<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://wikimahdi.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%84%D9%91%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C</id>
	<title>ملّاعلی تهرانی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://wikimahdi.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%84%D9%91%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%84%D9%91%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-07-22T00:52:49Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.11</generator>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%84%D9%91%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1347&amp;oldid=prev</id>
		<title>Saeed: مطلب جدید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D9%84%D9%91%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1347&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-07-09T15:32:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= [[:رده:تشرفات و ملاقات ها|تشرفات و ملاقات ها]] - ملّاعلی تهرانی =&lt;br /&gt;
شیخ بزرگوار ما، حاج ملّاعلی تهرانی، عالمی عامل، فخر الاواخر و ذخر الاوائل، خورشید آسمان زهد و تقوا، و گردآورنده‌ی مدارج استواری و هُدی، و فقیهی آگاه بود. وی که مجاور نجف اشرف بود و همان‌جا از دنیا رفت، فرزند شایسته‌ی مرحوم حاج میرزا خلیل طبیب  &amp;lt;small&amp;gt;اعلی‌الله‌مقامه&amp;lt;/small&amp;gt; بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن مرحوم بیشتر سال‌ها برای زیارت امامان &amp;lt;small&amp;gt;علیهما‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به سامرّا مشرّف می‌شد و انسی شگفت با سرداب مطهّر داشت. از آن‌جا درخواست فیض می‌کرد و در آن‌جا امید به رسیدن به مقامات عالی داشت. و می‌فرمود: هیچ وقت نشد که زیارتی کنم و کرامتی نبینم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و در ایّام مجاورت حقیر در سامرّا، دو بار مشرّف شدند و در منزل حقیر ساکن گشتند. امّا آن‌چه می‌دیدند، پنهان می‌کردند و به این پوشاندن اصرار داشتند، بلکه به پوشیده نگاه داشتن سایر عبادات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی التماس کردم که از آن کرامات چیزی بگویند، فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بارها پیش آمده که در شب‌های تاریک که همه‌ی مردم در خواب بوده‌اند و صدایی از کسی برنمی‌خاسته، به سرداب مشرّف می‌شدم. پیش از این‌که به سرداب وارد شوم و از پلّه‌ها پایین روم، نوری را می‌دیدم که از سرداب غیبت بر دیوار راهروی اوّل می‌تابد و از جایی به جایی حرکت می‌کند؛ چنان‌که گویی در آن‌جا شمعی در دست کسی است و از سویی به سویی حرکت می‌کند و پرتو آن نور در آن‌جا در حرکت است. پس پایین می‌رفتم و وارد سرداب مطهّر می‌شدم، نه کسی را در آن‌جا می‌دیدم و نه چراغی.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جنّة المأوی / ۸۵ و ۸۶(حکایت ۲۷).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک مرتبه که مشرّف بودند، آثار بیماری استسقا در ایشان پدیدار شد و آسیبی بسیار می‌زد. پس به سرداب مطهّر مشرّف شدند و بعد از بازگشت فرمودند: «امشب مثل عوام درخواست شفا کردم و به سرداب مطهّر رفتم و به آن صفّه‌ی کوچک وارد شدم و پاهای خود را به قصد شفا داخل چاهی کردم که عوام به آن چاه غیبت می‌گویند، و خود را در آن آویزان نمودم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اندکی نگذشت که بیماری به کلّی از بین رفت و آن مرحوم تصمیم به مجاور شدن در سامرّا گرفت. امّا پس از بازگشت به نجف اشرف، مانع ایشان شدند. بیماری هم دوباره بازگشت و در آخر صفر سال هزار و دویست و نود مرحوم شدند. حشره الله تعالی مع موالیه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:تشرفات و ملاقات ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
</feed>