نور - آیه ۵۶

از ویکی‌مهدی

آیات مهدویت - سوره نور - آیه 56

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ[۱]


خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده فرموده که در ظهور امام قائم عليه السلام در زمین خلافت دهد؛ چنانکه امم صالح پیامبران گذشته را جانشین پیشینیان خود ساخت و دین پسندیده آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند، و بر همه مؤمنان پس از ترس و هراس از دشمنان، ایمنی کامل عطا فرماید که مرا عبادت کرده هیچ بمن شرک نورزند و هر که بعد از آن وعده کافر شود پس آن گروه همان فاسقان تبهکارند.

محمّد بن إبراهیم النّعمانیّ، فی الغیبة، قال: حدّثنا أحمد بن محمّد بن سعید بن عقدة، قال: حدّثنی[۲] أحمد بن یوسف بن یعقوب الجعفیّ [أبو الحسن] من کتابه، قال: حدّثنا إسماعیل بن مهران[۳]، قال: حدّثنا الحسن بن علیّ بن[۴] أبی حمزة، عن أبیه و وهیب، عن أبی بصیر، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام فی [معنی] قوله عزّ و جلّ : وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً قال: «القائم و أصحابه.[۵]»

محمد بن ابراهيم نعمانی: در کتاب الغيبه گوید: احمد بن محمد بن سعید بن عقده حديثمان داد و گفت: حدیثم داد [حديثمان داد] احمد بن يوسف بن يعقوب جعفی از کتاب خود، گفت: برایمان حديث کرد اسماعيل بن مروان (مهران)، گفت: علی بن ابی حمزه از پدرش و از وهيب، از ابوبصیر از امام ابوعبدالله صادق عليه السلام برایمان حدیث گفت که آن حضرت در معنی [فرموده] خداوند: خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده فرموده که در زمین خلافت دهد؛ چنانکه امم صالح پیامبران گذشته را جانشین پیشینیان خود ساخت و دین پسندیده آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند، و بر همه مؤمنان پس از ترس و هراس از دشمنان، ایمنی کامل عطا فرماید که مرا عبادت کرده هیچ بمن شرک نورزند فرمود: درباره حضرت قائم عليه السلام و اصحاب او نازل گشت».

محمّد بن العبّاس: عن الحسین بن[۶] محمّد، عن معلّی بن محمّد، عن الوشّاء، عن عبد اللّه بن سنان، قال: سألت أبا عبد اللّه علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قال:

«نزلت فی علیّ بن أبی طالب و الأئمّة من ولده علیهم السّلام، وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ قال:- عنی به ظهور القائم علیه السّلام.»[۷]

محمد بن العباس: از حسین [حسن] بن محمد، از معلی بن محمد، از وشا، از عبدالله بن سنان روایت آورده که گوید: از حضرت ابوعبدالله امام صادق عليه السلام درباره فرموده خدای عز و جل: { خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده فرموده که در زمین خلافت دهد چنانکه امم صالح پیامبران گذشته را جانشین پیشینیان خود ساخت، پرسیدم، فرمود: درباره علی بن ابی طالب و امامان از فرزندان او عليهم السلام نازل گشت، و دین پسندیده آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند، و بر همه مؤمنان پس از ترس و هراس از دشمنان، ایمنی کامل عطا فرماید [ که مرا عبادت کرده و هیچ شرک نورزند) فرمود: منظور از آن ظهور حضرت قائم عليه السلام است».

عنه، قال: حدّثنا علیّ بن عبد اللّه، عن إبراهیم بن محمّد الثّقفیّ، عن الحسن بن الحسین، عن سفیان بن إبراهیم، عن عمر[۸] بن هاشم، عن إسحاق بن عبد اللّه، عن[۹] علیّ بن الحسین علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ: فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ قال:

«قوله: إِنَّهُ لَحَقٌ [هو] قیام القائم علیه السّلام و فیه نزلت (هذه الآیة): وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً[۱۰]

و از اوست: که گفت علی بن عبدالله از ابراهیم بن محمد ثقفی، از حسن بن الحسين، از سفيان بن ابراهيم، از عمر و بن هاشم، از اسحاق بن عبدالله [از] علی بن الحسين عليه السلام درباره فرموده خدای عز و جل: { به پروردگار آسمان و زمین سوگند که این مطلب حق است همچنانکه با یکدیگر سخن می گوئید ؟ فرمودند: اینکه فرموده: همانا آن حق است } قيام حضرت قائم عليه السلام است، و در همان باره این آیه نازل شد: خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده فرموده که در زمین خلافت دهد چنانکه امم صالح پیامبران گذشته را جانشین پیشینیان خود ساخت و دین پسندیده آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند، و بر همه مؤمنان پس از ترس و هراس از دشمنان، ایمنی کامل عطا فرماید ».

