سباء - آیه ۵۱ - ۵۴
آیات مهدویت - سوره سباء - آیه 51 - 54
«وَ لَوْ تَری إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ* وَ قالُوا: آمَنَّا بِهِ وَ أَنَّی لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ؟* وَ قَدْ کَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ وَ یَقْذِفُونَ بِالْغَیْبِ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ* وَ حِیلَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ ما یَشْتَهُونَ کَما فُعِلَ بِأَشْیاعِهِمْ مِنْ قَبْلُ، إِنَّهُمْ کانُوا فِی شَکٍّ مُرِیبٍ»[۱]
و چنانچه آنان را بینی که هراسانند پس دیگر هیچ از عذاب آنها فوت و زایل نشود، و از جای نزدیکی گرفته شوند و گویند به آن ایمان آوردیم و با اینهمه دوری کی توانند به آن مقام نایل شوند و حال آنکه از پیش به آن کفر ورزیدهاند و به رسول ما و حقایق غیبت نسبتهای بسیار دوری میزدند و میان آنها و آرزوهایشان جدائی و مباينت افتاد همچنانکه نسبت به همکیشان آنها که همانند اینان در شک و ریب بودند؛ پیشتر چنین شد.
محمّد بن إبراهیم النّعمانیّ فی الغیبة، عن علیّ بن أحمد: عن عبیداللّه[۲] ابن موسی [العلویّ (بن العبّاس)، عن عبداللّه بن محمّد، قال: حدّثنا محمّد بن خالد، عن الحسن بن المبارک، عن أبی إسحاق الهمدانیّ، عن الحارث [الهمدانیّ] ، عن (علیّ) أمیر المؤمنین علیهالسّلام أنّه قال:
«المهدیّ أقبل جعد، بخدّه خال، یکون مبدأه من قبل المشرق، فإذا[۳] کان ذلک خرج السّفیانیّ فیملک قدر حمل امرأة تسعة أشهر، یخرج بالشّام فینقاد[۴] له أهل الشّام إلّا طوائف [من ال] مقیمین علی الحقّ یعصمهم اللّه عن[۵] الخروج معه، و یأتی المدینة بجیش جرّار حتّی إذا انتهی إلی بیداء المدینة خسف [اللّه] به، و ذلک قول اللّه عزّوجلّ فی کتابه: وَ لَوْ تَری إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ.[۶]
محمد بن ابراهيم نعمانی: در کتاب غیبت از علی بن احمد، از عبد [عبيد] الله بن موسی علوی (بن العباس) از عبدالله بن محمد که گفت: حدیثمان داد محمد بن خالد، از حسن بن مبارک، از ابواسحاق همدانی، از حرث (حراث) از حضرت علی امیرالمؤمنین علیهالسلام که فرمود:
حضرت مهدی دارای چشمانی مخمور و موهای پیچیده است و در گونهاش خال میباشد، آغاز کارش از سوی مشرق خواهد بود، [و] پس چون چنین شود سفیانی خروج کند که به مقدار حاملگی یک زن نه ماه حکومت خواهد یافت، او در شام خروج میکند پس اهل شام سر به فرمان او خواهند شد مگر گروههایی از آنان که بر حق پایدار ماندهاند خداوند ایشان را از خروج با وی محفوظ میدارد، و با لشکر جاری به مدینه میآید تا هنگامی که به بیداء مدینه رسد خداوند او را به زمین فرو خواهد برد، و این است فرموده خدای عزوجل در کتابش و چنانچه آنان را ببینی که هراسانند پس دیگر هیچ از عذاب آنها فوت و زایل نشود، و از جای نزدیکی گرفته شوند»
علیّ بن إبراهیم قال: حدّثنی أبی، عن ابن أبی عمیر، عن منصور بن یونس، عن أبی خالد الکابلیّ، قال: قال أبو جعفر علیهالسّلام:
«و اللّه لکأنّی أنظر إلی القائم علیهالسّلام و قد أسند ظهره إلی الحجر ثمّ ینشد اللّه حقّه، ثمّ یقول: یا أیّها النّاس، من یحاجّنی فی اللّه فأنا أولی باللّه، أیّها النّاس، من یحاجّنی فی آدم علیهالسّلام فأنا أولی بآدم، أیّها النّاس، من یحاجّنی فی نوح فأنا أولی بنوح علیهالسّلام، أیّها النّاس، من یحاجّنی فی إبراهیم فأنا أولی بإبراهیم علیهالسّلام، أیّها النّاس، من یحاجّنی فی موسی فأنا أولی بموسی علیهالسّلام، أیّها النّاس، من یحاجّنی فی عیسی فأنا أولی بعیسی علیهالسّلام، أیّها النّاس، من یحاجّنی فی رسول اللّه[۷] فأنا أولی برسول اللّه[۸] صلّیاللّهعلیهوالهوسلم، أیّها النّاس، من یحاجّنی فی کتاب اللّه فأنا أولی بکتاب اللّه، ثمّ ینتهی إلی المقام فیصلّی رکعتین و ینشد اللّه حقّه.»
