حسین مُدَلَّل

از ویکی‌مهدی

تشرفات و ملاقات ها - حسین مُدَلَّل

نیز در همان کتاب گوید: این حکایت نزد بیشتر اهل نجف اشرف مشهور است. و کسی که به او اطمینان دارم برایم چنین نقل کرد:

خانه‌ای که من الآن، یعنی سال هفت‌صد و هشتاد و نه در آن ساکنم، مال مردی از اهل خیر و صلاح، به نام حسین مُدَلَّل بود. و «ساباط[۱] مدلّل»، (در نزدیکی صحن حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام)) به نام همین شخص معروف شده بود. (و به آن «ساباط حسین مدلّل» می‌گفتند که در جهت غربی و شمالی قبر مقدّس قرار داشت.) این خانه به دیوار صحن مقدّس چسبیده و در نجف اشرف مشهور است. و حسینِ صاحب ساباط، عیال و اطفال داشت.

او دچار بیماری فلج شد و مدّتی گذشت که توان ایستادن نداشت و خانواده‌اش در وقت حاجت او را بلند می‌کردند. با طولانی شدن دوران بیماری‌اش، کار بر خانواده‌ی او به شدّت سخت شد و نیازمند و گرفتار فقر و محتاج به خلق شدند.

در سال هفت‌صد و بیست، شبی از شب‌ها، بعد از آن‌که یک‌چهارم شب سپری شده بود، خانواده‌اش را بیدار کرد، پس برخاستند و دیدند که خانه و بام خانه، سرشار از نوری خیره‌کننده شده است.

به او گفتند: چه خبر است؟

گفت: امام زمان(علیه السلام) نزد من آمد و فرمود: «برخیز ای حسین!»

عرض کردم: ای سیّد من! آیا چنین می‌بینید که توان برخاستن داشته باشم؟

پس دست مرا گرفت و به پا داشت و همان لحظه، بیماری من از بین رفت و کاملاً بهبود یافتم.

و به من فرمود: این ساباط، مسیر من برای زیارت جدّم است؛ درِ آن را هر شب ببند. عرض کردم: شنیدم و از خدا و شما اطاعت کردم، ای مولای من.

پس مدلّل برخاست و به زیارت حضرت علی(علیه السلام) رفت و حمد الهی برای چنین لطف و نعمتی به جای آورد.

(آن ساباط تا الآن به ساباط حسین مدلّل مشهور است) و مردم برای آن ساباط نذرها می‌کنند و به برکت حضرت قائم(علیه السلام) به مراد خود می‌رسند.[۲]


نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان

  1. گذر سرپوشیده.
  2. بحارالأنوار 52 / 73 و 74؛ السّلطان المفرّج / 47 و 48.