<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://wikimahdi.com/api.php?hidebots=1&amp;urlversion=1&amp;days=7&amp;limit=50&amp;action=feedrecentchanges&amp;feedformat=atom</id>
	<title>ویکی‌مهدی  - تغییرات اخیر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://wikimahdi.com/api.php?hidebots=1&amp;urlversion=1&amp;days=7&amp;limit=50&amp;action=feedrecentchanges&amp;feedformat=atom"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1"/>
	<updated>2026-07-28T21:30:59Z</updated>
	<subtitle>آخرین تغییرات ویکی را در این خوراک پیگیری کنید.</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.11</generator>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B3%D9%85%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1376&amp;oldid=0</id>
		<title>علی بن محمد سمری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B3%D9%85%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1376&amp;oldid=0"/>
		<updated>2026-07-23T16:30:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «= نایب چهارم - علی بن محمد سمری = حسین بن روح نوبختى در سال 326 هـ. ق. درگذشت. برخی از شیعیان که عبارتند از ابو عبداللّه محمدبن احمد صفوانی و عَتّاب&amp;lt;ref&amp;gt;وی از نسل عَتّاب بن أسید صحابی بوده است.&amp;lt;/ref&amp;gt; نقل کرده‌اند: حسین بن روح پیش از وفات خود علی بن محمد سم...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= نایب چهارم - علی بن محمد سمری =&lt;br /&gt;
حسین بن روح نوبختى در سال 326 هـ. ق. درگذشت. برخی از شیعیان که عبارتند از ابو عبداللّه محمدبن احمد صفوانی و عَتّاب&amp;lt;ref&amp;gt;وی از نسل عَتّاب بن أسید صحابی بوده است.&amp;lt;/ref&amp;gt; نقل کرده‌اند: حسین بن روح پیش از وفات خود علی بن محمد سمری را به عنوان جانشین خویش معرفی کرد؛ اما چون هنگام وفات سمری نزدیک شد، وی کسی را به جانشینی خود معرفی ننمود.&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 393 و 394.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وى آخرین نائب امام &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; بود و مدت نیابتش حدود سه سال بود. ایشان در نیمه شعبان سال 329هـ. ق. درگذشت. در آخرین توقیعى که چند روز پیش از وفاتش به دست او رسید، امام &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; ضمن اعلام زمان وفات قریب‌الوقوع وى، به او فرمان دادند کسی را جانشین خود نسازد و آغاز غیبت کبری را اعلام فرمودند.&lt;br /&gt;
----مهدی موعود کیست&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C&amp;diff=1375&amp;oldid=0</id>
		<title>ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D9%86%D9%88%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C&amp;diff=1375&amp;oldid=0"/>
		<updated>2026-07-23T16:27:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «= نایب سوم - ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی = سومین نایب خاص حضرت مهدی &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; در دوران غیبت صغری، جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی بود. او از مردم قم و از خاندان معروف نوبختی بود. در تاریخ آمده است که جناب محمد بن عثمان عمری در بغداد ده...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= نایب سوم - ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی =&lt;br /&gt;
سومین نایب خاص حضرت مهدی &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; در دوران غیبت صغری، جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی بود. او از مردم قم و از خاندان معروف نوبختی بود. در تاریخ آمده است که جناب محمد بن عثمان عمری در بغداد ده نفر دستیار ویژه داشت که توسط آنان به امور شیعیان رسیدگی می‌کرد. یکی از این ده نفر جعفربن احمدبن مَتیل بود که بیش از دیگر دستیاران به نایب دوم نزدیک بود. و شیعیان شک نداشتند که پس از محمد بن عثمان کسی جز جعفربن احمدبن متیل به نیابت برگزیده نخواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 369.&amp;lt;/ref&amp;gt; علیرغم تصور عمومی، امام &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; حسین بن روح را به نیابت خود برگزیدند. این امر نه تنها باعث حسدورزی دیگران نشد؛ بلکه به گزارش ابن قولویه قمی تمامی آنان از صمیم قلب او را پذیرفتند. ابن قولویه به ویژه درباره ابن متیل می‌گوید: وی تا پایان عمر همان‌طور که مطیع نایب دوم بود در خدمت حسین بن روح باقی ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 369.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
على بن محمد بن متیل از عمویش جعفر بن احمد بن متیل نقل کرده که گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقع وفات محمد بن عثمان &amp;lt;sup&amp;gt;رضى اللّه عنه&amp;lt;/sup&amp;gt; من پهلوی سر وى نشسته بودم و از او سؤال می‌کردم و گفت‌وگو می‌نمودم. حسین بن روح هم سمت پائین پاى او نشسته بود. در آن هنگام محمد بن عثمان رو به من کرد و فرمود: به من دستور داده شده تا حسین بن روح را به عنوان جانشین خود معرفی کنم. پس من از جانب سر او برخاستم و دست ابوالقاسم حسین بن روح را گرفته در جاى خود نشاندم و خود در پائین پاى او نشستم!&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 370.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از برخی گزارش‌ها برمی‌آید که محمدبن عثمان در چند سال پایان عمر خویش به تدریج شیعیان را به سمت حسین بن روح سوق می‌داده است. به عنوان مثال یکی از شیعیان نقل می‌کند که نایب دوم در اواخر عمرش به من دستور داد که از آن پس وجوهات شرعی خود را به حسین بن روح تحویل دهم و از او رسید نیز طلب نکنم!&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 370.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد زیادی از بزرگان شیعه در دوران ابوجعفر محمدبن عثمان نقل کرده‌اند که به حضور وی رسیدند و از او پرسیدند: چنان‌چه اتفاقی بیفتد چه کسی جانشین تو خواهد بود؟ وی پاسخ داد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‏این حسین بن روح نوبختى جانشین من و سفیر میان شما و حضرت صاحب الامر و وکیل و مورد وثوق و طرف اطمینان ایشان است. پس شما در امور خود به وى مراجعه نمائید و در کارهاى مهم خود اعتماد به او داشته باشید. من این مأموریت را داشتم و آن را ابلاغ نمودم.&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 371؛ &amp;quot;هذَا أبوالْقاسِمِ الْحُسَینُ بْنُ رَوْحِ بْنِ أبِی بَحْرٍ النَّوْبَخْتِی الْقَائِمُ مَقَامِی وَ السَّفِیرُ بَینَکُمْ وَ بَینَ صَاحِبِ الأَمْرِ &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; وَ الْوَکیلُ لَه وَ الثِّقَةُ الْأمینُ فَارْجِعوا إلَیهِ فِی أُمورِكُمْ وَ عَوِّلوا عَلَیه‏ فِی مُهِمَّاتِكُمْ فَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ قَدْ بَلَّغْت‏.&amp;quot;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران نیابت جناب حسین بن روح 21 سال طول کشید. وی با تدبیر و کیاست خود توانست در اوج بحران، اوضاع مساعدى را براى جامعه شیعى فراهم سازد و تا حدّ ممکن از فشارهایى که از طرف حکومت بر آن‌ها اعمال مى‌شد، بکاهد. سیاست دینى وى به گونه‌اى بود که هیچ عکس‌العمل و تنشی را علیه شیعیان پدید نمى‌آورد. او توانسته بود با اِعمال تقیّه شدید، چنین جوّى را به وجود آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب دوران طولانى نیابت وی، بهترین ایام غیبت صغری براى شیعیان بوده است. روابط او با دربار عباسیان و نفوذ او در میان وزرا و امرا موجب گردید تا سخت‌گیری‌ها و اعمال فشارها بر شیعیان به حدّاقل برسد.&lt;br /&gt;
----مهدی موعود کیست&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=1374&amp;oldid=0</id>
		<title>محمد بن عثمان عمروی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=1374&amp;oldid=0"/>
