شعراء - آیه ۴
آیات مهدویت - سوره شعراء - آیه 4
«إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ»[۱]
اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند.
روایت اول:
محمّد بن یعقوب: عن محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد بن عیسی، عن علیّ بن الحکم، عن أبی أیّوب الخزّاز، عن عمر بن حنظلة، قال: سمعت أبا عبد اللّه علیهالسلام یقول:
«خمس علامات قبل قیام القائم علیهالسلام: الصّیحة، و السّفیانیّ، و الخسف، و قتل النّفس الزّکیّة و الیمانیّ.»
فقلت: جعلت فداک! إن خرج أهل[۲] بیتک قبل هذه العلامات، أنخرج معه؟ قال: «لا.» (قال:) فلمّا کان من الغد تلوت هذه الآیة: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ فقلت له: أهی الصّیحة؟ فقال: «أما لو کانت خضعت أعناق أعداء اللّه عزّوجلّ.»[۳]
محمد بن يعقوب: از محمد بن یحیی، از احمد بن محمد بن عيسى، از علی بن الحکم، از ابوایوب خزاز از عمربن حنظله آورده که گفت: شنیدم حضرت امام ابوعبدالله صادق عليهالسلام میفرمود: «پنج علامت پیش از قيام قائم عليهالسلام هست: صيحة [آسمانی]، و سفیانی، و فرورفتگی (زمین در بیداء، و کشته شدن نفس زکیه، و یمانی.»
راوی گوید: عرضه داشتم: فدایت گردم پس اگر کسی از خاندان تو پیش از این نشانه ها خروج کند آیا با وی خروج نمائیم؟ فرمود: نه. گوید: چون فردای آن روز شد این آیه را تلاوت کردم: و اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند پس به آن جناب عرض کردم: آیا [منظور] این صیحه است؟ فرمود: همانا چنانچه انجام گیرد گردنهای دشمنان خدای عزوجل تسلیم و خاضع خواهد شد».
روایت دوم:
علیّ بن إبراهیم، عن أبیه: عن ابن أبی عمیر، عن هشام، عن أبی عبداللّه علیهالسلام [قال]: «تخضع رقابهم- یعنی بنی أمیّة و هی الصّیحة من السّماء باسم صاحب الأمر علیهالسلام.»[۴]
علی بن ابراهيم: از پدرش، از ابن ابی عمیر، از هشام، از حضرت امام ابوعبدالله صادق عليهالسلام روایت آورده که آن حضرت فرمود:
گردنهایشان یعنی بنیامیه خاضع خواهد شد، و آن صیحه از آسمان است بنام صاحب الامر عليهالسلام.
روایت سوم:
محمّد بن إبراهیم النّعمانیّ، فی الغیبة: قال: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید، قال: حدّثنا علیّ بن الحسن، عن أبیه، عن أحمد بن عمر الحلبیّ، عن الحسین.
ابن موسی، عن فضیل بن محمّد مولی محمّد بن راشد الحلبیّ[۵]، عن أبی عبد اللّه علیهالسلام [أنّه] قال:
«أما إنّ النّداء [من السّماء] باسم القائم علیهالسلام فی کتاب اللّه لبیّن.» فقلت: [ف] أین هو، أصلحک اللّه؟ فقال:
«فی طسم* تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبِینِ قوله: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ قال:- إذا أصبحوا سمعوا الصّوت[۶] و کأنّما علی رؤوسهم الطّیر.»[۷]
محمد بن ابراهيم نعمانی: در کتاب الغيبه گوید: احمد بن محمد بن سعيد خبرمان داد و گفت: حديثمان داد علی بن الحسن والحسين از پدرش، از احمد بن عمر حلبی، از حسین بن موسی، از فضیل بن محمد مولی محمد بن راشد حلبی، از حضرت ابی عبدالله امام صادق عليهالسلام که فرمود:
اما نداء [از آسمان بنام حضرت قائم عليهالسلام همانا در کتاب خداوند روشن است، عرضه داشتم: پس این در کجای قرآن است اصلحك الله؟ فرمودند:
در طسم و این آیات روشن کتاب خداست ؟ فرموده خداوند و اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند و حضرت فرمود: چون صبح کنند صدا را بشنوند (صدا را بشنوند صبح کنند) در حالیکه انگار پرندگانی بر روی سر آنان باشد.
