نامه‌ی ناحیه‌ی مقدّسه برای شیخ مفید (1)

از ویکی‌مهدی
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۱۶ توسط Vafa (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «= نامه‌ی ناحیه‌ی مقدّسه برای شیخ مفید (1) = شیخ جلیل، احمد‌بن علیّ‌بن ابی‌طالب طَبرِسی، در کتاب احتجاج نقل کرده است: «چند روزی از ماه صفر سال چهارصد و ده باقی مانده بود که نامه‌ای از ناحیه‌ی مقدّسه -خدای تعالی از آن نگاه‌بانی و مراقبت نماید-...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

نامه‌ی ناحیه‌ی مقدّسه برای شیخ مفید (1)

شیخ جلیل، احمد‌بن علیّ‌بن ابی‌طالب طَبرِسی، در کتاب احتجاج نقل کرده است:

«چند روزی از ماه صفر سال چهارصد و ده باقی مانده بود که نامه‌ای از ناحیه‌ی مقدّسه -خدای تعالی از آن نگاه‌بانی و مراقبت نماید- بر شیخ مفید، محمّد‌بن محمّد‌بن نعمان حارثی -قدّس الله روحه- وارد شد.

رساننده‌ی نامه گفته است که آن را از ناحیه‌ی مقدّسه‌ی متّصل به حجاز برداشته است.»[۱]

ما در این‌جا تبرّک‌جویان، در آغاز، اصل نسخه را نقل می‌کنیم، پس از آن -به قدر فهم- به ترجمه‌اش می‌پردازیم:

نُسْخَةُ ما یَنوبُ مَنابَ العُنْوانِ:

لِلْشَّیخِ[۲] السَّدیدِ وَ الْمَوْلَی[۳] الرَّشیدِ، الشَّیْخِ الْمُفیدِ، أَبي‌عَبْدِ‌اللهِ، مُحَمَّدِبْنِ مُحَمَّدِبْنِ النُّعْمانِ -أَدامَ اللهُ إعْزازَهُ- مِنْ مُسْتَوْدَعِ الْعَهْدِ الْمَأْخوذِ عَلَى الْعِبادِ.

نُسْخَةُ ما فِي الکِتابِ:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ.

أَمّا بَعْدُ، سَلامٌ عَلَیْكَ أَیُّهَا الْوَليُّ[۴] الْمُخْلِصُ فِي الدّینِ، الْمَخْصوصُ فینا بِالْیَقینِ.

فَإنّا نَحْمَدُ إلَیْكَ اللهَ الَّذي لا إلهَ إلّا هُوَ. وَ نَسْأَلُهُ الصَّلاةَ عَلىٰ سَیِّدِنا وَ مَوْلانا وَ نَبیِّنا مُحَمَّدٍ، وَ آلِهِ الطّاهِرینَ.

وَ لْنُعْلِمْكَ[۵] -أَدامَ اللهُ تَوْفیقَكَ لِنُصْرَةِ الْحَقِّ، وَ أَجْزَلَ مَثوبَتَكَ عَلىٰ نُطْقِكَ عَنّا بِالصِّدْقِ- أَنَّهُ قَدْ أُذِنَ لَنا في تَشْریفِكَ بِالْکِتابَةِ،[۶] وَ تَکْلیفِكَ ما تُؤَدّیهِ عَنّا إلىٰ مَوالینا قِبَلَكَ، أَعَزَّهُمُ اللهُ تَعالیٰ بِطاعَتِهِ وَ کَفاهُمُ الْمُهِمَّ بِرِعایَتِهِ لَهُمْ وَ حِراسَتِهِ.

فَقِفْ -أَیَّدَكَ اللهُ بِعَوْنِهِ عَلىٰ أَعْدائِهِ الْمارِقینَ مِنْ دینِهِ- عَلىٰ ما نَذْکُرُهُ[۷] وَ اعْمَلْ في تَأْدیَتِهِ إلىٰ مَنْ تَسْکُنُ إلَیْهِ بِما نَرْسِمُهُ -إنْ شاءَ اللهُ.