		<updated>2026-07-23T16:25:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «= نایب دوم - محمد بن عثمان عمروی = پس از وفات نایب اول، با دستور امام، فرزند او جناب محمد بن عثمان در مقام نیابت امام زمان قرار گرفت. توضیح آن‌که وی در زمان حیات امام عسکری &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; و در حالی که پدرش نیز در قید حیات بود، مورد اعتماد امام...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= نایب دوم - محمد بن عثمان عمروی =&lt;br /&gt;
پس از وفات نایب اول، با دستور امام، فرزند او جناب محمد بن عثمان در مقام نیابت امام زمان قرار گرفت. توضیح آن‌که وی در زمان حیات امام عسکری &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; و در حالی که پدرش نیز در قید حیات بود، مورد اعتماد امام بود و از جانب ایشان مقام وکالت را نیز عهده‌دار بود. شیخ طوسی در کتاب الغیبه خود از امام عسکری &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; نقل می‌کند که خطاب به فردی که پرسیده بود: در نبود شما از چه کسی سؤالاتم را بپرسم و قول که را بپذیرم؟ فرمودند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الْعَمْرِی وَ ابْنُهُ ثِقَتَانِ فَما أدَّیا إلَیک عَنِّی فَعَنِّی یؤَدِّیانِ و ما قالا لَک فَعَنِّی یقُولانِ، فَاسْمَعْ لَهُمَا وَ أطِعْهُما فَإنَّهُمَا الثِّقَتانِ الْمَأْمونان.&amp;lt;ref&amp;gt;الكافی ج1 ص329 باب فی تسمیة من رآه علیه‌السلام؛ كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 243 و 360 با اندكی اختلاف.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عَمرى و پسرش (محمد بن عثمان، نایب دوم) مورد اعتماد هستند، هر چه از جانب من به تو رسانند، در حقیقت از جانب من رسانیده‏اند و هر چه به تو گویند، از من گفته‏اند، از آن‌ها بشنو و اطاعت کن که هر دو مورد اعتماد و امین‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و نیز در مجلسی که گروهی از شیعیان و دوستان حضرت حضور داشتند ایشان جناب عثمان بن سعید را به حضور طلبیدند و مأموریتی بدو دادند و خطاب به او فرمودند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إمضِ یا عُثمان! فَإنَّک الوَکیلُ و الثِّقَةُ المَأمونُ عَلی مالِ اللّه...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای عثمان! (به دنبال انجام مأموریتت) برو كه تو وکیل و بر ضبط اموال خدا موثّق و امین هستی... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از خروج عثمان، آن‌حضرت خطاب به حضار مجدّداً بر وثاقت آن جناب تأكید كردند و فرمودند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نَعَم وَ اشْهَدوا عَلی أنَّ عُثمانَ بنَ سعیدٍ العَمری وَکیلی و أنَّ ابْنَهُ محمّداً وَکیلُ ابنی مَهدِیِّکُم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آری گواه باشید که عثمان بن سعید عمری وکیل من است و فرزندش محمدبن عثمان وکیل فرزندم مهدی شماست.&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 355&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از وفات نایب اول نیز، اولین کسی که مورد خطاب حضرت قرار می‌گیرد، جناب محمدبن عثمان است که در توقیعی خطاب به وی ضمن تعزیت و تسلیت وی به جهت فوت پدرش، می‌فرمایند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وَ کانَ مِنْ کمالِ سَعادَتِهِ أنْ رَزَقَهُ اللّه وَلَداً مِثْلَک یَخْلُفُهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ یَقومُ مَقامَهُ بِأمْرِهِ وَ یَتَرَحَّمُ عَلَیه‏.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و از کمال سعادت او این بود که فرزندى چون تو بدو ارزانى داشته که جانشین و قائم مقام وى باشد، و برایش طلب رحمت کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران نیابت محمد بن عثمان دورانى طولانى و سخت بود. فشار و اختناق اعمال شده از جانب عباسیان، انحرافات دینى و فرقه‌اى، القاء شبهات گوناگون و حرکت‌هاى رو به گسترش اسماعیلیان از مهم‌ترین مشکلاتى بودند که وى با آنان درگیر بود. محمد بن عثمان در سال 305 هـ.ق. درگذشت و بنا به دستور امام &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; حسین بن روح نوبختى به نیابت منصوب شد.&lt;br /&gt;
----مهدی موعود کیست&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=1373&amp;oldid=0</id>
		<title>عثمان بن سعید عمروی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=1373&amp;oldid=0"/>
		<updated>2026-07-23T16:09:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «= نایب اول - عثمان بن سعید عمروی = امام عسکری &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; پیش از رحلت خود، عثمان بن سعید عمروی راکه از وکلا و اصحاب خاص بود، در چند مجلس به اصحاب خود معرفى و او را توثیق فرموده‌اند و حتی او را نه تنها در حیات خود؛ بلکه پس از شهادت خویش نیز م...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= نایب اول - عثمان بن سعید عمروی =&lt;br /&gt;
امام عسکری &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; پیش از رحلت خود، عثمان بن سعید عمروی راکه از وکلا و اصحاب خاص بود، در چند مجلس به اصحاب خود معرفى و او را توثیق فرموده‌اند و حتی او را نه تنها در حیات خود؛ بلکه پس از شهادت خویش نیز مورد وثوق و اعتماد دانسته‌اند و فرموده‌اند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هذا أبوعَمرو، الثِقَةُ الأمین، ثِقَةُ الماضی و ثِقَتی فِی المَحیا و المَمات، فَما قالَهُ لَکم فَعَنّی یقولُه و ما أدّی إلَیکم فَعَنّی یُؤَدّیه.&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 354.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ابوعمرو، فردی مورد اطمینان و امین است. او مورد اعتماد امام قبلی (یعنی امام هادی &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt;) و نیز مورد وثوق من در زندگی و پس از مرگم است. پس هر چه برای شما گفت از من نقل کرده است و هر چه به شما رسانید از جانب من است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی از این مجالس آن حضرت جناب عَمری را به صراحت به عنوان نایب فرزند خود نیز نزد اصحاب معرفی فرموده‌اند. از جمله در حضور چهل تن از یاران خاص خویش که برای آگاهی یافتن از جانشین آن حضرت به حضورشان رسیده بودند، پس از نشان دادن کودک ماه‌روی خود به اصحاب، خطاب به آنان فرمودند: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هذا إمامُکمْ مِنْ بَعْدِی وَ خَلِیفَتی عَلَیکمْ أطیعُوهُ وَ لا تَتَفَرَّقُوا مِنْ بَعْدِی فَتَهْلِکوا فِی أدْیانِکمْ ألا وَ إنَّکُمْ لا تَرَوْنَهُ مِنْ بَعْدِ یوْمِکُمْ هذا حَتَّى یتِمَّ لَهُ عُمُرٌ فَاقْبَلوا مِنْ عُثْمانَ ما یقُولُهُ وَ انْتَهوا إلَى أمْرِهِ وَ اقْبَلوا قَوْلَهُ، فَهُوَ خَلِیفَةُ إمَامِکُمْ وَ الأمْرُ إلَیه.&amp;lt;ref&amp;gt;كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص 357.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از من، این (فرزندم) امام شما و جانشین من می‌باشد. از وى پیروى کنید و پراکنده نگردید که در امر دین خود به هلاکت می‌رسید. بدانید که بعد از امروز دیگر او را نخواهید دید تا عمر او کامل شود. پس هر چه عثمان بن سعید از جانب او به شما خبر می‌دهد، بپذیرید. او نماینده امام شماست و امر (نیابت) به وى تفویض می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عثمان بن سعید مدت ده سال وکیل امام هادى &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; بود و پس از آن وکالت امام حسن عسکری &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; را به عهده داشت و پس از رحلت امام به ظاهر مراسم تغسیل و تکفین وی را انجام داد. در طى مدت کوتاهی که او نیابت خاص امام دوازدهم را به عهده داشت، شیعیان به وى رجوع مى‌کردند و توقیعات صادره از ناحیه امام به دست وى به شیعیان مى‌رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران نیابت ایشان از امام زمان &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; کوتاه بود. تاریخ وفات ایشان به درستی مشخص نیست؛ اما بر اساس قراینی که موجود است ایشان در حدود سال‌های 264 یا 265 وفات کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;تعلیقه رجال بحرالعلوم ج4 ص 127-128.