==مأمول در روایات==&lt;br /&gt;
===روایت امام علی (ع) ===&lt;br /&gt;
امیرمؤمنان (ع) در پاسخ به امام حسین (ع) که از ایشان سؤال می‌کند چه زمانی خدا زمین را از ظالمان پاک می‌کند، می‌فرماید:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«... ثُمَّ يَقُومُ الْقَائِمُ الْمَأْمُولُ، وَالْإِمَامُ الْمَجْهُولُ، لَهُ الشَّرَفُ وَالْفَضْلُ، وَهُوَ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ، لَا ابْنَ مِثْلَهُ ... طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ زَمَانَهُ وَلَحِقَ أَوَانَهُ وَشَهِدَ أَيَّامَهُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Bihar522&amp;quot;&amp;gt;مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۲، ص ۲۳۶. مشخصات نقل باید با نسخهٔ مورد استفاده تطبیق داده شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
یعنی پس از رویدادهایی، قائم آرزوشده و پیشوای ناشناخته قیام می‌کند که برای او شرف و فضیلت است و او از فرزندان توست، ای حسین، که فرزندی مانند او نیست. خوشا به حال کسی که زمان او را درک کند، به روزگار او برسد و شاهد ایام او باشد.&lt;br /&gt;
=== روایت امام حسن عسکری (ع)===&lt;br /&gt;
از روایت دیگری نیز برمی‌آید که حضرت عسکری (ع)، فرزندشان را مؤمّل نامیدند و فرمودند: ظالمان خیال کردند که با کشتن من می‌توانند این نسل را قطع کنند؛ اما به‌زودی خواهند دید که قدرت خدا چگونه است! خداوند هنگامی که بخواهد کاری را انجام دهد، وسایل آن را فراهم می‌کند، اگرچه همهٔ مردم برخلاف آن قدم بردارند. برعکس، گاهی همهٔ کارها انجام شده و تمام اسباب فراهم است، ولی چون خداوند نخواهد، آن کار انجام نمی‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Kafi2&amp;quot;&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، &#039;&#039;الکافی&#039;&#039;، ج ۱، ص ۵۱۴؛ مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۱، ص ۳۰. برای تعیین دقیق مأخذ و تطبیق عبارت، باید نسخهٔ مورد استناد بررسی شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت در این روایت تذکر داده‌اند که این ظالمان از قدرت خدا خبر ندارند و گمان می‌کنند با تحت نظر گرفتن ایشان و سپس به قتل رساندنشان، می‌توانند در برابر قدرت الهی بایستند و از تولد موعود مؤمّل و منتقم جلوگیری کنند.&lt;br /&gt;
==دلالت‌های لقب مأمول==&lt;br /&gt;
دو نکتهٔ لطیف نیز از این لقب استفاده می‌شود:&lt;br /&gt;
===۱. امید پیامبران و اهل‌بیت (ع) به ظهور===&lt;br /&gt;
نخست آنکه پیامبران، رسولان و امامان نیز از کسانی هستند که آرزوی آمدن امام مهدی (ع) را دارند؛ زیرا آنان نیز چشم‌انتظار ظهور او هستند تا به دست آن حضرت، آرزوهای تحقق‌نیافته‌شان در گسترش ایمان و عدالت در روی زمین تحقق یابد. از این رو، امام مهدی (ع) مورد آرزو و امید آل‌الله نیز هست. در همان زیارت آل‌یاسین می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
:&#039;&#039;&#039;«وَأَرِنِي فِي آلِ مُحَمَّدٍ مَا يَأْمُلُونَ»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
یعنی خداوندا، به من بنمایان آنچه را که آل محمد (ع) آرزوی آن را دارند؛ زیرا آرزوی آنان نیز به ظهور امام گره خورده است.&lt;br /&gt;
===۲. امید و توسل در دوران غیبت===&lt;br /&gt;
نکتهٔ دوم آنکه در دوران غیبت آن حضرت نیز آرمان‌ها و حاجات کسانی را که به او متوسل و متمسک باشند، برآورده می‌کند؛ زیرا طلب هدایت، درخواست یاری در تقرب به خداوند متعال و عبادت، نیل به شفاعت، نجات از ضلالت و رسیدن به حاجت، متوقف بر ظهور آن حضرت نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول دوران غیبت، که زمان امامت ایشان است، این امور به دست باکفایت ایشان انجام می‌شود؛ ازاین‌رو، همواره ایشان مورد آرزو و امید و مؤمّل هستند و از این جهت، تفاوتی میان دوران غیبت و ظهور نیست.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%A2%D9%84%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%86&amp;diff=1509</id>
		<title>زیارت آل‌یاسین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%A2%D9%84%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%86&amp;diff=1509"/>
		<updated>2026-10-08T13:34:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: صفحه‌ای تازه حاوی «سَلامٌ عَلَىٰ آلِ يس، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا داعِيَ اللّٰهِ وَرَبَّانِيَّ آياتِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بابَ اللّٰهِ وَدَيَّانَ دِينِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ اللّٰهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سَلامٌ عَلَىٰ آلِ يس، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا داعِيَ اللّٰهِ وَرَبَّانِيَّ آياتِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بابَ اللّٰهِ وَدَيَّانَ دِينِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ اللّٰهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَدَلِيلَ إِرادَتِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا تالِيَ كِتابِ اللّٰهِ وَتَرْجُمانَهُ، السَّلامُ عَلَيْكَ فِي آناءِ لَيْلِكَ وَأَطْرافِ نَهارِكَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مِيثاقَ اللّٰهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَوَكَّدَهُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللّٰهِ الَّذِي ضَمِنَهُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ، وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ، والْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ وَعْداً غَيْرَ مَكْذُوبٍ،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوت‌کننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی اراده‌اش، سلام بر تو ای تلاوت‌کننده کتاب خدا و تفسیرکننده‌اش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو ای بجا مانده خدا در زمینش، سلام بر تو ای پیمان خدا که آن را برگرفت و استوارش کرد، سلام بر تو ای وعده خدا که آن را ضمانت نمود، سلام بر تو ای پرچم برافراشته و دانش سرریز و فریادرس و رحمت گسترده و وعده‌ی بی‌دروغ،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
السَّلامُ عَلَيكَ حِينَ تَقُومُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَتُبَيِّنُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّي وَتَقْنُتُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَتَسْجُدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُهَلِّلُ وَتُكَبِّرُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حِين تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ؛ السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصْبِحُ وَتُمْسِي، السَّلامُ عَلَيْكَ فِي اللَّيْلِ إِذا يَغْشىٰ وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّىٰ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمامُ الْمَأْمُونُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ، السَّلامُ عَلَيْكَ بِجَوامِعِ السَّلامِ،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلام بر تو هنگامی‌که بر می‌خیزی، سلام بر تو زمانی که می‌نشینی، سلام بر تو وقتی که می‌خوانی و بیان می‌کنی، سلام بر تو هنگامی‌که نماز می‌خوانی و قنوت بجا می‌آوری، سلام بر تو زمانی که رکوع و سجود می‌نمایی، سلام بر تو وقتی که تهلیل و تکبیر می‌گویی سلام بر تو هنگامی که سپاس و استغفار می‌نمایی؛ سلام بر تو زمانی که صبح و شام می‌کنی، سلام بر تو در شب هنگامی‌که می‌پوشاند و در روز وقتی‌که آشکار می‌شود، سلام بر تو ای پیشوای امین، سلام بر تو ای پیش نهاده‌ی آرزو شده، سلام بر تو به همه سلام‌ها،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
أُشْهِدُكَ يَا مَوْلايَ أَنِّي أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ لَاحَبِيبَ إِلّا هُوَ وَأَهْلُهُ، وَأُشْهِدُكَ يَا مَوْلايَ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ، وَالْحُسَيْنَ حُجَّتُهُ، وَعَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ، وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَمُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، وَعَلِيَّ بْنَ مُوسىٰ حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ، وَعَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ حُجَّتُهُ،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تو را گواه می‌گیرم ای مولایم که گواهی می‌دهم معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستاده اوست، محبوبی جز او و اهل‌بیتش نیست و تو را گواه می‌گیرم ای مولایم، بر اینکه علی امیرمؤمنان و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی، حجّت‌های خدایند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وَأَشْهَدُ أَنَّكَ حُجَّةُ اللّٰهِ، أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ؛ وَأَنَّ رَجْعَتَكُمْ حَقٌّ لَارَيْبَ فِيها يَوْمَ ﴿لَايَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً﴾، وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَأَنَّ ناكِراً وَنَكِيراً حَقٌّ، وَأَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَأَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمِرْصادَ حَقٌّ، وَالْمِيزانَ حَقٌّ، وَالْحَشْرَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ، وَالْوَعْدَ وَالْوَعِيدَ بِهِما حَقٌّ .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و گواهی می‌دهم که تو حجّت خدایی، شما آغاز و انجام هستید؛ و همانا بازگشت شما حق است، تردیدی در آن نیست، «روزی که ایمان‌آوردنِ کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا در حال ایمان‌داشتن عمل شایسته‌ای انجام نداده سودی نخواهد داشت» و گواهی می‌دهم که مرگ و ناکر و نکیر و زنده شدن و برانگیختن و صراط و کمینگاه و میزان و گردآوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده و تهدید به هر دو حق است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يَا مَوْلايَ شَقِيَ مَنْ خالَفَكُمْ، وَسَعِدَ مَنْ أَطَاعَكُمْ، فَاشْهَدْ عَلَىٰ مَا أَشْهَدْتُكَ عَلَيْهِ وَأَنَا وَلِيٌّ لَكَ بَرِيءٌ مِنْ عَدُوِّكَ، فَالْحَقُّ مَا رَضِيتُمُوهُ، وَالْباطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ [اَسْخَطْتُموُهُ]، وَالْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ، وَالْمُنْكَرُ مَا نَهَيْتُمْ عَنْهُ، فَنَفْسِي مُؤْمِنَةٌ بِاللّٰهِ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَبِكُمْ يَا مَوْلايَ أَوَّلِكُمْ وَآخِرِكُمْ، وَنُصْرَتِي مُعَدَّةٌ لَكُمْ، وَمَوَدَّتِي خَالِصَةٌ لَكُمْ، آمِينَ آمِينَ.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای مولای من، بدبخت شد کسی که با شما مخالفت ورزید و خوشبخت شد کسی که از شما اطاعت کرد، پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم و من دوست تو و بیزار از دشمن توأم، پس حق آن است که شما به آن خشنود شدید و باطل آن است که شما از آن ناخشنود گشتید و معروف آن است که شما به آن امر فرمودید و منکر آن است که شما از آن نهی کردید، پس نهاد من مؤمن به خدای یگانه بی‌شریک و به رسول او و به امیرمؤمنان و به شماست ای مولای من، به آغاز و انجام شما و یاری‌ام برای شما آماده و دوستی‌ام نسبت به شما بی‌آلایش است، اجابت فرما، اجابت فرما.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1508</id>
		<title>مأمول</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1508"/>
		<updated>2026-10-08T13:29:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: /* مامول */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= نام ها و القاب - مامول =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مأمول&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;مؤمّل&#039;&#039;&#039; به معنای آرزو‌شده و مورد امید، از القاب [[امام مهدی]] (عج) هستند. این دو لقب به این معنا اشاره دارند که مردم چشم‌انتظار ظهور آن حضرت‌اند و به قیام او برای برقراری عدالت و رفع ستم امید بسته‌اند. این تعبیرها در دعاها و روایات مربوط به امام مهدی (عج) به کار رفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مؤمّل» اسم مفعول از باب تفعیل و از ریشهٔ «أمل» به معنای آرزو و امید است؛ «مأمول» نیز اسم مفعول از همین ریشه است. هر دو واژه بر کسی دلالت دارند که مورد آرزو و امید قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دعای ندبه، این تعبیر دربارهٔ امام مهدی (عج) آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْيَاءِ الْكِتَابِ وَحُدُودِهِ؟»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Nudba&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، دعای ندبه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: کجاست آن کسی که برای زنده‌کردن کتاب خدا و حدود و احکام آن، مورد امید و انتظار است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در زیارت آل‌یاسین، از آن حضرت با تعبیر «مأمول» یاد شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Yasin&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، زیارت آل‌یاسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: سلام بر تو، ای پیشوای مقدم و آن‌که مورد آرزو و امید است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مأمول؛ امید به ظهور و برقراری عدالت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لقب «مأمول» به امید و انتظار مردم برای ظهور امام مهدی (عج) اشاره دارد. بر اساس باور مهدوی، مردم چشم‌انتظار قیام آن حضرت‌اند تا با ظهور او، ستم و تبعیض از میان برود و عدالت در سراسر جهان گسترش یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این منظر، امام مهدی (عج) آرمان و امید کسانی است که تحقق عدالت فراگیر و حاکمیت حق را انتظار می‌کشند. لقب‌های «مأمول» و «مؤمّل» نیز بیانگر همین جایگاه در باورهای مهدوی‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مأمول در روایات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت منسوب به امام علی (ع) ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی منسوب به امام علی (ع)، از قیام «قائم مأمول» و جایگاه او سخن گفته شده است. در این روایت، امام علی (ع) در پاسخ به پرسش امام حسین (ع) دربارهٔ زمان پاک‌شدن زمین از ستمگران، از قیام قائم یاد می‌کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«ثُمَّ يَقُومُ الْقَائِمُ الْمَأْمُولُ، وَالْإِمَامُ الْمَجْهُولُ، لَهُ الشَّرَفُ وَالْفَضْلُ، وَهُوَ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ، لَا ابْنَ مِثْلَهُ ... طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ زَمَانَهُ، وَلَحِقَ أَوَانَهُ، وَشَهِدَ أَيَّامَهُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Bihar52&amp;quot;&amp;gt;مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۲، ص ۲۳۶. مشخصات روایت و عبارت عربی باید با نسخهٔ مورد استناد مقابله شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: سپس قائمِ مورد آرزو و امام ناشناخته قیام می‌کند؛ او دارای شرافت و فضیلت است و از نسل تو، ای حسین، خواهد بود و فرزندی همانند او نیست. خوشا به حال کسی که زمان او را درک کند، به روزگارش برسد و روزگار او را شاهد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این روایت، تعبیر «قائم مأمول» را در کنار «امام مجهول» به کار می‌برد و بر فضیلت آن حضرت و ارزش درک زمان ظهور او تأکید می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت منسوب به امام حسن عسکری (ع) ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی منسوب به امام حسن عسکری (ع)، به تلاش ستمگران برای جلوگیری از تداوم نسل امامت و ناتوانی آنان در برابر ارادهٔ خداوند اشاره شده است. بر اساس گزارش این روایت، امام حسن عسکری (ع) توضیح می‌دهد که فراهم‌شدن یا نشدن اسباب امور، در نهایت به ارادهٔ الهی وابسته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Kafi&amp;quot;&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، &#039;&#039;الکافی&#039;&#039;، ج ۱، ص ۵۱۴؛ مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۱، ص ۳۰. شمارهٔ صفحات و انتساب دقیق عبارت باید با نسخهٔ مورد استفاده تطبیق داده شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گزارش در تبیین باور مهدوی، بر این نکته تأکید دارد که نظارت و اقدامات مخالفان نمی‌تواند مانع تحقق ارادهٔ الهی دربارهٔ امام مهدی (عج) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلالت‌های اعتقادی لقب مأمول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امید پیامبران و اهل‌بیت به ظهور ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از نکته‌هایی که در تبیین این لقب مطرح می‌شود، آن است که امید به تحقق عدالت فراگیر، تنها به مردم یک دوره محدود نیست؛ بلکه در نگاه اعتقادی شیعه، آرمان پیامبران و اهل‌بیت (ع) نیز با تحقق نهایی عدالت و هدایت در پیوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زیارت آل‌یاسین، این معنا در قالب دعا بیان شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«وَأَرِنِي فِي آلِ مُحَمَّدٍ مَا يَأْمُلُونَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Yasin&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: خدایا، آنچه را آل محمد (ع) آرزو دارند، به من بنمایان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس این برداشت، آرزوی اهل‌بیت (ع) نیز با تحقق وعده‌های الهی و ظهور امام مهدی (عج) ارتباط دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امید و توسل در دوران غیبت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تبیین کلامی این لقب، امید به امام مهدی (عج) به دوران ظهور محدود نمی‌شود. بر اساس باور شیعه، امام در دوران غیبت نیز عهده‌دار مقام امامت است و مؤمنان می‌توانند برای هدایت، یاری در مسیر بندگی خداوند و تقرب به او، به آن حضرت توسل جویند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این منظر، لقب «مأمول» افزون بر بیان انتظار ظهور، نشان‌دهندهٔ جایگاه امام در امید و اعتقاد پیروان او در دوران غیبت نیز هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1507</id>
		<title>مأمول</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1507"/>
		<updated>2026-10-08T13:08:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= مامول =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مأمول&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;مؤمّل&#039;&#039;&#039; به معنای آرزو‌شده و مورد امید، از القاب [[امام مهدی]] (عج) هستند. این دو لقب به این معنا اشاره دارند که مردم چشم‌انتظار ظهور آن حضرت‌اند و به قیام او برای برقراری عدالت و رفع ستم امید بسته‌اند. این تعبیرها در دعاها و روایات مربوط به امام مهدی (عج) به کار رفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مؤمّل» اسم مفعول از باب تفعیل و از ریشهٔ «أمل» به معنای آرزو و امید است؛ «مأمول» نیز اسم مفعول از همین ریشه است. هر دو واژه بر کسی دلالت دارند که مورد آرزو و امید قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دعای ندبه، این تعبیر دربارهٔ امام مهدی (عج) آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْيَاءِ الْكِتَابِ وَحُدُودِهِ؟»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Nudba&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، دعای ندبه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: کجاست آن کسی که برای زنده‌کردن کتاب خدا و حدود و احکام آن، مورد امید و انتظار است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در زیارت آل‌یاسین، از آن حضرت با تعبیر «مأمول» یاد شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Yasin&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، زیارت آل‌یاسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: سلام بر تو، ای پیشوای مقدم و آن‌که مورد آرزو و امید است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مأمول؛ امید به ظهور و برقراری عدالت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لقب «مأمول» به امید و انتظار مردم برای ظهور امام مهدی (عج) اشاره دارد. بر اساس باور مهدوی، مردم چشم‌انتظار قیام آن حضرت‌اند تا با ظهور او، ستم و تبعیض از میان برود و عدالت در سراسر جهان گسترش یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این منظر، امام مهدی (عج) آرمان و امید کسانی است که تحقق عدالت فراگیر و حاکمیت حق را انتظار می‌کشند. لقب‌های «مأمول» و «مؤمّل» نیز بیانگر همین جایگاه در باورهای مهدوی‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مأمول در روایات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت منسوب به امام علی (ع) ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی منسوب به امام علی (ع)، از قیام «قائم مأمول» و جایگاه او سخن گفته شده است. در این روایت، امام علی (ع) در پاسخ به پرسش امام حسین (ع) دربارهٔ زمان پاک‌شدن زمین از ستمگران، از قیام قائم یاد می‌کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«ثُمَّ يَقُومُ الْقَائِمُ الْمَأْمُولُ، وَالْإِمَامُ الْمَجْهُولُ، لَهُ الشَّرَفُ وَالْفَضْلُ، وَهُوَ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ، لَا ابْنَ مِثْلَهُ ... طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ زَمَانَهُ، وَلَحِقَ أَوَانَهُ، وَشَهِدَ أَيَّامَهُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Bihar52&amp;quot;&amp;gt;مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۲، ص ۲۳۶. مشخصات روایت و عبارت عربی باید با نسخهٔ مورد استناد مقابله شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: سپس قائمِ مورد آرزو و امام ناشناخته قیام می‌کند؛ او دارای شرافت و فضیلت است و از نسل تو، ای حسین، خواهد بود و فرزندی همانند او نیست. خوشا به حال کسی که زمان او را درک کند، به روزگارش برسد و روزگار او را شاهد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این روایت، تعبیر «قائم مأمول» را در کنار «امام مجهول» به کار می‌برد و بر فضیلت آن حضرت و ارزش درک زمان ظهور او تأکید می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت منسوب به امام حسن عسکری (ع) ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی منسوب به امام حسن عسکری (ع)، به تلاش ستمگران برای جلوگیری از تداوم نسل امامت و ناتوانی آنان در برابر ارادهٔ خداوند اشاره شده است. بر اساس گزارش این روایت، امام حسن عسکری (ع) توضیح می‌دهد که فراهم‌شدن یا نشدن اسباب امور، در نهایت به ارادهٔ الهی وابسته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Kafi&amp;quot;&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، &#039;&#039;الکافی&#039;&#039;، ج ۱، ص ۵۱۴؛ مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۱، ص ۳۰. شمارهٔ صفحات و انتساب دقیق عبارت باید با نسخهٔ مورد استفاده تطبیق داده شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گزارش در تبیین باور مهدوی، بر این نکته تأکید دارد که نظارت و اقدامات مخالفان نمی‌تواند مانع تحقق ارادهٔ الهی دربارهٔ امام مهدی (عج) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلالت‌های اعتقادی لقب مأمول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امید پیامبران و اهل‌بیت به ظهور ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از نکته‌هایی که در تبیین این لقب مطرح می‌شود، آن است که امید به تحقق عدالت فراگیر، تنها به مردم یک دوره محدود نیست؛ بلکه در نگاه اعتقادی شیعه، آرمان پیامبران و اهل‌بیت (ع) نیز با تحقق نهایی عدالت و هدایت در پیوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زیارت آل‌یاسین، این معنا در قالب دعا بیان شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«وَأَرِنِي فِي آلِ مُحَمَّدٍ مَا يَأْمُلُونَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Yasin&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: خدایا، آنچه را آل محمد (ع) آرزو دارند، به من بنمایان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس این برداشت، آرزوی اهل‌بیت (ع) نیز با تحقق وعده‌های الهی و ظهور امام مهدی (عج) ارتباط دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امید و توسل در دوران غیبت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تبیین کلامی این لقب، امید به امام مهدی (عج) به دوران ظهور محدود نمی‌شود. بر اساس باور شیعه، امام در دوران غیبت نیز عهده‌دار مقام امامت است و مؤمنان می‌توانند برای هدایت، یاری در مسیر بندگی خداوند و تقرب به او، به آن حضرت توسل جویند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این منظر، لقب «مأمول» افزون بر بیان انتظار ظهور، نشان‌دهندهٔ جایگاه امام در امید و اعتقاد پیروان او در دوران غیبت نیز هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1506</id>
		<title>مأمول</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%A3%D9%85%D9%88%D9%84&amp;diff=1506"/>
		<updated>2026-10-08T13:07:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= مأمول =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مأمول&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;مؤمّل&#039;&#039;&#039; به معنای آرزو‌شده و مورد امید، از القاب [[امام مهدی]] (عج) هستند. این دو لقب به این معنا اشاره دارند که مردم چشم‌انتظار ظهور آن حضرت‌اند و به قیام او برای برقراری عدالت و رفع ستم امید بسته‌اند. این تعبیرها در دعاها و روایات مربوط به امام مهدی (عج) به کار رفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معناشناسی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مؤمّل» اسم مفعول از باب تفعیل و از ریشهٔ «أمل» به معنای آرزو و امید است؛ «مأمول» نیز اسم مفعول از همین ریشه است. هر دو واژه بر کسی دلالت دارند که مورد آرزو و امید قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دعای ندبه، این تعبیر دربارهٔ امام مهدی (عج) آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْيَاءِ الْكِتَابِ وَحُدُودِهِ؟»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Nudba&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، دعای ندبه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: کجاست آن کسی که برای زنده‌کردن کتاب خدا و حدود و احکام آن، مورد امید و انتظار است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در زیارت آل‌یاسین، از آن حضرت با تعبیر «مأمول» یاد شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Yasin&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، زیارت آل‌یاسین.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: سلام بر تو، ای پیشوای مقدم و آن‌که مورد آرزو و امید است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مأمول؛ امید به ظهور و برقراری عدالت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لقب «مأمول» به امید و انتظار مردم برای ظهور امام مهدی (عج) اشاره دارد. بر اساس باور مهدوی، مردم چشم‌انتظار قیام آن حضرت‌اند تا با ظهور او، ستم و تبعیض از میان برود و عدالت در سراسر جهان گسترش یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این منظر، امام مهدی (عج) آرمان و امید کسانی است که تحقق عدالت فراگیر و حاکمیت حق را انتظار می‌کشند. لقب‌های «مأمول» و «مؤمّل» نیز بیانگر همین جایگاه در باورهای مهدوی‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مأمول در روایات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت منسوب به امام علی (ع) ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی منسوب به امام علی (ع)، از قیام «قائم مأمول» و جایگاه او سخن گفته شده است. در این روایت، امام علی (ع) در پاسخ به پرسش امام حسین (ع) دربارهٔ زمان پاک‌شدن زمین از ستمگران، از قیام قائم یاد می‌کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«ثُمَّ يَقُومُ الْقَائِمُ الْمَأْمُولُ، وَالْإِمَامُ الْمَجْهُولُ، لَهُ الشَّرَفُ وَالْفَضْلُ، وَهُوَ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ، لَا ابْنَ مِثْلَهُ ... طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ زَمَانَهُ، وَلَحِقَ أَوَانَهُ، وَشَهِدَ أَيَّامَهُ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Bihar52&amp;quot;&amp;gt;مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۲، ص ۲۳۶. مشخصات روایت و عبارت عربی باید با نسخهٔ مورد استناد مقابله شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: سپس قائمِ مورد آرزو و امام ناشناخته قیام می‌کند؛ او دارای شرافت و فضیلت است و از نسل تو، ای حسین، خواهد بود و فرزندی همانند او نیست. خوشا به حال کسی که زمان او را درک کند، به روزگارش برسد و روزگار او را شاهد باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این روایت، تعبیر «قائم مأمول» را در کنار «امام مجهول» به کار می‌برد و بر فضیلت آن حضرت و ارزش درک زمان ظهور او تأکید می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روایت منسوب به امام حسن عسکری (ع) ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی منسوب به امام حسن عسکری (ع)، به تلاش ستمگران برای جلوگیری از تداوم نسل امامت و ناتوانی آنان در برابر ارادهٔ خداوند اشاره شده است. بر اساس گزارش این روایت، امام حسن عسکری (ع) توضیح می‌دهد که فراهم‌شدن یا نشدن اسباب امور، در نهایت به ارادهٔ الهی وابسته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Kafi&amp;quot;&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، &#039;&#039;الکافی&#039;&#039;، ج ۱، ص ۵۱۴؛ مجلسی، محمدباقر، &#039;&#039;بحار الأنوار&#039;&#039;، ج ۵۱، ص ۳۰. شمارهٔ صفحات و انتساب دقیق عبارت باید با نسخهٔ مورد استفاده تطبیق داده شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این گزارش در تبیین باور مهدوی، بر این نکته تأکید دارد که نظارت و اقدامات مخالفان نمی‌تواند مانع تحقق ارادهٔ الهی دربارهٔ امام مهدی (عج) شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلالت‌های اعتقادی لقب مأمول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امید پیامبران و اهل‌بیت به ظهور ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از نکته‌هایی که در تبیین این لقب مطرح می‌شود، آن است که امید به تحقق عدالت فراگیر، تنها به مردم یک دوره محدود نیست؛ بلکه در نگاه اعتقادی شیعه، آرمان پیامبران و اهل‌بیت (ع) نیز با تحقق نهایی عدالت و هدایت در پیوند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زیارت آل‌یاسین، این معنا در قالب دعا بیان شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: &#039;&#039;&#039;«وَأَرِنِي فِي آلِ مُحَمَّدٍ مَا يَأْمُلُونَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;Yasin&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: خدایا، آنچه را آل محمد (ع) آرزو دارند، به من بنمایان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس این برداشت، آرزوی اهل‌بیت (ع) نیز با تحقق وعده‌های الهی و ظهور امام مهدی (عج) ارتباط دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== امید و توسل در دوران غیبت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تبیین کلامی این لقب، امید به امام مهدی (عج) به دوران ظهور محدود نمی‌شود. بر اساس باور شیعه، امام در دوران غیبت نیز عهده‌دار مقام امامت است و مؤمنان می‌توانند برای هدایت، یاری در مسیر بندگی خداوند و تقرب به او، به آن حضرت توسل جویند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این منظر، لقب «مأمول» افزون بر بیان انتظار ظهور، نشان‌دهندهٔ جایگاه امام در امید و اعتقاد پیروان او در دوران غیبت نیز هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%8A%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1505</id>