نَحْنُ -وَ إنْ کُنّا ثاوینَ[۸] بِمَکانِنَا النّائي عَنْ مَساکِنِ الظّالِمینَ؛ حَسَبَ ما[۹] أَرانَا اللهُ مِنَ الصَّلاحِ لَنا[۱۰] وَ لِشیعَتِنَا الْمُؤْمِنینَ في ذٰلِكَ، ما دامَتْ دَوْلَةُ الدُّنْیا لِلْفاسِقینَ- فَإنّا نُحیطُ عِلْماً[۱۱] بِأَنْبائِکُمْ وَ لایَعْزُبُ عَنّا شَيْ‏ءٌ مِنْ أَخْبارِکُمْ وَ مَعْرِفَتُنا بِالأَذَی[۱۲] الَّذي أَصابَکُمْ مُذْ جَنَحَ کَثیرٌ مِنْکُمْ إلىٰ ما کانَ السَّلَفُ الصّالِحُ عَنْهُ شاسِعاً، وَ نَبَذُوا الْعَهْدَ الْمَأْخوذَ مِنْهُمْ کَأَنَّهُمْ[۱۳] لایَعْلَمونَ.

و[۱۴] إنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ. وَ لَوْلا ذٰلِكَ، لَنَزَلَ بِکُمُ البَلاءُ[۱۵] وَ اصْطَلَمَکُمُ الْأَعْداءُ.

فَاتَّقُوا اللهَ -جَلَّ جَلالُهُ- وَ ظاهِرونا عَلىٰ أَنْبائِکُمْ[۱۶] مِنْ فِتْنَةٍ قَدْ أَنافَتْ عَلَیْکُمْ، یَهْلِكُ فیها مَنْ‏ حُمَّ أَجَلُهُ وَ یُحْمیٰ عَنْها مَنْ أَدْرَكَ أَمَلَهُ. وَ هِيَ أَمارَةٌ لِإدْرارِ حَرَکَتِنا وَ مُناقَشَتِکُمْ[۱۷] لِأَمْرِنا[۱۸] وَ نَهْیِنا.

﴿وَ اللهُ مُتِمُّ نورِهِ ... وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکونَ﴾.[۱۹]

فَاعْتَصِموا بِالتَّقِیَّةِ مِنْ شَبِّ نارِ الْجاهِلِیَّةِ یُحَشِّشُها عُصَبٌ[۲۰] أُمَوِیَّةٌ و[۲۱] یَهولُ بِها فِرْقَةً مَهْدویَّةً.[۲۲]

أَنَا زَعیمٌ بِنَجاةِ مَنْ لَمْ‌یَرُمْ مِنْکُمْ[۲۳] فیها[۲۴] بِالْمَواطِنَ[۲۵] الخَفِیَّةِ[۲۶] وَ سَلَكَ في الظَّعْنِ[۲۷] عَنْهَا السُّبُلَ الْمَرْضِیَّةَ.

إذا أَهَلَّ[۲۸] جُمادَى الْأُولىٰ مِنْ سَنَتِکُمْ هٰذِهِ، فَاعْتَبِروا بِما یَحْدُثُ فیهِ وَ اسْتَیْقِظوا مِنْ رَقْدَتِکُمْ لِما یَکونُ في الَّذي[۲۹] یَلیهِ. سَتَظْهَرُ لَکُمْ مِنَ السَّماءِ آیَةٌ جَلیَّةٌ، وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلُها بِالسَّویَّةِ. وَ یَحْدُثُ في أَرْضِ الْمَشْرِقِ ما یُحْرِقُ[۳۰] وَ یُقْلِقُ.

وَ یَغْلِبُ عَلىٰ أَرْضِ الْعِراقِ[۳۱] طَوائِفُ مِنَ الْإسْلامِ مُرَّاقٌ تَضیقُ بِسوءِ فِعالِهِمْ عَلىٰ أَهْلِهِ الْأَرْزاقُ.

