اسکندر‌ بن دربیس

از ویکی‌مهدی

تشرفات و ملاقات ها - اسکندر‌ بن دربیس

آیةالله، علّامه حلّی در کتاب ایضاح الاشتباه فرموده است:

به خطّ صفیّ‌الدّین‌بن محمّد چنین یافتم: برهان‌الدّین قزوینی -وفّقه الله تعالی- برای من نقل نمود و فرمود: شنیدم سیّدفضل‌الله راوندی می‌فرماید: امیری به نام «عکبر» وارد شد.

یکی از ما گفت: این عَکبر -به فتح عین- است.

پس سیّدفضل‌الله فرمود: چنین نگویید، بلکه بگویید: عُکبُر -به ضمّ عین و باء. هم‌چنین است شیخ اصحاب ما هارون‌بن موسی التّلعُکبُری -به ضمّ عین و باء.

و فرمود: در یکی از روستاهای همدان به نام «ورشید»، فرزندان این عُکبُر هستند که یکی از ایشان اسکندربن دربیش[۱] بن عُکبر است. و او از امیران درست‌کار و از کسانی بود که حضرت قائم(علیه السلام) را چند بار دید.

نیز سیّدفضل‌الله فرمود: عکبر و ماوی و دبیان[۲] و دربیش امیران شیعه در عراق و بزرگان و پیش‌گامان ایشان بودند. و یکی از کسانی که بر او عقد خِنصِر می‌شد، همان اسکندری است که پیش‌تر ذکر شد.[۳]

و مراد از عقد خنصر -یعنی انگشت کوچک- بر او، بزرگی مقام و جلالت قدر او نزد مردمان است که هرگاه بخواهند بزرگان را بشمارند، نفر نخست او باشد؛ زیرا رسم است که مردم برای شمردن با انگشتان، با انگشت کوچک آغاز می‌کنند و آن را می‌بندند.

عالم جلیل، شیخ منتجب‌الدّین در رجال خود فرموده: امیر زاهد، صارم‌الدّین، اسکندر‌بن دربیس‌بن عکبری[۴] ورشیدی خرقانی، از فرزندان مالک‌بن حارث اشتر نخعی، فردی درست‌کار و پرهیزکار و مورد اعتماد است.[۵]

و نیز در همان کتاب فرموده: امرای زهّاد، تاج‌الدّین محمود و بهاءالدّین مسعود و شمس‌الدّین محمّد، فرزندان امیر زاهد، صارم‌الدّین اسکندر‌بن دربیس، فقیه و درست‌کارند.[۶]

و آن سه تن که در ایضاح از آنان نام برده شد، از علما و فقهای بزرگ و محدّث‌اند و تألیفات معروفی دارند.


نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان

  1. إیضاح الاشتباه: دیربیش.
  2. إیضاح الاشتباه: ماری و دبنان.
  3. إیضاح الاشتباه / 315.
  4. الفهرست: دوربیس‌بن عکیر.
  5. الفهرست (للرّازی) / 36.
  6. الفهرست (للرّازی) / 124.