ثمّ قال أبو جعفر علیهالسّلام: «هو -و اللّه- المضطرّ فی کتاب اللّه فی قوله: أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ؟ فیکون أوّل من یبایعه جبرائیل[۹] ثمّ الثّلاث ماءة و الثّلاثة عشر رجلا، فمن کان ابتلی بالمسیر وافی[۱۰] و من لم یبتل بالمسیر فقد عن فراشه، و هو قول أمیر المؤمنین علیهالسّلام: "هم المفقودون عن فرشهم" و ذلک قول اللّه: فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ، أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً - قال:- الخیرات: الولایة.
و قال فی موضع آخر: وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلی أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ و هم [و اللّه أصحاب القائم علیه السّلام یجتمعون و اللّه إلیه فی ساعة واحدة.
فإذا جاء إلی البیداء یخرج إلیه جیش السّفیانیّ فیأمر اللّه الأرض فتأخذ أقدامهم، و هو قوله: وَ لَوْ تَری إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ، وَ قالُوا: آمَنَّا بِهِ یعنی بالقائم من آل محمّد علیهمالسّلام، وَ أَنَّی لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ؟ إلی قوله: وَ حِیلَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ ما یَشْتَهُونَ [یعنی] أن لا یعذّبوا کَما فُعِلَ بِأَشْیاعِهِمْ مِنْ قَبْلُ یعنی من کان قبلهم من المکذّبین هلکوا.»[۱۱]
و «علی بن ابراهیم گوید: پدرم حدیثم داد، از ابن أبی عمیر، از منصور بن يونس، از ابوخالد کابلی که گفت: حضرت ابوجعفر امام باقر عليهالسلام فرمود: به خدا سوگند گوئی قائم عليهالسلام را مینگرم که پشت خود را به حجر کرده سپس خداوند را به حق خودش سوگند میدهد، آنگاه میگوید: ای مردم هرکس درباره خداوند با من محاجه نماید بداند که من به خداوند اولی هستم، ای مردم هرکس درباره آدم با من محاجه کند، پس من نزدیکترین کسان به آدم هستم، ای مردم هرکس در مورد نوح با من محاجه نماید پس من نزدیکترین کسان به نوح هستم، ای مردم هرکس درباره ابراهیم با من گفتگو دارد پس من از همه به ابراهیم نزدیکترم، ای مردم هرکس درباره موسی با من محاجه نماید پس منم نزدیکترین کسان به موسی، ای مردم هرکس درباره عیسی با من محاجه کند پس من نزدیکترین افراد به عیسی میباشم، ای مردم هرکس درباره رسول خدا محمد صلىاللهعليهوآله با من محاجه کند پس منم نزدیکترین افراد به رسول خدا حضرت محمد صلیاللهعليهوآله، ای مردم هرکس درباره کتاب خدا با من محاجه نماید پس منم نزدیکترین کسان به کتاب خداوند. سپس به مقام ابراهيم خواهد رفت، دو رکعت نماز میگذارد و حقش را از خداوند طلب میکند.
