مهدی علیه‌السلام، ظلم را ریشه کن میکند: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌مهدی
(صفحه‌ای تازه حاوی «= زندگینامه و مشخصات - مهدی <small>علیه‌السلام</small>، ظلم را ریشه کن میکند = زندگینامه و مشخصات شاید بتوان گفت پس از نام و نسب مهدی موعود، مهم‌ترین ویژگی مشخصه آن حضرت «پاک‌سازی جهان از ظلم و لبری...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۴۳: خط ۴۳:
من چنین نیستم که گمراه‌کنندگان را بازوی خود قرار دهم.
من چنین نیستم که گمراه‌کنندگان را بازوی خود قرار دهم.


آن حضرت این کار را برخلاف عرف سیاسی عموم زمامداران انجام خواهند داد و در این روش به سیره نیاکان خود عمل می‌فرمایند. چنان‌که امیرالمؤمنین، برخلاف خلفای پیشین، به هنگام زمامداری و جهت تقویت حکومت خود هیچ‌گاه حاضر نشدند معاویه و امثال او را بازوی حکومت خود قرار دهند و عدالت خود را بر پایه ظلم امثال معاویه بنیان گذارند.
آن حضرت این کار را برخلاف عرف سیاسی عموم زمامداران انجام خواهند داد و در این روش به سیره نیاکان خود عمل می‌فرمایند. چنان‌که امیرالمؤمنین، برخلاف خلفای پیشین، به هنگام زمامداری و جهت تقویت حکومت خود هیچ‌گاه حاضر نشدند معاویه و امثال او را بازوی حکومت خود قرار دهند و عدالت خود را بر پایه ظلم امثال معاویه بنیان گذارند.<ref>نصر بن مزاحم (متوفای ۲۱۲ هـ.ق.) در کتاب *وقعة صفین*، ص ۵۲، در این رابطه می‌نویسد:
 
نصر بن مزاحم (متوفای ۲۱۲ هـ.ق.) در کتاب *وقعة صفین*، ص ۵۲، در این رابطه می‌نویسد:
 
<blockquote dir="rtl">
'''كَانَ مُعَاوِيَةُ أَتَى جَرِيراً فِي مَنْزِلِهِ فَقَالَ يَا جَرِيرُ إِنِّي قَدْ رَأَيْتُ رَأْياً قَالَ هَاتِهِ قَالَ اكْتُبْ إِلَى صَاحِبِكَ يَجْعَلْ لِيَ الشَّامَ وَ مِصْرَ جِبَايَةً فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ لَمْ يَجْعَلْ لِأَحَدٍ بَعْدَهُ بَيْعَةً فِي عُنُقِي وَ أُسَلِّمُ لَهُ هَذَا الْأَمْرَ وَ أَكْتُبُ إِلَيْهِ بِالْخِلَافَةِ فَقَالَ جَرِيرٌ اكْتُبْ بِمَا أَرَدْتَ وَ أَكْتُبُ مَعَكَ فَكَتَبَ مُعَاوِيَةُ بِذَلِكَ إِلَى عَلِيٍّ فَكَتَبَ عَلِيٌّ إِلَى جَرِيرٍ «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا أَرَادَ مُعَاوِيَةُ أَلَّا يَكُونَ لِي فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ وَ أَنْ يَخْتَارَ مِنْ أَمْرِهِ مَا أَحَبَّ وَ أَرَادَ أَنْ يُرْيِثَكَ حَتَّى يَذُوقَ أَهْلَ الشَّامِ وَ إِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ شُعْبَةَ قَدْ كَانَ أَشَارَ عَلَيَّ أَنْ أَسْتَعْمِلَ مُعَاوِيَةَ عَلَى الشَّامِ وَ أَنَا بِالْمَدِينَةِ فَأَبَيْتُ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَرَانِي أَتَّخِذُ الْمُضِلِّينَ عَضُداً فَإِنْ بَايَعَكَ الرَّجُلُ وَ إِلَّا فَأَقْبِلْ».'''
'''كَانَ مُعَاوِيَةُ أَتَى جَرِيراً فِي مَنْزِلِهِ فَقَالَ يَا جَرِيرُ إِنِّي قَدْ رَأَيْتُ رَأْياً قَالَ هَاتِهِ قَالَ اكْتُبْ إِلَى صَاحِبِكَ يَجْعَلْ لِيَ الشَّامَ وَ مِصْرَ جِبَايَةً فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ لَمْ يَجْعَلْ لِأَحَدٍ بَعْدَهُ بَيْعَةً فِي عُنُقِي وَ أُسَلِّمُ لَهُ هَذَا الْأَمْرَ وَ أَكْتُبُ إِلَيْهِ بِالْخِلَافَةِ فَقَالَ جَرِيرٌ اكْتُبْ بِمَا أَرَدْتَ وَ أَكْتُبُ مَعَكَ فَكَتَبَ مُعَاوِيَةُ بِذَلِكَ إِلَى عَلِيٍّ فَكَتَبَ عَلِيٌّ إِلَى جَرِيرٍ «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا أَرَادَ مُعَاوِيَةُ أَلَّا يَكُونَ لِي فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ وَ أَنْ يَخْتَارَ مِنْ أَمْرِهِ مَا أَحَبَّ وَ أَرَادَ أَنْ يُرْيِثَكَ حَتَّى يَذُوقَ أَهْلَ الشَّامِ وَ إِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ شُعْبَةَ قَدْ كَانَ أَشَارَ عَلَيَّ أَنْ أَسْتَعْمِلَ مُعَاوِيَةَ عَلَى الشَّامِ وَ أَنَا بِالْمَدِينَةِ فَأَبَيْتُ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَرَانِي أَتَّخِذُ الْمُضِلِّينَ عَضُداً فَإِنْ بَايَعَكَ الرَّجُلُ وَ إِلَّا فَأَقْبِلْ».'''
</blockquote>
نکته جالب توجه، استفاده آن حضرت از تعبیر قرآنی «عضد نگرفتن گمراه‌گران» است.</ref>
 
