مهدی علیه‌السلام، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت

از ویکی‌مهدی

زندگینامه و مشخصات - مهدی علیه‌السلام، واپسین حلقه از سلسله‌ی امامان دوازده‌گانه امت

ایشان یک نجات‏‌بخش عادی برخاسته از متن جامعه نیست؛ بلکه حجّت الاهی، جانشین پیامبر، تأیید شده با علوم ربّانی و معصوم از تمامی ناپاکی‏‌های ظلمانی است. آشنایی با این ویژگی (یعنی خلافت و امامت آن حضرت) و شؤون مربوط به آن (هم‌چون علم به قرآن و سنّت و نیز عصمت و پاکی از نقایص) به ما در شناخت مدّعیان دروغین مهدویت از صاحب اصلی این منصب الاهی کمک خواهد کرد.

تمام فرقه‌‏های مسلمان (اعمّ از شیعه و سنّی) از رسول خدا و اهل بیت ایشان روایت کرده‌‏اند که پیامبر خدا ۱۲ جانشین خواهد داشت و خداوند به وسیله‌ی این ۱۲ تن، دین خود را بر پا می‏دارد. در روایات شیعه به ویژه بیان شده است که این افراد برخوردار از کمالاتی همچون علم و عصمت هستند.

حُذَیفَه بن اُسَید غِفاری از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:

الْأَئِمَّةُ بَعْدِی مِنْ عِتْرَتِی عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ عِلْمِی وَ فَهْمِی فَلَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ اتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ.[۱]


امامان پس از من از عترتم به عدد نقیبان بنى اسرائیل‌اند، نه نفرشان از صلب حسین‌اند. خداوند علم و فهم مرا به آنان عطا فرموده است، پس به آنان چیزى‏ یاد ندهید؛ زیرا آنها از شما داناترند و از ایشان پیروى كنید؛ زیرا كه ایشان با حق و حق با آنهاست‏.

ابو ایوب انصاری که از صحابه نامدار پیامبر خدا بود از ایشان نقل کرده که فرمودند:

عَلِی مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ بَعْدِی یُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ كَما قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِیلِ وَ ابْناهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ سِبْطای مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِمامانِ إن قاما أَوْ قَعَدا وَ أَبُوهُما خَیرٌ مِنْهُما وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدَ الْحُسَینِ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِهِ وَ مِنْهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَقُومُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ كَما قُمْتُ فی أَوَّلِهِ، یَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ.[۲]


علی با حق است و حق با او و اوست امام و جانشین پس از من. بر مبنای باطن قرآن نبرد می‌كند همان‌گونه كه من بر مبنای ظاهرش پیكار كردم. دو پسرش حسن و حسین، دو سبط من از این امت‌اند. چه قیام كنند و چه نكنند، امام هستند و پدرشان از آن‌دو بهتر است و امامان بعد از حسین نُه تن از صلب او می‌باشند و از میان آنان است قائمی كه در آخر الزمان بر می‌خیزد، همان‌گونه كه من در اولش بپاخاستم؛ او دژهای گم‌راهی را فتح می‌كند.[۳]

در روایتی دیگر از همين شخص آمده که رسول خدا فرمودند:

من آقای پیامبران ام و علی آقای جانشینان پیامبران و دو سبط من برترین اسباط اند و از ماست پیشوایان معصوم از صلب حسین و از ماست مهدی این امّت.

در اینجا اعرابی‌ای برخاست و پرسید: ای رسول خدا! امامان پس از تو چند نفرند؟ فرمود:

به تعداد سبط‌های بنی‌اسرائیل و حواریان عیسی و نقبای بنی‌اسرائیل.[۴]

ابن عباس از رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله روایت کرده که ایشان فرمود:

إنَّ خُلَفَائِی و أوْصِیائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ؛ أوَّلُهُمْ أخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدی.


جانشینان من، وصایت‌دارانِ من و حجت‌های الهی بر خلق پس از من، دوازده کس‌اند؛ نخستینشان برادر من است و واپسینشان فرزند من است.