روایت چهارم:
عنه، قال: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید، قال: حدّثنا علیّ بن الحسن التّیملیّ، قال: حدّثنا عمرو بن عثمان، عن الحسن بن محبوب، عن عبداللّه بن سنان قال:
کنت عند أبی عبد اللّه علیهالسلام فسمعت رجلا من همدان یقول [له]: إنّ هؤلاء العامّة یعیّرونا و یقولون [لنا]: إنّکم تزعمون أنّ منادیا ینادی [من السّماء] باسم صاحب هذا الأمر، و کان متّکئا فغضب و جلس ثمّ قال:
«لا ترووه عنّی و ارووه عن أبی و لا حرج علیکم فی ذلک، أشهد أنّی [قد] سمعت أبی علیهالسلام یقول: و اللّه إنّ ذلک فی کتاب اللّه عزّوجلّ لبیّن حیث یقول:
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ و لا یبقی[۸] فی الأرض یومئذ أحد إلّا خضع و ذلّت رقبته [لها] فیؤمن أهل الأرض إذا سمعوا الصّوت من السّماء: ألا إنّ الحقّ فی علیّ بن أبی طالب علیهالسلام و شیعته.
[قال:] فإذا کان من الغد صعد إبلیس فی الهواء حتّی یتواری عن أهل الأرض ثمّ ینادی: ألا إنّ الحقّ فی عثمان بن عفّان [و شیعته فإنّه قتل مظلوما فاطلبوا بدمه.»
قال علیهالسلام: «فیثبّت اللّه الّذین آمنوا بالقول الثّابت علی الحقّ، و هو النّداء الأوّل و یرتاب یومئذ الّذین فی قلوبهم مرض، و المرض- و اللّه- عداوتنا، فعند.
ذلک یتبرّؤون منّا و یتناولونا و یقولون[۹]: إنّ المنادی الأوّل سحر من سحر أهل هذا البیت.» ثمّ تلا أبو عبد اللّه علیهالسلام [قول اللّه عزّوجلّ : وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا: سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ.][۱۰]
و از اوست: که گفت: خبرمان داد احمد بن محمد بن سعید گوید: حدیثمان داد علی بن الحسن الحسين تیملی، گوید: حدیثم داد عمروبن عثمان، از حسن بن محبوب، از عبدالله بن سنان که گفت: در محضر امام ابوعبدالله صادق عليهالسلام بودم که شنیدم شخصی از همدان میگفت: این ستيان ما را سرزنش میکنند و به ما میگویند: شما میپندارید که آواز دهندهای از آسمان به نام صاحب این امر بانگ خواهد زد. آن حضرت تکیه داده بود خشمگین شد و نشست، سپس فرمود: این سخن را از من نقل نکنید و از پدرم نقل کنید که هیچ اشکالی برای شما نخواهد داشت. من شهادت میدهم که از پدرم عليهالسلام شنیدم میفرمود: والله این مطلب در کتاب خدا کاملا روشن است که میفرماید: و اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند پس آن روز احدی در زمین باقی نمیماند مگر اینکه در مقابل آن نشانه گردن کج کند و همه اهل زمین وقتی بشنوند صدایی از آسمان بلند است که: آگاه باشید که حق با علی بن ابی طالب عليهالسلام و شیعیان او است، ایمان میآورند.
