مهدی علیه‌السلام، به هنگام قیام و در عین كهن‌سالی سیمایی جوان دارد

از ویکی‌مهدی

زندگینامه و مشخصات - مهدی علیه‌السلام، به هنگام قیام و در عین كهن‌سالی سیمایی جوان دارد

بنا به تصریح روایات اسلامی، جوان‏زیستی یکی دیگر از ویژگی‌‏ها و امتیازات آن ابرمرد الاهی و رهبر آسمانی است.

نمونه‌ای از روایات جوان‌زیستی

امام حسن مجتبی علیه‌السلام در ضمن روایتی جامع پیرامون ویژگی‏‌های حضرت ولیّ‌عصر عجّل اللّه تعالی فرجه چنین می‌فرمایند:

... ذلِکَ التّاسعُ مِن وُلدِ أخی الحسَینِ، اِبنُ سَیّدَةِ الإماء، یُطیلُ اللّهُ عُمرَهُ فی غَیبَتِهِ ثُمَّ یُظهِرُهُ بِقُدرَتِهِ فی صورةِ شابٍّ دونَ أربعینَ سَنَةً و ذلِکَ لِیُعلَمَ أنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قدیرٌ.[۱]


... او نهمین نسل از فرزندان برادرم حسین است؛ فرزند بانوی کنیزان عالم. خداوند عمر او را در غیبتش طولانی می‏گرداند. سپس با قدرت خویش او را در سیمای جوانی کمتر از چهل سال ظاهر می‏‌فرماید. این از آن روست تا همه بدانند خداوند بر هر کاری تواناست.

اباصَلْت هرَوی می‏گوید: از امام علی بن موسی الرّضا علیه‌السلام پرسیدم که نشانه‏‌های قائم شما در هنگام قیامش چیست؟ آن حضرت فرمودند:

علامَتُهُ أن یَکونَ شَیخَ السِّنِّ، شابَّ المَنظَر حَتّی أنَّ إلنّاظِرَ إلَیهِ لَیَحسَبُهُ ابنَ أربَعینَ سَنَةً أو دونَها و إنَّ مِن علاماتِه أن لا یَهْرَمَ بِمُرورِ الأیّامِ و اللَّیالی حَتّی یَأْتِیَ أجَلُه.[۲]


نشانه او آن است که سنّ و سال پیران را دارد و سیمای جوانان را؛ طوری که هرکس او را ببیند، او را چهل ساله یا کمتر می‏‌پندارد. نیز از علامت‌‏های او این است که گذشت زمان در او اثر نکند و تا فرا رسیدن اَجَل، آثار پیری در او ظاهر نشود.

ریّان بن صَلْت نیز نقل می‏کند که روزی خدمت امام هشتم علیه‌السلام شرفیاب شدم و عرضه داشتم: آیا شما صاحب این امر هستید (یعنی آیا امر امامت و رهبری امّت و اصلاح ملّت به دست شماست)؟ حضرت رضا علیه‌السلام فرمودند:

من صاحب این امر هستم؛ اما آن صاحب الامری نیستم که زمین را - چنان که از ستم پر شده باشد - از عدل آکنده می‏سازد. راستی؛ چگونه من با این بدن فرتوت (که ناشی از سنّ زیاد است) می‏توانم قائم باشم؟


آری، آن به‌پاخیزنده چنان است که وقتی قیام کند، سنّ پیران و چهره‌ی جوانان را داراست. او بدنی نیرومند و پرقدرت دارد تا جایی که اگر به تنومندترین درخت روی زمین دست دراز کند، آن را از ریشه برکند و اگر بین کوه‏ها فریاد برآورد، صخره‏‌ها را متلاشی سازد.


عصای موسی و انگشتر سلیمان همراه اوست.


او چهارمین فرزند از نسل من است.


خدا او را -تا زمانی که بخواهد- در حجاب خویش پنهان می‏گرداند. سپس او را ظاهر می‏‌فرماید و به وسیله او زمین را از عدل و داد مالامال می‏سازد؛ چنان که از ظلم و جور لبریز شده است.[۳]

شباهت با حضرت یونس

حضرت مهدی علیه‌السلام در زمینه جوان‏زیستی به حضرت یونس علیه‌السلام شباهت دارند. خداوند در کتاب آسمانی خویش به سرگذشت عجیب یونس نبی اشاره دارد. ماجرای او چنان بود که به دلایلی، از قوم خود کناره گرفت و از دیار خویش کوچ کرد... در راه، به ساحل دریایی رسید و بر کشتی‌‏ای سوار شد. در میانه دریا ماهی کوه پیکری به کشتی حمله کرد. مسافران برای رهایی از آزار نهنگ، بر آن شدند که یکی از اهل کشتی را قربانی کنند و طعمه نهنگ سازند. سه بار قرعه افکندند. هر سه بار، قرعه به نام یونس پیامبر درآمد. به ناچار پیامبر خدا در کام نهنگ افتاد.

خداوند نهنگ را امر فرمود که او را در دریا سیر دهد؛ امّا استخوان‏‌هایش را خرد نکند. چنین بود تا آن که حضرت یونس علیه‌السلام، به برکت پرداختن به تسبیح پروردگار، نجات یافت. ماهی او را به ساحلی بی‌درخت افکند. بیمار شده بود و موی و پوست بدنش، در اثر فروشدن و ماندن در دل نهنگ، از بین رفته بود. آفتاب او را به شدت می‏‌آزرد.

پروردگار متعال بوته کدویی کنار او رویاند تا سایبانش باشد. پس از مدتی، به لطف الاهی، سلامت به او بازگشت و به سرعت پوستش ترمیم یافت. در اثر این رویش مجدّدِ پوست، چهره حضرت یونس و پوست او شاداب شد و طراوت یافت و به سیمای جوانی خود برگشت. آن گاه حضرت یونس پس از مدّتی غیبت و دوری از قوم خویش، به سوی ایشان بازگشت.[۴]

آری، خدایی که پوست از بین رفته حضرت یونس را باز می‌‏آفریند و پیری یونس را به جوانی تبدیل می‏‌سازد، قادر است که در مورد حضرت مهدی عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه آن را به بهترین صورت حفظ فرماید.

