طريد: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌مهدی
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - طرید =
= [[:رده:نام‌ها و القاب|نام‌ها و القاب]] - طرید =


یکی از القاب حضرت بقیة الله (ع)، «طرید» است. طرید، صفت مشبهه بر وزن فعیل از ریشه «طرد» و در لغت به معنای رانده‌شده به کار می‌رود و جمع آن «طرائد» است.
یکی از القاب حضرت [[بقية الله|بقیة الله]] (ع)، «طرید» است. طرید، صفت مشبهه بر وزن فعیل از ریشه «طرد» و در لغت به معنای رانده‌شده به کار می‌رود و جمع آن «طرائد» است.


اصبغ بن نباته می‌گوید: شنیدم از امیرالمؤمنین (ع) که می‌فرمود:
اصبغ بن نباته می‌گوید: شنیدم از امیرالمؤمنین (ع) که می‌فرمود:
خط ۹: خط ۹:
طرید، به معنای رانده‌شده از خلق است که می‌توان گفت از نظر معنایی نزدیک به «شرید» می‌باشد.
طرید، به معنای رانده‌شده از خلق است که می‌توان گفت از نظر معنایی نزدیک به «شرید» می‌باشد.


این‌که چرا آن حضرت به این لقب خوانده می‌شود، باید گفت: «طرید» به کسی اطلاق می‌شود که کنار گذاشته شده است. امام زمان (ع) به‌راستی در این زمان طرد شده هستند؛ چرا که قدر و منزلت ایشان آن‌گونه که باید، دانسته نمی‌شود و هیچ‌یک از مراحل شکر در برابر این نعمت عظیم الهی، به‌طور شایسته ادا نمی‌گردد. تا جایی که مردم، ولیّ نعمت خویش را کنار گذاشته‌اند و ـ فهمیده یا نفهمیده ـ ایشان را با قلب و زبان و عمل خویش طرد کرده‌اند.<ref>آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.</ref>
این‌که چرا آن حضرت به این لقب خوانده می‌شود، باید گفت: «طرید» به کسی اطلاق می‌شود که کنار گذاشته شده است. [[امام زمان]] (ع) به‌راستی در این زمان طرد شده هستند؛ چرا که قدر و منزلت ایشان آن‌گونه که باید، دانسته نمی‌شود و هیچ‌یک از مراحل شکر در برابر این نعمت عظیم الهی، به‌طور شایسته ادا نمی‌گردد. تا جایی که مردم، ولیّ نعمت خویش را کنار گذاشته‌اند و ـ فهمیده یا نفهمیده ـ ایشان را با قلب و زبان و عمل خویش طرد کرده‌اند.<ref>آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.</ref>


== طرید و شرید در روایات ==
== طرید و شرید در روایات ==


عیسی خشاب گوید: به امام حسین (ع) گفتم: آیا شما صاحب‌الامر هستید؟ فرمود:
عیسی خشاب گوید: به امام حسین (ع) گفتم: آیا شما [[صاحب الامر|صاحب‌الامر]] هستید؟ فرمود:


**«خیر، اما صاحب‌الامر، طرید (رانده‌شده) و شرید (رانده، تنها، رهاشده) است و خون‌خواه پدرش و دارای کنیه عمویش می‌باشد.»**<ref>آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.</ref>
**«خیر، اما صاحب‌الامر، طرید (رانده‌شده) و شرید (رانده، تنها، رهاشده) است و خون‌خواه پدرش و دارای کنیه عمویش می‌باشد.»**<ref>آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.</ref>
خط ۲۳: خط ۲۳:
او طردشده، تنها، غریب، پنهان از نزدیکانش و به‌خاطر کشته‌شدن پدرش مظلوم است.<ref>کمال‌الدین، ج ۱، ص ۳۱۸.</ref>
او طردشده، تنها، غریب، پنهان از نزدیکانش و به‌خاطر کشته‌شدن پدرش مظلوم است.<ref>کمال‌الدین، ج ۱، ص ۳۱۸.</ref>