نکته جالب توجه، استفاده آن حضرت از تعبیر قرآنی «عضد نگرفتن گمراه‌گران» است.<ref>نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ص ۵۲.</ref>


== نتیجه‌گیری ==
== نتیجه‌گیری ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۳۶

زندگینامه و مشخصات - مهدی علیه‌السلام، ظلم را ریشه کن میکند

شاید بتوان گفت پس از نام و نسب مهدی موعود، مهم‌ترین ویژگی مشخصه آن حضرت «پاک‌سازی جهان از ظلم و لبریز کردن آن از عدل و داد» است. این مضمون در بیش از یکصد سند روایی، طی عباراتی مشابه با جمله زیر بیان شده است.

یَملَأُ الأرضَ قسطاً و عدلاً بعدَ ما مُلِئتْ ظُلماً و جَوراً.

زمین را از داد و عدالت لبریز خواهد کرد، بعد از آن‌که از ظلم و ستم پر گشته باشد.

اینک به بیان دو نکته در باب این دسته روایات می‌پردازیم:

نکته اول: عدالت در جریان قیام و حکومت مهدوی

نکته اوّل آن‌که: حضرت مهدی علیه‌السلام برخلاف بسیاری از انقلاب‌های سیاسی طول تاریخ، نه‌تنها در زمان استقرار حکومت خویش، عدالت را حاکم می‌گرداند؛ بلکه در جریان قیام خود نیز، کمال عدل را رعایت می‌کند. به تعبیر دیگر، ایشان عدالت موعود خود را بر اساس شورشی مشوب با ظلم بنیان نمی‌نهد.

چه بسیار شورشیانی که مدعی‌اند با ظلم می‌ستیزند و در پی برپایی عدالت‌اند؛ اما در جریان قیام و شورش خود، حقوق بسیاری از بی‌گناهان را تضییع می‌سازند، خون‌های فراوانی را به ناحق می‌ریزند و به اموال مردم تعرض می‌کنند. اینان مدعی‌اند چون هدف مقدسی دارند، مجازند که به هر وسیله‌ای متوسل شوند و به قول معروف معتقدند: «هدف وسیله را توجیه می‌کند».

برخلاف این‌گونه مدعیان اصلاحات اجتماعی، مهدی آل محمد علیهم‌السلام، وارث خُلق نبوی و عدالت علوی است. امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

اگر زمام این کار به دست ما افتد، جز به سبک رسول‌الله نخواهیم زیست و جز به سیره امیرالمؤمنین رفتار نخواهیم کرد.[۱]

آنچه از سیره رسول خدا و امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیهما نقل شده، بیانگر همین نکته است که ایشان هیچ حقی را از طریق ظلم احیا نمی‌کردند. امیر مؤمنان علیه‌السلام فرموده‌اند:

وَ اللّهِ لَوْ أُعطِیتُ الْأقالیمَ السَّبعَةِ بِما تَحتَ أفلاکِها عَلی أنْ أعصِیَ اللّهَ فی نَملَةٍ أسلُبُها جُلْبَ شَعیرَةٍ ما فَعَلْتُهُ.[۲]

قسم به خدا؛ اگر هفت اقلیم (کنایه از سراسر زمین) را با هرچه در زیر آسمان‌های آن‌هاست به من بدهند، به شرط آن‌که خدای را در ربودن پوست یک دانه جو از دهان موری نافرمانی کنم، هرگز چنین نخواهم کرد.

مفاد بیعت حضرت مهدی علیه‌السلام با یارانشان نیز در بعضی روایات ذکر گردیده است.[۳] توجه به عناوین ذکرشده در آن بیعت‌نامه، سبک عادلانه قیام مهدوی را نمایان‌تر می‌سازد.

نکته دوم: یاری نگرفتن از ظالمان

نکته دوم آن‌که: آن حضرت به هنگام قیام الهی خود و برای تقویت آن، با ظالمان کنار نخواهند آمد و از ایشان کمک نخواهند گرفت؛ چنان‌چه خدای متعال می‌فرماید:

ما کُنتُ مُتَّخِذَ المُضِلّینَ عَضُداً.[۴]

من چنین نیستم که گمراه‌کنندگان را بازوی خود قرار دهم.