حضرت امام باقر علیه‌السلام در روایتی خطاب به فقیه بزرگوار شیعه، محمّد بن مسلم ثقفی طائفی چنین می‌‏فرمایند:

یا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ إِنَّ فِی الْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ شَبَهاً مِنْ خَمْسَةٍ مِنَ الرُّسُل‏ ...فَأَمَّا شَبَهُهُ مِنْ یونُسَ بْنِ مَتَّى، فَرُجُوعُهُ مِنْ غَیبَتِهِ وَ هُوَ شَابٌّ بَعْدَ كِبَرِ السِّن‏...


ای محمّد بن مسلم، همانا در قائم آل محمّد علیهم‌السلام شباهت‏‌هایی از پنج پیامبر وجود دارد... و امّا شباهت او با حضرت یونس آن است که از غیبت خویش باز می‌‏گردد؛ حال آن که در سنّ پیری و سیمای جوانی است...[۵]

آگاهی از این ویژگی حضرت مهدی ارواحنافداه دو فایده‌ی ‏پر ارزش دارد:

اوّل آن که: بدین وسیله دروغ‌گویی بسیاری از مهدی‌نماهای فریب‌کار برملا می‌‏شود و امام راستین از مدّعیان دروغین بازشناخته می‌‏گردد. این ویژگی از بیّنات الاهی آن بزرگوار است که در هیچ سال‌خورده‌‏ای دیده نمی‌‏شود.

دوم آن که: کسانی که از این نشانه آگاهند در هنگام ظهور آن حضرت و با دیدار سیمای جوان آن مولا، دچار تعجّب و انکار نخواهند شد. چه بسا ناآگاهانی که به واسطه ناآشنایی با این ویژگی امام غایب، بپندارند که می‏‌باید ایشان در چهره سالمندان ظاهر گردد و با دیدن رخسار جوان آن موعود یگانه، به انکار و مقابله با حضرتش برخیزند.

امام جعفر صادق علیه‌السلام در روایتی فرمودند:

إنّهُ مِن أعظَمِ البَلِیَّةِ أنْ یَخرُجَ إلَیهِم صاحِبُهُم شابّاً و هُم یَحسَبونَهُ شَیخاً کبیراً.[۶]


از امتحانات بزرگ خداوندی یکی آن است که صاحب مردم به سوی ایشان در سیمای جوانان ظاهر خواهد شود؛ حال آن که مردم می‏‌پندارند که او پیرمردی سال خورده باید باشد.

چه کسی حضرت مهدی علیه‌السلام را جوان نگاه می‏دارد؟

خدای قادری که یونس پیامبر را در سنّ پیری، سیمای جوانی داد، به دوازدهمین وصیّ آخرین پیامبرش نیز در کهن‌سالی، چهره و نیروی جوانی عطا خواهد فرمود.

پروردگاری که غذا و نوشیدنی اِرْمیای نبی را صد سال از فَساد و تباهی رهانید[۷] و به او پس از این مدّت دراز، فرمود که:

فَانْظُر إلی طَعامِکَ و شَرابِکَ لَم یتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إلی حِمارِکَ و لِنَجعَلَکَ آیةً لِلنّاس.[۸]


پس به غذا و نوشیدنی‌ات بنگر که هیچ تغییری نکرده است و به الاغت نگاه کن (که پوسیده و خاک شده است)! ما می‏خواهیم تو را (آیت و) نشانه‏‌ای برای مردمان قرار دهیم.

آری همو می‌‏تواند ولیّ برگزیده خویش را - بی آن که فرتوت گردد و در سیمایش تغییر حاصل شود- تا پایان زندگانی حفظ فرماید و جوانی بخشد. در روايتی كه پيش‌تر از امام حسن مجتبی عليه‌السلام نقل شد خوانديم كه آن‌حضرت فرمودند خداوند در كهن‌سالی با قدرت خویش او را در سیمای جوانان ظاهر می‌كند تا همه بدانند كه خداوند بر هر کاری تواناست.[۹]

چه جای شگفتی در قدرت خداست؟ به گواهی تاریخ، پیامبر اکرم و امامان شیعه صلوات‌اللّه‌علیهم‌اجمعین بارها به اذن پروردگار، سلامت و طراوت و شادابی را به برخی از مردم عادی بازگردانده‌اند و با این کار، الاهی بودن خود را ثابت نموده‏‌اند. زخم‏‌های لاعِلاج را شفا بخشیده‏‌اند؛ چنان که هیچ اثری از آثار زخم باقی نمانده‌است. شکستگی‌های شدید را ترمیم فرموده و حتّی پیری و ضعف برخی از دوستان خویش را به جوانی و قوّت تبدیل کرده‌اند.

از این نوع بیّنات الاهی در عصر امامت حضرت حجّة بن الحسن عليه‌السلام نیز دیده شده است. از جمله می‏توان به ماجرای مرحوم اسماعیل هِرقلی اشاره کرد که به برکت دست شفابخش حضرت مهدی علیه‌السلام، نه تنها جراحت بزرگی که در پای او بود برطرف گردید؛ بلکه در محلّ آن به سرعت مو رویید! این مایه شگفتی پزشکان بغداد شد؛ تا آن جا که پزشکی مسیحی فریاد برآورد که:

و اللّهِ هذا مِن عَمَلِ المَسیح![۱۰]

به خدا قسم، این کار، کار مسیح است!