ثُمَّ تَنْفَرِجُ الْغُمَّةُ مِنْ بَعْدُ بِبَوارِ طاغوتٍ مِنَ الْأَشْرارِ،[۳۲] یُسَرُّ بِهَلاکِهِ الْمُتَّقونَ وَ الْأَخْیارُ. وَ یَتَّفِقُ لِمُریدِي الْحَجِّ مِنَ الْآفاقِ ما یَأْمَلونَهُ[۳۳] عَلىٰ تَوْفیرِ غَلَبَةٍ[۳۴] مِنْهُمْ وَ اتِّفاقٍ. وَ لَنا في تَیْسیرِ حَجِّهِمْ عَلَى الِاخْتیارِ مِنْهُمْ وَ الْوِفاقِ شَأْنٌ یَظْهَرُ عَلىٰ نِظامٍ وَ اتِّساقٍ.

لِیَعْمَلْ[۳۵] کُلُّ امْرِئٍ مِنْکُمْ بِما یُقَرِّبُهُ مِنْ مَحَبَّتِنا. وَ لْیَجْتَنِبْ[۳۶] ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهَتِنا وَ سَخَطِنا؛ فَإنَّ أَمْرَنا یَبْعَثُهُ[۳۷] فُجاءَةً حینَ لاتَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ وَ لایُنْجیهِ مِنْ عِقابِها[۳۸] نَدَمٌ عَلىٰ حَوْبَةٍ.

وَ اللهُ یُلْهِمُکُمُ الرُّشْدَ وَ یَلْطُفُ لَکُمْ فِي التَّوْفیقِ بِرَحْمَةٍ.[۳۹]

وَ نُسْخَةُ التَّوْقیعِ بِالْیَدِ الْعُلْیا -عَلىٰ صاحِبِهَا السَّلامُ-:

هٰذا کِتابُنا إلَیْكَ أَیُّهَا الْأَخُ الْوَليُّ وَ الْمُخْلِصُ في وُدِّنا الصَّفيُّ، النّاصِرُ لَنا الْوَفيُّ، حَرَسَكَ اللهُ بِعَیْنِهِ الَّتي لاتَنامُ. فَاحْتَفِظْ بِهِ وَ لاتُظْهِرْ عَلىٰ خَطِّنا الَّذي سَطَرْناهُ بِما لَهُ ضَمَّنّاهُ أَحَداً. وَ أَدِّ ما فیهِ إلىٰ مَنْ تَسْکُنُ إلَیْهِ. وَ أَوْصِ جَماعَتَهُمْ بِالْعَمَلِ عَلَیْهِ -إنْ شاءَ اللهُ تعالی. وَ صَلَّى اللهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ.[۴۰]

خلاصه‌ی ترجمه‌ی توقیع شریف

مضمون آن‌چه رسم است در آغاز نامه‌ها به جای عنوان می‌نویسند این بود:

به برادر استوار و دوستار رشید، شیخ مفید، ابوعبد‌الله، محمّد‌بن محمّد‌بن نعمان -که خداوند هماره او را گرامی دارد- از طرفِ قرین الشّرفِ امام عصر که ودیعه‌گاه پیمان‌های الهی است که در روز الست و عالم اظلّه از همه‌ی مردمان گرفتند.

مضمون متن نامه:

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

امّا بعد، درود خداوند بر تو، ای دوستار با خلوص در دین، که مخصوص است در ولایت ما به کمال یقین! همانا حمد خداوندی را به سوی تو می‌فرستیم که جز او خدایی نیست. و درخواست می‌نماییم که صلوات بر سیّد ما، پیغمبر ما، محمّد و خاندان پاک او بفرستد.

و به تو -که خداوند توفیقت را برای یاری حق، مستدام فرماید و ثوابت را برای نشر علوم ما فراوان فرماید- اعلام می‌داریم که به راستی به ما اجازه و رخصت دادند که با نوشتن نامه‌ای، به تو بزرگی و شرافت بخشیم و تو را به ادا نمودن احکام، مکلّف سازیم تا به شیعیانی که در محضر تو هستند، ابلاغ داری. و خداوند ایشان را با طاعت خود گرامی دارد و کارهای دغدغه‌برانگیز آنان را با مراقبت و نگاه‌بانی خویش کفایت فرماید.

پس تو -که خداوند با یاری خویش، در برابر دشمنانِ از دین بیرون رفته، مددکار و پشتیبانت باد- واقف باش بر آن‌چه بیان می‌کنیم و برای رساندن اوامری که می‌نویسیم به آنان که اطمینان داری، سعی و تلاش نما؛ ان شاءالله تعالی.