		<title>خليفة الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%8A%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1505"/>
		<updated>2026-10-08T12:54:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= خلیفةالله =&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خلیفةالله&#039;&#039;&#039; (به معنای جانشین خدا در زمین) از نام‌ها و القاب [[امام مهدی]] (عج) در متون و روایات اسلامی است. این تعبیر در منابع اسلامی دربارهٔ برخی پیامبران و جانشینان الهی نیز به کار رفته است. در این دیدگاه، خلیفهٔ الهی کسی است که از جانب خداوند برای هدایت مردم و اجرای احکام الهی برگزیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== معنا و کاربرد خلیفةالله ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از القاب امام مهدی (عج)، «خلیفةالله» به معنای جانشین خدا بر روی زمین است. در زیارت امام زمان (عج) در روز جمعه می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: «السَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللهِ فِی أَرْضِهِ وَ خَلِیفَتَهُ عَلَی عِبادِهِ»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: سلام بر تو، ای حجت خدا در زمین و جانشین او بر بندگانش.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Mafatih&amp;quot;&amp;gt;مفاتیح الجنان، زیارت امام زمان (عج) در روز جمعه.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعبیر خلافت دربارهٔ فرستادگان الهی، در قرآن کریم نیز به کار رفته است. خداوند هنگام آفرینش آدم به فرشتگان فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: {{قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً|۲|۳۰}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: و هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینی قرار خواهم داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Baqarah30&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ بقره، آیهٔ ۳۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین خداوند خطاب به داوود پیامبر فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: {{قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ|۳۸|۲۶}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: ای داوود، ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم؛ پس میان مردم به حق داوری کن.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Sad26&amp;quot;&amp;gt;قرآن کریم، سورهٔ ص، آیهٔ ۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خلافت الهی در اندیشهٔ شیعه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اندیشهٔ شیعه، خلافت الهی جایگاهی است که خداوند برای هدایت و تدبیر جامعهٔ انسانی به پیامبران و اوصیای برگزیدهٔ خود عطا می‌کند. بر اساس این دیدگاه، خلیفهٔ الهی وظیفه دارد جامعه را بر پایهٔ حق و احکام الهی هدایت کند و زمینهٔ زندگی موحدانه را فراهم آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر این اساس، خلافت امام مهدی (عج) که در روایات با تعبیر «خلیفةالله» بیان شده است، از سنخ خلافت الهی پیامبران و اوصیای برگزیده دانسته می‌شود؛ از جمله آدم و داوود و دیگر شخصیت‌هایی که در متون دینی به خلافت الهی توصیف شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تبیین کلامی این مقام، علم و عصمت از ویژگی‌های لازم برای خلیفهٔ الهی شمرده می‌شوند؛ زیرا او باید بتواند حکم الهی را تشخیص دهد و بدون خطا در اجرای آن عمل کند. از این رو، در اعتقاد شیعه، تعیین چنین جانشینی به خداوند بازمی‌گردد و پیامبر اسلام (ص) امامان دوازده‌گانه را به فرمان خدا معرفی کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خلیفةالله در روایات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی روایات شیعه، امامان به‌عنوان جانشینان خداوند در زمین معرفی شده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: «الْأَئِمَّةُ خُلَفَاءُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي أَرْضِهِ»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: امامان، جانشینان خداوند عزوجل در زمین هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Kafi&amp;quot;&amp;gt;کلینی، محمد بن یعقوب، &#039;&#039;الکافی&#039;&#039;، ج ۱، ص ۱۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی از پیامبر اسلام (ص) نیز دربارهٔ قیام قائم آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: «لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَقُومَ قَائِمٌ لِلْحَقِّ مِنَّا ... فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلِيفَتِي»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: قیامت برپا نمی‌شود تا آنکه قیام‌کننده‌ای از ما برای حق قیام کند؛ او جانشین خداوند عزوجل و جانشین من است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Kamal&amp;quot;&amp;gt;صدوق، محمد بن علی، &#039;&#039;کمال‌الدین و تمام النعمة&#039;&#039;، ج ۲، ص ۵۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شماری از منابع اهل سنت نیز تعبیر «خلیفةالله» دربارهٔ مهدی نقل شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: «فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللهِ الْمَهْدِيُّ»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: او مهدی، جانشین خداوند است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;SunniMahdi&amp;quot;&amp;gt;برای نقل این روایت بنگرید به: احمد بن حنبل، &#039;&#039;المسند&#039;&#039;، ج ۳۷، ص ۷۰؛ ابن ماجه، &#039;&#039;السنن&#039;&#039;، ج ۲، ص ۱۳۶۷، حدیث ۴۰۸۴؛ حاکم نیشابوری، &#039;&#039;المستدرک علی الصحیحین&#039;&#039;، ج ۴، ص ۴۶۳؛ بیهقی، &#039;&#039;دلائل النبوة&#039;&#039;، ج ۴، ص ۵۱۵؛ بزار، &#039;&#039;المسند&#039;&#039;، ج ۲، ص ۱۲۰. مشخصات چاپ و شماره‌گذاری صفحات و احادیث باید با نسخهٔ مورد استفاده تطبیق داده شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوازده خلیفه از قریش ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی دیگر از پیامبر اسلام (ص) آمده است که دین اسلام تا قیامت پایدار خواهد ماند یا تا زمانی که دوازده خلیفه بر مردم حکومت کنند؛ همگی آنان از قریش‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
: «لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِمًا حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ ...»&amp;lt;ref name=&amp;quot;TwelveCaliphs&amp;quot;&amp;gt;ترمذی، &#039;&#039;السنن&#039;&#039;، ج ۴، ص ۵۰۱، حدیث ۲۲۲۳؛ احمد بن حنبل، &#039;&#039;المسند&#039;&#039;، ج ۷، ص ۴۱۲، حدیث ۲۰۸۸۲. مشخصات جلد و صفحه باید با چاپ مورد استفاده بررسی شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی عالمان اهل سنت، از جمله سیوطی، دیوبندی و ابن‌کثیر، در آثار خود به مسئلهٔ دوازده خلیفه و ارتباط آن با مهدی پرداخته‌اند. در شماری از این تفسیرها، مهدی از مصادیق خلفای عادل دانسته شده است؛ شخصیتی که بنا بر روایات مهدوی، زمین را پس از گسترش ظلم و ستم از عدل و داد پر خواهد کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;Commentaries&amp;quot;&amp;gt;سیوطی، &#039;&#039;العرف الوردی فی أخبار المهدی&#039;&#039;، ج ۱؛ دیوبندی، &#039;&#039;تفسیر کابلی&#039;&#039;، ج ۴، ص ۳۷۴؛ ابن‌کثیر، &#039;&#039;تفسیر القرآن العظیم&#039;&#039;، ج ۳، ص ۳۰۱. مشخصات کتاب‌شناختی و صفحات باید با نسخهٔ مورد استناد تطبیق داده شود.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جایگاه خلیفةالله در باور شیعی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تبیین اعتقادی شیعه، خلیفةالله مظهر هدایت و فیض الهی و نشانه‌ای از اسماء و صفات خداوند دانسته می‌شود. بر پایهٔ این دیدگاه، جایگاه امام در هدایت انسان‌ها و پیوند آنان با خداوند اهمیت محوری دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این منظر، پیروی از امام، توسل به او و تمسک به هدایتش در چارچوب باورهای شیعی، راهی برای تقرب به خداوند شمرده می‌شود. این برداشت، بخشی از تبیین کلامی مقام امامت و خلافت الهی در سنت شیعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[امام مهدی]]&lt;br /&gt;
* [[امامت]]&lt;br /&gt;
* [[خلافت]]&lt;br /&gt;
* [[مهدویت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%8A%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1504</id>
		<title>خليفة الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%8A%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1504"/>
		<updated>2026-10-08T12:41:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - خلیفه الله =&lt;br /&gt;
از القاب امام عصر(عج)، خَلیفَةُ الله به معناي جانشین خدا بر روی زمین است كه در زيارت امام زمان(ع)در روز جمعه مى خوانيم:&amp;quot;السلام عليك يا حجة الله فى ارضه و خليفته علي عباده&amp;quot;&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتيح الجنان، زيارت امام زمان در روز جمعه.&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى سلام بر تو اي حجت خدا در زمين و خليفه او بر بندگانش. تعبير خليفه براي فرستادگان الاهى برگرفته از اين آيه قرآن است كه خداوند به فرشتگان هنگام خلقت حضرت آدم فرمود من مى خواهم در زمين خليفه قرار دهم:«وَ إِذْ قالَ رَبُّک لِلْمَلائِکةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»؛&amp;lt;ref&amp;gt;بقره/٣٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نيز به داوود پيامبر فرمود: اي داوود ما تو را در زمين خليفه قرار داديم پس بين مردم بر اساس حق، حكم بده :&amp;quot;يَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;ص/٢٦.&amp;lt;/ref&amp;gt; اين خلافت، ويژه انبیا و اوصیا از جانب خداوند است كه آنان را به‌ طور خاص نمایندۀ خود در زمین کرده و خلافت را برای آنان قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بی‌تردید مقام خلافت امام مهدی(عج) در روایات که با تعبیر «خلیفة الله» ذکر شده است از نوع همان خلافت انبیا و اوصیا، همانند آدم، داوود، سلیمان، هارون، یوشع بن نون(ع) و ...است كه خداوند آنان را نمایندۀ خود در زمین نهاده، خلافت را برای آنان قرار داده است.حکمت این خلافت، ظهور و بروز احکام و تدابیر خداوند به دست خلیفۀ خود در جوامع انسانی است تا با تدبیر جامعه و سیاست‌ گذاری و اجرای احکام و حدود الهی، زیست موحدانه را فراهم آورد.لازمه مقام خلیفة اللهی، علم و عصمت است تا همانند پيامبراكرم(ص) که در خلیفة الله بودن او هیچ تردید و شکی وجود ندارد، بتواند حكم واقعى خدا را تشخيص دهد و به دور از هرگونه خطا و لغزشي به اجرا گزارد. لذا تعيين چنين خليفه اي به عهده خود خداوند است تا چنين فردي را برگزيند و به اين مقام منصوب نمايد.خداوند توسط پيامبرش امامان دوازده گانه را كه داراي علم و عصمت هستند، به عنوان خلیفة الله انتخاب کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لذا در روایات آمده است كه امامان، خلفاي خدا در زمين اند(الْأَئِمَّةُ خُلَفَاءُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي أَرْضِه).&amp;lt;ref&amp;gt;كافى١٩٣/١.&amp;lt;/ref&amp;gt; این مقام در احادیث بسیاری دربارۀ امام مهدی(عج) بیان شده است. مانند اين حديث از پيامبر اكرم(ص)كه فرمود: قيامت برپا نمى شود جز آن كه قائمى از ما براي حق قيام كند كه او خليفه خداي عزوجل و خليفه من مى باشد(لا تقوم الساعة حتی یقوم قائم للحق منّا ... فأنه خليفة الله عزّ و جلّ و خليفتي)؛&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين٥٩/٢؛&amp;lt;/ref&amp;gt; بزرگان اهل سنت نيز اين حديث را از پيامبر(ص) نقل كرده اند كه فرمود:مهدي ، خليفة الله است(فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللهِ الْمَهْدِي‏).&amp;lt;ref&amp;gt;مسند احمد بن حنبل٧٠/٣٧؛ سنن ابن‌ماجه١٣٦٧/٢ ح٤٠٨٤؛ مسند حاکم نیشابوری٤٦٣/٤؛ دلائل النبوه بيهقي٥١٥/٤؛ مسند بزاز١٢٠/٢.  &amp;lt;/ref&amp;gt; نيز با سند صحیح، حدیثی را از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کنند که فرموده است:آیین اسلام تا قیامت برپا خواهد بود تا آن‌که دوازده تن که همگی از قریش‌اند، خلیفۀ شما شوند( لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ...)٧ ؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و برخى چون سيوطي، ديوبندي و ابن كثير نوشته اند:دلالت این حدیث بر این است که باید دوازده خلیفۀ عادل وجود داشته باشد ... که از جملۀ آنان مهدی این امت است؛ همان که همنام و هم‌ کنیۀ رسول خداست. وی زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد، چنان‌که از جور وستم پر شده است٨. درنگ و تأمل در معناي خليفة اللهي امام مهدي(ع) روشن مى سازد كه خلیفۀ خدا بودن ايشان به اين معناست كه او مظهر تمام اسمای حسنای خداست که همه جا به اذن وی حضور و ظهور دارد. آن‌چه برای ذات اقدس حق تعالی ازلی و ثابت است برای خلیفۀ او نيز به‌گونۀ ظهور و آیت ثابت می‌ گردد.خلیفة‌الله تنها شخصی است که می‌تواند عصمت مطلق را بازتاباند و تجلّی بخشد. وی مظهر فیض کامل خداست و تمام موجودات دیگر، از فرشته تا جن و بشر و سایر موجودات به واسطۀ او از انوار الهی فیض می‌برند؛لذا باورمندان به او ، او را دست الاهى در تثبيت و تقدير و تغيير مى دانند و از او اطاعت مى كنند و به او متوسل و متمسك مى شوند و پيوند با او را پيوند با خدا مى شمرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.    ٢.   ٣. ٤.    ٥.    ٦.٧.سنن ترمذی٥٠١/٤ح٢٢٢٣؛مسند ابن‌حنبل٤١٢/٧ح٢٠٨٨٢.    ٨. سیوطی، عرف الوردي/١؛ دیوبندی، تفسير كابلي٣٧٤/٤؛ تفسيرابن كثير٣٠١/٣.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%8A%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1503</id>
		<title>خليفة الله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D9%84%D9%8A%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&amp;diff=1503"/>
		<updated>2026-10-01T16:46:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - خلیفه الله =&lt;br /&gt;
از القاب امام عصر(عج)، خَلیفَةُ الله به معناي جانشین خدا بر روی زمین است كه در زيارت امام زمان(ع)در روز جمعه مى خوانيم:&amp;quot;السلام عليك يا حجة الله فى ارضه و خليفته علي عباده&amp;quot;١يعنى سلام بر تو اي حجت خدا در زمين و خليفه او بر بندگانش. تعبير خليفه براي فرستادگان الاهى برگرفته از اين آيه قرآن است كه خداوند به فرشتگان هنگام خلقت حضرت آدم فرمود من مى خواهم در زمين خليفه قرار دهم:«وَ إِذْ قالَ رَبُّک لِلْمَلائِکةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»٢؛ و نيز به داوود پيامبر فرمود: اي داوود ما تو را در زمين خليفه قرار داديم پس بين مردم بر اساس حق، حكم بده :&amp;quot;يَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ&amp;quot;٣.اين خلافت، ويژه انبیا و اوصیا از جانب خداوند است كه آنان را به‌ طور خاص نمایندۀ خود در زمین کرده و خلافت را برای آنان قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بی‌تردید مقام خلافت امام مهدی(عج) در روایات که با تعبیر «خلیفة الله» ذکر شده است از نوع همان خلافت انبیا و اوصیا، همانند آدم، داوود، سلیمان، هارون، یوشع بن نون(ع) و ...است كه خداوند آنان را نمایندۀ خود در زمین نهاده، خلافت را برای آنان قرار داده است.حکمت این خلافت، ظهور و بروز احکام و تدابیر خداوند به دست خلیفۀ خود در جوامع انسانی است تا با تدبیر جامعه و سیاست‌ گذاری و اجرای احکام و حدود الهی، زیست موحدانه را فراهم آورد.لازمه مقام خلیفة اللهی، علم و عصمت است تا همانند پيامبراكرم(ص) که در خلیفة الله بودن او هیچ تردید و شکی وجود ندارد، بتواند حكم واقعى خدا را تشخيص دهد و به دور از هرگونه خطا و لغزشي به اجرا گزارد. لذا تعيين چنين خليفه اي به عهده خود خداوند است تا چنين فردي را برگزيند و به اين مقام منصوب نمايد.خداوند توسط پيامبرش امامان دوازده گانه را كه داراي علم و عصمت هستند، به عنوان خلیفة الله انتخاب کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لذا در روایات آمده است كه امامان، خلفاي خدا در زمين اند(الْأَئِمَّةُ خُلَفَاءُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي أَرْضِه)٤. این مقام در احادیث بسیاری دربارۀ امام مهدی(عج) بیان شده است. مانند اين حديث از پيامبر اكرم(ص)كه فرمود: قيامت برپا نمى شود جز آن كه قائمى از ما براي حق قيام كند كه او خليفه خداي عزوجل و خليفه من مى باشد(لا تقوم الساعة حتی یقوم قائم للحق منّا ... فأنه خليفة الله عزّ و جلّ و خليفتي)٥؛ بزرگان اهل سنت نيز اين حديث را از پيامبر(ص) نقل كرده اند كه فرمود:مهدي ، خليفة الله است(فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللهِ الْمَهْدِي‏)٦. نيز با سند صحیح، حدیثی را از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کنند که فرموده است:آیین اسلام تا قیامت برپا خواهد بود تا آن‌که دوازده تن که همگی از قریش‌اند، خلیفۀ شما شوند( لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ أَوْ يَكُونَ عَلَيْكُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ...)٧ ؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و برخى چون سيوطي، ديوبندي و ابن كثير نوشته اند:دلالت این حدیث بر این است که باید دوازده خلیفۀ عادل وجود داشته باشد ... که از جملۀ آنان مهدی این امت است؛ همان که همنام و هم‌ کنیۀ رسول خداست. وی زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد، چنان‌که از جور وستم پر شده است٨. درنگ و تأمل در معناي خليفة اللهي امام مهدي(ع) روشن مى سازد كه خلیفۀ خدا بودن ايشان به اين معناست كه او مظهر تمام اسمای حسنای خداست که همه جا به اذن وی حضور و ظهور دارد. آن‌چه برای ذات اقدس حق تعالی ازلی و ثابت است برای خلیفۀ او نيز به‌گونۀ ظهور و آیت ثابت می‌ گردد.خلیفة‌الله تنها شخصی است که می‌تواند عصمت مطلق را بازتاباند و تجلّی بخشد. وی مظهر فیض کامل خداست و تمام موجودات دیگر، از فرشته تا جن و بشر و سایر موجودات به واسطۀ او از انوار الهی فیض می‌برند؛لذا باورمندان به او ، او را دست الاهى در تثبيت و تقدير و تغيير مى دانند و از او اطاعت مى كنند و به او متوسل و متمسك مى شوند و پيوند با او را پيوند با خدا مى شمرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
١.مفاتيح الجنان، زيارت امام زمان در روز جمعه.    ٢.بقره/٣٠.    ٣.ص/٢٦. ٤.كافى١٩٣/١.    ٥. كمال الدين٥٩/٢؛   ٦.مسنداحمد بن حنبل٧٠/٣٧؛سنن ابن‌ماجه١٣٦٧/٢ح٤٠٨٤؛مسند حاکم نیشابوری٤٦٣/٤؛دلائل النبوه بيهقي٥١٥/٤؛مسند بزاز١٢٠/٢.   ٧.سنن ترمذی٥٠١/٤ح٢٢٢٣؛مسند ابن‌حنبل٤١٢/٧ح٢٠٨٨٢.    ٨. سیوطی، عرف الوردي/١؛ دیوبندی، تفسير كابلي٣٧٤/٤؛ تفسيرابن كثير٣٠١/٣.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%88%D9%84%D9%8A%D9%91_%D8%B9%D8%B5%D8%B1&amp;diff=1502</id>
		<title>وليّ عصر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%88%D9%84%D9%8A%D9%91_%D8%B9%D8%B5%D8%B1&amp;diff=1502"/>
		<updated>2026-10-01T16:45:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - ولی عصر =&lt;br /&gt;
از القاب مشهور و پركاربرد حضرت مهدى ارواحنا فداه، &amp;quot;وليّ عصر&amp;quot; است. وليّ به معناي سرپرست و صاحب اختيار و عصر به معناي زمان و روزگار است. خداوند در سوره والعصر، به عصر و زمان سوگند ياد كرده است. در نتيجه معناي وليّ عصر، سرپرست و صاحب اختيار زمان است. مفضل بن عمر می‌گوید: از امام صادق(ع) درباره معناى سخن پروردگار: «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ»، پرسیدم، آن حضرت فرمود: &amp;quot;مقصود از این «عصر»، عصر [[ظهور]] و خروج [[قائم]] (ع) است‏ که در آن عصر، حق بر باطل به طور کامل غلبه پيدا می کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير نورالثقلين ٦٦٦/٥.&amp;lt;/ref&amp;gt; اما &amp;quot;وليّ عصر&amp;quot;، شمول ولايت و سرپرستى امام بر مردم است براي همه زمان ها از آغاز امامت آن حضرت تا زمانى كه در قيد حيات باشند. به عبارت ديگر او مولا، سرپرست و صاحب اختيار مردم مانند جدّ بزرگوارش پيامبر (ص) مى باشد چه در دوران [[غیبت|غيبت]] و چه در دوران ظهور و مردم بايد از اين مولاي زمانه ، پيروي نمايند و به ولايتش تن و جان بسپارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نگاه شیعه ، شناخت امام و «ولىّ الله» و سپس گردن نهادن به اوامر و نواهى و قضاوت‌ ها و احکام او بر همگان واجب است و هر کس از این امر سرباز زند، در واقع توحید و نبوت را نپذیرفته است. به عبارت دیگر؛ لازمه پذیرش توحید و عدالت او، پذیرش نبوت و پذیرش این دو مستلزم پذیرش ولایت ولىّ می‌ باشد. این مطلب از آيه سوم سوره مائده که ابلاغ و معرفى ولىّ را معادل ابلاغ رسالت و توحید قرار می‌دهد و نيز آيه ٥٩ سوره نساء که اطاعت از اولوالامر را در طول اطاعت از خدا و رسول(ص) معين مى نمايد و نیز حدیث ثقلین که «عترت» را قرین دائمي قرآن کریم می‌نماید كه هرگز از هم جدا نمي شوند تا در بهشت به پيامبر(ص) بپيوندند و تمسك به ان دو شرط نجات شمرده شده است، به وضوح ، مستفاد و برهاني مى شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بسیارى روایات استفاده می‌شود كه هیچ عمل و عبادتى، بدون پذیرش ولایت ولى الله الاعظم، مقبول درگاه احدیت واقع نمی‌ شود. به عنوان نمونه امام رضا(ع) در حدیث معروف «سلسلة الذهب» از اجدادشان به صورت حدیث قدسى، فرمودند: «کلمه لا إله إلاّ الله، حِصن(دژ محکم) من(الله) است، و هر کس در آن داخل شود از عذاب من مصون خواهد ماند». و پس از اندکى تأکید نمودند: «با عمل به شرایط لا إله إلاّ الله. و (پذیرش ولایت) من یکى از آن شرایط است».&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق،امالي/٢٣٥.&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى توحيدش ناقص است كسي كه ولايت امامان را نپذيرد زيرا پذيرش ولايت و سرپرستي هركس جز برگزيدگان حق، فرد را به سوي شرك ، رهنمون مى نمايد اگرچه ظواهر عبادي را رعايت كند. در همین راستا سخن امام باقر(ع) معنا دار است آنجا كه فرمود: «اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت، و هیچ‌یک از آن ارکان به پای ولایت نمی‌رسد»؛&amp;lt;ref&amp;gt;كافى١٨/٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه ولایت در میان ارکان دین نقش کلیدى دارد و امام راهنماى دین است، ضرورت وجود امام در همه زمان ها ، نصب [[حجت]] و امام را توسط خداوند و پيامبرش، قطعى ساخته است.دوازده امام پس از پيامبر(ص) عهده دار اين امامت و ولايت اند. امام دوازدهم، علاوه بر امامت و ولايت، عهده دار ماموريت بزرگى است كه خداوند بر دوش او نهاده تا در [[آخر الزمان|آخرالزمان]]، دين را به طور كامل و عملي به اجرا گزارد و عدالت را به تمام معنا در زمين مستقر سازد و اين ماموريت را پس از دوران غيبت، عملي خواهد ساخت. اما چنين نيست كه ولايتش فقط منحصر در دوران ظهور باشد، بلكه در دوران غيبت نيز بر همگان ولايت دارد، هم ولايت تكوينى و هم ولايت تشريعى. در ولایت تکوینی ، امام يا همان &amp;quot;ولي عصر&amp;quot; در هر زمان، به اذن الاهى داراي حق تصرف و سرپرستى در كائنات است و ولايت تشريعى، مقام و منصب قانوني در تشريع و تبيين احكام عملي و امور دينى و اجتماعى انسان هاست كه ولي عصر، شخصاً يا از طريق كارگزارانش به آن مى پردازد. لقب &amp;quot;ولي عصر&amp;quot;براي حضرت مهدي(ع) بيانگر اين وجهه از شخصيت آن امام همام است.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1&amp;diff=1500</id>
		<title>منصور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1&amp;diff=1500"/>
		<updated>2026-10-01T16:18:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - منصور =&lt;br /&gt;
از ديگر القاب حضرت مهدي ارواحنا فداه، لقب &amp;quot;منصور&amp;quot; است.«منصور» به معنای «یاری شده» است که در موارد متعدد برای [[امام زمان]](عج) در روایات و دعاها آمده است. این اصطلاح ریشه قرآنی هم دارد. در روایتی که از  امام باقر(ع) نقل شده است، ذیل آيه ۳۳ سوره اسراء ﴿...وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا...﴾ يعنى آن كسى كه مظلوم كشته شد؛  حضرت فرمودند او امام حسين (ع) است که با مظلوميت به شهادت رسید. سپس دنباله این آيه را قرائت فرمودند که: ﴿...فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا﴾؛يعنى ما برای ولیِّ او سلطنتی را قرار مى دهيم (يعنى حق قصاص دارد) پس زیاده روی در قتلش نکند که همانا او [از طرف خدا] منصور و يارى شده است كه  اشاره است برای انتقام و خونخواهی امام حسين(ع) كه فرمانروايي براي ولىّ اوست، بعد مى فرمايند در اين آيه منظور از منصور، حضرت مهدى(ع) مى باشد و به اين دليل، لقب آن حضرت، منصور قرار داده شده و فرمانروايي و قصاص و پيروزي با اوست.&amp;lt;ref&amp;gt;تفسير فرات كوفي/٤٠.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دعاها و زيارات نيز به لقب &amp;quot;منصور&amp;quot; براي آن حضرت اشاره شده است از جمله در دو قسمت اززیارت عاشورا آمده است:اول در عبارت&amp;quot; فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ) أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ&amp;quot; ؛ يعنى از خدائي كه مقامت را گرامى داشت، و مرا به وسيله تو كرامت بخشيد، درخواست میكنم، كه خون خواهى تو را همراه پيشواى يارى شده و منصور از اهل بيت محمّد (كه درود خدا بر او و خاندانش باد) روزى من نمايد. و نيز: « وَ اَکْرَمَنی بِکَ اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ» يعنى از خداوندی که مقام تو را گرامی داشته و مرا به واسطه دوستی تو عزت و کرامت بخشیده درخواست می‌کنم که : خونخواهی تو را ، بیاری امامی یاری شده از خاندان محمد (ص) به من روزی گرداند. در [[دعای ندبه]] هم می‌ خوانیم: «این المنصور علی من اعتدی علیه» يعنى كجاست آنكه ياري شده و پيروز است بر كسي كه به او ستم نموده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراين خداوند، حضرت مهدی (ع) را که از فرزندان آن حضرت و وارث خون آن شهید مظلوم است، خون‌خواه حضرتش قرار داده و به وی قدرت و سلطنت عطا فرموده، و او را «منصور» نام نهاده، تا هنگامی که امر [[ظهور]] از طرف خدا امضاء شود، با قوّت و قدرت و تأیید خداوند قیام کند و همۀ جباران و ستمگران و ستم‌پیشگان را طعمه مرگ سازد. در مورد نوع و چگونگي اين ياري كه خداوند براي حضرت [[بقية الله]](ع) انجام مى دهد، گفته شده است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشتگان بزرگ الهی همراه حضرت هستند و در مواقع دشوار و حساس به ایشان کمک می کنند و در حدیثی آمده که خداوند امام را با ملائکه یاری و تأیید می کند.&amp;lt;ref&amp;gt;معجم احاديث المهدى٣٤٧/١.&amp;lt;/ref&amp;gt; ديگر ، وجود ياران سلحشور و نيرومند از ياران دوران خود امام و بعضى ياران انبياء گذشته است. در روايتى از امام علی(ع) است که خداوند بعضی یاران حضرت موسی(ع) و اصحاب کهف و شیعیان خالص را برای یاری حضرت با او همراه می کند و آنان سبب تأیید و کمک حضرت هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;همان١٤١/٣.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ديگر عوامل پيروزي حضرت آنطور كه در احاديث فراوانی رسیده، ترس و هراس در دل دشمنان است که گفته شده امام بر دشمنان با رعب و هراسي كه در دل آنها مى افتد، پيروز و منصور است يعنى«منصور بالرّعب و مؤیّد بالنّصر»&amp;lt;ref&amp;gt;همان ٢٥٦/١.&amp;lt;/ref&amp;gt; است؛ زيرا هنگام ظهور، رُعب او در دل قدرتمندان می‌افتد و نیروهای غیبی و نادیدنی به کمک او و یاران او می‌شتابند. ديگر وجود نشانه ها مانند ندای آسمانی است که مردم را به سمت حضرت فرا می خواند و صدای حضرت که در کنار خانه خدا به تمام مردم جهان می رسد و با اين نشانه ها، مقاومت در برابر حضرت نمى كنند و تسليم مى شوند. از ياري جنيان نيز در روايات سخن به ميان آمده چنانكه به ياري سليمان پيامبر رفتند؛&amp;lt;ref&amp;gt;همان١٤١/٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنين از ياري برخی موجوادت، مانند پرندگان و عوامل طبيعى كه با پرتاب سنگ به دشمنان و کوه ها و با خراب شدن بر سر دشمنان كه سبب هلاکت آنان می شود، ياد شده است؛&amp;lt;ref&amp;gt;همان٩٦/٣و١٤١.&amp;lt;/ref&amp;gt; و البته آنچه دربارۀ یاری آن حضرت به وسیلۀ نیروهای غیبی گفته شده منافاتی با لزوم همراهى و حضور ياران [[غیبت|عصر غيبت]] ندارد و بایسته است که مردم آن حضرت را تا رسیدن به اهداف متعالیش یاری کنند.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D9%89&amp;diff=1499</id>
		<title>داعى</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D9%89&amp;diff=1499"/>
		<updated>2026-10-01T15:58:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - داعی =&lt;br /&gt;
&amp;quot;داعى الله&amp;quot; از القاب و صفات حضرت [[بقية الله]](ع) است يعنى دعوتگر و رهنمون كننده انسان ها به سوي خدا؛ قرآن، پيامبر اكرم (ص) اين مشعل فروزان هدايت برای رهروان راه خدا را &amp;quot;داعى الى الله خوانده و فرموده است او به اذن الاهى دعوت كننده به سوي الله و مشعل فروزان هدايت است (وَ دَاعِیا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِیرًا).&amp;lt;ref&amp;gt;احزاب/٤٦.&amp;lt;/ref&amp;gt; آن حضرت خاتم همه رسولان و پيامبراني است كه وظيفه و هدف بعثت و برانگيختگى شان خواندن مردم به سوي خدا بوده است. اهل بیت آن حضرت هم چون او سر سلسله بلکه معلم یکتاپرستان هر زمان بوده‌اند. رفتار آنان خداگونه بوده و با کردار و گفتار خویش مردم را به سوی خدا و توحید فرا می‌ خواندند و اگر آنها نبودند، معارف به مردم منتقل نمی‌شد و خدا ناشناخته می‌ماند.حضرت مهدي(ع) نيز همين وظيفه را به عهده دارد لذا در متون روايي و ادعيه و زیارات ، علاوه بر صفات و القاب ديگر با صفت و لقب &amp;quot;داعی الله&amp;quot; خوانده شده؛&amp;lt;ref&amp;gt;نجم ثاقب/٧٣؛العبقري الحسان/٣٤.&amp;lt;/ref&amp;gt; چنانكه در زيارت آل ياسين مى خوانيم: «السلام علیک یا داعی الله و ربّانيّ آياته».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه و لقب &amp;quot;داعى&amp;quot; و جمع آن يعنى &amp;quot;دعاة&amp;quot; براي امامان نيز به كار رفته است لذا در زيارت جامعه كبيره به آن سروران، با این صفت و لقب توجه نموده و درود می‌فرستیم: &amp;quot;السلام علی الدُّعاةِ الی الله&amp;quot; يعنى سلام بر دعوتگران مردم به سوي خدا.&amp;lt;ref&amp;gt;همان.زيارت جامعه كبيره.&amp;lt;/ref&amp;gt;  امام باقر(ع) نيز در تفسیر آیه‌ شریفه: (وَأْتُوا الْبُیوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا)&amp;lt;ref&amp;gt;بقره/١٨٩.&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى به خانه ها از درهايش وارد شويد، فرمود: &amp;quot;هُمُ الدعاةُ الی الجنه و الادلاء علیها الی یوم القیامه&amp;quot;؛&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار٢٠٣/٢٤.&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى آنان داعيان و دعوتگرانى هستند که تا دامنه‌ قیامت مردم را به سوی بهشت و خدا فرا می‌ خوانند. امام رضا (ع) نيز بر گروهی که در امر امامت و پیشوایی به اختلاف و گفت و گو نشسته بودند، گذر نمود و به آنها فرمود: «شما از اهمیت امر امامت چه می‌ دانید؟!» و سپس برای امام، ویژگی‌ هایی بیان نمود و از جمله فرمود: &amp;quot;امام کسی است که مردم را به سوی خدا فرا می‌ خواند و از حریم او دفاع می‌کند: «و الداعی الی الله و الذابُّ عن حرم الله».&amp;lt;ref&amp;gt;كافى١٩٩/١.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل اين داعیان راستین و پيشوايان پاك و هدايتگر كه رسول خدا و امامان هستند و قرآن ، آنان را امامان هدايتگر به سوي خدا خوانده است (وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا)،&amp;lt;ref&amp;gt;انبياء/٧٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; امامان و پیشوایان کفر و فساد و ستم هم بوده و هستند که به جای خدا پرستی، هوا می‌ پرستند و آدمیان را به خدا و بهشت و اعمال نیک فرا نمی‌خوانند، بلکه به خود و رفتار ناشایست، بیداد، ستم و دوزخ دعوت می‌کنند. امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه‌ی شریف: (وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یدْعُونَ إِلَى النَّارِ)&amp;lt;ref&amp;gt;قصص/٤١.&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى آنان را پيشواياني قرار داديم كه به سوي آتش (دوزخ) فرا مى خوانند، فرمود: اینها امامانی هستند که آدمیان را به دوزخ می‌کشانند و بر هوای نفس و خلاف قرآن رفتار می‌نمایند و به پیروی از هواها و خواسته‌ های خویشتن وادار می‌کنند و سبب ضلالت و گمراهی آنان می‌گردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر جامع، ذیل آیه‌٤١قصص.&amp;lt;/ref&amp;gt; آري، داعیان دروغین نيز در طول تاریخ همیشه بوده اند كه  با نام دین می آمدند اما مقصدشان هدایت جامعه نبود. آنها در مقابل اسلام و اهل بیت(ع)، دکان دینداری درست می کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آري، حضرت بقية الله نيز به عنوان &amp;quot;داعي الله&amp;quot; ،هر آنچه را که حضرت حق - تبارک و تعالی- خواسته و فرموده پیاده کند و به مرحله اجرا گذارد و این است شعار رهبر خرد و پیشوای راستین شریعت. بدین جهت آن حضرت با رفتار و گفتارش چهره‌ ای از صفات زیبای خدای مهربان را به تصویر مى کشد و به سویش فرا مى خواند. او جلوه‌گر تمام صفات خداست. چون [[غیبت|عصر غیبت]] سایه‌ خود را برچیند و صبحگاهان ظهور و حضور فرا رسد، امام مهدی (ع) خاوران و باختران را که از ظلم و شرک آکنده گشته، پاک و پاکیزه نماید تا بر زمین نشانی از بیداد و بیدادگری، بی دینی و کفر پیشگی نماند. و آیینی جز یکتاپرستی به جاي نماند و چنانكه خداوند در قرآن فرمايد بساط شرك و كفر پيچيده شود و جز عبوديت حق بر مدار روزگار جاري نشود و چنان شود كه خداوند فرمايد: &amp;quot;يعبدوننى لا يشركون بي شيئا&amp;quot; مرا عبادت كنند و شركي نسبت به من قايل نشوند.&amp;lt;ref&amp;gt;نور/٥٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D9%82%DB%8C%D8%B9&amp;diff=1498</id>
