توقیع

از ویکی‌مهدی

توقیعات

نامه ها



توقیع چیست؟

توقیع در اصل به معنای نوشتن، پاسخ مکتوب دادن یا قرار دادن نشانه و امضا در انتهای نامه است. اما در تاریخ اسلام و به‌ویژه در فرهنگ شیعه، توقیع به نامه، پاسخ یا نوشته‌ای گفته می‌شود که از سوی امام معصوم صادر شده باشد. این نوشته ممکن است خطاب به همه شیعیان، گروهی از آنان، یا شخصی خاص باشد.

البته عمده توقیعات از سوی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف صادر گردیده است. توقیعات حضرت مهدى علیه السلام مطالبى بود که آن حضرت به خط مبارک خود در جواب سؤال ها و عریضه ها ذیل نامه‌ها مرقوم مى داشتند و توسط یکى از سفرا به صاحبان نامه باز گردانده می‌شد.

توقیعات امام زمان علیه السلام بیشتر در دوران غیبت صغری صادر شده‌اند؛ یعنی دوره‌ای که امام از دیدگان مردم پنهان بود، اما از طریق نمایندگان خاص خود با شیعیان ارتباط داشت. در این دوره، بخشی از نامه‌ها و پاسخ‌های امام به‌وسیله نواب اربعه به دست مردم می‌رسید. بااین‌حال، توقیع فقط به نامه‌هایی که از طریق نواب اربعه منتقل شده‌اند، محدود نمی‌شود. در منابع شیعه، نامه‌هایی نیز به افراد خاصی مانند شیخ مفید فرستاده شده است. بنابراین، ملاک توقیع بودن یک نوشته، صدور آن از سوی امام است، نه صرفاً اینکه حتماً به‌وسیله یکی از نواب اربعه منتقل شده باشد. در نتیجه می توان توقیعات را به دو بخش تقسیم کرد.

الف) توقیعات در دوران غیبت صغری:

در دوران محدود غیبت صغری (۲۵۵ـ تا ۳۲۹ ق. که تقریباً ۷۴ سال می‌شود)، توقیعاتی با ‌واسطه چهار نایب خاص حضرت مهدی علیه‌السلام (عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و علی بن محمد سمری) صادر می شده است.

ب) توقیعات غیبت کبری:

در زمان غیبت کبرای حضرت مهدی علیه السلام، ارتباط شیعیان با آن حضرت از طریق نواب خاص دیگر وجود ندارد ولی این ارتباط، می‌تواند به وسیله صدور توقیعات شریف از جانب ایشان به خواص و بزرگان شیعه انجام گیرد.

محتوای توقیعات:

در توقیعات مطالب گوناگونی آمده است. برخی از آن‌ها در پاسخ به پرسش‌های فقهی و اعتقادی است، برخی دیگر وظیفه شیعیان را در برابر حوادث زمانه روشن می‌کند و در بعضی از آن‌ها، امام افراد منحرف یا مدعیان دروغین را معرفی و از آنان بیزاری اعلام می‌کنند. ازاین‌رو، توقیعات را می‌توان وسیله‌ای برای هدایت دینی، پاسخ‌گویی به مسائل شیعیان، حفظ ارتباط معنوی با امام و مقابله با انحرافات اعتقادی دانست.

توقیعات صادره از امام زمان علیه السلام

در کتاب‌های معروف امامیه، همچون: «کمال الدّین» شیخ صدوق، «الغیبة» شیخ طوسی، «احتجاج» شیخ طبرسی، «بحارالانوار» علامه مجلسی و کتب دیگر، حدود هشتاد توقیع از ناحیه‌ی مقدس امام زمان علیه السلام نقل شده است که برخی از آنها خطاب به سفرا و نواب خاص است، برخی خطاب به علما و فقهای شیعه، برخی دیگر در پاسخ به سؤالات است و در برخی به تکذیب و لعن و نفرین کسانی پرداخته شده که به دروغ، ادعای بابیت و سفارت از طرف آن حضرت داشته‌اند.

