طريد

از ویکی‌مهدی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۴۱ توسط Vafa (بحث | مشارکت‌ها)

نام‌ها و القاب - طرید

یکی از القاب حضرت بقیة الله (ع)، «طرید» است. طرید، صفت مشبهه بر وزن فعیل از ریشه «طرد» و در لغت به معنای رانده‌شده به کار می‌رود و جمع آن «طرائد» است.

اصبغ بن نباته می‌گوید: شنیدم از امیرالمؤمنین (ع) که می‌فرمود:

    • «صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ شَرِيدٌ طَرِيدٌ فَرِيدٌ وَحِيدٌ»**.[۱]

طرید، به معنای رانده‌شده از خلق است که می‌توان گفت از نظر معنایی نزدیک به «شرید» می‌باشد.

این‌که چرا آن حضرت به این لقب خوانده می‌شود، باید گفت: «طرید» به کسی اطلاق می‌شود که کنار گذاشته شده است. امام زمان (ع) به‌راستی در این زمان طرد شده هستند؛ چرا که قدر و منزلت ایشان آن‌گونه که باید، دانسته نمی‌شود و هیچ‌یک از مراحل شکر در برابر این نعمت عظیم الهی، به‌طور شایسته ادا نمی‌گردد. تا جایی که مردم، ولیّ نعمت خویش را کنار گذاشته‌اند و ـ فهمیده یا نفهمیده ـ ایشان را با قلب و زبان و عمل خویش طرد کرده‌اند.[۲]

طرید و شرید در روایات

عیسی خشاب گوید: به امام حسین (ع) گفتم: آیا شما صاحب‌الامر هستید؟ فرمود:

    • «خیر، اما صاحب‌الامر، طرید (رانده‌شده) و شرید (رانده، تنها، رهاشده) است و خون‌خواه پدرش و دارای کنیه عمویش می‌باشد.»**[۳]

داوود بن کثیر رقّی ـ از یاران برجسته امام موسی کاظم (ع) ـ نیز می‌گوید: از امام ابوالحسن موسی بن جعفر (ع) درباره صاحب این امر پرسیدم. ایشان فرمودند:

    • «هُوَ الطَّرِیدُ الْوَحِیدُ الْغَرِیبُ الْغَائِبُ عَنْ أَهْلِهِ الْمَوْتُورُ بِأَبِیهِ»**؛

او طردشده، تنها، غریب، پنهان از نزدیکانش و به‌خاطر کشته‌شدن پدرش مظلوم است.[۴]

امام رضا (ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت می‌کند که فرمودند:

    • «فِدَاهُ ابْنُ خَيْرَةِ الْإِمَاءِ ... الْفَرْدُ الْوَحِيدُ الْمَطْرُودُ الْوَارِثُ الْمَوْتُورُ بِأَبِيهِ وَجَدِّهِ، صَاحِبُ الْغَيْبَةِ الطَّوِيلَةِ...»**

فدای آن فرزند بهترین کنیزان ... آن تنهای یگانه و رانده‌شده که انتقام خون پدر و جدّش را نگرفته است؛ آن‌که صاحب غیبت طولانی است و در موردش گفته می‌شود: مرده یا کشته شده، معلوم نیست در کجاست؟[۵]

شرید، فرید و وحید

لقب دیگر آن حضرت «شرید» است که نزدیک به همین معناست. حاجی نوری (ره) در معنای «شرید» می‌گوید:

«رانده‌شده از مردمی که آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شکرگزاری و مقام حقش برنیامدند؛ بلکه پس از این‌که از دست‌یافتن بر او ناامید شدند، به قتل و قمع ذریه طاهره ایشان پرداختند و به کمک زبان و قلم، سعی بر بیرون‌راندن نام و یاد او از قلوب و اذهان مردم کرده‌اند.»[۶]

«فرید» و «وحید» ـ یعنی تنها ـ دو لقب دیگر آن حضرت هستند که با معنای «طرید» ارتباط دارند. این واژه‌ها به کسی گفته می‌شود که متناسب با شأن و مقام خود، یاران همراه نداشته باشد، کسی به او مراجعه نکند و اعوان و انصار نداشته باشد.

روایت سدیر صیرفی درباره شمار یاران امام صادق (ع)

سدیر صیرفی می‌گوید: بر امام صادق (ع) وارد شدم و عرض کردم: قسم به خدا، خانه‌نشینی برای شما جایز نیست! حضرت فرمودند: چرا ای سدیر؟ عرض کردم: به خاطر زیادی دوستان و شیعیان و یاران شما! به خدا قسم، اگر امیرمؤمنان (ع) شیعیان و یاران و دوستان شما را داشت، تیم و عَدِیّ (قبیله ابوبکر و عمر) نسبت به او طمع نمی‌کردند؛ یعنی خلافت را از او غصب نمی‌نمودند.

حضرت فرمودند: ای سدیر! فکر می‌کنی این‌ها چه تعداد هستند؟ گفتم: صدهزار. فرمودند: صد هزار!؟ عرض کردم: بلی، بلکه دویست هزار. فرمودند: دویست هزار!؟ گفتم: بلی، و بلکه نصف دنیا.

در این‌جا حضرت سکوت کردند؛ پس از اندکی فرمودند: می‌توانی با ما تا «یَنبُع» بیایی؟ گفتم: بلی. با ایشان رفتیم تا این‌که وقت نماز رسید. به من فرمودند: ای سدیر، پیاده شویم نماز بخوانیم.

آن‌جا جوانی را دیدند که بزغاله‌هایی می‌چراند. پس فرمودند: به خدا قسم، اگر شیعیان من به تعداد این بزغاله‌ها بود، خانه‌نشینی بر من جایز نبود.

پس از فراغت از نماز، متوجه بزغاله‌ها شدم و آن‌ها را شمردم؛ هفده رأس بودند![۷]

در این میان، تنها عده بسیار بسیار اندکی هستند که امام را در غیبتش و حضورش یاری می‌کنند و برای فرجش دعا می‌نمایند و با زاری، تضرع، عجز و لابه، از خداوند می‌خواهند که این چشمه زلال آشکار شود و الطاف و نعمت‌های الهی بر زمین جاری گردد.

  1. ↑ کمال‌الدین، ج ۱، باب ۲۶، حدیث ۱۳.
  2. ↑ آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.
  3. ↑ آفتاب در غربت، ص ۳۴۸.
  4. ↑ کمال‌الدین، ج ۱، ص ۳۱۸.
  5. ↑ کمال‌الدین، باب ۳۴، حدیث ۴.
  6. ↑ نجم ثاقب، ج ۱، ص ۱۱۲.
  7. ↑ اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، باب «فی قلّة عدد المؤمنین»، حدیث ۱.