آنگاه حضرت ابوجعفر [امام باقر] عليهالسلام فرمود: اوست به خدا سوگند آن مضطری که در کتاب خدا یاد شده در فرموده او: آیا چه کسی دعای مضطر ناچار را به اجابت میرساند و شما را جانشینان زمین قرار میدهد ، پس نخستین کسی که با او بیعت کند جبرئیل است، سپس آن سیصد و سیزده مرد بیعت کنند و هرکدام از ایشان پیش از آن هنگام بیرون از منزل بوده به مقصد به آن حضرت خواهد پیوست، و هرکدام دچار سفر نبوده از بستر خوابش مفقود خواهد شد، و همین است معنی فرموده امیرالمؤمنين عليهالسلام: «آنانند مفقودشوندگان از خوابگاههایشان» [و] آن قول خداوند است: پس به کارهای نیک سبقت گیرید، هر کجا باشید خداوند همگی شما را خواهد آورد. فرمود: خیرات ولایت است. و خداوند در جای دیگر فرموده: و چنانچه عذاب را تا هنگام معینی افراد معدودی به تعویق اندازیم ... و ایشان به خدا قسم اصحاب قائم عليهالسلام هستند به خدا سوگند در یک ساعت نزد او جمع میشوند، پس چون به بیداء بیاید لشکر سفیانی به سویش خروج کند، که خداوند امر فرماید زمین پاهایشان را میگیرد، و این است (معنی) فرموده خداوند و اگر ای رسول ما ببینی کافران را هنگامیکه هراسانند پس هیچ از عذابشان فوت و زایل نشود و از جایگاه نزدیکی گرفته شوند و گویند به او ایمان آوردیم یعنی: به قائم از آل محمد عليهمالسلام و با اینهمه دوری کی توانند به آن مقام نایل شوند تا آنجا که فرموده و میان آنها و آرزوهایشان جدائی و مباينت افتاد؛ یعنی: اینکه عذاب نشوند و همچنانکه نسبت به همکیشان آنها پیشتر چنین شدم یعنی: کسانی که پیش از ایشان بودند از تکذیب کنندگانی که هلاک گشتند.
ثمّ قال علیّ بن إبراهیم: فی روایة أبی الجارود، عن أبی جعفر علیهالسّلام فی قوله: وَ لَوْ تَری إِذْ فَزِعُوا [قال : «من الصّوت، و ذلک الصّوت من السّماء»
(و فی قوله): وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ قال: «من تحت أقدامهم خسف بهم.»[۱۲]
سپس علی بن ابراهیم: گوید: و در روایت ابوالجارود از حضرت ابوجعفر باقر عليهالسلام درباره قول خداوند: {و چنانچه کافران را ببینی که هراسانند} فرمود: از صدا: و آن صدا از سوی آسمان است، و درباره فرموده خداوند: و از جایگاه نزدیکی گرفته شوند و فرمود: از زیر پاهایشان زمین آنان را فرو میبرد.
ثمّ قال: أخبرنا الحسین بن محمّد، عن المعلّی بن محمّد [عن محمّد] ابن جمهور، عن ابن محبوب، عن أبی حمزة، قال: سألت أبا جعفر علیهالسّلام عن قوله: وَ أَنَّی لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ قال:
«إنّهم طلبوا الهدی من حیث لا ینال و قد کان لهم مبذولا من حیث ینال[۱۳].»[۱۴]
سپس گوید: حسین بن محمد خبرمان داد، از معلی بن محمد بن جمهور، از ابن محبوب، از ابوحمزه که گفت: از حضرت ابوجعفر امام باقر عليهالسلام راجع به قول خداوند: با اینهمه دوری کی توانند به آن مقام نایل شوند پرسیدم، آن جناب در جواب فرمودند: اینان از راهی که بدست نمیآید هدایت را جستجو کردند و حال آنکه از راه معمولش برایشان فراهم میشد».