&amp;lt;/ref&amp;gt; همین دوران کوتاه، بسیار پر فتنه بود؛ زیرا از سویی به تازگی امام یازدهم از دنیا رفته بودند و جانشین ایشان نیز به ظاهر برای بسیاری از مردم مشخص نبود. از سوی دیگر نیز خلیفه عباسی به شدت در پی یافتن امام دوازدهم بود تا ایشان را از بین ببرد. لذا کوچک‌ترین نشانه‌ای از حضرت ممکن بود جان ایشان را به خطر اندازد. از طرف دیگر سودجویانی نظیر جعفر کذاب از این موقعیت سوءاستفاده کرده و با انکار فرزند داشتن امام عسکری &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; به دعوی امامت پرداختند. همان طور که پیش از این به تفصیل بیان کردیم، این عوامل دست به دست هم داده و باعث حیرت و سرگردانی شیعیان در این برهه زمانی شدند. در نتیجه از مهم‌ترین کارهای جناب عثمان بن سعید مقابله با این فتنه‌ها و روشن ساختن ذهن شیعیان ناآگاه نسبت به وجود امام عصر &amp;lt;sup&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/sup&amp;gt; بود. البته این روشنگری باید به صورتی انجام می‌گرفت که باعث تحریک عوامل حکومتی و در نتیجه ایجاد خطری برای جان شریف حضرت نگردد. در بخش‌های قبل مواردی از نقش‌آفرینی نایب اول را ذکر کردیم. مثلاً در بخش نجات شیعیان از فتنه‌های آغاز غیبت، داستان فردی را ذکر کردیم که جعفر کذاب برایش نامه‌ای نوشته و خود را جانشین امام عسکری خوانده بود. آن فرد با کمک احمد بن اسحاق و از طریق جناب عثمان بن سعید این مطلب را با حضرت در میان گذاشته و پاسخ و راهنمایی لازم را دریافت کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان از سامرا به بغداد مهاجرت کرد و تا پایان عمر شریفش در منطقه کرخ این شهر – که محل سکونت شیعیان بود- سکنی گزید و در اینجا به رسیدگی به امور شیعیان پرداخت. شاید این کار برای دور بودن از پایتخت و عمّال حکومتی بوده تا کمتر در معرض دید خلیفه و مقامات حکومتی باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;به جهت سكونت طولانی مدت ایشان (از زمان امام هادی علیه‌السلام به بعد) در سامرا، یكی از القاب ایشان عسكری بوده؛ ولی عمده فعالیت دوران نیابت خاص امام دوازدهم توسط وی در شهر بغداد بوده است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
----مهدی موعود کیست.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF_%D8%AD%D9%8E%D8%B1%D9%81%D9%88%D8%B4%DB%8C&amp;diff=1372&amp;oldid=0</id>
		<title>شیخ محمّد حَرفوشی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%91%D8%AF_%D8%AD%D9%8E%D8%B1%D9%81%D9%88%D8%B4%DB%8C&amp;diff=1372&amp;oldid=0"/>
		<updated>2026-07-23T15:59:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= [[:رده:تشرفات و ملاقات ها|تشرفات و ملاقات ها]] - شیخ محمّد حَرفوشی =&lt;br /&gt;
سیّد محدّث بزرگوار، سیّدنعمت‌الله جزایری در شرح کتاب عوالی اللّئالی ابن‌ابی‌جمهور اَحسائی گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیّد ثقه، هاشم‌بن حسین احسائی در دارالعلم شیراز، در مدرسه‌ی مقابل بقعه‌ی مبارک مزار سیّدمحمّد عابد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌الرّحمة‌و‌الرّضوان&amp;lt;/small&amp;gt; در حجره‌ای از طبقه‌ی دوم سمت راست ورودی مدرسه، برای من حکایت کرد و به من اجازه داد و گفت: استاد معدّل، شیخ محمّد حرفوشی &amp;lt;small&amp;gt;قدّس‌الله‌تربته&amp;lt;/small&amp;gt; برای من نقل کرد و گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که در شام بودم، روزی به مسجدی متروک رفتم که از آبادی دور بود. پس شیخی را دیدم که رخسار نیکوی روشنی داشت و جامه‌ی سفیدی پوشیده و از هیئتی زیبا برخوردار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هم پیرامون حدیث و شاخه‌های مختلف علمی گفت‌وگو کردیم، پس او را بالاتر از آن چیزی یافتم که بتوان وصف کرد. آن‌گاه از اسم و نسبش جویا شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از تلاش بسیار گفت: من معمّر‌بن ابی‌الدّنیا، از اصحاب امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; هستم و با ایشان در جنگ صفّین حضور داشتم. و این شکستگیِ سر من، اثر لگد اسب آن حضرت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس آن قدر نشانه‌ها و صفات برای من ذکر کرد که یقین پیدا کردم هر چه می‌گوید، راست است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه از او خواستم که روایت کتب حدیث را به من اجازه دهد، پس نقل حدیث از امیرالمؤمنین و همه‌ی ائمّه &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; را به من اجازه داد تا آن‌که رسید به صاحب الدّار &amp;lt;small&amp;gt;عجّل‌الله‌فرجه&amp;lt;/small&amp;gt;. و هم‌چنین اجازه‌ی نقل کتب ادبیّات عرب را از مصنّفین آنها مثل عبدالقاهر  و سکّاکی  و تفتازانی  و کتب نحو را از اهلش به من داد و علوم متعارف را ذکر نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه سیّد احسائی فرمود: شیخ محمّد حرفوشی، اجازه‌ی نقل کتب احادیث، اصول اربعه و دیگر کتب روایی را با این اجازه، به من داد. و هم‌چنین اجازه‌ی نقل کتب تألیف شده در رشته‌های علمی را به همین ترتیب به من داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیّد نیز با این اجازه، هر چه را که شیخ حرفوشی به او اجازه داده بود، از معمّر‌بن ابی‌الدّنیا، یار امیرالمؤمنین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به من اجازه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و امّا من، پس ضامن تأیید وثاقت سیّد احسائی و شیخ حرفوشی هستم، و ضامن عادل بودن و پرهیزکار بودن هر دو. و لکن ضامن نیستم که این امر در واقع به شکلی که حکایت شد، رخ داده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اجازه‌ی عالی برای هیچ یک از علما و محدّثین ما، نه در پیشینیان و نه در زمان‌های نزدیک، به دست نیامده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوه‌ی دانشمند او، سیّدعبد‌الله جزایری،  شارح کتاب النّخبة، و معاصر صاحب حدائق، در اجازه‌ی کبیره‌ی خود، بعد از نقل کلام بالا از جدّش، گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«گویا او این قصّه را دچار اشکال دانسته یا ترسیده که بر او ایراد بگیرند؛ به همین خاطر در آخر کلام خود، از بر عهده گرفتن آن کناره‌گیری نموده است. امّا چنین نیست؛ زیرا معمّر‌بن ابی‌الدّنیای مغربی، بارها در کتب ذکر شده است و قصّه‌ای طولانی دارد که با پدرش به دنبال آب حیات به راه می‌افتد و بدون همراهانش به آن آگاهی پیدا می‌کند... که در کتاب‌های تاریخ و... آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علّامه مجلسی مقداری از آن را در احوال صاحب الدّار &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نقل کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و صدوق در کمال الدّین ذکر کرده که اسم او علیّ‌بن عثمان‌بن خطّاب‌بن مرّة‌بن مؤیّد همدانی است؛ فقط با این تفاوت که او فرموده: «معمّر ابی‌الدّنیا» بدون کلمه‌ی «ابن». ظاهر آن است آن‌چه گفته صحیح است؛ چنان‌که پوشیده نیست. و ذکر کرده که اصل او از حضرموت&amp;lt;ref&amp;gt;نام قبیله و هم‌چنین نام منطقه‌ای در جنوب شبه جزیره‌ی عربستان، یمن است.&amp;lt;/ref&amp;gt;  بوده و شهر محلّ اقامت او «طنجه» است. و با اسناد مختلف، احادیثی از او روایت کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: کمال الدّین ۲ / ۵۳۸ - ۵۴۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;ref&amp;gt;الإجازة الکبیرة (للجزائری) / ۱۰۹.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:تشرفات و ملاقات ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%91%D8%AD%DB%8C%D9%85_%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1371&amp;oldid=0</id>
		<title>عبدالرّحیم دماوندی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%91%D8%AD%DB%8C%D9%85_%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=1371&amp;oldid=0"/>
		<updated>2026-07-23T15:48:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= [[:رده:تشرفات و ملاقات ها|تشرفات و ملاقات ها]] - عبدالرّحیم دماوندی =&lt;br /&gt;