نیز می‏توان به ماجَرای ابوراجِح حمّامی اشاره کرد که حضرت مهدی علیه‌السلام نه تنها جراحت‌‏هایش را شفا دادند و استخوان‌‏ها و دندان‌های شکسته‌اش را ترمیم فرمودند و از مرگ حتمی‌اش رهانیدند؛ بلکه به اذن پروردگار، صفا و سیمای جوانی را نیز بدو بازگرداندند.[۱۱]

البتّه چنین نمونه‏‌هایی در تاریخ حجّت‌های الاهی کم نبوده است و فراوانی آن‌ها بر محقّقان بصیر پوشیده نیست.

هم‌چنین باید دانست که امکان افزایش طول عمر بشر از نظر علم تجربی نیز نه تنها استبعادی ندارد که کاملاً مورد قبول دانشمندان است. علاقمندان اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانند به کتاب "زنده روزگاران" نوشته دکتر حسین فریدونی و کتاب "پژوهشی علمی پیرامون طول عمر، كهولت و پیشگیری از پیری" نوشته محمدجواد میردامادی و دکتر ملک‌زاده مراجعه کنند.

خلاصه آنکه دانستیم: جوان‌زیستی در عین دیرزیستی از ویژگی‌های موعود منتظَر است. از این رهگذر، در یک نگاه، دروغ‌گویی بسیاری از مدّعیان مهدویت روشن می‌شود.

ضمناً یادآور شدیم که بازگشت به جوانی و تحقّق آن در پیری و اساساً جوان‌زیستی، از قدرت لایزال الاهی بیرون نیست؛ لذا کسانی که درک این مطلب برایشان ثقیل است، در حقیقت می‏‌باید در شناخت خود نسبت به قدرت خدا تجدید نظر کنند. به علاوه، نمونه‌هایی تاریخی را -که گواه این مسئله است- آوردیم.

در پایان، به نکته‌ای لطیف و شورآفرین اشاره می‏کنیم:

از مردمانی که مولای آن‏ها در عین کهن‌سالی، جوان و قوی و با نشاط است، دور باد که پیر و جوانشان، دل‌مرده و افسرده و ناامید باشند. پس ای شیعیان! هرگاه که خود را خسته و دل‌شکسته یافتید، به دیده دل، بر طراوت سیما و قوّت بازوی مردانه مولای خویش نظاره‌ای بیفکنید و خود را نیرویی دوباره بخشید.

«فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا، هَنیئاً لَکُم، أیَّتُهَا العِصابَةُ المَرحومَة!»[۱۲]

«پس تلاش کنید و چشم به راه باشید! گوارا باد شما را؛ ای گروهی که مورد رحمت الاهی هستید!»

پاسخ به برخی شبهات در باب دیرزیستی و جوان‌زیستی حضرت مهدی علیه‌السلام

با آن‌که:

اهل بیت علیهم‌السلام عمر طولانی امام مهدی علیه‌السلام را پیش‌بینی کرده بودند،

به علاوه فرموده بودند که ایشان غیبتی طولانی خواهد داشت و در آن غیبت، زنده و در میان مردم خواهد بود،

تشرّفات فراوان و تجربه‌ی شیعیان موثّق نیز گواه صادقی بر حیات آن حضرت است؛

بازهم عدّه‌ای نسبت به عمر طولانی ایشان دچار تردید شده‌اند. تردیدشان این است که چگونه ممکن است کسی عمری به این حد طولانی داشته باشد. در پاسخ، ضمن بیان تفصیلی دلایل منکران طول عمر، به نقد آن می‌پردازیم و امکان طول عمر را برای امام مهدی علیه‌السلام ثابت می‌کنیم.

گفتیم که شیعه نه تنها معتقد به دیرزیستی امام است؛ بلکه معتقد به جوان‌زیستی ایشان است. روایات، این امر را به صراحت پیش‌بینی کرده بودند. مشاهدات شیعیان و کسانی که در ایام غیبت به زیارت آن قطب عالم وجود نایل آمده‌اند نیز گواه این امر است. به عنوان نمونه در حکایات شفا یافتن اسماعیل هرقلی[۱۳] و تشرّف شیخ حسن عراقی[۱۴] و داستان جای‌گذاری حجرالاسود در سال ۳۳۹ هـ.ق. توسط وجود مقدّس آن حضرت پس از به سرقت رفتن آن درپی حمله‌ی قرامطه به مسجدالحرام[۱۵] و تشرّف ابوالحسین کاتب در نیمه دوم قرن چهارم هجری[۱۶] گزارش‌هایی از این واقعیت را مشاهده می‌کنیم.

نیز بیان شد که لازمه‌ی غیبت طولانی حضرت مهدی علیه‌السلام، برخورداری ایشان از عمری طولانی است. هم چنین به انجام رسیدن قیام جهانی آن حضرت، ایجاب می‌کند که ایشان از نیرو و نشاط جوانی بهره‌مند باشند و از این روست که روایات بسیاری از این حقیقت یاد کرده‌اند که حضرت مهدی علیه‌السلام در سنّ پیران و سیمای جوانان قیام می‌فرماید.

نیز بیان شد که مطابق روایات دوام جوانی در عین عمر طولانی حجّت منتظَر از ویژگی‌های ممتاز ایشان و مایه‌ی امتیازشان از مدّعیان و متمهدیان می‌باشد و مَحَکی است که اهل دغل را سیه‌روی می‌کند.[۱۷]

عموم مخالفان شیعه و به ویژه در زمان ما بهائیان، این ویژگی را دستاویز نموده و با انکار آن، شیعیان را به باد سرزنش و استهزاء گرفته‌اند. خلاصه‌ی بافته‌های آنان این است که: کهن‌سالی و جوان‌زیستی حضرت مهدی علیه‌السلام با موازین عقلی، قوانین طبیعی و نصوص آسمانی منافات دارد؛ و ما اینک به مدد بینش و دانش، گام به گام گفتارشان را نقد نموده، پاسخ می‌گوییم تا منصفان چه داوری کنند.

