محمّدمهدی تاجر

از ویکی‌مهدی

تشرفات و ملاقات ها - محمّدمهدی تاجر

آقامحمّدمهدی، تاجری اصالتاً شیرازی است امّا در بندر ملومین ماچین به دنیا آمده و رشد کرده است. او بعد از این‌که در آن‌جا دچار بیماری شدیدی شد و بهبود یافت، هم ناشنوا شد و هم لال. و نزدیک سه سال این‌گونه بر او گذشت.

پس به نیّت شفا گرفتن، قصد زیارت ائمّه علیهم‌السلام را در عراق کرد و در جُمادی الاولی سال هزار و دویست و نود و نُه وارد کاظمین شد و در منزل یکی از تجّار معروف که از نزدیکان او بود، ساکن شد و بیست روز در آن‌جا ماند. پس زمان حرکت کشتی بخار به سامرّا رسید.

بستگانش او را به کشتی رساندند و به خاطر ناشنوایی و ناتوانی‌اش در ابراز خواسته‌ها و نیازها، او را به اهالی کشتی سپردند که از اهل بغداد و کربلا بودند. و برای سفارش او به بعضی از مجاورین سامرّا، نامه‌هایی نوشتند.

بعد از این‌که روز جمعه، دهم جُمادی الثّانیه آن سال، به سامرّا رسید، در محضر جمعی از موثّقین به سرداب مقدّس رفت و خادمی برای او زیارت می‌خواند. تا آن‌که به صفّه‌ی سرداب رفت و در بالای چاه، مدّتی گریه و ناله می‌کرد و التماس دعا از حاضرین و ناظرین را برای شفای خود، با قلم بر دیوار سرداب می‌نوشت.

پس از دعا و ناله و زاری و توبه، قفل زبانش باز شد و از ناحیه‌ی مقدّسه با زبانی گویا و شیوا و بیانی گیرا بیرون آمد.

روز شنبه، همراهانش او را در محفل تدریس جناب سیّد الفقهاء العظام، الاستاد الاکرم، حجّة الاسلام، میرزامحمّدحسن شیرازی -متّعنا الله تعالی ببقائه- حاضر کردند. پس از سخنانی مناسب آن مقام، او سوره‌ی مبارک حمد را برای تبرّک، با قرائت بسیار خوب خواند به طوری که همه‌‌ی حاضران، درستی و نیکویی آن را تصدیق نمودند.

و شب یک‌شنبه و دوشنبه، صحن مطهّر را چراغانی کردند و شعرای عرب و عجم مضمون این رخداد را به نظم درآوردند. بعضی از آنها در رساله‌ی جنّة المأوی ثبت شد.[۱]

والحمد لله و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین.


نجم ثاقب - باب هفتم: حکایات تشرّف‌یافتگان

پانویس

  1. ر.ک: جنّة المأوی / ۹۵ - ۹۹ (حکایت ۳۲).