ابن بابویه[۱۱]، قال: حدّثنا أبو المفضّل محمّد بن عبد اللّه بن المطّلب[۱۲] الشّیبانیّ رحمه اللّه، قال: حدّثنا أبو مزاحم موسی بن عبد اللّه بن یحیی بن خاقان المقرئ ببغداد، قال: حدّثنا أبو بکر محمّد بن عبد اللّه بن إبراهیم الشّافعیّ، قال: حدّثنا محمّد ابن حمّاد بن ماهان[۱۳] الدّبّاغ أبو جعفر، قال: حدّثنا عیسی بن إبراهیم، قال: حدّثنا الحارث بن نبهان[۱۴]، قال: حدّثنا عتبة بن یقظان[۱۵]، عن أبی سعید، عن مکحول عن واثلة بن الأسقع أبی قرصافة[۱۶]، عن جابر بن عبد اللّه الأنصاریّ، قال:

دخل جندل[۱۷] بن جنادة [الیهودیّ] من خیبر[۱۸] علی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلم فقال:

یا محمّد[۱۹] أخبرنی عمّا لیس للّه و عمّا لیس عند اللّه و عمّا لا یعلمه اللّه؟

فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلم: «أمّا ما لیس للّه، فلیس للّه شریک، و أما ما لیس عند اللّه فلیس عند اللّه ظلم للعباد، و أمّا ما لا یعلمه اللّه، فذلک قولکم- یا معشر الیهود- إنّ[۲۰] عزیرا ابن اللّه و اللّه لا یعلم له ولدا.»

فقال جندل: أشهد أن لا إله إلّا اللّه و أنّک (محمّد) رسول اللّه حقّا، ثمّ قال: یا رسول اللّه (صلّی اللّه علیه و اله و سلم) إنّی رأیت البارحة فی النّوم موسی بن عمران علیه السّلام فقال لی: «یا جندل أسلم علی ید محمّد و استمسک بالأوصیاء من بعده.» فقد[۲۱] أسلمت و رزقنی[۲۲] اللّه ذلک، فأخبرنی عن الأوصیاء[۲۳] بعدک لأتمسّک بهم؟

فقال: «یا جابر أوصیائی من بعدی بعدد نقباء بنی إسرائیل.»

فقال: یا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلم إنّهم کانوا اثنی عشر، هکذا وجدنا (هم) فی التّوراة، قال: «نعم، الأئمّة بعدی اثنا عشر.» فقال: یا رسول اللّه کلّهم فی زمن واحد؟

قال: «لا ولکن[۲۴] خلف بعد خلف، و إنّک لن تدرک[۲۵] منهم إلّا ثلاثة. قال: فسمّهم لی یا رسول اللّه. قال: نعم إنّک تدرک سیّد الأوصیاء [و وارث الأنبیاء و] أبا الأئمّة علیّ بن[۲۶] أبی طالب علیه السّلام، [بعدی ثمّ ابناه الحسن و الحسین[۲۷] (علیهما السّلام)، فاستمسک بهم من بعدی و لا یغرّنّک جهل الجاهلین، فإذا کانت وقت[۲۸] ولادة ابنه علیّ بن الحسین سیّد العابدین علیه السّلام یقضی اللّه علیک[۲۹] و یکون آخر زادک من الدّنیا شربة من لبن تشربه.»

