شعراء - آیه ۴
متن و ترجمه آیه
«إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ»[۱]
اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند.
محمّد بن یعقوب: عن محمّد بن یحیی، عن أحمد بن محمّد بن عیسی، عن علیّ بن الحکم، عن أبی أیّوب الخزّاز، عن عمر بن حنظلة، قال: سمعت أبا عبد اللّه علیهالسلام یقول:
«خمس علامات قبل قیام القائم علیهالسلام: الصّیحة، و السّفیانیّ، و الخسف، و قتل النّفس الزّکیّة و الیمانیّ.»
فقلت: جعلت فداک! إن خرج أهل[۲] بیتک قبل هذه العلامات، أنخرج معه؟ قال: «لا.» (قال:) فلمّا کان من الغد تلوت هذه الآیة: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ فقلت له: أهی الصّیحة؟ فقال: «أما لو کانت خضعت أعناق أعداء اللّه عزّوجلّ.»[۳]
محمد بن يعقوب: از محمد بن یحیی، از احمد بن محمد بن عيسى، از علی بن الحکم، از ابوایوب خزاز از عمربن حنظله آورده که گفت: شنیدم حضرت امام ابوعبدالله صادق عليهالسلام میفرمود: «پنج علامت پیش از قيام قائم عليهالسلام هست: صيحة [آسمانی]، و سفیانی، و فرورفتگی (زمین در بیداء، و کشته شدن نفس زکیه، و یمانی.»
راوی گوید: عرضه داشتم: فدایت گردم پس اگر کسی از خاندان تو پیش از این نشانه ها خروج کند آیا با وی خروج نمائیم؟ فرمود: نه. گوید: چون فردای آن روز شد این آیه را تلاوت کردم: و اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند پس به آن جناب عرض کردم: آیا [منظور] این صیحه است؟ فرمود: همانا چنانچه انجام گیرد گردنهای دشمنان خدای عزوجل تسلیم و خاضع خواهد شد».
علیّ بن إبراهیم، عن أبیه: عن ابن أبی عمیر، عن هشام، عن أبی عبداللّه علیهالسلام [قال]:
«تخضع رقابهم- یعنی بنی أمیّة و هی الصّیحة من السّماء باسم صاحب الأمر علیهالسلام.»[۴]
علی بن ابراهيم: از پدرش، از ابن ابی عمیر، از هشام، از حضرت امام ابوعبدالله صادق عليهالسلام روایت آورده که آن حضرت فرمود: گردنهایشان یعنی بنیامیه خاضع خواهد شد، و آن صیحه از آسمان است بنام صاحب الامر عليهالسلام.
محمّد بن إبراهیم النّعمانیّ، فی الغیبة: قال: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید، قال: حدّثنا علیّ بن الحسن، عن أبیه، عن أحمد بن عمر الحلبیّ، عن الحسین.
ابن موسی، عن فضیل بن محمّد مولی محمّد بن راشد الحلبیّ[۵]، عن أبی عبد اللّه علیهالسلام [أنّه] قال:
«أما إنّ النّداء [من السّماء] باسم القائم علیهالسلام فی کتاب اللّه لبیّن.» فقلت: [ف] أین هو، أصلحک اللّه؟ فقال:
«فی طسم* تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبِینِ قوله: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ قال:- إذا أصبحوا سمعوا الصّوت[۶] و کأنّما علی رؤوسهم الطّیر.»[۷]
محمد بن ابراهيم نعمانی: در کتاب الغيبه گوید: احمد بن محمد بن سعيد خبرمان داد و گفت: حديثمان داد علی بن الحسن والحسين از پدرش، از احمد بن عمر حلبی، از حسین بن موسی، از فضیل بن محمد مولی محمد بن راشد حلبی، از حضرت ابی عبدالله امام صادق عليهالسلام که فرمود: اما نداء [از آسمان بنام حضرت قائم عليهالسلام همانا در کتاب خداوند روشن است، عرضه داشتم: پس این در کجای قرآن است اصلحك الله؟ فرمودند در: طسم و این آیات روشن کتاب خداست ؟ فرموده
ص: 277
خداوند و اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند و حضرت فرمود: چون صبح کنند صدا را بشنوند (صدا را بشنوند صبح کنند در حالیکه انگار پرندگانی بر روی سر آنان باشد».