و چون فردای آن روز شود ابلیس بر هوا رود تا جائی که از چشم زمینیان مخفی گردد. آنگاه بانگ برآورد که: توجه کنید حق با عثمان بن عفان و شیعیان او است زیرا که او مظلوم کشته شد خونش را مطالبه کنید. حضرت فرمود: پس در آن هنگام خداوند مؤمنان را با قول ثابت بر حق استوار میسازد که همان ندای اول است، ولی آنها که در دلشان مرض هست که مرض به خدا قسم دشمنی ما است. در شک میافتند، در آن هنگام از ما دوری جویند و ما را اهانت میکنند و میگویند: منادی اول سحری بود از سحرهای این خاندان. سپس حضرت ابوعبدالله صادق عليهالسلام این آیه را تلاوت کرد: و اگر کافران آیتی بینند باز اعراض کرده و گویند که این سحری کامل است».
روایت پنجم:
و عنه، قال: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید، قال: حدّثنا محمّد بن المفضّل بن إبراهیم و سعدان بن إسحاق بن سعید و أحمد بن الحسین بن عبد الملک و محمّد بن أحمد بن الحسن القطوانیّ، جمیعا عن الحسن بن محبوب، عن عبد اللّه بن سنان، مثله سواء بلفظه.[۱۱]
و از اوست: که گوید: احمد بن محمد بن سعید خبرمان داد، گفت: محمد بن المفضل افضل بن ابراهیم و سعدان بن اسحاق بن سعيد، و احمد بن حسین بن عبدالملک الكريم و محمد بن احمد بن الحسن قطرانی همگی از حسن بن محبوب از عبدالله بن سنان مانند همین حدیث را به همین عبارت آورده».
روایت ششم:
و عنه، قال: أخبرنا[۱۲] أحمد بن محمّد بن سعید، قال: حدّثنا القاسم ابن محمّد بن الحسن[۱۳] بن حازم، قال: حدّثنا عبیس بن هشام النّاشریّ، عن عبد اللّه بن جبلة، عن عبد الصّمد بن بشیر، عن أبی عبد اللّه جعفر بن محمّد علیهماالسلام و قد سأله عمارة الهمدانیّ فقال [له]:
أصلحک اللّه! إنّ النّاس[۱۴] یعیّرونا و یقولون: إنّکم تزعمون أنّه سیکون صوت من السّماء. فقال له:
«لا ترووه[۱۵] عنّی و ارووه[۱۶] عن أبی، کان أبی یقول: هو فی کتاب اللّه: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ فیؤمن أهل الأرض جمیعا للصّوت [الأوّل]، فإذا کان من الغد صعد[۱۷] إبلیس اللّعین حتّی یتواری من الأرض فی جوّ السّماء ثمّ ینادی: ألا إنّ عثمان قتل مظلوما فاطلبوا بدمه، فیرجع من أراد اللّه عزّوجلّ به شرّا[۱۸] و یقولون: هذا سحر الشّیعة و حتّی یتناولونا و یقولون: هو من سحرهم، و هو قول اللّه عزّوجلّ: وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا: سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ.»[۱۹]
و از اوست: که گوید: احمد بن محمد بن سعید خبرمان داد، وی گفت: قاسم بن محمد بن الحسين الحسن بن حازم حدیثمان داد، گفت: عبیس بن هشام ناشری حدیثمان داد، از عبدالله بن جبله، از عبدالصمد بن بشیر، از حضرت ابی عبدالله جعفر بن محمد صادق عليهالسلام آورده که در جواب عمارة همدانی که پرسیده بود: أضحك الله، مردم مخالف ما را سرزنش میکنند و میگویند: شماها میپندارید صدایی از آسمان خواهد بود؟