		<title>توقیع</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D9%82%DB%8C%D8%B9&amp;diff=1498"/>
		<updated>2026-10-01T14:31:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;توقیعات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نامه ها&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;توقیع چیست؟&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توقیع در اصل به معنای نوشتن، پاسخ مکتوب دادن یا قرار دادن نشانه و امضا در انتهای نامه است. اما در تاریخ اسلام و به‌ویژه در فرهنگ شیعه، توقیع به نامه، پاسخ یا نوشته‌ای گفته می‌شود که از سوی امام معصوم صادر شده باشد. این نوشته ممکن است خطاب به همه شیعیان، گروهی از آنان، یا شخصی خاص باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته عمده توقیعات از سوی [[وليّ عصر|امام عصر]] عجل الله تعالی فرجه الشریف صادر گردیده است. توقیعات حضرت مهدى علیه السلام مطالبى بود که آن حضرت به خط مبارک خود در جواب سؤال ها و عریضه ها ذیل نامه‌ها مرقوم مى داشتند و توسط یکى از سفرا به صاحبان نامه باز گردانده می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توقیعات امام زمان علیه السلام بیشتر در دوران [[غیبت صغری]] صادر شده‌اند؛ یعنی دوره‌ای که امام از دیدگان مردم پنهان بود، اما از طریق نمایندگان خاص خود با شیعیان ارتباط داشت. در این دوره، بخشی از نامه‌ها و پاسخ‌های امام به‌وسیله [[نواب اربعه]] به دست مردم می‌رسید. بااین‌حال، توقیع فقط به نامه‌هایی که از طریق نواب اربعه منتقل شده‌اند، محدود نمی‌شود. در منابع شیعه، نامه‌هایی نیز به افراد خاصی مانند شیخ مفید فرستاده شده است. بنابراین، ملاک توقیع بودن یک نوشته، صدور آن از سوی امام است، نه صرفاً اینکه حتماً به‌وسیله یکی از نواب اربعه منتقل شده باشد. در نتیجه می توان توقیعات را به دو بخش تقسیم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف) توقیعات در دوران غیبت صغری:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران محدود غیبت صغری (۲۵۵ـ تا ۳۲۹ ق. که تقریباً ۷۴ سال می‌شود)، توقیعاتی با ‌واسطه چهار نایب خاص حضرت مهدی علیه‌السلام ([[عثمان بن سعید عمروی|عثمان بن سعید]]، [[محمد بن عثمان عمروی|محمد بن عثمان]]، [[ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی|حسین بن روح]] و [[علی بن محمد سمری]]) صادر می شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب) توقیعات [[غیبت کبری]]:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان غیبت کبرای حضرت مهدی علیه السلام، ارتباط شیعیان با آن حضرت از طریق نواب خاص دیگر وجود ندارد ولی این ارتباط، می‌تواند به وسیله صدور توقیعات شریف از جانب ایشان به خواص و بزرگان شیعه انجام گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محتوای توقیعات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در توقیعات مطالب گوناگونی آمده است. برخی از آن‌ها در پاسخ به پرسش‌های فقهی و اعتقادی است، برخی دیگر وظیفه شیعیان را در برابر حوادث زمانه روشن می‌کند و در بعضی از آن‌ها، امام افراد منحرف یا [[مدعیان مهدویت|مدعیان دروغین]] را معرفی و از آنان بیزاری اعلام می‌کنند. ازاین‌رو، توقیعات را می‌توان وسیله‌ای برای هدایت دینی، پاسخ‌گویی به مسائل شیعیان، حفظ ارتباط معنوی با امام و مقابله با انحرافات اعتقادی دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;توقیعات صادره از [[امام زمان]] علیه السلام&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب‌های معروف امامیه، همچون: «کمال الدّین» شیخ صدوق، «الغیبة» شیخ طوسی، «احتجاج» شیخ طبرسی، «بحارالانوار» علامه مجلسی و کتب دیگر، حدود هشتاد توقیع از ناحیه‌ی مقدس امام زمان علیه السلام نقل شده است که برخی از آنها خطاب به سفرا و نواب خاص است، برخی خطاب به علما و فقهای شیعه، برخی دیگر در پاسخ به سؤالات است و در برخی به تکذیب و لعن و نفرین کسانی پرداخته شده که به دروغ، ادعای بابیت و سفارت از طرف آن حضرت داشته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ویژگی‌های توقیعات امام زمان علیه السلام&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور اجمال، بخش هایى از ویژگى‌ها و مزایاى توقیعات مقدس حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیان مى‌کنیم :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;الف) اعجاز و توقیعات:  &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاید نتوان ادعا کرد همه نامه ها توأم با اعجاز بوده، اما در بخشى از توقیعات، معجزه‌آمیز بودن آنها کاملا مشهود است و به طور قطع مى‌توان گفت صدور آنها به طور عادى صورت نگرفته است. مثلا محمد بن فضل موصلى که شیعه بود ولى نیابت جناب حسین بن روح (نایب سوم) را قبول نداشت، روزى هنگام بحث با یکى از دوستانش به نام حسن بن على وجناء و به پیشنهاد او براى آزمودن نایب امام علیه السلام مطلبى را کاملاً محرمانه با هم توافق کردند و حسن بن على کاغذ سفیدى از دفتر موصلى جدا کرد و قلمى تراشید و با آن بدون مرکب مطالبى بر روى آن ورقه نوشت، سپس آن را مهر کرد و توسط خدمتکار نزد حسین بن روح فرستاد. ظهر همان روز جواب نامه در همان ورقه ارسالى آمد که فصل به فصل با مرکب نوشته شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;الغیبة، شیخ طوسى، ص۱۹۲ـ۱۹۳ &amp;lt;/ref&amp;gt; این معجزات در مرحله صدور بود، اما در متن خود توقیعات موارد بسیار زیادى از معجزات مشهود است که بیشتر به صورت خبرهاى غیبى از حوادث آینده، کارها و مذاکرات خصوصى، شفاى بیماران، خبردادن از تولد فرزند و خصوصیات مولود و غیره مى‌باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;کلمة الامام المهدى، ترجمه فارسى، ج۱ ص۱۹۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ب) استدلال به توقیعات&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علماى شیعه در رشته‌هاى مختلف اعتقادى، فقهى و اخلاقى به توقیعات حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه استناد و استدلال مى‌کنند، بعضى از علما اصل صدور توقیع از آن حضرت را از جمله دلایل وجود شریف آن بزرگوار شمرده‌اند، مانند مرحوم شیخ على اکبر نهاوندى که در این باره مطالبی گفته که مضمون آن چنین است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«تمام این توقیعات و مکتوبات، از جمله دلایل بر اثبات وجود آن بزرگوار است، زیرا که مکتوب و توقیعی با آن محتوای والا بدون کاتبی در حد امام معصوم ممکن نیست».&amp;lt;ref&amp;gt;العبقرى الحسان، ج۲ ص۲۰۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این نکته دیگری که بر اصالت این توقیعات صحه میگذارد، وثاقت ناقلان این مکتوبات است که همگی از بزرگان و اشخاص قابل وثوق و پرهیزکار و خداترس در بین مردم بوده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فقه نیز توقیعات را به منزله یک دلیل و حجت شرعى مى‌شمارند و در استنباط احکام به آنها استناد مى‌کنند، این کار با بررسى سند و ارزیابى راویان توقیع ـ از جهت دیانت و وثاقت ـ شروع مى‌شود، چنان که قاعده برخورد با هر حدیث و روایت همین است و پس از اطمینان یافتن از صحت سند، بر آن اعتماد مى‌کنند و به عنوان یک حدیث معتبر با آن مواجه مى‌شوند، آنگاه دلالت آن را به بحث مى‌گذارند، و در صورتى که در اخبار، معارضى براى آن یافت شود، طبق قواعد علم درایه و فقه، به چگونگى جمع بین هر دو، ترجیح نص بر ظاهر مى‌پردازند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ج) خط توقیعات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابر بعضى از روایات، خط مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه به خط پدر بزرگوارش بسیار شباهت داشته است&amp;lt;ref&amp;gt;مناقب، ج۳ ص۵۳۳&amp;lt;/ref&amp;gt; با توجه به این که در طول مدت نیابت نواب اربعه، این توقیعات به طور یکنواخت ظاهر مى‌گشت، شیوه‌اى کاملاً مطمئن براى یقین به صدور آنها از شخص امام علیه السلام بود و راه را براى افراد فرصت طلب و مغرض مى‌بست که هرگز نتوانند نامه‌هاى جعلى به نام آن حضرت درست کنند و مردم را به وسیله آنها فریب دهند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;د) ارسال توقیعات توسط نواب خاص&#039;&#039;&#039;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر توقیعات حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه در دوران غیبت صغری توسط نواب خاص آن جناب براى افراد ظاهر مى‌گشت و ارتباط کتبى با حضرتش فقط از طریق ایشان انجام مى‌گرفت و حتى وکلاى آن حضرت که در بلاد مختلف بودند، نامه‌هاى خود و دیگر افراد را نزد نایب امام مى‌فرستادند و از او پاسخ دریافت مى‌کردند. شیخ طوسى در کتاب الغیبه مى‌گوید: «و در زمان سفیران ستوده آن حضرت، جمعى از افراد مورد وثوق بوده‌اند که از سوى سفراى منصوب شده اصلى، توقیعات بر آنان وارد مى‌شد...»&amp;lt;ref&amp;gt;مناقب، ج۳ ص۵۳۳&amp;lt;/ref&amp;gt; نیز صاحبنظران در شرح احوال و ذکر خصوصیات جمعى از وکلا، این نکته را متذکر شده‌اند. شایان ذکر است که طبرسى در احتجاج دو نامه از حضرت مهدى ارواحنا فداه به شیخ مفید نقل کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;احتجاج، ج۱ ص۳۱۸ ـ ۳۲۵&amp;lt;/ref&amp;gt; این نامه‌ها توسط شخص مورد اعتمادى به شیخ مفید رسیده ولى نام آن شخص ذکر نشده است. همچنین بعضى از معاصران پیامى که از سوى آن حضرت براى مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى، توسط مرحوم شیخ محمد کوفى شوشترى نقل شده، به عنوان توقیع ذکر کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مطالب مطرح شده در توقیعات&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوعاتى که در توقیعات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه آمده است، شامل بسیارى از معارف و حقایق دینى و امور تربیتى و برنامه‌هاى زندگى فردى و اجتماعى مى‌باشد، که فهرست اجمالى آنها بدین قرار است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف) مباحث عقیدتى، در زمینه‌هاى مختلف توحید، نبوت، امامت، معاد و...؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب) امور اجتماعى، شامل مسائل اخلاقى، تربیتى، و شئون اقتصادى و مشکلات مالى؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج) وظایف و تکالیف شیعیان در [[غیبت|عصر غیبت]]، بیان چگونگى توجه به خداوند، ایجاد زمینه‌هاى خودسازى، نحوه ارتباط با ایشان و پیروى از آن حضرت و آمادگى براى برپایى حکومت عدل گستر او؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
د) بیان قسمتى از احکام و مسائل فقهى در مورد نماز، روزه، حج، نذر، خمس، نکاح و...؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هـ) مطالبى در امور شخصى کسانى که از آن حضرت درخواست مى‌کردند از قبیل نامگذارى فرزند، آزادى برده و کنیز، انتخاب دوست، اجازه سفر و...؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و) نصب و تأیید وکلا و نواب و دیگر امور مربوط به ایشان؛&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ز) دفع خطر از شیعیان؛ در آن عصر که حکام ستمگر، براى شناسایى و شکنجه و آزار و نابودى شیعیان و پیروان اهل بیت علیهم السلام کمر بسته بودند و احیاناً نقشه‌هاى ماهرانه‌اى طرح مى‌کردند تا بلکه بتوانند تمامى آنها را از بین ببرند، تنها راه خلاصى از دامهاى شیطانى بدخواهان، همین توقیعات بود. مثلا یکبار که در مورد وکلا و نمایندگان حضرت مهدی علیه السلام نزد خلیفه غاصب سعایت شده بود، خلیفه براى شناسایى و دستگیرى آنان چنین دستور داد که افراد ناشناسى را همراه با پول نزد آنها به جاسوسى بفرستید، اگر کسى از آنها چیزى پذیرفت او را دستگیر کنید. در این هنگام از ناحیه مقدسه حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه خطاب به همه وکلا فرمانى صادر شد که از هیچ کس چیزى نپذیرند و خود را بى‌اطلاع نشان دهند.&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافى، ج۱ ص۵۲۵&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین در یک زمان از سوى حضرت ولى عصر عجل الله تعالی فرجه دستورى صادر شد که از زیارت کاظمین و کربلا نهى کرده بودند. پس از چند ماه معلوم شد خلیفه در آن موقع دستور داده بود که هر کس به زیارت رود، در کمینش باشند و او را دستگیر کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;کافى، ج۱ ص۵۲۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ح) بیزارى از منحرفان؛ در عصر غیبت صغرى افرادى به عناوین مختلف و با مقاصد گوناگون به دروغ ادعاهایى مى‌کردند و سعى داشتند دوستان و پیروان ائمه علیهم السلام را به سوى خود جلب کنند و آنها را فریب دهند و گمراه سازند و با توجه به این که این قبیل افراد کم و بیش در بین شیعیان آن زمان ـ و یا دست کم در بعضى از مناطق شیعه‌نشین ـ شهرت و احترامى داشتند و غالباً زیر پوشش ادعاى نیابت و سفارت حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه دامهاى خود را مى‌گسترانیدند، لذا خطر آنها براى شیعیان و مسلمانان، از خطر کفار و مشرکین بدتر بود و افشاى تزویر و کشف نقاب از چهره کریه ایشان و طرد آنها از جوامع دینى، ضرورت داشت. از همین روى، توقیعات مهمى درباره این افراد و بیزارى حضرت ولى‌عصر از آنها، از سوى آن جناب صدور یافته و مایه رسوایى و انزواى آنها شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;توقیعات در آثار بزرگان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظاهرا نخستین کسى که توقیعات را جمع‌آورى کرده است محدث گرانقدر عبدالله بن جعفر حمیرى مى‌باشد. او از جمله اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادى و امام عسکرى علیهم السلام بوده، عصر غیبت صغرى را نیز درک کرده، و توقیعات را به خط امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال، نجاشى، ص۱۵۲؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۰ ص۱۴۵&amp;lt;/ref&amp;gt; از عبارت نجاشى برمى‌آید که او توقیعات امام حسن عسکرى علیه السلام را تدوین کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در منابع اولیه حدیث همچون: کافى؛ کمال الدین؛ الارشاد؛ الغیبة شیخ طوسى؛ احتجاج و غیره و نیز مجموعه‌هاى بزرگ حدیث و کتب معتبر متأخرین مانند: بحارالانوار؛ وسائل الشیعه؛ وافى و مستدرک الوسائل، در فصل هاى خاص و یا به طور پراکنده، توقیعات بسیارى آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عصر حاضر نیز آثار ارزشمندى در این زمینه انتشار یافته است، از جمله: تاریخ الغیبة الصغرى؛ کلمة الامام المهدى، ترجمه فارسى و استدراک؛ توقیعات مقدسه، اثر جعفر وجدانى؛ مجموعه سخنان، توقیعات و ادعیه حضرت بقیة الله، از خادمى شیرازى؛ نواب اربعه، راسخى نجفى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نمونه‌ای از توقیعات&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن مهزیار بعد از فوت پدرش پولی را که به پدر او داده بود باید به امام زمان علیه السلام می رساند ولی مکان حضرت را نمیدانست وشک و تردیدهایی در دل داشت و  توقیع صادره اینچنین است:   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از محمد بن ابراهیم بن مهزیار نقل شده است که در حال شک و تردید وارد عراق شد و این توقیع برای وی صادر گردید: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مهزیاری بگو آنچه را از دوستان آن سامان حکایت کردی فهمیدیم، به آنها بگو آیا قول خدای تعالی را نشنیدید که می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» آیا این دستور تا روز قیامت نیست؟ آیا خدای تعالی پناهگاه‌هایی برای شما قرار نداده است که بدان پناهنده شوید؟ آیا از زمان آدم علیه‌السلام تا زمان امام گذشته ابو‌محمّد صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ اعلامِ هدایت برای شما قرار نداده است؟ و اگر عَلَمی نهان شد عَلَمی آشکار نگردید و اگر ستاره‌ای افول کرد ستاره‌ای ندرخشید؟ و چون خدای تعالی ابو‌محمّد را قبض روح کرد پنداشتید که او رابطه بین خود و خلقش را قطع کرده است؟ هرگز چنین نبوده و تا روز قیامت چنین نخواهد بود در آن روز امر خدای تعالی ظاهر شود و آنان ( شاید مقصود کسانی‌که به ولایت ائمه اعتقاد ندارند ) ناخشنود باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای محمّد بن ابراهیم! برای چیزی که بخاطر آن آمدی شک به خود راه مده که خدای تعالی زمین را از [[حجت|حجّت]] خالی نگذارد، آیا پدرت پیش از وفاتش به تو نگفت: هم اکنون باید کسی را حاضر کنی که این دینارهایی را که نزد من است وزن کند و چون دیر شد و شیخ بر جان خود ترسید که به زودی بمیرد به تو گفت: آن‌ها را تو خود وزن کن و کیسه بزرگی به تو داد و تو سه کیسه داشتی و یک کیسه که دینارهای گوناگون در آن بود، آن‌ها را وزن کردی و شیخ با خاتم خود آن‌ها را مهر کرد و گفت تو هم آن‌ها را مهر کن، اگر زنده ماندم که خود می‌دانم چه کنم و اگر مُردم، تو اوّلاً درباره خود و ثانیاً درباره من از خدا بپرهیز و مرا خلاص کن و چنان باش که به تو گمان دارم، خدا تو را رحمت کند آن دینارهایی را که از مابین نقدین از حساب ما جدا کردی و ده اندی دینار است بیرون کن و از جانب خود آنها را مسترد کن که زمانه بسیار سخت است حسبنا الله و نعم الوکیل.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین صفحه 241 ترجمه منصور پهلوان جلد دوم باب ذکر توقیعات وارده از حضرت قائم علیه السلام توقیع شماره 8&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B3%D9%87%D9%84%D9%87&amp;diff=1496</id>
		<title>مسجد سهله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%B3%D9%87%D9%84%D9%87&amp;diff=1496"/>
		<updated>2026-10-01T14:05:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مسجد سهله&amp;lt;ref&amp;gt;برخی این نام را برگرفته از نام معمار یا شخصیت موسس آن، یعنی &amp;quot;سهیل&amp;quot;، دانسته‌اند. به همین خاطر، به مسجد سهله معروف است.(به نقل از سایت رکنا)&amp;lt;/ref&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== 1- تاریخچه بنا و بازسازی مسجد: ===&lt;br /&gt;
مسجد سهله از مساجد ساخته‌شده در قرن نخست هجری است. که به گفته برخی گزارش‌ها، تاریخ ساخت آن به پیش از ورود امام علی(ع) به [[کوفه]] بازمی‌گردد. این مسجد پس از فتح کوفه و استقرار مسلمانان در آن، به دست طایفه بنی‌ظَفَر، از شاخه‌های انصار، ساخته شد و از این‌رو در متون قدیمی با نام «مسجد بنی‌ظفر» شناخته می‌شود. به گفته مؤلف کتاب موسوعة العتبات المقدسه، مسجد سهله تنها مسجد باقی‌مانده از مساجدی است که قبایل پس از ساخت مسجد جامع بنا کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش محمد سعید طریحی، تاریخ‌پژوه عراقی، بنای مسجد و دیوارهای پیرامون آن در دوره‌های مختلف حکومت‌های ایرانی، از جمله ایلخانیان، تجدید بنا شده است. این بازسازی‌ها و تعمیرات پی‌درپی، بناها و کتیبه‌های پیشین را از میان برده و اطلاعاتی از پیشینه تاریخی مسجد را نیز از بین برده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بازسازی مسجد سهله به دستور سید محمدسعید حکیم از سال ۱۴۱۹ قمری آغاز شد و با وجود مشکلات مالی و شرایط سیاسی و اجتماعی عراق ادامه یافت. بازسازی مقام امام زمان(عج) و امام زین‌العابدین(ع)، محراب مقام امام صادق(ع)، گنبد و نمای بیرونی مسجد، احداث مناره جدید و توسعه امکانات مسجد صورت گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;ویکی شیعه – مسجد سهله&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسجد سهله، دارای صحن وسیع و شبستان کم ‌عرضی در جنوب آن است. گرداگرد صحن، رواق‌های سرپوشیده‌ای با نماهای آجری وجود دارد. کنار ورودی صحن کوچک به صحن اصلی مسجد، مناره دایره‌ای به‌چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== 2- مقام‌های مسجد سهله‌ ===&lt;br /&gt;
داخل شبستان، رواق‌ها و صحن اصلی مسجد سهله، مقام‌های متعددی منسوب به پیامبران و امامان علیهم ‌السّلام وجود دارد و هر یک، آداب و ادعیه مخصوصی دارد که در کتب ادعیه، از جمله مفاتیح الجنان، نقل شده است. این موارد عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 1-2-مقام ابراهیم ====&lt;br /&gt;
این مقام، در گوشه شمال غربی مسجد قرار دارد و به باور شیعیان، محل خانه حضرت ابراهیم علیه‌السّلام بوده که بر اساس روایات، از اینجا به جنگ با عَمالقه می‌رفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 2-2- مقام ادریس ====&lt;br /&gt;
این مقام، در گوشه جنوب غربی مسجد، بین دو ضلع جنوبی و شرقی قرار دارد و به باور شیعیان، محل خانه حضرت ادریس پیامبر علیه‌السّلام است که در روایت امام صادق علیه‌السّلام نیز به آن اشاره شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 3-2- مقام خضر ====&lt;br /&gt;
این مقام، در گوشه جنوب شرقی مسجد، بین دو ضلع جنوبی و غربی قرار دارد. براساس باور عموم مسلمانان، حضرت خضر علیه‌السّلام، زنده است و مقام‌های دیگری نیز در عراق و سایر کشورها، به وی منسوب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 4-2-مقام صالحَین‌ ====&lt;br /&gt;
این مقام، در گوشه شمال شرقی مسجد واقع است و به مقام هود و صالح علیهماالسّلام نیز شناخته می‌شود. برای این دو پیامبر، قبری نیز در قبرستان وادی ‌السلام نجف وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 5-2- مقام امام زین‌العابدین ع ====&lt;br /&gt;
این مقام، داخل صحن مسجد، نزدیک به سمت جنوب شرقی آن واقع است. روی مقام، سقف و سایبان ساده‌ای نیز بنا شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 6-2- مقام امام جعفر صادق ع ====&lt;br /&gt;
این مقام نیز وسط مسجد، داخل صحن قرار دارد. براساس روایات تاریخی، حضرت امام صادق علیه‌السّلام، مدتی در اینجا توقف نموده و دعا و عبادت به‌جای آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 7-2-  مقام حضرت مهدی عج ====&lt;br /&gt;
این مقام، در جنوب صحن مسجد، متصل به شبستان مسجد واقع است و روی آن، ساختمان و گنبد کاشی‌کاری، بنا شده است. ساختمان و گنبد این مقام، به دستور سیدمهدی بحرالعلوم ساخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاید ایشان، این مقام را در همان محل دیدار با [[امام زمان]] (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) ساخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساختمان و گنبد مقام نیز به شیوه معماری جدیدی، در حال بازسازی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ویکی فقه (مسجد سهله)&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== 3- فضایل مسجد: ===&lt;br /&gt;
مسجد سهله از مساجد مقدس شیعه، به‌شمار می‌آید و در فضیلت و آداب آن، روایات متعددی وارد شده است که در اینجا، به تعدادی از این روایات اشاره می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 3-1- ====&lt;br /&gt;
در روایت مفصلی از امام صادق علیه‌السّلام نقل شده است: در این مسجد، منزل حضرت ابراهیم علیه‌السّلام بوده که از آن به جنگ عمالقه می‌رفت و خانه حضرت ادریس علیه‌السّلام که در آن به خیاطی اشتغال داشت، قرار دارد. همچنین در آن، سنگ سبزرنگی است که صورت و شمایل همه پیامبران، بر آن نقش بسته است.&amp;lt;ref&amp;gt;... فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع)كَانَ بَيْتَ إِبْرَاهِيمَ ع الَّذِي خَرَجَ مِنْهُ إِلَى الْعَمَالِقَةِ وَ كَانَ بَيْتَ إِدْرِيسَ ع الَّذِي كَانَ يَخِيطُ فِيهِ وَ فِيهِ صَخْرَةٌ خَضْرَاءُ فِيهَا صُورَةُ وُجُوهِ النَّبِيِّينَ وَ فِيهِ مُنَاخُ الرَّاكِبِ يَعْنِي الْخَضِرَ ع‏..... قصص الأنبياء عليهم السلام (للراوندي) ؛ ص80 قسمتی از ح 62&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 3-2- ====&lt;br /&gt;
در روایت دیگری از امام صادق علیه‌السّلام، چنین نقل شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کوفه، مسجدی است به نام مسجد سهله که اگر عموی من زید، در آنجا نماز می‌خواند و به خدا پناه می‌برد، خداوند او را به مدت بیست سال، پناه می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;... ثُمَّ قَال َ) ابی عبدالله (ع): لَوْ أَنَّ عَمِّي أَتَاهُ حِينَ خَرَجَ فَصَلَّى فِيهِ وَ اسْتَجَارَ بِاللَّهِ لَأَجَارَهُ عِشْرِينَ سَنَةً وَ مَا أَتَاهُ مَكْرُوبٌ قَطُّ فَصَلَّى فِيهِ مَا بَيْنَ الْعِشَاءَيْنِ وَ دَعَا اللَّهَ إِلَّا فَرَّجَ اللَّهُ عَنْه.... ‏ )قصص الأنبياء عليهم السلام (للراوندي) ؛ ص80 ح62(&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 3-3- ====&lt;br /&gt;
در روایت دیگری از امام صادق علیه‌السّلام آمده است: «خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نفرموده مگر آنکه در مسجد سهله، نماز گزارده است.&amp;lt;ref&amp;gt;…وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا وَ قَدْ صَلَّى فِيهِ وَ الْمُقِيمُ فِيهِ كَالْمُقِيمِ فِي فُسْطَاطِ رَسُولِ اللَّهِ ص‏) بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏97 ؛ ص435(&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 3-4- ====&lt;br /&gt;
در روایت دیگری، از ایشان نقل شده است: «هیچ انسان محزونی نیست که در این مسجد، دو رکعت نماز بین نماز مغرب و عشا بخواند و از خدا بخواهد مگر آنکه خداوند‌ اندوه او را برطرف خواهد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;قصص الانبیاءعلیهم السلام- للراوندی- ص80 قسمتی از حدیث 62&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 3-5 ====&lt;br /&gt;
براساس روایتی از امام زین‌العابدین علیه‌السّلام، هرکس در مسجد سهله، دو رکعت نماز بگزارد، خداوند دو سال بر عمر او میافزاید.&amp;lt;ref&amp;gt;وَ بِالْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع‏ مَنْ صَلَّى فِي مَسْجِدِ السَّهْلَةِ رَكْعَتَيْنِ زَادَ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ سَنَتَيْنِ‏ {بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏97 ؛ ص436 ح6}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== 3-6- ====&lt;br /&gt;
در روایت دیگری، امام صادق علیه‌السّلام فرموده است: «مسجد سهله، منزل صاحب ما حضرت [[صاحب الامر|صاحب ‌الامر]] عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف است؛ پس از اینکه با اهل خود قیام کند. همچنین ابوبصیر از امام صادق علیه‌السّلام روایت کرده است که حضرت فرمود: «گویا فرود آمدن [[قائم]] عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف را با خانواده‌اش در مسجد سهله می‌بینم.&amp;lt;ref&amp;gt;عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَنَّهُ قَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ كَأَنِّي أَرَى نُزُولَ الْقَائِمِ فِي مَسْجِدِ السَّهْلَةِ بِأَهْلِهِ وَ عِيَالِهِ قُلْتُ يَكُونُ مَنْزِلَهُ قَالَ نَعَم‏....( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏97 ؛ ص435 ح3)&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به روایاتی که مسجد سهله را خانه امام زمان عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف در زمان [[ظهور]] بیان کرده است، این مسجد با حضرت مهدی عجّل‌الله‌فرجه ارتباط یافته و نام آن، با نام آن حضرت، قرین شده است و امروزه نیز، داخل مسجد مقامی برای ایشان وجود دارد. در برخی کتاب‌های شیعه، گزارش‌هایی از تشرف به محضر [[وليّ عصر|امام عصر]] عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف و ملاقات با آن حضرت در مسجد سهله، گزارش شده است؛ از جمله: از علامه سیدمهدی بحرالعلوم نقل شده است که در این مسجد، حضرت مهدی عجّل‌الله‌فرجه را در حال مناجات با پروردگار خود، زیارت کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از حدود نیمه اول قرن سیزدهم هجری، عالم بزرگ شیعه، شیخ محمدحسن صاحب جواهر (متوفای ۱۲۶۶ هـ. ق) این سنت را پایه‌گذاری کرد که مردم به مدت چهل شب پی در پی، شب‌های چهارشنبه، به مسجد سهله بروند و به نیت تشرف به محضر امام زمان عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف، آداب خاص آنجا را به‌جای آورند. شاید مبنای این اعمال، قول سید بن طاووس در «مصباح الزائر» است که می‌گوید: «اگر خواستی به مسجد سهله بروی، بین مغرب و عشای شب چهارشنبه برو که از اوقات دیگر بهتر است.&amp;lt;ref&amp;gt;عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَنَّهُ قَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ كَأَنِّي أَرَى نُزُولَ الْقَائِمِ فِي مَسْجِدِ السَّهْلَةِ بِأَهْلِهِ وَ عِيَالِهِ قُلْتُ يَكُونُ مَنْزِلَهُ قَالَ نَعَم‏....( بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏97 ؛ ص435 ح3)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا  تشرّف آیت الله العظمی مرعشی به محضر امام عصر علیه السلام را نقل می کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان می گوید: که در ایام تحصیل علوم دینی، بنابه شوقی که برای دیدار حضرت صاحب الزمان (عج) داشتم، عهد بستم که چهل شبِ چهارشنبه به مسجد سهله بروم تا خداوند توفیق دیدار آن حضرت را نصیب من کند. پس از ۳۵، ۳۶ شبِ چهارشنبه، یک شب تأخیری در رفتنم از نجف رخ داد؛ هوا بارانی بود. نزدیک مسجد سهله، خندقی بود و زمانی‌که به آنجا رسیدم، به‌سبب تاریکی شب، وحشت‌زده شدم؛ علاوه بر آن، دزد‌ها و بریدگی‌های سطح زمین، در آن اطرف زیاد بود و بر ترس من افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگام برگشت به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم. نزدیک آمد و با زبانی شیوا گفت: ای سید؛ سلام علیکم. در این میان، ترس و وحشت از من دور شد و آرامش و اطمینان‌خاطر پیدا کردم. برایم باعث تعجب بود که او، با توجه ‌به تاریکی شب، چطور از سید بودن من خبر داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هم سخن می‌گفتیم و از من پرسید که کجا می‌روی؟ گفتم: مسجد سهله. گفت که به چه جهت. گفتم: به‌قصد زیارت حضرت [[وليّ عصر|ولی عصر]] (عج). سپس وقتی به مسجد زید بن صوحان (مسجد کوچکی در نزدیکی مسجد سهله) رسیدیم، پس از دعا، فرمود که تو گرسنه‌ای و خوب است شام بخوری. آنگاه سفره‌ای از زیر عبایش بیرون آورد که در آن دو سه قرص نان و خیار سبز تازه بود. پس از خوردن شام، به مسجد سهله رفتیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود دو ساعتی، مشغول ادای اعمال مسجد سهله و مصاحبت با سید عرب شدم. پس از بازگشت از مسجد سهله، نزد حوض نزدیک دربِ خروجِ مسجد، مشغول حاجتی شدم. با خود اندیشیدم که این چه شبی بود و  این سید بافضیلت که بود!؟ شاید همان معشوقم، حضرت مهدی (عج) باشد! مضطرب برگشتم ولی دیگر آن آقا را ندیدم و کسی هم در مسجد نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاتمه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به فضایلی که برای این مسجد بیان شد، از جمله اینکه حضرت مهدی علیه السلام در زمان ظهور خود در آن سکنی خواهند گزید ، شوق و علاقه هر مؤمنی را برای رفتن به مسجد سهله و انجام اعمال و عبادات مخصوص در آن دو چندان می‌کند. از خداوند می‌خواهیم که به ما توفیق زیارت و عبادت در این مسجد مقدس را به دفعات زیاد روزی‌مان بفرماید. دعا در مکان مقدسی که محل عبادت انبیاء الهی بوده و اکنون نیز مورد توجه امام عصر علیه السلام است و روزی هم منزل و محل اسقرار حضرتش خواهد بود، قطعاً به اجابت نزدیکتراست. بهترین دعا در این مکان دعای بر تعجیل در فرج و ظهور آن امام غریب و پدر مهربانتر از مادر می‌باشد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87&amp;diff=1495</id>