عنه، قال: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید، قال: حدّثنا علیّ بن الحسن التّیملیّ، قال: حدّثنا عمرو بن عثمان، عن الحسن بن محبوب، عن عبد اللّه بن سنان قال:
کنت عند أبی عبد اللّه علیه السّلام فسمعت رجلا من همدان یقول [له : إنّ هؤلاء العامّة یعیّرونا و یقولون [لنا]: إنّکم تزعمون أنّ منادیا ینادی [من السّماء] باسم صاحب هذا الأمر، و کان متّکئا فغضب و جلس ثمّ قال:
«لا ترووه عنّی و ارووه عن أبی و لا حرج علیکم فی ذلک، أشهد أنّی [قد] سمعت أبی علیه السّلام یقول: و اللّه إنّ ذلک فی کتاب اللّه عزّ و جلّ لبیّن حیث یقول:
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ و لا یبقی (1) فی الأرض یومئذ أحد إلّا خضع و ذلّت رقبته [لها] فیؤمن أهل الأرض إذا سمعوا الصّوت من السّماء: ألا إنّ الحقّ فی علیّ بن أبی طالب علیه السّلام و شیعته.
[قال:] فإذا کان من الغد صعد إبلیس فی الهواء حتّی یتواری عن أهل الأرض ثمّ ینادی: ألا إنّ الحقّ فی عثمان بن عفّان [و شیعته فإنّه قتل مظلوما فاطلبوا بدمه.»
قال علیه السّلام: «فیثبّت اللّه الّذین آمنوا بالقول الثّابت علی
ص: 278
1- . [در مأخذ: فلا یبقی.]
الحقّ، و هو النّداء الأوّل و یرتاب یومئذ الّذین فی قلوبهم مرض، و المرض- و اللّه- عداوتنا، فعند.]
ذلک یتبرّؤون منّا و یتناولونا و یقولون (1): إنّ المنادی الأوّل سحر من سحر أهل هذا البیت.» ثمّ تلا أبو عبد اللّه علیه السّلام [قول اللّه عزّ و جلّ : وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا: سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ. (2)
و از اوست: که گفت: خبرمان داد احمد بن محمد بن سعید گوید: حدیثمان داد علی بن الحسن الحسين) تیملی، گوید: حدیثم داد عمروبن عثمان، از حسن بن محبوب، از عبدالله بن سنان که گفت: در محضر امام ابوعبدالله صادق عليه السلام بودم که شنیدم شخصی از همدان می گفت: این ستيان ما را سرزنش می کنند و به ما می گویند: شما می پندارید که آواز دهنده ای از آسمان به نام صاحب این امر بانگ خواهد زد. آن حضرت تکیه داده بود خشمگین شد و نشست، سپس فرمود: این سخن را از من نقل نکنید و از پدرم نقل کنید که هیچ اشکالی برای شما نخواهد داشت. من شهادت می دهم که از پدرم عليه السلام شنیدم می فرمود: والله این مطلب در کتاب خدا کاملا روشن است که می فرماید: و اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند پس آن روز احدی در زمین باقی نمی ماند مگر اینکه در مقابل آن نشانه گردن کج کند و همه اهل زمین وقتی بشنوند صدایی از آسمان بلند است که: آگاه باشید که حق با علی بن ابی طالب عليه السلام و شیعیان او است، ایمان
می آورند.
و چون فردای آن روز شود ابلیس بر هوا رود تا جائی که از چشم زمینیان مخفی گردد. آنگاه بانگ برآورد که: توجه کنید حق با عثمان بن عفان و شیعیان او است زیرا که او مظلوم کشته شد خونش را مطالبه کنید. حضرت فرمود: پس در آن هنگام خداوند مؤمنان را با قول ثابت بر حق استوار می سازد که همان ندای اول است، ولی آنها که در دلشان مرض هست که مرض به خدا قسم دشمنی ما است. در شک می افتند، در آن هنگام از ما دوری جویند و ما را اهانت می کنند و می گویند: منادی اول سحری بود از سحرهای این خاندان. سپس حضرت ابوعبدالله صادق عليه السلام این آیه را تلاوت کرد: وو اگر کافران آیتی بینند باز اعراض کرده و گویند که این سحری کامل است ».
ص: 279
1- . [در مأخذ: فیقولون.]
2- . کتاب الغیبه: 260- 261 [باب 14، ح 19].