کهن‌سالی امام و منطق عقل

گویند:

به شهادت عقل و خرد انسانی، هر موجودِ حادثِ مرکّب، محکوم به نابودی و فنا می‌باشد و بنابراین زندگانی ابدی برای هیچ بشری ممکن نخواهد بود. چگونه شما مهدی اسلام را خالد و پاینده می‌دانید و برایش عمر جاوید قائل اید؟

گوییم:

ما هرگز برای قائم موعود، خلود و جاودانگی معتقد نیستیم؛ بلکه ایشان را نیز همانند دیگر آدمی‌زادگان، دارای عمری پایان‌پذیر و منتهی به مرگ می‌دانیم با این تفاوت که وی از عمری دراز و توانی بسیار برخوردار است و بر خردمندان، تفاوتِ فاحش میان پایندگی و دیرزیستی به خوبی پیداست و هرگز ناموس خرد برای جاودانگی و کهن‌سالی یکسان حکم نمی‌كند.

گویند:

عقیده‌ی شما شیعیان درباره عمر بسیار زیاد مهدی و دوام جوانی او، امری خلاف عادت و غیر معمول و بی‌سابقه می‌باشد که عقل هر انسانی آن را بعید می‌شمارد و با دیده‌ی اعجاب و شگفتی به آن می‌نگرد و همین استبعاد شدید برای انکار و یا لااقل تزلزل این اعتقاد کافی است.

گوییم:

1.   به گفته ابن سینا «هر آن چه از عجایب و غرائب شنیدی، آن را ممکن و شدنی بشمار، مگر آن گاه که برهانی استوار بر نبود آن بیابی.»[۱۸]

پس بر این مبنا از آن‌جا كه دیرزیستی حجّت موعود، از نظر عقل، غیر ممکن و ممتنع نیست؛ پس به صرف خلاف عادت بودن نمی‌توان آن را رد كرد.

2.   هیچ منطق و برهان عقلی برای مدّت حیات یک انسان، مرزی زمانی (جز حدّ بی‌نهایت) معیّن نتواند کرد. چنان که هیچ‌گاه منکر جوان‌مرگی کسی به علّت نرسیدنش به حدّ نصاب! نشده‌ایم و نیز به هیچ شخص کهن‌سالی فرمان نمی‌دهیم که به خاطر گذشتن از حدّ نصاب! خود را هلاک سازد و یا زنده به گور نماید! به عکس، احساس فطری و درک وجدانی همه‌ی بشر، نسبت به دوام و بقاء حیاتشان، خود بهترین و روشن‌ترین گواهِ خردپسند، بر نبودِ حدِّ مشخصِ عقلی برای عمر آنان است؛ زیرا عموم مردم در هر سنّ و سال و حتّی در بدترین حالات و حادّترین لحظات، به ادامه‌ی حیات، دل‌خوش‌اند و تا آخرین لحظه‌های عمر، در خود شوق و اشتیاق زندگی می‌یابند و چنین کیفیت طبیعی گویای آن است که در نهاد و سرشت انسانی آن چه اصالت دارد زیستن است نه مردن!

3.   به فرض که طول عمر و دوام جوانی قائم موعود، بی‌سابقه و کم‌نظیر و نادر باشد، مگر به قانون خرد، کم‌یابی و ندرت، برهان امتناعِ وجود می‌باشد؟ آیا می‌توان منکر نبوغ خارق‌العاده‌ی برخی انسان‌ها گردید؟ مگر نوابغ فکری و علمی و فنّی و نظامی و هنری و ورزشی و ... بی‌نظیر و بی‌سابقه نیستند؟ پس عقیده‌ی ما درباره‌ی مهدی موعود استبعاد عقلی ندارد.

کهن‌سالی حضرت حجّت پدیده‌ی خلاف عادت عمومی نیست؛ بلکه در تاریخ بشر از این قبیل بسیار دیده شده، تا جایی که کتب ویژه‌ای به این موضوع اختصاص یافته است[۱۹] و بنابراین جای هیچ‌گونه ایرادی نسبت به اعتقاد شیعه باقی نمی‌ماند.

کهن‌سالی امام و قانون طبیعت

گویند:

دانش بشری پیری و مرگ را سرنوشت هر آدمی‌زاده‌ای شناخته و بر این اساس نظر شما درباره‌ی حجّت موعود، با علوم انسانی و در نتیجه با قوانین طبیعی منافات خواهد داشت.

گوییم:

اظهار نظر مؤکّد و قطعی، پیرامون قوانین واقعی طبیعی، به اتّکای دانش ناقص و نامحدود و ناچیز بشری، کاری جاهلانه و بی‌خردانه است؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند مدّعی شود که آگاهی تامّ و تمام از نوامیس جهان دارد؛ در حالتی که قهرمانان و پیشتازان عرصه‌ی دانش و فرهنگ انسانی، با فروتنی کامل به کمی معلومات و فزونی مجهولات خویش معترف‌اند و ناتوانی و زبونی خود را در شناخت کامل قوانین شگفت‌انگیز طبیعت و نوامیس اسرارآمیز ماورای آن، ابراز می‌دارند.[۲۰]

در جایی که ستارگان فروزان آسمان علم بشر هنوز از درک و فهم و حتّی بررسی دقیق حیات و ممات عاجزند، چگونه انتظار می‌رود تا از راز امتداد حیات و تأخیر ممات (طول عمر) پرده برداشته شود و حدّ مشخّص عمر تعیین گردد؟ پس کسی را نرسد که کوتاهی و کم‌بود دانش انسان را ملاک انکار حقایق قرار دهد.

