<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://wikimahdi.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B2%D8%AE%D9%85_%D8%B5%D9%81%D9%91%DB%8C%D9%86</id>
	<title>زخم صفّین - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://wikimahdi.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B2%D8%AE%D9%85_%D8%B5%D9%81%D9%91%DB%8C%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B2%D8%AE%D9%85_%D8%B5%D9%81%D9%91%DB%8C%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-07T06:06:42Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.11</generator>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B2%D8%AE%D9%85_%D8%B5%D9%81%D9%91%DB%8C%D9%86&amp;diff=1232&amp;oldid=prev</id>
		<title>Vafa: صفحه‌ای تازه حاوی «= تشرفات و ملاقات ها - زخم صفّین = نیز در همان کتاب شریف، از بعضی از دوستان نیکوکار ما، از محیی‌الدّین اِربِلی نقل کرده است که او گفت:  من در خدمت پدرم بودم و مردی هم نزد او بود. پس آن مرد چُرتی زد و عِمامه از سرش افتاد. در س...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B2%D8%AE%D9%85_%D8%B5%D9%81%D9%91%DB%8C%D9%86&amp;diff=1232&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-10-30T16:07:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «= &lt;a href=&quot;/%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%A7%D8%AA_%D9%88_%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA_%D9%87%D8%A7&quot; title=&quot;رده:تشرفات و ملاقات ها&quot;&gt;تشرفات و ملاقات ها&lt;/a&gt; - زخم صفّین = نیز در همان کتاب شریف، از بعضی از دوستان نیکوکار ما، از محیی‌الدّین اِربِلی نقل کرده است که او گفت:  من در خدمت پدرم بودم و مردی هم نزد او بود. پس آن مرد چُرتی زد و عِمامه از سرش افتاد. در س...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= [[:رده:تشرفات و ملاقات ها|تشرفات و ملاقات ها]] - زخم صفّین =&lt;br /&gt;
نیز در همان کتاب شریف، از بعضی از دوستان نیکوکار ما، از محیی‌الدّین اِربِلی نقل کرده است که او گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من در خدمت پدرم بودم و مردی هم نزد او بود. پس آن مرد چُرتی زد و عِمامه از سرش افتاد. در سر او اثر ضربه‌ی هولناکی پدیدار بود. پدرم در این باره از او سؤال کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: این ضربه از صِفّین است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدرم گفت: جنگ صفّین در زمان‌های قدیم رخ داده و تو در آن زمان نبودی!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: من به مصر سفر کردم و مردی از قبیله‌ی غزّه با من همراه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میان راه، روزی درباره‌ی جنگ صفّین گفت‌وگو به میان آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌سفر من گفت: اگر من در روز صفّین بودم، شمشیر خود را از خون علی و اصحاب او سیراب می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من گفتم: اگر من در آن روز بودم، شمشیر خود را از خون معاویه و اصحاب او سیراب می‌کردم. و اینک من و تو اصحاب علی و معاویه‌ایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس با یک‌دیگر به شدّت جنگیدیم و زخم‌های بسیار بر یک‌دیگر وارد ساختیم تا آن‌که من از شدّت جراحت‌ها افتادم و از حال رفتم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین حال، ناگاه مردی را دیدم که با سرنیزه مرا بیدار می‌کند. وقتی چشم گشودم، آن مرد از مرکب فرود آمد و دست بر جراحت‌های من کشید؛ در همان لحظه بهبود یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمود: همین جا بمان!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه از دیدگان من غایب شد و بعد از اندک زمانی برگشت و سر آن کس که با من می‌جنگید همراه او بود و مرکبش را نیز آورده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به من فرمود: این سر دشمن توست. تو ما را یاری کردی، پس ما نیز تو را یاری کردیم. و خداوند عالم یاری می‌کند هر که او را یاری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: تو کیستی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمود: فلانی پسر فلانی؛ یعنی حضرت صاحب الزّمان(علیه السلام).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس به من فرمود: هر که درباره‌ی این زخم از تو پرسید، بگو این زخم صفّین است.&amp;lt;ref&amp;gt;بحارالأنوار 52 / 75؛ السّلطان المفرّج / 49 و 50.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
----نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان&lt;br /&gt;
[[رده:تشرفات و ملاقات ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
</feed>