فاضل صمدانی، عالم بصیر، حاج ملّارضا همدانی در مفتاح اوّل از باب سوم از کتاب مفتاح النّبوّة، در ضمن کلام خود می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
... بارها خود را به شیعیان متّقی در هر عصری از اعصار مکرّر آشکار ساختند و الآن نیز موجود، و تا قریب به پنجاه سال قبل از این، خود را به یکی از علمای پرهیزکار، ملّاعبدالرّحیم دماوندی که احدی را سخن در صلاح و سداد او نیست آشکار نموده. و آن عالم ربّانی در کتاب خود نوشته که شب در خانه‌ی خودم، در هنگامی که از تاریکی، چشمم هیچ چیز را نمی‌‌دید آن جناب را دیدم در سمت قبله ایستاده‌اند و از رخسار مبارکش نور می‌درخشید، به حدّی که من گل‌های قالی را می‌دیدم.&amp;lt;ref&amp;gt;مفتاح النّبوّة، نسخه‌ی خطّی / برگه‌ی ۱۱۰ و ۱۱۱. (کتاب‌خانه‌ی مجلس. شماره‌ی کتابشناسی ملّی ۱۴۵۲۷-۱۰) ر.ک: جنّة المأوی / ۱۴۲ (حکایت ۵۶).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:تشرفات و ملاقات ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%85%D9%84%D9%91%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1_%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1370&amp;oldid=0</id>
		<title>حاج ملّاباقر بهبهانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%85%D9%84%D9%91%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1_%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=1370&amp;oldid=0"/>
		<updated>2026-07-23T15:36:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= [[:رده:تشرفات و ملاقات ها|تشرفات و ملاقات ها]] - حاج ملّاباقر بهبهانی =&lt;br /&gt;
درست‌کار پرهیزکار پارسا و پژوهش‌گر، مرحوم حاج ملّاباقر بهبهانی، مجاور نجف اشرف به صورت شفاهی برای من نقل کرد، و نیز در کتاب الدّمعة السّاکبة، در ضمن احوال حضرت حجّت &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نگاشته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از معجزات آن حضرت که خود مشاهده کردم این است که فرزندم علی‌محمّد که تنها پسرم بود، مریض شد و روز به روز بیماری‌اش بیشتر می‌شد و بر حزن و اندوه من می‌افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا آن‌که مردم از درمان او ناامید شدند و علما و سادات در اوقات اجابت دعا برای او طلب شفا می‌کردند. تا آن‌که شب یازدهمِ ناخوشی او شد. بیماری‌اش سخت و حالش سنگین شد و اضطرابش فراوان و التهابش شدید. پس راه چاره بر من بسته شد و به حضرت قائم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; پناهنده شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آشفتگی و بی‌تابی از کنار پسرم بیرون رفتم و به بام خانه بالا رفتم و با بی‌قراری به آن حضرت متوسّل شدم و با خواری و بینوایی می‌گفتم: یا صاحب الزّمان اغثنی! یا صاحب الزّمان ادرکنی!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و خود را به خاک درماندگی و بیچارگی مالیدم و پایین آمدم. نزد پسرم رفتم و در برابر او نشستم، دیدم نفَسش متعادل گشته و حواسش به جاست و عرق او را فراگرفته است. پس خدای را برای این نعمت بزرگ شکر کردم.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جنّة المأوی / ۱۳۳ و ۱۳۴ (حکایت ۵۱). (نسخه‌ی چاپی الدّمعة السّاکبة با بخش امام حسن عسکری &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; پایان می‌یابد و محقّق آن به نسخه‌ی خطّی قسمت امام زمان &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; دست نیافته است.)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:تشرفات و ملاقات ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D9%82%D8%B7%DB%8C%D9%81%DB%8C&amp;diff=1369&amp;oldid=0</id>
		<title>شیخ ابراهیم قطیفی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D9%82%D8%B7%DB%8C%D9%81%DB%8C&amp;diff=1369&amp;oldid=0"/>
		<updated>2026-07-23T15:30:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= [[:رده:تشرفات و ملاقات ها|تشرفات و ملاقات ها]] - شیخ ابراهیم قطیفی =&lt;br /&gt;
محدّث گران‌قدر و عالم بزرگوار، شیخ یوسف بحرانی در کتاب لؤلؤة در ضمن احوال عالم محقّق خبیر، شیخ ابراهیم قطیفی،&amp;lt;ref&amp;gt;ابراهیم‌بن سلیمان قطیفی بحرانی (حدود ۸۸۵ - ۹۵۰ق) فقیه و محدّث شیعی است.&amp;lt;/ref&amp;gt; معاصر محقّق ثانی &amp;lt;small&amp;gt;رحمه‌الله&amp;lt;/small&amp;gt; نقل کرده که امام حجّت &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در صورت مردی که شیخ او را می‌شناخت بر او وارد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس، از شیخ سؤال نمود: کدام آیه در زمینه‌ی موعظه، بزرگ‌ترین آیات قرآن است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیخ گفت: ﴿إنَّ الَّذینَ یُلْحِدونَ في آیاتِنا لایَخْفَوْنَ عَلَیْنا أَفَمَنْ یُلْقیٰ فِي النّارِ خَیْرٌ أَمْ مَنْ یَأْتي آمِناً یَوْمَ الْقیامَةِ اِعْمَلوا ما شِئْتُمْ إنَّهُ بِما تَعْمَلونَ بَصیرٌ﴾.&amp;lt;ref&amp;gt;فصّلت (۴۱) / ۴۰: آنان که در برابر نشانه‌های ما کج‌روی می‌کنند، از ما پوشیده نیستند. آیا کسی که او را در آتش می‌اندازند بهتر است یا کسی که در روز قیامت با ایمنی و آرامش می‌آید؟! هر چه می‌خواهید انجام دهید که او نسبت به آن‌چه می‌کنید بینا است.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس فرمود: راست گفتی، ای شیخ!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه از نزد او بیرون رفت. پس شیخ از اهل خانه‌ی خود پرسید که فلانی بیرون رفت؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتند: ما کسی را ندیدیم وارد شود و کسی را ندیدیم بیرون رود.&amp;lt;ref&amp;gt;لؤلؤة البحرین / ۱۶۰.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:تشرفات و ملاقات ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=1368&amp;oldid=1364</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=1368&amp;oldid=1364"/>
		<updated>2026-07-23T15:30:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;4&quot; class=&quot;diff-multi&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l39&quot;&gt;خط ۳۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۳۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;! style=&amp;quot;background:lightblue; font-size:9pt&amp;quot; |در باره‌ی [[ویکی‌مهدی:درباره|ویکی‌مهدی]] مطالعه بفرمایید.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;! style=&amp;quot;background:lightblue; font-size:9pt&amp;quot; |در باره‌ی [[ویکی‌مهدی:درباره|ویکی‌مهدی]] مطالعه بفرمایید.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|-&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|-&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|} حضرت محمّد بن [[حسن عسکری علیه‌السلام|حسن عسکری]] علیه السلام معروف به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;حُجَّتِ بنِ الْحَسَن ،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوازدهمین و آخرین امام [[شیعه|شیعیان دوازده‌امامی]] و همان مهدی موعود است. او فرزند امام حسن بن علی عسکری علیه السلام، امام یازدهم شیعیان و همچون پیامبر اسلام نامش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کنیه‌اش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ابوالقاسم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;«امامِ زمان»، «صاحبُ الزَّمان»، «ولیِّ عَصر»، «قائمِ &lt;/del&gt;آلِ &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;محمد» &lt;/del&gt;و &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;«مَهدیِ موعود» &lt;/del&gt;از [[القاب در شعر|القاب]] مشهور ایشان است. آن امام همام در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ ه‍.