امام رضا (ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت می‌کند که فرمودند:
امام رضا (ع) از [[حضرت محمد صلی الله علیه و آله|پیامبر اکرم]] (ص) روایت می‌کند که فرمودند:


**«فِدَاهُ ابْنُ خَيْرَةِ الْإِمَاءِ ... الْفَرْدُ الْوَحِيدُ الْمَطْرُودُ الْوَارِثُ الْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ وَجَدِّهِ، صَاحِبُ الْغَيْبَةِ الطَّوِيلَةِ...»**
**«فِدَاهُ ابْنُ خَيْرَةِ الْإِمَاءِ ... الْفَرْدُ الْوَحِيدُ الْمَطْرُودُ الْوَارِثُ الْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ وَجَدِّهِ، صَاحِبُ الْغَيْبَةِ الطَّوِيلَةِ...»**


فدای آن فرزند بهترین کنیزان ... آن تنهای یگانه و رانده‌شده که انتقام خون پدر و جدّش را نگرفته است؛ آن‌که صاحب غیبت طولانی است و در موردش گفته می‌شود: مرده یا کشته شده، معلوم نیست در کجاست؟<ref>کمال‌الدین، باب ۳۴، حدیث ۴.</ref>
فدای آن فرزند بهترین کنیزان ... آن تنهای یگانه و رانده‌شده که انتقام خون پدر و جدّش را نگرفته است؛ آن‌که صاحب [[غیبت کبری|غیبت طولانی]] است و در موردش گفته می‌شود: مرده یا کشته شده، معلوم نیست در کجاست؟<ref>کمال‌الدین، باب ۳۴، حدیث ۴.</ref>


== شرید، فرید و وحید ==
== شرید، فرید و وحید ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۴۷

نام‌ها و القاب - طرید

یکی از القاب حضرت بقیة الله (ع)، «طرید» است. طرید، صفت مشبهه بر وزن فعیل از ریشه «طرد» و در لغت به معنای رانده‌شده به کار می‌رود و جمع آن «طرائد» است.

اصبغ بن نباته می‌گوید: شنیدم از امیرالمؤمنین (ع) که می‌فرمود:

    • «صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ شَرِيدٌ طَرِيدٌ فَرِيدٌ وَحِيدٌ»**.[۱]

طرید، به معنای رانده‌شده از خلق است که می‌توان گفت از نظر معنایی نزدیک به «شرید» می‌باشد.

این‌که چرا آن حضرت به این لقب خوانده می‌شود، باید گفت: «طرید» به کسی اطلاق می‌شود که کنار گذاشته شده است. امام زمان (ع) به‌راستی در این زمان طرد شده هستند؛ چرا که قدر و منزلت ایشان آن‌گونه که باید، دانسته نمی‌شود و هیچ‌یک از مراحل شکر در برابر این نعمت عظیم الهی، به‌طور شایسته ادا نمی‌گردد. تا جایی که مردم، ولیّ نعمت خویش را کنار گذاشته‌اند و ـ فهمیده یا نفهمیده ـ ایشان را با قلب و زبان و عمل خویش طرد کرده‌اند.[۲]

طرید و شرید در روایات

عیسی خشاب گوید: به امام حسین (ع) گفتم: آیا شما صاحب‌الامر هستید؟ فرمود:

    • «خیر، اما صاحب‌الامر، طرید (رانده‌شده) و شرید (رانده، تنها، رهاشده) است و خون‌خواه پدرش و دارای کنیه عمویش می‌باشد.»**[۳]

داوود بن کثیر رقّی ـ از یاران برجسته امام موسی کاظم (ع) ـ نیز می‌گوید: از امام ابوالحسن موسی بن جعفر (ع) درباره صاحب این امر پرسیدم. ایشان فرمودند:

    • «هُوَ الطَّرِیدُ الْوَحِیدُ الْغَرِیبُ الْغَائِبُ عَنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورُ بِأَبِیهِ»**؛

او طردشده، تنها، غریب، پنهان از نزدیکانش و به‌خاطر کشته‌شدن پدرش مظلوم است.[۴]

امام رضا (ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت می‌کند که فرمودند:

    • «فِدَاهُ ابْنُ خَيْرَةِ الْإِمَاءِ ... الْفَرْدُ الْوَحِيدُ الْمَطْرُودُ الْوَارِثُ الْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ وَجَدِّهِ، صَاحِبُ الْغَيْبَةِ الطَّوِيلَةِ...»**

فدای آن فرزند بهترین کنیزان ... آن تنهای یگانه و رانده‌شده که انتقام خون پدر و جدّش را نگرفته است؛ آن‌که صاحب غیبت طولانی است و در موردش گفته می‌شود: مرده یا کشته شده، معلوم نیست در کجاست؟[۵]

شرید، فرید و وحید

لقب دیگر آن حضرت «شرید» است که نزدیک به همین معناست. حاجی نوری (ره) در معنای «شرید» می‌گوید:

«رانده‌شده از مردمی که آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شکرگزاری و مقام حقش برنیامدند؛ بلکه پس از این‌که از دست‌یافتن بر او ناامید شدند، به قتل و قمع ذریه طاهره ایشان پرداختند و به کمک زبان و قلم، سعی بر بیرون‌راندن نام و یاد او از قلوب و اذهان مردم کرده‌اند.»[۶]

«فرید» و «وحید» ـ یعنی تنها ـ دو لقب دیگر آن حضرت هستند که با معنای «طرید» ارتباط دارند. این واژه‌ها به کسی گفته می‌شود که متناسب با شأن و مقام خود، یاران همراه نداشته باشد، کسی به او مراجعه نکند و اعوان و انصار نداشته باشد.

روایت سدیر صیرفی درباره شمار یاران امام صادق (ع)

سدیر صیرفی می‌گوید: بر امام صادق (ع) وارد شدم و عرض کردم: قسم به خدا، خانه‌نشینی برای شما جایز نیست! حضرت فرمودند: چرا ای سدیر؟ عرض کردم: به خاطر زیادی دوستان و شیعیان و یاران شما! به خدا قسم، اگر امیرمؤمنان (ع) شیعیان و یاران و دوستان شما را داشت، تیم و عَدِیّ (قبیله ابوبکر و عمر) نسبت به او طمع نمی‌کردند؛ یعنی خلافت را از او غصب نمی‌نمودند.

حضرت فرمودند: ای سدیر! فکر می‌کنی این‌ها چه تعداد هستند؟ گفتم: صدهزار. فرمودند: صد هزار!؟ عرض کردم: بلی، بلکه دویست هزار. فرمودند: دویست هزار!؟ گفتم: بلی، و بلکه نصف دنیا.

در این‌جا حضرت سکوت کردند؛ پس از اندکی فرمودند: می‌توانی با ما تا «یَنبُع» بیایی؟ گفتم: بلی. با ایشان رفتیم تا این‌که وقت نماز رسید. به من فرمودند: ای سدیر، پیاده شویم نماز بخوانیم.

آن‌جا جوانی را دیدند که بزغاله‌هایی می‌چراند. پس فرمودند: به خدا قسم، اگر شیعیان من به تعداد این بزغاله‌ها بود، خانه‌نشینی بر من جایز نبود.

پس از فراغت از نماز، متوجه بزغاله‌ها شدم و آن‌ها را شمردم؛ هفده رأس بودند![۷]

در این میان، تنها عده بسیار بسیار اندکی هستند که امام را در غیبتش و حضورش یاری می‌کنند و برای فرجش دعا می‌نمایند و با زاری، تضرع، عجز و لابه، از خداوند می‌خواهند که این چشمه زلال آشکار شود و الطاف و نعمت‌های الهی بر زمین جاری گردد.

  1. ↑ کمال‌الدین، ج ۱، باب ۲۶، حدیث ۱۳.
  2. ↑ آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.
  3. ↑ آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.
  4. ↑ کمال‌الدین، ج ۱، ص ۳۱۸.
  5. ↑ کمال‌الدین، باب ۳۴، حدیث ۴.
  6. ↑ نجم ثاقب، ج ۱، ص ۱۱۲.
  7. ↑ اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، باب «فی قلّة عدد المؤمنین»، حدیث ۱.