و عنه، قال: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید، قال: حدّثنا محمّد بن المفضّل بن إبراهیم و سعدان بن إسحاق بن سعید و أحمد بن الحسین بن عبد الملک و محمّد بن أحمد بن الحسن القطوانیّ، جمیعا عن الحسن بن محبوب، عن عبد اللّه بن سنان، مثله سواء بلفظه. (1)
و از اوست: که گوید: احمد بن محمد بن سعید خبرمان داد، گفت: محمد بن المفضل افضل بن ابراهیم و سعدان بن اسحاق بن سعيد، و احمد بن حسین بن عبدالملک الكريم و محمد بن احمد بن الحسن قطرانی همگی از حسن بن محبوب از عبدالله بن سنان مانند همین حدیث را به همین عبارت آورده».
و عنه، قال: أخبرنا (2) أحمد بن محمّد بن سعید، قال: حدّثنا القاسم ابن محمّد بن الحسن (3) بن حازم، قال: حدّثنا عبیس بن هشام النّاشریّ، عن عبد اللّه بن جبلة، عن عبد الصّمد بن بشیر، عن أبی عبد اللّه جعفر بن محمّد علیهما السّلام و قد سأله عمارة الهمدانیّ فقال [له :
أصلحک اللّه! إنّ النّاس (4) یعیّرونا و یقولون: إنّکم تزعمون أنّه سیکون صوت من السّماء. فقال له:.]
«لا ترووه (5) عنّی و ارووه (6) عن أبی، کان أبی یقول: هو فی کتاب اللّه: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ فیؤمن أهل الأرض جمیعا للصّوت [الأوّل ، فإذا کان من الغد صعد (7) إبلیس اللّعین حتّی یتواری [من الأرض فی جوّ السّماء ثمّ ینادی: ألا إنّ عثمان قتل مظلوما فاطلبوا بدمه، فیرجع من أراد اللّه عزّ و جلّ به شرّا (8) و یقولون: هذا سحر الشّیعة و حتّی یتناولونا و یقولون: هو من سحرهم، و هو قول اللّه عزّ و جلّ: وَ إِنْ یَرَوْا آیَةً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا: سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ.» (9)
و از اوست: که گوید: احمد بن محمد بن سعید خبرمان داد، وی گفت: قاسم بن محمد بن الحسين الحسن بن حازم حدیثمان داد، گفت: عبیس بن هشام ناشری حدیثمان داد، از عبدالله بن جبله، از عبدالصمد بن بشیر، از حضرت ابی عبدالله
ص: 280
1- . کتاب الغیبة: 261 [باب 14، در ادامه ی حدیث 19].
2- . [در مأخذ: حدّثنا.]
3- . [در متن: الحسین.]
4- . [در مأخذ: ناسا.]
5- . [در مأخذ: لا ترو.]
6- . [در مأخذ: و اروه.]
7- . [در متن: صوّت.]
8- . [در مأخذ: سوءا.]
9- . کتاب الغیبة: 261- 262 [باب 14، ح 20].
جعفر بن محمد صادق عليه السلام آورده که در جواب عمارة همدانی که پرسیده بود: أضحك الله، مردم مخالف ] ما را سرزنش می کنند و می گویند: شماها می پندارید صدایی از آسمان خواهد بود؟
از آن حضرت فرمود: آن را از من روایت مکنید و از پدرم روایت کنید، پدرم چنین می فرمود: این در کتاب خداست: اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند پس اهل زمین همگی نسبت به صدای [اول ] ایمان می آورند، و چون فردای آن روز شود ابلیس لعین هوا رود تا اینکه از چشم زمینیان مخفی گردد سپس بانگ می زند: آگاه باشید که عثمان مظلوم کشته شد پس برایش خونخواهی کنید، آنگاه هرکس که خداوند عز و جل شری برایش خواسته از اعتقاد صحيح ] برگردد، و
گویند: این سحر شیعه است، و نسبت به ما نیز بدگویی می کنند و گویند: از سحرهای این خاندان است، و همین است (معنی) فرموده خدای عز و جل: { و اگر
کافران آیتی ببیند باز اعراض کرده و گویند این سحری کامل است »
و عنه، قال: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید، قال: حدّثنا محمّد بن المفضّل بن إبراهیم بن قیس، قال: حدّثنا الحسن بن علیّ بن فضّال، قال: حدّثنا ثعلبة بن میمون، عن معمر بن یحیی، عن داود الدّجاجیّ، عن أبی جعفر محمّد بن علیّ علیهما السّلام، قال:
«سئل أمیر المؤمنین علیه السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ (1): فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ (2) فقال: انتظروا الفرج فی (3) ثلاث، فقیل: [یا أمیر المؤمنین و ما [هنّ؟
فقال: اختلاف أهل الشّام بینهم، و الرّایات السّود من خراسان و الفزعة فی شهر رمضان، فقیل: و ما] الفزعة فی شهر رمضان؟ فقال: أو ما سمعتم قول اللّه عزّ و جلّ [فی القرآن : إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ هی آیة تخرج (4) الفتاة من خدرها و توقظ النّائم و تفزع الیقظان.» (5)
و از اوست: که گوید: خبرمان داد احمدبن محمدبن سعید، و گفت: محمد بن المفضل [الفضل بن ابراهيم بن قيس حدیثمان داد، او گفت: حسن بن
ص: 281
1- . [در مأخذ: قوله تعالی.]