نگاه عمیقی به هدف و مقصد علوم پزشکی، نادرستی تصوّرات مخالفان شیعه را می‌نمایاند؛ زیرا بنیان دانش پزشکی بر این است که انسان‌ها در صورت مراعات نکات بهداشتی، از تندرستی و سلامت همیشگی برخوردار بوده، با اندامی شاداب و بانشاط، سالیانی دراز به سر خواهند برد و اگر جز این بود این دانش‌ها بی‌حاصل می‌نمود. این حقیقت در مورد عموم سلول‌های زنده مصداق دارد؛ به این معنی که هرگاه گروهی از یاخته‌های زنده از گزند حوادث ناگوار و عوامل کشنده و مرگبار مصون بمانند، سالیان متمادی زیست خواهند نمود، چنان که دکتر الکسیس کارل زیست‌شناس و جرّاح و فیزیولوژیست شهیر قرن بیستم و برنده‌ی جایزه نوبل، در فصل پنجم کتابش به تفصیل در این باره سخن گفته، از جمله می‌نویسد:

اگر ترکیبات محیط غذایی را ثابت نگهدارند، اجتماعات سلّولی تا بی‌نهایت به فعالیت خود ادامه می‌دهند... و اگر از افزایش حجم آن‌ها جلوگیری نمایند، هیچ گاه پیر نخواهند شد.[۲۱]

امثال این عبارت در کتب زیست‌شناسی بسیار است و نشان می‌دهد که طول عمر و جوان‌زیستی حضرت مهدی به هیچ وجه ایراد علمی ندارد.

دانش کنونی بشر در زمینه علوم زیستی و پزشکی، دیرزیستی و شادابی را اصیل و طبیعی می‌داند و پیری و مرگ را عارضی و غیر طبیعی می‌شمارد؛ چنان که همین نویسنده در فصل سوم کتاب دیگرش تحت عنوان «قوانین اصلی زندگی انسان» پیرامون فطری بودن درازعمری، این گونه آورده است:

«بدن تقریباً خود را در قالب هر حادثه‌ای می‌ریزد و در برابر هر موقعیت تازه‌ای، وسایلی برای مواجهه با آن، برمی‌انگیزد. این وسیله، هدفی جز تأمین حدّاکثر عمر ندارد. در مقابل هر خطر، کیفیّات فیزیولوژیک در جهتی متوجه می‌شوند که بزرگترین مدّت حیات را تأمین کنند...»[۲۲]

پس بدن انسان طبیعتاً به عمر طولانی و سلامت جسمانی متمایل است و سرشت آن چنین است كه می‌کوشد هر چه بیشتر بر میزان عمر بیفزاید.

علوم امروزی بشر تقریباً تمام کوشش خود را در شناخت طبیعتِ بی‌جانِ مادّی متمرکز و مصروف نموده، در حالی که نوع انسان از حقیقتی ماوراء ماده بی‌شعور فیزیکی، یعنی روح یا جان برخوردار است که نقش مهمّی در حیات وی دارد و بنابراین کمبود تحقیق و پژوهش در این زمینه، از درستی قضاوت علمی ما درباره‌ی قوانین زیستی بشر می‌کاهد؛ زیرا چه بسا عظمت روحی و سلامت روانی و قدرت معنوی، آدمی‌زاد را از فرسودگی و نابودی بازدارد و به او عمر طولانی و نیروی دائمی بخشد.

گویند:

بنابر آمارهای رسمی، عمر متوسط بشر روی زمین کمتر از ۶۰ سال است و این نشان می‌دهد که هنوز رؤیاهای علمی به تحقّق نپیوسته است و عمر طولانی با موازین علمی سازگاری ندارد.

گوییم:

آمار متوسط عمر مردم جهان نمی‌تواند گویای میزان حیات معمولی بشر باشد؛ زیرا در دنیای امروز، به سبب شیوه‌ی غلط زندگی که ناشی از تمدّن مادّی کنونی است، انسان‌ها به طور مرتّب از عمر یکدیگر می‌کاهند و یک چهارم نیروی انسانی و توان مالی و انرژی فکری بشر صرف نابودی هم‌نوعانش می‌شود. جنگ و کشتار و جنایت و خون‌ریزی و فقر و گرسنگی و بیماری و اعتیاد و بدی تغذیه و... هزاران عامل مصنوعی دیگر، مانع رسیدن افراد به حدّ مناسب عمر می‌گردد. در حالی که اجتناب از این عوامل می‌تواند به میزان بسیاری بر عمر ما بیفزاید؛ چنان‌که در برخی مناطق نظیر سرزمین قفقاز، دوری مردم از این موجبات کشنده، باعث شده تا سطح متوسّط سن در آن‌جا خیلی بالاتر از دیگر نقاط باشد و قریب شش هزار نفر از مردم آنجا بیش از صد سال داشته باشند.

با توجه به این که حضرت مهدی علیه‌السلام به دور از غوغاها و برخوردهای اجتماع امروز، سرشار از عظمت معنوی و قدرت روحی، به مقتضای اصول فطری زیست می‌کند، درازی عمر او به هیچ وجه تعجّبی ندارد.

از سوی دیگر، با نگاهی گذرا به انبوه مطالعاتی که در حوزه‌ی زیست‌شناسی در سرتاسر جهان در حال انجام است درمی‌یابیم که گروه‌های متعددی از دانشمندان در حال تحقیق و جستجو برای یافتن راه‌هایی برای افزایش طول عمر انسان هستند. تحقیقات علمی جدید حاکی از آن است که برخی مواد، داروها و روش‌های زندگی خاص، سبب ایجاد اختلالاتی در سلامتی می‌شوند که در نهایت منجر به کاهش عمر می‌شوند. از طرف دیگر بررسی‌ها نشان می‌دهند که این امید هست که با روش‌های زندگی خاص، دوری از بعضی عوامل آسیب‌رسان و استفاده از بعضی مواد غذایی، بشر می‌تواند در آینده‌ای نه چندان دور عوامل حفاظت از سلامتی خود را افزایش دهد و بدین وسیله از عمر طولانی‌تری برخوردار شود. این واقعیت نشان می‌دهد که از نظر علمی، امکان برخورداری از عمر طولانی نه تنها محال و دست نیافتنی نیست؛ بلکه کاملاً مورد پذیرش دانشمندان بوده و از همین روست که محقّقان بسیاری شبانه روز در پی یافتن راه‌های افزایش عمر انسان می‌باشند.