فقال: یا رسول اللّه هکذا وجدت فی التّوراة: إلیا یقظوا شبّرا[۳۰] و شبیرا، فلم أعرف أسماءهم[۳۱]، فکم بعد الحسین من الأوصیاء و ما أسماؤهم[۳۲]؟

فقال: «تسعة من صلب الحسین و المهدیّ منهم، فإذا انقضت مدّة الحسین (علیه السّلام) قام بالأمر من بعده علیّ ابنه[۳۳] و یلقّب بزین[۳۴] العابدین (علیه السّلام)، فإذا انقضت مدّة علیّ قام بالأمر من بعده محمّد [ابنه (و) یدعی بالباقر (علیه السّلام)، فإذا انقضت مدّة محمّد قام بالأمر بعده ابنه جعفر یدعی بالصّادق (علیه السّلام)، فإذا انقضت مدّة جعفر قام بالأمر بعده ابنه موسی (و) یدعی بالکاظم (علیه السّلام)، ثمّ إذا انقضت[۳۵] مدّة موسی قام بالأمر من بعده علیّ ابنه[۳۶] یدعی بالرّضا (علیه السّلام)، فإذا انقضت مدّة علیّ قام بالأمر بعده محمّد ابنه یدعی بالزّکیّ (علیه السّلام)،

فإذا انقضت مدّة محمّد قام بالأمر بعده ابنه علیّ[۳۷] یدعی بالنّقیّ (علیه السّلام)، فإذا انقضت مدّة علیّ قام بالأمر من بعده ابنه الحسن[۳۸] یدعی بالأمین (علیه السّلام)، ثمّ یغیب عنهم إمامهم.»

قال: یا رسول اللّه، هو الحسن یغیب عنهم؟ قال: «لا، و لکن ابنه [الحجّة].»

قال: یا رسول اللّه، فما اسمه؟ قال: «لا یسمّی حتّی یظهر[۳۹]

قال جندل: یا رسول اللّه [قد] وجدنا ذکرهم فی التّوراة و قد بشّرنا موسی بن عمران (علیه السّلام) بک و بالأوصیاء [بعدک من ذرّیّتک، ثمّ تلا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلم: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً.

فقال جندل: یا رسول اللّه فما خوفهم؟ قال:

«یا جندل فی زمن کلّ واحد منهم سلطان یعیّره[۴۰] و یؤذیه فإذا عجّل اللّه خروج قائمنا یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما.» ثمّ قال صلّی اللّه علیه و اله و سلم:

«طوبی للصّابرین فی غیبته! طوبی للمتّقین علی محبّتهم[۴۱]! أولئک (من) وصفهم اللّه فی کتابه فقال[۴۲]: الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ ثمّ[۴۳] قال: أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ، أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.[۴۴]

قال ابن الأسقع[۴۵]: ثمّ عاش جندل إلی أیّام الحسین (بن علیّ) علیه السّلام ثمّ خرج إلی الطّائف، فحدّثنی نعیم (بن) أبی قیس قال: دخلت (علیه) بالطّائف و هو علیل ثمّ إنّه دعا بشربة من لبن [فشربه فقال[۴۶]: هکذا عهد إلیّ[۴۷] رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلم أن یکون[۴۸] آخر زادی من الدّنیا شربة من لبن، ثمّ مات [رحمه اللّه و دفن بالطّائف بالموضع المعروف بالکورا [ء] (رحمه اللّه).»[۴۹]

«ابن بابویه: گوید: حدیثمان داد ابوالمفضل محمد بن عبدالله بن ابی المطلب شیبانی رحمه الله گوید: ابومزاحم موسی بن عبدالله بن يحيى بن خاقان مقری در بغداد حديثمان داد، وی گفت: ابوبکر محمد بن عبدالله بن ابراهيم شافعی حدیثمان داد، گفت: محمد بن حماد بن هامان دباغ ابوجعفر حدیثمان داد، گوید: عیسی بن ابراهیم حدیثمان داد، گفت: حارث بن تیهان حديثمان داد، او گفت: عتبة بن يقظان، از ابوسعید، از مکحول، از وائلة بن الأصقع بن قرضاب، از جابر بن عبدالله انصاری حدیثمان داد، که جابر گفت: جندل بن جنادة از خیبر به محضر رسولخدا صلی الله عليه وآله شرفیاب شد و عرضه داشت: ای محمد صلی الله عليه وآله مرا خبر ده از آنچه برای خداوند نیست و از آنچه نزد خداوند نیست و از آنچه خداوند نمی داند؟