العیّاشیّ، بإسناده: عن عبد الأعلی الحلبیّ، قال: قال أبو جعفر علیهالسّلام:
«یکون لصاحب هذا الأمر غیبة ...» و ذکر حدیثا طویلا یتضمّن غیبة صاحب الأمر علیهالسّلام و ظهوره، إلی أن قال علیهالسّلام:
«فیدعو النّاس (یعنی القائم علیهالسّلام) إلی کتاب اللّه و سنّة نبیّه علیهوآلهالسّلام و الولایة لعلیّ بن أبی طالب علیهالسّلام و البرائة من عدوّه، و لا یسمّی أحدا حتّی ینتهی إلی البیداء فیخرج إلیه جیش السّفیانیّ فیأمر اللّه الأرض فیأخذهم من تحت أقدامهم، و هو قول اللّه (عزّوجلّ): وَ لَوْ تَری إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ، وَ قالُوا: آمَنَّا بِهِ یعنی بقائم آل محمّد وَ قَدْ کَفَرُوا بِهِ یعنی بقائم آل محمّد ... إلی آخر السّورة. فلا[۱۵] یبقی منهم إلّا رجلان یقال لهما: وتر و وتیر من مراد، وجوههما فی أقفیتهما یمشیان القهقری، (ف) یخبران النّاس بما فعل بأصحابهما.»[۱۶]
عیاشی بسند خود از عبدالاعلى حلبی آورده که گوید: حضرت ابوجعفر عليهالسلام فرمود: البته صاحب این امر را غیبتی خواهد بود... و سخنی طولانی بیان داشت که متضمن غيبت و ظهور حضرت صاحب الامر عليهالسلام است تا آنجا که فرمود:
پس، مردم را به کتاب خدا و سنت پیغمبرش عليهوآلهالسلام و ولایت على بن أبي طالب و بیزاری از دشمنش دعوت میکند (یعنی حضرت قائم عليهالسلام) ولی نام کسی از دشمنان را نمیبرد، تا آنگاه که به بیداء رسد سپاهیان سفیانی به سویش خروج کنند، پس خداوند به زمین امر خواهد کرد که از زیر پاهایشان آنها را بگیرد، و همین است (معنی) قول خدای عزوجل: و اگر زای رسول ما بینی کافران را هنگامیکه هراسانند پس هیچ از عذابشان فوت و زایل نشود و از جایگاه نزدیکی گرفته شوند و گویند به او ایمان آوردیم ک یعنی: و گویند به قائم آل محمد عليهالسلام ایمان آوردیم و و حال آنکه از پیش به آن کفر ورزیدهاند یعنی به قائم آل محمد عليهمالسلام تا آخر سوره... پس کسی از آنان باقی نمیماند مگر دو مرد بنام و ترووتیر از قبيل مراد، که صورتهایشان در پشتهایشان خواهد بود که به پشت راه خواهند رفت و آنچه بر سر یارانشان آمد را به مردم خبر میدهند.
این حديث طولانی است که در ذیل فرموده خداوند: (وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ[۱۷] از سوره انفال گذشت).
محمّد بن العبّاس، قال: حدّثنا محمّد بن الحسن بن علیّ بن الصّباح المداینیّ، عن الحسن بن محمّد بن شعیب، عن موسی بن عمر بن یزید، عن ابن أبی عمیر، عن منصور بن یونس، عن إسماعیل بن جابر، عن أبی خالد الکابلیّ، عن أبی جعفر علیهالسّلام قال:
«یخرج القائم علیهالسّلام فیسیر حتّی یمرّ بمرّ[۱۸] فیبلغه أنّ عامله [قد] قتل، فیرجع إلیهم فیقتل المقاتلة و لا یزید علی ذلک شیئا.
