ملّازین‌العابدین سلماسی

از ویکی‌مهدی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۲ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۲ توسط Saeed (بحث | مشارکت‌ها) (مقاله جدید)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

تشرفات و ملاقات ها - ملّازین‌العابدین سلماسی

آقامحمّد که بسیار مورد اعتماد و اطمینان و امین است، و تا کنون بیش از چهل سال مسئول امور شمع‌های حرم عسکرییّن علیهما‌السلام و سرداب شریف بوده، و امین استاد اعظم، میرزای شیرازی -دام علاه- است، از مادر خود که از بانوان درست‌کار و شناخته‌شده است و اکنون در قید حیات است نقل کرد که گفت:

روزی با خانواده‌ی عالم ربّانی و مؤیّد سبحانی، ملّازین‌العابدین سلماسی، در سرداب شریف بودیم؛ در دورانی که ایشان برای ساخت قلعه‌ی سامرّا در این شهر مجاور بودند.

آن روز، جمعه بود و جناب آخوند مشغول به خواندن دعای ندبه معروف شد و هم‌چون زن مصیبت‌دیده و مُحبِّ جدایی کشیده، می‌گریست و ناله می‌کرد. ما نیز از گریه‌ی او به گریه و ناله افتادیم.

در همین حال بودیم که ناگاه بوی عطری وزید و در فضای سرداب پیچید و طوری هوا از بوی خوش پر شد که همه‌ی ما را از آن حالی که داشتیم بیرون آورد.

پس همه ساکت شدیم و توان سخن گفتن نداشتیم و حیرت‌زده ماندیم، تا اندک زمانی گذشت و آن بوی خوش ناپدید شد و هوا به حالت اوّل بازگشت و ما نیز به ادامه‌ی دعا مشغول شدیم.

وقتی به خانه بازگشتیم، از جناب آخوند ملّازین‌العابدین درباره‌ی سرّ آن بوی خوش پرسیدم. فرمود: «تو را چه کار به این سؤال؟» و از پاسخ دادن روی گرداند.

عالم عامل متّقی، آقا علی‌رضا اصفهانی -طاب ثراه- که به ملّازین‌العابدین بسیار نزدیک بود، نقل کرد:

روزی از آن مرحوم درباره‌ی دیدار حضرت حجّت علیه‌السلام سؤال کردم و در مورد او، مثل استادش، سیّد بحرالعلوم رحمه‌الله چنین گمانی داشتم (که سعادت تشرّف را یافته‌اند)، پس همین ماجرا را بدون اختلاف برای من نقل کرد.[۱]


نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان

پانویس

  1. ر.ک: جنّة المأوی / ۱۰۰ (حکایت ۳۳).