نامهی ناحیهی مقدّسه برای شیخ مفید (۲)
نامهی ناحیهی مقدّسه برای شیخ مفید (۲)
و نیز شیخ طبرسی در احتجاج گوید:
نامهی دیگری از جانب امام عصر(علیه السلام) روز پنجشنبه، بیست و سوم ماه ذیحجّه سال چهارصد و دوازده، بر شیخ مفید وارد شد.
(مطابق تاریخ وفات شیخ که در سوم ماه رمضان سال چهارصد و سیزده بوده، این توقیع شریف هشت ماه و دو روز قبل از وفات رسیده است.)
نُسْخَةٌ مِنْ عَبْدِ اللهِ الْمُرابِطِ في سَبیلِهِ إلىٰ مُلْهَمِ الْحَقِّ وَ دَلیلِهِ:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ.
سَلامٌ[۱] عَلَیْكَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ،[۲] النّاصِرُ لِلْحَقِّ، الدّاعي إلَیْهِ بِکَلِمَةِ الصِّدْقِ!
فَإنّا نَحْمَدُ إلَیْكَ اللهَ الَّذي لا إلهَ إلّا هُوَ إلٰهُنا وَ إلهُ آبائِنَا الْأَوَّلینَ وَ نَسْأَلُهُ الصَّلاةَ عَلىٰ سَیِّدِنا وَ مَوْلانا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبیّینَ وَ عَلىٰ أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ.
وَ بَعْدُ فَقَدْ کُنّا نَظَرْنا مُناجاتَكَ -عَصَمَكَ اللهُ تَعالیٰ بِالسَّبَبِ الَّذي وَهَبَهُ[۳] لَكَ مِنْ أَوْلیائِهِ وَ حَرَسَكَ[۴] مِنْ کَیْدِ أَعْدائِهِ- وَ شَفَعْنا ذٰلِكَ[۵] الْآنَ مِنْ مُسْتَقَرٍّ لَنا ناصبٍ[۶] في شِمْراخٍ مِنْ بَهْماءَ صِرْنا إلَیْهِ آنِفاً مِنْ غَمالیلَ أَلْجَأَنا إلَیْهِ السَّباریتُ مِنَ الْإیمانِ. وَ یوشِكُ أَنْ یَکونَ هُبوطُنا مِنْهُ[۷] إلىٰ صَحیحٍ[۸] مِنْ غَیْرِ بُعْدٍ مِنَ الدَّهْرِ وَ لا تَطاوُلٍ مِنَ الزَّمانِ.
وَ یَأْتیكَ نَبَأٌ مِنّا بما[۹] یَتَجَدَّدُ لَنا مِنْ حالٍ، فَتَعْرِفُ بِذٰلِكَ ما تَعْتَمِدُهُ[۱۰] مِنَ الزُّلْفَةِ إلَیْنا بِالْأَعْمالِ وَ اللهُ مُوَفِّقُكَ لِذٰلِكَ بِرَحْمَتِهِ.
فَلْتَکُنْ -حَرَسَكَ اللهُ بِعَیْنِهِ الَّتي لاتَنامُ- أَنْ تُقابِلَ لِذلِكَ فِتْنَةً [تُبْسَلُ] نُفوسُ قَوْمٍ حَرَثَتْ باطِلًا لِاسْتِرْهابِ الْمُبْطِلینَ؛ یَبْتَهِجُ لِدَمارِهَا الْمُؤْمِنونَ وَ یَحْزَنُ لِذٰلِكَ الْمُجْرِمونَ.