از آن حضرت فرمود: آن را از من روایت مکنید و از پدرم روایت کنید، پدرم چنین میفرمود: این در کتاب خداست: اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند پس اهل زمین همگی نسبت به صدای [اول] ایمان میآورند، و چون فردای آن روز شود ابلیس لعین هوا رود تا اینکه از چشم زمینیان مخفی گردد سپس بانگ میزند: آگاه باشید که عثمان مظلوم کشته شد پس برایش خونخواهی کنید، آنگاه هرکس که خداوند عزوجل شری برایش خواسته از اعتقاد صحيح برگردد، و گویند: این سحر شیعه است، و نسبت به ما نیز بدگویی میکنند و گویند: از سحرهای این خاندان است، و همین است (معنی) فرموده خدای عزوجل: «و اگر کافران آیتی ببیند باز اعراض کرده و گویند این سحری کامل است»
روایت هفتم:
و عنه، قال: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید، قال: حدّثنا محمّد بن المفضّل بن إبراهیم بن قیس، قال: حدّثنا الحسن بن علیّ بن فضّال، قال: حدّثنا ثعلبة بن میمون، عن معمر بن یحیی، عن داود الدّجاجیّ، عن أبی جعفر محمّد بن علیّ علیهماالسلام، قال:
«سئل أمیرالمؤمنین علیهالسلام عن قول اللّه عزّوجلّ[۲۰]: فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ[۲۱] فقال: انتظروا الفرج فی[۲۲] ثلاث، فقیل: [یا أمیرالمؤمنین و ما [هنّ]؟
فقال: اختلاف أهل الشّام بینهم، و الرّایات السّود من خراسان و الفزعة فی شهر رمضان، فقیل: و ما الفزعة فی شهر رمضان؟ فقال: أو ما سمعتم قول اللّه عزّوجلّ [فی] القرآن: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ هی آیة تخرج[۲۳] الفتاة من خدرها و توقظ النّائم و تفزع الیقظان.»[۲۴]
و از اوست: که گوید: خبرمان داد احمدبن محمدبن سعید، و گفت: محمد بن المفضل [الفضل] بن ابراهيم بن قيس حدیثمان داد، او گفت: حسن بن علی بن فضال حديثمان داد، گفت: ثعلبة بن میمون، از معمربن یحیی، از داود دجاجی از حضرت ابوجعفر محمد بن علی باقر عليهماالسلام حديثمان داد که آن حضرت فرمود: از امیرالمؤمنين عليهالسلام راجع به قول خدای عزوجل: و پس طوایف مردم از پیش خود اختلاف کردند و سؤال شد، فرمود: فرج را در [از] سه چیز منتظر باشید، عرض شد: آن سه تا چیست؟ فرمود: اختلاف اهل شام بین خودشان، و پرچمهای سیاه از سوی خراسان، و آن ترسی که در ماه رمضان خواهد بود، عرض شد: آن ترسناک در ماه رمضان چیست؟ فرمود: آیا قول خدای عزوجل را در قرآن نشنیدهاید که اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند و این [آیتی] است که دوشیزه را از پردهاش بیرون میکشد و خواب را بیدار، و شخص بیدار را ترسان میسازد»
روایت هشتم:
محمّد بن العبّاس، قال: حدّثنا أحمد بن الحسن بن علیّ، قال: حدّثنا أبی، عن أبیه، عن محمّد بن إسماعیل، عن حنّان بن سدیر، عن أبی جعفر علیهالسلام، قال:
سألته عن قول اللّه عزّوجلّ: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ قال:
«نزلت فی قائم آل محمّد علیهالسلام ینادی باسمه من السّماء.»[۲۵]
محمد بن العباس: گوید: احمد بن الحسن بن على حديثمان داد، وی گفت: پدرم برایمان حدیث گفت، از پدرش، از محمد بن اسماعیل، از حنان بن سدير، از ابوبصير از حضرت ابوجعفر باقر عليهالسلام که راوی گوید: از آن جناب راجع به قول خدای عزوجل: «اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند پرسیدم، فرمود: درباره قائم آل محمد عليهالسلام نازل گشت، اسم او از سوی آسمان اعلام خواهد شد».