ما -اگرچه مادامی که دولت دنیا به دست فاسقین است در جایگاه خودمان، دور از خانه‌های ستم‌گران، اقامت داریم، طبق آن صلاحی که خدای تعالی برای ما و شیعیان مؤمن ما در این باره به ما نمایانده- امّا آگاهی ما احاطه‌ای کامل بر خبرهای شما دارد، و هیچ چیز از اخبار شما، از ما مخفی نمی‌ماند، و ما به آزاری که به شما رسیده داناییم؛ از زمانی که عدّه‌ی بسیاری از شما گرایش یافتند به آن‌چه پیشینیان درست‌کار از آن دور بودند و عهدی را که از ایشان گرفته شده، پشت سر افکندند؛ گویا هیچ چیز (در این باره) نمی‌دانند.

به درستی که ما نه مراقبت از شما را فروگذار می‌کنیم و نه یاد شما را فراموش می‌نماییم. و اگر این نبود، هر آینه بلای سخت بر شما نازل می‌شد و دشمنان، شما را بیچاره می‌ساختند.

پس تقوای الهی پیشه کنید و ما را برای بیرون آوردنتان از فتنه‌ای که بر شما مشرف شده است، پشتیبانی دهید؛ فتنه‌ای که در آن، هلاک می‌شود آن که اجلش نزدیک شده، و حفظ می‌شود آن که آرزوی خود را دریافته باشد. و آن فتنه نشانه‌ای است برای حرکت ما، و برای این‌که شما امر و نهی ما را برای یک‌دیگر اظهار کنید.

و خداوند نور خود را تمام و کامل می‌کند، هرچند مشرکان خوش نداشته باشند.

پس در برابر روشن شدن آتش جاهلیّت، به تقیّه چنگ زنید؛ آتشی که قومی بنی‌امیّه‌فطرت، در آن می‌دمند تا به وسیله‌ی آن، گروه هدایت‌شدگان را بترسانند.

و من نجات و سلامت را برای کسی ضمانت می‌کنم که در آن فتنه، به دنبال جایگاه و مقامی نباشد و در سیر در این فتنه، راه پسندیده را بپیماید.

هنگامی که ماه جمادی الاولی از این سال شما فرا رسد، از اتّفاق‌هایی در آن رخ می‌دهد عبرت گیرید و از خواب غفلت بیدار شوید، برای آن‌چه در پی آن واقع می‌شود. به زودی برای شما نشانه‌ای هویدا در آسمان نمایان شود و همانند آن به طور یکسان در زمین. و در مشرق‌زمین رخدادی واقع می‌شود که اندوه و بی‌قراری می‌آورد.

و بعد از آن، قومی بر عراق چیرگی یابد که از اسلام بیرون‌اند، و به سبب سوء کردار ایشان، رزق بر اهل عراق تنگ می‌گردد.

پس از آن، با نابودی طاغوتی از اشرار، اندوه برطرف خواهد شد. پس با هلاکت او، اهل تقوا و نیکان شادمان گردند. و برای حاجیانِ هر کرانه، آن‌چه می‌خواهند گرد هم آید، با بسیاریِ تعداد و هم‌سویی. و ما در آسان ساختن حجّ آنان با انتخاب و هم‌دلی‌شان جایگاهی داریم که با نظم و ترتیب دادن آشکار می‌گردد.

پس هر یک از شما باید به آن چه او را به دوستی و محبّت ما نزدیک می‌کند، عمل نماید و از هر چه موجب نزدیکی‌اش به نارضایتی و ناخشنودی ما می‌گردد، دوری و پرهیز کند. زیرا امر ما، امری است که ناگاه فرا می‌رسد، زمانی که توبه به آدمی نفعی نمی‌بخشد و در آن روز پشیمانی از گناه، او را از عقاب ما نجات نمی‌دهد.

خداوند هدایت را به شما الهام کند و با توفیق به رحمت خودش، شما را مشمول لطف قرار دهد.