پرسیدند: یا رسول اللّه، برادر شما (که اولین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:

عَلِیُّ بْنُ أبی‌طالِبٍ

گفتند: پسرتان (که آخرین جانشینتان است) کیست؟ فرمود:

الْمَهْدِیُّ الَّذی یَمْلَأُها قِسْطاً وَ عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ الَّذِی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إلّا یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ، فَیُصَلِّی خَلْفَهُ وَ تُشْرِقُ الأرْضُ بِنورِهِ وَ یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ.[۵]


(مقصود از پسرم) همان مهدی است که زمین را از قسط و داد پر خواهد کرد؛ چنان که از بیداد و ستم پر شده باشد. سوگند به آن که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، اگر تنها یک روز از عمر جهان مانده باشد، خداوند آن روز را بلند می‌دارد تا پسرم مهدی در آن، به پا خیزد. آن‌گاه روح اللّه عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز بگزارد. زمین به فروغ او تابناک شود و پادشاهی‌اش به خاور و باختر رسد.

اهل سنّت از عبداللّه بن مسعود نیز نقل می‌کنند که چون وی به عراق آمد برای مدتی به آموزش قرآن به مردم عراق پرداخت. در یکی از مجالس درس قرآن، مردی از او پرسید که آیا شما هرگز از رسول خدا نپرسیدید که چند جانشین برای او خواهد بود که زمام این امت را به دست می‌گیرند؟ ابن مسعود پاسخ داد: از زمانی که به عراق وارد شده‌ام کسی از من چنین سوالی نپرسیده بود. آری از پیامبر پرسیدیم و ایشان فرمودند:

إثْنَا عَشَرَ کَعِدّةِ نُقَباءِ بَنی إِسْرائیلَ.[۶]


دوازده تن، هم‌شمارِ نقبای بنی‌اسرائیل.

مسلم نیشابوری نیز در صحیح خود از رسول خدا نقل کرده که فرمودند:

إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حَتَّى یَمْضِی فیهِمْ اثْنا عَشَرَ خَلِیفَة.[۷]


به درستی كه این امر (یعنی آیین اسلام) برچیده نمی‌شود تا در میان امت دوازده خلیفه ظاهر شوند.

در برخی روایات اهل سنت آمده که با از بین رفتن این دوازده خلیفه بزرگوار، امان از اهل زمین برداشته می‌شود. در کنز العمال از انس بن مالک نقل شده که پیامبر فرمودند:

لَن یَزَالُ هَذَا الدِّینُ قائِماً إِلَى اثْنَی عَشَرَ مِنْ قُرَیشٍ؛ فَإِذا هَلَکوا ماجَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِها.[۸]


همواره این دین پابرجاست تا آنكه دوازده (خلیفه) از قریش بیایند؛ پس چون از دنیا بروند، زمین اهلش را فرو می‌برد.

این مضمون در روایات شیعه نیز به وفور دیده می‌شود.

عارف نامدار اهل سنّت، محی‌الدین عربی نیز روایتی را درباره مهدی موعود علیه‌السلام نقل می‌کند که گواه عصمت آن بزرگوار است. وی می‌نویسد:

در توصیف مهدی روایت است که [پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله] فرمود: او (مهدی) پیرو و دنباله‌رو راه من است و خطا نمی‌کند.[۹]

در کتاب «منتخب الاثر» ۳۱۰ روایت حاکی از دوازده‏‌گانه بودن ائمّه و خلفای پیامبر گردآوری شده است.[۱۰] از مجموع ۳۱۰ روایت، ۱۶۱ حدیث در مقام تشریح خصوصیات و احیاناً ذکر اسامی هر دوازده خلیفه یا برخی از آنها صادر گردیده است.[۱۱] مثلاً گفته‌‏اند که اولین آن پیشوایان حضرت علی‌بن ابی‌طالب و آخرین آن‏ها حضرت مهدی است؛ یا آنکه مانند آنچه در حدیث لوح حضرت فاطمه آمده نام اوصیای پیامبر و امیرالمومنین علی ذکر گردیده است. از این میان در بیش از ۵۰ روایت به نام تک‌تک امامان امّت تصریح گردیده و در انتها از حضرت مهدی علیه‌السلام یاد شده است.[۱۲]