روایت نهم:
عنه، قال: حدّثنا علیّ بن عبد اللّه بن أسد، عن إبراهیم بن محمّد، عن أحمد بن معمّر[۲۶] الأسدیّ، عن محمّد بن فضیل، عن الکلبیّ، عن أبی صالح[۲۷]، عن ابن عبّاس فی قوله عزّوجلّ: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ قال:
«هی[۲۸] نزلت فینا و فی بنی أمیّة تکون لنا دولة تذلّ أعناقهم لنا بعد صعوبة و هوان بعد عزّ.»[۲۹]
و از اوست: که گفت: علی بن عبدالله بن اسد حديثمان داد، از ابراهیم بن محمد از احمد بن معمر اسدی، از محمد بن فضیل، از کلبی، از ابوصباح، از ابن عباس درباره قول خدای عزوجل: «اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند فرمود: این درباره ما و راجع به بنی امیه نازل شده، برای ما دولتی خواهد بود که گردنهایشان را خوار میسازد پس از سختی و گردنکشی آنها، و پس از عزت آنها را به پستی میکشاند».
روایت دهم:
و عنه، قال: حدّثنا الحسین بن أحمد[۳۰]، عن محمّد بن عیسی، عن یونس، عن بعض أصحابنا، عن أبی جعفر علیهالسلام، قال: سألته عن قول اللّه عزّوجلّ:
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ قال: «تخضع لها رقاب بنی أمیّة» قال: «ذلک بارز عند زوال[۳۱] الشّمس» قال: «و ذلک علیّ بن أبی طالب علیهالسلام یبرز عن[۳۲] زوال الشّمس و ترکد[۳۳] الشّمس علی رؤوس النّاس ساعة حتّی یبرز وجهه و یعرف النّاس حسبه و نسبه.»
ثمّ قال: «إنّ بنی أمیّة لیختبی[۳۴] الرّجل منهم إلی جنب شجرة فتقول: خلفی رجل من بنی أمیّة فاقتلوه.»[۳۵]
و از اوست: که گوید: حدیثمان داد حسین بن محمد احمد، از محمد بن عیسی، از یونس، از بعض اصحابمان، از حضرت ابوجعفر باقر علیهالسلام که راوی گوید: از آن جناب راجع به قول خدای عزوجل: {اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند} پرسیدم، فرمود: گردنهای بنیامیه برای آن خوار میشود، حضرت افزود: آن آیت از خورشید آشکار میگردد، فرمود: و او علی بن ابی طالب عليهالسلام است که هنگام زوال خورشید و تابش آفتاب ساعتی بالای سر مردم آشکار شود، تا آنجا که صورتش ظاهر گردد، و مردم حسب و نسبش را بشناسند.
سپس فرمود: همانا بنی امیه کارشان به جایی میرسد که هرکدام از آنان پشت درختی پنهان شود، آن درخت گوید: پشت من مردی از بنی امیه است او را بکشید.
روایت یازدهم:
و عنه، قال: حدّثنا الحسین بن أحمد، عن محمّد بن عیسی، عن یونس، قال: حدّثنا صفوان بن یحیی، عن أبی عثمان، عن معلّی بن خنیس، عن أبی عبد اللّه علیهالسلام قال:
«قال أمیر المؤمنین علیهالسلام: انتظروا الفرج فی ثلاث. قیل: و ما هی[۳۶]؟ قال:
اختلاف أهل الشّام بینهم، و الرّایات السّود من خراسان، و الفزعة فی شهر رمضان، فقیل له: و ما الفزعة فی شهر رمضان؟ قال: أما سمعتم قول اللّه عزّوجلّ فی القرآن: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ - قال:
«إنّه تخرج الفتاة من خدرها، و یستیقظ النّائم، و یفزع الیقظان.»[۳۷]
و از اوست: که گفت: حسین بن احمد حديثمان داد، از محمد بن عیسی، از یونس، که گفت: صفوان بن یحیی حدیثمان داد، از ابوعثمان، از معلی بن خنیس، از حضرت ابی عبدالله صادق عليهالسلام که فرمود: حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: فرج را در ظاهر شدن سه چیز بخواهید، عرض شد: آنها چیستند؟
فرمود: اختلاف اهل شام در میانه خودشان، و پرچمهای سیاه از خراسان، و [آیت] ترسناک در ماه رمضان، گفته شد: آن [آیت] ترسناک در ماه رمضان چیست؟ فرمود: آیا قول خدای عزوجل در قرآن را نشنیدهاید که: و اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند و فرمود: این [آیت] دوشیزه را از پردهاش بیرون میکشد، و خواب بیدار میشود، و بیدار به هراس میافتد».