ق در [[سامرا|سامرّا]] به دنیا آمدند. ایشان در پنج سالگی و پس از شهادت پدرش بزرگوارشان به امامت رسیدند. امام مهدی علیه السلام از طریقِ چهار سفیر با شیعیان در ارتباط بودند. پس از یک دورهٔ نزدیک به هفتاد سال ( موسوم به غیبت صغری ) و با درگذشت چهارمین سفیر امام دوازدهم شیعه ( جناب علی بن محمد سَمَری ) ، دوران غیبت کبری شروع شد. آن‌ها سرانجام در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلامِ [[شیعه]] از غیبتِ امام دست یافتند. به‌باور شیعیان، پس از دوران سُفَرا(نایبان خاص)، شیعیان با مهدی به‌طور مستقیم در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً [[غیبت کبری]] می‌نامند. پس از پایان دورهٔ [[غیبت]]، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که توسط وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|} حضرت محمّد بن [[حسن عسکری علیه‌السلام|حسن عسکری]] علیه السلام معروف به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[حجت|&lt;/ins&gt;حُجَّتِ بنِ الْحَسَن&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;،&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; دوازدهمین و آخرین امام [[شیعه|شیعیان دوازده‌امامی]] و همان مهدی موعود است. او فرزند امام حسن بن علی عسکری علیه السلام، امام یازدهم شیعیان و همچون پیامبر اسلام نامش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کنیه‌اش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ابوالقاسم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;«[[امام زمان|امامِ زمان]]»، «[[صاحب الزمان|صاحبُ الزَّمان]]»، «[[وليّ عصر|ولیِّ عَصر]]»، «[[قائم|قائمِ &lt;/ins&gt;آلِ &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;محمد]]» &lt;/ins&gt;و &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;«[[مهدی|مَهدیِ موعود]]» &lt;/ins&gt;از [[القاب در شعر|القاب]] مشهور ایشان است. آن امام همام در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ ه‍.ق در [[سامرا|سامرّا]] به دنیا آمدند. ایشان در پنج سالگی و پس از شهادت پدرش بزرگوارشان به امامت رسیدند. امام مهدی علیه السلام از طریقِ چهار سفیر با شیعیان در ارتباط بودند. پس از یک دورهٔ نزدیک به هفتاد سال ( موسوم به &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;غیبت صغری&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;) و با درگذشت چهارمین سفیر امام دوازدهم شیعه ( جناب علی بن محمد سَمَری ) ، دوران &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;غیبت کبری&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;شروع شد. آن‌ها سرانجام در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلامِ [[شیعه]] از &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[غیبت|&lt;/ins&gt;غیبتِ&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;امام دست یافتند. به‌باور شیعیان، پس از دوران سُفَرا (&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[نواب اربعه|&lt;/ins&gt;نایبان خاص&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;)، شیعیان با مهدی به‌طور مستقیم در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً [[غیبت کبری]] می‌نامند. پس از پایان دورهٔ [[غیبت]]، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که توسط وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Vafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D9%91%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B3&amp;diff=1366&amp;oldid=0</id>
		<title>سیّدمهدی قزوینی-۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D9%91%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B3&amp;diff=1366&amp;oldid=0"/>
		<updated>2026-07-23T15:25:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= [[:رده:تشرفات و ملاقات ها|تشرفات و ملاقات ها]] - سیّدمهدی قزوینی-۳ =&lt;br /&gt;
به همان سند پیشین، و به علاوه، خود به صورت شفاهی از آن مرحوم &amp;lt;small&amp;gt;قدس‌سره&amp;lt;/small&amp;gt; شنیدم که فرمود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز چهاردهم ماه شعبان، به قصد زیارت اباعبد‌الله الحسین &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در شب نیمه‌ی شعبان، از حلّه بیرون آمدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی به شطّ هندیّه&amp;lt;ref&amp;gt;شطّ هندیّه شعبه‌ای از نهر فرات است که از پایین مسیّب جدا می‌شود و به کوفه می‌رود. و آبادی مهمّی که بر کنار این شط است، طویرج نام دارد که در راه حلّه به کربلا واقع شده است. (مؤلّف محترم)&amp;lt;/ref&amp;gt; رسیدیم و از جانب غربی آن عبور کردیم، دیدیم زوّاری که از حلّه و اطراف آن آمده بودند و زوّاری که از نجف اشرف و حوالی آن وارد شده بودند، همگی در خانه‌های طایفه‌ی بنی‌طرف، از عشایر هندیّه، مانده‌اند و راهی به سمت کربلا ندارند؛ زیرا عشیره‌ی عُنیزه به آن مسیر آمده بودند و راه را بسته بودند و نه می‌گذاشتند کسی از کربلا بیرون آید و نه کسی به آن‌جا وارد شود، مگر این که او را غارت می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمود: من نزد عربی پیاده شدم و نماز ظهر و عصر را به جای آوردم و نشستم. منتظر بودم ببینم کار زوّار چه خواهد شد. آسمان هم ابری بود و باران کمی می‌بارید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس در همین حال که نشسته بودم، دیدم تمام زوّار از خانه‌ها بیرون آمدند و به سمت کربلا راهی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به شخصی که همراه من بود گفتم: برو و سؤال کن که چه خبر است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس بیرون رفت و برگشت و به من گفت: عشیره‌ی بنی‌طرف با سلاح آتشین بیرون آمدند و متعهّد شدند که زوّار را به کربلا برسانند، هرچند کار به جنگ با عنیزه بکشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی این سخن را شنیدم، به همراهانم گفتم: این کلام اصلی ندارد؛ زیرا بنی‌طرف توانایی مقابله با عنیزه را ندارد و گمان می‌کنم که این مکر آنان است تا زوّار را از خانه‌های خود بیرون کنند. زیرا ماندن زوّار برای آنان سنگین شده، چون باید مهمان‌داری کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین حال بودیم که زوّار به سوی خانه‌های آنها برگشتند. پس معلوم شد که حقیقت حال همان است که من گفتم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زوّار وارد خانه‌ها نشدند و در سایه‌ی آنها نشستند و آسمان هم ابری بود. پس دلم به شدّت به حال ایشان سوخت و حالت دل‌شکستگی فوق‌العاده‌ای به من دست داد. پس با دعا و توسّل به پیغمبر و آل او &amp;lt;small&amp;gt;علیهم‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; به خداوند -تبارک و تعالی- توجّه نمودم و نجات و رهایی زوّار را از این بلا و گرفتاری از او درخواست کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین حال، سواری را دیدم که می‌آید و بر اسب نیکویی (مانند آهو)، که مثل آن ندیده بودم، سوار است و نیزه‌ی بلندی در دست دارد. او آستین‌ها را بالا زده و اسب را می‌دوانید. تا آن‌که مقابل خانه‌ای که من در آن بودم، ایستاد. آن خانه از مو بود و اطراف آن را بالا زده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه آن سوار فرمود: ای مولای ما! -و اسم مرا برد- کسانی مرا فرستادند که به تو سلام می‌فرستند؛ و آنان کنج‌محمّدآقا و صفرآقا هستند (و آن دو از رهبران لشکر عثمانی بودند) و می‌گویند: زوّار را بیاورید که ما عنیزه را از راه رانده‌ایم و با لشکرهای خود در پشته‌ی سلیمانیّه، بر سر جادّه، منتظر زوّاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به او گفتم: تو تا پشته‌ی سلیمانیّه با ما هستی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: آری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساعت را بیرون آوردم، دیدم حدود دو ساعت و نیم از روز باقی مانده است. پس گفتم که اسب مرا حاضر کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن عرب بادیه‌نشین که ما در منزلش بودیم، به دست و پای من افتاد و گفت: ای مولای من! جان خود و این زوّار را در خطر مینداز. امشب را نزد ما باشید تا وضعیّت روشن شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: چاره‌ای نیست؛ برای درک زیارت مخصوصه باید سوار شویم (و راه بیفتیم).