گزارشات علمی نشان می‌دهند می‌توان به طرقی ژن‌ها را فعال کرد که سبب افزایش عمر شوند. مطالعاتی که از حدود ۴۰ سال پیش انجام شده‌اند، نشان می‌دهند که عادات زندگی و نیز برخی ترکیبات دارویی، مکانیسم‌های ژنی را فعال می‌کنند و سبب ثبات سلولی می‌شوند و در نهایت به افزایش طول عمر می‌انجامند. هم‌چنین روش زندگی سالم از طریق فعال کردن ژن‌های طبیعی می‌تواند با فرایند آتروسکلروز عروقی - که از عوامل مهم بیماری‌های قلبی عروقی و سکته‌های مغزی است- مقابله کند و بقای شخص را افزایش دهد. دوری از استرس‌های غیر مفید نیز می‌تواند در افزایش عمر مفید باشد.[۲۳]

طول عمر در انسان با کاهش عملکردهای فیزیولوژیک شناخته می‌شود که منجر به افزایش احتمال مرگ می‌شوند. در بعضی افراد بسیاری از این تغییرات به تأخیر می‌افتد و بیش از صد سال عمر می‌کنند. مطالعات نشان داده است که این افراد در بعضی ژن‌های مربوط به طول عمر تفاوت‌هایی دارند و قطعاتی از ژن در آن‌ها تکرار می‌شود. طول عمر احتمالاً یک صفت چند ژنی است. به نظر می‌رسد فناوری‌های ژنتیک جدید در حال پیشرفت دائمی هستند و می‌توانند منجر به پیشرفتی شگرف در حوزه طول عمر انسان در آینده‌ای نزدیک شوند.[۲۴]

خلاصه آن‌که امکان افزایش طول عمر انسان از نظر علمی پدیده‌ای کاملاً منطقی و قابل پذیرش است و نه تنها با یافته‌های علمی تضادّی ندارد؛ بلکه شواهد علمی قابل توجهی نیز توسط دانشمندان بر امکان وقوع آن پیدا شده است. در نتیجه این امر کاملاً قابل پذیرش است که آن حجت الاهی که از خزانه‌ی علم لایزال الاهی بهره‌مند است با استفاده از عواملی طبیعی که هنوز برای بشر ناشناخته است، از عمری طولانی بهره‌مند گردد.

کهن‌سالی امام و نصوص آسمانی

گویند:

سنّت جاریه‌ی الهی بر این مقرّر گشته که انسان‌ها فانی و مُردنی باشند و با گذشت زمان پیر و فرسوده گردند، چنان که می‌فرماید:

کلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوتِ ثُمَّ إلَینا تُرجَعُونَ.[۲۵]


هر نفسی چشنده‌ی مرگ است و سپس به سوی ما بازگردانیده می‌شوید.

و نیز می‌فرماید: 

وَ مَن نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الخَلقِ أ فَلا یَعقِلُون.[۲۶]


و هر کس را که عمر دراز دهیم در خلقت، او را دگرگون و دچار اُفت سازیم، پس چرا نمی‌انديشند؟

پس هر خصیصه‌ای که برای مهدی به عنوان کهن‌سالی و درازعمری قائل‌اید، مخالف سنّت ربّانی بوده و مردود می‌باشد.

گوییم:

1- دیرزیستی حضرت مهدی علیه‌السلام هیچ منافاتی با سنّت خدا بر مرگ همگان و آیه‌ی «کُلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوت» ندارد و ما در نخستین بخشِ بحث عقلی پیشین، به روشنی توضیح دادیم كه عقل سلیم بین جاودانگی و کهن‌سالی تفاوت فاحشی قائل است. از سوی دیگر می‌دانیم كه در تنكیس[۲۷] و در نهایت مرگ آدمی، حكمت مهمی نهفته است و آن یادآوری به انسان است كه نعمت‌ها و قوا و امكاناتی كه دارد همگی از خداست و مِلک خودش نیست. هرگاه بخواهد تمامی آن‌ها را باز پس می‌گیرد. در مورد امام عصر علیه‌السلام نیز ظهور این تنكیس همزمان با مرگ ایشان خواهد بود.

2- در هیچ جای قرآن، عمر طولانی خلاف سنّت الهی قلم‌داد نشده و در شش موضع که سخن از سنّت اللّه به میان آمده بحثی از زمان مشخصّ حیات نیست.[۲۸]

3- به تعبیر عقیده شناسان و صاحب‌نظران، سنن الهیه به دو گونه است:

الف – سُنَن اكثری ب – سُنن اَقَلّی.

سنّت‌های اكثری شیوه‌ی عمومی طبیعی امورند که در جهان جاری است؛ مانند تولّد فرزند از آمیزش پدر و مادر؛ اما سنّت‌های اقلّی، شیوه‌ی ممکن، ولی نادر سیر امور است؛ مانند تولد فرزند از زن باکره.

چه ایرادی دارد اگر ما درازعمری و جوان‌زیستی مهدی را از سنن اقلّی به شمار آوریم و موافق اراده‌ی خدا بدانیم؟

4- هر کس که خدای یکتای توانای بی‌نیاز را معتقد باشد و او را آفریننده‌ی جهان و بخشنده‌ی حیات بشناسد، هرگز بخشیدن عمر طولانی و جوانی دائمی را به کسی، خارج از قوّت و توان و اقتدار او نمی‌شمارد؛ بلکه با قرآن کریم هم‌آوا می‌شود که:

وَ ما کانَ اللّهُ لِیُعجِزَهُ مِن شَیْءٍ فِی السَّمواتِ وَ لا فِی الأرضِ اِنَّهُ کانَ عَلیماً قَدیراً.[۲۹]


و هیچ چیز در آسمان‌ها و زمین نمی‌تواند خدا را عاجز سازد، همانا او دانا و توانا است.