و روی بالإسناد[۳۸] عن أبی الورد، عن أبی جعفر علیهالسلام فی قوله: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً قال: «النّداء [من السّماء] باسم رجل و اسم أبیه.»
و به طور مسند از ابوالورد از حضرت ابوجعفر باقر عليهالسلام روایت شده، که درباره قول خداوند: اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم و فرمود: نداء به نام مردی و نام پدرش میباشد.
سیمای حضرت مهدی در قرآن، هاشم بن سلیمان بحرانی، قائمیه اصفهان ص ۲۷۶
پانویس
- ↑ شعراء (۲۶): ۴.
- ↑ در مأخذ: [فإن خرج أحد من أهل.]
- ↑ روضهی کافی: ۳۱۰[ح ۴۸۳].
- ↑ تفسیر قمی ۲: ۱۱۸.
- ↑ [در مأخذ: البجلیّ.]
- ↑ [در مأخذ: سمعوا الصّوت أصبحوا.]
- ↑ کتاب الغیبة: ۲۶۳ [باب ۱۴، ح ۲۳].
- ↑ [در مأخذ: فلا یبقی.]
- ↑ [در مأخذ: فیقولون.]
- ↑ کتاب الغیبه: 260- 261 [باب 14، ح 19].
- ↑ کتاب الغیبة: 261 [باب 14، در ادامه ی حدیث 19].
- ↑ [در مأخذ: حدّثنا.]
- ↑ [در متن: الحسین.]
- ↑ [در مأخذ: ناسا.]
- ↑ [در مأخذ: لا ترو.]
- ↑ [در مأخذ: و اروه.]
- ↑ [در متن: صوّت.]
- ↑ [در مأخذ: سوءا.]
- ↑ کتاب الغیبة: 261- 262 [باب 14، ح 20].
- ↑ در مأخذ: [قوله تعالی.]
- ↑ مریم (19): 38.
- ↑ در مأخذ: من.
- ↑ در متن: هی أن تخرج.
- ↑ کتاب الغیبة: 251- 252 [باب 14، ح 8].
- ↑ تأویل الآیات الظّاهرة 1: 386، ح 2.
- ↑ در متن: ابراهیم بن محمّد بن معمّر.
- ↑ [در متن: صباح.]
- ↑ در مأخذ: هذه.
- ↑ تأویل الآیات الظّاهرة 1: 386، ح 1.
- ↑ در متن: محمّد.
- ↑ [در متن: بارز.]
- ↑ [در مأخذ: عند.]
- ↑ [در مأخذ: ترکت.]
- ↑ [در مأخذ: لیختبأ.]
- ↑ تأویل الآیات الظّاهرة ۱: ۳۸۶- ۳۸۷، ح ۳.
- ↑ [در مأخذ: هنّ.]
- ↑ تأویل الآیات الظّاهرة ۱: ۳۸۷، ح ۴.
- ↑ [ظاهر عبارت چنین است که این حدیث نیز از مأخذ قبل آمده است؛ امّا چنان که نویسنده در البرهان آورده است، از کتاب دیگری است.]