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زوّار که دیدند ما سوار شدیم، پیاده و سواره به دنبال ما حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس به راه افتادیم و آن سوار، مانند شیر بیشه جلوی ما بود و ما پشت سر او می‌رفتیم تا به پشته‌ی سلیمانیّه رسیدیم. پس سوار بر آن‌جا بالا رفت و ما نیز در پی او رفتیم. آن‌گاه پایین رفت و ما تا بالای پشته رفتیم. پس نگاه کردیم و هیچ اثری از او ندیدیم، گویا به آسمان بالا رفت یا به زمین فرو رفت. و نه فرمانده لشکری دیدیم و نه سپاهی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس به همراهانم گفتم: آیا شک دارید که او صاحب الامر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; بوده است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتند: نه و الله! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی که آن جناب پیش روی ما می‌رفت، من بسیار به او دقّت کردم که گویا پیش از این او را دیده‌ام، امّا به خاطرم نیامد که کجا او را دیده‌ام. پس هنگامی که از ما جدا شد، به خاطر آوردم که او همان شخصی بود که در حلّه به منزل من آمده بود و مرا از رخداد سلیمانیّه آگاه کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امّا عشیره‌ی عنیزه، پس اثری از آنان در منزل‌هایشان ندیدیم و هیچ کس را هم ندیدیم تا درباره‌ی آنها سؤال کنیم، جز آن‌که غبار شدیدی دیدیم که در وسط بیابان بلند شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وارد کربلا شدیم و اسب‌ها ما را به سرعت می‌بردند. به دروازه‌ی شهر رسیدیم و لشکری را دیدیم که بالای قلعه ایستاده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به ما گفتند: از کجا آمدید و چگونه رسیدید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس به انبوه جمعیّت زوّار پشت سر ما نگاه کردند و گفتند: سبحان الله! این صحرا از زوّار پر شده است! پس عنیزه کجا رفتند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به ایشان گفتم: در شهر خود بنشینید و روزی خود را برگیرید «وَ لِمَکَّةَ رَبٌّ یَرْعاها.» (یعنی: مکّه پروردگاری دارد که آن را حفظ و حراست می‌کند. و این مضمون کلام عبدالمطّلب است؛ هنگامی که نزد پادشاه حبشه رفت تا شتران خود را که سپاه او برده بودند، بازپس‌گیرد، پادشاه گفت: چرا نجات کعبه را از من نخواستی تا من از مکّه بازگردم؟ عبدالمطّلب فرمود: من پروردگار شتران خودم و مکّه پروردگاری دارد... .&amp;lt;ref&amp;gt;الأمالی (للمفید) / ۳۱۳؛ بحارالأنوار ۱۵ / ۱۳۱.&amp;lt;/ref&amp;gt;)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه وارد شهر شدیم. پس کنج‌آقا را دیدیم که نزدیک دروازه بر تختی نشسته است. سلام کردم. در برابر من برخاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به او گفتم: همین افتخار برای تو کافی است که نام تو را بر زبان آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: قصّه چیست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای او نقل کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: ای آقای من! من از کجا آگاهی داشتم که تو به زیارت آمدی تا قاصد نزد تو بفرستم در حالی که من و لشکرم پانزده روز است که از ترس عنیزه در این شهر محصوریم و قدرت بیرون آمدن نداریم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه پرسید: عنیزه به کجا رفتند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: نمی‌دانم؛ جز آن‌که غبار شدیدی در وسط بیابان دیدیم که گویا غبار کوچ کردن آنها بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه ساعت را بیرون آوردم، دیدم یک ساعت و نیم از روز باقی مانده است و تمام زمان حرکت ما یک ساعت بوده در حالی که بین منزل‌های عشیره‌ی بنی‌طرف تا کربلا سه فرسخ راه است. پس شب را در کربلا به سر بردیم. وقتی صبح شد، درباره‌ی عنیزه پرس‌وجو کردیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از کشاورزان که در بوستان‌های کربلا بود، خبر آورد: در حالی که عنیزه در منزل‌ها و خیمه‌های خود بودند، ناگاه سواری ظاهر شد که بر اسب نیکوی فربهی سوار بود و نیزه‌ی بلندی در دست داشت. پس با صدای رسا بر ایشان فریاد زد: «ای گروه عنیزه! بی‌شک مرگی شتابان فرارسید. سپاهیان دولت عثمانی، با سواره‌ها و پیاده‌های خود به شما روی آورده‌اند و اینک ایشان پشت سر من می‌آیند، پس کوچ کنید و گمان ندارم که از دست ایشان نجات یابید.» پس خداوند ترس و خواری را بر ایشان مسلّط فرمود، تا جایی ‌که افراد برای حرکتِ هر چه زودتر، بعضی از اسباب خود را می‌گذاشتند و می‌رفتند. پس ساعتی نکشید که تمام ایشان کوچ کردند و رو به بیابان رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس به او گفتم: اوصاف آن سوار را برای من نقل کن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او نقل کرد. دیدم او خودِ همان سواری است که با ما بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و الحمد لله ربّ العالمین. و الصّلاة علی محمّد و آله الطّاهرین.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جنّة المأوی / ۱۲۱ - ۱۲۴(حکایت ۴۶).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گوشه‌ای از فضائل و کرامات سیّدمهدی قزوینی ==&lt;br /&gt;
مؤلّف گوید: این کرامات و مقامات از مرحوم سیّد بعید نبود؛ زیرا او علم و عمل را از عموی بزرگوار خود، جناب سیّدباقر قزوینی به ارث برده بود، و ایشان نیز صاحب اسرار دایی خود، جناب سیّد بحرالعلوم &amp;lt;small&amp;gt;اعلی‌الله‌مقامهم&amp;lt;/small&amp;gt; بود. و جناب سیّدمهدی را عموی گرامی‌اش تأدیب و تربیت فرمود و بر خفایا و اسرار مطّلع ساخت تا به مقامی رسید که فکر به آن نرسد، و فضایل و مناقبی به دست آورد که در دیگر علمای ابرار جمع نشد. برخی از آنها بدین شرح است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;اوّل:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; آن مرحوم بعد از آن‌که از نجف اشرف به حلّه هجرت کردند و در آن‌جا مستقر شدند و شروع به هدایت مردم و آشکار ساختن حق و از بین بردن باطل نمودند، به برکت دعوت آن جناب، بیش از صد هزار نفر از اعراب، در داخل و خارج حلّه، شیعه‌ی مخلص دوازده‌امامی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود ایشان به صورت شفاهی به حقیر فرمودند: وقتی به حلّه رفتم، دیدم شیعیان آن‌جا از علائم امامیّه و شعار شیعه، جز بردن اموات خود به نجف اشرف، چیزی ندارند و از سایر احکام و آثار، خالی و تهی گشته‌اند، حتّی از تبرّی از دشمنان خدا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و به سبب هدایت ایشان، همه جزو نیکان و خوبان شدند. و این فضیلت بزرگی است که از ویژگی‌های شخص اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;دوم:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; کمالات نفسانی و صفات انسانی که در آن جناب بود هم‌چون صبر و تقوا و رضا و تحمّل سختی عبادت و آرامش نفس و پیوسته به یاد خدا بودن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و هرگز در خانه‌ی خود، از اهل و اولاد و خدمت‌کاران، چیزی درخواست نمی‌کرد، مانند غذا در زمان ناهار و شام، و قهوه و چای و قلیان در وقت خود، با این‌که به آنها عادت داشت و از توانایی مالی و ثروت و موقعیّت ظاهری و غلامان و کنیزان بهره‌مند بود. اگر آنها خود مراقب نبودند و هر چیزی را در زمانش فراهم نمی‌کردند، بسا بود که شب و روز بر او بگذرد، بدون آن‌که چیزی تناول نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او دعوت را اجابت می‌کرد و در ولیمه‌ها و میهمانی‌ها حاضر می‌شد؛ امّا کتاب‌هایی به همراه خود می‌آورد و در گوشه‌ای مشغول تألیف خود بود و از صحبت‌های مجلس، خبری نداشت، مگر آن‌که مسئله‌ای بپرسند، جواب گوید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شیوه‌ی آن مرحوم در ماه رمضان چنین بود که نماز مغرب را در مسجد به جماعت می‌گزارد. آن‌گاه نافله‌ی مربوط به هر شب ماه رمضان از هزار رکعت را که در تمام ماه تقسیم می‌شود، می‌خواند و به خانه می‌آمد و افطار می‌کرد. آن‌گاه به مسجد برمی‌گشت، نماز عشا را به جماعت به‌جامی‌آورد و به خانه می‌آمد و مردم جمع می‌شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا قاری خوش‌صدایی، با لحن قرآنی، برخی آیات موعظه و تذکّر و ترساندن و هراساندن قرآن را می‌خواند، به گونه‌ای که دل‌های سنگ را نرم، و چشم‌های خشک‌شده را تر می‌کرد. آن‌گاه دیگری به همان شکل، خطبه‌ای از نهج‌البلاغه می‌خواند. سپس سومی مصائب اباعبد‌الله &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; را قرائت می‌کرد. آن‌گاه یکی از صلحا مشغول خواندن دعاهای ماه مبارک می‌شد و دیگران با او همراهی می‌کردند تا وقت خوردن سحری، که هر کس به منزل خود می‌رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه این‌که در مراقبت و مواظبت اوقات و تمام نوافل و مستحبّات و قرائت، با آن‌که از نظر سن، به اوج پیری رسیده بود، آیت و حجّتی در زمانه‌ی خود بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سفر حج، هم در رفتن و هم بازگشتن با آن مرحوم بودم و در مسجد غدیر و جُحفه با ایشان نماز گزاردیم. و در مسیر بازگشت، دوازدهم ربیع الاوّل سال هزار و سی‌صد، حدود پنج فرسخ مانده به سماوه،&amp;lt;ref&amp;gt;شهری در جنوب شرقی نجف، با حدود ۱۵۰ کیلومتر فاصله.