5- بنابر آیات قرآنی، حیات و ممات هر کس به دست خداست. اوست که زندگی می‌بخشد و اوست که می‌میراند و لذا تا هر زمان که مشیّت وی تعلّق گیرد، دوام حیات انسان تأمین خواهد شد، چنان که می‌فرماید:

وَ ما کانَ لِنَفسٍ أن تَموتَ اِلّا بِإذنِ اللّهِ.[۳۰]


و هیچ کسی نمی‌میرد مگر به اراده و اجازه‌ی خداوند.

و نیز می‌فرماید:

وَ ما یُعَمَّرُ مِنْ‏ مُعَمَّرٍ وَ لا یُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إلّا فی‏ کِتابٍ إنَّ ذلِکَ عَلَى اللّهِ یَسیرٌ.[۳۱]


و هیچ مسنّی کهن‌سال نمی‌شود و نیز از عمرش کاسته نمی‌گردد مگر آن که در لوح الهی ثبت شده باشد. همانا چنین اموری بر خدا آسان است.

6- بر خلاف تصوّر مخالفان، قرآن کریم تصریح دارد که خدا به انسان‌ها عمر دراز عطا می‌کند. همان طور که درباره‌ی گروهی از کافران می‌فرماید:

بَل مَتَّعنا هؤُلاءِ وَ آبائَهُم حَتّی طالَ عَلَیهِمُ العُمُر.[۳۲]


بلکه ما ایشان و پدرانشان را از متاع دنیوی بهره‌مند کردیم تا آن که مدّتی دراز زندگانی کردند.

و باز می‌فرماید:

وَ لکِنّا أنشَأنا قُروناً فَتَطاوَلَ عَلَیهِمِ العُمُر.[۳۳]


لیكن ما نسل‌هایى پدید آوردیم و عمرشان طولانى شد.

هنگامی که خدای مهربان به کافران و منکران، طول عمر بخشد، آیا اگر به حجّت خود در زمین این موهبت را عطا کند، خلاف سنّت خود رفتار کرده است؟ 7- از سوی دیگر خدای متعال درباره یونس پیغمبر که به دریا افکنده شد و طعمه‌ی نهنگی گشت، می‌فرماید:

فَلَو لا أنَّهُ کانَ مِنَ المُسَبِّحینَ لَلَبِثَ فی بَطنِهِ إلی یَومِ یُبعَثونَ.[۳۴]


پس هر آینه اگر یونس از تسبیح‌کنندگان ذات اقدس الهی نمی‌بود، البته تا روز رستاخیز در شکم ماهی می‌ماند.

این آیه از قدرت نامحدود و بی‌نهایت ربّانی بر نگه‌داری موجودی به مدّت زمان بسیار بسیار طولانی حکایت می‌کند. 8- قرآن مجید در داستان عُزَیر پیغمبر- که خدا یک صد سال او را میراند و سپس زنده گردانید- چنین می‌فرماید:

فَانظُر إلی طَعامِکَ و شَرابِکَ لَم یَتَسَنَّه.[۳۵]


به خوراک و نوشیدنی‌ات بنگر که هنوز کهنه و فاسد نگشته است.

بنابر روایات، خوراک عُزَیر انجیر یا انگور و نوشیدنی او شیر بوده است. آیا خداوندی که این مواد غذایی را که سریع فاسد می‌شود، صد سال در حالت یک‌نواخت نگه می‌دارد، نمی‌تواند خلیفه و حجّت خود را چند برابر دیگر مردمان، عمر طولانی عطا کند؟ 9- گویاترین مورد، سرگذشت نوح نبی علی‌نبینا‌و‌آله‌علیه‌السلام است. خداوند در این باره می‌فرماید:

وَ لَقَدْ أرْسَلْنا نُوحاً إلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فیهِمْ ألفَ سَنَةٍ إلّا خَمْسینَ عاماً فَأخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمونَ.[۳۶]


و هر آینه نوح را به سوی قومش فرستادیم و او نهصد و پنجاه سال در میانشان درنگ نمود. پس طوفان آن‌ها را فرا گرفت.

این نهصد و پنجاه سال، فاصله‌ی میان بعثت نوح تا وقوع طوفان است؛ امّا تمام عمر نوح را روایات اسلامی بالغ بر دو هزار سال گفته‌اند[۳۷] و گمان نمی‌رود کسی با قبول چنین عمری برای حضرت نوح، در کهن‌سالی حضرت مهدی علیه‌السلام تردیدی به خود راه دهد، به ویژه که شباهت نوح با مهدی علیه‌السلام در همین دراز عمری است.

10- چه الزامی دارد که ما کهن‌سالی و جوان‌زیستی مهدی علیه‌السلام را امری ساده و عادی تلّقی و قلم‌داد کنیم؛ در حالی که این ویژگی، از مهم‌ترین وجوه امتیاز موعود حقیقی از مدّعیان دروغین به‌شمار می‌آید و البتّه خداپرستانی که نمود قدرت الهی در بروز بیّنات پیامبران، هم‌چون سرد و سلامت شدن آتش بر ابراهیم و اژدها شدن عصای موسی و زنده شدن مردگان از دم عیسی را اعتقاد دارند؛ خیلی آسان طول عمر و بقای جوانی قائم منتظَر را می‌پذیرند.