ویژگی‌های توقیعات امام زمان علیه السلام

به طور اجمال، بخش هایى از ویژگى‌ها و مزایاى توقیعات مقدس حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیان مى‌کنیم :

الف) اعجاز و توقیعات:  

شاید نتوان ادعا کرد همه نامه ها توأم با اعجاز بوده، اما در بخشى از توقیعات، معجزه‌آمیز بودن آنها کاملا مشهود است و به طور قطع مى‌توان گفت صدور آنها به طور عادى صورت نگرفته است. مثلا محمد بن فضل موصلى که شیعه بود ولى نیابت جناب حسین بن روح (نایب سوم) را قبول نداشت، روزى هنگام بحث با یکى از دوستانش به نام حسن بن على وجناء و به پیشنهاد او براى آزمودن نایب امام علیه السلام مطلبى را کاملاً محرمانه با هم توافق کردند و حسن بن على کاغذ سفیدى از دفتر موصلى جدا کرد و قلمى تراشید و با آن بدون مرکب مطالبى بر روى آن ورقه نوشت، سپس آن را مهر کرد و توسط خدمتکار نزد حسین بن روح فرستاد. ظهر همان روز جواب نامه در همان ورقه ارسالى آمد که فصل به فصل با مرکب نوشته شده بود.[۱] این معجزات در مرحله صدور بود، اما در متن خود توقیعات موارد بسیار زیادى از معجزات مشهود است که بیشتر به صورت خبرهاى غیبى از حوادث آینده، کارها و مذاکرات خصوصى، شفاى بیماران، خبردادن از تولد فرزند و خصوصیات مولود و غیره مى‌باشد.[۲]

ب) استدلال به توقیعات:

علماى شیعه در رشته‌هاى مختلف اعتقادى، فقهى و اخلاقى به توقیعات حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه استناد و استدلال مى‌کنند، بعضى از علما اصل صدور توقیع از آن حضرت را از جمله دلایل وجود شریف آن بزرگوار شمرده‌اند، مانند مرحوم شیخ على اکبر نهاوندى که در این باره مطالبی گفته که مضمون آن چنین است:

«تمام این توقیعات و مکتوبات، از جمله دلایل بر اثبات وجود آن بزرگوار است، زیرا که مکتوب و توقیعی با آن محتوای والا بدون کاتبی در حد امام معصوم ممکن نیست».[۳]

علاوه بر این نکته دیگری که بر اصالت این توقیعات صحه میگذارد، وثاقت ناقلان این مکتوبات است که همگی از بزرگان و اشخاص قابل وثوق و پرهیزکار و خداترس در بین مردم بوده‌اند.

در فقه نیز توقیعات را به منزله یک دلیل و حجت شرعى مى‌شمارند و در استنباط احکام به آنها استناد مى‌کنند، این کار با بررسى سند و ارزیابى راویان توقیع ـ از جهت دیانت و وثاقت ـ شروع مى‌شود، چنان که قاعده برخورد با هر حدیث و روایت همین است و پس از اطمینان یافتن از صحت سند، بر آن اعتماد مى‌کنند و به عنوان یک حدیث معتبر با آن مواجه مى‌شوند، آنگاه دلالت آن را به بحث مى‌گذارند، و در صورتى که در اخبار، معارضى براى آن یافت شود، طبق قواعد علم درایه و فقه، به چگونگى جمع بین هر دو، ترجیح نص بر ظاهر مى‌پردازند.

ج) خط توقیعات:

بنابر بعضى از روایات، خط مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه به خط پدر بزرگوارش بسیار شباهت داشته است[۴] با توجه به این که در طول مدت نیابت نواب اربعه، این توقیعات به طور یکنواخت ظاهر مى‌گشت، شیوه‌اى کاملاً مطمئن براى یقین به صدور آنها از شخص امام علیه السلام بود و راه را براى افراد فرصت طلب و مغرض مى‌بست که هرگز نتوانند نامه‌هاى جعلى به نام آن حضرت درست کنند و مردم را به وسیله آنها فریب دهند.

د) ارسال توقیعات توسط نواب خاص:

بیشتر توقیعات حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه در دوران غیبت صغری توسط نواب خاص آن جناب براى افراد ظاهر مى‌گشت و ارتباط کتبى با حضرتش فقط از طریق ایشان انجام مى‌گرفت و حتى وکلاى آن حضرت که در بلاد مختلف بودند، نامه‌هاى خود و دیگر افراد را نزد نایب امام مى‌فرستادند و از او پاسخ دریافت مى‌کردند. شیخ طوسى در کتاب الغیبه مى‌گوید: «و در زمان سفیران ستوده آن حضرت، جمعى از افراد مورد وثوق بوده‌اند که از سوى سفراى منصوب شده اصلى، توقیعات بر آنان وارد مى‌شد...»[۵] نیز صاحبنظران در شرح احوال و ذکر خصوصیات جمعى از وکلا، این نکته را متذکر شده‌اند. شایان ذکر است که طبرسى در احتجاج دو نامه از حضرت مهدى ارواحنا فداه به شیخ مفید نقل کرده است.[۶] این نامه‌ها توسط شخص مورد اعتمادى به شیخ مفید رسیده ولى نام آن شخص ذکر نشده است. همچنین بعضى از معاصران پیامى که از سوى آن حضرت براى مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى، توسط مرحوم شیخ محمد کوفى شوشترى نقل شده، به عنوان توقیع ذکر کرده‌اند.

