مهدی علیهالسلام، برای برپایی حکومت دیانت و عدالت، به امور پنهانی هدایت میشود
زندگینامه و مشخصات - مهدی علیهالسلام، برای برپایی حکومت دیانت و عدالت، به امور پنهانی هدایت میشود
مشهورترین لقب این نواده رسول خدا، «مهدی» است. شیعه و سنّی و حتّی خاورشناسان و اسلامپژوهان غیرمسلمان، او را با این لقب میشناسند. «مهدی» در لغت به معنای «هدایتشونده» یا «هدایتشده» است. از آنجا که خداوند عزّوجلّ حضرت مهدی را پیوسته به علوم و امور مخفی هدایت میفرماید و نوعی نفوذ علمی و عصمت در تشخیص به آن حضرت میدهد، ایشان به این لقب ملقّب هستند. از آنجا که مدّعیان دروغین مهدویت، مانند دیگران، نسبت به این امور مخفی جاهلاند، نمیتوانند «مهدی» باشند.
در اینجا به برخی از این امور مخفی که در روایات بیان شدهاند، اشاره میکنیم.
۱. اوّلین گروه از امور مخفی: حقایق پنهانشده اسلام
بسیاری از علوم و معارف اسلامی در اثر سلطه نابکاران و غفلت مردمان در طول تاریخ، مخفی شده است. بهعنوان مثال، تفسیر و تأویل و حتّی ترتیب و شأن نزول بسیاری از آیات قرآن برای مفسّران و محقّقان اسلامی در روزگار ما پوشیده است. به تعبیر دیگر، هنوز بخش مهمّی از معانی ظاهری و باطنی قرآن از نظر پژوهشگران بهدرستی روشن نیست.
مثال دیگر، اختلاف امّت در سنّت نبوی و احکام تفصیلی دین است. امروزه کسی نیست که بتواند ادّعا کند نسبت به علوم قرآن و سنّت بهطور کامل آگاه است.
با این حال، خدای متعال حضرت مهدی را به این علوم هدایت فرموده است و آن حضرت در هنگام ظهور خویش، آن علوم را اظهار خواهند کرد. نظر به اینکه آن امام بهطور ویژه به این علوم هدایت شدهاند، «مهدی» نامیده میشوند.
از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند:
إذا قامَ القائمُ علیهالسلام، دَعَا النّاسَ إلَی الإسلامِ جَدیداً و هَداهُم اِلی أمرٍ قَد دَثَرَ و ضَلَّ عَنهُ الجُمهورُ و إنَّما سُمِّیَ القائمُ مَهدِیّاً لِأَنَّهُ یُهدی إلی أمرٍ مَضلولٍ عَنهُ و سُمِّیَ القائمَ لِقیامِهِ بِالحَقّ.[۱]
هنگامی که قائم قیام کند، مردم را به شکلی تازه به اسلام دعوت میکند.[۲] او آنها را به چیزی هدایت میکند که عموم مردم از آن گمراه شدهاند؛ یعنی همان اسلام راستین. آن قیامکننده از این رو «مهدی» نامیده میشود که به چیزی که همه درباره آن گمراهاند، هدایت شده است و آن حضرت را «قائم» مینامند، چون حق را اقامه میکند و بر پا میدارد.
۲. دومین گروه از امور مخفی: باطن مخفی انسانها
خداوند حضرت مهدی را به باطن و درون پنهان افراد هدایت میکند. در روزگار آن حضرت، هیچکس نمیتواند دورویی کند و نفاق ورزد تا بهطور پنهانی به ظلم و تجاوز بپردازد. آری، رازهای درونی انسانها برای حضرت مهدی آشکار و هویدا میگردد.
بر همین مبناست که آن حضرت همانند حضرت داوود قضاوت میکنند و از هیچکس شاهد (گواه) و بیّنه (دلیل و مدرک) نمیخواهند؛ بلکه بر مبنای حقیقت، ولو آنکه در ظاهر مخفی باشد، قضاوت خواهند فرمود.
از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند:
دنیا به آخر نمیرسد تا اینکه مردی از ما اهلبیت قیام کند که بر مبنای حکومت حضرت داوود و خاندان ایشان داوری میکند. او از مردم بیّنه و مدرکی برای ادّعاهایشان طلب نمیکند.[۳]
خلاصه آنکه چون خداوند آن حضرت را به باطن افراد هدایت میکند و از ایشان میخواهد که بر مبنای علوم مخفی قضاوت کنند، «مهدی» نامیده میشوند.
درست است که پیامبر خدا و یازده امام دیگر نیز از جانب خدا به حقایق امور هدایت شدهاند و لذا با عنوان «ائمّه مهدیین» شناخته میشوند؛ با این حال، چون هیچیک در امر حکومت و قضاوت مأمور نبودهاند که همچون حضرت صاحبالزمان عمل کنند، با عنوان «مهدی» مشهور نیستند.
