صراط مستقیم: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «از نظر قرآن مجید، کلمه ی «صراط» به «راه مستقیم» تعبیر شده است: «و هذا صراط ربك...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
از نظر قرآن مجید، کلمه ی «صراط» به «راه مستقیم» تعبیر شده است: «و هذا صراط ربك مستقيما» (انعام: ۱۲۶) و از بررسی آیات دیگر در می یابیم که راه مستقیم خداوند، «عبادت و پرستش» اوست: «و أن اعبدوني هذا صراط مستقيم» (يس: ۶۱) و این که خداوند متعال در اولین سوره، به بندگان خویش دستور می دهد که از او بخواهند آنان را به راه مستقیم هدایت کند، اهمیت این مطلب را می رساند.< | از نظر قرآن مجید، کلمه ی «صراط» به «راه مستقیم» تعبیر شده است: «و هذا صراط ربك مستقيما» (انعام: ۱۲۶) و از بررسی آیات دیگر در می یابیم که راه مستقیم خداوند، «عبادت و پرستش» اوست: «و أن اعبدوني هذا صراط مستقيم» (يس: ۶۱) و این که خداوند متعال در اولین سوره، به بندگان خویش دستور می دهد که از او بخواهند آنان را به راه مستقیم هدایت کند، اهمیت این مطلب را می رساند.<ref>بحرانی، تفسير البرهان، ج ۱، ص ۱۱۳.</ref> در تأیید این معنا می فرماید: «و أن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه». (انعام: ۱۵۳) روایات بسیاری ذیل این آیه ی شریفه آمده که اکثر آنها حاکی از آن است که حضرت على و ائمه هدی علیهم السلام، «صراط مستقيم الاهی» هستند، چنانکه طبق فرموده امام باقر علیه السلام «صراط مستقيم»، ولایت علی علیه السلام و اوصیای آن حضرت است.<ref>ر.ک: عیاشی، تفسیر، ج ۱، ص ۳۸۴</ref> در روایتی دیگر ایشان فرمودند: «آل محمدالصراط الذي دل عليه».<sup>3</sup> در فرازهای ابتدایی دعای ندبه از حضرت علی علیه السلام به عنوان «صراط مستقیم الاهی» یاد شده است.<sup>4</sup> بر اساس روایتی از امام صادق علیه السلام ، «صراط» راه به سوی معرفت و شناخت خداوند است و بر دو نوع است، صراط در دنیا و صراط در آخرت. صراط دنیا» امامی است که اطاعت او واجب و هرکس او را بشناسد و از دستوراتش پیروی کند، از «صراط آخرت» که پلی بر روی جهنم است خواهد گذشت و هرکس او را نشناسد، پایش در «صراط آخرت» خواهد لغزید و در آتش جهنم خواهد افتاد.<sup>5</sup> از این رو، حضرت مهدی علیه السلام، فرزند حضرت علی علیه السلام و ائمی هدى علیهم السلام است که آن حجت های الاهی، همه راه مستقیم به سوی پرستش و عبودیت خداوند متعال هستند. امام هادی علیه السلام در چند مورد از زیارت جامعه کبیره، در معرفی ائمه علیهم السلام از آنان با تعابير «و حجته و صراطه»<sup>6</sup>، «أدلاء على صراطه»<sup>7</sup> و «أنتم الصراط الاقوم»<sup>8</sup> یاد نموده اند. | ||
- لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت علیه السلام در ادعیه و زیارات صفحه 264 و 265 | - لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت علیه السلام در ادعیه و زیارات صفحه 264 و 265 | ||
1- | 1- | ||
2- | 2- | ||
3- همان | 3- همان | ||
نسخهٔ ۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۲۶
از نظر قرآن مجید، کلمه ی «صراط» به «راه مستقیم» تعبیر شده است: «و هذا صراط ربك مستقيما» (انعام: ۱۲۶) و از بررسی آیات دیگر در می یابیم که راه مستقیم خداوند، «عبادت و پرستش» اوست: «و أن اعبدوني هذا صراط مستقيم» (يس: ۶۱) و این که خداوند متعال در اولین سوره، به بندگان خویش دستور می دهد که از او بخواهند آنان را به راه مستقیم هدایت کند، اهمیت این مطلب را می رساند.[۱] در تأیید این معنا می فرماید: «و أن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه». (انعام: ۱۵۳) روایات بسیاری ذیل این آیه ی شریفه آمده که اکثر آنها حاکی از آن است که حضرت على و ائمه هدی علیهم السلام، «صراط مستقيم الاهی» هستند، چنانکه طبق فرموده امام باقر علیه السلام «صراط مستقيم»، ولایت علی علیه السلام و اوصیای آن حضرت است.[۲] در روایتی دیگر ایشان فرمودند: «آل محمدالصراط الذي دل عليه».3 در فرازهای ابتدایی دعای ندبه از حضرت علی علیه السلام به عنوان «صراط مستقیم الاهی» یاد شده است.4 بر اساس روایتی از امام صادق علیه السلام ، «صراط» راه به سوی معرفت و شناخت خداوند است و بر دو نوع است، صراط در دنیا و صراط در آخرت. صراط دنیا» امامی است که اطاعت او واجب و هرکس او را بشناسد و از دستوراتش پیروی کند، از «صراط آخرت» که پلی بر روی جهنم است خواهد گذشت و هرکس او را نشناسد، پایش در «صراط آخرت» خواهد لغزید و در آتش جهنم خواهد افتاد.5 از این رو، حضرت مهدی علیه السلام، فرزند حضرت علی علیه السلام و ائمی هدى علیهم السلام است که آن حجت های الاهی، همه راه مستقیم به سوی پرستش و عبودیت خداوند متعال هستند. امام هادی علیه السلام در چند مورد از زیارت جامعه کبیره، در معرفی ائمه علیهم السلام از آنان با تعابير «و حجته و صراطه»6، «أدلاء على صراطه»7 و «أنتم الصراط الاقوم»8 یاد نموده اند.
- لیلا خلیلیان فر، اوصاف حضرت حجت علیه السلام در ادعیه و زیارات صفحه 264 و 265
1-
2-
3- همان
4- ر.ک: مجلسی، بحارالأنوار، ج ۹۹، ص ۱۰۶
5- ر.ک: همان ج ۸، ص ۶۶
6- صدوق، عیون اخبار الرضا ع، ج ۲، ص ۲۷۳
7- همان، ص ۲۷۴.
8- همان