آنگاه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: اما آنچه برای خداوند نیست: خداوند را شریکی نیست و اما آنچه نزد خداوند نیست پس نزد خداوند ظلمی نسبت به بندگان نیست، و اما آنچه خداوند نمی داند آن گفتار شما گروه یهود است که زیر پسر خداست و خداوند برای خود فرزندی نمی داند. پس جندل عرض نمود: گواهی می دهم که هیچ خدائی جز الله نیست و بحق تو رسول خدا هستی. پس عرض نمود: ای رسول خدا! من دیشب در خواب موسی بن عمران علیه السلام را دیدم که بمن فرمود: ای جندل! بر دست محمد صلی الله عليه وآله مسلمان شو و به جانشینان بعد از او دست بیاویز، پس من مسلمان شدم و خداوند این نعمت را بمن روزی فرمود اکنون مرا از جانشینان بعد از خودت خبر ده تا بانان متمسک گردم.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: ای جابر! اوصیای من پس از من به شماره نقبای بنی اسرائیل می باشند عرضه داشت: آنها دوازده تن بوده اند همچنانکه در تورات یافته ام رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: آری امامان بعد از من دوازده تن می باشند، عرضه داشت: ای رسول خدا آیا همگی آنها در یک زمان خواهند بود؟ فرمود: نه، ولی جانشینی پس از جانشین دیگر که البته توجز سه تن از آنها را درک نخواهی کرد، عرضه داشت: پس ای رسولخدا نامشان را برایم بگو؟ فرمود: آری به درستی که تو سید اوصياء و وارث پیغمبران و پدر امامان علی بن ابی طالب عليه السلام را بعد از من خواهی دید، سپس فرزندش حسن سپس حسین را، بآنها پس از من متمسک شو و نادانی جاهلان تو را نفریبد، پس چون هنگام ولادت فرزندش علی بن الحسین سید العابدین شود خداوند عمر تو را بسر خواهد آورد و آخرین برخورداریت از دنیا جرعه ای از شیر خواهد بود. جندل عرضه داشت: ای رسولخدا همچنین در تورات یافتم: «اليا اليا بقطو شبرا و شبيرآ»، ولی نامهایشان را نشناختم، بعد از حسین چند وصی هست و نامشان چیست؟

رسولخدا فرمود: نه تن از فرزندان حسین می باشند و مهدی از آنهاست، که چون مدت حسين عليه السلام سپری گشت بعد از او پسرش على امر امامت را بعهده می گیرد. لقبش زین العابدين عليه السلام است و چون مدت علی سپری شد امر امامت را بعد از او پسرش (محمد) بعهده می گیرد که باقر عليه السلام خوانده می شود و چون دوران محمد پایان می یابد بعد از او جعفر که صادق عليه السلام خوانده می شود مسئولیت امامت را بدوش می کشد پس هنگامیکه دوران جعفر تمام می گردد بعد از او موسی که کاظم عليه السلام خوانده می شود این امر را بر عهده می گیرد سپس چون مدت موسی منقضی شود پس از او پسرش علی این امر را به عهده می گیرد که رضا عليه السلام خوانده می شود و هرگاه که دوران علی سپری گردد بعد از او فرزندش محمد به امر امامت قیام کند که زکی عليه السلام خوانده می شود، پس چون مدت محمد منقضی شود امر امامت را بعد از وی پسرش علی که نقی علیه السلام خوانده می شود خواهد داشت و چون مدت على بسر آید امر امامت را بعد از او حسن پسرش خواهد داشت که امین علیه السلام خوانده می شود سپس امام مردم از آنها غایب خواهد گشت.

جندل عرضه داشت: ای رسول خدا او حسن است که از آنها غایب خواهد شد؟ فرمود: نه ولی فرزندش حجت است، گفت یا رسول الله! پس اسم او چیست؟ رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: نامش برده نمی شود تا اینکه خداوند او را آشکار گرداند.

جندل عرض نمود: ای رسول خدا ما یاد آنها را در تورات یافته ایم، و البته موسی بن عمران بتو و جانشینان بعد از تو از خاندانت بما مژده داده است.

سپس رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم این آیه را تلاوت کرد: خداوند وعده داده کسانی که از شما ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده اند اینکه البته آنها را در زمین جایگزین خواهد ساخت همچنانکه آنان را که پیش از ایشان بودند به خلافت رسانید و به راستی که دینشان را که برایشان پسندیده مکنت خواهد داد و پس از ترسشان بجای آن امنیتشان خواهد بخشید .