ثمّ ینطلق فیدعو النّاس حتّی ینتهی إلی البیداء، فیخرج جیش السّفیانیّ[۱۹] فیأمر اللّه عزّوجلّ: الأرض أن تأخذ بأقدامهم، و هو قوله عزّوجلّ: وَ لَوْ تَری إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ* وَ قالُوا: آمَنَّا بِهِ یعنی بقیام القائم علیهالسّلام وَ قَدْ کَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ یعنی بقیام القائم علیهالسّلام[۲۰] من آل محمّد علیهمالسّلام وَ یَقْذِفُونَ بِالْغَیْبِ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ* وَ حِیلَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ ما یَشْتَهُونَ کَما فُعِلَ بِأَشْیاعِهِمْ مِنْ قَبْلُ. إِنَّهُمْ کانُوا فِی شَکٍّ مُرِیبٍ »[۲۱]
محمد بن العباس: گوید: محمد بن الحسن بن على بن صباح مداینی حدیثمان داد، از حسن بن محمد بن شعيب، از موسی بن عمر بن یزید (زید)، از ابن ابی عمیر، از منصور بن يونس، از اسماعیل بن جابر، از ابوخالد کابلی، از حضرت ابوجعفر باقر عليهالسلام روایت کرده که آن جناب فرمود: حضرت قائم علیهالسلام خروج می کند و به سیر خود ادامه میدهد تا اینکه از مراو می گذرد، به او خبر می رسد که عاملش کشته شده، پس به سوی آنان باز میگردد پس مقاتلان را میکشد و چیزی بر آن نمیافزاید.
سپس در مسیر خود مردم را به حق دعوت میکند، تا اینکه به بیداء میرسد، پس لشکر سفیانی (دو لشکر سفیانی) به مقابله با آن جناب بیرون میآیند، که خدای عزوجل به زمین امر فرماید که از پاهایشان آنها را بگیرد و همین است قول خدای عزوجل: و چنانچه آنان را بینی که هراسانند پس هیچ از عذابشان فوت و زایل نشود و از جای نزدیکی گرفته شونده و گویند به آن ایمان آوردیم یعنی به قیام حضرت قائم عليهالسلام و حال آنکه از پیش به آن کفر ورزیدهاند یعنی به قيام قائم از آل محمد عليهالسلام، و به رسول ما و حقایق غیب نسبتهای بسیار دوری می زدنده و میان آنها و آرزوهایشان جدائی و مباينت افتاد همچنانکه نسبت به همکیشان آنها که همانند اینان در شک و ریب بودند پیشتر چنین شد»
سیمای حضرت مهدی در قرآن، هاشم بن سلیمان بحرانی، قائمیه اصفهان ص ۳۱۱
پانویس
- ↑ سبأ (۳۴): ۵۱- ۵۴.
- ↑ در متن: عبد اللّه.
- ↑ در مأخذ: و إذا.
- ↑ در متن: فیقاد.
- ↑ در مأخذ: من.
- ↑ کتاب الغیبة: ۳۰۴- ۳۰۵ [باب ۱۸، ح ۱۴].
- ↑ در مأخذ: فی محمّد.
- ↑ در مأخذ: من محمّد.
- ↑ [در مأخذ: جبرئیل.]
- ↑ در مأخذ: وافاه.
- ↑ تفسیر قمی ۲: ۲۰۵.
- ↑ تفسیر قمی ۲: ۲۰۵.
- ↑ [در متن: یناله.]
- ↑ تفسیر قمی ۲: ۲۰۶.
- ↑ [در مأخذ: و لا.]
- ↑ تفسیر العیّاشی ۲: ۵۶- ۵۷ [انفال، ح ۴۹].
- ↑ حدیث فوق [به شماره ی ۵۴] در ذیل آیه ی بیست و یکم همین کتاب گذشت.
- ↑ [بمرّ نیز خوانده می شود. مرّ (مرّ ظهران) ناحیه ای در نزدیکی مکّه است و مرّ نیز وادی ای در إضم در راه مکّه به یمامه. رک. معجم البلدان 1: 104 و 106 و 5: 214.]
- ↑ در مأخذ: جیشان للسّفیانیّ.
- ↑ [در مأخذ: قائم.]
- ↑ تأویل الآیات الظّاهرة ۲: ۴۷۸ [ح ۱۲].