وَ آیَةُ حَرَکَتِنا مِنْ هٰذِهِ اللُّوثَةِ حادِثَةٌ بِالْحَرَمِ الْمُعَظَّمِ مِنْ رِجْسِ مُنافِقٍ مُذَمَّمٍ مُسْتَحِلٍّ لِلدَّمِ الْمُحَرَّمِ یَعْمِدُ بِکَیْدِهِ أَهْلَ الْإیمانِ وَ لایَبْلُغُ بِذٰلِكَ غَرَضَهُ مِنَ الظُّلْمِ لَهُمْ[۱۱] وَ الْعُدْوانِ. لِأَنَّنا مِنْ وَراءِ حِفْظِهِمْ بِالدُّعاءِ الَّذي لایُحْجَبُ عَنْ مَلِكِ الْأَرْضِ وَ السَّماءِ.
فَلْتَطْمَئِنَّ بِذٰلِكَ مِنْ أَوْلیائِنَا الْقُلوبُ وَ لْیَثِقوا[۱۲] بِالْکِفایَةِ[۱۳] وَ إنْ راعَتْهُمْ بِهِمُ الْخُطوبُ وَ الْعاقِبَةُ لِجَمیلِ صُنْعِ اللهِ[۱۴] تَکونُ حَمیدَةً لَهُمْ مَا اجْتَنَبُوا الْمَنْهيَّ عَنْهُ مِنَ الذُّنوبِ.
وَ نَحْنُ نَعْهَدُ إلَیْكَ أَیُّهَا الْوَليُّ[۱۵] الْمُجاهِدُ فینَا الظّالِمینَ -أَیَّدَكَ اللهُ بِنَصْرِهِ الَّذي أَیَّدَ بِهِ السَّلَفَ مِنْ أَوْلیائِنَا الصّالِحینَ- أَنَّهُ مَنِ اتَّقىٰ رَبَّهُ مِنْ إخْوانِكَ فِي الدّینِ[۱۶] أَخْرَجَ ما[۱۷] عَلَیْهِ إلىٰ مُسْتَحِقِّهِ،[۱۸] کانَ آمِناً مِنْ فِتْنَتِهَا الْمُبْطِلَةِ وَ مِحْنَتِهَا الْمُظْلِمَةِ الْمُضِلَّةِ. وَ مَنْ بَخِلَ مِنْهُمْ بِما أَعادَهُ[۱۹] اللهُ مِنْ نِعْمَتِهِ عَلىٰ مَنْ أَمَرَ[۲۰] بِصِلَتِهِ، فَإنَّهُ یَکونُ خاسِراً بِذٰلِكَ لِأُولاهُ وَ آخِرَتِهِ.
وَ لَوْ[۲۱] أَشْیاعُنا -وَفَّقَهُمُ اللهُ لِطاعَتِهِ- عَلَى اجْتِماعٍ مِنَ الْقُلوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ، لَماتَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلىٰ حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِها مِنْهُمْ بِنا. فَمایَحْبِسُنا عَنْهُمْ إلّا ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نَکْرَهُهُ وَ لانُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ.
وَ اللهُ الْمُسْتَعانُ وَ هُوَ حَسْبُنا وَ نِعْمَ الْوَکيلُ وَ صَلَواتُهُ عَلىٰ سَیِّدِنَا الْبَشیرِ النَّذیرِ، مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ وَ سَلَّمَ.
وَ کَتَبَ في غُرَّةِ شَوّالٍ مِنْ سَنَةِ اثْنَيعَشْرَ[۲۲] وَ أَرْبَعِمِائَةٍ.
نُسْخَةُ التَّوْقیعِ بِالْیَدِ الْعُلْیا -صَلَواتُ اللهِ عَلىٰ صاحِبِها-:
هٰذا کِتابُنا إلَیْكَ -أَیُّهَا الْوَليُّ الْمُلْهَمُ لِلْحَقِّ الْعَليِّ- بِإمْلائِنا وَ خَطِّ ثِقَتِنا. فَأَخْفِهِ عَنْ کُلِّ أَحَدٍ وَ اطْوِهِ. وَ اجْعَلْ لَهُ نُسْخَةً یَطَّلِعُ[۲۳] عَلَیْها مَنْ تَسْکُنُ إلىٰ أَمانَتِهِ مِنْ أَوْلیائِنا، شَمِلَهُمُ اللهُ بِبَرَکَتِنا إنْ شاءَ اللهُ تَعالیٰ.