2- . مریم (19): 38.
3- . در مأخذ: من.
4- . در متن: هی أن تخرج.
5- . کتاب الغیبة: 251- 252 [باب 14، ح 8].
علی بن فضال حديثمان داد، گفت: ثعلبة بن میمون، از معمربن یحیی، از داود دجاجی از حضرت ابوجعفر محمد بن علی باقر عليهما السلام حديثمان داد که آن حضرت فرمود: از امیرالمؤمنين عليه السلام راجع به قول خدای عز و جل: و پس طوایف مردم از پیش خود اختلاف کردند و سؤال شد، فرمود: فرج را در [ از ] سه چیز منتظر باشید، عرض شد: آن سه تا چیست؟ فرمود: اختلاف اهل شام بین خودشان، و پرچمهای سیاه از سوی خراسان، و آن ترسی که در ماه رمضان خواهد بود، عرض شد: آن ترسناک در ماه رمضان چیست؟ فرمود: آیا قول خدای عز و جل را در قرآن نشنیده اید که اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند و این [آیتی است که دوشیزه را از پرده اش بیرون می کشد و خواب را بیدار، و شخص بیدار را ترسان می سازد »
محمّد بن العبّاس، قال: حدّثنا أحمد بن الحسن بن علیّ، قال: حدّثنا أبی، عن أبیه، عن محمّد بن إسماعیل، عن حنّان بن سدیر، عن أبی جعفر علیه السّلام، قال:
سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ قال:
«نزلت فی قائم آل محمّد علیه السّلام ینادی باسمه من السّماء.» (1)
محمد بن العباس: گوید: احمد بن الحسن بن على حديثمان داد، وی گفت: پدرم برایمان حدیث گفت، از پدرش، از محمد بن اسماعیل، از حنان بن سدير،
از ابوبصير ) از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام که راوی گوید: از آن جناب راجع به قول خدای عز و جل: { اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند پرسیدم، فرمود: درباره قائم آل محمد عليه السلام نازل گشت، اسم او از سوی آسمان اعلام خواهد شد)).
عنه، قال: حدّثنا علیّ بن عبد اللّه بن أسد، عن إبراهیم بن محمّد، عن أحمد بن معمّر (2) الأسدیّ، عن محمّد بن فضیل، عن الکلبیّ، عن أبی صالح (3)، عن ابن عبّاس فی قوله عزّ و جلّ: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ قال:.]
«هی (4) نزلت فینا و فی بنی أمیّة
ص: 282
1- . تأویل الآیات الظّاهرة 1: 386، ح 2.
2- . در متن: ابراهیم بن محمّد بن معمّر.
3- . [در متن: صباح.]
4- . در مأخذ: هذه.
[تکون لنا دولة تذلّ أعناقهم لنا بعد صعوبة و [هوان بعد عزّ.» (1)
و از اوست: که گفت: علی بن عبدالله بن اسد حديثمان داد، از ابراهیم بن محمد [از احمد بن معمر اسدی، از محمد بن فضیل، از کلبی، از ابوصباح، از ابن عباس درباره قول خدای عزوجل: { اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند فرمود: این درباره ما و راجع به بنی امیه نازل شده، برای ما دولتی خواهد بود که گردنهایشان را خوار می سازد پس از سختی و گردنکشی آنها، و پس از عزت آنها را به پستی می کشاند».