آنگاه جندل عرض کرد: ای رسول خدا ترس آنها چیست؟ فرمود: ای جندل ؟ در زمان هریک از آنان کسی هست که متعرض او شود و اذیتش کند، پس هرگاه خداوند خروج قائم ما را تعجیل فرماید زمین را پر از قسط و عدل سازد همچنانکه از ستم و ظلم آکنده باشد. سپس رسول خدا صلی الله عليه وآله فرمود: خوشا بحال صبرکنندگان در زمان غیبت او خوشا بحال کسانی که بر شیوۀ آنان پایدار مانند، آنهایند که خداوند در کتابش آنان را وصف نموده و فرموده: { و آنانکه به غیب ایمان دارند و سپس فرموده: و آنها حزب خدایند، توجه کنید که البته حزب خداوند رستگارانند} .

ابن الأصقع [روایت کننده این خبر] از جابر بن عبدالله گوید: سپس جندل بن جناده تا زمان حضرت حسین بن علی علیه السلام زندگی کرد، آنگاه به طائف

رفت پس از آن نعیم بن ابی قیس برایم گفت که: در طائف بر او وارد شدم در حالیکه بیمار بود سپس شیر درخواست کرد و آن را آشامید و گفت اینچنین رسولخدا صلى الله عليه وآله وسلم به من وعده فرمود که: آخرین توشه ام از دنیا آشامیدنی شیر باشد. آنگاه درگذشت خدای تعالی رحمتش کند، و در طائف در جائی که به کوراء معروف است دفن شد».

أبو علیّ الطّبرسیّ: اختلف فی الآیة- ... و ذکر الأقوال، إلی أن قال:- و المرویّ عن أهل البیت علیهم السّلام أنّها فی المهدیّ [من آل محمّد] علیهم السّلام.

ثمّ قال: و روی العیّاشیّ بإسناده عن علیّ بن الحسین علیهما السّلام أنّه قرأ الآیة [و قال : «هم- و اللّه- شیعتنا أهل البیت، یفعل [اللّه] ذلک بهم علی ید[۵۰] رجل منّا و هو مهدیّ هذه الأمّة، و هو الّذی قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله و سلم: لو لم یبق من الدّنیا إلّا یوم واحد لطوّل اللّه ذلک الیوم حتّی یأتی[۵۱] رجل من عترتی اسمه اسمی یملأ الأرض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا.»

ثمّ قال الطّبرسیّ: و روی مثل ذلک عن أبی جعفر و أبی عبد اللّه علیهما السّلام.[۵۲]

شیخ ابوعلی طبرسی گوید: در باره این آیه اختلاف شده ..- و اقوال را ذکر کرده تا آنجا که گفته-: و آنچه از اهل البيت عليهم السلام روایت شده آن است که: درباره مهدی (از آل محمد عليهم السلام) است.

وی افزوده: و عیاشی بسند خود از حضرت علی بن الحسين عليهما السلام روایت آورده که آن حضرت این آیه را تلاوت کرد و فرمود: آنها به خدا سوگند شیعیان ما اهل البيت هستند، [خداوند] این کار را به دست مردی از ما انجام خواهد داد، و اوست مهدی این امت، و هم اوست که رسول خدا صلى الله عليه وآله [درباره اش ] فرمود: چنانچه جز یک روز از دنیا باقی نماند خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد ساخت تا مردی از عترت من که نامش نام من است بیاید [زمام امور را بدست بگیرد ] زمین را پر از عدل و قسط می کند همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد.

سپس طبرسی گوید: و مانند همین معنی از امام ابوجعفر باقر و امام ابوعبدالله صادق عليهما السلام نیز روایت شده ».

و در کتاب البرهان روایات بیشتری در این باره آمده مبنی بر اینکه این آیه در مورد امامان عليهم السلام نازل گشته است.