و الْحَمْدُ لِلّٰهِ وَ الصَّلاةُ عَلىٰ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ.[۲۴]
خلاصهی ترجمهی توقیع شریف
از جانب بندهی مجاهد در راه خدا به کسی که حق به او الهام شده و راهنما به سوی حقّ است.
به نام خداوند بخشندهی مهربان
سلام بر تو ای بندهی شایسته و یاور حق و فراخواننده به سوی آن با گفتار راستین!
همانا حمد خداوندی را به سوی تو میفرستیم که جز او خدایی نیست، پروردگار ما و پروردگار پدرهای پیشین ما، و درخواست مینماییم که صلوات بر سیّد و مولای ما، محمّد، پایانبخش پیامبران و خاندان پاک آن حضرت بفرستد.
و بعد، ما به مناجات تو -که خداوند تو را با دوستانش که به تو بخشیده، حفظ نماید و تو را از نیرنگ دشمنانش نگاهبانی کند- توجّه نموده بودیم و اکنون برای برآورده شدن خواستهات شفیع گشتیم؛ در حالی که در خیمهگاه خود هستیم که بر فراز کوهی در بیابانی ناشناخته برافراشته شده و به تازگی از وادی درختان سرسبز انبوه بدین جا منتقل شدیم؛ زیرا عدّهای فقیر از ایمان، ما را به پناه آوردن به این محل وادار کردند. (کنایه از سکونت پیدا کردن ظالمین در آن منطقه است.) چه بسا که به زودی از فراز کوه به سرزمینی مسطّح فرود آییم، بدون گذر روزگاری دور و به درازا کشیدن زمان.
و از جانب ما خبری پیرامون احوال تازهی ما به تو میرسد؛ و اینگونه، اعمالی را خواهی شناخت که میتوانی برای نزدیک شدن به ما، بر آنها تکیه کنی. و خدا به رحمت خود، در این کار به تو توفیق عنایت مینماید.
پس به این خاطر باید تو -که خداوند به دیدهی مراقبتش که به خواب نمیرود، نگاهبانت باد- رویاروی فتنهای بایستی که موجب هلاکت کسانی میشود که باطلی کاشتهاند تا اهل باطل را بترسانند و (به سوی خود) جلب کنند؛ فتنهای که با از بین رفتن آن، مؤمنان شاد، و گناهکاران اندوهگین میگردند.
علامت حرکت ما از این راه تنگ،[۲۵] حادثهای است که در مکّهی معظّمه از جانب پلیدی منافقِ ناپسندکردار رخ میدهد که خونهای حرام را حلال میشمارد و با حیلهاش، اهل ایمان را هدف قرار میدهد، امّا به دشمنی و ستمی که میخواهد در حقّ آنان مرتکب شود، دست نمییابد. زیرا ما در پی محافظت از آنان هستیم با دعایی که از پادشاه زمین و آسمان در پرده نمیماند (و مستجاب میشود).
پس باید دلهای دوستداران ما به دعای ما آرام و گرم باشد، و باید به کفایتکننده بودن خداوند اعتماد داشته باشند؛ اگرچه بلاهای سخت دشمنان، ایشان را بترساند. امّا به سبب صُنع زیبای کردگار، عاقبت این رویداد برای ایشان پسندیده خواهد شد، تا هنگامی که از گناهانِ نهی شده، دوری کنند.
و ای دوستار جهادگر راه ما در برابر ستمگران -که خداوند همانگونه که دوستان نیکوکار پیشین ما را با یاریاش پشتیبانی نمود، از تو نیز پشتیبانی نماید- ما با تو عهد میکنیم که هر کس از برادران دینی تو تقوای الهی پیشه کند و حقوق واجبی را که بر گردن اوست به کسانی که سزاوار آناند، بپردازد، از فتنهی تباهکننده و از رنج و بلای تاریک و گمراهکنندهی آن در امان خواهد بود.
