سیّدجعفر و سیّدباقر قزوینی در مسجد سهله
تشرفات و ملاقات ها - سیّدجعفر و سیّدباقر قزوینی در مسجد سهله
نیز ایشان از جناب شیخ باقر کاظمی، از سیّدجعفر، پسر سیّد بزرگوار شریف، سیّدباقر قزوینی، صاحب کرامات درخشان قدّساللهروحه نقل کرد و گفت:
با پدرم به مسجد سهله میرفتیم. نزدیک مسجد که رسیدیم، به او گفتم: این سخنان که از مردم میشنوم که هر کس چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله بیاید، حتماً حضرت مهدی علیهالسلام را میبیند، به نظرم اصل و ریشهای ندارد.
پس با خشم به من روی کرد و گفت: چرا اصل ندارد؟! چون تو (مدرکش را) ندیدی؟ آیا هر چیزی که تو آن را ندیدی ریشهای ندارد؟
و بسیار مرا سرزنش کرد به گونهای که از گفتهی خود پشیمان شدم. پس داخل مسجد شدیم و مسجد خالی از مردم بود.
وقتی که در وسط مسجد ایستاد تا دو رکعت نماز عمل استجاره را بهجاآورد، شخصی از طرف مقام حجّت علیهالسلام به سمت او آمد و از کنار او گذشت. پدرم به او سلام کرد و با او دست داد. آنگاه پدرم رو به من گفت: پس ایشان کیست؟!
گفتم: آیا او مهدی علیهالسلام است؟
فرمود: پس کیست؟!
پس به دنبال آن جناب دویدم امّا هیچ کس را نه در مسجد و نه بیرون از آن ندیدم.[۱]
نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّفیافتگان
پانویس
- ↑ ر.ک: جنّة المأوی / ۷۱ و ۷۲ (حکایت ۱۷).