به تعبیر دیگر، چون حکومت حضرت قائم باطنی است و بر اسرار نهانی و امور مخفی پایه دارد، ایشان را «مهدی» مینامند. «مهدی» بودن آن حضرت، به این معنا، زمینهساز ریشهکنی ظلم و جور در تمام ابعاد آشکار و نهان آن است.
علامت اینکه قضاوت آن موعود در مورد ظالمان درست است، این است که آنها بهسرعت دستوپای خود را جمع میکنند و از هرگونه تعدّی دست میشویند. اگر قضاوت آن حضرت درست و عادلانه نباشد، مجرمان از ستم نمیترسند؛ بلکه بر جرم خود جریتر هم خواهند شد.
قال أبوجعفرٍ علیهالسلام: إنّما سُمِّیَ المَهدیَّ علیهالسلام لِأنَّهُ یُهدی إِلی أمرٍ خَفِیٍّ حَتّی أنّهُ یَبعَثُ إلی رَجُلٍ لا یَعلَمُ النّاسُ لَهُ ذَنْباً فَیَقتُلُهُ حَتّی أنَّ أحدَهُم یَتَکلَّمُ فی بَیتِهِ فَیَخافُ أن یَشهَدَ عَلیهِ الجِدارُ.[۴]
او را از این رو مهدی نامیدهاند که به هر چیز پنهان هدایت میشود؛ تا جایی که گاهی برای دستگیری مردی که در نظر مردم بیگناه است، مأمور میفرستد و او را به علّت جرم پنهانیاش به قتل میرساند. کار به جایی میرسد که وقتی شخصی در خانهاش سخنی ناروا میگوید، میترسد که دیوار به زیان او شهادت دهد.
بدیهی است چنین سیستم حکومتی هوشمندی، جای فرار برای هیچ مجرمی باقی نمیگذارد؛ و از سوی دیگر، بههیچوجه شباهتی با حکومتهای بشری که با سیستم پلیسی میخواهند جلوی هرگونه عمل افراد را بگیرند، ندارد؛ زیرا این حکومتها در جهت حفظ حکومت ظالمانه خود و برای جلوگیری از قیام مردم علیه خود دست به این اقدامات میزنند؛ ولی در آن حکومت الهی، نهتنها اثری از ظلم نیست و مردم در جهت انجام زندگی سالم و بیدغدغه خود هیچ مانعی ندارند، بلکه این حفظ و حراست سختگیرانه در مقابل ظالمان و سودجویانی است که میخواهند حقوق مردم ضعیف را پایمال کنند.
از سوی دیگر، با توجّه به فراهم شدن تمامی امکانات و نیازهای مختلف مردم برای زندگی سالم و مرفّه، دیگر جایی برای تعدّی و خروج از مرز پاکی و تقوا وجود ندارد و اگر فردی در چنین شرایطی باز هم به تباهی روی آورد، مستوجب کیفر است.
۳. سومین گروه از امور مخفی: میراثهای پنهان انبیا
بسیاری از میراثهای انبیا امروزه پنهان است. کسی نمیداند که عصای حضرت موسی، تابوت سکینه،[۵] انگشتر حضرت سلیمان، الواح تورات و دیگر کتب نازلشده از آسمان کجاست. برخی از مواریث انبیا پیش از این در دست پیامبر اسلام صلّیاللّهعلیهوآله و ائمّه بزرگوار علیهمالسّلام آشکار شده است؛ امّا برخی دیگر از این مواریث نیز هنوز مخفیاند.
از آن جمله میتوان به باقیمانده الواح تورات اشاره کرد که خداوند برای حضرت موسی نازل ساخته بود. قوم یهود سالهاست که الواح تورات و تابوت عهد را گم کردهاند و در حسرت به دست آوردن مجدّد آنها به کاوش و جستوجو مشغولاند. خداوند حضرت مهدی را بر محلّ این گنجینههای الهی آگاه و به مخفیگاه آنها هدایت میکند. آن بزرگوار با آشکار ساختن این دفینههای ارزشمند در هنگام ظهور، توجّه مردم را به خود جلب میکنند و مخصوصاً گروههایی همچون یهودیان را تحت تأثیر قرار میدهند.