&amp;lt;/ref&amp;gt; دعوت حق را لبّیک گفت.&amp;lt;ref&amp;gt;و در نجف اشرف، کنار مرقد عموی گرامی‌اش به خاک سپرده شد. و بر قبرش قبّه‌ای بلند بنا کردند. (مؤلّف محترم)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگام وفاتش، در حضور جمع کثیری از دوستان و مخالفان، از قوّت ایمان و آرامش و اقبال و صدق یقین آن مرحوم، مقامی نمایان گشت که همه متعجّب شدند، و کرامت درخشنده‌ای که برای همه آشکار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;سوم:&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; تألیفات لطیف و نیکوی بسیاری در زمینه‌های فقه، اصول، توحید، امامت، کلام و... که یکی از آنها کتابی است درباره‌ی اثبات این‌که تنها فرقه‌ای که رستگار می‌شود شیعه است، که از کتب نفیس و ارزشمند است. طوبیٰ لَهُ و حُسْنُ مَآبٍ.&amp;lt;ref&amp;gt;اشاره به الرّعد (۱۳) / ۲۹: خوشا بر احوالش و سرانجام نیکی دارد.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:تشرفات و ملاقات ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D9%91%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B2&amp;diff=1365&amp;oldid=0</id>
		<title>سیّدمهدی قزوینی-۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D9%91%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B2&amp;diff=1365&amp;oldid=0"/>
		<updated>2026-07-23T15:15:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;مطلب جدید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;= [[:رده:تشرفات و ملاقات ها|تشرفات و ملاقات ها]] - سیّدمهدی قزوینی-۲ =&lt;br /&gt;
به همان سندِ پیش‌گفته، فرمود: پدرم برای من نقل نمود و گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من برای ارشاد و هدایت قبیله‌های بنی‌زبید به مذهب حق، پیوسته به جزیره‌ای که در جنوب حلّه، بین دجله و فرات است، می‌رفتم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(همه‌ی آنان پیرو مذهب اهل سنّت بودند و به برکت هدایت پدر &amp;lt;small&amp;gt;قدس‌سره&amp;lt;/small&amp;gt; همه به مذهب امامیّه روی آوردند و تا کنون همان‌گونه بر حق باقی‌اند. جمعیّت آنان بیش از ده هزار نفر است. در آن جزیره، مزاری است معروف به قبر حمزه، پسر حضرت کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt;. مردم او را زیارت می‌کنند و کرامات بسیار برای او نقل می‌کنند. اطراف این مقبره روستایی است که حدود صد خانوار در آن زندگی می‌کنند.)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر &amp;lt;small&amp;gt;قدس‌سره&amp;lt;/small&amp;gt; گفت: من به آن جزیره می‌رفتم و از آن مقبره عبور می‌کردم ولی او را زیارت نمی‌نمودم؛ چون نظر صحیح را این می‌دانستم که حمزه پسر حضرت موسی‌بن جعفر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; با عبدالعظیم حسنی در ری مدفون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک بار طبق معمول به آن‌جا رفتم و نزد اهل آن روستا مهمان بودم. پس اهالی از من خواستند که آن مرقد را زیارت کنم. من از این کار خودداری کردم و گفتم که مزاری را که نمی‌شناسم، زیارت نمی‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این روی‌گردانی من از زیارت آن مقبره، رغبت مردم به آن‌جا کم شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه از نزد ایشان حرکت کردم و شب را در روستای مزیدیّه، نزد بعضی از سادات آن‌جا ماندم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سحر، برای نافله‌ی شب برخاستم و برای نماز مهیّا شدم. پس از به‌جاآوردن نافله‌ی شب، به انتظار طلوع فجر، در هیئت انجام تعقیبات، نشستم. ناگاه سیّدی از سادات آن روستا که او را به درست‌کاری و پارسایی می‌شناختم، بر من وارد شد. پس سلام کرد و نشست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه گفت: ای مولای ما! دیروز مهمان اهل روستای حمزه شدی و او را زیارت نکردی؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: آری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: چرا؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم: زیرا من کسی را که نمی‌شناسم، زیارت نمی‌کنم. و حمزه پسر امام کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; در ری مدفون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: رُبَّ مَشهورٍ لا أَصْلَ لَهُ. (یعنی: چه بسیار چیزها که معروف شده‌اند امّا اصلی ندارند.) و این قبرِ حمزه پسر موسی کاظم &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; نیست، هرچند چنین مشهور شده است. بلکه این قبر ابویعلیٰ، حمزة‌بن قاسم علوی عبّاسی، یکی از علمای اجازه و اهل حدیث است. اهل رجال او را در کتب خود ذکر کرده و به علم و ورع ستوده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش خود گفتم: این فرد از سادات درس‌نخوانده است و از اهل آگاهی نسبت به علم رجال و حدیث نیست. پس شاید این کلام را از یکی از علما گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌گاه برای بررسی طلوع فجر برخاستم و آن سیّد نیز برخاست و رفت و من غفلت کردم که از او بپرسم این کلام را از چه کسی گرفته است؛ چون فجر طلوع کرده بود و من مشغول نماز شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از نماز، برای تعقیبات نشستم تا آن‌که آفتاب طلوع کرد. برخی از کتاب‌های علم رجال همراه من بود. به آنها نگاه کردم، دیدم همان‌گونه است که او بیان نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهل روستای مزیدیّه به دیدن من آمدند و آن سیّد نیز در بین ایشان بود. به او گفتم: پیش از فجر نزد من آمدی و مرا از قبر حمزه آگاه کردی که او ابویعلی، حمزة‌بن قاسم علوی است. تو این مطلب را از کجا گفتی و از چه کسی آن را گرفته‌ای؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن سیّد گفت: و الله من پیش از فجر نزد تو نیامده بودم، و تو را پیش از این ساعت ندیدم؛ من شب گذشته را بیرون روستا -در جایی که نام آن را برد- سپری کردم و آمدن تو را شنیدم. پس امروز برای زیارت تو آمدم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من به اهل روستا گفتم: الآن بر من لازم است که برای زیارت حمزه برگردم. پس من شک ندارم آن شخصی که دیدم، صاحب الامر &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس من و همه‌ی اهل آن روستا برای زیارت او سوار شدیم. و از آن زمان، این مزار این‌گونه جلوه یافت به طوری که از مکان‌های دور برای زیارت او می‌آیند.&amp;lt;ref&amp;gt;ر.ک: جنّة المأوی / ۱۱۹ - ۱۲۱ (حکایت ۴۵).&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤلّف گوید: نجاشی در رجال فرموده: حمزة‌بن قاسم‌بن علیّ‌بن حمزة‌بن حسن‌بن عبید‌الله‌بن عبّاس‌بن علیّ‌بن ابی‌طالب &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; ابویعلی، ثقه‌ای جلیل القدر از اصحاب ما است. احادیث بسیار روایت می‌کرد. او کتابی دارد درباره‌ی کسانی که از جعفر‌بن محمّد &amp;lt;small&amp;gt;علیه‌السلام&amp;lt;/small&amp;gt; روایت کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;رجال النّجاشی / ۱۴۰.&amp;lt;/ref&amp;gt; و از کلمات علما و اسناد روایات معلوم می‌شود که از علمای غیبت صغری و معاصر پدر شیخ صدوق، علیّ‌بن بابویه بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