و عنه، قال: حدّثنا الحسین بن أحمد (2)، عن محمّد بن عیسی، عن یونس، عن بعض أصحابنا، عن أبی جعفر علیه السّلام، قال: سألته عن قول اللّه عزّ و جلّ:
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ قال: «تخضع لها رقاب بنی أمیّة» قال: «ذلک بارز عند زوال (3) الشّمس» قال: «و ذلک علیّ بن أبی طالب علیه السّلام یبرز عن (4) زوال الشّمس و ترکد (5) الشّمس علی رؤوس النّاس ساعة حتّی یبرز وجهه و یعرف النّاس حسبه و نسبه.»
ثمّ قال: «إنّ بنی أمیّة لیختبی (6) الرّجل منهم إلی جنب شجرة فتقول: خلفی رجل من بنی أمیّة فاقتلوه.» (7).
و از اوست: که گوید: حدیثمان داد حسین بن محمد احمد ، از محمد بن عیسی، از یونس، از بعض اصحابمان، از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام که راوی گوید: از آن جناب راجع به قول خدای عز و جل: { اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند } پرسیدم، فرمود: گردنهای بنی امیه برای آن خوار می شود، حضرت افزود: آن آیت از خورشید آشکار می گردد، فرمود: و او علی بن ابی طالب عليه السلام است که هنگام زوال خورشید و تابش آفتاب ساعتی بالای سر مردم آشکار شود، تا آنجا که صورتش ظاهر گردد، و مردم حسب و نسبش را بشناسند.
سپس فرمود: همانا بنی امیه کارشان به جایی می رسد که هرکدام از آنان
ص: 283
1- . تأویل الآیات الظّاهرة 1: 386، ح 1.
2- . در متن: محمّد.
3- . [در متن: بارز.]
4- . [در مأخذ: عند.]
5- . [در مأخذ: ترکت.]
6- . [در مأخذ: لیختبأ.]
7- . تأویل الآیات الظّاهرة 1: 386- 387، ح 3.
پشت درختی پنهان شود، آن درخت گوید: پشت من مردی از بنی امیه است او را بکشید .
و عنه، قال: حدّثنا الحسین بن أحمد، عن محمّد بن عیسی، عن یونس، قال: حدّثنا صفوان بن یحیی، عن أبی عثمان، عن معلّی بن خنیس، عن أبی عبد اللّه علیه السّلام قال:
«قال أمیر المؤمنین علیه السّلام: انتظروا الفرج فی ثلاث. قیل: و ما هی (1)؟ قال:
اختلاف أهل الشّام بینهم، و الرّایات السّود من خراسان، و الفزعة فی شهر رمضان، فقیل له: و ما الفزعة فی شهر رمضان؟ قال: أما سمعتم قول اللّه عزّ و جلّ فی القرآن: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ - قال:
- إنّه تخرج الفتاة من خدرها، و یستیقظ النّائم، و یفزع الیقظان.» (2)
و از اوست: که گفت: حسین بن احمد حديثمان داد، از محمد بن عیسی، از یونس، که گفت: صفوان بن یحیی حدیثمان داد، از ابوعثمان، از معلی بن خنیس، از حضرت ابی عبدالله صادق عليه السلام که فرمود: حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: فرج را در ظاهر شدن ] سه چیز بخواهید، عرض شد: آنها چیستند؟
فرمود: اختلاف اهل شام در میانه خودشان، و پرچمهای سیاه از خراسان، و آیت ] ترسناک در ماه رمضان، گفته شد: آن [آیت ] ترسناک در ماه رمضان چیست؟ فرمود: آیا قول خدای عز و جل در قرآن را نشنیده اید که: و اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم پس بر آن گردن نهند و فرمود: (این آیت ] دوشیزه را از پرده اش بیرون می کشد، و خواب بیدار می شود، و بیدار به هراس می افتد».
و روی بالإسناد (3) عن أبی الورد، عن أبی جعفر علیه السّلام فی قوله: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً قال: «النّداء [من السّماء] باسم رجل و اسم أبیه.» .
ص: 284
1- . [در مأخذ: هنّ.]
2- . تأویل الآیات الظّاهرة 1: 387، ح 4.
3- . [ظاهر عبارت چنین است که این حدیث نیز از مأخذ قبل آمده است؛ امّا چنان که نویسنده در البرهان آورده است، از کتاب دیگری است.]
و به طور مسند از ابوالورد از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام روایت شده، که درباره قول خداوند: اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرود آوریم و فرمود: نداء به نام مردی و نام پدرش می باشد ).
ص: 285