مطالب مطرح شده در توقیعات

موضوعاتى که در توقیعات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه آمده است، شامل بسیارى از معارف و حقایق دینى و امور تربیتى و برنامه‌هاى زندگى فردى و اجتماعى مى‌باشد، که فهرست اجمالى آنها بدین قرار است:

الف) مباحث عقیدتى، در زمینه‌هاى مختلف توحید، نبوت، امامت، معاد و...؛

ب) امور اجتماعى، شامل مسائل اخلاقى، تربیتى، و شئون اقتصادى و مشکلات مالى؛

ج) وظایف و تکالیف شیعیان در عصر غیبت، بیان چگونگى توجه به خداوند، ایجاد زمینه‌هاى خودسازى، نحوه ارتباط با ایشان و پیروى از آن حضرت و آمادگى براى برپایى حکومت عدل گستر او؛

د) بیان قسمتى از احکام و مسائل فقهى در مورد نماز، روزه، حج، نذر، خمس، نکاح و...؛

هـ) مطالبى در امور شخصى کسانى که از آن حضرت درخواست مى‌کردند از قبیل نامگذارى فرزند، آزادى برده و کنیز، انتخاب دوست، اجازه سفر و...؛

و) نصب و تأیید وکلا و نواب و دیگر امور مربوط به ایشان؛

ز) دفع خطر از شیعیان؛ در آن عصر که حکام ستمگر، براى شناسایى و شکنجه و آزار و نابودى شیعیان و پیروان اهل بیت علیهم السلام کمر بسته بودند و احیاناً نقشه‌هاى ماهرانه‌اى طرح مى‌کردند تا بلکه بتوانند تمامى آنها را از بین ببرند، تنها راه خلاصى از دامهاى شیطانى بدخواهان، همین توقیعات بود. مثلا یکبار که در مورد وکلا و نمایندگان حضرت مهدی علیه السلام نزد خلیفه غاصب سعایت شده بود، خلیفه براى شناسایى و دستگیرى آنان چنین دستور داد که افراد ناشناسى را همراه با پول نزد آنها به جاسوسى بفرستید، اگر کسى از آنها چیزى پذیرفت او را دستگیر کنید. در این هنگام از ناحیه مقدسه حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه خطاب به همه وکلا فرمانى صادر شد که از هیچ کس چیزى نپذیرند و خود را بى‌اطلاع نشان دهند.[۷] همچنین در یک زمان از سوى حضرت ولى عصر عجل الله تعالی فرجه دستورى صادر شد که از زیارت کاظمین و کربلا نهى کرده بودند. پس از چند ماه معلوم شد خلیفه در آن موقع دستور داده بود که هر کس به زیارت رود، در کمینش باشند و او را دستگیر کنند.[۸]

ح) بیزارى از منحرفان؛ در عصر غیبت صغرى افرادى به عناوین مختلف و با مقاصد گوناگون به دروغ ادعاهایى مى‌کردند و سعى داشتند دوستان و پیروان ائمه علیهم السلام را به سوى خود جلب کنند و آنها را فریب دهند و گمراه سازند و با توجه به این که این قبیل افراد کم و بیش در بین شیعیان آن زمان ـ و یا دست کم در بعضى از مناطق شیعه‌نشین ـ شهرت و احترامى داشتند و غالباً زیر پوشش ادعاى نیابت و سفارت حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه دامهاى خود را مى‌گسترانیدند، لذا خطر آنها براى شیعیان و مسلمانان، از خطر کفار و مشرکین بدتر بود و افشاى تزویر و کشف نقاب از چهره کریه ایشان و طرد آنها از جوامع دینى، ضرورت داشت. از همین روى، توقیعات مهمى درباره این افراد و بیزارى حضرت ولى‌عصر از آنها، از سوى آن جناب صدور یافته و مایه رسوایى و انزواى آنها شده است.

توقیعات در آثار بزرگان

ظاهرا نخستین کسى که توقیعات را جمع‌آورى کرده است محدث گرانقدر عبدالله بن جعفر حمیرى مى‌باشد. او از جمله اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادى و امام عسکرى علیهم السلام بوده، عصر غیبت صغرى را نیز درک کرده، و توقیعات را به خط امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دیده است.[۹] از عبارت نجاشى برمى‌آید که او توقیعات امام حسن عسکرى علیه السلام را تدوین کرده است.