[[رده:تشرفات و ملاقات ها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=1364&amp;oldid=1300</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://wikimahdi.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=1364&amp;oldid=1300"/>
		<updated>2026-07-22T16:06:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;auto&quot;&gt;&lt;span class=&quot;autocomment&quot;&gt;حضرت امام مهدی علیه السلام کیست؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۳۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l39&quot;&gt;خط ۳۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۳۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;! style=&amp;quot;background:lightblue; font-size:9pt&amp;quot; |در باره‌ی [[ویکی‌مهدی:درباره|ویکی‌مهدی]] مطالعه بفرمایید.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;! style=&amp;quot;background:lightblue; font-size:9pt&amp;quot; |در باره‌ی [[ویکی‌مهدی:درباره|ویکی‌مهدی]] مطالعه بفرمایید.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|-&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|-&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|} محمّد بن [[حسن عسکری علیه‌السلام|حسن عسکری]] معروف به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;حُجَّتِ بنِ الْحَسَن&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;(به عربی: محمّد بنِ الْحسنِ الْعَسکَری؛ زادهٔ ۱۵ شعبان ۲۵۵ یا ۲۵۶ هجری قمری) بنابر باور &lt;/del&gt;[[شیعه|شیعیان دوازده‌امامی]]&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;، دوازدهمین و آخرین امام &lt;/del&gt;و همان مهدی موعود است. او فرزند حسن بن علی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;عسکری، &lt;/del&gt;امام یازدهم &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;شیعیان، &lt;/del&gt;و همچون پیامبر اسلام نامش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کنیه‌اش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ابوالقاسم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. «امامِ زمان»، «صاحبُ الزَّمان»، «ولیِّ عَصر»، «قائمِ آلِ محمد» و «مَهدیِ موعود» از [[القاب در شعر|القاب]] مشهور &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;اوست&lt;/del&gt;. &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;در باور کنونیِ شیعهٔ دوازده امامی، حجّت بن حسن &lt;/del&gt;در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;یا ۲۵۶ &lt;/del&gt;ه‍.ق در [[سامرا|سامرّا]] &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;زاده شد؛ او &lt;/del&gt;در پنج سالگی و پس از &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;مرگ &lt;/del&gt;پدرش به امامت &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;رسید&lt;/del&gt;. &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;پس از درگذشت حسن عسکری، &lt;/del&gt;مهدی &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;تنها &lt;/del&gt;از طریقِ چهار سفیر &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;یا نایب &lt;/del&gt;با شیعیان &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;تماس می‌گرفت. البته بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که از آغاز، تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابتِ خاص &lt;/del&gt;در &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;قرن‌های چهارم و پنجم هجری توسط علمای شیعه مانند شیخ طوسی و برای تبیینِ [[غیبت صغری]] ایجاد شده‌است&lt;/del&gt;. پس از یک دورهٔ هفتاد &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;ساله — &lt;/del&gt;موسوم به غیبت صغری &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;— &lt;/del&gt;و با &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;مرگ &lt;/del&gt;علی بن محمد &lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;سَمَری، چهارمین نایب امام دوازدهم شیعه، بار دیگر حیرت شیعیان را فراگرفت&lt;/del&gt;. آن‌ها سرانجام در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلامِ [[شیعه]] از غیبتِ امام دست یافتند. به‌باور شیعیان، پس از دوران سُفَرا(نایبان خاص)، شیعیان با مهدی به‌طور مستقیم در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً [[غیبت کبری]] می‌نامند. پس از پایان دورهٔ [[غیبت]]، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که توسط وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;|} &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;حضرت &lt;/ins&gt;محمّد بن [[حسن عسکری علیه‌السلام|حسن عسکری]] &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;علیه السلام &lt;/ins&gt;معروف به &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;حُجَّتِ بنِ الْحَسَن &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;،&lt;/ins&gt;&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;دوازدهمین و آخرین امام &lt;/ins&gt;[[شیعه|شیعیان دوازده‌امامی]] و همان مهدی موعود است. او فرزند &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;امام &lt;/ins&gt;حسن بن علی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;عسکری علیه السلام، &lt;/ins&gt;امام یازدهم &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;شیعیان &lt;/ins&gt;و همچون پیامبر اسلام نامش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;محمد&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; و کنیه‌اش &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ابوالقاسم&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; است. «امامِ زمان»، «صاحبُ الزَّمان»، «ولیِّ عَصر»، «قائمِ آلِ محمد» و «مَهدیِ موعود» از [[القاب در شعر|القاب]] مشهور &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;ایشان است&lt;/ins&gt;. &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;آن امام همام &lt;/ins&gt;در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ ه‍.ق در [[سامرا|سامرّا]] &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;به دنیا آمدند. ایشان &lt;/ins&gt;در پنج سالگی و پس از &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;شهادت &lt;/ins&gt;پدرش &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;بزرگوارشان &lt;/ins&gt;به امامت &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;رسیدند&lt;/ins&gt;. &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;امام &lt;/ins&gt;مهدی &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;علیه السلام &lt;/ins&gt;از طریقِ چهار سفیر با شیعیان در &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;ارتباط بودند&lt;/ins&gt;. پس از یک دورهٔ &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;نزدیک به &lt;/ins&gt;هفتاد &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;سال ( &lt;/ins&gt;موسوم به غیبت صغری &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;و با &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;درگذشت چهارمین سفیر امام دوازدهم شیعه ( جناب &lt;/ins&gt;علی بن محمد &lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;سَمَری ) ، دوران غیبت کبری شروع شد&lt;/ins&gt;. آن‌ها سرانجام در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلامِ [[شیعه]] از غیبتِ امام دست یافتند. به‌باور شیعیان، پس از دوران سُفَرا(نایبان خاص)، شیعیان با مهدی به‌طور مستقیم در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً [[غیبت کبری]] می‌نامند. پس از پایان دورهٔ [[غیبت]]، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که توسط وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Jamal</name></author>
	</entry>
</feed>