		<title>کوفه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87&amp;diff=1495"/>
		<updated>2026-10-01T13:54:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: صفحه‌ای تازه حاوی «کوفه از شهرهای عراق و دومین شهر ساخته‌شده توسط مسلمانان است. امام علی(ع) در سال ۳۶ قمری این شهر را مرکز خلافت خود قرار داد و در همین شهر به شهادت رسید. بیشتر شیعیان در قرن نخست اهل شهر کوفه بوده‌اند. مسجد کوفه و مسجد سهله در این شهر است. علومی همچ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;کوفه از شهرهای عراق و دومین شهر ساخته‌شده توسط مسلمانان است. امام علی(ع) در سال ۳۶ قمری این شهر را مرکز خلافت خود قرار داد و در همین شهر به شهادت رسید. بیشتر شیعیان در قرن نخست اهل شهر کوفه بوده‌اند. مسجد کوفه و مسجد سهله در این شهر است. علومی همچون فقه، حدیث و نحو در کوفه رونق فراوان داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهر کوفه در دو قرن نخست هجری دارای اهمیت بود ولی پس از آن به دلایل مختلف سیاسی و اقتصادی از اهمیت آن کاسته شد و شهرهایی مانند بغداد و نجف دارای اهمیت شد. بر اساس روایات شیعه، کوفه در آینده مجددا مرکز توجه قرار می‌گیرد و مرکز حکومت حضرت مهدی(عج) پس از ظهور است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D9%85&amp;diff=1494</id>
		<title>منتقم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D9%85&amp;diff=1494"/>
		<updated>2026-09-24T14:42:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - منتقم =&lt;br /&gt;
يكى دیگر از القاب حضرت مهدی(عج)، منتقم است. آن حضرت عهده دار تمام خون‌ هایی است که به ناحق در طول تاریخ ریخته شده است و با ایجاد عدالت و پایان دادن به جریان ظلم سبب می‌شود انتقام مظلومان جهان گرفته شود. مظلوم‌ ترین فردی که در عالم کشته شده است، حضرت سیدالشهدا(ع) است، لذا در قسمتی از [[دعای ندبه]] در اشاره به این مسئولیت [[امام زمان]](ع) می‌ خوانیم :&amp;quot;این الطالب بذحول الانبیاء و ابناء الانبیاء این الطالب بدم المقتول بکربلا&amp;quot;؛&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتيح الجنان، دعاي ندبه.&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى کجاست آن منتقمی که خون به ناحق ریخته و پایمال شده پیامبران و فرزندان آنها را طلب خواهد کرد؟ کجاست آن‌که از خون شهید کربلا انتقام خواهد کشید؟ پیامبر اکرم (ص) در خطبه معروف خود در روز عید غدیر در توصیف امام مهدی(ع) می‌فرمایند: &amp;quot;أَلا انّه المنتقم من الظالمین أَلا انّه مدرک کل ثارٍ لاولیاء اللّه عز و جل &amp;quot;؛&amp;lt;ref&amp;gt;خطبه غديريه،&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى آگاه باشید که او انتقام‌ گیرنده از ستمگران است؛ او خونخواهِ خون به ناحق ریخته همه بندگان صالح خداست...&amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمد بن اسحاق می‌گوید: روزی در حضور [[حسن عسکری علیه‌السلام|امام عسکری]](ع) بودم که توفیق زیارت فرزند بزرگوارشان امام مهدی(ع) نصیب من شد. شنیدم که آن جانشین برحقّ حضرت عسکری(ع) فرمودند: «انا [[بقية الله|بقیة اللّه]] فی ارضه و المنتقم من اعدائه. يعنى من بقیة اللّه در روی زمین خدا هستم که از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین٣٨٤/١.&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله احادیثی که نام معصومین علیهم السلام را برمی‌ شمرد، حدیث معراج است. دراین حدیث آمده: «وقتی [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|حضرت محمّد]](ص)به دعوت پروردگار به دیدار ملک و ملکوت و عالم اعلی يعنى معراج رفت، ندارسید: سر خود را بالا بگیر و نگاه کن. آن حضرت سرش را بلند کرد، نگاهش به نورهای خیره کننده و مقدسی افتاد و به خداوند عرضه داشت: بارالها! این نورهای مقدّس چه کسانی هستند؟ ندا رسید: اینها امامان می‌باشند و این که –در بین آنها قرار گرفته و – ایستاده است، همانا [[قائم]] است؛ آن که حلال مرا حلال و حرامم را حرام می‌کند، و به وسیله او از دشمنانم انتقام می‌گیرم.&amp;lt;ref&amp;gt;همان٢٥٢/١؛کفایة الاثر/١٥٣؛ عيون اخبارالرضا٥٨/١؛ اثبات الهداة/٦٥١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر (ع) سؤال کردم: ای فرزند رسول خدا، آیا همه شما قائم و به پادارنده حق نیستید؟ فرمود: بله. گفتم: چرا حضرت مهدی (عج) را قائم نامیده اند؟ فرمود: هنگامی که جدّ من، حضرت سیدالشهدا(ع) شهید شد، ملائکه به درگاه خدا، ناله و شکایت کردند. پس خداوند تبارك و تعالى، امامان از فرزندان حسین را به آنان نشان داد و ملائکه از دیدن آنها خوشحال شدند. در آن هنگام دیدند یکی از ایشان در حال قیام است و نماز می خواند؛ پس خداوند فرمود: به وسیله این قائم از آنان (قاتلان امام حسین) انتقام خواهم گرفت٥. از امام باقر(ع) سوال شد از تفسير اين آيه :«ومن قتل مظلوماً فقدجعلنا لولیه سلطاناً فلا یسرف فی القتل انه کان منصوراً؛&amp;lt;ref&amp;gt;اسراء/۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیّ‌اش سلطه (وحقّ قصاص) قراردادیم، اما در قتل اسراف نکند، چون او مورد حمایت است»، آن حضرت پاسخ فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مقصود، حسین بن علی(ع) است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم و حضرت قائم علیه السلام از ماست و هرگاه قیام کند، انتقام خون حسین علیه السلام را می‌گیرد و آن قدر از آنها را می‌کشد که برخی می‌گویند: «در کشتن و انتقام گرفتن از قاتلان اسراف کرده است»، اما قرآن می‌فرماید: «او هرگز در کشتن و انتقام گرفتن اسراف نمی‌کند».&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر عیّاشی٢٩٠/٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام صادق(ع) نیز در تفسیر همين آیه فرمود: «این آیه دربارۀ امام حسین(ع)نازل شده است. پس اگر ولیّ او (امام زمان) تمام اهل زمین را بکشد، هرگز مسرف نخواهد بود».&amp;lt;ref&amp;gt;الکافی٢٥٥/٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام رضا(ع) در توضيح اين حديث امام ششم فرمودند:&amp;quot;فرزندان قاتلان حسین(ع) کسانی هستند که از کردار پدران شان راضی هستند و به آن افتخار می‌ کنند و هر کس که از کاری راضی باشد، مثل آن کسی است که آن را انجام داده است، و اگر کسی در شرق عالم کشته شود و دیگری در غرب عالم، به این قتل راضی و خشنود باشد، نزد خدای تعالی با قاتل شریک خواهد بود. از این‌رو، حضرت قائم(ع) آنها را به قتل می‌رساند&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;عيون اخبارالرضا/٢١٢؛ الزام الناصب٧٢/١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D9%85&amp;diff=1493</id>
		<title>منتقم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D9%85&amp;diff=1493"/>
		<updated>2026-09-24T14:38:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - منتقم =&lt;br /&gt;
يكى دیگر از القاب حضرت مهدی(عج)، منتقم است. آن حضرت عهده دار تمام خون‌ هایی است که به ناحق در طول تاریخ ریخته شده است و با ایجاد عدالت و پایان دادن به جریان ظلم سبب می‌شود انتقام مظلومان جهان گرفته شود. مظلوم‌ ترین فردی که در عالم کشته شده است، حضرت سیدالشهدا(ع) است ، لذا در قسمتی از دعای ندبه در اشاره به این مسئولیت امام زمان(ع) می‌ خوانیم :&amp;quot;این الطالب بذحول الانبیاء و ابناء الانبیاء این الطالب بدم المقتول بکربلا&amp;quot;؛&amp;lt;ref&amp;gt;مفاتيح الجنان، دعاي ندبه.&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى کجاست آن منتقمی که خون به ناحق ریخته و پایمال شده پیامبران و فرزندان آنها را طلب خواهد کرد؟ کجاست آن‌که از خون شهید کربلا انتقام خواهد کشید؟پیامبر اکرم (ص)در خطبه معروف خود در روز عید غدیر در توصیف امام مهدی(ع)می‌فرمایند: &amp;quot;أَلا انّه المنتقم من الظالمین أَلا انّه مدرک کل ثارٍ لاولیاء اللّه عز و جل &amp;quot;؛&amp;lt;ref&amp;gt;خطبه غديريه،&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى آگاه باشید که او انتقام‌ گیرنده از ستمگران است؛ او خونخواهِ خون به ناحق ریخته همه بندگان صالح خداست...&amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمد بن اسحاق می‌گوید: روزی در حضور امام عسکری(ع) بودم که توفیق زیارت فرزند بزرگوارشان امام مهدی(ع) نصیب من شد. شنیدم که آن جانشین برحقّ حضرت عسکری(ع) فرمودند: «انا بقیة اللّه فی ارضه و المنتقم من اعدائه. يعنى من بقیة اللّه در روی زمین خدا هستم که از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;کمال الدین٣٨٤/١.&amp;lt;/ref&amp;gt; از جمله احادیثی که نام معصومین علیهم السلام را برمی‌ شمرد، حدیث معراج است. دراین حدیث آمده: «وقتی حضرت محمّد(ص)به دعوت پروردگار به دیدار ملک و ملکوت و عالم اعلی يعنى معراج رفت، ندارسید: سر خود را بالا بگیر و نگاه کن. آن حضرت سرش را بلند کرد، نگاهش به نورهای خیره کننده و مقدسی افتاد و به خداوند عرضه داشت: بارالها! این نورهای مقدّس چه کسانی هستند؟ ندا رسید: اینها امامان می‌باشند و این که –در بین آنها قرار گرفته و – ایستاده است، همانا قائم است؛ آن که حلال مرا حلال و حرامم را حرام می‌کند، و به وسیله او از دشمنانم انتقام می‌گیرم.&amp;lt;ref&amp;gt;همان٢٥٢/١؛کفایة الاثر/١٥٣؛ عيون اخبارالرضا٥٨/١؛ اثبات الهداة/٦٥١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر (ع) سؤال کردم: ای فرزند رسول خدا، آیا همه شما قائم و به پادارنده حق نیستید؟ فرمود: بله. گفتم: چرا حضرت مهدی (عج) را قائم نامیده اند؟ فرمود: هنگامی که جدّ من، حضرت سیدالشهدا(ع) شهید شد، ملائکه به درگاه خدا، ناله و شکایت کردند. پس خداوند تبارك و تعالى، امامان از فرزندان حسین را به آنان نشان داد و ملائکه از دیدن آنها خوشحال شدند. در آن هنگام دیدند یکی از ایشان در حال قیام است و نماز می خواند؛ پس خداوند فرمود: به وسیله این قائم از آنان (قاتلان امام حسین) انتقام خواهم گرفت٥. از امام باقر(ع) سوال شد از تفسير اين آيه :«ومن قتل مظلوماً فقدجعلنا لولیه سلطاناً فلا یسرف فی القتل انه کان منصوراً؛&amp;lt;ref&amp;gt;اسراء/۳۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیّ‌اش سلطه (وحقّ قصاص) قراردادیم، اما در قتل اسراف نکند، چون او مورد حمایت است»، آن حضرت پاسخ فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مقصود، حسین بن علی(ع) است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم و حضرت قائم علیه السلام از ماست و هرگاه قیام کند، انتقام خون حسین علیه السلام را می‌گیرد و آن قدر از آنها را می‌کشد که برخی می‌گویند: «در کشتن و انتقام گرفتن از قاتلان اسراف کرده است»، اما قرآن می‌فرماید: «او هرگز در کشتن و انتقام گرفتن اسراف نمی‌کند».&amp;lt;ref&amp;gt;تفسیر عیّاشی٢٩٠/٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام صادق(ع) نیز در تفسیر همين آیه فرمود: «این آیه دربارۀ امام حسین(ع)نازل شده است. پس اگر ولیّ او (امام زمان) تمام اهل زمین را بکشد، هرگز مسرف نخواهد بود».&amp;lt;ref&amp;gt;الکافی٢٥٥/٨.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام رضا(ع) در توضيح اين حديث امام ششم فرمودند:&amp;quot;فرزندان قاتلان حسین(ع) کسانی هستند که از کردار پدران شان راضی هستند و به آن افتخار می‌ کنند و هر کس که از کاری راضی باشد، مثل آن کسی است که آن را انجام داده است، و اگر کسی در شرق عالم کشته شود و دیگری در غرب عالم، به این قتل راضی و خشنود باشد، نزد خدای تعالی با قاتل شریک خواهد بود. از این‌رو، حضرت قائم(ع) آنها را به قتل می‌رساند&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;عيون اخبارالرضا/٢١٢؛ الزام الناصب٧٢/١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1&amp;diff=1492</id>
		<title>منتظر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1&amp;diff=1492"/>
		<updated>2026-09-24T14:29:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - منتظر =&lt;br /&gt;
يکي ديگر از القاب حضرت [[بقية الله]](ع)،&amp;quot; منتظر&amp;quot; است. هم به معناي كسي كه چشم به راه است و هم به معناي كسي كه چشم به راه اويند و انتظارش را مى كشند. دهخدا در باره اين لقب مى نويسد: منتظر، لقب امام دوازدهم شیعه، محمد مهدی (ع) است. مهدی [[موعود اسلام|موعود]]. مهدی منتظر. ابن يمين در ديوانش مى گويد: نصرت اسلام و قهر کفر از آن سان کرده ام /کآفرین گوید اگر بیند امام منتظر! . و در حبيب السير آمده است: آن امام ذوالاحترام در کنیت و نام با حضرت خیرالانام علیه و آله الف الصلوة و السلام... موافقت دارد و مهدی و منتظر و الخلف الصالح و [[صاحب الزمان]] و [[حجت|حجة]] و [[قائم]] از جملهٔ القاب آن جناب است.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا، ذيل كلمه مهدي.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دعاي شريف [[دعای ندبه|ندبه]] هم اين لقب آمده: اين المنتظر لاقامه الامت و العوج؟! اين المدخر لتجديد الفرائض و السنن؟! يعنى كجاست آنكس كه [[انتظار|انتظارش]] را كشند تا اختلاف و عيب و كجى اهل عالم را اصلاح و به راستى و درستى باز گرداند؟كجاست آنكس كه براى تجديد و احياء فرائض و سنن  كه محو و فراموش شده، ذخيره شده است؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يكى از ياران امام جواد(ع) به نام صقر بن ابي دلف روايتى از قول آن امام همام دارد كه در آن به معناي لقب منتظربراي امام مهدى(ع) و علت نامگذاري آن حضرت به اين لقب اشاره شده است.مى گويد: از امام  ابا جعفر محمد بن علي الرضا يعنى امام جواد(ع) شنيدم كه فرمود: امام بعد از من فرزند من علي است (که امام دهم مي باشد)امر او همانند امر من، گفتار او همانند گفتار من، و اطاعت از او همانند فرمان بردن از من است؛ امامت بعد از او در فرزندش حسن است ( يعني [[حسن عسکری علیه‌السلام|امام حسن عسکري]] عليه السلام). قول و امر او، قول و امر پدرش حضرت امام هادي عليه السلام است که او هم فرمانش عين فرمان من است و اطاعت او اطاعت پدرش است. حضرت اين را فرمود و ساکت شد. (چون دوران تقيه بوده و ائمه عليهم السلام در معرفي مقام مقدس [[وليّ عصر|امام عصر]] خيلي احتياط مي کردند. زيرا نوعا دربه خاطر اينکه دشمنان مي دانستند و بشارت از زمان پيغمبر(ص) شنيده بودند که کسي مي آيد و تاج و تخت همه ستمگران را به هم مي زند. اينها چون احتمال مي دادند که آن امام در زمان آنها [[ظهور]] کند و اين برنامه را اجرا کند، خيلي مواظب بودند که چنين فرزندي به وجود نيايد. لذا کاملا کنترل مي کردند و ائمه هم معمولا در پيش غير خواص اصحاب، چيزي نمي فرمودند).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صقر بن ابي دلف وقتي مي بيند امام عليه السلام سخن را ناتمام گذاشتند و سکوت فرمودند، خودش مجددا سوال مي کند و مي گويد: اي فرزند رسول خدا ، امام بعد از امام حسن کيست؟  حضرت جواد وقتي اين سوال را شنيد، ابتدا به شدت گريست، و بعد از آن فرمود:&amp;quot; ان من بعد الحسن ابنه القائم بالحق المنتظر&amp;quot;.يعنى بعد از حسن، پسرش که قيام به حق مي کند و منتظر است به امامت مي رسد. صقر مى گويد: عرض کردم: اى فرزند رسول خدا،: چرا به ايشان قائم مي گويند؟ حضرت فرمود: به او قائم مي گويند، زيرا او پس از اينکه نامش بکلي متروک شده و اکثر کساني که امامتش را قائل بوده اند، از عقيده خود برگشته و مرتد شده اند به پا مي خيزد. گفتم: چرا به ايشان &amp;quot;منتظر&amp;quot; مي گويند. فرمود: براي اينکه [[غیبت|غيبتي]] دارد که خيلي طولاني مي شود و زمانش به درازا مي کشد. بعد مى فرمايند: کساني که چشم به راه ظهور او و تشريف فرمايي او هستند، اصحاب خالص او هستند؛ و کساني که اهل شک و ريب و ترديد هستند، انکارش مي کنند و منکران، ياد او را استهزامي کنند و به تمسخر مى گيرند...  و بسيار کساني پيدا مي شوند که براي ظهور او تعيين وقت مي کنند و کساني استعجال مي کنند كه هلاک مي شوند و تسليم شدگان امر الاهى نجات مى يابند. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مستعجلون کساني هستند که مي گويند: اگر امام زمان هست پس چرا ظهور نمي کند؟! مگر جهان را ظلم نگرفته است! ديگر تا کي بايد منتظر بود؟!... اينها افرادي هستند که تسليم تقدير الاهي نيستند و به جاي اينکه سر خود را در مقابل رب العالمين پايين بيندازند و با خضوع و خشوع تقاضاي تسريع در تقدير ظهور نمايند و براي تعجيل فرج مولا دعا کنند از غيبت امام زمانشان به درگاه خداي خود گله مي کنند و لب به اعتراض مي گشايند و چرا و چگونه مي گويند و اين كه چرا او ظاهر نمى شود در حاليكه دنيا را ظلم فرا گرفته است؛ اين گونه افراد در دوران [[غیبت کبری|غيبت کبرى]] در امتحان الاهي شکست مي خورند و ايمان خود را از دست مي دهند. و متقابلا کساني که صبر پيشه کنند و حالت انتظار - نه اعتراض - را در خود روز بروز تقويت کنند و در عين حال تسليم خداي متعال باشند و پاي خود را از گليم بندگي فراتر نبرند، موفق مي شوند و از فتنه هاي دوران [[آخر الزمان|آخرالزمان]] نجات پيدا مي کنند. لذا حضرت بعد از اين فقره با اين عبارت شريفه کلام خود را پايان مي دهند: و ينجو فيها المسلمون: تسليم شوندگان در آن دوران نجات پيدا مي کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين٣٧٨/٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1&amp;diff=1491</id>
		<title>منتظر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1&amp;diff=1491"/>
		<updated>2026-09-24T14:24:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - منتظر =&lt;br /&gt;
يکي ديگر از القاب حضرت [[بقية الله]](ع)،&amp;quot; منتظر&amp;quot; است. هم به معناي كسي كه چشم به راه است و هم به معناي كسي كه چشم به راه اويند و انتظارش را مى كشند. دهخدا در باره اين لقب مى نويسد: منتظر، لقب امام دوازدهم شیعه، محمد مهدی (ع) است. مهدی [[موعود اسلام|موعود]]. مهدی منتظر. ابن يمين در ديوانش مى گويد: نصرت اسلام و قهر کفر از آن سان کرده ام /کآفرین گوید اگر بیند امام منتظر! . و در حبيب السير آمده است: آن امام ذوالاحترام در کنیت و نام با حضرت خیرالانام علیه و آله الف الصلوة و السلام... موافقت دارد و مهدی و منتظر و الخلف الصالح و [[صاحب الزمان]] و [[حجت|حجة]] و [[قائم]] از جملهٔ القاب آن جناب است.&amp;lt;ref&amp;gt;لغت نامه دهخدا، ذيل كلمه مهدي.&amp;lt;/ref&amp;gt; در دعاي شريف [[دعای ندبه|ندبه]] هم اين لقب آمده: اين المنتظر لاقامه الامت و العوج؟! اين المدخر لتجديد الفرائض و السنن؟! يعنى كجاست آنكس كه [[انتظار|انتظارش]] را كشند تا اختلاف و عيب و كجى اهل عالم را اصلاح و به راستى و درستى باز گرداند؟كجاست آنكس كه براى تجديد و احياء فرائض و سنن  كه محو و فراموش شده، ذخيره شده است؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يكى از ياران امام جواد(ع) به نام صقر بن ابي دلف روايتى از قول آن امام همام دارد كه در آن به معناي لقب منتظربراي امام مهدى(ع) و علت نامگذاري آن حضرت به اين لقب اشاره شده است.مى گويد: از امام  ابا جعفر محمد بن علي الرضا يعنى امام جواد(ع) شنيدم كه فرمود: امام بعد از من فرزند من علي است (که امام دهم مي باشد)امر او همانند امر من، گفتار او همانند گفتار من، و اطاعت از او همانند فرمان بردن از من است؛ امامت بعد از او در فرزندش حسن است ( يعني [[حسن عسکری علیه‌السلام|امام حسن عسکري]] عليه السلام). قول و امر او، قول و امر پدرش حضرت امام هادي عليه السلام است که او هم فرمانش عين فرمان من است و اطاعت او اطاعت پدرش است. حضرت اين را فرمود و ساکت شد. (چون دوران تقيه بوده و ائمه عليهم السلام در معرفي مقام مقدس [[وليّ عصر|امام عصر]] خيلي احتياط مي کردند. زيرا نوعا دربه خاطر اينکه دشمنان مي دانستند و بشارت از زمان پيغمبر(ص) شنيده بودند که کسي مي آيد و تاج و تخت همه ستمگران را به هم مي زند. اينها چون احتمال مي دادند که آن امام در زمان آنها [[ظهور]] کند و اين برنامه را اجرا کند، خيلي مواظب بودند که چنين فرزندي به وجود نيايد. لذا کاملا کنترل مي کردند و ائمه هم معمولا در پيش غير خواص اصحاب، چيزي نمي فرمودند).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صقر بن ابي دلف وقتي مي بيند امام عليه السلام سخن را ناتمام گذاشتند و سکوت فرمودند، خودش مجددا سوال مي کند و مي گويد: اي فرزند رسول خدا ، امام بعد از امام حسن کيست؟  حضرت جواد وقتي اين سوال را شنيد، ابتدا به شدت گريست، و بعد از آن فرمود:&amp;quot; ان من بعد الحسن ابنه القائم بالحق المنتظر&amp;quot;.يعنى بعد از حسن، پسرش که قيام به حق مي کند و منتظر است به امامت مي رسد. صقر مى گويد: عرض کردم: اى فرزند رسول خدا،: چرا به ايشان قائم مي گويند؟ حضرت فرمود: به او قائم مي گويند، زيرا او پس از اينکه نامش بکلي متروک شده و اکثر کساني که امامتش را قائل بوده اند، از عقيده خود برگشته و مرتد شده اند به پا مي خيزد. گفتم: چرا به ايشان &amp;quot;منتظر&amp;quot; مي گويند. فرمود: براي اينکه [[غیبت|غيبتي]] دارد که خيلي طولاني مي شود و زمانش به درازا مي کشد. بعد مى فرمايند: کساني که چشم به راه ظهور او و تشريف فرمايي او هستند، اصحاب خالص او هستند؛ و کساني که اهل شک و ريب و ترديد هستند، انکارش مي کنند و منکران، ياد او را استهزامي کنند و به تمسخر مى گيرند...  و بسيار کساني پيدا مي شوند که براي ظهور او تعيين وقت مي کنند و کساني استعجال مي کنند كه هلاک مي شوند و تسليم شدگان امر الاهى نجات مى يابند. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مستعجلون کساني هستند که مي گويند: اگر امام زمان هست پس چرا ظهور نمي کند؟! مگر جهان را ظلم نگرفته است! ديگر تا کي بايد منتظر بود؟!... اينها افرادي هستند که تسليم تقدير الاهي نيستند و به جاي اينکه سر خود را در مقابل رب العالمين پايين بيندازند و با خضوع و خشوع تقاضاي تسريع در تقدير ظهور نمايند و براي تعجيل فرج مولا دعا کنند از غيبت امام زمانشان به درگاه خداي خود گله مي کنند و لب به اعتراض مي گشايند و چرا و چگونه مي گويند و اين كه چرا او ظاهر نمى شود در حاليكه دنيا را ظلم فرا گرفته است؛ اين گونه افراد در دوران [[غیبت کبری|غيبت کبرى]] در امتحان الاهي شکست مي خورند و ايمان خود را از دست مي دهند. و متقابلا کساني که صبر پيشه کنند و حالت انتظار - نه اعتراض - را در خود روز بروز تقويت کنند و در عين حال تسليم خداي متعال باشند و پاي خود را از گليم بندگي فراتر نبرند، موفق مي شوند و از فتنه هاي دوران آخرالزمان نجات پيدا مي کنند. لذا حضرت بعد از اين فقره با اين عبارت شريفه کلام خود را پايان مي دهند: و ينجو فيها المسلمون: تسليم شوندگان در آن دوران نجات پيدا مي کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين٣٧٨/٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=1490</id>
		<title>آخر الزمان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A2%D8%AE%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86&amp;diff=1490"/>
		<updated>2026-09-24T14:22:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: صفحه‌ای تازه حاوی «  آخرالزمان در روایات اسلامی در دو معنا به کار رفته است؛ مدت‌زمان بین آغاز نبوت پیامبر اکرم(ص) تا وقوع قیامت، و دیگری دوران ظهور امام دوازدهم(عج). بنابر برخی روایات، پیامبر اکرم(ص)، پیامبر آخرالزمان دانسته شده است. همچنین در بسیاری از روایات اس...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرالزمان در روایات اسلامی در دو معنا به کار رفته است؛ مدت‌زمان بین آغاز نبوت پیامبر اکرم(ص) تا وقوع قیامت، و دیگری دوران ظهور امام دوازدهم(عج). بنابر برخی روایات، پیامبر اکرم(ص)، پیامبر آخرالزمان دانسته شده است. همچنین در بسیاری از روایات اسلامی اصطلاح آخرالزمان به معنای زمانی دانسته شده که در آن منجی (مهدی موعود(عج)) ظهور می‌کند. در روایات اسلامی و شیعی، ویژگی‌هایی برای آخر الزمان بیان شده است؛ از جمله آزمون‌های سخت و فتنه‌های آخرالزمان، ظهور منجی و جدال بین حق و باطل، و همچنین غلبه حق بر باطل و عصر طلایی جهان.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%AC%D8%AA&amp;diff=1488</id>
		<title>حجت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%AC%D8%AA&amp;diff=1488"/>
		<updated>2026-09-24T14:06:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - حجت =&lt;br /&gt;
لقب مشهور [[امام زمان]](عج) ،&amp;quot;حجت&amp;quot; است كه بيشتر مواقع با &amp;quot;حجة بن الحسن&amp;quot; خوانده مى شود؛ زيرا او مثل ساير امامان، &amp;quot;حجة الله&amp;quot; است.معناي حجت اين است كه خداوند تبارک و تعالی به وسیله آن حضرت ، بر بندگانش، اتمام حجّت می کند و به همه پرسش ها و شبهه های آنان پاسخ می دهد. به گونه ای که در سرپیچی از حق، برای هیچ کس، بهانه ای باقی نخواهد ماند؛ و اين بدين خاطر است كه به فرموده امام هفتم(ع) خداوند سبحانه و تعالی را بر مردم دو حجت است: یکی حجت ظاهرى که آن عبارت است از پیامبران و رهبران دینی؛ و دیگری حجت باطنى که آن عقول مردم است. (ان لله علی الناس حجتین حجة ظاهرة و حجة باطنة فاما الظاهرة فالرسل و الانبیاء و الائمة علیهم‌السّلام و اما الباطنة فالعقول...).&amp;lt;ref&amp;gt;كافى١٦/١.&amp;lt;/ref&amp;gt; اين حجت ظاهر هم دردوگانه  &amp;quot;قرآن&amp;quot; و &amp;quot;امام&amp;quot;، متجلي است كه به فرموده [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پيامبر]](ص) اين دو ثقل گرانبها، هرگز هم جدا نمى شوند تا در بهشت، كنارحوض بر پيامبر وارد شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;صحيح ترمذي٦٦٢/٥.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چنانكه علت تعيين انبياء نيز اتمام حجت عنوان شده است:&amp;quot;لِئَلَّا یکونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ»؛&amp;lt;ref&amp;gt;نساء/١٦٥. &amp;lt;/ref&amp;gt; خداوند پیغمبران فرستاد تا مردم را بر خدای حجت نباشد، بلكه خدا بر آنها حجت داشته باشد. به عبارت ديگر حجت آن است که مردم در قيامت به خدا نگویند ما نمی دانستیم دين و شريعت چیست و خبر نداشتیم که اگر کسی مخالفت فرمان کند معذب خواهد شد یا اگر فرمان برد در نعیم ابد خواهد بود. از این جهت خداوند حجت هاي خود را فرستاد تا مردم نتواند بر او حجت آورند. لذا امام(ع) را حجت خدا مى دانيم.لذا در دعاها و زيارات نيز حضرت را به عنوان حجة الله مى خوانيم چنانكه در زيارت امام در روز جمعه آمده است: &amp;quot;السلام عليك يا حجة الله فى ارضه و خليفته علي عباده...&amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اميرمومنان(ع) فرمود: «من شاهد شما و حجت خداوند در روز قیامت بر شما هستم» (انا شاهد لکم و حجیج یوم القیامة عنکم)؛&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه١٧٦.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنين از پيامبر (ص) نقل مى‌ فرماید:&amp;quot;من، على، فاطمه، حسن، حسین و نه فرزند حسین حجت‌ هاى خدا بر خلق او هستیم، دشمنان ما دشمنان خدا، دوستان ما دوستان خدا هستند (انا و علىٌ و فاطمة والحسن والحسین و تسعة من ولد الحسین حجج اللّه على خلقه اعداؤنا اعداء اللّه و اولیاءنا اولیاء اللّه).&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالانوار٢٢٨/٣٦.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام رضا(ع) هم به اباصلت هروى فرمود:&amp;quot; اى اباصلت من حجت خدا بر بندگان او هستم و خداوند کسى را که آشناى به زبان قومى نباشد حجت بر آنان قرار نمى‌دهد&amp;quot; (یا ابا الصلت انا حجة اللّه على خلقه و ما کان لیتخذ حجة على قوم و هو لایعرف لغاتهم».&amp;lt;ref&amp;gt;همان١٩٠/٢٦.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نيز در معاني حجت گفته اند امام زمان(عج) حجة اللّه است؛ به این معنی که حکومت الهی بر همه خلایق، به دست آن حضرت تحقق خواهد یافت و بر عالم مسلّط و پیروز مى شود و حکم خدا را اجرا مى کند. نقش نگین امام مهدى(عج) نیز «انا حجة اللَّه» است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتهى الآمال٢٨٧/٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داوود بن قاسم مى گوید : از امام دهم شنیدم که مى فرمود : جانشین من پسرم حسن است ؛ شما نسبت به جانشین پس از جانشین من چه حالى خواهید داشت؟ عرض کردم : خداوند مرا فدایت کند، چرا؟ فرمود : براى آنکه شخص او را نمى تواند ببیند و ذکر او به نام مخصوصش روا نیست. عرض کردم : پس چطور او را یاد کنیم؟ فرمود : بگویید : «الحجّة من آل محمد».&amp;lt;ref&amp;gt;كافى٣٢٨/١، كتاب الغيبه/٢٠٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; اين همان معناست كه در روايت امام هشتم آمده،كه از ايشان پرسیده شد: آیا زمین از حجت خالی می‌ ماند؟ حضرت فرمود: &amp;quot;اگر زمین از حجت خالی باشد، اهلش را فرومی برد. (لو بقیت بغیر امام لساخت)؛&amp;lt;ref&amp;gt;علل الشرايع١٩٨/١.&amp;lt;/ref&amp;gt; پس  زمين هيچگاه بدون حجت نخواهد ماند كه اگر حجت در آن نباشد،نظام جهان فرو مى ريزد.&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%88%D8%B5%D9%8A%D8%A7%D8%A1&amp;diff=1487</id>
		<title>خاتم الاوصياء</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%88%D8%B5%D9%8A%D8%A7%D8%A1&amp;diff=1487"/>
		<updated>2026-09-24T13:46:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - خاتم الاوصیاء =&lt;br /&gt;