آن حضرت این کار را برخلاف عرف سیاسی عموم زمامداران انجام خواهند داد و در این روش به سیره نیاکان خود عمل می‌فرمایند. چنان‌که امیرالمؤمنین، برخلاف خلفای پیشین، به هنگام زمامداری و جهت تقویت حکومت خود هیچ‌گاه حاضر نشدند معاویه و امثال او را بازوی حکومت خود قرار دهند و عدالت خود را بر پایه ظلم امثال معاویه بنیان گذارند.[۵]

نتیجه‌گیری

خلاصه آن‌که: از آنجا که پیروزی مطلق و شکست‌ناپذیری از علائم قیام مهدوی است، درمی‌یابیم آن دسته از متمهدیانی که در جریان قیام خود به‌طور کلی یا مقطعی دچار شکست شده‌اند، دروغ‌گو و افترازننده به خدا و رسول‌اند. به‌علاوه، آگاهی از پیروزی‌های بی‌شکست قیام حضرت مهدی، می‌بایست شوق و رغبت و آمادگی ما را در یاری رساندن به آن حضرت فزون‌تر سازد.

اگر خداوند مهربان به ما توفیق درک آن زمان را داد، آگاهیم که اگر در این قیام شرکت کنیم، زاده رسول خدا را یاری دهیم و جان خویش را در این راه قربانی سازیم، در نهایت این خیزش جهانی به ثمر می‌نشیند و همه مشکلات برای حجت خدا و خلیفه پروردگار هموار می‌شود. پس چه جای نشستن و متحیر ماندن خواهد بود؟ حال آن‌که در راه دفاع از اهل‌بیت، ستارگانی درخشنده، چونان شهدای کربلا را داریم.

آنان می‌دانستند که علی‌رغم جانبازی‌شان، فرزند رسول خدا را امانی نخواهد بود؛ با این حال تیرها و تیغ‌ها را به جان خریدند و حق ایثار و فداکاری را برای دفاع از امام زمانشان به‌جای آوردند و ما می‌دانیم که جانبازی‌مان به امنیت برای مهدی فاطمه خواهد انجامید؛ پس به شوق آییم و به هوش باشیم!

منابع

  1. ↑ منتخب الأثر، چاپ جدید، حدیث ۱۲۱۰.
  2. ↑ نهج البلاغه فیض‌الاسلام، خطبه ۲۱۵.
  3. ↑ از جمله: روزگار رهایی، صفحه ۴۶۵؛ منتخب الأثر، صفحه ۴۶۹.
  4. ↑ کهف (۱۸): ۵۲.
  5. ↑ نصر بن مزاحم (متوفای ۲۱۲ هـ.ق.) در کتاب *وقعة صفین*، ص ۵۲، در این رابطه می‌نویسد: كَانَ مُعَاوِيَةُ أَتَى جَرِيراً فِي مَنْزِلِهِ فَقَالَ يَا جَرِيرُ إِنِّي قَدْ رَأَيْتُ رَأْياً قَالَ هَاتِهِ قَالَ اكْتُبْ إِلَى صَاحِبِكَ يَجْعَلْ لِيَ الشَّامَ وَ مِصْرَ جِبَايَةً فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ لَمْ يَجْعَلْ لِأَحَدٍ بَعْدَهُ بَيْعَةً فِي عُنُقِي وَ أُسَلِّمُ لَهُ هَذَا الْأَمْرَ وَ أَكْتُبُ إِلَيْهِ بِالْخِلَافَةِ فَقَالَ جَرِيرٌ اكْتُبْ بِمَا أَرَدْتَ وَ أَكْتُبُ مَعَكَ فَكَتَبَ مُعَاوِيَةُ بِذَلِكَ إِلَى عَلِيٍّ فَكَتَبَ عَلِيٌّ إِلَى جَرِيرٍ «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا أَرَادَ مُعَاوِيَةُ أَلَّا يَكُونَ لِي فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ وَ أَنْ يَخْتَارَ مِنْ أَمْرِهِ مَا أَحَبَّ وَ أَرَادَ أَنْ يُرْيِثَكَ حَتَّى يَذُوقَ أَهْلَ الشَّامِ وَ إِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ شُعْبَةَ قَدْ كَانَ أَشَارَ عَلَيَّ أَنْ أَسْتَعْمِلَ مُعَاوِيَةَ عَلَى الشَّامِ وَ أَنَا بِالْمَدِينَةِ فَأَبَيْتُ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَرَانِي أَتَّخِذُ الْمُضِلِّينَ عَضُداً فَإِنْ بَايَعَكَ الرَّجُلُ وَ إِلَّا فَأَقْبِلْ». نکته جالب توجه، استفاده آن حضرت از تعبیر قرآنی «عضد نگرفتن گمراه‌گران» است.