<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://wikimahdi.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B3%DB%8C%D9%91%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B2</id>
	<title>سیّدمهدی قزوینی-۲ - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://wikimahdi.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B3%DB%8C%D9%91%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B2"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D9%91%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B2&amp;action=history"/>
	<updated>2026-09-05T08:08:44Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.11</generator>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D9%91%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B2&amp;diff=1365&amp;oldid=prev</id>
		<title>Saeed: مطلب جدید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D9%91%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B2&amp;diff=1365&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-07-23T15:15:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= [[:رده:تشرفات و ملاقات ها|تشرفات و ملاقات ها]] - سیّدمهدی قزوینی-۲ =&lt;br /&gt;
به همان سندِ پیش‌گفته، فرمود: پدرم برای من نقل نمود و گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من برای ارشاد و هدایت قبیله‌های بنی‌زبید به مذهب حق، پیوسته به جزیره‌ای که در جنوب حلّه، بین دجله و فرات است، می‌رفتم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(همه‌ی آنان پیرو مذهب اهل سنّت بودند و به برکت هدایت پدر &amp;lt;small&amp;gt;قدس‌سره&amp;lt;/small&amp;gt; همه به مذهب امامیّه روی آوردند و تا کنون همان‌گونه بر حق باقی‌اند. جمعیّت آنان بیش از ده هزار نفر است. در آن جزیره، مزاری است معروف به قبر حمزه، پسر حضرت کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;. مردم او را زیارت می‌کنند و کرامات بسیار برای او نقل می‌کنند. اطراف این مقبره روستایی است که حدود صد خانوار در آن زندگی می‌کنند.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر &amp;lt;small&amp;gt;قدس‌سره&amp;lt;/small&amp;gt; گفت: من به آن جزیره می‌رفتم و از آن مقبره عبور می‌کردم ولی او را زیارت نمی‌نمودم؛ چون نظر صحیح را این می‌دانستم که حمزه پسر حضرت موسی‌بن جعفر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با عبدالعظیم حسنی در ری مدفون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک بار طبق معمول به آن‌جا رفتم و نزد اهل آن روستا مهمان بودم. پس اهالی از من خواستند که آن مرقد را زیارت کنم. من از این کار خودداری کردم و گفتم که مزاری را که نمی‌شناسم، زیارت نمی‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این روی‌گردانی من از زیارت آن مقبره، رغبت مردم به آن‌جا کم شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه از نزد ایشان حرکت کردم و شب را در روستای مزیدیّه، نزد بعضی از سادات آن‌جا ماندم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سحر، برای نافله‌ی شب برخاستم و برای نماز مهیّا شدم. پس از به‌جاآوردن نافله‌ی شب، به انتظار طلوع فجر، در هیئت انجام تعقیبات، نشستم. ناگاه سیّدی از سادات آن روستا که او را به درست‌کاری و پارسایی می‌شناختم، بر من وارد شد. پس سلام کرد و نشست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه گفت: ای مولای ما! دیروز مهمان اهل روستای حمزه شدی و او را زیارت نکردی؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: آری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: چرا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: زیرا من کسی را که نمی‌شناسم، زیارت نمی‌کنم. و حمزه پسر امام کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در ری مدفون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: رُبَّ مَشهورٍ لا أَصْلَ لَهُ. (یعنی: چه بسیار چیزها که معروف شده‌اند امّا اصلی ندارند.) و این قبرِ حمزه پسر موسی کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیست، هرچند چنین مشهور شده است. بلکه این قبر ابویعلیٰ، حمزة‌بن قاسم علوی عبّاسی، یکی از علمای اجازه و اهل حدیث است. اهل رجال او را در کتب خود ذکر کرده و به علم و ورع ستوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش خود گفتم: این فرد از سادات درس‌نخوانده است و از اهل آگاهی نسبت به علم رجال و حدیث نیست. پس شاید این کلام را از یکی از علما گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه برای بررسی طلوع فجر برخاستم و آن سیّد نیز برخاست و رفت و من غفلت کردم که از او بپرسم این کلام را از چه کسی گرفته است؛ چون فجر طلوع کرده بود و من مشغول نماز شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از نماز، برای تعقیبات نشستم تا آن‌که آفتاب طلوع کرد. برخی از کتاب‌های علم رجال همراه من بود. به آنها نگاه کردم، دیدم همان‌گونه است که او بیان نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهل روستای مزیدیّه به دیدن من آمدند و آن سیّد نیز در بین ایشان بود. به او گفتم: پیش از فجر نزد من آمدی و مرا از قبر حمزه آگاه کردی که او ابویعلی، حمزة‌بن قاسم علوی است. تو این مطلب را از کجا گفتی و از چه کسی آن را گرفته‌ای؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن سیّد گفت: و الله من پیش از فجر نزد تو نیامده بودم، و تو را پیش از این ساعت ندیدم؛ من شب گذشته را بیرون روستا -در جایی که نام آن را برد- سپری کردم و آمدن تو را شنیدم. پس امروز برای زیارت تو آمدم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من به اهل روستا گفتم: الآن بر من لازم است که برای زیارت حمزه برگردم. پس من شک ندارم آن شخصی که دیدم، صاحب الامر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس من و همه‌ی اهل آن روستا برای زیارت او سوار شدیم. و از آن زمان، این مزار این‌گونه جلوه یافت به طوری که از مکان‌های دور برای زیارت او می‌آیند.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جنّة المأوی / ۱۱۹ - ۱۲۱ (حکایت ۴۵).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤلّف گوید: نجاشی در رجال فرموده: حمزة‌بن قاسم‌بن علیّ‌بن حمزة‌بن حسن‌بن عبید‌الله‌بن عبّاس‌بن علیّ‌بن ابی‌طالب &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ابویعلی، ثقه‌ای جلیل القدر از اصحاب ما است. احادیث بسیار روایت می‌کرد. او کتابی دارد درباره‌ی کسانی که از جعفر‌بن محمّد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال النّجاشی / ۱۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از کلمات علما و اسناد روایات معلوم می‌شود که از علمای غیبت صغری و معاصر پدر شیخ صدوق، علیّ‌بن بابویه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:تشرفات و ملاقات ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
</feed>