سیّد بحرالعلوم در مسجد سهله (۲)
تشرفات و ملاقات ها - سیّد بحرالعلوم در مسجد سهله (2)
مرد درستکار پاکدل، شیخ احمد صدتومانی نجفی که در پرهیزکاری و پارسایی یگانه بود، نقل کرد و گفت که این حکایت از طرق متعدّد به ما رسیده است:
جدّ ما، مولامحمّدسعید صدتومانی از شاگردان سیّد بحرالعلوم بود. روزی در مجلس سیّد صحبت پیرامون کسانی به میان آمد که حضرت مهدی علیهالسلام را دیدند، تا آنکه جناب سیّد هم در بین آن گفتوگو به سخن آمد و فرمود:
«روزی اشتیاق پیدا کردم که نماز را در مسجد سهله بهجاآورم، در وقتی که گمان میکردم کسی از مردم در آن زمان به مسجد نمیرود. هنگامی که به آنجا رسیدم، دیدم مسجد پر از مردم است و صدای ذکر و قرائت ایشان بلند. در حالی که به طور معمول در چنین وقتی هیچ کس آنجا نبود.
دیدم مردم برای بهجاآوردن نماز جماعت در صفها ایستادهاند. جایی در کنار دیوار مقداری شن بود، بالای آن رفتم، ایستادم و نگاه کردم شاید در میان صفها جایی خالی بیابم.
در یکی از صفها جایی به اندازهی یک نفر پیدا کردم. به آنجا رفتم و ایستادم.»
سخن سیّد که به اینجا رسید، یکی از حاضرین مجلس گفت: «بگو حضرت مهدی علیهالسلام را دیدم.» پس سیّد سکوت نمود و گویا در خواب بود و بیدار شد. پس هر چقدر از او خواستند حکایت را تا انتها ادامه دهد، نپذیرفت.[۱]
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّفیافتگان
پانویس
- ↑ ر.ک: جنّة المأوی / ۶۵ و ۶۶ (حکایت ۱۴).