از القاب زيبا و پر افتخار حضرت مهدی(عج)، «خاتم الاوصیاء» است چون  آن حضرت خاتم و پايان بخش همه اولیا و اوصیای الهی است ؛ زیرا او آخرین امام و پیشوای بعد از [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبراکرم]](ص) است و به تعبیری، آخرین وصی از اوصیای همه پیامبران الهی است. &amp;quot;خاتم&amp;quot; به‌معنای چیزی است که به وسیله آن، پایان داده می‌شود و نیز به معنی چیزی آمده است که با آن، اوراق و مانند آن را مُهر می‌ کنند. در &amp;quot;اقرب الموارد&amp;quot; و &amp;quot;قاموس&amp;quot;، ذيل کلمه خاتم -به کسر تاء و فتح آن- آن را به معانی انگشتر، آخر قوم، عاقبت شیء و غیره ، معنا كرده اند. طريحى در واژه نامه روائي  مجمع البحرین ذيل همين كلمه خاتم نيز  می‌ گوید: &amp;quot;خاتم النبیین&amp;quot; یعنی آخرین پيامبران که پس از وی پيامبري نخواهد بود. اینکه به حضرت مهدي (ع)، &amp;quot;خاتم الاوصیاء&amp;quot; و &amp;quot;خاتم الائمه&amp;quot; گویند به این جهت است که او آخرین نفر از سلسله امامان است و پس از او امامی نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این لقب مبارک، به لسان پدر بزرگوارش جاری شده و او را بدین لقب خوانده است ؛ چنانكه در روایت اسماعیل نوبختی آمده است : بر [[حسن عسکری علیه‌السلام|حضرت عسکری]](ع) وارد شدم (در همان کسالت و ناراحتی که از دنیا رفت)... پس فرزند حضرت، او را وضو داد ؛ امام عسکری به وی فرمود: بشارت باد تو را ای فرزند عزیزم ؛ زیرا تو [[صاحب الزمان|صاحب الزمانی]] و تویی مهدی و تویی حجت خدا در زمین و تویی فرزند و وصی من و تویی خاتم اوصیاء (یعنی)، ائمه طاهرین...».&amp;lt;ref&amp;gt;اثبات الهداة٥٠٩/٣.&amp;lt;/ref&amp;gt; علاوه بر خاتم الاوصیاء از او به عنوان &amp;quot;خاتم الائمه&amp;quot; نیز یاد شده است؛ چنان که پيامبر فرمود: ای مردمان! من پیامبرم و على، جانشين من است. آگاه باشید که خاتم الائمه و قائم و مهدي از ما است&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;روضة الواعظين قتال نيشابورى/٩٧.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين لقب، بر زبان خود امام نيز در معرفي خويش، جاري گشته است:ابونصر ظریف (خادم دودمان رسالت) می گوید : من روزهای اول ولادت حضرت مهدی(عج)، به خدمتشان رسیدم. به من نگاهی کرد و فرمود : آیا مرا می شناسی؟ گفتم : تو آقای من و فرزند آقا و مولای منی. فرمود : نه این مقدار نخواستم ؛ عرض کردم : پس چه؟ فرمود :«انا خاتم الاوصیاء بی یدفع الله البلاء عن اهلی و شیعتی»؛&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغيبة/٢٤٦.&amp;lt;/ref&amp;gt; يعنى من خاتم اوصیا هستم ؛ به وجود من، بلا از شیعیان و خاندان من دفع می شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعضى از اهل تسنن مثل محى الدين عربي نيز بر خاتم الاوصياء بودن امام مهدي(ع) تأكيد نموده و گفته اند:از آنجا که احکام شریعت محمدی(ص)با احکام دیگر شرایع و انبیا فرق دارد... و با آمدن او شریعت ختم شده است، آن حضرت این استحقاق را دارد که ولایت خاصّه اش نیز ختم داشته باشد که این (خاتم اوصیا)، نامش مطابق نام حضرت و اخلاقش در بر گیرنده اخلاق آن حضرت باشد. او همان کسی است که مهدی نام دارد. معروف و منتظراست و از عترت و سلاله پیامبر مى باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;فتوحات مكيه١٢٧/١٢و١٢٨.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D8%A6%D9%85&amp;diff=1486</id>
		<title>قائم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D8%A6%D9%85&amp;diff=1486"/>
		<updated>2026-09-24T12:52:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - قائم =&lt;br /&gt;
از مهم ترین و مشهورترين القاب حضرت مهدی (عج)، قائم به معنای قیام کننده است. از امام جواد (ع) پرسیدند: چرا او را قائم می نامند؟ امام فرمود: چون پس از آن که از یادها رفته باشد و بیشتر کسانی که معتقد به امامتش بودند، به بیراهه رفته باشند، قیام خواهد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين٣٧٨/١.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام صادق(ع) نيز فرمود:«….به این جهت قائم نامیده شده، چون بعد از آن که نامی از وی نیست ، به امر عظیمی قیام خواهد کرد».&amp;lt;ref&amp;gt;غیبت طوسی/٤٧٣؛ بحارالانوار٣٠/٥١&amp;lt;/ref&amp;gt; البته تفسیرهای دیگری هم از این لقب شده که می توانیم همه امامان را قائم بدانیم، اما ویژگی های قیام امام مهدی (عج) او را از دیگر امامان متمایز کرده است. در کتاب كافي بابی با عنوان «فی أنّ الائمة کلهم قائمون بامر الله» (امامان همگی قائم و قیام کننده به امر خدا هستند) گشوده است. از تعابیری همچون «هو قائم اهل زمانه» (او قائم زمانه خويش است)و «کلنا قائم بامر الله» (همه ما قائم به امرالله هستيم) و مانند آن در روایات نیز برمی‌آید که لفظ قائم، بر امامان نيز اطلاق شده اما قائم به معناي خاصش مختص حضرت مهدی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر (ع) سؤال کردم: ای فرزند رسول خدا، آیا همه شما قائم و به پادارنده حق نیستید؟ فرمود: بله. گفتم: چرا حضرت مهدی (عج) را قائم نامیده اند؟ فرمود: هنگامی که جدّ من، حضرت سیدالشهدا(ع) شهید شد، ملائکه به درگاه خدا، ناله و شکایت کردند. پس خداوند تبارك و تعالى، امامان از فرزندان حسین را به آنان نشان داد و ملائکه از دیدن آنها خوشحال شدند. در آن هنگام دیدند یکی از ایشان در حال قیام است و نماز می خواند؛ پس خداوند فرمود: به وسیله این قائم از آنان (قاتلان امام حسین) انتقام خواهم گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;طبری،محمد بن جرير، دلائل الامامة/٢٣٩؛ بحارالانوار٢٨/٥١.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا كه بعضى به دروغ ادعاي قائميت نمودند يا به اشتباه كساني را قائم پنداشتند، امامان معصوم همیشه تأکید مى کردند كه قائم از فرزندان آنهاست تا کسانی که ادعای دروغ دارند، رسوا شوند. مثلاً امام رضا (ع) فرمود: تمام امر به دست قائم آل محمد است.پیامبر (ص) هم فرمود: کسی که قائم از فرزندان مرا، در زمان [[غیبت|غیبتش]] انکار کند، گوئى مرا انكار كرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الاثر/٤٥٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام صادق(ع) هم فرمود : «اذا توالت ثلاثة اسماء : محمد و علی و الحسن، فالرابع القائم» يعنى هنگامی که سه اسم محمد و علی و حسن دنبال هم آمدند، پس چهارمین آنان قائم است.&amp;lt;ref&amp;gt;كمال الدين٣٧٨/٢.&amp;lt;/ref&amp;gt; امام جواد(ع) نیز فرمود : «اِنّ القائم منّا هو المهدی الّذی یجب ان ینتظر فی غیبته و یطاع فی ظهوره»يعنى به راستی که قائم از ماست، او همان مهدی است که در ایام غیبت، انتظار او و در دوران ظهور، اطاعت او واجب است.&amp;lt;ref&amp;gt;همان٣٧٧/٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مستحب است هنگام شنيدن نام &amp;quot;قائم&amp;quot; برخيزيم و به آن بزرگوار عرض ادب كنيم و با این کار، احترام، پیوند و انتظارمان را برای ظهور ایشان و آمادگی برای یاری او را نشان دهیم. هم چنین از خدا بخواهیم، در ظهور امام غائب مان تعجيل فرمايد. البته این کار در زمان امامان هم سابقه داشته است:از امام صادق(ع) سؤال شد که چرا به هنگام شنیدن نام «قائم» لازم است برخیزیم؟ فرمود: برای آن حضرت غیبت طولانی است و این لقب یادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت او است. لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتی که به دوستانش دارد، به هر کسی که حضرتش را با این لقب یاد کند، نگاه محبت ‏آمیز می‏ کند. از تجلیل و تعظیم آن حضرت است که هر بنده خاضعی در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامی که مولای بزرگوارش به سوی او بنگرد از جای برخیزد، پس باید برخیزد و تعجیل در امر فرج مولایش را از خداوند منان مسئلت بنماید.&amp;lt;ref&amp;gt;منتخب الأثر/٦٤٠.&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنين وقتى در حضور امام رضا (ع)، نام «قائم» برده شد، امام رضا (ع) از جای خود بلند شد، دست بر سر گذاشت و فرمود: خداوندا، در فرجش شتاب کن و راه ظهورش را آسان گردان.&amp;lt;ref&amp;gt;الغدیر٣٦١/٢.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نام‌ها و القاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1_%D9%88_%DA%AF%D9%88%D8%A7%D9%87_%D8%A8%D8%B1_%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=1484</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، ناظر و گواه بر بندگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1_%D9%88_%DA%AF%D9%88%D8%A7%D9%87_%D8%A8%D8%B1_%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=1484"/>
		<updated>2026-09-10T17:13:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;یکم: شاهد الاهی بر بندگان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاهدک على عبادك»؛&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، مصباح المتهجد، ص ۴۰۹؛ سید بن طاووس، جمال الأسبوع، ص ۵۰۷؛ بحارالانوار، ج۹۲، ص ۳۳۰ و ۳۳۳ و ج ۹۹، ص ۱۱۲ و ج ۹۹، ص ۱۰۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«گواه تو بر بندگانت.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاهد» اسم فاعل از ماده‌ی «شهود» به معنای « حاضر بودن و گواه بودن» است. لذا «شاهد» به معنای «حاضر و گواهی دهنده» است.&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، الصحاح، ج ۱، ص ۳۷۱؛ فیروز آبادی. قاموس، ج ۱، ص ۲۸۸.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرح:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از صفات حضرت مهدی علیه‌السلام، «شاهدک على عبادك» است که با توجه به معنای لغوی واژه‌ی «شاهد»، دو مفهوم برای این صفت قابل ذکر است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-    [[وليّ عصر|امام عصر]] علیه‌السلام گواه بر رفتار و گفتار خلق خدا هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-    امام عصر علیه‌السلام آگاه و ناظر بر رفتار و گفتار خلق خدا هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;1 - امام عصر&#039;&#039;&#039; علیه‌السلام &#039;&#039;&#039;گواه بر رفتار و گفتار خلق خدا&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور مسلم تمامی انبیا و اوصیا بر رفتار و گفتار امت‌های خود گواه بوده‌اند که تا قیامت، شهادت خود را به خلق، اعلام کنند؛ چنان‌که در آیات بسیاری اشاره شده که خداوند در میان هر امتی کسی را به عنوان شاهد قرار داده تا در روز قیامت بر آنها احتجاج کند. امام صادق علیه‌السلام در ذیل آیه‌ی: «فكيف إذا جئنا من كل أمة بشهيد وجئنا بك على هؤلاء شهيدا» : (نساء: ۴۱) « پس چگونه است [حالشان] آنگاه که از هر امتی گواهی آوریم، و تو را بر آنان گواه آوریم؟» می فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نزلت في أمة محمد خاصه، في كل قرن منهم إمام منا شاهد عليهم، و محمد شاهد علينا»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۱، ص ۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«(این آیه) تنها درباره‌ی امت [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|محمد]] صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شده، در هر قرنی امامی از ما بر آنها شاهد و ناظر است و محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله گواه بر ماست». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین از آیات و روایات به خوبی استفاده می شود که در هر زمان و برای هر امتی، خداوند افرادی معصوم از خطا و اشتباه قرار داده است تا در روز قیامت به اعمال آنان گواهی دهند، که این شاهدها، رسول خدا و ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام هستند. استفاده‌ی دیگر این که شاهد بر امت باید از جنس بشر باشد&amp;lt;ref&amp;gt;نحل: ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در هر زمان یکی باشد،&amp;lt;ref&amp;gt;زیرا در آیه فوق از صیغه‌ی مفرد استفاده شده است: «شهيد»&amp;lt;/ref&amp;gt; و به استناد آیه‌ی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و يقول الذين كفروا لست مرسلا قل كفى بالله شهيدا بيني و بينكم و من عنده علم الكتاب»: (رعد: ۴۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و کسانی که کافر شدند می گویند: تو فرستاده نیستی، بگو خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است کافی است، میان من و شما گواه باشد.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دارای علم کتاب باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۱، ص ۲۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;2- امام عصر گاه و ناظر بر رفتار و گفتار خلق خدا&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابر آنچه در قرآن مجید و روایات معصومین علیهم‌السلام آمده است، همه‌ی امامان، از جمله امام مهدی از اعمال و رفتار ما آگاه هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن کریم می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و قل اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله و المؤمنون»: (توبه: ۱۰۵) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و بگو: {هرکاری می‌خواهید} انجام دهید، که به زودی خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند دید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس احادیث رسیده، در این آیه مراد از مؤمنان، ائمه‌ی هدی علیهم‌السلام هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: کلینی، کافی، ج ۱، ص ۲۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هر صبحدم اعمال بندگان، بندگان نیکوکار و بدکار، به پیامبر خدا عرضه می‌شود، بنابراین مراقب اعمال خود باشید، و همین است گفتار خداوند که می‌فرماید: هر کاری می‌خواهید انجام دهید، به زودی خدا و رسولش عمل شما را خواهند دید».&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعمال شایسته و ناشایست بندگان در هر زمان به دیده‌ی امام بر حق همان زمان می‌رسد و امروز حضرت مهدی علیه‌السلام به اذن خدا، ناظر و شاهد اعمال ماست. بنابراین اصل آگاهی امام از اعمال و رفتار ما امری مسلم است که این علم و آگاهی به اعمال و رفتار ظاهری ما منحصر نمی‌شود، بلکه آن بزرگوار از نیت‌های ما هم آگاه است. شایان ذکر است چنان که اعتقاد به معاد، ما را از انجام هر کار زشت نهی می‌کند، اعتقاد به این که [[امام زمان]] بر اعمال ما آگاهی می‌یابند و بر رفتار ما نظارت دارند، عامل مهمی برای اصلاح فرد و جامعه خواهد بود. چگونگی حصول این آگاهی برای امام عصر از راههای مختلفی است. از جمله این که ملائکه بر امام نازل می شوند و نامه‌ی اعمال بندگان را به حضرت عرضه می‌کنند. بنابر روایات، هفته‌ای دو بار روزهای دوشنبه و پنج شنبه، نام‌ی اعمال بندگان به رسول خدا و ائمه علیهم‌السلام عرضه می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، التبيان في تفسير القرآن، ج ۵، ص ۲۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن بزرگواران با دیدن اعمال نیک، نه تنها خوشحال می‌شوند،&amp;lt;ref&amp;gt;صفار، بصائر الدرجات، ص ۴۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; بلکه در حق نیکان نیز دعا می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین از مجموع آیه‌ی ۱۰۵ سوره‌ی توبه و روایات مذکور می‌توان استنباط کرد که اخبار غیبی بر ائمه نازل می‌شود و ناظر بودن آن بزرگواران بر اعمال بندگان، نوعی اخبار غیبی است که در اختیارشان قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
﻿&#039;&#039;&#039;دوم: ديده‌ی خداوند&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عين الله في خلقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، جمال الأسبوع، ص ۳۷؛ بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«دیده‌ی خداوند در میان خلقش.»&amp;lt;ref&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;عينك في عبادك&#039;&#039;&#039;؛ دیده‌ی تو درمیان بندگانت.» مصباح المتهجد، ص ۶۱؛ بحارالانوار، ج ۸۳، ص۶۲. «&#039;&#039;&#039;عين الناظرة بإذنك؛&#039;&#039;&#039; دیده ی بینای تو به اذنت.» مصباح المتهجد، ص ۴۰۹؛ بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۱۲. «&#039;&#039;&#039;عين الناظرة على بریتك&#039;&#039;&#039;؛ دیده‌ی بینای تو بر آفریده‌هایت.» جمال الأسبوع، ص ۵۰۷؛ بحارالانوار، ج۹۲، ص ۳۳۰. «&#039;&#039;&#039;عينک الناظرة في بريتك&#039;&#039;&#039;؛ دیده‌ی بینای تو در میان آفریده‌هایت.» جمال الاسبوع، ص ۵۱۳؛ بحارالانوار، ص ۳۳۳. «&#039;&#039;&#039;عينك في أرضك&#039;&#039;&#039;؛ دیده‌ی تو در زمینت.» بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۰۲. «&#039;&#039;&#039;عين الحياة&#039;&#039;&#039;؛ چشمه‌ی حیات.» جمال الأسبوع، ص ۳۷؛ بحارالانوار، ص ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معنای اصلی واژه‌ی «عين»، «چشم» و جمع آن «أعین» و «عيو ن» است. این واژه معانی گوناگون با دیدگاه های مختلف، و از چشم که عضوی از بدن است، و نیز برای روزنه‌ی مشک آب و توشه‌دان که تشبیهی به چشم و ریزش آب از آن است، استعاره می‌شود. واژه‌ی «عين» به معنای «جاسوس، مراقب و ناظر به چیزی» نیز آمده است و تجسس کننده را از این جهت «عين» گویند که تشبیهی در نظر کردن و نگریستن با چشم است. منبع و چشمه‌ی آب را هم «عين» می‌گویند که تشبیهی است به آبی که در چشم است.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفات فوق، امام عصر علیه‌السلام به عنوان «چشم و دیده‌ی بینای خداوند» معرفی شده‌اند که البته اطلاق صفت «عين الله» بر همه‌ی ائمه شایع است؛ چنانکه امیرالمؤمنین فرمودند: «أنا علم الله... و عين الله الناظرة.»&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، التوحید، ص ۱۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; امام باقر علیه‌السلام ضمن حدیث دیگری می فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«&#039;&#039;&#039;نحن عين الله في خلقه&#039;&#039;&#039;».&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۱، ص ۱۴۳ .﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چشم، وسیله‌ی دیدن در انسان است و اگر کسی بخواهد شاهد و ناظر بر اعمال دیگران باشد، به وسیله‌ی چشم این افعال را انجام می دهد. خداوند متعال امامان معصوم علیهم‌السلام را از جانب خود به عنوان شاهد و ناظر بر مخلوقات قرار داده است تا در قیامت نسبت به عملکرد آنان شهادت دهند. از این رو احتمال دارد تعبير «عين الله» از این جهت بر ایشان اطلاق شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۲۴، ص ۲۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین امام مهدی علیه‌السلام چشم خداوند در میان بندگان و در بین خلق است. ایشان به اذن خداوند این قدرت را دارد که بر امور خلق نظارت داشته و بر اعمال آنان بینا باشد، البته منظور این نیست که خداوند برای شاهد و ناظر بودن خود بر اعمال بندگان، نیاز به برگزیدگانش دارد؛ هرگز چنین نیست! خداوند بدون آنکه آنان را شاهد بر بندگان خود قرار دهد، آگاهی و نظارت کامل بر ظاهر و باطن اعمال بندگان دارد، اما علاوه بر آنکه خود شاهد است، آن بزرگواران را هم به عنوان شاهد و ناظر قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت علیه السلام در ادعیه و زیارات، ص 114&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1_%D9%88_%DA%AF%D9%88%D8%A7%D9%87_%D8%A8%D8%B1_%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=1483</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، ناظر و گواه بر بندگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1_%D9%88_%DA%AF%D9%88%D8%A7%D9%87_%D8%A8%D8%B1_%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=1483"/>
		<updated>2026-09-10T17:12:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;یکم: شاهد الاهی بر بندگان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاهدک على عبادك»؛&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، مصباح المتهجد، ص ۴۰۹؛ سید بن طاووس، جمال الأسبوع، ص ۵۰۷؛ بحارالانوار، ج۹۲، ص ۳۳۰ و ۳۳۳ و ج ۹۹، ص ۱۱۲ و ج ۹۹، ص ۱۰۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«گواه تو بر بندگانت.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاهد» اسم فاعل از ماده‌ی «شهود» به معنای « حاضر بودن و گواه بودن» است. لذا «شاهد» به معنای «حاضر و گواهی دهنده» است.&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، الصحاح، ج ۱، ص ۳۷۱؛ فیروز آبادی. قاموس، ج ۱، ص ۲۸۸.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرح:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از صفات حضرت مهدی علیه‌السلام، «شاهدک على عبادك» است که با توجه به معنای لغوی واژه‌ی «شاهد»، دو مفهوم برای این صفت قابل ذکر است: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
1-    [[وليّ عصر|امام عصر]] علیه‌السلام گواه بر رفتار و گفتار خلق خدا هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
2-    امام عصر علیه‌السلام آگاه و ناظر بر رفتار و گفتار خلق خدا هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;1 - امام عصر&#039;&#039;&#039; علیه‌السلام &#039;&#039;&#039;گواه بر رفتار و گفتار خلق خدا&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور مسلم تمامی انبیا و اوصیا بر رفتار و گفتار امت‌های خود گواه بوده‌اند که تا قیامت، شهادت خود را به خلق، اعلام کنند؛ چنان‌که در آیات بسیاری اشاره شده که خداوند در میان هر امتی کسی را به عنوان شاهد قرار داده تا در روز قیامت بر آنها احتجاج کند. امام صادق علیه‌السلام در ذیل آیه‌ی: «فكيف إذا جئنا من كل أمة بشهيد وجئنا بك على هؤلاء شهيدا» : (نساء: ۴۱) « پس چگونه است [حالشان] آنگاه که از هر امتی گواهی آوریم، و تو را بر آنان گواه آوریم؟» می فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نزلت في أمة محمد خاصه، في كل قرن منهم إمام منا شاهد عليهم، و محمد شاهد علينا»&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۱، ص ۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«(این آیه) تنها درباره‌ی امت [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|محمد]] صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شده، در هر قرنی امامی از ما بر آنها شاهد و ناظر است و محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله گواه بر ماست». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین از آیات و روایات به خوبی استفاده می شود که در هر زمان و برای هر امتی، خداوند افرادی معصوم از خطا و اشتباه قرار داده است تا در روز قیامت به اعمال آنان گواهی دهند، که این شاهدها، رسول خدا و ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام هستند. استفاده‌ی دیگر این که شاهد بر امت باید از جنس بشر باشد&amp;lt;ref&amp;gt;نحل: ۸۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و در هر زمان یکی باشد،&amp;lt;ref&amp;gt;زیرا در آیه فوق از صیغه‌ی مفرد استفاده شده است: «شهيد»&amp;lt;/ref&amp;gt; و به استناد آیه‌ی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و يقول الذين كفروا لست مرسلا قل كفى بالله شهيدا بيني و بينكم و من عنده علم الكتاب»: (رعد: ۴۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و کسانی که کافر شدند می گویند: تو فرستاده نیستی، بگو خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است کافی است، میان من و شما گواه باشد.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دارای علم کتاب باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۱، ص ۲۲۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;2- امام عصر گاه و ناظر بر رفتار و گفتار خلق خدا&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابر آنچه در قرآن مجید و روایات معصومین علیهم‌السلام آمده است، همه‌ی امامان، از جمله امام مهدی از اعمال و رفتار ما آگاه هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرآن کریم می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و قل اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله و المؤمنون»: (توبه: ۱۰۵) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و بگو: {هرکاری می‌خواهید} انجام دهید، که به زودی خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند دید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس احادیث رسیده، در این آیه مراد از مؤمنان، ائمه‌ی هدی علیهم‌السلام هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: کلینی، کافی، ج ۱، ص ۲۱۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هر صبحدم اعمال بندگان، بندگان نیکوکار و بدکار، به پیامبر خدا عرضه می‌شود، بنابراین مراقب اعمال خود باشید، و همین است گفتار خداوند که می‌فرماید: هر کاری می‌خواهید انجام دهید، به زودی خدا و رسولش عمل شما را خواهند دید».&amp;lt;ref&amp;gt;همان.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعمال شایسته و ناشایست بندگان در هر زمان به دیده‌ی امام بر حق همان زمان می‌رسد و امروز حضرت مهدی علیه‌السلام به اذن خدا، ناظر و شاهد اعمال ماست. بنابراین اصل آگاهی امام از اعمال و رفتار ما امری مسلم است که این علم و آگاهی به اعمال و رفتار ظاهری ما منحصر نمی‌شود، بلکه آن بزرگوار از نیت‌های ما هم آگاه است. شایان ذکر است چنان که اعتقاد به معاد، ما را از انجام هر کار زشت نهی می‌کند، اعتقاد به این که [[امام زمان]] بر اعمال ما آگاهی می‌یابند و بر رفتار ما نظارت دارند، عامل مهمی برای اصلاح فرد و جامعه خواهد بود. چگونگی حصول این آگاهی برای امام عصر از راههای مختلفی است. از جمله این که ملائکه بر امام نازل می شوند و نامه‌ی اعمال بندگان را به حضرت عرضه می‌کنند. بنابر روایات، هفته‌ای دو بار روزهای دوشنبه و پنج شنبه، نام‌ی اعمال بندگان به رسول خدا و ائمه علیهم‌السلام عرضه می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، التبيان في تفسير القرآن، ج ۵، ص ۲۹۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; و آن بزرگواران با دیدن اعمال نیک، نه تنها خوشحال می‌شوند،&amp;lt;ref&amp;gt;صفار، بصائر الدرجات، ص ۴۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; بلکه در حق نیکان نیز دعا می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، همان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین از مجموع آیه‌ی ۱۰۵ سوره‌ی توبه و روایات مذکور می‌توان استنباط کرد که اخبار غیبی بر ائمه نازل می‌شود و ناظر بودن آن بزرگواران بر اعمال بندگان، نوعی اخبار غیبی است که در اختیارشان قرار می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
﻿&#039;&#039;&#039;دوم: ديده‌ی خداوند&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عين الله في خلقه»،&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، جمال الأسبوع، ص ۳۷؛ بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«دیده‌ی خداوند در میان خلقش.»&amp;lt;ref&amp;gt;«&#039;&#039;&#039;عينك في عبادك&#039;&#039;&#039;؛ دیده‌ی تو درمیان بندگانت.» مصباح المتهجد، ص ۶۱؛ بحارالانوار، ج ۸۳، ص۶۲. «&#039;&#039;&#039;عين الناظرة بإذنك؛&#039;&#039;&#039; دیده ی بینای تو به اذنت.» مصباح المتهجد، ص ۴۰۹؛ بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۱۲. «&#039;&#039;&#039;عين الناظرة على بریتك&#039;&#039;&#039;؛ دیده‌ی بینای تو بر آفریده‌هایت.» جمال الأسبوع، ص ۵۰۷؛ بحارالانوار، ج۹۲، ص ۳۳۰. «&#039;&#039;&#039;عينک الناظرة في بريتك&#039;&#039;&#039;؛ دیده‌ی بینای تو در میان آفریده‌هایت.» جمال الاسبوع، ص ۵۱۳؛ بحارالانوار، ص ۳۳۳. «&#039;&#039;&#039;عينك في أرضك&#039;&#039;&#039;؛ دیده‌ی تو در زمینت.» بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۰۲. «&#039;&#039;&#039;عين الحياة&#039;&#039;&#039;؛ چشمه‌ی حیات.» جمال الأسبوع، ص ۳۷؛ بحارالانوار، ص ۲۱۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معنای اصلی واژه‌ی «عين»، «چشم» و جمع آن «أعین» و «عيو ن» است. این واژه معانی گوناگون با دیدگاه های مختلف، و از چشم که عضوی از بدن است، و نیز برای روزنه‌ی مشک آب و توشه‌دان که تشبیهی به چشم و ریزش آب از آن است، استعاره می‌شود. واژه‌ی «عين» به معنای «جاسوس، مراقب و ناظر به چیزی» نیز آمده است و تجسس کننده را از این جهت «عين» گویند که تشبیهی در نظر کردن و نگریستن با چشم است. منبع و چشمه‌ی آب را هم «عين» می‌گویند که تشبیهی است به آبی که در چشم است.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفات فوق، امام عصر علیه‌السلام به عنوان «چشم و دیده‌ی بینای خداوند» معرفی شده‌اند که البته اطلاق صفت «عين الله» بر همه‌ی ائمه شایع است؛ چنانکه امیرالمؤمنین فرمودند: «أنا علم الله... و عين الله الناظرة.»&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، التوحید، ص ۱۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; امام باقر علیه‌السلام ضمن حدیث دیگری می فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«&#039;&#039;&#039;نحن عين الله في خلقه&#039;&#039;&#039;».&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۱، ص ۱۴۳ .﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چشم، وسیله‌ی دیدن در انسان است و اگر کسی بخواهد شاهد و ناظر بر اعمال دیگران باشد، به وسیله‌ی چشم این افعال را انجام می دهد. خداوند متعال امامان معصوم علیهم‌السلام را از جانب خود به عنوان شاهد و ناظر بر مخلوقات قرار داده است تا در قیامت نسبت به عملکرد آنان شهادت دهند. از این رو احتمال دارد تعبير «عين الله» از این جهت بر ایشان اطلاق شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۲۴، ص ۲۰۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین امام مهدی علیه‌السلام چشم خداوند در میان بندگان و در بین خلق است. ایشان به اذن خداوند این قدرت را دارد که بر امور خلق نظارت داشته و بر اعمال آنان بینا باشد، البته منظور این نیست که خداوند برای شاهد و ناظر بودن خود بر اعمال بندگان، نیاز به برگزیدگانش دارد؛ هرگز چنین نیست! خداوند بدون آنکه آنان را شاهد بر بندگان خود قرار دهد، آگاهی و نظارت کامل بر ظاهر و باطن اعمال بندگان دارد، اما علاوه بر آنکه خود شاهد است، آن بزرگواران را هم به عنوان شاهد و ناظر قرار داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت علیه السلام در ادعیه و زیارات، ص 114&lt;br /&gt;
----&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B9%D8%B2%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4_%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=1482</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، عزت بخش اولیای الاهی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B9%D8%B2%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%B4_%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=1482"/>