در روایتی از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند:
فَإِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیَّ لِأَنَّهُ یُهْدی لِأَمْرٍ خَفِیٍّ یَسْتَخْرِجُ التَّوْراةَ وَ سَائِرَ کتُبِ اللّه مِنْ غَارٍ بِأَنْطَاکیَّةَ فَیَحْکُمُ بَینَ أَهْلِ التَّوْراةِ بِالتَّوراةِ وَ بَینَ أَهْلِ الْإِنْجِیلِ بِالإِنْجِیلِ وَ بَینَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ وَ بَینَ أَهْلِ الْفُرْقَانِ بِالْفُرْقانِ[۶]
حضرت مهدی از آن رو مهدی نامیده شده است که به امری پنهان هدایت میشود. او تورات و دیگر کتابهای خدا را از غاری در انطاکیه بیرون میآورد. پس در میان اهل تورات با استناد به تورات، میان اهل انجیل بر پایه انجیل، بین اهل زبور بر اساس زبور و بین اهل قرآن به قرآن حکم خواهد کرد.
روشن است که این کتابها، نسخههای اصل کتب آسمانی هستند که از هرگونه تحریفی به دور ماندهاند و آن حضرت بهوسیله این کتابها مردم را به سوی خدا دعوت خواهند فرمود.[۷]
از رسول گرامی اسلام صلّیاللّهعلیهوآله روایت شده است:
تابوت سکینه به دست او از دریاچه طبریه بیرون آورده میشود و حمل میگردد تا اینکه در بیتالمقدس در برابرش گذارده شود. هنگامی که یهودیان این صحنه را میبینند، همگی اسلام میآورند؛ مگر تعداد اندکی از ایشان.
از آن جهت که قائم آل محمّد علیهالسلام توسّط خدای متعال به مخفیگاه نسخههای اصل کتب آسمانی و میراثهای گرانبهای انبیا هدایت شدهاند و آنها را بهعنوان نشانهای برای الهی بودن خود آشکار میسازند، مهدی نامیده شدهاند.
به نظر میرسد این لقب پرمعنا حاوی نکات پربار دیگری نیز باشد؛ نکاتی از قبیل آگاهی حضرت مهدی از ابواب مخفی علوم و آشکار شدن آنها به دست ایشان و نیز خبر دادن حضرت مهدی از اسرار و رازهای اقوام مختلف که از هدایتی الهی در مورد آن بزرگوار حکایت میکند.
جز حضرتش کیست که میتواند از این علوم و اخبار و آثار مخفی پرده برگیرد و چنین از هدایت الهی برخوردار باشد؟ آری، «مهدی امّت» آن آقای بزرگواری است که خدای متعال او را بر هر پیدا و پنهانی هدایت کرده است و به دست او از راز و رمز علوم پرده برمیدارد. جانها به فدایش باد!
در آنچه گفته شد، دانستیم که به صرف ادّعای مهدویت و اینکه کسی نام «مهدی» بر روی خود بگذارد، «مهدی بودن» برای وی ثابت نمیشود؛ بلکه چنین شخصی باید بهواقع نیز «مهدی» و «دانای اسرار» باشد. در یک کلام، «مهدی» یک صفت برای قائم موعود است که از کمال علمی آن حضرت حکایت دارد و پیامبر خدا این کلمه را بهعنوان اسمی بدون مفهوم برای آن موعود آسمانی به کار نبردهاند.
پانویس
- ↑ بحارالانوار، ج۵۱، ص ۳۰.
- ↑ یعنی به شكلی متفاوت با آن چه در دوران غیبت با آن مواجه بودند.
- ↑ بحارالانوار، ج۵۲، ص ۳۱۹، ح۲۱.
- ↑ سرور أهل الإیمان فی علامات ظهور صاحب الزمان عج، ص: ۱۱۲؛ نیز بنگرید به بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۹۰.
- ↑ صندوق آرامش.
- ↑ علل الشرائع، ج۱، ص ۱۶۱.
- ↑ چنان كه امیرمؤمنان نیای بزرگوار حضرت مهدی علیهماالسلام فرمودند: «لَو ثُنِیَتْ لِیَ الوِسادَةُ لَحَكَمتُ بَینَ أهلِ القرآنِ بِالقرآنِ حَتّی یزهَرَ إلَی اللّهِ و لَحَكَمتُ بَینَ أهلِ التّوراةِ بِالتّوراةِ و بَینَ أهلِ الإنجیلِ بِالإنجیلِ و بَینَ أهلِ الزّبورِ بِالزَّبورِ حَتّی یزهَرَ إلَی اللّهِ» چنانچه برای من جایگاه حكومت و داوری فراهم شود، میان اهل قرآن با قرآن داوری میكنم به حدی كه (داوری من) در پیشگاه خداوند مورد قبول باشد و همچنین بین اهل تورات به تورات و میان اهل انجیل با انجیل و میان اهل زبور با زبور حكم و داوری میكردم آن چنان كه مورد قبول خداوند باشد. (إلزام الناصب، ص ۷ و شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص ۱۴۸ و بحارالانوار ۴۰: ۱۳۶).