سیمای حضرت مهدی در قرآن، هاشم بن سلیمان بحرانی، قائمیه اصفهان ص 298

  1. نور (24): 56.
  2. در مأخذ: حدّثنا.
  3. در متن: مروان.
  4. در متن: علیّ بن.
  5. در مأخذ: نزلت فی القائم و أصحابه.
  6. در مأخذ: روی الحسین بن.
  7. تأویل الآیات الظّاهرة 1: 368- 369. [مصحّح تأویل الآیات و به تبع آن محقّق این کتاب توضیح داده اند که در نسخه خطّی مأخذ آغاز سند چنین است: محمّد بن یعقوب؛ امّا روایت در کافی یافت نشده است. هم چنین خود مؤلّف در البرهان نیز به همین سند آورده است. آن چه هست در کافی (1: 193- 194) سند و بخشی از روایت هست.]
  8. در مأخذ: عمرو.
  9. در مأخذ: بن.
  10. تأویل الآیات الظّاهرة 2: 615 [ح 4].
  11. [این روایت- چنان که در نشانی پایان خواهد آمد- از کفایة الأثر شیخ ابو القاسم علیّ بن محمّد بن علی خزّاز قمی رازی (دانشمند سده ی چهارم) است. وی از شاگردان شیخ صدوق بود و بخش عمده ای از روایات این کتاب را از آن عالم بزرگ نقل می کند. سیّد هاشم بحرانی در اثر دیگر خود، البرهان، نیز همین حدیث را به ترتیب فوق (بی ذکر نام خزّاز) آورده است. روشن نیست که آیا خود آن را در آثار ابن بابویه یافته است یا در یادداشت خویش، به جای خزّاز، ابن بابویه نوشته است.]
  12. [در البرهان: عبد المطّلب.]
  13. [در متن: هامان.]
  14. [در متن: تیّهان.]
  15. [در کفایة الأثر: عیسی بن یقطان.]
  16. [در متن: وائلة بن الأصقع بن قرضاب؛ در کفایة الأثر: واثلة بن الأشفع؛ در البرهان: واثلة بن الأسقع بن أبی قرصافة.]
  17. [در کفایة الأثر: جندب.]
  18. [در برهان: حییر.]
  19. [در متن: یا رسول اللّه.]
  20. [در مأخذ: أنّه.] (6 و 7 و 11). [در کفایة الأثر: جندب.]
  21. [در متن: فقلت:.]
  22. [در کفایة الأثر: فرزقنی.]
  23. [در کفایة الأثر و البرهان: بالأوصیاء.]
  24. [در کفایة الأثر: و لکنّهم.]
  25. [در کفایة الأثر: فإنّک لا تدرک.]
  26. [در متن، بعد از ثلاثة: أوّلهم سیّد الأوصیاء بعدی أبو الأئمّة علیّ بن.]
  27. [در کفایة الأثر و البرهان: ابنه الحسن ثمّ الحسین.]
  28. [در متن: اوقت.]
  29. [در کفایة الأثر: علیه.]
  30. [در کفایة الأثر: نقطه شبیرا؛ در البرهان: یقطو شبّرا.]
  31. [در کفایة الأثر: أسامیهم.]
  32. [در کفایة الأثر و البرهان: أسامیهم.] (8 و 11). [در مأخذ: بعده.]
  33. [در کفایة الأثر: ابنه علیّ.]
  34. [در متن: زین.]
  35. [در کفایة الأثر: انتهت.]
  36. [در کفایة الأثر: بعده ابنه علیّ.]
  37. [در کفایة الأثر: علیّ ابنه.]
  38. [در کفایة الأثر: بعد الحسن ابنه.]
  39. [در کفایة الأثر: یظهره اللّه.] (3 و 4 و 5 و 12). [در کفایة الأثر: جندب.]
  40. [در کفایة الأثر و البرهان: یعتریه.]
  41. [در کفایة الأثر و البرهان: محجّتهم.]
  42. [در کفایة الأثر: و قال.]
  43. [در کفایة الأثر و البرهان: و.]
  44. [در متن: الغالبون.]
  45. [در کفایة الأثر: الأسفع؛ در متن: الأصقع.]
  46. [در کفایة الأثر و البرهان: و قال.]
  47. [در متن: لی.]
  48. [در کفایة الأثر: أنّه یکون.]
  49. کفایة الأثر: 56- 61؛ البرهان 3: 146.
  50. در مأخذ: یدی.
  51. در مأخذ: یلی.
  52. تفسیر مجمع البیان 7: 267. [روایتی را که أمین الإسلام قدّس سرّه از عیّاشی رحمه اللّه نقل می کند- با توجّه به این که تفسیر العیّاشی تا پایان سوره ی کهف به دست آمده و چاپ شده است- در جای خود نمی توان یافت. ظاهرا مرحوم طبرسی به نسخه ای کامل تر دست رسی داشته است.]