		<updated>2026-09-10T17:03:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، عزت بخش اولیای الاهی =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«مُعِزَّ الْاولیَاء»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۸۵ و ۱۰۱ و ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عزت بخش دوستان».&amp;lt;ref&amp;gt;«مُعِزَّ الْمُؤْمِنِينَ الْمُسْتَضْعَفِين؛ عزت بخش انسان‌های مؤمن و مستضعف.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۱، ص ۳۲ و ج۹۸، ص ۳۷۴ و ج ۹۹، ص ۹۷ و ۲۴۶. «عِزُّ الْمُوَحِّدِين؛ عزت خداپرستان.» همان، ج ۹۹، ص ۹۹ و ۱۱۷. «أنْتَ مِنْ عَقِيدِ عِزٍّ لَا يُسَامَی؛ تو آن سر رشته‌ی عزت و مقامی هستی که کسی همطراز و برتر از شما نیست.» سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۸. «مُحْیِی الْمُؤْمِنِين؛ اِحیاگر مؤمنان.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۱ «الْمُدَّخَرِ لِكَرَامَةِ اوليَاءِ الله؛ ذخیره شده برای کرامت بخشیدن به دوستان خدا.». همان، همانجا، ص ۱۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغت:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مُعِزّ» اسم فاعل از ماده‌ی «عَّز - يَعّز» است. «عَّز - يَعِزُّ» به کسر به معنای «إذا صار عَزِيزاً»، یعنی «هنگامی که عزیز شد»، و «عَزَّ - یَعَزُّ» به فتح به معنای «إذا اِشتَدَّ»، یعنی «هنگامی که شدّت گرفت» است. «مُعِزّ» از اسمای خدای تعالی است و او کسی‌است که به هر کس از بندگانش که بخواهد، عزّت می‌بخشد.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن اثیر، النهاية، ج ۳، ص ۲۲۸.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; «عِزّ» به معنای «خلاف ذُلّ» است.&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، صحاح، ج ۲، ص ۸۸۵؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۵، ص ۳۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt; این واژه در اصل به معنای «قوّت، شدّت و غلبه» است و به معنای «رفعت و امتناع» نیز آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن منظور، همان، همان جا.&amp;lt;/ref&amp;gt; به عقیده‌ی راغب، «عِزَّة» حالتی در انسان است که مانع شکست او می‌شود و گاهی برای مدح به کار می‌رود، نظیر آیه‌ی: &#039;&#039;&#039;«وَ للهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِين»&#039;&#039;&#039; &amp;lt;small&amp;gt;(منافقون: ۸)&amp;lt;/small&amp;gt; و گاهی برای ذمّ و سرزنش به کار می‌رود، مثل عزّت کفّار، در آیه‌ی: &#039;&#039;&#039;«بَلِ الّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ»&#039;&#039;&#039; &amp;lt;small&amp;gt;(ص: ۲)&amp;lt;/small&amp;gt; و از آن‌جا که عزّت خدا، [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبراکرم]] &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌و‌آله&amp;lt;/small&amp;gt; و مؤمنین دائمی و باقی است، همان، عزّت حقیقی است و عزّت برای کافران «تَعَزُّز» است نه عزّت، که در حقیقت ذلّت است؛ چنان‌که پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌و‌آله&amp;lt;/small&amp;gt; فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«کلُّ عِزٍّ ليس بالله فهو ذلّ»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۵۶۳.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هر عزّتی که از خدا نیست خواری است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;يكم. «عزّت» در قرآن کریم&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به فرموده‌ی آیات قرآن، «عزّت» مخصوص خداوند است: &#039;&#039;&#039;«فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعا»&#039;&#039;&#039; . &amp;lt;small&amp;gt;(نساء: ۱۳۹)&amp;lt;/small&amp;gt; تنها خداوند متعال است که به هر کس که بخواهد عزّت می‌بخشد، و آیه‌ی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ»&#039;&#039;&#039; &amp;lt;small&amp;gt;(آل عمران: ۲۶)&amp;lt;/small&amp;gt; بر همین معنا آمده است. اما با آن که حق تعالی خود فرموده تمام عزّت از آن اوست، در جای دیگر از نظر افاضه و اعطای مقام عزّت به برگزیدگان اولیای خود می‌فرماید: &#039;&#039;&#039;«وَ للهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنین»&#039;&#039;&#039; که در حقیقت عزّت هر فرد و هر چیز در عالم، از عزّت خداوند سرچشمه می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دوم. حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، مایه‌ی عزّت اولیای الاهی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول تاریخ همواره به جز در بعضی از زمان‌ها، غلبه و عزّت ظاهری برای جبهه‌ی باطل بوده است و مؤمنان و اولیای الاهی، به ظاهر زبون و خوار بوده‌اند. با [[ظهور]] [[امام زمان]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; عزت واقعی مؤمنان، نمایان و بی‌مایگی و بی‌پایگی عزت ظاهری دشمنان بر ملا می‌شود. علی‌بن‌ابراهیم در تفسیر آیه‌ی: &#039;&#039;&#039;«یا أّیُّهَا الّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ أعِزَّةٍ عَلَی الْكافِرين»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر کس از شما از دین خود برگردد، به زودی خدا گروهی [دیگر] را می‌آورد که آنان را دوست می‌دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند. [اینان] با مؤمنان، فروتن، [و] بر کافران سرفرازند».&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;small&amp;gt;(مائده: ۵۴)&amp;lt;/small&amp;gt; می‌گوید: این آیه درباره‌ی مهدی [[موعود اسلام|موعود]] و اصحاب او نازل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;قمی، تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خود صاحب عزّتی هستند که خداوند به ایشان عطا کرده است و در قیام خود به فرمان حق تعالی اهل ایمان را عزت بخشیده و صاحبان عزت پوشالی را به ذلت می‌کشاند. در روایات نیز به موضوع عزت بخشی امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به مؤمنان و اولیای الاهی تصریح شده است. حضرت علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; د‍ر تفسیر آیه‌ی: &#039;&#039;&#039;«وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرو دست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم، و ایشان را وارث [زمین] کنیم».&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;small&amp;gt;(قصص: ۵)&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ یَبْعَثُ اللهُ مَهْدِیَّهُمْ بَعْدَ جَهْدِهِمْ فَیُعِزُّهُمْ وَ یُذِلُّ عَدُوَّهُم»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;«آن‌ها خاندان محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله هستند که خداوند مهدي آن‌ها را پس از سختیشان برانگیزد، پس آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل می‌گرداند». غیبت طوسی، ص ۱۸۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام سجاد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره‌ی عزت شیعیان در زمان ظهور امام می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هنگامی که [[قائم]] ما قیام کند، خداوند بیماری را از شیعیان ما برطرف می‌سازد، و دل‌های آنان را همچو پاره‌های آهن قرار می‌دهد، و نیروی هر مردی از آنان را، نیروی چهل مرد قرار می‌دهد و آن‌ها حاکمان زمین و رؤسای اجتماع خواهند بود».&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۵۴۱. ترجمه از علی، دوانی، ۱۳۷۸ ه.ش، مهدی موعود، ترجمه‌ی جلد سیزدهم بحار، چ بیست و هشتم. تهران: دار الکتب الاسلامیه، ص ۱۱۱۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته لازم به ذکر است که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دوستان و شیعیانشان را هم پیش از ظهور (زمان [[غیبت]]) و هم پس از ظهور یاری نموده و عزت می‌بخشند. در نتیجه از صفاتی نظیر &#039;&#039;&#039;«مُعِزَّ الْمُؤْمِنِينَ الْمُسْتَضْعَفِين»&#039;&#039;&#039; که قید بعد از ظهور نیامده است و بدون قید «زمان ظهور» است، چنین استفاده می‌شود که آن حضرت مایه‌ی سرافرازی و عزت بخش دوستان و شیعیانشان، هم پیش از ظهور و هم پس از ظهور هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، تفسیر و شرح دعای ندبه، ص۲۱۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%B9%D8%B8%D9%85%D8%AA_%D9%85%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86&amp;diff=1481</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، شکننده‌ی قدرت و عظمت متجاوزان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA_%D9%88_%D8%B9%D8%B8%D9%85%D8%AA_%D9%85%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86&amp;diff=1481"/>
		<updated>2026-09-10T16:56:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، شکننده‌ی قدرت و عظمت متجاوزان =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«قَاصِمَ شَوْكَةِ الْمُعْتَدِین»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۸۶ و ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در هم شکننده‌ی قدرت وشوکت متجاوزان».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغت:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«قَاصِم» اسم فاعل از ریشه‌ی «ق ص م» به معنای «شکستن» است.&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، العین، ج ۵، ص ۷۰؛ ازهری، تهذيب اللغة، ج ۳، ص ۱۶۰؛ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج ۵، ص ۹۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این صفت استنباط می‌شود که امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در عصری [[ظهور]] می‌نمایند که تجاوزکاران از قدرت ویژه‌ای برخوردارند و بر جهان حاکمیت کامل دارند و مردم بدون یک رهبر بلند پایه، توان در هم‌شکستن آنان را ندارند. معمولاً ظلم و تجاوز به حقوق دیگران، تحت لوای قدرت ظاهری عده‌ای و ظلم پذیری عده‌ای دیگر صورت می‌گیرد. اقتدار عاملی است که از یک سو به افراد صاحب اقتدار، نیرویی مضاعف می‌بخشد و از سوی دیگر در دل مستضعفان، ایجاد وحشت می‌کند. لذا هرکس که می‌خواهد اقدام اصلاحی انجام دهد، باید با صاحب اقتدار روبرو شود.&amp;lt;ref&amp;gt;همتیان، ۱۳۸۷ ه.ق، شرح فراق، قم: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیه‌السلام، ص ۱۵۵ و ۱۵۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; بنابراین، لازمه‌ی قیام حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و تشکیل حکومت مهدوی، نابودی قدرت و شوکت متجاوزان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«معتدين» گروهی هستند که از حد و حدودی که خدای تعالی برای آن‌ها تعیین نموده تجاوز کرده‌اند. این گروه مانع بسیار بزرگی برای پیاده نمودن اسلام و احکام آن هستند و باید این مانع را برداشت. از این‌رو، یکی از برنامه‌های مهم [[امام زمان]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; از بین بردن شوکت ستمکاران و متجاوزان است، تا راه رسیدن به کمال و آسایش حقیقی برای سایرین هموار شود. این امر در امت‌های پیشین نیز واقع شده، به این معنا که افرادی از حد و حدود الاهی تجاوز و تعدی کرده و خدای تعالی شوکت و قدرت آن‌ها را از بین برده و آنان را ذلیل نموده است،&amp;lt;ref&amp;gt;رفیعی، تفسیر و شرح دعای ندبه، ص ۱۹۵ و ۱۹۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; چنان که در سوره‌ی انبیا می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَة»&#039;&#039;&#039;. (انبياء: ۱۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و چه بسیار شهرها را که [مردمش] ستمکار بودند درهم شکستیم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امامان معصوم &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، مظهر اسما و صفات حق هستند، چنان‌که در دعای افتتاح در وصف حق تعالی می‌خوانیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«الْحَمْدُ لِلَّهِ قَاصِمِ الْجَبَّارِين»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;«ستایش خداوندی را که در هم شکننده‌ی سرکشان است.» طوسی، مصباح المتهجد، ص ۵۸۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت [[وليّ عصر|ولی عصر]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; مظهر این صفات الاهی هستند که به هنگام قیام، شوکت و قدرت سلطه‌گران را نابود می‌کنند و مأموریت سرکوبی متجاوزان بر عهده‌ی ایشان است.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی طالقانی، شرحی بر دعای ندبه، ص ۲۲۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D9%85%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=1480</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، یاری شده علیه متجاوزان و افترازنندگان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D9%85%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86_%D9%88_%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86&amp;diff=1480"/>
		<updated>2026-09-10T16:51:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;«الْمَنْصُورُ عَلَى مَنِ اعْتَدَى عَلَيْهِ وَ افْتَرَى»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«یاری شده عليه متعدیان و افترا زنندگان».&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۸۶. «المَنْصُورِ المُؤَيَّد؛ یاری شده‌ی نیرومند» همان، همان جا، ص ۸۴.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول تاریخ، تجاوز و تعدّی بسیاری نسبت به امامان معصوم &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به عمل آمد و فرصتی برای قصاص و انتقام گرفتن از متجاوزان حاصل نشد. در دوران‌های بعد تا به امروز، همواره از طرف متعدیان، ستم‌های فراوانی بر مظلومان وارد می‌آمد و این روند تا دامنه‌ی [[ظهور]] [[امام زمان]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ادامه می‌یابد. پس چه کسی باید با آنان مقابله کند؟ کسانی که رعایت احكام الاهی را نکردند و مردم را از راه خدا باز می‌دارند، به خدا، [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبر اکرم]] &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و اولیای او افترا می‌بندند، و هرگونه تجاوز و تعدّی به جان و مال مردم می‌کنند و خداوند متعال درباره‌ی آنان فرمود: &#039;&#039;&#039;«وَ اولئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ»&#039;&#039;&#039; (توبه: ۱۰) «و ایشان همان تجاوزکارانند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا نباید کسی باشد که از ستمکاری آنان جلوگیری نماید؟ از سوی دیگر، امامت مقام شامخی است که اشخاص واجد شرایط آن معلوم هستند و ادّعای مردم هواپرست در هر عصر و زمان که ادعای چنین مقامی را دارند، بزرگترین ظلم و تجاوز است که به اولیا می‌شود؛ چنان‌که پس از [[غیبت]] حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، شیّادانی مدعی مقام والای امامت ایشان شده و همین افراد بعدها به عنوان [[مدعیان مهدویت|مدعیان دروغین مهدویت]] معروف شدند و این خود ظلم و تعدی عظیمی است که به آن حضرت شده است. امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با قدرت پروردگار، بر تمام متجاوزین و افترازنندگان که علیه آن حضرت قیام نموده و حضرتش را منکر شده‌اند، پیروز می‌گردند، که در صفت &#039;&#039;&#039;«الْمّنْصُورُ عَلَى مَنِ اعْتَدَى عَلَیْهِ وَ افْتَرَی»&#039;&#039;&#039; از این افراد به &#039;&#039;&#039;«مَنِ اعْتَدَى عَلَيْهِ وَ افْتَرَی»&#039;&#039;&#039; تعبیر شده است. &#039;&#039;&#039;«مَنِ اعْتَدَى عَلَيْه»&#039;&#039;&#039; گروهی هستند که بر امام تعدی کرده و از اوامر آن حضرت سرپیچی نموده‌اند و &#039;&#039;&#039;«مَنِ افْتَرَی»&#039;&#039;&#039; نیز کسانی هستند که برای گمراهی دیگران به حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دروغ و افترا می‌بندند تا شاید به این وسیله از گسترش نام و قیام آن حضرت، جلوگیری نمایند. در «زیارت عاشورا» که از امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل شده، از حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با عنوان &#039;&#039;&#039;«إِمَامٍ مَنْصُور»&#039;&#039;&#039; یاد شده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«فَأَسْأَلُ الله... أَنْ يَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صلی‌الله‌علیه‌وآله»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;«پس از خداوند می‌خواهم روزیم نماید که همراه امام یاری شده از خاندان پیامبر &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;، خون تو را طلب نمایم.» طوسی، مصباح المتهجد، ص ۷۷۴.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زائر در این فراز از زیارت، مشارکت در خون‌خواهی امام حسین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به وسیله‌ی امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; را طلب می‌کند، زیرا مقصود از &#039;&#039;&#039;«إِمَامٍ مَنْصُور»&#039;&#039;&#039; حضرت [[وليّ عصر|ولی عصر]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; هستند و بر اساس روایات، علت این که ایشان را «مَنصور» نامیده‌اند، این است که ایشان در طلب خون جدشان، امام حسین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; یاری می‌شوند. از امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل شده که در تفسیر آیه‌ی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً»&#039;&#039;&#039;: (اسراء: ۳۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و هر کس مظلوم کشته شود، به سرپرست وی قدرتی داده‌ایم، پس [او] نباید در قتل زیاده‌روی کند، زیرا او [از طرف شرع] یاری شده است.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«هُوَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِىٍّ علیه‌السلام قُتِلَ مَظْلُوماً وَ نَحْنُ اوليَاؤُهُ، وَ الْقَائِمُ مِنَّا إِذَا قَامَ طَلَبَ بِثَأْرِ الْحُسَيْنِ علیه‌السلام فَيَقْتُلُ حَتَّى يُقَالَ قَدْ أَسْرَفَ فِي الْقَتْلِ، وَقَالَ: الْمَقْتُولُ الْحُسَیْنُ وَ وَلِیُّهُ الْقَائِمُ، وَ الْإِسْرَافُ فِي الْقَتْلِ أَنْ يَقْتُلَ غَيْرَ قَاتِلِهِ، إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً. فَإِنَّهُ لَا يَذْهَبُ مِنَ الدُّنْيَا، حَتَّى يُنْتَصَرَ بِرَجُلٍ مِنْ آلِ رَسُولِ اللهِ عَلَيْهِمُ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ، يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما»&#039;&#039;&#039;:&amp;lt;ref&amp;gt;عیاشی، تفسیر، ج ۲، ص ۲۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«منظور (از این آیه) امام حسین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است، (زیرا) او مظلومانه کشته شد و ما ولی (خون) او هستیم. هنگامی که [[قائم]] ما خاندان قیام کند، خون امام حسین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; را طلب می‌کند، او به قدری (از قاتلان امام حسین را) می‌کشد که گفته می‌شود: در کشتن اسراف می‌کند. امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; فرمود: (منظور) از مقتول، امام حسین و منظور از ولی او حضرت قائم و (منظور از) اسراف در قتل، این است که کسی غیر از قاتلش را بکشد، (اما چنین نمی کند که) او یاری شده است، به راستی او از دنیا نخواهد رفت تا این‌که به وسیله‌ی مردی از خاندان رسول &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt;، که زمین را پر از عدل و داد کند، همان طور که پر از ظلم و ستم شده باشد، یاری شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن حضرت در روایتی دیگر در تفسیر آیه‌ی شریفه فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«فَسَمّعى اللهُ الْمَهْدِيَّ الْمَنْصُورَ، كَمَا سُمِّيَ أَحْمَدُ وَ مُحَمَّدٌ [مَحْمُوداً] وَ محمود وَ كَمَا سُمِّىَ عِيسَى الْمَسِيحَ علیه‌السلام»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;فرات کوفی، تفسیر، ج ۱، ص ۲۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA&amp;diff=1479</id>
		<title>مدعیان مهدویت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA&amp;diff=1479"/>
		<updated>2026-09-10T16:48:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: صفحه‌ای تازه حاوی «مدعیان مهدویت یا مُتَمَهدیان و یا مدعیان دروغین به افرادی گفته می‌شود که خود را به‌عنوان مهدی موعود معرفی کرده‌اند یا اینکه خودشان ادعایی نداشته‌اند اما دیگران آنها را مهدی می‌پنداشتند. از قرن نخست قمری تاکنون (قرن پانزدهم قمری) افراد بسی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مدعیان مهدویت یا مُتَمَهدیان و یا مدعیان دروغین به افرادی گفته می‌شود که خود را به‌عنوان مهدی موعود معرفی کرده‌اند یا اینکه خودشان ادعایی نداشته‌اند اما دیگران آنها را مهدی می‌پنداشتند. از قرن نخست قمری تاکنون (قرن پانزدهم قمری) افراد بسیاری ادعای مهدویت نموده‌اند. قدرت‌طلبی، مبارزه با ظلم‌وستم و فریب دشمنان اسلام از انگیزه‌های مدعیان مهدویت دانسته شده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%88_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF%DB%8C_%D8%B5%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D9%88%D8%A2%D9%84%D9%87&amp;diff=1478</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، بازگرداننده‌ی آیین و شریعت محمّدی صلی الله علیه وآله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D9%88_%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF%DB%8C_%D8%B5%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D9%88%D8%A2%D9%84%D9%87&amp;diff=1478"/>
		<updated>2026-09-10T16:42:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، بازگرداننده‌ی آیین و شریعت محمدی =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«الْمُتَخَيَّرُ لِإِعَادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِيعَة»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;سیدبن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۹۷؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«برگزیده برای برگرداندن ملّت و شریعت». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مِلَّة» به معنای «دین و شریعت» است&amp;lt;ref&amp;gt;جوهری، صحاح، ج ۳، ص ۱۸۲۱.&amp;lt;/ref&amp;gt; و تفاوت معنای آن با «دین» در این است که «دین» به خدا، پیامبر و شخص نسبت داده می شود، امّا «مِلَّة» فقط به پیامبری که آن آیین به او مستند است، اضافه می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۷۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شرِيعَة» برگرفته از ماده‌ی «الشَّرْع» به معنای «راه روشن و واضح» است. این کلمه، مصدری است که بعداً به صورت اسم برای معنای «راه»، به کار رفته که به آن «شِرْع» و «شَرْع» و «شَرِيعَة» گفته‌اند، سپس برای «راه خدایی و الاهی» استعاره شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;همان، همانجا، ص ۴۵۰.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صفت ذکر شده، مراد از ملت و آیینی که باید به وسیله‌ی [[وليّ عصر|امام عصر]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; احيا گردد، همان ملت و طریقه‌ی حضرت ابراهیم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که خداوند در قرآن کریم به پیامبرش دستور فرموده که از آن پیروی نماید&amp;lt;ref&amp;gt;علوی طالقانی، شرحی بر دعای ندبه، ص ۲۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;: &#039;&#039;&#039;«ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَما كانَ مِنَ الْمُشْرِكين»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«سپس به تو وحی کردیم که: از آیین ابراهیم حق‌گرای پیروی کن، [چرا‌که] او از مشركان نبود». نحل: ۱۲۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ یعنی در دعوت به توحید و نفی شرک و بت پرستی به تمام اقسام آن، و عمل به سنت و آداب، از ابراهیم پیروی کن. امام حسین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در این‌باره فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کسی جز ما و شیعیان ما بر ملت و روش ابراهیم نیست، و سایر مردم از این روش و طریقه دورند.»&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: عیاشی، تفسير، ج ۱، ص ۳۸۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آیه‌ی دیگری می فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلَّا مِنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِي الدُّنْيا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحينَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«و چه کسی جز آن‌که به سبک مغزی گراید از آیین ابراهیم روی برمی‌تابد؟ و ما او را در این دنیا برگزیدیم و البته در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود».&amp;lt;/ref&amp;gt;؛ &amp;lt;small&amp;gt;(بقره: ۱۳۰)&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یعنی کسی که خداوند او را برگزیده باشد، از صفات ناپسند و اخلاق رذیله منزّه است؛ پس شایسته است که برای رستگاری و نیل به سعادت دنیا و آخرت، از او پیروی شود، زیرا اعراض از راه و روش او باعث شقاوت وهلاکت خواهد شد. از جمله روش حضرت ابراهیم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، سفارش به فرزندان خود درباره‌ی مراقبت و حفظ دین بود، چنان‌که خداوند متعال می فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ وَصَّى بِها إِبْراهيمُ بَنيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;«و ابراهیم و يعقوب، پسران خود را به همان [آیین] سفارش کردند [و هر دو در وصیتشان چنین گفتند:] ای پسران من، خداوند برای شما این دین را برگزید پس، البته نباید جز مسلمان بمیرید».&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;small&amp;gt;(بقره: ۱۳۲)&amp;lt;/small&amp;gt; ﻿&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر، از آیه‌ی ۱۳۰ سوره‌ی بقره استفاده می شود که ملت [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبر]] ما &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; نیز همان ملت حضرت ابراهيم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است و کسی که در این عصر از ملت رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; اعراض کند، از ملت حضرت ابراهیم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; اعراض کرده و این خود یک نوع سفاهت و بی‌خردی است.&amp;lt;ref&amp;gt;علوی طالقانی، شرحی بر دعای ندبه، ص ۲۱۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما درباره‌ی «شریعت»، لازم به ذکر است که خدای تعالی برای هریک از انبیای خود برنامه و آیینی مقرر فرموده است و خطاب به پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرماید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَريعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْها»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«سپس تو را در طریقه آیینی [که ناشی] از امر [خداست] نهادیم. پس آن‌ را پیروی کن».&amp;lt;/ref&amp;gt;. &amp;lt;small&amp;gt;(جاثیه: ۱۸)&amp;lt;/small&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انبیای الاهی در اصول عقاید، پرستش خدا، احکام و دستورات الاهی اختلافی ندارند، اما در چگونگی افعال و اعمال عبادی و بعضی از فروع و سنن به حسب زمان و مصالح اختلاف دارند&amp;lt;ref&amp;gt;علوی طالقانی، پیشین، ص ۲۱۹، با اندکی دخل و تصرف در عبارات.&amp;lt;/ref&amp;gt;، به این منظور حق تعالی فرموده است: &#039;&#039;&#039;«لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهاجا»&#039;&#039;&#039; «برای هریک از شما [امت‌ها] شریعت و راه روشنی قرار داده‌ایم». &amp;lt;small&amp;gt;(مائده: ۴۸)&amp;lt;/small&amp;gt; و آن‌چه در شرایع همه‌ی انبیا بوده، در شریعت محمدی &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; جمع است. شریعت حضرت محمد &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; که برای امت ایشان تشریع شده است، مجموعه‌ای از وصایای خداوند به حضرت نوح، ابراهیم، موسی و عیسی &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به اضافه‌ی وحیی که به رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; فرستاده شده است&amp;lt;ref&amp;gt;شوری: ۱۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;، و این مطلب کنایه از این است که دین اسلام دارای تمام مزایای شریعت‌های سابق است&amp;lt;ref&amp;gt;زمردیان، ندبه و نشاط، ص ۴۵۳، با اندکی دخل و تصرف در عبارات.&amp;lt;/ref&amp;gt;. با عنایت به مطالب ذکر شده، این صفت اشاره به رسالتِ «احیاگری و برپایی دین اسلام» به دست توانای حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است و از مأموریت‌های آن امام است که آیین پا ک ابراهیمی و شرایع تمام انبیا و به خصوص کامل‌ترین آن شرایع را که شریعت محمدی &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; است و در اثر تحول دوران در حال از میان رفتن است، اعاده و احیا نماید.&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1_%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84_%D9%88_%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1&amp;diff=1477</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، رهبر عادل و عدالت گستر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1_%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84_%D9%88_%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1&amp;diff=1477"/>
		<updated>2026-09-10T16:32:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، رهبر عادل و عدالت گستر =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۲ و ج ۹۱، ص ۴ و ج ۹۹، ص ۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کسی که زمین را از عدل و قسط پر می‌نماید همان‌گونه که از ظلم و جور پر شده است».&amp;lt;ref&amp;gt;«أَنَّكَ الَّذِي تَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً؛ به راستی تو کسی هستی که زمین را مملو از قسط و عدل می‌نمایی.» همان، ج ۹۱، ص ۳۲ و ج ۹۹، ص ۹۸ و ۲۴۶. «الْعَدْلِ الْمُشْتَهَر؛ عدالت مشهور.» همان، ج ۹۹، ص ۱۰۱. «إِمَامٍ عَدْل؛ پیشوای عدالت.» مصباح المتهجد، ص ۴۱۴؛ جمال الأسبوع، ص ۵۲۶؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۸۹ و ج۹۲، ص ۳۲۹ و ج ۹۹، ص ۹۱. «نَاشِرِ الْعَدْلِ فِي الطُّولِ وَالْعَرْض؛ گستراننده‌ی عدالت در طول و عرض زمین.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۱، ص ۳۱ و ج۹۸، ص ۳۷۳ و ج ۹۹، ص ۲۴۶. و ۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در معنای «عَدل» می‌نویسد: «عَدل»، «عِدالَت» و «مُعادِله» واژه‌هایی است که دربردارنده‌ی معنای «مساوات» است. پس «عدل» به معنای «تقسیم مساوی» است و بر این اصل در روایت فرموده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«بِالعَدلِ قَامَتِ السَموَاتِ وَ الأَرض»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;احسائی، ۱۴۰۵ ه. ق، عوالی اللئالی، قم: دار سیّدالشهداء عليه‌السلام، ج ۴، ص ۱۰۳.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آسمان‌ها و زمین بر اساس عدل بر پا شده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عَدل» دو قسم است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. عدل مطلق که عقل حَسن آن را درک می‌کند و در هیچ زمانی نسخ نمی‌شود، مانند نیکی کردن به کسی که نیکی کرده و نیازردن کسی که از آزار انسان دست برداشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. عدلی که در پرتو احکام دین شناخته می‌شود، مانند آیه‌ی: «&#039;&#039;&#039;إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإحْسانِ&#039;&#039;&#039;». (نحل: ۹۰) «عدل» به معنای «مساوات در جزا دادن» نیز هست، به این معنا که کار نیک به اندازه‌ی ده برابر پاداش داده می‌شود و کار زشت کیفری همسان خود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۵۵۱ و ۵۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; به عقیده‌ی برخی واژه‌ی «عدل» آن چیزی است که از نظر انسان‌ها مستقیم و ضدّ «جور» است و نیز به معنای «حکم به حق» است.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص ۴۳۰؛ طریحی، مجمع البحرین، ج ۵، ص ۴۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم مطهری چهار معنا برای این کلمه ذکر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. موزون بودن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. تساوی و نفی هرگونه تبعیض.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