از مجموع بیانات پیشین نتیجه می‌گیریم که عقیده‌ی شیعه پیرامون کهن‌سالی و جوان زیستی حضرت مهدی علیه‌السلام هیچ مباینتی با موازین عقلی و قوانین طبیعی و نوامیس آسمانی ندارد.

پانویس

  1. ↑ منتخب الاثر، ص ۲۰۶ به نقل از كتاب كمال الدین و كتاب كفایة الاثر
  2. ↑ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۵ و ۳۲۲؛ منتخب الاثر، ص ۲۸۵ و ۲۲۱
  3. ↑ بحارالانوار، ج ۵۲ / ص ۳۲۲؛ كمال الدین، ص ۳۷۶
  4. ↑ رجوع كنید به صافات (۳۷): ۱۴۰-۱۴۹ و تفاسیر ذیل آن از جمله نورالثقلین، ج ۴ / ص ۴۳۶ و تفسیر بیضاوی، ج ۳ / ص ۴۷۱.
  5. ↑ بحارالانوار، ج ۵۱ / ص ۲۱۸.
  6. ↑ منتخب الاثر، ص ۲۸۵ به نقل از غیبت نعمانی.
  7. ↑ در روایات آمده است كه غذایش انجیر و نوشیدنی‌‏اش شیر بود. برخی می‌گویند كه نام این پیغمبر، عُزَیر بود.
  8. ↑ سوره بقره، آیه ۲۵۹.
  9. ↑ منتخب الاثر، ص ۲۰۶ به نقل از كمال الدین و كفایة الاثر.
  10. ↑ نجم ثاقب، باب هفتم، حكایت پنجم.
  11. ↑ السلطان المفرِّج عن اهل الایمان، ص ۴۰ و به نقل از آن در نجم ثاقب، باب هفتم، حكایت چهل و یكم.
  12. ↑ كتاب الغیبة، نعمانی، ص ۲۰۰.
  13. ↑ كشف الغمّة فی معرفة الأئمّة ج‏۲ ص ۴۹۳.
  14. ↑ لواقح الانوار فی طبقات الاخیار ج ۲ ص ۱۳۹ چاپ مصر سال ۱۳۷۳ ق.
  15. ↑ الخرایج و الجرایح، ج ۱، ص ۴۷۶.
  16. ↑ بحار الانوار ج ۵۱ ص ۳۰۴ به نقل از دلائل الامامة طبری ص ۵۵۱.
  17. ↑ هیچ یک از مدّعیان و منسوبان به مهدویت، سنّشان از صد تجاوز نکرده است، از جمله، سید باب در سن ۲۵ سالگی ادّعای بابیت كرد و کمتر از ۳۲ سال داشت که به دارش آویختند.
  18. ↑ الاشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۴۱۸ ذیل اشاره سی‌ام.
  19. ↑ کتاب المُعَمّرون نوشته‌ی ابوحاتم سیستانی سنّی که پیش از ولادت حضرت مهدی علیه‌السلام نگاشته شده است و کتاب مُروج الذَّهَب مسعودی و کتاب دائرة المعارف فرید وَجدی ذیل لغت «هِرَم» و کتاب کمال الدین صدوق (ره) و کتاب بحارالانوار مرحوم مجلسی (ره) و دیگر کتب تاریخی اسلامی و غیر اسلامی از گروه بی‌شمار درازعُمران نام می‌برند. هم اکنون نیز چنین کسانی یافت می‌شوند.
  20. ↑ برای نمونه به کتاب «شفا» نوشته ابن سینا و کتاب «حکمة الاشراق» نوشته شهاب الدین سهروردی از دانشمندان شرق و به کتاب «مفهوم نسبیّت اینشتین» به قلم برتراندراسل و کتاب «علم به کجا می‌رود؟» به قلم پرفسور ماکس پلانک و کتاب‌های «انسان، موجود ناشناخته» و «راه و رسم زندگی» و «نیایش» به قلم دکتر الکسیس کارل از دانشمندان غرب، رجوع کنید.
  21. ↑ انسان، موجود ناشناخته ترجمه دکتر دبیری ص۱۸۳
  22. ↑ راه و رسم زندگی ترجمه دکتر دبیری ص۴۶
  23. ↑ Pauli V Luoma; Gene activation regresses atherosclerosis, promotes health, and enhances longevity; Luoma Lipids in Health and Disease (2010) 9:67.
  24. ↑ Heather E. Wheeler and Stuart K. Kim; Genetics and genomics of human ageing; Phil. Trans. R. Soc. B (2011) 366, 43–50.
  25. ↑ عنکبوت (۲۹): ۵۷
  26. ↑ یس (۳۶): ۶۸
  27. ↑ تنكیس به معنى وارونه كردن است؛ به عبارت دیگر خداوند سبحان در آیه‌ی یاد شده می‌فرماید هر كه را بدو عمر طولانی بدهیم، از قوا و امكاناتی كه در نیمه‌ی اول عمر بدو داده‌ایم كاسته و او را مثل روز اول ضعیف می‌گردانیم.
  28. ↑ إسراء (۱۷): ۷۷، احزاب (۳۳): ۳۸ و ۶۲ ، فاطر (۳۵): ۴۳، غافر (۴۰): ۸۵ ، فتح (۴۸): ۲۳
  29. ↑ فاطر (۳۵): ۴۴
  30. ↑ آل عمران (۳): ۴۵.
  31. ↑ فاطر (۳۵): ۱۱.
  32. ↑ انبیاء (۲۱): ۴۴.
  33. ↑ قصص (۲۸): ۴۵.
  34. ↑ صافّات (۳۷): ۱۴۳ و ۱۴۴.
  35. ↑ بقره (۲): ۲۵۹.
  36. ↑ عنکبوت (۲۹): ۱۴.
  37. ↑ کافی ج ۸، ص ۲۸۴؛ كمال الدین ص۵۲۳ باب ۴۶ حدیث اول.