صورت خطّ شریف که در آن نامه به دست مبارک نوشته بودند -که بر صاحب آن دست سلام باد-:

این نامه‌ی ما به توست، ای برادر دوستار و بااخلاص در مودّت ما، ای پاک‌مرد و یاور با وفای ما! خداوند از تو، با دیده‌ی عنایت خود که هرگز به خواب نرود، نگاه‌بانی کناد!

پس این نوشته را نگه‌داری کن و هیچ کس را بر خطّی که ما نوشته‌ایم با آن‌چه در آن درج نموده‌ایم، آگاه مساز. و آن‌چه را در آن است به کسی که اطمینان خاطر به او داشته باشی، برسان. و جمع ایشان را به عمل بر وفق آن وصیّت کن -ان شاء الله تعالی. و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین.


نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان

  1. الاحتجاج 2 / 495؛ بحارالأنوار 53 / 174.
  2. الاحتجاج: للأخ. در مواردی، ترجمه‌ی مؤلّف محترم با نسخه‌ی احتجاج مطابق است. در مسیر ویرایش و ساده‌نویسی، تغییری در این زمینه اعمال نشده است.
  3. الاحتجاج: الوليّ.
  4. خ.ل: المولی. (مؤلّف محترم) الاحتجاج: الَّذي.
  5. الاحتجاج: نُعْلِمُكَ.
  6. الاحتجاج: بِالْمُكاتَبَةِ.
  7. الاحتجاج: أَذْکُرُهُ.
  8. الاحتجاج: نائینَ.
  9. خ.ل: الَّذي. (مؤلّف محترم) الاحتجاج: الَّذي.
  10. الاحتجاج: أَراناهُ اللهُ تَعالىٰ لَنا مِنَ الصَّلاحِ.
  11. خ.ل: یُحیطُ عِلْمُنا. (مؤلّف محترم)
  12. خ.ل: بِالزَّلَلِ. (مؤلّف محترم) الاحتجاج: بِالذُّلِّ.
  13. الاحتجاج: الْمَأْخوذَ وَراءَ ظُهورِهِمْ كَأَنَّهُمْ.
  14. الاحتجاج: - و.
  15. خ.ل: اللَّأْواءُ. (مؤلّف محترم)
  16. خ.ل: انْتِیَاشِكُمْ. (مؤلّف محترم)
  17. خ.ل: مُبایَنَتِکم. (مؤلّف محترم)
  18. الاحتجاج: لِأُزوفِ حَرَكَتِنا وَ مُباثَّتِكُمْ بِأَمْرِنا.
  19. الصّفّ (61) / 8 و 9.
  20. جمع عصبة، کغُرَف جمع غُرفة، و هي الحبالة. (مؤلّف محترم)
  21. الاحتجاج: - و.
  22. الاحتجاج: مَهْدیَّةً.
  23. الاحتجاج: - مِنْکُمْ.
  24. خ.ل: مِنْها. (مؤلّف محترم)
  25. الاحتجاج: المواطن.
  26. الاحتجاج: - الخَفِیَّةِ.
  27. الاحتجاج: الطَّعْنِ.
  28. الاحتجاج: حَلَّ.
  29. خ.ل: مَنْ. (مؤلّف محترم)
  30. الاحتجاج: یَحْزُنُ. (نقل مؤلّف محترم در مستدرک الوسائل نیز «یحرق» است امّا ترجمه‌شان در این‌جا با «یحزن» مطابق است.)
  31. الاحتجاج: یَغْلِبُ مِنْ بَعْدُ عَلَى الْعِراقِ.
  32. الاحتجاج: + ثمّ.
  33. الاحتجاج: + مِنْهُ.
  34. الاحتجاج: عَلَیْهِ.
  35. خ.ل: فیعمل. (مؤلّف محترم) الاحتجاج: فَلْیَعْمَلْ.
  36. الاحتجاج: یَتَجَنَّبُ.
  37. الاحتجاج: بَغْتَة.
  38. الاحتجاج: عِقابِنا.
  39. الاحتجاج: بِرَحْمَتِهِ.
  40. الاحتجاج 2 / 497 - 499؛ بحارالأنوار 53 / 174 - 176.