٣. رعایت حقوق افراد و عطاکردن حق هر ذی حق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. رعایت استحقاق‌ها در افاضه‌ی وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آن‌چه امکان وجود یا کمال وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، ۱۳۷۲ ه.ش، عدل الهی، قم: انتشارات صدرا، ص ۵۴ و ۵۸، با اندکی تصرف در عبارات.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بررسی معنای لغوی واژه‌ی «عدل» و تعاریفی که مرحوم مطهری برای این واژه بیان نمودند، می‌توان نتیجه گرفت که در تعریف «عدالت»، «موزون بودن»، «رعایت تساوی و نفی هرگونه تبعیض»، «رعایت حقوق افراد و دادن حق به حق‌دار» و «قرار گرفتن هر چیزی در جای خودش»، از بهترین تعاریف است که شامل جمله‌ی امام على &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، حکمت ۴۳۷.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« عدل قرار دادن هر چیزی در جایگاه خویش است.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و جمله‌ی معروف &#039;&#039;&#039;«العَدلُ اعطاء كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّه»&#039;&#039;&#039;: «عدل دادن هر صاحب حقى به حق خویش است.» می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب در معنای «قِسط» می‌نویسد: ««قِسط»، نصیب و بهره‌ای است که براساس عدالت باشد.»&amp;lt;ref&amp;gt;«القِسط هو النَصيِبُ بِالعَدل.» راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۶۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در قاموس المحیط آمده است که «قِسط» به کسر اول به معنای «عدل» و به فتح آن به معنای «ظلم و انحراف» است.&amp;lt;ref&amp;gt;فیروزآبادی، قاموس، ج ۲، ص ۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; در نهج‌البلاغه واژه‌ی «قِسط»، به معنای «تقسیم به عدل» آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه‌ی ۱۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قطعاً میان دو واژه‌ی «عَدل» و «قِسط» تفاوت‌هایی وجود دارد. آية الله موسوی اصفهانی در این زمینه می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آن‌چه از موارد استعمال به دست می‌آید این است که مفهوم «عدل» از مفهوم «قِسط» عمومیت بیشتری دارد، زیرا که «قِسط» در مورد اَدای حق دیگران به کار می‌رود، مانند اَدای شهادت و قضاوت و وزن و پیمانه کردن و امثال آن... و به عبارت دیگر «قِسط» تنها در مواردی استعمال می‌شود که به حق غیر مربوط باشد و «عدل» در مورد حق دیگران و حق خود انسان به کار می‌رود. پس معنای «عدل» موافقت با حق به طور مطلق است و «قِسط» موافقت با حق مردم است.»&amp;lt;ref&amp;gt;موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج ۱، ص ۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین واژه‌ی «قِسط» بیشتر در امور اقتصادی و توزیع اموال بر اساس عدالت اجتماعی بین افراد به کار می‌رود، که در این جهت هیچ‌گونه تبعیضی نباشد که در مقابل جور قرار گرفته است؛ اما «عدل» معنای عامی دارد که شامل عدالت در تمام ابعاد از عقاید وفرهنگ و سیاست و ... خواهد شد، که در مقابل ظلم است.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدی اشتهاردی، ۱۳۷۶ ه.ش، حضرت مهدی علیه‌السلام فروغ تابان ولایت، قم: واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران، ص ۱۲۴.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه‌ی «ظُلم» به معنای «چیزی را در غیر جا و غير موضع خود گذاردن» است.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۵۳۷؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۲، ص ۳۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی برای این کلمه معنای «تصرّف در مُلکِ غیر» و «از حد گذشتن» را ذکر کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، بیروت: دار إحياء التراث العربی، ج ۱، ص ۷۸۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه‌ی «جُور» به معنای «عدول از حق» است.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۲۱۱. &amp;lt;/ref&amp;gt; این کلمه در معانی «نقيضِ عدل»&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، العین، ج ۶، ص ۱۷۶؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۴، ص ۱۵۳؛ زبیدی، تاج العروس، ج ۱، ص ۲۶۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، «ستم در حکم کردن»&amp;lt;ref&amp;gt;زبیدی، همان، همان جا&amp;lt;/ref&amp;gt; و «ضدّ میانه‌روی و انحراف از آن»&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt; هم آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عدالت» از اصول مهم و از تعالیم و اهداف عمده‌ی دین اسلام است که آیات قرآن و احادیث شریفه، دستور به اجرای آن داده‌اند. آیات فراوانی از قرآن کریم به عدالت خواهی، عدالت ورزی و عدالت جویی تاکید کرده‌اند. خداوند در آیه‌ی ۹۰ سوره‌ی نحل، می‌فرماید: &#039;&#039;&#039;«إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ»&#039;&#039;&#039;. «در حقیقت، خدا به دادگری و نیکوکاری فرمان می‌دهد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم مطهری در اهمیّت «عدل» می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در قرآن از توحید گرفته تا معاد و از نبوت گرفته تا امامت و زعامت و از آرمان‌های فردی گرفته تا هدف‌های اجتماعی، همه بر محور عدل استوار شده است. عدل قرآن همدوش توحید، رکن معاد، هدف تشریع نبوت و فلسفه‌ی زعامت و امامت، معیار كمال فرد و مقیاس سلامت اجتماع است.»&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، عدل الهی، ص ۳۷.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عدالت» یکی از آرمان‌هایی است که انسان در طول تاریخ به آن توجه داشته و در تمامی عرصه‌های زندگی به آن نیازمند بوده است. «عدالت» در زمینه‌ی حیات اجتماعی، تنها در بخش ویژه‌ای از جامعه نیست، بلکه در همه‌ی ابعاد حیات فردی و اجتماعی، عامل اصلی حیات و زندگی انسان، اصلِ «عدالت» است. «عدل» حیات زندگی است&amp;lt;ref&amp;gt;تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص ۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و زندگی بی «عدالت» مرگی است که حیات پنداشته می‌شود. [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسول خدا]] &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌و‌آله&amp;lt;/small&amp;gt; و امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; «عدالت» را در فرصتی کوتاه و در یک بعد زمانی و مکانی محدود، به مردم نشان دادند و چهره‌ی جامع آن، به وسیله‌ی [[وليّ عصر|امام عصر]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; آشکار می‌گردد. لذا در احادیث بسیاری که شیعه و سنّی در کتاب‌های معتبر حدیثی، راجع به اوصاف حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده‌اند، این صفت مشهور است که آن حضرت، زمین را سرشار از قسط و عدل می‌کنند، چنان‌که از ظلم و جور پر شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، کمال الدین، ج ۱، ص ۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; تقریباً کمتر روایتی پیدا می‌شود که موضوع آن حضرت و قیامشان را مطرح کرده باشد، ولی اشاره‌ای به عالم گیر شدن ظلم و بی‌عدالتی نکرده باشد. «ابوسعید خدری از پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت می‌کند که فرمودند: «ساعت [[ظهور]] فرانمی‌رسد مگر آن که زمین از ظلم و دشمنی پُر گردد، سپس پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; افزودند: آن‌گاه، مردی از عترت من یا از اهل بیت من، زمین را از عدل و داد پُر می‌کند همان‌گونه که از ظلم و ستم پر شده است».&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: طبری، ص ۲۴۹؛ بحرانی، ۱۳۷۸ ه.ش، الإنصاف في النص على الأئمة &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ، ترجمه‌ی سید هاشم رسولی محلاتی، چ دوم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص ۳۵۶.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، بر رفع ظلم و ستم و حکومت عادلانه استوار است و ایجاد عدالت اعمّ از عدالت فردی، اجتماعی، اقتصادی و... سرلوحه‌ی همه‌ی برنامه‌های آن حضرت است؛ اگرچه همه‌ی امامان &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در زمان خود، واسطه‌ی چنین فیضی بوده‌اند، امّا متاسفانه به دلیل شرایط زمانی و مکانی خود، آرمان‌ها و عدالت را در دوره‌ی قیام حضرت [[قائم]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; جست وجو می‌کردند. بنابراین، می‌توان گفت میان امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و دیگر امامان معصوم &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در این زمینه تفاوتی نیست، ولی به خواست خداوند، حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; کسی است که رسالت پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌&amp;lt;/small&amp;gt; و دیگر معصومان &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در دستیابی به «عدالت» را به نتیجه‌ی نهایی می‌رسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شایسته است در این قسمت از بحث، به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره داشته باشیم که روایات ذیل این آیه، آن را به «عدلِ مهدوی» تفسیر کرده‌اند. امام کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در تفسیر آیه‌ی: &#039;&#039;&#039;«اعْلَمُواْ أَنَّ اللهَ يُحیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. به راستی آیات [خود] را برای شما روشن گردانیده‌ایم، باشد که بیندیشید».&amp;lt;/ref&amp;gt;(حديد: ۱۷) فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«لَیْسَ یُحْیِیهَا بِالْقَطْرِ، وَ لَکِنْ یَبْعَثُ اللهُ رِجَالاً فَیُحْیُونَ الْعَدْلَ، فَتُحْیَا الْأَرْضُ لِإِحْيَاءِ الْعَدْلِ»&#039;&#039;&#039;:&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۷، ص ۱۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مقصود این نیست که زمین را با باران زنده می‌کند، بلکه خداوند مردانی را بر می‌انگیزد که عدالت را زنده می‌کنند، پس به سبب زنده شدن عدل، زمین زنده می‌شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین سخنی که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در آغاز تولد بر زبان آوردند، نشانگر اهمیت «عدل» در برنامه‌های آن امام [[موعود اسلام|موعود]] است. جناب [[حکیمه خاتون]] این سخن را چنین روایت می‌کند: آن حضرت در لحظات نخستین پس از تولد، لب به سخن گشودند و بسان پیامبران که در آغاز کودکی توان سخن گفتن دارند به یکتایی خداوند ورسالت حضرت محمد &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و امامت امام علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و همه‌ی امامان &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; گواهی دادند، سپس به خداوند چنین عرضه داشتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«اللَّهُمَّ أَنْجِزْلِی مَا وَعَدْتَنِي وَ أَتْمِمْ لِي أَمْرِي وَ ثَبِّتْ وَطْأَتِی وَامْلَإِ الْأَرْضَ بِی عَدْلاً وَ قِسْطا».&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۴۲۸.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرای «عدالت» در حکومت اسلامی صرفا در یک مقوله‌ی خاص نمی‌گنجد، بلکه در تمام ساختارهای فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... اجرای آن واجب است. با تتبع در روایات، در می‌یابیم که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در عصر ظهور، «عدالت» را در تمام ابعاد آن اجرا می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینک به بیان ابعاد عدالت امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در عصر ظهور، به طور اختصار می‌پردازیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یکم. عدالت اجتماعی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از ابعاد «عدالت»، عدالت اجتماعی است. افراد جامعه موظف‌اند در تنظیم روابط بایک‌دیگر، اصل «عدالت» را رعایت و براساس آن با هم رفتار کنند و از ظلم و ستم بپرهیزند. حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ضمن اجرای «عدالت» و دعوت مردم به رعایت آن، رفتارهای برخاسته از ظلم ستیزی و بی‌عدالتی را تحت مراقبت و تصحیح خواهد نمود. در این رابطه روایاتی است که می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ وَضَعَ مِيزَانَ الْعَدْلِ بَيْنَ النَّاسِ، فَلَا يَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَداً»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;همان، همان‌جا، ص ۳۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ترازوی عدالت را در میان همه‌ی انسان‌ها می‌نهد و هیچ انسانی به دیگری ستم نخواهد کرد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَيْتِ قَسَّمَ بِالسَّوِيَّةِ وَ عَدَلَ فِي الرَّعِيَّة»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نعمانی، غیبت، ص ۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هنگامی که قائم اهل بیت قیام کند، به طور مساوی قسمت می‌کند و در میان رعيّت به عدالت رفتار میکند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عدل امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; عمومی است و نیکان و فاجران را در برمی‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ يَعْدِلُ فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ، الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِر»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۲۹.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و در میان بندگان نیک و بد خدا به عدالت رفتار می‌کند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره‌ی اجرای عدالت اجتماعی به وسیله‌ی امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، سخنانی فرمودند که نشانگر گسترش دقیق «عدالت» در آن دوران است. در روایاتی آمده است که در دوران ظهور، پنجره‌هایی که به معابر باز شده، بسته می‌شود و ناودان‌ها و راه‌آب‌هایی که به خیابان‌ها و کوچه‌ها می‌ریزد مسدود می‌شود. امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در این‌باره فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هنگامی که حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; قيام کند، راه بزرگ را به اندازه‌ی شصت ذراع توسعه می‌دهد، و هر مسجدی را که در راه بنا شده باشد تخریب می‌کند، و هر روزنه‌ای را که به راه باز می‌شود، می‌بندد و هر بنای مرتفعی و چاهی و ناودانی که در راه باشد، می‌بندد».&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، غیبت، ص ۴۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالب یاد شده در سخن امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، هرکدام به نوعی بیان‌گر گسترش عدالت اجتماعی در عصر ظهور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دوم. عدالت سیاسی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از وظایف حکومت اسلامی، اجرای «عدالت» است. بی‌شک، آن‌گاه می‌توان از جامعه و حکومتی انتظار حرکت به سوی «عدالت» را داشت که امام و حاکم آن جامعه، خود در مسیر «عدالت» باشد و در زندگی خویش «عدالت» را پیشه‌ی خود سازد. از دیدگاه دین اسلام، حیات و صلاح مردم و جامعه انسانی در گرو اجرای «عدالت» است.&amp;lt;ref&amp;gt;تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص ۳۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اصل، «عدالت» عامل بقا و استمرار دولت‌ها و ملت‌هاست. به همین دلیل، امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به دولت مردان چنین توصیه می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إجْعَلِ الدِّينَ كَهْفَکَ وَ الْعَدْلَ سَيْفَك»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«دین را پناه خود، و عدالت را شمشیر خود قرار ده».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عدالت سیاسی دارای مصادیق ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف. روابط یکسان با افراد جامعه اسلامی&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روابطشان با اصحابش، با ضعفای مردم و با همه افراد، یکسان بود. شخصی در خدمت آن حضرت سخن می‌گفت و مهابت محضر ایشان او را فرا گرفت، پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; به آن شخص فرمودند: «بر خود آسان بگیر که من پادشاه نیستم، من پسر زنی از قریش هستم که گوشت خشکیده می‌خورد.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۲۲۹. یکی از اسناد مهم و دستور العمل زمامداری، عهدنامه‌ی حضرت علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که برای مالک اشتر مرقوم فرمودند. از جمله مواد عهدنامه این است: «باید محبوب‌ترین کارها به سوی تو، کاری باشد که در حق میانه‌تر و در عدل همگانی‌تر، و برای خوشنودی رعيت جامع تر باشد، زیرا خشم همگان، خوشنودی خواص را از میان می‌برد و خشم خواص با رعایت خوشنودی عموم تدارک می‌گردد.» نهج البلاغه، نامه‌ی ۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب. تساوی افراد در برابر قانون&amp;lt;ref&amp;gt;امام علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در نامه‌ای به یکی از کارگزاران خائن خود چنین مرقوم داشتند: «به خدا سوگند اگر حسن و حسین نظیر آن‌چه انجام دادی، انجام می‌دادند، هیچ مهربانی و مدارایی نزد من و هواخواهی از جانب من برای آنان نبود و در اراده‌ی من اثر نمی‌گذاردند تا آن‌گاه که حق را از آن‌ها بگیرم و باطل را از ستم‌هایشان دور سازم.» همان، نامه‌ی ۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج. توزیع عادلانه‌ی قدرت&amp;lt;ref&amp;gt;امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; کارگزاران و زمامداران جهان را از افرادی صالح، شایسته و دادگر انتخاب و دستورات اکیدی مبنی بر رعایت «عدالت» ارائه خواهند کرد. توجه به مفاد بیعتی که امام در آغاز قیام خود از یارانش می‌گیرد، ما را به عمق روش مبتنی بر «عدالت» آن حضرت رهنمون می‌سازد: «با آن حضرت بیعت می‌کنند که دزدی نکنند، زنا نکنند، کسی را به ناحق نکشند، هتک حرمت محترمی را نکنند، به مسلمانی فحش نگویند، به منزلی هجوم نبرند، کسی را به غیر حق نزنند، مركب‌های سواری لاغرو ضعیف را سوار نشوند، خود را با طلا زینت نکنند، خز نپوشند، ابریشم نپوشند...» ر.ک: سیدبن طاووس، الملاحم و الفتن، ص ۱۴۹. امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نسبت به کارگزاران دولت خویش. بسیار سخت‌گیر هستند و در صورت تخلّف، با آنان شدیداً برخورد خواهند کرد. این موضوع در احادیث، بارها مورد تأكيد قرار گرفته است. ر.ک: همان، ص ۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سوم. عدالت اقتصادی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از برنامه‌های حکومت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، تقسیم مساوی منابع و درآمدها و ایجاد عدالت اقتصادی به معنای «توزیع عادلانه‌ی ثروت»&amp;lt;ref&amp;gt;البته منظور از تقسیم عادلانه ثروت در شکل تقسیم مساوی با توجه به این که می‌دانیم در دین اسلام که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; حافظ و مروج احکام آن است، در برابر کار بیشتر و تلاش و لیاقت فزونتر، سرمایه‌ی بیشتری پرداخته می‌شود، یا اشاره به اموال بیت المال و اموال عمومی به‌طور کلی است که همگان در حکومت اسلامی در مقابل آن برابرند و یا اشاره به این است که در شرایط مساوی، امتیازات، پاداش‌ها و اجرت‌ها به طور مساوی به افراد داده می‌شود. کارگر، جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، ص ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; است. چنان‌که پیش از این اشاره شد،&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: همین فصل.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; واژه‌ی «قسط» بیشتر در مورد امور اقتصادی و توزیع اموال براساس عدالت اجتماعی بین‌افراد به کار می‌رود. رعایت «قسط»، جایگاه خاصی در حکومت اسلامی به خصوص حکومت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دارد. از وجوه عدالت اقتصادی این است که بیت‌المال به طور مساوی در بین مستضعفان و نیازمندان توزیع گردد. شیوه‌ی امام على &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین بود، و در این زمینه فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ، فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ الله»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه‌ی ۱۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حکومت امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز بر طبق همین سیره عمل می‌شود. اینک به طور نمونه، روایاتی را در این زمینه مرور می‌نماییم: حضرت علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در وصف امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَيْتِ، قَسَّمَ بِالسَّوِيَّةِ وَ عَدَلَ فِي الرَّعِيَّة»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نعمانی، غیبت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حدیثی دیگر چنین می‌خوانیم: &#039;&#039;&#039;«یُسَوِّی بَيْنَ النَّاسِ حَتَّى لَا تَرَى مُحْتَاجاً إِلَى الزَّكَاةِ»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; قسط اسلامی به معنای «تقسیم و توزیع عادلانه بیت المال»، بدون هیچ‌گونه تبعیضی در عصر حکومت امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; محقق می‌شود و ثروت و امکانات، در اختیار مستحقان قرار می‌گیرد. به این ترتیب امر توزیع، به نحو عادلانه صورت می‌گیرد و از شکاف عمیق طبقاتی جلوگیری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدی اشتهاردی، حضرت مهدی فروغ تابان ولایت، ص ۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چهارم. عدالت قضایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عصر حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، مردم از عدالت قضایی بهره‌مند می‌گردند. در آن روزگار، امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خود میان مردم زندگی می‌کنند و بر آن‌ها حکومت و قضاوت خواهند کرد. قضاوتی که بر پایه‌ی عدل و داد و بدون نیاز به بینه و شاهد صورت می‌گیرد و این قضاوت، متکی به الهام الاهی و علم امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است.&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۱۴، ص ۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پنجم. عدالت در امور عبادی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; رفتارهای غیر عادلانه‌ی مردم را حتی در امور عبادی و جزئی تصحيح خواهند کرد، تا حق کسی در این‌گونه امور، ضایع نشود. در برخی از احادیث، توجه به جزئیات در مسائل عبادی، در «عدل مهدوی» را چنین تبیین کرده‌اند: امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نخستین چیزی که از عدالت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ظاهر می‌شود، این است که منادی اعلام می‌کند صاحبان طواف مستحب، حجر الأسود و طواف خانه‌ی خدا را به صاحبان طواف واجب تسلیم کنند».&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۴، ص ۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این یکی از مشکلات مردم در حج است که کثرت طواف کنندگان موجب می‌شود تا طواف واجب بسیاری به صورت صحیح انجام نگیرد. لذا امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین دستوری را صادر می‌کنند و این خود نشان‌گر دقت و توجه امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در اجرای «عدالت» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ششم. عدالت فردی - اخلاقی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دین اسلام، رابطه‌ی تنگاتنگی میان عدالت فردی و اجتماعی وجود دارد. از دیدگاه اسلام، پیدایش عدالت فراگیر اجتماعی، در گرو تحقق عدالت فردی در جامعه است؛ این بدان معناست که برآیند تعادل مهره‌های یک مجموعه به تعادل کل آن منتهی می‌شود. عدل مقابل ظلم است و کسی که ظالم باشد، عادل نیست و از آن‌جا که ارتکاب معصیت، ظلم به نفس تلقی می‌شود، فرد گناه کار برای هرگونه ظلم اجتماعی، آمادگی روانی لازم را خواهد داشت؛ زیرا کسی که به حقوق خود اهمیت نمی‌دهد، به حقوق دیگران هم ارزش نخواهد داد. لذا رتبه‌ی تحقق عدالت فردی بر ایجاد عدالت اجتماعی مقدم است. اگر فردی با اجتناب از معاصی و رعایت پروای الاهی، بتواند ملکه‌ی «عدالت» را در خود پدید آورد، آن‌گاه می‌تواند در عصر ظهور که عصر استقرار عدل ناب و مطلق است، خویشتن را با شرایط نوین تمدن توحیدی مهدوی هماهنگ کند؛ اما در غیر این صورت، هاضمه‌ی شخصیت فرد، قدرت جذب مؤلفه‌های فرهنگ عدالت محور دولت کریمه را نخواهد داشت. طبعاً چنین شخصی با شرایط و ملاک‌های جدید هماهنگ نمی‌شود و این تعارض وی را به بن‌بست می‌کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیزاده، ۱۳۷۹ ه.ش، نشانه‌های یار و چکامه انتظار، چ اول، قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، ص ۱۱۳ و ۱۱۴، با اندکی تصرف در عبارات.&amp;lt;/ref&amp;gt; خاستگاه اصلی تصحیح روابط اجتماعی، جامعه‌ی کوچک خانواده است. در این محیط کوچک، افراد می‌آموزند حق و حقوق متقابل را در نظر داشته باشند، و به حقوق یک‌دیگر احترام بگذارند. از این‌رو فراگیری عدالت و گسترش آن حتّى به درون خانه‌ها و خانواده‌ها، از نظر هر نظام حقوقی و اخلاقی بسیار سخت است، زیرا در خانواده‌ها مسائلی می‌گذرد که از نظر ناظران اجتماعی، قانونی و حتی تربیتی و اخلاقی پوشیده است. در دوران ظهور امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; از سویی تربیت، ایمان، اعتقاد و پرورش اخلاقی مردم اصالتی ویژه می‌یابد، و از سویی دیگر اجرای قانون و قاطعیت در اجرای عدل تا بدان‌جا پیش می‌رود که در درون خانه‌ها، «عدل» حاکم می‌شود، و روابط داخلی افراد خانواده در چهار چوب «عدالت» قرار می‌گیرد. امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; گستره‌ی «عدل مهدوی» را در یک جمله چنین خلاصه می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«أَمَا وَ اللهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقَرُّ»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نعمانی، غیبت، ص ۲۹۷.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«به خدا سوگند عدالت او در داخل خانه‌هایشان بر آن‌ها وارد می‌شود، همان‌گونه که سرما و گرما داخل می‌شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر در دوران ظهور، تربیت معنوی و اخلاقی افراد محقق می‌شود و این موضوع از عوامل برقراری روابط عادلانه‌ی اجتماعی به شمار می‌آید. در زمینه‌ی عدالت اخلاقی عصر ظهور، در احادیث بر محورهایی نظیر راست‌گویی و اجتناب از دروغ، خوش‌بینی، مهرورزی و پرهیز از کینه توزی و دشمنی تکیه شده است. در جامعه‌ی مهدوی، «راست‌گویی» معیاری تخلف ناپذیر در روابط اجتماعی خواهد بود. پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«بِهِ يَمْحَقُ اللهُ الْكَذِبَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«خداوند به وسیله‌ی او دروغ را نابود می‌کند.» مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۱، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر اموری که در روایات بر آن تأکید شده است، «محو کینه‌توزی و جایگزینی مهرورزی» است. هنگامی که «عدالت» در میان جامعه اجرا و گسترش یابد، جایی برای کینه‌ها و دشمنی‌ها باقی نمی‌ماند. از حضرت زهرا &amp;lt;small&amp;gt;علیهاالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; سخنی عمیق در این باره روایت شده است که می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ الْعَدْلَ تَنْسِيقاً لِلْقُلُوبِ».&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«عدالت مایه‌ی پیوند یافتن دل‌ها است.» احتجاج، ج۱، ص۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با رعایت‌نکردن عدالت است که کینه توزی و دشمنی در روابط اجتماعی پدیدار می‌شود؛ اما در دولت مهدوی، با اجرای دقیق «عدالت»، ریشه‌ی تبعیض‌ها، بی‌عدالتی‌ها، ستم‌ها و کینه‌توزی‌ها و... از دل‌ها کنده شده و انسان‌ها بدون هیچ‌نگرانی از تضییع حقی، با دل‌هایی سرشار از لطف و محبت در کناریک‌دیگر زندگی می‌کنند. امام على &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا... لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَاد»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و آن‌گاه که قائم ما قیام کند، ... قطعاً کینه‌ها از دل‌های بندگان بیرون می‌رود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نتیجه‌گیری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران ظهور حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، اجرای «عدالت» در تمام عرصه‌های آن، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قضایی، عبادی، فردی و اخلاقی، قطعی است. «عدالت»، روح حاکم بر تمامی عمل‌کردها و برنامه‌های دولت مهدوی است و نشان آن را می‌توان در بیشتر این کارکردها دید، تا آن‌جا که اصل «عدالت» در ریز و درشت مسائل، عملی می‌شود و حتی در درون خانه‌ها، عدالت حاکم می‌شود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%86&amp;diff=1476</id>
		<title>حکیمه خاتون</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%86&amp;diff=1476"/>
		<updated>2026-09-10T16:27:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: صفحه‌ای تازه حاوی «حَکِیمَه دختر امام جواد (ع) و سمانه مغربیه و خواهر امام هادی(ع) که چهار امام شیعه (امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام عسکری(ع) و امام مهدی(عج)) را درک کرده است. گفته‌اند او عهده‌دار آموزش و امور نرجس خاتون مادر امام زمان(عج) و شاهد ولادت امام مهدی(عج)...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;حَکِیمَه دختر امام جواد (ع) و سمانه مغربیه و خواهر امام هادی(ع) که چهار امام شیعه (امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام عسکری(ع) و امام مهدی(عج)) را درک کرده است. گفته‌اند او عهده‌دار آموزش و امور نرجس خاتون مادر امام زمان(عج) و شاهد ولادت امام مهدی(عج) بود. بنابر منابع شیعه، حکیمه در زمان غیبت صغرا، امام مهدی(عج) را ملاقات کرده و رابط مردم با او بوده و برخی از روایات او را نقل کرده است. عالمان و مورخان شیعه از وی به نیکی یاد کرده و دیانتش را ستوده‌اند. مقبره وی در حرم عسکریین در سامرا است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1_%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84_%D9%88_%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1&amp;diff=1475</id>
		<title>حضرت مهدی علیه‌السلام، رهبر عادل و عدالت گستر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1_%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84_%D9%88_%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA_%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1&amp;diff=1475"/>
		<updated>2026-09-10T16:21:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;= [[:رده:زندگینامه و مشخصات|زندگینامه و مشخصات]] - حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، رهبر عادل و عدالت گستر =&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»&#039;&#039;&#039;؛&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۲ و ج ۹۱، ص ۴ و ج ۹۹، ص ۸۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«کسی که زمین را از عدل و قسط پر می‌نماید همان‌گونه که از ظلم و جور پر شده است».&amp;lt;ref&amp;gt;«أَنَّكَ الَّذِي تَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً؛ به راستی تو کسی هستی که زمین را مملو از قسط و عدل می‌نمایی.» همان، ج ۹۱، ص ۳۲ و ج ۹۹، ص ۹۸ و ۲۴۶. «الْعَدْلِ الْمُشْتَهَر؛ عدالت مشهور.» همان، ج ۹۹، ص ۱۰۱. «إِمَامٍ عَدْل؛ پیشوای عدالت.» مصباح المتهجد، ص ۴۱۴؛ جمال الأسبوع، ص ۵۲۶؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۸۹ و ج۹۲، ص ۳۲۹ و ج ۹۹، ص ۹۱. «نَاشِرِ الْعَدْلِ فِي الطُّولِ وَالْعَرْض؛ گستراننده‌ی عدالت در طول و عرض زمین.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۱، ص ۳۱ و ج۹۸، ص ۳۷۳ و ج ۹۹، ص ۲۴۶. و ۹۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;لغات:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب اصفهانی در معنای «عَدل» می‌نویسد: «عَدل»، «عِدالَت» و «مُعادِله» واژه‌هایی است که دربردارنده‌ی معنای «مساوات» است. پس «عدل» به معنای «تقسیم مساوی» است و بر این اصل در روایت فرموده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«بِالعَدلِ قَامَتِ السَموَاتِ وَ الأَرض»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;احسائی، ۱۴۰۵ ه. ق، عوالی اللئالی، قم: دار سیّدالشهداء عليه‌السلام، ج ۴، ص ۱۰۳.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آسمان‌ها و زمین بر اساس عدل بر پا شده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عَدل» دو قسم است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. عدل مطلق که عقل حَسن آن را درک می‌کند و در هیچ زمانی نسخ نمی‌شود، مانند نیکی کردن به کسی که نیکی کرده و نیازردن کسی که از آزار انسان دست برداشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. عدلی که در پرتو احکام دین شناخته می‌شود، مانند آیه‌ی: «&#039;&#039;&#039;إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإحْسانِ&#039;&#039;&#039;». (نحل: ۹۰) «عدل» به معنای «مساوات در جزا دادن» نیز هست، به این معنا که کار نیک به اندازه‌ی ده برابر پاداش داده می‌شود و کار زشت کیفری همسان خود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۵۵۱ و ۵۵۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; به عقیده‌ی برخی واژه‌ی «عدل» آن چیزی است که از نظر انسان‌ها مستقیم و ضدّ «جور» است و نیز به معنای «حکم به حق» است.&amp;lt;ref&amp;gt;ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص ۴۳۰؛ طریحی، مجمع البحرین، ج ۵، ص ۴۲۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم مطهری چهار معنا برای این کلمه ذکر نموده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱. موزون بودن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲. تساوی و نفی هرگونه تبعیض.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