و هر کس از آنان که در نعمتهای الهی، نسبت به کسانی که خدا امر به رسیدگی کردن به آنان نموده، بخل ورزد، پس او با این بخل ورزیدن، در دنیا و آخرتِ خود زیانکار خواهد بود.
و اگر شیعیان ما -که خداوند به ایشان توفیق طاعت دهد- برای وفای به عهدی (که به عهدهی آنان قرار داده شده) با یکدیگر همدل بودند، هر آینه شرافت و فرخندگی دیدار با ما، از ایشان به تأخیر نمیافتاد و سعادت مشاهدهی ما با کمال معرفت راستین نسبت به ما، شتابان به ایشان میرسید. پس چیزی ما را از ایشان در پرده نمیدارد، مگر کردههای نکوهیده و ناپسندی که از ایشان به ما میرسد.
و از خداوند یاری میجوییم و او برای ما کافی، و وکیلی نیکو است.
و صلوات و سلام او بر سرور ما محمّد که بشارتگو و بیمدهنده است، و خاندان پاک او.
آغاز ماه شوّال سال چهارصد و دوازده.
صورت خطّ شریف که به دست مبارک مرقوم فرمود -که بر صاحب آن دست درود باد-:
این نامهی ما به تو است ای دوستار که حقّ بلند والا به او الهام شده، با املا و بیان ما و خطّ فرد مورد اعتماد ما.
پس آن را از همه کس مخفی بدار و در هم بپیچ. و نسخهای از آن تهیّه نما تا افرادی از دوستان ما که به آنان اطمینان خاطر داری، از آن آگاه شوند؛ خداوند آنان را از برکت ما بهرهمند فرماید، ان شاء الله.
و الحمد لله. و صلوات بر سرور ما محمّد و خاندان پاک او.
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّفیافتگان
- ↑ الاحتجاج: + اللهِ.
- ↑ الاحتجاج: - العَبْدُ الصّالِحُ.
- ↑ الاحتجاج: + اللهُ.
- ↑ الاحتجاج: + بِهِ.
- ↑ علّامه مجلسی احتمال داده است که در کتابت این کلمه اشتباهی رخ داده و شکل صحیح آن «لك» بوده است.
- ↑ الاحتجاج: یُنْصَبُ.
- ↑ الاحتجاج: - مِنْهُ.
- ↑ الاحتجاج: صَحْصَحٍ.
- ↑ الاحتجاج: - بما.
- ↑ الاحتجاج: نَعْتَمِدُهُ.
- ↑ الاحتجاج: - لَهُم.
- ↑ الاحتجاج: وَ لْیَتَّقوا.
- ↑ الاحتجاج: + مِنْهُ.
- ↑ الاحتجاج: + سُبْحانَهُ.
- ↑ الاحتجاج: + الْمُخْلِصُ.
- ↑ الاحتجاج: + وَ.
- ↑ الاحتجاج: مِمّا.
- ↑ الاحتجاج: مُسْتَحِقِّیهِ.
- ↑ الاحتجاج: أَعَارَهُ.
- ↑ الاحتجاج: أَمَرَهُ.
- ↑ الاحتجاج: + أَنَّ.
- ↑ الاحتجاج: اثْنَتَیْ عَشْرَةَ.
- ↑ الاحتجاج: تُطْلِعُ.
- ↑ الاحتجاج 2 / 498 و 499؛ بحارالأنوار 53 / 176 - 178.
- ↑ این تعبیر را مؤلّف محترم به عنوان معادلی برای «لوثة» به کار گرفتهاند. با مراجعه به کتب لغت مختلف، یافتن معنایی مناسبِ این کلمه در این عبارت، بینتیجه به نظر میرسد. البتّه همانطور که علّامه مجلسی اشاره نمودهاند، کتابت نسخههای این حدیث دارای اشتباه و خطاست.