بنا بر این اَسناد روایی، روشن است که آن مهدی موعود و آن منجی مسعود، یکی از امامان دوازده‏‌گانه و دقیقاً آخرین ایشان است. او یکی از جانشینان بزرگوار پیامبر است که امور امّت و امر امامت، یکی پس از دیگری به آنان سپرده می‏‌شود و مردم زمانشان به شناخت ایشان موظّف‌اند. به همین دلیل نمی‌توان پنداشت که مهدی امّت تنها یک مصلح اجتماعی برخاسته از اقشار معمول جامعه باشد. او یکی از دوازده چهره شاخص پس از پیامبر و جانشین آن بزرگوار است.

شیعیان در مباحث امامت به تفصیل روشن ساخته‌اند که جانشین پیامبر باید شبیه او باشد تا بتواند در جایگاه حضرتش بنشیند و بنایی را که رسول خاتم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله بنیان نهاده است اداره کند. به همین دلیل خلیفه رسول اللّه، در تمام شؤون پیامبر (به جز اخذ وحی قرآن و تشریع سنن جاودانه) باید کمالات پیامبر را داشته باشد. از آن جمله امام باید در موارد ذیل صاحب کمالات پیامبر باشد:

  1. علم کامل به قرآن و سنّت پیامبر
  1. 2 عصمت و پاکی از هر گناه و زشتی

خصوصیات دیگری نیز برای امام لازم و ضروری است که به جهت اختصار، از ذکر آن‌ها در این جا خودداری می‏‌کنیم.

پانویس

  1. كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۲۹
  2. كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۷
  3. در روایات شیعی ظاهر و تنزیل قرآن به یك معنا و باطن و تأویل آن هم معادل یكدیگرند. منظور از تنزیل قرآن، اموری است كه به مناسبت آنها، آیه شریفه نازل شده است و تأویل قرآن، مواردی است كه با امور مزبور شباهت دارد و حكم هر دو یكی است. تشخیص حدّ شباهت كه موجب شود حكم آیه‌ای كه در مورد گذشتگان نازل شده، بر آیندگان هم تطبیق كند و جاری شود، به عهده حاملان معصوم علوم قرآن است. به عنوان مثال به روایت زیر بنگرید: عَنْ فُضَیلِ بْنِ یسَارٍ قَالَ: سَألْتُ أبا جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذِهِ الرِّوَایةِ ما مِنَ الْقُرْآنِ آیةٌ إلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَقَالَ ظَهْرُهُ تَنْزِیلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ یكُنْ یجْرِی كَمَا یجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ كَمَا جَاءَ تَأْوِیلُ شَی‏ءٍ مِنْهُ یكُونُ عَلَى الْأَمْوَاتِ كَمَا یكُونُ عَلَى الْأَحْیاءِ قَالَ اللَّهُ وَ ما یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُه‏. بصائر الدرجات، ج‏۱، ص: ۱۹۶
  4. كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: ۱۱۴
  5. کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص ۲۸۰.
  6. مسند احمد، ج ۱، ص ۳۹۸.
  7. صحیح مسلم، ج۶، ص ۳.
  8. کنز العمال، ج ۱۲، ص ۳۴؛ ح ۳۳۸۶۱.
  9. الفتوحات المكیة، ابن العربی، ج ۳ ، ص ۳۳۲؛ " وَرَدَ الخَبرُ فی صِفَةِ المَهدیِّ أنّهُ قالَ: یَقفُو أثَری لا یُخطِئُ"
  10. منتخب الاثر، باب ۱.
  11. منتخب الاثر، باب دوم.
  12. منتخب الاثر، باب دوم.