٣. رعایت حقوق افراد و عطاکردن حق هر ذی حق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴. رعایت استحقاق‌ها در افاضه‌ی وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آن‌چه امکان وجود یا کمال وجود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، ۱۳۷۲ ه.ش، عدل الهی، قم: انتشارات صدرا، ص ۵۴ و ۵۸، با اندکی تصرف در عبارات.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بررسی معنای لغوی واژه‌ی «عدل» و تعاریفی که مرحوم مطهری برای این واژه بیان نمودند، می‌توان نتیجه گرفت که در تعریف «عدالت»، «موزون بودن»، «رعایت تساوی و نفی هرگونه تبعیض»، «رعایت حقوق افراد و دادن حق به حق‌دار» و «قرار گرفتن هر چیزی در جای خودش»، از بهترین تعاریف است که شامل جمله‌ی امام على &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، حکمت ۴۳۷.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« عدل قرار دادن هر چیزی در جایگاه خویش است.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و جمله‌ی معروف &#039;&#039;&#039;«العَدلُ اعطاء كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّه»&#039;&#039;&#039;: «عدل دادن هر صاحب حقى به حق خویش است.» می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راغب در معنای «قِسط» می‌نویسد: ««قِسط»، نصیب و بهره‌ای است که براساس عدالت باشد.»&amp;lt;ref&amp;gt;«القِسط هو النَصيِبُ بِالعَدل.» راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۶۷۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در قاموس المحیط آمده است که «قِسط» به کسر اول به معنای «عدل» و به فتح آن به معنای «ظلم و انحراف» است.&amp;lt;ref&amp;gt;فیروزآبادی، قاموس، ج ۲، ص ۲۳۲.&amp;lt;/ref&amp;gt; در نهج‌البلاغه واژه‌ی «قِسط»، به معنای «تقسیم به عدل» آمده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه‌ی ۱۶۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قطعاً میان دو واژه‌ی «عَدل» و «قِسط» تفاوت‌هایی وجود دارد. آية الله موسوی اصفهانی در این زمینه می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آن‌چه از موارد استعمال به دست می‌آید این است که مفهوم «عدل» از مفهوم «قِسط» عمومیت بیشتری دارد، زیرا که «قِسط» در مورد اَدای حق دیگران به کار می‌رود، مانند اَدای شهادت و قضاوت و وزن و پیمانه کردن و امثال آن... و به عبارت دیگر «قِسط» تنها در مواردی استعمال می‌شود که به حق غیر مربوط باشد و «عدل» در مورد حق دیگران و حق خود انسان به کار می‌رود. پس معنای «عدل» موافقت با حق به طور مطلق است و «قِسط» موافقت با حق مردم است.»&amp;lt;ref&amp;gt;موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج ۱، ص ۱۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم چنین واژه‌ی «قِسط» بیشتر در امور اقتصادی و توزیع اموال بر اساس عدالت اجتماعی بین افراد به کار می‌رود، که در این جهت هیچ‌گونه تبعیضی نباشد که در مقابل جور قرار گرفته است؛ اما «عدل» معنای عامی دارد که شامل عدالت در تمام ابعاد از عقاید وفرهنگ و سیاست و ... خواهد شد، که در مقابل ظلم است.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدی اشتهاردی، ۱۳۷۶ ه.ش، حضرت مهدی علیه‌السلام فروغ تابان ولایت، قم: واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران، ص ۱۲۴.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه‌ی «ظُلم» به معنای «چیزی را در غیر جا و غير موضع خود گذاردن» است.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۵۳۷؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۲، ص ۳۷۳.&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی برای این کلمه معنای «تصرّف در مُلکِ غیر» و «از حد گذشتن» را ذکر کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، بیروت: دار إحياء التراث العربی، ج ۱، ص ۷۸۰۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واژه‌ی «جُور» به معنای «عدول از حق» است.&amp;lt;ref&amp;gt;راغب اصفهانی، مفردات، ج ۱، ص ۲۱۱. &amp;lt;/ref&amp;gt; این کلمه در معانی «نقيضِ عدل»&amp;lt;ref&amp;gt;فراهیدی، العین، ج ۶، ص ۱۷۶؛ ابن منظور، لسان العرب، ج ۴، ص ۱۵۳؛ زبیدی، تاج العروس، ج ۱، ص ۲۶۳۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;، «ستم در حکم کردن»&amp;lt;ref&amp;gt;زبیدی، همان، همان جا&amp;lt;/ref&amp;gt; و «ضدّ میانه‌روی و انحراف از آن»&amp;lt;ref&amp;gt;همان&amp;lt;/ref&amp;gt; هم آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شرح:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عدالت» از اصول مهم و از تعالیم و اهداف عمده‌ی دین اسلام است که آیات قرآن و احادیث شریفه، دستور به اجرای آن داده‌اند. آیات فراوانی از قرآن کریم به عدالت خواهی، عدالت ورزی و عدالت جویی تاکید کرده‌اند. خداوند در آیه‌ی ۹۰ سوره‌ی نحل، می‌فرماید: &#039;&#039;&#039;«إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ»&#039;&#039;&#039;. «در حقیقت، خدا به دادگری و نیکوکاری فرمان می‌دهد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحوم مطهری در اهمیّت «عدل» می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در قرآن از توحید گرفته تا معاد و از نبوت گرفته تا امامت و زعامت و از آرمان‌های فردی گرفته تا هدف‌های اجتماعی، همه بر محور عدل استوار شده است. عدل قرآن همدوش توحید، رکن معاد، هدف تشریع نبوت و فلسفه‌ی زعامت و امامت، معیار كمال فرد و مقیاس سلامت اجتماع است.»&amp;lt;ref&amp;gt;مطهری، عدل الهی، ص ۳۷.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عدالت» یکی از آرمان‌هایی است که انسان در طول تاریخ به آن توجه داشته و در تمامی عرصه‌های زندگی به آن نیازمند بوده است. «عدالت» در زمینه‌ی حیات اجتماعی، تنها در بخش ویژه‌ای از جامعه نیست، بلکه در همه‌ی ابعاد حیات فردی و اجتماعی، عامل اصلی حیات و زندگی انسان، اصلِ «عدالت» است. «عدل» حیات زندگی است&amp;lt;ref&amp;gt;تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص ۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt; و زندگی بی «عدالت» مرگی است که حیات پنداشته می‌شود. [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|رسول خدا]] &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌و‌آله&amp;lt;/small&amp;gt; و امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; «عدالت» را در فرصتی کوتاه و در یک بعد زمانی و مکانی محدود، به مردم نشان دادند و چهره‌ی جامع آن، به وسیله‌ی [[وليّ عصر|امام عصر]] &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; آشکار می‌گردد. لذا در احادیث بسیاری که شیعه و سنّی در کتاب‌های معتبر حدیثی، راجع به اوصاف حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده‌اند، این صفت مشهور است که آن حضرت، زمین را سرشار از قسط و عدل می‌کنند، چنان‌که از ظلم و جور پر شده باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، کمال الدین، ج ۱، ص ۲۵۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; تقریباً کمتر روایتی پیدا می‌شود که موضوع آن حضرت و قیامشان را مطرح کرده باشد، ولی اشاره‌ای به عالم گیر شدن ظلم و بی‌عدالتی نکرده باشد. «ابوسعید خدری از پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روایت می‌کند که فرمودند: «ساعت ظهور فرانمی‌رسد مگر آن که زمین از ظلم و دشمنی پُر گردد، سپس پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; افزودند: آن‌گاه، مردی از عترت من یا از اهل بیت من، زمین را از عدل و داد پُر می‌کند همان‌گونه که از ظلم و ستم پر شده است».&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: طبری، ص ۲۴۹؛ بحرانی، ۱۳۷۸ ه.ش، الإنصاف في النص على الأئمة &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ، ترجمه‌ی سید هاشم رسولی محلاتی، چ دوم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص ۳۵۶.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، بر رفع ظلم و ستم و حکومت عادلانه استوار است و ایجاد عدالت اعمّ از عدالت فردی، اجتماعی، اقتصادی و... سرلوحه‌ی همه‌ی برنامه‌های آن حضرت است؛ اگرچه همه‌ی امامان &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در زمان خود، واسطه‌ی چنین فیضی بوده‌اند، امّا متاسفانه به دلیل شرایط زمانی و مکانی خود، آرمان‌ها و عدالت را در دوره‌ی قیام حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; جست وجو می‌کردند. بنابراین، می‌توان گفت میان امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و دیگر امامان معصوم &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در این زمینه تفاوتی نیست، ولی به خواست خداوند، حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; کسی است که رسالت پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌&amp;lt;/small&amp;gt; و دیگر معصومان &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در دستیابی به «عدالت» را به نتیجه‌ی نهایی می‌رسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شایسته است در این قسمت از بحث، به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره داشته باشیم که روایات ذیل این آیه، آن را به «عدلِ مهدوی» تفسیر کرده‌اند. امام کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در تفسیر آیه‌ی: &#039;&#039;&#039;«اعْلَمُواْ أَنَّ اللهَ يُحیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. به راستی آیات [خود] را برای شما روشن گردانیده‌ایم، باشد که بیندیشید».&amp;lt;/ref&amp;gt;(حديد: ۱۷) فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«لَیْسَ یُحْیِیهَا بِالْقَطْرِ، وَ لَکِنْ یَبْعَثُ اللهُ رِجَالاً فَیُحْیُونَ الْعَدْلَ، فَتُحْیَا الْأَرْضُ لِإِحْيَاءِ الْعَدْلِ»&#039;&#039;&#039;:&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۷، ص ۱۷۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مقصود این نیست که زمین را با باران زنده می‌کند، بلکه خداوند مردانی را بر می‌انگیزد که عدالت را زنده می‌کنند، پس به سبب زنده شدن عدل، زمین زنده می‌شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین سخنی که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در آغاز تولد بر زبان آوردند، نشانگر اهمیت «عدل» در برنامه‌های آن امام موعود است. جناب حکیمه خاتون این سخن را چنین روایت می‌کند: آن حضرت در لحظات نخستین پس از تولد، لب به سخن گشودند و بسان پیامبران که در آغاز کودکی توان سخن گفتن دارند به یکتایی خداوند ورسالت حضرت محمد &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; و امامت امام علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; و همه‌ی امامان &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; گواهی دادند، سپس به خداوند چنین عرضه داشتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«اللَّهُمَّ أَنْجِزْلِی مَا وَعَدْتَنِي وَ أَتْمِمْ لِي أَمْرِي وَ ثَبِّتْ وَطْأَتِی وَامْلَإِ الْأَرْضَ بِی عَدْلاً وَ قِسْطا».&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۴۲۸.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجرای «عدالت» در حکومت اسلامی صرفا در یک مقوله‌ی خاص نمی‌گنجد، بلکه در تمام ساختارهای فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... اجرای آن واجب است. با تتبع در روایات، در می‌یابیم که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در عصر ظهور، «عدالت» را در تمام ابعاد آن اجرا می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینک به بیان ابعاد عدالت امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در عصر ظهور، به طور اختصار می‌پردازیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;یکم. عدالت اجتماعی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از ابعاد «عدالت»، عدالت اجتماعی است. افراد جامعه موظف‌اند در تنظیم روابط بایک‌دیگر، اصل «عدالت» را رعایت و براساس آن با هم رفتار کنند و از ظلم و ستم بپرهیزند. حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ضمن اجرای «عدالت» و دعوت مردم به رعایت آن، رفتارهای برخاسته از ظلم ستیزی و بی‌عدالتی را تحت مراقبت و تصحیح خواهد نمود. در این رابطه روایاتی است که می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ وَضَعَ مِيزَانَ الْعَدْلِ بَيْنَ النَّاسِ، فَلَا يَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَداً»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;همان، همان‌جا، ص ۳۷۲.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ترازوی عدالت را در میان همه‌ی انسان‌ها می‌نهد و هیچ انسانی به دیگری ستم نخواهد کرد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَيْتِ قَسَّمَ بِالسَّوِيَّةِ وَ عَدَلَ فِي الرَّعِيَّة»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نعمانی، غیبت، ص ۲۳۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هنگامی که قائم اهل بیت قیام کند، به طور مساوی قسمت می‌کند و در میان رعيّت به عدالت رفتار میکند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عدل امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; عمومی است و نیکان و فاجران را در برمی‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ يَعْدِلُ فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ، الْبَرِّ مِنْهُمْ وَ الْفَاجِر»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۲۹.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و در میان بندگان نیک و بد خدا به عدالت رفتار می‌کند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; درباره‌ی اجرای عدالت اجتماعی به وسیله‌ی امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، سخنانی فرمودند که نشانگر گسترش دقیق «عدالت» در آن دوران است. در روایاتی آمده است که در دوران ظهور، پنجره‌هایی که به معابر باز شده، بسته می‌شود و ناودان‌ها و راه‌آب‌هایی که به خیابان‌ها و کوچه‌ها می‌ریزد مسدود می‌شود. امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در این‌باره فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«هنگامی که حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; قيام کند، راه بزرگ را به اندازه‌ی شصت ذراع توسعه می‌دهد، و هر مسجدی را که در راه بنا شده باشد تخریب می‌کند، و هر روزنه‌ای را که به راه باز می‌شود، می‌بندد و هر بنای مرتفعی و چاهی و ناودانی که در راه باشد، می‌بندد».&amp;lt;ref&amp;gt;طوسی، غیبت، ص ۴۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالب یاد شده در سخن امام باقر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، هرکدام به نوعی بیان‌گر گسترش عدالت اجتماعی در عصر ظهور است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دوم. عدالت سیاسی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از وظایف حکومت اسلامی، اجرای «عدالت» است. بی‌شک، آن‌گاه می‌توان از جامعه و حکومتی انتظار حرکت به سوی «عدالت» را داشت که امام و حاکم آن جامعه، خود در مسیر «عدالت» باشد و در زندگی خویش «عدالت» را پیشه‌ی خود سازد. از دیدگاه دین اسلام، حیات و صلاح مردم و جامعه انسانی در گرو اجرای «عدالت» است.&amp;lt;ref&amp;gt;تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص ۳۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; در اصل، «عدالت» عامل بقا و استمرار دولت‌ها و ملت‌هاست. به همین دلیل، امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به دولت مردان چنین توصیه می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إجْعَلِ الدِّينَ كَهْفَکَ وَ الْعَدْلَ سَيْفَك»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;همان، ص ۸۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«دین را پناه خود، و عدالت را شمشیر خود قرار ده».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عدالت سیاسی دارای مصادیق ذیل است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الف. روابط یکسان با افراد جامعه اسلامی&amp;lt;ref&amp;gt;رسول خدا &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; روابطشان با اصحابش، با ضعفای مردم و با همه افراد، یکسان بود. شخصی در خدمت آن حضرت سخن می‌گفت و مهابت محضر ایشان او را فرا گرفت، پیامبراکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; به آن شخص فرمودند: «بر خود آسان بگیر که من پادشاه نیستم، من پسر زنی از قریش هستم که گوشت خشکیده می‌خورد.» مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۲۲۹. یکی از اسناد مهم و دستور العمل زمامداری، عهدنامه‌ی حضرت علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است که برای مالک اشتر مرقوم فرمودند. از جمله مواد عهدنامه این است: «باید محبوب‌ترین کارها به سوی تو، کاری باشد که در حق میانه‌تر و در عدل همگانی‌تر، و برای خوشنودی رعيت جامع تر باشد، زیرا خشم همگان، خوشنودی خواص را از میان می‌برد و خشم خواص با رعایت خوشنودی عموم تدارک می‌گردد.» نهج البلاغه، نامه‌ی ۵۳.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ب. تساوی افراد در برابر قانون&amp;lt;ref&amp;gt;امام علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در نامه‌ای به یکی از کارگزاران خائن خود چنین مرقوم داشتند: «به خدا سوگند اگر حسن و حسین نظیر آن‌چه انجام دادی، انجام می‌دادند، هیچ مهربانی و مدارایی نزد من و هواخواهی از جانب من برای آنان نبود و در اراده‌ی من اثر نمی‌گذاردند تا آن‌گاه که حق را از آن‌ها بگیرم و باطل را از ستم‌هایشان دور سازم.» همان، نامه‌ی ۴۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ج. توزیع عادلانه‌ی قدرت&amp;lt;ref&amp;gt;امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; کارگزاران و زمامداران جهان را از افرادی صالح، شایسته و دادگر انتخاب و دستورات اکیدی مبنی بر رعایت «عدالت» ارائه خواهند کرد. توجه به مفاد بیعتی که امام در آغاز قیام خود از یارانش می‌گیرد، ما را به عمق روش مبتنی بر «عدالت» آن حضرت رهنمون می‌سازد: «با آن حضرت بیعت می‌کنند که دزدی نکنند، زنا نکنند، کسی را به ناحق نکشند، هتک حرمت محترمی را نکنند، به مسلمانی فحش نگویند، به منزلی هجوم نبرند، کسی را به غیر حق نزنند، مركب‌های سواری لاغرو ضعیف را سوار نشوند، خود را با طلا زینت نکنند، خز نپوشند، ابریشم نپوشند...» ر.ک: سیدبن طاووس، الملاحم و الفتن، ص ۱۴۹. امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نسبت به کارگزاران دولت خویش. بسیار سخت‌گیر هستند و در صورت تخلّف، با آنان شدیداً برخورد خواهند کرد. این موضوع در احادیث، بارها مورد تأكيد قرار گرفته است. ر.ک: همان، ص ۱۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سوم. عدالت اقتصادی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از برنامه‌های حکومت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، تقسیم مساوی منابع و درآمدها و ایجاد عدالت اقتصادی به معنای «توزیع عادلانه‌ی ثروت»&amp;lt;ref&amp;gt;البته منظور از تقسیم عادلانه ثروت در شکل تقسیم مساوی با توجه به این که می‌دانیم در دین اسلام که حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; حافظ و مروج احکام آن است، در برابر کار بیشتر و تلاش و لیاقت فزونتر، سرمایه‌ی بیشتری پرداخته می‌شود، یا اشاره به اموال بیت المال و اموال عمومی به‌طور کلی است که همگان در حکومت اسلامی در مقابل آن برابرند و یا اشاره به این است که در شرایط مساوی، امتیازات، پاداش‌ها و اجرت‌ها به طور مساوی به افراد داده می‌شود. کارگر، جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، ص ۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt; است. چنان‌که پیش از این اشاره شد،&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: همین فصل.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt; واژه‌ی «قسط» بیشتر در مورد امور اقتصادی و توزیع اموال براساس عدالت اجتماعی بین‌افراد به کار می‌رود. رعایت «قسط»، جایگاه خاصی در حکومت اسلامی به خصوص حکومت حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دارد. از وجوه عدالت اقتصادی این است که بیت‌المال به طور مساوی در بین مستضعفان و نیازمندان توزیع گردد. شیوه‌ی امام على &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین بود، و در این زمینه فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ، فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ الله»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نهج البلاغه، خطبه‌ی ۱۲۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حکومت امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیز بر طبق همین سیره عمل می‌شود. اینک به طور نمونه، روایاتی را در این زمینه مرور می‌نماییم: حضرت علی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در وصف امام مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«إِذَا قَامَ قَائِمُ أَهْلِ الْبَيْتِ، قَسَّمَ بِالسَّوِيَّةِ وَ عَدَلَ فِي الرَّعِيَّة»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نعمانی، غیبت.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حدیثی دیگر چنین می‌خوانیم: &#039;&#039;&#039;«یُسَوِّی بَيْنَ النَّاسِ حَتَّى لَا تَرَى مُحْتَاجاً إِلَى الزَّكَاةِ»&#039;&#039;&#039;.&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۹۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; قسط اسلامی به معنای «تقسیم و توزیع عادلانه بیت المال»، بدون هیچ‌گونه تبعیضی در عصر حکومت امام عصر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; محقق می‌شود و ثروت و امکانات، در اختیار مستحقان قرار می‌گیرد. به این ترتیب امر توزیع، به نحو عادلانه صورت می‌گیرد و از شکاف عمیق طبقاتی جلوگیری می شود.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدی اشتهاردی، حضرت مهدی فروغ تابان ولایت، ص ۱۲۸.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چهارم. عدالت قضایی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عصر حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، مردم از عدالت قضایی بهره‌مند می‌گردند. در آن روزگار، امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; خود میان مردم زندگی می‌کنند و بر آن‌ها حکومت و قضاوت خواهند کرد. قضاوتی که بر پایه‌ی عدل و داد و بدون نیاز به بینه و شاهد صورت می‌گیرد و این قضاوت، متکی به الهام الاهی و علم امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; است.&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج ۱۴، ص ۱۴.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پنجم. عدالت در امور عبادی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; رفتارهای غیر عادلانه‌ی مردم را حتی در امور عبادی و جزئی تصحيح خواهند کرد، تا حق کسی در این‌گونه امور، ضایع نشود. در برخی از احادیث، توجه به جزئیات در مسائل عبادی، در «عدل مهدوی» را چنین تبیین کرده‌اند: امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«نخستین چیزی که از عدالت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ظاهر می‌شود، این است که منادی اعلام می‌کند صاحبان طواف مستحب، حجر الأسود و طواف خانه‌ی خدا را به صاحبان طواف واجب تسلیم کنند».&amp;lt;ref&amp;gt;کلینی، کافی، ج ۴، ص ۴۲۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این یکی از مشکلات مردم در حج است که کثرت طواف کنندگان موجب می‌شود تا طواف واجب بسیاری به صورت صحیح انجام نگیرد. لذا امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; چنین دستوری را صادر می‌کنند و این خود نشان‌گر دقت و توجه امام &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در اجرای «عدالت» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ششم. عدالت فردی - اخلاقی&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دین اسلام، رابطه‌ی تنگاتنگی میان عدالت فردی و اجتماعی وجود دارد. از دیدگاه اسلام، پیدایش عدالت فراگیر اجتماعی، در گرو تحقق عدالت فردی در جامعه است؛ این بدان معناست که برآیند تعادل مهره‌های یک مجموعه به تعادل کل آن منتهی می‌شود. عدل مقابل ظلم است و کسی که ظالم باشد، عادل نیست و از آن‌جا که ارتکاب معصیت، ظلم به نفس تلقی می‌شود، فرد گناه کار برای هرگونه ظلم اجتماعی، آمادگی روانی لازم را خواهد داشت؛ زیرا کسی که به حقوق خود اهمیت نمی‌دهد، به حقوق دیگران هم ارزش نخواهد داد. لذا رتبه‌ی تحقق عدالت فردی بر ایجاد عدالت اجتماعی مقدم است. اگر فردی با اجتناب از معاصی و رعایت پروای الاهی، بتواند ملکه‌ی «عدالت» را در خود پدید آورد، آن‌گاه می‌تواند در عصر ظهور که عصر استقرار عدل ناب و مطلق است، خویشتن را با شرایط نوین تمدن توحیدی مهدوی هماهنگ کند؛ اما در غیر این صورت، هاضمه‌ی شخصیت فرد، قدرت جذب مؤلفه‌های فرهنگ عدالت محور دولت کریمه را نخواهد داشت. طبعاً چنین شخصی با شرایط و ملاک‌های جدید هماهنگ نمی‌شود و این تعارض وی را به بن‌بست می‌کشاند.&amp;lt;ref&amp;gt;علیزاده، ۱۳۷۹ ه.ش، نشانه‌های یار و چکامه انتظار، چ اول، قم: انتشارات مسجد مقدس جمکران، ص ۱۱۳ و ۱۱۴، با اندکی تصرف در عبارات.&amp;lt;/ref&amp;gt; خاستگاه اصلی تصحیح روابط اجتماعی، جامعه‌ی کوچک خانواده است. در این محیط کوچک، افراد می‌آموزند حق و حقوق متقابل را در نظر داشته باشند، و به حقوق یک‌دیگر احترام بگذارند. از این‌رو فراگیری عدالت و گسترش آن حتّى به درون خانه‌ها و خانواده‌ها، از نظر هر نظام حقوقی و اخلاقی بسیار سخت است، زیرا در خانواده‌ها مسائلی می‌گذرد که از نظر ناظران اجتماعی، قانونی و حتی تربیتی و اخلاقی پوشیده است. در دوران ظهور امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; از سویی تربیت، ایمان، اعتقاد و پرورش اخلاقی مردم اصالتی ویژه می‌یابد، و از سویی دیگر اجرای قانون و قاطعیت در اجرای عدل تا بدان‌جا پیش می‌رود که در درون خانه‌ها، «عدل» حاکم می‌شود، و روابط داخلی افراد خانواده در چهار چوب «عدالت» قرار می‌گیرد. امام صادق &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; گستره‌ی «عدل مهدوی» را در یک جمله چنین خلاصه می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«أَمَا وَ اللهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقَرُّ»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;نعمانی، غیبت، ص ۲۹۷.﻿&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«به خدا سوگند عدالت او در داخل خانه‌هایشان بر آن‌ها وارد می‌شود، همان‌گونه که سرما و گرما داخل می‌شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر در دوران ظهور، تربیت معنوی و اخلاقی افراد محقق می‌شود و این موضوع از عوامل برقراری روابط عادلانه‌ی اجتماعی به شمار می‌آید. در زمینه‌ی عدالت اخلاقی عصر ظهور، در احادیث بر محورهایی نظیر راست‌گویی و اجتناب از دروغ، خوش‌بینی، مهرورزی و پرهیز از کینه توزی و دشمنی تکیه شده است. در جامعه‌ی مهدوی، «راست‌گویی» معیاری تخلف ناپذیر در روابط اجتماعی خواهد بود. پیامبر اکرم &amp;lt;small&amp;gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«بِهِ يَمْحَقُ اللهُ الْكَذِبَ»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«خداوند به وسیله‌ی او دروغ را نابود می‌کند.» مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۱، ص۷۵.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر اموری که در روایات بر آن تأکید شده است، «محو کینه‌توزی و جایگزینی مهرورزی» است. هنگامی که «عدالت» در میان جامعه اجرا و گسترش یابد، جایی برای کینه‌ها و دشمنی‌ها باقی نمی‌ماند. از حضرت زهرا &amp;lt;small&amp;gt;علیهاالسلام&amp;lt;/small&amp;gt; سخنی عمیق در این باره روایت شده است که می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ الْعَدْلَ تَنْسِيقاً لِلْقُلُوبِ».&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;«عدالت مایه‌ی پیوند یافتن دل‌ها است.» احتجاج، ج۱، ص۹۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با رعایت‌نکردن عدالت است که کینه توزی و دشمنی در روابط اجتماعی پدیدار می‌شود؛ اما در دولت مهدوی، با اجرای دقیق «عدالت»، ریشه‌ی تبعیض‌ها، بی‌عدالتی‌ها، ستم‌ها و کینه‌توزی‌ها و... از دل‌ها کنده شده و انسان‌ها بدون هیچ‌نگرانی از تضییع حقی، با دل‌هایی سرشار از لطف و محبت در کناریک‌دیگر زندگی می‌کنند. امام على &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا... لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَاد»:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;مجلسی، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۱۶.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«و آن‌گاه که قائم ما قیام کند، ... قطعاً کینه‌ها از دل‌های بندگان بیرون می‌رود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نتیجه‌گیری&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران ظهور حضرت مهدی &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;، اجرای «عدالت» در تمام عرصه‌های آن، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قضایی، عبادی، فردی و اخلاقی، قطعی است. «عدالت»، روح حاکم بر تمامی عمل‌کردها و برنامه‌های دولت مهدوی است و نشان آن را می‌توان در بیشتر این کارکردها دید، تا آن‌جا که اصل «عدالت» در ریز و درشت مسائل، عملی می‌شود و حتی در درون خانه‌ها، عدالت حاکم می‌شود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زندگینامه و مشخصات]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1&amp;diff=1474</id>
		<title>ظهور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1&amp;diff=1474"/>
		<updated>2026-09-10T16:18:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Vafa: صفحه‌ای تازه حاوی «واژۀ &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ظُهور&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; به معنای آشکار و پیدا و ظاهر شدن است؛ و در اصطلاح مذهب شیعه دوازده امامی برای ظهور «مهدی موعود» شیعیان به‌کار می‌رود.» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;واژۀ &#039;&#039;&#039;ظُهور&#039;&#039;&#039; به معنای آشکار و پیدا و ظاهر شدن است؛ و در اصطلاح مذهب شیعه دوازده امامی برای ظهور «مهدی موعود» شیعیان به‌کار می‌رود.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
</feed>