همچنین در منابع اولیه حدیث همچون: کافى؛ کمال الدین؛ الارشاد؛ الغیبة شیخ طوسى؛ احتجاج و غیره و نیز مجموعه‌هاى بزرگ حدیث و کتب معتبر متأخرین مانند: بحارالانوار؛ وسائل الشیعه؛ وافى و مستدرک الوسائل، در فصل هاى خاص و یا به طور پراکنده، توقیعات بسیارى آمده است.

در عصر حاضر نیز آثار ارزشمندى در این زمینه انتشار یافته است، از جمله: تاریخ الغیبة الصغرى؛ کلمة الامام المهدى، ترجمه فارسى و استدراک؛ توقیعات مقدسه، اثر جعفر وجدانى؛ مجموعه سخنان، توقیعات و ادعیه حضرت بقیة الله، از خادمى شیرازى؛ نواب اربعه، راسخى نجفى.

نمونه‌ای از توقیعات

ابن مهزیار بعد از فوت پدرش پولی را که به پدر او داده بود باید به امام زمان علیه السلام می رساند ولی مکان حضرت را نمیدانست وشک و تردیدهایی در دل داشت و  توقیع صادره اینچنین است:  

از محمد بن ابراهیم بن مهزیار نقل شده است که در حال شک و تردید وارد عراق شد و این توقیع برای وی صادر گردید:

به مهزیاری بگو آنچه را از دوستان آن سامان حکایت کردی فهمیدیم، به آنها بگو آیا قول خدای تعالی را نشنیدید که می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ» آیا این دستور تا روز قیامت نیست؟ آیا خدای تعالی پناهگاه‌هایی برای شما قرار نداده است که بدان پناهنده شوید؟ آیا از زمان آدم علیه‌السلام تا زمان امام گذشته ابو‌محمّد صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ اعلامِ هدایت برای شما قرار نداده است؟ و اگر عَلَمی نهان شد عَلَمی آشکار نگردید و اگر ستاره‌ای افول کرد ستاره‌ای ندرخشید؟ و چون خدای تعالی ابو‌محمّد را قبض روح کرد پنداشتید که او رابطه بین خود و خلقش را قطع کرده است؟ هرگز چنین نبوده و تا روز قیامت چنین نخواهد بود در آن روز امر خدای تعالی ظاهر شود و آنان ( شاید مقصود کسانی‌که به ولایت ائمه اعتقاد ندارند ) ناخشنود باشند.

ای محمّد بن ابراهیم! برای چیزی که بخاطر آن آمدی شک به خود راه مده که خدای تعالی زمین را از حجّت خالی نگذارد، آیا پدرت پیش از وفاتش به تو نگفت: هم اکنون باید کسی را حاضر کنی که این دینارهایی را که نزد من است وزن کند و چون دیر شد و شیخ بر جان خود ترسید که به زودی بمیرد به تو گفت: آن‌ها را تو خود وزن کن و کیسه بزرگی به تو داد و تو سه کیسه داشتی و یک کیسه که دینارهای گوناگون در آن بود، آن‌ها را وزن کردی و شیخ با خاتم خود آن‌ها را مهر کرد و گفت تو هم آن‌ها را مهر کن، اگر زنده ماندم که خود می‌دانم چه کنم و اگر مُردم، تو اوّلاً درباره خود و ثانیاً درباره من از خدا بپرهیز و مرا خلاص کن و چنان باش که به تو گمان دارم، خدا تو را رحمت کند آن دینارهایی را که از مابین نقدین از حساب ما جدا کردی و ده اندی دینار است بیرون کن و از جانب خود آنها را مسترد کن که زمانه بسیار سخت است حسبنا الله و نعم الوکیل.[۱۰]

  1. ↑ الغیبة، شیخ طوسى، ص۱۹۲ـ۱۹۳
  2. ↑ کلمة الامام المهدى، ترجمه فارسى، ج۱ ص۱۹۴.
  3. ↑ العبقرى الحسان، ج۲ ص۲۰۸
  4. ↑ مناقب، ج۳ ص۵۳۳
  5. ↑ مناقب، ج۳ ص۵۳۳
  6. ↑ احتجاج، ج۱ ص۳۱۸ ـ ۳۲۵
  7. ↑ کلینی، کافى، ج۱ ص۵۲۵
  8. ↑ کافى، ج۱ ص۵۲۵
  9. ↑ رجال، نجاشى، ص۱۵۲؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۰ ص۱۴۵
  10. ↑ کمال الدین صفحه 241 ترجمه منصور پهلوان جلد دوم باب ذکر توقیعات وارده از حضرت قائم علیه السلام توقیع شماره 8